راستشو بخوای، خیلی از ماها بارها و بارها برای لاغر شدن تلاش کردیم 😩، رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، عرق ریختیم… ولی آخرش چی؟ نتیجه خاصی نگرفتیم!
📍 این جلسه ادامه گام ۶ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
در حالی که برای چاق شدن هیچ تلاشی نکردیم 😅
نه رژیم خاصی گرفتیم، نه برنامهای چیدیم، نه زحمتی کشیدیم… خیلی خودجوش و راحت چاق شدیم! 🍕🍰🛋️
چرا برای لاغری باید بجنگیم، ولی چاقی بدون زحمت میاد سراغمون؟
اینجاست که بحث مهم “انتظار چاقی” وسط میاد…
همون چیزی که ناخودآگاه تو ذهنمون جا افتاده و داره جلوی لاغر شدنمون رو میگیره.
در این جلسه میآموزیم:
چرا لاغر نمیشم؟ تقصیرِ «انتظار چاقی»ه! 🤯
تا حالا چند بار این سؤالو از خودت پرسیدی که:
«واقعاً چرا لاغر نمیشم؟!»

من که خودم سالها با این سوال درگیر بودم! 🌀
با رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا، گرسنگی دادن به خودم… اما بازم خبری از لاغری نبود 😓
در عوض چاق شدنم خیلی راحت بود! هیچ تلاشی نکردم، هیچ فکری نکردم، اصلاً نخوام هم چاق میشدم!
چرا؟ چون ذهنم «انتظار چاقی» داشت! یعنی ناخودآگاهم چاقی رو طبیعی میدونست و لاغری براش عجیب بود.
یعنی اگه در ناخودآگاهمون انتظار چاقی ثبت شده باشه، هرچقدر هم تلاش کنیم، نتیجهای ماندگار نمیگیریم ❌. برای تغییر واقعی در وضعیت جسمی باید اول محتوای ذهن ناخودآگاه رو تغییر بدیم، نه اینکه فقط دنبال رژیم و ورزش باشیم 🏃♂️🥗.
چرا چاقی برات طبیعی شده ⚖️
تا حالا به این فکر کردی که چرا هر کاری میکنی لاغر نمیمونی؟!
چرا یه مدت رژیم میگیری، ورزش میکنی، کلی زحمت میکشی… اما بازم برمیگردی سر خونه اول؟! 😩
دلیلش اینه که توی ذهن ناخودآگاهت، چاقی برات طبیعی شده!
یعنی ذهنت باور داره که “تو آدم چاقی هستی” و همونطور که طبیعت راه خودش رو میره، ذهن هم مسیر خودش رو ادامه میده.
نمیتونی جلوی انتظار چاقی رو بگیری مگر اینکه از ریشه، ذهنتو دوباره برنامهریزی کنی!
🔁 همه کسایی که فقط با رژیم و ورزش میخوان لاغر شن، دارن با طبیعت خودشون میجنگن. و معلومه که این جنگ، خیلی وقتا به شکست منجر میشه…
اگه واقعاً میخوای لاغر شی، اول باید چاقی رو از حالت طبیعی ذهنی خودت خارج کنی.
✋ هر بار که به بدنت نگاه میکنی، به جای اینکه بگی: “من همینهام دیگه!”
باید با خودت بگی: “نه! این بدنِ واقعی من نیست! این اضافه وزنه یه حالت موقتهست!”
همین تغییر نگاه، ذهنو قلقلک میده و آرومآروم انتظار چاقی رو ازش پاک میکنه. 🧽🧠

جنگ نابرابر ذهنی! ⚔️ افکار لاغری در برابر انتظار چاقی
راستشو بخوای، همهی ما ته دلمون دوست داریم لاغر باشیم. حتی اونایی که میگن: «من چاق بودنمو دوست دارم» یا «چاق بودن سبک زندگی منه»…
اینا فقط یه نقابن 😶
چون اگه چاقی واقعا خوشایند بود، اینهمه دردسر و ناراحتی و خجالت و فشار ذهنی باهاش نمیاومد.
🧠 طبیعت بدن انسان تناسب و سبکیه
وقتی بدنمون اضافه وزن داره، مدام داره از راههای مختلف به ما هشدار میده:
زانو درد، خستگی زودهنگام، اعتمادبهنفس پایین، استرس، نگاه سنگین آدما…
یعنی داره فریاد میزنه: «این حالت طبیعی من نیست!»
اما مشکل کجاست؟ 🤔
مشکل اینه که با وجود این همه تمایل به لاغر شدن، انتظار چاقی هنوز توی ذهنمون فعاله!
یعنی چی؟ یعنی هرچقدر فکر لاغر شدن بیاد توی ذهنمون، هنوز یه صدای قویتر از ته ذهنمون میگه:
«تو همیشه چاق بودی، لاغر شدن واسه بقیهس، نه تو!»
و اینجاست که افکار لاغری، مثل یه جرقهی کوچیک، توی طوفان «انتظار چاقی» خاموش میشن 🔥💨
یه اعتراف مهم 😓
منم بارها بعد از اینکه از خودم بدم میاومد یا از دیدن وزنم کلافه میشدم، تصمیم میگرفتم که دیگه تمومه!
میگفتم: «از فردا رژیم، ورزش، دیگه شام نمیخورم، همه چی تموم!»
ولی چند روز بیشتر دووم نمیآورد… چون اون صدای درونی که هنوز منو چاق میدید، قویتر بود.
🧠 اون صدای ذهنی که مدام تکرار میکرد:
«تو همیشه همین شکلی بودی»، «لاغر شدن خیلی سخته»، «همه خانوادهت چاقن»، «سنت بالاست»…
همهی اینا یعنی چی؟ یعنی انتظار چاقی!
حالا چی کار کنیم؟ 🌱
اگر واقعاً میخوای لاغر بشی، باید اول این انتظار ذهنی رو تغییر بدی
باید با تکرار، تصویرسازی، آگاهی و تمرین یاد بگیری که چاقی تو طبیعی نیست، یه حالت موقتهست.
باید ذهنت رو قانع کنی که:
✅ لاغر شدن ممکنه
✅ من میتونم متفاوت باشم
✅ انتظار چاقی دیگه توی ذهن من جایی نداره

🤔 انتظار چاقی یعنی چی اصلاً؟
«انتظار چاقی» یعنی توی ذهنمون داریم آیندهی جسممون رو چاق پیشبینی میکنیم. یعنی حتی قبل از اینکه واقعا چاقتر بشیم، توی ذهنمون تصویر چاقتری از خودمون ساختیم و باورش کردیم!
شاید بگی: «مگه من پیشگوام؟!» 😅
ولی واقعیت اینه که ذهن ما همیشه داره پیشگویی میکنه؛ مخصوصاً درباره خودمون و بدنمون.
و بدتر اینکه بیشتر وقتا این پیشگوییها ناخودآگاهیه!
😩 چرا ذهنمون آینده رو چاق پیشبینی میکنه، نه لاغر؟!
دلیلش خیلی سادهست:
چون ما کلی اطلاعات منفی درباره خودمون، بدنمون و چاقیمون به ذهنمون دادهایم.
مثلاً:
- «چاقی من ارثیه»
- «من چون کمتحرکم چاقم»
- «بدنم سوختوسازش پایینه»
- «بخاطر داروهایی که خوردم چاق شدم»
- «من عین خالهم چاقم، دیگه کاریش نمیشه کرد»
- «من عاشق شیرینیام، نمیتونم لاغر شم»
- «هر بار رژیم گرفتم نتیجه نگرفتم» و…
📌 این جملهها همون اطلاعاتیه که ما به ذهنمون دادیم و ذهن هم بر اساس همینا میاد آیندهی ما رو چاق پیشبینی میکنه!
🧠 اما یه تصمیم لاغری… کافی نیست!
حالا فرض کن یه روز از چاقی خسته میشی و میگی: «دیگه بسه! میخوام لاغر شم!»
خیلی هم عالیه 👏
اما بدون… اون تصمیم فقط یه فکر لحظهایه.
در مقابل کوهی از دلایل ذهنی که سالها چاقی رو برایت توجیه کرده، اون فکر لاغر شدن خیلی بیقدرت و ضعیفه 😕
💡 اگه میخوای این «انتظار چاقی» رو با یه برنامه کامل و تمرینهای عملی از ذهنت پاک کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ جواب روشن این سؤال؛ در ادامه هم توی گام ۸ سراغ «چرا چاق میشویم؟» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 3.89 از 179 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان💖
گام هفتم،
نکاتی از این فایل،جهان هستی مجموعهای از قوانین ثابته،و بر اساس این قوانین داره کارش رو انجام میده،مثل چرخش زمین به دور خورشید که سرعتش ثابته، جهتش ثابته،جاذبه زمین یک قانونه که ثابته،دمای جوش آب،اینها ثابتن و جهان داره بر اساس این قوانین کارش رو انجام میده،و ما در مورد قوانین ثابت جهان هستی شک و تردیدی نداریم،و اگه به ما بگن مثلاً اگه این کاسه رو رها کنم چی میشه؟؟برای مغز ما طبیعیه که این برخورد میکنه با زمین،و اگه کسی به ما بگه که این کاسه روی هوا میمونه، نمیتونیم اینو باور کنیم،چون طبیعی برای مغز ما اینه که این کاسه روی میز باشه، یا روی زمین باشه، و روی هوا نمیتونه معلق باشه،این یک قانونه و ما این قانون رو مغزمون درک کرده و به صورت طبیعی اونو پذیرفته،هر چیزی رو که مغز به صورت طبیعی بپذیره، سمت مقابلش رو نمیتونه بپذیره.
ما دو تا موضوع داریم،طبیعی و بدیهی،چیزی که طبیعیه قانونه،و چیزی که بدیهیه، اون چیزیه که ما انتظار داریم، یا نداریم،یعنی هیچ وقت ما انتظار نداریم که یه درخت، سیبهای کرم خورده و خراب بده،پس طبیعیش اینه که سیبها سالم باشن،اینو میگن طبیعی،ما خیلی از جریانات زندگیمون رو بر اساس همین موضوع داریم مدیریت میکنیم،خیلی از موضوعات توی ذهنمون طبیعیه،
بدیهی اون چیزیه که ما میسازیمش و طبیعیش این نیست،بدیهی قابل تغییره،ولی طبیعی قابل تغییر نیست،قانون قابل تغییر نیست،پس اگه دارم تلاش میکنم برای لاغر شدن و لاغر نمیشم، فقط و فقط به این دلیله که در مغز من جای لاغری و چاقی عوض شده،در مغز من چاقی طبیعی شده و لاغری بدیهی.
یه فرد چاق اطمینان داره به چاقیش،به اندازهای که در مغزم چاق شدن طبیعی باشه،تلاشم برای لاغر شدن بیاهمیته،
نتیجهای نداره،مثل زمانهایی که بارها تلاش کردم، حالا از روشهای مختلف، خیلی هم خوب وزن و سایز کم کردم، ولی دوباره چاق شدم،چون در مغزم طبیعی بوده که دوباره چاق میشم،ولی در مغز یک فرد متناسب، متناسب بودن طبیعیه،و اگه به یک فرد متناسب بگم که پیتزا نخور چاق میشی،خندهاش میگیره،میگه چه جور، من اصلاً چاق نمیشم، چون لاغری توی ذهنش، توی مغزش، طبیعیه.ولی افراد چاق اینقدر چاقی توی مغزشون طبیعی شده که فکر میکنن حتی آب هم بخورن چاق میشن،پس اگه تلاش میکنم برای لاغری و لاغر نمیشم،به خاطر این نیست که تلاشم کمه، یا آدم بیارادهای هستم،یا مثلاً بدن من نمیتونه لاغر بشه،طبیعت بدن من اینه که متناسب باشه، طبیعت یه درخت اینه که میوههاش سالم باشه،اون چیزی که طبیعی باشه در تمام دنیا به یه شکله،جاذبه همه جا هست، همه جا به یه شکله،مسیر حرکت ماه، یا طلوع و غروب خورشید همه جا به یه شکله، تغییر نمیکنه،من فقط میتونم جام رو عوض کنم، ولی قانون که تغییر نمیکنه،یک فرد متناسب توی مغزش اینه که طبیعیه لاغر شدن، برای همینه که از هر چیزی به هر اندازهای که دوست داشته باشه میخوره و متناسبه.
ولی یه فرد چاق، چون توی مغزش طبیعیه چاق شدن،هر چقدر هم که غذا خوردنش رو کم کنه،هر چقدر که فعالیتش رو بیشتر کنه، نمیتونه لاغر بشه.نمونه مشابهش افراد متناسبیان که توی مغزشون طبیعیه لاغر بودن،و تلاششون برای چاق شدن نتیجهنمیده.پس اگه دارم تلاش میکنم برای لاغری و نتیجه نمیگیرم،فقط به این دلیله که چاقی طبیعیه،پس نه به اراده من ربط داره،نه به جسمم ربط داره،نه به شرایطم ربط داره،نه به شانسم ربط داره،نه خدا باهام دشمنی داره،فقط و فقط به این دلیله که در مغزم منطق جابجا شده،به جای اینکه لاغری طبیعی باشه، چاقی طبیعیه،و لاغری غیر طبیعیه، حالا هر چقدر هم که تلاش کنم فایده نداره.
چطور میتونم برای مغزم منطقی کنم که لاغری طبیعیه،اول باید اون منطق هایی که برای چاقی دارم رو یکی یکی تغییر بدم،اگه منطقم برای چاقی اینه که چاقی ارثیه،باید بتونم اینو تغییرش بدم،هیچکس هم نمیتونه برام کاری انجام بده،خودم باید راهش رو پیدا کنم وبرای خودم منطقی کنم که چاقی ارثی نیست،اصلاً هم به این ربط نداره که اطرافیانم عقیدهشون چیه،مغز هر انسانی برای خودش کار میکنه، تموم آدمهای دنیا اگه باورشون این باشه، منطقشون این باشه که چاقی ارثیه،اما اگه من تغییرش بدم، برای مغز من تغییر میکنه،اگه منطقم اینه که خوردن فلان ماده غذایی این بلا رو سر بدنم میاره،باید یه عده دیگه رو ببینیم که بدون اینکه این منطق رو داشته باشن از اون ماده غذایی مصرف میکنن و هیچ اتفاقی هم براشون نمیفته،این قدرت مغز منه که هر چیزی براش طبیعی باشه، همون اتفاق رو رقم میزنه.
چطور باید منطق رو تغییر بدم؟؟اول اون منطقی که باعث شده باور کنم و بپذیرم که چاق بودنم طبیعیه رو پیدا کنم و تغییرش بدم،مثلاً اگه میگم چاقی ارثیه،باید نمونههایی رو پیدا کنم که توی خانوادههای چاقی متولد شدن اما متناسبن،یا نمونههایی رو پیدا کنم که پدر و مادرشون متناسبن ولی فرزندشون چاقه، اینا رو پیدا کنم، با خودم صحبت کنم، به این تفاهم با خودم برسم نه با دیگران،چون من اصلاً کاری به بقیه ندارم که بخوام برم به بقیه اثبات کنم که بهشون بگم استاد گفته چاقی ژنتیکی نیست،شما همه تون اشتباه میکنید، اونا فقط بهم میخندن،چون منطق مغز اونا اینه که چاقی ارثیه، پس کاری به بقیه نداشته باشم و خودم مواردی رو پیدا کنم که در خانوادههای چاق هستن ولی متناسبن،و افرادی رو پیدا کنم که در خانوادههای متناسبن ولی چاقن،
یا اگه منطقم اینه که کار من پشت میزیه، برای همینه که چاقم،افرادی رو پیدا کنم که با اینکه کار پشت میزی دارن و تحرک خاصی ندارن،اونا کاملاً متناسبن.
پس قدم اول پیدا کردن منطق برای چاقی و اصلاح و تغییر اونه،قدم دوم هم به وجود آوردن منطق لاغریه،وقتی که دارم از این آموزشها استفاده میکنم لاغری رو در ذهنم قویتر میکنم که منم میتونم لاغر بشم،و اگه تا الان لاغر نمیشدم به خاطر این بود که توی مغزم منطقی این بود که من چاق باشم،ولی اینو میخوام تغییرش بدم به منطقی اینه که من لاغر باشم،وقتی منطق تغییر کنه، جسم هم تغییر میکنه،خود به خود تغییر میکنه.
هیچ فرد چاقی نمیدونه که چطور چاق شده، چون منطقش اول عوض شده، باور کرده، منطقی شده براش که چاق شدن درسته، انتظارش رو کشیده و بعد چاق شده،لاغر شدن هم به همین شکله،باید منطقش رو به وجود بیارم،اول منطق چاقی رو کمرنگ کنم،.بعد منطق لاغری رو به وجود بیارم،اون وقت متناسب میشم.
همیشه این سوالها رو از خودم بپرسم که منطق من درباره چاقی چیه؟؟چرا من چاقم؟؟خودم رو تحلیل کنم ببینم منطقم درباره چاقی چیه؟؟چقدر باور کردم؟؟چقدر برام منطقیه چاق بودن؟؟ یا چاقتر شدن؟؟چرا از چاقتر شدن میترسم؟؟چون برام منطقیه که چاقتر بشم،اگه برام منطقی نباشه که اصلاً بهش فکر نمیکنم،همه افراد چاق نگران چاقتر شدن هستن و ترس از چاقتر شدن دارن،چون توی مغزشون منطقیه چاقتر شدن.
چرا یه فرد لاغر به چاقی نمیتونه فکر کنه؟؟چون اصلاً در مغزش همچین منطقی نیست،وقتی که در مغزم منطق چاقی وجود داره بدنم ازش استفاده میکنه و چاق میشم، اون فرد لاغر منطق چاقی رو نداره و چاق نمیشه.
اگه میخوام ببینم چقدر منطقی شده برام چاقی؟باید ببینم چقدر از چاقتر شدن میترسم،اگه میترسم،پس منطق ذهنم چاقیه،به این فکر کنم که اگه میخوام لاغر بشم چه کارایی باید انجام بدم؟و اگه میخوام چاق بشم چه کاری باید انجام بدم؟ تا وقتی به لاغر شدن فکر میکنم و توی فکرم اینه که باید کارهای زیادی انجام بدم که لاغر بشم،در حالی که اگه به چاقی فکر میکنم نمیدونم چه کاری باید انجام بدم و فکر میکنم که خود به خود چاق میشم، پس منطق مغز من چاقیه،پس وقتی که دارم به لاغر شدن فکر میکنم و همش فکرم اینه که من چطور لاغر بشم؟یا به این فکر میکنم که چه کارایی باید انجام بدم،رژیم باید بگیرم،ورزش باید بکنم،فلان کارو باید انجام بدم،شبها زودتر بخوابم،بعد از ناهار نباید بخوابم،کربوهیدرات و فلان غذاها رو نباید بخورم،تا وقتی که توی مغزم، وقتی به لاغری فکر میکنم مجموعهای از کارها ردیف میشه،در حالی که وقتی به چاقی فکر میکنم کار خاصی رو نباید انجام بدم،من همواره چاق میشم،چون مغز من به سمتیه که کاری نمیخواد انجام بده،چون مغز اتوماتیکه،من برای آشپزی کردن و رانندگی کردن که فکر نمیکنم،هر چیزی رو که یاد گرفته باشم مغزم اتوماتیک انجام میده،پس وقتی برای انجام یه کاری نیاز به فکر ندارم،یعنی در مغزم انجام اون کار منطقیه،
پس تا وقتی که برای لاغر شدن فکر میکنم که سخته،یا چه کارهایی باید انجام بدم،چه جوری انجام بدم،منطق مغزم چاقیه،چون برای چاق شدن فکر نمیکنم،
سپاسگزارم از شما استاد عزیز🦋🌾🪴💖
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان💖🦋گام هفتم : تغییر انتظار چاقی.
انتظار چاقی مانع اصلی لاغر شدنه،افراد چاق بارها برای لاغر شدن تلاش کردن اما موفق نشدن،و این در صورتیه که اونا برای چاق شدن هیچ تلاشی نکردن و خیلی طبیعی خود به خود چاق شدن.
پس این سوال توی ذهنم به وجود میاد که واقعاً چرا لاغر نمیشم،جهان اطرافم بهترین مشاور و راهنمای منه،باید بدونم که بسیاری از پیشرفتها از توجه به قوانین جهان هستی حاصل شده،پس همونطور که انسانها با استفاده از قوانین جهان هستی تونستن تغییراتی رو در شرایط زندگیشون ایجاد کنن، منم میتونم با درک و استفاده از قوانین ثابت جهان هستی، شرایط جسمی خودمو تغییر بدم،درک این قانون و استفاده از اون برای تغییر محتوای ذهنم درباره چاقی، میتونه تاثیر قابل توجهی در تغییر وضعیت جسمم داشته باشه.
یکی از این مهمترین قوانین طبیعت،عدم تغییر پذیریِ طبیعته،که باعث میشه به هیچ عنوان نتونم در روند کار طبیعت تغییر ایجاد کنم، یا اونو متوقف کنم،انسانها تونستن با پیشرفت و درک مسائل علمی، تغییراتی رو توی گیاهان یا محصولات کشاورزی ایجاد کنن، اما این تغییر محدود به همون گونه است و تاثیری بر روند کلی طبیعت نداره.مثلاً انسانها به هیچ عنوان قادر به تغییر شرایط جوی نیستن، یا رشد گیاهان.سالهاست که انسانها دارن از منابع طبیعی استفاده میکنن و توی برخورد با طبیعت باعث صدمه زدن به طبیعت شدن،اما این رفتار انسانها، تغییری توی روند کار طبیعت ایجاد نکرده،مثلاً اگه با یه اشتباه انسانی جنگل انبوهی آتیش بگیره، طبیعت مجدداً شروع به ترمیم و اصلاح خرابی ایجاد شده میکنه،یعنی حتی آتیش گرفتن هم لحظهای در روند کار طبیعت خلل ایجاد نمیکنه و جهان هستی پیوسته در حال انجام مراحل گسترش و تکامل خودشه.
هیچ یک از قوانین طبیعت رو نمیتونم تغییر بدم،مثل مسیر ورزش باد، زمان طلوع و غروب، زمان بارش باران، جاذبه زمین، رشد و نمو گیاهان،پس هر چیزی که در جهان طبیعی باشه نمیتونم اونو تغییر بدم،میتونم در اون خلل ایجاد کنم، اما نمیتونم اونو برای همیشه تغییر بدم.
ارتباط قانون طبیعت با چاقی چیه؟؟اگه اضافه وزن و چاقی برام طبیعی شده باشه هر چقدر هم که تلاش کنم شاید بتونم برای مدتی مقداری از وزنم رو کم کنم، اما نمیتونم برای همیشه لاغر بمونم و مثل افراد متناسب زندگی کنم.
دلیل مقاومت چاقی در برابر تصمیم من برای لاغری اینه که چاقی در ذهنم طبیعی شده و با اونچه که برای ذهن ناخودآگاهم طبیعی شده باشه، نمیتونم مبارزه کنم.
همه افرادی هم که برای لاغر شدن از روشهای فیزیکی یا دارویی استفاده میکنن، اونا در حال مبارزه کردن با طبیعت جسم خودشون هستن، که بارها هم شاهد شکست خوردن اونا در این زمینه بودیم،پس اگه میخوام لاغر بشم، باید آگاه باشم، اول باید حالت طبیعی بودن چاقی و انتظار چاقی رو در ذهنم تغییر بدم،باید هر بار که به اضافه وزنم توجه کردم، چاقی برام غیر طبیعی باشه،باید هیچ وقت وضعیتی رو که دارم، به عنوان یک وضعیت طبیعی و ثابت شده نپذیرم،چون باعث ایجاد انتظار چاقی در ذهنم میشه،در این صورته که میتونم اولین گام برای حرکت به سمت لاغر شدن رو بردارم،نکته قابل توجه اینه که وقتی از چاق بودن و وضعیت خودم ناراضیم،نارضایتی من به معنای نپذیرفتن چاقی نیست.
و این دو موضوع با هم فرق داره،مثلاً وقتی که من از وضعیت چاقی خودم ناراحتم و بارها برای لاغر شدنم از روشهای مختلف استفاده کردم،یا الان که تصمیم گرفتم از طریق یادگیری لاغری با ذهن رویای لاغر شدن رو به واقعیت تبدیل کنم،این نارضایتی من توی سطح فکر و منطق من ایجاد شده،اما اونچه که مهمه نگاه من به موضوع چاقیه،که چرا چاقم؟؟چرا لاغر نمیشم؟؟
اونچه که درباره چاقی توی ذهنم ذخیره شده انتظار من از چاقی رو مشخص میکنه،مثلاً اگه توی ذهنم دلیلهای زیادی برای چاق بودن خودم دارم،در واقع چاقی رو حق طبیعی خودم میدونم،یا هر بار که از روشهای مختلف برای لاغر شدن اقدام کردم و نتیجه نگرفتم، بیشتر باور کردم که تلاش برای لاغر شدن بیفایده است و من نمیتونم لاغر بشم و این به این مفهومه که چاقی توی ذهنم طبیعی شده.
طبیعت بدن انسان لاغریه و جسمی هم که اسیر چاقی باشه، همواره در حال فریاد مشکل چاقی از طریق مشکلات جسمی و درگیریهای ذهنی و فشارهای عصبیه،و این موضوع رو همهمون درک و تجربه کردیم،همه چاقها دوست دارن لاغر بشن،اما اینکه چرا لاغر نمیشن به این دلیله که افکار لاغر کننده اونها قادر به غلبه بر انتظار چاقیشون نیست،قدرت افکار لاغر کننده، در برابر انتظاری که از چاق بودن توی ذهنشون دارن بسیار ناچیزه،برای همینه که سالهاست افراد چاق در سراسر جهان، برای لاغر شدن از طریق رژیم و روشهای مختلف اقدام میکنن، اما همچنان هر ساله بر تعدادشون اضافه میشه.
افکار چاقی چیه؟؟همون تصمیماتیه که من زمانی که از چاقیم به خشم میام اتخاذ میکنم.انتظار چاقی چیه؟؟انتظار چاقی نگرشیه که درباره آینده خودم در ذهنم ایجاد میکنم،به عبارتی آینده جسمی خودمو پیشگویی میکنم،چرا ناآگاهانه آینده جسمی خودمو به شکل چاق بودن پیشگویی میکردم؟؟چرا به شکل لاغری پیشگویی نمیکردم؟؟
پیشگویی کردن به صورت خود به خود توی ذهنمون انجام میشه،یا ما بر چطور پیشگویی کردن ذهن تسلط نداریم،اما میتونم با اطلاعاتی که در اختیار ذهنم قرار میدم، چطور و چگونه پیشگویی کردن ذهنم رو کنترل کنم،
اون اطلاعاتی که من درباره چرا چاق شدن خودم، وارد ذهنم کردم،اونا به شکل خود به خودی، چگونه پیشگویی ذهن برای آینده جسمی منو شکل میدن.
این انتظار چاقی که در من به وجود میاد، نتیجه اطلاعاتیه که وارد مغزم کردم،مثل،چاقی من ارثیه،چاقی من به خاطر کم تحرکیه،چاقی من به خاطر پایین بودن سوخت و ساز بدنمه،چاقی من به خاطر مصرف قرص تیروئید، یا هر داروی دیگهای،چاقی من به خاطر شباهت من به عمه، خاله، دایی، یا هر انسانیه که قبل از من متولد شده،چاقی من به خاطر علاقه من به مصرف فلان مواد غذاییه،چاقی من به خاطر خوردن کربوهیدراتها ،نوشابه ،فست فود هاست،
و هر کسی بنا به دلایلی و اونچه که درباره چاقی شنیده و باور کرده، میتونه دلایل چاق بودن زیادی رو داشته باشه و همه اینا اطلاعاتیه که درباره چاقی وارد ذهنم کردم،و اینها به صورت خود به خود، نحوه پیشگویی کردن ذهن درباره آینده جسمم رو مشخص میکنه.
پس اگه الان من به هر دلیلی از چاقی متنفر باشم و تصمیم به لاغری بگیرم، تصمیم من برای لاغر شدن فقط یک فکره،فکری که هیچ ریشه و قدرتی در ذهن من نداره،درسته که دوست دارم لاغر بشم،اما توی ذهنم کلی اطلاعات و دلایل منطقی برای لاغر نشدن دارم،برای همینه که فکر لاغر کننده،زورش به منطقهای لاغر نشدن ذهنم نمیرسه.
نمونههایی از منطقهای لاغر نشدن:
چربیهای بدن من کهنه شده و به این راحتی آب نمیشه،چربیهای بدن من سفت شده و با ورزش سنگین آب میشه،طبع بدن من فلانه و خیلی سخت لاغر میشه،من انرژی لازم برای فعالیت زیاد رو ندارم پس نمیتونم لاغر بشم.
یکی از راههای تاثیرگذار برای تغییر انتظار چاقی توی ذهنم،دیدن تصاویر افرادیه که مثل من چاق بودن، اما با استفاده از روش لاغری با ذهن تونستن نتیجههای عالی رو کسب کنن، و شرایط جدیدی رو در زندگی خودشون ایجاد کردن، و آرزوی لاغر شدنشون رو به واقعیت تبدیل کردن.
من هر چقدر که بخوام سعی کنم تغییری در طبیعت به وجود بیارم موفق نمیشم، یعنی هر چقدر که سعی کنم بخوام جلوی رشد و نمو یک گیاه رو بگیرم موفق نمیشم،به خاطر اینکه طبیعتش اینه که رشد کنه و من نمیتونم جلوی رشد کردنش رو بگیرم،پس اگه توی ذهنم چاق شدن و چاق موندن طبیعی شده باشه، نمیتونم لاغر بشم،چون ذهنم چیزی رو که براش طبیعی شده رو ادامه میده و سعی میکنه اونو در جسمم به نمایش بذاره. به همین دلیله که فردی که چاق شدن توی ذهنش طبیعی شده،همیشه ذهنش اونو به شکلی هدایت میکنه، در مسیرهایی هدایت میکنه، علاقمندیهاش رو به مواد غذایی به شکلی تغییر میده که اون فرد همیشه در مسیر چاقتر شدن باشه و یا چاق موندن.
پس اگه من دارم از این آموزشها استفاده میکنم، و یه سری تغییرات رو هم داشتم،اما هنوز گوشه ذهنم نگران اینم که نکنه دوباره برگردم به حالتهای قبلم،نکنه دوباره پرخوریم شروع بشه،نکنه دوباره این مقداری که کم کردم،یا این تغییراتی که داشتم، دوباره به حالت قبل برگرده،این نکنهها، این نگرانیها به خاطر اینه که در ذهنم چاق بودن هنوز طبیعیه.
پس باید سعی کنم روی این موضوع کار کنم، باید لاغر شدن، باید تغییر رفتار داشتن، در ذهنم طبیعی باشه.پس اگه من الان رفتارم تغییر کرده، رفتار غذاییم تغییر کرده و مثلاً میزان مصرف مواد غذاییم تغییر کرده،باید اینو به خودم تاکید کنم که طبیعت من اینجوری باید باشه، این طبیعیه،این درسته که من به اندازه نیازم غذا مصرف کنم،این درسته که من پرخوری نکنم،این درسته که من نوع مواد غذایی روی خوردنم تاثیر نذاره،این درسته که مهمانی رفتن دلیل این نباشه که من باید بیشتر بخورم،یا باید پرخوری کنم،اینا طبیعیه،باید اینا رو در ذهنم به طبیعت تبدیل کنم، تا در آینده هم ذهنم هیچ وقت منو به سمت رفتار اشتباه گذشتم هدایت نکنه.
باید به میزانی که در خودم تغییری ایجاد میکنم، این تغییرات رو در ذهنم به طبیعت رفتارم تبدیل کنم.
پس اگه تغییراتی داشتم دیگه هیچ وقت به این فکر نکنم که این تغییرات احتمالاً از بین میره، یا برمیگرده،باید سعی کنم خودم رو صاحب اون تغییراتی که داشتم بدونم،و اون تغییرات رو در جسم خودم، در افکار خودم، طبیعی بدونم،نه اینکه فکر کنم که مثلاً یه مدت من تغییرات دارم، بعد دوباره به حالت قبل برمیگردم،باید تغییراتی رو که در خودم میبینم و به دستش میارم رو طبیعت خودم بدونم.
وقتی که چیزی رو به طبیعت ذهنم تبدیل کردم، یه رفتاری رو برای خودم پذیرفتم، اونو صاحب شدم،و طبیعت زندگیم رو به این شکل رفتار کردن قرار دادم،دیگه امکان نداره رفتارم تغییر کنه،و اگه تغییراتی داشتم، ولی هنوز نگرانم که نکنه به حالت قبل برگردم،این به خاطر اینه که هنوز اون رفتارهای اشتباهی که منو به سمت چاق شدن هدایت میکردن، توی ذهنم طبیعیه و هنوز نتونستم رفتار جدیدم رو به طبیعت ذهنم تبدیل کنم.
باید خیلی روی این موضوع دقت کنم که به میزانی که من تغییر میکنم، این تغییرات رو به طبیعت رفتار خودم تبدیل کنم.باید در هر زمینهای توی زندگیم،نه فقط در لاغری،در هر جنبهای از زندگیم اگه هر تغییری رو دارم ایجاد میکنم، هر پیشرفتی رو دارم به دست میارم، باید یاد بگیرم اون پیشرفت جدید، اون نتیجه، اون دستاورد، اون توانایی جدید رو که به دست آوردم، به طبیعت خودم تبدیلش کنم،و برای ذهنم طبیعی باشه،مثلاً بگم طبیعیه که من این مهارت رو دارم،این طبیعیه که من به این خوبی نقاشی میکنم،این طبیعیه که من به این خوبی رانندگی میکنم،این طبیعیه که من به این خوبی دارم درسم رو میخونم و نمرات عالی میگیرم،اگه اینو یاد بگیرم و از اینها استفاده کنم، اون وقت اون برتریها، اون توانمندیها، اون چیزی که باعث رضایتم میشه، به طبیعت ذهنم که تبدیل بشه،من همیشه در اون سطح خواهم بود.
توی ذهن خیلی از افراد،عالی بودن و خوب بودن طبیعی نیست،و متوسط بودن یا حتی رو به پایین بودن طبیعیه،و خیلی از ماها اینجوری هستیم،یه حالت نرمال برامون طبیعیه،در اون جریاناتی از زندگی که یکم بهتر عمل میکنیم، اصلاً خودمون تعجب میکنیم که وای چه حرکتی زدم،یا چه نمرهای گرفتم،خودمون هم تعجب میکنیم،به خاطر همینه که موفقیتهای ما مداوم نیست،فکر میکنیم که نه این طبیعی نیست، چرا؟؟چون در ناخودآگاه ذهنمون در تموم جنبههای زندگی،یک سطح خیلی معمولی و متعادل طبیعی شده،یک سطح پایین طبیعی شده.
گاهی افراد توی درس نمرههای پایین براشون طبیعیه،وقتی هم که نمرههای بالایی توی درس میگیرن، به خودشون میگن که شانسی بود، این دفعه سوالات آسون بودن،و هیچ وقت اون توانایی رو به خودشون نسبت نمیدن که، منم میتونم،من تونستم، من این توانایی رو داشتم که از این درس این نمره رو بگیرم و اونو غیر طبیعی میدونستن،و این موضوع توی همه چی هست، توی کسب و کار هم هست،
توی تناسب اندام هم همینه،در تناسب اندام با قدرت ذهن هم این موضوع صدق میکنه،پس باید همزمان با تغییرات جسمی خودم، این تغییرات رو به طبیعت ذهنم تبدیل کنم تا برام همیشه موندگار باشه، و دیگه ذهنم بر اساس طبیعت جدیدم که متناسب بودنه منو هدایت کنه،اون وقت همیشه خیالم راحته که این شرایط طبیعی منه.
باید سعی کنم رفتار افراد متناسب رو الگوبرداری کنم و به طبیعت رفتار خودم تبدیل کنم،بسیار مهمه که تغییری رو که در خودم ایجاد میکنم و احساسش میکنم و نتیجهاش رو میبینم، به طبیعت جسم خودم و ذهن خودم تبدیل کنم،اون وقت همیشه برام موندگار میشه،و ذهنم سعی میکنه که طبیعت رو بهتر و بهتر کنه،من نمیتونم جلوی روند طبیعت رو بگیرم،همینطور که نمیتونم جلوی روند طبیعی ذهنم رو بگیرم،هر چیزی که در ذهنم طبیعی شده باشه، ذهنم منو به سمت اون هدایت میکنه و من در اون جنبه پیشرفت میکنم.
اگه موضوعی توی ذهنم به صورت عادی دراومده باشه و حدش رو برای خودم یه حد متوسط در نظر گرفته باشم،هر چقدر هم که تلاش فیزیکی بیشتری بکنم، نتیجهای به دست نمیارم.
و این نمونه رو میتونم توی زندگی اطرافیان هم ببینم که خیلیها دارن تلاش زیادی میکنن که درآمدشون رو بالا ببرن، اما موفق نمیشن،چرا؟؟چون توی ذهن ناخودآگاهشون یک سطح درآمدی طبیعی شده و اون دیگه پذیرفته که من درآمدم تا همین قدره،دیگه هرچقدر تلاش کنه، صبح تا شب زحمت بکشه، درآمدش تغییری نمیکنه،
یه سری افراد هم هستن که به راحتی، با تلاش خیلی کم دارن همون درآمد رو کسب میکنن،پس کسی که طبیعت ذهنش رو افزایش میده، ثروت رو در ذهنش طبیعی میکنه، ثروتمند شدن رو در ذهنش طبیعی میکنه،خیلی راحتتر از تلاشهاش نتیجه میگیره،چون ذهنش اونو به مسیرهایی هدایت میکنه،به انجام فعالیتهایی هدایت میکنه، ایدههایی رو بهش میده که سطح درآمدش رو به راحتی بالاتر بیاره، تا هم تراز طبیعت ذهنش بشه،طبیعت توی ذهنم در تموم جنبههای زندگی نقش داره،پس توی لاغری هم به این موضوع خیلی توجه داشته باشم که اگه نتایج خوبی گرفتم،اگه در مسیر درستی هستم،اما هنوز نگرانم و فکر میکنم شاید این نتایج ماندگار نباشه، یا دوباره برگرده،به خاطر اینه که این تغییراتی که داشتم، چه احساسی و چه جسمی رو در ذهنم هنوز طبیعی نکردم،و هنوز در ذهنم طبیعی چاق بودن و چاقتر شدنه،و باید روی این موضوع کار کنم.
سپاسگزارم از شما استاد عزیز🌺🙏🙏💖
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز ودوستان سایت تناسب فکری⚘
🎀گام هفتم((چراهرچه تلاش میکنم لاغر نمیشم))🎀
جهانی که در آن زندگی می کنیم سرشار از قوانینه یعنی هر بخش از جهان هستی داره با یک قانون هدایت میشه و کارش داره انجام میشه، مثل باریدن باران، مثل ایجاد برف، مثل بخار شدن آب👌
اینها همه قانون داره و وقتی آب به ۱۰۰ درجه رسید شروع میکنه به بخار شدن. شما نمیتونی انتظار داشته باشی آب در دمای ۵۰ درجه بخار کنه باید از صد رد بشه نمیتونی انتظار داشته باشی آب در دمای ۲۰ درجه یخ بزنه باید از صفر بیاد پایین تر. اینها قانونه و نمیشه عوضشون کرد.🥳
بدن شما به عنوان عضوی از این جهان طبیعت شامل این قوانین میشه. یک سری قوانین بر بدن شما حاکمه اگه فردی متناسبه یک سری قوانین را داره رعایت میکنه اگه شما چاق هستی یک سری قوانین رو رعایت نمی کنی که شما چاقی
این رو باید درک کنید خیلی مهمه که آدم به این سطح فکری برسه که مطمئن باشه که مشکل از خودمه و تحمیلی نیست تا وقتی فکر کنی چاقی بر شما تحمیل شده نمیتونی از شر اضافه وزنت خلاص بشی هیچ چیزی بر شما تحمیل نمی شه باید به قوانین فکر کنی اگه میخواهی این مسئله را حذف کنی که چرا من اضافه وزن دارم و چطور متناسب بشم؟؟
باید اول به این موضوع فکر کنه که جهان هستی داره با قوانین اداره میشه. جاذبه یک قانونه💐
جهان با قانون داره هدایت میشه و کنترل میشه پس یک سری چیزها در جهان طبیعیه مثل جاذبه زمین. شما وقتی یک بذر گندم رو میکاری طبیعتش اینه که گندم از اونجا رشد کنه و به شما یک خوشه بده که صدتا گندم بشه. اگه گندم کاشتی و سیب درآمد غیر طبیعیه. خیلی مهمه متوجه باشید طبیعت چی میگه و شما چطور رفتار می کنید و نتیجه شما چیه
ما دو گزینه در رویدادهای جهان داریم یکیش بدیهی یکیش هم طبیعی و بدیهی چیزیه که شما داری رفتار میکنی و نتیجه ای که شما داری میگیری ولی اون بدیهی، طبیعی نیست 🤔
بعضی از چیزها در جهان طبیعیه، مثل بذر سیب، که میکارم و درخت سیب به وجود میاد ولی اینکه فکر کنی من اضافه وزنم طبیعیه این اشتباهه، این بدیهی میشه چون شما داری یکسری رفتار رو انجام میدی که این حال و روز برات به وجود آمده، این طبیعی دنیا نیست که شما چاق باشی و مشکل داشته باشی در رفت و آمدت، در نشست و برخاستت، از پله بالا رفتنت، در نفس کشیدنت، این طبیعی نیست، این بدیهی رفتار شماست 🤨
اینجوری فکر کردی این جوری رفتار کردی، ولی طبیعی نیست.🥴
افرادی که اضافه وزن دارن به خاطر اینکه سالها با این مشکل روبرو هستن، بهش عادت کردن، فکر میکنند این طبیعیه. به همین دلیله که هیچ وقت اقدامی برای بهبودش انجام نمیدن و یا اگر هم اقدامی انجام میدن چون در ذهن شما ذخیره شده که این حالت برای شما طبیعیه، شما نمیتونید طبیعت را عوض کنی
خیلی این نکته مهمه، تا وقتی که چاقی خودت رو طبیعی میدونی هزار بار شما تلاش کنی برای لاغر شدن از هر روشی، شما به موفقیت نمی رسید 😯
چون در ذهن شما طبیعی اینه که من چاق باشم. وقتی که قانون طبیعت اینه که آب در دمای زیر صفر درجه یخ میبنده، شما اگر هزار جور تلاش کنی آب معمولی رو توی فضای عادی خونت یخ بزنه، نمیتونی و موفق نمیشی اونوقت میگی من چرا شکست میخورم😕🤗
تو نمیتونی طبیعت رو تغییر بدی، هر کاری هم که بکنی دعا بخونی، التماس کنی، آب توی دمای ۲۰ درجه یخ میبنده و زیر صفر درجه یخ میشه
برای اضافه وزن هم همینه چون شما سالهاست اضافه وزن داشتی برای ذهنت و برای خودت، منطقت، این طبیعی شده که من دیگه اینم، به همین دلیله که هر چقدر تلاش می کنی از روشهای مختلف استفاده می کنی شما نمیتونی به نتیجه برسی، چون شما طبیعت رو نمیتونی عوض کنی🤗
قدم اول اینه که به قوانین جهان فکر کنی و اینها را تفکیک کنی، طبیعی بودن را از بدیهی بودن تفکیک کنی قاطیشون نکن.💐
شما اضافه وزن خودت که برات بدیهیه رو به طبیعی تبدیل کردی. این فوق العاده خطرناکه و این سدّ بزرگیه جلوی شما👌
اضافه وزن شما بدیهی هست ولی طبیعی نیست. چون خیلیها هستن اضافه وزن دارن، آنها هم فست فود میخورن، میوه میخورن، برنج میخورن، فعالیتشون کمه شاید باشگاه نرن، ولی طبیعتش اینه که متناسبن🤗
شما هم میتونی اون جوری باشی
کی؟؟🤔
زمانی که فکرت را درباره خودت عوض کنی، سد رو باید بشکنی، تو ذهن شما طبیعیش اینه که چاقی. تا وقتی طبیعت ذهن شما چاق شونده باشه، به سمت اضافه وزن باشه، شما در متناسب شدن شکست میخوری
این قانون طلایی متناسب شدنه
اگه میخوای متناسب بشی، اگه میخوای در شرایط خودت تغییراتی ایجاد کنی، باید اول دیدگاه تو نسبت به چاقی عوض کنی،👌
تا حالا فکر میکردی طبیعی اینه، خدا خواسته، شانس منه، ژنتیک منه، هر چیزی که فکر کردی که باعث شده که در ذهن شما این باور به وجود بیاد که طبیعیش اینه که من چاق باشم، این اشتباهه، این مانع از متناسب شدن میشه. اینو باید تغییر بدی، باید بپذیری، با رفتاری که من دارم، با طرز فکری که من داشتم، بدیهیه که من چاق باشم، اما طبیعی نیست و من میتونم با تغییر افکارم و باورهام خودمو به حالت طبیعی برسونم
یک درخت وقتی میوه میده اگر میوه اش سالم باشه آبدار باشه، شیرین باشهه، این طبیعیه👏👏
ولی اگه میوه درخت کرم بخوره این طبیعی نیست این میشه بدیهی. کشاورز ممکنه نگهداری نکرده باشه، این درخت دچار آفت زدگی میشه، ولی طبیعی نیست و میشه اون آفت را برطرف کرد. یکسری اقدامات انجام میدن، اون درخت به حالت طبیعی خودش برمیگرده طبیعت ما خیلی عالی می تونه به ما درس بده، اگه ما حواسمون باشه، اگه ما دقت کنیم به اطرافمون،💐
چرا هیچ حیوونی چاق نمیشه، چون طبیعت حیوانات اینه که نمیتونن چاق بشن. اونا دست کاری نکردن ذهنشون رو. اونا طبق غریزه شون شکار میکنن و غذا میخورن و طبیعی رفتار میکنن و هیچ وقت چاق نمیشن مگر حیواناتی که دست آموز انسان میشن به زور آنها را از چرخه طبیعت خارج میکنن. اضافه وزن خودتون رو به عنوان طبیعت وجودتون نپذیرید
اضافه وزن چیز سختی نیست، همش چندتا فرموله چند تا دیدگاهه، چندتا فکره،👌🙃
قبل از شنیدن این صحبتها، دیدگاهت در مورد خودت چی بود؟؟ همش میگفتی دیگه من همینم، چیکار کنم؟؟ اگه طبیعی بوده واسه خودت چاقی، الان اینو شنیدی یه شکی ایجاد شد که نکنه من دارم اشتباه می کنم، این میشه شکسته باور🥳
اولین ضربه روما با این باور زدیم، اگه بیخیالش بشی دو روز بعد باز این حرف ها یادت میره، میری روی طبیعت خودت که از قبل توی ذهنت بوده، ولی اگر مدام پیگیرش بشی، گوش بدی فایلهارو، مطالب ها رو بخونی اونوقت اوضاع عوض میشه،
وقتی که ذهن طبیعیتش عوض میشه، خودبهخود جسم هم عوض میشه. اگه فکر می کنی که برای متناسب شدن باید سختی بکشی، ورزش سنگین انجام بدی، باید سر ساعت بخوری، شما برای چاق شدن هیچ تلاش خاصی نکردی مگر طبق برنامه خاصی غذا خوردی که اضافه وزن پیدا کردی، بدیهی بود.
یک سری رفتارها را انجام دادی یکسری افکار رو داشتی باورها را داشتی، خب نتیجش میشه این. همین افکار رو میشه عوض کرد دوباره. بدون اینکه شما سختی بکشی میتونی متناسب بشی🥳💃💃💃💃
وقتی محیط اطراف شما مسمومه، نمیتونی نتیجه مطلوبی بگیری. نمیتونی اصلاً به پیشرفت کردن به متناسب شدن فکر کنی. چون به محض اینکه شما میخوای فکر کنی، از چند نقطه شما سرکوب میشی،
تو نمیتونی، تو هزار بار امتحان کردی نشده، این هم مثل بقیه روش هاست، افرادی که اضافه وزن دارن متاسفانه طرد میشن، یعنی خودشون کاری میکنن که تو جمع دوستاشون یواش یواش نمیرن، تو مهمونی ها نمیرن، اصلاً از حرف زدن دیگه میفتن، خجالت میکشن حتی حرف بزنن😯
بدنت اضافه وزن داره، زبونت که مشکلی نداره، ولی دیگه اعتماد به نفس اینقدر میاد پایین که دیگه حرف زدن هم براشون سخت میشه. پس به اضافه وزن خودت فکر کن، ببین واقعا توی ذهنت چاقی برات طبیعیه یا بدیهیه. باید به جواب این سوال بررسی. اگر میخواهی تغییری در خودت ایجاد کنی، اگر فکر می کنی اضافه وزن طبیعیه، من دیگه اینم، نمیتونم، هرکاری کردم نشده متاسفانه شما در یک مسیر بد قرار گرفتی و هر سال به اضافه وزن شما اضافه میشه، بر بیماریهای شما افزوده میشه، ولی باور کنید این مسیر طبیعی جهان نیست 🥳
شما به این دنیا نیومدی که چاق باشی و نتونی از دنیا لذت ببری، اینو خودت به وجود آوردی، روند طبیعی جهان نیست این رو میشه عوض کرد، همت کنید، انگیزه داشته باش، تصمیم شجاعانه بگیر، قدم به قدم با آموزش ها پیش برو و آنچه که گفته میشه رو انجام بده بعد خودتون نتایج رو میبینید🥳💃⚘
پس از این لحظه به بعد شرایط جسمی خودت رو به عنوان طبیعت خودت نپذیر. از همین الان با خودت تکرار کن این طبیعی نیست، این شرایط را من قبول ندارم و این برای من طبیعی نیست🥰🥰
این رو بارها تکرار کن. تا ذهنت به تضاد بخوره، شما الان همه چی واست عادیه. این که نمیتونی درست بلند بشی، این که نمیتونی تفریح کنی، این که نمیتونی بری استخر، این که نمیتونی لباس خوب بپوشی، این که نمیتونی در مراسمات شاد باشی، نمیتونی برقصی و هزار کار دیگه که نمی تونی انجام بدی برات طبیعی شده و این فوقالعاده خطرناکه
این سد رو بشکن و از امروز به خودت بگو اینها طبیعی نیست من نمی خوام این جوری زندگی کنم به این شکل نمیخوام من باید تغییر کنم به خودت تاکید کن، من باید تغییر کنم، بعد ببین قلبت چی بهت میگه، ببین چه روشی رو بهت پیشنهاد میده، ببین چه انگیزهای رو در شما به وجود میاره و در مسیری که قلبت بهت پیشنهاد میده اعتماد کن به مسیر قلبیت🥰👌🥳
اعتماد کن با توکل به خدا و ایمان به توانایی خودت حرکت رو شروع کن
وبه لطف خدا طولی نمیکشه که این شرایطی که الان برات طبیعی شده از بین خواهد رفت و طبیعت شما و این چیزی که برات طبیعیه، همسو میشه با طبیعت جهان که متناسب شدنه، سلامتیه، شادابیه، احساس خوبه و شما در مسیری قرار میگیری که سراسر زیبایی و احساس آرامشه
در این دوره شرایط نسبت به دوره های قبل که رژیم میگرفتی متفاوتره، و هر روز مشتاق تر هستی و احساست بهت جواب میده، شما جذب میشی، اشتیاق داری تمرینات را انجام بدی، و لذت میبری💐💃
وقتی به لایههای درونی ذهنت دسترسی پیدا می کنی شگفت زده میشی از اطلاعاتی که در ذهنت هست و اطلاعی از آنها نداشتی. از شخصیت های درونی خودت وقتی آگاهی پیدا می کنی که چطور شما را تشویق میکنه به چاقی و اون شخصیتی که میتونه شما رو ترغیب کنه به متناسب شدن، چرا ساکت مونده، چرا هیچ حرفی نزده و اون وقتی که باهاش ارتباط برقرار می کنی و اونو فعال می کنی، لذت میبری از زندگی کردن💃🥳
پس این شرایط فعلی خودتون رو به عنوان طبیعت خودتون نپذیرید و اقدام کنید برای تغییر شرایطی که خودتون به وجودش آوردید و طبیعت جهان نیست🥳💃
سپاسگزارم استاد عزیزبابت این فایلهای بسییییااااارعالیتون.
بینهایت سپاسگزارم🌺🌺🌹⚘