0

نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری (گام ۱۳۰)

نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری
اندازه متن

🧠 تصور کن روی مبل نشستی، یه لیوان دمنوش گرم دستته و تو فکری…

چرا با اینکه بارها رژیم گرفتم، وزنم برمی‌گرده؟ چرا یه صدایی تو ذهنم همیشه می‌گه: «بی‌خیال، نمی‌تونی!»

🔍 جواب این سوالا تو یه جای پنهونه؛ جایی که اغلب نادیده می‌گیریم: نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری.

ذهن ناخودآگاهت مثل یه فرمانده نامرئیه که بدون اجازه اون، حتی بهترین برنامه‌ رژیمی هم به شکست می‌رسه.

اگه می‌خوای این‌بار ماجرا فرق کنه، باید با ذهن ناخودآگاهت دوست شی… نه دشمن! 🤝✨

🟦 تصمیم برای لاغر شدن از کجا میاد؟ ذهن خودآگاه یا ناخودآگاه؟

حتماً برات پیش اومده که یه روز از شدت ناراحتی از اندام‌ت، جلوی آینه وایسادی، با دلسردی به شکم و پهلوهات نگاه کردی و با یه بغض در گلو گفتی:

«دیگه بسه! از امروز لاغر می‌شم!» 😤

نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری

با کلی شور و انرژی تصمیم گرفتی زندگی‌تو تغییر بدی. یه دفترچه برداشتی و برنامه غذایی نوشتی، غذاهای خوشمزه‌ و موردعلاقه‌ت رو خط زدی، حتی رفتی سراغ باشگاه یا قرص‌های لاغری.

چند روز اول حس خوبی داشتی؛ احساس می‌کردی روی مسیر درست افتادی. ولی… چند روز بعد انگار همه چیز برگشت به خونه اول.

انرژی‌ت کمتر شد، انگیزه‌ت تحلیل رفت، دوباره وسوسه‌ها برگشتن، و تو با ناراحتی به خودت گفتی:

«بازم شکست خوردم… من انگار هیچ‌وقت نمی‌تونم لاغر شم.»

🔁 این داستان تکراریه، نه فقط برای تو، برای هزاران نفر دیگه هم همین‌طوره. چرا؟ چون همه اون تصمیم‌ها از سمت ذهن خودآگاه گرفته شده بودن. همون بخشی از مغز که منطق‌پذیره، تحت تأثیر حرف اطرافیان یا فشار لباس‌هایی که دیگه اندازه‌ات نیستن تصمیم می‌گیره.

ذهن خودآگاه خیلی زود هیجانی می‌شه… و خیلی زود هم خسته می‌شه.

اما بخش عمیق‌تر ذهن ما – همون که واقعاً زندگیمون رو هدایت می‌کنه – ذهن ناخودآگاهه.

و اینجاست که باید به طور جدی به نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری نگاه کنیم.

چون تا وقتی ذهن ناخودآگاه با مسیر لاغری تو همراه نشه، تو فقط داری با اراده‌ت برای لاغر شدن می‌جنگی؛

و واقعیت اینه که هیچ اراده‌ای زورش به ذهن ناخودآگاه نمی‌رسه!

نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری مثل سیستمیه که سال‌ها اطلاعات و تجربه‌های اشتباه از خوردن، بدن، احساس گرسنگی و پاداش‌های غذایی رو در خودش ذخیره کرده.

تو ممکنه با خودت بگی: «باید شام نخورم»، ولی اون فرمول ذهنی درونت می‌گه: «شام یعنی آرامش» یا «شب بدون غذا یعنی تنبیه».

و این جنگ بین خواسته‌های منطقی و برنامه‌ریزی‌های ناخودآگاه، باعث می‌شه مسیر لاغری برات سخت، فرسایشی و خسته‌کننده بشه.

🔍 در واقع، نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری این نیست که فقط بهت کمک کنه راحت‌تر رژیم بگیری؛

بلکه کمک می‌کنه از ریشه‌ی رفتارها، باورها و احساساتی که منجر به چاقی شدن، آگاه بشی و اون‌ها رو اصلاح کنی.

چون تغییر پایدار از عمق ذهن شروع می‌شه، نه از فهرست رژیم غذایی روی یخچال.

پس اگه بارها و بارها تلاش کردی و به جایی نرسیدی، بدون که اشکال در اراده‌ت نیست

🔑 اشکال اونجاست که هنوز نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو جدی نگرفتی.

نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری

🟩 ذهن ناخودآگاه کیه؟ چرا اونقدر مهمه؟

ذهن ناخودآگاه یه جورایی مثل یه سیستم خودکار و مخفی پشت صحنه زندگی ماست که همه چیز رو کنترل می‌کنه، بدون اینکه ما حتی متوجه بشیم.

تصور کن یه کامپیوتر پیشرفته داری، ولی توی تنظیماتش یه برنامه پیش‌فرض نوشته شده: «برای آرامش باید چیزی بخورم.» یا «هر وقت ناراحتم، باید شکلات بخورم.»

این برنامه‌ها آن‌قدر قدیمی و جاافتاده هستن که حتی وقتی خودت می‌گی: «نه، دیگه نمی‌خورم!» اون برنامه‌ها باز هم فعال و در حال اجرا هستن.

یعنی ذهن ناخودآگاه یه نبرد دائمی بین اون چیزی که تو واقعاً می‌خوای و اون چیزی که در سال‌ها برات جاافتاده رو داره.

📌 اینجا دقیقاً جاییه که نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری خودش رو نشون می‌ده.

ذهن ناخودآگاه ما مجموعه‌ای از باورها، عادت‌ها و فرمول‌هایی رو در طول سال‌ها ذخیره کرده که خیلی از اون‌ها باعث چاقی ما شدن. باورهایی مثل:

  • «غذا یعنی عشق و محبت»
  • «نباید بشقاب رو خالی گذاشت، چون بی‌احترامی‌ه»
  • «تو مهمونی باید تا ته غذا بخوری وگرنه دیگران فکر می‌کنن بی‌ادبی»

این باورها اون‌قدر عمیق و قوی هستن که حتی وقتی تصمیم می‌گیری لاغر بشی و به ذهن خودآگاهت می‌گی «دیگه نباید زیاد بخورم»، ذهن ناخودآگاه هنوز هم بر اساس این فرمول‌های قدیمی رفتار می‌کنه و باعث می‌شه که تغییر سخت و ناممکن به نظر برسه.

ذهن ناخودآگاه مثل سیستم‌عامل مغزه که همه عملکردها روی اون سوار شده.

اگر بخوای لاغر بشی ولی با این سیستم‌عامل هماهنگ نباشی، یعنی با یک نرم‌افزار ناسازگار کار کنی، قطعاً با مشکل مواجه می‌شی.

برای اینکه واقعاً نتیجه بگیری، باید مستقیماً با ذهن ناخودآگاهت کار کنی و باورها و فرمول‌های قدیمی رو تغییر بدی.

این یعنی دقیقاً درک و استفاده از نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری، که اساس تغییر پایدار همینه.

🟥 چرا رژیم گرفتن سخت و بی‌نتیجه‌ست؟

تصور کن ذهن ناخودآگاهت یه مسیر آسفالت‌شده داره که سال‌ها با افکار چاق‌کننده ساخته شده. مثل یه اتوبان ۱۰ بانده که خیلی راحت توش حرکت می‌کنی.

حالا تو یه جاده خاکی جدید می‌سازی به اسم رژیم، ورزش سنگین یا حذف شام. معلومه که حرکت توی اون جاده سخته، خسته‌کننده‌ست و احتمالاً بعد چند روز ازش برمی‌گردی تو همون اتوبان قبلی!

🧠 ذهن ناخودآگاه مقاومت می‌کنه، چون هنوز «باور» نکرده که تو واقعاً می‌خوای تغییر کنی.

این دقیقاً همون نقطه‌ایه که اکثر رژیم‌ها به بن‌بست می‌رسن. برنامه‌ غذایی می‌گه نخور، ذهن ناخودآگاه می‌گه بخور! نتیجه؟ جنگ درونی، وسوسه، شکستن رژیم، احساس گناه و در نهایت رها کردن مسیر.

پس تا وقتی نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو نادیده بگیری، تغییراتت سطحی و موقتی باقی می‌مونن.

🟪 نقل علمی – ذهن ناخودآگاه چطور رفتار ما را شکل می‌دهد؟

مطالعات علمی متعدد نشان می‌دهند که بیشتر رفتارهای ما، به‌ویژه عادات غذایی و کنترل وزن، به طور عمده توسط ذهن ناخودآگاه کنترل می‌شود.

طبق تحقیقات منتشر شده درباره نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری در مؤسسه پزشکی دانشگاه هاروارد (Harvard Medical School)، حدود ۹۵٪ از رفتارهای روزمره ما از طریق ذهن ناخودآگاه شکل می‌گیرند و تنها ۵٪ از آنها توسط ذهن خودآگاه هدایت می‌شوند.

این یعنی تلاش‌های آگاهانه ما برای لاغری، اگر همراه با تغییرات عمیق در ذهن ناخودآگاه نباشند، معمولاً نتیجه پایدار نخواهند داشت.

🔍 اینجا دقیقاً جایگاه مهم نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری مشخص می‌شود؛ زیرا تا زمانی که ذهن ناخودآگاه بر اساس باورهای قدیمی و نادرست عمل کند، تغییرات ظاهری و موقتی باقی می‌مانند و بازگشت به شرایط قبلی محتمل است.

آموزش لاغری با ذهن

🟧 لاغری با ذهن؛ راهی بدون اجبار و سختی

لاغری با ذهن یعنی لاغر شدن از درون و فهمیدن عمیق نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری.

یعنی وقتی به جای رژیم، به خودت آگاهی می‌دی؛ به جای زور، احساس خوب ایجاد می‌کنی.

👂 توی این مسیر، خبری از اجبار نیست. نه کسی می‌گه شام نخور، نه می‌گه هر روز دو ساعت بدو!

فقط قراره فایل بشنوی، تمرین بنویسی، احساساتت رو بشناسی و کم‌کم فرمول‌های ذهنی رو تغییر بدی.

و اینجاست که جادوی واقعی اتفاق می‌افته و نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو به چشم خودت می بینی.

وقتی فرمول‌های ذهن ناخودآگاه تغییر می‌کنه، میل تو هم تغییر می‌کنه.

دیگه اون‌قدر ولع برای شیرینی نداری.

دیگه شب‌ها بدون غذا خوردن هم آرومی.

دیگه مهمونی نمی‌شه نقطه شروع پرخوری.

📌 چون نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری رو جدی گرفتی و با اون هم‌مسیر شدی.

چطور ذهن ناخودآگاه رو برای لاغری کدنویسی کنیم؟

اگه بخوای برای گوشی‌ات یه اپ جدید نصب کنی، اول باید حافظه‌اش جا داشته باشه و بعد اپ قبلی (اگه ناکارآمده) رو حذف کنی، درسته؟

در مورد ذهن هم همینطوره. برای اینکه فرمول‌های جدید لاغرکننده وارد ذهن ناخودآگاه بشه، اول باید فضا باز شه، بعد فرمول‌های قبلی رو پاک کنیم و در نهایت نسخه به‌روزشده‌ رو جایگزین کنیم. 📲🧠

تمرین‌های نوشتاری روزانه

شنیدن فایل‌های آموزشی تأثیرگذار

تصویرسازی ذهنی از بدن متناسب

✅ و از همه مهم‌تر: احساس خوب نسبت به خودت

همه این‌ها ابزارهایی هستن برای برنامه‌نویسی جدید ذهن. ذهن ناخودآگاه عاشق تکرار و احساسه.

⬛ نتیجه‌گیری – چرا این‌بار فرق می‌کنه؟

شاید ده‌ها بار رژیم گرفتی، باشگاه رفتی، یا با اپ‌های کالری‌شمار کار کردی.

شاید بارها هیجان‌زده شروع کردی و با ناامیدی تموم کردی.

اما این‌بار فرق می‌کنه، چون این‌بار فقط از روی اراده نیست، از عمق ذهن ناخودآگاهت شروع شده. 🧠❤️

وقتی می‌فهمی نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری چقدر بنیادیه، دیگه خودتو بابت شکست‌های قبلی سرزنش نمی‌کنی.

می‌فهمی که اون شکست‌ها نتیجه‌ی ناهماهنگی بین منطق و ناخودآگاه بوده، نه ضعف اراده‌ت.

✋ دیگه لازم نیست به خودت سخت بگیری.

💡 فقط باید آگاه بشی، با خودت مهربون باشی، و اجازه بدی ذهن ناخودآگاهت هم همراهت بشه.

✍️ بخش آخر: دعوت به مشارکت – حالا نوبت توئه! 💬

🧩 حالا که این مقاله رو تا اینجا خوندی، یه دعوت صمیمانه ازت دارم:

👇 تو بخش نظرات بنویس برام:

👂 منتظرم تجربه‌ها و افکارت رو بخونم چون باور کن، همین حرف‌ها کم‌کم مسیر ذهن ناخودآگاهت رو به سمت تغییر هدایت می‌کنه.

🎯 و اگه واقعاً می‌خوای این بار مسیر لاغری‌ت متفاوت باشه، دوره ویژه «ورود به سرزمین لاغرها» رو از دست نده.

این دوره تخصصی بهت یاد می‌ده چطور با قدرت و هماهنگی نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری موافقت کنی و مسیر لاغری رو با آرامش و اعتماد به نفس طی کنی.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.74 از 194 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12910
132 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۲ ۱۵:۵۵
      مدت عضویت: 1258 روز
      امتیاز کاربر: 85801 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 414 کلمه

      سلام وعصر بخیر به اقایی عطاران

      امروز ۱۲ بهمن۱۴۰۱  دارم گام ۲۳ مرور میکنم امروز با سال قبل درهمین روز همین ساعت تو ترازو گه گذاشتم کفه ترازویی امروزیم خیلی سنکیتراز سال قبله من در سال گذسته به شدت دنبال راهی بودم برای رهایی ازاین وضعیت با بچه ها درگیر بود فرزندانم مرا به اجبار برای عمل معده تلاش میکردن که منن قبول کنم تا از این شرایط نجات پیدا کنم اصرا فزندانم از دوست داشتن زیاد من بود میگفتن نمخوان از دستم بدن ولی من قبول نکردم به خودم قول داد تا سال دیگه به خودم زمان میدم اگه فرجی شد که هیچ ولی یاین اخرین تیر ترکشه شد که چه بهترنشد حتما عمل انجام میدم از خدایی خودم سپاسگزارم که من تواین مسر هدایت کرد.

      امروز ای فایل گوش میکردم چقدر ارامترم ذهنم با جسم هماهنک شده از ذهنم اجازه وموجوز گرفتم برای لاغریی چراحس میکنم اجازه داه چند روزیی غذاخوردنم با حال خوب وسبگه وفتی چیزی میخورم تمام سلولهای بدن از خوردن غذا در مقدار کم نه اندازه رژیمی بلکه به اندازه نیاز لذت میبره 

      غذا ۲تا قاشق تو بشقاب باشه با کمال ارامس رهاش میکنم به خودم  نمیکم اسراف میشه بخور

      میزارم اگه ۴ تا ۵ ساعت دیگه احساس گرسنکی کردم میخورم نشد که دیگه هیچی  اگه سابق بود به بهانی  خودم به غذایی مونده در بشقاب میرسندم خلا صه خورده میشد

      استمرا   + تمرین +  اموزش صحیح = متناسب شدن 

      فرومولهای متناسب شدن ذخیره میکنم توذهنم

      تصویر سازی مینکم از خودم تو ذهنم حی دارم تمرین مرور میگمنم

      به چیزی اذیت کننده از توجه نمیکنم

      من دانه کاشتم   بهش رسیدگی میکنم    نوجای نرورگیر قرار  میدم    زمان بهش میدم میشه استمرار تااین دونه من درخت تنومندی بشه خودم از بودنش لذت ببرم من با تولد دباره ۱۰ سال از زنگیموکه با درد وناراحتی از اضافه وزنم تو بودر  ذهن پاکش کردم به خودم گفتم توی این ده  سال زندگی نکردی غذاب گشیدی پس حساب نیست خیلی حس قشنگی پیدا گردم مغزم سبک شده حس میکنم کلی وزن از مغزم خالی شده با نوشتن چیزی که فکرش من غذاب میداد از مغزم بیرون ریختم با نوشت جابازکردم برای تصویر جدید از خودم از فرمولها ی لا غری جایگزین کردم سبک بال شدم مثل پروانه وفتی مینویسم اصلا به هیچ موضوعی فکر نمی کنم جز فایل صحبت همون فایل  خواستم بگه من اآشتی کردم باذهنم تاحالا اون درک نکردم بپچاره مغزم چقدر بهش سخت گذشته چون اون با جسمم هما هنگ نکردم چقدر اذیت شوهده  خدایا تو نگه دارهمه انسانهای روی زمین از شر ویروس چاقی باش 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۰ ۰۹:۵۴
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 377 کلمه

      به نام خالق هدایتگر سلام ربم جاری کن بر زبانم آنچه را که باید . وقتی شنیدم ذهن ناخودآگاه باید بپذیر تا این مسیر طی کنیم وقتی گفتید بی حوصله گوش کردن فایل ها فایده نداره پس وسط های فایل دیگه گوش نکردم تا سر حال شدم و ادامه فایل رو گوش کردم دو روز میشه فایل گوش کردم اما شک داشتم که آیا ذهن ناخودآگاه من می‌خواهد این مسیر رو یا نه به خاطر همین تا الان کامنتی ننوشتم اما به نشانه ها که امروز دقت کردم دیدم اونم میخواهد و این مسیر درست هست و حتی دیدم یکسری از رفتارم به خاطر چه باوری هست یکی از این نشانه ها این که وقتی امروز هم میخواستم نوشتن کامنت به تعویق بندازم و بعد از این که کارهام انجام دادم بنویسم احساس خوبی نداشتم از این اهمال کاری و شرایط جوری پیش رفت که الان شروع کنم به نوشتن این کامنت پس این ذهن ناخودآگاهم دوست داره این مسیر متناسب شدن رو این دوروز افراد چاقی میبینم که به دنبال لاغر شدن هستند از طریق رژیم و پیاده روی و ورزش و مسائل مختلف مثل کمر درد و پادرد و چربی و…. براشون پیش اومده خدارو هزار مرتبه شکر میکنم که در این مسیر هستم ، یه نشانه دیگه سر میز غذا بودیم سیر شده بودم اما تو رودربایسی گیر کرده بودم و نمی‌توانستم از سر میز بلند شم اما به لطف خدا زنگ در خورد و من خیلی راحت از سر میز بلند شدم با ورود یک مهمان خوب که انتظار نمی‌رفت بیاد . خدایا متشکرم . سه نفر  مدتی بود که ندیده بودمشون  بهم میگفتند لاغر تر شدی و این باعث خوش حالی من هست . داشتم فکر میکردم چه جوری میتوانم مشتاق کنم ذهن ناخودآگاهم که بیشتر در این مسیر باشه و علاقه بیشتری نشان بده و به این نتیجه رسیدم که باید اولا با جدیت بیشتری موفقیت هام هرچند کوچک ببینم و بنویسم و همین طور وقتی فکر میکنم که تنها نیستم ربم خودش همه چی درست میکنه فقط کافی من سهم خودم حفظ احساس خوب و بودن در این مسیر و عمل به تمرینات  انجام بدم . مریم یادت باشه وقتی احساست تغییر میکنه و شروع به گفت و گوهای ذهنی میکنی اون موقع که داری خواسته یا ناخواسته رو به سمت خودت جذب میکنی .

      یاحق 🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      ۱۴۰۱/۱۱/۰۳ ۲۲:۳۹
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 451 کلمه

                     “به نام یکتا پروردگار هستی”

      با درود و سلام به همه ی هم مسیران عزیز و استاد گرامی؛

      گام بیست وسوم : نقش ذهن ناخودآگاه در لاغری؛

      امروز ۳ بهمن ۱۴۰۱ بالاخره بعد از پنج روز وقفه در آموزش،به لطف خدا توانستم گام بیست وسوم را بردارم.همه ی ما آدمهای چاق بارها و بارها از روش ها و رژیم های جورواجوری برای کم کردن وزن و لاغر شدن استفاده کرده ایم که اکثر آنها محکوم به شکست بودند چون ما نادانسته و بدون آگاهی از اینکه برای لاغر شدن باید ذهن ناخود آگاه خود را با عمل مورد نظر یعنی لاغر شدن هماهنگ می کردیم و در ابتدا باید رضایت آن را جلب می نمودیم نه اینکه با منطق خود و ذهن آگاه خود شروع به این کار می کردیم چون چاقی و لاغری به هیچ چیز جز ذهن ناخود آگاه ربطی ندارد برای اینکه تمامی فرمول های چاق کننده و هر فرمول دیگری در ذهن ناخودآگاه ما انباشته شده است و ذخیره و بایگانی می باشد.به خاطر همین من و امثال من هر وقت رژیم می گرفتیم در واقع رضایت ذهن آگاه خود را جلب می کردیم نه اصل کاری که ذهن ناخود آگاه است و با این کار بعد مدت کوتاهی که از رژیم غذایی که با منطق ما هماهنگ بود به مشکل بر می خوردیم و ادامه دادن آن برایمان سخت و طاقت فرسا می شد چون ذهن ناخودآگاه ما از ناهماهنگی بیزار است شروع به هماهنگ کردن افکار و رفتار و اعمال ما می کرد و ما دوباره به روال قبل از رژیم بر می گشتیم و این دور باطل ادامه داشت تا اینکه من و شما با روش لاغری با ذهن آشنا شدیم و از طریق آن ابتدا رضایت ذهن نا خود آگاه خود را جلب کردیم و پا در این مسیر زیبا و دوست داشتنی گذاشتیم و گام به گام شروع به حرکت در مسیر لاغری خود کردیم .البته ما باید با استمرار در مسیر و ادامه دادن آن بتوانیم کم کم فرمول های چاق کننده ی انباشته شده در ذهن ناخود آگاه خود را پاک کنیم و فرمول های لاغر کننده را جایگزین کنیم و هماهنگی لازم را ایجاد کنیم تا راحت تر و بهتر لاغر شویم و مسیر خود را آسان تر طی کنیم.پس برای موفق شدن در هر کاری و به خصوص لاغری که مد نظر من است،  من باید ابتدا ذهن ناخودآگاهم  را آماده و رضایت آن را جلب کنم و سپس خود ذهن ناخودآگاهم شروع به هماهنگ و هم سو کردن افکار و رفتار و اعمال با همدیگر می کند و با این کار من به راحتی و آسانی لاغر و متناسب می شوم.لاغر شدن راحت ترین و آسان ترین کار دنیاست مطمئن باشید.

      “به امید حق”

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 97 کلمه
      • سلام خدمت استادگرامی

      وقتی متن روخوندم یادرژیم هایی که گرفته بودم افتادم 

      که چه قدرسخت بودودرسته که نتیجه میگرفتم 

      امابه محض رهاکردن دوباره وزنم برمی‌گشت 

      وفقط به خاطراین بودکه ذهن ناخوداگاه آماده نبود 

      من اماده بودم .برای همین همش بارنج وسختی بود

      به طورمداوم گرسنگی واعصاب خوردی

      حتی ورزشم که میرفتم فقط برای لاغری 

      ازاونم زودنتیجه میگرفتم امااونم همش گرسنگی بودچون میگفتندتادوساعت نبایدچیزی بخوری وگرنه چاق میشی

      اماالان بعدازدوسال که فکرمیکنم ۱۸کیلوکم وزن کم کردم

      وازسایز۴۸رسیدم به ۴۲-۴۰

      دوباره ورزش روشروع کردم وخیلی برام جالبه که چون برای تندرستی میرم هم ازورزشم لذت میبرم وهم وقتی میام اصلا گرسنه نیستم

      واگرهم میوه یاچای بخورم 

      میدونم که برای نیازبدنم هست 

      سپاس ازشمااستادگرامی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ghaderianashmill@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۷/۲۱ ۱۲:۵۱
      مدت عضویت: 1615 روز
      امتیاز کاربر: 25975 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 171 کلمه

      سلام استاد گرامی و دوستان هم مسیر 

      خیلی لذت بردم از مطالب عالیتون،

      چون به صورت تئوری توضیح داده بودید،

      خیلی برام جالب بود البته درکش سخت بود و میخوام چند بار دیگه متن رو مطالعه کنم .

      تفاوت ذهن خودآگاه(منطق) و ذهن ناخودآگاه 

      ذهن خودآگاه تحت تاثیر عوامل بیرونی است 

      حرفهای دیگران روی آن تاثیر می گذارد و باعث اعصاب خوردی ما می شود و احساس بد گسترش پیدا می کند و این مرحله ی اشتباه را همه افراد چاق مرتکب شده و نتیجه آن انتقال احساس چاق شدن بیشتر به ذهن ناخودآگاه است .

      زمانی که روش رژیم لاغری و ورزش یا دمنوش را شروع می کنیم به مرور رفتار آگاهانه ی ما با فرمولهایی که در ذهن ناخودآگاه ما از قبل نوشته شده است تفاوت پیدا می کند ، این ناهماهنگی باعث برهم خوردن تعادل بین فرمولهای ذهن ناخودآگاه و واکنش های ذهن خودآگاه می شود ،پس هر چه از روزهای رژیم و ورزش می گذرد سختر می شود 

      چون ذهن ناخودآگاه تمایل دارد رفتار ما براساس فرمولهای ذخیره شده در ناخودآگاهمان باشد .

      ممنونم استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار skjoker5858@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۵/۲۷ ۱۴:۵۳
      مدت عضویت: 1839 روز
      امتیاز کاربر: 33651 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 641 کلمه

      به نام خدا 

      سلام و عرض ادب خدمت شما استاد بزرگوار و دوستان هم مسیرم .

      استاد نمیدونم آخرین دیدگاهی که نوشتم مربوط به چه زمانیه ،اما میدونم که هیچ وقت مسیرم رو ترک نکردم تنها اشکالم سختی نوشتن برام بود .

      الان دوباره دارم دوره ی صدگام رو مرور می کنم خدارو شاکرم که همه چیز برام عالیه ،دارم به خواسته هام نزدیک میشم.

      استاد من به کمک شما احتیاج دارم .

      استاد عزیز این متن به ما میگه بدون آگاهی به ذهن ناخودآگاه نمی تونیم لاغر بشیم و من اینو قبول دارم و خودم با انجام تمرینات و عمل به اونها دارم موفق میشم .

      مشکلم اینه که پسری دارم ۱۰ ساله  با ۴۸ کیلو وزن ،پسرم دچار یک عارضه ی بدنی است که دکترا گفتن باید وزنش کم بشه .

      به من گفتن پسرم رو باید ببرم پیش دکتر تغذیه ولی من نمی تونم اینکارو بکنم چون میدونم این راه اشتباهه ،دوست ندارم پسر کوچکم درگیر راه اشتباهی بشه که همه ی ما سال ها درگیرش بودیم راهی که تمامی نداره ،می دونم که دکتر و رژیم مثل دور زدن دور میدونه ،

      دوست ندارم یک نفر دیگه توی این دنیا که خیلی هم برام عزیزه بخواد مثل من سال های با ارزش زندگیشو در راه چاق و لاغر شدن سپری کنه .

      دارم اون چیزهایی رو که یاد گرفتم بهش یاد میدم فکر کنید یک کلاس اولی بخواد به یک کلاس اولی چیزی یاد بده 

      پسرم که نمیاد مثل ما فایل گوش کنه و تمرین کنه نمیدونم می تونم این کارو براش بکنم یا نه، تا مشکلش حل بشه .

      باهاش حرف میزنم تا ببینم توی ذهنش چی می گذره ،

      میگه از چاقی خوشش میاد چون با نمک تره بخاطر اینه که همه لپش رو می گیرن و دوست دارن بغلش کنن و فشارش بدن ( خواهش می کنم از همه ی دوستان که اینکارو با هیچ بچه ای نکنید )

      مشخصه که فرمول‌های چاقیش از منه 😔

      چون من همش یا دکتر بودم یا رژیم داشتم یا درباره ی این چیزا توی خونه حرف زدم .

      اول از همه مشکلم همسرم بود ،که می‌گفت غذاشو کم کن و ببرش ورزش تونستم همسرم رو متقاعد کنم که دیگه هیچ فرمولی بهش نده تا بتونم کمکش کنم ،خوبیش اینه که همسرم با رژیم مخالفه و میدونه همش برمی گرده ولی اینو نمیدونه که نخوردن باید از طریق ذهن باشه نه به اجبار .

      خداروشکر فعلا کاری نداره و من سعی می کنم کمکش کنم ولی خیلی به کمک شما نیاز دارم .

      اول سعی کردم بهش بگم که چاقی چرا بده و لاغری چقدر عالیه و لاغری رو براش زیبا جلوه بدم .

      بعد خوردن و نخوردن رو دارم بهش یاد میدم که نقطه ی سیری و گرسنگی رو پیدا کنه ولی کمی دچار تردید هست هی میگه نمیدونم گرسنه هستم یا نه هی می خوام باز میگه نه نمی خوام .

      بهش گفتم هیچ غذایی چاق نمی کنه به شرطی که به اندازه باشه .

      میدونم یک جور خوردنش اینه که تا یکی بخوره میگه مامان هوسم کرده ولی گرسنه نیستم ولی من اذیتش نمی کنم کمی بهش میدم .

      طبق فایلی که دیدم به نظرتون می تونم هر چی می خونم رو بدون اینکه درگیر بشه باهاش به اشتراک بذارم 

      کارم فوق العاده سخته چون خودم هنوز اول راهم و اشتباه می کنم گاهی حرفم با عملم نمی خونه ،گاهی از خوردنش عصبانی میشم سعی می کنم طوری رفتار کنم که از غذاها نترسه ولی گاهی نمیشه 

      آخه خودم اول راهم .نمیدونم کدوم گام بود که مادری توسط دخترشون لاغر شده بود من خیلی امیدوار شدم و می خواستم توی اون گام از شما کمک بگیرم ولی خجالت کشیدم چون تاحالا هیچ دوره ای رو نخریدم گفتم خیلی زشته که اینکارو انجام بدم ولی الان دیدم تنهایی برام سخته به کمک شما نیاز دارم .

      لطفا کمکم کنید تا بتونم به فرزندم کمک کنم .

      به نظر شما کاری که دارم انجام میدم  عملیه یا نه؟ 

      بسیار از لطف شما و تمام فایل های شگفت انگیزتون 

      سپاسگزارم .

      در پناه خدا باشید 🙏🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 11 کلمه

        سلام و درود
        از طریق آیکون ارتباط در وانس اپ پیام بدید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار skjoker5858@gmail.com
          ۱۴۰۱/۰۵/۲۸ ۱۵:۱۳
          مدت عضویت: 1839 روز
          امتیاز کاربر: 33651 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 23 کلمه

          سلام و درود خدا برشما 

          چشم حتما نمیدونم با چه زبانی تشکر کنم 

          با آرزوی بهترین ها برای شما و عزیزانتون 🙏🌹

          بی نهایت سپاسگزارم 🙏🌹

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۴/۱۱ ۱۸:۵۸
      مدت عضویت: 1976 روز
      امتیاز کاربر: 57063 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 171 کلمه

      بنام خدا .

      در مسیر لاغری ی من فایل،۲۳ .

      سلام خدمت همه ی دوستان همراه 

      این متن بسیار زیبا و آموزنده را ۳ بار خوندم باز هم نیازه بخونم چون پر از آگاهی هست مرسی استاد روشن عزیز 

      من خیلی،سالها رژیم گرفتمو ورزش،کردم چقدر رنج آور ، دردناک اعصابم خراب میشد روز باشگاه روز مرگم بود 

      چون از نقش ذهن ناخودآگاه خودم که خبر نداشتم من  ژیم می گرفتم که مثلا شام نخورم از ط فی ذهن می گفت بخور و چون ناهماهنگی بین من،و ذهن ناخودآگاه بوجود میامد من عصبی میشدم و بعد چند روز ذهن موفق میشد و من بعد چند روز رها میکردم 

      و از وقتی که،وارد سایت شدم نقش ذهن ناخود آگاه را یاد گرفتم و متوجه شدم باید بهش یاد بدهیم لاغری با،ذهن را تا یواش یواش یادگیری به عمل تبدیل شود و،در،جسم ما خودشو نشون بده و،ما به سمت لاغری،حرکت کنیم و چه لذت بخش است مسیر لاغری  با،ذهن و این از شگفتی های ذهن ماست .

      به امید شگفتی ساز شدن در سال ۴۰۱ 

      من در سال ۴۰۱

      یک شگفتی ساز،می،شوم .انشاالله 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۱/۰۳/۲۴ ۱۸:۵۸
      مدت عضویت: 2235 روز
      امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 370 کلمه

      سلام

      آنچه دراین فایل بیشتر منو به تامل واداشت تکرار جمله موافقت ذهن ناخودآگاه بود . این یعنی چی؟

      ما دربدو تولدمان ذهنمان با روحمان درهماهنگی کامل بود وکدنویسی ذهنمان طوری نوشته شده بود که زندگی لذت بخش رو درتمامی جنبه ها تجربه کنیم .

      اما ما ناآگاهانه اومدیم بایک سری توجهات که ناشی از دیدن . شنیدن .صحبت کردن کدهای نادرست به این ذهنمان وارد کردیم وباعث شد که ذهنمان بابت اون موضوع از مسیر درستی که داشت پیش میرفت منحرف شده و به بیراهه برود .

      حالا درمسیر متناسب شدن ما با عدم کنترل ورودیها ذهنمون رو وارد سرزمین چاقها کردیم .

      سرزمینی که مطلوب ما نبود وهرچی بود رنج و سختی ومشقت .

      حالا ما میتونیم دوباره ورودیهای درست بهش بدیم و اون ورودی نادرست روشناسایی کرده و با منطقمان رد کنیم واین کار رو هرباره آنقدر انجام بدیم که ذهنمون دوباره به مسیر درست فکری بگردد.

      وطبیعتا چون ما آرام وطبیعی ازمسیرخارج شدیم بایستی آرام وطبیعی وارد مسیر اولیه مان شویم .

      اینجاست که ذهنمان با روحمان هماهنگ میشه وموافقتش برای رسیدن به انجام کارها رومیگیریم . اون موقع به راحتی ودرکمال آرامش ولذت به خواستمون میرسیم .

      منم از روزی که کارکرد ذهن رومتوجه شدم آگاهانه اون فرمولهای مخرب روشناسایی اش کردم ودرمحیط پیرامون آنقدر بهش نمونه وشاهد نشون دادم که ذهنم متقاعد شد که آره اون فرمولها اشتباه بود وموافقتش رو گرفتم و کم کم رفتار غذایی ام تغییر کرد و منم آرام آرام به سمت متناسب شدن حرکت کردم . 

      نکته ای که برام جالب بود این بود که من حق ندارم تحت هیچ شرایطی خودم و بدنم رو به خاطر ندانم کاریهاش سرزنش کنم و خودم رو عاشقانه دوست داشته باشم و این آگاهی خیلی بهم کمک کرد که فشار عصبی که داشتم کمتر بشه و من راحت تر تو این مسیر بمونم .

      ما اومدیم که این دنیا رو تجربه کنیم ولذت ببریم . 

      حالا جایی رو ناخواسته خراب کردیم مهم نیست درستش میکنیم . واین عمق احترام به خودمان هست .

      چقدر من قدرت شگفت انگیز ذهن رو دراین دوره پی بردم و چقدر آرامش دارم که با همین ذهنم این زتدگی خودم رو خلق کردم اگه بهترشو میخام از همین قدرت ذهن کمک بگیرم .

      خدایا شکرت بابت هدایت به این مسیر زیبا .

      تشکر از استلدعزیز بابت نشر این آگاهیهای ناب والهی .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Marjannoori1363@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۲/۰۳ ۱۳:۵۰
      مدت عضویت: 1620 روز
      امتیاز کاربر: 550 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 378 کلمه

      سلام استاد عزیز 

      من امروز به لطف خداوند گام بیست وسوم را برداشتم 

      امروز نجواهای درونی هی بهم میگن یک ماه بیشتر تا عید نمونده لباسهات برات تنگ است این روش صبر وحوصله می‌خواهد برو یه روش دیگه را شروع کن که تا سال جدید حداقل ۵کیلو کم کنی اما من برای خودم اینجا تایپ میکنم 

      مرجان حالا این همه سال عیدها چاق بودی امسال هم مثل بقیه سالها در این مسیر بمان وکاری به عید نداشته باش مگه قبلا نزدیک عید رژیم نگرفتی وبعد تمام وزنت تو ایام عید برگشت پس اهمیت نمی‌دهم ودر طول روز احساسم را خوب نگه میدارم با فایل گوش دادن رقصیدن پیاده روی وقرآن خواندن 

      واما فایل امروز که فوق العاده بود واحد تعیین کننده چاق یا لاغر بودن ذهن ناخودآگاه است پس من باید توافق ذهن نا خودآگاهم را جلب کنم 

      حالا آگاهی من تا این لحظه در ارتباط با ضمیر ناخودآگاه این است که این بخش هم در خواب وهم در بیداری فعال است واعمال غیر ارادی افراد را کنترل میکنه وفقط کافی است به ذهن خودمون فرمول بدیم تا هر چی که بخواهیم برای ما بوجود بیاره در حقیقت ضمیر ناخودآگاه ما مثل دوربین مدار بسته عمل میکنه که همیشه روشن است بنابراین تمام دیده ها وشنیده ها وآنچه در طول روز با اون تماس داریم را ضبط میکنه بدون در نظر گرفتن خوب یا بد 

      واینکه به نظرمن منبع قدرت است چون هر پیامی را که بهش بدید درش نهادینه میشه اجرا میکنه حتی اگر به ضرر من باشد مثل همین چاقی 

      حالا من می‌خواهم ضمیر ناخودآگاهم را برنامه ریزی کنم پس با گوش دادن فایلها شنیدنم را ودیدن دوستان شگفتی ساز وخواندن دیدگاهاونوشتن هر روز یک دیدگاه ونوشتهای هر فایل دیدنم را وبا کنترل ورودیهای مناسب تماس‌های در طول روز سعی میکنم الگوی درستی بهش بدهم تا کم کم رفتارهایم تغییر کنه البته همه با احساس خوب وسعی کنم کانون توجهم در روز روی سایت تناسب فکری باشه چون هدف من تناسب است پس هر چی بیشتر در فضای سایت باشم برام بهتر است 

      استاد نوشته های فایل عالی بود ونوشته بودید که خیلی خوشحال هستید برای این نوشته ها واقعا انرژی خوشحالی شما در نوشتهایتان موج میزنه ومن ذوق واشتیاق شما را درک کردم که شما با چه هیجانی این آگاهی را با دیگران به اشتراک میگزارید سپاس فراوان از شما 

      خدایا متشکرم دوستت دارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متعهد بمان
      ۱۴۰۰/۰۹/۲۶ ۱۲:۴۶
      مدت عضویت: 2500 روز
      امتیاز کاربر: 7933 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 332 کلمه

      سلام

      داشتم نتایج دوستان و تو ذهنم مرور میکردم دیدم همشون از استمرار حرف میزدن، میگفتن مثلا یه ساله تو این مسیر هستن و کار خاصی واسه لاغریشون نکردن فقط تمرین هارو درست انجام دادن وقتی سیر بودن همه خوراکی هارو رد میکردن و میزاشتن وقتی گرسنشون شد از همون خوراکی ها به اندازه میخوردن، و در این کار استمرار داشتن، اکترا هم بعد از یک سال اومدن و از نتایجشون حرف زدن، این یعنی لاغر شدن یک ماهه اتفاق نمیفته، لاغری با یه ماه و دوماه درست خوردن اتفاق نمیفته، لاغری یک سری رفتار جدید میخواد اونم نه برای یک زمان مشخص بلکه برای تمام عمر، این یعنی تغییر یک رفتار خاص با دو بار درست انجام دادنش تغییر نمیکنه بلکه باید همیشه درست انجام داد تا تبدیل به یک عادت جدید بشه این یعنی ذهن تمام زورشو میزنه تو کار قبلی رو انجام بدی با اینکه میدونی بعدش عذاب وجدان میگیری ولی انجامش میدی و برای تغییرش باید اون لحظه تمرین هارو تو ذهنت مرور کنی و بگی الان وقتشه رفتار متفاوت کنم وگرنه که چیزی عوض نمیشه و ذهنت رو کنترل کنی و هر جوری شده رفتار جدید از خودت نشون بدی و این کارو در موقعیتهای مختلف انقدر انجام بدی انجام بدی انجام بدی تا بشه عادت جدید، قبل از اینکه به تغییرات جسممون توجه کنیم باید ببینیم چقدر تونستیم رفتارهامونو عوض کنیم، اگه شخصیتمون عوض شد لاغری خودش اتفاق میفته نیاز به چک کردن خودمون نداره، من واقعا دلم میخواد رفتارم و عملکردم عوض بشه دلم میخواد راحت شم از فکر غذا، آزاد بشم، یه روز که درست عمل میکنم انقدر حالم خوبه و از خودم راضی ام که نگو، وقتی درست خوردن انقدر حالم و خوب میکنه چرا باید گول ذهنمو بخورم، هرچند اونم گناهی نداره خودم یادش داده بودم، به هر حال برای تغییر فرمولای ناخوداگاه باید به صورت خودآگاه رفتار جدید انجام بدیم و انقدر تکرار کنیم تا بره تو ناخوداگاه و بشه عادت

      حواسمون باشه تو موقعیتهای مختلف بهترین رفتار خودمونو نشون بدیم، شاد باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 0
        محتوای دیدگاه: 4 کلمه

        فوق العاده بود نظرتون

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا