0

کدنویسی ذهن برای لاغر شدن

کدنویسی ذهن برای لاغر شدن
اندازه متن

تا حالا شده حس کنی مغزت داره علیهت کار می‌کنه؟ 😩

انگار هر بار تصمیم می‌گیری لاغر بشی، یه نیروی نامرئی از درون، تو رو به سمت خوردن بیشتر می‌بره 🍰🤯

در واقع، اون چیزی که نمی‌ذاره وزن کم کنی، نه تنبلیه، نه ارثیه… بلکه همون کدنویسی ذهن برای لاغر شدنه که تا الان انجام نشده! 🧠💻

همون‌طور که کامپیوتر بدون کد درست کار نمی‌کنه، ذهن ما هم بدون برنامه‌ریزی درست، نمی‌تونه بدن متناسب بسازه.

تو این مقاله می‌خوام با زبون ساده و تصویری بهت نشون بدم که چطور می‌تونی ذهن خودت رو مثل یه برنامه‌نویس حرفه‌ای برای کاهش وزن برنامه‌ریزی کنی 🌱💡

آماده‌ای خودت رو از نو “کدنویسی” کنی؟ ✨

ضرورت کدنویسی ذهن برای لاغر شدن ✨🧠

تصور کن هر روز صبح بیدار می‌شی با این نیت که “از امروز دیگه همه‌چیز فرق می‌کنه!” ولی تا ظهر نشده، خودت رو در حال خوردن چیزایی می‌بینی که قرار بود حذفشون کنی… 😞

دوباره شب که می‌رسه، وجدان‌درد، احساس شکست، و صدایی در ذهنت که می‌گه: «تو نمی‌تونی لاغر شی!» یا «تو همیشه همین‌جوری می‌مونی!» 😔

حالا یه سؤال مهم: چرا با اینکه واقعاً می‌خوای لاغر بشی، نمی‌تونی؟

نه، جوابش اراده نیست، ژنتیک هم نیست.

جوابش اینه که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن تا حالا به صورت اصولی در ذهن تو انجام نشده! 🤯

ذهن ما دقیقاً مثل یه سیستم عامل یا کامپیوتر عمل می‌کنه. هر فکری که بارها و بارها تکرارش می‌کنی، مثل یه “کد برنامه‌نویسی” وارد مغزت می‌شه و مغز هم طبق اون کد رفتار می‌کنه.

اگه سال‌ها به خودت گفتی:

  • «من استعداد چاقی دارم»
  • «همه خانوادم چاق‌ان، پس منم باید باشم»
  • «با استرس فقط می‌تونم بخورم» اینا در واقع تبدیل شدن به کدهای ذهنی چاق‌کننده‌ای که مغزت براساس اون‌ها بهت فرمان می‌ده: بخور، ذخیره کن، حرکت نکن 🧁🍕🛋

📚 در مطالعه‌ای درباره علوم اعصاب و رفتاری عنوان شده که:

«باورهای ذهنی افراد درباره غذا و بدن، در شکل‌گیری عادات خوردن و حتی متابولیسم بدن نقش کلیدی دارند.»

یعنی مغزت فقط ابزار اجراست. این خودت هستی که باید دستور درست بهش بدی… و اینجاست که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن وارد ماجرا می‌شه 💻💪

🔁 همون‌طور که با بازنویسی کدهای اشتباه در یک برنامه کامپیوتری می‌شه عملکرد رو اصلاح کرد، تو هم می‌تونی با بازنویسی افکار و باورهای ذهنی اشتباه، رفتار غذایی و جسمی‌ت رو تغییر بدی.

در این مقاله می‌خوام برات توضیح بدم که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن دقیقاً یعنی چی؟ چطور انجامش بدی؟ و چرا بدونش هیچ روشی جواب نمی‌ده؟

آماده‌ای ذهنت رو از نو برنامه‌ریزی کنی؟ ✨

🟩 کدنویسی ذهن یعنی چی؟ و چطور باعث چاقی یا لاغری می‌شه؟ 🧠💾

وقتی از کدنویسی ذهن برای لاغر شدن حرف می‌زنیم، شاید در نگاه اول این واژه‌ها فنی و عجیب به‌نظر برسن، ولی واقعیت اینه که این مفهوم خیلی ساده‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی.

🧩 بذار برات با یه مثال بگم:

فرض کن یه کامپیوتر داری که قراره وزن تو رو کاهش بده. اما تو از روز اول بهش دستور دادی:

  • من عاشق شیرینی‌جاتم
  • بدون نون سیر نمی‌شم
  • اگه ناراحت باشم باید یه چیزی بخورم

❗ یعنی به‌جای دستور «لاغر شو»، بهش گفتی: «بخور، چاق شو، زخیره کن!»

و مغزت مثل یه کامپیوتر فرمان‌پذیر، دقیقاً همون چیزی رو که بهش دادی، بهت برگردونده.

🧠 مغز انسان مرکز فرماندهی بدنه، ولی خودش برنامه‌ریزی نمی‌کنه.

برنامه‌نویسش تویی!

تو هستی که از طریق تکرار افکار، باورها، احساسات و تصویرسازی‌های ذهنی، اون رو کدنویسی می‌کنی.

✅ وقتی بارها با احساس بد از چاقی رنج کشیدی،

✅ بارها با تصویر خودت در آینه دلسرد شدی،

✅ بارها گفتی «نمی‌تونم»،

همه‌ی اینا مثل نوشتن کد توی مغزته: «من چاق می‌مونم»

و تا وقتی این کدها پاک نشن و جایگزین نشن، حتی بهترین رژیم‌ها هم کار نمی‌کنن.

🎯 در ادامه مقاله، درباره اینکه این کدها چطور ثبت شدن و چطور می‌تونی کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو انجام بدی مفصل صحبت می‌کنیم.

🟢 اما یادت باشه: تا وقتی برنامه‌ی درونی ذهنی تو کدهای چاقی رو اجرا می‌کنه، هیچ راه بیرونی‌ای نمی‌تونه تو رو نجات بده…

🟩 چرا بیشتر روش‌های لاغری شکست می‌خورن؟ 🤷‍♀️🚫

حتماً شنیدی که می‌گن: «رژیم گرفتم، ۵ کیلو کم کردم، ولی بعدش برگشت!» یا «یه مدت باشگاه می‌رفتم، وزن کم شد ولی ولش کردم، دوباره چاق شدم!»

🔁 این داستانِ تکراری خیلی از آدم‌هاست…

و اگه صادق باشیم، شاید خودمون هم بارها این مسیر رو رفتیم!

حالا سؤال اصلی اینه: چرا این همه تلاش، این همه سختی، این همه هزینه… ولی باز هم چاقی برمی‌گرده؟ 😟

🧠 جواب ساده‌ست: چون کدنویسی ذهن برای لاغر شدن انجام نشده.

یعنی مغز، هنوز همون “نرم‌افزار چاقی” رو اجرا می‌کنه.

وقتی تو با رژیم گرفتن، فقط غذا رو کم می‌کنی ولی افکار و باورهای ذهنی‌ت همون قبلی هستن، مغزت بعد یه مدت به حالت قبلی برمی‌گرده.

مثل این می‌مونه که بخوای روی یه کامپیوتر ویروسی، برنامه سالم نصب کنی.

تا وقتی ویروس پاک نشه، اون برنامه درست اجرا نمی‌شه! 🦠💻

📊 در تحقیق منتشرشده توسط انجمن روانشناسی آمریکا مشخص شده که:

بیش از ۸۰٪ افرادی که وزن کم می‌کنن، طی دو سال دوباره به وزن اولیه یا بیشتر از اون برمی‌گردن، مگر اینکه تغییرات ذهنی و رفتاری عمیق در سبک زندگی و باورها ایجاد بشه.

💡 یعنی چی؟ یعنی اگر باورهای ذهنی چاق‌کننده مثل:

  • من با غذا آرام می‌گیرم
  • بدن من مقاومه
  • فقط با رژیم سخت می‌شه لاغر شد در ذهن باقی بمونن، حتی اگر ۱۰ کیلو کم کنی، ذهن ناخودآگاهت تو رو دوباره به نقطه شروع برمی‌گردونه.

🔄 ذهن مثل یه GPS می‌مونه. تا وقتی مقصد رو «چاقی» تنظیم کردی، حتی اگه چند کیلومتر به سمت لاغری بری، باز هم برت می‌گردونه!

🎯 پس باید کاری عمیق‌تر از رژیم گرفتن انجام بدی… باید بری سراغ ریشه.

ریشه‌ای به اسم: کدنویسی ذهن برای لاغر شدن

در بخش بعدی دقیقاً بهت می‌گم این کدها چطوری توی ذهن ما ثبت شدن و چطور می‌تونی شروع به بازنویسیشون کنی… مثل یه برنامه‌نویس حرفه‌ای که اپلیکیشن زندگی جدیدش رو طراحی می‌کنه 💻✨

🟩 کدهای ذهنی چاقی چطور در ذهن ما ثبت و بازنویسی می‌شن؟ 🧠📝

کودکی رو تصور کن که کنار سفره نشسته، هنوز سیر نشده ولی مامانش با مهربونی می‌گه:

«بخور عزیزم، اگه نخوری ضعیف می‌شی!»

یا وقتی غذاشو کامل خورد، همه تحسینش می‌کنن: «آفرین که غذاتو تموم کردی!» 😇🍽️

همین جمله‌های به ظاهر ساده، شروع کدنویسی ذهن برای چاق شدن هستن.

ذهن کودک، مثل زمین حاصل‌خیزیه که هر چیزی توش کاشته بشه، رشد می‌کنه. وقتی سال‌ها این پیام‌ها رو می‌شنوه، باور می‌کنه که:

  • خوردن = محبت گرفتن
  • پرخوری = تشویق شدن
  • نرفتن سراغ غذا = گناه یا بی‌ادبی

و اینجوری کم‌کم، کدهای ذهنی چاقی، در ناخودآگاه ما ثبت می‌شن 😶💾

📚 طبق تحقیق منتشرشده در Appetite Journal، تجربیات اولیه زندگی، پیام‌های والدین و محیط خانوادگی نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری باورهای غذایی دارند.

افرادی که در دوران کودکی تشویق به پرخوری می‌شدن، در بزرگسالی بیشتر مستعد پرخوری هیجانی و چاقی مزمن هستن.

❗ حالا سؤال مهم: اگه این کدها سال‌هاست در ذهن تو ثبت شدن، آیا راهی هست که پاکشون کنی؟

جواب اینه: بله! و اینجاست که «کدنویسی ذهن برای لاغر شدن» وارد می‌شه 💻🧠

🔄 برای بازنویسی ذهن، باید دو قدم مهم برداری:

🧩 ۱. شناسایی کدهای مخرب ذهنی

اول باید بفهمی چه باورهایی در ناخودآگاهت هست که تو رو چاق نگه داشته.

مثلاً:

  • «من فقط با شیرینی آروم می‌گیرم»
  • «لاغری برای بقیه‌ست، نه من»
  • «من همیشه چاق بودم، همیشه هم می‌مونم»

وقتی این افکار رو با دقت بنویسی و ببینی چقدر تکرارشون کردی، متوجه می‌شی مغزت فقط داره به فرمان‌های خودت عمل می‌کنه! 🤯

🧩 ۲. جایگزینی با کدهای متناسب‌کننده

حالا وقتشه که افکار و باورهای جدیدی رو جایگزین کنی. مثل:

  • «بدن من می‌تونه تغییر کنه»
  • «من هر روز سبک‌تر و متناسب‌تر می‌شم»
  • «من لیاقت زندگی با جسم سالم و رها رو دارم» 🌿

با تکرار این افکار به همراه تصویرسازی و احساس خوب، تو داری برنامه جدیدی توی ذهن ناخودآگاهت نصب می‌کنی. همون کاری که یه برنامه‌نویس با نرم‌افزار جدید می‌کنه 💡🧘‍♀️

و این دقیقاً کاریه که در دوره آموزشی پیشرفته لاغری با ذهن انجام می‌شه:

📥 شناسایی کدهای مخرب

📤 نصب کدهای متناسب‌کننده

و این یعنی شروع واقعی «کدنویسی ذهن برای لاغر شدن»

🟩 چرا باید مثل یه برنامه‌نویس حرفه‌ای ذهن خودت رو بازنویسی کنی؟ 👨‍💻🧠

شاید تا حالا فکر می‌کردی که لاغر نشدن تقصیر بدنت، ژنتیک یا شرایط زندگیته… ولی اگه از دید یه برنامه‌نویس به ذهن خودت نگاه کنی، همه‌چیز شفاف‌تر می‌شه.

🎯 یه برنامه‌نویس حرفه‌ای وقتی می‌بینه برنامه‌ای که نوشته درست کار نمی‌کنه، چی کار می‌کنه؟

اول از همه، به خودش شک می‌کنه نه به سیستم.

شروع می‌کنه کدها رو مرور کردن. خط‌به‌خط بررسی می‌کنه که کجا اشتباه نوشته، کجا دستور اشتباه داده، کجا باید اصلاح بشه.

❌ برنامه‌نویس هیچ‌وقت کامپیوتر رو مقصر نمی‌دونه

❌ هیچ‌وقت نمی‌گه «خدا نخواست» یا «سیستم مشکل داره»

✅ اون می‌دونه که نتیجه‌ای که می‌بینه، حاصل کدهایی هست که خودش نوشته.

حالا همین موضوع رو بیار به دنیای ذهن خودت:

ذهن تو، مثل یه کامپیوتر فوق‌پیشرفته‌ست.

کدهایی که سال‌ها با فکر، احساس، باور، جمله‌های تکراری و تجربه‌ها توی اون نوشتی، الان دارن زندگیتو اجرا می‌کنن.

پس اگه بدنت اون چیزی نیست که می‌خوای…

🌟 وقتشه نقش برنامه‌نویس ذهن خودت رو به عهده بگیری

🌟 وقتشه به‌جای شکایت از نتیجه، بگردی دنبال کدهای اشتباهی که ثبت کردی

🌟 وقتشه کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو جدی بگیری

👩‍💻 برنامه‌نویس واقعی، خودش رو مسئول نتیجه می‌دونه.

🌱 و تو هم اگه بخوای واقعاً لاغر شی، باید شجاعت اینو داشته باشی که مسئولیت ذهن خودت رو بپذیری.

🟢 این یعنی: اگه چیزی که الان داری، نتیجه‌ی کدهای قبله، چیزی که می‌خوای، نتیجه‌ی کدهای جدیده!

و تو می‌تونی از همین لحظه شروع کنی به بازنویسی کدنویسی ذهن برای لاغر شدن.

🟩 چرا تلاش‌ برای لاغری بدون تغییر کدنویسی ذهن، بی‌نتیجه می‌مونه؟ 😩🔁

اگه چند ساله که داری تلاش می‌کنی لاغر بشی، ولی هنوز نتیجه‌ای که می‌خوای رو نگرفتی، اول از همه بدون: تو تنها نیستی! 💛

اما نکته مهم‌تر اینه که مشکل از اراده‌ی تو نیست، از رژیم نیست، از ورزش نکردن هم نیست…

👀 مشکل اصلی اینجاست: کدنویسی ذهن برای لاغر شدن هنوز اتفاق نیفتاده.

تا وقتی برنامه‌ی درونی ذهن تو همون باورهای قبلیه، هر چقدر هم تلاش کنی، مثل اینه که سعی کنی با طناب پوسیده از چاه بیای بالا!

مثلاً:

  • صبح‌ها با انگیزه بلند می‌شی که رژیم رو رعایت کنی
  • ظهر وسط کار، خسته‌ای و یه چیزی شیرین می‌خوری
  • شب وجدان‌درد می‌گیری و به خودت می‌گی: «بازم شکست خوردم!»
  • و فردا دوباره همین چرخه تکرار می‌شه… 🔄🍫

🧠 ذهن ناخودآگاهت، با کدهای قدیمی چاقی داره رفتار می‌کنه:

  • «غذا منو آروم می‌کنه»
  • «من همیشه چاق بودم»
  • «موقع استرس باید بخورم»

ذهن ناخودآگاه بیش از ۹۰٪ تصمیمات رفتاری انسان رو کنترل می‌کنه. تا زمانی که این بخش ذهن بازنویسی نشه، تغییرات پایدار در سبک زندگی غیرممکنه.

پس مهم نیست چقدر اراده کنی، چون فرمان اصلی از ذهن ناخودآگاهت میاد!

و تنها راه تغییر این فرمان‌ها، بازنویسی کدهای ذهنیه، یعنی همون چیزی که در مسیر کدنویسی ذهن برای لاغر شدن انجام می‌دیم 💻🧠

💡 حالا چه کار باید بکنی؟

✅ تلاش بیرونی رو متوقف نکن، ولی تکیه‌ی اصلی رو بذار روی تغییر درونی

✅ افکارت رو بنویس، باورهای تکراری ذهنی‌ت رو پیدا کن

✅ با تمرین، فایل صوتی، تصویرسازی، تکرار مثبت، کدهای جدید رو جایگزین کن

✅ با ذهنی متناسب، رفتارهای متناسب به‌صورت طبیعی ازت سر می‌زنه

🎯 درست مثل افرادی که بدون سختی رژیم، فقط با تغییر نگاه و احساسشون نسبت به غذا و بدن، شروع به لاغر شدن می‌کنن…

و تو هم می‌تونی جزو اون‌ها باشی.

🟩 مراحل کدنویسی ذهن برای لاغر شدن: از تشخیص تا تثبیت 🧠➡️💪

اگه تا اینجا با دقت خوندی، احتمالاً الان کاملاً آماده‌ای که بدونی چطور باید مسیر کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو شروع کنی.

اینجا دقیقاً همون کاریه که من در دوره لاغری با ذهن به هنرجوهام یاد می‌دم:

چطور با تمرین‌های ساده ولی عمیق، ذهنشون رو از حالت چاق‌کننده به حالت متناسب‌کننده تغییر بدن ✨

بیاید قدم‌به‌قدم با هم جلو بریم:

✅ ۱. شناسایی کدهای مخرب ذهنی 💣📝

اولین قدم کدنویسی ذهن برای لاغر شدن، شناسایی افکار و باورهایی‌یه که باعث چاقی شدن.

یعنی باید صادقانه بشینی و از خودت بپرسی:

  • من واقعاً درباره لاغری چی فکر می‌کنم؟
  • چه جملاتی رو مدام تو ذهنم تکرار می‌کنم؟
  • وقتی غذا می‌بینم، چه احساسی دارم؟

📌 تمرین نوشتاری ساده‌ای که من به هنرجوها می‌دم، اینه:

چند روز پشت سر هم هر فکری که درباره غذا، خوردن، گرسنگی، اندام، یا چاقی در ذهنت میاد، یادداشت کن.

بعد از چند روز، خودت می‌فهمی که چه کدهایی داره ذهن تو رو هدایت می‌کنه! 🤯

✅ ۲. تشخیص الگوهای احساسی چاق‌کننده 😥🍫

تو خیلی وقت‌ها فقط از روی گرسنگی فیزیکی غذا نمی‌خوری؛

گاهی برای فرار از استرس، بی‌حوصلگی، تنهایی، عصبانیت یا حتی خوشحالی می‌خوری.

و ذهن تو یاد گرفته که غذا = آرامش.

این یه کد خیلی عمیقه که باید شناسایی بشه.

📌 تمرین پیشنهادی من برای این بخش:

هربار که احساس نیاز به غذا داشتی، قبل از خوردن، لحظه‌ای مکث کن و از خودت بپرس:

«الان گرسنه‌م، یا یه احساس رو دارم تجربه می‌کنم؟»

✅ ۳. جایگزینی با کدهای متناسب‌کننده 🌱🧠

اینجا قسمت جذاب ماجراست:

وقتی فهمیدی چه کدهایی داری، وقتشه جایگزینشون کنی با باورهای جدید مثل:

  • بدن من قابل تغییره
  • من توانایی متناسب شدن رو دارم
  • غذا فقط برای تغذیه‌ست، نه آرامش

✅ اینجا از فایل‌های صوتی تأثیرگذار، تصویرسازی ذهنی مثبت، تمرین‌های نوشتاری و مراقبه کمک می‌گیریم تا کدنویسی ذهن برای لاغر شدن به عمق ذهن ناخودآگاه نفوذ کنه.

تکرار جملات تأکیدی همراه با احساس، یکی از قدرتمندترین روش‌ها برای تغییر باورهای عمیق در ذهن ناخودآگاه است.

✅ ۴. تثبیت کدنویسی جدید با تکرار و احساس ✨📣

تغییرات ذهنی، مثل ورزش دادن یه عضله‌ست.

اگه فقط یه‌بار انجامش بدی، هیچ تغییری نمی‌کنی. ولی اگه با اشتیاق و احساس خوب تکرارش کنی، ذهن ناخودآگاهت اونو به‌عنوان کد جدید می‌پذیره.

📌 هنرجوهایی که با تمرکز، فایل‌های صوتی دوره رو گوش می‌دن، تمرین‌ها رو می‌نویسن، تصویرسازی می‌کنن و از تکرار نمی‌ترسن، دقیقاً همون‌هایی‌ان که به نتایج فوق‌العاده می‌رسن. 💫

📸 در آلبوم «شگفتی‌سازان ذهنی» می‌تونی تصاویر هنرجوهایی رو ببینی که با همین مراحل ساده اما پیوسته، تونستن از ذهن چاق‌کننده به ذهن لاغر‌کننده برسن… بدون رژیم، بدون ورزش اجباری، فقط با کدنویسی ذهن برای لاغر شدن 💚

🟩 جمع‌بندی و دعوت دوستانه:

مسیر کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو همین امروز شروع کن! 🌟💚

تا اینجا با هم فهمیدیم که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن یعنی چی، چرا روش‌های قدیمی رژیم و ورزش به تنهایی کافی نیستند، و چطور می‌تونیم با تغییر کدهای ذهنی، رفتار و سبک زندگی‌مون رو به سمت تناسب اندام واقعی هدایت کنیم.

یادت باشه: ذهن ما مثل یه کامپیوتر فوق‌العاده پیشرفته‌ست که فقط به کدهایی که بهش می‌دیم واکنش نشون می‌ده.

وقتی کدهای چاق‌کننده رو پاک کنی و به جای اون کدهای متناسب‌کننده بذاری، نتیجه‌اش یه زندگی پرانرژی، سالم و متناسبه 🌈✨

🎯 پیشنهاد ویژه برای تو:

برای اینکه کدنویسی ذهن برای لاغر شدن برات راحت‌تر و علمی‌تر باشه، من دو دوره‌ی فوق‌العاده طراحی کردم:

  1. دوره اصلاح پرخوری و کنترل اشتها در مغز در این دوره یاد می‌گیری چطور پرخوری هیجانی و افکار نادرست درباره غذا رو کنترل کنی و به ذهن ناخودآگاهت فرمان کنترل اشتها بدی. این دوره پایه‌ی مهمی برای شروع کدنویسی ذهن برای لاغر شدن هست.
  2. دوره پیشرفته لاغری با ذهن در این دوره تخصصی‌تر، به صورت عمیق‌تر روی بازنویسی کدهای ذهنی کار می‌کنیم، تمرین‌های عملی و فایل‌های صوتی ویژه استفاده می‌کنیم تا کدهای لاغری به صورت پایدار تثبیت بشن و به زندگی روزمره‌ات منتقل بشن.

🧘‍♀️ تو می‌تونی انتخاب کنی که همچنان به روش‌های قدیمی ادامه بدی یا اینکه از همین الان مسئولیت تغییر ذهن و زندگی‌ات رو بپذیری و با کدنویسی ذهن برای لاغر شدن، آینده‌ای روشن‌تر بسازی.

اگر آماده‌ای تا کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو شروع کنی، همراه من باش تا با کمک تمرین‌ها و فایل‌های آموزشی، ذهنت رو از نو برنامه‌ریزی کنیم و زندگی متناسب و شادی رو تجربه کنی.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.44 از 437 رای

پادکست صوتی
https://tanasobefekri.net/?p=13063
123 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۳ ۱۰:۰۸
      مدت عضویت: 1310 روز
      امتیاز کاربر: 85901 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 415 کلمه

      سلام صبح ۱۳ بهمن شما بخیر شادیباشه

      امروز که داشتم این فایل گوش میکردم  خیلی فکر کردم چرا کد نویسی باعث ابن مشکل تو بدن من شده .

      کنکاش کردم تو مسیرهای متلخف تو ذهنم شنا  کردم مثل کسی که تو دریا در حال غرق شدن به خودم گفتم علت پیدا کن تو یی زمانی کد اشتباه اولیت پیدا کن 

      موضع چاقی من بر میگرده به دوران کودکی چون با پدرم تو خوردن غذا هم پایه بودم وباش راحت بودم حسی همه دختران با پدرشون دان ایشون کمی اضافه وزن داشتن اون خدا بیامرز یی جمله معرف داشتن وفتی غذا زیاد بود وکسی میل به خوردن نداشت میگفت شکمم خراب شده بهتر تا مالم خراب شه ما ترغیب به خودردن میشدی میخندیدیم اولین ومهم ترین کد اشتباه.

      حالا که کد اولیه پیدا کردم چکارکنم .

      میرسیم به کدهای دبگه این ذهن زیبایی ما پراز کد هایی اشتباه حالا استباه بود مشکل بیشتر این مسله در قبول نکردن اشتباهی این کدهاست

      این سلوهای پیچاره همرا کدها ی اشتباه تقسیم سلولی انجام دادیم در کل بدن پخش کردیمم با پرخوری بهشه انژی اضافه تحمیل کردیم به خودمون  وباوریی اشتباه امکان رشت تو بدندمون دادیم شدیم افراد چاق حالا بر درست کردنش کاره سختی زمان بره  برای درست کر د نش بارها وبارها با ژیمهای اشتباهی ضربه زدیم بدن روحمون وحسمون خراب کردیم رسیدی به این نقطه 

      حالا شنا کردن در مسیر برعکس ودرست کردن مسیرهااشتباه قرا دادن کدهی درست  قرار گرفتن تو فضایی اموزشی ویادکیری وچگونه انجام دادن یاد گرفته ها اموزش دیده شده .استمرا دردرزمان وطولانی بودن این مسیر همه همه ما رو به نتجه میرسونه.به خودمان فرصت بدیم تا بدن جسم ومغز با هماهنک بشن بعد نتیحه عالی ازش به دست میاریم.

      همیشه میگفتن چیزی پیر در خشت خام میبین حوان نمیبینه خواستم به افرادحوان ابن گروه بگم من با ۵۶ سال دنیایا  تجربه هستم درمورد اضافه وزن خودم خیلی پیر میدونمستم برای این دوره ولی به خودم واحساسم غلبه کردم گفتم من جوانم سنی ندارم باید بلند شم خودمو از ابن وضعیت نحات بدم سنم خط زدم بر ای خودم تولد اگاهنه گرفتم شدم ۴۶ ساله وشروع به حرکت کردم. عاشق لاغریی شدم ازچاقی انتقام میکرم با حال خوب احساس شادی وتکرار وعملی انجام دادن یاد گرفته ها.

      میرسم به تصویر سازی ازخودمان در فیلم های قدیمی ایرانی پسرا ازقهرمانشون تو قیلم عکسی داشتن قسمت سررو با عکس خوشون عوض میکردن  باهش حس خوب میگرفتن من از این روش استفاده کروم افراد لتغ خانواده که دوست دارم خودم جاشون میزارم اولش یخت بود ولی حالا تصویر دار برام واضحتر میشه. به امید خدا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,525 کلمه

      به نام خالق هدایتگر سلام . 

      استاد وقتی فایل هارو گوش می‌کنم اون قسمت ها که میگید نمیشه یا کار سختی هست احساس خوبی به من دست نمی‌داد همین راجب تصویر سازی ذهنی که گفتید نمیشه آخه من چند باری خودم در تناسب اندام مجسم کردم و لذت بخش بود اما با این کلمه نمیشه کار آسونی نیست نمی‌توانستم ارتباط برقرار کنم درواقع احساسم بد میشد وقتی این کلمات می‌شنیدم اول خواستم ازتون راهنمایی بخواهم بعد گفتم بیام فایل های شما رو برای خودم ویرایش کنم و اون قسمت ها رو حذف کنم آخه فکر می کردم این سبک حرف ها مثل این جمله ذهنم مقاومت داره یه باور اشتباه مثل این که حالا حالا ها باید کارکنی تو نتیجه نمی‌توانی بگیری در واقع یه انتظار طولانی مدت خلاصه یه همچین مسئله ای بعد با خودم گفتم خوب چرا باید این حرف در من احساس بد ایجاد کنه ؟ همین احساس بد داشتن نتایج برخلاف خواسته من رقم میزنه دیدم در وجودم هنوز رگه هایی از این باور هست که تو نمی‌توانی به راحتی از این مسیر اونم  با این ۱۰۰ گام نتیجه بگیری یه جورایی در ذهنم این‌چنین باور اشتباهی قرار داره پس به یاد اوردم فایل های ابتدایی که گفتید این طوری فکر نکنید چون رایگان نتیجه نمی‌گیرید و هزینه تنها مالی نیست و این که شما با عشق و علاقه آن چه که بهتون رب میگه رو در این فایل ها میگید .

      از طرفی دیدم این همه نکته دارید میگید دارید میگید که می‌توانید میشه امکان پذیر اما من تنها روی آیت سخت و کاردشواری کلید کردم و فهمیدم ایراد از این ورودی هایی که به ذهنم دادم و عادتش دادم به جای تمرکز روی جنبه های مثبت روی قسمت منفی تمرکز کنه با هدف مثلا اصلاح و مواظبت از خود . خوش حالم که توانستم یه عادت اشتباه که پشتش یه باور اشتباه بود و فکر میکردم در وجودم نیست شناسایی کنم و در جهت برطرف کردنش قدم بردارم خداجونم متشکرم متشکرم به قول شما استاد در فایل های قبل یا باید خودمون تغییر کنیم یا شرایط تغییر بدیم منم اومدم شرایط تغییر بدم دیدم نه من باید خودم طرز فکرم عوض کنم . 

      و وقتی هم کامنت زیبای فروغ عزیز خواندم و همین جا ازش تشکر میکنم دیدم نه شما داری یکی از نعمت هایی که دارم اشاره میکنید یعنی داشتن تصویر متناسب از خودم و باید خدارو هزار بار شاکر باشم به خاطر این که کارم آسون کرده در این مسیر و این باور که چه برداشتی از این فایل داشته باشم و چه نتیجه ای بگیرم به من به نوع نگرش من مربوط میشه . 

      استاد متشکرم برای تهیه این فایل و نوشته اولش و گزاشتن کامنت دوستان چرا که با در کنار هم گذاشتن اینها خیلی بهتر می‌توانیم درک کنیم منظور شما رو . 

      نکات کلیدی این فایل : 

      فردی با تشویق و تحسین خودش با زیبا جلوه دادن چاقی در ذهنش  توانسته از اندام کاملا متناسب به اندام چاق برسه اونم در سه ماه نه باشگاهی و نه پرخوری تنها با تصور خودش به این نتیجه رسیده مثل وقتی که متناسب بودم و تا به خودم اومدم دیدم چاق شدم و شکم درآوردم یه باور اشتباه که از برخی کسبه اهل بازار شنیدم این شکم اعتبار . وقتی راجب این آقا پسر گفتید یادش افتادم . 

      مریم خیلی خیلی مهم که به خودت چی میگی چرا که این گفت و گو های خودت با خودت که  در تو ایجاد احساس شکست یا انگیزه می‌کنند و باورهای تو رو شکل میدن . 

      به توانایی ذهن خود برای لاغر شدن اعتماد کنید . 

      مریم این ذهن شگفت انگیزه خودت و تمام افراد چاق و از جمله این فرد تنها به واسطه ذهنشون این اندام برای خودشون ایجاد کردند اندامی که برخلاف روند طبیعی بدن هست پس میشه میشه به راحتی به اندام دلخواهت بررسی با پشت کار هر چقدر قدرت ذهنت باور کنی در این مسیر به همون اندازه میتوانی نتیجه بگیری عزیزم . 

      ببین در این مثال فرد خالی از کدهای چاقی بوده و با تشویق خودش و توجه به مزایای چاقی کدهای چاقی رو نوشته حالا ببین کارتو راحت تر هست چرا چون در این بدن کدهای متناسب بودن به عنوان پیش فرض این جسم وجود داره فقط باید با دادن ورودی های درست این کدها رو روشن کنی و از  طرفی کدهای بیشتری از متناسب شدن بهش بدی تا کفه لاغری سنگین تر بشه و کدهای چاقی کم رنگ و کم رنگ بشه که اثری ازش دیده نشه 

      در این مسیر نباید حرف مردم برات مهم باشه وقتی متناسب بودی می‌گفتند چرا انقدر لاغر شدی وقتی چاق شدی یه جور دیگه چرا انقدر چاق شدی همین یک ماه پیش کسی بهم گفت چقدر پوستت روشن تر از وقتی که چاق بودی شده سوال بود برام چی شد آنقدر پوستت تیره شده بود و روبه سیاهی بود بعد دوسه روز پیش یه نفر دیگه گفت تو چرا سیاه شدی ؟ این در صورتی بود که یک روز قبلش یه نفر دیگه گفته بود پوستت بازم بهتر از قبل شده خلاصه هرکسی یه جور اضهار نظر میکنه بی خیال افراد باش طبق قانون ذهن کاری رو انجام میده و میپذیرد که برای خودت باشه و نه برای دیگری .

      چه چیز هایی تصویر چاق تری رو در وجودت ایجاد میکنه ؟ 

      × این که از خودت بدت بیاد 

      × این که نگران چاق تر شدنت باشی 

      × این که پر خوری میکنه 

      خوب من باید دست از کارهایی که باعث میشه از خودم بدم میاد بردارم تا با خودم در صلح باشم این کلید کار هست . 

      درواقع هرچی من کارهایی که باعث میشه از خودم بدم بیاد انجام ندم در این مسیر و خودم تشویق کنم به خاطر انجام ندادن اون کارها خودش در من تصویر متناسب شدن ایجاد میکنه که این تصویر انتظار متناسب بودن در من به وجود میاره  

      یه موضوع دیگه این فرد در تمام ۱۳. ۱۴ سال زندگیش از لاغری ش خسته شده بوده و بد و بیراه می‌گفته اگه همین فرد در اون تابستان باز خودش بعد هربار غذا خوردن به جای این که تشویق کنه سرزنش میکرده که تو چرا چاق نمیشی چرا لاغری و..‌‌‌.. همچنان متناسب می مونده و چاق نمیشده اما همین که به جای توجه به لاغری ش توجه با تغییر احساسش از بد به خوب به چاقی داده این نتایج رو گرفته . که چاق و چاق تر شده و وقتی خواسته دوباره لاغر بشه بازم شروع کرده به همون روند قبلی ۱۳ ۱۴ سال زندگیش که آره این چه وضعی و چرا لاغر نمیشی و خلاصه توهین به خودش و سخت جلوه دادن لاغری و انتظار چاق تر شدن در خودش افزایش داده به نظرم روند همه ما به همین شکل بوده . در واقع از طرفی تجربیات بدش نسبت به لاغری + حال بد الانش نسبت به چاقی و توجه به مسئله چاقی نه لاغری شده چاق و چاق تر شدن درست مثل فرمول ذهنی خودت مریم که شکر خدا یه بخشیش تغییر کرده و اینی که الان هستی ساخته شده و برای ایجاد مابقی هم با توکل بر رب در این مسیر تغییر میکنه و بدنت ساخته میشه مریم بهت افتخار میکنم یه خاطر دریافت این آگاهی از این فایل  خدایا متشکرم متشکرم برای این که من محرم دونستی برای پیغام سروش پس از این جا به بعدم به خودت می‌سپارم از کاشت و رشد و برداشت محصول که نتیجه باشه هم توکل میکنم بر تو یارب العالمینم 

      مریم جان قبل از این که شروع کنی به نوشتن نمیدونستی چی باید بنویسی و فکر میکردی نکته ای برای توضیح و نوشتن نداری بعد از این که برای بار دوم شروع کردی گوش دادن و خواستی آنچه رو که میفهمی در طی گوش دادن این فایل بنویسی هدایت های رب بهت گفته شد پس تو قدم اول برداشتی که این نتیجه رو گرفتی پس برای این که به ثمر برسه این آگاهی هم باید قدم اول برداری درواقع تو جدییتت رو در این مسیر نشان بده ببین چه جوری خداوند برات همه چی رو درست میکنه عزیز دلم از طرف دوست متناسبت . 

      یه نکته هم از اول فایل یادم اومد با دیدن قسمت پایانی یعنی این طبیعت زیبا هر بار که میرفتیم سیزده به  در یا اصلا طبیعت گردی و جمع شدن دور هم تنها و تنها یک سری خیلی بهم خوش گذشت درواقع وقتی متناسب بودم چون اون روز کلی بازی کردیم و گفتیم و خندیدیم و لذت بردیم خوراکی یادم نیست چی بود اما بازی هایی که میکردیم و لذتی که از بازی بردم خوب یادمه  از اون روز به بعد که در مسیر چاقی بودم دیگه از دوره همی ها مثل قبل لذت نبردم با این که خوراکی متنوع و زیاد بود چون تو بازی ها به خاطر کمبود اعتماد به نفس از چاقی شرکت نمیکردم و خودم عقب میکشیدم و همیشه به دنبال اون لذت بودم در واقع هر جا لذت بردم نه به خاطر خوردن بلکه به خاطر اون بازی کردن و هم صحبت شدن و گفتن و خندیدن بوده . اون لذت ناب و دوست داشتنی که از بازی میبرم و تا مدتی بعد مهمونی به بیادم میمونه و احساس خوبی بهم میده  پر خوری اصلا نمیده تازه دل درد بعد مهمونی و سرزنش خود و ۰۰۰۰ فقط برای یک لحظه خوردن و لذت کاذب .  اینم یه یادآوری برای خودم لذت بیشتر وقتی که ذهن متناسب داشته باشی و به خوردن فکر نکنی . 

      یا حق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 692 کلمه

                  ” به نام  و یاد “او” که  بهترین  راهنماست”

      با درود و سلام؛

      گام بیست و چهارم :کد نویسی ذهن برای  لاغر شدن؛

      امروز ۴ بهمن ۱۴۰۱ به یاری خداوند توانستم گام بیست و چهارم را بردارم.از زمانی که بشر توانست کامپیوتر را اختراع کند و از طریق صفر و یک موفق به کد نویسی برای کامپیوتر شد انسان هر چه بیشتر از قبل به اختراع بزرگ تر و عظیم تر و همچنین بسیار هوشمند تر یعنی مغز انسان که خداوند متعال آن را آفریده است پی برد و متوجه عظمت خالق آن شد که با این نعمت بزرگ انسان می تواند هر چیزی را که بخواهد به راحتی کشف کند و به دست آورد مانند ساخت انواع کامپیوتر ها و سیستم های قوی که تنها از طریق کد نویسی توسط ما انسان ها قادر به انجام خیلی از کارها می باشند.کد نویسی مغز از طریق ذهن انجام می شود.در ابتدا مغز ما مانند یک صفحه ی سفید و پاک در اختیار ما قرار گرفت توسط خداوند بزرگ و سپس در طول روزهای زندگی توسط خود ما هر روز از طریق ذهن شروع به وارد کردن کدهای مختلفی در هر زمینه ای از زندگی از طریق دیده ها و شنیده های خود کردیم.در زمینه ی چاقی هم ما با وارد کردن کدهای غلط و اشتباه هر روز بیشتر از روز قبل شروع به چاق شدن کردیم و به راحتی در مسیر چاقی قرار گرفتیم و آرام آرام شروع به چاق شدن کردیم.حالا که ما متوجه شده ایم که این خود ما بوده ایم که با دادن کدهای اشتباه از طریق ذهن به مغز موجب چاقی و اضافه وزن خود شده ایم پس می توانیم از طریق یک روش صحیح و درست مانند لاغری با ذهن دوباره شروع به کد نویسی جدید و صحیح لاغر کننده کنیم اما چون در مسیر برگشت دیگر مانند قبل صفحه ی سفید و پاک وجود ندارد ما باید بر روی یک صفحه ی خط خطی شروع به کد نویسی جدید کنیم و این زمان می برد اما امکان پذیر است.خداوند ما انسان ها را به گونه ای خلق کرده است که توانایی انجام هر کاری اگر خود ما بخواهیم داریم پس لاغر شدن کار چندان سختی نیست که ما آن را اینچنین برای خود سخت کرده ایم تنها کافی است راه و روش صحیح را بدانیم و از طریق آن به راحتی به خواسته ی خود برسیم.یکی از بهترین و راحت ترین روش ها برای لاغری روش لاغری با ذهن است که از طریق آن ما افراد چاق می توانیم به راحتی از طریق ذهن خود شروع به کد نویسی جدید و صحیح کنیم و از این راه به لاغری برسیم.خود من در طول زندگی کدهای اشتباه و نادرست زیادی از طریق خانواده،دوستان،اجتماع،تلویزیون و … وارد ذهن و مغزم کرده ام به طور مثال هر وقت صحبت از گردش و تفریح در طبیعت به میان می آمد قبل از هر چیزی من به این فکر می کردم که آخ جان امروز اساسی دلی از عزا در می آورم و هر چه را به هر مقداری که بخواهم می خورم و با این فکر و در ادامه ی آن،عمل به آن تفکرات، من بیشتر در مسیر چاق شدن قرار می گرفتم.اصلا فکر کنم ما ایرانی ها خیلی باورهای غلط در مورد خوردن داریم یعنی هر چیزی و هر کاری و هر مکانی را با خوردن زیاد ربط داده ایم و لذت واقعی را به خوردن نسبت داده ایم که باعث می شود ما در هر زمان و مکانی تنها به خوردن فکر کنیم در صورتی که کارهای لذت بخش دیگری هم وجود دارد که ما می توانیم از آنها لذت ببریم مانند بازی در طبیعت،گشت و گذار در آن و دیدن زیبایی های خدادادی،صحبت با کسی که حس خوبی نسبت به او داریم در دل طبیعت و خیلی کارهای دیگر.پس ما باید تک تک کدها و فرمول های اشتباه و نادرست ذهن خود را پیدا کنیم و آنها را اصلاح کرده و از طریق کد نویسی مجدد و صحیح ذهن خود را با کدهای درست و صحیح پر کنیم تا مغز ما هم بر اساس آنها شروع به فعالیت کند و ما را به سمت لاغری ببرد.لاغر شدن راحت ترین و آسان ترین کار دنیاست.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,444 کلمه

      سلام ✋️

      خدمت دوستان عزیز مسیر خیلی زیبای لاغری با ذهن و ارادت 🙏

      خدمت استاد بزرگوار آقای عطار روشن 

      واقعاً شگفت زده شدم از این که با کدنویسی میشه متناسب بود و از اینکه فقط با باور لاغری یا چاقی میشه به اون دست پیدا کرد

       من باید کد ذهنیم را به سمت لاغری هدایت کنم خیلی فکر کردم در مورد این مسئله اولش برام خیلی گنگ بود که چطور و اصلاً یعنی چی کد نویسی ذهنی؟

       با اینکه دیروز باید گام بیست و چهارم را بر می داشتم و این فایل رو گوش داده بودم ولی به علت جابجایی منزل که دارم فرصت انجام تمرین رو نداشتم امروز صبح قبل از تمرین گام بیست و پنجم تصمیم گرفتم که این تمرین رو انجام بدم متن رو خوندم فایل استاد رو گوش کردم ولی باز برام نامفهوم بود نظرات دوستان رو خوندم و مجدد برای بار سوم فایل استاد را گوش کردم تا بفهمم کد ذهنی برای چاقی یعنی چی.

       وقتی که دقیق تر شدم متوجه شدم که بله ما به ذهنمون کد دادیم شاید من یادم نمیاد از کی چاق شدم ولی به قول استاد میشه با کد صحیح به همین ذهنی که ما را چاق کرده لاغر متناسب بشیم 

      داشتم فکر میکردم که چه کارهایی کردم و چه کدهایی دادم به ذهنم یادمه 

      خیلی فکر کردم شاید تعدادی کمرنگ یادم اومد و میگم خدمتتون:

      اولین کد ذهنی 🌹

      که همیشه اگه واسه خرید سایت لباس فروشی داشتم همیشه صفحات سایز بزرگ رو نگاه میکردم با اینکه برخلاف میلم بود و اصلاً تمایل نداشتم که این صفحه رو داشته باشم ولی میدونستم که من چاقم و مجبورم از این سایت خرید بکنم

      دومین کد ذهنی 🌹🌹

       بر خلاف میل خودم از زمانی که اضافه وزن من بیشتر شد و با توجه به باور غلط ذهنی راجع به بارداری که بعد از بارداری سی کیلو به وزنم اضافه شد و آن زمان سایز ۴۰ و ۴۲ بودن به سایز ۴۴ و ۴۶ رسیدم و الان بعد از ۱۵ سال که از به دنیا آمدن دخترم میگذره همچنان تو سایز۴۶ موندم 

      چون همیشه شنیده بودم بعد از بارداری اندام و سایز به سایز قبلی برنمیگرده و خیلی موقع ها خوشحال بودم از اینکه مثل بقیه خیلی زیادتر چاق نشدم و اینطوری خودم رو گول میزدم 

      یک نکته ای👌 می خوام در این تمرین بگم که فکر می کنم بقیه دوستان هم شاید باهاش مواجه شده بودند ولی بهش فکر نکرده بودند یا نمیدونستن علتش ذهنمونه  شده اصلا تلاش نکنید ولی در کمال تعجب لاغرشده باشید ؟؟؟

      بله من قبلا همیشه

      خیلی موقع ها سعی کردم با رژیم وزنمو بیارم پایین و حتی سایزم کم کنم  یه زمانی به علت مشکلاتی که تو زندگی داشتم بدون این که تلاشی بکنم به سایز ۴۴ رسیدم میگفتم چرا آدم اینطوریه وقتی میخوای لاغر بشی لاغر نمیشی ؟

      رژیم میگیری ورزش می کنی و تلاش می کنی ولی خیلی سخت و نامحسوس لاغر میشی ولی زمانی که تو زندگیم دنبال چاقی یا لاغری نبودم چون یه مسئله اتفاق می‌افتاد مثلا اختلافات و مسائل خانوادگی که پیش میومد و منو درگیر می کرد بعد از مدتی که این مسئله حل می‌شد میدیدم که من خیلی  لاغر شدم بدون اینکه تلاش کرده باشم اونجا بود که فهمیدم دقیقاً ذهن که به چاقی توجه میکرد و چاق میشد و زمانی که ذهن رها می شد از افکار چاقی و درگیر مسائل دیگر بود متناسب می شد.

      هرچند که دوستان ما برای همین مسئله هم دلیل می تراشیم مثلا میگیم چون حرص خوردم لاغر شدم ولی این اشتباه چون دقیقا خلافش هم وجود داره بعضی ها میگن وقتی حرص میخورم باد می کنم…😁

      قشنگی این نکته این بودش که وقتی با این مسیر آشنا شدم تازه جواب این سوالم رو گرفتم که ذهن من با توجه کردن به چاقی، باعث چاقی من می شد خصوصا وقتی توی زمان رژیم و ورزش د تلاش برای لاغری بودم.

      سومین کد ذهنی 🌹🌹🌹

      همیشه توی فامیل و بین دوستان با توپولی و اضافه وزن من شوخی می شد و می گفتند چقدر بامزه‌ای چقدر توپولی و همین امر به مرور باعث شد که به این کلمات عادت می‌کنیم حتی اوایل همسرم همیشه با واژه توپول گرد ،یا شوخیه قل نخوری مثلا😂😂 منو نوازش می کرد که شاید از درون ناراحت می شدم و گاهی بهش میگفتم واژه مناسب تری پیدا نمیکنی برای نوازش کردن و همین انگار اون برچسب چاقی رو به ما زد و توی ذهن ما چاقی ثبت شد

      چهارمین کد ذهنی🌹🌹🌹🌹

      چاقی باعث شده بود که همیشه کمتر غذا بخورم و همین کم غذا خوردن من باعث شده بود که همیشه توی مهمونی ها می گفتند چقدر کم خرجی چقدر کم غذا میخوری و این باعث میشد وقتی برمیگردم دچار ریزه‌خواری شدید بشم برای اینکه نتونسته بودم غذای کامل بخورم و یا ترس از غذا خوردن و چاقی باعث شده بود سیر نشم و همین کد ذهنی منو تغییر داد به سمت چاق و چاق و چاق تر شدن

      پنجمین کد ذهنی🌹🌹🌹🌹🌹

      همیشه به خاطر اضافه وزنی که داشتم برای سوار شدن به ماشین یا باید جلوش مینشستم و یا همیشه نگران این بودم که اگر پشت بشینم  جای بقیه رو تنگ می کنم و این شده بود برام یه قانون که توی ماشین یا جلو بشینم اگه عقب بشینم حتماً جای کسی تنگ میشه در صورتی که من اونقدر اضافه وزن نداشتم که جاگیر بشم ولی همین باعث شده بود صفحه سفید ذهنم توش کلمات چاقی و افکار چاقی نوشته بشه.

      ششمین کد ذهنی 🌹🌹🌹🌹🌹🌹

      زمانی که بچه بودیم مادرم مارو به طلافروشی برد تا برای من و خواهرم یک انگشتر و یک النگو بخره خواهرم از من شش سال بزرگتره ولی جثه ی اون  نسبت به من کوچکتره  

       وقتی داخل طلا فروشی شدیم و النگو انگشتر سایز من رو بهم داد حداقل دو سایز از النگو و انگشتر خواهرم بزرگتر بود و فروشنده به شوخی گفت خواهر کوچکتری ولی سایز مچ دست و انگشت بزرگتره 🤦‍♀️🥺🥺

      آخه بگو 😂 مگه فضولی کد ذهنیه یه بچه ۱۲ ساله رو خراب می کنی و کد اشتباه بهش میدی و این همیشه توی ذهن من مونده بود و فکر میکردم با اینکه خواهر کوچکترم حق دارم چاق تر باشم و طبیعیه که چاق ترم چون همیشه اینجوری بوده.

      تقریباً با تلاشی که کردم شاید یک تعداد کد ذهنی به خاطر من اومد و نوشتم ولی میدونم که بسیار کد های ذهنی مخرب چاقی به ذهن سفیدمون دادیم و به هر دلیلی یا هدایت شدیم و یا خودمون باعث شدیم که چاق بشیم 

      و در انتها می خوام یه کد لاغریم بگم که چطور ممکنه کد لاغری باعث لاغر شدن ما بشه

       جالب  من با اینکه همیشه به دستهای تپل و پاهای تپل شناخته میشدم وقتی که ازدواج کردم همسرم همیشه میگفت چه دست های کشیده ای داری چه پاهای زیبایی دارید و همین شاید باعث شده بود که من سایزم از زمان مجردی کمتر بشه فقط به دلیل اینکه شاید ایشون یک مسئله رو تکرار می‌کرد و ناخودآگاه شده بود ملکه ذهنم که دست و پای من تپل نیست و واقعاً بعد سالها دست ها و پاهای من نسبت به بالاتنه من لاغر تر شده.

      حالا که فکر می کنم میبینم چقدر عجیبه قدرت ذهن چقدر عجیب رسیدن به حرف های استاد و تک تکشون رو با تمام وجود احساس کردند👌👌👌

       شاید اولش متوجه مفهوم کدنویسی  نشیم ولی وقتی عمیق فکر میکنیم کاملاً متوجه دونه دونه کدهای مخرب چاقی میشیم که توی ذهنمون ثبت شده 

      به امید لاغری و تناسب اندام 💪💪هر روز گام به گام این مسیر رو طی می کنم به امید خدا و مطمئنم که متناسب میشم 🤲🤲

      چون بسیار بسیار رفتار و عادت های غذایی من تغییر کرده و نوع دیدگاهم و باورم متفاوت شده

      🤲 خداروشکر بابت وجود راهنمای بزرگوار استاد عطار روشن و سایت بسیار عالی شون🌹

      راستی عرض کنم این تمرین دوساعت وقته من رو‌گرفت باینکه وسط جمع کردن وسایل بودم برای جا به جایی منزل .یکبار تمرین رو فرستادم ناقص ارسال شد ناچار مجدد انجام دادم بعد ۱ساعت وونیم امروز تازه تمرین جا مونده دیروز رو انجام  دادم و چون خودم رو مقید کردم به گام به گام پیش رفتن اصلا تمرین انجام نداده سراغ فایل بعدی نمیرم.

      ((این هم گفتم تا دیگر دوستان بهانه مَشغله کاری و نداشتن وقت رو میارن برای انجام دادن تمرین ها چون هدف ما لاغری و تناسب اندام بزرگ تر و لذت بخش تر از همه بهانه های ماست👌😍))

      حالم خیلی خوبه و اگه ساعتها وقتمو اینجا سپری کنم حتی اگه تمام کارای روزانه ام عقب بیوفته اصلا حس بدی ندارم چون هدفم خیلی مهمه و تلاش می‌کنم برای رسیدن بهش .

      اینم بگم از وقتی بااین مسیر آشناشدم نه وقت اینستا رفتن دارم نه زیاد فرصت میکنم به کانالهای آشپزی که داشتم سر بزنم بااینکه قبلا خیلی توش فعالیت داشتم و حجم مصرفی نتم سر به فلک می‌کشید 🤦‍♀️

      آخر تمرینم رو با دعای خیر همیشگی برای تک تک دوستان عزیزم در مسیر لاغری و دعای خیر هر لحظه🤲 برای استاد بسیار بزرگوارم به پایان می رسانم در پناه خدا باشید✋️

       تک تک لحظه هاتون با عشق و بدون دغدغه💞💞

      آمین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 29 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 0
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 162 کلمه

        سلام دوست متناسبم از خواندن دیدگاه شما بسیار لذت بردم و کلی سر شوق آمدم چقدر استمرار و پشتکار شما قابل ستایش است در اوج اسباب کشی اینگونه مقید به پیمودن مسیر تناسب بودید باعث شد من مقید تر باشم چون مدام داشتم فکر میکردم تاسوعا و عاشورا چطور تمریناتم را انجام بدهم و ممکن است درست به عزاداری هایم نرسم اما با این کامنت زیبای شما فهمیدم هیچ وقت هیچ بهانه ای برای توقف در مسیر وجود ندارد از خواندن کدهای ذهن‌تان هم لذت بردم نکته جالب که فرمودید منم هم به آن سالها دچار بودم موقع مهمانی بدلیل چاقی ام خجالت میکشیدم غذا بخورم و از قضاوت آدمها میترسیدم  و بعد مهمانی کلی پرخوری میکردم واقعا کدهای مخرب ذهنی ما کم نیست به امید روزی که همه ی کدهای مخرب ذهن ما به کدهای زیبای متناسب شدن تبدیل شود با درخواست بهترینها برای شما و همه دوستان و استاد گرامی پاینده و مانا باشید و در مسیر متناسب شدن بدرخشید 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        امتیاز کاربر: 0
        محتوای دیدگاه: 95 کلمه

        سلام دوست عزیز

        تبریک میگم بهتون به خاطر تعهدتون در این مسیر و انجام عالی تمرین ها با تمرکز بالا و همین طور نتایجی که گرفته اید . و متشکرم برای این که این کدهای اشتباه با ما به اشتراک گذاشتید چرا که علت ریزه خواری بنده هم الان متوجه شدم به خاطر همین باور که نکنه کم خوردم هست 

        هرجا هستید پیروز و متعهد تر ازهمیشه در مسیر تناسب فکری باشید . در پناه الله مهربان 

        منتظر خواندن نتایج فوق العاده شما در این مسیر زیبا و لذت بخش که همسفر هم هستیم . هستم 

        یاحق . 🌺

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      ۱۴۰۰/۱۲/۱۴ ۱۱:۲۳
      مدت عضویت: 1888 روز
      امتیاز کاربر: 1806 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 266 کلمه

      همیشه فک میکردم اونهایی ک لاغر ی نعمتی هس ک خدا داده بهشون حتی در مورد خوابیدن همین اعتقاد داشتم ک همه نعمت خداست ک ب اون ها داده ب ما نداده
      ولی الان ک نگا میکنم میبینم ن عدالت خدا ایجاب نمیکنه یکیو لاغر یکیو چاق کنه یا یکی بتونه بخوابه یکی ن
      پس چی اینجا مهم بود این ک من ذهنم نااروم بود پراز فرمولهایی بود ک خواب و زندگی از من گرفته بود
      من اگه چاقم ی زمانی لاغر بودم وقتی عکس ۱۰ سالگیمو دیدم از تعجب باورتون نمیشه ک چقدر هنگ کرده بودم ک من انقدر استخونی بودم
      حتی مامانم یادش نمیومد
      خالم باورش نشد
      پس لاغر یک نعمتی بوده ک من داشتمش خودم چاقی رو یاد گزفتم الان میخوام لاغر رو یاد بگیرم
      من از خودم انتظاردارم دوست خودم باشم
      لاغرشدن برام امکانپذیره چن من میخوام
      ی عمر فک کردم عوامل بیرونی باعث چاقی منه ولی الان میدونم ک فقط و فقط من منم ک میتونم ب خودم کمکم کنم
      من قدرت انتخاب دارم و انتخابم لاغریه ودر مسیر لاغری بودن
      همه مسخرم میکنن شوهرم فک میکنه عقلم از دست دادم همه و همه
      اما من راه زندگی رو یافتم دارم یاد میگیرم از خوردن لذت ببرم تا اینک حسرتشو بخورم
      برچسب بزنم چشم دنبال غذا باشه ن دارم یاد میگیرم ک ب اندازه نیازم بخورم وب جسمم احترام بزارم
      الان ک نگا میکنم میبینم ک من تاحالا ی ذره ام ب خودم احترام نزاشتم
      اما انتظار داشتم همه ب من احترام بزارن
      اما اولین قدمی ک میخوام برای احترام ب خودم بزارم
      واینک ب اندازه نیازم میخورم بدن من اشغالی نیس
      خدایا سکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار amirali2020110@gmail.com
        ۱۴۰۱/۱۰/۲۶ ۲۰:۲۶
        مدت عضویت: 2028 روز
        امتیاز کاربر: 60503 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 268 کلمه

        بنام خدا 

        عرض سلام خدمت همه ی دوستان و استاد روشن عزیز 

        کد نویسی ذهن برای لاغری 

        من با توجه به این فایل بر میگردم به گذشته خودم که من در سن نوجوانی و نیمی از جوانی خودم بسیار متناسب بودم و به گفته ی عام لاغر مردنی بود بخصوص در نوجوانی یعنی ذهن من مثل یک برگه کاملا سفید بود ولی از وقتی شنیدم آدم چاق خوشگلتره زودتر ازدواج میکنه سرخ وسفیده و بعد شنیدم که بعد ازدواج آدم چاق میشه هم می دیدم و هم می‌شنیدم اون موقع واقعا هر کی چاق بود زیبا بود همه دوستش داشتن و منم یواش یواش شروع به چاق شدن کردم چون این دیده ها وشنیده ها کد هایی بودند که در ذهن من ذخیره می‌شدند ویا اون صفحه سفید خط خطی میشد کم کم به این خطها افزوده میشد یعنی فکر میکردم چاقی من از مواد غذایی هست و خیلی هم شنیده بودم و یا ازدواج کردم چاق شدم بعد میگفتم تند غذا خوردن چاقم کرده و ووووو

        خطها بیشترو بیشتر شد تا به فکر لاغر شدن افتادم از هر روشی استفاده میکردم تا لاغر شوم ورزش ، رژیم ،دمنوش ،پزشکی نمی‌دانم حلقه لاغری 

        خونه را عین باشگاه کرده بودم چون بچه کوچک داشتم نمیتونستم باشگاه برم میرقصیدم و خلاصه خیلی روش دیگه کم هم میکردم اما دوباره برمی‌گشت تا این خدای مهربان مرا به این مسیر هدایت کرد و با آموزش ذهن و با گوش دادن به فایلها و نوشتن و استمرار داشتن این صفحه خط خطی را دوباره کم و کم رنگ میکنیم و کار ساده ای هم نیست اما شدنی هست اونم فقط با تکرار ،تکرار ،تکرار 

        با سپاس از استاد عزیز 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 24 کلمه

          سلام و درود
          لطفا در نوشتن دیدگاه دقت کنید به اشتباه دیدگاه خود را در پاسخ به دوست دیگری ثبت کرده اید با تشکر

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Marjannoori1363@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۲/۰۴ ۲۱:۰۱
      مدت عضویت: 1672 روز
      امتیاز کاربر: 550 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 217 کلمه

      سلام استاد عزیز 

      من به لطف خداوند امروز گام بیست وچهارم را برداشتم 

      موضوع کد نویسی بود که برای من شباهت زیادی به باور دارد شاید هم هردو یکی هستند وفکر میکنم به این صورت است که باورهای صحیح را القا به نا خودآگاه میکنم با نوشتن دیدن گوش دادن در واقع با همه ی حسهامون شنوایی بینایی لامسه حالا من در این دوره هستم تا کدهای من تغییر کنند مثل کد با بالارفتن سن وزن زیاد می‌شود خوب حالا من الگوهایی را در اطرافم میبینم که با اینکه در سن بالا هستند اضافه وزن ندارند پس این یک کد اشتباه در ناخودآگاه من است وباید تغییر کند چون من هم ۳۰ را که رد کردم گفتم خوب دیگه تحقیقات نشان داده که بعد ۳۰ سال سوخت وساز بدن میاد پایین پس طبیعی است که چاق شدم وتوجه نکردم چرا این برای همه نیست وخانواده همسرم ۵۰ را هم رد کردند واصلا اضافه وزن ندارند خیلی خوب است که ما هر چیزی را نپذیریم وکمی فکر کنیم اگر در هر کدام از این کدهای اشتباه کمی تفکر کرده بودم واطرافم نگاه کرده بودم این کدهای اشتباه را نپذیرفته بودم تا این جسم نتیجه اش شود

      حالا به امید خدا در مسیر می‌مانم تا به مرور کدهای جدید جای کدهای اشتباه را بگیرن 

      سپاس فراوان از شما استاد گرامی 

      خدایا متشکرم دوستت دارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mohammadmahdiebrahimi@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۰/۲۰ ۲۱:۰۲
      مدت عضویت: 1802 روز
      امتیاز کاربر: 393 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 256 کلمه

      با سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز و سایر دوستان. من اصلا تصویر لاغری و متناسب بودن از خودم ندارم از دوران کودکی چاق بودم حتیدر دوران ابتدایی مورد تمسخر بچه ها بودم که نمیتونه مسابقه دو بده تا الان که به لطف خدا در گام ۲۴ مسیر لاغر من هستم . تمام کد های ذهن من چاق هست و با گوش دادن به این فایل ها تا حدودی تغییر یافته که ور این لحظه یعنی در تاریخ  ۱۴۰۰/۱۰/۲۰ متعهد میشوم که به ذهن خودم کدهای صحیح بدهم که مغز بر اساس آن کدها فرمان را صادر کند و من آن فرمان را با کمال میل احرا کنم. کدهای ذهن من این بوده گه این غذا رو بخور دیگه نمونه یا نریز ش بخور حیفه الان کد جدید رو جایگزین میکنم این که بدنت حیف نیست گه میخوای غذای اضافه بریزی داخلش . یا اینکه به خودم میگم حیوانات هم اضافه نمیخورن تو که اشرف مخلوقات هستی و عقل داری چرا باید اضافه بخوری یا اینکه وقتی عصبی میشم خوشحال میشم ناراحت مبشم باید بخورم اون هم اضافه الان دارم به خودم میگم الان خوشحال هستی یا ناراحت چه ربطی به گرسنگی داره آیا تو الان گرسنه هستی که میخوای بخوری امیدوارم با این جایگزین های درست بتونم این ۳۵ کیلو اضافه رو از بدنم بیرون کنم و لذت متناسب شدن رو با تمام وجود درک گنم . اسناد عزیزم من قطعا نتایج گوش دادن به فایل ها و انجام تمرینات رو از این تاریخ به بعد اعلام خواهم کرد. باز هم ممنون و سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 36 کلمه

        سلام و درود
        برای لاغر شدن امیدوار نباش
        با امیدواری کار به نتیجه نمی رسه
        مطمئن باش
        با اطمینان از اینکه لاغری رو تجربه میکنی به سایت مراجعه کن و قدم های آموزشی رو بردار
        منتظر خوندن نتایح عالی شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ماهر
      ۱۴۰۰/۱۰/۰۱ ۱۳:۳۳
      مدت عضویت: 1750 روز
      امتیاز کاربر: 5176 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 66 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی.

      استاد من یه مشکلی دارم و اون اینکه من رفتار غذاییم خیلی تغییر کرده و خوشحالم.

      اما همش فکر میکنم که خوب تو دیگه درست غذا میخوری و دیگه چاق تر نمیشی چون اندازه نیاز بدنت غذا میخوری.بعد نمی دونم چجوری خودم رو قانع کنم پس لاغر میشم.احساس میکنم این مانع ذهنی یا همون فرمول غلطه …میشه بگید این فرمول رو چطوری اصلاح کنم؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 24 کلمه

        سلام و درود
        نیاز نیست قانعش کنی
        همین که از خودت راضی هستی کافیه
        به همین طریق ادامه بده و به چطور لاغر شدن فکر نکن
        موفق باشی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار ماهر
          ۱۴۰۰/۱۰/۰۱ ۲۳:۲۰
          مدت عضویت: 1750 روز
          امتیاز کاربر: 5176 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          محتوای دیدگاه: 36 کلمه

          سلام و درود فراوان.

          ممنون استاد بابت وقتی که میگذارید .خدا بهتون سلامتی و برکت و. وسعت رزق و زمان بده.

          من واقعا بلد نیستم چطور از شما تشکر کنم،پاسخ ها واقعا انرژی و انگیزه میده 😊

          واقعا ممنون🌸🌸🌸

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متعهد بمان
      ۱۴۰۰/۰۹/۲۷ ۱۱:۵۷
      مدت عضویت: 2553 روز
      امتیاز کاربر: 8233 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 321 کلمه

      سلام به همه

      من هم بچگی هام خیلی لاغر بودم انقد که خانوادم میگفتن اگه غذا نخوری میمیریا، اینجوری میخواستن منو بترسونن تا غذا بخورم، اصلا هیچ غذایی نبود که مورد علاقم باشه اصلا غذا برام مهم نبود بهش فکرم نمیکردم، تا اینکه سوم چهارم ابتدایی که دیگه همه چیو درک میکردم کم کم حرفای اطرافیان داشت روم تاثیر میذاشت، دیگه خودم دوس داشتم یکم پر تر بشم و شروع کردم به خوردن غذا برای تشویق شدن، حالا نه انقدر که تا خرخره بخورم ولی یادمه وعده های غذاییمو میخوردم تا بقیه تشویقم کنن، کم کم اینکار برام عادت شد و من از اون غذاهایی که دوست داشتم بیشتر میخوردم، تا اینکه نتایجش بعد از 3،4 سال در ذهنم ظاهر شد و من متوجه اضافه وزنم در حد 6،7 کیلو شدم، و هر سال رفته رفته به وزنم اضافه شد تا دوم دبیرستان که طبق سنم چاق بودم حدود 10 کیلو اضافه وزن و اونجا اولین رژیمم شروع شد تا الان، منی که کاملا متناسب بودم و غذا ذره ای برام اهمیت نداشت تبدیل شدم به یه انسان چاق با 30،40 کیلو اضافه وزن، اینجوری شد که خودم فرمولهای چاقی رو در ذهنم نوشتم و ذهنم هم سالهاست داره دستورشو صادر میکنه و من تو این سالها نتونستم کاری کنم چون زورش خیلی زیاد بود، تا اینکه با این سایت آشنا شدم و استاد گفتن نیاز به اینهمه تلاش نیست نمیخواد انقدر زجر بکشی سختی بکشی 4 ساعت ورزش کنی هیچی نخوری نصف غذاها و خوراکی ها رو حذف کنی تا لاغر شی، فقط باید همون فرمولارو دستکاری کنی تا دستور لاغری بده، چطوری؟؟؟ با گوش دادن به فایلها با دادن ورودی های جدید و عمل کردن به اونها، مهم عمل کردنه که باعث میشه کم کم فرمولای جدید ساخته بشن و مغزت دیگه دستور پرخوری نده که تنها راه تثبیتش استمرار در عمل کردنه تا تبدیل به عادتمون بشه تا دیگه خودکار درست و به اندازه بخوریم، رمز موفقیت ادامه دادنه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 11 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ZahraKasaeipour@gimal.com
      ۱۴۰۰/۰۹/۲۳ ۲۳:۳۱
      مدت عضویت: 1951 روز
      امتیاز کاربر: 468 سطح ۱: کاربر مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 391 کلمه

      سلام و درودفراوان بر همه دوستان عزیز و سلام و درود بر استاد گرامی 

      این فایل برام یک آرامش خیال همراه با اراده مصمم برای تقویت یک مهارت جدید بود بله کدنویسی مهارتی که باید خوب آموزش ببینم.

      یادمه سالیان قبل میگفتند کسانی که کامپیوتر بلد نباشند بیسواد قرن جدید هستند. حالا ما با یک ابر کامپیوتر بزرگ که هدیه بی نظیر خدادای است رو به رو هستیم و این مثال برامون از جنبه دیگه ای اهمیت پیدا میکنه. حالا که می دانیم با یک ابر کامپیوتر طرفیم پس باید کدنویسی را هم یاد بگیریم. آرامش خیالم به این دلیله که میتوانم این مهارت را یاد بگیرم . چون من بهترین خلقت خداوند هستم و با توانی که بخشیده آموزش خواهم دید و خود را مجهز خواهم کرد برای آینده بهتر.کدهایی که ثبت میکنم عبارت است از این موارد:

      من بهترین آفریده خداوندم و خدای مهربانم من را به زیباترین و متناسب ترین شکل آفریده است.

      من با تناسب اندام خودم جایگاه برتری را نزد خداوند مهربان حفظ خواهم کرد.

      من متناسب عزیزترین بنده خدارند هستم.

      من از حق الهی خودم برای لاغری کمال بهره را خواهم برد.

      من از نعمات الهی به بهترین نحوه استفاده خواهم کرد.

      غذاها به عنوان نعمتی که از طریق آنها انرژی بدنم تامین می شود مورد استفاده من است و من کاملا مختارم از هر ماده غذایی به اندازه نیازم استفاده کنم.

      سفره نعمات الهی هر روز گسترده تر از روز قبل پیش روی من باز است و هر روز بر تنوع غذاها و خوراکیها افزوده می شود و من مهمان عزیز خوان کرم الهی هستم.

      این دنیا پر از فرصت‌هایی شادی و عشق هست که خوردن در پیش آنها یک توقف  کوتاه محسوب می شود.

       دنیا به من متناسب عشق می ورزد و من نیز عاشقانه در خدمت کاینات هستم.

       بی نهایت فرصت رشد در دنیا برای من هست که با تناسب اندام کیفیت بهتری به زندگی من خواهد داد.

      تناسب اندام باعث شادی  بیشتر من در جمعها و تنهایی خواهد بود.

      تناسب اندام مرا از زندان غمها و رنج چاقی رها خواهد کرد.

      من ازاد و رها در زندگی شیرین خود انرژی خودم را برای رشد و مهربانی صرف میکنم.

      من قدرتمندم برای آموزش مهارت لاغری .

      من از مسیر  اموزش لاغری ، توانایی آشتی با خودم و آشنایی با قدرت بی نظیر خودم را کسب کردم.

      من خدای مهربانم راشاکرم که فرصت پاکسازی ناخودآگاهم را داد تا بتوانم اطلاعات نامناسب را حذف کنم.

      استاد عزیزم بسیار سپاسگزارم

      خداوند مهربان بی نهایت سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم