اگه الان اینجایی و چشمهات داره این جملهها رو دنبال میکنه، احتمال زیاد دنبال روشی برای لاغر شدن هستی…
📍 این جلسه ادامه گام ۲ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
شاید بعد از صد بار رژیم گرفتن، شاید بعد از بارها شکست، شاید بعد از اینکه دیگه حتی از خودت خجالت میکشی وقتی جلوی آینه وایمیستی یا مهمونی دعوت میشی و اولین فکرت اینه: “چی بپوشم که چاقیهام کمتر معلوم شه؟”
همهمون یه جایی از مسیر، دنبال یه نسخه جادویی میگردیم:
- 📜 یه رژیم خاص،
- 🤸♀️ یه ورزش معجزهآسا،
- 🧪 یا حتی یه قرص که لاغری رو مثل فوت کوزهگری بیاره…
اما بذار صادق باشیم: اگه اون روشها جواب میداد، الان اینجا نبودی، درسته؟
حالا قراره با هم بریم سراغ یه نگاه تازه. نه از جنس رژیم، نه از جنس فشار و تنبیه.
قراره با هم کشف کنیم که شاید مؤثرترین روشی برای لاغر شدن، از جایی شروع میشه که هیچوقت دنبالش نگشتی:
از تو… از ذهن و باورهایی که بیصدا، اما قدرتمند، فرمان چاقی رو صادر میکنن!
در این جلسه میآموزیم:

🌟 پیدا کردن راه نجات
چطور بالاخره روشی برای لاغر شدن پیدا کردم که کار کرد؟ نه رژیم بود، نه ورزش، نه قرص! 🤯
سالها بود که دنبال یه روشی برای لاغر شدن میگشتم.
نه فقط یه روش، یه راه نجات!
مثل کسی که توی بیابون تشنهست و دنبال یه جرعه آبه… منم توی کویر چاقی، دنبال یه قطره امید میگشتم.
از دوران راهنمایی شروع شد. همون موقع که همکلاسیهام با خیال راحت کیک و چیپس میخوردن و من از ترس چاقتر شدن فقط بوی خوراکیها رو تنفس میکردم. 😅
بارها رژیم گرفتم، ورزش کردم، دمنوش خوردم، حتی یه بار تا مرز مصرف قرصهای خطرناک هم رفتم…
ولی نتیجه؟
مثل یه بادکنک سوراخ. هی لاغر میشدم، هی دوباره چاقتر از قبل برمیگشتم.
🎯 چرا هیچ روشی برای لاغر شدن جواب نمیداد؟
یه روز که دیگه از خودم ناامید شده بودم، نشستم فکر کردم…
گفتم: نکنه مشکل از روشی که انتخاب میکنم نیست؟ نکنه خودِ انتخاب کردن اشتباهه؟
🧠 چون همیشه من بودم که با ترس، اضطراب یا فشار دیگران، دنبال روشی برای لاغر شدن میگشتم.
و همیشه هم همون گزینههایی جلوی روم بودن که همه بلدن:
- رژیمهای رنگوارنگ با اسمهای عجیبغریب 🥗
- ورزشهای طاقتفرسا با مربیهایی که فقط فریاد میزنن 😤
- دمنوش و داروهایی که بیشتر آدم رو مریض میکنن تا لاغر!

🌀 آشنایی با روشی که دنبالش نبودم… ولی پیدام کرد!
این بار فرق داشت. من دیگه دنبال روشی برای لاغر شدن نبودم. تسلیم شده بودم.
گفتم: “بیخیال، شاید من قراره تا آخر عمر چاق بمونم.”
و دقیقاً همون موقع، یه لینک، یه جمله، یه صدا… منو آورد به اینجا؛ به تناسب فکری. ✨
جایی که نه رژیم بود، نه کالری شماری، نه وزنه، نه جیغ و فریاد… بلکه یه نگاه تازه بود. یه درک عمیق از اینکه چاقی یه مشکل “فکری”ه، نه فقط جسمی.
و اینجا بود که برای اولین بار فهمیدم بدنم فقط بازتاب ذهنمه…
شاید برات عجیب باشه، ولی علم هم داره کمکم به همون جایی میرسه که ما در “تناسب فکری” سالهاست روش تأکید داریم:
✅ روشی برای لاغر شدن که از ذهن شروع میشه، نه از معده!
بر اساس مقالهای منتشرشده در Appetite Journal (2022)، افرادی که بهجای تمرکز روی رژیم، رابطهشون با غذا رو از زاویه ذهنی و احساسی بررسی و اصلاح میکنن، پایداری بیشتری در کاهش وزن دارن.
در یک مطالعه معتبر در دانشگاه استنفورد هم مشخص شد:
افرادی که روی افکار و احساسات خودشون نسبت به غذا کار میکنن، تا سه برابر بیشتر از رژیمگیرندهها موفق میشن وزن کاهشیافتهشون رو حفظ کنن. 🧠📉
📌 پس وقتی میگیم یک روشی برای لاغر شدن که از ذهن شروع میشه واقعاً داریم درباره روشی علمی، انسانی و پایدار حرف میزنیم — نه فقط یک ایده زیبا 🌱
🌈 چطور فهمیدم هدایت شدم به راه درست؟
برخلاف دفعات قبلی، این بار هیچ اطلاعاتی درباره این روش نداشتم.
هیچکس بهم نگفته بود “لاغری با ذهن” اصلاً چیه.
ولی وقتی اولین تمرینات ذهنی و جستجو در مخزن افکارم رو شروع کردم، یه چیزی توی دلم روشن شد…
یه حس آشنا ولی فراموششده: امید!
همینطوری که شما الان داری این متن رو میخونی، خیلیها هم با همین حس اومدن اینجا.
نه دنبال یه روش بودن، نه سرچ خاصی کرده بودن.
یکی معرفیشون کرده، یکی لینکش رو فرستاده، یا یه کلیپ کوتاه دیدهن و چیزی توی دلشون لرزیده…
در صفحه داستان هدایت من میتونی کلی داستان جذاب از نحوه آشنایی هدایت شدگان به اینجا رو بخونی و داستان آشنایی خودت رو بنویسی.



🔄 هرکسی به طریقی هدایت شد…
👩⚕️ یکی شب قبل از عمل اسلیو با سایت آشنا شد و تصمیم گرفت عمل رو کنسل کنه
👩💻 یکی از یه گروه تلگرامی ناشناس لینکش رو گرفت
👨👩👧 یکی از همسرش که اتفاقی از دوره گفته بود
👩🎓 یکی از دوستش که خیلی لاغر شده بود و پرسید «چیکار کردی؟»
و حالا همهشون یه چیز مشترک دارن:
اونا یه روشی برای لاغر شدن پیدا کردن که دنبالش نبودن، ولی پیداشون کرد.

💡 اگه میخوای این مسیر انتخابشدن برای لاغری رو با یه برنامه کامل و قدمبهقدم ادامه بدی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ در ادامه یه داستان واقعی میخونیم؛ بعدش هم توی گام ۴ سراغ «توانایی لاغر شدن در وجود توست» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 3.72 از 281 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

♡ به نام خداوند هدایتگر ♡
ای امر تو را نفاذ مطلق
وز امر تو کائنات مشتق
فرق زیادیست بین انتخاب کردن لاغری و انتخاب شدن برای لاغری
حتی این تیتر هم نیاز به سال ها تعلل دارد.
