راستشو بخوای، خیلی از ماها بارها و بارها برای لاغر شدن تلاش کردیم 😩، رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، عرق ریختیم… ولی آخرش چی؟ نتیجه خاصی نگرفتیم!
📍 این جلسه ادامه گام ۶ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
در حالی که برای چاق شدن هیچ تلاشی نکردیم 😅
نه رژیم خاصی گرفتیم، نه برنامهای چیدیم، نه زحمتی کشیدیم… خیلی خودجوش و راحت چاق شدیم! 🍕🍰🛋️
چرا برای لاغری باید بجنگیم، ولی چاقی بدون زحمت میاد سراغمون؟
اینجاست که بحث مهم “انتظار چاقی” وسط میاد…
همون چیزی که ناخودآگاه تو ذهنمون جا افتاده و داره جلوی لاغر شدنمون رو میگیره.
در این جلسه میآموزیم:
چرا لاغر نمیشم؟ تقصیرِ «انتظار چاقی»ه! 🤯
تا حالا چند بار این سؤالو از خودت پرسیدی که:
«واقعاً چرا لاغر نمیشم؟!»

من که خودم سالها با این سوال درگیر بودم! 🌀
با رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا، گرسنگی دادن به خودم… اما بازم خبری از لاغری نبود 😓
در عوض چاق شدنم خیلی راحت بود! هیچ تلاشی نکردم، هیچ فکری نکردم، اصلاً نخوام هم چاق میشدم!
چرا؟ چون ذهنم «انتظار چاقی» داشت! یعنی ناخودآگاهم چاقی رو طبیعی میدونست و لاغری براش عجیب بود.
یعنی اگه در ناخودآگاهمون انتظار چاقی ثبت شده باشه، هرچقدر هم تلاش کنیم، نتیجهای ماندگار نمیگیریم ❌. برای تغییر واقعی در وضعیت جسمی باید اول محتوای ذهن ناخودآگاه رو تغییر بدیم، نه اینکه فقط دنبال رژیم و ورزش باشیم 🏃♂️🥗.
چرا چاقی برات طبیعی شده ⚖️
تا حالا به این فکر کردی که چرا هر کاری میکنی لاغر نمیمونی؟!
چرا یه مدت رژیم میگیری، ورزش میکنی، کلی زحمت میکشی… اما بازم برمیگردی سر خونه اول؟! 😩
دلیلش اینه که توی ذهن ناخودآگاهت، چاقی برات طبیعی شده!
یعنی ذهنت باور داره که “تو آدم چاقی هستی” و همونطور که طبیعت راه خودش رو میره، ذهن هم مسیر خودش رو ادامه میده.
نمیتونی جلوی انتظار چاقی رو بگیری مگر اینکه از ریشه، ذهنتو دوباره برنامهریزی کنی!
🔁 همه کسایی که فقط با رژیم و ورزش میخوان لاغر شن، دارن با طبیعت خودشون میجنگن. و معلومه که این جنگ، خیلی وقتا به شکست منجر میشه…
اگه واقعاً میخوای لاغر شی، اول باید چاقی رو از حالت طبیعی ذهنی خودت خارج کنی.
✋ هر بار که به بدنت نگاه میکنی، به جای اینکه بگی: “من همینهام دیگه!”
باید با خودت بگی: “نه! این بدنِ واقعی من نیست! این اضافه وزنه یه حالت موقتهست!”
همین تغییر نگاه، ذهنو قلقلک میده و آرومآروم انتظار چاقی رو ازش پاک میکنه. 🧽🧠

جنگ نابرابر ذهنی! ⚔️ افکار لاغری در برابر انتظار چاقی
راستشو بخوای، همهی ما ته دلمون دوست داریم لاغر باشیم. حتی اونایی که میگن: «من چاق بودنمو دوست دارم» یا «چاق بودن سبک زندگی منه»…
اینا فقط یه نقابن 😶
چون اگه چاقی واقعا خوشایند بود، اینهمه دردسر و ناراحتی و خجالت و فشار ذهنی باهاش نمیاومد.
🧠 طبیعت بدن انسان تناسب و سبکیه
وقتی بدنمون اضافه وزن داره، مدام داره از راههای مختلف به ما هشدار میده:
زانو درد، خستگی زودهنگام، اعتمادبهنفس پایین، استرس، نگاه سنگین آدما…
یعنی داره فریاد میزنه: «این حالت طبیعی من نیست!»
اما مشکل کجاست؟ 🤔
مشکل اینه که با وجود این همه تمایل به لاغر شدن، انتظار چاقی هنوز توی ذهنمون فعاله!
یعنی چی؟ یعنی هرچقدر فکر لاغر شدن بیاد توی ذهنمون، هنوز یه صدای قویتر از ته ذهنمون میگه:
«تو همیشه چاق بودی، لاغر شدن واسه بقیهس، نه تو!»
و اینجاست که افکار لاغری، مثل یه جرقهی کوچیک، توی طوفان «انتظار چاقی» خاموش میشن 🔥💨
یه اعتراف مهم 😓
منم بارها بعد از اینکه از خودم بدم میاومد یا از دیدن وزنم کلافه میشدم، تصمیم میگرفتم که دیگه تمومه!
میگفتم: «از فردا رژیم، ورزش، دیگه شام نمیخورم، همه چی تموم!»
ولی چند روز بیشتر دووم نمیآورد… چون اون صدای درونی که هنوز منو چاق میدید، قویتر بود.
🧠 اون صدای ذهنی که مدام تکرار میکرد:
«تو همیشه همین شکلی بودی»، «لاغر شدن خیلی سخته»، «همه خانوادهت چاقن»، «سنت بالاست»…
همهی اینا یعنی چی؟ یعنی انتظار چاقی!
حالا چی کار کنیم؟ 🌱
اگر واقعاً میخوای لاغر بشی، باید اول این انتظار ذهنی رو تغییر بدی
باید با تکرار، تصویرسازی، آگاهی و تمرین یاد بگیری که چاقی تو طبیعی نیست، یه حالت موقتهست.
باید ذهنت رو قانع کنی که:
✅ لاغر شدن ممکنه
✅ من میتونم متفاوت باشم
✅ انتظار چاقی دیگه توی ذهن من جایی نداره

🤔 انتظار چاقی یعنی چی اصلاً؟
«انتظار چاقی» یعنی توی ذهنمون داریم آیندهی جسممون رو چاق پیشبینی میکنیم. یعنی حتی قبل از اینکه واقعا چاقتر بشیم، توی ذهنمون تصویر چاقتری از خودمون ساختیم و باورش کردیم!
شاید بگی: «مگه من پیشگوام؟!» 😅
ولی واقعیت اینه که ذهن ما همیشه داره پیشگویی میکنه؛ مخصوصاً درباره خودمون و بدنمون.
و بدتر اینکه بیشتر وقتا این پیشگوییها ناخودآگاهیه!
😩 چرا ذهنمون آینده رو چاق پیشبینی میکنه، نه لاغر؟!
دلیلش خیلی سادهست:
چون ما کلی اطلاعات منفی درباره خودمون، بدنمون و چاقیمون به ذهنمون دادهایم.
مثلاً:
- «چاقی من ارثیه»
- «من چون کمتحرکم چاقم»
- «بدنم سوختوسازش پایینه»
- «بخاطر داروهایی که خوردم چاق شدم»
- «من عین خالهم چاقم، دیگه کاریش نمیشه کرد»
- «من عاشق شیرینیام، نمیتونم لاغر شم»
- «هر بار رژیم گرفتم نتیجه نگرفتم» و…
📌 این جملهها همون اطلاعاتیه که ما به ذهنمون دادیم و ذهن هم بر اساس همینا میاد آیندهی ما رو چاق پیشبینی میکنه!
🧠 اما یه تصمیم لاغری… کافی نیست!
حالا فرض کن یه روز از چاقی خسته میشی و میگی: «دیگه بسه! میخوام لاغر شم!»
خیلی هم عالیه 👏
اما بدون… اون تصمیم فقط یه فکر لحظهایه.
در مقابل کوهی از دلایل ذهنی که سالها چاقی رو برایت توجیه کرده، اون فکر لاغر شدن خیلی بیقدرت و ضعیفه 😕
💡 اگه میخوای این «انتظار چاقی» رو با یه برنامه کامل و تمرینهای عملی از ذهنت پاک کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ جواب روشن این سؤال؛ در ادامه هم توی گام ۸ سراغ «چرا چاق میشویم؟» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 3.89 از 179 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام
طبیعی بودن چاقی در ذهن
همیشه چاقی رو برای خودم طبیعی دونستم گفتم استعداد داره بدنم سالها برای توجیه چاقیم از ان عبارت استفاده کردم
طبیعی دونستم ک چاق باشم چرا چن استخوانم درشته چن قدم کوتاه
وهزاران دلیل دیگه ک چاقی در ذهنم طبیعی کرده
اونقدر مصرر بودم ک دیگران چاقی رو برای من طبیعی میدونستن
تومهمونی خواهرشوهرم گف این یا هی لاغر میشه هی چاق میشه
منم چیزی پیدا نکردم بگم گفتم اره چاقی من فصلیه
طبیعت وجود من لاغری ومن تخریبش کردم با چی
با باورهم با نگرشم با افکارم
و تکرار واستمرار
ن رژیم گرفتم ن ورزش کردم هیچی برای چاقی شدن من هیچ کاری نکردم
یا ول کردم رژیم چاق شدم یاورزش نکردم یا توجه کردم
من خیلی راحت وخودب خودی چاق شدم الانم با اصلاح باورهام نگرشهام لاغر میشم
بدن من همیشه در حال ترمیم هس ولی سرعت تخریب من بالاست
من یاد گرفتم با لاغری باذهن ک چاقی من بدیهی است
اضافه وزن من بدیهی است
دردپاهای من بدیهی است اینکه راحت نمیتونم بدوم یا بشینم پاشم بدیهی است
اینک شکم بزرگ با چربی اضافه دارم بدیهی است
اینکه پاها و رانهای بزرگ وبا چربی اضافه دارم بدیهی است
اینک پهلوهای اویزون با چربی اضافه دارم بدیهی است
اینک بدنم بزرگ ک چاق باشه بدیهی است
اینک بازوهای بزرگ دارم بدیهی است
اینک سن بزرگ دیده میشم ب خاطر چاقی بدیهی است
اینک تو ماشین جای زیادی اشغال میکنم بدیهی است
اینک نمیتونم راحت باشم سبک باشم بدیهی است
اینک بیمار باشم بدیهی است
اینک لاغر باشم طبیعی است
سبک وراحت بودن طبیعی است
بدنی با فرم زیبا وبدن چربی اضافه طبیعی است
اینک شکم کوچک باشه بدون چربی طبیعی است
راحت پاشم راحت بشینم اسون طبیعی است
اینک بتونم هرچی دلم میخواد ب راحتی پیدا کنم وبخرم طبیعی است
طبیعیه ک من رنگهای شاد بپوشم
طبیعی ک من وزنم کاهش پیدا کنه چن من در مسیر لاغری با ذهنم
طبیعیه من تغییر کنم ب لاغری و طبیعت بدنم ک ب لاغری برسم
چن این منم ک دارم باورهامو تغییر میدم پس طبیعی ک لاغر بشم
نشان های دریافت شده
سلام
من چاقی برای خودم طبیعی کرده بودم هی ب خودم میگفتم وقتی رژیم نمیگیرم وقتی رژیم میشکنم وقتی شیرینی میخورم وقتی برنج میخورم وقتی ورزش نمیکنم طبیعیه ک من چاق بشم
انتظارم از خودم چاقی و چاقی بود
اما الان میفهمم ک اینها طبیعی نیستن خدا هیچ وقتی بیماری و چاقی طبیعت انسان قرار نداده
این طبیعی نیس ک من تو اوایل جونی کمرم و پاهام درد بکنه طبیعی تیس شکم و پهلو داشته باشم
طبیعی نیس غمگین افسرده باشم
هیچ وقت خدااینها رو برا انسان نخواسته
من ایمان دارم ک طبیعیش اینه من لاغر و متناسب باشم طبیعیش اینه من حریص نباشم طبیعیش اینه من مثل یک فرد متناسب غذا بخورم طبیعیش اینه ک دیدگاه ب غذا فقط و فقط برای تامین انرژی باشه
طبیعیش اینه از نعمتهای خدا استفاده کنم شاد باشم با انرژی باشم
خدا حس خوب برا بندش میخواد هیچ وقت چاقی ک پراز حس بد و حال بد طبیعی انسان نیس چن خدا هیچ وقت اشتباه نمیکنه
نشان های دریافت شده
سلام
طبیعت انسان ب ازادی هستس ب اینک شاد باشه ک لذت ببره من در مسیر قبلی اصلا شاد نبودم اصلا حس خوب نداشتم پراز غم و حسرت بودم
ولی مسیر لاغری با ذهن یک مسیر شگفت انگیز چن از وقتی در این مسیر قرار گرفتم خیلی تغییر کردم دیگه اون فریبای قبلی خیلی ازم دور شده
من باور کردم ک طبیعت بدن من لاغری و من هروز و هروز دارم میبینمش
هر چیزی ک انسان شاد نکنه اون بدیهی هستش
اینک منواز شنیدن اسم مهمونی و عروسی و تولد شاد نشم احساس خوب نداشته باشم این بدیهیه
اینک من چیزی و ک دوس دارم نمیتونم بپوشم بدیهیه
اینک من این باور داشته باشم ک کافیه من چن روز ول کنم رژیم و چاق میشم این بدیهی هستش
اینک من از دیدن خودم خوشحال نشم این بدیهی هستش
اینک من بگم برنج خوردم و شیرینی خوردم سرخ کردنی خوردم سس خوردم و فلان چاق میشم بدیهیه
اینک من خوردن برابر با چاقی ببینم این بدیهی هستش
اینک منخودمواز اینوهمه نعمت زیبا محروم کنم بدیهیه
چرا این همه ادم میخورن و اصلا کنترلی هم ندارن و لاغرن مانکن هستن چرا اونا حالشون از خودشون بهتره حس خوب ب خودشون دارن من ن
من پذیرفتن ک طبیعت بدن من متناسب شدنه طبیعت بدن من شادی طبیعت من حس خوبه
من طبیعی ها رو فراموش کردم و بدیهی ها رو جایگزین طبیعی ها کردم وقبولش کردم ک طبیعین مثل کسی میمونه ک بخواد قورمه سبزی درست کنه و میدونه ک طبیعیش اینک لوبیا بزنه ولی میاد لپه میزنه و میگه طبیعیش اینه و اون خوشمزگی ک قورمه باید داشته باشه رو حس نمیکنه و لذت نمیبره ن از ظاهر ن از طعم
من خیلی راحت چاق شدم بدون اینک سختی بکشم با چن تا ایده و فکر و حالا میتونم خیلی راحت لاغر شم بدون سختی با تغییر فکر بادر
باید ک اصافه وزن خودمو ب عنوان طبیعی بدنم نپذیرم
بدن ی سری قوانین داره مثل اب ک در ۱۰۰ درجه ب جوش میاد وایمان و باور داری ب حتمیتش پس الانم ب قوانین بدنت احترام بزار و ب حتمیت اینک طبیعیش اینک متناسب و سبک باشی ایمان بیار