🤯 تا حالا شده حس کنی یه چیزی توی وجودت نمیذاره لاغر شی؟ نه ارادهست، نه تنبلی… بلکه یه چیز پنهانتره: افکار چاق کننده!
☁️ این فکرها توی ناخودآگاه ما جا خوش کردن، بیصدا، نامرئی، ولی خیلی قدرتمند.
مثل یه برنامهی مخفی اجرا میشن و ما رو به سمت چاقی میکشونن، بدون اینکه بفهمیم از کجا داریم کنترل میشیم.
✂️ اگه میخوای لاغر شی، اول باید بری سراغ افکار چاق کننده.
وقتی ذهنت سبک بشه، بدن هم خودش راهشو پیدا میکنه… 🧘♀️🌱
🧠 ذهن ناخودآگاه و چاقی؛ داستان یه هدایتگر پنهان!
تا حالا شده یکی آروم آروم دستت رو بگیره و ببره یه جایی که اصلاً نمیخواستی بری؟ 😐
ذهن ناخودآگاه ما هم یه همچین نقش مرموزی توی چاقی داره!

📦 فرقی نمیکنه این افکار چاق کننده چطوری واردش شدن —باورهای بچگی، حرف مردم، رژیمهای شکستخورده یا خاطرات تلخ— ذهن ناخودآگاه کاری به منبعش نداره، فقط اجراش میکنه!
و نتیجه؟ بله… چاقی! 😓
ولی یه خبر خوب:
ما آدمها وقتی دلیل یه مشکل رو بدونیم، راحتتر میتونیم از پسش بربیایم، درسته؟ 💡
اضافهوزن هم یکی از چالشهای مهم زندگیه، و روبهرو شدن باهاش، شجاعانهترین کاریه که میتونیم برای رهایی خودمون انجام بدیم. 🦸♀️
🏃♀️ فرار از چاقی، فقط بهش قدرت بیشتر میده.
اما وقتی بشینیم، نگاهش کنیم، بفهمیم چطور ذهنمون چاقی رو ساخته، تازه راه لاغری باز میشه.
🔁 ذهن ناخودآگاه با ورودیهای تکراری برنامهریزی میشه. یعنی چی؟
یعنی هرچی بیشتر بشنوی «چاقی ارثیه»، «چاقی طبیعیه»، «لاغری سخته»… بیشتر باورش میکنی، و اون باور تبدیل به انتظار ذهنی میشه.
و ذهن ناخودآگاه عاشق برآورده کردن انتظارهاست!

🧠 افکار چاق کننده از کجا میان؟!
👀 وقتی خوب نگاه کنیم، میبینیم چاقی فقط یه عدد روی ترازو نیست؛ یه داستان پنهانه که از ذهن شروع میشه، مخصوصاً از ذهن ناخودآگاه!
🔍 اطلاعات درباره چاقی از هزار راه وارد ذهن ما میشن و کمکم اونقدر تکرار میشن که تبدیل میشن به افکار چاق کننده.
و این فکرها، مثل برنامهنویسی ناخودآگاه، شروع میکنن به ساختن بدن ما… 📡
👨👩👧👦 زندگی در کنار خانوادهای که چاق هستن:
از همون بچگی، شنیدن جملههایی مثل “ما خانوادگی چاقیم” یا “تو هم شبیه عمهات میشی” باعث میشه ذهن کودک پر بشه از افکار چاق کننده.
🧑🤝🧑 دوستی با افرادی که اضافه وزن دارن:
تو جمعهایی که مدام درباره رژیم، سختی لاغر شدن یا عوارض چاقی صحبت میشه، ناخودآگاه مغز ما پر میشه از پیامهای تکراری که پایهی افکار چاق کننده رو میسازن.
📺 رسانهها، شبکههای اجتماعی، و حتی توصیههای پزشک:
وقتی دائم در معرض هشدارهایی مثل “چاقی ارثیه”، “با این دارو چاق میشی”، یا “اگه این غذا رو بخوری چاق میشی” قرار بگیریم، کمکم ذهن ناخودآگاهمون باور میکنه که چاقی سرنوشت ماست.
📚 حتی اطلاعات علمی
دریافت اطلاعات درباره متابولیسم یا هورمونها ممکنه باعث بشن فکر کنیم بدن ما خاصه، متفاوتتره، و احتمال چاق شدنمون بالاتره.
و این یعنی باز هم… ورود افکار چاق کننده!
🤯 وقتی این فکرها زیاد تکرار بشن، تبدیل میشن به نگرش و بعد انتظار ذهنی. و ذهن ناخودآگاه همیشه میخواد به انتظاراتمون پاسخ بده…
چه بخوایم، چه نخوایم!
📌 مثلاً کسی که از چاق شدن میترسه، مدام دربارهش فکر میکنه، و همین ترس تبدیل میشه به مرور افکار چاق کننده.
یا کسی که به خاطر لاغریاش مورد تمسخر قرار گرفته، ممکنه ناخودآگاه به چاقی بهعنوان یه راهحل نگاه کنه.
🔄 در هر دو حالت، ذهن شروع میکنه به تغییر رفتارها، انتخابها و تمایلات… و این یعنی حرکت به سمت چاق شدن.

🧭 آگاهی از مسیر چاق شدن
خیلی از ما فکر میکنیم چاقی یهویی اومده! 😕
اما واقعیت اینه که چاق شدن یه مسیر مشخص داره، مسیری که تقریباً همهمون ازش عبور کردیم – بدون اینکه بفهمیم!
📌 این مسیر بهسادگی اینطوریه:
ورود افکار چاق کننده 🧠 ← شکلگیری انتظار چاقی 🤔 ← مرور افکار چاق کننده 💭 ← رفتارهای چاق کننده 🍕🚶♂️ ← چاق شدن
اول همهچیز از همون افکار چاق کننده شروع شد… نه از غذا، نه از ژن، نه از هورمون.
🗣 این افکار کمکم میشن گفتار روزمرهمون، احساس درونمون، و در نهایت خودشون رو توی جسممون نشون میدن.
🎯 حالا اینجاست که ما یه نکته مهم رو یادمون میره:
بیشتر روشهای لاغری (از رژیمهای سخت گرفته تا ورزشهای طاقتفرسا) از آخر مسیر شروع میکنن! یعنی میخوان جسم رو زورکی تغییر بدن 😖
در حالی که… ✨ چاقی از ذهن شروع شده، پس لاغری هم باید از ذهن شروع بشه!
🔁 برای اینکه لاغر بشیم، باید برعکس همون مسیری که چاق شدیم رو طی کنیم:
افکار چاق کننده ❌ ← افکار لاغرکننده ✅
انتظار چاقی ❌ ← انتظار لاغری ✅
گفتار چاق کننده ❌ ← گفتار لاغرکننده ✅
رفتار چاق کننده ❌ ← رفتار لاغرکننده ✅
و در نهایت…
🍃 جسم هم خودش به سمت لاغر شدن حرکت میکنه، بدون زور، بدون فشار، بدون رنج.
🧘♀️ این یعنی لاغری با ذهن؛ یعنی همون روشی برای لاغری که آرومه، طبیعیِ و موندگاره.

📚 بهترین سرگرمی برای تغییر سریع افکار چاقکننده
یکی از بهترین و دلنشینترین کارها برای کمک به تغییر سریع و موثر افکار چاقکننده، خواندن نوشتهها و تجربههای واقعی هنرجوهای دوره «لاغری با ذهن» است. این نوشتهها مثل یک چراغ راهنمای پرانرژی عمل میکنند که به شما کمک میکنند مسیر لاغری پایدار را با امید و انگیزه شروع کنید. ✨
من هم مثل همه، از طریق مرور مداوم افکار چاقکننده به چاقی رسیدم. همیشه فکر میکردم چاقتر میشم و هر بار که روی ترازو میرفتم، عدد بالاتری میدیدم که غم و نگرانی رو توی وجودم زیاد میکرد.
فکر میکردم چرا نمیتونم یه تغییر اساسی بدم؟ با اینکه رژیم گرفتم، ورزش کردم، اما همیشه افکار چاقکننده مثل یه سایه کنارم بودن.
هر بار بعد از غذا خوردن، عذاب وجدان میاومد که «باز هم نتونستم کمتر بخورم، پس دوباره چاق میشم». حتی وقتی تهدیگ سفره رو میخوردم، همزمان فکر میکردم چاقتر میشم، ولی دلم نمیخواست ازش بگذرم!
صبحها که دیر بیدار میشدم، فکر میکردم کمتحرکیم باعث چاقیم شده، و وقتی غذا میخوردم با استرس که کسی بهم بگه کمتر بخور یا رژیم بگیر، به زور غذا رو میخوردم.
ما با دوستها و خانواده درباره چاقی و دلایلش حرف میزدیم: تیروئید، ژنتیک، بیتحرکی… و با اینکه همه این تحلیلها رو داشتیم، نمیدونستیم داریم افکار چاقکنندهمون رو بیشتر تقویت میکنیم!
بعد از کلی تلاش بیفایده، به این فکر افتادم که فقط راهش پیکرتراشیه… تا اینکه با استاد روشن آشنا شدم.
حرفهاش خیلی به دلم نشست و تصمیم گرفتم فایلهای رایگان رو گوش کنم و در نهایت تو دوره «ورود به سرزمین لاغرها» شرکت کردم.
اوایل فقط فایلها رو گوش میدادم و مثل همیشه زیاد میخوردم، ولی این بار بدون ترس بودم. حتی وقتی همسرم میگفت چطوری میخوای لاغر شی وقتی اینقدر میخوری، فقط ازش خواستم بهم استرس وارد نکنه و منو به حال خودم بذاره.
بعد از مدتی، رفتارم عوض شد. میلی به هلههوله نداشتم، غذا خوردنم تغییر کرد و دیگه مجبور نبودم خودم رو به زور سیر کنم. یه صدای توی ذهنم بهم میگفت «بس کن» و کمکم این پیام قویتر شد.
شروع کردم با خودم حرف زدن، تمرینها رو انجام دادم و کمکم نشانههای تغییر رو تو جسمم دیدم؛ کفشهام بزرگتر شدن، انگشترم راحتتر از دستم در میومد و کلی خوشحال بودم.
بارها ناامید شدم، ولی زود برگشتم به مسیر و با کمک استاد ادامه دادم.
الان بعد از ۸ ماه خیلی عالی متناسب شدم و از تغییرات جسم و ذهنم راضی و خوشحالم.
وقتی افکار چاقکننده رو با فایلهای استاد تغییر دادم، گفتارم عوض شد و در نهایت جسمم هم تغییر کرد. این بهترین حس دنیا بود!
اگر دوست داری تو هم مثل مریم از مسیر لاغری با ذهن بهره ببری، این نوشتهها رو جدی بگیر و به خودت فرصت بده تا تغییر واقعی اتفاق بیفته! 💪✨
برای اینکه این تمرین رو به بهترین شکل انجام بدی، اول لطفاً محتوای نوشتاری بالا رو با دقت بخون. بعدش ویدیوی آموزشی رو با تمام تمرکز ببین. وقتی آماده شدی، برو سراغ سوالات پایین و جوابها رو به صورت انشایی و با احساس صمیمیت و صداقت بنویس.
- نگرش شما درباره تاثیر افکار چاق کننده در وضعیت جسمی فعلیتون چیه؟
- با توجه به توضیحات، نظرت چیه درباره اینکه چطور این افکار چاق کننده وارد ذهنت شده و تأثیر گذاشته؟
- انتظار چاقی یا چاقتر شدن چطور و از چه مراحلی توی ذهنت شکل گرفته؟
- به نظرت چرا روشهای مرسوم لاغری مثل رژیم و ورزش، اغلب به نتیجه همیشگی نمیرسن؟
- با آگاهی از محتوای آموزشی، پروسه چاق شدنت رو به صورت مرحلهای و علمی شرح بده.
- لاغری با ذهن چطور به تو کمک میکنه تا از مرحله افکار شروع کنی و تا جسم ادامه بدی؟
اینجا جاییه که میتونی حرف دلت رو بزنی و همزمان از تجربههای دیگران هم انرژی بگیری. منتظرتیم! 💬❤️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.28 از 76 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام
استاد این فایل بسیار زیبا و پر محتوی بود و ارزش ده ها بار گوش کردن را دارد به شرطی که عمیقاً منظور این فایل را درک کنیم و به کارهای خودمون فکر کنیم و روی افکارمون تجدید نظر کنیم . شما موضوع چاقی را مثال زدید ، اگر خوب نگاه کنیم ما در همه موارد زندگی نظیر برخوردی که با چاقی داشتیم برخورد می کنیم .هزار فکر بد در مورد امور اقتصادی و شرایط کار داریم بعد انتظار داریم از هر فعالیت اقتصادی نتیجه بگیریم و سود کنیم .مدام در مورد بیماریها سرچ می کنیم و حرف می زنیم بعد انتظار داریم سلامت باشیم . مدام در مورد فرزندمون فکرهای بد داریم و تو ذهنمون نکات منفی اونو مرور می کنیم بعد انتظار داریم روز به روز بیشتر مطابق میل ما باشه و…مثال پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک هم خیلی به جا و خوب بود و اون تشبیه مانیتور و کانال تلویزیونی هم عالی بود .یاد اون مثال معروفاز کوزه همان تراود که در اوست افتادم ..هر چه در فکر ما بگذرد نمودش در جسم و زندگی ماست.خیلی باید مراقب افکارم باشم و این بدان معنی است هر چه الان در زندگی من است و هر جسمی که الان دارم روزی یک فکری در ذهن من بوده و این میتونه خوشحال کننده هم باشه چرا که هر وضعیتی را می خواهم به همون فکر می کنم و تمرکزم را روی همون می گذارم .استاد بسیار سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت همگی دوستان
تاقبل از آشنایی با این دوره همیشه به چاقی فکر می کردم هر چیزی که میخوردم کالری شماری می کردم، حتی ورزش کردنم را محاسبه می کردم که چقدر کالری سوزوندم و مرتب می گفتم چه فایده از این ورزش و رژیم و… چون فایده نداره و هرچی بخورم چاق میشم و همیشه می گفتم اینو نخورم چون چاق میشم اون کارو نکنم چون چاق کننده است خلاصه اینکه من واقعا از چاقی می ترسیدم وهمین افکاری که درذهنم بود به حرف تبدیل میشه و راحت به زبان میوردم و بعدش هم که جسمم به راحتی آن را نشان می داد با اینکه رعایت می کردم هیچ تاثیری نداشت چون افکارم، گفتارم و تمام ذهنم فقط دنبال فرار از چاقی بودجسمم نمی توانست تغییر کند تا اینکه خدا را شکر در مسیر درست متناسب شدن قرار گرفتم و با فایل های مفید این دوره آسون و راحت شروع کردم به تغییر افکار وباورها و کلامم تغییر کرد و الان راحت تر دارم به هدفم می رسم ممنون از این فایل که با این مثال های واضح و روشن مسیر لاغرشدن را برایمان آسان می کنید.
نشان های دریافت شده
خیلی جالبه قبلا اصلا اینجوری فکر نمی کردم که چاقی من نتیجه افکارمه وهمیشه راجب چاق تر شدنم ولاغرنشدن حرف می زدم ونتیجه ش هم چاقی بیشتر بود ولی الان یادگرفتم که برای لاغری حتی باید مواظب حرف هایی باشم که می زنم مرسی استاد به نکته خوبی اشاره کردی
نشان های دریافت شده
من خیلی وقت بود که به دنبال همچین راهی بودم که شکنجه ندم خودم و بالاخره به لطف خدا پیدا کردم این راه و بدون سختی کشیدن در مسیر متناسب شدن !
حالا هم ذهنم و دارم تغییر می دم با افکار متناسب کننده- که تبدیل می شن به گفتار متناسب کننده و در نهایت به جسم ما متناسب می شه!
دیگه فکر چاقی و نمی کنم و همش سعی می کنم تو آیینه که خودم و نگاه می کنم از خودم تعریف کنم و لذت ببرم !
به قول شما از بس از بچگی به ما این چیزها رو یاد ندادن یکی هم که ازمون تعریف می کنه آدم باورش نمی شه !
ولی من داره کم کم فکرم عوض می شه و این تعریفا و باور می کنم
باسلام خدمت استاد عزیز ودوستان خوبم
من هم مثل همه به چاقی خیلی فکر میکردم همیشه فکر چاق شدن بیشتر بودم .هر بار که روی ترازو میرفتم حتما عدد بالاتر از قبل رو میدیدم وغم واندوه تمام وجودم رو میگرفت که حالا چیکار کنم بازم چاق تر شدم .چرا اصلا من همت نمیکنم یه فکر اساسی برای خودمبکنم با اینکه خیلی از کارها رو انجام دادم برای لاغر شدنم اما خوب این افکار بود .هر بار بعد از غذا خوردن عذاب وجدان بود که به سراغم می امد وای من دوباره نتونستم کم بخورم وحتما دوباره چاق میشم .وای ته دیگ سر سفره خیلی چاق میکنه اما خوب ازش نمیشه گذشت میخوردم اما بازم فکر این رو میکردم که چاق تر میشم .وقتی صبحها دیر از خواب پامیشدم میگفتم وای من چقدر کمتحرکم حتما چاق تر میشم این کم تحرکی و خوابیدن منو چاق کرده .هر بار وقتی میخواستم غذا بخورم با استرس که نکنه حالا کسی بهم بگه کمتر بخور ،رژیم بگیر با استرس کامل غذا رو در حد خفگی میخوردم .واینها همه وهمه فکرهای چاق من بود وبعد از ان صحبت کردن با بقیه بادوستام بو فامیل که وای ما چقدر چاقیم ،ما که چیزی نمیخوریم بعضی ها دوبرابر ما میخورن ماشانس نداریم .به خاطر تیروئیدمون هست .ما ژنتیکمون چاقیه .به خاطر اینه که تحرک نداریم ورزش نمیکنیم .هر کاری کردیم فایده نداره رژیم گرفتیم فایده نداره .هیچ لباسی بهمون نمیخوره ،لباس سایزمون گیر نمیاد ،شانس نداریم بعضیها یه هیکلهای خوشکلی دارن وفلان لباس زیبا رو میپوشن و…… وهمه این تجزیه تحلیل هارو هر روز وهر روز با بقیه کارشناسی میکردیم ودرموددش حرف میزدیم وحال خودمون رو خراب میکردم و هر بار هم با همه رژیمها وورزشها وفشارهایی که به جسم خودم وارد میکردم چاق تر وچاق تر میشدم .وبه این نتیجه رسیده بودم که هیچ راهی ندارم جز پیکر تراشی وشدیدا دنبالش بودم تا اینکه با استاد روشن اشنا شدم ،صحبتهاش به ودلم نشست ،دیدم حرفهاش درسته ،واز دل برمیاد وبه دل میشینه . گفتم امتحانش میکنم چند روز فایلهای رایگان رو گوش دادم تصمیم نهایی رو گرفتم ودر دوره شرکت کردم اوایل فقط فایل گوش میکردم ومثل همیشه هم تا حد خفگی میخوردم با این تفاوت که دیگه الان ترس نداشتم .همسرم بهم میگفت اخه مگه میشه تو انقدر میخوری چطوری میخوای لاغر شی مگه میشه ،ومن فقط ازش خواهش کردم بهش گفتم بهم استرس وارد نکن منو به حال خودم بگذار ،کاری به کارم نداشته باش واصلا در مورد چاقی ولاغری باهام حرف نزن وچند ماه بهم فرصت بده وخداروشکر که اون هم قبول کرد وخدایی تا همین الان که حدود ۸ ماه از دوره رو میگذرونم دیگه بهم حرفی نزد .
لعد از مدتی که به فایلها گوش دادم دیدم انگار رفتارم رو دوست ندارم رفتارم با چیرهایی که دارم توی ذهنم ذخیده میکنم هماهنگ نیست دچار دوگانگی شده بودم به استاد پیام داوم گفتم استاد میفهمم لهم کمک کن واستاد به من گفت فقط ادامه بوه ومن ادامه دادم کم کم دیدم میلی به خوردن هله هوله ندارم .چیزهایی که خوردنش قبلا به وجودم بسته بود رو دیگه میلی بهش نداشتم .غذا خوردنم داشت تغییر میکرد دیگه الان خوردنم تا حد خفگی نبود سیری رو با فشار شکم حس نمیکردم قبل از اینکه به فشار برسم یه پیامی رو از توی ذهنم میشنیدم که بهم دستور استپ میداد وکم کم روی این پیام کار کردم تا قوی وقویتر شد و خیلی خوب خوردنم تغییر کرد . ومن خیلی خیلی توی خوردنم تغییر ایجاد شد .وخیلی امیدوار شدم به لاغری و شروع کردم با خودم در موردش حرف بزنم چون کسی نبود واوایل هم من ار کاری میکردم نمیتونستم به خودم بقبولونم که توی توی گروه تلگرام تمریناتم رو بنویسم اما نظرات بچه ها رو میخوندم .تمرینهای خودم رو مینوشتم وبرای خودم تکرار میکردم .تا اینکه دیدم وقتی راه میرم کفشم از پام داره در میاد .موقع ظرف شستن انگشترم از دستم در میاد خوشحال بودم به استاد پیام دادم وگفتم من دارم نشانه ها رو در خودم میبینم وخوشحالم واستاد بهم تبریک گفت وبرام نوشت تو الان نشانه نمی بینی تو در روند لاغری قرارگرفتی .و من ادامه دادم وادامه دادم والبته بارها در مسیر نناامید شدم اما نگذاشتگ که طول بکشه وخیلی زود به مسیر برمیگشتم ویا از استاد کمک میگرفتم تا به مسیر برگردم .واین روند رو ادامه دادم وتا الان خیلی عالی متناسب شده ام واز رفتار خودم واز تغییرات جسمم راضی وخوشحال هستم و وقتی افکارم رو با فایلهای استاد عوض کردم وحرف زد نم عوض شد ودر پس اون جسمم هم عوض شد وخوشحالم
نشان های دریافت شده
خیلی عالی تغییر کردید و خیلی عالی در مورد تغییراتتون حرف زدید و برای دیگران راهی روشن ترسیم کردید. هر کسیکه نوشتهی شما رو بخونه برای شروع این راه اگر هم دودل بوده دیگه مصمم میشه.
افرین به دوست عزیزم
با وجود همراهانی مثل شما و دیگر دوستان حرکت در مسیر مشترکمون جذابتر و شادیافرینتره??
نشان های دریافت شده
دوست عزیز سلام
چقدر از تغییرات شما انرژی گرفتم تبریک میگم بهتون 🌺🌺🌺
نشان های دریافت شده
سلام و وقت بخیر حضور محترم دوست عزیزم خانم مومنی
من شهربانو هستم ۱۶ فروردین دور اول تمرینات دوره مقدماتی ورود به سرزمین لاغرهارو شروع کردم .ولی چون اصرار دارم که هر فایلی رو نت برداری دقیق داشته باشم بعد با ویرایش جمله بندی ها اونارو وارد سایت می کنم کارم کند پیش میره .
غیر از این بخوام رفتار کنم میشه عجله کردن و تمرینهارو سرسری گرفتن .
استاد در جایی گفتن که اگه فکر می کنید این حرفایی که ابتدای دوره در فایلها گفته میشه مسایل فرعی و کم اهمیتی هستن و قراره در فایلهای بعدی فوت کوزه گری به شما گفته بشه سخت در اشتباهید .
از همین اول کاری تمام فایلها نکات کلیدی لاغری با ذهنه .
منم روی همین حساب عجله ای برای اینکه زودتر به فایلهای بعدی برم ندارم
به خودم میگم از کجا معلوم شاید با گذشت یکماه از تمرینات ، لاغریم کلید بخوره و فرمان ذهن به جهت کاهش وزن صادر بشه و من در روند لاغری قرار بگیرم پس باید بدون عجله به عمق آموزشها برم و به اندازه کافی در هر فایل توقف داشته باشم .فعلا در مرحله احساس سبکتر شدن و کم شدن استرس و از بین رفتن ترس از خوردن و کالری هاشونم البته من ۸ ماه هم در دوره های رایگان سایت حضور داشتم .۶ ماه که گذشت بخاطر احساسات عالی که پیدا کردم به سرم زد که برای کاهش اولیه حدود ۵ کیلو زمان دوماه آینده ارو تعیین کنم و به خودم و یکی دو نفر دیگه (پسرم و داداشم ) اینو گفتم .البته اونا هر بار خونه ام اومدن از جملاتی که روی در و دیوار زده بودم کنجکاو شدن که بپرسن من دارم برای کاهش وزنم چکار می کنم منم اشتباه کردم گفتم و چون به یه اطمینانی رسیده بودم که حتما تا ۱۵ اسفند کلی وزن کم می کنم حدااقل ۵ کیلو با اطمینان تاریخ تعیین کردم .
اما باز نتونستم تا این تاریخ صبر کنم اواخر بهمن علیرغم اینکه در یکی از فایلهای استاد خونده بودم که نباید در این مسیر روی ترازو رفت ولی باز بد اشتباهی مرتکب شدم و رفتم روی وزنه واقعا شوکه شدم یعنی شما بگو حتی یک گرم نسبت به اوایل دوره رایگان کم کرده بودم نکرده بودم تا چند روز حالم بد بود بالاخره به خودم مسلط شدم ولی همه اش می ترسم نکنه اون عددی که روی ترازو دیدم ملاک تعین ترموستات انرژیم قرار گرفته باشه و هر کار کنم وزنم کم نشه ؟ چه جوری این خطارو جبران کنم ؟ 😔😔😔😔😔
گفتم اینجوری نمیشه دیگه جای موندنم در دوره های رایگان نیست باید وارد دوره ی تخصصی بشم تا دوباره از پایه لاغری ذهنی رو آموزش ببینم
اینجوری شد که با تهیه پول مورد نیاز وارد این دوره زیبا و دوست داشتنی شدم . هنوز تغییر آنچنانی از نظر فیزیکی در خود نمی بینم اما احساسم خوبه واقعا یه شاگرد مشتاقم برای استاد روشن و امکان نداره در نوشتن تمرین هر فایل مدال نگیرم …
امروز و فردا هم وقتم به تکمیل فایلهای شنبه هفته سوم خواهد گذشت امروز دقیق ۶ روزه که برای نوشتن تمرینات روز شنبه وقت گذاشتم .تلویزیون وماهواره کلا خاموش نه جایی میرم نه کسی می آد خودم هستم تک و تنها خیلی هم خوشحالم و اصلا به هیچکس نمی گم حوصله ام سر رفته چکار کنم ؟
تو حال خودمم و لذت می برم . از صحبتاتون اینجور برداشت کردم که افتخار آشنایی با یکی دیگه از شگفتی سازان نصیبم شده و شمارو فالو کردم .
آخه از بین شگفتی سازان دوره های استاد فقط خانم فاطمه سادات رو تونستم بشناسم و بارها با ایشون مکاتبه داشتم از طیق سایت . با بقیه از نظر اسمی آشنایی ندارم .عکسهاشونو دیدم ولی اینکه اسمشون چیه و آیا در سایت به عنوان همیار لاغری حضور دارن یا خیر چیزی نمی دونم ….
با خبری که از متناسب شدنتون در این متن دادید حدس زدم از شگفتی سازان دوره باید باشید .
در اینصورت بی نهایت خوشوقتم از آشناییتون .
امیدوارم باز هم از متنهای شما استفاده ببرم . اگر فکر می کنید می تونید به من سفارشی داشته باشید که برام کمک کننده باشه خوشحال میشم و از شما بی نهایت تشکر می کنم
مریم جان
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و مهربانم و همه دوستان خوبم
واقعا از گوش دادن به این فایل لذت فراوان بردم چقدر ساده و تاثیر گذار مطالب را هلاجی میکنید که بدون هیچ مشکلی قابل درک است و ما که این آموزشها را قبول داشته و به آنها ایمان داریم و نهایتا آنها را به اجرا می گذاریم نتیجه اش را هم که متناسب شدن است خواهیم دید ??☺?
ممنونم استاد بزرگوار که این همه دانستنی های با ارزش در اختیار ما مبگذارید و مانند یک راهنمای دلسوز و مهربان همیشه در کنارمان هستید این احساس خیلی خوب و اطمینان خاطر به ما میدهد ????☺☺☺????
نشان های دریافت شده
روز شصت وپنج تکرار:
خیلی خوشحالم که الان افکار من فقط و فقط حول و حوش محور متناسب شدن و سلامتی میچرخن.
من به اندازهی همهی سالهای عمرم البته به جز چند سال اولش همیشه نگران چاقشدنم بودم. همیشه اوایل از ترسم صحبت میکردم و از اینکه چه فعالیتهایی برای چاقتر نشدن انجام میدم و این یعنی همهی توجهم فقط و فقط به چاقی بود. همیشه از سختی لاغر شدن حرف میزدم و تو ذهنم خوردن مساوی چاقی معنی میشد. بعدها مدام به این فکر میکردم که من اصلا توانایی لاغر شدن ندارم و مدام از این عدم تواناییم حرف میزدم و قدر مسلم همون رو هم در جسممتجربه میکردم.
چقدر سپاسگزارم که حالا همهچیز تغییر کرده، من با تناسب فکری آشنا شدم و پذیرفتم که من مسئول چاقی و در نتیجه مسئول لاغری خودم هستم. من بذرهای تناسب و سلامتی رو در وجودم کاشتم و با پذیرفتن توانایی متناسب شدنم از اون بذرها مراقبت میکنم و اونها رو آبیاری میکنم. تمام مدت با عشق و اشتیاق تناسبمو در ذهنم و در صحبتهام شکل میدم و اثراتشو ارام ارام در بدنم تجربه میکنم. خوش به حال من و هر کسی که شجاعت قدم گذاشتن در این راهو داره.
نشان های دریافت شده
?????????
نشان های دریافت شده
خیلی ممنون استاد از توضیحاتتون.واقعا خسته نباشید که اینقدر با حوصله و مسئولیت راهنمایی میکنید???
نشان های دریافت شده
چه تشبیه کارسازی واقعا.استاد چقدر فامیلیتون برازندتونه واقعا روشن توضیح میدید منکه هزار بارم این فایل گوش بدم بازهم برام کمه اینقدر که آگاهی منتقل میشه از این گفتار واقعا…از چند روز پیش که فایل باورهای نگهبانو تکرار کردیم انگاری ی آپشن به من اضافه شده که سریع آنالیز میکنم افکارمو البته قبلا هم از این کارا میکردم ولی عموما نتیجه اش سرکوب و سرزنش حس بدبختی و کاسه ی چه کنم بود که دقیقا یادمه از بچگی مامانم هی بهم میگفت ایشالله کاسه چه کنم دستت بگیری.واقعا چرا ی مادر باید به ی بچه ۷/۸ساله یا اصلا نه ۱۵/۱۶ساله در مواقع عصبانیت اینو بگه..من دقیقا امروز هم داشت صحبت های دکتر هولاکوییو راجع به شکل گیری شخصیت انسان گوش میدادم.ایشون هم دقیقا موازی با آموزه های ما میگفت شخصیت و عزت نفس انسان کلا از ۲تا ۸سالگی شکل میگره که عملا از ۸تا ۱۸سالگی فرد نمیتونه چیزیو عوض کنه چون اصلا خودش هم خودشو نمیشناسه و بعد از ۱۸سالگی باید شروع کنه به خود سازی چون اکثر ما ایرانیها از جمله خود من آسیب های زیادی تو خانواده دیدیم ..همینکه تو هیچی نمیشی،حیف پول،حیف نون،و برای من که خیلی هم شدیدتر بود چون الان میفهمم من ی مادر افسرده،مریض و چاق داشتم که اصلا خودش زندگی نمیکرد که بخواد یا بتونه به ی بچه زندگی یاد بده یا نه حتی بخواد تخریبش نکنه.و چون همیشه سنگ از دیوار کوتاه تر راههتر شیشه میشکنه.سالها تمام حرصها و تخریبات شخصیتیشو در خالی میکرد جوری که من حتی الان تصور مادر شدن خودمو نمیدونم بکنم چه برسه واقعا بچه دارشم با اینکه ۳۴سالمه و حتی شرایط مناسبی برای بچه داشتن دارمو ولی اصلا فکرشم اذیتم میکنه.نمیدونم واقعا نوشتن افکار با اینکه ربط غیر مستقیم با موضوع فایل داره درسته با نه؟استاد عزیزم اگر اشتباه لطفا بهم گوشزد کنید که سعی در تغییرش کنم ،چون قاعدتا من چون هم تکرارو انجام میدم هم دوره پاکسازیو دارم و کلا اعم روزم به تکرار فایل میگذره واقعا برداشت کلیمو مینویسم و یادم نمیمونه که در کدوم قسمت راجع به چی جدا جدا بنویسم.خلاصه با تموم این صحبتها امروز فکر میکنمی باور قوی در ذهنمو که گم شده بود ولی داشت کار میکردو پیدا کردم که همون کاسه ی چه کنم.ومن چون باورهام و افکار نسبت به چاقی نهادینه و کلا عمر طولانی داشت این باور چه کنم دقیقا هرروز صبح با من بیدار میشد و میگفت چه کنیم با این همه چاقی .دقیقا چون من بهش قدرت داده بودم مادرم کاشت منم هرروز آبش دادم و نتیجه شد چاقی دقیقا گفتار اون،پندار من،رفتارمن،در نتیجه جسم من .و جالبه من همیشه برای همه چیز راه حل داشتم و هیچ وقت در سختترین شرایط شکست نخوردم الای چاقی و حتی واسه چاقیم تمام راه حلهای ممکن از قرص و دارو تا عملو انجام داده بودم و میدونستم ولی هیچ کدوم کارساز نبود چون ذهن من چاق بود و تماااام..واقعا چاقی من یکی به ی دلیل و دودلیل ختم نمیشه ولی منم خیلی خوب میتونم واکاوی کنم این مسئله رو .امروز با اینکه این یاداوری تلخ گذشته آزارم داد و منفی بافم هی دوباره گفت بابا بگیر بشین خونه تو رو چه به ورزش کردن ،تورو چه به تحرک و دقیقا همون موقع نفس تنگی من هم عود کرد ولی با اینکه اینقدر مانع سر راهم بود فرشته که چند وقت بود خیلی ضعیف شده بود گفت ببین چی میتونه حالتو خوب کنه و حس رضایت بهت بده وقتی شب داشتی به روزت فکر میکردی.و همین شد که من رفتم ورزش و دقیقا عالی ورزش کردم و لذت بردم و تمام ۳راه تا باشگاه و برگشت و تایم ورزش دوره پاکسازی تو گوشم بود و دقیقا درلحظه برگشتن یهو متوجه شدم که من دیگه واقعا از دیدن آدم های متناسب با بدنهای زیبا حسرت نمیخورم و چشمو برنمیگردونم در صورتی قشنگ با نگاه تحسین به راحتی و بی ترس نگاشون میکردم و ناخودآگاه لبخند میزدم .این حرکت فوق العاده بود من در این ۲۵سالی که چاق بودم و کلا درگیر چاقی تا الان ی همچین چیزی از خودم ندیده بودم و جالبتر اینکه ی قاشق ته بشقابم از ناهارمو مونده بود حتی کمتر از ی قاشق ولی نتونستم بخورم و ریختمش دور .اینجوری دارم تغییر میکنم و معلومه که هر روز افکارم قویتر میشه که نتیجش به به جسم زیبا و لاغره❤️❤️❤️آفرین به من ،آفرین به استادم???
نشان های دریافت شده
از نوشتههای ذهنی که داره تناسب رو تجربه میکنه کاملا میشه به سیر تحول و تغییر در حال بوجود اومدن پی برد.
به نظر من اولین نشانههای ذهن در حال نغییر در لابلای لغتهایی که ازش تراوش کرده جا خوش میکنه و ابن اتفاق مدتی هست که در نوشتههای شما مشهوده دوست متناسبم.
مطمئنم دیری نمیگذره که از تماشای عکس تناسب شما در سایت لذت میبریم.
من مطمئنم???
نشان های دریافت شده
چه حس خوبی میده وقتی دوست ندیده ایی داری که میدونی اونم راهش با تو یکیه و حرفتو خوب میفهمه❤️همراه و همسفر خوب همیشه حال خوب میده به آدم.مرسی که انرژی میدی بهم و منم مطمئنم که شادی و موفقیت سهم آدمایی مثل من وشماست که دراین مسیر باهمیم.??
نشان های دریافت شده
خیلی ممنون استاد از توضیحاتتون.واقعا خسته نباشید که اینقدر با حوصله و مسئولیت راهنمایی میکنید???
سلام
من همیشه در زندگی یا از چاق بودن در عذاب بودم یا ناراحت از اینکه چرا لاغر نمی شوم یا ترس از اینکه چاق تر نشوم و هر وقت هم که لاغر میشدم ترس از اینکه اگر دوباره چاق شوم چه میشود همراه من بود .
یعنی به طور خلاصه من همیشه درگیر مسئله چاقی بودم .
خواندن میثاق نامه و اینکه خودم را بپذیرم و مسئولیت چاقی خودم را بر عهده بگیرم یکی از راههای کمک کننده خوب به من بود
و مهمتر اینکه فکرم را از روی چاقی برداشتم و روی لاغری گذاشتم کنار گذاشتن ترازو یکی از مهمترین کارهایی بود که منو از فکر چاق شدن دور کرد
چند روز پیش با دخترم صحبت میکردیم من گفتم که من دیگه چاق نمیشم و دخترم گفت چرا مادر همه امکان داره چاق بشن ولی من واقعا به این موضوع ایمان دارم که حتی یک گرم هم دیگر چاق نمیشوم شاید سریع لاغر تر شوم شاید کند تر لاغر شوم شاید برای چند روز لاغر شدنم متوقف شود و یا بیشتر ولی در هر حال من به ذهنم گفتم که دیگر چاق نمیشوم و به این موضوع ایمان دارم .
نشان های دریافت شده
منم با شما در این باور شریکم رهای عزیز♥️
خوشحالم دوست خوبم????????
عاااالی هستید…
وااای از مثالاتون که از عالی هم عالیتره و مطلب و قشنگ روشن میکنه.ممنون از شما.