تا حالا شده حس کنی یه نیروی نامرئی کنترل خوردنت رو بهدست گرفته؟ 😵💫
مثلاً فقط اومدی یه دونه بیسکویت برداری، یهو دیدی بستهش تموم شده! 😅
ما به این حالت میگیم نداشتن کنترل اشتها با ذهن؛ یعنی وقتی ذهنت بدون اینکه بفهمی، دکمه پرخوری رو روشن کرده.
تصور کن ذهنت یه اتاق فرمانه 🎛️ که هر بار با یه فکر یا احساس، اشتهای تو رو روشن یا خاموش میکنه.
حالا اگه یاد بگیری چطور این اتاق فرمان رو مدیریت کنی، بدون رژیم و فشار، کمکم به بدنی متعادل میرسی.
توی این مقاله یاد میگیری چطور با آموزش ذهنی، کنترل اشتها با ذهن رو از یه آرزو تبدیل به توانایی واقعی کنی. 🌱🧠
🍽️ اشتها چیست؟
برای خیلیهامون، اشتها یعنی یه حالتی که انگار یه صدای قوی توی ذهنمون میگه: «بخور! الان وقتشه! نمیتونی صبر کنی!» 😵🍴
وقتی این حالت سراغمون میاد، احساس میکنیم هیچ کنترلی روی رفتارمون نداریم؛ یعنی منطق میگه نه، ولی دستمون داره یواشیواش به سمت خوراکیها میره!

منم یه زمانی اینطوری فکر میکردم که اشتها یه نیروی خارجی و قدرتمنده که انگار منو تسخیر میکرد و دیگه توان نه گفتن نداشتم. 😓
انگار اشتها یه فرمانده بود و من فقط یه سرباز بیاختیار که باید بدون چونوچرا ازش پیروی کنم.
👂 تازه وقتی اطرافیانم مدام میگفتن: «تو که خیلی اشتها داری!» یا «معدهت کش میاد!»، این باور اشتباه تو ذهنم بیشتر و بیشتر ریشه میدوند.
اینطوری شد که باورت کردم اشتها چیزی جدا از منه، یه دشمن درونی که باید باهاش بجنگم، مهارش کنم یا سرکوبش کنم… 🤺
🌿 تلاشهای من برای کنترل اشتها
برای اینکه این دشمن فرضی رو شکست بدم، دست به هر راهی زدم!
از داروهای گیاهی گرفته تا نسخههای عطاری و دمنوشهای تلخ و بدمزهای که انگار یه جرعهش تمام سلولهامو تکون میداد 😖
هر روز صبح قبل از صبحونه، ۲۰ قطره افشرده لیمو که تلختر از زهر بود رو توی یه لیوان آب سرد میریختم و با یه عالمه زور و آه و ناله میخوردم، فقط به امید اینکه اشتها کم بشه و دیگه دستم سمت یخچال نره! 🧪🥶
ولی اتفاق جالبی که افتاد این بود که نهتنها کنترل اشتها با ذهن اتفاق نیفتاد، بلکه بیشتر از قبل میل به خوردن پیدا کرده بودم!
چون ذهنم با خودش میگفت: «این قطرهها که اشتها رو قطع میکنن، پس این احساس گرسنگی که دارم حتما واقعی و ضروریه!» 🤷♀️
نتیجه؟ دوباره پرخوری… دوباره عذاب وجدان… و دوباره تلاش بیثمر برای کنترل چیزی که فکر میکردم از من جداست!

🎛️ کنترل اشتها با ذهن، نه با مبارزه!
تا وقتی اشتها رو یه نیروی بیرونی تصور میکردم، هیچجوره نمیتونستم اون رو مدیریت کنم.
احساس میکردم یه چیزی درون من هست که از بیرون منو وادار به خوردن میکنه… یه جور وسوسهی قدرتمند که دست من ازش کوتاهه! 😖🍩
ولی از وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، ورق برگشت. فهمیدم که اشتها یه غول بیشاخودم نیست… بلکه یه پروژهی ذهنیه که خودم اونو طراحی و فعالش میکنم.
در واقع، کنترل اشتها با ذهن یعنی اینکه بدونم من خالق این اشتها هستم، نه قربانیش.
🎯 مثلاً هر وقت پرخوری میکردم، میگفتم: «اشتهام زیاد شده!» و وقتی کمتر میخوردم، با لبخند میگفتم: «خدا رو شکر، امروز اشتها نداشتم!»
اما اصل ماجرا این نبود…
من برای چاقتر شدن پرخوری میکردم و برای اینکه بگم تقصیر من نیست، هی پشت اسم اشتها قایم میشدم! 🫣
🧃 دمنوشهای بیاثر و تبلیغات فریبنده
وقتی نمیفهمی ریشهی اشتها کجاست، دنبال راههای بیرونی میگردی.
منم مثل خیلیها، افتادم تو دام قرص و دمنوش و افشردههای گیاهی… همهشون یه وعده مشترک داشتن:
🗣️ «اشتهات کم میشه، راحت لاغر میشی!»
ولی واقعیت اینه که کنترل اشتها با ذهن با هیچ دمنوشی اتفاق نمیافته! ❌
چون تا ذهن چاق باقی بمونه، حتی اگر بخوای با زور جلوی خوردن رو بگیری، ذهنت یه راهی برای توجیه خوردن پیدا میکنه.
مثلاً من فکر میکردم چون فلان قطره تلخ رو خوردم، پس الان دیگه اشتهام تحت کنترله و اگر دلم غذا میخواد، حتماً نیازه واقعی بدنه!
نتیجه؟ دوباره خوردن… دوباره چاقی… دوباره ناامیدی 😮💨

🔁 ارتباط اشتها با چاقی
تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضیها اشتهای زیادی دارن و بعضیها نه؟ 🤔
شاید در ظاهر بگیم: «من اصلاً دلم نمیخواد چاقتر بشم!» ولی واقعیت اینه که ذهن ما چیز دیگهای میخواد…
🧠 اشتهای ما نشونهای از فرمولهاییه که توی ناخودآگاهمون ذخیره شده. یعنی هرچقدر ذهنمون از الگوهای چاقکننده پُر باشه، میل ما به خوردن هم بیشتر میشه.
پس اگر فکر میکنی باید با دمنوش یا رژیم، اشتها رو سرکوب کنی تا لاغر بشی، باید بگم مسیر رو اشتباه اومدی.
کنترل اشتها با ذهن فقط وقتی ممکنه که اول ذهن خودت رو تغییر بدی.
🛠️ تغییر اشتها از درون اتفاق میافته، نه از بیرون
وقتی تو تصمیم میگیری وارد مسیر لاغری با ذهن بشی، در واقع داری فرمان بازسازی ناخودآگاهت رو صادر میکنی.
با گوش دادن به فایلهای آموزشی، انجام تمرینها و تکرار آگاهیها، ذهن تو کمکم شروع میکنه به ساختن فرمولهای جدید ✍️🌱
فرمولهایی که به جای چاق شدن، درباره سبک شدن، آرامش، رضایت از خود و انتخاب آگاهانه هستن.
نتیجهاش؟ میل به پرخوری، بدون زور یا اجبار، خودش شروع میکنه به کم شدن…
بدون اینکه تاریخ مشخصی برای شروع کنترل اشتها بذاری، بدون اینکه با خودت بجنگی، ذهن تو خودش اشتها رو بهصورت طبیعی مدیریت میکنه.
و این همون معنای واقعی کنترل اشتها با ذهنه! 🧘♀️💫
🌟 لاغری با ذهن و کنترل اشتها با ذهن
وقتی فرمولهای لاغرکننده توی ذهنات شکل بگیره، نگرش و انتظار تو از خودت به کلی تغییر میکنه.
دیگه از خودت انتظار چاقتر شدن نداری، بلکه با اطمینان قلبی مطمئنی که حتماً به تناسب اندام میرسی. 💪✨
این اطمینان فقط به حرفهایی که میزنی نیست؛ بلکه حس خوب و آرامشی که درونت داری، میزان یقین تو رو مشخص میکنه.
هر چقدر حسات بهتر باشه، باور لاغر شدن تو عمیقتره. 💖🌈
⚠️ نشونههای عدم اطمینان
اگر هنوز روزی چند بار به چاقی فعلیت فکر میکنی و احساس بدی داری، یعنی هنوز به توانایی خودت برای لاغر شدن باور نداری.
یا اگر فایلهای آموزشی رو میشنوی ولی تمرینات رو انجام نمیدی چون فکر میکنی نیازی به تمرین نیست، یعنی اون اعتماد لازم رو هنوز نداری.
اما وقتی هر روز با اشتیاق دنبال آموزشها هستی، تمرین میکنی، مینویسی و حتی از تجربههای دیگران استفاده میکنی،
این یعنی داری به اطمینان کامل برای کنترل اشتها با ذهن و رسیدن به لاغری پایدار میرسی. 🧘♀️📚

🧠 کنترل اشتها در لاغری با ذهن؛ بهترین راهکار از درون
خیلی از ما وقتی دربارهی دلیل چاقی فکر میکنیم، اول از همه میگیم: «اشتهام زیاده!»
و سریع میریم سراغ داروها، دمنوشها، رژیمها و روشهای بیرونی تا شاید بتونیم کنترل اشتها رو به دست بیاریم.
اما حقیقت اینه که اشتها توی ذهن ما یه نیروی جدا از ما نیست؛ بلکه قدرت انتخاب ماست که از محتویات ذهن چاقمون فرمان میگیره! 🎭
یعنی اینطور نیست که یه نیروی قوی و وحشی ما رو مجبور به خوردن کنه؛ بلکه ما خودمون با باورها و فرمولهای ذهنی اشتباه، مسیر پرخوری رو انتخاب میکنیم.
افکار مثل:
«فلانی اشتهاش زیاده، دست خودش نیست!» یا «باید اشتهاشو کنترل کنه!»
اینها فقط فرمولهای ذهنی مخرب هستن که سالها توی ذهن ما ذخیره شدن و ما رو به اشتباه میاندازن.
🔑 راهکار واقعی: دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز
اگر میخوای واقعاً کنترل اشتها با ذهن رو تجربه کنی، باید از درون شروع کنی.
دوره «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز» بهترین راهکار برای این کاره.
تو این دوره، با آموزشهای علمی و تمرینات ذهنی، فرمولهای قدیمی چاقکننده حذف میشن و فرمولهای جدید لاغری جایگزین میشن.
پس به جای جستجوی راهکارهای بیرونی و بیاثر، بهتره ذهنات رو مهمون آگاهیهای درست کنی و با کمک دوره اصلاح پرخوری و اشتها، گامهای مطمئنی برای کنترل اشتها با ذهن برداری.
این تازه شروع یک تغییر واقعی و پایدار هست! ❤️✨
✍️ تمرین آموزشی 🧠
برای یادگیری واقعی و مؤثر کنترل اشتها با ذهن، تمرینهای منظم و دقیق ضروری است.
این تمرینها کمک میکنند تا آگاهی ذهنی شما نسبت به اشتها و فرمولهای درونیتان عمیقتر شود و با تمرکز و تکرار، تغییرات مثبت و پایدار در رفتار و احساستان شکل بگیرد.
بدون تمرین، آموزشها فقط در سطح ذهن باقی میمانند و تغییر واقعی اتفاق نمیافتد. پس همراه باشید و با اشتیاق تمرین کنید! 💪✨
❓ سوالات تمرینی برای کنترل اشتها با ذهن 🤔
- نگرش شما درباره کنترل اشتها چیست؟ آن را موضوعی درونی میدانستید یا بیرونی؟
- زمانی که تحت تأثیر مواد غذایی قرار میگرفتید، چگونه اشتهای شما در درونتان فعال میشد؟
- چرا در همه کشورها برای کنترل اشتها از دارو، قرص یا دمنوش استفاده میکنند؟
- تجربه خود را در استفاده از هر روشی برای کنترل اشتها بنویسید.
- قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری، اشتهای شما چگونه بود و چه نگرشی درباره ارتباط اشتها و چاقی داشتید؟ شرح دهید.
- بعد از استفاده از محتوای آموزشی چه تغییری در نگرش شما درباره کنترل اشتها با ذهن ایجاد شده است؟ شرح دهید.
- آموزشهای لاغری با ذهن چگونه به شما کمک میکنند تا اشتهای خود را اصلاح و کنترل کنید؟
💬 دعوت به مشارکت شما
با اشتراکگذاری دیدگاههاتون، به خودتون و دیگران کمک میکنید مسیر کنترل اشتها با ذهن رو بهتر و مؤثرتر طی کنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.08 از 71 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
با درود به استاد گرامی، بسیار مطلب حساس ومهمی را در ارتبط با اشتها عنوان کردید ، چون از زمانیکه به دوره لاغری با ذهن اشنا شدم وتمرینات را انجام می دادم وبطور کل تمام دلایل چاقی را روش کارکردم وسعی کردم از ذهنم پاک کنم ، احساس می کردم خود بخود تمایلی به خوردن زیاد ندارم چیز کیک یا همون کیک پنیری از کیکهای مورد علاقه من بود وقبلا حتی با یک برش از اون ولع من کم نمیشد وحتما باید دوتا برش از اون رو می خوردم واقعا الان چقدر عالی گفتید که با تغییر فرمولهای ذهنی چقدر قضیه فرق می کنه باورتون نمیشه دوروز بود چیز کیک خریده بودم تویخچال بود اصلا”یادم رفته بود بخورم ولی امروز وقتی چشم بهش افتاد دیگه اون ولع سابقو نداشتم وکمی ازش برداشتم وخوردم وازخودم پرسیدی مز خوای بازم بخوری؟ یه ندا از درونم گفت نه دیگه میلی ندارم ویا اینکه مثلا می خوام سبزی پلو با ماهی که یکی از غذاهای مورد علاقه منه بخورم می بینم سه چهار قاشق که می خورم باورتون نمیشه دلم انگار می خوادبترکه واز غذا دست می کشم وفقط ماهی را ترجیح میدم خالی بخورم وخیلی موارد دیگر ، دقیقا از وقتی که باورهای ذهنی من عوض شده وچون خیلی عاشق لاغری وتناسب اندام هستم سعی کردم حال واحساسم در حالت عالی باشه تا بتونم بافرکانس وانرژی خوبی که در ضمیر ناخوداگاهم نسبت به لاغری دارم اثر بیشتری در جسمم ایجاد بشه ومن این اثر را در واقع روز به روز مشاهده می کنم وباتوضیحات استاد عزیز قضییه کاملا” برام روشن شد که همه چیز تحت کنترل خودمونه اگر تنها باور وایمان داشته باشیم که می توانیم……..
نشان های دریافت شده
سلام من قوربون این آیدا خانوم جیگر برم چقد دلبره ماشاالله فقط اخرش که یهو جیغ زد 😂خداحفظش کنه براتون🧿❤️
من از اول اصن موضوع اشتها واسم مطرح نبود هر وقت غذا زیاد میخوردم مامانم میگفت از اسید معدته اخه چند نفر تو فامیل اینجورین منم فک میکردم اسید معدس بد واقنم معدم میسوخت دلم میخواست بیشتر بخورم ولی الان مطمعنم من سالمم مثل همه انسان های دیگه به اندازه غذا میخورم و سوخت ساز بدنم خوبه و من هروز لاغر لاغر تر خواهم شد چون مسیرم درسته و انقد فایل هارو گوش میدم تا تصویر های ذهنیم قوی تر بشه و هدف خودم که لاغر شدن برسم خدایا شکرت ازین مسیر آگاهی بخش و خدایا من دوستانم رو در این مسیر همراهی کن 💕
نشان های دریافت شده
سلام استاد
خاستم بیام بگم ک چقدر الان حال خوبی دارم
چون من باور داشتم قبلا شبیه اقوام پدرم هستم الان چندروزی هست ک اون ها خانه ما مهمان هستند الان من فقط روزی یک وعده اصلی و یک وعده صبخانه میخورم و به حدی ک سیر میشم اصلا دلم نمخاد ب غذا نگا کنم جالبه ک گاهی با دو سه قاشق سیر میشم و گاهیی با یگ بشقاب ولی سیر میشم هیچی ب اسم اشتها زیاد و کم….. خخخ اصلا بی مفهمومه و جالبه ک فامیل پورم ک منفک مکردم شبیه اونام و حتی خانواده خودم تاشب شبش هفت وعده میخورن و تعجب مکنن و اونا فک مکنن من رزیم گرفتم و لاغری مم بخاطر اینکه شبا شام نمخورم تاجایی ک دختر عمم بهم میگفت خوبه ک میتونی غذا ببینی نخوری همینجوری ک لاغر کردی دیگه ولش نکن ومن تو دلم بهش میخندیدم و هیچ حرفی برای توجیه نزدم اون تعجب کرده بود از لاغری من و مقاومت من دربرابر غذاهای رنگانگ و من فقط میگفتم میل ندارم اگه گشنم بشه میخورم اگه نشه نمخورم فرق نمیکنه شام با صلحانه یا نهار. و همشون بمن میگفتن ذخرش مریص میشب از بس نمیخوری اونا فک مکنن من جلوی خودمو میگرم ولی من ذهنم اگاه شده و این جمله رو وارد ذهنم نکردم تا باور بشه اتفاقا من ادم خیلی سالمم و سالم تر هم میشم و مییمونم چون من طبیعی بدنم طبق اصلیت بدنم برنامه ریزی بدنم دارم رفتار مکنم و تو ذهنم اینو مرور مکردم ک شما با اینچه سیر هستین ولی بازم میخورین این غیر طبیعیه و مریص کنندس خیلی خوشحالم ک دیگه شبیه دیگران نیستم و سالم سالممم. قبلا هزار جور دل درد معده درد میگرفتم و توشابه میخوردم تا غذام هزم بشه ولی الان اصلا یادم نبست اخرین بار کی نوشابه خوردم. خدارشکر ک تمایلم نسبت ب غذا تغییر کرده خدارشکر ک روند طبیعی بدنم رو طی مکنم خدارشکر ک ذهنم . پراز اگاهیی سالم و متناسب شدن هست خدارشکر. واقعا به صورت خودب خود همه چی حل شده همه جی درست شده اصلا دوست ندارم ببینم ک چیشد ک این شد. ولی هرچی شد خدارشکر ک انقد عالی شد.
نشان های دریافت شده
چه قدر آگاهی هست تو این متن هایی که نوشته شده برای فایل واقعا اندازه یک ویدئو کامل یا حتی دوره اگاهی داره توشون و واقعا تاحالا جواب کلی از سوالاتمم از همین متن ها گرفتم….
تغییرات در دوره لاغری با ذهن خودبه خودی ایجاد میشن باتغییر فرمول های ذهنی …اول احساس عوض میشه بعد رفتار های غذایی و بعد جسم ما و همه این تغییرا ت بدون اینکه بدونم چطور و کی اتفاق میوفته ….که اشتها هم در این بین خود به خود تغییر میکنه و کم میشه ،
اشتها عامل بیرونی نیست و منشا اشتها هم ذهنی است
اشتها واکنش جسم به فرمول ها و انتظار ذهنی ماست !
در واقعا فرمان اشتها هم از ذهن صادر میشه پس باید فرمول ها و انتظار تغییر کنه !
و رفتار هم هماهنگ میشه باهاش
تنها راه تغییر منشا هم بودن در فضای لاغریه و هروز گام برداشتن و یادگیری لاغری است …..
همین اتفاق برای من افتاد و من هم با بودن در دوره و تغییر فرمول های ذهنی علایقم ، اشتهام ،میل و هر اسمی که افراد چاق برای قانع کردن خودشون میزارن رو تغییر دادم و رفتار غذاییم خیلی تغییر کرد و صحیح شد فقط با برنانه ریزی و نقشه صحیح ذهن !
نه با رنج و سختی
نشان های دریافت شده
سلام به دوستان عزیز و استاد گرامی
قبلاً همش میگفتم باید یه جیزی باشه که اشتها رو کم کنه یکی از دوستام می گفت یک درختی هست که میگن برگش برای کم اشتهایی خوبه من همیشه تو فکرش بودم اگه از اون برگ گیرم بیاد خوبه
نمیدونم با این اشتهام چیکار کنم مدام دستم تو دهنمه هیج وقت معنی سیری رو نمیفهمیدم بعضی مواقع با وجود اینکه سیر هم بودم ولی باید با بقیه غذا میخوردم همش حالت درد شکم بهم دست میداد بعد از غذا حالت تهوع حالت خواب الودگی عذاب وجدان
خودمون و به حد مریضی میرسوندیم و نمیتونستیم کمتر بخوریم و همش میگفتم من نمی تونم اشتهام و کنترل کنم خوش به حال کسانی که اشتها ندارن یکی از دوستام در باشگاه میگفت من اکه صبحانه بخورم تا شب دیگه سیرم با خودم میگفتم خدایا در این افراد لاغری جه جیزی نهفته است که در ما وجود نداره میگفتم اینا شانس دارن شانس خودشونه متناسب و زیبا باشن و ما هم تقدیرمون اینه که چاق باشیم و زجر بکشیم و همیشه حالمون بد
نمیدونستم که اشتها درونیه و کاری به عوامل بیرونی نداره ای دل غافل
بازم خدا رو شکر که خدا ما رو هدایت کرد در این دوره ارزشمند و عالی
استاد ممنونم بابت این فایل زیباتون عالی بود مخصوصا در کنار ایدای گل
ماشاالله خدا حفظش کنه 🥰
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام
چقدر این فایل جالب بوداشتهایک فرمول ذهنیه من ازوقتی که تونستم فرمولهای ذهنم روتغییر بدم دیگه دیگه چیزی به نام اشتها هم درمن وجود نداره درطول شبانه روز خیلی کم یامیتونم بگم اکثر روزهااصلا برام پیش نمیاد چیزی هوس کنم بخورم همیشه زمانی که احساس گرسنگی به من دست میده ازخوردن سراغ میگیرم وکاملا فرمول اشتها ازذهنم پا شده ومن درمسیر تناسب اندام قدم برداشته ام
من امروز این فایل رو به صورت رندوم انتخاب کردم ودوباره گوش دادم
(اشتها )تمام چاقی من زیر سر همین کلمه هست که من اشتها دارم یعنی بارها گفتم و دوباره هم میگم اصلی ترین دلیل چاقی خودم رو همیشه نه ارثی نه ژنتیک نه هیچ مورد خاصی دونستم و اتفاقا خواهرم که لاعر بود و من چاق بودم همیشه علتش رو این دونستم که خواهرم اشتها نداره و من اشتها دارم و بارها به خودش هم گفتم که چقدر کم میخوری وچون اشتها نداری از این لاعر هستی
پس برای همین بارها گفتم اشتهام زیاده و این اواخر که اوضاع جسمی من خرابتر شده بود چون توجه ام به چاقی زیاد بود دو مورد دیگه رو هم دخیل دونستم اونم کم کاری تیرویید بود که سوخت و ساز بدنم رو کم کرده بود و دوم خوردن یه داروی دیگه بود که عوارضش چاقی بود به گفته ی دکتر ها ولی همیشه پیش خودم میکفتم یعنی این قرص چیکار میکنه که من چاق بشم و قبول داشتم اگه میخوام چاق بشم باید زیاد بخورم و اگه میخوام لاغر بشم باید کم بخورم و در غیر از این هیچ راه دیگه ای نیست حتی این اواخر از ورزش هم ایراد میگرفتم که هر چقدر ورزش کنم فایده برا لاغری نداره مگر در کنارش غذام رو کم کنم که بتونم نتیجه بگیرم و به همه میگفتم و قبول داشتم که رژیم بگیریم و کم بخوریم و در کنارش هم ورزش کنیم که لاغر بشیم و گرنه ورزش به تنهایی ما رو لاغر نمیکنه و همیشه به دنبال راهی بودم برای کم کردن اشتهام و همیشه ته ذهنم این حرفا مرور میشد که نه ایراد از قرصها هم نیست اشتهای من زیاده و کنترل کردنش سخته ً و دیگه در آخرین روزهای قبل از آشنایی با این دورهای ذهنی داشتم میرفتم به سمت خرید کردن دمنوش لاغری که به شدت در باشگاه ما رواج پیدا کرده بود و میگفتن بچها که وقتی بخوری اشتهات رو خیلی کم میکنه و تو دیگه همیشه سیری و غدا نمیخوری و من باز هم نمیتونستم قبول کنم که چطور یه دمنوش بتونه من رو سیر کنه و من غذا نخورم و یا اینکه تا کی بخورم اگه قطعش کنم دوباره اشتهام برمیگرده ؟و یا اینکه چه اسیبهایی به بدن من وارد میکنه چون محتویاات اونها رو من نمیدونم چی هستن و در کل خیلی علاقه مند بودم به خریدش ولی یه چیزی درونم میگفت نه اینم راهش نیست و خلاصه همیشه با اشتهام مشکل داشتم حتی زمانی که پیش متخصص تغذیه میرفتم گله میکردم که کی دیگه رژیمهای من تموم میشه و من ایده آل میشم که راحت بخورم (هر چند
نمیدونستم راحتی برام هیچ وقت نداره ) و دکتر هم میگفت مگر معده ی تو جمع نشده و تو اشتهات کمتر نشده ؟و منم با ناراحتی میگفتم نه دلم میخواد بخورم مثل بقیه بخورم در واقع حرص و ولع پیدا کرده بودم به غذاهای غیر رژیمی و دکتر هم با تعجب نگاه میکرد
خلاصه من همیشه به شوهرم و بقیه میگفتم من اشتهام زیاده و میخوام با مواد کم کالری اون رو کنترل کنم مثلا قبل از غدا یه کاسه سوپ یا خورشت خالی میخوردم یا سالاد میخوردم که ته دلم رو بگیره یا حتما سر ساعت قبل از نهار و شام میوه میخوردم که ناهار خیلی نخورم یا قبل از بیرون رفتن شام سبک میخوردم که اگه رفتم بیرون و خوردنی بود بتونم خودم رو کنترل کنم و نخورم و داخل مسافرت کلی میوه و چیزهای کم کالری تهییه میکردم دم دستم که هر وقت گرسنه شدم یکم بخورم و سراغ هله هوله نرم و خودم رو کنترل کنم و خلاصه همیشه فکر میکردم چاقها و لاعرها خیلی متفاوت هستن و در لاغرها چیزی به نام اشتها و جود نداره و من که کمی چاقترم در من چیزی به نام اشتها هست که من رو وادار به خوردن میکنه و دیگه نمیشه کاری کرد و هر کس یه طوری هست و پدیرفته بودم این قضیه رو که منم اینطورم اشتهای زیادی دارم
پس احساس میکردم که چیزی درون بدن من هست به نام اشتها که باعث میشه من غذا رو به زور وارد بدنم کنم
و اما اگاهی های که الان دارم از این دورها در رابطه با اشتها این هست که :
اشتها وجود خارجی نداره و
اصلا چیزی در بدن ما به نام اشتها وجود نداره نه غده ای نه اندامی نه هیچ عضوی به این نام نداریم و این خودمون هستیم که به زور عذا رو وارد دهان خودمون میکنیم البته با پذیرفتن این موضوع که اشتهام زیاده خودمون رو در معرض چاقی قرار میدیم و اشتها یه باور غلط و ریشه دار در آدم های چاق
و در واقع من به جای اینکه بگم اشتها دارم باید بگم حق انتخاب دارم که چه مقداری غذا از چه غذایی در چه زمانی بخورم و چقدر این جمله قدرتمند میکنه ما رو در مقابل عذاها و دیگه من هیچ ضعفی در مقابل غذاها ندارم و انگار دیگه اسیر و برده ی غذاها نیستم که هر چی بود باید بخورم و تسلیم باشم در مقابل عذاها نه کلی با کار کردن روی این جمله در مورد اشتها تونستم در این مسیر قویتر بشم و بهتر عمل کنم و خیلی کمک دهنده بوده برای من و لی هنوزم بعصی وقتها میخوام این کلمه رو به کار ببرم که فلانی لاعر چون اشتهایی نداره ولی سریع تا به زبون نیوردم تصحیحش میکنم که نه چیزی به نام اشتها وجود خارجی نداره و این باور و افکار ما هستن که ما رو چاق یا لاعر میکنن پس میفهمم چقدر این باور ریشه دار هست و چقدر باید کار کنم تا متوجه بشم چیزی به نام اشتها وجود خارجی نداره و الکی خودم رو گول نزنم با همین یه جمله که اشتها دارم و کلی عدا بخورم و حالم بد بشه نه من اشتها ندارم من حق انتخاب دارم من قدرتمندم من توانمندم
عالی بود دوست عزیز، و واقعا درک بالایی در حل و فصل موضوع دارید👏🏻👏🏻👏🏻
نشان های دریافت شده
روز ۱۰۵ تکرار
سلام وقت بخیر
استاد روز ۱۰۵ در روز ۱۰۶ هم مجدد تکرار شده
کلمه اشتهارو زیاد شنیدم و بعدها برای خودم مسجل شد که منم پر اشتها هستم ،در ادامه راه هم مقصرو اشتهای زیادم میدونستم
بدلیل اینکه بیشتر زمان ها تو رژیم های سخت بودم و داشتن یک زندگی نرمال با رفتارهای غذایی طبیعی برام آرزو شده بود و از محدود بودن های طولانی خسته شده بودم ،به مرور تکرار اون رفتارها حجم معده من کوچیک شده بود ولی ولع من همچنان زیاد بود،یعنی وقتی تو رژیم فقط مجبور بودم مقدار مشخصی که همیشه کم بود بخورم و نوع و پخت غذا نادلخواه بود ،احساسی در من بوجود آورد که زمان هایی هم که سیر میشدم ولی ناراضی بودم و دلم میخواست تمام اون محدودیت هارو پاره کنم ،حس یه آدم نادانیو داشتم که همیشه باید یه نفر با ابزار تنبیه بالای سرش باشه ومراقبش باشه ،برای همین حتی زمان هاییکه حجم معده هم کوچیک شده بود ولی ولع من زیاد بود و دوست داشتم هر جوری که دلم خواست رفتار کنم
بودن تو این دوره و با تصحیح شدن افکار وتوجهات بسمت متناسب شدن،منو در مسیرهایی گذاشت که آروم آروم احساس کردم ولعی به هر خوراکی ندارم و این مهمترین تغییره بنظر من ،اینکه مطمئن باشی تو هم مثل آدم های عادی دنیا میتونی زندگی نرمالی داشته باشی ،بهت حس آرامش میده ،اینکه مطمئن بشی اگر نقشه ذهنیت ساخته بشه تو هم میتونی راحت و طبیعی زندگی کنی اشتهای کاذبه از روی عقده هات از بین میره،اینکه خوراکی ها همیشه در دسترس منهم هستن ومنهم حق استفاده از اونهارو دارم حس اطمینان میده که بی مهابا عمل نکنم ،در اصل حس کمبود در من از بین رفته
یادمه اون زمانها که میترسیدم شیرینی بخورم و اگرم میخوردم تا چند روز عذاب وجدان داشتم یا چند روز سختر ورزش میکردم ،یه روز عصر که از چاقتر شدن خودم خسته تر شده بودم برای اذیت کردن خودم ،رفتم شیرینی فروشی و ۲تا شیرینی مورد دلخواهمو خریدم و با یه ناراحتی و احساس قربانی بودن و بغز خوردم ومدام به خودم میگفتم حالا کههر کاری میکنم چاقتر میشی پس میخورم که دلم نسوزه ،ولی همراه اون خوردن یه عالمه ترس ولرز بود ،همزمان به خودم بد وبیراه هم میگفتم ،که انقدر تو بدبختی که حق نداری مثل آدم های عادی زندگی کنی و عزت نفسم بشدت پایین تر میرفت ،ولی در حال حاضر رفتارهام و احساساتم بسیار نرمال وعزت مندانه شده ،مثلا چند روز پیش دوستم عکس نون خامه ای برام فرستاد و گفت بریم بخریم ، بهش گفتم باشه حتما میریم میگیریم و لذتشو میبریم ولی هنوز نرفتیم شیرینی فروشی ،انگار احساس بی نیازی درونی دارم ،اگر پیش بیاد بخرم حتما میخورم یا جایی مهمونی باشه مصرف میکنم ولی ولعی که تو فکرش باشم و بسرعت برم بخرم ،نه ندارم واینها یعنی نقشه ذهنی منهم داره طبیعی میشه وخوشحالم
عالی بود استاد مخصوصا اینکه ایدا هم حضور داشت 😘❤
من واقعا تعجب میکنم کسی بگه من پنج ماه دارم از دوره استفاده میکنم و لاغر نشدم اصلا امکان نداره گوش کردن فایل و انجام تمرین یعنی لاغری و تناسب ولی متعهد شدن به گوش کردن روزانه فایلها سخته مخصوصا وقتی برای دفعه های دیگر بخوای تکرار کنی لطفا یک نفر کمکم کنه که دچار روزمرگی نشم و فایلها رو گوش کنم