0

کدنویسی ذهن برای لاغر شدن

کدنویسی ذهن برای لاغر شدن
اندازه متن

تا حالا شده حس کنی مغزت داره علیهت کار می‌کنه؟ 😩

انگار هر بار تصمیم می‌گیری لاغر بشی، یه نیروی نامرئی از درون، تو رو به سمت خوردن بیشتر می‌بره 🍰🤯

در واقع، اون چیزی که نمی‌ذاره وزن کم کنی، نه تنبلیه، نه ارثیه… بلکه همون کدنویسی ذهن برای لاغر شدنه که تا الان انجام نشده! 🧠💻

همون‌طور که کامپیوتر بدون کد درست کار نمی‌کنه، ذهن ما هم بدون برنامه‌ریزی درست، نمی‌تونه بدن متناسب بسازه.

تو این مقاله می‌خوام با زبون ساده و تصویری بهت نشون بدم که چطور می‌تونی ذهن خودت رو مثل یه برنامه‌نویس حرفه‌ای برای کاهش وزن برنامه‌ریزی کنی 🌱💡

آماده‌ای خودت رو از نو “کدنویسی” کنی؟ ✨

ضرورت کدنویسی ذهن برای لاغر شدن ✨🧠

تصور کن هر روز صبح بیدار می‌شی با این نیت که “از امروز دیگه همه‌چیز فرق می‌کنه!” ولی تا ظهر نشده، خودت رو در حال خوردن چیزایی می‌بینی که قرار بود حذفشون کنی… 😞

دوباره شب که می‌رسه، وجدان‌درد، احساس شکست، و صدایی در ذهنت که می‌گه: «تو نمی‌تونی لاغر شی!» یا «تو همیشه همین‌جوری می‌مونی!» 😔

حالا یه سؤال مهم: چرا با اینکه واقعاً می‌خوای لاغر بشی، نمی‌تونی؟

نه، جوابش اراده نیست، ژنتیک هم نیست.

جوابش اینه که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن تا حالا به صورت اصولی در ذهن تو انجام نشده! 🤯

ذهن ما دقیقاً مثل یه سیستم عامل یا کامپیوتر عمل می‌کنه. هر فکری که بارها و بارها تکرارش می‌کنی، مثل یه “کد برنامه‌نویسی” وارد مغزت می‌شه و مغز هم طبق اون کد رفتار می‌کنه.

اگه سال‌ها به خودت گفتی:

  • «من استعداد چاقی دارم»
  • «همه خانوادم چاق‌ان، پس منم باید باشم»
  • «با استرس فقط می‌تونم بخورم» اینا در واقع تبدیل شدن به کدهای ذهنی چاق‌کننده‌ای که مغزت براساس اون‌ها بهت فرمان می‌ده: بخور، ذخیره کن، حرکت نکن 🧁🍕🛋

📚 در مطالعه‌ای درباره علوم اعصاب و رفتاری عنوان شده که:

«باورهای ذهنی افراد درباره غذا و بدن، در شکل‌گیری عادات خوردن و حتی متابولیسم بدن نقش کلیدی دارند.»

یعنی مغزت فقط ابزار اجراست. این خودت هستی که باید دستور درست بهش بدی… و اینجاست که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن وارد ماجرا می‌شه 💻💪

🔁 همون‌طور که با بازنویسی کدهای اشتباه در یک برنامه کامپیوتری می‌شه عملکرد رو اصلاح کرد، تو هم می‌تونی با بازنویسی افکار و باورهای ذهنی اشتباه، رفتار غذایی و جسمی‌ت رو تغییر بدی.

در این مقاله می‌خوام برات توضیح بدم که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن دقیقاً یعنی چی؟ چطور انجامش بدی؟ و چرا بدونش هیچ روشی جواب نمی‌ده؟

آماده‌ای ذهنت رو از نو برنامه‌ریزی کنی؟ ✨

🟩 کدنویسی ذهن یعنی چی؟ و چطور باعث چاقی یا لاغری می‌شه؟ 🧠💾

وقتی از کدنویسی ذهن برای لاغر شدن حرف می‌زنیم، شاید در نگاه اول این واژه‌ها فنی و عجیب به‌نظر برسن، ولی واقعیت اینه که این مفهوم خیلی ساده‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی.

🧩 بذار برات با یه مثال بگم:

فرض کن یه کامپیوتر داری که قراره وزن تو رو کاهش بده. اما تو از روز اول بهش دستور دادی:

  • من عاشق شیرینی‌جاتم
  • بدون نون سیر نمی‌شم
  • اگه ناراحت باشم باید یه چیزی بخورم

❗ یعنی به‌جای دستور «لاغر شو»، بهش گفتی: «بخور، چاق شو، زخیره کن!»

و مغزت مثل یه کامپیوتر فرمان‌پذیر، دقیقاً همون چیزی رو که بهش دادی، بهت برگردونده.

🧠 مغز انسان مرکز فرماندهی بدنه، ولی خودش برنامه‌ریزی نمی‌کنه.

برنامه‌نویسش تویی!

تو هستی که از طریق تکرار افکار، باورها، احساسات و تصویرسازی‌های ذهنی، اون رو کدنویسی می‌کنی.

✅ وقتی بارها با احساس بد از چاقی رنج کشیدی،

✅ بارها با تصویر خودت در آینه دلسرد شدی،

✅ بارها گفتی «نمی‌تونم»،

همه‌ی اینا مثل نوشتن کد توی مغزته: «من چاق می‌مونم»

و تا وقتی این کدها پاک نشن و جایگزین نشن، حتی بهترین رژیم‌ها هم کار نمی‌کنن.

🎯 در ادامه مقاله، درباره اینکه این کدها چطور ثبت شدن و چطور می‌تونی کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو انجام بدی مفصل صحبت می‌کنیم.

🟢 اما یادت باشه: تا وقتی برنامه‌ی درونی ذهنی تو کدهای چاقی رو اجرا می‌کنه، هیچ راه بیرونی‌ای نمی‌تونه تو رو نجات بده…

🟩 چرا بیشتر روش‌های لاغری شکست می‌خورن؟ 🤷‍♀️🚫

حتماً شنیدی که می‌گن: «رژیم گرفتم، ۵ کیلو کم کردم، ولی بعدش برگشت!» یا «یه مدت باشگاه می‌رفتم، وزن کم شد ولی ولش کردم، دوباره چاق شدم!»

🔁 این داستانِ تکراری خیلی از آدم‌هاست…

و اگه صادق باشیم، شاید خودمون هم بارها این مسیر رو رفتیم!

حالا سؤال اصلی اینه: چرا این همه تلاش، این همه سختی، این همه هزینه… ولی باز هم چاقی برمی‌گرده؟ 😟

🧠 جواب ساده‌ست: چون کدنویسی ذهن برای لاغر شدن انجام نشده.

یعنی مغز، هنوز همون “نرم‌افزار چاقی” رو اجرا می‌کنه.

وقتی تو با رژیم گرفتن، فقط غذا رو کم می‌کنی ولی افکار و باورهای ذهنی‌ت همون قبلی هستن، مغزت بعد یه مدت به حالت قبلی برمی‌گرده.

مثل این می‌مونه که بخوای روی یه کامپیوتر ویروسی، برنامه سالم نصب کنی.

تا وقتی ویروس پاک نشه، اون برنامه درست اجرا نمی‌شه! 🦠💻

📊 در تحقیق منتشرشده توسط انجمن روانشناسی آمریکا مشخص شده که:

بیش از ۸۰٪ افرادی که وزن کم می‌کنن، طی دو سال دوباره به وزن اولیه یا بیشتر از اون برمی‌گردن، مگر اینکه تغییرات ذهنی و رفتاری عمیق در سبک زندگی و باورها ایجاد بشه.

💡 یعنی چی؟ یعنی اگر باورهای ذهنی چاق‌کننده مثل:

  • من با غذا آرام می‌گیرم
  • بدن من مقاومه
  • فقط با رژیم سخت می‌شه لاغر شد در ذهن باقی بمونن، حتی اگر ۱۰ کیلو کم کنی، ذهن ناخودآگاهت تو رو دوباره به نقطه شروع برمی‌گردونه.

🔄 ذهن مثل یه GPS می‌مونه. تا وقتی مقصد رو «چاقی» تنظیم کردی، حتی اگه چند کیلومتر به سمت لاغری بری، باز هم برت می‌گردونه!

🎯 پس باید کاری عمیق‌تر از رژیم گرفتن انجام بدی… باید بری سراغ ریشه.

ریشه‌ای به اسم: کدنویسی ذهن برای لاغر شدن

در بخش بعدی دقیقاً بهت می‌گم این کدها چطوری توی ذهن ما ثبت شدن و چطور می‌تونی شروع به بازنویسیشون کنی… مثل یه برنامه‌نویس حرفه‌ای که اپلیکیشن زندگی جدیدش رو طراحی می‌کنه 💻✨

🟩 کدهای ذهنی چاقی چطور در ذهن ما ثبت و بازنویسی می‌شن؟ 🧠📝

کودکی رو تصور کن که کنار سفره نشسته، هنوز سیر نشده ولی مامانش با مهربونی می‌گه:

«بخور عزیزم، اگه نخوری ضعیف می‌شی!»

یا وقتی غذاشو کامل خورد، همه تحسینش می‌کنن: «آفرین که غذاتو تموم کردی!» 😇🍽️

همین جمله‌های به ظاهر ساده، شروع کدنویسی ذهن برای چاق شدن هستن.

ذهن کودک، مثل زمین حاصل‌خیزیه که هر چیزی توش کاشته بشه، رشد می‌کنه. وقتی سال‌ها این پیام‌ها رو می‌شنوه، باور می‌کنه که:

  • خوردن = محبت گرفتن
  • پرخوری = تشویق شدن
  • نرفتن سراغ غذا = گناه یا بی‌ادبی

و اینجوری کم‌کم، کدهای ذهنی چاقی، در ناخودآگاه ما ثبت می‌شن 😶💾

📚 طبق تحقیق منتشرشده در Appetite Journal، تجربیات اولیه زندگی، پیام‌های والدین و محیط خانوادگی نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری باورهای غذایی دارند.

افرادی که در دوران کودکی تشویق به پرخوری می‌شدن، در بزرگسالی بیشتر مستعد پرخوری هیجانی و چاقی مزمن هستن.

❗ حالا سؤال مهم: اگه این کدها سال‌هاست در ذهن تو ثبت شدن، آیا راهی هست که پاکشون کنی؟

جواب اینه: بله! و اینجاست که «کدنویسی ذهن برای لاغر شدن» وارد می‌شه 💻🧠

🔄 برای بازنویسی ذهن، باید دو قدم مهم برداری:

🧩 ۱. شناسایی کدهای مخرب ذهنی

اول باید بفهمی چه باورهایی در ناخودآگاهت هست که تو رو چاق نگه داشته.

مثلاً:

  • «من فقط با شیرینی آروم می‌گیرم»
  • «لاغری برای بقیه‌ست، نه من»
  • «من همیشه چاق بودم، همیشه هم می‌مونم»

وقتی این افکار رو با دقت بنویسی و ببینی چقدر تکرارشون کردی، متوجه می‌شی مغزت فقط داره به فرمان‌های خودت عمل می‌کنه! 🤯

🧩 ۲. جایگزینی با کدهای متناسب‌کننده

حالا وقتشه که افکار و باورهای جدیدی رو جایگزین کنی. مثل:

  • «بدن من می‌تونه تغییر کنه»
  • «من هر روز سبک‌تر و متناسب‌تر می‌شم»
  • «من لیاقت زندگی با جسم سالم و رها رو دارم» 🌿

با تکرار این افکار به همراه تصویرسازی و احساس خوب، تو داری برنامه جدیدی توی ذهن ناخودآگاهت نصب می‌کنی. همون کاری که یه برنامه‌نویس با نرم‌افزار جدید می‌کنه 💡🧘‍♀️

و این دقیقاً کاریه که در دوره آموزشی پیشرفته لاغری با ذهن انجام می‌شه:

📥 شناسایی کدهای مخرب

📤 نصب کدهای متناسب‌کننده

و این یعنی شروع واقعی «کدنویسی ذهن برای لاغر شدن»

🟩 چرا باید مثل یه برنامه‌نویس حرفه‌ای ذهن خودت رو بازنویسی کنی؟ 👨‍💻🧠

شاید تا حالا فکر می‌کردی که لاغر نشدن تقصیر بدنت، ژنتیک یا شرایط زندگیته… ولی اگه از دید یه برنامه‌نویس به ذهن خودت نگاه کنی، همه‌چیز شفاف‌تر می‌شه.

🎯 یه برنامه‌نویس حرفه‌ای وقتی می‌بینه برنامه‌ای که نوشته درست کار نمی‌کنه، چی کار می‌کنه؟

اول از همه، به خودش شک می‌کنه نه به سیستم.

شروع می‌کنه کدها رو مرور کردن. خط‌به‌خط بررسی می‌کنه که کجا اشتباه نوشته، کجا دستور اشتباه داده، کجا باید اصلاح بشه.

❌ برنامه‌نویس هیچ‌وقت کامپیوتر رو مقصر نمی‌دونه

❌ هیچ‌وقت نمی‌گه «خدا نخواست» یا «سیستم مشکل داره»

✅ اون می‌دونه که نتیجه‌ای که می‌بینه، حاصل کدهایی هست که خودش نوشته.

حالا همین موضوع رو بیار به دنیای ذهن خودت:

ذهن تو، مثل یه کامپیوتر فوق‌پیشرفته‌ست.

کدهایی که سال‌ها با فکر، احساس، باور، جمله‌های تکراری و تجربه‌ها توی اون نوشتی، الان دارن زندگیتو اجرا می‌کنن.

پس اگه بدنت اون چیزی نیست که می‌خوای…

🌟 وقتشه نقش برنامه‌نویس ذهن خودت رو به عهده بگیری

🌟 وقتشه به‌جای شکایت از نتیجه، بگردی دنبال کدهای اشتباهی که ثبت کردی

🌟 وقتشه کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو جدی بگیری

👩‍💻 برنامه‌نویس واقعی، خودش رو مسئول نتیجه می‌دونه.

🌱 و تو هم اگه بخوای واقعاً لاغر شی، باید شجاعت اینو داشته باشی که مسئولیت ذهن خودت رو بپذیری.

🟢 این یعنی: اگه چیزی که الان داری، نتیجه‌ی کدهای قبله، چیزی که می‌خوای، نتیجه‌ی کدهای جدیده!

و تو می‌تونی از همین لحظه شروع کنی به بازنویسی کدنویسی ذهن برای لاغر شدن.

🟩 چرا تلاش‌ برای لاغری بدون تغییر کدنویسی ذهن، بی‌نتیجه می‌مونه؟ 😩🔁

اگه چند ساله که داری تلاش می‌کنی لاغر بشی، ولی هنوز نتیجه‌ای که می‌خوای رو نگرفتی، اول از همه بدون: تو تنها نیستی! 💛

اما نکته مهم‌تر اینه که مشکل از اراده‌ی تو نیست، از رژیم نیست، از ورزش نکردن هم نیست…

👀 مشکل اصلی اینجاست: کدنویسی ذهن برای لاغر شدن هنوز اتفاق نیفتاده.

تا وقتی برنامه‌ی درونی ذهن تو همون باورهای قبلیه، هر چقدر هم تلاش کنی، مثل اینه که سعی کنی با طناب پوسیده از چاه بیای بالا!

مثلاً:

  • صبح‌ها با انگیزه بلند می‌شی که رژیم رو رعایت کنی
  • ظهر وسط کار، خسته‌ای و یه چیزی شیرین می‌خوری
  • شب وجدان‌درد می‌گیری و به خودت می‌گی: «بازم شکست خوردم!»
  • و فردا دوباره همین چرخه تکرار می‌شه… 🔄🍫

🧠 ذهن ناخودآگاهت، با کدهای قدیمی چاقی داره رفتار می‌کنه:

  • «غذا منو آروم می‌کنه»
  • «من همیشه چاق بودم»
  • «موقع استرس باید بخورم»

ذهن ناخودآگاه بیش از ۹۰٪ تصمیمات رفتاری انسان رو کنترل می‌کنه. تا زمانی که این بخش ذهن بازنویسی نشه، تغییرات پایدار در سبک زندگی غیرممکنه.

پس مهم نیست چقدر اراده کنی، چون فرمان اصلی از ذهن ناخودآگاهت میاد!

و تنها راه تغییر این فرمان‌ها، بازنویسی کدهای ذهنیه، یعنی همون چیزی که در مسیر کدنویسی ذهن برای لاغر شدن انجام می‌دیم 💻🧠

💡 حالا چه کار باید بکنی؟

✅ تلاش بیرونی رو متوقف نکن، ولی تکیه‌ی اصلی رو بذار روی تغییر درونی

✅ افکارت رو بنویس، باورهای تکراری ذهنی‌ت رو پیدا کن

✅ با تمرین، فایل صوتی، تصویرسازی، تکرار مثبت، کدهای جدید رو جایگزین کن

✅ با ذهنی متناسب، رفتارهای متناسب به‌صورت طبیعی ازت سر می‌زنه

🎯 درست مثل افرادی که بدون سختی رژیم، فقط با تغییر نگاه و احساسشون نسبت به غذا و بدن، شروع به لاغر شدن می‌کنن…

و تو هم می‌تونی جزو اون‌ها باشی.

🟩 مراحل کدنویسی ذهن برای لاغر شدن: از تشخیص تا تثبیت 🧠➡️💪

اگه تا اینجا با دقت خوندی، احتمالاً الان کاملاً آماده‌ای که بدونی چطور باید مسیر کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو شروع کنی.

اینجا دقیقاً همون کاریه که من در دوره لاغری با ذهن به هنرجوهام یاد می‌دم:

چطور با تمرین‌های ساده ولی عمیق، ذهنشون رو از حالت چاق‌کننده به حالت متناسب‌کننده تغییر بدن ✨

بیاید قدم‌به‌قدم با هم جلو بریم:

✅ ۱. شناسایی کدهای مخرب ذهنی 💣📝

اولین قدم کدنویسی ذهن برای لاغر شدن، شناسایی افکار و باورهایی‌یه که باعث چاقی شدن.

یعنی باید صادقانه بشینی و از خودت بپرسی:

  • من واقعاً درباره لاغری چی فکر می‌کنم؟
  • چه جملاتی رو مدام تو ذهنم تکرار می‌کنم؟
  • وقتی غذا می‌بینم، چه احساسی دارم؟

📌 تمرین نوشتاری ساده‌ای که من به هنرجوها می‌دم، اینه:

چند روز پشت سر هم هر فکری که درباره غذا، خوردن، گرسنگی، اندام، یا چاقی در ذهنت میاد، یادداشت کن.

بعد از چند روز، خودت می‌فهمی که چه کدهایی داره ذهن تو رو هدایت می‌کنه! 🤯

✅ ۲. تشخیص الگوهای احساسی چاق‌کننده 😥🍫

تو خیلی وقت‌ها فقط از روی گرسنگی فیزیکی غذا نمی‌خوری؛

گاهی برای فرار از استرس، بی‌حوصلگی، تنهایی، عصبانیت یا حتی خوشحالی می‌خوری.

و ذهن تو یاد گرفته که غذا = آرامش.

این یه کد خیلی عمیقه که باید شناسایی بشه.

📌 تمرین پیشنهادی من برای این بخش:

هربار که احساس نیاز به غذا داشتی، قبل از خوردن، لحظه‌ای مکث کن و از خودت بپرس:

«الان گرسنه‌م، یا یه احساس رو دارم تجربه می‌کنم؟»

✅ ۳. جایگزینی با کدهای متناسب‌کننده 🌱🧠

اینجا قسمت جذاب ماجراست:

وقتی فهمیدی چه کدهایی داری، وقتشه جایگزینشون کنی با باورهای جدید مثل:

  • بدن من قابل تغییره
  • من توانایی متناسب شدن رو دارم
  • غذا فقط برای تغذیه‌ست، نه آرامش

✅ اینجا از فایل‌های صوتی تأثیرگذار، تصویرسازی ذهنی مثبت، تمرین‌های نوشتاری و مراقبه کمک می‌گیریم تا کدنویسی ذهن برای لاغر شدن به عمق ذهن ناخودآگاه نفوذ کنه.

تکرار جملات تأکیدی همراه با احساس، یکی از قدرتمندترین روش‌ها برای تغییر باورهای عمیق در ذهن ناخودآگاه است.

✅ ۴. تثبیت کدنویسی جدید با تکرار و احساس ✨📣

تغییرات ذهنی، مثل ورزش دادن یه عضله‌ست.

اگه فقط یه‌بار انجامش بدی، هیچ تغییری نمی‌کنی. ولی اگه با اشتیاق و احساس خوب تکرارش کنی، ذهن ناخودآگاهت اونو به‌عنوان کد جدید می‌پذیره.

📌 هنرجوهایی که با تمرکز، فایل‌های صوتی دوره رو گوش می‌دن، تمرین‌ها رو می‌نویسن، تصویرسازی می‌کنن و از تکرار نمی‌ترسن، دقیقاً همون‌هایی‌ان که به نتایج فوق‌العاده می‌رسن. 💫

📸 در آلبوم «شگفتی‌سازان ذهنی» می‌تونی تصاویر هنرجوهایی رو ببینی که با همین مراحل ساده اما پیوسته، تونستن از ذهن چاق‌کننده به ذهن لاغر‌کننده برسن… بدون رژیم، بدون ورزش اجباری، فقط با کدنویسی ذهن برای لاغر شدن 💚

🟩 جمع‌بندی و دعوت دوستانه:

مسیر کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو همین امروز شروع کن! 🌟💚

تا اینجا با هم فهمیدیم که کدنویسی ذهن برای لاغر شدن یعنی چی، چرا روش‌های قدیمی رژیم و ورزش به تنهایی کافی نیستند، و چطور می‌تونیم با تغییر کدهای ذهنی، رفتار و سبک زندگی‌مون رو به سمت تناسب اندام واقعی هدایت کنیم.

یادت باشه: ذهن ما مثل یه کامپیوتر فوق‌العاده پیشرفته‌ست که فقط به کدهایی که بهش می‌دیم واکنش نشون می‌ده.

وقتی کدهای چاق‌کننده رو پاک کنی و به جای اون کدهای متناسب‌کننده بذاری، نتیجه‌اش یه زندگی پرانرژی، سالم و متناسبه 🌈✨

🎯 پیشنهاد ویژه برای تو:

برای اینکه کدنویسی ذهن برای لاغر شدن برات راحت‌تر و علمی‌تر باشه، من دو دوره‌ی فوق‌العاده طراحی کردم:

  1. دوره اصلاح پرخوری و کنترل اشتها در مغز در این دوره یاد می‌گیری چطور پرخوری هیجانی و افکار نادرست درباره غذا رو کنترل کنی و به ذهن ناخودآگاهت فرمان کنترل اشتها بدی. این دوره پایه‌ی مهمی برای شروع کدنویسی ذهن برای لاغر شدن هست.
  2. دوره پیشرفته لاغری با ذهن در این دوره تخصصی‌تر، به صورت عمیق‌تر روی بازنویسی کدهای ذهنی کار می‌کنیم، تمرین‌های عملی و فایل‌های صوتی ویژه استفاده می‌کنیم تا کدهای لاغری به صورت پایدار تثبیت بشن و به زندگی روزمره‌ات منتقل بشن.

🧘‍♀️ تو می‌تونی انتخاب کنی که همچنان به روش‌های قدیمی ادامه بدی یا اینکه از همین الان مسئولیت تغییر ذهن و زندگی‌ات رو بپذیری و با کدنویسی ذهن برای لاغر شدن، آینده‌ای روشن‌تر بسازی.

اگر آماده‌ای تا کدنویسی ذهن برای لاغر شدن رو شروع کنی، همراه من باش تا با کمک تمرین‌ها و فایل‌های آموزشی، ذهنت رو از نو برنامه‌ریزی کنیم و زندگی متناسب و شادی رو تجربه کنی.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.44 از 437 رای

پادکست صوتی
https://tanasobefekri.net/?p=13063
123 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار mzt.zahra.malakouti.ir
      ۱۴۰۰/۰۶/۲۸ ۱۴:۳۹
      مدت عضویت: 2273 روز
      امتیاز کاربر: 2285 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 356 کلمه

      به نام خدا 

      سلام دوستان

      تجربه‌ای یادم اومدکه شاید برای شما هم جالب باشه .

      متاسفانه چند سال پیش پدر شوهرم توی یک ماه به یکباره ۹ کیلو وزن کم کرد بدون هیچ چیزی اصلاً فرد متناسبی هستند و بعد از اینکه پیگیری کردیم ایشون سرطان خون گرفته بودن من به خاطر اینکه مثلاً ببینیم که چرا این اتفاق افتاده یا باید چه چیزهایی بخورند و چه کارهایی باید براشون انجام بدیم همش توی اینترنت بودم و در مورد این مریضی هی تحقیق می‌کردم هی نگاه میکردم میدیدم که چرا این اتفاق می افته و این تحقیق باعث شد که من به سمت افسردگی کشیده بشم و همش احساس می کردم که همه جای بدنم درد میکنه و اولین کاری که می کردم می رفتم آزمایش می دادم یعنی از فکم عکس گرفتم سونوگرافی کامل شکم دادم آزمایش خون دادم یعنی همش  در حال آزمایش و عکس و سونوگرافی بودم که ببینم من مریضی دارم یا نه ،یعنی همش احساس می کردم که من هم سرطان دارم ولی نمیدونم سرطان چی   

       روی وزنم حساس شده بودم چون میدونستم که اولین نشانه پدرشوهرم این بود که وزنش کم کرده بود وقتی که تمام جواب آزمایش و عکس‌ها سالم درآمد با خودم گفتم که اگر که من لاغر بشم پس یعنی من مطمئنم یه سرطان تو یه جای بدن وجود داره ولی دکترا نمی‌فهمند به همین خاطر شروع کردم از عمد زیاد غذا خوردن . از عمد وعده‌های غذایی رو زیادتر خوردن و در کمال ناباوری من  تو ماه اول که خودمو وزن کردم نیم کیلو کم کرده بودم. ماه بعد دوباره همینطور نیم کیلو کم کرده بودم و سه ماه این قضیه ادامه داشت و من با اینکه غذا خوردنم رو زیاد کرده بودم وزن کم می‌کردم تا اینکه مشکل افسردگیم برطرف شد به طریقی و من خوب شدم و از این حال و هوا خارج شدم و بعد سه ماه دقیقاً وزنی که اضافه نمی کردم رو یه باره اضافه کردم و خیلی برای من جالب بود که ذهن من اینقدر قوی و قدرتمند بود و تاثیر داشت که به خاطر فکری که من می کردم چاق نمیشدم و لاغر هم میشدم.

      امیدوارم این تجربه برای شما هم مفید باشه😊😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرامش از من شروع می شود
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۱ ۰۷:۳۶
      مدت عضویت: 1982 روز
      امتیاز کاربر: 5610 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 474 کلمه

      به نام خدای آگاهی بخش و مهربان

      روز ۱۴۳، روز ۴۷ تکرار ، پنج شنبه ۱۴۰۰/۶/۱۱

      سلام 

      یکی از فرمول های چاق کننده : تفریح = خوردن بیشتر به قصد لذت و تفریح و در نتیجه چاق شدن بیشتر 

      فرمول جایگزین: تفریح= کسب آرامش ذهنی و روحی بدون خوردن بیشتر 

      آنچه در زندگی خود تجربه می کنیم نتیجه فرمولهای ذهنی ماست. اگر از وضعیت خود راضی نیستیم، باید کدهای ذهنی خود را بازنگری کنیم و با اصلاح آنها و جایگزینی کدهای جدید از وضعیت نامطلوب حال به وضعیت مطلوب آینده برسیم.

      ما متناسب آفریده شدیم و خودمان تحت تاثیر محیط، جامعه و خانواده با نوشتن کدهای ذهنی چاق کننده بر لوح سفید ذهنمان خودمان را به چاقی و وضعیت موجود رساندیم. حال به لطف خداوند با قرار گرفتن در مسیر صحیح قصد داریم مجدد، متناسب شویم و اینکار باقدرت ذهن ممکن است با این تفاوت که اکنون لوح ذهن ما سفید نیست و مملو از کدهای چاق کننده است و کدهای ذهن پاک کردنی نیست الان در ذهن ما کدهای چاقی به طور دستی و خود خواسته ایجاد شده پس باید تمرکز و مداومت بیشتری بخرج دهیم تا برای فعال کردن کدهای متناسب کننده ذهن خود موفق شویم.

      ما با انجام تمرینهای نوشتاری و دیداری در ایجاد کدهای متناسب کننده ذهنی تلاش می کنیم و بتدریج تصویر متناسب جایگزین تصویر ذهنی چاقی ما می شود و ما را چه بخواهیم و چه نخواهیم به سمت متناسب شدن پیش می برد‌.

      در روزهای اخیر برای عملکرد بهتر سعی کرده ام قبل از خوردن ، چند جمله در مورد انتظاری که از خودم دارم و چگونه می خواهم ۱۴۰ روز آموزش ذهنی لاغری را در عمل اجرا کنم ، می نویسم و این نوشتن سبب می شود کنترل بیشتری روی کدهای ذهنی فعال خودم داشته باشم و ذهنم با کدهای متناسب کننده به یاری ام بشتابد و از فرمولهای چاق کننده که مدتهای زیادی دم دستش بود راحت بکار می گرفت استفاده نکند.

      اکنون دفترچه ای برای جمع کردن شبنم های رشد جوانه های لاغری ام دارم و هر امتیاز و احساس مثبت از روند متناسب شدن را در آن ثبت می کنم تا ذهنم را برای یادگیری متناسب شدن کمک کنم و به خودم تاکید کنم من توانایی متناسب شدن را دارم. من متناسب آفریده شده ام و با فعال کردن کدهای متناسب کننده موجود در ذهنم ، هر آنچه به جسم متناسبم در سالهای ناآگاهی خود خواسته اضافه کرده ام و جلوه نافرمی به جسم با ارزشم داده ام ، مرا ترک خواهند کرد و با آرامش و به راحتی به اندام متناسب و ایده الم می رسم و از همه مهمتر در آن وضعیت باقی می مانم.

      خدایا از تو ممنونم که مرا در مسیر آگاهی قرار دادی و با قدرت ذهن بی نظیری که در وجودم قرار داده ای ، آشنا نمودی. از تو می خواهم پس از هدایت ما به این مسیر شگفت انگیز همه مارا به شکل عالی حمایت نمایی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۶/۰۶ ۱۷:۰۹
      مدت عضویت: 2499 روز
      امتیاز کاربر: 7450 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,211 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم 

      من هم قبلا که در این مسیر نبودم و با این آموزشها آشنایی نداشتم  تفریح =خوردن بود  و اصلا یکم دقیقتر بخوام بگم  لذت بیشتر در زندگی =خوردن  بیشتر  بود  و هر وقت میخواستم بیشتر از سفرم لدت ببرم بیشتر میخوردم  هر وقت میخواستم بیشتر از دورهمی با دوستان و خانوادم لذ ت ببرم بیشتر میخوردم هر وقت میخواستم بیشتر از بودن در اون فضای سبز پارک و باغ لذت ببرم کلی بیشتر میخوردم وهر وقت میخواستم از روزم بیشتر لدت ببرم در اون روز بیشتر میخوردم و خوراکیهای خوشمزه ای تهییه میکردم و میخوردم که بیشتر لدت ببرم حتی یک دور خوردن ساده با ماشین در سطح شهر رو هم با خوردن یک بستنی و یا یک ماده ی خوراکی برای خودم بیشتر لذت بخش میکردم و احساس میکردم حالا خوب شد خیلی لدت بردم  …..و اما الان بعد ا ز یک سال و نیم بیشتر بودن در سایت اصلا همچین دید و طرز فکزی ندادم واقعا این چه نوع نگاهی بوده که من داشتم چرا فقط با خوردن بیشتر حالم خوب میشد و یا آرام میشدم و یا خوشحالی میکردم چرا ؟؟؟؟چرا به یک خرید کردن خودم رو دعوت نمیکردم و یا به یک کتاب خواندن و یا یک تماس با فرد عزیزی و یا  چرا به دیدن یک فیلم و یا مستند عالی خودم رو تشویق نمیکردم و یا یک پیاده روی و یا آهنگ زیبا گوش دادن و یا یک کار زیبای دیگه مثل رقصیدن و یا ……اما الان دیگه  خدا رو شکر این دید و نگاه رو ندارم  خوردن  در ذهن من  فقط برای یه چیز هست برای رفع نیاز جسم من  هست اونم وقتی که جسم من بهم پیام بده  و احتیاج به مواد عذایی  داشته باشه و دیگر هیچ نه برای رفع خستگیم و یا سر دردم و یا خوشحالی بیشتر و…. واقعا خوشحالم که به این درک رسیدم چون میبینم که هنوز اطرافیان من مثل گذشته ی من هستن و در هر زمان و مکانی  و در هر موقعیتی فقط به دنبال خوردن هستن و واقعا این تغییرات برای من ارزشمند هست و کلی احساس تناسب از درون به من دست میده که چقدر من فرق کردم و چقدر من  در مسیر درست هستم و به زودی نتایج عالی خواهم گرفت .

      چون الان واقعا به اندازه ی نیاز خوردن رو پیدا کردم و دارم یادش میگیرم و  می خوام اینقدر تکرارش کنم تا  در این کار مهارت پیدا کنم  پس هر وقت به اندازه میخورم تو دلم میگم آفرین تو داری به هدفت که لاغری هست نزدیکتر مبشی بازم یک قدم به لاغری نزدیک تر شدی و خودم رو تشویق میکنم که دارم عالی عمل میکنم و در تمرینهای خودم یک خونه برای ثبت موفقیتهام رنگ میکنم   و واقعا حالا دیگه  طوری  شدم  که  نمیتونم اصلا پرخوری  حالا چه کم و یا زیاد  داشته باشم  حالا شاید هر از گاهی اتفاق بیفته ولی واقعا تعداد اون رفتارهای پرخوری من  کم هست و همین روند  خیلی جای امیدواری  داره .و من رو خوشحالتر میکنه که به زودی یک جسم جدید لاغر تر  رو تجربه خواهم کرد .

      در واقع من دوست دارم لاغر بشم و به اون لاغری که در گذشته داشتم دوباره برسم در حالی که ذهن من الان چاق هست و جسم من چاق هست و اون لاغری ایده ال و کامل وجود نداره . در واقع زمانی که من  در لاغر ی کامل بودم در دوران قبل از ازدواجم ذهن من پاک و سفید بوده و هیچ کدی بر روی اون نوشته نبوده و اما بعد از اازدواجم که که یکم تو پر تر شدم و همه گفتن چقدر خوب شدی و خوشگلتر شدی و همه میگفتن اینطوری بهت بیشتر میاد و … و خودمم بیشتر راضی بودم از خودم پس داشتم اون موقع کدهای چاقی رو بر روی ذهن پاکم مینوشتم و از چاقی خودم بیشتر لذت میبردم تا جایی که دیکه خیلی چاق شدم و دیدم کم کم هیچ لباسی به تنم نمیره همه ی مانتوهام تنگ شدن و در بازار به سختی باید لباسی بخرم و اون وقت بود که  دیگه  من استرس داشتم و ناراحت بودم و اما هی بیشتر چاق میشدم  چون روی ذهن پاکم کد نوبسی کرده بودم و اون وقت که یکم چاق شدم و همه گفتن حالا خوب شدی و خوددم بیشتر خوشم میومد اون وقت داشتم به ذهنم تصویر چاقی بیشتر میدادم و ذهنم هم من رو به  سمت چاقی بیشتر هدایت  میکرد  تا یکم یکم دیدم خیلی چاق شدم و خواستم به هر طریقی شده خودم رو لاغر کنم و اما دیگه ذهن من اون ذهن پاک نبود  و پر از فرمولهای چاقی بود برای همین سخت بود و من بارها تلاش میکردم با ورزش و رژیم عالی لاغر میشدم اما هیچ وقت لاغری من  ماندگار نبودو من همیشه مغلوب ذهن چاقم میشدم  چون راهم غلط بوده و ذهنم رو تغییر نمیدادم فقط داشتم به جسمم فشار میوردم و به این طریق لاغری  دایمی امکان پذیر نبود و هر چقدر من بیشتر از چاقی و جسمم بدم میومد داشتم تصویر چاقی رو در ذهن خودم پررنگتر میکردم  در واقع  من در گذشته روی یک صفحه ی سفید خط کشیدم و حالا برای لاغری دارم لابه لای اون خطها فرمولهای لاغری رو مینویسم و این یکم سخت تر هست و نیاز به آموزش داره و اول باید فرمولهای  چاقی رو شناسایی کنیم و بعد فرمولهای لاغری رو جایگزین کنیم .

      پس با کدنویسی من خودم رو چاق کردم و دوباره با کدنوبسی هم میشه خودم رو لاغر کنم ولی الان یکم سخت تر هست  و کار میبره ولی با بودن در دوره ها و عمل کردن به آموزشها ما میتونیم تغییر کنیم و تصویر ذهنی جدید ایحاد کنیم که خیلی تاثیر گذار هست چون برای خیلی ها که از اول چاق بودن سخته که  تصویر لاغری رو در ذهنشون ایجاد کنن اما برای  خود من  که بعد از ازدواجم چاق شدم و تا سن ۱۷ سالگی متناسب بودم و تازه بعد از ازدواج  هم به هر چنگ و دندونی بود خودم رو لاغر نگه میداشتم و به قول استاد همیشه در حال رفت و امد بین چاق و لاغری بودم و اکثر وقتها  من تلاش میکردم و با ورزش و رژیم خودم رو لاغر میکردم اما   این لاغری   ماندگار بود یکم تصویر ذهنی ایحاد کردن از لاغری خودم راحت تر از خیلی افراد هست که از اول چاق بودن  چون حتی من تا همین  ۶ سال پیش به هر زجر و سختی و تقلایی که بود در اندام رویایی خودم که ۵۹ کیلو هست بودم ‌که  بسیار اندام دخترانه و ظریفی بود و کلی به خاطر اون  در باشگاه و دکتر تغذیه  تشویق شدم در واقع  به خاطر این همه کاهش وزنم    چون در حد ۳۰ کیلو کم کرده بودم اما چه فایده که  خیلی ماندگار نبود  اما من هنوز عکسها و لباسهای اون دوران رو دارم و برام بیشتر باور پذیر هست که  دوباره به دستش میارم و اون حق من بوده و هست و اون لاغری مال من هست و من کلی تصویر عالی در ذهنم از دوران تناسبم دارم .

      پس ذهن ما در ابتدا که لاغر بودیم  مثل یک کاغذ سفید بوده و اما  ما  که علاقمند شدیم به چاقی ،کدهای چاقی در ذهن ما ثبت شده و ما  چاق شدیم و من الان دارم مجددا ذهنم رو کدنویسی میکنم برای لاغر شدن و تا الان هم بسیار موفق بودم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۰/۰۵/۳۱ ۱۵:۵۹
      مدت عضویت: 2531 روز
      امتیاز کاربر: 23000 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 377 کلمه

      سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد

      استاد از کجا شد که ما خوردن رو وسیله ای برای لذت بردن از دنیا انتخاب کردیم و این موضوع انقدر بزرگ شد که کلا هر لذتی با خوردن میکس کردیم مثلا میرفتیم پارک به قدری خوراکی میبردیم اخرش هم میکفتیم وای حال نداد تخمه نداشتیم یا یادم از طرف مدرسه میرفتیم اردو یا سینما به قدری خوراکی میبردیم که اصلا هیچی از فیلم نمیفهمیدیم یا میرفتیم با چند تا خانواده شمال فقط لطفا دوستانی که میخونن تعحب نکنند انقدر تو ویلا مشغول تدارکات جوجه و کباب بودیم که وقت نمیکردیم بریم دریا و یک خواهرم که خیلی متناسب میگفت وای هنوز دریا نرفتیم و ما تازه حرصمون میگرفت ازش که چه حوصله داره یا اگر یک روز میرفتیم دریا به قدری خوراکی میبردیم که انگار قرار قحطی بیاد جالب استاد خواهرم هم پا به پای ما میخورد ولی خوب اون متناسب بود خواستم بگم که اینها همه فرمولهای ذهنی من بود و چون بارها لاغر شدم چاق الان هم که تا حدی به تناسب رسیدم ترس برم داشته که اگر متوقف شی چی بنابراین سعی میکنم بیشتر دقت کنم

      بیشتر فایل گوش کنم

      موقع غذا خوردن با خودم تکرار کنم غذا قدرت چاق کردن من نداره و من لاغر هم میکنه

      مثلا امروز نیمرو برای صبحانه اماده کردم و خامه رو تو یخچال گزاشتم تا تنوع غذایی کم کنم

