راستشو بخوای، خیلی از ماها بارها و بارها برای لاغر شدن تلاش کردیم 😩، رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، عرق ریختیم… ولی آخرش چی؟ نتیجه خاصی نگرفتیم!
در حالی که برای چاق شدن هیچ تلاشی نکردیم 😅
نه رژیم خاصی گرفتیم، نه برنامهای چیدیم، نه زحمتی کشیدیم… خیلی خودجوش و راحت چاق شدیم! 🍕🍰🛋️
چرا برای لاغری باید بجنگیم، ولی چاقی بدون زحمت میاد سراغمون؟
اینجاست که بحث مهم “انتظار چاقی” وسط میاد…
همون چیزی که ناخودآگاه تو ذهنمون جا افتاده و داره جلوی لاغر شدنمون رو میگیره.
چرا لاغر نمیشم؟ تقصیرِ «انتظار چاقی»ه! 🤯
تا حالا چند بار این سؤالو از خودت پرسیدی که:
«واقعاً چرا لاغر نمیشم؟!»

من که خودم سالها با این سوال درگیر بودم! 🌀
با رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا، گرسنگی دادن به خودم… اما بازم خبری از لاغری نبود 😓
در عوض چاق شدنم خیلی راحت بود! هیچ تلاشی نکردم، هیچ فکری نکردم، اصلاً نخوام هم چاق میشدم!
چرا؟ چون ذهنم «انتظار چاقی» داشت! یعنی ناخودآگاهم چاقی رو طبیعی میدونست و لاغری براش عجیب بود.
یعنی اگه در ناخودآگاهمون انتظار چاقی ثبت شده باشه، هرچقدر هم تلاش کنیم، نتیجهای ماندگار نمیگیریم ❌. برای تغییر واقعی در وضعیت جسمی باید اول محتوای ذهن ناخودآگاه رو تغییر بدیم، نه اینکه فقط دنبال رژیم و ورزش باشیم 🏃♂️🥗.
چرا چاقی برات طبیعی شده ⚖️
تا حالا به این فکر کردی که چرا هر کاری میکنی لاغر نمیمونی؟!
چرا یه مدت رژیم میگیری، ورزش میکنی، کلی زحمت میکشی… اما بازم برمیگردی سر خونه اول؟! 😩
دلیلش اینه که توی ذهن ناخودآگاهت، چاقی برات طبیعی شده!
یعنی ذهنت باور داره که “تو آدم چاقی هستی” و همونطور که طبیعت راه خودش رو میره، ذهن هم مسیر خودش رو ادامه میده.
نمیتونی جلوی انتظار چاقی رو بگیری مگر اینکه از ریشه، ذهنتو دوباره برنامهریزی کنی!
🔁 همه کسایی که فقط با رژیم و ورزش میخوان لاغر شن، دارن با طبیعت خودشون میجنگن. و معلومه که این جنگ، خیلی وقتا به شکست منجر میشه…
اگه واقعاً میخوای لاغر شی، اول باید چاقی رو از حالت طبیعی ذهنی خودت خارج کنی.
✋ هر بار که به بدنت نگاه میکنی، به جای اینکه بگی: “من همینهام دیگه!”
باید با خودت بگی: “نه! این بدنِ واقعی من نیست! این اضافه وزنه یه حالت موقتهست!”
همین تغییر نگاه، ذهنو قلقلک میده و آرومآروم انتظار چاقی رو ازش پاک میکنه. 🧽🧠

جنگ نابرابر ذهنی! ⚔️ افکار لاغری در برابر انتظار چاقی
راستشو بخوای، همهی ما ته دلمون دوست داریم لاغر باشیم. حتی اونایی که میگن: «من چاق بودنمو دوست دارم» یا «چاق بودن سبک زندگی منه»…
اینا فقط یه نقابن 😶
چون اگه چاقی واقعا خوشایند بود، اینهمه دردسر و ناراحتی و خجالت و فشار ذهنی باهاش نمیاومد.
🧠 طبیعت بدن انسان تناسب و سبکیه
وقتی بدنمون اضافه وزن داره، مدام داره از راههای مختلف به ما هشدار میده:
زانو درد، خستگی زودهنگام، اعتمادبهنفس پایین، استرس، نگاه سنگین آدما…
یعنی داره فریاد میزنه: «این حالت طبیعی من نیست!»
اما مشکل کجاست؟ 🤔
مشکل اینه که با وجود این همه تمایل به لاغر شدن، انتظار چاقی هنوز توی ذهنمون فعاله!
یعنی چی؟ یعنی هرچقدر فکر لاغر شدن بیاد توی ذهنمون، هنوز یه صدای قویتر از ته ذهنمون میگه:
«تو همیشه چاق بودی، لاغر شدن واسه بقیهس، نه تو!»
و اینجاست که افکار لاغری، مثل یه جرقهی کوچیک، توی طوفان «انتظار چاقی» خاموش میشن 🔥💨
یه اعتراف مهم 😓
منم بارها بعد از اینکه از خودم بدم میاومد یا از دیدن وزنم کلافه میشدم، تصمیم میگرفتم که دیگه تمومه!
میگفتم: «از فردا رژیم، ورزش، دیگه شام نمیخورم، همه چی تموم!»
ولی چند روز بیشتر دووم نمیآورد… چون اون صدای درونی که هنوز منو چاق میدید، قویتر بود.
🧠 اون صدای ذهنی که مدام تکرار میکرد:
«تو همیشه همین شکلی بودی»، «لاغر شدن خیلی سخته»، «همه خانوادهت چاقن»، «سنت بالاست»…
همهی اینا یعنی چی؟ یعنی انتظار چاقی!
حالا چی کار کنیم؟ 🌱
اگر واقعاً میخوای لاغر بشی، باید اول این انتظار ذهنی رو تغییر بدی
باید با تکرار، تصویرسازی، آگاهی و تمرین یاد بگیری که چاقی تو طبیعی نیست، یه حالت موقتهست.
باید ذهنت رو قانع کنی که:
✅ لاغر شدن ممکنه
✅ من میتونم متفاوت باشم
✅ انتظار چاقی دیگه توی ذهن من جایی نداره

🤔 انتظار چاقی یعنی چی اصلاً؟
«انتظار چاقی» یعنی توی ذهنمون داریم آیندهی جسممون رو چاق پیشبینی میکنیم. یعنی حتی قبل از اینکه واقعا چاقتر بشیم، توی ذهنمون تصویر چاقتری از خودمون ساختیم و باورش کردیم!
شاید بگی: «مگه من پیشگوام؟!» 😅
ولی واقعیت اینه که ذهن ما همیشه داره پیشگویی میکنه؛ مخصوصاً درباره خودمون و بدنمون.
و بدتر اینکه بیشتر وقتا این پیشگوییها ناخودآگاهیه!
😩 چرا ذهنمون آینده رو چاق پیشبینی میکنه، نه لاغر؟!
دلیلش خیلی سادهست:
چون ما کلی اطلاعات منفی درباره خودمون، بدنمون و چاقیمون به ذهنمون دادهایم.
مثلاً:
- «چاقی من ارثیه»
- «من چون کمتحرکم چاقم»
- «بدنم سوختوسازش پایینه»
- «بخاطر داروهایی که خوردم چاق شدم»
- «من عین خالهم چاقم، دیگه کاریش نمیشه کرد»
- «من عاشق شیرینیام، نمیتونم لاغر شم»
- «هر بار رژیم گرفتم نتیجه نگرفتم» و…
📌 این جملهها همون اطلاعاتیه که ما به ذهنمون دادیم و ذهن هم بر اساس همینا میاد آیندهی ما رو چاق پیشبینی میکنه!
🧠 اما یه تصمیم لاغری… کافی نیست!
حالا فرض کن یه روز از چاقی خسته میشی و میگی: «دیگه بسه! میخوام لاغر شم!»
خیلی هم عالیه 👏
اما بدون… اون تصمیم فقط یه فکر لحظهایه.
در مقابل کوهی از دلایل ذهنی که سالها چاقی رو برایت توجیه کرده، اون فکر لاغر شدن خیلی بیقدرت و ضعیفه 😕
💬 چرا لاغر نمیشم؟! اینجاست که جواب روشن میشه
چون توی ذهنت:
- چربیهات کهنهن و نمیرن
- چربیهات سفتن و فقط با ورزش سنگین میرن
- انرژی نداری، پس ورزش نمیتونی بکنی
- طبع بدنیت فلانه و لاغر شدن برات سخته و…
این منطقهای شخصی که ذهنمون ساخته، باعث میشن پیشفرض ذهن همیشه این باشه که:
«تو لاغر نمیشی!»
و این میشه همون انتظار چاقی.