خدا را شکر میکنم در دورانی زندگی میکنم که از طرف خدا برای لاغری انتخاب شدم.
چه بسیار بودند کسانی که،چاق بودند و خواستند لاغر باشند؛تلاش کردند و در انتها چاق از دنیا رفتند و رویای لاغری خود را برطرف نکردند.
اگر این نعمت نیست که در دوره ای از تاریخ زندگی میکنم که میتوانم برای لاغری انتخاب شوم پس دیگر چه چیزی نعمت به شمار می آید؟
انتخابی پاک از طرف خداوند!
این گام باید به من بیاموزد که لاغر شدن هم مانند ثروتمند شدن،کسب سلامتی و..معنوی ترین کار دنیاست.
زیرا که در این مسیر از جسم محافظت میشود،مواد اضافی به بدن اضافه نمیکند و ساعاتی به آن توجه میشود..
شاید پاشنه آشیل بسیاری از ما این باشد که لاغری آنچنان هم مهم نیست،اما مهم است.
احترام به بدن و واکنش هایش مهم است.
وقتی صبر میکنیم تا بدن واکنش نشان دهد و سپس نیازش را برطرف کنیم،متوجه میشود لایق لاغریست و مارا کم کم متناسب میکند.
بحث انتخاب شدن در میان بود..
حالا که عید نزدیک است ،یاد انتخاب پیامبر توسط خدا برای هدایت میلیون ها نفر میافتم.
خداوند او را انتخاب کرد تا در آن زمان یکتاپرستی را ترویج دهد
و حالا…در این زمانه دستانی از خداوند هستند که می آیند تا مارا ثروتمند کنند،متناسب کنند..
این روزها از دوران پیامبران هم معنوی تر است
زیرا که خداوند را به طور درست و اصولی مییابیم..
نه آنطور که خدا را به ما شناساندند.
چه خوشحالم که انتخاب خداوند برای لاغری و متناسب شدن در این سن و سال بودم.
من بیش از دیگران باید شکرگزار باشم که ۱۶ سال اشتباه فکر و زندگی کردم،ساختمان وجودی ام را ساختم؛ولی سال های زیادی پیش رو دارم که ساختمان جدید بنا کنم .
خدا را صد هزار مرتبه شکر..
میتوانستم برای لاغری انتخاب نشوم و جزء تمام کسانی که با ارزوی لاغری به سمت خدا بازگشتند باشم.
اما خداوندم مرا شایسته دانست.
معنوی ترین گام تا به امروز بود.
هیچ وقت اینطور فایل را درک نکرده بودم. دلیلِ هر بار لیز خوردنم را نیز فهمیدم.
این که دیگر گوش ندهم،بلکه درک کنم.
تمرین:
۱.درباره روش هایی که برای لاغری استفاده کرده ام و نتایجی که گرفتم بگویم:
اپلیکیشن ورزش در خانه که شنیدم لاغر میکند امتحان کردم ولی حتی ۱ گرم هم کم نکردم.
رژیم کتوزیست را از همسایه شنیدم که دخترش لاغر شده امتحان کردم و ۸ کیلو کم کردم که برگشت.
ورزش با یکی از مربی های ورزش اینستاگرام امتحان کردم که باز هم گرمی کم نکردم.
آب درمانی را امتحان کردم که گرمی لاغر نشدم که هیچ پرخور تر هم شدم.
۲.طریق آشنایی خود با لاغری با ذهن را بنویسم:
افسردگی بعد از رژیم داشتم و صدای اذان مغرب را که شنیدم اشک ریختم و عاجزانه از خدا خواستم مرا بیمار کند تا لاغر شوم و یا راهی جلوی پایم بگذارد که من را لاغر نگه دارد
بعد از دو ساعت الهاماتی از طرف خداوند به من شد و در سایت استاد عباسمنش سرچ کردم کاهش وزن و دستی از دستان خداوند سایت تناسب فکری را معرفی کرده بود.
و این بهانه ای شد که در سایت ثبت نام کنم و زندگی من متحول شود.
۳.چرا دوست دارم لاغر شوم؟
چون میخواهم با آرامش زندگی کنم،غذا بخورم و لباس بپوشم خداوند منِ حقیقی و متناسب را بسیار دوست دارد.
عاشق پوشیدن لباس های رنگی،نیم تنه و تنگ هستم.
تماشای صورت لاغر و استخوانیم به من حس خیلی خوب و آرامشبخشی میدهد.
دیدن جسم لاغر در آیینه ام من را خوشحال میکند
دوست دارم کوچیک ترین سایز لباس ها را بپوشم
چون من لایق لاغر شدن و لاغر ماندن هستم
چون زیبایی جسم و صورت من در هنگام متناسب بودن صد برابر میشود
چون این ماموریت من و حق طبیعی من در این جهان است.
سپاسگزارم استاد عزیز،بابت آگاهی فوق العاده این گام.
از صمیم قلب دوستتان دارم
نشان های دریافت شده
آرمیتای عزیز سلام .
چقدر متنی که نوشتی زیبا بود و به دلم نشست .
آفرین به تو دختر با اراده ی آگاه .
درود بر استاد عطار روشن کهچنین شاگردانی داره .
افتخار بر من که در سن ۵۳ سالگی برای لاغر شدن از طرف خداوند انتخاب شدم .
سحرگاه ۱۷ تیر ۱۳۹۹ از یاد من نخواهد رفت .
خدایا تو را سپاسگزارم که به زیباترین شکل ممکن هدایتم کردی و به این مسیر آوردی .
باور کنید یا نکنید ۵ صبح از خواب پریدم .با عجله خوابالود دنبال گوشیم گشتم پیداش کردم در قسمت سرچ گوگل نوشتم لاغری با قوانین متافیزیک .
چندین سایت بالا اومد .یکیش سایت تناسب فکری بود .
مثل ماهی که در خشکی میفته و در حال کشیدن نفسهای آخره بعد یهو یه دستی می آد و به سمت آبی زلال پرتابش می کنه و ماهی جون می گیره و رقص کنان در آب شناور میشه و به حیات ادامه میده .
من دقیقا خودم رو شبیه این ماهی ،تصور می کنم .
من نا امیدانه به دنبال راه نجات بودم .
آخرین بار که بعد از چند سال بی خیال شدن نسبت به اضافه وزنم تصمیم به لاغری گرفتم دوتا کار انجام دادم .
۱- سفارش قرصای گیاهی کاهش اشتها دادم از یک عطاری از مشهد فرستادن .کپسولای بزرگ سبز رنگی بودن که باید قبل ناهار و شام با یک لیوان آب می خوردم .دو ماه مصرف کردم هیییییچ فایده ای نداشت.تاکید می کنم هیچ فایده نداشت تازه دل درد هم می شدم .
۴۰۰ هزار تومن هزینه اش شده بود ریختم دور .
۲_ رژیم کالری شماری از طریق تلکرام دریافت کردم، طی دو ماه با اصرار خودم پنج نوع رژیم با کالری های متفاوت خریدم همزمان باشگاه هم ثبت نام کردم . به خیال اینکه دیگه ایندفعه کارو تموم می کنم .
ولی بعد از دو ماه فقط ۲ و نیم کیلو کم کردم خوردیم به شروع دوره کرونا اینم رها کردم .
دیگه تا ۱۷ تیر مث آدمای مات زده فقط فکر می کردم و از خدا راه حل می خواستم .
گله گذاری نمی کردم .کسی رو مقصر نمی دونستم فقط از خدا می خواستم عیب کارو بهم نشون بده .
گفتم خدایا نمی خوام شکل یه آدم چاق بمیرم و به دیدارت بیام .می خوام اول لاغر بشم بعد از این دنیا برم .و این آرزوی منه .
خدایا گفتی دعایم کنید تا اجابت کنم .
و خدا اجابت کرد .و به شکلی شگفت انگیز به شاگردی استاد عزیز و بی نظیری هدایت شدم .
و حالا با کلی امید و آرزو در این مسیرم ، مسیر لاغری با قدرت ذهن .
می دونم بالاخره به این هدف می رسم .
می دونم که باید با این روش زندگی کنم وبرای تموم شدنش عجله نکنم .
اخیرا دوره روان شناسی لاغری رو خریدم سه جلسه اشو با جان و دل گوش دادم و چقدر لذت بردم از آگاهی های جدیدی که تا حالا هیچی راجع بهشون نشنیده بودم .ولی حیف آمادگی نوشتن دیدکاههارو هنوز به دست نیاوردم . هفته ششم دوره ورود به سرزمین لاغرها متوقف شدم .
بی صبرانه منتظرم این بحران اخیر ،به ساحل آرامش برسه و من به تمریناتم برگردم .
چقدر دلم می خواد دوره گام اول به مرحله تکرار برسه و من دوباره جزوه تهیه کنم و مثل دانشجوهای مشروط شده برگردم به اول دوره و با اشتیاق ، مجدد به تمریناتم بپردازم
استاد خودش می دونه که اخیرا از ۲۸ شهریور به این طرف زندگیم دچار چه بحرانی شده که باعث توقف انجام تمریناتم شده .
الهی که خدای مهربان ،پاداش بهای تهیه دوره ها و زمان و انرژی که تا بحال در این مسیر صرف کردم را با شروع لاغر شدن و خصوصا کوچیک شدن شکم پهلوهام بهم بده .
البته نشانه ها رو می بینم و متوجهم و توجه به اونا منو مشتاق ادامه دادن می کنه .
یکی از این نشانه ها احساس سبک شدنمه
دومین نشانه حالت نشستن و راه رفتنم بیشتر مواقع شبیه متناسبهاشده .غذام به شکل محسوسی کمتر شده .
از غذا خوردن نمی ترسم .به غذا به عنوان منبعی از انرژی برای ادامه حیات نگاه می کنم نه عاملی برای چاق تر شدن .
نقطه سیری رو درک می کنم و بهش اهمیت می دم و خوردن رو متوقف می کنم حتی اگر خوشمزه ترین غذای دنیا باشه .
پیش به سوی تناسب اندام با تغییر فکر و رفتار ….
بنام رب تنها یگانه هستی بخش
سلام به استاد و دوستان زیبانگرشم
من برای لاغر شدن انتخاب شدم این جمله چقدر حس قشنگ و اعتمادبنفس بهم میده من تکاملمو طی کردم و تو مداری قرار گرفتم که خدا منو هدایت کرد در مسیر تناسب فکری یادمه از سن ده سالگی شروع به چاق شدن کردم و از اونجا بود ک از جسمم بدم میومد همش جلوی دوستام میگفتم من چاقم من زشتم و این حرفای خودم باعث میشد دوستانم توجه بیشتری به چاقیم کنند و بیشتر بهم بگن و دبیرستان از اینکه مجبور بودم همش مانتو گشاد بپوشم که اندامم زیاد تو دیدنباشه از خودم بدم میومد و همش میگفتم ای کاش سرطان بگیرم تابلکه لاغر بشم و از همون موقع کم کم با زخم و عفونت معده شدید روبرو شدم الان که فکرمیکنم اون بیماری معده ام بخاطر فرکانسهای خودم بود ک فرستاده بودم و واقعا قانون خدا بدون برگشت جواب میده چندین سال با این بیماری سروکله میزدم و همش بخاطر این چاقیم گله داشتم و باخودم میگم چرا من اون موقع باقانون خدا ولاغری باذهن اشنا نشدم فقط میتونم بگم چون تو مدار خیلی پایینی بودم و بعد از دانشگاه کم کم داشتم مثبت میشدم و یه رژیم سخت و ورزشهای سنگین انجام دادم که تونستم لاغر بشم خیلی روحیه گرفته بودم وشادبودم به خودم میبالیدم که تونستم بلاخره به آرزوبچگیم برسم و اعتمادبنفسم زیاد شدهمونجا که مدار مثبت ها بودم با قانون جذب اشناشدم و خداروشکر تونستم رو اعتمادبنفسم کار کنم و مدارهام کم کم بالامیرفت هرچند بعده مدتی دوباره چاق شدم اما این دفعه چاقیمو با دیدگاه جدید پذیرفتم و همین راه باعث شد خداوندم فضل و رحمت و لطفشو مثه همیشه شامل حالم کنه و منو دعوت کرد به مسیر تناسب فکری و وقتی چاقیمو پذیرفتم و دیگه حرص نخوردم تو مدار استاد قرار گرفتم خیلی اشتیاق زیاد تو وجودم قرار گرفت که صدگام و بدون عجله کردن شروع کنم و ادامه بدم و از خدا خواستم یاریم کنه دوست داشتم دوره خدا هرگز دیر نمیکند رو شرکت کنم چون یادمه استاد تو یکی از فایلهاشون گفتند دوره خدا هرگز دیرنمیکند خیلی رو اعتمادبنفس و دوست داشتن خودمون تاثیر داره از همونجا قلبم گفت باید تو این دوره اول شرکت کنم من توخودم مستقل نیستم و درامد نداشتم و خانواده ام بهم این مقدار پولو نمیدادن تصمیم گرفتم اقدام کنم و حرکت کنم تا خدا برکتشو بهم نشون بده دنبال کار گشتم تا با پول خودم دوره رو بخرم خیلی جا رفتم اما کار پیدا نشد و باخدا حرف زدم و سپردم بخودش و رها کردم مطمئن بودم خدا هدایتم میکنه همونجوری ک منو هدایت کرده به سایت تناسب فکری تااینکه یک هفته قبل دوستم زنگ زد بهم گفتم یک کارگاه شیرینی پزی نیرو میخواد و من رفتم باید ۹ ساعت کار میکردم و حقوقم یک میلیون و پانصد بود خانواده ام اول قبول نکردن که کارسختیه و این چیزهت گفتم باشه من مطمئنم منو خدا تو این مسیر هدایت کرده الان یک هفته هست تو کارگاه کار میکنم هرچند منی که نازنازی بودم کارنکرده بودم و اولین بارم بود اینهمه ساعت کارمیکردم وهمش باید وایستم رو پام و شب با بدن درد شدید وگرفتگی رگها میخوابم اما باخودم همش میگم من باید تکاملمو طی کنم تویه این ۹ ساعت که سرکارم همش هنذفرین توگوشمه و فایلهای استادو مرتب گوش میدم وخیلی تغییرات توخودم میبینم آروم ومهربون و صبور و باآرامش تر شدم و اشتهام خیلی کم شده و انرژی جسمانیم زیاد شده و امروز که دیدم استاد گذاشتن بخاطر روز تولدشون همه دوره هارو تخفیف گذاشتن خیلی زیاد خوشحال شدم گفتم ببین خدا چقدر خوب داره جواب احساس خوب و کارکردن رو خودمو میده من قرار بود پول دو ماه حقوقمو جمع کنم و دوره رو شرکت کنم الان میتونم چندروز دیگه دوره رو بخرم یعنی عاشق خدام که چقدر رشد و تکاملمو جلو برد و بیشتر رو خودم کارکنم و تصاعدی تکاملمو طی کنم و امشب قرار شد پول قرض کنم و سر برج حقوق گرفتم بدم و چقدر بهم میچسبه که با تلاش خودم تونستم دوره رو شرکت کنم و مشتاقانه منتظرم که بتونم با هدایت و توکل بخدا دوره خدا هرگز دیرنمیکند رو بخرم و کنارش دوره صدگام رو برم فقط میتونم بگم خدا بیشتر از تلاشمون جوابمونا میده واقعا این حقیقته یک قدم از ما صدقدم از خدا
خداجونم عاشقانه عاشقتم رب من
نشان های دریافت شده
سلام
من از دوره دبیرستان رژیم گرفتم رژیمهای سخت ک همش در من ولع و حریص بودنو تقویت کرد من رژیم گرفتم ب امید لاغری لاغر شدم ولی نتونستم دووم بیارم از بس ک منی ک اینهمه اراده داشتم ولعم زیاد شد ناتوان
طوری شده بود حتی نسبت ب چیزهایی ک دوس نداشتم ولع پیدا کرده بود باورتون نمیشه یجوری شده بودم ک ک مثلا ی شیرینی دلم میخواست میرفتم میگرفتم اونقدر میخوردم تا معدم درد میگرف حالت تهوع قرص معده میخوردم تا ۳روز مریض میشدم همش اینکار تکرار میشد
خسته شده بودم از خودم ازکارهای خودم خودم حقیر میدیم ک چرا اینطوریم
همشون منو ناامید ناتوان و حقیر و پست و حریص و ولع کردن
تا یه شب با عجز ناتوانی بعد این کالری شماری کرده بودم و وزن کردم و دیدم اصلا کم نشد گفتم خدا بسه من دیگه خستم خودت کمکم کن من دیگه نمیتونم
نمیدونم چ چیزی زدم تو اینستا ک پیج استاد بالا اومد و من استوری هاشو خوندم
یجوری شدم انگار حال منو میگف بعد دیدم نشونی سایتو
زدم ورفتم عضو شدم دوره رایگان استفاده کردم
دوس دارم لاغر شم چن از جوونی ارزوم بود لاغر بشم لباسی ک دوس دارم بپوشم با رنگی ک دلم میخواد ساعتها بازار نگردم اخرم لباس ک دوس ندارمو بگیرم
سلامتر بشم کمرم و پاهام سلامتیشو بدست بیاره
این روش میتونه منو ب ارزوم برسونه مسیرش درسته چن من باهاش راحتم حسم خوبه من ادمهای اطرافم میبینم ک متناسبن بدون اینک عذابی بکشن و خودمم اونقدر رژیم گرفتم ودیدم ک از خودن نیس درنتیجه ب این باور ذهنی رسیدم ک ی چیزی تو ذهن من هس
و تو این مسیر کسایی هستن ک شگفتی ساز شدن تونستن چرا نتوننن ذهنی ک خدا خلق کرده مگه میتونه ب چیزی ک میخواد نرسه
فقط ما اونقدر علف هرز توش کاشتیم ک مجال هدایت ما ب مسیر درست رو نداره من با بودنم در این مسیر طعم احساس خوب حال خوب وخوشبختی و لاغری و جوونی و خواهم داد من با بودنم تو مسیر بهترین هدیه رو بخودم میدم واز خداوند عزیزم ممنون ک بهترین هدیه رو ب من داد
همینجا ارزو میکنم دفعه بعد ک اومدم این دیدگاه بخونم قویتر بشم در لاغری در زندگی
سلام
وقت استاد و اعضا محترم بخیر
من قبل از اینکه باروش لاغری با ذهن آشنا بشم شایدچندین بار رژیم گرفتم بار اول که رفتم دکتروباقرص تونستم چند کیلویی کم کنم بعد وزنم برگشت بعد دوباره دردوران دبیرستان رفتم و تونستم با برنامه چند کیلویی کم کنم اما خب در زمان کوتاهی برگشت بعد از کنکور رفتم باشگاه و خیلی تلاش کردم و ۲۰ کیلو کم کردم و خیلی هم خوب بود ولی به محض قطع شدن باشگاه و رفتن به دانشگاه دوباره برگشت از اون موقع تاالآن روش های دیگه ای مثل رژیم کتوژنیک و سالاد خوردن و روش های دیگه رو امتحان کردم ولی اصن به کاهش وزن نرسیدم و ولش کردم چون سرسام آور بوده و خسته کننده من توسط خواهرم با این رژیم آشنا شدم و میخوام لاغر بشم چون خیلی عرق میکنم با کمی حرکت کردن و لباس خیلی بد برام گیر میاد و داغون میشم توی اتاق پرو و چون من چهارشانه هستم اگر لاغر بشم خوش تیپ تر هستم و لباس هام اندازه میشه و از دست نصیحت های دیگران هم راحت میشم.
دلیل اطمینان به این روش هم این هست که توی این روش حالا آدما خوبه و حس خوب به آدم میده امید میده و من خیلی امیدوارم که لاغر بشم و دلیل دیگه هم اینه که روش های رژیم دیگه هیچ کدوم خود اون دکتر با روش خودش لاغر نشده ولی تو این روش اولین شخص خود آقای عطارروشن از این روش استفاده کردن.
با عرض سلام خدمت استاد عزیز و همراهان گرامی.
من از طریق مادرم باسایت تناسب فکری آشنا شدم.اصلا دنبال هیچ راهی واسه لاغر شدن نبودم چون کلا بیخیالش شده بودم و میگفتم امکان نداره من بتونم گرمی وزن کم کنم با هر نوع رژیم و ورزش و …میدونین چرا؟
برای اینکه به اندازه موهای سرم از رژیمهای لاغری از نوجوونی استفاده کرده بودم تا الان.
یه چند بار مامان گفت برو و ببین .گوش کردنیه و رژیم …نداره.یه ۱ماهی هم نرفتم ولی یه بار که مامانم بهم گفت مامان ما اصلا تا حالا اشتباه زندگی میکردیم و برو بالاخره یخش شکسته شو و رفتم و بسیار علاقه مند شدم و خداوند هدایتگر را از این بابت بسیار شاکرم.
اما رژیمهایی که گرفتم از نوجوونی و اینکه همیشه حسرت خوردم.آخه خواهرام لاغرن و من با اینکه ۳ سال با هر کدومشون فرق دارم چاق بودم و اونا آتلیه میرفتن و من فقط حسرت میکشیدم.
اصلا دلم میخواد یه بار از زجرهایی که کشیدم واستون بگم.
دوستام که همیشه لاغر لاغ هم بودن زنگ ناهار ۲تا همبرگر میخوردن ولی من یه کوچیک .خلاصه هیچ وقت لباس مورد علاقه ام را تو نوجوونی نتونستم بپوشم و فکر میکردم من زشتم واقعا.اعتماد به نفس صفر.
یه دختر عمو داشتم که همسن بودیم و من همبازی او بودم اون همیشه لاغر و خوش هیکل بود و بهترین لباسا را میپوشید و من همیشه افسوس و حسرت.
دوست که خیلی نداشتم هم کم رو بودم هم اعتماد به نفس نداشتم. تو کلاس به خودشون جرئت میدادن منو اذییت کنن ولی من هیچ وقت کاری نکردم و واقعا از یکی از شیرینترین دوران زندگی من خاطرات بسیار تلخی دارم و بزرگترین حسرت من در زندگی نپوشیدن لباس عروس سفید پفی هست
میدونین چون چاق بودم حتی یه مزون هم نرفتم که امتحلن کنم در صورتیکه بعد من خیلی چاقترها هم لباسرعروس پوشیدن و من یه لباس نباتی دادن برام دوختن که ازش متنفرم.
یه کلام هیچ وقت احستس خوبی نسبت به خودم نداشتم با اینکه صورت زیبایی دارم.
اینو خودش اومد و بهتون گفتم و اما رژیما
از رژیم خانم پویا کاشانی که بر پایه پروتیینه و ببخشین تو راهنمایی رفتم تهران خونه عمه ام اونجا یه رژیم ۱۰ روزه مسخره گرفتم و زجرآور. یه روز ماست بود کامل !ویه روز سیب و یه روز ….یادم نمیاد دیگه که وقتی برگشتم مامانم جایزه برام یه ساعت خریده بود.😂😂
با همشون یه ۶الی ۷ کیلو کم میشدم و بعد دوباره روز از نو روزی از تو.
رژیم فستینگ یا روزه داری گرفتم و خلاصه طب سوزنی رفتم و بعد هم رژیم کالری شماری و وزن کشی هفتگی و در پایان عمل جراحی که بیشترین کاهش وزن را داشتم حدود ۳۲ کیلو و دوباره چاق شدم و الان ۱۷ کیلو اضاف وزن دارم.چون فورمولهای چاقی تو مغز منه و باید اصلاح بشه.
اینجا جاییه که آدم میتونه خودش باشه و حرفاش را بزنه از ته دل.
اولین دلیل لاغری من پوشیدن لباسای مورد علاقمه .بعدش سلامتیه.
نمیخوام دروغ بگم.لذتی داره تو هر مغازه ای که خواستی با صلابت قدم بزاری و بگی اینو میخوام و این رنگ و فروشنده بگه بفرمایین به شما میبرازه و بعدش هم سلامتیم .چون دیابت دارم و از زانو درد و کمردرد در رنجم.
آهان در ضمن دوست دارم عادات غذاییم عوض بشه که کل خاانواده و مخصوصا بچه هام هیچ وقت دغدغه لاغری نداشته باشن و خودکار برای همیشه لاغر باشن.
چرا فکر میکنم این روش کار میده چون حرفای استاد با تک تک لحظات زندگی من تطابق داره من هم از بچگی چاق بودم و عذاب کشیدم و اینکه خدا این روشو جلو چشم من گذاشت و اینکه خسته شدم از بس روشهای دیگه لاغری را امتحان کردم و من تا تهش رفتم دیگه.دیگه بالاتر از عمل نیست که ولی چون لامسب این ذهن خراب بود بازم چاق شدم.این فورمولای چاقی ثبت شده تو این مغز من و باید عوضشون کنم تا نتیجه همیشگی بگیرم
از خداوند هدایتگر ممنون و سپاسگذارم که منو در این مسیر قرار داد و همچینین از شما استاد گرامی هم سپاسگذارم🙏🙏🙏❤❤❤
لذت فراوون بردم دوست عزیزم
موفق باشی..🌈
سلام
من ۲ سال پیش با استاد آشنا شدم، البته در کلاسی غیرمرتبط با لاغری الحمدلله خوب هم نتیجه گرفتم،(یعنی به اندازه باورم) حالا درست روزی که میخواستم دوباره از اول برای خودم به دفترم و فیلم وویس های ذخیره شده از اول مهر ۴۰۰ مراجعه کنم،خیلی اتفاقی به لطف خدا وبه کمک خواهرم با صد گام آشنا شدم
من تقریبا معتقد و مذهبی میدونم خودم رو ،(شاید در پیشگاه خداوند ادعایی بیشتر نباشه )اما صحبت های استاد و استفاده بجا و مفید ایشون از آیات قرآن کریم و مثال های ایشون، برام خیلی دلچسب و آرامش بخش هست
از خدای متعال و مهربونم برای هدایتش سپاس گذارم وبرای استاد گرانقدر آرزوی موفقیت و رشد و تعالی بیشتر رو خواستارم،،
نشان های دریافت شده
سلام
من روشای خیلی زیادی برای لاغر کردن خودم امتحان کردم . اما هیچ کدوم از کسایی که من پیششون میرفتم برای لاغر شدن نمیدونستن که ما واقعا چرا چاق میشیم؟ من از هیچ دکتر تغذیه ای تا حالا نشنیدم که بهم بگه چاقیم ارثیه چون اونقدرا چاق نبودم . من هیچ وقت نمیدونستم که چرا من چاق شدم؟ فکر میکردم پرخوریه ولی همه ی کسایی که با من ناهار میخوردن توی مدرسه مثل من بودن هممون مجبور بودیم تا ته اون ظرفی که برامون غذا توش میریزنو بخوریم ولی من چاق شدم ولی بقیه همون طوری موندن یکی از دوستایی که توی اون مدرسه باهاش بودم رو بعد از چند سال دیدم ولی اصلا اصلا چاق نبود . من فکر میکردم خیلی ورزش کرده که لاغر مونده ولی خب مگه من کم ورزش میکردم چرا پس من لاغر نشده بودم . خیلی برام سخت بود که بپذیرم من الان چاقم و با بقیه فرق دارم. چون نمیخواستم چاقیو بپذیرم ولی الان که اینجام همین دیشب داشتم به خودم میگفتم خداروشکر که چاق شدم. چاقی خیلی کارا تا حالا برای من کرده جدایه از همه ی بدی هاش که هممون میدونیم چقدر چاق بودن بد و زجر آوره ولی خوبی هایی هم داشته. توی کلاس ژیمناستیکمون یه دختر خیلی لاغر و خوش هیکلی هست که استخونیه و همون جوریه که من دوست دارم ولی همیشه سر ورزش بدنش کم میاره و اونروز حالش بد شده بود و یهو ضعف کرد. ولی من دیدم که هیچ وقت اینطوری نشدم یعنی همیشه من اون دختر پر زوره و قویه بودم و این به خاطر اضافه وزنم هم بوده . با اینکه من ورزش خاصی نکرده بودم که مثلا همیشه ادامش بدم ولی هیچ وقت هم بدنم کم نیورده . درسته خیلی آدم های لاغر و ورزشکاری هستن که زور دارن ولی من به خاطر چاقیم بود که بدنم بنیه پیدا کرد و من میتونم به راحتی خودمو متناسب کنم و پر زور بمونم اما اون دختر حتی ورزشکار هم بود ولی با اینکه ورزش میکرد و لاغر بود اما اصلا بدنش جون نداشت.
این یکی از خوبیای چاقی بوده که من هیچ وقت با هیچ بیماری خاصی مبنی بر جون نداشتن بدنم سر و کار نداشتم.
اما من الان اینو درک کردم و چاقیمو سعی میکنم بپذیرم ، قبلا اوضاعم داغون بود . هر روز از خودم بیشتر بدم میومد و به چاقیم لعنت میفرستادم؛ رژیم گرفتم ، دمنوش خوردم، ورزش کردم، جمله تاکیدی گفتم ، روزه گرفتم ولی هیچ فایده ای نداشت اگه فایده ای داشت که الان اینجا نبودنم.
خلاصه که من خیلی تا حالا برای لاغری خودم تلاش کردم اما همش بی نتیجه بوده
و حالا اینکه چطور با این روش آشنا شدم، خب من بار ها گفتم ، توی لایومون با استاد هم کاملا توضیح دادم که سرچ کردم لاغری با مدیتیشن و بعد یه فایل هواپونوپونو گوش دادم و جلسه اول لاغری با ذهن رایگان رو توی فیلمایی که برام اورد دیدم ولی به خودم گفتم بعدا میام میبینمش ولی جالبیش به اینجاست که من خیلی تا حالا شده که یه چیزی سرچ کنم و بعد به خودم بگم که: میام بعدا میبینمش و به نظر جالب میاد. اما هیچ وقت نمیرفتم دنبالش اما اینبار رفتم دنبالش . چرا باید این دفعه خلاف دفعه های دیگه میرفتم دنبال لاغری با ذهن و ویدیوهارو توی یوتیوب میدیدم و بعد میدیدم که کنار ویدیو ها یه آدرس سایتی هست و بعد برم اون سایتو سرچ کنم و بعد ثبت نام کنم و ویدیو هارو ببینم و دیگه هیچ وقت ازون سایت نیام بیرون تا الان که دوره ی لاغری با ذهن رو خریدم + چند تا دوره ی دیگه و توی این مسیرم.
خلاصه به نظر من اینا اتفاقی نیست.
من مال این سایتم این سایتم ماله منه. من همیشه به خودم میگم این سایت برای من ساخته شده ولی من تنبلی میکنم و نمیام توش دیدگاه بنویسم .
داستان هدایت من به این سایت دقیقا چیزیه که منو توی این مسیر نگه داشته چون اون نیروی عظیم منو انتخاب کرده تا به این مسیر بیام و زندگیمو اونطور که دوست دارم بسازم.
حالا چرا دوست دارم لاغر شم؟
چون خسته شدم ازین صبای قدیمی احساس میکنم بدنم نیاز به یه معجزه داره و اون معجزه لاغر شدنه. من این چربی های اضافه رو نمیخوام چون مهمون نا خونده هستن و منو اذیت میکنن هر بار باید کلی انرژی صرفشون کنم چه برای جابه جا کردنشون ، چه دیدنشون ، چه لباس پوشوندن بهشون.
اینا انرژی منو میگیرن من باید انرژیمو توی راه های دیگه صرف کنم نه برای چاقیم.
و اینکه لاغر شدن خیلی احساس خوبیه . خوشحالم ، لباسا توی تنم قشنگن ، خبری از سرزنش نیست ، صدام قشنگ تر میشه ، خودمو بیشتر دوست دارم ، تعریف دیگران رو میشنوم چون من عاشق اینم که یه نفر ازم تعریف کنه و بگه خوش هیکل و زیبام. آدما دو تا حس رو بیشتر تو این دنیا تجربه نمیکنن و بقیه ی حس ها دیگه زیرشاخه های این دوتا حسه یه حس رنج و یه حس لذت . ما آدما عاشق لذت بردنیم .
نمیدونم چرا آدما وجود دارن و خدا چرا اونا رو آفریده ولی میدونم الان که وجود داریم باید لذت ببریم و راه هایی هم برای لذت بردن وجود داره لاغری هم خیلی خوبه خیلی خیلی خوبه من عاشق لاغر شدنم و میخوام خیلی زود لاغر بشم تا لذت بیشتری از این دنیا و نعمت هاش ببرم ولی میدونم که نباید عجله کنم پس همینطوری پیش میرم.
چاقی یه بیماریه . درسته که جدیدا خیلی سعی میکنن بگن که نه همه زیبان چاق ها زیبان لاغر ها زیبا ولی چاق ها واقعا زیبا نیستن مثه اینه که یه کپک روی نون ببینیم و بگیم وای چه کپک خشگلی . نه! این کپک کارآمدی نون رو از بین برده و اگرم از نظر یه نفر زیبا باشه ولی نمیشه اضافه بودنش رو انکار کرد . من همیشه خندم میگیره از کسایی که چاقن ولی میگن ما خودمونو دوست داریم چون همچین چیزی امکان نداره . ما اگه خودمونو دوست داشته باشم امکان نداره که چاق باشیم. این دوتا قطب مخالفه و امکان نداره کنار هم قرار بگیرن. این چاقی به خاطر این وجود داره که ما خود واقعیمونو دوست نداریم و از خودمون فراری هستیم و چاقی روی خود واقعیمون یه پوشش گذاشته . وقتی اون اصل وجودمونو دوست بداریم و درکش کنیم ، خب دیگه نیازی به این پوشش نداریم که همون چاقیه و با خود واقعیمون که متناسبه به خوبی و خوشی زندگی میکنیم.
همه چیز بر میگرده به دوست داشتن خودمون هر چی فکر میکنم میرسم به اینکه باید خودمو دوست داشته باشم و این کار سختیه . خود واقعی بودن سخته برای همینه که آدما نقاب میزنن ولی در واقع نقاب زدنم سخته و از ذهن انرژی میگیره برای همینه که همه ی معلمای معنوی میگن که آدم باید خودش باشه و نقاب زدن و خود واقعیمون نبودن مثله اینه که هر بار که میخوایم راه بریم یک کیلو سیب زمینی با خودمون حمل کنیم . این بار اضافی تموم اون نقاب هاست و ما رو خسته و فرسوده میکنه پس خود واقعی نبودن در واقع سخت تر از خود واقعی بودنه پس اگه دوتاش سخته چرا ما آدما انتخاب میکنیم که نقاب بزنیم در صورتی که اینم سخته ؟ مگه برای ذهن فرقی میکنه که کدوم سختی رو انتخاب کنه ؟ تازه سختی اینکه آدم خود واقعیش باشه ارزش داره و مارو به کمال میرسونه ولی ما راهی رو انتخاب میکنیم که در نظر آسون تر یاد ولی واقعا سخت تره که آدم خودش نباشه و خودشو دوست نداشته باشه . چرا پایه ی جهان هستی بر عشق و راستی و درستیه ولی همیشه چیزای منفی راحت تر برنده میشن و زیاد ترن؟
من واقعا نمیدونم
سوال آخر اینه که چرا فکر میکنم لاغری با ذهن درسته؟
چون امتحانش کردم و دیدم که درسته بعضی وقتا هر چقدر به آدما بگیم یه چیزی درسته قبول نمیکنن اما همین که خودشون یه بار این راهو انتخاب کنن متوجه میشن که درسته.
لاغری با ذهن تا حالا نسبت به بقیه روش ها آسون تر بوده برای من ، سختی های خودشو داره به هر حال همینکه آدم بیاد و تو سایت تایپ کنه و فایل گوش بده خودش یه کاره و انرژی میبره ولی این کجا و اون همههههه زجر و سختی رژیم و ورزش و فکرای بی خودی کجا.
من این روشو دوست دارم امیدوارم هر چه زود تر برگردم به حالت زرنگ خودم و هر روز تمرینامو انجام بدم و دیدگاهمو بنویسم .
من دارم روی خودم کار میکنم و موفق میشم
دوست دارم
…..
ممنونم استاد
سلاااااام صبای عزیز
عاشق کامنتت شدم وافعا فوق العاده بود.
واقعا وقتی از خود واقعیت دور میشی و چاق میشی چطور میتونی خودت رو دوست داشته باشی وقتی گمش کردی
این جمله ات خیلی بهم درس خوبی داد مرسی عزیزممممم
در تمام جنبه های زندگیت موفق باشی
نشان های دریافت شده
سلام به تو زیبا
ممنون از تو که دیدگاهمو خوندی
جای درستی هستی، به خودت باور داشته باش و جلو برو.
کتاب ۷ قانون معنوی موفقیت _ دیباک چوپرا
و
نیمه تاریک وجود_ دبی فورد
رو حتما بخون .
سلام خدمت استاد و همچنین همراهان سایت تناسب فکری.سومین گام رو امروز برداشتم و میخام به سوالات استاد جواب بدم.
۱_من روشهای زیادی برای لاغری استفاده کردم که از هیچکدومشون نتیجه نگرفتم.از رژیم های پانزده روزه تا تردمیل و ایروبیک سخت و فشرده ی هرروزه تا خوردن قرص های گیاهی که منجر به عوارضی از جمله سرگیجه شدید در من شد.کالری شمردن و محدود کردن غذا و نخوردن غذاهای مورد علاقه که واقعن همگی عذاب آور بود.بعضا شد که با ورزش تونستم پانزده کیلو هم کم کنم اما بعد از بارداری و نداشتن شرایط رفتن به باشگاه با بیست کیلو اضافه وزن برگشتم به حالت قبل.نتیجه ی دائمی برام نداشت.
۲_چند وقت پیش که تو اینترنت در مورد توانایی ذهن برای جذب خواسته ها میخوندم توی سرچی که کردم سایت تناسب فکری رو به طور اتفاقی دیدم و ناخودآگاه روش کلیک کردم و مطالبش رو نگاه کردم.برام جالب بود.با داشتن اضافه وزن توی یه مسیر افتادم .از خوندن نتایج خوشحال شدم.یه کلیپ از استاد دیدم و یه احساس خوب بهم دست داد.گفتم شاید منم بتونم.چون قدرت ذهن زیاده.چند ماه بهانه آووردم و باخودم کلنجار رفتم.تا اینکه امروز سومین روزیه که قدم توی این راه گذاشتم.
۳_بحث دوست داشتن نیست.من آرزومه که خوش اندام باشم.چون احساس میکنم توی کار و انجام دادن خواسته هام موفقترم و اعتماد به نفس از دست رفتمو دو باره به دست میارم.تلاش میکنم تا به خواسته م برسم.احساس میکنم نصف مشکلاتی که درگیرش هستم از چاقی و اضافه وزنمه.
۴_برای بنده که جز عمل هر روشی را برای لاغری امتحان کرده ام این روش بهترین راه میتونه باشه.و شاید هم آسون ترین راه.و اینکه همه چی با ذهن ارتباط داره.میخام واقعن ذهنم رو از فرمولهای چاقی پاک کنم و اینجا هستم تا آموزش ببینم.یه نیروی درونی بهم میگه این روش بهترین و تنهاترین راه واسه منه.
به امید موفقیت همه ی دوستان.
نشان های دریافت شده
بنام خدا
باسلام خدمت دوستان عزیز سایت واستاد.
.روشهای لاغری مثل ورزش و پیکر تراشی با دستگاه بدون درد عمل جراحی و کلی روش جدیدو قدیمی مثل رژیم که فقط جسم روتحت فشارقرار میدن هیچ کمکی به لاغری ولاغر موندن نمیکنن فقط برای مقطع کوتاهی نتیجه میدن برای فقط تجربه کردن لذت کوتاه .اما لاغرشدن یعنی با لذت غذاخوردن وزندگی کردن.من همیشه بعد ازاینکه لاغرنمیشدم با روشهای مختلف وبعداز مدتی تموم میشدیا خودم بر شمیگشتم ورها میکردم یانمیتونستم ادامه بدم فکر میکردم حالا میتونم مثل قبل باشم و لاغر اما وقتی که این موضوع برام تکرارشد انگار عادت کردم به تکرار کردن اینکه بعداز چاق شدن دوباره برگردم ومن فقط جسمم رو تغییر میدادم من خودمو به عنوان یک جسم فقط میدیدم به عنوان یک غ بیرونی وهیچ اطلاعی از درون واقعی خود م نداشتم بااینکه درمورد جسم چیزهایی توی کتاب های مدرسه. خونده بودم اما واقعیت درونی من چی دیگه ای بودهربارکن من غصه میخوردم و ناراحت بودم واشک میر یختم چیزی روتغییر نمیداد امامن نمیدونستم و فقط میخواستم صورت مسئله روپاک کنم میخواستم فرارکنم . من برای لاغرشدن کارهای مختلفی کردم برای اثبات خودم به آدمها ی بیرون از خودم که اطلاعی از درونشون ندارم .وبادید سطحی به زندگی نگاه کردم وبه خاطر همین هم بود که هربار که عجله میکردم باشکست بیشتری روبه رو می شدم حتی زمانیکه باقدرت ذهن آشنا شدم و میخواستم لاغربشم اما تمام تلاشم این بود که خودمو به دیگران ثابت کنم لاغرشدن رومیخواستم اما چیزی درموردلاغر موندن نمیدونستم وقتی این نوشته روخوندم که ما برای لاغری انتخاب شدیم چندبار بهش فک کردم وبعدبه این نتیجه رسیدم که باید مسولیت لاغرشدن ولاغر موندنمو.به عهده بگیرم و این کاملامتفاوته باروشهای دیگه که منومجبورمیکردن ازاونها دستوربگیرم اینبارمسول خودم هستم و کاملاممتفاوته وچیزی فراترازفیزیک وجسم بلکه به درون وتوجه به خودم هست چیزی که هیچ وقت نداشتم و.
.2.من ازطریق کلیپهای انگیزشی که یکی اونها خدای لاغری بود وارد این دوره شدم بااینکه ازنظرمن فقط یه کلیپ بودو میکفتم که من توسط پیداکردن این کلیپ واردمسیر شدم اماهنوز به دید من اون فقط یه کلیپ بوداماحالا که بهش توجه میکنم که چطوردارم به درون خودم توجه میکنم باورمیکنم که خدامنو دعوت کرد ه تاوارد این مسیربشم .درسته نه چاق شدن من جهشی بوده و نه لاغرشدن ولاغر موندن من جهشی خواهدبود پس بابد تمرین کنم و تکرار کنم در رابطه با درون خودم بیشتروبیشتر.
3.اوایل فقط برای جذابیت لاغری بود به خاطر این احساس نیاز برای تأییدشدن برای تغییردادن ظاهر خودم که از نظر من فقط جسمم بود برای رضایت همسرم و دیگران .اما یک دانشمند آمریکایی بود که حرفهای انگیزشی میزدمبگفت شما همیشه فکر میکنید آدمها به شما فکر میکنن اما وقتی متوجه بشید می بینید که اونها اصلا به شمافکرهم نمیکنن اونها درگیر خودشونن ومن بعدازمدتها تازه درک کردم و تجربه کردم این موضوع رو والان تنها کسی که میخوام به خاطر ش لاغربشم خودمم برای رسیدن به سلامتی و احساس خوب و اول ازهمه سلامت درون .نه فقط پوشیدن لباس های متنوع بلکه چیزی خیلی فراترازاون واین فقط ازطریق لاغری باذهن امکان پذیر ه.
دوست دارم لاغربشم تا بتونم خواسته ی خودم ودرون خودم بیشترتوجه کنم و بیشتر خودم روبشناسم چون با اینکه بیست و چهار سالمه هنوزخودمواونطور که بایدنمیشنا سم وهمیشه خودم رواز نگاه سطحی دیگران مید یدم بنابراین لاغری باذهن فرصت خوبیه برای شناخت خودم و زندگی کردن به شکل جدید وقتی بعدازمدتی که دوباره برگشتم به این سایت وشروع کردم تمرین نوشتن وخوندن نظرات دوستان عزیز فهمیدم که من تنها نیستم و آدمهایی هستند مثل من که دوست دارن خوب زندگی کنن بدون توجه به اطرافیان و باورهایی که دارن و نه فقط لاغری بلکه چیزهای فراترازاون روهم به دست آوردن وبهشون تبریک میگم وبچه های کن سن و سالی که وارداین مسیرشدن وخیلی عالی خودشون وزندگی شونوخواهند شناخت برای همینه که هربار رفتم دوباره برگشتم به این سایت چون میدونستم راه دیگه ای وجود نداره والان بااطمینان و بدون ذره ای شک وتردیدمیگم این تنها راه درسته که دارم میرم چون خداپاشو امضاکرده ومن بادعوت خداواردش شدم . باتشکر از شما دوستان وازاستاد.🌹🙏🙏
سلام دوست عزیزم
واقعا همینطوره انسان ها به جز خودشون به چیزی فکر نمیکنن
الان خودِ ما یک نفری که چاقه رو میبینیم یکی دو دقیقه توی ذهنمون درگیرشیم بعدش کلا یادمون میره و درگیرِ وجود خودمون میشیم
پس دیگران هم دقیقا همینطور هستن
من همیشه فکر میکنم مامانم داره به اضافه وزنم نگاه میکنه و میگه وای وای چقد چاق شده
در صورتی که اصلا اینطور نیست و اون بیشتر توجهش نسبت به شرایط خودش،جسمش و افکارشه
ما الکی دیگران رو برای خودمون بزرگ میکنیم وگرنه اونها اصلا به ما فکر هم نمیکنن
فقط لحظه ای میخوان حالِ مارو خراب کنن
نشان های دریافت شده
با سلام
1- درباره روش هایی که برای لاغری استفاده کرده اید و نتایجی که کسب کردید بنویسید
من در طول سال هایی که چاق بودم برای لاغری از روش های مختلفی استفاده کردم روش هایی که هیچگاه منو به نتیجه دلخواهم نرسوندن و اگه موفقیتی به دست میومد خیلی زود از بین می رفت.
هر کس هر روشی رو به کار می برد منم مشتاق میشدم حتما امتحانش کنم شاید بتونه کمکم کنه.
انواع دمنوش ها، چای لاغری،دکتر تغذیه، رژیم اینترنتی،رژیم کانادایی، رژیم ۲۱ روزه ، رژیم شیر، رژیم تک خوری و…
نتایجی که به دست می آوردم پایدار نبودن حتی گاهی تا نزدیکی وزن دلخواهم می رسیدم ولی هیچوقت نتونستم اونو ثابت نگه دارم و فقط با برگشتن اون وزنی که کم کردم اعصابم بهم می ریخت و کلی غصه می خوردم و از خودم بدم میومد و کلی به خودم بد وبیراه می گفتم که نمی تونستم وزنمو ثابت نگه دارم.
2- طریق آشنایی خود با روش لاغری با ذهن را بنویسید و اینکه چه شد که الان اینجا هستید.
یادمه دو سال پیش از همه چی خسته شده بودم زانو درد شدیدی گرفتم و دکتر بهم گفته بود باید وزنتو کم کنی و رژیم بگیری اما من دیگه به هیچ رژیمی اعتماد نداشتم یادمه همیشه آغاز سال نو خواسته هامو تو دفتری می نوشتم از خدا خواستم که بتونم اون شرایط وزنی که دلم میخواد رو به دست بیارم چند ماه بعد فکر کنم حدودا تیرماه بود که توی یوتیوپ می گشتم یکی از فایل های استاد را دیدم کنجکاو شدم نگاه کنم ولی بعدش پشیمون شدم و گفتم چی میخواد بگه یه کت وشلوار شیک پوشیده اومده وعده الکی بده و بره(ببخشید این فکر اونموقع من بود) اصلا نمی دونستم که خودشونم شرایط ما رو دارند.و اونروز اصلا اهمیتی ندادم.
شهریور ماه دوباره فایل استاد رو دیدم نمی دونم چرا این دفعه فایل رو گوش دادم وای چه حرف هایی چقدر اون صحبت ها به دلم نشست نمی دونم چه حالی شدم همون شب احساس کردم یه تحولی در وجودم شکل گرفت وارد کانال تلگرام شدم و همینطور هی کانال رو بالا و پایین می کردم و مطلب می خوندم و از فردا صبح شروع کردم دوره رایگان رو گوش می دادم خیلی عالی بود احساسم خیلی تغییر کردفکر کنم تا فایل ۸ رایگان رو گوش دادم و بعد دوره را تهیه کردم و اصولی تر پیش رفتم و خدا رو شکر نتایج خوبی هم گرفتم و الان هم اینجا هستم و همچنان می خواهم در مسیر باشم و ادامه میدم.
3- چرا دوست دارید لاغر شوید؟
دوست دارم لاغر بشم تا از سلامت کامل جسمی و روحی روانی برخوردار بشم، دلم میخواد وضعیت بدنی نرمال و میزونی داشته باشم، دلم میخواد برای انجام کارام وابسته به هیچ کس نباشم و غبراق و سرحال بتونم کارها وفعالیت های خودمو انجام بدم. دلم میخواد با اعتماد به نفس کامل زندگی کنم و در همه جا با اعتماد به نفس حضور پیدا کنم.
دلم میخواد وقتی میرم خرید دغدغه ای برای انتخاب لباسم نداشته باشم به راحتی بتونم از بهترین مدل ها لباس خودمو انتخاب کنم.دلم میخواد کنار فرزندانم با شادمانی زندگی کنم و براشون یه مادر شاد وسالم و سلامت باشم.
4- چرا تصور می کنید روش لاغری با ذهن می تواند مسیر صحیح برای رسیدن به لاغری باشد؟
از وقتی این روش را شروع کردم ته دلم یه ایمان قلبی خوبی بهش داشتم روشی که هر روز مشتاقانه منتظر یادگرفتن بودم و اصلا خسته نمی شدم برعکس رژیم های مختلف که هر روز که می گذشت خسته کننده تر و سخت تر بود با این روش هر چه جلوتر می رفتم احساس می کردم کارم بهتر داره پیش میره، اعتمادبنفس خوبی پیدا کرده بودم
زانو دردم کمتر شده بود و داروهامو کنار گذاشتم.
احساس لیاقت بیشتری بهم دست می داد وقتی تصاویر شگفتی سازان رو می دیدم امیدوارتر پیش می رفتم و به صورت مستمر ادامه می دادم.
وقتی نتایج کم کم توی پوشیدن لباسام مشخص میشد احساس قدرت بیشتری می کردم.
توی این روش دیگه اعصابم بهم نمی ریخت، لازم نبود خودمو مرتب چک کنم، ترس و استرسی نداشتم هر خوراکی که دلم می خواست می خوردم و خلاصه دیگه از رژیم و کالری شماری و ترازو خبری نبود و این بهترین حس و حال آزادی برای من بود.
پس روش لاغری ذهنی بهترین و آسانترین روش برای لاغری است.