0

افکار چاق کننده چیست؟ راه‌های اصلاح ذهن برای لاغری پایدار (گام ۵۸)

اصلاح افکار چاق کننده
اندازه متن

🤯 تا حالا شده حس کنی یه چیزی توی وجودت نمی‌ذاره لاغر شی؟ نه اراده‌ست، نه تنبلی… بلکه یه چیز پنهان‌تره: افکار چاق کننده!

☁️ این فکرها توی ناخودآگاه ما جا خوش کردن، بی‌صدا، نامرئی، ولی خیلی قدرتمند.

مثل یه برنامه‌ی مخفی اجرا می‌شن و ما رو به سمت چاقی می‌کشونن، بدون اینکه بفهمیم از کجا داریم کنترل می‌شیم.

✂️ اگه می‌خوای لاغر شی، اول باید بری سراغ افکار چاق کننده.

وقتی ذهنت سبک بشه، بدن هم خودش راهشو پیدا می‌کنه… 🧘‍♀️🌱

🧠 ذهن ناخودآگاه و چاقی؛ داستان یه هدایتگر پنهان!

تا حالا شده یکی آروم آروم دستت رو بگیره و ببره یه جایی که اصلاً نمی‌خواستی بری؟ 😐

ذهن ناخودآگاه ما هم یه همچین نقش مرموزی توی چاقی داره!

📦 فرقی نمی‌کنه این افکار چاق کننده چطوری واردش شدن —باورهای بچگی، حرف مردم، رژیم‌های شکست‌خورده یا خاطرات تلخ— ذهن ناخودآگاه کاری به منبعش نداره، فقط اجراش می‌کنه!

و نتیجه؟ بله… چاقی! 😓

ولی یه خبر خوب:

ما آدم‌ها وقتی دلیل یه مشکل رو بدونیم، راحت‌تر می‌تونیم از پسش بربیایم، درسته؟ 💡

اضافه‌وزن هم یکی از چالش‌های مهم زندگیه، و روبه‌رو شدن باهاش، شجاعانه‌ترین کاریه که می‌تونیم برای رهایی خودمون انجام بدیم. 🦸‍♀️

🏃‍♀️ فرار از چاقی، فقط بهش قدرت بیشتر می‌ده.

اما وقتی بشینیم، نگاهش کنیم، بفهمیم چطور ذهن‌مون چاقی رو ساخته، تازه راه لاغری باز میشه.

🔁 ذهن ناخودآگاه با ورودی‌های تکراری برنامه‌ریزی میشه. یعنی چی؟

یعنی هرچی بیشتر بشنوی «چاقی ارثیه»، «چاقی طبیعیه»، «لاغری سخته»… بیشتر باورش می‌کنی، و اون باور تبدیل به انتظار ذهنی میشه.

و ذهن ناخودآگاه عاشق برآورده کردن انتظارهاست!

🧠 افکار چاق کننده از کجا میان؟!

👀 وقتی خوب نگاه کنیم، می‌بینیم چاقی فقط یه عدد روی ترازو نیست؛ یه داستان پنهانه که از ذهن شروع می‌شه، مخصوصاً از ذهن ناخودآگاه!

🔍 اطلاعات درباره چاقی از هزار راه وارد ذهن ما می‌شن و کم‌کم اون‌قدر تکرار می‌شن که تبدیل می‌شن به افکار چاق کننده.

و این فکرها، مثل برنامه‌نویسی ناخودآگاه، شروع می‌کنن به ساختن بدن ما… 📡

👨‍👩‍👧‍👦 زندگی در کنار خانواده‌ای که چاق هستن:

از همون بچگی، شنیدن جمله‌هایی مثل “ما خانوادگی چاقیم” یا “تو هم شبیه عمه‌ات می‌شی” باعث می‌شه ذهن کودک پر بشه از افکار چاق کننده.

🧑‍🤝‍🧑 دوستی با افرادی که اضافه وزن دارن:

تو جمع‌هایی که مدام درباره رژیم، سختی لاغر شدن یا عوارض چاقی صحبت می‌شه، ناخودآگاه مغز ما پر می‌شه از پیام‌های تکراری که پایه‌ی افکار چاق کننده رو می‌سازن.

📺 رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، و حتی توصیه‌های پزشک:

وقتی دائم در معرض هشدارهایی مثل “چاقی ارثیه”، “با این دارو چاق می‌شی”، یا “اگه این غذا رو بخوری چاق می‌شی” قرار بگیریم، کم‌کم ذهن ناخودآگاهمون باور می‌کنه که چاقی سرنوشت ماست.

📚 حتی اطلاعات علمی

دریافت اطلاعات درباره متابولیسم یا هورمون‌ها ممکنه باعث بشن فکر کنیم بدن ما خاصه، متفاوت‌تره، و احتمال چاق شدنمون بالاتره.

و این یعنی باز هم… ورود افکار چاق کننده!

🤯 وقتی این فکرها زیاد تکرار بشن، تبدیل می‌شن به نگرش و بعد انتظار ذهنی. و ذهن ناخودآگاه همیشه می‌خواد به انتظاراتمون پاسخ بده…

چه بخوایم، چه نخوایم!

📌 مثلاً کسی که از چاق شدن می‌ترسه، مدام درباره‌ش فکر می‌کنه، و همین ترس تبدیل می‌شه به مرور افکار چاق کننده.

یا کسی که به خاطر لاغری‌اش مورد تمسخر قرار گرفته، ممکنه ناخودآگاه به چاقی به‌عنوان یه راه‌حل نگاه کنه.

🔄 در هر دو حالت، ذهن شروع می‌کنه به تغییر رفتارها، انتخاب‌ها و تمایلات… و این یعنی حرکت به سمت چاق شدن.

افکار چاق کننده

🧭 آگاهی از مسیر چاق شدن

خیلی از ما فکر می‌کنیم چاقی یهویی اومده! 😕

اما واقعیت اینه که چاق شدن یه مسیر مشخص داره، مسیری که تقریباً همه‌مون ازش عبور کردیم – بدون اینکه بفهمیم!

📌 این مسیر به‌سادگی اینطوریه:

ورود افکار چاق کننده 🧠 ← شکل‌گیری انتظار چاقی 🤔 ← مرور افکار چاق کننده 💭 رفتارهای چاق کننده 🍕🚶‍♂️ چاق شدن

اول همه‌چیز از همون افکار چاق کننده شروع شد… نه از غذا، نه از ژن، نه از هورمون.

🗣 این افکار کم‌کم می‌شن گفتار روزمره‌مون، احساس درونمون، و در نهایت خودشون رو توی جسممون نشون می‌دن.

🎯 حالا اینجاست که ما یه نکته مهم رو یادمون می‌ره:

بیشتر روش‌های لاغری (از رژیم‌های سخت گرفته تا ورزش‌های طاقت‌فرسا) از آخر مسیر شروع می‌کنن! یعنی می‌خوان جسم رو زورکی تغییر بدن 😖

در حالی که… ✨ چاقی از ذهن شروع شده، پس لاغری هم باید از ذهن شروع بشه!

🔁 برای اینکه لاغر بشیم، باید برعکس همون مسیری که چاق شدیم رو طی کنیم:

افکار چاق کننده ❌ ← افکار لاغرکننده ✅

انتظار چاقی ❌ ← انتظار لاغری ✅

گفتار چاق کننده ❌ ← گفتار لاغرکننده ✅

رفتار چاق کننده ❌ ← رفتار لاغرکننده ✅

و در نهایت…

🍃 جسم هم خودش به سمت لاغر شدن حرکت می‌کنه، بدون زور، بدون فشار، بدون رنج.

🧘‍♀️ این یعنی لاغری با ذهن؛ یعنی همون روشی برای لاغری که آرومه، طبیعیِ و موندگاره.

چگونه چاق شدن

📚 بهترین سرگرمی برای تغییر سریع افکار چاق‌کننده

یکی از بهترین و دلنشین‌ترین کارها برای کمک به تغییر سریع و موثر افکار چاق‌کننده، خواندن نوشته‌ها و تجربه‌های واقعی هنرجوهای دوره «لاغری با ذهن» است. این نوشته‌ها مثل یک چراغ راهنمای پرانرژی عمل می‌کنند که به شما کمک می‌کنند مسیر لاغری پایدار را با امید و انگیزه شروع کنید. ✨

«هر داستان موفقیت و هر تجربه واقعی، نه تنها یک حس خوب و انگیزه‌بخش است، بلکه به شکل علمی و کاربردی به شما کمک می‌کند درک عمیق‌تری از مسیر لاغری ذهنی داشته باشید. وقتی می‌بینید دیگران چطور با تغییر افکار چاق‌کننده، زندگی و جسم‌شان را متحول کردند، انگیزه‌تان چند برابر می‌شود و این خودش بزرگ‌ترین محرک برای تغییر است.»
من هم مثل همه، از طریق مرور مداوم افکار چاق‌کننده به چاقی رسیدم. همیشه فکر می‌کردم چاق‌تر می‌شم و هر بار که روی ترازو می‌رفتم، عدد بالاتری می‌دیدم که غم و نگرانی رو توی وجودم زیاد می‌کرد.

فکر می‌کردم چرا نمی‌تونم یه تغییر اساسی بدم؟ با اینکه رژیم گرفتم، ورزش کردم، اما همیشه افکار چاق‌کننده مثل یه سایه کنارم بودن.

هر بار بعد از غذا خوردن، عذاب وجدان می‌اومد که «باز هم نتونستم کمتر بخورم، پس دوباره چاق می‌شم». حتی وقتی ته‌دیگ سفره رو می‌خوردم، همزمان فکر می‌کردم چاق‌تر می‌شم، ولی دلم نمی‌خواست ازش بگذرم!

صبح‌ها که دیر بیدار می‌شدم، فکر می‌کردم کم‌تحرکیم باعث چاقیم شده، و وقتی غذا می‌خوردم با استرس که کسی بهم بگه کمتر بخور یا رژیم بگیر، به زور غذا رو می‌خوردم.

ما با دوست‌ها و خانواده درباره چاقی و دلایلش حرف می‌زدیم: تیروئید، ژنتیک، بی‌تحرکی… و با اینکه همه این تحلیل‌ها رو داشتیم، نمی‌دونستیم داریم افکار چاق‌کننده‌مون رو بیشتر تقویت می‌کنیم!

بعد از کلی تلاش بی‌فایده، به این فکر افتادم که فقط راهش پیکرتراشیه… تا اینکه با استاد روشن آشنا شدم.

حرف‌هاش خیلی به دلم نشست و تصمیم گرفتم فایل‌های رایگان رو گوش کنم و در نهایت تو دوره «ورود به سرزمین لاغرها» شرکت کردم.

اوایل فقط فایل‌ها رو گوش می‌دادم و مثل همیشه زیاد می‌خوردم، ولی این بار بدون ترس بودم. حتی وقتی همسرم می‌گفت چطوری می‌خوای لاغر شی وقتی اینقدر می‌خوری، فقط ازش خواستم بهم استرس وارد نکنه و منو به حال خودم بذاره.

بعد از مدتی، رفتارم عوض شد. میلی به هله‌هوله نداشتم، غذا خوردنم تغییر کرد و دیگه مجبور نبودم خودم رو به زور سیر کنم. یه صدای توی ذهنم بهم می‌گفت «بس کن» و کم‌کم این پیام قوی‌تر شد.

شروع کردم با خودم حرف زدن، تمرین‌ها رو انجام دادم و کم‌کم نشانه‌های تغییر رو تو جسمم دیدم؛ کفش‌هام بزرگ‌تر شدن، انگشترم راحت‌تر از دستم در میومد و کلی خوشحال بودم.

بارها ناامید شدم، ولی زود برگشتم به مسیر و با کمک استاد ادامه دادم.

الان بعد از ۸ ماه خیلی عالی متناسب شدم و از تغییرات جسم و ذهنم راضی و خوشحالم.

وقتی افکار چاق‌کننده رو با فایل‌های استاد تغییر دادم، گفتارم عوض شد و در نهایت جسمم هم تغییر کرد. این بهترین حس دنیا بود!
— مریم عزیز، هنرجوی دوره «لاغری با ذهن»

اگر دوست داری تو هم مثل مریم از مسیر لاغری با ذهن بهره ببری، این نوشته‌ها رو جدی بگیر و به خودت فرصت بده تا تغییر واقعی اتفاق بیفته! 💪✨

✍️ تمرین آموزشی افکار چاق کننده 📖

🎯 شرح انجام تمرین

برای اینکه این تمرین رو به بهترین شکل انجام بدی، اول لطفاً محتوای نوشتاری بالا رو با دقت بخون. بعدش ویدیوی آموزشی رو با تمام تمرکز ببین. وقتی آماده شدی، برو سراغ سوالات پایین و جواب‌ها رو به صورت انشایی و با احساس صمیمیت و صداقت بنویس.

❓ سوالات تمرینی
  • نگرش شما درباره تاثیر افکار چاق کننده در وضعیت جسمی فعلی‌تون چیه؟
  • با توجه به توضیحات، نظرت چیه درباره اینکه چطور این افکار چاق کننده وارد ذهنت شده و تأثیر گذاشته؟
  • انتظار چاقی یا چاق‌تر شدن چطور و از چه مراحلی توی ذهنت شکل گرفته؟
  • به نظرت چرا روش‌های مرسوم لاغری مثل رژیم و ورزش، اغلب به نتیجه همیشگی نمی‌رسن؟
  • با آگاهی از محتوای آموزشی، پروسه چاق شدنت رو به صورت مرحله‌ای و علمی شرح بده.
  • لاغری با ذهن چطور به تو کمک می‌کنه تا از مرحله افکار شروع کنی و تا جسم ادامه بدی؟

📝 لطفاً جواب‌ها و تمرین‌های خودت رو همین پایین توی بخش نظرات با ما و دوستانت به اشتراک بذار.

اینجا جاییه که می‌تونی حرف دل‌ت رو بزنی و همزمان از تجربه‌های دیگران هم انرژی بگیری. منتظرتیم! 💬❤️

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.28 از 76 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=15253
119 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۴/۰۴/۱۰ ۱۶:۰۱
      مدت عضویت: 2423 روز
      امتیاز کاربر: 5180 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 656 کلمه

      به نام خدای مهربانم 

      من  تصمیم به  تغییر دارم برای  همین  هر روز در این راه قدم بر میدلرم 

      پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک این حمله رو من بارها شنیدم و این اصل و اساس کیهان هست .

      و درمورد چاقی هم دقیقا همین قضیه صادق هست یعنی قبل از اینکه جسم من چاق بشه من  اول فکر چاقی رو به وجود آوردم  و بعد گفتار چاقی  و بعد جسم من چاق شد .

       البته بگم یه عده دوست داشتن چاق بشن یه عده ترسیدن که چاق بشن و این فکر ها وقتی تداوم پیدا کنه خلق  میشهو مهم نیست که من اون فکر رو دوست دارم یا بدم میاد همینکه بهش  توجه میکنم خلق میشه  چو ن فکز انرژی هست و انرژی از بین نمیره فقط از یه حالت به حالت دیگه تبدیل میشه .

      من  اگر میخوام افکارم به واقعیت تبدیل بشه باید افکار خودم  رو ادامه بدم تا تبدیل بشه تصویر ذهنی لاغری و بعد تبدیل میشه به گفتار و بعد تبدیل میشه به واقعیت جسمی من  یعنی  همینکه بارها به همه میگم یا داخل سایت می نویسم  من دارم لاغر تر میشم   و یا حق من هست لاعر تر بشم  به مرور تبدیل میشه به واقعیت جسمی من  …

      پس فکر وقتی زیاد بشه تبدیل میشه به گفتار یعنی وقتی فکر چاقی داریم و زیاد میشه تبدیل میشه به گفتار و وقتی زیاد درموردش حرف بزنیم تبدیل میشه به اضافه وزن و چاقی و این حالت آخرش هست 

      وقتی چاق میشیم نگران میشیم وززش میکنیم و رزیم میگیریم و میخولییم یه کاری  کنیم که لاغر بشیم . لاعر نمی شیم  چون  این افکار چاقی  بودن که باعث جاقی شدند و باید اونها رو تغییر بدیم .

       باید آگاه باشید  پروسه ی  چاق شدن از فکر بود و چزا ما حالا میخوایبم با فشار به جسم لاغر بشیم ؟؟ امکان نداره .

      حتی عمل جراحی سنگین و هر کاری که از جسم شروع میکنن با شکست مواجه  میشن .

      من اول باید درک کنم این چاقی یک پروسه بوده  و من  فکر چاقی داشتم و از چاقی ترسیدم و در مورد چاقی حرف زدم  و  چاق شدم  و بعد  وقتی این رو  درک کردم باید بدونم برای لاغری هم باید همین کار رو بکنم و  از افکار باید تغییر کنم  .

      و این باید برای من عجیب نباشه من اول باید از افکار تغییر کنم و لاغر بشم و این تمام پروسه  هست .

       یعنی فکر لاغری ایجاد بشه و در مورد اون صحبت کنیم و بعد لاغری در ما شروع میشه .

      جسم  ما نمایشگر  افکار ما هست .و منبع  تغذیه ی جسم و فرستنده چیز دیگر هست  نمیشه اگر من میخوام فیلم تی وی رو تغییز بدم بدم تلویزیون رو تغییر بدم نه باید کانال رو عوض کنم  پس اگر من از جسمم راضی نیستم باید افکارم رو تغییر بدم 

      حقیفتا این فایل بازم هم برای من تلنگری بود که اگر من میخوام لاعر تر بشم هیچ ورزش و غدایی من رو لاغر نمیکنه من باید لز افکار تغییر کنم اول باید اون رو درست کنم و بعد جسم من خود به خود درست میشه با اینکه این آگاهی رو بلد هستم اما بازم گاهی اوقات خطای فکری دارم و هنوزم گاهی اوقات در جسمم فکر چاقی مرور میشه که من که خیلی خوب و سالم و کمتر میخورم و یا این فعالیت رو دارم چرا لاغر تر نمیشم  و لین یعنی  افکار چاقی در ذهن من ریشه دارن که من میخوام با فشار وارد اوردن به جسم لاعر تر بشم .در حالی که در ذهنم افکاری ناجالب دارم و بارها از غذایی و یا رفتاریی  ترسیدم و همونها باعث چاقی من هستند .

      من اگر هنوزم در ذهنم از سفر و تفریح و  رستوردن و کافه و عروسی میترسم که مبادا برم و چاق تر بشم معلوم هست که در ذهنم افکار چاقی دارم  من اگر هنوزم بعد از خوردن عذایی افکار چاقی رو مرور میکنم در ذهنم چاقی ریشه داره 

      .

      من هر روز به خودم میگم جسم من تمایل داره لاغر بشه و هر روز به سرعت داره لاغر تر میشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عاطفه الی
      ۱۴۰۳/۱۲/۱۰ ۰۸:۵۲
      مدت عضویت: 518 روز
      امتیاز کاربر: 13055 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 544 کلمه

      بنام خداوندبخشنده مهربان و هدایتگر 

      سلام به همه همراهان و استاد عطار روشن عزیز 

      همه چیز در جهان ارتعاش داره 

       افکار خیلی مهمه چون یک فکر تبدیل ب واقعیت زندگی ما میشه همانطور ک استاد و دیگر بزرگان گفتن 

      پندار نیک گفتار نیک رفتار نیک =سرنوشت 

      چاقی من چجوری ب وجود اومد ؟

      من با دیدن و شنیدن درمورد چاقی و اینکه شبیه مادرم هستم و ازدواج باعث چاقی میشه کم تحرکی باعث چاقی میشه و… تقریبا در هر لحظه افکار چاقی رو در ذهنم مرور میکردم 

      من با حرفهای ذهنی ک با خودم میگفتم ک من چاقم من بخاطر ارث بخاطر کم تحرکی بخاطر غذا خوردن بخاطر مهربانی بخاطر ازدواج بخاطر غمگینی و کلی باور اشتباه دیگه … فکر میکردم طبیعیه ک چاق بشم و بهشون فکر کردم و درموردش با خودم و بقیه حرف زدم و منتظر چاقی بودم و ذهنم با تغییر رفتار کم‌ کم جسمم رو دچار اضافه وزن کرد

      و هی ب افکار و گفتارم قدرت دادم هی ب درخت چاقی آب دادم توجه دادم و محکوم ب زندگی با چاقی شدم 

      اما الان کلا فرق کرده افکار من گفتگوهای ذهنی و رفتار من و جسمم هم درحال تغییره و این بخاطر استفاده از آموزش‌های استاد و عمل ب اوناست افکار من تغییر کرده رفتار من عوض شده و جسم من هر روز بهتر میشه 

      افکار من میگن کلا هیچی باعث چاقی نمیشه چاقی طبیعی نیست و لاغری طبیعیه  دیگه از غذا خوردن نمی‌ترسم میدونم ک کم تحرکی باعث چاقی نیست نقطه گرسنگی و سیری رو میشناسم و سعی میکنم بهشون توجه کنم  نگرش من ب زندگی و لاغری تغییر کرده دلیل اصلی لاغر شدن تغییر نگرش من هست 

      من میدونم ک میتونم لاغر باشم مثل همه لاغرها میتونم لباسهای زیبا بپوشم میتونم راحت برم خرید میتونم غذا خوردنم رو کنترل کنم من دیگه موقع غذا پختن ناخونک نمیزنم  دیگه هر دم هوس چیزی نمیکنم دیگه پای تلویزیون هی چایی و خرما نمی‌خورم من دیگه باقی مانده غذای بچه هارو نمی‌خورم  هر غذای بی‌کیفیت و مونده ای رو نمی‌خورم  راحت میریزم تو باغچه برای پرنده ها 

      من احساس ارزشمندی توانایی زیبایی و اعتماد به نفس رو تقویت میکنم و میدونم ک نتیجه خودش میاد 

      من این تغییرات رو بطور خود ب خود تجربه کنم و اصلا بزور یا آگاهانه نبوده بلکه خود ب خود اتفاق افتاد و این یعنی فرمول های ذهنی من دارن درست میشن 

      رفتار و گفتار من عوض شده من دیگه خودمو چاق نمیدونم بلکه متناسب هستم بارها ب خودم گفتم اگر کسی با این سایز بدن رو ببینم بهش میگم متناسب و یا حتی لاغر اما چرا خودم رو محکوم ب چاقی میکنم 

      چرا زیبایی های بدنم رو نمیبینم و چرا اینقدر خودمو سرزنش میکردم چرا خودمو دوست نداشتم و از بدنم بخاطر تمام خدمات  ک در زندگیم برای من انجام داده ازش تشکر نکردم 

      بدن من نعمت بسیار ارزشمندی هست ک از طرف خداوند ب من هدیه داده شده تا باهاش زندگی رو تجربه کنم بدنی ک هر روز باهاش راه میرم میبینم می‌شنوم لمس میکنم و بوهای خوش رو تجربه میکنم 

      من از بدن عزیزم بخاطر تمام خدماتش تشکر میکنم و ازش میخام منو ببخشه ک بهش اهمیت نمی‌دادم 

      و باعث رنج اضافه وزن شدم و بهش تحمیل کردم ک چاق بشه 

      حالا میخام درستش کنم و از بند چاقی آزادش کنم 

      با ادامه دادن مسیر لاغری با ذهن ب راحتی این هدف قابل تجربه کردن هست 

      از خداوند و استاد روشن بینهایت متشکرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۳/۱۱/۲۸ ۱۷:۲۴
      مدت عضویت: 684 روز
      امتیاز کاربر: 23445 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 92 کلمه

      سلام من ازسنی چاق شدم ومیدیدم روزبه روزدارم چاق میشم بازبه پرخوری هام ادامه میدادم ودست اززیادخوری هام برنمیداشتم وترسی نداشتم ازچاقترشدن ودیدم دردزانو ونحوه راه رفتن برامن سخت شد تصمیم گرفتم لاغرکنم وشروع کردم به باشگاه رفتن ورزش میکردم ولی بزورحس وحال نداشتم وگاهی به یه بهونه نمیرفتم باشگاه بعدازدواج ازدکتربرنامه گرفتم اجرامیکردم اولش بطورجدی ولی بعدش بیخیال میشدم ومیخوردم لاغری درحد۳کیلو تا بعدزایمان توسطیک دوست باسایت اشناشدم والان خدلروشکرادامه میدم براگوش دان به فایل واجراانچه که یادگرفتم متوجه شدم من باذهن چاق شدم بادهن هم لاعرمیشم بدون ورزش ورنج وعذاب 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهيمه
      ۱۴۰۳/۱۱/۲۴ ۰۸:۳۳
      مدت عضویت: 1205 روز
      امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,492 کلمه

      به نام خداي هدايتگرم

      سلامي گرم خدمت استاد عطار روشن گرامي و بقيه اعضاء

      با توجه به توضیحات محتوای نوشتاری درباره چگونگی شکل گیری و تبدیل افکار چاق کننده به جسم چاق به سوالات زیر به شکل شرح انشایی پاسخ دهید.

      • نگرش شما درباره تاثیر افکار چاق کننده در وضعیت جسمی فعلی خود چیست؟

      من كاملا به اين موضوع باور دارم كه افكار چاق كننده به شكل جسم من خودشون رو نشون ميدن

      ما خوندن و نوشتن رو اول در مغز خودمون ياد گرفتيم و بعد كه ذخيره سواد و دانش در مغزمون زياد شد تونستيم كلمات سخت تر رو ادا كنيم و تونستيم بنويسيم .

      اين موضوع ثابت ميكنه كه همه چيز اول در مغز و ذهن ما شكل ميگيره …همين فايل ديدن من ، از چند ثانيه قبل از ديدن فايل شروع ميشه به فرمان دادن و بعدش من ميام و فايل ميبينم ..هر چقدر ذخيره اطلاعاتي من درباره صحت آموزش لاغري با ذهن در ذهنم بيشتر باشه ، به مرور بيشتر به شكل خودكار ميام و فايل ميبينم ..بعد از يه مدت فايل ديدن تبديل به يك روتين ميشه براي من …و حتي ممكنه تبديل به اعتياد بشه …اون مرحله اعتياد به نظرم خوب نيست …چون فايل ديدن جنبه آموزشي خودش رو براي من از دست خواهد داد و تبديل ميشه به يك مسكن …ذهن من كه ميبينه من دارم با فايل ديدن مسكن به خودم ميزنم ، ديگه نميزاره وارد يادگيري مطالب بشم چون يادگيري براي مغز من يك چالش محسوب ميشه …

      به همين دليل لازمه مطالبي كه ياد ميگيرم رو در زندگي به كار ببندم تا ذهن من هر روز با يك چالش جديد رو به رو بشه و فايل ديدن رو اعتيا آور نكنه براي من.

      .

      فك ميكنم علت اينكه بعضي از كامنت ها رو ميخونم كه افراد ميگن كاهش وزن ما اولش خوب بود ولي الان آروم شده ، همينه كه ديگه فايل گوش كردن شده اعتياد آور براي اونها …اين نظر منه نميدونم چقدر درسته .

      .

      • نظر شما درباره در معرض افکار چاقی قرار گرفتن و ورود اطلاعات درباره چاقی در ذهنتان چیست؟

      صد درصد اين موضوع صحيحه و شك توش نيست …ورودي هاي مغز ما ، اطلاعات هستن..حالا براي ما كه اضافه وزن داريم اون ورودي ها اگر افكار چاقي باشن ، خروجيش ميشه چاقي.

      وقتي در معرض افكار چاقي قرار بگيريم ،فركانسي كه به جهان ميفرستيم اينه كه من چاقي بيشتري ميخوام .

      جهان هم بر اساس قانون خودش ، اول كه نمياد يه دفعه ۵ كيلو مثلا به شكم ما اضافه كنه …يا دور بازوي ما رو چاق كنه …

      روشش اين نيست

      روش جهان اينه كه ما رو در معرض اطلاعات چاقي بيشتر قرار ميده تا ما اون اطلاعات رو بگيريم بديم به مغز و هي تكرار كنيم و بره توي ضمير ناخود آگاه و احساس توليد بشه و اون احساس تبديل ميشه به فيزيك ما…

      همه ما شاهد بوديم كه اگر درباره يه موضوعي حرف بزنيم ، از جنس اون موضوع بيشتر ميبينيم ..اگر درباره ماشين ۲۰۶ قرمز حرف بزنيم تا شب ۵ تا ۲۰۶ قرمز ميبينيم …اين همون روش جهان هستيه …كه حرف ۲۰۶ قرمز رو ميگيره و بصورت اطلاعات دوباره به ما برميگردونه …يا توي تلوزيون ميبينيمش يا كسي درباره ۲۰۶ قرمز حرف ميزنه جلوي ما..يا خودمون ميبينيمش.

      .

      • انتظار چاقی یا چاق تر شدن به چه شکل در شما ایجاد شده است؟ مراحل را شرح دهید.

      بر اساس آنچه در اين فايل توضيح داه شد 

      من اول در معرض دريافت آگاهي درباره چاقي قرار گرفتم 

      بعدش انقدر اطلاعات در مغزم زياد شد كه درباره اش حرف ميزدم و هي به طريق مختلف ميگفتم من چاق ميشم ..يا من چاق هستم به فلان دليل…من در معرض اطلاعات چاقي قرار گرفته بودم و مغزم داشت تند و تند اطلاعات ذخيره ميكرد وقتي نوجوان بودم …اصلا يادم نمياد اطلاعات چاقي از كي و از چه طريقي به ذهنم وارد شده …ولي اين روش انقدر تكرار شد كه رفت توي ضمير ناخودآگاهم ، از اين به بعد من بطور خودكار حتي زمانيكه رژيم ميگرفتم هم ، چاق ميشدم ..چون ديگه اون اطلاعات ورودي داشتن كار ميكردن .

      .

      • پروسه چاق شدن خودتان را به شکل داستان شرح دهید که چه پروسه ای را طی کرده اید.

      من خيلي زياد با خودم فكر ميكردم به چاقي خودم…هميشه در هر مهماني و جمعي يه موضوعي رو بيخود و بي جهت به چاقي خودم ربط ميدادم ..مثلا ميگفتم واي چقدر گرمه ..بعدش اضافه ميكردم مخصوصا براي ما چاقا كه گرم تر هم هست…يا ميگفتن مزه غذا يكم شور شده من ميگفتم ما چاقا كه شوري رو متوجه نميشيم فقط ميخوريم ..

      خلاصه به هر طريقي خودم رو منهدم ميكردم با گفتار خودم.

      اينا همه اش از قبل از مهموني شروع شده بود و اوج گرفته بود..از صبش كه ميخواستم شب برم مهموني شروع شده بود و هي داشتم توي ذهنم خودم رو ترور ميكردم و ميگفتم خاك تو سرت انقدر چاقي كه شب دوباره بايد يه چرت و پرتي بپوشي بري مهمونمي .

      .

      و اينا هي منو چاق تر ميكرد ..چون گفتار من به جسم من تبديل ميشه ..افكار من هر لحظه دارن توي سرم تكرار ميشن ..وقتي هزاران بار تكرار شدن تازه تبديل به گفتار ميشن ..بعدا هم كه تبديل به اعمال ميشن و بقيه ماجرا ..

      .

      • به نظر شما چرا استفاده از روش های مرسوم لاغری منجر به لاغر شدن همیشگی نمی شود؟

      چون ما فقط صورت مساله رو پاك ميكرديم ..و روش هاي مرسوم لاغري هم فقط دارن صورت مساله رو پاك ميكنن…مثل اينكه لوله كشي خونه از داخل خراب باشه و ما هي از روي كار شير آلات رو تعويض كنيم ..هي شير آلات نو بخريم …فايده نداره بايد لوله ها رو از داخل ساختمون تعمير كنيم ..

      .من براي اينكه راننده خوبي بشم بايد رانندگي رو ياد بگيرم و تمرين كنم ..نميتونم آخرين مدل ماشين رو بخرم و بگم چون ماشينم آخين مدل هست پس ميتونم رانندگي كنم .

      • با آگاهی که از محتوای نوشتاری و ویدیوی آموزشی کسب کردید پروسه چاق شدن را به شکل مرحله به مرحله شرح دهید.

      پروسه چاق شدن با مثال تلوزيون بسيار خوب براي من جا افتاد…در صورتيكه قبلا من هي تلوزيون جديد ميخريدم تا برنامه لاغري ببينم …

      من اگر ميخوام يه شبكه ديگه رو ببينم كه نميرم يه تلوزيون ديگه بخرم من بايد كانال رو عوض كنم ..بايد فرستنده رو عوض كنم ، برنامه تلوزيون هم تغيير ميكنه .

      براي لاغر شدن من بايد اطلاعات مناسب به مغزم بدم ..خودم رو در معرض اطلاعاتي كه به هدفم شبيه هست قرار بدم ..انقدر اين كار رو بكنم تا وارد ضمير ناخودآگاهم بشه ..اونوقت من ميتونم بشينم كنار و بزارم ضمير ناخود آگاهم دستور به مغز بده كه من چطور بايد مثل متناسب ها رفتار كنم ..ديگه نميخواد جلوي خودمو بگيرم …ديگه لازم نيست جعبه شيريني رو بزارم ته يخچال كه نخورم ..مثل الان كه شكلات روي ميز هست ولي سمتش نميرم ..ولي هنوزم فرمول هاي چاقي دارم ..ما با انبوهي از فرمول هاي مختلف چاق شديم ..همونطور كه در گام قبل گفتم ، من ميلي به شيريني ندارم ..ولي درباره كيك و كلوچه اينطور نيستم …ديروز دونات خريديم و خوردم ..

      تك به تك بايد فرمول ها رو پيدا كنيم و ريشه يابي كنيم و باورهاي منطقي كه مخالف باور ما هستن رو پيدا كنيم و يادش بگيريم ..مثلا من الان باور دارم كيك و كلوچه باعث چاقي منه …بايد اشخاص متناسبي رو پيدا كنم كه به مقدار مناسب ميخورن از كيك و كلوچه و لاغر هستن.

      مقدار متناسب اون چيزيه كه بايد آگاهانه يادش بگيرم .و انقدر تكرار كنم با نمونه هاي عيني ..انقدر مستند ببينم مبني بر اينكه غذاها چاق كننده نيستن…تا يواش يواش باور هاي قديمي خلع صلاح بشن .

      .

      • لاغری با ذهن چگونه به شما کمک می کند تا پروسه لاغر شدن را از سطح افکار شروع کرده و تا سطح جسم ادامه دهید.

      لاغري با ذهن با همون فرمول صحيح مغز كار ميكنه …ما در اينجا اطلاعات صحيح رو اول ياد ميگيريم 

      و همزمان اطلاعات رو اجرا ميكنيم در زندگيمون

      دوباره فايل ميبينيم و دوباره اجرا ميكنيم .

      مثل كلاس اول كه معلم به ما الفبا رو سر مشق ميداد.

      و به همين ترتيب كه هي اطلاعات از جنس تناسب اندام و اخلاق و رفتار افراد متناسب رو هر روز ميخونم و درباره اش تحقيق ميكنم و مينويسم در كامنت ها ، اين اطلاعات وارد ضمير ناخود آگاه من ميشه و از اونجا به بعد ديگه تناسب اندام در بدنم متجلي ميشه .

      مهم ترين بخشش همون اطلاعات صحيح هست ..حتي اگر تمرين ها رو هم ننويسم باز هم با همون فايل ديدن اطلاعات وارد ضمير ناخود آگاه من ميشن اما زمان ميبره ..نوشتن باعث ميشه سرعت انتقال اطلاعات به ضمير ناخود آگاهم بيشتر بشه ..

      من درباره خودم معتقدم كه طول ميكشه تا اطلاعات وارد ضمير ناخود آگاهم بشه ..چون من فردي هستم كه خيلي زياد فكر ميكنم ..از صبح تا شب بي نهايت فكر ميكنم و ميدونم كه دارم چه فكري ميكنم.

      بعضيا فكرشون مشغوله ولي نميدونن دقيقا مشغول چيه ..

      فقط ميگن فكرمون مشغوله ..ولي من كاملا ميدونم فكرم مشغول چيه ..هميشه اينطوري بودم 

      چند سالي هست دارم تمركز ميزارم روي ورودي هام كه حداقل اين گفتمان ذهنيم موضوعي دلخواه من باشه ولي صد درصد موفق نبودم ..اما خبر خوب اينه هي دارم توي اين كنترل ورودي هام قوي تر ميشه ..الان از چهار ماه پيشم خيلي بهتر شدم و بيشتر ميتونم ورودي هام رو كنترل كنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم حیدری
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۳ ۱۸:۴۳
      مدت عضویت: 1953 روز
      امتیاز کاربر: 56113 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 211 کلمه

      بنام خدا 

      به قول دوستون که گفته این فایل با اینکه زمانش کمه ولی مطالب سنگین هستش چند بار پشت سر هم گوش کردم اما باید چند بار دیگه هم گوش کنم ما چطوری چاقی را به لاغری تبدیل کنیم واقعا چطوری من از کودکی چاقی را یاد گرفتم و از همان کودکی کم کم تا بزرگ شدم از هر باوری یه تصویر چاقی از خودم ذخیره کردم تو مغزم بدون اینکه متوجه بشم باور اینکه چاق بشی زیباتری ازدواج کنی چاق و خوشکل میشی باردار بشی بائو به اندازه دو نفر بخوری و خیلی باورهای دیگه من بدون هیچ زحمتی چاق شدم این تصاویر کم کم خودشون را درجسم من نشان دادن جسم من هیچ نقشی نداشته در چاقی من اون فقط اجرا کننده بوده وقتی من ترس از چاقتر شدن داشتم و به طریق مختلف میخواستم جلوی چاقی را بگیرم و با ورزش و رژیم هی فشار آوردم به جسمم و موفق هم نمی‌شدم چون چاقی در جسم من نبود چاقی در ذهن من بود و الان ما باید برای لاغری همون پروسه را بر گردیم و باورهای قبلی را رد کنیم و به جاش از باورهای صحیح استفاده کنیم و هیچ زحمتی هم نداره و دوباره جسم ما به سمت لاغری حرکت میکنه و ما لاغر خواهیم شد .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مژگان نوحی
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۲ ۲۱:۱۹
      مدت عضویت: 647 روز
      امتیاز کاربر: 9080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 574 کلمه

      سلام بر همگی 

      گام ۵۸ اصلاح افکار چاق کننده برای لاغری

      من اونقدر به پندار نیک گفتار نیک رفتار نیک اعتقاد دارم و دینم رو عمل به این سه تا می‌دونم که اسم پسرم رو هم بر اساس معنی این سه آبتین انتخاب کردم 

      آبتین یعنی کسی که پندار و گفتار و رفتار نیک داره

      ۹۹ روز از حضور من در این بهشت تناسب میگذره و من بسیار متناسب شدم و آمارش از دستم در رفته 

      فقط می‌دونم با سایز ۵۲ وارد شدم و الان سایز ۴۶ هستم

      و با افکار و ذهنی لاغرتر از سایز الآنم 

      کاملا مثل یک انسان متناسب فکر میکنم حرف میزنم و رفتار میکنم و قسمت آخرش که لاغریه خود به خود داره اتفاق میوفته 

      حتی خبر دارید من اولین باره از مسافرت با کاهش وزن برگشتم و مثل معجزه میمونه با اینکه من هر چیزی میلم کشید خوردم و اصلا از غذا خوردن و رستوران رفتن نترسیدم و حتی برای لحظه ای به رژیم یا ورزش در مسافرت فکر نکردم 

      کلی ارتفاعات ماسوله رو با همسرم پیاده بالا پایین میرفتم ولی نه بمنظور ورزش بلکه برای لذت بردن از اون فضای بینظیر 

      لذت بردن های من هم در مسافرت تغییر کرده بود و دید تازه ای به طبیعت و اطرافم داشتم 

      مردم ساده و خونگرم روستایی و زندگی با آرامش شون رو با لذت نگاه میکردم 

      الان میبینم که بخاطر نبودن اجبار در انتخاب مواد غذایی و میزان و زمانش و این آزادی عمل اصلا میل کمتری به خوردن دارم و تمام اون ولع های غذایی من کمرنگ تر شده 

      اصلا الان که دقت میکنم من دیگه به مواد غذایی و خوردن و غذا خیلی فکر نمیکنم یعنی گرسنه بشم یه چیزی میخورم و تمام و دیگه مروری در افکار من صورت نمیگیره

      مهمترین چیزی که من الان تو خودم تغییرش رو میبینم احساس عمیق آرامشه

      من قبلا اینقدر آرامش نداشتم و واسه همین رو به ریزه خواری عصبی خواری هله هوله خواری میآوردم انگاری میخواستم با خوردن یکم شادی و آرامش پیدا کنم 

      الان خیلی آرومم و اصلا نیازی به اونهمه خوردن در خودم احساس نمیکنم میلم به خیلی چیزها نمی‌کشه 

      من دیگه شیرینی و بستنی دوست ندارم میلی بهشون ندارم و این بزرگترین معجزه لاغری با قدرت ذهنه 

      تغییر تمایلات بدون اینکه بفهمی یهویی در آدم اتفاق میوفته

      و باورش برای دیگرانی که تو مسیر نیستند سخته

      و اصلا واسه همین لذت بخشه این مسیر که تو لازم نیست به کسی توضیح پس بدی و قسم و آیه بخوری که بابا تمایلات من تغییر کرده و خودمم نمی‌دونم چطوری 

      عاشق این مسیر لاغری شدم 

      همه چیز به شکل معجزه وار در سکوت و به راحتی آب خوردن اتفاق میوفته و یهو به خودت میای میبینی شش سایز کم کردی 

      نه باشگاه رفتم نه دکتر تغذیه رفتم نه کالری شماری کردم نه به خودم سختی نخوردن و محرومیت دادم هیچی 

      و این کمترین دستاورد این مسیره

      بعدش یهویی میفتی تو راه خدا شناسی خود شناسی و به خدا نزدیک میشی و حضورش رو در قلبت درونت احساس می‌کنی 

      و قدم تو راه بینظیری می‌زاری که هر روز مشتاق آگاهی های جدیدی تو این مسیر هستی 

      که وقتی مثل من به خود خدا توکل کنی خودش دستت رو میگیره و یه جاهایی میبردت که عشق کنی سرمست بشی و آرامش محض و خوشبختی بیاد سراغت 

      و هر روز صبحت رو با یه لبخند گنده شکرگزاری شروع کنی 

      و بابت ریزو درشت زندگیت و داشته هات و سلامتی وجودت و همه موجودات و طبیعت اطرافت شکرگزاری کنی و همش حیران بشی ازینهمه شگفتی در آفرینش خداوند 

      پرده ها از جلوی چشمای آدم کنار می‌ره و خیلی شفاف همه چیز رو میبینی و در سکوت صدای خدا رو می‌شنوی 

      خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار میثم افشین
        ۱۴۰۳/۱۱/۰۱ ۱۱:۲۴
        مدت عضویت: 657 روز
        امتیاز کاربر: 9745 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 23 کلمه

        سلام مژگان خانم مثل همیشه نوشته ات عالی بود خیلی لذت بردم ممنون از کامنت زیبایت ان شاءالله همیشه شاد ومتناسب زندگی کنی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مژگان نوحی
          ۱۴۰۳/۱۱/۰۳ ۰۰:۴۰
          مدت عضویت: 647 روز
          امتیاز کاربر: 9080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 11 کلمه

          سلام ممنون از پیام پر مهر شما آقا افشین عزیز 🙏🌱🕊️

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۷ ۰۱:۵۳
      مدت عضویت: 684 روز
      امتیاز کاربر: 23445 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 43 کلمه

      سلام چاقی من ازسن ۱۴سالگی بوده وروزبه روزچاقترمیشدم اصلا تومغزم به لاغری فکرنمیکردمهمیشه فکرمیکردم‌باخوردن هرماده غذایی چاق میکنه رژیم میگرفتم مقطعی بود پایدارنبودزودخسته شدن پرخوری دوباره چاق شدن یاباورزش جسم شروع میشدتحت فشار همه این کارها ماندگارنبود ولی لاغری بادهن یک روش ماندگاروراحت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Paris.R
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۳ ۲۱:۲۴
      مدت عضویت: 698 روز
      امتیاز کاربر: 5490 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 197 کلمه

      سلام وقت به خیر چاقی من از زمان ازدواجم شروع شد چون همه می کفتن بعد از ازدواج چاق میشی واستخوان می ترکونی در دوران عقد هم شب وهم روز ما را دعوت می کردند وهمه جا باید می خوردیم اگر نمی خوردیم ناراحت می شدند که تدارک دیدند وچرا نخوردیم انواع غذاها دسر شیرینی ومیوه ما توی رودربایستی می خوردم تا حد خفگی وچاره ای نداشتیم  طوری که منجرشد  طول چند ماه عقد ۱۰ کیلو اضافه کردم بعد از آن دوران بارداری بود شما دونفر هستید نباید کم بخوری باید استراحت داشته باشی دراین مرحله هم چند کیلو اضافه شد بعد ازان دوران شیر دهی بود باید خوب بخوری که بچه گرسنه نماند وچند کیلو هم اینجا اضافه شد حالا بعد از بزرگ شدن بچه همان افراد ما را می ببیند ومی گویند چقدر چاق شدی نمی خوای فکری بکنی توکه خیلی لاغر وخوب بودی برو پیش فلان مشاور تغذیه برو فلان باشگاه بابا شماها باباورهای غلطتون منو به این روز انداختین حالاهم دست برا دار نیستین بذارین راه خودمو برم لطفا سرتون از زندگی من بکشین بیرون تامن با آموزش‌های صحیح وباورهای درست بتونم به تناسب اندام دلخواه برسم من از شماها راهنمایی نمی خوام

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار یلدا
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۰ ۰۰:۱۱
      مدت عضویت: 963 روز
      امتیاز کاربر: 5800 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 157 کلمه

      با سلام وقتتون بخیر

      این فایل در عین کوتاهی و مختصری خیلی سنگین بود و پر از آگاهی

      و مث همیشه حقیقت بود

      و همه تجربش کردیم 

      قبلا داشتم ولی بیشتر با خودندن متن ب یاد لیز خورردن خودم افتادم ک دقیقا همینطور بود تو افکارم هی میگذشت ک داری چاقی میشی و کم کم ب زبانم اومدو تبدیل ب گفتار شد و ب بقیه میکفتم و نظر میپرسیدم تا بعد چند وقت تبدیل ب جسمم شد.و من مرحله ب مرحلش رو تجربه کردم و عینا الان دوباره یادم افتاد .

      و طبق گفته ی مریم عزیز ببه منم گاها ناامید شدم خودمو ک دیدم حسم بد شده و یاد حرف شما میفتم ک همیشه میگید یکی از سختی های مسیر اینک در تمام مسیر جسممون با این شرایط همراه ماست ولی با تمام اینا تمام تلاشم رو میکنم ک با استمرار در دوره باشم و ادامه بدم و ب شگفتی ساز شدن نزدیک و نزدیک تر بشم 

      ممنون از اگاهی های زیباتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهدیه
      ۱۴۰۳/۰۸/۱۷ ۱۵:۱۴
      مدت عضویت: 1236 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 816 کلمه
      • نگرش شما درباره تاثیر افکار چاق کننده در وضعیت جسمی فعلی خود چیست؟

      منم مثه همه ی آدمهایی که اضافه وزن دارن،اولش با وارد کردن و عوض کردن فرمولها،تلاش حداکثری کردم و افکار جدید به وجود آوردم برای خودم مثلا اینکه با شروع دوران بلوغ یواش یواش باید وزن اضافه کنم و همین اتفاق با رسیدن به سن بلوغ افتاد یعنی باورها و افکار من عوض شدن بعد انتظار چاقی در من شکل گرفت و با تکرار باورها و انتظار چاقی،یواش یواش رفتارهای غذایی م عوض شدن و سر یکسال نشده،من چند کیلویی وزن اضافه کردم.

      • نظر شما درباره در معرض افکار چاقی قرار گرفتن و ورود اطلاعات درباره چاقی در ذهنتان چیست؟به نظرم همونطور که من الان در حال آموزش زبان جدید هستم یا در حال آموزش آشپزی غذاهای ملل و جدید هستم،با تکرار و توی موقعیت قرار دادن خودم میتونم یادگیری رو به عمل تبدیل کنم و بعد از مثلا یکسال ادعا کنم که من دارم زبان یا آشپزی یاد میگیرم .این آموزش‌ها میشن اطلاعات جدید که مثلا در آشپزی اگر قبل از دوره ی آموزشی رو درنظر بگیریم،من مثلا فکر میکردم برای پخت برنج آبکشی حتما اول باید آب رو توی قابلمه جوش بیارم بعد برنج خیس شده رو بهش اضافه کنم،(این آموزش اولیه و قبل از شروع کلاس حرفه ایم بوده)حالا با گذروندن کلاس جدید و وارد کردن اطلاعات جدید و همچنین با انجام آموزش‌ها به این اگاهیه جدید رسیدم که میشه اینجوری هم برنج رو پخت که قابلمه ی حاوی آب و برنج رو با هم بذارم روی شعله گاز تا جوش بیاد و بعد هم مابقی مراحل پخت.پس با آموزش جدید و تکرار مکررات میشه زندگی چاقی و لاغری رو عوض کرد.
      • انتظار چاقی یا چاق تر شدن به چه شکل در شما ایجاد شده است؟ مراحل را شرح دهید.با دیدن افراد چاق تر از خودم این اتفاق افتاده یا اینکه مدام تکرار شده که چاقی ما به خاطر ژنتیکمون هست و هیچ راه چاره ای نداره،نمیشه کنترلش کرد،ما آنقدر استعداد چاقی داریم که با خوردن ی لیوان آب هم چاق میشیم.یا با شنیدن حرفه‌ای پزشک‌ها تغذیه که مدام کالری موادغذایی رو گوشزد میکردن یادمه ی کتاب خریده بودم که کالری آب و چای رو هم زده بود البته که صفر بود ولی همین نوشتن و خوندنشون منو از چاق تر شدن می‌ترساند و با خودم زمزمه میکردم باید این کتابو همه جا داشته باشم که مبادا اشتباهی چیزیو زیاد بخورم.
      • پروسه چاق شدن خودتان را به شکل داستان شرح دهید که چه پروسه ای را طی کرده اید.عکسهای کودکی مو که نگاه میکنم میبینم متناسب بودم و خوش اندام. بعد که مدرسه رفتم و توی سن نه سالگی کم کم با مقوله ی پریود و سن بلوغ آشنا شدم،از اطرافیانم می‌شنیدم که باید خودمو آماده کنم برای چاق شدن چون خواهرام و برادرام و پدر و مادرم و خاله و عمه و عمو اضافه وزن داشتن البته اینم بگم خیلی چاق نبودن.پس منم برام این ذهنیت ایجاد شد که منم میتونم و توانایی چاق شدن رو دارم.من با خوردن و نخوردن چاق میشم.نسل اندر نسل ما همگی تپل و اضافه وزن داشتن.پس منم مثه اونا میشم با این حال با یادگیری از خواهرام که مدام رژیم بودن و باشگاه میرفتن،جسممو به زور کنترل میکردم و خیلی جاها موادغذایی چاق کننده رو نمیخوردم ولی بعد از نخوردن ولع زیادی در ذهن و مغزم ایجاد میشد و با خوردن خوراکی های دیگه ذهنمو آروم و مزنمو اضافه میکردم.تلاشهام همه شون بی نتیجه بودن چون من اصولی و با راه درست مسیر لاغریمو طی نکردم چون تکامل رو طی نکرده بودم.
      • به نظر شما چرا استفاده از روش های مرسوم لاغری منجر به لاغر شدن همیشگی نمی شود؟چون ما ذهن رو کنترل نمیکنیم،ما فقط جسم رو برای کوتاه مدت کنترل میکنیم و این خودش راه رو برای رسیدن به لاغری غیر ممکن میکنه.ما با رژیم و دمنوش و ورزش چند وقتی تفریح میکردیم و بعد از نرسیدن به مقصد از وسط راه برمیگشتیم به نقطه شروع.پس لاغر شدن با این روش‌ها غیر ممکن هستن.
      • با آگاهی که از محتوای نوشتاری و ویدیوی آموزشی کسب کردید پروسه چاق شدن از به شکل مرحله به مرحله شرح دهید.پروسه لاغری با ورود اطلاعات جدید شروع میشه و بعد انتظار چاق شدن در ما شکل میگیره و با تکرار این د مرحله مخصوصا مرحله دوم،رفتارهای غلط غذایی اتفاق میفتن و بعد هم چشم باز میکنیم و میبینم ای دل غافل چند کیلو در چند ماه اضافه کردیم.این است قدرت ذهن ک با انجام این سه تا کار به راحتی اضافه وزن پیدا میکنیم.
      • لاغری با ذهن چگونه به شما کمک می کند تا پروسه لاغر شدن ار از سطه افکار شروع کرده و تا سطح جسم ادامه دهیداز همون نقطه ای که شروع کردیم و الان درونش قرار گرفتیم،چاقی رو منظورمه،باید از همین نقطه ی چاقی دور بزنیم و بیفتیم توی مسیر مقابل چاق شدن و اطلاعات جدید بدیم و تکرار کنیم و انتظار لاغری رو ایجاد کنیم تا لاغری اتفاق بیفته و ما به نقطه ی شروع یعنی متناسب شدن برگردیم.الهی شکر
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا