0

خدا دیده نمی‌شه ولی شنیده می‌شه

اندازه متن

گاهی وسط شلوغی زندگی، دلت می‌خواد فقط صدای خدا رو بشنوی 🎧… همون صدای آرومی که می‌گه «نگران نباش، من کنارت هستم» 💛.

شنیدن صدای خدا یه تجربه‌ی عجیب و زیباست؛ نه با گوش، بلکه با قلب حس می‌کنی 🌿.

وقتی آروم می‌شی، وقتی ایمان داری که هدایت می‌شی، اون موقعه که کلمات خدا توی دلت نجوا می‌شن ✨.

تو هم می‌تونی این صدا رو بشنوی، فقط کافیه به جای گوش، دلت رو باز کنی 🌈💫.

شنیدن صدای خدا یعنی چی؟

ببسیاری از ما وقتی عبارت «شنیدن صدای خدا» را می‌شنویم، ذهن‌مان فوراً به سمت چیزی بیرونی می‌رود؛ انگار قرار است صدایی از آسمان یا از جایی دور به گوش‌مان برسد.

اما حقیقت این است که خداوند همیشه در درون ما سخن می‌گوید، نه از بیرون.

صدای او صدای عشق است، زبانی است که با حس، با شهود، و با نشانه‌های لطیف در قلب ما شنیده می‌شود 💫

گاهی در لحظه‌ای از اضطراب یا سردرگمی، ناگهان حس می‌کنی آرامشی از درونت بالا می‌آید.

انگار دستی ناپیدا روی شانه‌ات می‌نشیند و بهت می‌گوید:

«آرام باش… من کنارت هستم

آن لحظه، لحظه‌ی مقدسی است؛ چون در واقع، تو صدای خدا را شنیده‌ای.

شنیدن صدای خدا یعنی درک حضور زنده و دائمی او در تمام لحظه‌های زندگی‌ات؛ یعنی فهمیدن این‌که خدا فقط در مسجد و محراب 🌙 نیست، بلکه در نگاه مهربان یک دوست، در نسیم صبحگاهی، در لبخند کودکت، و حتی در آواز پرندگان، حضور دارد.

او با نشانه‌ها حرف می‌زند…

با تاخیرهایی که دلیلشان را بعداً می‌فهمی،

با مسیرهایی که بسته می‌شوند تا راه درست را پیدا کنی،

و با انسان‌هایی که در لحظه‌ی درست سر راهت قرار می‌گیرند.

گاهی این الهام از دل سکوت می‌آید،

گاهی از زبان یک دوست، یا از جمله‌ای در کتابی که تصادفی باز کردی 📖

اما در حقیقت، تمام این نشانه‌ها انعکاس یک حضور واحدند: حضور خدا در درون تو.

وقتی یاد می‌گیری به درون گوش بدهی، دیگر لازم نیست دنبال صدایی از بیرون باشی؛ چون در اعماق قلبت، آن صدای آرام و مطمئن همیشه زمزمه می‌کند:

«من از رگ گردن به تو نزدیک‌ترم.»

«وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» (سوره ق، آیه ۱۶)

این آیه زیبا، حقیقت شنیدن صدای خدا را در یک جمله خلاصه می‌کند:

خدا جایی بیرون از ما نیست، او در درون ماست، در نفس‌هایی که می‌کشیم، در عشقی که می‌ورزیم، و در آرامشی که هر بار دل را به او می‌سپاریم 💖

🌌 چرا بیشتر افراد صدای خدا را نمی‌شنوند؟

خیلی از ما در جست‌وجوی شنیدن صدای خدا هستیم، اما در واقع خداوند همیشه در حال سخن گفتنه. او در دل همه‌ی لحظه‌ها حضور داره — در نسیم صبحگاهی، در دلِ آرام یک دعا، در سکوت شب و حتی در اشک‌های پنهان ما 💧.

اما مشکل اینجاست که ما گوش نمی‌دیم… چون ذهنمون شلوغه، پر از صداهای بلندتر از صدای عشق الهی.

ذهن ما شبیه یک اتاق پر از هیاهوست که در اون، صدای لطیف خدا گم می‌شه 🎧. ما درگیر کارها، دغدغه‌ها، قضاوت‌ها و ترس‌هامون هستیم. وقتی ذهن مدام درگیر گذشته یا آینده‌ست، دیگه جایی برای شنیدن حضور خدا باقی نمی‌مونه.

برای همین، خیلی‌ها احساس می‌کنن خدا با اون‌ها حرف نمی‌زنه، در حالی‌که او همیشه حضور داره، همیشه می‌گه:

«من اینجام، فقط ساکت شو تا صدایم را بشنوی.» 💫

🔹 ترس‌ها:

ترس بزرگ‌ترین مانع در مسیر شنیدن صدای خدا است. وقتی از آینده می‌ترسی، در حال جنگ با اتفاقات خیالی هستی. ذهنِ ترسان مدام سعی می‌کنه کنترل کنه، پیش‌بینی کنه و امن بمونه.

اما صدای خدا در کنترل شنیده نمی‌شه، بلکه در اعتماد شنیده می‌شه. هرچه بیشتر به خدا توکل کنی، صدایش را واضح‌تر می‌شنوی. آن صدای آرام درونی که می‌گوید «همه‌چیز درست می‌شود» همان ندای الهی است ✨

🔹 عجله و بی‌صبری:

دنیای امروز پر از شتاب و حواس‌پرتی است. ما عجله داریم برای موفق شدن، برای فهمیدن، برای جواب گرفتن. اما صدای خدا عجله ندارد.

او در سکوت آرامش حضور دارد، مثل نسیمی ملایم که فقط وقتی آرام بگیری می‌توانی حسش کنی 🍃.

هرچه بیشتر بدوی، از شنیدن آن دورتر می‌شوی. خداوند در لحظه‌های بی‌شتاب، در مکث‌ها و در دلِ آرام‌ترین لحظه‌ها با تو سخن می‌گوید.

🔹 دوری از درون:

یکی از دلایل اصلیِ نشنیدن صدای خدا، دور شدن از خودمان است.

ما عادت کرده‌ایم پاسخ را از بیرون بگیریم — از مشاور، از دیگران، از دنیای بیرونی.

اما خدا درون ماست. الهام الهی همیشه از قلبی می‌آید که ساکت، باز و آماده‌ی شنیدن است 💖.

وقتی قلبت را آرام کنی و به صدای درونت گوش بسپاری، می‌فهمی که شنیدن صدای خدا یک معجزه نیست، بلکه طبیعی‌ترین ارتباط روح انسان با آفریننده‌اش است.

پس تا زمانی که درونت پر از قضاوت، اضطراب و شلوغی باشد، حضور الهی را احساس نمی‌کنی.

برای شنیدن صدای خدا، باید سکوت را تمرین کنی؛ باید ذهن را خاموش و دل را روشن نگه داری 🌿.

در همین سکوت، در همین لحظه‌ی ساده، خدا آرام در گوش روحت می‌گوید:

«من همیشه با تو هستم.» 💫

شنیدن صدای خدا

🌿 سکوت ذهن، پل شنیدن صدای خدا

سکوت ذهن مقدمه‌ی واقعی برای شنیدن صدای خداست.

سکوت، فقط نبود صدا نیست؛ بلکه حالتیه که در اون افکار، قضاوت‌ها و ترس‌ها آرام می‌گیرن و تو با حضور خدا یکی می‌شی 🌸

در اون لحظه‌ی سکوت، دیگه نیازی به دعاهای طولانی نداری.

فقط بودن کافیه…

بودن در لحظه، بدون قضاوت، بدون خواسته، فقط با حس حضور.

با تمرین مداوم، این سکوت به بخشی از وجودت تبدیل می‌شه.

دیگه لازم نیست منتظر معجزه باشی، چون خودت در حال تجربه‌ی حضور خدایی.

در اون حالت، الهام‌ها خودبه‌خود میان، تصمیم‌هات روشن‌تر می‌شن، و آرامش درونی‌ت مثل نوری در قلبت می‌تابه 🌤️

💫 تفاوت صدای ذهن و صدای خدا چیه؟

این یکی از مهم‌ترین بخش‌هاست. چون گاهی ذهن با صدای خدا اشتباه گرفته می‌شه.

ذهن همیشه بلند و پر از اضطرابه.

اما صدای خدا همیشه آرام، صبور و اطمینان‌بخشه 💖

🔹 صدای ذهن می‌گه: “نمی‌تونی”، “باید عجله کنی”، “دیگران ازت بهترن.”

🔹 صدای خدا می‌گه: “تو توانایی”، “زمان درست خودش می‌رسه”، “من همراهتم.”

ذهن از ترس میاد، ولی الهام الهی از عشق.

ذهن می‌خواد کنترل کنه، ولی خدا فقط راهنمایی می‌کنه.

وقتی در سکوت به ندای درون گوش بدی، کم‌کم یاد می‌گیری کدوم از عشق میاد و کدوم از ترس 💫

تمرین کن قبل از تصمیم‌گیری بپرسی:

«آیا این حس از آرامشه یا از ترس؟»

اگه از آرامشه، بدون که اون صدای خداست که داره راهت رو نشون می‌ده 🌿

🌸 تمرین روزانه برای شنیدن صدای خدا

برای تقویت ارتباط با خدا و باز کردن درهای الهام الهی، این تمرین‌ها معجزه می‌کنن 👇

۱️⃣ نوشتن گفت‌وگوی الهی ✍️

هر روز چند دقیقه بنویس: «خدایا امروز چه پیامی برام داری؟»

بعد هر چی به ذهنت میاد، بدون سانسور بنویس. باور کن، کم‌کم تفاوت بین صدای ذهن و صدای خدا رو حس می‌کنی.

۲️⃣ سکوت و حضور روزانه 🕊️

چند دقیقه فقط بنشین و حس کن خدا همین‌جاست. نه با کلام، نه با درخواست. فقط با حضور.

این لحظه‌ها، لحظه‌های واقعی شنیدن صدای خدا هستن.

۳️⃣ شکرگزاری از الهامات کوچک 🌻

وقتی حس کردی چیزی درونت گفت «اون مسیر رو برو» یا «الان صبر کن»، و نتیجه خوب بود، فوراً شکر کن.

شکرگزاری باعث می‌شه ارتباط با خدا قوی‌تر و شفاف‌تر بشه 💫

۴️⃣ مراقبه قلبی 💖

دستت را روی قلبت بگذار، چند لحظه چشم‌هات رو ببند و فقط بگو: «خدایا، می‌خوام صدات رو بشنوم.»

و بعد ساکت بمون. اگه گوش بسپری، می‌شنوی… حتی اگه با کلام نباشه.

🌈 نشانه‌های واقعی شنیدن صدای خدا

خیلیا می‌پرسن از کجا بدونم صدای خدا رو شنیدم؟

پاسخ ساده‌ست: وقتی قلبت آرام می‌شه، یعنی شنیدی 🌿

🕊️ وقتی یه تصمیم درونت حس اطمینان میاره،

🕊️ وقتی نشونه‌هایی از راه می‌رسن که مسیرت رو تأیید می‌کنن،

🕊️ وقتی یه اتفاق به ظاهر تصادفی دقیقاً پاسخ درونت رو می‌ده،

بدون که اون لحظه، خدا در سکوت با تو حرف زده.

گاهی صدای خدا یه حسه، نه کلمه. یه نور در قلبه، نه جمله‌ای در ذهن.

شنیدن صدای خدا یعنی دیدن حضورش در هر اتفاق، حتی در سختی‌ها، حتی در اشک‌ها 💧

💖 زندگی با صدای خدا

زندگی با شنیدن صدای خدا یعنی زندگی در اعتماد کامل به قدرت الهی ✨.

یعنی بدونی حتی وقتی چیزی نمی‌فهمی، حتی وقتی مسیر تاریک و پرچالش به نظر می‌رسه، خدا می‌فهمه، خدا می‌دونه، و او هدایتگر مسیرت هست 🌟.

این زندگی یعنی احساس امنیت در قلبت، حس آرامشی که هیچ اتفاق بیرونی نمی‌تونه ازت بگیره، و نوری در درونت که همیشه راه درست رو روشن می‌کنه 💫.

و این فقط یک تجربه نیست؛ یک شیوه‌ی زندگیه — شیوه‌ای از عشق، ایمان و حضور همیشگی خداوند در وجودت 💞.

اگر دنبال راهنمایی عملی و دقیق برای اینکه هر روز صدای خدا رو بهتر بشنوی، به مسیر زندگی‌ات انرژی مثبت بدی و احساس واقعی آرامش و هدایت الهی رو تجربه کنی، دوره‌ی «خدا هرگز دیر نمی‌کند» بهترین انتخابه 🌟.

در این دوره، با تمرین‌ها، تصویرسازی‌ها و راهنمایی‌های علمی و عملی، یاد می‌گیری:

  • چطور در شلوغی ذهن، سکوت ایجاد کنی
  • چطور به ندای درونت گوش بسپاری و صدای خدا رو بشنوی
  • چطور الهام الهی و انرژی مثبت رو وارد تصمیمات روزانه‌ت کنی

این دوره یه مسیر واقعی و قابل لمس برای زندگی در اعتماد و آرامشه؛ مسیریه که باعث می‌شه حتی وقتی شرایط سخت و نامعلومه، قلبت مطمئن باشه که خداوند همواره با توئه 🌈💖.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.36 از 36 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=18641
15 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار اکبر ملکوتی
      ۱۴۰۴/۱۲/۱۰ ۱۶:۳۲
      مدت عضویت: 1036 روز
      امتیاز کاربر: 8085 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 122 کلمه

      سلام استادعزیز سلام هم مسیران گرامی 

      امروز دهم اسفند۱۴۰۴ دوروز است که شاهد اتفاقات عجیب غریب هستیم که درخواب هم نمیدیدیم امیدوارم استاد وهمه تون خوب باشیدوسلامت 

      اما من طبق روال خودم این دیدگاه رو دراین شرایط که میدانید  مینویسم 

      به یادگاربماند برای روزهای آینده که درکنار هم ودرآرامش  زندگی میکنیم 

      خدایا دوست دارم همواره صدایت را والهامت را باعشق بشنوم وخودت این شنیدن روحانی وملکوتی را نصیبم کن 

      من نیز میکوشم درهرشرایطی  تاکید میکنم درهرشرایطی با اطمینان قلبی وایمان به تو در مسیرهدایتت قراربگیرم وصدایت را با تمام وجود بشنوم صدایی سراسر امیدبخش 

      صدایی که فقط درسکوت کامل وآرامش درونی وواقعی شنیده میشود 

      بنظر همه کائنات هنگامی که درسکوت کامل فرو میروند شاهد اتفاقات خالقشان خواهد بود وهمه اتفاقات مهم جهان در لحظه ی آرامش محض  صورت میگیرد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۴/۱۰/۳۰ ۲۰:۳۶
      مدت عضویت: 2133 روز
      امتیاز کاربر: 50167 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 893 کلمه

      با سلام خدمت استاد عالیقدرم و دوستان گرامیم 

      من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و تجربه کردن احساس خوب پایدار 

      استاد این جمله که برای این فایل یا این متن انتخاب کردی  بی نظیره همین جمله توجه منو به خودش جلب کرد 

      واقعا خدا دیده نمیشه ولی شنیده میشه مثلا همین جمله صدای خداوند بود برای اینکه منو هدایت کنه به این فایل الان نوبت این فایل نبود که من گوش کنم اما اسمش برام خیلی خیلی جالب و هیجان انگیز شد منم اومدم که این فایل گوش کنم و این متن بخونم تمرین بنویسم بینهایت به توان تیلیارد سپاسگزارم 

      واقعا خیلی دلم میخواد که با پوست و گوشت و استخوانم این جمله رو درک کنم چون منو به آرامش میرسونه 

      خیلی هم دلم میخواد خدا به من بگه نگران نباش من کنارت هستم من هنوز به این حد از درک نرسیدم که این الهام دریافت کنم

      بله بارها و بارها صدای خداوند رو شنیدم اما درکش نکرده بودم که این صدای خداوند 

      لحظه ای که یه خانم یا آقا میاد از اعماق وجودش به من تبریک میگه وقتی متوجه میشه تمام این لباسها و کیفا جاسویچی ها گیر سرها رو خودم بافتم لبخند اونها تبریک اونها علاقه اونها همه همه صدای خداوند که بوسیله اونها به من هدیه میشه خدایا متشکرم 

      اینو با گوشت پوست استخوانم درک کردم و همیشه ناراحت شدم 

      از مسیرهایی که بسته میشدن تا راه درست پیدا کنم 

      روزهای که میرفتم سر کار مشتری نداشتم این مسير بسته است و منو ناامید می‌کرد الان درک کردم یعنی بهتر درک کردم که خداوند اون در بسته تا باز کنه درهای بیشتری رو 

      ترس بزرگترین مانعی برای شنیدم صدای خدا وقتی می‌ترسی که ای بابا مشتری ندارم یا چی میشه و هزاران فکر دیگه که با نکنه نمیشه و اگر اینجوری بشه شروع میشه یعنی ترس از آینده داریم و در چنین شرایطی محال صدای خدارو بشنوی که داره بهت میگه آرام باش من کنارت هستم 

      این جمله هم به حس امیدواری میده که نگران نباش خدا کنار منه و برام هرکاری انجام میده تا من شاد باشم 

      واقعا عجله دارم زودتر کسب و کارم رونق بگیره آخه برای منکه عجله نمیشه من ۷ ماهه که دارم میرم بازار هنوز روزهایی دارم که اصلا پولی وارد زندگیم نمیشه 

      و دوست دارم هر دفعه که میرم بازار یکی دو مشتری رو داشته باشم 

      الان فایل به امید روزهای روشن افتادم منم انگار دارم اشتباه میکنم که نمیشه هر روز مشتری داشته باشم اما اگر اینجوری چرا افراد بسیار زیادی رو میبینم تو هر بازاری میرن مشتریهای خاص خودشونو دارن خلاصه یکم گیج شدم و تصمیم دارم چند بار اون فایل گوش کنم 

      استاد میدونید من خدا رو بینهایت سپاسگزاری میکنم چون دارم یاد میگیرم کاری به دنیای بیرون نداشته باشم 

      یعنی دارم یاد میگیرم هر اتفاقی که در دنیای بیرون خودم تجربه میکنم همه همه محصول افکار و نگرش‌های درونی خودم به شکل اتفاقات بیرونی دارم تجربشون میکنم 

      و خدارو شکر میکنم که من منتظر نیستم کسی پاسخ سوال منو بده من همیشه از خدای درونم سوال میکنم با او صحبت میکنم بهش میگم چی میخوام 

      این نیست که با دنیای بیرونم قطع رابطه کرده باشم نه گاهی هم پاسخ سوالم از فایلهای استاد عالیقدرم میگیرم گاهی از دیگاه دوستانم گاهی هم مثل امروز از اسم یه متن گاهی در حرفه‌ای دخترم به من امید میده ادامه میدم راستی اینم نگفتم 

      که چند روز پیش هدایت شدم به کتابی که خیلی وقت پیش خریده بودم اسمش تعادلت را حفظ کن بود همون اول این کتاب جواب سوالم گرفتم 

      من نمیخواستم این کتاب بخونم چون کتاب قبلی تموم نکردم اما یهو یه حسی گفت اسمش برام جلب توجه کرد 

      چون چند وقته که سوالم اینکه خدایا میخوام بین کسب و کارم و زندگیم و درسهام تعادل ایجاد کنم تا بتونم به بهترین شکل ممکن همه شونو انجام بدم 

      نا امید بودم از اینکه چرا خداوند به انسانها روزی میده به من نمیده من پولی وارد زندگیم نمیشه 

      استاد یه دفعه هم هدایت شدم به دفتر یاد داشتم که چه فکری در سر داری به کدام قسمت اون فکر میکنی به وجه منفی اون توجه میکنی یا مثبت اون 

      استاد میدونید از این منظر به این موضوع توجه نکرده بودم که پول نعمت بینهایت اینو میدونستم 

      اینکه اگر فکر کنم پول باید مشتری به من بده دیگه بنده خدا نمیشم میشم بنده مشتری من میخوتم بنده خدا باشم و همیشه به خدا میگم خدایا تو منبع و منشا ثروت هستی از خزانه بیکران جهان هستی وارد زندگی من کن تا منم بتونم آرامش احساس خوب شادی و سپاسگزاری و بی نیاز بودن تجربه و زندگی کنم خدایا متشکرم 

      و امروز به خدا گفتم خدایا مشتری این همکاران منو فرستادی مشتری منم بفرست بعد یه مشتری اومد یه لباس خرید 

      من خدارو شکر فکر نمی‌کنم  که رزق و روزی من دست مشتری من میگم پول دست اونو باید اون از من خرید کنه تا پول وارد زندگیم بشه 

      استاد برای منم مثال شیر خریدن شما یه دنیا ارزش داره یه دنیا لذت و شادی داره یه دنیا امید بوده که به خدا گفتم شیر خدا گفت برو فلان مغازه شیر برات گذاشتم بگیر برو و جالب‌تر میشد اگر اون فروشنده میگفت نمیخواد پول بدی این شیر اگر تو نمیخواستی تا فردا مثلا خراب میشد و بدون پول میگرفتین خیلی برام معجزه وار تر میشد نوش جانتون 

      منم استاد خیلی دوست دارم بهتر صدای خدا رو بشنوم و خواسته ام تجربه و زندگی کنم میرم که امتحان کنم معجزه زندگیم ببینم بینهایت سپاسگزارم برای تهیه این فایل ارزشمند و بینهایت بار دیگه سپاسگزارم برای تهیه تک تک فایلهای ارزشمندتون در پناه خداوند باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۲/۰۷/۰۹ ۱۴:۳۸
      مدت عضویت: 1319 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 466 کلمه

      باسلام خدمت شما استاد عزیز

      امروز که از خواب بیدار شدم از این که سرکار نمیرم و پولی که میخوام توی حسابم باشه اما کمه یکم به مدت دو سه دقیقه ناراضی بودم و شکایت کردم و گفتم که شما حمایتم نمی‌کنید و در اون لحظه احساس خودم را بد کردم اما بعد که با دقت بیشتری نگاه کردم دیدم که الان من هر چیزی رو که در زندگی می‌خواستم داشته باشم بهش رسیدم خونه خوب اتاق قشنگ و وسایل اتاق خوب موبایل خوب  کوچک‌ترین چیزها که دوست داشتم اون‌ها رو برای راحت‌تر استفاده کردن داشته باشم بهش رسیدم،

      اما چرا در اون لحظه من احساس بدی پیدا کردم و حال خودم رو خراب کردم و شاکی بودم از اینکه من پول مورد نیاز خودم رو نمی‌تونم تامین کنم و خانواده ی خودم رو مقصر دونستم که چرا نمیزارند و حمایتم نمی‌کنند که شغل مورد علاقه خودمو داشته باشم،

      وقتی دقیق‌تر به این موضوع نگاه کردم احساس کردم که درون من یکی با من صحبت می‌کنه و به من میگه مگه امروز هم زنده نیستی و یک روز دیگه سالم و آرام در کنار خانواده خودت زندگی نمی‌کنی و چه ثروتی بالاتر از داشتن سلامتی و احساس خوب در دنیاست که هر روز با جسم سالم و احساس آرامش چشم به دنیا باز کنی،

      جالب بود که با همین یک جمله در ذهن خودم احساس من خوب شد و حال خوبی پیدا کردم و نگرانی و شکایت خودم رو درباره داشتن پول یا حساب خودم که در آینده میخواهم به چشم برسند و آیا می‌رسم یا نمی‌رسم کنار گذاشتم و اصلاً در این لحظه الان برام مهم نیست که چقدر پول در حساب من هست مهم اینه که یک بار دیگه زنده هستم سالم هستم و دوباره به زندگی با احساس خوب بازگشتم و یک فرصت زنده بودن به من هدیه داده شده،

      اون بالاترین طعم توجه خداوند به من است اینکه خداوند با من صحبت می‌کنه و من صدای اونو می‌شنوم این بهترین احساس دنیاست که خداوند حواسش به من هست حتی گاهی اگر من یادم بره و حواسم نباشه،

      برای امروز هم تصمیم می‌گیرم که با توکل به خدا و ایمان داشتن به او همیشه با احساس خوب و آرامش در زندگی هر روز خودم رو به نفع خودم لذت ببرم و  نگران آینده خودم نباشم زیرا خدای مهربونم روزی رسون و مهربان است و با احساس خوب من هم به نعمت های خوبی که میخوام میرسم ،

      فقط کافیه اطمینان داشته باشم به قدرت اراده خداوند و توکل کنم و با احساس خوب بخواهم از خودش که من رو به خواسته‌هام برسونه،بالاترین خواسته من یعنی تغییر باورهای خودم در زندگی بوده که من با بالاترین سرعت ممکن به این خواسته خودم رسیدم می‌خوام امروز هم بهترین خودم باشم، و مهم نیست چقدر پول دارم توی حسابم من ثروت رو از خدا میدونم پس اون با حس خوب بهم میده ،

       باتشکرازشما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۲/۰۴/۱۵ ۲۰:۴۶
      مدت عضویت: 1319 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 203 کلمه

      باسلام خدمت شما، 

      من هم به دنبال شنیدن صدای خدا در احساس خودم هستم در لحظه های زندگیم و موقع هایی که فکر میکنن امکان نداره من به اون سمت هدایت شم پس میخواهن از این به بعد به صدای درونی حس خوب خودم توجه کنم و از نجوا های شیطانی دور شم و توجه نکنم که اون هدفش اینه منو از مسیرم دور کنه و حسم رو بد کنه،

      من هم از امروز تصمیم می‌گیرم که تمام توجه خودم رو به صدای درونی که خداوند با من گفتگو دارد و من رو راهنمایی و هدایت می‌کند بسپارم و با تمام وجودم باور داشته باشم و گوش بدم دنبال اون برم و بدونم قوی تر از قدرت اراده ی خداوند در دنیا نیست و با جذب احساس خوب میتونم به هدف ها و خواسته های زیبای خودم دست پیدا کنم من میدونم میشه و با توکل به خدا در این مسیر میمانم و حرکت میکنم تا هر روز بتونم بهترین خودم باشم با کلی لذت بردن و همیشه سپاسگزارم و احساس من تا الان خیلی خوب و عالی تغییر کرده و دیگه جهانم خیلی زیباست و خیلی خدای من توی جهانی که در ذهنم دارم زیبا و مهربان و نعمت دهنده است خدایا شکرت ،

      باتشکرازشما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ebikzbhmb@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۲/۰۱ ۱۲:۱۷
      مدت عضویت: 1588 روز
      امتیاز کاربر: 4575 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 114 کلمه

      سلام اسناد .سه روز بود فایل ها رو به دلیل مهمانیو مشغله کار زیاد نتونستم گوش کنم دلم بسبار گرفته بود این فایل زیبا رو فقط خداوند برای من فرستاد دقیقا مناسب حال امروز مت و پاسخ سوال من بود من از شدت خوشحالی و هدایت امروز من به این فایل نمیدونم باید چی بگم فقط اشک میتونه پاسخگوی حس من باشه خدایا شکررررت.  استاد چقدر زیبا گفتید خدا بیخ گوشت نشسته….چقدر مثال شیر خریدن شما عالی و بی نظیر بود صدای خدا همان حس درونی ماست چقدر خدا به ما نزدیک هست خدایا کمکم کن روز به روز به تو نزدیک و نزدیکتر شوم و با گوش درونی ام صدایت را بشنوم ۱۴۰۰/۱۲/۰۱

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۶ ۲۱:۰۵
      مدت عضویت: 2423 روز
      امتیاز کاربر: 5130 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,499 کلمه

      به نام خداوند بخشنده ی مهربان خداوندی  که دیده نمیشه و اما شنیده میشه 

      اولین تصمیم من از زندگی لذت برون هست نه گذراندن زندگی 

      خیلیا مخالف این  هستن که خدا با ما حرف میزنه و ما رو هدایت میکنه .

      هر کس این ندا و احساس،و هدایت رو  در درونش داشته باشه  پس حتما  خدا  او ن رو  به سمت خوشبختی و نعمتها ی بیشتر میبره و هر چیزی که از جنس خدا هست  در زندگیش پیدا میشه  .

      پول یکی از نعمتهای خداوند هست که بینهایت هست و بی نهایت به ما هم میرسه اما اگر این نعمت رو به صورت محدود ببینی و در  دست رییس و صاحب کار و دولت و … ببینی که اونها باید به تو بندن پس  تو بنده ی خدا نیستی تو بنده ی اون اشخاص هستی  اما اگر بگی پول بینهایت  هست و  در دست خداوند هست بینهایت پول رو در زندگی  تجربه میکنی اما اگر بگی این نعمت دست بنده ی خدا هست برای تو محدود میشه و تفاوت فقیر و ثروتمندان در همین هست و  ثروتمندان  هیچ وقت نمیگن پول دست افراد هست و بقیه نزاشتن که به اونها برسه و …. .

      هیچ وقت نتیجه رو به دیگران ربط  نمیدن و حالا فرقی نداره این فرد مسلمون یا عیر مسلمون هست  سیستم جهان به همه یکسان پاسخ میده اگر باور و عقیده ات این باشه پول یکی از نعمتهای بینهایت خداوند هست تجربه ی بینهایت از این  ثروت خواهین داشت و اما اگر بگین  پول محدود هست و در دست فلان شخص خاص هست  به یه مقدار کم از او ن میرسی پس بستگی به نگاه تو  داره که  پول رو بینهایت میبینی یا کم میبینی که مثلا  پولها رو بردن و کم هست و اختلاص کردن و ..

      پس چرا  گفتیم به نام خداوندی که دیده نمیشه اما شنیده میشه اگر هدایت بشی میتونی صدای خدا رو بشنویی نه به صورت صوت اما  احساسش میکنی و هدایت میشی به سمت چیزی که به نفعت هست ..

      وقتی به صدای خدا گوش کنی چیزی که برات غیر طبیعی و غیر ممکن هست برات ممکن میشه .

      و این تجربه یک دنیا لذت و شادی هست  که به صدای خدا گوش بدی و این برات مهیا بشه و برای خدا فرقی نداره به تو  یک لیوان شیر بده یا بنز بده  .

      و همین خدایی که تو  رو هدایت میکنه در دل شب شیر گیر بیاری  داری به صدای خدا گوش میدی و هدایت میشی به مسیرهای درست و خداوند به نهان و اشکار انسان و جهان اگاه هست .

      پس من وقتی به عقل ناقص خودم بسنده کنم به جای درست هدایت نمیشم اما خدا اگاه هست و به درستی هدایت میکنه و او شنونده ی اگاه هست .

      خداوند بیخ گوشت داره حرف میزنه و اما نه با ااین گوش که داری بلکه  با گوش درون توجه کن و اون  تو رو هدایت میکنه  .

      و حال آدم  دگرگون میشه و عشق میکنه وقتی صدای خداوند رو بشنوه .

      و اما تجربه ی من  استاد  از شنیدن صدای خداوند :

      منم از وقتی که از سفر برگشتم دارم عشق میکنم و حالم دگرگونه و احساس میکنم خدا خیلی به من نزدیکه و داره من رو هدایت میکنه و من تونستم به صدای درونم گوش بدم وبه هر انچه دلم خواست برسم واقعا دارم  لدت میبرم و حال دلم عالیه .

      جریان سفر من :

      با توجه به اینکه این دوسالی هست این ویروس اومده و شرایط رندگی و سفر و همه چیز رو دگرگون کرده و تغییر داده ما هم به خاطر همین شرایط پارسال تابستون فقط چند روزی کرج بودیم و بر گشتیم و اما امسال از اول تعطیلی مدارس  بچه ها من خیلی دلم میخواست مسافرت برم اونم شمال  در یه جای خاص در گیلان که به همسرم گفتم و اما ایشون نطرشون جایی بود در مازندا ان  هم به خاطر نزدیکیشون هم به خاطر این بیماری که جای خیلی دوری نریم واما  من جای دیگه رو دوست داشتم  ولی  فقط پیشنهاد دادم و دیگه هیچ نگفتم و کارها رو به خدا سپردم و بارها جای مورد نطرم رو تجسم کردم و حالم رو عالی کردم و …اما چون بارها اطرافیان و همسرم میگفتن این موقع سال همه جا گرم هست نریم تا اخرای برج ۵ و  چون من خودم هم هر سال  تابستان اوایل  برج ۶ و یا اخرا برج ۵  می رفتم سفر عادت کرده بودم اون موقع برم و همیشه  برای همون موقع از  سال برنامه میریختیم که سفر بریم  و همسرم مرخصی بگیره و …‌ اما عجیب امسال دلم خواست همون اوایل تیر ماه برم و به همسرم گفتم اما همسرم گفت از لحاظ کاری  فکر نکنم جور بشه کمای اینکه الان همه جا گرم هست و اذیت میشیم  تا اینکه چند روز بعد خیلی معجزه اسا گفت که مرخصی جور شده و همون اول تیر ماه بریم و من بی نهایت خوشحال شدم در حالی که اطرافیان میگفتن نرین هوا گرم و این بیماری هست خطر ناکه ولی دلم میخواست و دلم  مناظر زیبای شمال رو که بارها تجسم کرده بودم رو میخو است با اون هوای ابری و خلاصه رفتیم و مدتی در تهران با دوستان صمیمی ام بودیم که اونجا یه شب بارونی هم تجربه کردم و خیلی لدت بردم    و اخرای هفته که قصد رفتن به شمال و به گفته ی همسرم مازندران رو داشتیم  خبر دار شدیم راه مازندران بسته شده و شرایط خوبی به خاطر این بیماری  نداره و همین دوست عزیزمون در تهران  به  همسرم پیشنهاد داد  به یه هتل بسیار زیبا  بریم که نزدیک   به محل مورد نظر من بود  و گفت خیلی زیبا هست چون دوست خودم اونجا بوده و خیلی راضی بوده برین حتما خوش میگدره  برین گیلان بهتر چون مازندران خطر ناک شده و قرمز رنگ هست و همسرم هم پدیرفت و دقیقا من به همراه خانواده به جای بسیار زیبایی در ارتفاعات گیلان به همراه هوای ابری  هدایت شدم و دقیقا به همون منطقه که دلخواه من بود رفتیم  بدون اینکه من بخوام با همسرم بجنگم  و حالم رو بد کنم و یا بد خلقی کنم (و در ضمن بلافاصله بعد از اومدن ما از تهران  دوستم خبر داد که  در تهران تمام مرکز خریدها و  رستوران و غیره بسته شدن و خرید فقط اینترنتی هست در حالی که در اون مدت که من تهران بودم کلی گشتم و خرید کردم و واقعا لدت بردم و  …)

      و من چون قبل از سفر بارها این مناطر و این چنین جاهایی رو تجسم کرده بودم  پس تونستم خودم  خلق کنم و بسیار جای پای خدا رو در این سفر حس میکردم و صدای خدا رو میشنیدم از طریق قلبم نه گوشم 

      من شنیدم با صدای قلبم که حالا در همین زمان که دوست داری  برو  به سفر  بر خلاف کل سالهای گذشته که اخر تابستان رفتی امسال اولش برو (که بعد از اومدن ما شنیدیم تمام راه ها رو بستن و جریمه دارن و تردد ممنوع شده )

      من شنیدم با صدای قلبم که تو به همون جا  که دوست داری میری سفر و اصلا نگران نباش 

      من شنیدم با صدای قلبم تو همون مناطر زیبا و هوای ابری رو خواهی دید 

      من شنیدم با صدای قلبم که تو به شمال میری اصلا نگران نباش و فقط لدت ببر از این سفرت (چون زمانی که شنیدیم مازندران قرمز شده خواستیم بر گردیم  دزفول و به  شمال نریم و اما صدای خدا رو میشنیدیم که میگفت تو  حتما خواهی رفت و اتفاقا دوست این دوستمون در تهران  چند ماه قبل به اینجا رفته بود و دوستمون  هم بدون اینکه بدونه من همچین جایی رو  دوست دارم برم   خیلی معحزه آسا و بدون اگاهی از خواسته ی من آدرس هتل و شماره رو  در اون مکان زیبا در نزدیکی مکان دلخواه من به ما داد و ما  خیلی راحت از تهران جا  رزرو کردیم و خیلی راحت به جای دلخواهم رفتم بدون  ذره ای سختی  و من از خوشحالی در پوست خودم نمیگنجیدم و واقعا نمیدونستم این حس زیبای خودم رو به کی بگم که در مدار شنیدن این اگاهی ها باشه و به پاس قدر دانی از خدای خودم صبح و شب  در تراس این هتل به مناظر زیبا و هوای ابری و اون کوه های زیبا خیره میشدم و اشک شوق میریختم  که چقدر قشنگ هدایت میشم و برای خدا هیچ کاری نداره )

      و من هم دقیقا استاد  بعد از این سفر حال شما رو دارم که یه یک کیلو شیر خریدی شاید برای خیلیها  چیز خاصی نباشه و بگن خوب رفتی شمال دیگه ولی برای من  کلی درس داشت و حالم واقعا دگرگون شده و لدت میبرم از نزدیکی به  خدا و حس کردن  خدا در زندگیم و عشق میکنم و  بارها به خودم بعد از این سفر  گفتم اگر من تونستم این چنین به جای دلخواهم هدایت بشم پس خداوند من رو به بهترین جا هم هدایت خواهد کرد و من تمام انچه را که دوست دارم خلق خواهم کرد و با ایمان قوی تر و باور قویتر دارم مسیرم رو ادامه میدم و مطمعنم در آینده ی نزدیک به تمام اهدافم خواهم رسید چون صدای خدا رو در قلبم میشنوم و برای خدا کاری نداره به من سفر دلخواهم رو بده یا اون هدف و نعمتهای بیشمار رو که دوست دارم بده .

      خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 21 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فاطمه سادات
        ۱۴۰۰/۰۴/۱۷ ۰۷:۴۲
        مدت عضویت: 2470 روز
        امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        سطح مبتدی
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 77 کلمه

        سلام خیلی تجربه ی خوب و لذتبخشی از شنیدن صدای خداوند در زندگیتون داشتید . گرچه او حتی در کوچکترین اتفاقات زندگی هم خودشو به ما نشون میده اما توی تجربه های واضحتر از شنیدن صدای خداوند بیشتر لذت میبریم . اما اینا همه نشانه است تا حضورش رو بهتر و بیشتر درک کنیم و ارادمون رو بیشتر محو اراده ی او کنیم و با او همسو بشیم . 

        بازم ممنون بابت این پیام عالیتون جاوید باشید . 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فروغ ریاحی
          ۱۴۰۰/۰۴/۱۷ ۱۱:۰۹
          مدت عضویت: 2423 روز
          امتیاز کاربر: 5130 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 106 کلمه

          سلام دوست خوبم فاطمه سادات جان

          خوشحالم که نوشته ی شما رو میخونم من همیشه از خواندن نوشته های شما در سایت لدت میبرم و کلی آگاهی دریافت میکنم  شما واقعا عالی درک میکنید و عالی مینویسید .

          من همین اتفاقات رو که شاید برای خیلیها کوچیک و ناچیز باشه بزرگ و بزرگ و پررنگ و پر رنگتر  میکنم و هر روز به خودم یاد آوری میکنم  که چی شد و چه اتفاقی افتاد و در حای جای این سایت ثبت میکنم تا رد پا بشن برای خودم  و همیشه اونها رو به یاد داشته باشم و ناامید نشم و با ایمان قویتر به زندگیم ادامه بدم .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار فاطمه سادات
            ۱۴۰۱/۰۴/۲۷ ۰۹:۵۹
            مدت عضویت: 2470 روز
            امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

            نشان های دریافت شده

            سطح مبتدی
            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
            محتوای دیدگاه: 21 کلمه

            سلام . ممنون از نگاه زیباتون دوست خوبم . خوشحالم که با دوستان خوبی چون شما همراه و هم مسیرم . 

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار زینب ابراهیمی
        ۱۴۰۲/۰۹/۱۱ ۰۰:۵۰
        مدت عضویت: 1588 روز
        امتیاز کاربر: 4575 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 28 کلمه

        با سلام و شب خیر خدمت دوست عزیزم . ممنونم که تجربه زیبای خودتون رو به اشنراک گذاشتید خیای لذت بردم و ارزوی بهترینها رو برای شما دارم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فروغ ریاحی
          ۱۴۰۲/۰۹/۱۱ ۰۸:۵۵
          مدت عضویت: 2423 روز
          امتیاز کاربر: 5130 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 42 کلمه

          سلام زینب جان 

          همین کامنت شما باعث شد من دوباره برم و کامنت خودم رو بخونم و ببینم چی نوشتم و وقتی خوندم مو به مو اون روزها برام زنده شدن و خیلی لدت بردم 

          مرسی از نگاه قشنگت .  موفق و پیروز باشی 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار رسول دوست محمدی
      ۱۳۹۹/۱۲/۲۳ ۱۵:۵۶
      مدت عضویت: 2022 روز
      امتیاز کاربر: 412 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 562 کلمه

      .
      با سلام خدمت استاد ارجمند . من هم یه تجربه قشنگ از شنیدن صدای خدا مربوط به ۴ سال پیش دارم که بعد دیدن این فایل برام خیلی جالب بود . چهار سال پیش که دنبال جابجایی از خونه قبلیمون در این منطقه ای که در حال حاضر زندگی می کنیم و نزدیک حرم امام رضا علیه السلام هم هستش در حال پرسو جو از بنگاه های املاک بودم ، بعد از کلی راه رفتن خسته و تشنه و ناامید از پیدا شدن کیس موردنظرم ، یه بنگاه در اون سمت خیابون نظرمو جلب کرد . ولی با خودم گفتم همه این بنگاه ها رو رفتی دیگه و نیتجه ای نداشته . اینم مثل بقیه . چه فرقی میکنه . ولی یه حسی بهم گفت حالا اینم برو بپرس . وقتی رفتم داخل بنگاه بدون اینکه حرفی از مبلغ رهن یا اجاره بزنم ، فقط گفتم دنبال همچین خونه ای با این مشخصات هستم . بلافاصله بنگاه دار یه آدرس نوشت روی کاغذ و گفت این خونه هستش همین نزدیکی ، ولی صاحبخونه یه حاج خانومیه که اذان که میشه میره مسجد و الان هم نیست . باید عصر بیاین واسه دیدن خونه . باز بخاطر اینکه من میخواستم عصر بخوام برگردم تو این مسیر و خونه رو ببینم خیلی برام مشکل و حتی امکان پذیر نبود ، ناامیدانه از بنگاه اومدم بیرون . صدای اذان رو شنیدم و واسه اقامه نماز به مسجد رفتم . با توجه به اینکه خانومم بدلایل متعدد همین منطقه رو خیلی دوست داشت ، برام خوشایند نبود بخوام بهش بگم با این پولی که ماداریم اینجاها خونه پیدا نمیشه . چون این منطقه بخاطر نزدیکی به بازارهای بزرگ تجاری و از همه مهمتر نزدیکی به حرم مطهر اجاره های سنگین و بالایی داره . خلاصه تصمیم داشتیم بعد اینکه نمازم تموم شد با همسرم تماس بگیرم و موضوع رو بهش بگم . ولی بعد اینکه نماز خوندم باز یه حسی بهم گفت حالا برگرد دوباره در این خونه که آدرس گرفتی ، ببین شاید کسی خونشون باشه و تونستی خونه رو ببینی . خلاصه با همه خستگی جسمی و روحی که داشتم خودمو رسوندم به آدرسی که داشتم و زنگ خونه رو زدم . ناگهان کسی از آیفون جواب داد و من هم گفتم واسه دیدن خونتون اومدم . خلاصه خونه رو دیدم و کلی خوشحال شدم که چقدر عالی همه شرایط مدنظر ما رو داره . از خانومی که در رو باز کرده بود تشکر کردم و ایشان گفتند صاحبخونه مادرم هستند که شب برمیگردن خونه و در مورد شما باهاشون صحبت می کنم و بهتون خبر میدیم . خلاصه من حسم خیلی عالی بود و یه جورایی بقول قدیمی ها دلم روشن بود که دیگه همه چی جور شد . خوشحال و خندان برگشتم پیش همسرم و موضوع رو بهش گفتم . منتظر بودیم تا شب . شب که صاحبخونه تماس گرفت ، گفتیم ما فقط یک دهم پول رهنی که واسه خونتون درنظر گرفتین رو داریم و یک سوم اجاره ای هم که تعیین کردین توان پرداخت داریم ولی خونه شما واسه ما به دلایل مختلف مناسبه . اون حاج خانوم هم گفتن با توجه به شرایطی که ما داریم و ویژگیهایی که شما دارین ، بهترین همسایه واسه ما هستین . پس اشکالی نداره بیاین واسه قولنومه . و الان چهارساله که دراین خونه داریم زندگی می کنیم و از هر نظر احساس راحتی و آرامش داریم . خداروشکر . با تشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ریحانه دوست محمدی
      ۱۳۹۹/۱۲/۲۳ ۱۰:۵۱
      مدت عضویت: 2004 روز
      امتیاز کاربر: 625 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 510 کلمه

      سلام استاد…. چ حس قشنگیه این حسی که عنوان کردین که خدا بیخ گوشمونه … و چه مثالتون بینظیر بود و جای تامل داره برای خدایی که اینقدر بهمون نزدیکه و ما اونو از خودمون، دور میبینیم….. دقیقا استاد چن شب پیش برای منم یه اتفاقی افتاد که کلی حاله دلمو خوب کرد.. یعنی اینقدر از اون شب خدارو باتمام وجودم حس میکنم که لذتش وصف ناپذیره… من مدتیه که عجیب هوس باقالی داشتم. و بشدت به باقالی علاقه دارم. و چن وقت بود به همسرم میگفتم که برام تهیه کنه. و ایشونم بااین وضعیت فعلی کرونایی خیلی تمایل به خریدن باقالی روی گاری نداشت. و هی پشت گوش مینداخت. حتی اومدم بجای باقالی، لوبیا رشتی پخته کردم و با فلفل و نمک و ابلیمو خوردم، مگه کمی از هوسمو کم کنه… ولی فایده نداشت کم که نکرد هیچ، بیشترم شد هوسم… دقیقا دوسه شب پیش قرار بود باهمسرم بریم حرم. و منم ب خودم وعده دادم که تو مسیر اگه جایی گیرم بیاد باقالی رو بخورم، ولی همسرم خسته بود و رفتنمون کنسل شد. منم ازشدت هوسم یکم تو گوگل سرچ کردم و عکس باقالی پخته نگاه کردم و کلی اب دهنم راه افتاد.. دقیقا توهمین حین، همسایمون همون لحظه اومد دم در خونه و یه کاسه باقالی پخته و یه بشقاب شلغم برام آورد. یعنی از حس اون لحظه ام نگم براتون….. خدامیدونه چه لبخند شیرین و عمیق ازته دلم زدم به مهربونی پروردگارم.. و باذوق و شوق به همسرم گفتم اگه گفتی چیه؟ اینقدر اونشب اون لحظه باقالی بهم مزه داد. هر دونه که میخوردم خدارو به خودم نزدیک تر حس میکردم.. چون دقیقا از سمت خداوند اما با دست همسایمون برام فرستاده شده بود.و خداوند اینجوری، اینقدر راحت و سریع اجابت میکنه.. فرقی نداره این خواسته شیروباقالی باشه یا اینکه بنز باشه…. خداهیچ وقت دیر نمیکنه، فقط ما صبرو حوصلمون کمه..و همون شب باشوخی به همسرم گفتم ازالان هرچی هوس کنم به تو نمیگم. مستقیم به خود خدا میگم. اون زودتر ازتو اجابتم میکنه…..خدارو نمیتونیم ببینیم ولی اون که مارو میبینه،،، صداشو و حضورشو با قلب و دلمون میتونیم احساس کنیم… خدایا شکرت ازاینکه توهستی کنارم. کنارم که نه. هستی در وجودم….. ازالان نگاهم عمیق تر شده به حضور خداوند در قلب و جانم. اینکه هرچی بخوام، اون از جایی که گمان ندارم بهم میرسونه خواسته هامو….و هیچ کس و هیچ چیزو عامل رسیدن به خواسته هام نمیدونم. و این شیرین ترین لذتیه که تابه الان درک کردم…. خداروشکر برای درک عميق تر خودش در وجودم..راستی استاد دقیقاموضوعی از مطالبی که برام اتفاق میفته و دوست دارم عنوان کنم و دیدگاه راجبش بنویسم و به اشتراک بزارم، هم جالبه… چون نمیدونم کجا این موضوع مدنظرمو عنوان کنم، دقیقا همون روز یا دوروز بعدش من فایلی رو نگاه میکنم که مربوط به اتفاقیه که برام افتاده و دوست داشتم دیدگاه بزارم. و اینم برام یه شگفتی بوده که تاالان خیلی اتفاق افتاده و من به همون مسیر هدایت شدم که مربوط به اتفاقم بوده و تونستم دیدگاه بزارم وبهتون بگم…مسیر هدایت ته نداره.. همش میشه شگفتی.. خدایاشکرت برای این هدایت و شگفتی های زندگیم…. . عمرتون بابرکت.. یاعلی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سمیرا
      ۱۳۹۹/۰۴/۲۶ ۱۵:۳۶
      مدت عضویت: 2481 روز
      امتیاز کاربر: 7544 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 48 کلمه

      با سلام.چه تجربه زیباییی.منم میخام صدای خدا رو بشنوم و انقدر گوش کنم تا صداش برام هر روز بلندتر شنیده بشه‌.خدایااا مهربونم میخااااام صداتو حس کنم و بشنوم برای داشتن حال خوب برای رسیدن به چیزهایی که تو به زیباییی خلق کردی و من میخاااااام خالق رویاهام باشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نگين جلالي
      ۱۳۹۸/۰۸/۰۱ ۱۸:۵۶
      مدت عضویت: 2481 روز
      امتیاز کاربر: 203 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 17 کلمه

      سلام استاد خسته نباشی دورد بر شما من موفق شدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا