0

تاثیر افکار منفی بر چاقی: بر علیه خود شاهد جمع نکنید! (گام ۳۵)

تاثیر افکار منفی بر چاقی
اندازه متن

۳۵ سال از زندگی‌ام را با چاقی سپری کردم. در این سال‌ها، بارها از روش‌های مختلف برای لاغری استفاده کردم اما هیچ‌کدام نتیجه‌ای نداشت. 💔

همه اطرافیانم نه تنها چاقی من را می‌دیدند، بلکه از تلاش‌های بی‌وقفه‌ام برای کاهش وزن هم باخبر بودند. 💪 اما چیزی که نمی‌دانستم این بود که در حال جمع کردن شاهدهایی برای تایید چاقی‌ام بودم!

به همه درباره چاقی و تلاش‌های بی‌ثمرم توضیح می‌دادم و در حقیقت، در حالی که فکر می‌کردم در حال جلب حمایت دیگران هستم، در واقع در حال تقویت تاثیر افکار منفی بر چاقی در ذهن خود و اطرافیان بودم. 💭

چرا باید مراقب سخنانمان باشیم

شاید براتون جالب باشه که وقتی می‌گیم “شاهد بر علیه خود جمع کردیم”، دقیقا چی منظورمه؟ 🤔

واژه‌ی “شاهد” توی فرهنگ لغت یعنی کسی که چیزی رو دیده، شنیده یا تجربه کرده و در واقع به نوعی میشه گفت گواهی می‌ده. توی دادگاه‌ها هم شاهد باعث میشه حکم به نفع یکی از طرفین صادر بشه! 🏛

اما حالا که صحبت از خودمون میشه، خیلی از ما درباره خودمون باورهایی داریم که مثل یک شاهد در زندگیمون عمل می‌کنن. 🤨 مثلا شاید خودمون رو “بدشانس” بدونیم، یا بگیم “تنبل هستیم” یا حتی فکر کنیم که “هوش کمی داریم”!

در گفتگو با دوستان، خانواده یا حتی همکاران، بارها از ضعف‌ها و ناتوانی‌هامون صحبت کردیم و به نوعی “گواهی” جمع کردیم که این باورها درستی دارن.

اما این رفتار یکی از مخرب‌ترین عادت‌هاست که می‌تونه در برابر خودمون عمل کنه! 💥

چون وقتی ما درباره ضعف‌هامون زیاد حرف می‌زنیم، در واقع داریم به خودمون می‌گیم که این ضعف‌ها واقعاً وجود دارن و به نوعی خودمون رو در یک دایره محدود می‌زنیم. 😣

این روند می‌تونه باعث بشه که حتی بدنمون هم تحت تاثیر افکار منفی بر چاقی قرار بگیره و در نهایت، چاقی یا هر مشکل دیگه‌ای که داریم، بیشتر و بیشتر بشه. 🍔

شاهد بر علیه خود

چگونه باورهای ما شرایط زندگی‌مون رو شکل می‌ده

وقتی درباره خودمون خیلی واضح صحبت می‌کنیم و باورهایی مثل “من چاقم” یا “من هیچ وقت لاغر نمی‌شم” رو به دیگران می‌زنیم، در واقع داریم برای خودمون شاهد جمع می‌کنیم.

🕵️‍♂️ هر بار که این حرف‌ها رو می‌زنیم، در دنیای بیرون شاهدهایی برای ویژگی‌هایی که فکر می‌کنیم داریم پیدا می‌کنیم.

نتایج تحقیقات علمی هم داستان ما را تایید می‌کنند. برای مثال، نوجوانانی که خود را چاق تصور می‌کنند تا ۸۹٪ بیشتر احتمال دارد دچار چاقی شوند . یعنی هرچقدر بیشتر بر این باور باشیم که اضافه‌وزن داریم، احتمال واقعی‌شدن همان باور هم بالاتر می‌رود و تاثیر افکار منفی بر چاقی را می‌بینیم!

حالا، سیستم جهان به شکلی طراحی شده که هر چیزی که باور داشته باشی، با توجه به شواهدی که جمع می‌کنی، به زندگی‌ات وارد می‌کنه.

یعنی وقتی شما درباره چاقی صحبت می کنید قطعا افکار منفی در ذهن تان مرور می کنید و احساس بدی خواهید داشت.

اینجاست که تاثیر افکار منفی بر چاقی با احساس بد ناشی از چاقی ترکیب شده و فرکانسی به جهان هستی یا خداوند ارسال می کند با این مفهوم که من از چاقی متنفرم، من از چاقی گله و شکایت دارم، من زندگی با چاقی را دوست ندارم و ….

تاثیر افکار منفی بر چاقی با صحبت کردن شما درباره چاقی‌تون شدت پیدا می کند و هرچقدر این افکار رو تکرار می‌کنید، باعث میشه که شرایط به شکلی باشه که گویا جهان هم همون طور فکر می‌کنه! شما رو چاق تر می بینه و در نتیجه چاق تر میشید.

پس برای اینکه تاثیر افکار منفی بر چاقی رو کم کنیم، باید شروع کنیم به تغییر باورها و جمع‌آوری شاهدهایی که از تغییر و لاغری صحبت می‌کنن. 🌱

تاثیر افکار منفی بر چاقی

چگونه شاهدهای منفی بر ما اثر می‌گذارند

چند نفر شاهد چاقی بر علیه خود دارید؟ 🤔

حقیقت اینه که خیلی از ما به اشتباه درباره چاقی و لاغر نشدن خودمون بارها و بارها صحبت می‌کنیم.
این حرف‌ها نه تنها به خودمون بلکه به دیگران هم منتقل می‌شه و کم کم باعث می‌شه که “تاثیر افکار منفی بر چاقی” در زندگی‌مون عمیق‌تر بشه. 😞

یادمه وقتی یکی از اطرافیانم درباره چاقی من صحبت می‌کرد، من حتی بیشتر از اون چیزی که اون گفته بود، شروع می‌کردم درباره چاقی و تلاش‌های نافرجامم برای لاغری حرف زدن. 🗣

این کار رو می‌کردم تا به همه ثابت کنم که چاقی من تقصیر خودم نیست! می‌خواستم بگم من آدم بی‌اراده‌ای نیستم، من خیلی تلاش کردم که لاغر بشم، ولی هیچ‌چیز فایده نداشت! 🙄

هر بار که می‌گفتم “من هر چی رژیم می‌گیرم یا ورزش می‌کنم، هیچ فایده‌ای نداره”، داشتم به نوعی برای خودم و دیگران شاهد جمع می‌کردم که چاقی من غیرقابل تغییره. 😓

همه این‌ها باعث شد که باور کنم من هیچ وقت لاغر نخواهم شد. 😔و “تاثیر افکار منفی بر چاقی” در زندگی من عمیق‌تر بشه. چون هر بار که به دیگران می‌گفتم “من لاغر نمی‌شم”، همون باور در ذهنم بیشتر ریشه می‌زد. 💭

تصور کنید که شما ۱۰۰ نفر شاهد داشته باشید که باور دارن شما هیچ وقت لاغر نمی‌شید. چطور ممکنه جهان هستی با شما به شکل متفاوت رفتار کنه؟ 🤯

وقتی شما باور دارید که لاغر شدن براتون غیرممکنه، حتی اگر بهترین رژیم‌ها و ورزش‌ها رو هم امتحان کنید، هیچ تغییر چشم‌گیری نخواهید دید. چون تاثیر افکار منفی بر چاقی، چیزی نیست که بشه به راحتی ازش فرار کرد. 🙅‍♀️

لاغری با ذهن و حذف شاهدها

وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن می‌شید، اولین قدم اینه که ذهن خودتون رو از انبوه فرمول‌هایی که شما رو وادار می‌کنه بر علیه خودتون شاهد جمع کنید، پاک کنید. 🧠
هر چی کمتر به این شاهدها توجه کنید، بیشتر می‌تونید شاهدانی پیدا کنید که به نفع لاغری شما باشن. 💪

ولی طبیعی هست که اگر چند وقتی هست در مسیر لاغری با ذهن هستید، هنوز هم ممکنه شاهدانی که قبلاً بر علیه خودتون جمع کردید، یادآوری کنن که “چرا لاغر نشدی؟” یا “چرا دوباره چاق شدی؟” 😔

اگر از شنیدن این حرف ها مایوس و ناامید می شوید، گرفتار تاثیر افکار منفی بر چاقی شده اید که قبلا خودتان از طریق شاهد جمع کردن برای چاقی آنها را ایجاد کرده اید.

شاید خودتون خیلی وقت پیش به دیگران گفته‌اید که “من هیچ وقت لاغر نمی‌شم” و حالا اون‌ها با دیدن شما میگن که چرا هنوز لاغر نشدید. 😕

اما مهم اینه که نگران صحبت‌های شاهدان چاقی و لاغر نشدن خودتون نباشید. چون این خود شما بودید که به طور ناآگاهانه اون‌ها رو بر علیه خودتون جمع کردید. 😅

من خودم وقتی به این نکته پی بردم، متوجه شدم که افراد غریبه‌ای که مرا دیده‌اند هیچ‌وقت درباره چاقی من صحبتی نکردند، ولی همیشه اون‌هایی که با من آشنا بودن درباره این موضوع صحبت می‌کردن. 🤔

دلیلش هم اینه که من قبلاً با اون‌ها درباره چاقی و لاغر نشدن خودم صحبت کرده بودم. 🗣

پس حالا که وارد مسیر لاغری با ذهن شدید، برای بی اثر کردن تاثیر افکار منفی بر چاقی فقط باید مراقب باشید که شاهدهای منفی رو از ذهن خودتون پاک کنید و با ایجاد فرمول‌های مثبت و صحیح، شاهدانی به نفع لاغری و سلامت خود پیدا کنید. 🌟

انواع شاهد جمع کردن

وقتی شما درباره چاقی یا لاغر نشدن خود صحبت می‌کنید، به طور ناخودآگاه شاهدانی برای خود جمع می‌کنید. 📢 این شاهدها می‌تونن به دو صورت مختلف در زندگی شما وارد بشن:
۱. گفتگوی زبانی 🗣
۲. مرور افکار در ذهن 🧠

۱. گفتگوی زبانی
وقتی به صورت مستقیم درباره چاقی و لاغر نشدن خود با دیگران صحبت می‌کنید، دارید شاهدان منفی رو بر علیه خود جمع می‌کنید.

شاید بگید: “من چاقم و هر کاری می‌کنم لاغر نمیشم.” یا “چه قدر سعی کردم، اما هیچ فایده‌ای نداره.”

