راستشو بخوای، خیلی از ماها بارها و بارها برای لاغر شدن تلاش کردیم 😩، رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، عرق ریختیم… ولی آخرش چی؟ نتیجه خاصی نگرفتیم!
📍 این جلسه ادامه گام ۶ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
در حالی که برای چاق شدن هیچ تلاشی نکردیم 😅
نه رژیم خاصی گرفتیم، نه برنامهای چیدیم، نه زحمتی کشیدیم… خیلی خودجوش و راحت چاق شدیم! 🍕🍰🛋️
چرا برای لاغری باید بجنگیم، ولی چاقی بدون زحمت میاد سراغمون؟
اینجاست که بحث مهم “انتظار چاقی” وسط میاد…
همون چیزی که ناخودآگاه تو ذهنمون جا افتاده و داره جلوی لاغر شدنمون رو میگیره.
در این جلسه میآموزیم:
چرا لاغر نمیشم؟ تقصیرِ «انتظار چاقی»ه! 🤯
تا حالا چند بار این سؤالو از خودت پرسیدی که:
«واقعاً چرا لاغر نمیشم؟!»

من که خودم سالها با این سوال درگیر بودم! 🌀
با رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا، گرسنگی دادن به خودم… اما بازم خبری از لاغری نبود 😓
در عوض چاق شدنم خیلی راحت بود! هیچ تلاشی نکردم، هیچ فکری نکردم، اصلاً نخوام هم چاق میشدم!
چرا؟ چون ذهنم «انتظار چاقی» داشت! یعنی ناخودآگاهم چاقی رو طبیعی میدونست و لاغری براش عجیب بود.
یعنی اگه در ناخودآگاهمون انتظار چاقی ثبت شده باشه، هرچقدر هم تلاش کنیم، نتیجهای ماندگار نمیگیریم ❌. برای تغییر واقعی در وضعیت جسمی باید اول محتوای ذهن ناخودآگاه رو تغییر بدیم، نه اینکه فقط دنبال رژیم و ورزش باشیم 🏃♂️🥗.
چرا چاقی برات طبیعی شده ⚖️
تا حالا به این فکر کردی که چرا هر کاری میکنی لاغر نمیمونی؟!
چرا یه مدت رژیم میگیری، ورزش میکنی، کلی زحمت میکشی… اما بازم برمیگردی سر خونه اول؟! 😩
دلیلش اینه که توی ذهن ناخودآگاهت، چاقی برات طبیعی شده!
یعنی ذهنت باور داره که “تو آدم چاقی هستی” و همونطور که طبیعت راه خودش رو میره، ذهن هم مسیر خودش رو ادامه میده.
نمیتونی جلوی انتظار چاقی رو بگیری مگر اینکه از ریشه، ذهنتو دوباره برنامهریزی کنی!
🔁 همه کسایی که فقط با رژیم و ورزش میخوان لاغر شن، دارن با طبیعت خودشون میجنگن. و معلومه که این جنگ، خیلی وقتا به شکست منجر میشه…
اگه واقعاً میخوای لاغر شی، اول باید چاقی رو از حالت طبیعی ذهنی خودت خارج کنی.
✋ هر بار که به بدنت نگاه میکنی، به جای اینکه بگی: “من همینهام دیگه!”
باید با خودت بگی: “نه! این بدنِ واقعی من نیست! این اضافه وزنه یه حالت موقتهست!”
همین تغییر نگاه، ذهنو قلقلک میده و آرومآروم انتظار چاقی رو ازش پاک میکنه. 🧽🧠

جنگ نابرابر ذهنی! ⚔️ افکار لاغری در برابر انتظار چاقی
راستشو بخوای، همهی ما ته دلمون دوست داریم لاغر باشیم. حتی اونایی که میگن: «من چاق بودنمو دوست دارم» یا «چاق بودن سبک زندگی منه»…
اینا فقط یه نقابن 😶
چون اگه چاقی واقعا خوشایند بود، اینهمه دردسر و ناراحتی و خجالت و فشار ذهنی باهاش نمیاومد.
🧠 طبیعت بدن انسان تناسب و سبکیه
وقتی بدنمون اضافه وزن داره، مدام داره از راههای مختلف به ما هشدار میده:
زانو درد، خستگی زودهنگام، اعتمادبهنفس پایین، استرس، نگاه سنگین آدما…
یعنی داره فریاد میزنه: «این حالت طبیعی من نیست!»
اما مشکل کجاست؟ 🤔
مشکل اینه که با وجود این همه تمایل به لاغر شدن، انتظار چاقی هنوز توی ذهنمون فعاله!
یعنی چی؟ یعنی هرچقدر فکر لاغر شدن بیاد توی ذهنمون، هنوز یه صدای قویتر از ته ذهنمون میگه:
«تو همیشه چاق بودی، لاغر شدن واسه بقیهس، نه تو!»
و اینجاست که افکار لاغری، مثل یه جرقهی کوچیک، توی طوفان «انتظار چاقی» خاموش میشن 🔥💨
یه اعتراف مهم 😓
منم بارها بعد از اینکه از خودم بدم میاومد یا از دیدن وزنم کلافه میشدم، تصمیم میگرفتم که دیگه تمومه!
میگفتم: «از فردا رژیم، ورزش، دیگه شام نمیخورم، همه چی تموم!»
ولی چند روز بیشتر دووم نمیآورد… چون اون صدای درونی که هنوز منو چاق میدید، قویتر بود.
🧠 اون صدای ذهنی که مدام تکرار میکرد:
«تو همیشه همین شکلی بودی»، «لاغر شدن خیلی سخته»، «همه خانوادهت چاقن»، «سنت بالاست»…
همهی اینا یعنی چی؟ یعنی انتظار چاقی!
حالا چی کار کنیم؟ 🌱
اگر واقعاً میخوای لاغر بشی، باید اول این انتظار ذهنی رو تغییر بدی
باید با تکرار، تصویرسازی، آگاهی و تمرین یاد بگیری که چاقی تو طبیعی نیست، یه حالت موقتهست.
باید ذهنت رو قانع کنی که:
✅ لاغر شدن ممکنه
✅ من میتونم متفاوت باشم
✅ انتظار چاقی دیگه توی ذهن من جایی نداره

🤔 انتظار چاقی یعنی چی اصلاً؟
«انتظار چاقی» یعنی توی ذهنمون داریم آیندهی جسممون رو چاق پیشبینی میکنیم. یعنی حتی قبل از اینکه واقعا چاقتر بشیم، توی ذهنمون تصویر چاقتری از خودمون ساختیم و باورش کردیم!
شاید بگی: «مگه من پیشگوام؟!» 😅
ولی واقعیت اینه که ذهن ما همیشه داره پیشگویی میکنه؛ مخصوصاً درباره خودمون و بدنمون.
و بدتر اینکه بیشتر وقتا این پیشگوییها ناخودآگاهیه!
😩 چرا ذهنمون آینده رو چاق پیشبینی میکنه، نه لاغر؟!
دلیلش خیلی سادهست:
چون ما کلی اطلاعات منفی درباره خودمون، بدنمون و چاقیمون به ذهنمون دادهایم.
مثلاً:
- «چاقی من ارثیه»
- «من چون کمتحرکم چاقم»
- «بدنم سوختوسازش پایینه»
- «بخاطر داروهایی که خوردم چاق شدم»
- «من عین خالهم چاقم، دیگه کاریش نمیشه کرد»
- «من عاشق شیرینیام، نمیتونم لاغر شم»
- «هر بار رژیم گرفتم نتیجه نگرفتم» و…
📌 این جملهها همون اطلاعاتیه که ما به ذهنمون دادیم و ذهن هم بر اساس همینا میاد آیندهی ما رو چاق پیشبینی میکنه!
🧠 اما یه تصمیم لاغری… کافی نیست!
حالا فرض کن یه روز از چاقی خسته میشی و میگی: «دیگه بسه! میخوام لاغر شم!»
خیلی هم عالیه 👏
اما بدون… اون تصمیم فقط یه فکر لحظهایه.
در مقابل کوهی از دلایل ذهنی که سالها چاقی رو برایت توجیه کرده، اون فکر لاغر شدن خیلی بیقدرت و ضعیفه 😕
💡 اگه میخوای این «انتظار چاقی» رو با یه برنامه کامل و تمرینهای عملی از ذهنت پاک کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ جواب روشن این سؤال؛ در ادامه هم توی گام ۸ سراغ «چرا چاق میشویم؟» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 3.89 از 179 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

گام هفتم #چرا_لاغر_نمیشم؟*آیا چاقی طبیعی است؟
_وا خب طبیعی بعد رژیم چاق میشی دیگه_عزیزم شیرینی جات کلا آدم رو چاق میکنه.طبیعیه!_آرمیتا طبیعیه تو به هر طرف بری استعداد چاقی داری.چند بار اینارو شنیدم و باور کردم.چند بار….؟
جهان خداوند سرشار از قوانینِ بدون تغییرِ! مثل: برف،باران،بخار شدن آب،طلوع و غروب خورشید قانون جاذبه و..
بدنِ من هم به عنوان جزئی از این طبیعت سرشار از قوانین خاص خودشه،که افراد متناسب این قوانین رو رعایت میکنن لاغر هستند؛ولی افراد چاق رعایت نمیکنن و اضافه وزن دارند..
تا وقتی فکر کنم چاقی به من تحمیل شده من نمیتونم لاغر بشم.چون هیچ چیز بر من تحمیل نشده! جهان پر از قوانینه و فقط بر اساس باور های ما کار میکنه..نه چاقی نه غم نه فقر نه بیماری هیچ کدوم بر من تحمیل نشده…بلکه من خودم اونها رو خلق کردم..
اگر قوانینی که طی این چند سال یاد گرفتم رو مرور کنم میفهمم که اصل ماجرا چیه..
خب بریم سر اصل مطلب:
جاذبه یک قانونه که در سراسر دنیا با یک شکل عمل میکنه.اگر فردی در استرالیا سیبی از دستش بیوفته قطعا روی زمین فرود میاد.و همچنیناگر کسی در دور افتاده ترین روستای ایران هم سیبی رو رها کنه باز هم روی زمین میوفتهچرا؟ چون قانون براش فرقی نداره کی باشی؟ کجا باشی؟ چه ویژگی های ظاهری یا اخلاقی داشته باشی؟ قانون قانونه و کار خودش رو انجام میده..
اما اما اما اما اما اما……….اگر روزی کسی سیب رو رها کرد و روی زمین معلق شد اونجا دیگه قانون نقض میشه و دیگه اسمش رو نمیشه قانون گذاشت.یا به عنوان مثال اگر من گل کاکتوس بخرم و زمانی که رشد کرد طبیعیه که همچنان کاکتوس باشه! اگه یهو در طی رشد گل پتوس بشه دیگه قانون هرچه بکاری همون رو برداشت میکنی هم نقض میشه.یا زمانی که یک گربه زایمان میکنه طبیعیه که بچه گربه هایی رو به این دنیا بیاره.نه یک توله سگ!!
رویدادی های جهان به دو شکل عمل میکنه:
۱.بدیهی(طبیعی نیست)۲.طبیعی(بدیهی نیست)
بدیهی یعنی من یک کنش انجام میدم و در مقابل واکنشی دریافت میکنممن وقتی یک گل میکارم براساس قانون،طبیعیه که رشد کنه اگر رشد نکنه و بپوسه قطعا من یا بهش نرسیدم یا زیادی آب دادم پس بدیهیه که خراب بشه.*پس بر اساس رفتار من یک واکنش بدیهی نشون داده*یا مثلا طبیعیه که وقتی نوزاد از شیر مادر تغذیه میکنه روز به روز رشد کنه.ولی اگر رشد نکنه یا اضافه وزن بگیره قطعا یا بهش شیر کم داده شده و یا اضافی داده شده!پس این هم براساس رفتار ما به شکل بدیهی اتفاق میوفتهو…
در نهایت همه این مثال هارو زدم که بگم :طبیعی نیست که من چاق باشمطبیعی نیست که غبغب و صورت تپلی داشته باشمطبیعی نیست وقتی غذا میخورم چاق بشمطبیعی نیست که شکم پهلو داشته باشمطبیعی نیست که وقتی میرم مسافرت یا مهمونی چاق بشم طبیعی نیست که وقتی قرص ویتامین میخورم چاق بشمطبیعی نبود که در سن بلوغ اضافه وزن پیدا کنمطبیعی نیست بعد ازدواج چاق بشم طبیعی نیست!!! بدیهیِ رفتار منه…
اینطور فکر کردم،رفتار کردم کاملا بدیهیه
افرادی که اضافه وزن دارن چون سالهاست این مشکل رو دارن فکر میکنن طبیعیه! به همین دلیل اقدامی برای لاغری نمیکنن.اگر هم میکنن به نتیجه مطلوب نمیرسناما افراد متناسب چون هیچ وقت چاقی خودشون رو ندیدن اصلا براشون طبیعی نیست چون اونها طبیعت بدن خودشون رو کاملا متناسب میبینن
باید بپذیرم کهتا وقتی چاقی خودم روطبیعی بدونماز هر طریقیتکرار میکنمهر طریقی برای لاغری تلاش کنم به نتیجه نِ می رِ سَم.
وقتی قانون طبیعت میگه :اگر بذر گندم بکاری زمین به تو گندم میدهتو هر چقدر هم تلاش کنی نمیتونی برنج از اون زمین پیدا کنییعنی اگر جای بذر رو عوض کنی خودتو از وسط نصف کنی در و دیوارو چنگ بندازی خودتو بندازی وسط جنگل اتیش بدی (حالا خیلی دیگه بزرگش کردم)🤣نمیتونی به جای گندم برنج برداشت کنی
پس قانون بدن منم به همین شکله:
اگر من بذر چاقی بریزم نمیتونم لاغری برداشت کنم .حتی اگر بارها تلاش کنم جای همه چیز رو باهم عوض کنم باز هم نخواهد شد..
چون چاقی برای من طبیعی شده بود نمیتونستم لاغر کنم حالا چه باید کرد؟*به قوانین جهان فکر میکنم و طبیعی ها و بدیهی هارو تفکیک میکنم
طبیعی:عادت ماهانه در زنان بارش برف و بارانرشد مو و مژه و ابروکاهش دما در فصل زمستان
بدیهی:
نویسنده خلاق شدنلاغری یا چاقی نمرات بالا در درسنواختن گیتار یا پیانو
حالا چرا اضافه وزن طبیعی نیست؟
چون خیلی ها اضافه وزن ندارن اما اونا از سیاره دیگه نیومدن.رنگشون با ما فرقی نداره..اونها هم ممکنه هم سن ما باشن نون و برنج بخورن فست فود بخورگ شیرینی جات بخورن………ولی طبیعت اونها متناسبه..ولی طبیعت اونها..طبیعت اونها….
من هم میتونم طبیعتم رو عوض کنم.زمانی که فکرم رو درباره خودم عکض کنم و بدونم لاغری بسیار بدیهی است
تا وقتی طبیعت بدن من به سمت چاقی و چاق تر شدن باشا هر کار کنم لاغر نمیشم پس باید فکرم رو درباره چاقی کاملا تغییر بدمچاقی اصلا بر من تحمیل نشدهگاهی بر اساس رفتارم و گاهی هم بر اساس افکارم بودهامامن میتونم با تغییر افکار و باورهام بدنم رو به طبیعت خودش برگردونم.
یک مثال دیگهمن زمانی که به دنیا اومدم پوست بسیار صاف و تمیزی داشتم و کاملا طبیعی بود که پوستم سفید و ناز باشه اما زمانی که بزرگ شدم گفتن طبیعیه صورت همه جوش داره و فلانصورتمون پر از لک و جوش شد.اما خب بازم بدیهیه چون حتما از پوستمون مراقبت نکردیم که اینجوری شدهبعد من یکسری محصولات استفاده میکنم تا به حالت طبیعی خودش برگرده..
هیچ حیوانی چاق نمیشه.چرا؟ چون اون فقط براساس غریزه غذا میخورهیعنی گشنه بشه غذا میخوره،نشه هم نمیخورههیچ وقت یک حیوان نمیگه :حالا بزار ایندفعه بخورم از فردا دیگه کم میخورماینجا دیگه مهمونیه ولش کن نذریه ثواب داره بخورمیکم ته غذام مونده حییییفه.
به همین منوال فقر طبیعی نیست بیماری طبیعی نیست مشکل خانوادگی و روابط طبیعی نیست
ولی خب من که به این دنیا نیومدم چاق و فقیر و بیمار باشم اومدم متناسب باشم و از زندگیم لذت بببرمثروتمند باشم و لذت ببرمسلامتی کامل و انرژی بالا داشته باشم کیف کنم
پس حالا دیگه بعد از گوش دادن این فایل میدونم کهشرایط فعلی من طبیعی نیست من چاقی رو قبول ندارم من چاقی رو نمیپذیرم من شکم و پهلو داشتن رو اصلا طبیعی نمیدونم اینکه بخاطر ترک های پوستیم نمیتونم لباس های خوب بپوشم رو نمیپذیرم و طبیعی نیست
من باید تغییر کنم.من توقف ناپذیرم.من یک پورشا بدون ترمزم
متناسب شدن کاملا طبیعیه.شکم تخت و ران های کوچیک کاملا طبیعت بدنمه.بدن صاف و سفید طبیعیه.پوشیدم لباس های مورد علاقم طبیعیه.
به نام خدای هادی
سلام خدمت دوستان و همراهانم
گام هفتم:
جهان سراسر قانون است!مثل قانون جاذبه زمین یا بارش باران و…
کلمه قانون یعنی چیزی که اشتباه بودنش ثابت نشود و هرکس در هرجای جهان از آن استفاده کند نتیجه ثابتی بگیرد.به عنوان مثال شخصی در استرالیا مدادی را از یک فاصله معین روی زمین می اندازد! بنا بر فانون جاذبه قطعا مداد روی زمین افتاده و روی هوا معلق نمیماند.اگر معلق ماند پس جاذبه زمین دیگر قانون نام ندارد.همان فرد هر ساعت از شبانه روز و حتی سال بعد این کار را انجام دهد باز هم همین نتیجه را میگیرد و قانون سر جای خودش است.
جسم ما جزئی از این جهان که سراسر قانون دارد است.پس جسم ما هم یک سری قوانین در خود دارد که افراد متناسب آنها را رعایت کرده و متناسب میشوند و افراد چاق آنها را رعایت نکرده و چاق میشوند
یا در مثال درباره ثروت! افرادی هستند که قوانینی را رعایت کرده و ثروتمند میشوند و افرادی هستند که قوانین را رعایت نکرده و فقیر میشوند.
چاقی بر من تحمیل نشده،غذا یا مهمانی و مسافرت خاصی و تمام شدن رژیم هم باعث چاقی من نیست؛ بلکه این شرایط رو خودم برای جسمم به وجود آوردم.
■این قوانین ثبات دارند■
_قانون جاذبه زمین از همان ابتدا وجود داشته ولی کسی به آن توجه نمیکرده._قانونهای لاغری هم از همان ابتدا وجود داشته ولی کسی به آن توجه نمیکرده.
من همیشه افراد متناسب رو میدیدم و با خودم میگفتم چرا اون بیشتر از من هم میخوره اما لاغره و من کم میخورم و چاق هستم؟ و همیشه با این منطق خودم رو آروم میکردم که اون به باباش رفته یا عمهاش خالهاش و…
دو گزینه درباره اتفاقات دنیا وجود دارد ۱.طبیعی ۲.بدیهی
وقتی یک گل رشد میکنه،آب در دمای زیر صفر درجه یخ میزنه و یا فردی متناسب هست نتیجه طبیعیست که از قوانین به وجود اومده اما وقتی یک گل خشک میشود،آب در دمای بالای صفر درجه یخ نمیزند و یا فردی چاق است نتیجه بدیهی ست که از قوانین به وجود آمده
چرا بدیهیست؟ چون اگر یک گل خشک شده پس من بهش آب ندادم یا در معرض نور کافی نذاشتم پس بدیهیست که بخاطر رفتار من خشک بشه وگرنه روند طبیعیاش اینه که رشد کنه و زیباتر بشه .و همچنین اگر حالا اضافه وزن دارم بخاطر رفتار های اشتباه مثل اشتباه خوردن، با ترس خوردن، انتخاب من برای لاغری ،لایق ندانستن خودم برای متناسب شدن و طبیعی جلوه دادن چاقیست پس بدیهی که من اضافه وزن دارم.
طبیعت جهان نیست که چاق باشم! چرا فکر میکنم چاقی طبیعیست؟ چون از ابتدا لاغراندام نبودم و همیشه کمی اضافه داشتم و همه اطرافیان میگفتن استخون بندیت درشته و مهم تر از همه به چاقی عادت کرده بودم برای همون فکرمیکردم چاقی طبیعت بدن منه!
یکی دیگه از دلایل نتیجه نگرفتن از تلاش برای لاغر شدنم : طبیعی دانستن چاقیام
وقتی قانون طبیعت اینه که آب در دمای زیر صفر درجه یخ میزنه و در دمای کمی بالاتر یخ نمیزنه حتی اگر خودت رو به آب و آتیش بزنی باز هم اتفاقی نمیوفته* چون این یک قانون بدون تغییرِ *
کسانی که متناسب هستند هم روی کره زمین زندگی میکنند، شاید هم سن ما و هم قد ما باشند و اونها فست فود میخورن،تنقلات میخورن، هر سه وعده رو کامل میخورن ،میوه میخورن اماااااا !!!طبیعتشون متناسبه!!!
قانون طلایی متناسب شدن: تا وقتی که چاقی در ذهن ما طبیعیست هر چقدر هم برای لاغری تلاش کنم نتیجه نِ می گی رَم.!! نمیگیرم!!! نمیگیرم!!
با رفتار و طرز فکری که داشتم بدیهی بود که اضافه وزن داشته باشم اما طبیعی نیست! نمیخوام قبولش کنم و بپذیرمش!
من میخوام با تغییر باورهام خودم رو متناسب کنم مثل کار کردن روی باور های دیگم که باعث پیشرفت و نتیجه گرفتن من شد…
تا حالا فکر کردین چرا وقتی خودمون اضافه وزن داریم یا فردی چاقه احساسمون بد میشه و توی ذهنمون ترس و و وحشت شکل میگیره؟ چون چاقی و اضافه وزن، شکم پهلو و بازو بزرگ، غبغب و… طبیعی نیست و یک شکل اضافی داره..
و مهم تر از همه تا حالا فکر کردین چرا حیواناتی که در طبیعت زندگی میکنن چاق نیستن؟ چون طبیعت اونها متناسب بودنه و فرمول های ذهنی اونها دست کاری نشده، طبق غریزه شکار میکنن میخورن نیاز بدنشون رو تامین میکنن و ادامه زندگی …
چون حیوانات همچین اخلاقاتی رو ندارند:
آخ جون الان کسی دور و برم نیست قضاوت نمیکنه پس برم یک دل سیر بخورم این غذا یا کیک حیف میشه اگه نخورم بزار بخورم وای ایول بالاخره گشنم شد پس برم بخورم مامان بابا ناراحت میشن اگه سر سفره نباشم پس بخورم بقیه فکر میکنن رژیم دارم پس بخورم که بفهمن رژیم نیستم امروز اومدم مهمونی دیگه بزار یک دلی از غذا در بیارم مگه میشه مسافرت رفت و غذاهای متنوع نخورد؟ توی جاده بیکاری باید یه چیزی بخوری دیگه…
و…….
حالا که به اینجا رسیدم، خدارو شکر میکنمکه دارم باور و رفتار های اشتباهم رو رصد میکنم..خدایا شکرت که اگاهی بهم میدی..
بارها تا الان گفتیم برای چاقی کاری نکردیم که حالا بخوایم برای لاغری کاری کنیم ما با لذت چاق شدیم و با لذت هم باید لاغر بشیم (منظور از لذت؛خوشی زودگذر وقتی داشتیم غذا رو میخوردیم هست)
محیط اطراف منمسموم شده؛ دست خودشون هم نیست چون اگاهی ندارن مسخرمون میکنن پس برای آرامش خیالم تا آخر که نتبجه نگیرم به کسی چیزی نخواهم گفت.
باور دارم که من به دنیا نیومدم که چاق باشم و از زندگی لذت نبرم من به دنیا اومدم تا متناسب باشم و از زندگی لذت ببرم
چون ثروت خوشبختی ارامش سلامتی و متناسب ماندن طبیعیست….
بارها تکرار میکنم این شرایط جسمی طبیعی نیست غبغبم طبیعی نیست صورت درشتم طبیعی نیست بازوهای درشت طبیعی نیست اضافه وزن طبیعی نیست …باید تغییر کنم تغییر میکنم ادامه میدم و تغییر میکنم..اره تغییر میکنم…شگفتی ساز میشم….