🤯 تا حالا شده حس کنی یه چیزی توی وجودت نمیذاره لاغر شی؟ نه ارادهست، نه تنبلی… بلکه یه چیز پنهانتره: افکار چاق کننده!
☁️ این فکرها توی ناخودآگاه ما جا خوش کردن، بیصدا، نامرئی، ولی خیلی قدرتمند.
مثل یه برنامهی مخفی اجرا میشن و ما رو به سمت چاقی میکشونن، بدون اینکه بفهمیم از کجا داریم کنترل میشیم.
✂️ اگه میخوای لاغر شی، اول باید بری سراغ افکار چاق کننده.
وقتی ذهنت سبک بشه، بدن هم خودش راهشو پیدا میکنه… 🧘♀️🌱
🧠 ذهن ناخودآگاه و چاقی؛ داستان یه هدایتگر پنهان!
تا حالا شده یکی آروم آروم دستت رو بگیره و ببره یه جایی که اصلاً نمیخواستی بری؟ 😐
ذهن ناخودآگاه ما هم یه همچین نقش مرموزی توی چاقی داره!

📦 فرقی نمیکنه این افکار چاق کننده چطوری واردش شدن —باورهای بچگی، حرف مردم، رژیمهای شکستخورده یا خاطرات تلخ— ذهن ناخودآگاه کاری به منبعش نداره، فقط اجراش میکنه!
و نتیجه؟ بله… چاقی! 😓
ولی یه خبر خوب:
ما آدمها وقتی دلیل یه مشکل رو بدونیم، راحتتر میتونیم از پسش بربیایم، درسته؟ 💡
اضافهوزن هم یکی از چالشهای مهم زندگیه، و روبهرو شدن باهاش، شجاعانهترین کاریه که میتونیم برای رهایی خودمون انجام بدیم. 🦸♀️
🏃♀️ فرار از چاقی، فقط بهش قدرت بیشتر میده.
اما وقتی بشینیم، نگاهش کنیم، بفهمیم چطور ذهنمون چاقی رو ساخته، تازه راه لاغری باز میشه.
🔁 ذهن ناخودآگاه با ورودیهای تکراری برنامهریزی میشه. یعنی چی؟
یعنی هرچی بیشتر بشنوی «چاقی ارثیه»، «چاقی طبیعیه»، «لاغری سخته»… بیشتر باورش میکنی، و اون باور تبدیل به انتظار ذهنی میشه.
و ذهن ناخودآگاه عاشق برآورده کردن انتظارهاست!

🧠 افکار چاق کننده از کجا میان؟!
👀 وقتی خوب نگاه کنیم، میبینیم چاقی فقط یه عدد روی ترازو نیست؛ یه داستان پنهانه که از ذهن شروع میشه، مخصوصاً از ذهن ناخودآگاه!
🔍 اطلاعات درباره چاقی از هزار راه وارد ذهن ما میشن و کمکم اونقدر تکرار میشن که تبدیل میشن به افکار چاق کننده.
و این فکرها، مثل برنامهنویسی ناخودآگاه، شروع میکنن به ساختن بدن ما… 📡
👨👩👧👦 زندگی در کنار خانوادهای که چاق هستن:
از همون بچگی، شنیدن جملههایی مثل “ما خانوادگی چاقیم” یا “تو هم شبیه عمهات میشی” باعث میشه ذهن کودک پر بشه از افکار چاق کننده.
🧑🤝🧑 دوستی با افرادی که اضافه وزن دارن:
تو جمعهایی که مدام درباره رژیم، سختی لاغر شدن یا عوارض چاقی صحبت میشه، ناخودآگاه مغز ما پر میشه از پیامهای تکراری که پایهی افکار چاق کننده رو میسازن.
📺 رسانهها، شبکههای اجتماعی، و حتی توصیههای پزشک:
وقتی دائم در معرض هشدارهایی مثل “چاقی ارثیه”، “با این دارو چاق میشی”، یا “اگه این غذا رو بخوری چاق میشی” قرار بگیریم، کمکم ذهن ناخودآگاهمون باور میکنه که چاقی سرنوشت ماست.
📚 حتی اطلاعات علمی
دریافت اطلاعات درباره متابولیسم یا هورمونها ممکنه باعث بشن فکر کنیم بدن ما خاصه، متفاوتتره، و احتمال چاق شدنمون بالاتره.
و این یعنی باز هم… ورود افکار چاق کننده!
🤯 وقتی این فکرها زیاد تکرار بشن، تبدیل میشن به نگرش و بعد انتظار ذهنی. و ذهن ناخودآگاه همیشه میخواد به انتظاراتمون پاسخ بده…
چه بخوایم، چه نخوایم!
📌 مثلاً کسی که از چاق شدن میترسه، مدام دربارهش فکر میکنه، و همین ترس تبدیل میشه به مرور افکار چاق کننده.
یا کسی که به خاطر لاغریاش مورد تمسخر قرار گرفته، ممکنه ناخودآگاه به چاقی بهعنوان یه راهحل نگاه کنه.
🔄 در هر دو حالت، ذهن شروع میکنه به تغییر رفتارها، انتخابها و تمایلات… و این یعنی حرکت به سمت چاق شدن.

🧭 آگاهی از مسیر چاق شدن
خیلی از ما فکر میکنیم چاقی یهویی اومده! 😕
اما واقعیت اینه که چاق شدن یه مسیر مشخص داره، مسیری که تقریباً همهمون ازش عبور کردیم – بدون اینکه بفهمیم!
📌 این مسیر بهسادگی اینطوریه:
ورود افکار چاق کننده 🧠 ← شکلگیری انتظار چاقی 🤔 ← مرور افکار چاق کننده 💭 ← رفتارهای چاق کننده 🍕🚶♂️ ← چاق شدن
اول همهچیز از همون افکار چاق کننده شروع شد… نه از غذا، نه از ژن، نه از هورمون.
🗣 این افکار کمکم میشن گفتار روزمرهمون، احساس درونمون، و در نهایت خودشون رو توی جسممون نشون میدن.
🎯 حالا اینجاست که ما یه نکته مهم رو یادمون میره:
بیشتر روشهای لاغری (از رژیمهای سخت گرفته تا ورزشهای طاقتفرسا) از آخر مسیر شروع میکنن! یعنی میخوان جسم رو زورکی تغییر بدن 😖
در حالی که… ✨ چاقی از ذهن شروع شده، پس لاغری هم باید از ذهن شروع بشه!
🔁 برای اینکه لاغر بشیم، باید برعکس همون مسیری که چاق شدیم رو طی کنیم:
افکار چاق کننده ❌ ← افکار لاغرکننده ✅
انتظار چاقی ❌ ← انتظار لاغری ✅
گفتار چاق کننده ❌ ← گفتار لاغرکننده ✅
رفتار چاق کننده ❌ ← رفتار لاغرکننده ✅
و در نهایت…
🍃 جسم هم خودش به سمت لاغر شدن حرکت میکنه، بدون زور، بدون فشار، بدون رنج.
🧘♀️ این یعنی لاغری با ذهن؛ یعنی همون روشی برای لاغری که آرومه، طبیعیِ و موندگاره.

📚 بهترین سرگرمی برای تغییر سریع افکار چاقکننده
یکی از بهترین و دلنشینترین کارها برای کمک به تغییر سریع و موثر افکار چاقکننده، خواندن نوشتهها و تجربههای واقعی هنرجوهای دوره «لاغری با ذهن» است. این نوشتهها مثل یک چراغ راهنمای پرانرژی عمل میکنند که به شما کمک میکنند مسیر لاغری پایدار را با امید و انگیزه شروع کنید. ✨
من هم مثل همه، از طریق مرور مداوم افکار چاقکننده به چاقی رسیدم. همیشه فکر میکردم چاقتر میشم و هر بار که روی ترازو میرفتم، عدد بالاتری میدیدم که غم و نگرانی رو توی وجودم زیاد میکرد.
فکر میکردم چرا نمیتونم یه تغییر اساسی بدم؟ با اینکه رژیم گرفتم، ورزش کردم، اما همیشه افکار چاقکننده مثل یه سایه کنارم بودن.
هر بار بعد از غذا خوردن، عذاب وجدان میاومد که «باز هم نتونستم کمتر بخورم، پس دوباره چاق میشم». حتی وقتی تهدیگ سفره رو میخوردم، همزمان فکر میکردم چاقتر میشم، ولی دلم نمیخواست ازش بگذرم!
صبحها که دیر بیدار میشدم، فکر میکردم کمتحرکیم باعث چاقیم شده، و وقتی غذا میخوردم با استرس که کسی بهم بگه کمتر بخور یا رژیم بگیر، به زور غذا رو میخوردم.
ما با دوستها و خانواده درباره چاقی و دلایلش حرف میزدیم: تیروئید، ژنتیک، بیتحرکی… و با اینکه همه این تحلیلها رو داشتیم، نمیدونستیم داریم افکار چاقکنندهمون رو بیشتر تقویت میکنیم!
بعد از کلی تلاش بیفایده، به این فکر افتادم که فقط راهش پیکرتراشیه… تا اینکه با استاد روشن آشنا شدم.
حرفهاش خیلی به دلم نشست و تصمیم گرفتم فایلهای رایگان رو گوش کنم و در نهایت تو دوره «ورود به سرزمین لاغرها» شرکت کردم.
اوایل فقط فایلها رو گوش میدادم و مثل همیشه زیاد میخوردم، ولی این بار بدون ترس بودم. حتی وقتی همسرم میگفت چطوری میخوای لاغر شی وقتی اینقدر میخوری، فقط ازش خواستم بهم استرس وارد نکنه و منو به حال خودم بذاره.
بعد از مدتی، رفتارم عوض شد. میلی به هلههوله نداشتم، غذا خوردنم تغییر کرد و دیگه مجبور نبودم خودم رو به زور سیر کنم. یه صدای توی ذهنم بهم میگفت «بس کن» و کمکم این پیام قویتر شد.
شروع کردم با خودم حرف زدن، تمرینها رو انجام دادم و کمکم نشانههای تغییر رو تو جسمم دیدم؛ کفشهام بزرگتر شدن، انگشترم راحتتر از دستم در میومد و کلی خوشحال بودم.
بارها ناامید شدم، ولی زود برگشتم به مسیر و با کمک استاد ادامه دادم.
الان بعد از ۸ ماه خیلی عالی متناسب شدم و از تغییرات جسم و ذهنم راضی و خوشحالم.
وقتی افکار چاقکننده رو با فایلهای استاد تغییر دادم، گفتارم عوض شد و در نهایت جسمم هم تغییر کرد. این بهترین حس دنیا بود!
اگر دوست داری تو هم مثل مریم از مسیر لاغری با ذهن بهره ببری، این نوشتهها رو جدی بگیر و به خودت فرصت بده تا تغییر واقعی اتفاق بیفته! 💪✨
برای اینکه این تمرین رو به بهترین شکل انجام بدی، اول لطفاً محتوای نوشتاری بالا رو با دقت بخون. بعدش ویدیوی آموزشی رو با تمام تمرکز ببین. وقتی آماده شدی، برو سراغ سوالات پایین و جوابها رو به صورت انشایی و با احساس صمیمیت و صداقت بنویس.
- نگرش شما درباره تاثیر افکار چاق کننده در وضعیت جسمی فعلیتون چیه؟
- با توجه به توضیحات، نظرت چیه درباره اینکه چطور این افکار چاق کننده وارد ذهنت شده و تأثیر گذاشته؟
- انتظار چاقی یا چاقتر شدن چطور و از چه مراحلی توی ذهنت شکل گرفته؟
- به نظرت چرا روشهای مرسوم لاغری مثل رژیم و ورزش، اغلب به نتیجه همیشگی نمیرسن؟
- با آگاهی از محتوای آموزشی، پروسه چاق شدنت رو به صورت مرحلهای و علمی شرح بده.
- لاغری با ذهن چطور به تو کمک میکنه تا از مرحله افکار شروع کنی و تا جسم ادامه بدی؟
اینجا جاییه که میتونی حرف دلت رو بزنی و همزمان از تجربههای دیگران هم انرژی بگیری. منتظرتیم! 💬❤️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.28 از 76 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام به دوستای متناسبم
یادمه همیشه دوست داشتم کمی از وضعیتی که بودم پرتر بشم و یکم از استخونی بودن در بیام چون از بس لاغر بودم صورتم خیلی توی ذوق میزد
و بخاطر صورتم دوست داشتم چاقتر بشم و دقیقا یادمه توی کامپیوتری که داستیم یه خواننده ای داست میخوند تقریبا ۱۳یا ۱۴ سال پیش
و من همیشه خودم رو جای اون خواننده تصور میکردم اون شخص نه چاق بود و نه لاغر و نمیشه هم گفت لاغر
و همیشه اون کلیپ رو میاوردم و نگاه میکردم
باور کنین همین الان به این حرف استاد رسیدم که واقعا تصویر ذهنی چیه؟؟
و چطور با تصویر ذهنی چاق شدم و چقدر میتونه در روند چاقی و لاغری تاثیر بذاره
قبلا که چند فایل که درباره تصویر ذهنی بود گوش دادم و اون رو فقط به حالت گذرا درک میکردم
اما با یادآوری این کلیپ فهمیدم تصویر چاقی من از کجا شروع شده و به این صورت ذهنم کم کم چاق شد .
اما گفتار چاقی من از کی شروع شد …
وقتی کوچکتر یودم یه بار با یکی دعوا کردم که اون شخص خیلی چاق بود جوری که قسمت شکمش روی هم افتاده بود و وقتی که دعوا کردم چون زورم بهش نمیرسید میخواستم اون رو کلامی تخریب کنم و بهش گفتم برو چاقالوی شکم گنده چند تیکه دقیقا همین حرف
احساس کردم طرف خیلی ناراحت شد و بلافاصله خودمم از حرفم پشیمون شدم و قبل اینکه معذرت خواهی کنم بهم گفت خداکنه خودتم یروز چاق بشی و شکمت مثل من بشه …
درسته اون موقع بچه بودیم و ایناهم حرفای بچه گونه ولی این حرفش همیشه توی ذهنم موند
و وقتی جسمم براساس اون تصویر اولیه شروع به چاق شدن کرد جوری که نمیتونستم جلوی چاقی خودم رو بگیرم و حرف اون شخص هم توی ذهنم و گتارم هی میومد و من بازگو میکردم نکنه شکمم مثل اون بشه و نفدینش منو بگیره
روزبروز وضعیت جسمی و روحی من بدتر میشد و من به همه راه ها میزدم تا چاق نشم و توی این مسیر هایی که میرفتم چه ضرر هایی که ندیدم
و حالا برای تغییر این وضعیتم اولا اون تصویر اولیه رو باید حذف کنم و بعدش فکرم رو از روی اون حرف دوستم بردارم و ان شاءالله جسمم هم بمرور زمان تغییر خواهد کرد.
نشان های دریافت شده
به نام ايزد منان
من باگوش دادن اين فايل خيلي جيزها برام روشن شد اينكه ما بايد براي رسيدن به آرزهامون بايد در مورد مسير آگاهي كسب كنيم مثال استاد عالي بدو بخار أب همان افكار اوليه در مورد جاقي جه دوستش داشته باشي جه نداذته باشي
من اوايلش با تمام وجودم خواستم جاق بشم بعد شروع به حرف زدن در موردش كردم قدم دوم كه در مثال استاد همان أب بود يعني فشرده شده بخار افكار من اينقدر ادامه بيدا كرد تا تبديل به كفتارم شد قدرت كلام اينجا خيلي مهمه ولي ما ازش راحت رد مي شويم ولي ماندن زياد در اين مرحله همان وضعيتي است كه من الان درش در گيرم يادم مي ياد وقتي جاق شدم و به خدوم آمدم خيلي سعي كردم لاغر كنم يكبار خودم تو اينترنت رفتم گشتمو هر جي جربي سوز بود را از عطاري گرفتم و با كلي هزينه أنها را آسياب كردم تا سريع لاغر بشم ولي هيج فايده اي كه نداشت قسمتهاي ديگر بدنم را دجار اختلال كرد هر وقتي كه غذا مي خوردم همش با استرس همراه بود هي توي دلم يك ندا ميگفت خيلي خوردي الان تو جاق جاق شدي اينقدر در مورد جاقيم حرف مي زدمكه نگو تو جمع خودم خودمو جاق ميديدم و همه را متوجه اين امر مي كردم يادمه ي عروسي رفته بوديم و جا خيلي كم بود من به دختر خاله ام گفتم ي كم جا را باز كن من كوجولو هستم جايي نمي گيرم يا مي گفتم مصرف قرص و دارو منو جاق كرده از ترس اينكه هيج لباس و مانتويي اندازه من نمي شهنمي رفتم خريد و يك مانتو دادم بدوزن و تقريبا ۷سال بوشيدمش باور ميكنيد
ولي الان وضعيتم خيلي بهتر شده ديگه حرص قبل رابراي خوردن ندارم خيلي آرومغذا را مي خورم و اصلا اصراري نرارم كه تمام بشقاب را بخورم و مي خوام روي اين مساله خوب كار كنم كه مقدار برام اصلا مطرح نباشه فقط وقتي نداي سيري را دريافت كردم دست بكشم من با شركت در اين دوره تونستم به اينجا برسم جندين بار عقب ماندم و با استاد صحبت كردم ايشون گفتن من فقط ادامه بدم و من ادامه دادم خيييييلي خوشحالم كه بالاخره تونستم روند لاغرى را در خودم ايجاد كنم از استاد بزرگوارم را از همينجا تشكر ميكنم كه منو متوجه كرد كه راه را درست بيش ببرم و بجاي اينكه از آخر بيام براي لاغري شروع كنم از اولمسير كار را شروع كنم يعني اول فكر به لتغري را در من ايجاد كرد و بعد در موردش صحبت كرديم با به اشتراك قراردادن تمريها در سايت و مرحله سوم كه تناسب اندام هستكهما هيج دخل و تصرفي در آن نداريم و اون خودش ايجاد ميشه فقط بايد ود مرحله قبل را درست انجام بدم من فكر لاغري خوب انجام دادم و د، مرحله دوم هستم و همواره در مورد لاغري صحبت ميكنم ممنونم استاد 🌷🌷🌹🌺🌺🌺
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربانبا سلام و عرض ادب
قبلا این سخن را از قول زرتشت پیامبر ایرانی شنیده بودم که:پندار نیک،گفتار نیک،کردار نیک الان که بار دیگه از زبان استاد شنیدم برام خیلی جالب بود که به چه سخن حکیمانه ای استاد اشاره کردن و از سه کلام گر چه فقط سه کلمه س ولی یک دنیا حرف داره….واقعا عالی بود دقیقا از ی زمانی که متوجه شدم نسبت به همکلاسی ها و یا هم سن و سال های خودم چاقتر هستم فکر چاقی و نگرانی از چاق شدن مثل خوره افتاد توی مغزم و تقریبا بیشتر وقتها بهش فکر میکردم مخصوصا وقتی که می خواستم چیزی بخورم علاوه بر نگرانی و استرس خودم تذکرات و تمسخرهای اطرافیان هم بیشتر اعصابم را خرد میکرد فکرم بیشتر و بیشتر مشغول موضوع چاقی میشد و بنابراین تقریبا همه ی ساعتهای شبانه روز فکر و ذهنم درگیر موضوع چاقی بود و داشتم بهش فکر میکردم و چون ما خونوادگی تقریبا همه چاق بودیم طبق معمول اصلی ترین موضوع گفتگو هامون چاقی بود همش بحث سر این بود که کدوم ماده ی غذایی چاق کننده س.. زیاد می خوری…تند تند غذا می خوری چاق میشی…اصلا چاقی ما ارثیه دست خودمون نیست…اصلا ما شانس نداریم آبم می خوریم چاق میشیم… حرصم که بخوریم چاق میشیم…اصلا خدا خواسته ما چاق باشیم و خلاصه هزار جور تجزیه و تحلیل دیگه که ذهن و فکرم را مشغول میکرد و نمیدونستم که اینهمه فکر کردن و حرف زدن در مورد چاقی گرچه از روی دلخوری و نگرانی بود ولی ذهنم همه ی اون افکار و حرف ها را در جسمم اعمال میکرد و من چاقتر میشدیم و استرس ها و دلهره ها روند چاقی مرا بیشتر میکرده و همه ی حس بد و نفرت از خود را در من ایجاد میکرد دوست نداشتم در آینه نگاه کنم و خودم را ببینم دوست نداشتم عکس بگیرم و اگر گاهی بی خبر از من عکسی گرفته میشد با دیدنش و توجه به چاقیم از خودم بدم می اومد و دوست نداشتم خودم را ببینم انگار از خودم و از چاقیم فرار میکردم در حالی که اینطوری نه تنها چاقیم از بین نمی رفت بلکه بخاطر حس بدی که در من ایجاد می شد در واقع روند چاقی من سریعتر و بیشتر میشد و من نسبت به این موضوع ناآگاه بودم و این عدم آگاهی مرا به سمت رنج و عذاب و چاقی بیشتر سوق میداد و از طرفی هر چقدر احساسم بدتر می شد عصبی تر می شدم و بیشتر غذا می خوردم . گاهی خودم را به بی خیالی می زدم که به من چه بی خیال…خدا می خواست منو چاق خلق نکنه خدا خودش می خواد که من چاق باشم اما توی دلم آشوب بود و پر از استرس و احساس بد…. همیشه غذا خوردنم همراه با استرس و احساس بد بود که نکنه چاقتر بشم… همیشه حضورم توی جمع ها همراه با نگرانی و استرس بود که نکنه کسی به چاقی من توجه کنه و چیزی بگه که خجالت بکشم… همیشه لباس خریدنم همراه با استرس بود که لباس سایز بزرگ پیدا نکنم یا فروشنده بد به من نگاه کنه و با اون حس بد بگه سایز شما نداریم….بنابراین زندگی ام همیشه پر از استرس و احساس بد بود و همین استرس و همین احساس بد دو عامل مهم چاقتر شدنم بودند.
از یک زمانی تصمیم گرفتم لاغر بشم بنابراین رژیم های مختلف و سخت را امتحان کردم هر بار که رژیم می گرفتم با نخوردن ، کم خوردن ،طبق دستور و وزن مشخص غذا خوردن ، مصرف داروهای لاغری؛خوردن دمنوش های بدمزه و عذاب آور،پیاده روی های سخت و آزار دهنده و…خیلی کارهای سخت و عجیب دیگه که همشون هم همراه با احساس بد و حال بد بود و همین حال بد خودش عامل بازدارنده از لاغری بود. در همه ی این روش ها من مسیر را اشتباه میرفتم و در مسیر اشتباه هر چقدر هم که تلاش کنی و با سرعت بری نه تنها به هدف نمیرسیم بلکه از هدف دورتر میشیم پ فقط رنج و خستگی و کلافه گی نصیب مون میشه…همه ی روشهای لاغری مسیر را اشتباه میرن .مثل اینکه بخوان از آخر به اول برن…چون چاقی ما از ذهن و فکر های چاق کننده مون شروع شده و افکار چاق کننده به حرف تبدیل شده و نتیجه ش در جسم ما به شکل چاقی و اضافه وزن مشخص شده…جسم ما همون صفحه ی تلویزیون هست که فیلم ها و عکس ها و برنامه ها را فقط نشون میده نمایشگره و اگر بخوایم فیلم یا برنامه را عوض کنیم باید کانال را عوض کنیم نه اینکه تلویزیون را عوض کنیم تا کانال عوض نشه هر نمایشگری بذاریم بازم همون فیلم را نشون میده…اگر بخوایم لاغر بشیم باید افکار چاق کننده را تغییر بدیم و با افکار لاغر کننده جایگزین کنیم تا حرف هامون هم تغییر کنه و بعد تاثیر این تغییر در جسم مون به شکل لاغری نمایش داده بشه. اینطوری ما بدون تحمل هیچ سختی و رنجی با احساس و حال خوب لاغر میشیم و به تناسب اندام مورد نظرمون میرسیم بدون اینکه جسم مون را تحت فشار قرار داده باشیم و احساس و حالمون بد بشه و بالاخره هم خسته و ناامید شکست بخوریم و خودمون را در مقابل چاقی ناتوان و ضعیف کنیم…روش صحیح و عالی لاغری با ذهن هست که ما را از راه درست و بدون رنج و سختی در آرامش کامل و احساس خوب و لذتبخش متناسب شدن به هدف می رسونه و آرامش و اعتماد به نفس از دست رفته مون را بهمون برمی گردنه.ما را به اهداف زیبا و رویایی مون میرسونه🙏باز هم خدا را شکر میکنم که مرا به این مسیر زیبا هدایت و حمایت کرد و به آرزوهای دیرینم رسوند..خدای مهربونم شکرت شکرت شکرت
سلام استاد ودوستان گرامی گام ۵۸ وقتی ی موضوعی ی مسیله ای برای ما روشن وواضح نباشه مطمئنا ما نمیتونیم برای حل کردن اون اقدام کنیم اما وقتی برای ما واضح وروشنه که چرا اتفاق افتاده ما میتونیم به راحتی براش ی راه کار در نظر بگیریمووچطور مسئله چاق رو به لاغری تبدیل کنیم حتما شنیدی که میگن گفتار نیک پندار نیک وکردار نیک من شنیدم یعنی هیچ فرقی نداره همون رفتار نیکه وحتی در دیوار مدرسه ی پوستر کوچیک تو مغزه ها پشت سر فروشنده یا تو بیمارستان پشت سر اپراتور این چیزا رو میبینیم بستگی داره اون فروشنده یا اپراتور اینا چه فکرهایی تو سرشون دارن این پوسترها رو میچسبونن که مراقب افکارت باش که به گفتارت تبدیل میشهومراقب گفتارت باش که اعمالت میشه مراقب اعمالت باش کهورفتارت میشه این چیزا رو زیاد دیدم وشنیدم وحتی خیلی بیشتر بوده ومثل ی جرقه تو سرم شده وخیلی خوشم اومده یا نوشتمش ی جایی یا چند بار خوندم که ملکه ذهنم بشه ولی حالا دوسه ساله که مدرسه ها تعطیل بخاطر کرونا ومن دیگه ندیدم بجز تو بیمارستان که درباره حضرت علی بود بزرگترین گناه ترسه بزرگترین نا امیدی مرگه و…واین اعمالمونه که زندگی ما رو رقم میزنه در واقع اعمال ما همون خروجیهای مخزن ما هستند که زندگی ما رو رقم میزنن ومیتونن از این رو به اون رو کنن واینا اصل وااصاص کیهانی هستند که در مورد همه موضوعات زندگی یکسان عمل میکنندر مورد چاقی هم همین طوره همه افراد با چاقی مواجه میشن قبل از اینکه جسمشون چاق بشهدقبل از اینکه تصور چاقی در ذهنشون ایجاد بشه اونا فکر چاقی در ذهنشون ایجاد میشه به دلایل مختلفی ما میترسن که چاق بشن یا دوست دارن ی جورایی عاشق چاق شدن هستند من امروز تازه فهمیدم چطور شده که من چاق شدم تا حالا تو این ۹ ماه نفهمیدم من جزعه دسته دوم ویا سوم بودم که دوست دارن چاق بشن یا عاشق چاق شدنن وقتی من بچه دومم باردار شدم چاق شدم ووقتی که کم کم به وزنم اضافه میشد فکر میکردم طبیعیه که ی خانم باردار اضافه وزن پیدا کنه در حقیقت عاشق چاق شدن بودم منم بعد از ۱۱ سال باردار شدم این عشق چند برابر شد ودیگه فکر نمیکردم تا ی حدی ۷کیلوش طبیعیه بقیه میشه اضافه وزن وفکر میکروم بعد از زایمان همه چیز برمیگرده سرجای اولش خوب تجربشو داشتم برای بچه اولم خلاصه فرقی نداره چه بترسی چه دوست داشته باشی چاقیرو در هر دو مورد یکسان عمل میکنه این فکر مثل ی انرژی عمل میکنه وعلم فیزیک میگه انرژی از بین نمیره بلکه از حالتی به حالت دیگه تبدیل مبشه پس برای منم همین اتفاق افتاد انرژی من از فکر به چاقی تبدیل شد ازلین نرفت فقط حالتش عوض شد پس فکری که در ذهن ما ایجاد بشه من دوست دارم چاق بشم یا من میترسم که چاق بشم این ی جور انرژی در ذهن ما ایجاد شده وقتی این فکر ادامه پیدا کنه تبدیل میشه به اتصویر ذهنی که بازم ی شکل دیگه ای از انرژیه مرحله دوم تبدیل میشه به گفتار اونیکه میترسه که چاق بشه یا دوست داره که چاق بشه بارها وبارها با دیگران درباره دوست داشتنش وترسیدنش صحبت میکنه که نکنه چاق بشم میترسم چاق بشم اینو بخورم چاقم میکنه و…واین تبدیل میشه به گفتار واونیکه دوست داره هم چاق بشه هم همین طور من خیلی دوست دارم چاق بشم شایدم مثل من نگفته باشه فقط از چاق تر شدنش لذت برده وچاق شده البته فکر منه نظر منه شاید درست نباشهدمیخورم چاق بشم و…هر دو مورد یکی فکر تبدیل میشه به گفتار وقتی فکر چاق کننده ابجاد بشه ودربارش حرف بزنی با دیگران میشه گفتار وقتی فکر فشرده میشه زیاد بشه تبدیل میشه بهاضافه وزن ور مورد انسان هم همین طوره فکر تحت فشار قرار میگیره میشه کلام کلام تحت فشار قرار میگیرم میشه جسم چاق به واقعیت تبدیل میشه حالا میخوایم لاغر بشیم چکار کنیم در حالت عادی میومدیم جسم بیچاره رو تحت فشار زیاد قرار میدادبم ازطرفی میگرفتیم از طرفی ورزش دمنوشها کمربندها قرصهای لاغری و…استفاده میکردیم که نتیجه نداشت یا برای ی مدت کوتاهی بود یعنی میخواستیم پروسه چاقی رو برعکس طی کنیم دلیل موفق نمیشدیم همین بود روش اشتباه بود وپروسه رو بر عکس میرفتیم وباید اول بپذیریم در ک کنیم که این پروسه وجود داره که یادمون لیاد که چقدر از چاقی بدمون میومد وچقدر میترسیدیم از چاقتر شدنمون یادمون بیاد که چقدر دربارش صحبت کردیم حالا از روی ترس یا دوست داشتن بعد جسممونم ببینیم که به چی تبدیل شده این پوروسه رو وقتی دیدیم ودرک کرویم حالا میایم از همین روش در پروسه اغری استفاده میکنیم اول فکر لاغری رو ایجاد میکنیم بعد درباره لاغری صحبت میکنیم منکه کسی رو ندارم درباره لاغری باهاش صحبت کنم چون به کسی چیزی نگفتم فکر کنم باید با خودم حرف بزنم بعد لاغری خودش خودش خود به خود در ما ایجاد میشه وجسم ما اونو نشون میده باید مسیر چاق شدن درک کنی همون مسیر تکرار کنی وجسم ما نملیشگره اونو به نمایش میذاره برامون نگران نباشید امید داشته باشید توکل به خدا کنید دیر و زود داره اما سوخت وسوز نداره چون من این راه دارم میرم همون طور که استادم رفته خودم زیاد احساس نمیکنم ولی ی نفر بهم گفته که داری لاغر میشی این همون امید انگیزه ست که در ما ایجاد میشه اگر بخوایم جسممونو تغییر بدیم به زور وفشار نمیشه اول باید ذهنمون تغییر کنه بعد نمایشگر خودش به نمایش میذاره ومن هر وقت جلوی اینه برم از جسمم معذرت میخوام که نا دانسته اذیتش کروم بهش فشارها که نیوردم چقدر با مشت به شکم وباسن بدنم زدم تا چربیهاش خورد بشن وزودتر فرایند لاغری طی کنم به امید شگفتی ساز شدن ومنم خیلی خیلی خیلی خوشحالم که در خانوادهای مثل خانواده در مسیر لاغری هستم واز استادمم بی نهایت سپاسگزارم بابت تک تک کلماتی که به من یاد داده تا دانش من زیاد بشه واگاه باشم که چطور باید لاغر بشم بینهایت سپاسگزارم
سلام دوست عزیز
نوشته های شما عالیه
سعی کنید از پاراگراف بندی، نقطه گذاری و … استفاده کنید تا نوشته شما به شکل راحت تری خوانده شود.
وقتی یک مساله برای ما واضح و روشن نباشه نمیتونیم اون مساله رو حل کنیم ولی اگر اون مساله شفاف و آشکار باشه بهتر میتونیم اون رو حل کنیم و اون موضوع رو تغییر بدیم (مثل مساله ی چاقی و لاغری که ما باید اول برامون موضوع چاقی شفاف بشه که چرا ما چاق هستیم و ریشه و علت چاقی رو پیدا کنیم تا بتونیم اون رو بر طرفش کنیم من متوحه شدم ذهن من چاق هست پر از فرمولهای چاقی هست و دستورهای مغزم که برای خوردن صادر میشه تحت تاثیر ذهن چاق من هست و در نهایت جسم من چاق میشه )
ما بارها شنیدیم :
پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک .
مواظب افکارت باش که گفتارت میشه و مواظب گفتارت باشه که اعمالت میشه
هر فردی قبل از اینکه چاق بشه به فکر چاق شدن بوده حالا یه عده دوست داشتن چاق بشن و یه عده میترسیدن چاق بشن در هر دو دسته افراد موضوع چاقی اول به شکل فکر ایجاد شده و وقتی افکارت تداوم پیدا میکنه ،طبق قانون انرژی این فکر به صورت انرژی وجود داره
و این انرژی از بین نمیره فقط از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشه و در نهایت این انرژی افکار تبدیل میشه به تصویر ذهنی و گفتار(وای چقدر من این کار ها رو کردم و نمیدونستم و خودم خبر نداشتم من از سال ۹۳ تا ۹۹ مرتب در رژیم سخت و ورزش بودم و نتیجه مقطعی میگرفتم و به محض ایده آل شدن وزنم کمی رژیم رو شل میکردم دوباره در عرض یک ماه کلی اضافه وزن پیدا میکردم و میترسیدم و از چاقی میترسیدیم و همش میگفتم به خودم و اطرافیان که من نباید هر غذایی بخورم من باید همیشه در رژیم باشم و رعایت کنم و گرنه چاق میشم و از تمام خوردنیها ترس داشتم و میگفتم اگر من این رو بخورم چندین کیلو اضافه وزن پیدا میکنم و میگفتم من باید ورزش سنگینکنم که کالری بسوزنم و جلوی چاقی خودم رو بگیریم و یا میگفتم من میترسم از این چاقتر بشم چیکار کنم ؟و همش در مورد چاقی خودم با بقیه حرف میزدم و دقیقا نتیجه برای من چاقی بود و هی من ناراحت تر میشدم و متنفر تر میشدم از چاقی و هی شرایط خوردن رو سخت تر میکردم برای خودم تا شاید کمی جلوی اضافه وزن رو بگیرم و اما نتیجه نمیداد ولی بعد از مدتی با روند خیلی تندتری من چاق میشدم و دیگه این اواخر روی ترازو هم میرفتم و شرایط بسیار بدی رو تجربه میکردم با دیدن عددهای وزنی بالا که هیچ ارتباطی با اون همه تلاش و نخوردن من نداشت من رو به شدت عصبی و ناراحت میکرد و غصه میخوردم و این واخر دیگه میگفتم جهنم هر چی شد بشه من که دیگه کاری از دستم ساخته نیست هر کاری لازم باشه انجام میدم هم ورزش،و هم رژیم دیگه چی کار باید بکنم که نمیکنم تا با این مسیر آشنا شدم ولی خوب میدونم اون انرژی ترس و تنفر از چاقی در من از بین نرفته بود و در نهایت تبدیل شده بود به چاقی در من )
ما بارها قبل از اینکه چاق بشیم به خودمون و اطرافیان گفتیم که نکنه من چاق بشم میترسم بخورم که چاق بشم و ….(من بسیار این حرفها رو میزدم و حتی یادم میاد دکتر تغدیه این اواخر به من گفت اصلا نباید تو روغن استفاده کنی و فقط غذای بدون روغن بخور و اما من به همه میگفتم دیگه من کاری نمونده که نکنم حتی روغنم قطع شده در مایتابه رژیمی غدا میخورم ولی وزنم اصلا ثابت نیست و طوری شده بود که وحشت داشتم از غذای معمولی خونه و میگفتم اگر این وزن من هست که با غذای رژیمی تند و تند بالا میره پس با غذای معمولی وزنم چطور هست ؟؟؟؟فقط ترس از چاقی و خوردن و تنفر شدید داشتم که روز به روز هم بیشتر میشد )
مرحله ی دوم فکر تبدیل میشه به گفتار پس وقتی افکار چاقی در ما زیاد بشن تیدیل میشه به گفتار چاقی و تبدیل میشه به اضافه وزن و جسم چاق که این مرحله چون انرژی گفتار به صورت جسم فیزیکی در اومده کار سختتتر هست و تراکم انرژی هست وقتی چاق شدیم به چیزی که ترسیدیم رسیدیم و نگران میشیم و میخواییم برای خودمون کاری کنیم ورزش و رژیم میگیریم (بله دقیقا من این شرایط رو داشتم اینقدر ترس و تنفر از چاقی داشتم که جسمم هر روز داشت چاقتر میشد و کلافه و ناراحت بودم به دنبال راهی بودم برای خلاص شدن از چاقی که از بقیه میپرسیدم و کمک میخواستم و به هر کسی میگفتم نظر شما چیه چیکار کنم و اینقدر به دکتر تغدیه میرقتم و در خواست رژیم میکرم که اونم فقط محدودیتها رو بیشتر میکرد و به من میداد و انا من تا مدتی میتونستم عمل کنم تا ایده ال میشدم دوباره رژیم رو رها میکردم و خیلی اذیت میشدم با این رژیمها و ورزشهای سنگین ولی چاره ای نداشتم و فقط چاره رو در ورزش،و رژیم میدونستم یادم میاد از مربی ورزشهای سنگین میخواستم طوری که زانو درد و کمر درد شدید گرفتم یه مدت ولی با تمام این سختیها چاقی رو نمیپذیرفتم و ولش نمیکردم و همیشه به دنبال راهی بودم در واقع اون افکار من تبدیل به گفتار و در نهایت گفتار من تبدیل به جسم چاق در من شده بود و من تمام مراحا چاقی رو طی کرده بودم و اما برای لاعری عحله داشتم و فقط میخواستم روی مر حله یآخر کار کنم و خودم رو لاغر کنم )
و حالا در مرحله ی لاغری پروسه رو برعکس میکنیم ما می آیم جسم رو تحت فشار میزاریم و ورزش و رژبم ویا عمل میکنیم یا کمربند میببندیم اما پروسهی چاقی که از جسم نبوده و ما پروسه رو داریم اشتباه برمیگردیم حتی عملهای سنگین هم اشتباه هستن کلا وقتی تغییرات از جسم هست اشتباه هست و ما شکست میخوریم .(من بارها با رژیم و ورزش ایده ال میشدم اما ماندگار نبود و شکست میخوردم در واقع از راه غلط شکست میخوردم چون من بارها تونسته بودم لاعر بشم در واقع برام به صورت یه نقشه ی ذهنی در اومده بود که وقتی رژیم داری و ورزش میکنی لاغر میشی ولی به محض ول کردن دوباره چاق میشی و چون بارها تجربه کرده بودم برام به صورت قابل لمس و مشاهده در اومده بود و برای همین بارها از این راه لاغر شدن رو انتخاب میکردم و اگاه نبودم همین رو تنها راه لاغری میدونستم و فقط از طریق فشار به جسم من میخواستم لاغر بشم )
ما کاری به پروسه نداریم یادمون بیاد ازچاقی چقدر ترسیدیم و در مورد ش حرف زدیم و این رو که متوجه شدیم میاییم فکر لاغری ی رو ایحاد میکنیم و درموردش حرف میزنیم و بعد لاغری به وجود میاد و اصلا عجیب و غریب نیست و این روند طبیعیش هست اول باید به اون واقعیت برسی و مسیر چاق شدن رو در ک کنی و همین مسیر رو برای لاغری طی کنی و به این شکل ما با قدرت فکر لاغر میشیم .(بله من برای چاقی اول فکر کردم و بعد در موردش حرف زدم و بعد رفتارهای چاقی در من آروم شکل گرفت و من چاق شدم و اما در مورد پروسه ی لاغری من باید اول افکار لاغر کننده در ذهنم ایجاد کنم با گوش دادن به فایلها افکار لاغری رو ایجاد کنیم مثلا لاغر شدن حق طبیعی من هست و جسم من مشتاق متناسب شدن هست و متناسب شدن در جسم من با سرعت بالایی در حال شکل گرفتن هست مثل پلک زدن و نفس کشیدن و ضربان قلب و هر فعالیت دیگه ای و بعد در مورد لاعری خودمون حرف بزنیم که احتمالا کسی در اطراف ما در این مسیر نیست که باهاش حرف بزنیم پس بیاییم داخل سایت و با کامنت نوشتن و خوندن بقیه کامنتها به ذهنمنون لاعری رو یاد بدیم و بعد رفتار ما خود به خود تغییر میکنه میلها و هوسها در ما کمرنگ میشن و حرص و ولع دیگه نداریم و در نهایت ما جسم لاغر رو میبینیم )
حالا پروسه ی چاقی رو مرور کنیم : فکر چاق کننده داشتیم و در مورد چاقی حرف زدیم در نهایت چاقی در جسم ما به وجود اومده و حالا پروسه ی لاغری به این شکل هست که فکر لاغری به وجود بیاد و درموردش حرف بزنیم و در نهایت لاغری به وجود میاد .
جسم یک نمایش دهنده هست مثل تلویزیون اگر ما ازتصاویر و اخبار شبکه ای خوشمون نمیاد تقصیر از تلویزیون نبست بلکه باید شبکه رو عوض کنیم که از فرستنده هست مثلا صدا و سیما هست و اگر ما اون تصویر رو دوست نداریم نمیشه تلویزیون رو عوض کنیم باید فرستنده رو تغییر بدیم
پس جسم شما هم نشان دهنده ی وضعیت فکری شما هست اگر جسمت رو دوست نداری باید فکرت رو عوض کنی ( من هم قبلا دقیقا بر عکس پروسه ی چاقی عمل میکردم از مرحله ی آخر که تغییر جسم بود در چاقی برای شروع لاغری استفاده میکردم و جسمم رو تحت فشار میزاشتم تا نتیجه بگیریم اما حالا خوب میدونم اول باید افکارم و فرمولهای ذهنیم تغییر کنه تا گفتارم تغییر کنه و در نهایت جسمم تغییر کنه و چون احساسم در مورد لاغری خودم خوب هست که من حتما لاغر میشم پس معلومه فرمولهای ذهنی من تغییر کردن و حتی اگر کسی بگه انگار چاق شدی من میخندم که چطور مگه میشه ؟من در روند لاغر شدن هستم و به زودی لاغر ۵۹ کیلو میشم و اطمینان دارم که لاغر میشم و همین احساس خوب داشتن نشان از بودن در مسیر درست هست و خیلی از اون هوسها و میل به خوردنها و اون حرص،و ولعها در من کمرنگ شده که بازم نشان از تغییر رفتارها هست و به زودی در جسمم تغییرات جدید بیشتری رو میبینم و واقعا جسن هر کس نشانده ی وضعیت فکری اون شخص هست )
من تا زنده هستم در این مسیرم و شادتر و متتاسب تر و سرحال تر خواهم بود چون عاشق این سبک زندگی کردن هستم .
نشان های دریافت شده
با سلام و عرض تبریک سال ۱۴۰۰ به همه شما متناسبین عزیز و استاد محترم
من از زمانی که این دوره را شروع کرده ام دائما به لاغری فکر میکنم و همیشه برای خودم رویاپردازی میکنم و تمام ندرگیر لاغری و رسیدن به تناسب دلخواهم است و بیشتر وقتا با خودم در مورد لاغری صحبت میکنم و یا با خانواده یا دوستانی که در موردرسیدن به تناسب با روشهای ذهنی اطلاعاتی دارن و یادر دوره هستن صحبت میکنم و کاملا به طور محسوس متوجه تغییرات اساسی در جسم خودم میشوم و طبق معمول با انرژی و احساس عالی که در من ایجاد میشود متوجه میشوم که به خوبی در مسیر قرار دارم و این احساس عالی از رسیدن به تناسب دلخواهم اشتیاق من را برای ادامه مسیر صد برابر میکند و متوجه میشوم که در مسیر درستی قرار دارم
نشان های دریافت شده
سلام سلام 😍 وقتتون بخیر و خوشی 😍 سال نو همگی هم مبارکآ باش،🤩🤩
دیدگاه قبلی ک نوشتم تایید نشد .دوباره برگشتم فایلمو گوش 👂 دادم و ب امید خدا دیدگاه دیگ ای رو براتون شرح و ب اشتراک میزارم…چون من باید عمل کنم ب آموزش هام نمیتونم بدون تایید استادم گام های بعدی رو بردارم 😊
در خدمتتون هستم با فایل ۵۸ از مسیر لاغری من 🖐️ (تبدیل افکار چاق کننده ب چاقی )
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
ماانسانها تا وقتیک موضوع یا مسله ای برامون روشن نباشه ، نمیتونیم راجبه ش اظهارو نظر کنیم یا براش حل مسله داشته باشیم…
اما اگ موضوع یا مسله ای باشه ک ما ازش خبر داشته باشیم راجبه ش بدونیم ک چی ب چیه اون موقع شاید بشه براش راه حل مناسبی رو پیدا کرد و برطرفش کرد…
در مورد چاق و لاغر شدن هم ب همین شکله..ما قبلا اطلاع دقیقی نداشتیم ک از کجا روند چاق شدن ما شروع شده از کی ریشه در ذهن ما کرده…از جایی ک ما نمیدونستیم ک از کی و از کجا ما چاق شدن رو یاد گرفتیم از روی بی تجربگی شروع میکردیم ب رژیم های مختلف سخت و طاقت فرسا ، شروع میکردیم ب ورزش های سنگین و دشوار ، شروع میکردیم ب استفاده از مواد شیمیایی چربیسوز ،شروع میکردیم ب هزینه های هنگف برای کمربند و دستگاههای ورزشی مثل تردمیل ، چرخونک ، دوچرخه کوهستانی ، شروع میکردیم ب مطب های مختلف رفتن و رژیم های مختلفی از ی دکترگرفتن..و غیره این در حالیه ک ما هیچکدوم ازین کارهارو برای چاق شدنمون نمیکردیم….
پس ما چرا هروز ک میگذشت چاق و چاقتر میشدیم ⁉️🙄🧐🤔
پندار نیک ، گفتار نیک ، رفتار نیک
این سه اصل زندگی ماست در هر جنبه اززندگی …مثل :کاشت ، داشت ، برداشت…ک هر چی ما بکاریم و ازون هرچقدر مراقبت کنیم آخر برداشت خوبی خواهیم داشت…
پندار نیک ⬅️فکره ما (کاشت)
گفتارنیک⬅️صحبت ما (داشت)
رفتارنیک⬅️جسم ما (برداشت)
چاقی هم اول ی فکر بوده ک بذرشو خودمون کاشتیم حالا یا دوست داشتیم چاق بشیم یا ترس داشتیم از چاقی …
اگ جزو دوسداران چاقی بودیم ک براثر دیده ها👀 و شنیده هامون 👂این باور در ذهنمون ایجاد شده ک اگ کمی چاق بشی صورت زیباتری خواهی داشت بدلیل توپری .اگ کمی چاقتر بشی بنیه بهتری خواهی داشت برای زایمان ، لباس قشنگتر تو تنت وایمیسته ، چاقتر بشی همسرت بیشتر خواهانت خواهد بود🤭☹️ و غیره اما اگ جزو افرادی بودیم ک ترس داشتیم از چاقی بدلیل اینک براثر دیده ها و شنیدهامون ک اگ چاقتر بشی لباس سایزت نیست ، بعداز ازدواج چاق میشیم ، بعداززایمان چاق میشیم ،بعداز بچه دوم چاق میشیم ، همراه چاقی کمر درد ،زانو درد خواهیم داشت
هردو یکیه برای ذهن فرقی نمیکنه ک ما دوست داریم چاقی رو یا دوسش نداریم و فراری هستیم ازش…
چون ی فکره و قابل تشخیص برای ذهن ما نیست…ک حس ما چیه..
و این فکر وقتیک تداوم پیدا کنه میشه انرژی.
مثل علم فیزیک ک انرژی از بین نمیره بلک از حالتی ب حالت دیگ تغییر میکنه.
یا مثل بخار⬅️آب⬅️یخ
بخار از بین نرفته بلک براثر فشار شده آب .آب براثر فشار میشه یخ..
پس فکری ک در ذهن ماایجاد میشه ک دوست داریم ک چاق بشیم یا میترسیم از چاقتر شدن تبدیل میشه تصویر ذهنی ک باز یه فکره ،(ترس از چاقی) این فکر تبدیل میشه ب گفتارو ب زبان میاوریم
ک نکنه ازدواج کنم منم مثل دوستم چاق بشم.
نکنه باردار بشم مثل خواهرم چاق بشم
نکنه مثل خاله دوستم دچار تیرویید بشم
نکنه …
یا۰۰۰۰۰۰۰
منم دوست دارم 👗 لباسم خوبتروایسه تو تنم.
کاش منم کاش صورتم تپلتر بود
کاش منم خوراک داشتم ، میل داشتم
کاش منم شیرینی دوست داشتم وغیره
گفتار ی حالت دیگ از انرژیه
و این انرژی بازه _____________
فکر وقتی زیاد بشه میشه گفتار درباره ی موضوع ووقتیک گفتار چاقی ادامه پیدا کنه میشه جسم چاق ما.
فکر تحت فشار میشه کلام
کلام تحت فشار میشه جسم
ووقتیک ب این فکر رسیدیم (چاقی) چ خوشمون بیاد چ خوشمون نیادتازه نکران میشیم و بفکر چاره میگردیم و شروع میکنم ب گرفتن رژیم وورزش کردن..
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
مابرای لاغر شدن همیشه جسم رو تحت فشار قرار دادیم در راه و روش اشتباه و غلط…همیشه از جسم انتظار داشتیم در حالی ک چاق شدن ما برامون روشن نبوده ک از کی وکجا شروع شده..و براثر واضح و روشن نبودن صورت مسله ما همیشه شکست میخوردیم ☹️😐 چون پروسه چاق شدنمون رو برای لاغر شدن رو برعکس میرفتیم و از جسم شروع میکردیم حتی باانجام عمل جراحی های سنگین…..
خب الان ک متوجه شدیم پروسه چاق شدنمون ب چ شکلی بوده
فکر⬅️کلام⬅️جسم ما
بیاییم اول بپذیریم و درک کنیم ک خودمون بودیم ک این پروسه رو طی کردیم خواسته یا ناخواسته یادمون بیاد ک ما پر بودیم از افکار چاق و محدود ومنفی ، یادمون بیاد ک چقدر ب چاقی فکر میکردیم و میترسیدیم ک این شیرینی منو چاق نکنه ، این کلوچه منو چاق نکنه ،این وقت شب این چندتا قاشق غذا منو چاق نکنه ،ی روز تحرک نداشتیم میترسیدیم ک چاقتر نشیم ، عرق نمیکردیم ترس از چربیسوزی نکرده باشیم .داشتیم ، ما همه کاری میکردیم برای لاغر شدنمون اما بجای اینک خوشحال باشیم همیشه ترس داشتیم و نگران و ناراحت بودیم…همه ی کارهارو انجام میدادیم با زجر و سختی ،عذاب و دلهره ولی بازم ترس داشتیم و خیالمون از خودمون راحت نبود . یادمون بیاد چطور درباره ی چاقیمون صحبت میکردیم 😐 ک من فلان خوراکی رو خوردم ولی میدونم چاقم میکنه ، من این رژیم و گرفتم ولی میدونم لاغرم نمیکنه ، من فلان باشگاه ثبت نام کردم ولی میدونم تاثیری نداره…و بعد جسممون رو ببینیم ک حاصل افکار و رفتارتکراری ماست..ما هی فکرمون رو تکرار کردیم راجبش هی حرف زدیم و ذهنمون رقم زده باورهای مارو و جسم مارو ب نمایش گذاشته.
وقتیک ما ب این درک برسیم و مسیولیت پروسه چاق شدنمون رو بعهده بگیریم و بپذیریم..حالا باید کاری انجام بدیم برای لاغر شدنمون.
اول فکر لاغری رو بوجود میاریم .بعد راجبش لاغر شدن صحبت کنیم چطور یا کی⁉️⁉️
باخوندن دیدگاهای دوستان ، باز کردن فایل های صوتی و تصویری استاد ،مقدمه قبل فایل ها و درک و برداشتن خودمون رو از پلی کردن فایل های آموزشی..و در آخر لاغر شدن خودش رو توی جسممون نشون خواهد داد انشالله🙏🤲🤩💃
ما هر فردی ک الان هستیم در زندگیهامون نتیجه ی فکر و رفتار ماست ک باور ما روشکل داده ..ک مااین شخص شدیم در مورد چاق و لاغر شدن هم ب همین شکله
الان جسم ما نمایشگره وضعیت فکری ماست اگ ازش راضی نیستیم نمیتونیم جسممون رو تغییر بدیم بلک اول باید از لحاظ فکری و ذهنی تغییر رو ایجاد کنیم.
و این تغییر و تحولات ی روزه ، ی شبه ، ی ماه بدست نمیاد بلک برای تغییر باید صبر و اشتیاق و استمرار داشت…_____ووقتیک از لحاظ ذهنی تغییر کردیم ،رفتار ما هم تغییر میکنه و این تغییرات رو ما بشکل عالی در جسممون مشاهده خواهیم کرد ..انشالله ک درک درستی ازین فایل کرده باشم و مجوز ورودم ب گامهای بعدی صادر بشه🤭😊🙏🤩😍
ب امید موفقیت دوستان عزیز و همسیر🙏🌹
نشان های دریافت شده
سلام 🙂
👈علت که پیدا بشه راه حلش هم پیدا میشه
در حدیثی کلید تمام قوانین کائنات گفته شده” مراقب افکارت باش که گقتارت میشه و مراقب گفتارت باش که رفتارت میشه”
همه افراد چاق قبل از چاقی افکار چاقی رو در ذهنشون پرورش دادن حالا این فکر میتونه ترس باشه یا دوست داشتن هر دو فکره ودر نتیجه هیچ فرقی نداره
به قول اساتید شما به دو تا چیز حتما میرسین اونی که خیلی دوسش دارین و اونی که ازش بدتون میاد
چون هر دو توجه محسوب میشه و توجه اصل و اساس زندگی ما است
به همین خاطره که میگن در طول شبانه روز آگاه باش که توجه ات رو چیه
ورودی ذهنت رو کنترل کن به افکاز غالبت توجه کن
به احساست توجه کن ببین خوبه یا بده اکه خوبه پس افکاری که داره توی ذهنت مرور میشه افکار سازنده و مثبته ولی اگه احساست بده فکرهای منفی ترس و نگرانی و…داره توی سرت مرور میشه
👈 هر فکر انرژیه👉
و طبق قوانین فیزیک انرژی از بین نمیره فقط از شکلی به شکل دیگه در میاد
وقتی فکری رو ادامه میدیم زیاد میشه و متراکم میشه اونوقت تبدیل میشه به تصویر ذهنی چاقی که پر رنگ میشه و اچ دی میشه و
بعد تبدیل میشه به گفتار
ما همگی به یاد میاریم که چند هزار بار با خودمون یا به بقیه گفتیم میترسم برنج بخورم چاق بشم یا شیرینی منو چاق میکنه یا ته دیگ چاق کننده است یا نوشابه منو چاق میکنه و…. یا در مورد افراد لاغری که دوس دارن چاق بشن بارها گفتن که اینو میخورم که چاق بشم،هر روز بستنی بخورم چاق میشم،بعد از باشگاه چیزای شیرین بخورم چاق میشم و… و بعد کم کم همین گفتار در رفتار غذایی ما خودش رو نشون داده و جسم چاق شده
پس گفتار حالت متراکم شده همان فکر هست
و جسم حالت متراکم شده گفتار👌👌👌👌
👈 این روند چاق شدن در تمام انسانهاست
حالا وقتی چاق شدیم نگران میشیم ورزش میکنیم رژیم میگیریم دمنوش میخوریم قرص میخوریم…
در واقع در حالتهای قبلی برعکس عمل میکنیم و از جسم شروع میکنیم
👈 در صورتیکه چاقی از فکر شروع شده 👉
👌👌👌 ما در لاغری با ذهن اصلا کاری به پروسه چاقی نداریم
اول باید بپذیریم که چاق شدیم با افکارمون بعد درک کنیم روند چاقی چطوری اتفاق می افته تا بتونیم
با همین روش لاغر بشیم 😎😎
👈جسم فقط یه نمایشگره
فرستنده جای دیگه است
برای تغییر نمایش نمیشه نمایشگر رو عوض کرد فقط فرکانس فرستنده رو باید تغییر بدیم
کاری که در لاغری با ذهن میکنیم اینه که فرکانس فرستنده رو تغییر میدیم و بقیه مراحل خود به خود و ارام ارام رخ میده🤩🤩🤩🤗🤗🤗
نشان های دریافت شده
سلام گام ۵۸درمسیر لاغری من آنچه من از این گام دریافت کردم خدمت دوستانم شرح میدهم ،😌.
تبدیل افکار چاق کننده به چاقی.
من از اون دسته افرادی بودم که در کودکی علاقه داشتم به تپلی بودن واسه اینکه خیلی تعریف میکردن از فرد تپل دختر یا پسر فلانی هیکلی است تپل است صورتش صورت دختر تپل باشه قشنگه از این حرفها زیاد شنیدم و دلم میخواست منم هیکلی صورت تپلی بشم ازم تعریف کنن و تنها راهش در خوردن میدیدم و شروع کردم به زیاد خوردن و اصلا توجه ای به جسمم نداشتم و دیگه عادت کرده بودم تا اینکه بزرگ شدم و از چاقی خودم بدم اومد و هرکاری کردم که لاغر بشم نشدم چون اولا چاقی من از ذهنم شروع شده بود من میومدم جسمم تحت فشار قرار میدادم مث این میمونه شیر آب باز باشه من بیام دستم بزارم روی دهنه شلنگ این اب در هر صورت مصرف میشه منم همیشه جای اینکه مشکل از ریشه حل کنم میومدم از روی ظاهر و آنچه دیگران میگفتن واسه لاغر شدن خوبه انجام میدادم ولی حالا فهمیدم در این مسیر که ذهن کار نداره علاقه داشته باشی به چاقی یا متنفر باشی ازچاقی در هر دو صورت ذهنت این برداشته داره که تو دوست داری چاق بشی و میاد براساس گفتار ما رفتار مارو میسازد و درنهایت جسم ما چاق میشه
حالا باید این نکته طلایی همیشه به کار ببریم که فکر ساده براثر مرورکردن حرف زدن من میترسم چاق بشم میترسم فلان غذا من چاق میکنه من بدم از افراد چاق میاد… که این میشه گفتار چاقی واین گفتار تصویر ذهنی چاقی به وجود میاره و در ما رفتارهایی به وجود میاره که جسم ما چاق میشه پس از ذهن شروع میشه چاقی از مرور فکر که تبدیل میشه به گفتار و گفتار تبدیل میشه به اضافه وزن حالا ما قبلا پروسه لاغر شدن اشتباه رفتیم وشکست خوردیم حالا که روش صحیح یاد گرفتیم باید طبق روش ذهنی عمل کنیم همان طور که از طریق ذهن چاق شدیم از طریق ذهنم لاغر بشیم و این روند طبیعی لاغر شدن است چیز عجیب غریبی نیست خیلی ساده اسان راحت است پس آگاهی ها جدید آموزش ببینیم یاد بگیریم تکرارش کنیم تا تبدیل بشه به گفتار ما و در نهایت ذهن ما تغییر کنه تا رفتار ها جدید انجام بدیم و جسم ما تغییر کنه همین جسم ما نمایش گر ذهن ماست اگر هرچیزی در زندگی نداریم مشکل از خودمونه که باافکار اشتباه جلوش گرفتیم یعنی واسه جهان هستی خداوند کاری نداره باید مراقب افکارمان باشیم که به گفتار مان تبدیل میشه و گفتار مان به اعمال ما و اعمال ما آینده مارو میسازد حالا هرچقدر اشتباه کردی الان که فهمیدی راهش این عمل کن و صبحت کردن در مورد چاقی متوقف کن هیج جوره به چاقی توجه نکن از ذهن با ارزشت واسه ارتفاع خودت استفاده کن ،❤️🤩😍💐😌🌺موفق باشید
نشان های دریافت شده
سلام..همه چی از فکر ما شروع میشه یعنی اول ب هر چیزی فکر میکنیم بعد در موردش صحبت میکنیم و اونو عملی میکنیم حالا در مورد هر کار و چیزی باشه..فایل بسیار خوبی دوباره من با گوش دادن صحبت های استاد یه چیز جدیدی یاد گرفتم و آگاه تر و دانا تر شدم