      و ته غذای بچه ها رو نمیخورم 

      و در ظرف کوچک میخورم

      استاد خیلی دوست دارم رابطه ظرف کوچک را در لاغری بدونم خوب خوردن در ذهن یک فرد چاق برابر چاق شدن وقتی در ظرف کوچک میخوریم به ذهنمان ثابت کردیم که کم خوردیم و اون شروع به لاغر کردنمان میکند ایا این برداشت من درست است؟

      یادم یک بار پسر خواهرم گفت خاله کره بخور بهش گفتم خاله کره خیلی چاق میکنه تعجب کرد و گفت کلا این بسته کره صد گرم اگر شما همش هم بخورید صرف سوخت و ساز و هضم خودش میشه با توجه به اینکه همه داریم با هم یک قالب کره رو میخوریم اولش حرفهاش برام جالب بود ولی خوب اون زمان خیلی اطلاعاتم کم بود بهش گفتم چه حرف چرتی و اون هیچ چی نگفت

      ببخشید استاد من قبلا دوره سیزده گام تهیه کردم ولی در محصولاتم فقط دوره سرزمین لاغرها و فایلهای پیاده روی ممنون میشم ترتیب اثر بدهید با تشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 16 کلمه

        سلام و درود
        اگه از طریق تلگرام تهیه کردید از همون اکانت پیام بدید که بررسی بشه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار منیره.ف
          ۱۴۰۰/۰۶/۰۱ ۲۲:۲۷
          مدت عضویت: 2531 روز
          امتیاز کاربر: 23000 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 258 کلمه

          سلام استاد با ارزوی بهترین ها برای شما و خانواده گرامی و دختر کوچولوتون

          استاد حجم فایل ها خیلی زیاد 

          دوره تکرار

          صد گام

          چالش من این نخوردم

          و سرزمین لاغرها

          و نکات طلایی

          و و و

          استاد من سردرگم شدم الان روز بیست و چهار صد گامم و چهل و دو تکرار خیلی از خودم راضیم دارم دوباره سرزمین لاغرها رو در کنار این ها شروع میکنم و میخوام چالش من این نخوردم هم بردارم ولی فکر میکنم وقتی حجم زیاد شه ممکن دقت کم شه از طرفی میترسم صد گام و دوره تکرار به تنهایی کافی نباشه انگار دارم با یک دست چند تا هندوانه برمیدارم من استاد کلا تو سایتم نوشته های باور ساز میخونم مثل یک بچه که رفته اسباب بازی فروشی و هول شده و همه چی برمیداره لطفا کمکم کنید استاد مطالب بی نظیر و میخوام بیشترین استفاده رو کنم ولی از طرفی وقتم خیلی میگیره و همونطور که گفتم میترسم دقت و تمرکزم کم بشه چی کار کنم

          استاد من یک مشکل دارم وقتی همسرم ماموریت خیلی خوب و متناسبم و وقتی اون میاد احساس میکنم چاق میشم و کلا همه چی به هم میخوره علتش چی خودم هم موندم؟

          حتی قبلا هم که رژیم میگرفتم به همین صورت بود

          و اینکه چرا روند لاغری مستمر نیست من دو هفته قبل روند لاغری هر روز حس میکردم و الان هم همون ادمم با همون میزان تلاش  و فایل گوش کردن و تمرین ولی روند لاغری متوقف شده ممنون استاد شما عالی هستید مخصوصا اونجا که گفتید سنگ هم اکر این فایل ها رو گوش کنه لاغر میشه چه تضمینی بالاتر از این

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 40 کلمه

            سلام و درود
            مهمترین موضوع احساس خوبه
            حجم زیاد فایل های آموزشی درصورتی که احساس خستگی یا کلافه شدن ایجاد کنه تاثیری نداره
            به اندازه ای استفاده کنید که شور و شوق شما باقی بمونه و به همه موضوعات مهم زندگی رسیدگی کنید

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار منیره.ف
              ۱۴۰۰/۰۶/۰۶ ۱۸:۰۶
              مدت عضویت: 2531 روز
              امتیاز کاربر: 23000 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
              محتوای دیدگاه: 38 کلمه

              سلام استاد با ارزوی بهترینها

              استاد شما در چالش من این نخوردم در قسمت با عادت خود در صلح باشید مژده فایلی عالی رو دادید میتونم بپرسم به کدوم قسمت دوره سرزمین لاغرها اضافه شده تا گوش کنم ممنونم

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
              ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
                محتوای دیدگاه: 18 کلمه

                سلام و درود
                خاطرم نیست موضوع فایل چی بوده به هر حال اگه گفتم حتما به دوره اضافه شده

                برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
                ثبت امتیاز
                امتیاز: 0 از 0 رأی
                افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار منیره.ف
              ۱۴۰۰/۰۶/۰۳ ۱۴:۵۶
              مدت عضویت: 2531 روز
              امتیاز کاربر: 23000 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
              محتوای دیدگاه: 33 کلمه

              سلام استاد ممنون از پاسختون و از این همه حمایت سپاسگزارم جا داره از سایت عالیتون تشکر کنم با ارزوی بهترین ها و به امید روزی که هیچ کس تو دنیا رژیم نگیره

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
              ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار منیره.ف
          ۱۴۰۰/۰۶/۰۱ ۰۶:۱۴
          مدت عضویت: 2531 روز
          امتیاز کاربر: 23000 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 8 کلمه

          ببخشید استاد من تلگرام در حال حاضر ندارم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار darya.69.ft
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۷ ۲۰:۵۹
      مدت عضویت: 2366 روز
      امتیاز کاربر: 913 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,222 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

       از کوچیکی خیلی علاقه داشتم خیاطی یاد بگیرم برای همین وقتی بزرگتر شدم به دنبال علاقه ام رفتم و خیاطی یاد گرفتم

       همیشه دوست داشتم بدونم چطور‌ میشه با چهار تا اندازه گرفتن و  متر کردن  یک لباس دوخت.

      روزهای اول ما با الگو کشیدن آشنا شدیم . فهمیدم اساس و پایه لباس همون الگو اولیه هست که اگه الگو درست باشه لباس‌ خوشکل دوخته میشه و اندازه طرف‌ میشه .

      بعد از اینکه الگو کشیدن تموم شد وارد مرحله عملی شدیم و قرار بود الگو ها روی پارچه ها انداخته بشه و مرحله بعد هم دوخت لباس بود.

      توی کلاس یکی از دوستام یه دختر کوچولو داشت و الگو رو به مقیاس کوچیک تر کرد و واسه دخترش الگو کشید و روی پارچه پیاده کرد .زمان کلاس که شد با کلی ذوق و شوق الگو رو نشون استاد داد و فهمید حسابی راه رو اشتباه رفته. دوباره مراحل رو گام به گام یاد گرفت و رفت الگو رو اصلاح کرد و دوباره روی همون پارچه قبلی با یک رنگ دیگه پیاده کرد و  از اونجایی که اعتماد کامل داشت این بار الگو رو پررنگ ‌تر کشید  به امید اینکه ایندفعه دیگه تمومه و لباس وارد مرحله دوخت میشه .

      اما غافل از اینکه بازم اشتباه کرده بود .این دفعه استاد خودش الگوی صحیح رو‌ با یک رنگ جدید روی‌ پارچه پیاده کرد و برش زد‌ و دوخت و لباس بدون هیچ کم و کاست ظاهری  اندازه تن آندیا کوچولو شد.

      جز ما که از ماجرا خبر داشتیم هیچ کس متوجه الگو و مسیرهای اشتباهش‌  نشد چون ظاهر لباس هیچ مشکلی نداشت اما وقتی قسمت دوخت پارچه نگاه می کردیم پر بود از الگوهای رنگارنگ و اشتباه.

        توی خیاطی نحوه ی الگو کشیدن و پیاده کردن و دوختن نمایانگر هنر خیاط بود که هر خیاطی با اولین دیدن متوجه مسیرهای اشتباهش می شد .

      ذهن ما هم دقیقا مثل همون پارچه هست که سال ها با فرمول های زیبا و خوش رنگ و لعاب پر شده و بارها و توی موقعیت های مختلف اون فرمول ها به مرحله عمل رسیدن و توی اعمال و رفتار ما خودشون رو بروز دادن و باعث به وجود آمدن هیکلی چاق و چاق تر شدن .

      و همه ی ما سال ها فقط اندام چاق خودمون رو می بینیم و تا قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری خبر نداشتیم مشکل چاقی مون به خاطر همین فرمول های اشتباهه.

      و این استاد بودن که ما رو متوجه افکار و فرمول  های اشتباه خودمون کرد و مشکل چاقیمون ریشه یابی کرد و مسیر درست رو به ما نشون داد و فرمول های صحیح لاغری رو جایگزین فرمول های چاقی کردیم .

      یادمه زمان مدرسه گاهی توی حفظ کردن برخی اصطلاحات دچار مشکل می شدیم و موقع جواب دادن سوال هر چی فکر میکردیم یادمون نمیومد و باعث میشد نمره اون سوال نگیریم و کلی اعصابمون خرد می شد .یکی از بچه ها گفت منم همین مشکل رو داشتم ولی از وقتی که واسه خودم رمز گذاری کردم دیگه مشکل ندارم .خلاصه اینکه از اون به بعد ما با روش رمز گذاری کل اصطلاحات ها رو حفظ می کردیم. حتی یه نمایشنامه هم درست کردیم و جواب سوال ها رو با اصطلاح رمزی جواب میدادن مثلا اسم کاشف قاره آمریکا ؟ کریم پوس کلفت بود و…

      اینقدر تحت تاثیر این رمز گذاری قرار گرفتیم که  توی زندگی عادی ما هم جریان پیدا کرد . و باعث شد ما فکر کنیم زندگی عادیمون هم مثل مدرسه هست که باید همیشه آماده باشیم که در صورت قرار گرفتن در موقعیت جواب دادن فورا ذهنمون واکنش نشون بده و همین عامل باعث شد  هیچ کدوم از اون رمز گذاری ها یادمون نره و با هر موقعیتی  واکنش ذهنی قوی تر نمایان بشه .

      مثلا ظرف غذا رو میدیدیم  +  با حدس زدن نوع غذا و  بو کشیدن و دیدن و لمس کردن اون ، تمام اعضا و جوارحمون  مشتاق می کردیم که یک وعده ی غذایی خوشمزه در پیش روی خودمون  داریم و موقع خوردن با تمام قوا ظرف غذا رو در بر میگرفتیم و حتی از ته دیگ شم نمی گذشتیم و اینقدر می خوردیم که دلمون درد می گرفت اونوقت دست از غذا می کشیدیم.

      دعوت به عروسی می شدیم + ساعت ها ذهنمون شروع به  تصویر سازی انواع دسرها و چلو مرغ و کباب های برگ و سلطانی  با رنگ و لعاب های خاص خودش می کرد . و بعد سالن رو مجسم می شد که کجای سالن زودتر غذا میرسه .و بعدم توی مجلس همه ی هوش و حواسمون به این بود که غذا ها رو تمام و کمال بخوریم و مبادا ذره ای از غذا اضاف بیاریم و اگه دیگه جا برای خوردن نداشتیم و با نوشابه هم جایی توی معده مون پیدا نشد بقیه غذاها رو توی ظرفی که از قبل آماده کردیم بکنیم و برای فردا ببریم.

      عید می شد + تصویر سازی انواع شیرینی های آماده و نون شیرین های محلی و آجیل ها و خوراکی های مخصوص عید که معمولا  ۲۰ روز قبل از عید آماده می شد. و دوباره خوردن های بی رویه .

      خلاصه که تمام فکر و ذهنمون  مثل یک ساعت کوکی روی خوردن و پر خوری کردن کوک شده بود که سر بزن گاه شروع به کار کردن می کرد.

      با این ذهن پر از نقش و نگار  اونوقت انتظار لاغر شدن با انواع رژیم ها داشتیم .

      رژیم ها یی که فقط  سعی در عوض کردن نتیجه ی چاقی داشتن و هیچ کدومشون سعی در ریشه یابی و برطرف کردن اصل مشکل نکردن.

      الان که با سایت تناسب فکری آشنا شدم متوجه رمز گذاری اشتباه ذهنی خودم شدم و کد و رمز های جدید جایگزین رمزهای سابق کردم.

      قبلا ارث و عدم تحرک رو باعث چاقی می دونستم و همین عامل باعث می شد در پر خوری کردن عذاب وجدان نداشته باشم و با خیال راحت بخورم *

       اما الان خودم رو مسئول چاقیم میدونم .به غذا به عنوان یک منبع انرژی که قراره نیازهای بدنی من رو تامین کنه نگاه میکنم . به اندازه ی نیازم غذا میخورم و برای بدن خودم ارزش قائل هستم و پر خوری نمیکنم .

      قبلا موقع سیر و سیاحت همه ی فکر و ذهنم این بود چی ببریم و چی بخوریم که خیلی بهمون بچسبه .

      اما الان بیشتر  فکر این هستم که از فضای طبیعت لذت ببرم و با درس گرفتن از محیط اطرافم پی به نعمت های بی شمار خدا ببرم و شاکر داشته هام باشم.

      قبلا فکر میکردم حتما باید  تحرک و فعالیت های بدنی  داشته باشم تا لاغر بشم

      اما الان فهمیدم مشکل چاقی من ذهنی هست و اگه ذهنم فرمول های صحیح لاغری رو یاد بگیره و در مسیر لاغری استوار گام برداره  جسمم رفته رفته  تحت فرمان مغزم قرار می گیره و خود به خود رفتارهای صحیح غذایی به صورت نا خود آگاه انجام می دهم و باعث لاغری همیشگی م میشه.

      قبلا فکر میکردم لاغر شدن خیلی سخته و من قادر به لاغر شدن نیستم

      اما الان یقین پیدا کردم که  روش های لاغری مشکل داشتن و من توانایی رسیدن به تمام خواسته هام دارم و لاغر شدن خیلی راحت هست همونطوری که من چاق شدن رو خیلی راحت و توی چندین سال تحت گفتارهای دیگران به صورت فرمول های اشتباه یاد گرفتم خیلی راحت میشه با یاد گرفتن فرمول های صحیح ، لاغر شدن رو یاد گرفت .

      لاغر شدن راحت و آسان هست به شرطی که همان اندازه که برای چاق شدن وقت صرف کردیم در مسیر لاغر شدن هم استمرار داشته باشیم.

      خواستن توانستن هست. به شرطی که خواستن با برخواستن همراه باشه.

       

       

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار mzt.zahra.malakouti.ir
        ۱۴۰۰/۰۶/۲۸ ۱۴:۵۱
        مدت عضویت: 2273 روز
        امتیاز کاربر: 2285 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 20 کلمه

        سلام دوست عزیز مثال خیاطی عالی بود و بیشتر مطلب برام جاافتاد چون با الگو و خیاطی بیشتر آشنا بودم🙏🙏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribadeghani1371@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۵ ۲۱:۴۴
      مدت عضویت: 1888 روز
      امتیاز کاربر: 1806 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 128 کلمه

      سلام
      من خودم میدی کلا رژیمم و اخر هفته ک میشد یا تولد وعید سیزده بدر ماه رمضون مااه محرم ول میکردم خوردن ی تفریح میدونستم خوردن درواقع رسیدن ب خودم میدونیم الان وقتی ب کاری ک میخوام در حق خودم بکنم بخوردن فک میکنم اینها کد نویسی اشتباه در مغز ما هستن ک همه‌چیز در خوردن میبینیم من حتی ب جای اینک بگم اب مینوشم هی میگم اب میخورم همه این نگاهها یک دفعه بره من ۲۸ سال تلاشم فکرم اموزشهام باورهام خوردن بوده مطمئنم ک بدنم بامن دوسته من عاشق خودم هسنم و میدونمدبدنم خیلی زود جواب میده
      من تمام تلاشم میکنم از تمام وقتم زدم دارم رو سایت کار میکنم و میدونم ک مطمینم ک موفق میشم
      لاعر شدن اسانترین کار دنیاست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار farkhondeshahrivar280
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۸ ۱۷:۵۴
      مدت عضویت: 2237 روز
      امتیاز کاربر: 1227 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 425 کلمه

      سلام سلام گام بیست چهارم 

      در مسیر لاغری من ☺😍

      ماافراد چاق همواره در تلاش بودیم که لاغر بشیم و خیلی سعی تلاش میکردیم که خودمان مجبور کنیم به انجام دادن کارهایی مث ورزش کردن ،نخوردن غذاهایی که دوست داریم ،و هرکار دیگه ای ولی خب دوامی نداشت این روش ها چون ما داشتیم برخلاف ذهنمان عمل میکردیم در ذهن ما کدها چاق کننده ثبت شده بود و ذهن همواره در تلاش بود برای چاقی بیشتر ودستورچاقی بیشتری میداد که ما در هرجا مکانی از خوردن استفاده میکردیم مثلا واسه مراسم خاکسپاری مراسم خوردن مد نظرمان بود ،واسه طبیعت رفتن گشتن خوردن مد نظرمان بود ،واسه جشن خوردن مورد توجه مان بود واسه مهمانی رفتن ،نگاه فیلم سریال کردن کلا خوردن مورد توجه مان بود در افراد چاق اینجور بود چون در ذهن افراد چاق کدنویسی چاقی نوشته شده بود ولی در افراد متناسب این گونه نبود و بدون خوردن لذت میبردن تفریح میکردن و این تفاوت یک ذهن چاق با متناسب است که کاملا تفاوتش در جسم فرد چاق لاغر قابل مشاهده است 

      ذهن مانند یک کاغذ سفید است که با حرفهایی که تکرار میکنیم باورهایی در ذهنمان به وجود میاریم و افرادی که مبینیم ارام ارام کد ها ذهنمان رو تغییر میدیم و فرمول ها متناسب کننده تغییر میدیم و فرمول ها چاق کننده جایگزین میکنیم و ارام ارام کدها چاق کننده در ذهنمان ثبت میکنیم و بعد رفتار ما تغییر میکنه و پرخوری استرس بیشتر چاق شدن ترس از خوردن،ترس از چاقی بیشتر و تصویرها ذهنی  در ما شکل میگیره و روز به روز بیشترما چاق میشیم 

      حالا وقتی میخواهیم متناسب بشیم با کدنویسی فرمول متناسب کننده طول میکشه تا متناسب بشیم چرا چون اون صفحه سفید ذهن ما با کد نویسی چاقی پر کردیم و الان میخواهیم این کدها متناسب کننده بیاریم لابه لای این کدها چاق کننده واسه همین یکم کار سخت است طول میکشه به اسانی بار اول نیست 

      ما با نوشتن گوش دادن عمل کردن به اموزش ها متناسب کننده کدها لاغری در ذهن ثبت میکنیم و تصویر ذهنی از خودمان رو تغییر میدیم با این کار و راحت رفتار ما تغییر میکنه و بعد جسم ما تغییر میکنه و متناسب میشیم برای همیشه

      با انجام دادن تمرینات ذهنی و نوشتن گوش دادن وعمل کردن کدنویسی ذهن ما تغییر میکنه و تصویر ذهنی ما تغییر میکنه و بعد رفتار ما تغییر میکنه ودر اخر جسم ما تغییر میکنه این صحیح ترین مسیر متناسب شدن است پس متناسب شدن با فشار محدودیت سختی بدست نمیاید باید همان طور که راحت چاق شدیم با ذهن الانم با تغییر کدها ذهنی متناسب میشیم به همین راحتی 😄😊☺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مه تاب
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۷ ۱۰:۵۹
      مدت عضویت: 1912 روز
      امتیاز کاربر: 854 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 880 کلمه

      سلام همگی دوستان

      گام بیست و چهارم کدنویسی ذهن برای لاغر شدن:

      در گذشته هر وقت به یک مکان برای تفریح میرفتیم بیشتر در مسیر چاقتر شدن ما بود و زیبایی ها،مکان ها و تفریح ها یک قدم ما را به چاقتر شدن نزدیک میکرد و بیشتر مشغول خوردن و پرخوری میشدیم و پیش خودمون میگفتیم دیگه اومدیم بیرون تفریحه دیگه!!

      دوستی گفته بودن که در سن ۱۳ سالگی خیلی لاغر بودن و دوست داشتن چاق بشن و بدون اطلاع از موضوع ذهنی هر بار بعد از مصرف غذا دست روی شکم کشیده و میگفته به به چقد چاق شدی چقد خوش هیکل شدی چقدر عالی شدی!! با همین کار در طی سه ماه تابستان انقدر شکمش چاق شده که وقتی مهر ماه رفته مدرسه دوستاش نشناختنش! و میگفت اصلأ هیچ تغییری در مقدار خوردن ایجاد نکرده بود و فقط با مالش شکم چ گفتن جملات چاق شده و پس از اون این چاقی ادامه دار شده ولی دیگه نمیتونسته متوقف کنه این روند را! 

      و ایشان گفتن که من اون موقع با فکر و ذهنم تونستم چاق بشم پس چرا الان در جهت مخالف آن نمیتونم لاغر بشم؟ استاد گفتن که: شما ابتدا اضافه وزن نداشتی و دوست داشتی چاق بشی یعنی چیزی که الان وجود نداره و ذهن نسبت به اون چیزی که وجود نداره هیچ فرمول جدیدی هم نداشته یعنی ذهن شما نسبت به چاقی مثل یک کاغذ سفید بوده و شما شروع کردین با عبارت های ساده و توجه به خود و تشویق کردن افرین چقد چاق شدی چقد خوب شدی و… اومدی رو این کاغذ سفید هر کدی که دوست داشتی را نوشتی و ذهن هم این موضوع را پذیرفته و فرمان های جدید جهت اضافه وزن شروع شده!!!

      این دوست بیان کرده که طی سه ماه اول چاق شدن اصلا پرخوری نداشته ولی بعد از اون پرخوری به اون اضافه شده و استرس چاق شدن به اون اضافه شد و خیلی چیز های دیگه! یعنی از یه مقطعی شروع کرد به کد نویسی صفحه سفید ذهنش که خیلی این کار راحت تره چون صفحه سفیده و هر جور بخوای میتونی اون را کد نویسی کنی! وقتی که به اون شرایطی که تصویر سازی کرده رسید و حرف اطرافیان که چرا چاق شدی حیف بود دیگه اون ذهن، ذهن قبلی و بدون فرمول های چاق کننده نیست، ذهنیه که مملو از فرمول های چاق کننده شده و چون که جسم هم اضافه وزن داره خیلی راحت عادت های چاق کننده در ذهن این فرد تقویت میشه و پرخوری و ترس از چاقتر شدن بهش اضافه میشه، اعتماد به نفسش اومده پایین و از خودش بدش میاد، حاضر نیس خودشو تو آینه ببینه و لباس سایزش دیگه گیر نمیاد و کلی تصویر های واضح و قابل لمس داره در ذهنش ایجاد میش و این فرد طی چند ماه به اضافه وزن بالایی رسیده بود!

      الان هم میشه با تصویر سازی و ذهن به تناسب اندام رسید ولی تفاوتش اینه که در ابتدا شما یک صفحه سفید را خط خطی کردی و الان میخوای لا به لای اون ها فرمول های متناسب کننده را وارد کنی و تصویر ذهنی متناسب را میخوای روی تصویر ذهنی چاق که خیلی ازش بدت میاد ایجاد کنی و این دیگه به راحتی مرحله اول نیست و نیاز به آموزش داره که شما فرمول های چاق کننده و باور های چاق کننده ذهنت را شناسایی کنی اول و یاد بگیری چطور باید فرمول های جدید را جایگزین کنی!

      با کد نویسی این فرد خودش را به اون شرایط جدید رسونده و بازم میتونه با کد نویسی مجدد ذهن برای متناسب شدن خودش را متناسب کنه اما بخاطر اینکه ذهنش مملو از فرمول ها و رفتار های اشتباه چاق کننده است و هر بار که بخواد به لاغری فکر کنه اون چیزی که الان واقعیتش هست را میبینه و نمیتونه چیزی که نیست را تجسم کنه یا در ذهنش تصویر سازی کنه بنابراین نمیتونه متناسب بشه!

      افرادی که متناسب بودن و چاق شدن شاید بتونن تصاویر لاغر خودشون را به یاد بیارن اما فردی که از وقتی خودش را شناخته اضافه وزن داشته اصلا تصویر لاغری از خود نداشته که بخواد اون را مرور کنه! تصویر سازی بر مبنای چیزی که نیست کار خیلی سختیه و ذهن همش تصویر های الانت را در ذهنت پر رنگ میکنه! و خیلی دوستان هم واقفن که نمیتونن چشماشون ببندن و تصویر لاغرشون را تصور کنن ولی با انجام تمرینات و طی کردن گام به گام مراحل این توانایی را پیدا میکنید!!

      من رشتم کامپیوتر بوده و کاملا با کد نویسی و حرف های گفته شده در فایل موافقم وقتی برنامه را باز میکنیم برای کد نوشتن یه صفحه سفید به ما نشون میده که با کد هایی که کامپیوتر میفهمه باید اون صفحه سفید را بنویسیم و دکمه اجرا را بزنیم همونطور که در ذهن ما ابتدا فرمول ها ذخیره میشن و فقط در موقعیت هایی که دکمه زده بشه اون فرمول ها اجرا میشن و سبب چاقی ما شده!

      اگه بخواهیم یک برنامه از قبل نوشته شده را تغییر بدیم ابتدا با یک عالمه کد مواجه میشویم که باید مرور کنیم و بفهمیم چی نوشته شده تا بتونیم در بین اون ها کی اضافه کرده یا ویرایش کنیم پس یه مقدار با کد نویسی در صفحه سفید سخت تر و زمان بر تر هست ولی کاریه که نشد نداره و بالاخره میتوان بهترین برنامه را ذخیره و اجرا کرد!!

      مه تاب متناسب و برنامه نویس لاغری😍🏅

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۶ ۰۱:۰۶
      مدت عضویت: 2034 روز
      امتیاز کاربر: 10620 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,096 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست 💖💖💖

      مسیر لاغری من: گام بیست و چهارم : کد نویسی ذهنی.🌷

      مکان های تفریحی🎢🎡 برای منم قبلاً فرصتی بود برای چاق تر شدن و زمانی که قصد داشتیم جایی برای گردش و تفریح بریم از روز قبلش کلی نقشه میکشیدم که غذا و خوراکی و تنقلات🥙🥖🥞🍟🥗🍲🍱 چی بردارم که اونجا بیشتر بهمون خوش بگذره واز اول تا اخرین لحظاتی که اونجا بودیم فقط به خوردن فکر میکردم واصلا لذت بردن از اون مکان برام مهم نبود و اگرم بود در ذهنم خیلی کمرنگ بود و بیشتر توجه من به خوردن نه تنها برای خودم بلکه خوردن دور همی و برای همه در ذهنم پر رنگ بود وتصورم این بود که اگر دور هم بیشتر بخوریم بیشتر لذت میبریم و بیشتر بهمون خوش میگذره ولی خدا رو شکر 🙏 از زمانی که به این مسیر زیبا🏞️ هدایت شدم با آموزش هایی که دیدم کلی از افکار و رفتار و عادت‌های نادرست غذاییم دارن تغییر می‌کنند. 

      ✍️چاقی من بعد از ازدواج👩‍❤️‍👨 شروع شد و با بارداری 🤰و زایمان🤱 بدتر شد واین بخاطر این بود که من زمانی که متناسب بودم به شدت این باور ذهنی رو داشتم که چاقی در خانواده ما ارثیه و ایمان قلبی داشتم که بعد از ازدواج چاق میشم و بلافاصله بعد از ازدواج💑 چاقی من شروع شد و افکار و رفتار ها و عادت‌های غذایی من تغییر کردند و ترس از چاق تر شدن مثل خوره به جانم افتاد و من روزبه روز چاق و چاق‌تر می‌شدم از یک طرف مدام به دنبال راهکار های مختلف⛹️🏃🏋️🥛🍷🗞️ برای لاغرشدن بودم واز طرف دیگه یک دفتر📒 تهیه کرده بودم ومدام دنبال دستور پخت📝 شیرینی ها🥨 و کیک 🍰و کلوچه🍪 و غذاهای🥣 جدید ی که ساده و فوری آماده میشدن بودم کم،کم اضافه خوردن ها شروع شد و همیشه میل واسه خوردن هرچیزی داشتم حتی اگه تازه وعده اصلی غذایی مو خورده بودم منی که در زمان متناسب بودنم اگه سیر بودم حتی یک لقمه اضافه نمی‌تونستم بخورم حالا خیلی راحت اضافه غذای بچه هامو می‌خوردم و تاکید میکردم که اسراف گناه و صواب داره که غذا تا آخرش خورده بشه . بعد از ظهر که از خواب بیدار میشدم حتما باید چای مو☕ با چیزهای شیرین🍩🍱🥧🍬 می‌خوردم و می‌گفتم من عادت دارم که بعد ظهر حتما باید چای بخورم و اگه یک روز نمی‌خوردم سردرد😒 می گرفتم و چونکه این باور نادرست در ذهنم بود که نخوردن چای بعد از ظهر = گرفتن سردرد. بعدش که چای مو می‌خوردم سرم خوب🤪 میشد ، یا اگه جایی مهمونی بودیم و یکمی از ساعت غذا رد میشد عصبی 😡میشدم و با خودم میگفتم چقدر بی نظمند . چون این رفتارهای نادرست رو تو خانواده 👨‍👩‍👧‍👦👩‍👩‍👦آموزش دیده بودم و یاد گرفته بودم ودر زمان خودش داشتم به خوبی آموزش هامو تبدیل به عمل میکردم چون درست عمل میکردم درستم نتیجه (چاقی) میگرفتم،الان که فکر میکنم زمانی که من متناسب بودم اصلا عادت‌های نادرست غذایی نداشتم .من خودم با کد نویسی جدید روی صفحه سفید و پاک ذهنم ، تصاویر چاق از خودم در ذهنم میساختم و هر روز خودمو چاق و چاق‌تر میدیدم وفرمان های چاق کننده از سمت مغزم صادر میشد و من چاره‌ای جز اجرا و اطاعت کردن اون دستورات نداشتم و ذهنم پرشده بود از فرمول‌های چاق کننده مثل: (داشتن شکم و پهلو در خانواده ما عادی و طبیعیه ، ما سن مون به ۳۰ که برسه دیگه اضافه وزن مون بیشتر میشه، سن مون که بالا بره دیگه وزن مون پایین نمیاد،بعد از زایمان🤰 دیگه شکم تخت نمیشه ، ما آبم🥛 بخوریم چاق میشیم ….) و من ناخواسته افتادم در مسیر چاقی و بیماری .وحالا باید بتونم بازم با کد نویسی ذهنی خودمو در مسیر لاغری قرار بدم اما چون ذهنم مملو از فرمول های چاق کننده بود و هنوزم به طور کامل پاک نشده و هر وقت که میخوام به تناسب اندامم فکر🤔 کنم نمیتونم چون من هنوز اضافه وزن دارم و تصاویری که الان از خودم در ذهنم دارم و چیزی که الان هست و ، واقیعت داره می‌بینم و نمیتونم چیزی رو که نیست و چون تصاویر لاغری که از خودم ندارم در ذهنم تجسم کنم درسته که من قبل از ازدواج متناسب بودم ولی چون خیلی وقته که از اون زمان گذشته تصاویر اون زمان در ذهنم خیلی کمرنگ شدن و بیشتر تصاویر الان جسمم تو ذهنم مجسم میشه ولی خبر خوب اینکه این کار با آموزش دیدن شدنیه ومن در این مسیر دارم این هنر رو آموزش میبینم

      و با گوش 👂 دادن به این فایل به این درک رسیدم که من با کد نویسی ذهنی چاق شدم پس باید بتونم با کد نویسی ذهنی دوباره لاغر بشم ولی الان کار یکمی سخت تر میشه البته که مسیری🏞️ که در اون هستیم که تا به حال سختی در اون نبوده وهمش آرامش و شادی و راحتی و سلامتی بوده حتما بعد از این هم همین طوره و اگه سختی هم باشه با راهنمایی های استاد گرامی به آسونی تبدیل میشه . من قبلاً یه ذهن پاک و سفید داشتم که اونو با فرمول های ذهنی غلط خط خطی و سیاهش کردم و الان میخوام روی اون صفحه خط خطی و لا به لای اون فرمول‌های نادرست ، فرمول های صحیح و تصاویر لاغری ایجاد کنم .خب معلومه و طبیعیه که الان یکمی سخت تر از قبل میشه وبه قول معروف همیشه ترمیم و بازسازی کردن سخت تر از ، از نو ساخته ولی این کار با آموزش دیدن شدنیه و من برای این کار باید با گوش دادن به فایل های آموزشی و خواندن و نوشتن فرمول های نادرست و غلط رو شناسایی کنم و فرمول های صحیح و درستو جایگزین اون فرمول‌ها در ذهنم کنم تا بتونم تصاویر لاغری از خودم در ذهنم تجسم کنم و فرمان های لاغری از سمت مغزم صادر بشه ومن دوباره دستورات جدید لاغر شدن رو اجرا و اطاعت کنم و از این طریق افکار و رفتار و عادت‌های جدید غذایی در من ایجاد بشه ومن دوباره مثل قبل از ازدواجم در مسیر لاغری و تناسب اندام قرار بگیرم پس من یک بار دیگه برای خودم تعهد مو یادآوری میکنم .و مسولیت چاقی و لاغری خودمو می‌پذیرم و تمام افرادی 👨‍👩‍👧‍👧👩‍👩‍👦‍👦 که با آموزش های نادرست منو در مسیر جاده چاقی قرار دادند می‌بخشم و با این کار بذر 🌱 لاغری مو که در بستر ذهنم کاشتم قوی تر 🌳میکنم وبا کدنویسی جدید ذهنیم یک گام دیگه به سمت لاغر شدن حرکت می‌کنم ودر این مسیر زیبا که از طرف خداوند متعال هدایت شدم با اشتیاق و علاقه و احساس خوب تا زمانی که زنده هستم میمونم واز شنیدن و دیدن زیبایی های این مسیر دلنشین لذت می‌برم.

      با تشکر از زحمات استاد گرامی.🙏🙏🙏

      و آرزوی سلامتی برای تمام دوستان .🌺🌺🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mah.sana.motalebi.khah@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۴ ۱۷:۱۰
      مدت عضویت: 1887 روز
      امتیاز کاربر: 581 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 604 کلمه

      به نام خداوند جان و خرد

      سلام و درود

      داستان از یه روز بهاری بی نظیر شروع شد🌹🌺🌸🌼🌻اومدم تو این دنیا تا کلی قشنگی و کلی نعمت خداوند رو تجربه کنم و لذت ببرم😍با یه لوح سفید و پاک🤍با یه ذهن آماده و مشتاق یادگیری💛💚💛

      ولی یه موردی اینجا وجود داشت که ذهن من خوب و بد بودن رو تشخیص  نمی‌داد فقط ثبت می‌کرد…نمی‌دونست چی خوبه چی بد…چی وحشتناکه چی آرامش بخش…چشم دوخته بود به اطرافیانش…به آموزش هایی که بهش میدادن…

      یه دختربچه معصوم که با شنیدن و خنده های مسخره اطرافیانش با ترس تو تاریکی فرو میرفت😣

      خیلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که اون آدم هارو باید ببخشم و از اون زمان به بعد مسئولیت چاقی خودم رو به عهده گرفتم و دارم با استمرار و عملگرا بودن حرکت میکنم…

      ولیییی هنوز به این نتیجه نرسیدم چرا لوحمو خراب کردن…خیلی دلم میخواد عکسامو ببرم به استاد نشون بدم و بگم شما نگاه کنید من کاملا متناسب بودم یه دختر کاملااااا متناسب چرا اطرافیان همش میگفتن تو چاقی تو چاقی🤔

      یادمه سال آخر داشتم دیپلم میگرفتم با قد ۱۶۸ وزنم ۵۸ کیلو بود و با همین دوتا عدد میشه فهمید که متناسب بودم و یه اندام فوق العاده داشتم ولی همش می‌شنیدم که چاقی،درشتی و هزاران حرف دیگه…

      و همین لوح سفید من توسط چند نفر خط خطی شد☹️

      شروع کردم به رژیم و ورزش و خیلییییییی عالی کم کردم و یه هیکل فوق فوق العاده داشتم ولی تا یکم ازشون فاصله گرفتم الان واقعا اون حرفا برام به واقعیت تبدیل شد و الان کلی اضافه وزن دارم و به وزن ۸۵ رسیدم☹️

      الان قشنگ کد نویسی رو درک میکنم ،،،اول فقط شنیدم و شنیدم و شنیدم و تو ترس فرو رفتم…

      بعد اومدم باهاش مقابله کردم ولی شکستم داد چون جسمی داشتم تلاش میکردم ولی اونا ذهنی ثبت شده بودن و اونا پیروز شدن و با اون همه رژیم و ورزش الان به وزنی رسیدم که تو کل عمرم تجربش رو نداشتم…

      اون حرفا و اون کدهایی که ثبت شدن کاری کردن که از اون بچگی با تناسب اندام بازم ترس از چاق شدن و ترس از خوردن داشتم…

      خیلی فکر میکنم اون آدم چرا اون حرفارو بهم میزد از رو حسادت از رو کینه نمیدونم با اینکه سنش خیلی بالاتر از من هستش…ولی باید تو هر چیزی بگردی و مثبت هاشو پیدا کنی…به این دلیل بود که من به این راه هدایت بشم و پخته تر و کامل تر بشم🌟🌟🌟

      هیچ کاری تو این دنیا نشد نداره من اشرف مخلوقات هستم

      من کد های ذهنیمو از اول مینویسم

      من موفق میشم و کدهای جدید رو جایگزین میکنم

      تازه کار من خیلی راحت تره چون استار رو دارم میبینم،شگفتی سازان رو میبینم که اونا تونستن پس منم میتونم💪🏻💪🏻💪🏻U canI can

      با صبر و استمرار تو این مسیر حرکت میکنم و تمام اون کد های غلط رو پاک میکنم و کد های جدید جایگزین میکنم🌟💪🏻🌟💪🏻🌟💪🏻

      من داستان زندگی ام را خودم مینویسم و اجازه نمی‌دهم داستان قشنگ زندگی ام بر پایه حرف های نادرست و فرمول های نادرست بگذره…

      تو روش های قبلی ذهن و جسم من یکی نبودن به خاطر همین موفقیت دلخواه کسب نشد…تلاش میکردم برای لاغری ولی ذهنم دنبال چاق شدن بود…غذا نمیخوردم چاق نشم.ورزش میکردم چاق نشم.قرص میخوردم چاق نشم.تصور ذهنیم این بود که این کار هارو بکن که شبیه فلانی که انقد چاقه نشی و همش چاق چاق چاق در حال تکرار شدن بود…

      و وقتی تمرکز ما روی چاق شدن بود واقعا چرا باید نتیجه دلخواه حاصل میشد…

      ولی حالا داستان فرق کرده من دارم با تمرین و استمرار و عمل ذهن و جسم خودم رو همسو و هم جهت میکنم و بهترین نتیجه رو میگیرم🌟🌟🌟🦋🦋🦋🌟🌟🌟

      لاغری آسان ترین کار دنیا هستش و من موفق ترین شگفتی ساز خواهم شد چون طبیعت من لاغری است و عاشق لاغری❤❤❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 41 کلمه

        سلام دوست عزیز
        من تصورم اینه قبل از اینکه دیگران بارها به شما بگن چاق هستی، فکر چاق بودن در شما ایجاد شده به طریق مختلف ممکن این فکر در فرد ایجاد بشه
        بعد از آن حرف حدیث ها شروع می شود.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار mah.sana.motalebi.khah@gmail.com
          ۱۴۰۰/۰۴/۱۹ ۰۸:۲۶
          مدت عضویت: 1887 روز
          امتیاز کاربر: 581 سطح ۲: کاربر متوسطه
          محتوای دیدگاه: 45 کلمه

          سلام و درود…استاد من اینکه سنا چاقه رو از بدو تولد شنیدم…وقتی به دنیا اومدم وزنم ۳ کیلو بود با قد ۵۱….ولی همش شنیدم سنا وقتی به دنیا اومد انقدددد چاق بود… با این حال یعنی اول تو ذهن خودم فکر چاق شدن ایجاد شده؟؟؟

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 69 کلمه

            سلام دوست عزیز
            درباره من هم دقیق این جرف ها زده میشد و تصاویر بچگی هم تایید می کرد که از بدو تولد من چاق بودم
            ولی مهم اینه که الان متناسب هستم و این تناسب بخاطر برنامه ریزی دوباره و صحیح ذهنم برای لاغر شدن صورت گرفته
            پس چاقی هم بخاطر برنامه ریزی ذهن برای چاق شدن صورت میگیره حالا شاید نتونیم به وضوح دلیل و طریق انجامش رو درک کنیم.

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم