0

افکار چاق کننده چیست؟ راه‌های اصلاح ذهن برای لاغری پایدار (گام ۵۸)

اصلاح افکار چاق کننده
اندازه متن

🤯 تا حالا شده حس کنی یه چیزی توی وجودت نمی‌ذاره لاغر شی؟ نه اراده‌ست، نه تنبلی… بلکه یه چیز پنهان‌تره: افکار چاق کننده!

☁️ این فکرها توی ناخودآگاه ما جا خوش کردن، بی‌صدا، نامرئی، ولی خیلی قدرتمند.

مثل یه برنامه‌ی مخفی اجرا می‌شن و ما رو به سمت چاقی می‌کشونن، بدون اینکه بفهمیم از کجا داریم کنترل می‌شیم.

✂️ اگه می‌خوای لاغر شی، اول باید بری سراغ افکار چاق کننده.

وقتی ذهنت سبک بشه، بدن هم خودش راهشو پیدا می‌کنه… 🧘‍♀️🌱

🧠 ذهن ناخودآگاه و چاقی؛ داستان یه هدایتگر پنهان!

تا حالا شده یکی آروم آروم دستت رو بگیره و ببره یه جایی که اصلاً نمی‌خواستی بری؟ 😐

ذهن ناخودآگاه ما هم یه همچین نقش مرموزی توی چاقی داره!

📦 فرقی نمی‌کنه این افکار چاق کننده چطوری واردش شدن —باورهای بچگی، حرف مردم، رژیم‌های شکست‌خورده یا خاطرات تلخ— ذهن ناخودآگاه کاری به منبعش نداره، فقط اجراش می‌کنه!

و نتیجه؟ بله… چاقی! 😓

ولی یه خبر خوب:

ما آدم‌ها وقتی دلیل یه مشکل رو بدونیم، راحت‌تر می‌تونیم از پسش بربیایم، درسته؟ 💡

اضافه‌وزن هم یکی از چالش‌های مهم زندگیه، و روبه‌رو شدن باهاش، شجاعانه‌ترین کاریه که می‌تونیم برای رهایی خودمون انجام بدیم. 🦸‍♀️

🏃‍♀️ فرار از چاقی، فقط بهش قدرت بیشتر می‌ده.

اما وقتی بشینیم، نگاهش کنیم، بفهمیم چطور ذهن‌مون چاقی رو ساخته، تازه راه لاغری باز میشه.

🔁 ذهن ناخودآگاه با ورودی‌های تکراری برنامه‌ریزی میشه. یعنی چی؟

یعنی هرچی بیشتر بشنوی «چاقی ارثیه»، «چاقی طبیعیه»، «لاغری سخته»… بیشتر باورش می‌کنی، و اون باور تبدیل به انتظار ذهنی میشه.

و ذهن ناخودآگاه عاشق برآورده کردن انتظارهاست!

🧠 افکار چاق کننده از کجا میان؟!

👀 وقتی خوب نگاه کنیم، می‌بینیم چاقی فقط یه عدد روی ترازو نیست؛ یه داستان پنهانه که از ذهن شروع می‌شه، مخصوصاً از ذهن ناخودآگاه!

🔍 اطلاعات درباره چاقی از هزار راه وارد ذهن ما می‌شن و کم‌کم اون‌قدر تکرار می‌شن که تبدیل می‌شن به افکار چاق کننده.

و این فکرها، مثل برنامه‌نویسی ناخودآگاه، شروع می‌کنن به ساختن بدن ما… 📡

👨‍👩‍👧‍👦 زندگی در کنار خانواده‌ای که چاق هستن:

از همون بچگی، شنیدن جمله‌هایی مثل “ما خانوادگی چاقیم” یا “تو هم شبیه عمه‌ات می‌شی” باعث می‌شه ذهن کودک پر بشه از افکار چاق کننده.

🧑‍🤝‍🧑 دوستی با افرادی که اضافه وزن دارن:

تو جمع‌هایی که مدام درباره رژیم، سختی لاغر شدن یا عوارض چاقی صحبت می‌شه، ناخودآگاه مغز ما پر می‌شه از پیام‌های تکراری که پایه‌ی افکار چاق کننده رو می‌سازن.

📺 رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، و حتی توصیه‌های پزشک:

وقتی دائم در معرض هشدارهایی مثل “چاقی ارثیه”، “با این دارو چاق می‌شی”، یا “اگه این غذا رو بخوری چاق می‌شی” قرار بگیریم، کم‌کم ذهن ناخودآگاهمون باور می‌کنه که چاقی سرنوشت ماست.

📚 حتی اطلاعات علمی

دریافت اطلاعات درباره متابولیسم یا هورمون‌ها ممکنه باعث بشن فکر کنیم بدن ما خاصه، متفاوت‌تره، و احتمال چاق شدنمون بالاتره.

و این یعنی باز هم… ورود افکار چاق کننده!

🤯 وقتی این فکرها زیاد تکرار بشن، تبدیل می‌شن به نگرش و بعد انتظار ذهنی. و ذهن ناخودآگاه همیشه می‌خواد به انتظاراتمون پاسخ بده…

چه بخوایم، چه نخوایم!

📌 مثلاً کسی که از چاق شدن می‌ترسه، مدام درباره‌ش فکر می‌کنه، و همین ترس تبدیل می‌شه به مرور افکار چاق کننده.

یا کسی که به خاطر لاغری‌اش مورد تمسخر قرار گرفته، ممکنه ناخودآگاه به چاقی به‌عنوان یه راه‌حل نگاه کنه.

🔄 در هر دو حالت، ذهن شروع می‌کنه به تغییر رفتارها، انتخاب‌ها و تمایلات… و این یعنی حرکت به سمت چاق شدن.

افکار چاق کننده

🧭 آگاهی از مسیر چاق شدن

خیلی از ما فکر می‌کنیم چاقی یهویی اومده! 😕

اما واقعیت اینه که چاق شدن یه مسیر مشخص داره، مسیری که تقریباً همه‌مون ازش عبور کردیم – بدون اینکه بفهمیم!

📌 این مسیر به‌سادگی اینطوریه:

ورود افکار چاق کننده 🧠 ← شکل‌گیری انتظار چاقی 🤔 ← مرور افکار چاق کننده 💭 رفتارهای چاق کننده 🍕🚶‍♂️ چاق شدن

اول همه‌چیز از همون افکار چاق کننده شروع شد… نه از غذا، نه از ژن، نه از هورمون.

🗣 این افکار کم‌کم می‌شن گفتار روزمره‌مون، احساس درونمون، و در نهایت خودشون رو توی جسممون نشون می‌دن.

🎯 حالا اینجاست که ما یه نکته مهم رو یادمون می‌ره:

بیشتر روش‌های لاغری (از رژیم‌های سخت گرفته تا ورزش‌های طاقت‌فرسا) از آخر مسیر شروع می‌کنن! یعنی می‌خوان جسم رو زورکی تغییر بدن 😖

در حالی که… ✨ چاقی از ذهن شروع شده، پس لاغری هم باید از ذهن شروع بشه!

🔁 برای اینکه لاغر بشیم، باید برعکس همون مسیری که چاق شدیم رو طی کنیم:

افکار چاق کننده ❌ ← افکار لاغرکننده ✅

انتظار چاقی ❌ ← انتظار لاغری ✅

گفتار چاق کننده ❌ ← گفتار لاغرکننده ✅

رفتار چاق کننده ❌ ← رفتار لاغرکننده ✅

و در نهایت…

🍃 جسم هم خودش به سمت لاغر شدن حرکت می‌کنه، بدون زور، بدون فشار، بدون رنج.

🧘‍♀️ این یعنی لاغری با ذهن؛ یعنی همون روشی برای لاغری که آرومه، طبیعیِ و موندگاره.

چگونه چاق شدن

📚 بهترین سرگرمی برای تغییر سریع افکار چاق‌کننده

یکی از بهترین و دلنشین‌ترین کارها برای کمک به تغییر سریع و موثر افکار چاق‌کننده، خواندن نوشته‌ها و تجربه‌های واقعی هنرجوهای دوره «لاغری با ذهن» است. این نوشته‌ها مثل یک چراغ راهنمای پرانرژی عمل می‌کنند که به شما کمک می‌کنند مسیر لاغری پایدار را با امید و انگیزه شروع کنید. ✨

«هر داستان موفقیت و هر تجربه واقعی، نه تنها یک حس خوب و انگیزه‌بخش است، بلکه به شکل علمی و کاربردی به شما کمک می‌کند درک عمیق‌تری از مسیر لاغری ذهنی داشته باشید. وقتی می‌بینید دیگران چطور با تغییر افکار چاق‌کننده، زندگی و جسم‌شان را متحول کردند، انگیزه‌تان چند برابر می‌شود و این خودش بزرگ‌ترین محرک برای تغییر است.»
من هم مثل همه، از طریق مرور مداوم افکار چاق‌کننده به چاقی رسیدم. همیشه فکر می‌کردم چاق‌تر می‌شم و هر بار که روی ترازو می‌رفتم، عدد بالاتری می‌دیدم که غم و نگرانی رو توی وجودم زیاد می‌کرد.

فکر می‌کردم چرا نمی‌تونم یه تغییر اساسی بدم؟ با اینکه رژیم گرفتم، ورزش کردم، اما همیشه افکار چاق‌کننده مثل یه سایه کنارم بودن.

هر بار بعد از غذا خوردن، عذاب وجدان می‌اومد که «باز هم نتونستم کمتر بخورم، پس دوباره چاق می‌شم». حتی وقتی ته‌دیگ سفره رو می‌خوردم، همزمان فکر می‌کردم چاق‌تر می‌شم، ولی دلم نمی‌خواست ازش بگذرم!

صبح‌ها که دیر بیدار می‌شدم، فکر می‌کردم کم‌تحرکیم باعث چاقیم شده، و وقتی غذا می‌خوردم با استرس که کسی بهم بگه کمتر بخور یا رژیم بگیر، به زور غذا رو می‌خوردم.

ما با دوست‌ها و خانواده درباره چاقی و دلایلش حرف می‌زدیم: تیروئید، ژنتیک، بی‌تحرکی… و با اینکه همه این تحلیل‌ها رو داشتیم، نمی‌دونستیم داریم افکار چاق‌کننده‌مون رو بیشتر تقویت می‌کنیم!

بعد از کلی تلاش بی‌فایده، به این فکر افتادم که فقط راهش پیکرتراشیه… تا اینکه با استاد روشن آشنا شدم.

حرف‌هاش خیلی به دلم نشست و تصمیم گرفتم فایل‌های رایگان رو گوش کنم و در نهایت تو دوره «ورود به سرزمین لاغرها» شرکت کردم.

اوایل فقط فایل‌ها رو گوش می‌دادم و مثل همیشه زیاد می‌خوردم، ولی این بار بدون ترس بودم. حتی وقتی همسرم می‌گفت چطوری می‌خوای لاغر شی وقتی اینقدر می‌خوری، فقط ازش خواستم بهم استرس وارد نکنه و منو به حال خودم بذاره.

بعد از مدتی، رفتارم عوض شد. میلی به هله‌هوله نداشتم، غذا خوردنم تغییر کرد و دیگه مجبور نبودم خودم رو به زور سیر کنم. یه صدای توی ذهنم بهم می‌گفت «بس کن» و کم‌کم این پیام قوی‌تر شد.

شروع کردم با خودم حرف زدن، تمرین‌ها رو انجام دادم و کم‌کم نشانه‌های تغییر رو تو جسمم دیدم؛ کفش‌هام بزرگ‌تر شدن، انگشترم راحت‌تر از دستم در میومد و کلی خوشحال بودم.

بارها ناامید شدم، ولی زود برگشتم به مسیر و با کمک استاد ادامه دادم.

الان بعد از ۸ ماه خیلی عالی متناسب شدم و از تغییرات جسم و ذهنم راضی و خوشحالم.

وقتی افکار چاق‌کننده رو با فایل‌های استاد تغییر دادم، گفتارم عوض شد و در نهایت جسمم هم تغییر کرد. این بهترین حس دنیا بود!
— مریم عزیز، هنرجوی دوره «لاغری با ذهن»

اگر دوست داری تو هم مثل مریم از مسیر لاغری با ذهن بهره ببری، این نوشته‌ها رو جدی بگیر و به خودت فرصت بده تا تغییر واقعی اتفاق بیفته! 💪✨

✍️ تمرین آموزشی افکار چاق کننده 📖

🎯 شرح انجام تمرین

برای اینکه این تمرین رو به بهترین شکل انجام بدی، اول لطفاً محتوای نوشتاری بالا رو با دقت بخون. بعدش ویدیوی آموزشی رو با تمام تمرکز ببین. وقتی آماده شدی، برو سراغ سوالات پایین و جواب‌ها رو به صورت انشایی و با احساس صمیمیت و صداقت بنویس.

❓ سوالات تمرینی
  • نگرش شما درباره تاثیر افکار چاق کننده در وضعیت جسمی فعلی‌تون چیه؟
  • با توجه به توضیحات، نظرت چیه درباره اینکه چطور این افکار چاق کننده وارد ذهنت شده و تأثیر گذاشته؟
  • انتظار چاقی یا چاق‌تر شدن چطور و از چه مراحلی توی ذهنت شکل گرفته؟
  • به نظرت چرا روش‌های مرسوم لاغری مثل رژیم و ورزش، اغلب به نتیجه همیشگی نمی‌رسن؟
  • با آگاهی از محتوای آموزشی، پروسه چاق شدنت رو به صورت مرحله‌ای و علمی شرح بده.
  • لاغری با ذهن چطور به تو کمک می‌کنه تا از مرحله افکار شروع کنی و تا جسم ادامه بدی؟

📝 لطفاً جواب‌ها و تمرین‌های خودت رو همین پایین توی بخش نظرات با ما و دوستانت به اشتراک بذار.

اینجا جاییه که می‌تونی حرف دل‌ت رو بزنی و همزمان از تجربه‌های دیگران هم انرژی بگیری. منتظرتیم! 💬❤️

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.28 از 76 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=15253
119 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار saberizahra80
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۲ ۱۱:۰۳
      مدت عضویت: 2374 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 624 کلمه

      سلام🙂

      این نظریه فیزیک کوانتوم رو همه ما در کتابهامون خوندیم ؛همه چی انرژیه و انرژی از بین نمیره فقط از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشه

      ولی تا حالا بهش فکر نکردیم که اگه همه چی انرژیه پس فکر من هم انرژیه،کلام من هم انرژیه ،جسم من هم انرژیه و اینها فقط به هم تبدیل شدن …

      به همین دلیل هست که همیشه میگن ما فقط آگاهی مون رو زیاد میکنیم از عمل خبری نیست یکی از مهمترین کارهایی که بعد از دریافت آگاهی جدید باید انجام بدیم فکر کردنه ….فکر کردن باعث میشه ما اون مطلب رو درونی کنیم و در ذهنمون مثال بیاریم از زندگیمون از اطرافمون و ببینیم چقدر این آگاهی مصداق داره اینقدر بدون تفکر هر حرفی و هر صحبتی رو باور نکنیم …

      وقتی تفکر میکنیم و مثالهاش رو در زندگی خودمون و بقیه پیدا کنیم اون آگاهی دیگه مال ما میشه و باور ما میشه و دیگه به راحتی کسی نمیتونه با حرفی اونو در نظر ما تغییر بده…برای همینه که پیامبر گفتن یک ساعت تفکر از ۷۰ سال عبادت بهتره….

      مثالهای شما رو برای این تبدیل انرژی خیلی دوس داشتم فکر انرژیه یه انرژی باز و آزاد مثل بخار آب وقتی این فکر متراکم و متمرکز میشه میشه کلام مثل بخار آب که وقتی متراکم میشه تبدیل به آب میشه و گفتار با تراکم بیشتر تبدیل به جسم ،شرایط،اتفاقات و آدمها میشه در زندگی ما ..مثل یخ که حاصل تراکم بیشتر آب هست….

      خداوکیلی چقدر تاحالا متوجه این موضوع بودیم که افکار ما هستن که زندگی ما و حتی جسم ما رو میسازن….

      همینه که اینقدر اساتید موفقیت روی کنترل ذهن و افکار تاکید دارن همینه که در روانشناسی جدید ACT اینقدر روی ذهن آگاهی و mindfullness تاکید دارن

      ما تا زمانی که به افکاری که در ذهنمون میگذره آگاه نباشیم نمیتونیم اونا رو تغییر بدیم تا نتیجه متفاوتی هم بگیریم….

      افکار ما در مخزن ذهن ما ذخیره شدن و ما مرتب همون افکاری رو دنبال میکنیم که در ذهنمون ذخیره کردیم و چون افکار انرژی هستن و انرژیهای هم فرکانس همدیگه رو جذب میکنن وقتی یه فکر منفی میکنیم افکاری از همون جنس رو به دنبال خودش میکشه و این افکار هم درنهایت تبدیل به شرایط زندگی ما میشن

      همینه که اولین کار برای تغییر زندگی اینه که ورودی افکار منفی رو ببندیم تا مخزن کمتر از افکار منفی انباشته بشه مرحله بعدی دادن ورودی مثبت و صحیح و متفاوته اینجاست که دوره های آموزشی ،کتابها و اساتید تاثیر میذارن ومخزن رو با آگاهیهای جدید پر میکنن حالا وقتی ما به این آگاهیها تفکر هم بکنیم جزیی از ما میشن و اونوقت افکار ما بیشتر مثبت و صحیح میشن حالا نتیجه این افکار مثبت کاروانی از اتفاقات و شرایط و حتی جسم متعادل هست ….چقدر زیباست این پروسه….

      خوب از اونجاییکه افکار منفی از بین نمیرن و حضور دارن ما فقط با آگاهی از ذهن متوجه میشیم که الان در سرمون داره چه افکاری مرور میشه مثبت یا متفی اون رو هم از احساسمون درک میکنیم اگه حس خوبی داریم یعنی افکار خوب رو داریم مرور میکنیم وگرنه افکار منفی غالب ذهن ما هستن

      از اونجاییکه برای همه شرایط زندگی ما افکاری داریم که این شرایط رو خلق کردن چاقی ما هم مثل بقیه شرایط حاصل افکار ما بوده پس برای حل اون هم باید از تغییر افکار شروع کنیم تا به تغییر جسم برسیم  و هییییییچ راهی جز این وجود نداره نمیشه از فشار بر جسم شروع کنیم نمیشه با جمله تاکیدی جسم رو تغییر بدیم فقط با تغییر افکار مبشه لاغر شد و تغییر افکار هم جز با دادن آگاهی درست امکان نداره و آگاهی درست هم فقط با سایت تناسب فکری ممکنه و انجام تمرینات راهی هست برای تفکر و نهادینه کردن این آگاهیها در درون….اینجاست که قدرت ذهن و فکر خودش رو در جسم به شکل تناسب زیبایی جوانی و شادابی نشون میده👌👌👌🙂🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار nasig6286
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۴ ۱۲:۲۸
      مدت عضویت: 2222 روز
      امتیاز کاربر: 6878 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 89 کلمه

      سلام به روی ماه همگیتون 

      افکار =مجموعه فکر هایی که در ذهن ما میگذره و اینده ی مارو رقم میزنه 

      همونطور که افکار قبلی ما باعث شد زندگی الان مارو رقم بزنه  

      ما قبلا  انقدر به چاقی فکر کردیم البته بگم که باور های چاق کننده داشتیم و همین باعث شد که یه جسم چاق جهان تحویل ما بده 

      و ما فهمیدیم مسیرمون اشتباهه که به لطف خدا هدایت شدیم    حالا باور های درست و داریم جایگزین باور های غلط میکنیم و کم کم داریم به هدف خودمون میرسیم 

      خداروشکر واقعا 😍🌸🤍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryamkhazaie0000@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۵ ۱۲:۵۱
      مدت عضویت: 1982 روز
      امتیاز کاربر: 658 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 210 کلمه

      بنام خداوند بخشنده مهربان سلام ب استاد عزیزم و دوستان همراه گام ۵۸ تبدیل افکار چاق کننده ب چاقی .افکار چاق کننده مهمترین عامل چاق شدن افراد هستش مسیر چاق شدن :افکار چاق کننده ما اول در مورد چاقی فکر کردیم و ترسیدم از چاق شدن بعدش گفتار چاق کننده در مورد چاقی صحبت کردم خودم از پیش در مورد چاقی حرف میزدم تا دیگه طرفم بهم نگه هر مسئله ی ک افکارت و گفتارت بشن مسلما ب سرت میاد این طور شد ک جسم منم روز ب روز و ماه ب ماه از ماه قبل بزرگتر میشد .برای لاغر شدن باید همان مسیری ک مارو چاق کرده رو طی کنیم و مسیر تغییر افکار چاق کننده ب افکار لاغر کننده و بعد بعد تغییر گفتار چاق کننده ب گفتار لاغر کننده ودر نهایت افکار و گفتار لاغر کننده در جسم ما خودش رو نشون میده .بعضی چیزا رو ک میشنوم واقعا متعجب میشم ک ی فردی حدود دو هزار سال پیش اومده گفته پندار نیک ،گفتار نیک ،رفتار نیک و اون زمان این مسئله رو درک کردن تو اون زمان ولی الان قرن بیست و یک من توضیح میدم برای خواهرم منو مسخره میکنه واقعا جای تاسف داره ان شاالله خدا همه رو هدایت کنه ب این راه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zary.ahmadi
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۳ ۱۲:۵۲
      مدت عضویت: 2148 روز
      امتیاز کاربر: 12717 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 635 کلمه

      با سلام :گام ۵۸ 

      تبدیل افکار چاق کننده به چاقی 

      طی سالها که در رژیم و تحرک و روش های مختلف برای لاغری بودم و از هیچ روشی به نتیجه نمی رسیدم چون ذهن من پر شده بود از افکاری که نتیجه آن چاقی !!چگونه؟مثلا چاقی ارثی است 

      سوخت و ساز کم باعث چاقی است 

      بعد از ازدواج چاق می شوید

      بعد از تولد فرزند چاق می شوید

      سن  و سال باعث چاقی می شه 

      تمام این افکار توسط اطرافیان و یا رسانه ها در ذهن من نهادینه شده و ادامه آن تصویر سازی و بعد به گفتار تبدیل شده و نهایتش جسم چاق

      چجوری؟مثلا چاقی ارثی است بارها و بارها شنیده بودم که فلانی چاق است چون از مادرش به ارث برده یا از پدرش به ارث برد و حتی گفته می شد که تا هفت جد به عقب ارث را می گیریم و این باور در ذهن نهادینه شده و بعد به گفتار تبدیل شده چون ادامه داشته و تکرار می شده و بعد هم در جسم 

      در این مقطع به فکر چاره افتادم .چطوری؟

      گرفتن رژیم های مختلف

      ورزش  کردن 

      کمربند لاغری

      و حتی جراحی 

      همیشه با فشار به جسم خود می خواستم لاغر بشوم غافل از اینکه ریشه در ذهن من است چاقی از جسم من شروع نشده که با فشار آوردن به جسم بتوانم از شر اضافه وزن رها شوم برای همین تمام تلاش ها بی نتیجه بود چون چاقی سال‌های پیش در ذهن من نهادینه شده بود نه اینکه من قادر نبودم لاغر شوم بلکه بلد نبودم و نمی دانستم که باید لاغری را یاد بگیرم همانطور که چاقی را یاد گرفتم  

      افراد دو دسته اند یک دسته آنهایی که دوست دارند چاق بشوند و یک عده آنهایی که می تر سند چاق بشوند نکته جالب اینه که هر دو فکر یکسان است چون هر دو در مورد چاقی فکر می کنند و از جایی که می دانیم فکر  یک انرژی است و انرژی هم از بین نمی رود بلکه از حالتی به حالت دیگری در می اید یعنی فکر تبدیل به گفتار و گفتار تبدیل به جسم چاق 

      این روند چکونه انجام می گیرد ؟یادم هست در تمام سالها ذهن من به چاقی فکر می کرده ؟ چگونه؟چی بخورم که چاق نشوم 

      چه رژیمی بهتره که چاق نشوم 

      چه ورزشی موثر تر است که چاق نشوم

      محروم داشتن از خوردن خیلی خوراکی‌ها و با مقداری که می خوردم همراه با نگرانی و استرس که نکند چاق بشوم و اگر یک روز روی تردمیل نمی رفتم تمام روز حالم بد بود که نکند چاق بشوم .همش صبحت از چاقی است یعنی ذهن روی روند چاقی پیش می رود و جسم هم از ذهن دستور می گرفت برای همین تلاش ها بی نتیجه بود مسیر لاغری با ذهن دقیقا راهکار را به ما نشان می دهد 

      خدا را شکر اکنون که به این آگاهی رسیدم تغییرات زیادی در من ایجاد شده و هر روز بیشتر وبیشنر یاد می گیرم .خیلی حس خوبی است 

      حالا که مسیر لاغری برای من واضح و روشن است  خیلی راحت می توانم به جایی که دوست دارم برسم

      اول باید فکر لاغری را در ذهن خود بکارم و آنقدر ادامه دهم و تکرار کنم و تصویر سازی کنم نا این انرژی تبدیل بشود به گفتار و باز آنقدر تکرار کنم و ادامه دهم تا گفتار تبدیل بشود به جسم لاغر 

      چگونه می توانیم افکار لاغری ایجاد کنیم؟همانطور که سالها به چاقی فکر کردیم ؟باید به لاغری فکر کنیم 

      و فرمولهای لاغری را جایگزین فرمولهای چاقی کنیم ادامه دهیم ادامه دهیم عجله نکنیم  استمرار داشته باشیم تا گفتار ما د. جسم ما نمایان شود وقتی در مورد یک موضوعی زیاد فکر کنیم و ادامه پیدا کند انرژی تبدیل می شود به گفتار د ر باره لاغری .!.مثل چی؟

      لاغری باعث سلامتی روح و روان می شود 

      لاغری باعث اعتماد به نفس و عزت به نفس می شود 

      می توانیم لباسهای زیبا با رنگ‌های زیبا بپوشیم

      و ادامه این گفتارها  در جسم نمایان می شود و لاغر شدن خودبخود انجام می شود 

      خدابا سپاسگزارم 

      استاد سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب موفق
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۸ ۱۰:۲۴
      مدت عضویت: 1926 روز
      امتیاز کاربر: 14889 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 626 کلمه

      گام ۵۸ تبدیل افکارچاق کننده به چاقی

      به نام خدا 💞💞

      ✅افکار چاق کننده مهمترین عامل چاق شدن افراد است این افکار در ذهن ناخودآگاه شکل می گیرد و باعث ایجاد جسم چاق میشود .

      ⛔ذهن ناخودآگاه توجهی به منبع ایجاد کننده افکار چاق کننده در خود ندارد به هر طریقی یا دلیلی افراد مجموعه این افکار را در ذهن خود ایجاد کرده باشند نتیجه نهایی برای آنها چاقی خواهد بود.

       اضافه وزن در در زندگی ما چالشی است که باید با آن مواجه شویم فرار کردن از چاقی و ترس از روبرو شدن با آن سبب برطرف شدن آن نمی شود بلکه مواجه شدن با آن و به دنبال راهکار صحیح برای برخورد با این چالش می تواند سبب رهایی ما از وضعیت فعلی و تغییر وضعیت جسم ما از چاق به لاغر شود.

      مسیر همه ما برای چاق شدن 

      افکارچاق کننده ⏪ گفتار چاق کننده⏪ جسم چاق 

      این پروسه است که همه ما برای چاق شدن طی کرده ایم برای لاغر شدن بخواهیم به جسم خود فشار وارد کنیم کار بیهوده و کسل کننده خواهد بود پروسه را داریم برعکس بر می گردیم چون چاقی از جسم ما شروع نشده است که بتوانیم با فشار وارد کردن به جسم خود از آن رها شویم .

      مسیر ما برای لاغر شدن .

      تغییرافکار چاق کننده به افکار لاغر کننده ⏪تغییر گفتار چاق کننده به گفتار لاغر کننده و⏪ در نهایت تغییر جسم که در این مرحله ما دخالتی نداریم خودش به صورت خود به خودی صورت می‌گیرد.

      پندار نیک گفتار نیک کردار نیک 

      همه افرادی که با اضافه وزن روبرو میشن فکر چاقی را به وجود می‌آورد یک عده دوست داشتن چاق بشن یک عده می ترسیدند چاق بشن هر دو مورد برای فکر یکسانه

       وقت این فکر ادامه داشته باشه این فکر انرژی و تبدیل به تصویر ذهنی میشه تبدیل به گفتار میشه .

      گفتار یک حالته دیگه ای از انرژیه و وقتی که این گفتار ادامه داشته باشه تبدیل به جسم میشه.

       فکر تحت فشار تبدیل میشه به کلام .

      کلام تحت فشار تبدیل به جسم میشه 

      🔴جسم نمایش دهنده اس فرستنده ومنبع تغذیه جای دیگه اس باید فرستنده رو عوض کنیم .

      ما با رژیم های سخت با نخوردن ها و ترسیدن ها ورزش های طولانی این جسم نمایش دهنده را تحت فشار قرار می دادیم ذهن که فرستنده این افکار است کار نداشتیم.

      دیروز دورهمی دعوت بودم اگر قبل از دوره بود شرکت نمی کردم مخصوصا که ۵ماه به عید حاصل رژیمی که گرفته بودم برباد رفت و وزنم برگشت .قبلش ازم میپرسیدند چکار کردی خیلی خوب لاغر شدی .فقط مواظب باش وزنت برنگرده منم میگفتم نه اصلااا نمیزارم برگرده همه لباسهای سایز بزرگمو رد کردم گه دیگه اصلا چاق نشم .

      بااین شرایط اصلا نگران قضاوت مردم نبودم باشلوار جین و بلوز مناسب رفتم و مثل همیشه خودمو از جمع پنهان نکردم و حتی توی پذیرایی کمک گردم و کسی اصلا از برگشت وزنم نپرسید .خداروشکر حس وحالم خوبه حتی حس یک انسان متناسب رو دارم 😅اصلا از هیکلم خجالت نکشیدم ..

      من همیشه از بالاتنه ام متنفر بودم حتی باسایه ایی که چربی های پشتم رو نمایش میداد شده بود ملکه عذابم دیگه تصور کنید آینه دیگه چی بود .

      هربار هم که رژیم می گرفتم شکم وکمر و پاهایم حسابی آب میشد ولی بالاتنه ام نافرم بود .سایز پایین تنه ام دوسایز از بالاتنه کوچکتره .

      ولی الان اصلا از بالاتنه متنفر نیستم وبه جاش دوستش دارم ودقت کردم چربی های بالاتنه ام درحال هموار شدنه .

      پس روند متناسب شدن من درحال تکمیل شدنه .

      افکار چاق من داره به افکارلاغر تبدیل میشه وگفتار من هم درمورد لاغری وتناسبه اگرهم درمورد چاقی صحبت به میان بیاد برق شادی درچشمان من دیده میشه واصلا نگران نیستم اگه میبینم لباس سایزم کمه می دونم به زودی لباسهای که سایزمه توی کمد منتظرمنه و از همه مهمتر لباسهای زیبا ورنگارنگ درفروشگاه ها هدیه منه که دارم تلاش میکنم افکار متناسب ومثبت داشته باشم .💞💞 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار angelikian4040@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۴ ۱۹:۳۱
      مدت عضویت: 1849 روز
      امتیاز کاربر: 710 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 263 کلمه

      افکار ما زاییده ورودی های ما هستندورودی هایی که از چشم و گوش و حواس ما وارد ذهن ما شدن و فکر چاقی در من توسط اطرافیانم در ذهنم بوجود آمد و سپس با گفتار من گسترش بیشتری گرفت و در نهایت در جسم من پدیدار شد من جزو افرادی بودم که از لاغری رنج می بردم و قرصهای افزایش اشتها می خوردم و دوست داشتم فقط توپر بشم و قبل از ازدواجم بسیار متناسب بودم و چون در فامیل ما همیشه حرف این بود که دختران فامیل بعد از ازدواج و بارداری چاق میشن این فکر به گفتار و سپس به جسم من یعنی چاقی ختم شد ومن ۲۸ سال هست که چاق هستم و با همه روشهای دیگه لاغر نشدم و تسلیم چاقی شدم که خداوند من رو هدایت کرد لاغری با ذهن رو باید معجزه قرن نامید و افرادی که در این مسیر هستند افراد خوش شانسی هستن که به این مسیر هدایت شدن و هرروز یک گام به سوی لاغری برمیدارن من دو بار در این مسیر لیز خوردم و ناامید شدم ولی دوباره برگشتم چون در این مسیر حال خوشی رو تجربه کردم که بمن حس آزادی میده  حس شادی رو تجربه کردم حال خوب دستاورد این مسیر هست و برای لاغری باید از فکر شروع کرد تا بعد در گفتار و سپس در جسم ما خودش رو نشون بده ما در تمام زندگی مسیر رو برعکس طی کردیم از آخر به اول یعنی با فشار بر جسم میخواستیم به لاغری برسیم و این مسیر اشتباه بود و خداوند مسیر درست رو به ما نشون داد خداوندا متشکرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.mohammadi8195
      ۱۴۰۰/۰۳/۲۹ ۱۲:۰۷
      مدت عضویت: 2212 روز
      امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 416 کلمه

      سلام بر همگی

      وقتی بعد گوش دادن این فایل .نظرات دوستان رو خوندم مطلب دستم اومد و یادم میاد منم چندین بار افکار چاق کننده داشتم .

      یادم میاد وقتی کوچیک بودم و کاملا متناسب . یه پسر همسایه داشتیم که خیلی چاق بود خیلی . که همش از خودش بد میگفت و از اینکه به خاطر جسمش درعذابه و مرتب برای رفتن به یه مسیر کوتاه آژانس می گرفت و کار درست حسابی هم نداشت و میگفت کی به خاطر این هیکلم بهم کار میده .

        به طوریکه الان چندساله که ازدواج کرده و رفته یه جای دیگه خونه گرفته ولی ما هر موقع میخواهیم آژانس بگیریم و آدرس میدیم راننده ها میگن خونتون روبه روی خونه فلانی میشه  . و آنقدر گفتند که ما همش تو آدرس دادن میگیم روبه روی خونه فلانی. 

      و این پسره یه برادر کوچک تر از خودش داشت که متناسب بود وفرز. همش تو خونه ما( اون موقع هممون تقریبا متناسب بودیم) و صحبت این پسره بود که به خاطر چاقیش  کاری از دستش بر نمیاد و برادرکوچکش تمامی کارهای خونه  رو انجام میداد. واز آه وناله های اون پسره می گفتند و من ناخواسته هر روز اون جریانات رو می شنیدم و دلم می سوخت براش.  و کم کم خودم هم درموردش صحبت میکردم.

      یادم میاد در یه شرکتی کار میکردم و یه دختره ۲۳ ساله اش بود و وزنی ۱۱۰ کیلو . و خودش میگفت ما چون کرد هستیم نژادمون اینه . و مرتب طبق دستور پزشکش غذا میخورد و از راههای رفع چاقیش میگفت .ومنم مرتب گوش میکردم و برام عجیب بود و تو خونه میگفتم .

      تا اینکه این دختره یه روز بهم میگفت تو خیلی لاغری . 

      ومنم تصمیم گرفتم برم پیش دکتر تغذیه و دکتربعد گرفتن قد و وزنم  بهم گفت تو ۵ کیلو اضافه وزن داری و یه سری رژیم غذایی برام نوشت منم چند روز ادامه دادم و رها کردم .

      پس من افکار چاق کننده  داشتم توجه به چاقی و افراد چاق .

      بعدشم تصویر ذهنی چاقی در ذهنم ایجاد شد از چاقی می ترسیدم و بعد هم که در خونه و اطرافم صحبت میکردم بعد یواش یواش چاق شدم .

       و کلی راهکارهای اشتباه برای رفع چاقی انجام دادم  که نتیجه بخش نبود . و باورهای نادرست چاقی که بهم وارد میشد تو بی تحرکی و تو پشت میز نشینی و… ومنم باور کردم

      پس افکار چاقی بعدش رفتار چاقی بعدشم خود چاقی.

      من دیگه باور دارم که خودمون خالق زندگی خودمون هستیم و روی باورهای اشتباهم  کار میکنم تا به لطف الهی پیروز بشم .و از زندگیم لذت ببرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryamzadk
      ۱۴۰۰/۰۳/۱۱ ۲۳:۱۸
      مدت عضویت: 2306 روز
      امتیاز کاربر: 48095 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 221 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      سلام 

      هیچکس چاقی رو دوست نداره وقتی که بهش فکر می‌کنیم تصویر چاقی در ذهن ایجاد میشه و ترس از چاقی تبدیل به گفتار میشه و وقتی زیاد در موردش حرف می‌زنیم جسم تبدیل میشه به اضافه وزن و وقتی که چاق شدیم برای راه حل به جسم فشار می‌آوریم و با ورزش و کارهای دیگه میخوایم اضافه وزن رو از بین ببریم غافل از اینکه پروسه چاقی از ذهن شروع شده به چاقی فکر کردیم و در موردش با دیگران صحبت کردیم کم کم عادات غذایی ما تغییر کرد و چاق شدیم پس پروسه لاغری هم باید به همین ترتیب باشه به لاغری فکر کنیم با گوش کردن به فایل ها و عمل کردن به آنچه در مورد لاغری گفته میشه کم کم رفتار غذایی مان اصلاح میشه و بعد در جسممان تغییر ایجاد می‌شود در این پروسه اصلا نباید عجله داشت در کمال آرامش و با استمرار و اشتیاق داشتن میتونیم به تناسب اندام برسیم .

      لاغری با ذهن آموزش و مهارته که تنها راه تناسب اندام هست و اینکه از راه‌های دیگر نتیجه نگرفتیم آن راه‌ها همه اشتباه بودن . اکنون که به لطف خدا در مسیر درست قرار گرفتم تمام سعی خود را به کار میگیرم تا دچار لغزش نشم و با ادامه دادن و ادامه دادن به نتیجه خواهم رسید انشاالله به زودی زود .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۴۰۰/۰۲/۱۶ ۱۰:۲۳
      مدت عضویت: 2470 روز
      امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,885 کلمه

      سلام . 

      گام ۵۸ 

      باورم نمیشه ۵۸ گام رو طی کردم تا لاغر شدن رو بارها تکرار کنم تا یاد بگیرم تا بیشتر و بیشتر یاد بگیرم . 

      ما بد نبودیم 

      ما بلد نبودیم 

      خدای من چقدر این آگاهیها زیباست . چقدر حس خوبی داره . چقدر از اینکه مسیر یادگیری داره به روم بیشتر و بیشتر باز میشه خوشحالم . نوشته های الان من نسبت به روزهای اول در  همین گامها داره متفاوت میشه . البته فکر کنم  هرکسی خودش خوب اینو متوجه میشه  . چون حس اون رو درک می کنم . وقتی نوشته ای رو میخونم حال و هوای اون نوشته میاد سراغم و از اون حال و هوا متوجه میشم که دارم تغییر میکنم . 

       

      مسلما این تغییرات ادامه داره و من روند رو به پیشرفتی رو دارم در خودم مشاهده می کنم . 

      استاد یه چیز جالب بگم من چون رشته ام ادبیات بوده نسبت به غلط املایی یکم حساسم . البته در نوشته هام غلطهایی که دستم اشتباه به کد ناصحیح خورده باشه زیادن ولی تنها راهی که یکی دو روزه پیدا کردم برای اصلاح این غلطها اینه که هر کلمه ای رو که مینویسم همون زمان نگاهش کنم که ببینم درست تایپ کردم یا نه . 

       

      تک تک این حروف که ما الان داریم تایپ می کنیم یه کد هست . این کدها به ما داده شده تا ما از اونها استفاده کنیم . همه ی ما این حروف رو در اختیار داریم اما این که چی می نویسیم . چطور از این کدها استفاده می کنیم و چقدر درست یا غلط می نویسیم همش بستگی به انتخاب خودمون داره . من دارم یاد میگیرم برای اینکه بتونم  خلق درستی رو بیافرینم  باید همون لحظه حواسم رو بدم به نوشته ام . غرق در ناخوداگاهم نباشم . از ابزار خوداگاهی استفاده کنم . ابزار خوداگاهی در اختیار ما قرار داده شده تا ما ازش بهره ببریم وقتی کلمه به کلمه مینویسم و همون لحظه نگاهم بهشه که درست تایپ کنم این یه نوع تمرکز کردنه که من قبلا نداشتم و دارم میفهمم در همین قدمها دارم به این مهارت میرسم که اشتباهات تایپیم رو کمتر کنم .

       یعنی محتوای لاغری با ذهن اینقدر اثر گزاره که حتی خواسته های دیگه رو هم براورده می کنه و من فقط کافیه بخوام و بلد بشم ازش استفاده کنم اون وقت خیلی راحت و گام به گام تمرکزم رو میزارم روش بدون اینکه از کارهای دیگه وا بمونم میتونم اشتباهات تایپیم رو همون لحظه اصلاح کنم تازه وقتی حواسم هست اصلا اشتباه نمی نویسم که بخوام اصلاحش کنم . 

       

      این مثال زیبا و قابل درک رو  برای خودم گفتم تا به خودم بگم این آموزشها حتی در لحظه به لحظه ی نوشتن اثر داره وقتی من یه مدت اینطور تمرین کنم دیگه عادت می کنم و ناخوداگاه نوشته ام بدون غلط تایپی میشه یا حداقل کمتر و کمتر میشه . 

       

      تغییر عادت حتی خودشو اینجا هم نشون میده . وقتی عادت کنم چشمام تندتر حرکت میکنه . اطلاعات زودتر به دستم میرسه . روند اصلاحی خودبخود صورت میگیره و درست نوشتن جزء عادات من میشه . از فکر تا عملم سریعتر طی میشه . چون موانعی مثل ترس و نادانی و احتیاط از بین میره . 

      حالا دقیقا برای لاغر شدن هم همینه . 

      ما از طریق شما داریم یاد میگیریم الفبای لاغری رو تبدیل کنیم به کلمات لاغری . به درک لاغری . به گفتار لاغری . اصطلاح کلاس اولی رو خیلی وقتها در ابتدای دوره دیدم برای  همه به کار میبرید . من بعد از اینکه وارد دوره شدم دیدم به منم گفتید . راستش یکم حس بدی داشتم چون من فوق لیسانس ادبیات بودم وقتی بهم میگفتید کلاس اولی حسم بد میشد ولی الان خودم با کمال میل میپذیرم کلاس اولی هستم .

       

       خودم هی میام کلاس اول میشینم تا بیشتر یاد بگیرم تا درکم بالاتر بره . من کلاس اول رو دوست دارم . چون قدرت تمرکز منو بالا میبره . من الان در این ۵۸ گام که طی کردم متوجه تغییرات خودم میشم . اما شاید خیلی اوقات حواسمون نیست که این تغییرات چگونه داره اعمال میشه . 

       

      چقدر متن این دوستمون قشنگ بود که گفتن کم کم دیدم رفتار من با محتوای ذهنیم نمی خونه و دلم میخواد رفتارم رو تغییر بدم . این جمله اش خیلی به دلم نشست . 

       

      خب این تغییر تمایل خیلی خوبه و نشون میده آگاهیها که تغییر کرده نمایشگرم تصاویر جدید رو نشون میده و با تغییر آگاهیها عملکرد و نمایشگر هم تغییر می کنه . 

       

      استاد گام قبل خیلی به من چسبید . خیلی دوست دارم روی عاداتم کار کنم . یعنی علاقمند شدم . چون نسبت به قبل راهش رو بهتر یاد گرفتم . به همون اندازه که ما چیزی رو یاد میگیریم نمایشگر ما هم چیزهای جدیدی نشون میده . دیروز که مصرف شیرینیجاتم رو تغییر دادم به حال بهتری رسیدم . این حال خوب یعنی فرکانس لاغری که اگه تداوم پیدا کنه میشه تغییر در چاقی جسمی . 

       

      تغییر جسمی با استمرار در تغییر محتوای ذهنی ایجاد  میشه . 

       

      ما شاید خیلی وقتها متوجه تغییرات جسمی نمیشیم . چون خیلی آرام صورت میگیره و معمولا چون مثل تغییر رنگ بسیار آهسته صورت میگیره  یادمون میره من چطور از سیاهی پریدم توی سفیدی . 

       

      یعنی وقتی در سفیدی قرار میگیریم فکر میکنیم همون آدم قبلی هستیم اما ما دیگه اون آدم قبلی نیستیم ما تغییر کردیم و مسلما باز هم تغییر می کنیم و خبر خوب اینه ما به سمت روشنتر شدن حرکت می کنیم . روشن تر شدن هیچ وقت تموم نمیشه و این روشنی به نمایشگر میاد و عملکرد ما و عادات ما و جسم ما رو به روشنی حرکت می کنه . 

       

      جسم ما متراکم شده ی انرژی درونی ماست . 

       

      انرژی از بین نمیره فقط شکلش تغییر می کنه . همین الان مادر شما در شکل انرژی پیش شما هست ایشون فقط شکلش تغییر کرده شاید  زمانی دیگه وقتی اراده کنه بازم قدم به این دنیا بزارن چون روند خلقت هرگز متوقف نمیشه . شایدم الان دوباره در قالبی دیگه متولد شده باشن و دارن دوباره از اول شروع به حیات می کنند . 

       میل به آگاهی هرگز متوقف نمیشه و ما مدام در حال تبدیل انرژیمون از صورتی به صورت دیگه هستیم . 

       

      هر لحظه به شکلی بت عیار برآمد دل برد و نهان شد 

      هر دم به لباس دگر آن یار برآمد گه پیر و جوان شد . 

       

      بله نمایشگر جسم ما حاوی اطلاعاتیست که ما در ذهن و قبل از اون به صورت انرژی در اختیار ما قرار داده شد . شما گفتید و ما نوشتیم . حرف به حرف به ما آموزش دادید استفاده ی درست از کلمات رو به ما آموزش دادید . خیلی وقتها درک میکردیم گاهی اوقاتم درک نمیکردیم . من مشتاق دانستن هستم . من مشتاق تغییر هستم حتی اگه تا آخر عمرم کلاس اول بمونم لذت میبرم و ادامه میدم و دوباره برمیگردم کلاس اول . این روند خلقته . تکرار و تکرار و تکرار . در هربار تکرار ما به نکات بهتری میرسیم و درک عمیقتری از این روند پیدا میکنیم . 

       

      شاید جالب باشه بدونیم ما چطور آفرینش جسم رو یاد گرفتیم . مگه میشه شخصی که فقط یکبار متولد میشه اینقدر دقیق عملکرد قلب و روح و مغز و رگها و استخوانها و …. رو بدونه .  همین جسم ما نشون میده ما موجودات نو نیستیم ما بارها در روند خلقت قرار گرفتیم امتحان کردیم شکست خوردیم پیروز شدیم اونقدر انجام دادیم که ماهر شدیم .

       

       این مهارت رو ما در زندگیهای گذشته یاد گرفتیم و یاد گرفتیم و دوباره برگشتیم کلاس اول . چیزی که هر کدوم از ما الان هستیم اینه که ما مجموعه ای از یک دانش بی انتها هستیم . این دانش بی انتها رو ما یاد گرفتیم تکرارش کردیم وگرنه ضمیر ناخوداگاه ما از کجا این آگاهی رو داره که اینقدر دقیق تمام فرایندهای جسم رو کنترل کنه بدون اینکه ما حتی گوشه ی خاطرمون از این همه روند آفرینش بترسه .‌ ما اونقدر خودمون رو خلق کردیم که عادتمون شده . ما آفرینش رو آموختیم و آموختیم و تکرار کردیم که اینقدر عالی هر لحظه در حال خلق خودمون هستیم . 

       

      خدای من که چقدر این آگاهیها و خودشناسی و کشف حقیقت عمیقه و البته قابل درک . 

       

      واقعا اگه ما فقط یکبار اومده باشیم و حتی این مجموعه رو خداوند به ما داده باشه و او به ما آموخته باشه این همه مهارت رو که خودمون به دست آوردیم . قلب من از زمین و زمان هدایت نمیشه نیروی درونی خودم این مهارت رو به دست آورده . این مهارت از کجا اومد . اصلا میگیم خدا هم به ما این مهارت رو داده اما کسی که داره انجامش میده که خودم هستم توی همین کالبد وجودمه درست مثل همون تلویزیون فرستنده و مشاهده گر داره . من در وجودم نقطه ی ارسال دارم که نمایشگرش میشه جسمم و این انرژی بی نهایته و همیشه هست و از ازل بوده و تا ابد هست . 

       

      برای همینه یکی از باورهای ما اینه انسان ازلی و ابدیه . انسان هر لحظه در حال آموزشه . آموزش پذیر بودن جزء ویژگیهای طبیعی هر انسانه و وقتی یاد میگیریم اون وقت میبینیم عملکردمون چقدر عالیتر میشه . چقدر خلق داره زیباتر اتفاق میفته . 

      چقدر میتونیم این حروفی که خداوند به ما داده رو به شکل زیباتری کنار هم قرار بدیم تا یه متن زیبا بنویسیم . 

      لاغری فقط و فقط آموزشه و مهارته . ما حتی این مهارت رو هم بلدیم قبلا آموختیم منتها الان داریم به یاد میاریم که بلدیم . پس جمله ی اول این متن رو بازم میشه تغییر بدیم ما بلد بودیم اما یادمون رفته بود و حالا داریم به یاد میاریم . 

       

      ما لاغر شدن رو داریم به یاد میاریم و هرچقدر مرور این اگاهیها بیشتر بشه و گفتار ما هم که همین نوشته هامونه داره تغییر میکنه جسم ما هم که مجموعه ای از عملکرد عادت و چاقی هست تغییر میکنه . 

      چقدر زیباست این حرکت . واقعا باورهایی نظیر از بین رفتن و فنا اشتباهه . انرژی هرگز تموم نمیشه انرژی همیشه هست و فقط از شکلی به شکل دیگر در میاد . همونطور که فقط از ۳۲ حرف الفبا میشه بی نهایت متن خلق کرد از همین عناصر اولیه لاغری و بذرها میشه بی نهایت خلق آفرید . میتونیم این انرژی رو تغییر بدیم . 

      و اون قدر ماهر بشیم که مرحله به مرحله این روند رو کنترل کنیم  تا اگه نادلخواه مینویسیم اصلاحش کنیم و به راحتی تغییر یک حرف که یک کلمه ی نادلخواه رو تبدیل به کلمه ی دلخواه می کنه ما نیز با تغییر یک فرمول به راحتی می تونیم عملکرد و دونه دونه عملکرد خودمون رو تغییر بدیم و اونقدر تکرار کنیم تا عادت کنیم که به شیوه ی جدید بنویسیم . به شیوه ی دلخواه عمل کنیم . به شیوه ی دلخواه  زندگی کنیم . 

       

      تمام دوستانی که اینجا هستند روز اول ذهنشون پر از آگاهیهای چاق شونده ای بود که هر روز برای خودشون تکرار میکردند و چاقی رو به نمایش میزاشتن . همه ی ما اومدیم و آموختیم و به یاد آوردیم و ادامه دادیم و ادامه دادیم و داریم به مهارت میرسیم . ما در لاغری داریم ماهر میشیم و  حتی این مهارت در وجود ما هست فقط داریم ازش استفاده می کنیم . 

      دقیقا تمام کلمات و فایلهای استاد کلام الله هست درست مثل قرآن که خداوند در قرآن میفرماید به یاد بیاورید ما هم  داریم به یاد میاریم . پس هر چقدر بیشتر از این کلام الله استفاده کنیم و اون رو در زندگی روزمره ی خودمون به کار ببریم میتونیم زندگی قشنگتری رو خلق کنیم . 

       

      خدایا ازت سپاسگزارم 

      استاد ازتون بینهایت ممنونم 

      فاطمه ازت سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۴۰۰/۰۲/۱۱ ۱۲:۳۶
      مدت عضویت: 2389 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 855 کلمه

      گام ۵۸ ،،،تبدیل افکار چاق کننده به چاقی،،،،،سلام استاد و دوستان همراهم ،،،منشاء تمام اتفاقات زندگی ما افکار و باورهای ما هستند ،اینکه چه چیزهایی شنیدیم ،دیدیم و حس کردیم ،نتایج الان مارا ساخته ان ، اگر متناسب نیستیم، وضعیت مالی مناسبی نداریم، از سلامتیمون راضی نیستیم، روابط خوبی نداریم ،تماما به برنامه ریزی های دوران ۱ تا ۱۰ سالگی ما ربط داره ،،اگر مدام شنیده باشیم که ما ارثی چاقیم، ژنتیکمون چاقه، خدا مارو اینجوری آفریده ،خدا خواسته ووووو و اگر ما اون عقاید رو قبول کرده باشیم  الان دارای بدن متناسب نیستیم ، در تمام جنبه های زندگیمون به همین شکله ،با نگاهی به نتایج زندگی ،میتونیم متوجه بشیم که در کدوم قسمتها ،آلودگی های ذهنی بیشتری داریم ،،از ۱۰ سالگی که چاقیم بسیار مشهود شد و میفهمیدم که در مقابل دوستانم گنده ترم ،لباس هام تو تنم قشنگ نبودن ،وقتی تو مدرسه عکس میگرفتیم و من درشتر از بقیه بودم ،حس و حال بدی نسبت به خودم در من بوجود میومد ،حتما اون احساسات بد افکار بدی هم داشته و این پروسه سالها ادامه داشت و با بزرگتر شدن من اون افکار هم بزرگتر میشدن ،،یکی از رفتارهای بدی که داشتم و بیشتر افراد چاق هم دارن،صحبت کردن در مورد چاقیه ،مدام در درون خودم میجنگیدم،دنبال راه حل بودم ،همش در مورد عوارض چاقی با دیگران مشورت و درد دل میکردم،غر میزدم ،ناراحت بودم، از زندگیم لذتی نمیبردم ،مدام میخواستم به همه ثابت کنم که من مقصر نیستم ،،،،وقتی تمام وقت به افکار ناراحت کننده توجه میکردم ،نتایج زندگیم هم میشد شکل افکارم ،در آبمیوه گیری ذهنم ،پرتغال میریختم ،آب پرتغال هم دریافت میکردم، پرتغال بریزیم که آب سیب به ما نمیده ولی من دوست داشتم آب سیب میداد، با اونهمه انرژی منفی ،دوست داشتم جواب های مثبت و عالی دریافت کنم ،،انرژی ارسالی من ناسلامت بود معلومه انرژی های همتراز خودشو جذب میکرده ،،،ما از طریق افکار خود چاق شدیم ولی میخواستیم از طریق جسم درمان بشیم ،بهترین راه ،درمان از طریقه ذهنه ،،خدارو شکر از زمان ورودم به این دوره ها ،در ابتدا افکار و کلامم ،به  مسیر متفاوتی قدم گذاشت ،دیگه صحبتی در موردی چاقیو خودم نکردم،با افراد چاق هم صحبت نشدم ،وارد جمع هایی نشدم که مرتب از راهکارهای چاقی میگن ،مراقب افکار و نجواهای درونیم بودم و هستم،در سایت نوشتم و خوندم ،با دوستم مدام صحبت از راهکارهای ذهنی لاغری داشتیم ،، ،هر چقدر که تونستم مراقب خودم و افکارم باشم ،بذرهای تناسب افکار و اندام در من شکل گرفته ،باید در این راه صبور بود و انتظار بدن سالم و متناسب رو داشت که این حق طبیعی ماست ،،اولین قدم برای متناسب شدن ،شناسایی ،دلیل چاق بودن ماست ،که قبلا دلایل دیگه رو مقصر میدونستیم و با فشار آوردن به جسم سعی در رفع صورت مسئله داشتیم و مدام به بن بست خوردیم ،در این دوره ها یاد گرفتیم که اصل قضیه در درون ماست و اول باید سرچشمه مشکلو حل کنیم و شروع کردیم به کنکاش در ورودی های اولیه ذهن و شناسایی باورها و رفع موانع ذهنی ،،،،به هر آنچه که توجه کنیم ،آن چیز در زندگی ما وارد خواهد شد ،وقتی مدام به دیگران و در درون خودمون میترسیدیم که چاقتر بشیم ،دقیقا توجهمون به چاقتر شدن بوده، به زبان میگفتیم که دلمون نمیخواد چاق بشیم ولی دقیقا مدام به چاق شدن فکر میکردیم ،انرژی میفرستادیم ،انرژی چاقتر شدن ،چاق تر شدن بیشتر رو جذب میکنه ،انرژی چاقتر شدن که اصلا در مدار لاغر شدن نیست که بره لاغریو جذب کنه ،،اصلا اینها در ۲ دنیای مجزا و دور از هم هستن  ،در مسیر هم قرار نمیگیرن ،،مثلا ما دلمون میخواد بریم شمال برای تفریح ولی در سرچ گوگل زدیم مشهد ، گوگل حتما مارو به جاده مشهد خواهد برد ، در جاده مشهد خبری از سرسبزی جاده چالوس نیست ،اصلا راهشون متفاوته از هم ،در انتها به شمال نخواهیم رسید ،چونکه سرچ ما در مورد مشهد بوده ،اگر میخواییم به شمال برسیم باید جاده چالوسو سرچ کنیم ،در مورد این جاده اطلاعات جمع کنیم تا به مقصد مورد دلخواه برسیم  و الان در حال جمع اوری اطلاعات در مورد تناسب اندام هستم ،هر روز فایل گوش میکنم ،توجهم بر هدفمه ،گاهی با سخنان منفی بافم به بیراه های ناامیدی میرم ولی بسرعت به مسیرم برمیگردم و در این راه لذت های بیشماریو تجربه کردم ،،خدارو شکر ۱ سال و اندیست که در آرامشم ،در حال خوب هستم،در حال متناسبتر شدن هستم، اعتمادبنفسم بالاتر رفته ،لباسام بجای تنگتر شدن گشادتر میشن ،،هر آنچه دوست دارمو خوردم ،همین الان گرسنم شد ،یه دونه کیک کوچیک شکلاتی با یه کوچولو هندونه خوردم ،دیگه نگران نهار و شامم نیستم ،نگران مسافرت و غذاهاش نیستم، ۳شنبه داریم یه سفر طبیعت گردی تور مانندی میریم و من خوشحالم که میتونم با فرمان های جدید مغزیم بهترین انتخاب هارو داشته باشم ،قبلا در هر مسافرتی کلی میترسیدم و چاقتر میشدم ولی الان در مسافرت هام لاغرتر هم میشم 😊 و این مدل لاغر شدن که اصولی و صحیحه ،از طریق ذهنه ،ذهنمو دوباره و مجدد برنامه ریزی میکنم و با برنامه های جدید وارد ریل جدیدی از زندگیم خواهم شد ،،،   خوشحالم که به تمام خواسته هام با قدرت ذهنم دارم میرسم و خالق بودن خودمو نظاره گر هستم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا