0

کدنویسی ذهن برای لاغر شدن

کدنویسی ذهن برای لاغر شدن
اندازه متن

تا حالا شده حس کنی مغزت داره علیهت کار می‌کنه؟ 😩

انگار هر بار تصمیم می‌گیری لاغر بشی، یه نیروی نامرئی از درون، تو رو به سمت خوردن بیشتر می‌بره 🍰🤯

در واقع، اون چیزی که نمی‌ذاره وزن کم کنی، نه تنبلیه، نه ارثیه… بلکه همون کدنویسی ذهن برای لاغر شدنه که تا الان انجام نشده! 🧠💻

همون‌طور که کامپیوتر بدون کد درست کار نمی‌کنه، ذهن ما هم بدون برنامه‌ریزی درست، نمی‌تونه بدن متناسب بسازه.

تو این مقاله می‌خوام با زبون ساده و تصویری بهت نشون بدم که چطور می‌تونی ذهن خودت رو مثل یه برنامه‌نویس حرفه‌ای برای کاهش وزن برنامه‌ریزی کنی 🌱💡

آماده‌ای خودت رو از نو “کدنویسی” کنی؟ ✨

ضرورت کدنویسی ذهن برای لاغر شدن ✨🧠

تصور کن هر روز صبح بیدار می‌شی با این نیت که “از امروز دیگه همه‌چیز فرق می‌کنه!” ولی تا ظهر نشده، خودت رو در حال خوردن چیزایی می‌بینی که قرار بود حذفشون کنی… 😞

دوباره شب که می‌رسه، وجدان‌درد، احساس شکست، و صدایی در ذهنت که می‌گه: «تو نمی‌تونی لاغر شی!» یا «تو همیشه همین‌جوری می‌مونی!» 😔

حالا یه سؤال مهم: چرا با اینکه واقعاً می‌خوای لاغر بشی، نمی‌تونی؟

نه، جوابش اراده نیست، ژنتیک هم نیست.

جوابش اینه که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن تا حالا به صورت اصولی در ذهن تو انجام نشده! 🤯

ذهن ما دقیقاً مثل یه سیستم عامل یا کامپیوتر عمل می‌کنه. هر فکری که بارها و بارها تکرارش می‌کنی، مثل یه “کد برنامه‌نویسی” وارد مغزت می‌شه و مغز هم طبق اون کد رفتار می‌کنه.

اگه سال‌ها به خودت گفتی:

  • «من استعداد چاقی دارم»
  • «همه خانوادم چاق‌ان، پس منم باید باشم»
  • «با استرس فقط می‌تونم بخورم» اینا در واقع تبدیل شدن به کدهای ذهنی چاق‌کننده‌ای که مغزت براساس اون‌ها بهت فرمان می‌ده: بخور، ذخیره کن، حرکت نکن 🧁🍕🛋

📚 در مطالعه‌ای درباره علوم اعصاب و رفتاری عنوان شده که:

«باورهای ذهنی افراد درباره غذا و بدن، در شکل‌گیری عادات خوردن و حتی متابولیسم بدن نقش کلیدی دارند.»

یعنی مغزت فقط ابزار اجراست. این خودت هستی که باید دستور درست بهش بدی… و اینجاست که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن وارد ماجرا می‌شه 💻💪

🔁 همون‌طور که با بازنویسی کدهای اشتباه در یک برنامه کامپیوتری می‌شه عملکرد رو اصلاح کرد، تو هم می‌تونی با بازنویسی افکار و باورهای ذهنی اشتباه، رفتار غذایی و جسمی‌ت رو تغییر بدی.

در این مقاله می‌خوام برات توضیح بدم که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن دقیقاً یعنی چی؟ چطور انجامش بدی؟ و چرا بدونش هیچ روشی جواب نمی‌ده؟

آماده‌ای ذهنت رو از نو برنامه‌ریزی کنی؟ ✨

🟩 کدنویسی ذهن یعنی چی؟ و چطور باعث چاقی یا لاغری می‌شه؟ 🧠💾

وقتی از کدنویسی ذهن برای لاغر شدن حرف می‌زنیم، شاید در نگاه اول این واژه‌ها فنی و عجیب به‌نظر برسن، ولی واقعیت اینه که این مفهوم خیلی ساده‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی.

🧩 بذار برات با یه مثال بگم:

فرض کن یه کامپیوتر داری که قراره وزن تو رو کاهش بده. اما تو از روز اول بهش دستور دادی:

  • من عاشق شیرینی‌جاتم
  • بدون نون سیر نمی‌شم
  • اگه ناراحت باشم باید یه چیزی بخورم

❗ یعنی به‌جای دستور «لاغر شو»، بهش گفتی: «بخور، چاق شو، زخیره کن!»

و مغزت مثل یه کامپیوتر فرمان‌پذیر، دقیقاً همون چیزی رو که بهش دادی، بهت برگردونده.

🧠 مغز انسان مرکز فرماندهی بدنه، ولی خودش برنامه‌ریزی نمی‌کنه.

برنامه‌نویسش تویی!

تو هستی که از طریق تکرار افکار، باورها، احساسات و تصویرسازی‌های ذهنی، اون رو کدنویسی می‌کنی.

✅ وقتی بارها با احساس بد از چاقی رنج کشیدی،

✅ بارها با تصویر خودت در آینه دلسرد شدی،

✅ بارها گفتی «نمی‌تونم»،

همه‌ی اینا مثل نوشتن کد توی مغزته: «من چاق می‌مونم»

و تا وقتی این کدها پاک نشن و جایگزین نشن، حتی بهترین رژیم‌ها هم کار نمی‌کنن.

🎯 در ادامه مقاله، درباره اینکه این کدها چطور ثبت شدن و چطور می‌تونی کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو انجام بدی مفصل صحبت می‌کنیم.

🟢 اما یادت باشه: تا وقتی برنامه‌ی درونی ذهنی تو کدهای چاقی رو اجرا می‌کنه، هیچ راه بیرونی‌ای نمی‌تونه تو رو نجات بده…

🟩 چرا بیشتر روش‌های لاغری شکست می‌خورن؟ 🤷‍♀️🚫

حتماً شنیدی که می‌گن: «رژیم گرفتم، ۵ کیلو کم کردم، ولی بعدش برگشت!» یا «یه مدت باشگاه می‌رفتم، وزن کم شد ولی ولش کردم، دوباره چاق شدم!»

🔁 این داستانِ تکراری خیلی از آدم‌هاست…

و اگه صادق باشیم، شاید خودمون هم بارها این مسیر رو رفتیم!

حالا سؤال اصلی اینه: چرا این همه تلاش، این همه سختی، این همه هزینه… ولی باز هم چاقی برمی‌گرده؟ 😟

🧠 جواب ساده‌ست: چون کدنویسی ذهن برای لاغر شدن انجام نشده.

یعنی مغز، هنوز همون “نرم‌افزار چاقی” رو اجرا می‌کنه.

وقتی تو با رژیم گرفتن، فقط غذا رو کم می‌کنی ولی افکار و باورهای ذهنی‌ت همون قبلی هستن، مغزت بعد یه مدت به حالت قبلی برمی‌گرده.

مثل این می‌مونه که بخوای روی یه کامپیوتر ویروسی، برنامه سالم نصب کنی.

تا وقتی ویروس پاک نشه، اون برنامه درست اجرا نمی‌شه! 🦠💻

📊 در تحقیق منتشرشده توسط انجمن روانشناسی آمریکا مشخص شده که:

بیش از ۸۰٪ افرادی که وزن کم می‌کنن، طی دو سال دوباره به وزن اولیه یا بیشتر از اون برمی‌گردن، مگر اینکه تغییرات ذهنی و رفتاری عمیق در سبک زندگی و باورها ایجاد بشه.

💡 یعنی چی؟ یعنی اگر باورهای ذهنی چاق‌کننده مثل:

  • من با غذا آرام می‌گیرم
  • بدن من مقاومه
  • فقط با رژیم سخت می‌شه لاغر شد در ذهن باقی بمونن، حتی اگر ۱۰ کیلو کم کنی، ذهن ناخودآگاهت تو رو دوباره به نقطه شروع برمی‌گردونه.

🔄 ذهن مثل یه GPS می‌مونه. تا وقتی مقصد رو «چاقی» تنظیم کردی، حتی اگه چند کیلومتر به سمت لاغری بری، باز هم برت می‌گردونه!

🎯 پس باید کاری عمیق‌تر از رژیم گرفتن انجام بدی… باید بری سراغ ریشه.

ریشه‌ای به اسم: کدنویسی ذهن برای لاغر شدن

در بخش بعدی دقیقاً بهت می‌گم این کدها چطوری توی ذهن ما ثبت شدن و چطور می‌تونی شروع به بازنویسیشون کنی… مثل یه برنامه‌نویس حرفه‌ای که اپلیکیشن زندگی جدیدش رو طراحی می‌کنه 💻✨

🟩 کدهای ذهنی چاقی چطور در ذهن ما ثبت و بازنویسی می‌شن؟ 🧠📝

کودکی رو تصور کن که کنار سفره نشسته، هنوز سیر نشده ولی مامانش با مهربونی می‌گه:

«بخور عزیزم، اگه نخوری ضعیف می‌شی!»

یا وقتی غذاشو کامل خورد، همه تحسینش می‌کنن: «آفرین که غذاتو تموم کردی!» 😇🍽️

همین جمله‌های به ظاهر ساده، شروع کدنویسی ذهن برای چاق شدن هستن.

ذهن کودک، مثل زمین حاصل‌خیزیه که هر چیزی توش کاشته بشه، رشد می‌کنه. وقتی سال‌ها این پیام‌ها رو می‌شنوه، باور می‌کنه که:

  • خوردن = محبت گرفتن
  • پرخوری = تشویق شدن
  • نرفتن سراغ غذا = گناه یا بی‌ادبی

و اینجوری کم‌کم، کدهای ذهنی چاقی، در ناخودآگاه ما ثبت می‌شن 😶💾

📚 طبق تحقیق منتشرشده در Appetite Journal، تجربیات اولیه زندگی، پیام‌های والدین و محیط خانوادگی نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری باورهای غذایی دارند.

افرادی که در دوران کودکی تشویق به پرخوری می‌شدن، در بزرگسالی بیشتر مستعد پرخوری هیجانی و چاقی مزمن هستن.

❗ حالا سؤال مهم: اگه این کدها سال‌هاست در ذهن تو ثبت شدن، آیا راهی هست که پاکشون کنی؟

جواب اینه: بله! و اینجاست که «کدنویسی ذهن برای لاغر شدن» وارد می‌شه 💻🧠

🔄 برای بازنویسی ذهن، باید دو قدم مهم برداری:

🧩 ۱. شناسایی کدهای مخرب ذهنی

اول باید بفهمی چه باورهایی در ناخودآگاهت هست که تو رو چاق نگه داشته.

مثلاً:

  • «من فقط با شیرینی آروم می‌گیرم»
  • «لاغری برای بقیه‌ست، نه من»
  • «من همیشه چاق بودم، همیشه هم می‌مونم»

وقتی این افکار رو با دقت بنویسی و ببینی چقدر تکرارشون کردی، متوجه می‌شی مغزت فقط داره به فرمان‌های خودت عمل می‌کنه! 🤯

🧩 ۲. جایگزینی با کدهای متناسب‌کننده

حالا وقتشه که افکار و باورهای جدیدی رو جایگزین کنی. مثل:

  • «بدن من می‌تونه تغییر کنه»
  • «من هر روز سبک‌تر و متناسب‌تر می‌شم»
  • «من لیاقت زندگی با جسم سالم و رها رو دارم» 🌿

با تکرار این افکار به همراه تصویرسازی و احساس خوب، تو داری برنامه جدیدی توی ذهن ناخودآگاهت نصب می‌کنی. همون کاری که یه برنامه‌نویس با نرم‌افزار جدید می‌کنه 💡🧘‍♀️

و این دقیقاً کاریه که در دوره آموزشی پیشرفته لاغری با ذهن انجام می‌شه:

📥 شناسایی کدهای مخرب

📤 نصب کدهای متناسب‌کننده

و این یعنی شروع واقعی «کدنویسی ذهن برای لاغر شدن»

🟩 چرا باید مثل یه برنامه‌نویس حرفه‌ای ذهن خودت رو بازنویسی کنی؟ 👨‍💻🧠

شاید تا حالا فکر می‌کردی که لاغر نشدن تقصیر بدنت، ژنتیک یا شرایط زندگیته… ولی اگه از دید یه برنامه‌نویس به ذهن خودت نگاه کنی، همه‌چیز شفاف‌تر می‌شه.

🎯 یه برنامه‌نویس حرفه‌ای وقتی می‌بینه برنامه‌ای که نوشته درست کار نمی‌کنه، چی کار می‌کنه؟

اول از همه، به خودش شک می‌کنه نه به سیستم.

شروع می‌کنه کدها رو مرور کردن. خط‌به‌خط بررسی می‌کنه که کجا اشتباه نوشته، کجا دستور اشتباه داده، کجا باید اصلاح بشه.

❌ برنامه‌نویس هیچ‌وقت کامپیوتر رو مقصر نمی‌دونه

❌ هیچ‌وقت نمی‌گه «خدا نخواست» یا «سیستم مشکل داره»

✅ اون می‌دونه که نتیجه‌ای که می‌بینه، حاصل کدهایی هست که خودش نوشته.

حالا همین موضوع رو بیار به دنیای ذهن خودت:

ذهن تو، مثل یه کامپیوتر فوق‌پیشرفته‌ست.

کدهایی که سال‌ها با فکر، احساس، باور، جمله‌های تکراری و تجربه‌ها توی اون نوشتی، الان دارن زندگیتو اجرا می‌کنن.

پس اگه بدنت اون چیزی نیست که می‌خوای…

🌟 وقتشه نقش برنامه‌نویس ذهن خودت رو به عهده بگیری

🌟 وقتشه به‌جای شکایت از نتیجه، بگردی دنبال کدهای اشتباهی که ثبت کردی

🌟 وقتشه کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو جدی بگیری

👩‍💻 برنامه‌نویس واقعی، خودش رو مسئول نتیجه می‌دونه.

🌱 و تو هم اگه بخوای واقعاً لاغر شی، باید شجاعت اینو داشته باشی که مسئولیت ذهن خودت رو بپذیری.

🟢 این یعنی: اگه چیزی که الان داری، نتیجه‌ی کدهای قبله، چیزی که می‌خوای، نتیجه‌ی کدهای جدیده!

و تو می‌تونی از همین لحظه شروع کنی به بازنویسی کدنویسی ذهن برای لاغر شدن.

🟩 چرا تلاش‌ برای لاغری بدون تغییر کدنویسی ذهن، بی‌نتیجه می‌مونه؟ 😩🔁

اگه چند ساله که داری تلاش می‌کنی لاغر بشی، ولی هنوز نتیجه‌ای که می‌خوای رو نگرفتی، اول از همه بدون: تو تنها نیستی! 💛

اما نکته مهم‌تر اینه که مشکل از اراده‌ی تو نیست، از رژیم نیست، از ورزش نکردن هم نیست…

👀 مشکل اصلی اینجاست: کدنویسی ذهن برای لاغر شدن هنوز اتفاق نیفتاده.

تا وقتی برنامه‌ی درونی ذهن تو همون باورهای قبلیه، هر چقدر هم تلاش کنی، مثل اینه که سعی کنی با طناب پوسیده از چاه بیای بالا!

مثلاً:

  • صبح‌ها با انگیزه بلند می‌شی که رژیم رو رعایت کنی
  • ظهر وسط کار، خسته‌ای و یه چیزی شیرین می‌خوری
  • شب وجدان‌درد می‌گیری و به خودت می‌گی: «بازم شکست خوردم!»
  • و فردا دوباره همین چرخه تکرار می‌شه… 🔄🍫

🧠 ذهن ناخودآگاهت، با کدهای قدیمی چاقی داره رفتار می‌کنه:

  • «غذا منو آروم می‌کنه»
  • «من همیشه چاق بودم»
  • «موقع استرس باید بخورم»

ذهن ناخودآگاه بیش از ۹۰٪ تصمیمات رفتاری انسان رو کنترل می‌کنه. تا زمانی که این بخش ذهن بازنویسی نشه، تغییرات پایدار در سبک زندگی غیرممکنه.

پس مهم نیست چقدر اراده کنی، چون فرمان اصلی از ذهن ناخودآگاهت میاد!

و تنها راه تغییر این فرمان‌ها، بازنویسی کدهای ذهنیه، یعنی همون چیزی که در مسیر کدنویسی ذهن برای لاغر شدن انجام می‌دیم 💻🧠

💡 حالا چه کار باید بکنی؟

✅ تلاش بیرونی رو متوقف نکن، ولی تکیه‌ی اصلی رو بذار روی تغییر درونی

✅ افکارت رو بنویس، باورهای تکراری ذهنی‌ت رو پیدا کن

✅ با تمرین، فایل صوتی، تصویرسازی، تکرار مثبت، کدهای جدید رو جایگزین کن

✅ با ذهنی متناسب، رفتارهای متناسب به‌صورت طبیعی ازت سر می‌زنه

🎯 درست مثل افرادی که بدون سختی رژیم، فقط با تغییر نگاه و احساسشون نسبت به غذا و بدن، شروع به لاغر شدن می‌کنن…

و تو هم می‌تونی جزو اون‌ها باشی.

🟩 مراحل کدنویسی ذهن برای لاغر شدن: از تشخیص تا تثبیت 🧠➡️💪

اگه تا اینجا با دقت خوندی، احتمالاً الان کاملاً آماده‌ای که بدونی چطور باید مسیر کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو شروع کنی.

اینجا دقیقاً همون کاریه که من در دوره لاغری با ذهن به هنرجوهام یاد می‌دم:

چطور با تمرین‌های ساده ولی عمیق، ذهنشون رو از حالت چاق‌کننده به حالت متناسب‌کننده تغییر بدن ✨

بیاید قدم‌به‌قدم با هم جلو بریم:

✅ ۱. شناسایی کدهای مخرب ذهنی 💣📝

اولین قدم کدنویسی ذهن برای لاغر شدن، شناسایی افکار و باورهایی‌یه که باعث چاقی شدن.

یعنی باید صادقانه بشینی و از خودت بپرسی:

  • من واقعاً درباره لاغری چی فکر می‌کنم؟
  • چه جملاتی رو مدام تو ذهنم تکرار می‌کنم؟
  • وقتی غذا می‌بینم، چه احساسی دارم؟

📌 تمرین نوشتاری ساده‌ای که من به هنرجوها می‌دم، اینه:

چند روز پشت سر هم هر فکری که درباره غذا، خوردن، گرسنگی، اندام، یا چاقی در ذهنت میاد، یادداشت کن.

بعد از چند روز، خودت می‌فهمی که چه کدهایی داره ذهن تو رو هدایت می‌کنه! 🤯

✅ ۲. تشخیص الگوهای احساسی چاق‌کننده 😥🍫

تو خیلی وقت‌ها فقط از روی گرسنگی فیزیکی غذا نمی‌خوری؛

گاهی برای فرار از استرس، بی‌حوصلگی، تنهایی، عصبانیت یا حتی خوشحالی می‌خوری.

و ذهن تو یاد گرفته که غذا = آرامش.

این یه کد خیلی عمیقه که باید شناسایی بشه.

📌 تمرین پیشنهادی من برای این بخش:

هربار که احساس نیاز به غذا داشتی، قبل از خوردن، لحظه‌ای مکث کن و از خودت بپرس:

«الان گرسنه‌م، یا یه احساس رو دارم تجربه می‌کنم؟»

✅ ۳. جایگزینی با کدهای متناسب‌کننده 🌱🧠

اینجا قسمت جذاب ماجراست:

وقتی فهمیدی چه کدهایی داری، وقتشه جایگزینشون کنی با باورهای جدید مثل:

  • بدن من قابل تغییره
  • من توانایی متناسب شدن رو دارم
  • غذا فقط برای تغذیه‌ست، نه آرامش

✅ اینجا از فایل‌های صوتی تأثیرگذار، تصویرسازی ذهنی مثبت، تمرین‌های نوشتاری و مراقبه کمک می‌گیریم تا کدنویسی ذهن برای لاغر شدن به عمق ذهن ناخودآگاه نفوذ کنه.

تکرار جملات تأکیدی همراه با احساس، یکی از قدرتمندترین روش‌ها برای تغییر باورهای عمیق در ذهن ناخودآگاه است.

✅ ۴. تثبیت کدنویسی جدید با تکرار و احساس ✨📣

تغییرات ذهنی، مثل ورزش دادن یه عضله‌ست.

اگه فقط یه‌بار انجامش بدی، هیچ تغییری نمی‌کنی. ولی اگه با اشتیاق و احساس خوب تکرارش کنی، ذهن ناخودآگاهت اونو به‌عنوان کد جدید می‌پذیره.

📌 هنرجوهایی که با تمرکز، فایل‌های صوتی دوره رو گوش می‌دن، تمرین‌ها رو می‌نویسن، تصویرسازی می‌کنن و از تکرار نمی‌ترسن، دقیقاً همون‌هایی‌ان که به نتایج فوق‌العاده می‌رسن. 💫

📸 در آلبوم «شگفتی‌سازان ذهنی» می‌تونی تصاویر هنرجوهایی رو ببینی که با همین مراحل ساده اما پیوسته، تونستن از ذهن چاق‌کننده به ذهن لاغر‌کننده برسن… بدون رژیم، بدون ورزش اجباری، فقط با کدنویسی ذهن برای لاغر شدن 💚

🟩 جمع‌بندی و دعوت دوستانه:

مسیر کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو همین امروز شروع کن! 🌟💚

تا اینجا با هم فهمیدیم که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن یعنی چی، چرا روش‌های قدیمی رژیم و ورزش به تنهایی کافی نیستند، و چطور می‌تونیم با تغییر کدهای ذهنی، رفتار و سبک زندگی‌مون رو به سمت تناسب اندام واقعی هدایت کنیم.

یادت باشه: ذهن ما مثل یه کامپیوتر فوق‌العاده پیشرفته‌ست که فقط به کدهایی که بهش می‌دیم واکنش نشون می‌ده.

وقتی کدهای چاق‌کننده رو پاک کنی و به جای اون کدهای متناسب‌کننده بذاری، نتیجه‌اش یه زندگی پرانرژی، سالم و متناسبه 🌈✨

🎯 پیشنهاد ویژه برای تو:

برای اینکه کدنویسی ذهن برای لاغر شدن برات راحت‌تر و علمی‌تر باشه، من دو دوره‌ی فوق‌العاده طراحی کردم:

  1. دوره اصلاح پرخوری و کنترل اشتها در مغز در این دوره یاد می‌گیری چطور پرخوری هیجانی و افکار نادرست درباره غذا رو کنترل کنی و به ذهن ناخودآگاهت فرمان کنترل اشتها بدی. این دوره پایه‌ی مهمی برای شروع کدنویسی ذهن برای لاغر شدن هست.
  2. دوره پیشرفته لاغری با ذهن در این دوره تخصصی‌تر، به صورت عمیق‌تر روی بازنویسی کدهای ذهنی کار می‌کنیم، تمرین‌های عملی و فایل‌های صوتی ویژه استفاده می‌کنیم تا کدهای لاغری به صورت پایدار تثبیت بشن و به زندگی روزمره‌ات منتقل بشن.

🧘‍♀️ تو می‌تونی انتخاب کنی که همچنان به روش‌های قدیمی ادامه بدی یا اینکه از همین الان مسئولیت تغییر ذهن و زندگی‌ات رو بپذیری و با کدنویسی ذهن برای لاغر شدن، آینده‌ای روشن‌تر بسازی.

اگر آماده‌ای تا کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو شروع کنی، همراه من باش تا با کمک تمرین‌ها و فایل‌های آموزشی، ذهنت رو از نو برنامه‌ریزی کنیم و زندگی متناسب و شادی رو تجربه کنی.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.47 از 432 رای

پادکست صوتی
https://tanasobefekri.net/?p=13063
123 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۳۹۹/۰۱/۲۴ ۰۰:۳۳
      مدت عضویت: 2481 روز
      امتیاز کاربر: 21300 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 162 کلمه

      منم از این دوستمون یاد گرفتم و هر روز کنار کارهای دیگه با بدنم می خوام حرف بزنم و تشویقش کنم و بگم چه لاغر شدی آفرین چه متناسب شدی
      خیلی خوش هیکل شدی و از این حرف‌ها !
      البته نوشته دوست عزیزم و که خوندم منم این فرمولها رو داشتم اگه غذا نخوری ضعیف می شی مریض می شی اگه این اگه اون من
      ‌یکی دیگه اینکه خواهرم از من کوچیکتر بود و همیشه خوب غذا می خورد و هر جا که می رفتیم یادم نیست حالا کی این حرف و می زد به منیا کس دیگه ولی این جمله و من یادمه ه می گفتن غذا حروم کنی !
      اون موقع ذهن ما سفید بود و با این فرمولها پر شد ولی حالا هم به مرور فرمولهای جدید جایگزین اینها می شه و من به هدفم می رسم با احساس خوب!
      البته اینم برام خیلی جالب بود که اوایل دوستون مقدار غذاش تغییر نکرده بود فقط این حرفا رو می زده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      ۱۳۹۹/۰۱/۱۴ ۲۰:۴۷
      مدت عضویت: 2309 روز
      امتیاز کاربر: 18063 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 685 کلمه

      سلام. من دیروز فایل ها رو نتونستم گوش کنم و منفی باف هی گفت تموم شد دیگه چاق شدی رفت تو متناسب بشو نیستی و انقدر تکرار شد این حرف ها که دیشب از عملکرد خودم راضی نبودم.
      و احساس ناامیدی میکردم تا اینکه یه صدایی خیلی قاطع در ذهنم گفت وقتی حالت خوبه، اینهمه مردم میترسن و نگرانن تو آرومی باااااید ادامه بدی. اصلا بذار لاغر نشی حالت که خوبه. خوبه لاغر افسرده باشی؟؟ الان که شادی از همین الان لذت ببر و زندگی کن تناسب اندام یه چیزیه بعدا به تو اضافه میشه.
      من امروز، روزه بودم و اذان که گفت دیدم اصلا گرسنه نیستم نمازم رو خوندم و اومدم دیدم بازم گرسنه نیستم زیاد خلاصه برای اینکه افطار کرده باشم یه چای و خرما خوردم و راضی بودم تا اینکه پدرم اومد دید که چیزی جلوم نیست و به مادرم گفت بیا به این بچه یه چیزی بده غریبانه نشسته افطار میکنه…
      اینجا یک جرقه در ذهنم زده شد و یکی از باورهایی که خیلی در من قوی بود یادم اومد. من برای جلب توجه و محبت دیگران خیلی موقعیت ها بیشتر غذا میخوردم. یادمه یکبار خونه مادربزرگم رفته بودیم و مامانم برای من نصف کمتر از یک بشقاب برنج کشید و من خیلی ناراحت شدم و بغض کردم یعنی غذا رو حق خودم میدونستم و میگفتم اینجا دیگه نمیذارم کسی حقمو بخوره و تلافی همه چیز رو سر غذا در می‌آوردم و با زیاد خوردن انگار خودمو خالی میکردم.
      خلاصه مادرم اومد و گفت نمیشه که چیزی نخوری، ضعیف میشی، ال میشی بل میشی و گفتم گرسنم بشه میخورم با خودم دشمنی ندارم که بیشتر از همه من این جسمو دوست دارم مطمئن باش آسیب نمیبینه.
      من قبلا اگر غذا به من تعارف نمیکردن، گریه میکردم و خیلی خیلی برام مهم بود انگار غذا بچه ی من بود ? ? ? و اول باید به مادر میدادن بعد به بقیه.
      گاهی میگم من تغییر جسمی نمیکنم چرا ? ولی بعدش یاد ادا و اطوارهای قبلیم میوفتم میگم کو اونا؟؟ هیچ اثری دیگه ازشون نیست و این اگر تغییر نیست پس چیه؟؟ قبلا رژیم میگرفتم بعد دوست نداشتم کسی هم بفهمه تا به من تعارف میکردن میگفتم مرسی نمیخوام میگفتن رژیمی؟باز رژیم گرفتی؟ و برای اینکه رد کنم سریع برمیداشتم و میخوردم و شاید زیاده روی هم میکردم. الان انقدر آروم شدم برام حرف و قضاوت مردم داره خیلی کمرنگ و بی اهمیت میشه. کسی تعارف کنه اگر نخوام میگم میل ندارم و اگر بگه رژیمی؟ میگم نه و میل ندارم و تشکر میکنم. دیگه ناراحت نمیشم. بااینکه حرف ها و قضاوت های مردم هنوز هست اما من دیگه ناراحت نمیشم انگار به خودشون یا کس دیگه گفته باشن در این حد بی خیال شدم ?.
      یا همین افطار کردن من از سر سفره افطار نمیتونستم بلند بشم همونجا انقدر مینشستم یا دراز میکشیدم تا سبک بشم بعد دخترخالم که متناسب بود ماه رمضان ها تازه لاغرتر هم میشد و من تعجب میکردم اخه چجوری میشه ما تازه دو سه کیلو هم چاق میشیم. ولی میگفت افطار دو لقمه میخورم و اصلا میلی به غذا ندارم. سحری هم معلوم نیست بخورم یا نه. بعد مامانم به من می‌گفت افطار و سحری نخوری مریض میشی و منم از خدا خواسته تشویق دیگران هم میدیدم بدتر میکردم و بعد از آخرین لقمه یادم می افتاد که بابا من مثلا میخواستم امروز رعایت کنم.
      ماه رمضان پارسال که خیلی از عملکردم راضی بودم و مطمئن هستم امسال هم میتونم درست رفتار کنم.
      یه کد اشتباه دیگه که من از قدیم دارم که وقتی پیام بازرگانی میده بین برنامه من میدویدم دنبال خوراکی چیزی و الان هم که ماشالا پیام بازرگانی زیاد میده دیشب متوجه شدم تا برنامه قطع میشه من سریع میرم آشپزخونه و یه چیزی میارم و واقعا احساس گرسنگی میکنم در اون زمان که میدونم کاذبه چون من تازه شام خوردم انقدر زود نمیشه گشنه بشم که ولی تأثیر خاطراتمه دیگه و گفتم امشب اصلا فیلم نمیبینم که پیام بازرگانی نداشته باشه ببینم آیا دوباره گرسنه میشم یا نه. بعد وقتی دوباره وسط فیلم آگهی داد من میرم یه لیوان آب میارم مثلا، بعدش با گوشیم کار میکنم و. تا این عادت رو از بین ببرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طوبی حاج احمدی
      ۱۳۹۹/۰۱/۱۳ ۰۰:۳۳
      مدت عضویت: 2457 روز
      امتیاز کاربر: 3544 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 247 کلمه

      سلام استاد گرامی ودوستان عزیز
      من یادم میاد وقتی بچه بودم خیلی از غذاها رو دوست نداشتم وعلاقه زیادی ب ی لقمه نون وپنیر یا یدونه تخم مرغ داشتم وبعضی شبها ک درس میخواندم بدون اینکه شام خورده باشم خوابم میبرد ک اکثر اوقات مادر بزرگم ب اصرار منو از خواب بیدار میکرد ک غذا بخورم ومیگفت خوب نیست ک غذا نخورده بخوابی مریض میشی وزشت میشی شاید اون زمان ذهن من کد نویسی کرده بود
      تا زمانیکه ازدواج کردم وبچه دار شدم افسردگی گرفتم وباعث شد ک مقدار زیادی دارو استفاده کنم واشتهام خیلی بیشتر شده بود وهمه میگفتن ک چون دارو اعصاب مصرف میکنی چاق میشی من فکر میکردم حتما همینجوره شروغ ب چاقی کردم
      تیرویید هم ک جای خودش
      وهر زمانیکه رژیم میگرفتم وکمتر غذا نمی خوردم پدرو مادرم همیشه نگران بودن ک تو اخر زخم معده میگیری
      رژیم نگیر ولی من گوش نمیکردم ولج میکردم ک واقعا چندین سال زخم معده داشتم وهر وقت ناراحت میشدم غذا نمیخوردم تا اینکه سن م بالا رفت ودیگه قدرت رژیم های سخت را نداشتم و دیگه اختیار دست من نبود من تمام کدهای پرخوری وچاقی را داشتم فقط انجامشون میدادم واقعا استاد مثل یک رباط ??ولی الان مطمعن هستم ک کدهای جدید متناسب شدن درحال شکل گیریه شاید کمی زمان ببره ولی مطمعن هستم ک ب تناسب اندام میرسم ذهن م منو یاری میکنه چون خیلی مهربون وهمراه منه ومن ازش سپاسگذارم ودوستش دارم ما با هم موفق میشویم
      خدایا شکرت خدایا سپاسگذارم ?
      استاد سپاسگذارم ?

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بهار تهرانی
      ۱۳۹۸/۱۲/۰۱ ۱۵:۴۸
      مدت عضویت: 2436 روز
      امتیاز کاربر: 891 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 364 کلمه

      سلام استاد گرامی و دوستان همراه
      من وقتی عکس های بچگی ام را نگاه می کردم .به عکسی که کلاس اول ابتدایی بودم برخوردم که بسیار متناسب بوده ام و اولین بار که به این فایل گوش دادم همون عکس را نگاه کردم و به خودم می گفتم تو لاغر و متناسب بودی و بعد به دلایل مختلف مثلاً مادرم می گفت تو مثل خانواده پدری ات شدی و استخوان بندی ات درشت است .در حالیکه به عکسم که نگاه می کنم اصلا اینطور نبوده و نمی دونم چرا مامانم اینطور گفت و بعد من به چاقی دچار شدم .خلاصه بر اثر اموزش های این دوره ان شاالله کدهای چاقی پاکسازی شود و کد لاغری جایگزین شود برای همیشه .درسته من بعد از کلاس سوم کم کم شروع کردم به چاق شدن .اما نه به اون اندازه شاید سه یا چهار کیلویی بیشتر شده بودم. اما وقتی ازدواج کردم .بعد از دوران بارداری ام یک بار همسرم گفت مواظب باش ممکنه مثل مامانت چاق بشی . و من با تنفر و دعوا گفتم اصلاً ، چرا به من اینطور میگی و اون ترسی که در وجود من اومد کد نویسی چاقی را کامل کرد و درست از همون موقع چاقی من شروع شد تا به بیست و چند کیلو اضافه وزن رسید و هر بار که رژیم برداشتم بالاتنه و شکم من هیچ تغییری نکرد .و این کد نویسی جدیدم بود که بله چربی های شکم و بالاتنه آب نمیشه .اما به کمک این دوره دارم کدها را تغییر می دهم و الان می بینم که شکمم کوچکتر شده و هر روز لاغرتر میشوم و سعی می کنم به قسمت های چاق بدنم نگاه نکنم . و توجه ام را از اون قسمت ها برداشته ام .امروز در یک دورهمی فامیلی بودم و همه می گفتند چکار می کنی چرا تو هر دفعه که می بینیمت لاغر تر شدی .من گفتم خدارا شکر .از یک روش ذهنی استفاده می کنم .فکر کردند خودم بدون استاد دارم روی ذهنم کار می کنم .من هم هیچ توضیح ندادم باشه تا شگفت انگیز شدن نهایی .استاد عطار روشن بسیار ممنونم برای همه زحماتی که دلسوزانه می کشید .و با آرزوی موفقیت برای خودم و سایر دوستان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار azita
      ۱۳۹۸/۱۱/۲۳ ۰۹:۲۸
      مدت عضویت: 2465 روز
      امتیاز کاربر: 7923 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 116 کلمه

      کدنویسی ذهن من بعداز ازدواجم تغییر کرد اینقدرکه شنیده بودم که وقتی ازدواج می کنی وزنت زیاد میشه ومن اینو باور کردم و این کد درذهنم نوشته شد و با اینکه تا قبل از آن کاملا متناسب وبه نوعی لاغر بودم ولی بعداز ازدواج وزنم روز به روز بیشتر شد.
      کد نویسی اشتباه بعدی هم مربوط به بیماری تیروئید بود که وقتی رفتم دکتر و فهمیدم که تیروئید کم کار دارم درعرض چند ماه اضافه وزنم بیشتر شدچون این کد در ذهنم نوشته شده بود که کسی که تیروئید کم کار داره وزنش زیاد میشه وموارددیگه ای هم هستند که خودم تجربه شونو دارم والان متوجه شدم که کدنویسی اشتباه چه تاثیرمخربی روی ذهن من داشته.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شیرین محصلی
      ۱۳۹۸/۱۰/۲۴ ۱۲:۱۰
      مدت عضویت: 2481 روز
      امتیاز کاربر: 17423 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 51 کلمه

      دقیقا همین طور من مثل شما استاد از بچه گی چاق بود وهیچ وقت لاغر نبودم وهمیشه این حرف رو بهم می گفتن که هیکلت همینه ،بنیت اینه از بچه گی همین بودی ولاغری بهت نمی یاد وهمین باعث شد ذهنم رو برای چاقی کد نویسی بکنم وهی چاق وچاق ترشدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      ۱۳۹۸/۰۹/۲۵ ۰۴:۴۸
      مدت عضویت: 2481 روز
      امتیاز کاربر: 48447 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 366 کلمه

      سلام استاد عزیز و گرامی و دوستان خوب و نازنینم
      این فایل خیلی عالی و جالب و آموزنده بود از شنیدنش بسیار زیاد لذت بردم بگذارید برایتان داستان چاق شدن خودم را بگویم
      من قبل از ازدواجم ۵۰ کیلو وزن داشتم بعد از ازدواج خانواده شوهرم مرا بسیار لاغر میدانستند و عقیده شان این بود که اگر زن از زندگی اش و شوهرش راضی است باید تپل باشد و از من میخواستند که چاق شوم تا اطرافیان آنها خوب بودن شوهرم را زیر سوال نبرند البته من حرفشان را قبول نداشتم و می خندیدم و می گفتم من دوست ندارم چاق باشم تا اینکه یک سال بعدش که باردار شدم اصرار آنها برای بیشتر خوردن زیاد شد و می گفتند که تو به خاطر بچه ای که در شکم داری باید به اندازه دو نفر غذا بخوری تا بچه ات سالم باشد و خوب رشد کند
      در مقابل این عقیده ترسیدم که مقاومت کنم چون اینجا دیگه پای نوزادم در میان بود فکر کنم در طول آن ۹ ماه حدود ۱۵ کیلو اضافه کردم و بچه ای که به دنیا آوردم حتی ۳ کیلو هم نبود ???
      باور اشتباه بعدی که به من تحمیل شد این بود که این طبیعی است که اضافه وزن دوران بارداری فقط مقدار کمی از آن از بین برود و بعد از زایمان هم که دوران شیر دهی به نوزاد است و همان عقیده اشتباه که باید زیاد بخوری تا به اندازه کافی شیر داشته باشی کمکی به از دست دادن اضافه وزن دوران بارداری نکرد که هیچ مرا بیشتر به سمت چاق شدن پیش برد ???
      این بود داستان باورهای اشتباه من و در نتیجه داشتن اضافه وزن برای مدت ۴۰ سال اما الان که به شکر خدا به راه تناسب فکری راهنمایی شدم این باورها به همراه باورهای اشتباه دیگر را شناسایی کرده و آنها را با باورهای صحیح متناسب شدن جایگزین کردم و فکر کنم تا به حال حدود ۱۰ کیلو کم کرده ام و ۵ کیلوی دیگر کم کنم به وزن ایده الم که ۵۹ است میرسم البته خودم را وزن نمیکنم ولی از روی لباسهایم مقدار لاغر شدنم را حدس میزنم من در مسیر درست قرار گرفته ام و با اطمینان کامل به سمت هدفم در حرکت هستم ???❤❤❤???

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 156 کلمه

      سلام
      من قبل از ازدواجم‌ خیلی متناسب بودم بعد از ازدواج نمیدونم شاید حدود هفت یا هشت ماه یا شاید کمی بیشتر من پوست بدنم بسیار خشک شد وخارش شدید داشتم و یک سری لک روی پوستم افتاد به خاطر اون موضوع به پزشک مراجعه کردم .اون روز دکتر بهم گفت که احتمال زیاد شما چاق شدی و به خاطر همین پوستت کشیده شده واین مشکلات رو برات بوجود اورده .ومن حرف اون دکتر رو قبول کردم و ترس از چاق شدن رو توی ذهن خودم کاشتم .وبعد از اون هم با فاصله یکی دو ماه شروع خوردن داروهای هورمونی رو رو داشتم و از اون موقع ها بود که من چاق شدن رو در خودم حتمی دیدم وکدنویسی چاقی در ذهنم رو شروع کردم و بعد از مدتی رفتارهای اشتباه در من بوجود اومد واین اشتباهات به مرور زیاد تر شد ودلایلم برای چاقی درذهنم هم زیاد تر وشد انچه که نباید میشد?

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عشق
      ۱۳۹۸/۰۹/۲۱ ۱۳:۲۸
      مدت عضویت: 2481 روز
      امتیاز کاربر: 6707 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 77 کلمه

      روز چهل و هفت تکرار:
      کدنویسی ذهنی برای چاقی و لاغری:
      سپاس از شما استاد عزیز بابت اینهمه تعهد در انتقال هر مطلب جدیدی که میتونه بیشتر به هنرجوهاتون کمک کنه. مطالب فایل خیلی جالب و اموزنده بود و باعث شد به فکر بیفتم منم از این پس بعد از میل کردن هر خوراکی البته در زمان مناسبش در کنار سایر اموزش‌های مربوط به تناسب از شکم صاف و زیبایم که در حال شکل‌گیریه تمجید و اظهار رضایت کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 136 کلمه

      سلام روزتون به خیر
      چقدر این فایل عالی بود شروع شاد پایان شاد واقعا لذت بردم استاد عزیز ممنون.
      من دوستی داشتم که واقعا لاغر بود و هر چی تلاش میکرد چاق نمیشد کارهای زیادی کرد حتی قرصهایی برای چاق شدن میخورد و از یک زمان شروع به چاق شدن کرد بعد از گذشت حدود ۱۵ سال اونقدر چاق شده بود که این بار هیچ روشی اونو لاغر نمیکرد عمل جراحی انجام داد و بعد از یک مدت دوباره به حالت اول برگشت فکر کردم شاید این به موضوع فایل ما بی ربط نباشه احتمالا کد نویسی که انجام داده خیلی دقیق بوده ??
      همیشه دلم میخواد باهاش راجع به تناسب فکری صحبت کنم ولی مطمئن هستم با کلی حرف رد میکنه به همین خاطر گذاشتم برای وقتی که به تناسب ایده ال رسیدم راهنمائیش کنم .
      با تشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 10
گردونه هدایا گردونه هدایا