راستشو بخوای، خیلی از ماها بارها و بارها برای لاغر شدن تلاش کردیم 😩، رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، عرق ریختیم… ولی آخرش چی؟ نتیجه خاصی نگرفتیم!
📍 این جلسه ادامه گام ۶ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
در حالی که برای چاق شدن هیچ تلاشی نکردیم 😅
نه رژیم خاصی گرفتیم، نه برنامهای چیدیم، نه زحمتی کشیدیم… خیلی خودجوش و راحت چاق شدیم! 🍕🍰🛋️
چرا برای لاغری باید بجنگیم، ولی چاقی بدون زحمت میاد سراغمون؟
اینجاست که بحث مهم “انتظار چاقی” وسط میاد…
همون چیزی که ناخودآگاه تو ذهنمون جا افتاده و داره جلوی لاغر شدنمون رو میگیره.
در این جلسه میآموزیم:
چرا لاغر نمیشم؟ تقصیرِ «انتظار چاقی»ه! 🤯
تا حالا چند بار این سؤالو از خودت پرسیدی که:
«واقعاً چرا لاغر نمیشم؟!»

من که خودم سالها با این سوال درگیر بودم! 🌀
با رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا، گرسنگی دادن به خودم… اما بازم خبری از لاغری نبود 😓
در عوض چاق شدنم خیلی راحت بود! هیچ تلاشی نکردم، هیچ فکری نکردم، اصلاً نخوام هم چاق میشدم!
چرا؟ چون ذهنم «انتظار چاقی» داشت! یعنی ناخودآگاهم چاقی رو طبیعی میدونست و لاغری براش عجیب بود.
یعنی اگه در ناخودآگاهمون انتظار چاقی ثبت شده باشه، هرچقدر هم تلاش کنیم، نتیجهای ماندگار نمیگیریم ❌. برای تغییر واقعی در وضعیت جسمی باید اول محتوای ذهن ناخودآگاه رو تغییر بدیم، نه اینکه فقط دنبال رژیم و ورزش باشیم 🏃♂️🥗.
چرا چاقی برات طبیعی شده ⚖️
تا حالا به این فکر کردی که چرا هر کاری میکنی لاغر نمیمونی؟!
چرا یه مدت رژیم میگیری، ورزش میکنی، کلی زحمت میکشی… اما بازم برمیگردی سر خونه اول؟! 😩
دلیلش اینه که توی ذهن ناخودآگاهت، چاقی برات طبیعی شده!
یعنی ذهنت باور داره که “تو آدم چاقی هستی” و همونطور که طبیعت راه خودش رو میره، ذهن هم مسیر خودش رو ادامه میده.
نمیتونی جلوی انتظار چاقی رو بگیری مگر اینکه از ریشه، ذهنتو دوباره برنامهریزی کنی!
🔁 همه کسایی که فقط با رژیم و ورزش میخوان لاغر شن، دارن با طبیعت خودشون میجنگن. و معلومه که این جنگ، خیلی وقتا به شکست منجر میشه…
اگه واقعاً میخوای لاغر شی، اول باید چاقی رو از حالت طبیعی ذهنی خودت خارج کنی.
✋ هر بار که به بدنت نگاه میکنی، به جای اینکه بگی: “من همینهام دیگه!”
باید با خودت بگی: “نه! این بدنِ واقعی من نیست! این اضافه وزنه یه حالت موقتهست!”
همین تغییر نگاه، ذهنو قلقلک میده و آرومآروم انتظار چاقی رو ازش پاک میکنه. 🧽🧠

جنگ نابرابر ذهنی! ⚔️ افکار لاغری در برابر انتظار چاقی
راستشو بخوای، همهی ما ته دلمون دوست داریم لاغر باشیم. حتی اونایی که میگن: «من چاق بودنمو دوست دارم» یا «چاق بودن سبک زندگی منه»…
اینا فقط یه نقابن 😶
چون اگه چاقی واقعا خوشایند بود، اینهمه دردسر و ناراحتی و خجالت و فشار ذهنی باهاش نمیاومد.
🧠 طبیعت بدن انسان تناسب و سبکیه
وقتی بدنمون اضافه وزن داره، مدام داره از راههای مختلف به ما هشدار میده:
زانو درد، خستگی زودهنگام، اعتمادبهنفس پایین، استرس، نگاه سنگین آدما…
یعنی داره فریاد میزنه: «این حالت طبیعی من نیست!»
اما مشکل کجاست؟ 🤔
مشکل اینه که با وجود این همه تمایل به لاغر شدن، انتظار چاقی هنوز توی ذهنمون فعاله!
یعنی چی؟ یعنی هرچقدر فکر لاغر شدن بیاد توی ذهنمون، هنوز یه صدای قویتر از ته ذهنمون میگه:
«تو همیشه چاق بودی، لاغر شدن واسه بقیهس، نه تو!»
و اینجاست که افکار لاغری، مثل یه جرقهی کوچیک، توی طوفان «انتظار چاقی» خاموش میشن 🔥💨
یه اعتراف مهم 😓
منم بارها بعد از اینکه از خودم بدم میاومد یا از دیدن وزنم کلافه میشدم، تصمیم میگرفتم که دیگه تمومه!
میگفتم: «از فردا رژیم، ورزش، دیگه شام نمیخورم، همه چی تموم!»
ولی چند روز بیشتر دووم نمیآورد… چون اون صدای درونی که هنوز منو چاق میدید، قویتر بود.
🧠 اون صدای ذهنی که مدام تکرار میکرد:
«تو همیشه همین شکلی بودی»، «لاغر شدن خیلی سخته»، «همه خانوادهت چاقن»، «سنت بالاست»…
همهی اینا یعنی چی؟ یعنی انتظار چاقی!
حالا چی کار کنیم؟ 🌱
اگر واقعاً میخوای لاغر بشی، باید اول این انتظار ذهنی رو تغییر بدی
باید با تکرار، تصویرسازی، آگاهی و تمرین یاد بگیری که چاقی تو طبیعی نیست، یه حالت موقتهست.
باید ذهنت رو قانع کنی که:
✅ لاغر شدن ممکنه
✅ من میتونم متفاوت باشم
✅ انتظار چاقی دیگه توی ذهن من جایی نداره

🤔 انتظار چاقی یعنی چی اصلاً؟
«انتظار چاقی» یعنی توی ذهنمون داریم آیندهی جسممون رو چاق پیشبینی میکنیم. یعنی حتی قبل از اینکه واقعا چاقتر بشیم، توی ذهنمون تصویر چاقتری از خودمون ساختیم و باورش کردیم!
شاید بگی: «مگه من پیشگوام؟!» 😅
ولی واقعیت اینه که ذهن ما همیشه داره پیشگویی میکنه؛ مخصوصاً درباره خودمون و بدنمون.
و بدتر اینکه بیشتر وقتا این پیشگوییها ناخودآگاهیه!
😩 چرا ذهنمون آینده رو چاق پیشبینی میکنه، نه لاغر؟!
دلیلش خیلی سادهست:
چون ما کلی اطلاعات منفی درباره خودمون، بدنمون و چاقیمون به ذهنمون دادهایم.
مثلاً:
- «چاقی من ارثیه»
- «من چون کمتحرکم چاقم»
- «بدنم سوختوسازش پایینه»
- «بخاطر داروهایی که خوردم چاق شدم»
- «من عین خالهم چاقم، دیگه کاریش نمیشه کرد»
- «من عاشق شیرینیام، نمیتونم لاغر شم»
- «هر بار رژیم گرفتم نتیجه نگرفتم» و…
📌 این جملهها همون اطلاعاتیه که ما به ذهنمون دادیم و ذهن هم بر اساس همینا میاد آیندهی ما رو چاق پیشبینی میکنه!
🧠 اما یه تصمیم لاغری… کافی نیست!
حالا فرض کن یه روز از چاقی خسته میشی و میگی: «دیگه بسه! میخوام لاغر شم!»
خیلی هم عالیه 👏
اما بدون… اون تصمیم فقط یه فکر لحظهایه.
در مقابل کوهی از دلایل ذهنی که سالها چاقی رو برایت توجیه کرده، اون فکر لاغر شدن خیلی بیقدرت و ضعیفه 😕
💡 اگه میخوای این «انتظار چاقی» رو با یه برنامه کامل و تمرینهای عملی از ذهنت پاک کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ جواب روشن این سؤال؛ در ادامه هم توی گام ۸ سراغ «چرا چاق میشویم؟» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 3.89 از 179 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام الله
سلام درود
الحمدلله که باز هم گامی به سوی عشق برمیدارم🥰
الهی شکر که فهمیدم ما دو نوع قانون داریم
یک قانون داریم به نام قانون طبیعی
که اگه خیلی تلاش کنیم شاید بتونیم توش خلل ایجاد کنیم اما نمیتونیم اون رو به طور کلی تغییر بدیم
مثل آتیش زدن جنگل که شاید باعث سوزوندن شدن اون جنگل بشه همون جنگل دوباره میتونه خودش رو ترمیم کنه
که هر چقدرم طول بکشه بالاخره میتونه خودش رو درست کنه
و قانون داریم به نام قانون بدیهی که این قانون همون اختلال ایجاد کردنه توی طبیعته و اون انتظاریه که ما داریم که میتونه یک چیز طبیعی رو به کلی جابجا کنه( به طور کلی اون انتظاری که ما داریم یا نداریم)
مثلاً طبیعت جسم ما لاغریه و ما جزئی از طبیعت و مخلوقات خداوند هستیم و باید این رو قبول کنیم که اگر طبیعت جسم ما لاغریه پس این حالت ما غیر طبیعیه
پس یعنی ما اومدیم خلل ایجاد کردیم و جای اینکه لاغری طبیعت بدن ماست با جای چاقی طبیعت بدن ماست جابجا شده
الحمدلله که فهمیدم اگر به چاقی فکر میکنم و میبینم که کار خاصی نباید انجام بدم که چاق بشم اما به لاغری وقتی فکر میکنم میبینم که کل کار باید انجام بدم این به من نشون میده که ذهن من دارای منطق و انتظار چاقیه
الهی شکر که آگاه شدم🥲
🔷 اصلا چرا چاق شدم؟!
🔹من دلیل چاقی خودم رو کم تحرکی میبینم:
خیلی سریع میخوام نقضش کنم چون من اطراف خودم افرادی رو دارم که هم راحت میخورن و هم هیچ تحرکی ندارن و بسیار متناسب هستند
🔹 من دلیل چاقی خودم را ژنتیکی میدونستم
چرا راه دور برم ؟! همون افرادی که من فکر میکنم به اونها رفتم و چاق شدم همون افراد بچههاشون متناسب هستند
🔹 من فکر میکردم که چاقیم به خاطر خوردن از بعضی از مواد غذاییه اما وقتی به دور و برم نگاه کردم دیدم که حتی دوستانم بیشتر از اونها استفاده میکنم و لاغر هستند و حتی مقدار زیاد میخورن و لاغر هستند
چون احساس میکنم باید فعالیت داشته باشم و همش ورزش کنم
چون فکر میکنم که برام سخته که بخوام نقطه سیری رو درک کنم
چون فکر میکنم برام سخته که رفتارای اشتباه رو بذارم کنار ریزهخواری نکنم
چون هنوز دارای ذهن چاق هستم و رفتارهای چاق کننده دارم
و اینها به من ثابت میکنه که پس من هنوز هم منطق ذهنم چاقیه و چاقی رو طبیعت جسم خودم میدونم
چون من برای لاغر شدن کارهای زیادی رو میبینم که باید انجام بدم اما برای چاقی اینطور نیست و این به من نشون میده که من منطق ذهنم چاق است
برای اینه که من منطق ذهن خودم و طبیعت جسمم رو چاقی میدونستم
و فکر میکردم که برای چاقی هیچ کار خاصی نباید انجام بدیم و برای لاغری کلی کار باید انجام بدیم
و این خودش به ما ثابت میکنه که کاری که براش کلی سناریو میچینی واسه ذهنت طبیعی نیست
واسه ذهنت راحتی طبیعیه وقتی تو چاقی رو راحتی میبینی قطعاً اون رو واسه خودت طبیعت جسمت دونستی
خلاصه کلام… آقا ذهن ما راحت طلبه و در عین حالی که راحت طلب هست هر راهی رو شروع کنیم دنبال پیشرفت اونه و براش اصلاً مهم نیست که اون پیشرفت به نفع توئه یا ضرر تو
پس چیزی رو واسه ذهن طبیعی کن که هم راحت باشه و هم گسترش پیدا کردنش باعث سعادت و عزت و پیشرفتت بشه نه باعث ذلت و بدبختی:)
اگر بخوام تا قبل از این دوره بگم که باید بگم اینقدر چاقی در من پررنگ شده بود که من گرم به گرم غذا رو چاق کننده میدیدم و فکر میکردم برای گرم به گرم کم کردن از وزنم باید کلی ورزش کنم
طوری این باور در من نقش گرفته بود که من یادم میاد توی تابستون کلاً در حال پیادهروی بودم از خود صبح گرفته تا آخر شب
اگه الان بخوام بگم میگم که یه خورده کار داره اونم برای اینه که بتونم اون رو در ذهنم تثبیت کنم
و این کارها خیلی لذت بخشه
لاغر شدن خیلی آسونتر و لذت بخشتر از چاقیه
تو توی چاقی و برای چاق شدن بسیار زجر میکشی بسیار تحقیر میشی باید درد معده رو تحمل کنی باید پرخوری و عذاب وجدانش رو تحمل کنی
از غذا لذت نبری و همون موقع که غذا میخوری دائماً حالت بد باشه تازه با این همه حال بد جسمتم وضعش بد باشه و نتونی هر لباسی که دلت میخواد رو بپوشی، دائماً افکار چاقی رو مرور کنی و هر کسی یک حرفی بزنه سریع موضع بگیری
و دامن توی ذهنت این بگذره که آیا اونا چی در مورد من میگن و منو چه جوری توی لباسام میبینن
و کلی بدی دیگه که اگه بخوام بگم میتونم یه رمان بنویسم ازش
اما لاغری چی؟!
واقعا لاغری اینطوریه؟!
نه لاغری به اون چیزی که توی ذهنت ساخته بودی خیلی فرق داره خیلی لذت بخشتره
تو از هر غذایی که دلت بخواد میتونی بخوری با لذت و آرامش بخوری بدون عذاب وجدان و بدانی اینکه اون نیاز واقعی بدنته
آرامش ذهنی داری از پوشیدن لباس هات
و حتی اگه بخوای به حرف مردمم فکر کنی به این فکر میکنی که دارن میگن این چقدر خوش اندام و چقدر لباس بهش میاد از خوشگلی حرف میزنن
جلوی آینه که وایمیستی قربون صدقه خودت میری و کلی از خودت لذت میبری و هر لباسی که میپوشی بهت میاد
با آرامش خاطر به مهمونیها میری و از خوردن هر چیزی لذت میبری
از هر چیزی که میلت بکشه به هر اندازهای که دوست داشتی میتونی بخوری که قطعاً وقتی ذهنت لاغر بشه اندازه درستی هم میخوری
از اینم میشه چندین جلد رمان نوشت
راستش خیلی وقته که دیگه کسی در مورد دلایل چاقی من حرف نمیزنه
چون هنوز هیچکس رو چاق نمیبینه یا اگه میبینه چیزی به من نمیگه
اما قبلنا که بهم میگفتن
دلیل چاقی منو خوردن میدونستند
بعضی وقتها هم شده بود که بگن استخوانهات بزرگه
خیلی وقتا هم میشد که هم خودم هم بقیه میگفتم به خاطر کم تحرکی و نشستم توی خونه و این ویروس کرونا که اومد همه رو خونه نشین کرد و همه مشغول خوردن بودیم
استاد من به یه نتیجه خیلی قشنگ رسیدم حساس میکنم که واقعیت و حقیقت این مسیر همینه توی همین حرف میتونم کل این گام رو خلاصه کنم
ما انسانها اگر در ذهنمون چیزی را باور کنیم و اون رو منطقی بدونیم ناخودآگاهمون در تمام دنیا دنبال اینه که اون رو بیشتر در ما تثبیت کنه
مهم نیست که اون در ضرر تو باشه یا برای رشد تو باشه ن ذهن ناخودآگاه ما کارش فقط همینه تو باور میکنی و اون دنبال دلیله و اینقدر اون رو اثبات میکنه تا تمام زندگیت جسمت و روحت تحت تاثیر اون قرار بگیره
الهی شکر که به همین آگاهی داده شد🥲
پروردگار جهانیان تو را سپاس میگویم که اینقدر لطفت را در حق من تمام کردی🥲
ممنونم استاد بابت تمام زحماتتون ، امیدوارم که با نتیجه عالی گرفتنم قدردان زحماتتون باشم🥺🌷
یاعلی
نشان های دریافت شده
به نام الله مهربانم
سلام به اعضای سایت
الحمدلله رب العالمین
که باز هم فرصت زیستن و تغییر کردن داد
اگر بخوام کل گام رو در چند جمله خلاصه کنم
باید اینطور بگم که همه چیز از انتظار و منطق ذهنی ما سرچشمه میگیرد
اگر ما منطق چاقیمون رو به منطق لاغری تبدیل کنیم و انتظارمون از خودمون لاغری باشه خیلی راحت و خود به خود لاغر میشیم
حالا چطور این کار رو بکنیم
باید دنبال این باشیم که منطق چاقی در ذهن ما چیه
بعد دنبال منطق لاغری باشیم و خب این منطق درپیش فرض ما هست ،فقط لازمه دیگه انتظار لاغری بشه و رفتارمون رو مثل متناسب ها کنیم
و به نظرم این کار خیلی لذت بخشه
امروز وقتی در یخچال رو باز کردم و خواستم یک دونه سیب بخورم
یاد اون همه رنجی که به خودم دادم افتادم و حالم گرفته شد
بعدشم خوشحال شدم که به این سایت هدایت شدم
و الان اینجام
و دیگه نمیخوام شک و تردید داشته باشم
چون ذهن لذت بخش رو دوست داره و ادامش میده
امیدم در این راه به همون خدایی که هدایتم کرد
الهی شکر که اینجا هستم
بریم سراغ تمرینات لذت بخش هنگام و با حل این تمرینات منطق لاغری را در خودمون گسترش بدیم و منطقه چاقی را کمرنگ کنیم و بعد انشالله از بین ببریم
به خاطر کلی منطقه اشتباه در ذهن و راه اشتباه رفتن
فکر میکردم اندامم شبیه اندام عمههای منه
در صورتی که فهمیدم چرا ارثی نیست
فکر میکردم به خاطر زیاد خوردن چاق میشم به خاطر اینکه از مادههای اشتباه تغذیه میکنم
در حالی که دور و برم هستند آدمهایی که از همان مادهها تغذیه میکنند اما کاملاً متناسب و لاغر
فکر میکردم به خاطر کم تحرکی چاق میشم
در حالی که دور و برم هستن آدمایی که واقعاً لاغرن و هیچ تحرکی ندارند یا اگه دارند خیلی کم دارند
فکر میکردم چای من به خاطر شاید مزاج و یا یه مشکل از درون باشه
در حالی که خیلی از انسانها هستند که مشکلات مزاجی و درونی دارند اما کاملاً متناسب و لاغرند
اصلا وقتی که در گوگل جستجو میکردم فکر میکنم این طور نوشت که نمیتونه تنها دلیل چاقی باشد
اصلاً اگر یک فرد متناسب این مشکلات را داشته باشه اگر در ذهنش اینها دلیل چاقی نباشه هرگز چاق نمیشه
فکر میکردم شاید به خاطر اشتهای زیادمه
حالا فهمیدم که اشتها فقط یک فرمول ذهنی و یه دلیل قانع کننده برای بیشتر خوردن
فکر میکردم که اگه یک ذره بیش از حد بخورم چاق میشم
در حالی که آدمهای دور و برم بودن راحت میخوردن ولی لاغر بودن چون اصلاً غذا رو چاق کننده نمیدیدند و من فهمیدم که قدرت دست منه نه غذا
و کلاً هر دلیلی که من میآوردم به خاطر منطق ذهن چاقم بود و انگار هر فرمول و اطلاعاتی که واردش میکردم نتیجه آن چاقی میشد
اما منطق ذهن لاغر اینطور نیست و هر چقدر هم رفتارت مانند چاقها باشد
اگر در ذهنت لاغری طبیعی باشه و انتظار لاغری داشته باشی
دیگه هر فرمول و هر رفتاری که انجام بدی نتیجه اون میشه لاغری
الهی شکر که آگاه شدم
چون اون روشها کاملاً اشتباه بودند و نمیشد فشار جسمی یک چیزی رو به ذهن آموزش داد
لاغری آموزش دادنی است
و وقتی توی ذهن تو چیزی طبیعی باشه یگه با فشار جسمی نمیتونی اون قانونی که به ذهنت وارد کردی رو تغییر بدی
فقط با آموزش و دادن اطلاعات درست نقض کردن اون منطق در ذهن خودت میتونی اون را از ذهن خودت برداری
پس این روش، روش کاملاً اصولی و درستیه
وقتی با رژیم و ورزش میخواستم لاغر بشم خیلی سخت میدیدم لاغر شدن رو
همین الان هم شاید هنوز سخت میدونم
اما الان فهمیدم که باید لاغری را آسون دید
چون ذهن من کار سخت را انجام نمیدهد اما کار آسون و لذت بخش را ادامه میده و پیشرفت میده
بعضیها میگفتن به خاطر اینکه زیاد میخوری
بعضیها میگفتن استخوانت درشته
بعضیا میگفتن باید بیشتر تحرک کنه
خلاصه کلی دلیل و راه حل اشتباه که کل جهان به همون باور هستند
من توانایی لاغر شدن رو دارم
چون از مسیرهای اشتباه بارها لاغر شدم
حتی برای بار اول که رژیم گرفته بودم بدون اینکه خیلی به خودم رنج و سختی بدم تونستم همون اول دفعه چند کیلو از وزنم رو کم کنم
این نشون میده که من توانایی لاغر شدن رو داشتم که هم تونستم خیلی آسون و هم تونستم با یک روش خیلی سخت خودم رو لاغر کنم
جسم من تواناست چون بارها منو در مسیرهای اشتباه همراهی کرده و چون اشتیاق داشته لاغر بشه حتی در همون مسیرها هم همراه بوده
من عروسک بافتن رو یاد گرفتم
من والیبال رو تا یه جایی یاد گرفتم
من آشپزی رو تا یه جایی یاد گرفتم
من خانه داری و بچهداری رو یاد گرفتم
من نماز خواندن عبادت کردن را یاد گرفتم
من حجاب داشتن و پوشش رو یاد گرفتم
من بسیار و بسیار چیزها یاد گرفتم و هنوز که هنوزه به یاد دارم
ذهن من وقتی چیزی رو آموزش ببینه دیگه خیلی راحت به اون عمل میکنه
و هرگز فراموش نمیکنه
همانطور که تا الان هرچی آموزش دیده فراموش نکرده!
حالا سوال اینجاست :
مگه نمیگیم پیش فرض ما لاغریه
پس یعنی یادش داشتیم دیگه
خب اگه ذهن فراموش نمیکنه
پس ما چرا چاق شدیم
جواب اینه که ذهن ما فراموش نکرده اما چون یادگیری چاقی یعنی طرف مقابلمون رو آموزش دیدیم کم کم یادگیری لاغری ما کمرنگ شد و بین آموزش چاقی گم شد
و حالا ما اینجاییم که با یادآوری کردن آموزش لاغری به ذهن خودمون دوباره لاغری رو در خودمون پر رنگ کنیم و این کار خیلی سریعتر از اون چیزی که فکر میکنیم رخ میده انشالله
تمرین عالی که میتونم از این گام داشته باشم اینه که برم رفتار حالا قراره جستجو کنم و سعی کنم که اون ها رو به یک عادت قشنگ برای خودم تبدیل کنم
خیلی دلم میخواد یه چیزی رو بگم
من دیروز یه فیلم خیلی قشنگی رو دیدم که خیلی قشنگ درباره موضوعی صحبت کرد
ببینید ذهن ما مثل گوگل می مونه هر چیزی که درش سرچ کنی همون رو برات بالا میاره
اگه مزایای یک چیزی رو سرچ کنی همون مزایا رو بالا میاره و اگر معایب چیزی همون معایب رو
حالا میخوام اینو بگم که بیایم توی ذهن خودمون سرچ کنیم که چرا خوشبختیم و چرا تناسب شدن رو دوست داریم و متناسب میشویم
تا ببینیم ذهنمون چه چیزهای قشنگی رو برامون رو میکنه
مراقب باشید که چه چیزی توی گوگل قوی یعنی همون ذهنتون سرچ میکنید
چیزی رو سرچ کنید که دوسش دارید تا در زندگیتون نمایان بشه
یا علی مدد
حق نگهدار همتون(: