🤯 تا حالا شده حس کنی یه چیزی توی وجودت نمیذاره لاغر شی؟ نه ارادهست، نه تنبلی… بلکه یه چیز پنهانتره: افکار چاق کننده!
☁️ این فکرها توی ناخودآگاه ما جا خوش کردن، بیصدا، نامرئی، ولی خیلی قدرتمند.
مثل یه برنامهی مخفی اجرا میشن و ما رو به سمت چاقی میکشونن، بدون اینکه بفهمیم از کجا داریم کنترل میشیم.
✂️ اگه میخوای لاغر شی، اول باید بری سراغ افکار چاق کننده.
وقتی ذهنت سبک بشه، بدن هم خودش راهشو پیدا میکنه… 🧘♀️🌱
🧠 ذهن ناخودآگاه و چاقی؛ داستان یه هدایتگر پنهان!
تا حالا شده یکی آروم آروم دستت رو بگیره و ببره یه جایی که اصلاً نمیخواستی بری؟ 😐
ذهن ناخودآگاه ما هم یه همچین نقش مرموزی توی چاقی داره!

📦 فرقی نمیکنه این افکار چاق کننده چطوری واردش شدن —باورهای بچگی، حرف مردم، رژیمهای شکستخورده یا خاطرات تلخ— ذهن ناخودآگاه کاری به منبعش نداره، فقط اجراش میکنه!
و نتیجه؟ بله… چاقی! 😓
ولی یه خبر خوب:
ما آدمها وقتی دلیل یه مشکل رو بدونیم، راحتتر میتونیم از پسش بربیایم، درسته؟ 💡
اضافهوزن هم یکی از چالشهای مهم زندگیه، و روبهرو شدن باهاش، شجاعانهترین کاریه که میتونیم برای رهایی خودمون انجام بدیم. 🦸♀️
🏃♀️ فرار از چاقی، فقط بهش قدرت بیشتر میده.
اما وقتی بشینیم، نگاهش کنیم، بفهمیم چطور ذهنمون چاقی رو ساخته، تازه راه لاغری باز میشه.
🔁 ذهن ناخودآگاه با ورودیهای تکراری برنامهریزی میشه. یعنی چی؟
یعنی هرچی بیشتر بشنوی «چاقی ارثیه»، «چاقی طبیعیه»، «لاغری سخته»… بیشتر باورش میکنی، و اون باور تبدیل به انتظار ذهنی میشه.
و ذهن ناخودآگاه عاشق برآورده کردن انتظارهاست!

🧠 افکار چاق کننده از کجا میان؟!
👀 وقتی خوب نگاه کنیم، میبینیم چاقی فقط یه عدد روی ترازو نیست؛ یه داستان پنهانه که از ذهن شروع میشه، مخصوصاً از ذهن ناخودآگاه!
🔍 اطلاعات درباره چاقی از هزار راه وارد ذهن ما میشن و کمکم اونقدر تکرار میشن که تبدیل میشن به افکار چاق کننده.
و این فکرها، مثل برنامهنویسی ناخودآگاه، شروع میکنن به ساختن بدن ما… 📡
👨👩👧👦 زندگی در کنار خانوادهای که چاق هستن:
از همون بچگی، شنیدن جملههایی مثل “ما خانوادگی چاقیم” یا “تو هم شبیه عمهات میشی” باعث میشه ذهن کودک پر بشه از افکار چاق کننده.
🧑🤝🧑 دوستی با افرادی که اضافه وزن دارن:
تو جمعهایی که مدام درباره رژیم، سختی لاغر شدن یا عوارض چاقی صحبت میشه، ناخودآگاه مغز ما پر میشه از پیامهای تکراری که پایهی افکار چاق کننده رو میسازن.
📺 رسانهها، شبکههای اجتماعی، و حتی توصیههای پزشک:
وقتی دائم در معرض هشدارهایی مثل “چاقی ارثیه”، “با این دارو چاق میشی”، یا “اگه این غذا رو بخوری چاق میشی” قرار بگیریم، کمکم ذهن ناخودآگاهمون باور میکنه که چاقی سرنوشت ماست.
📚 حتی اطلاعات علمی
دریافت اطلاعات درباره متابولیسم یا هورمونها ممکنه باعث بشن فکر کنیم بدن ما خاصه، متفاوتتره، و احتمال چاق شدنمون بالاتره.
و این یعنی باز هم… ورود افکار چاق کننده!
🤯 وقتی این فکرها زیاد تکرار بشن، تبدیل میشن به نگرش و بعد انتظار ذهنی. و ذهن ناخودآگاه همیشه میخواد به انتظاراتمون پاسخ بده…
چه بخوایم، چه نخوایم!
📌 مثلاً کسی که از چاق شدن میترسه، مدام دربارهش فکر میکنه، و همین ترس تبدیل میشه به مرور افکار چاق کننده.
یا کسی که به خاطر لاغریاش مورد تمسخر قرار گرفته، ممکنه ناخودآگاه به چاقی بهعنوان یه راهحل نگاه کنه.
🔄 در هر دو حالت، ذهن شروع میکنه به تغییر رفتارها، انتخابها و تمایلات… و این یعنی حرکت به سمت چاق شدن.

🧭 آگاهی از مسیر چاق شدن
خیلی از ما فکر میکنیم چاقی یهویی اومده! 😕
اما واقعیت اینه که چاق شدن یه مسیر مشخص داره، مسیری که تقریباً همهمون ازش عبور کردیم – بدون اینکه بفهمیم!
📌 این مسیر بهسادگی اینطوریه:
ورود افکار چاق کننده 🧠 ← شکلگیری انتظار چاقی 🤔 ← مرور افکار چاق کننده 💭 ← رفتارهای چاق کننده 🍕🚶♂️ ← چاق شدن
اول همهچیز از همون افکار چاق کننده شروع شد… نه از غذا، نه از ژن، نه از هورمون.
🗣 این افکار کمکم میشن گفتار روزمرهمون، احساس درونمون، و در نهایت خودشون رو توی جسممون نشون میدن.
🎯 حالا اینجاست که ما یه نکته مهم رو یادمون میره:
بیشتر روشهای لاغری (از رژیمهای سخت گرفته تا ورزشهای طاقتفرسا) از آخر مسیر شروع میکنن! یعنی میخوان جسم رو زورکی تغییر بدن 😖
در حالی که… ✨ چاقی از ذهن شروع شده، پس لاغری هم باید از ذهن شروع بشه!
🔁 برای اینکه لاغر بشیم، باید برعکس همون مسیری که چاق شدیم رو طی کنیم:
افکار چاق کننده ❌ ← افکار لاغرکننده ✅
انتظار چاقی ❌ ← انتظار لاغری ✅
گفتار چاق کننده ❌ ← گفتار لاغرکننده ✅
رفتار چاق کننده ❌ ← رفتار لاغرکننده ✅
و در نهایت…
🍃 جسم هم خودش به سمت لاغر شدن حرکت میکنه، بدون زور، بدون فشار، بدون رنج.
🧘♀️ این یعنی لاغری با ذهن؛ یعنی همون روشی برای لاغری که آرومه، طبیعیِ و موندگاره.

📚 بهترین سرگرمی برای تغییر سریع افکار چاقکننده
یکی از بهترین و دلنشینترین کارها برای کمک به تغییر سریع و موثر افکار چاقکننده، خواندن نوشتهها و تجربههای واقعی هنرجوهای دوره «لاغری با ذهن» است. این نوشتهها مثل یک چراغ راهنمای پرانرژی عمل میکنند که به شما کمک میکنند مسیر لاغری پایدار را با امید و انگیزه شروع کنید. ✨
من هم مثل همه، از طریق مرور مداوم افکار چاقکننده به چاقی رسیدم. همیشه فکر میکردم چاقتر میشم و هر بار که روی ترازو میرفتم، عدد بالاتری میدیدم که غم و نگرانی رو توی وجودم زیاد میکرد.
فکر میکردم چرا نمیتونم یه تغییر اساسی بدم؟ با اینکه رژیم گرفتم، ورزش کردم، اما همیشه افکار چاقکننده مثل یه سایه کنارم بودن.
هر بار بعد از غذا خوردن، عذاب وجدان میاومد که «باز هم نتونستم کمتر بخورم، پس دوباره چاق میشم». حتی وقتی تهدیگ سفره رو میخوردم، همزمان فکر میکردم چاقتر میشم، ولی دلم نمیخواست ازش بگذرم!
صبحها که دیر بیدار میشدم، فکر میکردم کمتحرکیم باعث چاقیم شده، و وقتی غذا میخوردم با استرس که کسی بهم بگه کمتر بخور یا رژیم بگیر، به زور غذا رو میخوردم.
ما با دوستها و خانواده درباره چاقی و دلایلش حرف میزدیم: تیروئید، ژنتیک، بیتحرکی… و با اینکه همه این تحلیلها رو داشتیم، نمیدونستیم داریم افکار چاقکنندهمون رو بیشتر تقویت میکنیم!
بعد از کلی تلاش بیفایده، به این فکر افتادم که فقط راهش پیکرتراشیه… تا اینکه با استاد روشن آشنا شدم.
حرفهاش خیلی به دلم نشست و تصمیم گرفتم فایلهای رایگان رو گوش کنم و در نهایت تو دوره «ورود به سرزمین لاغرها» شرکت کردم.
اوایل فقط فایلها رو گوش میدادم و مثل همیشه زیاد میخوردم، ولی این بار بدون ترس بودم. حتی وقتی همسرم میگفت چطوری میخوای لاغر شی وقتی اینقدر میخوری، فقط ازش خواستم بهم استرس وارد نکنه و منو به حال خودم بذاره.
بعد از مدتی، رفتارم عوض شد. میلی به هلههوله نداشتم، غذا خوردنم تغییر کرد و دیگه مجبور نبودم خودم رو به زور سیر کنم. یه صدای توی ذهنم بهم میگفت «بس کن» و کمکم این پیام قویتر شد.
شروع کردم با خودم حرف زدن، تمرینها رو انجام دادم و کمکم نشانههای تغییر رو تو جسمم دیدم؛ کفشهام بزرگتر شدن، انگشترم راحتتر از دستم در میومد و کلی خوشحال بودم.
بارها ناامید شدم، ولی زود برگشتم به مسیر و با کمک استاد ادامه دادم.
الان بعد از ۸ ماه خیلی عالی متناسب شدم و از تغییرات جسم و ذهنم راضی و خوشحالم.
وقتی افکار چاقکننده رو با فایلهای استاد تغییر دادم، گفتارم عوض شد و در نهایت جسمم هم تغییر کرد. این بهترین حس دنیا بود!
اگر دوست داری تو هم مثل مریم از مسیر لاغری با ذهن بهره ببری، این نوشتهها رو جدی بگیر و به خودت فرصت بده تا تغییر واقعی اتفاق بیفته! 💪✨
برای اینکه این تمرین رو به بهترین شکل انجام بدی، اول لطفاً محتوای نوشتاری بالا رو با دقت بخون. بعدش ویدیوی آموزشی رو با تمام تمرکز ببین. وقتی آماده شدی، برو سراغ سوالات پایین و جوابها رو به صورت انشایی و با احساس صمیمیت و صداقت بنویس.
- نگرش شما درباره تاثیر افکار چاق کننده در وضعیت جسمی فعلیتون چیه؟
- با توجه به توضیحات، نظرت چیه درباره اینکه چطور این افکار چاق کننده وارد ذهنت شده و تأثیر گذاشته؟
- انتظار چاقی یا چاقتر شدن چطور و از چه مراحلی توی ذهنت شکل گرفته؟
- به نظرت چرا روشهای مرسوم لاغری مثل رژیم و ورزش، اغلب به نتیجه همیشگی نمیرسن؟
- با آگاهی از محتوای آموزشی، پروسه چاق شدنت رو به صورت مرحلهای و علمی شرح بده.
- لاغری با ذهن چطور به تو کمک میکنه تا از مرحله افکار شروع کنی و تا جسم ادامه بدی؟
اینجا جاییه که میتونی حرف دلت رو بزنی و همزمان از تجربههای دیگران هم انرژی بگیری. منتظرتیم! 💬❤️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.28 از 76 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


پروسه ی چاقی به این شکل هست که اول فکر چاق کننده در ما شکل گرفته و بعد اون فکر تبدیل به گفتار یا کلام ما شد و در نهایت در جسم ما به وجود اومد
باید پروسه ی لاغری هم در ما به این شکل اتفاق بیفته که :
اول افکار لاغر کننده در ذهن ما به وجود بیاد و بعد گفتار لاغر کننده و در نهایت در جسم ما لاغری نشون داده میشه
در اصل از هر راهی که چاق شدیم باید از همون راه هم لاغر بشیم نمیشه پروسه رو برعکس طی کنیم یعنی به جسم فشار بیاریم با رژیم و ورزش و یا قرص و کرم و … که لاغر بشیم باید از مرحله ی اول شروع کنیم تا به جسم که مرحله اخر هست برسیم
در اصل جسم ما یه نمایش دهنده هست که وضعیت افکار و کلام ما رو نشون میده و واقعا هم من همینطور بودم در تمام زمانهای قبل از آشنایی با این روش فکرم این بود که چقدر چاق شدم انگار دارم روز به روز چاقتر میشم وهمش به غدا به عنوان یه چیز چاق کننده نگاه میکردم با افکار وحشتناک که اگه این رو بخورم دیگه دو کیلو رو راحت اصاف میکنم و … هزاران فکر دیگه و این اواخر که با همه و خودم در مورد چاقیم حرف میزدم یعنی تبدیل به گفتار و کلام من شده بودن اون افکار که وای چقدر خوردم دیگه خیلی چاق شدم یا اینکه ورزش نرفتم این مدت پس چاقتر میشم یا اینکه فلان عدا ها رو نباید بخورم چون همین طور چاقم اگه اونا رو بخورم که چاقیم ناجور میشه و یا اینکه از یه سری زمانها میترسیدم که نکنه چا ق بشم مثلا در ماه رمصان و به همه میگفتم من داخل این ماه خیلی چاقتر میشم چند کیلو اضافه میکنم و واقعا هم چاق میشدم و اصافه میکردم و هی بیشتر میترسیدم و بیشتر این اتفاقها برای من میفتاد
ولی حالا میخوام با افکار جدیدم و باورهای جدیدم و کلام جدیدم جسم جدیدم رو خلق کنم
اما یه فرق داره قبلا با بقیه در مورد چاقیم و خوردنم و روشهای لاغریم خیلی حرف میزدم ولی حالا برای لاغری با این روش ذهنی کسی در اطراف ما نیست که از این موضوعات اطلاع داشته باشه و در این فضا باشه که بخواهییم حرف بزنیم پس در فضای سایت تناسب فکری باید قرار بگیریم و اینجا با نوشتن و خواندن کامنتهای خودمون و بقیه تمام افکار لاغر کننده رو به کلام تبدیل کنیم
پس چقدر نوشتن و خوندن مهم و تاثیر گذار هست و برای موفق شدن بسیار کمک کننده
مثلا :
باور اینکه :من روز به روز متناسبتر و لاعر تر میشم و هر روز به خودم میگم که چقدر عالی ام چقدر متناسبم و به لاغری هر چند کم توجه میکنم و عشق میدم و در نهایت برام اتفاق افتاده و میفته هر چند که دره ذره هست ولی در جسم ام لاغری رو میبینم که اتفاق میفته
یا باور اینکه : این غدا که میخورم تمام انرزیش برای سلامتی جسم من هست و اصلا قدرت چاق کنندگی من رو ندارد پس با لذت غذا بخورم نه عذاب وجدان و در نهابت همین فکر باعث لاغری در جسمم میشه
یا باور اینکه: من اگه به اندازه نیازم بخورم و زیاده روی نکنم به جسم ام فرصت ترمیم میدهم و اون من رو به سمت لاغری میبره و در نهایت هم لاغری در جسمم پیدا میشه با همین فکر
یا باور اینکه :لاغر شدن آسانترین کار دنیا هست و در نهایت لاعر شدن خیلی راحت و بدون زحمت در جسمم مشخص میشود به شرط نداشتن مانع
یا اینکه جسم من بدون نیاز به هیچ عامل بیرونی خیلی راحت از طریق ذهنم لاعر میشو د یعنی نیاز به هیچ ورزش و رژیم و قرص و … هیچ چیز ندارم و این باور و فکر در جسمم باعث لاغری میشه
یا اینکه باور : لاغر شدن روند طبیعی جسم من هست و جسم من مشتاق هست که من رو به سمت تناسب ببره پس در جسم من لاغری پیدا میشه البته اگه مانع ها رو از ذهنمون برداریم
باور دیگه ای که ما باید داشته باشیم این هست که من از تمام مواد غذایی اطرافم لدت ببرم و اصلا از نعمت های خداوند نترسم بلکه عمل من که زیاد خوردن هست ترسناکه با این باور جسمم رو به سمت تناسب میبرم
و یا باور دیگه : جسم من به شدت کم مصرف هست و همین باور من رو به سمت لاغری سوق میدهد
باور دیگه که باید داشته باشم هیچ کس مسول چاقی من نیست و خودم جسمم رو به این روز در آوردم و خودم هم لاغرش میکنم وهمین باعث میشه جسم من به سمت تناسب بهتر حرکت کنه
باور دیگه اینکه من فقط باید از طریق دهانم غدا بخورم نه چشم یاگوش یا دست یا بینی در واقع برای خوردن تحریک نشم در اینصورت لاغری در جسم ام پیدا میشه
باور دیگه اینکه من باید عاشق خودم و این جسمم و تمام چاقیم باشم و به اون عشق بدهم و نه نفرت که نتیحه اش میشه تناسب اندام در من
باور دیگه اینکه تصویر لاعر از خودمون در دهنمون داشته باشیم با یاد گرفتن روشهایی که در سایت هست که جسم ما رو به سمت لاغری. میبره
و یا باور اینکه کاملا با عادتهای چاق کننده ی خودمون در صلح باشیم هر عادتی که داریم و اونها رو بپذیریم و از این به بعد عادتهای جدید در خوردن داشته باشیم که همین ما رو به سمت لاغری میبره
باور اینکه ….
ما باید مراقب افکارمون باشیم اونها رو کنترل کنیم و هر روز روی افکارمون کار کنیم تا در مسیر باشیم و خارج نشیم از مسیر اصلی و هر جا مانع داشتیم یا ترمز داشتیم باید اونها رو برداریم تا نتیجه رو زودتر ببینیم
و کلا باورهای ما یا افکار ما هستن که تبدیل به گفتار میشن و در نهایت در جسم ما نشون داده میشن
نشان های دریافت شده
ما برای چاق شدنمون پروسه و زمانی روطی کردیم که به وضعیت چاقی رسیدیم ، پروسه ما اول در ذهن فکر کردن توجه کردن به چاقی بود و بعد حرف زدن و توجه کردن در مورد چاقی و بعد نمایان شدن چاقی ور جسم ما و حالا هم راه صحیح لاغر یاینکه به همون نحوی که چاق شدیم به همون نحو هم لاغر بشیم باید پروسه خودشو طی کنه و نیاز به زمان داره تو این راه اول در ذهنمون توجه میکنیم به لاغری بعد درمورد لاغری حرف میزنیم و به افراد متناسب توجه میکنیم و در آخر هم لاغری در جسم ما نمایان میشه …
چالش نه گفتن به تعارف امروز به من تعارف شد ولی خب من یادم نبود و تعارف رو قبول کردم امیدوارم دفعه های بعد عملکرد بهتری داشته باشم …..
و امروز یک اتفاق جالب هم برام افتاد ، من جلوی در اتاقم بودم و روی دیوار اتاق عکس فرد متناسبی رو زده بودم که دلم میخواست شبیه اون بشم و مادرم رد شد و نگاهی بهم کرد و گفت عه هیکلت شبیه همین عکسه شده ….و من تعجب کردم و خیلی حس خوبی بهم دست داد که چه قدر به هدفم نزدیک شدم و خیلی خوب این حرف رو شنیدم و کلی انرژی مثبت گرفتم
نشان های دریافت شده
سلام به استاد و دوستان عزیز
من تا اول راهنمایی کاملا متناسب بودم اما از این زمان به بعد، به لطف خانواده، جامعه، رسانه، دوستان و … فکر چاقی در من ایجاد شد و به تصویر ذهنی من تبدیل شد و بعد به گفتار من تبدیل شد و من همش نگران بودم که نکنه به سن بلوغ برسم چاق بشم؟ نکنه ازدواج کنم چاق بشم؟ نکنه تحرکم کم بشه چاق بشم؟ و… هر چقدر که بیشتر در مورد چاقی صحبت میکردم این گفتار به جسم چاق در من تبدیل شد.
وقتی که به خودم اومدم و خودم رو اسیر اضافه وزن دیدم، دست به اقدام زدم برای وزن کم کردن. اما چون روش های که برای لاغر شدن استفاده میکردم همه بیرونی بودند با شکست مواجه شدم چون پروسه لاغری رو بر عکس عمل میکردم و جسم خودم رو تحت فشار قرار میدادم.
اما خداروشکر با آموزش های استاد، مسیر چاق شدنم رو درک کردم و متوجه شدم که برای لاغر شدن هم باید همین پروسه (افکار لاغری-گفتار لاغری- جسم لاغری) رو طی کنم تا به اندام ایده آلم برسم و برای رسیدن به اندام ایده آلم اصلا هیچ عجله ای ندارم و به بدنم فرصت میدم تا با خیال راحت روند لاغری و ترمیم سازی رو انجام بده.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
افکار تبدیل میشن ب واقعیت فکر یک انرزی هست وقتی فکر روی یک موصوع زیاد بشه اون موصوع تو ذهن تبدیل ب تصگیر ذهنی شده و ب گفتار درنهایت هم ب واقغیت. قانون جذب.
تصور من اینه. وقتی از یک جاده ب سمت جایی حرکت مکنی تهنا راه برگشت بجای قبلیت فقط دور زدن و برگشت از همون جاده هست. وقتی فکر لاغری با ذهن در ذهن من افتاد چون من باقانون حذب اشنایی داشتم تاحدودی ومخاستم ازین طریق ب لاغری و تناسب مورد علاقه م برسم ددرنتیجه استاد سرراه من قرار گرفت. میشه راجب ااین پروسه رفت برگشت اینجور فک کرد تب من اول فکر کردم ولی هنوزم فکر انرزی کافی نبوده من لاغری مخام ولی هنوزم ته دلم شک دارم و یعنی ب چاقی فک مکنم شک کردن ترسیدن و نتیجه خاستن سریع. دقیقا نقطه عکس ایمان و پایداریس. وقتی ازین راه ب چاقی رسیدم خب ازهمین را ب تناسب میرسم باتکرار فکر لاغری با ایمان نه نگرانی با صحبت کردن راجبش با توجه و تمرکز روی انسان های متناسب تااینجا ک رفتار من کلا تغییر کرده گاهی وقتا ک دلم میل ب غذا ندازه نمیخورم گاهی وقتا هم حس مکنم و البته گشنم میشه طبق روال طبیعی بدنم میخورم حساسیتم نسبت ب غذا ها کاملا رفع شده خب ینی چی ینی من مسیرم درسته وقتی هم یک فکر کوچیک منفی میاد سرییع تمرکزم رو برمیدارم و ب چیز دیگه ای فکر مکنم یا اینکه میشنم وعاقلانه بهش فکر مکنم تادرستش رو پیدا کنم.
راستش من قبلا هرخابی میدیدم تعبیر میشد و همه ی اعصای خاندانم وفامیلم به این ایمان داشتن تااینکه چند وقت پیش من ی خاب بدی دیدم ک قبلا اون توزندگیمون رخ داده بود و من ترس افتاد بجونم خب اونموقه ک اون اتفاق افتاد تنها کسی ک اروم بود و توکل داشت من بودم بخودم گفتم حالا چیشده ک با دیدن یک خاب انقد وحشت زده شدی دیدم اینم شبیه لاغری یاهرچیز دیگه ای هست من وقتی توکل کردم اون حل شد والان اگه بیشتر روی این موضوع فکر کنم اون دوباره بوجود میاد اون باور برای من درست شده بود و همه هم به این باور رسیدن ک هرچی من خاب ببینم اتفاق میوفته الان فرق مکنه هرچیزی ک باب میلم باشه فقط روش تمرکز مکنم انقد بهش فکر مکنم ک دوباره ب واقعیت تبدیل میشه ووقتی چیزی باب میل و مود من نباشه اصلا بهش فکر نمکنم به همین راحتی. الان من فقط روی للغری فک مکنم و خاب دیدم خاهرم بمن میگه شکمت کو چقد لاغر شدی تو انقد به اون فکر کردم ک تک تک کلماتش تو ذهنم مرور میشه این همون انرزی هست. توی دنیا چیزهای زیادی وجود داره مهم اینه ک من چ طعمی رو بخام وچ طعمی سفارش بدم. افکار تبدیل میشن به واقعیت. مراقب افکار باشیم.
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و دوستان متناسب ، در گذشته من ترس از چاقی داشتم و افکار چاق کننده زیادی هم داشتم و در موردش هم زیاد با دیگران صبحت میکردم غافل از این بودم که این افکار وگفتار ، رفتارهای چاق شونده به دنبال دارن که در اثر پرخوری های زیاد از حد نیاز بدن ، جسم من چاق شد ، تو این سالها من همه ش جسمم را مقصر میدونستم و اونو تحت رژیمهای مختلف و ورزشهای سخت قرار میدادم که لاغر بشه در صورتیکه افکار و گفتار چاق کننده هم چنان سر جاشون باقی بودن ، آخیی جسم بیچاره من چقدر عذاب کشید خدا منو ببخشه ، الان که تو دوره هستم یاد گرفتم که چگونه افکار چاق کننده را تغییر بدم و جاش افکار لاغر کننده بزارم و راجبش صحبت کنم و بنویسم ، گفتارم هم تغییر کرده در نتیجه رفتار غذاییم تغییر کرده در نهایت جسم من اندکی لاغری را حس کرده و نشون داده ، یعنی همان پروسه چاقی برعکس شده ، افکار لاغری=گفتار لاغری=رفتار لاغری=جسم لاغر ، این فرمول ساده به من خیلی خوب یاد داد که تو این مسیر عجله کردن کاملا بی معنی میشه و باید این مسیر را با آرامش طی کرد و جسم را تحت فشار قرار ندیم چون نتیجه نهایی خودش براحتی میاد و واقعا چاقی ولاغری ربطی به جسم نداره و جسم فقط یک نمایش دهنده است ، چند روز پیش عکس یکی از بستگانمو دیدم که پارسال عمل معده انجام داده بود و حدود ۸۰ کیلو وزن کم کرده خیلی هم لاغر شده بود اما پژمرده و شکسته و ناتوان شده بود ، اون جسمش خیلی تحت فشار قرار داده بود ولی افکار و باورهای چاق کننده را هنوز داشت چون ۲ تا فرزند نوجوانش اضافه وزن داشتن ، در صورتیکه من دارم این برنامه را آرام آرام انجام میدم رفتار غذایی فرزندانم هم تغییرکرده و پر خوری نمیکنن و متعادل شدن اونها هم سلامت جسمشون براشون مهم شده ، صبر و امید واستمرار تنها ابزار مورد نیازه این راهه و هیچ چیز دیگه ای نمیخاد ، مگه از این ساده تر هم میشه ، خدا را هزاربار شکر میکنم که تو این مسیر هستم
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز وهمه دوستانی که رویای متناسب شدن دارن….
من روز و شب بهچاقیم فکرمیکردم و دا؛مهر جا میرفتماز اونجایی که اعتماد بنفسم پایین بودو فکر میکردم الان همه به من نگاه میکنن و راجع من خرف میزننو منو مقصر چاقیم میدونن ومسخره میکننسریع از اینکه ای وای من که هر کاری میکنم و هر رژیمی میگیرم لاغر نمیشم و ای خدا من ارثی چاقم و کم کاری تیرویید دارم صحبت میکردم که پیش هودمو بقیه بار گناه م روکم کنم وآخرش میگفتم خوب ظاهرا من باید با قضیه چاقیم کنار بیامو بسازمو من همینم دیگه. کاریش نمیشه کرد.کار بحایی رسید که من باردار شدم و این باور که تو بارداری من لابد خیلی چاق میشم از مدتها با من بود و ترسی در وجودم انداخته بود تا جایی که همین شد و تو دو ماه اول قد یه خانم باردار شش هفت ماهه وزنگرفتمکه دکترا همش تعجب میکردن .همش ناله میکردم .نگو که داشتم افکار و که به زبون میاوردم زمینه چاقی بیشترمو فراهم میکردم و من بیچاره از همه جا بیخبر.چه مظلوم بودیم ماها.طفلکی و گناهی.دلم برای خودممیسوزهکه با این افکار نذاشتم از دوران بارداریم لذت ببرم.مگه چند بار واسه هرکسی لذت بارداری پیش میاد.چقد خوب روشنمون کردی استاد.طبق تعهدم یک ماهه نذاشتم کسی از چاقی خودم یا خودش پیش من حرف بزنه و سریع حرف رو عوض میکنم.چنان لذای از دیدن خودم تو آینه میبرم.خودم رو ناز میکنم و میگم بزودی اینمهمون ناخونده میره و بر میگردی به نقطه متناسب قبلی که به اشتباه یه روزی ازش رد شدی. همین قدی مو دوست دارم ولی تجسم افراد متناسب رو هم تو ذهنم دارمو همش اونا رو تحسین میکنم و قسم به کا؛نات که من بزودی شبیه اون میشم. وقتی از این حرفا میزنم جوشش خون توی پوست وبدنم روحس میکنم.و یه چیز دیگه امروزا خیلی کم گشنه م میشه البته اگه شیطان وجودم قلقلکم نده. دیشب اصلا بزور چند لقمه شامخوردمتا امروز ظهر.به تاثیر غذا فکر نمیکنما.نه من راحت غذا میخوردم تا حد سیری و به جرات میگم بیشتر از چند لقمه زهرماری که قبل میخوردم و هر روزچاق وچاق تر میشدم وعجیبه اتفاقا احساس سبکی زیادی دارم.این راه رو ادامه میدم.تا وقتی حسم خوبه.تا وقتی اشتیاق دارم و لذت میبرم.مرسی استاد که هستی….
بخونید گوش کنید بنویسید عمل کنید و استمرار داشته باشبد…..
و آسون لاغر شید….
آره لاغر شدن با ذهن آسونترین کار دنیاست….
بزودی ها عکس شگفتیمو واستون میفرستم….
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام به همه ی دوستان و استاد گرامی 🥰😍
من از وقتی مشکل اضافه وزن دارم همش با استرس و نگرانی غذا میخوردم و همیشه غذای که میخوردم با ترس بود
و هر روزش در استرس و بیشتر چاق شدن بودم و با فکر کردنش به رفتارم و در نتیجه به این جسمی که الان به وجود اومده شدم
جسم ما یک نمایش دهنده هس اما ما نمیدونستیم و با فشار میخاستیم این جسم و تغییر بدیم
ما باید اول فکرمون رو تغییر بدیم و بعد رفتارمون تغییر میکنه و در نتیجه جسممون خودش و نشون میده
مثال تلویزیون خیلی مثال قشنگی بود استاد
خیلی واضح و روشن👌🏻
و همچینین مثال بخار اب. یخ
فکر چاقی فشرده برابر میشه گفتار چاقی و در اخر به جسم چاق
فکر وقتی تحت فشار باشه میشه کلام 👌🏻
و کلام وقتی تحت فشار باشه میشه جسم 👌🏻
و همچینین در روایات توصیه شده
مراقب افکارت باش که گفتارت میشه 👌🏻
و مراقب گفتارت باش که اعمالت میشه 👌🏻
استاد عزیز خیلی زیبا و عالی توضیح دادین ممنونم ازتون
خدایا سپاسگزارم 🌹🌹🙏🏻🙏🏻
نشان های دریافت شده
سلام
یک عده دوست داشتن چاق بشن( حس)
یک عده میترسیدن چاق بشن(حس)
عامل مشترک احساسه تو این دو جمله
اولیش حس خوب و لذته
دومیش حس بد و گرفتار شدنه
و عامل مشترک چاقی
کلمه چاقی
انرژی چاقی
تصویر ذهنی چاقی
و ماهم با تداوم دادن به حسهامون اونارو تبدیل به واقعیت میکنیم
خیلی جالبه
یک صحنه ای تو فیلم برره بود که سر زمین میشستن و نگاه میکردن و میگفتن در حال کار کردن روی زمینیم
دقیقا همونه
تازه فهمیدم که کار کردن رو باورا احتیاج به لپ تاپ و گوشی و نت و کتاب و دفتر و قلم نداره
با فکر با توجه نمیدونم اسم این عمل چی
مثلا لحظه ای به آب فکر میکنی و اون تو ذهنت میاد و ارتعاششو میفرستی
حالا چی میشه واقعا که هر لحظه به یک چیز فکر میکنی
بنظرم غیر ارادی
البته همین الان بهم الهام شد که همون وضوح از طرق تضاد
تشنه میشی و یاد گرفتی از بچگی آب بخوری همچین وقتی و آب تو ذهنت میاد
فهمیدم
بخاطر همین عباسمنش میگه کسی که فقیر پتانسیل بسیار بالایی برای ثروتمند شدن داره
چون پول فقط به ذهن اون خطور میکنه
در واقع ما اختیار نداریم در اینکه به چی فکر کنیم
ما طوری طراحی شدیم که به تضاد بخوریم و دقیقا همون لحظه با همه وجود بخواهیم اون رفع بشه
بخاطر همینه که میگن طرف تا خودش نخواد تو نمیتونی کمکش کنی
پتاسیل بالا یعنی همین
یعنی از وجودت برخواسته میشه
من الان دلم خونه میخواد
پتانسیلشو با تمام وجود دارم
ولی بهتر بگم افتادن در طیف نرسیدن به خواسته باعث شده به خواسته نرسم
طیف نرسیدنم تولید انرژی کرده که به نرسیدن رسیدم
گرونی
پایین بودن درآمد نسبت به قیمت خونه
و ازین حرفا
پس باور درست فقط بدرد کسی میخوره که پتانسیل اون خواسته را داشته باشه
💙💙
راحت نیست
چون ذهن سالها طور دیگه ای فکر کرده
سالهای سال مردم برای پولدار شدن سرکار میرن
کسی اصلا این مفهوم براش تعریف نشده که بیا فکرتو عوض کن
واقعا انگار همه خوابن
اونوقت یکی مثل شما که راه درستو رفته باعث تعجب میشه
چون اکثریت در راه نادرستن
اقلیت باعث تعجبن
خیلی جالبه
سالیان سال برای ثروت دنبال کار کردن و استفاده از جسم بودن
یخورده پیشرفت کرده رفتن سراغ مغز و ذهن
ولی باز جسم اصله
برای چاقی هم همینه
پروسه را برعکس میرفتیم
یک تصویری همونموقع گوش کردن فایل بهم الهام شد
مثل کسی که مهمان خونه بزرگی شده
منتها شبانه
حالا بعد کمی خواب میخواد از سرویس بهداشتی استفاده کنه
توی خاموشی و بزور و بلا دنبال سرویس میره
ولی ناگهان صاحبخونه میاد و چراغارو روشن میکنه
و اون میبینه چقدر بخودش فشار آورده و اشتباهی رفته
ولی چراغ همون آگاهی که ما بوسیله اش از پروسه اطلاع پیدا میکنیم
هزاران مثال میشه زد
دونه دونه تو ذهنم داره میاد
💙💙💙
حالا فهمیدم هر جایی که باشم با قدرت تخیلم میتونم حسمو خوب کنم
ساده و سبک بار
میتونم به دلخواهم توجه کنم
💙💙💙
مثال بخار آب عالی بود
بخار
آب
یخ
و این روند چاق شدن در همه انسانهاست
چه اشخاصی که دکترا دارند ولی این روندو اشتباه میزنن
البته دکترا هر رشته ای لزوما ربطی نداره به آگاهی از قدرت ذهن
هر کس با فیلترای ذهنیش دریافت داره
همون وضوح از طریق تضاد
تو بخواهی برات نمایان میشه
که برای من شد
استاد خیلی جالبه که خانوادم میگن این یزره شکم که مونده را درازنشست برو
میگم بابا به اون بزرگی رو چطور آب کردم اینم روش
میبینند ولی باور نمیکنند
خیلی جالبه
با چشم قلب باید دید
واقعا درسته
میگن دیگه لاغر نشو
اینم دراز نشست برو
چون فقط با دراز نشست میشه شکمو تخت کرد
💙💙💙
اشتباه زدن من توی ثروت چی؟؟
من الانم عمدتا دنبال یک کار فیزیکی
یک تبلیغات
یک تلفن
یک دری به تخته خوردن
یک بازاریاب
یک جابجایی
یک مهارت جدید
یک آگاهی جدید برای افزایش درآمدمم
دارم کار میکنم رو باورا
درکم بالا رفته
ولی هنوز تقلارا خیلی جاها دارم
استاد من شغل خوبی دارم
با پرستیژ
موقعیت اجتماعی بالا
ولی باورتون میشه وضعیت رفاهی شخص خودم با وقتی که کارمند بودم تفاوتی نکرده!!!!
خیلی جالبه
آیا نمی اندیشید!!!
واقعا چقدر قرآن این سوالو پرسیده
حالا البته تو این ۶ ماه سال ۹۹ بهتر شده
ولی جهش کوانتومی نبوده
تغیبر باورا تو یک سطح کوچیک داره نشون داده میشه
طرف میگه چطور میتونم لاغر بشم؟
خب نخور
بدو
چربی سوز بخور
بابا این اضافات که به شکل ماده هستند در درونیترین ذرات انرژی ان
و انرژی را نمیتونی از بینش ببری
طبق قانون فیزیک
💙💙💙
برای افزایش ثروت:
پس انداز کن
لباس نخر
چیز خوب نخور
سفر نرو
خب پول جمع میشه ولی🤔🤔🤔
چون ذهنت تو کار پس زدن ثروت و راحت نبودن باهاشه اون پول از مدار تو خارج میشه
پس اول بیا ذهنتو ثروتمند کن
اول فکر ثروت را بوجود بیار
در موردش صحبت کن
اونقدر که تبدیل به ماده بشه
💙💙💙
جسم نمایشگر
واقعا درسته
مثلا این تلویزیونهایی که داریم
تو یک کارخونه تو کشور کره تولید شدن
یک دونه اش میره آمریکا
یک دونه اش میره ترکیه
یک دونه اش میاد ایران
هر کدومش فرکانسی رانشون میده که صداوسیمای اون کشور میفرسته
رژیم گرفتن مثل این که برداری با تلویزیون بحث کنی چرا اینو پخش میکنی
همونقدر مسخره
بابا تصاویرو دوست نداری منبع تغذیه را عوض کن
مثل خیلیا که ماهواره میرن میخرن
آدم عاقل و البته آگاه کار درستو میکنه
آینه چون نقش تو بنمود راست
خود شکن آینه شکستن خطاست
یکی از خوشحالیام وقتی حس ناامیدیم بالا میگیره اینه که این دوره را خریدم و روش کار کردم
واقعا حسمو خوب میکنه
اتفاق روشنی بود تو زندگیم
یکجور نقطه عطف
💙💙💙
یک نکته مهم این جلسه این که به خواسته هامون توجه کنیم
این کار راحتی نیست
ذهنو باید تربیت کرد
واقعا توی دوره خوب روش کار شده
💙💙
استاد دوره ثروتتون کی میاد؟
۵ شهریور ۹۹
فریبای نازنین …همیشه از خوندن نوشته هات به وجد میام
🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼سلام خدمت استاد و دوستان خوبم
امروز برای بار دوم این فایل رو گوش دادم
بنظرم اگه در زندگی به چیزهای خوب و مثبت فکر کنی و افکارت پراز زیباییها باشه تووی کلامت خودشو نشون میده گفتارت زیبا میشه و مشخص میشه که توو افکارت چی میگذره ودر نهایت در جسم پدیدار میشه بشکل سلامتی.
هم سلامتی روح و جسم، یا بهتر بگم جسم سالم در گرو روح و ذهن سالم.
این جمله استاد که در فایل فرمودند که مراقب افکارت باش که گفتارت میشه و مراقب گفتارت باش که اعمالت میشه و اینها اصل و اساس قوانین کیهانی است که در مورد همه موضوعات زندگی یکسان عمل میکنه،نظر بنده رو تایید میکنه البته من اینطور به نتیجه رسیدم باز تایید نهاییش میمونه با استاد گرامی🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼
نشان های دریافت شده
مرسی از این فایل بسیار تاثیر گزار بود . من هم دوباره از اول گوش دادم و یاداشت برداری کردم . و با مثال زیبای استاد که اگهدمی خوای فیلم نمایشگر و تغییر بدی باید کاتال و عوض کنی . و قبلنا وقتی مشکلی در فرستنده پیش میومد می گفت مشکل از شبکه است لطفا به گیرنده های خود دست نزنید . 😂😂😂😂😂😂😂😂😍😍😍للان هم با این جسم بی گناه هی ور نریم باید از شبکه تنظیمات درست بشه و با افراد ناآگاه هم کمتر نشست و برخواست کنیم و ذهن هامونو الوده نکنیم . خیلی عالی بود و خوشحالم که اینجا هستم و دارم شبکه رو اصلاح می کنم و همچنین مواظب کلامم هم هستم . و ایمان دارم به لطف خدای مهربان به انچه می خواهم خواهم رسید و می دانم لاغر شدن آسانترین کار دنیاست . 😎😎😎