✅ راه حل چیه؟
منم دقیقاً مثل تو، سالها این سوال رو تو ذهنم داشتم: چرا لاغر نمیشم؟
تا اینکه با انجام تمرینات «دوره ورود به سرزمین لاغرها» متوجه شدم باید انتظار چاقی رو از ذهنم پاک کنم.
شروع کردم به تغییر دادن این اطلاعات منفی، شروع کردم به ساختن باورهای جدید و مثبت درباره لاغری
و نتیجه؟ 🤩 ذهنم کمکم پیشگوییهاشو عوض کرد!
یعنی دیگه به جای تصور یه آیندهی چاق، شروع کرد به ساختن تصویر منِ لاغر، منِ متناسب!
بدون رژیم، بدون سختی… با ذهنم شروع کردم تغییر کردن 💫
🟢 حالا نوبت توئه…
اگه بتونی «انتظار چاقی» رو بشناسی و تغییرش بدی، اولین قدم بزرگ به سمت لاغری رو برداشتی.

🔁 تغییر فرمولهای ذهنی چاقی
ببین دوست خوبم، یکی از بهترین راهها برای اینکه از انتظار چاقی بیایم بیرون، اینه که ذهنمون رو با شواهد جدید روبهرو کنیم.
یعنی چی؟ یعنی نشونش بدیم: «ببین، آدمایی مثل من بودن که چاق بودن، اما تونستن با ذهنشون لاغر بشن!» 😍
👀 وقتی ما تصاویر و نتایج افرادی رو میبینیم که با استفاده از لاغری با ذهن تونستن شگفتی ساز بشن به آرزوی تناسباندام برسن، یه اتفاق مهم توی ذهنمون میافته:
ذهن میگه:
«اوه! پس میشه! واقعاً میشه لاغر شد بدون رژیم و سختی!» و این یعنی یه قدم بزرگ برای تغییر فرمولهای چاقی ذهن 💥
🎧 گوش کن، باور بساز
برای اینکه بهتر بتونی با مفهوم انتظار چاقی آشنا بشی و یواشیواش این انتظار رو از ذهن ناخودآگاهت پاک کنی، برات یه فایل آموزشی عالی آماده کردم.
تو این فایل درباره این صحبت میکنم که:
- اصلاً چطور چاقی برامون طبیعی شده؟
- چطوری ذهن ما چاقی رو حق مسلم خودش میدونه؟
- و مهمتر از همه: چطور میتونیم این فرمول ذهنی رو تغییر بدیم؟
✅ پیشنهاد میکنم بارها و بارها این فایل رو گوش بدی.
هر بار که گوشش بدی، یه لایه جدید از ذهنت باز میشه و یه تیکه از انتظار چاقی پاک میشه 💫
🌱 یادت باشه تغییر ذهنی، مثل رشد یه دونهست؛ باید بهش نور و آب و توجه بدی تا کمکم از خاک بزنه بیرون و شکوفه بزنه.
و این شکوفهها همون لحظههاییه که حس میکنی: «وااای! دارم بدون زور زدن، لاغر میشم!» 🌟
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای تغییر منطق مغزی درباره انتظار چاقی داشتن باید مراحل زیر را دنبال کنید.
مرحله اول:
با پاسخ دادن به پرسشهای مطرحشده میتونید به فرمولهای ذهنی که منطق مغز شما درباره چاقی رو ساخته، پی ببرید. بنابراین توصیه میکنم با دقت و به صورت انشایی به این سؤالها پاسخ بدید:
- چرا تا حالا لاغر نشدی؟
- اگر با رژیم یا ورزش لاغر شدی، چرا دوباره چاق شدی؟
- نگرش تو درباره لاغر شدنت چیه؟ راحت لاغر میشی یا سخت؟
- چه دلایلی از دیگران درباره چاق بودن خودت شنیدی؟
مرحله دوم:
برای ایجاد انتظار لاغری، باید منطقی به خودت ثابت کنی که بدنت توانایی لاغر شدن و لاغر موندن رو داره. حالا با دقت و به صورت انشایی به سؤالهای زیر جواب بده:
- با توجه به دفعاتی که لاغر شدی، اثبات کن که بدن تو توانایی لاغر شدن داره.
- چیزهایی که قبلاً یاد گرفتی و هنوز یادت هست رو بنویس (مثل تعمیرات، موسیقی، نقاشی و …).
- با توجه به توانایی یادگیریات به خودت ثابت کن که: اگر لاغر بشم، میتونم برای همیشه لاغر بمونم.
🎥 نکته مهم: از محتوای ویدیوی آموزشی تمرین بساز و در بخش نظرات سایت، تمرینی که باید انجام بدی رو بنویس.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.90 از 175 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام استاد عزیز و بقیه دوستان 🌺
چرا تا حالا لاغر نشدی ؟
من زمانی که رژیم میگرفتم هم انتظار چاقی رو داشتم و چون رژیم های زیادی میگرفتم میگفتم اگه حتی سخت ترین رژیمم بگیرم باز برمیگرده و دیگه بعد از چند مدتی کنار میزاشتم اما وقتی میرفتم مهمونی ویا در جمعی خجالت زده میشدم دوباره تصمیم میگرفتم رژیم بگیرم
و من کلا انتظار چاقی رو داشتم و یادمه که وقتی حتی لاغر میشدم و چند کیلو کم میکردم اما لباس های گشاد و ساده ام رو نمی انداختم بیرون چون باور نداشتم که در همون وزن متناسب میمانم و میگفتم الانه که چاق بشم و همش میرفتم داخل آینه نگاه میکردم هرروز که چاق شدم نشدم ! و خب دوباره بیشتر از قبل وزنم برمیگشت
اگر با رژیم با ورزش لاغر شدی چرا دوباره چاق شدی؟
همانطور که گفتم واقعان لاغر میشدم اما اون وضعیت رو طبیعی و قابل باور نمیدونستم و همش میگفتم کی قراره دوباره چاق بشم و میترسیدم و فکر میکردم طبیعی بدنم چاقی هست و منتظر میشدم تا دوباره بدنم به شکل اولش برگرده و برای همین هرروز میرفتم داخل آینه و خودم تماشا میکردم تا ببینم چاق شدم یا نه!
نگرش تو درباره لاغر شدنت چیه؟ راحت لاغر میشی یا سخت؟
هنوز که هنوز بعد چند سال یادمه که پسر عموم و موقع صحبت کردن با پدرم میگفت لاغر شدن خیلی سخته و چاقی های آسونه و در ادامه حرفی گفت هر کی بخواد لاغر بشه باید خیلی سختی بکشه اما اگه بخواد چاق بشع آسونه مثل آب خوردن!
و من داشتم با دقت گوش میکردم !
من در همون سن از فامیل و آشنا و غربیه و دوست و همسایه و…. شنیدم که میگفتن لاغری خیلی سخته اما چاقی آسونه مثل آب خوردن! و من باور میکردم برای همین رژیم های سخت میگرفتم میگفتم برای لاغری باید سختی بکشی حتی رژیم میگفت تو مثلاً ۵ لقمه بخورم میگفتم نه باید بیشتر سخت بگیرم ۳ لقمه میخوردم تا این حد !!! توی ذهن من لاغری سخت بدست میاد بود و چاقی آسون بود !
چه دلایلی از دیگران درباره چاق بودنت شنیدی ؟
والا من از وقتی بچه بودم تا الان آنقدر دلیل شنیدم و خودمم حتی اضافه کردم!
مثلاً دلیل اینکه چاقی تو ژنتیکیه خداروشکر خیلی صحیح در گام ششم نقش کردم و نوشتم
یا مثلاً شیرنی چاق میکنه
برنج و نون باعث چاقیت شده
چون بی تحرکی چاق شدی( دختر خالم بی تحرک کلا فعالیت جز مدرسه و اینا ندارم و من بیشتر از اون فعالیت داشتم اما اون متناسب بود و من چاق)
چون به پدر و مادرت رفتی ! ( مادر و پدر من فردی متناسب هستن در زمان مجردیشون و من دیدم و همه افراد دیدن میدونن که متناسب بودن و چون دلیل اینکه ازدواج کنی و یا بارداری چاق میشی یا بی تحرکی چاق میشی بوده الان چاق هستن وگرنه کلا افرادی متناسب بودن با اندامی قشنگ پس این دورغه که میگن ژنتیک به پدر یا مادرت رفته پدر مادر من ژنشون لاغر و متناسبع)
چون غذا زیاد میخوری چاق شدی ( والا من افرادی رو دیدم به چشم که همش در حال خوردنن از پفک چیپس گرفته تا پیتزا و… اما متناسب هستن و من در مقابل اون ها تازه چیزی نمیخوردم!)
چون دیر شام میخوری چاق شدی ( والا ما از همه زودتر شام میخوریم کلا توی خانواده ها)!!!! و افراد متناسب من دیدم میگن ما دیر شام میخوریم اما متناسبن
و گاهی اوقات بعضی از دیگران چون میخواستن نصیحتم کنن میگفتن تقصیر خودت نیست چاق هستیی تو متفاوت خلق شدی ! !
با توجه به دفعاتی که لاغر شدی اثبات کن که بدن تو توانایی لاغر شدن داره ؟
من به چشم دیدم که چقدر بدنم توانا هست من چقدر رژیم های سختی گرفتم و بدنم من رو همراهی کرده و کمکم کرده و اون هم خواهان لاغری من هست اونم دوست داره متناسب بودن رو و من چقدر وزن کم کردم و متناسب شدم و جسمم چقدر من رو همراهی میکرد در اون رژیم های سخت و اذیت کننده پس بدن من توانایی لاغر شدن داره و من به چشم دیدم همراهی اون رو برای متناسب شدن و و لاغر شدن و واقعان لاغر هم شدم و چون فرمول های مغزی من تغییر نکرده بود و تلاشی برای تغییر فرمول هام نکرده بودم برمیگشت وزنم
چیزهای که قبلاً یاد گرفتی و هنوز یادت هست رو بنویس ؟
من خیاطی یاد گرفتم در سن کم و هنوز هم یادم هست تمام نکته ها و … را
من آشپزی یاد گرفتم در سن کم و هنوز هم یادم هست و آشپزی میکنم
من هنوز مسیر مدرسه و آموزشگاه و حتی محل کار قدیمی ام رو یادمه
من کیک و حلوا و…. را فکر میکردم یاد نمیگرم اما شروع کردم دیدم چقدر آسونه و یادمه
و یا …………..
با توجه به توانایی یادگیری ات به خودت ثابت کن که اگر لاغر بشم میتونم برای همیشه لاغر بمونم؟
من همینطور که خیاطی و نقاشی و خطاطی و آشپزی و….. رو یاد گرفتم من میتوانم لاغری رو هم یاد بگیرم چرا که توانستم در طول زندگی ام خیلی چیزهای را یاد بگیرم پس میتوانم آموزش لاغری با ذهن رو هم یاد بگیرم همنطور که برای یادگیری خیاطی کم کم و استمرار یاد گرفتم پس میتوانم لاغری رو هم کم کم با استمرار یاد بگیرم و برای همیشه لاغر بمونم
فایل استاد عالی بود از شما ممنونم و توی فایل برای من متناسب شدن تنها نبود بلکه در تمام جنبه های زندگی صبحت میکردین
سلام استاد عزیز و بقیه دوستان 🌺
چرا من چاق شدم ؟
توی کامنت قبلی بعضی از باورها منطقی اندرو نوشتم و نقض کردم و الان هم میخوام چند باور دیگه ام رو نقض کنم
مثل اینکه از بچگی شنیده بودم که میگفتن برنج خیلی چاق کننده است باید هفته یک یکبار بخوری و واقعان زن عمو هام با ترس زیاد میگفتن که قند میاره چاقی میاره و….. در صورتی دخترشون شمال زندگی میکنن یعنی دختر عموم و میگفتن ما همیشه غذامون برنج هست و اما متناسب لاغر بودن و دیدم که جلوی چشم افرادی که برنج میخورن حتی ناهار و شام اما متناسب هستن
یا باور دیگه ای داشتم و منطقی کرده بودم برای خودم مثل اینکه زهرا خدا رو تو رو متفاوت خلق کرده و از اکثریت تپل ها میشنیدم که میگفتن چرا خدا به یک نفر نعمت متناسب بودن رو بده اما به من نده و بعضی ها میگفتن حکمتی داره ! خدا عادله و تمام نعمت هاش رو به همه یک بنده هاش یکسان داده و بین کسی فرق نذاشته چون همه بنده هاش رو دوست داره
باور دیگه ام این بود که تنها چیزی که چاق کننده نیست فقط سالاده ! یعنی حتی اگه دو پشقابم میخوردم میگفتم منو لاغر میکنه اما یک یا نصف بشقابم یک مواد غذایی دیگه مثل برنج یا ماکارونی میخوردم میگفتم چاق میکنه!
تو ذهنم مدام تحلیل میکردم تمام مواد غذایی ها رو و واکنش نشون میدادم به خودم میگفتم اگه برنج بخورم چه اتفاقی میفته میگفتم خوب چاق میشی برای همین سالاد میخوردم!
من افرادی رو دیدم متناسب که هر چی دوست دارم رو میخورن و هر زمان که دوست دارن
مثلاً یادمه در بچگی داشتم صبحانه میخوردم و خالم به دخترش گفت بیا بخور زهرا نگا داره صبحانه میخوره و اون گفت نمیتونم بخورم اشتها ندارم و خالم هر چه اصراری کرد اون نمیخورد و من تعجب میکردم که چطور میتونم از غذا بگذره!! اون ها در هر زمان هر چی دوست داشته باشن رو میخورن
یک باور دیگه ای در مورد بستنی از بچگی داشتم اینکه به خاطر قند و شیری که داره چاق میکنه
در صورتی بردارم هم همون بستنی رو میخورد یا افراد متناسب زیادی رو دیدم که بستنی زیاد میخورم و حتی برادر خودم که جلوی چشمم بود اما خب نمیدیدم!
میخوام در مورد یک موضوع دیگه صحبت کنم اونم ژنتیک
که خانواده پدریم یعنی عموم ۴ تا دختر و ۲ تا پسر دارن و خود عموم و زن عموم متناسب اما همه یک بچه هایش تپل هستن و فقط یکی از دختر خانوم لاغر و متناسب هستن
یا توی خانواده مادریم دختر خاله مامانم متناسب بودن و به نظر من خیلی اندام خوبی داشت اما میگفت میخوام یکم بدنم گوشت بگیره و چاق بشم اما هر کاری میکرد چاق نمیشد و مربیش گفته بود خیلی بخواب و بی تحرک باش چاق میشی ! واین بی تحرک بود یعنی غذا میخورد میخوابید اصلا کاری نمیکرد اما چاق نمی شد اما خواهرش تپل بود و اون هر کاری میکرد میگفت لاغر نمیشم !
یا توی خانواده پدریم عمو کوچیکم تپل هستن و زن عموم لاغر و متناسب اما دخترشون تپل و پیرسون لاغر هستن
و من توی باورم این بود که آدم پیر بشه چاق میشه در صورتی پدر بزرگم و زن عموم که شمشون بالا هستن کاملا متناسب و لاغر هستن
میگفتن بارداری اضافه وزن و چاقی میاره چون بی تحرکی و … اما دو تا از خاله هام که یکیشون واقعان تو خونه بیشتر اوقات بیرون نمیره اما لاغر و متناسب هستن و بچه سومشون رو هم به دنیا آوردن اما متناسب و لاغر هستن
یا توی خانواده عمو بزرگم دیگه ام همه بچه هاشون تپل هستند اما فقط دخترشون لاغر هستن و بقیه ربط میدم به ژنتیک ! در صورتی زن عموم لاغر و متناسب هستن من زمان مجردیشون رو دیدم توی عکس ها که لاغر بودن راستش یکی از پسر هاشون متناسب بودن اما رفتن باشگاه و نمیدونم باورشان چی بود که ایشون هر بار چاق تر میشدن و داداش من هم همراهش میرفت اما اصلا هر کاری میکرد چاق نمیشد اتفاقا بدنش بهتر میشد عضله اینا اما پسر عموم چاق تر میشد در صورتی قبلش اندام خوبی داشتن و اما الان میگن که شما خانواده پدری چاقیم !
و یادمه هر بار که بزرگ تر میشدم و چاق تر! خب دلیل و توجیهی برای چاقی میآوردم که به خاطر ژنتیک و بی تحرکی یا و……..
یا توی خانواده مادریم پسر خاله مامانم ایشون متناسب بودن هر چی میخوردم چاق نمیشدن و اما وقتی ازدواج کردن چاق شدن و الان میگن رژیم داره میگیرع و رژیم اینکه هیچ قند و برنج اینا نخوره در صورتی خواه خودشون ازدواج کردن و قند و شیرینی هم میخورن اما متناسبن
من اون زمان این رژیم رو گرفتم خیلی اذیت کننده و سخته و اصلا نتیجه هم نمیگری چه برسه پایداری لاغری. چون مدام حالت بد میشه سرگیجه میگیری و…
ودیگه من بعد از اینکه اومدم توی این سایت تناسب فکری دیگه اصلا چشم حتی به رژیم تبلیغات اینا برام میاد نمیره و به این روش کاملا باور دارم
به کمک الله همه مون ادامه بدیم به مسیر درست