این صحبت‌ها باعث میشه که ذهن شما و اطرافیان شروع به تکرار این افکار منفی کنن. به همین دلیل تاثیر افکار منفی بر چاقی به وضوح دیده میشه. 😞

۲. مرور افکار در ذهن
حتماً دقت کردید که وقتی به دیدگاه یا نظر دیگران درباره چاقی خود فکر می‌کنید، به طور ناخودآگاه دارید فرکانس‌های چاقی رو به جهان هستی ارسال می‌کنید.

مثلاً وقتی قبل از یه مهمانی یا روبرو شدن با افراد به فکر چاقی خود میفتید، دارید خودتون رو در ذهن دیگران به عنوان فردی چاق معرفی می‌کنید. 💭

این یعنی شما بدون اینکه متوجه باشید، در حال جمع کردن شاهدانی برای چاقی خودتون و تقویت تاثیر افکار منفی بر چاقی هستید. 😬

نتیجه‌گیری
تاثیر افکار منفی بر چاقی چیزی نیست که نادیده بگیریم. شما باید با این واقعیت روبرو بشید که هر افکار منفی و هر گفتگوی زبانی درباره چاقی‌تون، در واقع شاهدهایی هستن که خودتون جمع کردید.

🌪 به جای تمرکز بر اون شاهدها، باید شاهدانی برای لاغری و سلامتی جمع کنید. ✨ از همین امروز تصمیم بگیرید که ذهن و گفتار خودتون رو تغییر بدید، تا شاهدان جدیدی بسازید که به نفع شما عمل کنن و زندگی جدیدی رقم بخوره. 🔑

✍️ تمرین آموزشی تاثیر افکار منفی بر چاقی 📖

برای درک بهتر این جلسه آموزشی ابتدا محتوایی نوشتاری را مطالعه کنید. سپس ویدیوی آموزشی را ببینید و بعد از آن به سوالات مطرح شده به شکل انشایی در بخش نظرات این جلسه پاسخ دهید.

  • در گذشته چقدر درباره چاقی خود با دیگران صحبت کرده و بر علیه خود شاهد جمع کرده‌اید؟
  • به نظر شما صحبت کردن درباره چاقی چه تاثیری بر تقویت تاثیر افکار منفی بر چاقی شما داشته است؟
  • درباره چه ویژگی‌های خودتان با دیگران صحبت کرده و بر علیه خود شاهد جمع کرده‌اید؟
  • تاثیر صحبت کردن درباره ویژگی‌های خود در سایر جنبه‌های زندگی‌تان چه بوده است؟
  • برای لاغر شدن چرا اهمیت دارد صحبت کردن درباره چاقی و لاغر نشدن را متوقف کنید؟
  • به منظور جمع کردن شاهد برای توانایی‌های خودتان، لیستی از ویژگی‌های عالی و توانمندی‌های خودتان بنویسید.
  • برای لاغر شدن‌تان باید شاهد جمع آوری کنید و سرزمین لاغرها بهترین مکان برای شاهد پیدا کردن است. بنابراین درباره توانایی خود در لاغر شدن و تصمیم برای لاغر شدن از طریق آموزش‌های لاغری با ذهن شرح دهید تا هم مسیران شما شاهد لاغری شما باشند.

از محتوای ویدیوی آموزشی تاثیر افکار منفی بر چاقی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید. 💡

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.47 از 90 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=14731
196 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار angelikia4040
      ۱۴۰۰/۰۲/۰۷ ۰۲:۰۵
      مدت عضویت: 2132 روز
      امتیاز کاربر: 417 سطح ۱: کاربر مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 529 کلمه

      گام سی و پنجم : فایل بسیار ارزشمندی بود ممنونم یادم میاد قبلا من در هر مجلسی که خانمها جمع بودن بهترین بحثی که در موردش صحبت می کردم چاقی بود و تقریبا همه اضافه وزن داشتن و هرفردی از تجربیاتش در مورد موادغذایی و ورزش و تحرک حرف میزد و من هم تمام تمرکزم این بود که همه حرفها رو بخاطر بسپرم و چیزی از قلم نیفته یکی از طب سنتی حرف میزد یکی از طب سوزنی یکی از رژیم و یکی از ورزش ،و حتی موقعی که میرفتم پیاده روی توی مسیر با هر خانمی که روی خوش نشون میداد گرم صحبت میشدم  و از چاقی خودم می نالیدم و می پرسیدم  اون خانم برای لاغری چکار میکنه و تصمیم می گرفتم همون کار رو انجام بدم و ناخواسته برای خودم شاهدانی رو جمع میکردم و جهان هم بر اساس اون شاهدها بمن پاسخ میداد و من فکر میکردم هر چه بیشتر در مورد چاقی خودم حرف بزنم بالاخره یک راهی رو پیدا میکنم که لاغرم کنه و با این باور اشتباه برچسب هایی مثل چاق ، پرخور ،تنبل رو به خودم می زدم و همیشه تو هر مجلس عروسی که می رفتم منتظر بودم بهم بگن چاقتر شدی و بعد از شنیدن این حرف از خودم دفاع میکردم که خدا شاهده من رژیمم و هرروز میرم پیاده روی و هزاران توجیه دیگه که دید افراد رو نسبت به خودم عوض کنم و هر بار که در پارک یک خانمی رو میدیدم فقط یک کم از من لاغرتره آرزو میکردم کاش سایزم اندازه ایشون بود مثل مجرم محکوم به مرگ که آرزو داره جای محکوم به حبس ابد باشه و همیشه از خودم متنفر بودم و خودم رو سرزنش میکردم و انتظار لاغری داشتم وقتی که من هیچ حس خوبی نه در فکرم و نه در حرفهام نداشتم چطور انتظارم این بود دیگران در مورد جسمم نظر خوبی بدن ،من برچسبهای بدی به خودم زدم و جهان اتفاقاتی رو وارد زندگی من میکرد که براساس اون برچسب ها بود،من شاهدانی رو برای خودم جمع میکردم و فریاد میزدم من چاقم و هیچوقت قرار نیست لاغر بشم این سرنوشت منه و من محکومم ،و خداوند هم سرنوشت منو بر اساس شاهدان من رقم زد چون خودم شاهد جمع کرده بودم و خداوند مقصر نبود چون من رو متناسب خلق کرد ولی بر اساس شرایط زندگی والدین چاق شدم و بعد با تعریف های اشتباهی که از خودم داشتم و همه جا جار زدم که.چاقی من ارثیه ، و جهان هم منو در مسیر تعریف هایی قرار داد که از خودم کرده بودم .           ولی از این لحظه متعهد میشم که تا آخر عمرم  در مورد ضعف های خودم پیش هیچ کس صحبت نکنم و فقط از موفقیت‌ها و توانمندیها و از لاغری حرف بزنم و شاهدان خوبی رو برای خودم جمع کنم تا خداوند متعال منو در مسیر اتفاقات خوب و عالی قرار بده و شادی ،لاغری ، اعتمادبه نفس ،آرامش ،وهمه آرزوهای خوشایند به زندگی من جاری بشه و چون خداوند مهربانم سریع الجواب و هر نعمتی که بخوای چندین برابر اون نعمت رو می بخشه  من. برای خودم بهترین ها رو میخوام  و مطمئن هستم به همشون می رسم ،خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      ۱۴۰۰/۰۲/۰۴ ۰۳:۲۱
      مدت عضویت: 2312 روز
      امتیاز کاربر: 18063 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 906 کلمه

      سلام سلام 🤩🤩 بریم که گام مهم امروز را هم با اشتیاق برداریم.. 

      علیه خود شاهد جمع نکنید!

      در طی سال هایی که چاق بودم ، خیلی درباره ی خودم بد گفتم ، به دلایل مختلف :

      ۱.مثلا توجیه اینکه چرا جسم‌ من با هم سن و سالانم متفاوته…وقتی پدرم میگفت فلان دوستم ، دخترش خیلی قلمی هست من میگفتم خوب چیکار کنم همینم دیگه ..

      یا وقتی با خاله ام صحبت می کردم میگفت تو به ما کشیدی و شکم داری ، فلان جات هم به ما رفته که چاقه اما دخترخالم به خانواده ی پدریش کشیده بود و لاغر بود ..برای من الان جالبه که چرا اون موقع بهشون نمی گفتم شما که تا چند سال پیش لاغر بودین اگر ارثی هم بوده باشه من باید لاغر باشم‌…چطور میتونم من ژنتیک فردی رو داشته باشم که متناسب بوده ولی من چاق باشم؟

      ۲.وقت هایی که کسی شروع می کرد و از خودش و زندگیش بد و بیراه می گفت ، نمیدونم برای همدردی بود یا برای کم نیاوردن که تا اثبات نمی کردم من وضعم از تو بدتره و بیچاره ترم ول کن ماجرا نبودم😅🤦🏻‍♀️..بعد تازه شب می اومدم و به مرثیه هایی که از زندگی خودم گفته بودم دوباره فکر میکردم و گریه میکردم..😑

      نه فقط من هرکسی رو میدیدم اینجوری بود،کسی از خودش تعریف نمی کرد حتی اگر وضعیت خوبی داشت حالا به بهانه ی مختلف مثل چشم خوردن، یا اینکه مردم هم دلشون میخواد و غیره…

      ۳.گاهی من حرفی نمیزدم ولی رفتارم می شد گواهی برای قضاوت من و پیدا کردن شاهدانی برای اثبات این حرف که من یک ویژگی رو دارم..مثلا من یاد ندارم روزی با فردی جز خانواده بداخلاقی کرده باشم😅 ولی انگار بقیه هم درک می کردند و نمی دونم شاید خانواده ام به گوششون  می رسوندن که شنیده بودم میگفتن تو بداخلاقی😳😳 فردی که من باهاش خیلی خوب بودم …

      ۴.برای چاقیم که شاهد خیلی داشتم، هربار که لباس به تنم تنگ می شد انگار صدای دینگِ تایید شدن دوباره ی چاقی من در ذهن افراد به صدا در می آمد😅…

      ۵.خیلی وقت ها خودم شاهدی بودم برای خودم ..مثلا عکسی دیدم از خودم حالم گرفته شده، ناامید شدم،از خودم بدم اومده و.. در تمام این حالات داشتم شهادت می دادم بر ویژگی هایی که دوستشون نداشتم ولی تایید میکردم که متعلق به من هستند.

      ۶.شاهدانی هم داشتم البته که گواه درس خوان بودن من، اراده ی بالای من، خوش سلیقه بودن من و ویژگی های خوب دیگر در من بودند اما انگار چاقی همه چیز را تحت شعاع خودش قرار می دهد..امیدوارم لاغری هم همه چیز را تحت تاثیر نیروی مثبت خودش قرار بدهد💖

      ۷.تنبل بودن ، خواب آلود بودن، چاق بودن ، بی پول بودن، بدشانس بودن و…. طیفی از ویژگی هایی بود که من درباره ی خودم میگفتم و درصدد جمع آوری شاهد بودم..

      ۸.بارها در جمع آبروی خودم را بردم 😔 به خودم بد گفتم تا …نمی دانم چرااا🥲🥲 چه چیزی مهم تر از “من” بوده که به خاطر آن “خودم” را تحقیر کرده ام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      مرور افکار :

      من این مسئله رو دارم که وقتی فردی رو می بینم دائما فکر میکنم که آنها درباره ی جسم من چه نظری دارند؟؟

      نکنه الان بگه وااای چه قدر چاقه؟؟؟ الان به شکمم نگاه کرد؟؟؟یعنی فکر میکنه من زشتم؟؟؟ و….

      💎💎 جهان هستی به نگاه و احساس من نسبت به خودم پاسخ می دهد نه بر اساس مقدار اضافه وزن و سایزی که من دارم💎💎

      ✅💎شرایط بسیار متفاوتی در زندگی برای خود رقم بزنید💎

      فایل تصویری💻🎧📖✏:

      ✅موضوع امروز ، باعث ادامه دادن عالیِ هر مسیری می شود که شروع می کنید…

      ✅نتیجه ی خودتان در زندگی را ربط ندهید به عوامل بیرونی…

      تجربه ی من :

      ۱.من خیلی وقت ها با خودم مرور می کردم که اگر پدرم ثروتمند بود و ما پولدار بودیم من حتما متناسب و لاغر بودم🤦🏻‍♀️😑 اخه همیشه هرکسی که میدیدم متناسبه و هم سن و سال منه پولدار بود 😅 برای همین این فکر را می کردم…

      ۲.خیلی به خودم میگفتم اگر من اتاق شخصی داشتم میتونستم رشته ی پزشکی دانشگاه دولتی قبول بشم..

      ۳.بارها به خودم گفتم اگر ثروتمند بودیم من الان ازدواج کرده بودم و خوشبخت بودم..

      ۴.اگر اینجوری بود ، اونجوری می شد 😅 و کلی از این فکرها که باید گاهی یک جهان تغییر می کرد تا من به اهداف و آرزوهایم برسم..

      ۵.بارها به این فکر کرده بودم که اگر لاغر بودم کلی خواستگار خوب داشتم 😁…

      ✅آموزش های ذهنی در تمام جنبه های زندگی ،کارآمد و مفید هستند…

      ✅تعریف های ما در جنبه های مختلف زندگی از خودمان:

      معمولا نقاط ضعف را می‌گوییم و از توانایی ها و نقاط مثبت و قدرت کمتر صحبت می شود..

      ✅از این لحظه ، هیچ برچسبی به خودت نزن …

      چه به دیگران ، چه به صورت فکر کردن و مرور افکار با خودت…

      💎💎روند زندگیت باید این باشه که دیگه اصلا درباره ی خودت حرف بد نزنی،  شاهد جمع نکنی..

      ✅خیلی احساس خوبی هستش که کلی شاهد درباره ی خوشبخت بودنت داشته باشی کلی آدم که بگن بابا فاطمه شانس داره، فاطمه خدا براش میخواد چیزهای خوب رو،فاطمه خیلی اتفاقات خوب تجربه میکنه ،فاطمه هرچیز خوبی رو داره..

      🟣میدونید من در زندگی اینطور یاد گرفتم که در مقابل دیگران خودم رو بشکنم و تعریف نکنم و اسمش هم تواضع بوده و این موضوع چالش من در لاغری هستش..

      باید انتخاب کنم که دیگه هیچ چیز بدی درباره ی خودم نگم…

      اصلا بدی وجود نداره.. ما همه از خداییم .خداوند از روح خودش در من دمیده و هیچ بدی ای در من وجود نداره..

      ✅شاهد جمع کن آدم خوشبختی هستی ،از انبار خوشبختی ها نعمت دریافت میکنی…

      به همین راحتی😊😍

      🌹من ،فاطمه ،امروز ۴ اردیبهشت تعهد میدهم که دیگر برای مسائل و مشکلات خودم شاهد جمع نکنم..🤩✔

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار H&M
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۸ ۱۶:۰۲
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 207 کلمه

      سلام

      درباره برچسب هایی که به خودم زدم در زندگی اگه بخوام بگم خیلی میشه چون من آدمی هستم که حرف دیگران زود روم تاثیر میذاره و همیشه منتظر این بودم که دیگران دریاره من و حرکات و رفتارم یه نظری بدن و هیچوقت این رفتارمو دوست نداشتم یکی از دیگه از این رفتارهای بد این بود که خیلی دوست داشتم توی جمعی حرف از چاقی و لاغری باشه و همیشه هم سعی میکردم به دیگران اطلاع بدم که آره من از این روش بزای لاغر شدن استفاده میکنم یا اون روش درواقع برچسب لاغر نشدن رو به خودم میزدم و شاید هر بار دوستام میگفتن که نه بابا تو دیگه لاغر نمیشی میگفتن بابا توکه همیشه همین سایز هستی تغییری که نمیکنی یا لاغر میشدم باز برمیگشتم به حالت قبل اما موقعی که لاغر میشدم هیچکس چیزی نمیگفت اما به محض برگشتم به وزن قبل همه نظر میدادن که چاق شدی یا اینجات در اومده یا شکم آوردی با خودم میگفتم چرا هر وقت لاغر میشم کسی چیزی نمیگه اما چاق شدنم اینقدر توی دید هست حتی اگه یک کیلو چاق شده باشم .اما الان به این حرف استاد رسیدم که این خودم بودم که باعث اون حرفا میشدم و واکنش همون برچسبی بود که به خودم زدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zary.ahmadi
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۲ ۱۲:۲۷
      مدت عضویت: 2149 روز
      امتیاز کاربر: 12717 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 813 کلمه

      گام ۳۵ بر علیه خود شاهد جمع نکنیدبا سلاماولین قدم ما کسب آگاهی است یعنی قبل از هر چیزی باید فکرهای منفی. را بشناسید و سعی کنید آنها را به افکار مثبت تغییر دهید درسته که در ابتدا خیلی سخته و نباید ناامید شد ولی وقتی راهش را پیدا کنید براحتی می توان این کار را پیش برد پس سالهاست که با افکار منفی زندگی کرده ایم انتظار نداشته باشید طی یک شب از آنها خلاص شوید مثلا اگر معلم کلاس اول دبستان همیشه شما را دانش اموری بی استعداد خطاب کرده باشد خیلی عجیب نیست که هنگام شروع کارهای جدید مدام با خود بگوییم نمی توانم ،این کار برای من خیلی سخته ،اگر هم مدام این فکرهای منفی در سر ما بچرخد حتما برای انجام کارها اعتماد به نفس نداریم پس می بینیم که چقدر سخته در این شرایط باور کنیم توانایی ما بیشتر از چیزی است که خودمون فکر می کنیم .هر مشکلی زمانی مشکل است که خود آن را مشکل بپنداریمهیج وقت به این مانع دقت نکرده بودم حالا که فکر می کنم خیلی برام پیش اومد و همیشه خودم را سرزنش کردم و بر علیه خود شواهد جمع کردم توسط نزدیکترین فرد به خودم و مرور آن در افکار خودم تا جایی که برام ناراحتی روحی بهمرا آورده و متاسفانه شخصی که یک عمر من را تحقیر کرده نمی شه از اونون فاصله گرفت و یا ترکش کرد تنها چیزی که مرا کمک کرده و می کند خودم به خود امیدواری دادم و گفتم اگر من خنگ هستم یا توانایی من در یادگیری کم آست پس چرا در اشپزی و خیاطی و یا تربیت فرزندانم  حرفه آی هستم و با این جنبه های مثبت خودم را تشویق کردم با همه این حرف ها اثرش در من نفوذ کرده چون سعی کردم زبان انگلیسی را یاد بگیرم و خودم تمرین کردم و می کنم نه کلاسی رفتم و نه دانشگاهی و به نظر خودم پیشرفت داشتم اما آن شخص معتقد است که چون هوش من کم است توانایی بیشتر از این را ندارم و اکنون با خود عهد می کنم که جلوی افکار منفی در این زمینه که خنگم یا استعداد یادگیری را ندارم با تمرین و تکرار و تشویق با نقاط مثبتی که دارم جایگزین کنم و توانایی خودم را دست کم نگیرم همانطور که تا حالا هر چی گرام و مکالمه آموختم بدون کلاس بوده بصورت خوداموزی یاد گرفتم پس معلومه که خیلی هم توانمند هستم بر خلاف نظر اونون شخص و اکنون برای خود شواهد جمع می کنم که من قادرم من لیاقت یادگیری زبان انگلیسی را دارم در مورد لاغری با ذهن همین فرمول هاست که مانع شده است و رفع موانع آست که اهمیت دارد و این خودم هستم که می توانم آن را مشکل و با ساده کنم درست مثل یادگیری زبان که آن را برای خود مشکل کردم و باور کردم که خنگم و توانایی یادگیری ندارم و با مرور آن در افکارم برای خود شاهد جمع کردم در مورد لاغری هم همینه شواهد زیادی هست مثل بدشانسی یعنی شخص می گوید چقدر بدشانسم که هر چی می خورم به چربی تبدیل می شه و یا تنبل هستم که حاضر به ورزش و تحرک ندارم و یا بی اراده هسستم که در مقابل خوردن کنترل ندارم واز این شواهد ها زیاد آست و هر موقع شرایطی پیش اومده بارها و با رها در مورد ویژگیهای خود که نشان ضعف و ناتوانی خودمون است حرف زده‌ایم و به همه گزارش داده ایم که چه نوع ویژگی هایی داریم و این واقعا مخرب ترین عادتی است که یک نفر می تواند داشته باشد و مرتب بر علیه خود شاهد جمع می کند و همه‌ را مقصر می داند غافل از که خود کارها را مشکل می کند و دچار وضیعیت ناخواسته شده و مرتب رنج می برد وقتی یک توصیفی را برای دیگران بازگو می کنیم در اصل در جهان برای خود شواهد جمع می کنیم و سیستم جهان بر اساس شواهد اتفاقاتی را وارد زندگی ما می کند مثلا باورم می شه که هر جی تلاش می کنم قدرت یادگیری زبان را ندارم پس خودم آن را مشکل کردم من از الان که ساعت ۱۲/۳۰شب است در تاریخ ۴/۱۰/۲۱تعهد می دهم در مسیر خلاف لاغری و در مسیر نانوایی یادگیری برای خود شاهد جمع نکنم ودر ذهنم مرور نکنم و به آن مهره تایید بذارم که خنگم در عوض در مسیر لاغری و توانایی یادگیری ایمان و باور م را بیشتر کنم و استمرار داشته باشم که تنها رمز موفقیت استمرار و باور و شناخت موانع می باشه و ایمان دارم تنها راه لاغر شدن فقط لاغری با ذهن است و باور دارم که خیلی هم با هوش و زرنگ هستم و برای اثبات آن که با هوش هستم دلیل دارم —من توانایی ۵۰کیلویی را دارم من لیاقت ۵۰کبلوبی را دارم من توانایی یادگیری زبان را دارم من اکنون برای خودم کلی شاهد جمع کردم‌ که متناسب ۵۰کیلویی هستم -خدایا سپاسگزارم استاد خیلی سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۴۰۰/۰۱/۱۷ ۲۰:۱۲
      مدت عضویت: 2472 روز
      امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,121 کلمه

      گام ۳۵
      بر علیه خود شاهد جمع نکنید .
      سلام . بی نهایت ممنونم بابت این آگاهی فوق العاده ای که در اختیار ما قرار دادید . وجودم سرشار از لذت بیشتر شد.

      تا حالا به این مانع دقت نکرده بودم . اتفاقا خیلی پیش اومده که این کارو انجام دادم و خیلی اوقات خودم رو کم نشون دادم و بر علیه خودم شاهد جمع کردم . چه توسط افکار خودم و چه توسط گفتگو با دیگران . برای همین هم هست که وقتی یه مدت با اشخاص ارتباط برقرار می کنم بعد از مدتی اصلا دیگه نمیتونم باهاشون در ارتباط باشم چون درونم احساس بدی پیدا می کنه . چون من در قبال دیگران به خصوص در مورد بچه نداشتنم شاهد جمع میکنم .
      البته الان خیلی کمتر از قبل هست ولی خب حالا فهمیدم که اصلا نباید این کار و کنم . اینکه خودم رو توجیه کنم که بگم ببینید من همه کار کردم ولی بچه دار نمیشم . در حقیقت دارم باور بچه دار نشدنم رو تقویت میکنم . وای خدا من با خودم چه کردم . البته به خاطر چاقی و لاغری خیلی خودم و سرکوب نکردم .
      فقط اون زمان که خیلی چاق بودم و با مسیر آشنا نبودم علیه خودم شاهد جمع می کردم و به خودم بر چسب میزدم ولی بعد از اینکه لاغر شدم دیگه در این مورد حساسیت به خرج ندادم و اصلا در این مورد بحثی هم بوجود نمی آمد .
      در مورد بچه هم خیلی بهتر از قبل هستم و خیلی بحثش پیش نمیاد و اتفاقا من کرونا رو دعا میکنم چون اونقدر توجهات رفته سمت کرونا که اصلا دیگه کسی به این مورد من کاری نداره که من بخوام در مورد بچه نداشتنم علیه خودم شاهد جمع کنم . حساسیتم خیلی کم شده و باورهای مربوط به اون رو هم در کنار لاغر شدنم دارم آروم آروم شناسایی می کنم .
      خیلی جالب بود که این مانع هم برای لاغری و هم برای مادری من هم به کار اومد . البته تمام موارد در گام های گذشته رو هم من علاوه بر لاغری در مورد مادری هم مد نظر قرار دادم .
      نمیدونم چقدر طول می کشه تا باورهام درست بشه ولی اصلا به جسمم کار ندارم و ایمان دارم همونطور که موانع زیادی در ذهنم دارم که مانع لاغریم شده موانع زیادی هم دارم که مانع مادریم شده و گام به گام همراه با موانع لاغری موانع مادریم رو هم شناسایی می کنم ایمان دارم من به هردوی این اهداف میرسم .
      گام به گام و قدم به قدم .
      عبارت جالبی در مورد یکی از ویژگیهای خداوند فرمودید . از خدا یه چیز بخوای او ده برابر بهت میده و حتی آیه ی قران هم در این مورد هست
      در آیه ی ۸۴ سوره ی قصَص می خوانیم که پاداش کار خیر بهتر از آن است. در آیه ی فوق می خوانیم که پاداش کار نیک ده برابر آن است؛ در آیه ی ۲۴۵ سوره ی بقره می خوانیم که پاداش کار نیک انفاق هفتصد برابر می شود؛ و در آیه ی ۱۰ سوره ی زُمَر می خوانیم که استقامت و صبر، پاداش بی حساب دارد.
      هر قدمی که به سمت خداوند برداریم او چندین برابر به سمت ما میاد چون نیروی الهی در جهت خیر جاریست چون خداوند رحمان و رحیمه . فقط باید فرکانسمون در جهت خیر و حال خوب باشه تا در محل دریافت باشیم .
      و من فعلا فقط روی لاغری تمرکز دارم و مادری رو در پس زمینه ی ذهنم دارم خیلی روش مانور نمیدم .
      اما ایمان دارم در مسیر لاغری که هستم در مسیر مادری هم هستم و بهش میرسم .
      شاهدشم اینه که من به درخواست همسرم آذر ۹۹ برای بچه دار شدن رفتم پیش دکتر طب سنتی و بهم نسخه داد . حالا بگذریم از اینکه من فقط ۶۰ درصد از دستوراتش رو انجام دادم اما با خودم گفتم میدونم من به لاغری با ذهن برگردم و اینجا دوباره شروع به حرکت برای لاغر شدن و مادر شدنم کنم از بهمن ماه دوباره به اینجا اومدم و حرکتم رو آغاز کردم و اسفند ماه دوباره قرار دکتر داشتم .
      دکتر خیلی بهم امید داد گفت نبضت بالا اومده و من بهبود زیادی در وجودت میبینم .
      آخه ایشون هم نبض شناسه و هم چشم شناس .
      بهم گفت تو همراه نسخه داری یه کار دیگه هم میکنی گفت انتظار نداشتم با یه نسخه اینقدر ازت جواب بگیرم و من بهش نگفتم دارم روی ذهنم کار می کنم .
      دکتر حتی برام نیت کرد و گفت با این پیشرفتی که داری میکنی برات نیت میکنم . نیت فرزند پسر میکنیم و اسمشم میزاریم محمد ولی گفت هنوز برای اقدام به بارداری زوده .
      روند درمانت خیلی عالی داره پیش میره و به امید خدا در مدت کوتاهی بدنت میتونه دوباره بارداری رو تجربه کنه و دوره تکاملش رو به انتها برسونه .
      اون خودش متوجه شده بود پیشرفت من به خاطر عامل دیگه ای غیر از نسخه ی خودش هست ولی گفت همین نسخه رو ادامه بده و هرکاری که داری میکنی رو هم ادامه بده . البته دکتر طب سنتی به نسبت دکترهای طب مدرن به الهیت وجودشون نزدیکترن و حداقلش اینه به آدم باور غلط نمیدن .
      واسه همین با همسرم مخالفت نکردم برای دکتر رفتن وگرنه من با دکترهای طب مدرن خیلی مخالفم اونا از درون آدم رو نابود می کنند تا همیشه بری پیششون و جیبشون رو پر از پول کنیم .
      من فقط به ذهن ایمان دارم اما چون همسرم به طب سنتی ایمان داره دیگه نخواستم باهاش مخالفتی کنم . چون ایشونم حق پدر شدن داره .
      الان اینارو اینجا گفتم تا به نفع خودم شاهد جمع کنم برای مادر شدنم . درسته شاید مبحث در مورد لاغریست ولی میدونم من از کار روی ذهنم به هدف بچه هم میرسم . خیلی امید اومده در وجودم . مخصوصا اینکه وقتی در کوچه ها راه میرم و تنه های خشک و سفت و ضخیم و مسن مخصوصا درخت چنار که عمر زیادی داره رو میبینم که چطور جوانه از داخلش اومده بیرون میگم این طبیعت الهیه که حتی اگه ۲۰۰ سالتم بشه باز هم نیروی بچه دار شدن و جوانه زدن در وجودت هست و فقط باید ایمان داشته باشی
      تنه ی ضخیم درخت چنار که سرشاخه نیست که بگیم جوانه زدن طبیعتشه ولی به راحتی جوانه میزنه و جوانه تبدیل به شاخه و برگ میشه و کم کم بزرگ و بزرگتر میشه .
      منم جزئی از این طبیعت هستم که آفرینش الهی همواره داره در وجودم کار می کنه . می نویسم تا شاهد جمع کنم که من در هر سن و سالی توانایی مادر شدن دارم و اگه تا حالا هم این اتفاق نیفتاده به خاطر فرمولهای ذهنیم بوده ولی خداوند وجودم از طرق مختلف داره از من حمایت می کنه تا من به راحتی مادر شدن رو همراه لاغر شدنم تجربه کنم .
      هرکسی این مطلب رو میخونه شاهد باشه مادر شدن من نزدیکه .
      ایمان دارم که من دستای کوچولوی بچه ام رو در دستانم میگیرم و عکس این تصویر رو برای استاد میفرستم .
      من بعد از آشنایی با تناسب فکری نه یکبار بلکه دوبار باردار شدم ولی خب هنوز باورهام مشکل داشت که نتونستم ادامه بدم .
      ایمان دارم وقتی با اشتیاق در مسیر لاغری با ذهن استمرار بدم در مسیر مادری با ذهن هم به نتایج فوق العاده فراتر از انتظارم میرسم . چون مادری در وجود من هست و کم کم داره تصویر مادر شدن روی کار میاد تا من تجربه ی مادر شدن رو هم امتحان کنم .
      جماعت خداوند شاهد باشید ارتعاشات من روی لاغرشدن و مادر شدن داره تنظیم میشه و نشونه ی اینکه من در مسیر هستم اینه که من اشتیاق دارم به راهم ادامه بدم . کلافه نیستم . راهم رو دوست دارم . با اشتیاق براش وقت میزارم . از حل تمارینم لذت میبرم و همین نشون میده من در مسیر لاغری و مادری هستم .
      من از امروز ۱۷فروردین ۱۴۰۰ تعهد میدهم در مسیر خلاف لاغری و مادری برای خودم شاهد جمع نکنم باهاشون صحبت نکنم و و در مسیر لاغری و مادری ایمان و باورم رو بیشتر کنم و استمرار داشته باشم .
      رمز موفقیت من فقط استمراره . چون من در مسیر لاغری با ذهن به نتایج عالی رسیدم ولی اگر این نتایج یه مقدار کمرنگ شدن تنها و تنها به این دلیل بود که من اون زمان باور صد در صد به ذهن نداشتم و رفتم سراغ امتحان روشهای دیگه . ولی همه راهها رو امتحان کردم و دوباره به اینجا برگشتم . حرکت الان من با ایمان بیشتری همراهه .
      روز به روز که بیشتر تمارینم رو انجام میدهم ایمان و انتظار من از این راه بیشتر و بیشتر میشه و ایمان دارم تنها راه لاغر شدن فقط لاغری با ذهنه و تنها راه مادر شدن فقط مادرشدن با ذهنه . هیچ راه دیگه ای نیست .
      من امتحان کردم و به جرات میگم هیچ راه دیگه ای نیست .
      الان یقینم به این راهه و رمز موفقیت خودم رو فقط استمرار میدونم . هرچقدر بیشتر استمرار داشته باشم درک من بالاتر میره محتویات ذهنیم بیشتر تغییر می کنه و پارامترهای واکنشی من بیشتر تغییر می کنند .
      راستی فایل ۷ دقیقه ای دیشبتونم که ساعت ۴ گرفته بودید نکات فوق العاده ای داشت ازتون ممنونم . البته امروز خواهرم نشونم داد چون خودم تلگرام ندارم . ازتون سپاسگزارم که هر نکته ای به ذهنتون میرسه برامون میگید تا بازم راه برامون روشنتر و روشنتر بشه .
      من فهمیدم که دیگه به هیچ کسی نباید کاری داشته باشم فقط روی خودم و راهم متمرکز میشم . به امید خدا فقط فایلها و تمارین رو دنبال می کنم تا محتویات ذهن و متعاقب اون واکنشهای جسمیم تغییر کنه . اونقدر فایل عالی در سایت هست که بعد از اتمام دوره صد گام میتونم سراغ اونها برم .
      چالش من اینو و نخوردم و دوره ورود به سرزمین لاغرها و کلی فایل دیگه .
      من آروم آروم حرکت میکنم و به لطف خدا استادی عالی هم همراه ما هست که همواره در حال آپدیت کردن مطالب آموزشی هست
      . همه چیز برای رسیدن من به اهدافم آمادست . نیروی الهی هست . استادی فوق العاده هست . اشتیاق درونی هست .
      من همین امروز که ۱۷ فروردین ۱۴۰۰ هست دارم رسیدن به اهدافم رو به خودم و بقیه تبریک می گم و هدفم رو در دستانم میبینم .
      روی بچه ی زیبام رو میبوسم و همین حالا بهش میگم مامان جان من کاملا آماده و پذیرای تو هستم .
      هر وقت که دلت خواست و اراده کردی برای خلق خودت جسم منم ابزاری هست که میتونی ازش استفاده کنی برای اینکه جسم خودتو تکامل بدی . میدونم که من بچه های زیادی به دنیا هدیه میدم . میدونم نقطه ضعف من روزی به نقطه ی قوتم تبدیل میشه . نمیدونم کی . نمیدونم چند تا . ن
      میدونم ولی میدونم من مادر تعداد زیادی فرزند میشم و فرزندان زیادی از خود من به دنیا میان . چون من راهم رو پیدا کردم . و ایمان دارم همین راه رو استمرار بدم به نتایج فوق العاده ای خواهم رسید . تازه بازم به فرمایش استاد خداوند بیشتر از خواست من میده . اصلا از حرف زدنشم وجودم به وجد میاد .
      من به نفع خودم شاهد جمع می کنم .
      حتی خود خداوند هم شاهد منه .
      تمام این در و پنجره و دیوار و وسایل خونه و زمین و درختان و حتی اردک خوشگلم در حیاط خانه و دست و پا و چشم و موبایل و … که دورم هستن هم شاهدان من هستند . من در حضور اینها دارم شهادت به لاغری و مادری خودم میدم .
      چون همه ی اینها زنده هستند و به فرمایش حضرت مولانا از زبان همه اشیاء و گیاهان و حیوانات میفرماید:
      ما سمیعیم و بصیریم و هشیم
      با شما نامحرمان ما خامشیم
      ولی من باهاشون محرم شدم و صداهاشون رو میشنوم لبخندشون رو میبینم . زمین به من لبخند میزنه . آسمان به من لبخند میزنه . درختان به من لبخند میزنند و من در حضور همه ی اینها شهادت میدهم که خدایی نیست جز خدای یگانه . شهادت می دهم که فاطمه مادر است . شهادت میدهم که من فاطمه مادر محمد هستم . شهادت میدهم که من متناسب ۵۰ کیلویی هستم و حتی خود خداوند حاضر و ناظر است و به شهادت من گوش میدهد و شهادت مرا امضا می کند .

      استاد منو به چه حال و هوایی بردید . حال و هوای ملکوتی . حال و هوای الهی . استاد شما هم شاهد باشید فاطمه متناسب ۵۰ کیلوییست . فاطمه مادر هست . فاطمه مادر محمده . شاهد باشید استاد .

      خدایا سپاسگزارم .
      استاد سپاسگزارم .
      فاطمه سپاسگزارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 304 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        خدا رو شکر می کنم برای همراهی دوستانی عالی که کلام خداوند در افکار و نوشته های آنها جاری است.
        در مورد مادر شدن پیشنهادی به من رسید که با شما به اشتراک می گذارم.
        اینکه فکر می کنید می توانید مادر شوید یا نشوید فکر اشتباهی است
        مادر شدن یک تجربه است نه یک تغییر
        لازمه تجربه مادر شدن، زن بودن است که شما هستی
        پس واحد شرایط هستی
        اینکه تو تلاش کنی مادر بشی فقط باور پشت پرده که نمی توانم مادر شوم را تقویت می کنی و خداوند پاسخ افکار پشت پرده را می دهد نه تلاش فیزیکی شما را
        بنابراین
        تجربه مادر شدن را یک انتخاب که با تلاش باید به آن رسید ندانید بلکه یک حق مسلم بدانید که قبل از اینکه شما تصمیم بگیرید مادر شدن را تجربه کنید از سال ها قبل شما به صورت زن پا به این جهان مادی گذاشتید
        پس امکان مادر شدن از همان سلول اول وجود شما در نظر گرفته شده است
        چیزی نیست که شما بخوای باتلاش بهش دست پیدا کنی
        در وجود شماست
        برای شماست
        اصلا قبل از اینکه تو از خدا بخوای که مادر بشی خدا تو رو برای مادر شدن خلق کرده
        پس همانطور که خداوند تو را زن آفرید الان هم تجربه مادر شدن را از خودش بخواه
        او عطا کننده است
        بسم الله الرحمن الرحیم
        به نام خداوند هستی بخش مهربان
        هستی بخشیدن ویژگی خداست
        اینکه شما طلب مادر شدن دارید در واقع همسو با ویژگی خداوند قرار می گیرید
        ویژگی که در شما از ابتدای خلقت قرار داده شده
        خداوند هستی بخش، عطا کننده و مهربان است
        به دنبال پیدا کردن راهی نباش که مادر شدن را تجربه کنی بلکه روی رها کردن احساس ناتوانی و ناامیدی کار کن
        با یادآوری صفات خداوند که خالق توست در قلبت امید را جایگزین حسرت و نامیدی کن
        رها باش مانند بچه ها
        رها تر از بچه ای که دوست داری مادرش باشی.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 26 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار soheila.azimivishteh@gmail.com
          soheila.azimivishteh@gmail.com
          ۱۴۰۰/۰۱/۱۷ ۲۳:۴۵
          امتیاز کاربر: 0

          نشان های دریافت شده

          تاثیر افکار منفی بر چاقی
          محتوای دیدگاه: 205 کلمه

          عالی بود استاد عزیز کلی درس در پاسخ شما بود باورهای پشت پرده باورهایی هستند بسیار مخفی که درک آن ها از سادگی آن سخت است نمیدانم توانستم خوب درکش کنم یا نه در این پاسخ استاد فرمودند رها باش یعنی فکر وخیال وحتی توجه به این مسعله نکن مادر شدن را در ذهن نباید بزرگ کرد چون از اول خلقت حوا مادر شدن در دختران حوا ودیعه ایی از سوی خداونده پس حق هر زنی از سمت خدا وند مادر شدن هم هست فقط احساس ناتوانی ونداشتن اعتماد به نفس برای مادر شدن میتواند مانعی بزرگ برای رسیدن به این هدف مقدس باشد وقتی خداوند به بنده اش میگوید بخواه تا اجابت کنم شما را حالا چه فرقی دارد که این خواسته بچه دار شدن باشد فاطمه جان عزیزم فرکانس شما با توجه نکردن به ناخواسته ها میتواند بالاتر برود چون شما ادارک بسیار عالی در زمینه ذهنی دارید من همیشه نوشته های فاطمه جان را میخوانم ولذت میبرم از درک عالی اشان استاد با یک کلمه کلیدی بهترین پاسخ را دادند رها کنید فاطمه جان عزیز آرزوی موفقیت شما دا رم با تشکر از استاد ارجمند

          امتیاز: 11 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار فاطمه سادات
            ۱۴۰۰/۰۱/۱۸ ۱۲:۵۳
            مدت عضویت: 2472 روز
            امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

            نشان های دریافت شده

            سطح مبتدی
            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
            محتوای دیدگاه: 38 کلمه

            بله باید رها کنم . احساسات نادلخواه ترس استرس اندوه ناراحتی ناتوانی حسرت . اینارو رها کنم و رها تر از بچه ای که قراره مادرش بشم باشم
            به هدفم میرسم .
            ممنون که شاهد مادرشدنم هستید .

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          ۱۴۰۰/۰۱/۱۸ ۱۱:۳۳
          مدت عضویت: 2472 روز
          امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          مدال طلایی
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 1,221 کلمه

          سلام استاد ‌ . ممنون از راهنماییتون . کاملا درست میفرمایید . وقتی من دارم تلاش می کنم که بچه دار بشم یعنی احساس نتوانستن رو در خودم قویتر میکنم و خداوند به احستس من پاسخ میده نه به تلاش من . درست مثل رژیم و ورزش که تلاش فیزیکی برای لاغر شدن هست و چاقی ذهن رو بیشتر می کنند . تلاش ارادی برای بچه دار شدن نازایی ذهن رو بیشتر می کنه . چون تصویر بچه دار شدن رو برای ذهن سخت نشون میده و بچه دار نشدن رو راحت . یعنی دقیقا عین چاقی . رژیم و ورزش چاقی ذهن رو بیشتر میکنند . قانون اینه که ما برای رسیدن به خواسته هامون نیاز به هیچ گونه تلاشی نداریم .
          تلاش کردن باعث میشه مسیر ذهن خلاف جهت خواسته بشه .
          فرمول ذهن من اینه من هیچ تلاشی نباید در جهت بچه دار شدن کنم چون این طبیعت اصلی بدن هست و خودبخود ایجاد میشه . حالا من وقتی تلاش میکنم ذهن من میبینه این فرمول با اون چیزی که در خودش ذخیره داره نمیخونه پس واکنشهای جسمی منو طوری تنظیم میکنه تا تلاش کردن منو جبران کنه . یعنی من هرچقدر تلاش کنم بچه رو نگه دارم اون روی سقط بچه تثبیت میشه . پس تلاش کردن من قدرت سقط و زها کردن ذهن رو بیشتر می کنه . پس من باید دست از تلاش ارادی بکشم تا در ذهنم واکنش سقط ایجاد نکنم . خیلی باریکه این نکات ولی وقتی در موردشون مینویسم و درک میکنم حداقل میدونم که باید برای بچه دار شدنم هیچ کاری نکنم .
          من دارم کم کم آگاه میشم . دارم کم کم درک می کنم که چطور فرمولهای ذهنم رو شناسایی کنم تا ذهنم به طبیعت اصلیش برگرده . مسلما من به صورت ارادی نازایی ذهن رو زیاد کردم . اگه فرمولهای خود ساخته رو رها کنم آروم آروم ذهن برمیگرده سر مسیر اصلیش و طبیعت اصلیش و اونم قدرت زایش هست .
          من حتی متوجه شدم خواستن زیاد بچه هم تاثیر معکوس روی ذهنم میزاره . وقتی زیادی بچه میخوام یعنی باز باورم روی نداشتن بچه است . یعنی باعث میشم ذهن خلاف جهت باروری حرکت کنه . چیزی که واضحه اینه که طبیعت اصلی ذهن بارور شدن و نیروی زایش هست . درست مثل لاغر شدن .
          حالا اگه فعلا شرایطی رو طی سالیان متمادی در ذهنم ایجاد کردم خودم ساختم و وقتی اونها رو رها کنم طبیعت ذهن و متعاقبا طبیعت جسم برمیگرده سر جاش .
          چون همونطور که شما هم فرمودید من زن هستم و زن بودن نشان از مادر بودن هست و نیروی بچه دار شدن از روز اولی که جنسیت خودم تشکیل شد در وجودم شکل گرفت .
          پس مادری حق ازلی من است و این قابلیت به من داده شده .
          کار من شناسایی و رها کردن فرمولهایی است که از بچگی در ذهن من پدید اومده و تکرار شده . درست مثل چاقی و با شناسایی فرمولها و به کار نگرفتن اونها در زندگی روزمره و رها کردن احساسات و کلام و گفتارهایی که احساس نادلخواه در من ایجاد میکنه من به باروری ذهن برمیگردم . حتی همین حالا هم در این مسیر هستم . اصلا نیازی به بازگشت نیست . طبیعت ذهن و جسم داره کار خودشو می کنه . امیدوار م . حالم خوبه و ایمانم به راهم قویتر شده .
          یه فرمول دیگه هم در خودم پیدا کردم و اونم اینه که من خودمو بیشتر در حالت بی بچگی باور دارم نه در حالت مادر بودن . یعنی درست مثل آدمای چاق که چاقی رو طبیعت خودشون می دونند و نمیتونند فرد لاغر رو در وجود خودشون ببینند و خودشون رو در چاقی اسیر می دونند من این احساس رو نسبت به بی بچگی دارم .
          در حالیکه من باید مادر شوم قبل از اینکه مادر شوم . یعنی به شرایط الانم اصلا کار نداشته باشم . جسم من کار خودشو می کنه منتها من در کار طبیعی ذهن و جسمم اختلال ایجاد می کنم . من نباید با خودم طوری رفتار کنم که جهت ذهنم بره در جهت نازایی . البته الان خیلی بهتر از قبل هستما . یعنی تا اونجایی که درک کردم همونطور که چاقی جسم و حتی چاقی ذهن واکنش فرمولهاییست که در ذهن ذخیره است نازایی جسم و ذهن هم واکنش هست ‌. واکنشی که ذهن و جسم من داره به فرمولها و کدهایی که خودم بهش میدم نشون میده . وقتی من کار ذهن رو بیشتر درک کنم و کدهای نازا کننده رو رها کنم ذهن بر میگرده سر فرمولهای اصلی زایش و رویش و خودبخود به جسم دستور زایش میده .
          رها کردن راحته . ذهن من رها کردن رو دوست داره . من که رها کنم فرمولهای ناامیدی و نتوانستن و حتی خواستن و تلاش کردن و کار فیزیکی انجام دادن و ….. رو ذهن من هم بر میگرده سر مسیر اصلیش .
          به قول شما من باید رها تر از بچه ای باشم که قراره بودنش رو تجربه کنم .
          حتی من خواستن بچه رو هم باید کنار بزارم . البته بازم میگم الان خیلی بهتر از قبل هستم خودم متوجه میشم خیلی احساسم بهتره ولی خب ته کار متوجه میشم هنوزم بابت بچه نداشتنم احساس بدهکاری می کنم حتی به خودم . مثلا با خودم می گم من که این همه دارم روی خودم کار می کنم چرا هنوز بودن بچه رو نتونستم تجربه کنم و دقیقا همین فرمول و فرمولهایی از این دست هست که باز توجه ذهن رو میبره سمت بچه دار نشدن .

          من فقط از یه چیز مطمئنم . اینجا که باشم درکم نسبت به ذهن و عملکرد ذهنم بیشتر میشه و بهتر میفهمم که باید چطور عمل کنم که عکس العمل ذهنم بشه باروری و زایش . چون این فرمول هست . منتها من فرمولهایی رو به کار میبرم که ذهن رو میبرم سمت ناباروری . این عادات رو باید ترک کنم. در حقیقت خودم خودم رو نابارور می کنم . ولی واقعا دیگه میخوام دست بردارم . رها کنم خودمو . احساس خلاء و نداشتن بچه رو رها کنم . نگرشم رو از داخل گود بی بچگی بیرون بیارم و به نداشتن بچه توجهی نکنم . بچه دار بودن حق طبیعی منه و ذهن من خود بخود این کار رو بلده و اصلا نیازی نیست من کاری انجام بدم . اصلا همین که کاری انجام ندم یعنی در کارکرد ذهنم خلل ایجاد نکردم و اجازه دادم خودش کار خودشو انجام بده .

          پس بسم الله الرحمن الرحیم میگم و از خدای عطابخش تجربه ی مادر شدن رو طلب می کنم و نومیدی و نتوانستن رو رها می کنم و به حال خوبم میپردازم و همونطور که سفارش میدی و میدونی سفارشت در راهه همونطور قدر ایمان دترم که سفارشم در راهه . خودم رو برای داشتنش مهیا میکنم . احساسم رو برای داشتنش و بغل کردنش مهیا می کنم . بچه میاد دیگه این طبیعت و قانونه . دیگه چرا باید دست و پا بزنم برای داشتنش . بچه کارش اومدنه . خدا کارش خلق کردنه و طبیعت کارش موجود شدنه ‌.

          بابت الهامی که بهتون اومد و در اختیارم گذاشتید ازتون سپاسگزارم استاد . ممنون که هستید و از بچه دار بودنم حمایت می کنید و راهنمایی می کنید تا فرمولهام رو بهتر شناسایی کنم .
          خدایا شکرت .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار soheila.azimivishteh@gmail.com
        soheila.azimivishteh@gmail.com
        ۱۴۰۰/۰۱/۱۷ ۲۳:۲۸
        امتیاز کاربر: 0

        نشان های دریافت شده

        تاثیر افکار منفی بر چاقی
        محتوای دیدگاه: 45 کلمه

        فاطمه عزیزم‌منم شاهد موفقیت های شما در لاغری ومادری هستم وخدا را شاهد میگیرم از ته دلم برای شما از خدا خواستار فرزندان سالم و زیبا شدم انشالله به زودی خبرهای خوب ازشما دوست خوبم خواهیم داشت توکل به خدای احد و واحد آمین

        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          ۱۴۰۰/۰۱/۱۸ ۱۲:۴۷
          مدت عضویت: 2472 روز
          امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 25 کلمه

          متشکرم دوست خوبم ممنون که شاهد مادری من هستید . خدارو سپاسگزارم . ممنون که حمایتم کردید و انرژی الهیتون رو برام فرستادید .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار ☺️s-moazamiy0🤗
        ۱۴۰۰/۰۱/۱۸ ۰۰:۲۹
        مدت عضویت: 1981 روز
        امتیاز کاربر: 934 سطح ۲: کاربر متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 138 کلمه

        سلام فاطمه سعادت عزیزم…چقدر خوندن دیدگاههای شما لذت بخش و آرامش بخشه برام…شاید بعضی از دیدگاهها رو تند تند بخونم ن اینک تموم بشه ….چشمی میخونم دیگ دهنم تکان نمیخوره..اما دیدگاههای شما رو بلند میخونم زمزمه میکنم ،اگ جای ک هستم شلوغ باشه میرم جای خلوت یا حدالمقدور میگم چند دقیقه لطفا حرف نزنید یا تلویزیون و گوشی کم کنید…خیلی خوشحالم ک دراین مسیر همراه شما هستم…
        انشالله ک ب زودی زود دامنت سبز میشه و طعم لذتبخش مادرشدن رو میچشی…محمدت رو بغل می‌کنی. وبوش میکنی .خوشبحال محمدت ک مادر آگاه و فوق العاده ای مثل شما داره
        منم مثل آبجی کوچیکت قابل بدونی بی صبرانه منتظر روزی خواهم بود ک بیایی تو این سایت خبرخوب ،خوش ،مادر شدنت رو باما ب اشتراک بزاری و مارو درشادی و حال خوب و خوشت شریک بدونی انشالله 🤲🙏 .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          ۱۴۰۰/۰۱/۱۸ ۱۲:۵۱
          مدت عضویت: 2472 روز
          امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 33 کلمه

          سلام به روی ماهتون ممنون بابت دیدگاه فوق العاده تون و لطفی که به بنده بابت دیدگاههام ابراز داشتید . ممنون که شاهد مادر شدنم هستید .
          متشکرم از لطفتون دوست خوبم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار فرشته مهربانF.s
        ۱۴۰۰/۰۱/۱۹ ۰۸:۵۴
        مدت عضویت: 2130 روز
        امتیاز کاربر: 12195 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 330 کلمه

        سلام فاطمه عزیز از وقتی نوشته شما رو خوندم به شدت تحت تاثیر نوشته شما قرار گرفتم وساعت ها بهش فکر کردم  امروز تصمیم گرفتم مطلبی رو بهت بگم  شاید فکر کنی مادر شدن توانایی میخواد واونو تو نداری اما میخوام بهت بگم مادر شدن لیاقت میخواد وهر کسی لایق مادر شدن نیست امید وارم دوست من برداشت اشتباه از حرف من نکنی باور دارم که تو قطعا لایق مادر شدن هستی میدونی چرا چون با تمام وجودت بچه میخوای با تک تک سلول هات میخوای یک بچه از وجودت به این دنیا بیاری وهر روز آرزوشو زندگی کردی ومطمئنم مادر خوبی خواهی شد گفتم لیاقت چون خیلیا لیاقتشو ندارن که مادر بشن  مادر میشن ولی لیاقتشو ندارن واین میشه که مسئولیت اون بچه رو به عهده نمیگیرن ناراحتن از مادر شدن وهم زندگی خودشون هم زندگی اون بچه رو سیاه وتباه میکنن درمورد بچه های سر راهی نمیگم اونا که دیگه کار از مظلومیتشون گذشته درمورد خانواده هایی میگم که درونشون خودشون میسوزنه وبیرونشون بقیه رو زن هایی که به جبر شوهر وفامیل بچه آوردن زن هایی که به خاطر نداشتن عشق وحفظ زندگیشون بچه آوردن زن هایی که آمادگی ولیاقت بچه دار شدن نداشتن اما برای چشم وهم چشمی بچه آوردن وبچه هاشون هزار تا مشکل روحی وروانی دارن هزار تا کمبود دارن کم نیستن  قدیم میگفتن خداوند هر کسی رو دوست داشته باشه بیشتر سختی بهش میده اما من معتقدم خداوند هر کسی رو بیشتر دوست داشته باشه بیشتر رشدش میده حالا با هر سختی شده  شاید فکر کنی هر روزی که میگذره اوضاع بدتر میشه برات اما یقین بدون هر روزی که میگذره داری رشد میکنی تا مادر بهتری بشی تا شخصی بشی که خدا ازت انتظار داره معلومه خدا خیلی دوست داره که بیشتر طولش داده تا فرزندی فوق العاده دردامن مادری فوق العاده تر رشد کنه پس قلبتو آرام کن وبسپار دست خدا زمانشو فراموش کن روزها رو فراموش کن واز باور ورشد کردن خودت لذت ببر زمانش که برسه وجودت میوه خودشو میده  

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          ۱۴۰۰/۰۱/۱۹ ۱۴:۵۵
          مدت عضویت: 2472 روز
          امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 44 کلمه

          سلام فرشته ی مهربان ممنون بابت راهنماییهاتون . لطف کردید بانو . ممنون که شاهد رشد و نمو خودم و فرزندانم هستید . بله هم من و هم فرزندانم در حال تکامل هستیم . ممنون بابت دیدگاهی که برام ثبت کردید فرشته بانو  .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
        ۱۴۰۰/۰۲/۲۲ ۱۳:۳۸
        مدت عضویت: 1957 روز
        امتیاز کاربر: 37147 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 45 کلمه

        خدای خوبم من امروز شاهد توانایی وقدرت بی انتهای تو در محقق کردن تمام خواسته های فاطمه عزیز هستم ومطمعنم وشهادت می دم فاطمه خانم مادر به دنیا اومدن وهر زمان وقتش برسد فرزند عزیزش را در آغوش می گیرد به زودی زود انشالا

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۴۰۰/۰۱/۱۴ ۱۷:۲۵
      مدت عضویت: 2391 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 599 کلمه

      گام ۳۵

      سلام وقت بخیر

      یکی از کارهای روتین من ،صحبت کردن در مورد چاقیم و کارهاییکه براش انجام میدم،رژیم هام ،ورزش هام بود و در آخر دوست داشتم همه متوجه بشن ،که من برای لاغر شدن چقدر تلاش میکنم ولی نمیشه ،تقصیر من نیست و هر روز این داستان غم انگیز من ادامه داشت ،دیشب دخترم متن استوری

      آدم هارو میخوند و میخندید که مظمونش چاق شدنشون در ایام عید بوده ،بهم گفت مامان تو چقدر راحت شدی از چاقیو عوارضش ، یدفعه یاد خودم افتادم که همیشه از ایام عید و چاق شدنم میترسیدم ولی امسال دومین عیده که همه دارن از چاقیشون میگن ولی من چاق که نشدم هیچ ،شلوارم هم بهم گشادتر شده و اینها یعنی زندگی آگاهانه ،یعنی حال خوب

      اینکه مثل عامه مردم صحبت نمیکنی، نگرانی های اونهارو نداری،آزادتری،رها تری،مدل زندگیت متفاوت باشه خیلی خوبه و احساس زیبایی داره

      در مورد ضعف های شخصیتی خودم که بارها با دیگران صحبت کرده بودم ،دوست داشتم خودمو پایین تر از اونیکه بودم نشون بدم و حتما اون رفتارهای من ناشی از باورهای ناتوانی در من بوده که به اون شکل انجام میشده

      وقتی من مدام از اعتماد بنفس پایینم صحبت میکردم هم برای خودم هم برای دیگران،انرژی که از من به جهان ساطع میشده انرژیه ( من کافی نیستم)  بوده ،( من خوب نیستم) بوده ولی جالبه انتظار داشتم دیگران برخورد عالی با من داشته باشن ،انتظار داشتم کار پر درامد ،آدم های قوی بسمت من بیاد

      یه باور ریشه ای که در من وجود داشت این بود که نباید از خودت پیش دیگران تعریف کنی ، وقتاییکه از خودم تعریف میکردم رفتار آدم ها با من یجوری میشد ،و زمان هاییکه خودمو کوچیک میکردم یا از خودم ایراد میگرفتم متوجه میشدم مورد توجه دیگران قرار میگرفتم ،اگر کسی هم از خودش تعریف میکرد منم از رفتارش بدم میومد

      تمام افراد فامیل ما و خانواده و تمام دوستانم میدونستن من همیشه در تلاش لاغر شدن هستم ولی فایده نداره و همه اونها شاهدین وضعیت من بودن و من نااگاهانه خودمو در گودال عمیقتری فرو میبردم، همین کاری که الان از اطرافیانم شاهدش هستم که هر خوراکیو میخوان بخورن اظهار ترس و نگرانی برای چاقتر شدنش میکنن و به همه اعلام میکنن که دیگه نمیخورن و این اتفاق بارها و بارها رخ خواهد داده

      من عمیقا باور داشتم یا لاغر نمیشم یا دیر لاغر میشم یا لاغر شدنم موقتیه و شاهد لاغر شدن ها و برگشت وزنم بسرعت زیاد بود و این اواخر هم که دیگه مثقالی هم لاغر نمیشدم

      الان دوست ندارم از برچسب هاییکه به خودم میزدم بیشتر بنویسم چونکه ۴ ساله که در دورهای ذهنی هستم دیگه اون عملو انجام ندادم و نمیخوام تکرارش کنم ،حس خوبی بهم نمیده

      من هر روز توانایی های خودمو مینویسم ،نکات مثبت شخصیتمو مینویسم و برای داشتنشون خدارو هزاران بار سپاسگذاری میکنم که مسیر فکری و رفتاری منو تغییر داد

      امروز باز هم متعهد میشم که فقط از توانمندی های خودم برای خودم و دیگران بگم

      بگم که من آدم دیگه ای شدم که هر کسی نمیتونه مثل من عمل کنه

      من ۱۸۰ درجه با خود قدیمم فرق کردم ،من نق نمیزنم ،گلایه نمیکنم،منفی صحبت نمیکنم،تلاش میکنم کمتر از منفی بافم تاثیر بگیرم‌،کمتر بحث میکنم ،نوع نگاهم تغییر کرده ،من لاغرتر شدم ، یک عالمه موانع چاقی در خودم شناسایی کردم و در حال نقض اونها هستم‌،من صبور تر و آرامتر شدم ،وضعیت مالی من در همه جنبه هاش بهتر شده ،وضعیت سلامتیم بهتر شده ،روابطم با فرزندانم و خانواده بهتر شده ،با خودم به صلح بهتری رسیدم و یه عالمه تغییرات داشتم که هر روز برای خودم مرور میکنم و از ساختن خود جدیدم لذت میبرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Vafraze12
      ۱۴۰۰/۰۱/۰۷ ۱۷:۱۳
      مدت عضویت: 2264 روز
      امتیاز کاربر: 19036 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 186 کلمه

      با سلام و خدا قوت
      من با شنیدن این فایل خیلی انرژی گرفتم یک حس خوبی دارم که خیلی زیباست از خدا مهربانم خیلی ممنونم که من را در این مسیر قرار داد تا او را بهتر بشناسم و از شما استاد بزوار آقای عطا روشن کمال سپاسگذاری را دارم. من خیلی ممنونم به خاطر حرفهای قشنگ شمابخصوص اینکه اگه ۱۰ قدم بردارم خدای مهربان ۱۰۰ قدم منو جلو می برد.
      من شاهدانی داشتم در مسایل مختلف مثلا در روابطم با همسرم به محض اینکه کمی روابطم بد می شد بلافاصله به خواهرانم در موردش حرف می زدم یا در جمع دوستانه فامیل شاهد برای این امر جمع می کردم .
      در مورد نازایی خودم همش می گفتم می رم پیش کترهای مختلف ولی اثر نداشته.
      در مورد قسطام شاهد جمع کردم که بی پولم.
      در مورد اضافه وزنم شاهد جمع می کردم اینکه قرص یا دارو باعث چاقی من شده من که غذا کم می خورم……
      من از این تاریخ ۱۴۰۰/۱/۷متعهد می شوم که در هیچ مساله ی بدی شاهد برای خودم جمع نکنم و همیشه از موفقیتهایم برای همه بگویم تا شاهدان من در کارهایی که دوست دارم بیشتر بشوند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فاطمه سادات
        ۱۴۰۰/۰۱/۲۱ ۱۷:۲۶
        مدت عضویت: 2472 روز
        امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        سطح مبتدی
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        دیدگاه فنی
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 1,999 کلمه

        سلام دوست عزیز . کلمه ای در نوشته های شما توجهم رو جلب کرد امروز میخواستم برم گام ۳۷ رو انجام بدم . هنوز شروع نکرده گفتم برم گام ۳۵ کاملا اتفاقی چشمم خورد به کلمه نازایی که شما در مورد خودتون به کار بردید . فهمیدم هدایت شدم به اینجا تا هم پاسخ شما رو بگم و هم با نوشتن ، ذهن خودمو با اطلاعات جدیدی پر کنم . اول اینکه قول بدید هیچ وقت دیگه این کلمه رو به کار نبرید . هیچ کس در این عالم نازا نیست . شاهدشم آیه قرآن همسر حضرت ذکریا که در سنین یائسگی در حالیکه کاملا ناتوان بود باردار شد . سوره مریم ایات ۲ تا ۱۰ ذِكْرُ رَحْمَةِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا؛ إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاء خَفِيًّا؛ قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا؛ وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا؛ يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا؛ يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيًّا؛ قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا؛ قَالَ كَذَلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِن قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئًا؛ قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا».بیان بخشایش پروردگارت بر بنده خود زکریا است؛ آنگاه که پروردگارش را در نهان ندا داد؛ گفت: ای پروردگار من، استخوان من سست گشته و سرم از پیری سفید شده است و هرگز در دعا به درگاه تو، ای پروردگار من بی بهره نبوده ام؛ من پس از مرگ خویش از خویشاوندانم بیمناکم و زنم نازاینده است مرا از جانب خود فرزندی عطا کن؛ که میراثبر من و میراثبر خاندان یعقوب باشد و او را ای پروردگار من، شایسته و پسندیده گردان؛ ای زکریا، ما تو را به پسری به نام یحیی مژده می دهیم از این پیش کسی را همنام او نساخته ایم؛ گفت: ای پروردگار من، مرا از کجا پسری باشد، حال آنکه زنم نازاینده است و من خود در پیری به پایان عمرم رسیده ام؛ گفت: پروردگارت این چنین گفته است: این برای من آسان است و تو را؛ گفت: ای پروردگارمن، به من نشانی بنمای گفت: نشان تو این است که سه شب و سه روز با مردم سخن نگویی.[۳]پس از این طولی نكشید كه همسر زكریا علیه السلام با اين كه عقيم و نازا بود اما خداوند به خاطر كمالاتى كه داشت فرزندى به وى عنايت فرمود و پس از مدتی حضرت یحیی علیه السلام چشم به جهان گشود و حضرت زكریا و همسرش پس از سالها امید و آرزو دارای فرزندی مبارك شدند.سوره انبیا آیات ۸۹ تا ۹۰«رَبِّ لاتَذَرْنى فَرْداً وَ أَنْتَ خيْرُالوارِثينَ؛ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَ يَدْعُونَنَا رَغَبًا وَ رَهَبًا وَ كَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ»؛ بارالها، مرا تنها نگذار و تو بهترين وارثانى؛ پس [دعاى] او را اجابت نموديم و يحيى را بدو بخشيديم و همسرش را براى او شايسته [و آماده حمل] كرديم زيرا آنان در كارهاى نيك شتاب مى‌نمودند و ما را از روى رغبت و بيم مى‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند.حتی در مورد ساره همسر ابراهیم که باردار نمیشد اسحاق به او وعده داده شد . او حتی اولش باورش نشد که خودش میتونه باردار بشه و کنیزشون رو  برای حضرت ابراهیم به عنوان   زن اختیار کرد و ایشان صاحب اسماعیل شدند و بعد از اینکه مراحل تکامل رو طی کردند اسحاق رو به دنیا اورد . آیات الهی برای ما باید باور بسازند . هیچ کجایی از قرآن از نتوانستن صحبت نکرده . همش میگه ایمان بیارید . پس ایمان بیاریم که ما زایا هستیم . تنه ی خشک درختان رو ببینید که چطور جوانه زدن و هر روز در حال رشد هستند . تنه ی خشک درختان که نه سرشاخه ای بهشون وصله و نه حتی جای نرمی که جوانه ی به اون نازکی ازش سر بیرون کنه چطور تونسته توسط جوانه ی کوچک شکافته بشه و بیرون بیاد . اینها آیات الهی برای من و شمایی هستند که حقانیت رو برای ما به اثبات برسونند . مطمئن باشید در هر کجایی که در وجود ما ضعفی هست به خاطر عدم ایمان ما به خداوند در اون قسمت هست . ما قدرت رو دست خداوندندادیم بلکه در اون قسمت به چیزی به جز خداوند قدرت دادیم که واکنش جسم ما در اون قسمت شده یه مورد نادلخواه . قاطعانه میگم دوست خوبم دیگه این کلام رو در مورد خودتون و نه هیچ کس دیگه به کار نبرید . چون تمام افراد عالم زایا هستند . و زایش جزء بدیهی ترین اتفاقاتیست که همیشه و در هر لحظه داره رخ میده . منتها ما با افکار خودمون جلوی زایش رو گرفتیم . کدهای ذهنی که در ذهنمون داریم مانع تجربه ی مادری ما شدن . حتی این کدها درذهن ذکریا و همسرش هم بود . پس میبینید کدها زمان ندارند . پیامبر و غیر پیامبر نمیشناسند . کدهای خلاف قوانین افرینش روی ذهنمون نصب کنیم پیامبر خدا هم که باشی قانون الهی در موردت اجرا میشه . خداوند چه در قران و چه در طبیعت واقعا داره خودش و قوانینش رو نشون میده .  امروز یه چیزی به ذهنم رسید اونم این بود که من قدرت رو از هر چیز بیرونی گرفتم اما قدرت رو از فکر خودم نگرفتم . حتی من باید قدرت رو از فکر و ذهن خودمم بگیرم و به خداوند (خودم) ایمان بیارم . قدرت حتی دست افکار من نیست . دست ذهنیت من نیست . من ذهن نیستم . من خالق ذهنیت خودم هستم . من کدهای اشتباه روی ذهنم نصب کردم و نتیجه شده این . ذهن من همیشه همراه منه . ذهن من دارای فرمولهای الهی هست و به راحتی وقتی این کدها دیگه تکرار نشن قادرن به راحتی روند زایش رو به جسم رو طبق الگوی اولیه فرمان بدن پس ذهن خودم رو حتی اگه خیلی هم با فرمولهای نادلخواه پر کرده باشم قادرم پاکسازی کنم . چون خودم در اون فرمول کاشتم . قدرت من از اون بالاتره چون من اون رو ساختم . من نیروی الهی در وجودم دارم . ما به خداوند متصلیم و هر وقت دیدید ناراحتید بدونید در همون نقطه که ازش ناراحتید قدرت رو به چیزی غیر از خدا دادید . واسه همینه خداوند اینقدر به شرک در قران اشاره کرده و مارو از شریک قرار دادن برای خدا بر حذر کرده . کدهای غیر الهی رواز ذهنمون پاک کنیم . اشهد ان لا اله الا الله . شما قادر هستید فرزند خودتون رو خلق کنید و تا زمانیکه خودتون به ذهنتون قدرت ندید هیچ فکر و هیچ ذهنیتی نمیتونه مانع باروری من و شما بشه . باروری برای جسم خیلی طبیعیست و ذهن ما در این راه کمک کننده است . او همراه ماست . ذهن ما در جهت مادری ما از ما حمایت می کنه . ذهن ما ابزاریه که برای تولید حال خوب در خودمون ایجادش کردیم . میخوام بگم ما خودمون خالق شیطان (موارد نادلخواه) و خدا(موارد دلخواه ) خودمون هستیم . نمیدونم چه برداشتهایی از حرف من می کنید اما اگر اینقدر قاطعانه دارم حرف میزنم چون فهمیدم شما هم مثل گذشته ی خودم  از نازایی در  رنج هستید . هر جایی که رنجه یعنی اونجا یه فرمول اشتباهه . و ما اینجا جمع شدیم که فرمول های اشتباه (نادلخواه) ذهنمون رو شناسایی کنیم . خدا رو شکر می کنم که با سایت تناسب فکری آشنا شدیم و مطمئن باشید نتایج عالی براتون به همراه داره . این سایت رو شدفقط یه سر بهش بزنید  این کار و انجام بدید . چون اینجا کانون ایمانه . شما اینجا ایمانی به دست می آرید که توانمندتون می کنه . شما اینجا به قدرت زایش خودتون پی میبرید و متوجه میشید هیچ فرقی با بقیه ی آدما ندارید . شما فقط چند فرمول اشتباه در ذهن دارید که وقتی اونا رو بردارید روند زایش در وجود شما هم مثل بقیه جاری میشه . جسم ما با بقیه ی آدما هیچ فرقی نداره . حتی ذهن ما هم با بقیه ی آدما در این مورد فرقی نداره . منتها انتخاب ما تفاوت داره . ما مدتی الگوهایی خلاف جهت آفرینش الهی در ذهنمون پرورش دادیم و فقط کافیه اونها رو شناسایی کنیم و دیگه در زندگی روزمره ازش استفاده نکنیم . بلکه از فرمولها و کدهایی که در وجود ما هم هست استفاده کنیم . در وجود ما هم کدهای باروری وجود داره . به قول استاد همین که ما زن هستیم یعنی این نیرو در همان ابتدای خلقتمون در سلولهای اولیه ما وجود داشته . ناباروری کد و ویروس نادلخواهیه که اومده روی برنامه های باروری ما نشسته و اون رو دچار اختلال کرده .نشانه ی کدهای نابارور کننده اینه که حالتون رو بد می کنه . این هست که شما رو از سایر مردم متمایز می کنه . اینه حس نومیدی در شما ایجاد می کنه . مثلا همین برچسب نازایی یه کد نابارور کننده است که روی برنامه ی زایش شما اختلال ایجاد می کنه . این کلمه رو از فرهنگ لغت خودتون دور کنید و هیچ وقت دیگه این رو نگید . چون حسش اذیتتون میکنه من و شما و تمام کسانی که کدهای اشتباه به ذهنشون در این مورد دادن مثل همه ی مردم کدهای بارور کننده داریم وقتی از ویروسهای نابارور کننده استفاده نکنیم و اونها رو سرچ نکنیم  ازشون اطلاعات در ذهن جمع نکنیم و بر عکس ذهنمون رو از اطلاعاتی پر کنیم که در مسیر زایش هست . باور کنید ما هیچ کاری هم نکنیم کدهای بارور کننده از وجودمون شروع به فرمان می کنند ذهن ما توسط آنتی ویروس تناسب فکری پاکسازی میشه و زایش بر جسم جاری میشه چون همین حالا هم کلی کد صحیح در ذهن ما جاریه و فقط کافیه ما بخواهیم . در جا توسط ذهن به جسم فرمان میده و ایه ی خداوند که میگه و ان اراد کن فیکون بر جسم جاری میشه . اینا همش درک و اگاهیه که در وجود ما هست و خداوند خیلی عالی بهش اشاره کرده .  الان فصل تولید مثله . به طبیعت نگاه کنید تمام عالم در حال زایش هستند گیاهان حیوانات و حتی انسانها . الان بهترین فصله که میشه با طبیعت همراه شد و اطلاعات بارور کننده به خودتون بدید . ببینید حیوانات چقدر قشنگ و زیبا این راه رو طی میکنند . شاید انسانها به واسطه ی ذهنیتشون در این راه اختلال ایجاد کردند و روند طبیعتشون رو به دلایل مختلف چه به صورت ذهنی و چه به صورت رفتاری مختل کردند . به نظر من حتی دو تا یا سه تا یا چهارتا بچه هم در مقابل قدرت زایش ما خیلی کمه . ما به خاطر انسان بودنمون و اینکه میتونیم با اراده جلوی این روند رو بگیریم انتخاب کردیم که صفر یک یا دو یا سه تا بچه داشته باشیم . یه سری از ما به صورت رفتاری جلوی زایش رو میگیرند و یه سری از ما که من و شما جزء این دسته هستیم به صورت ذهنی جلوی این روند رو گرفتیم . در حقیقت ما هم داریم جلوگیری می کنیم و اراده ی ما خیلی از اراده ی افرادی که جلوگیری رفتاری دارند بیشتره . پس اول اینکه به خودتون ببالید بابت این قدرت ذهن . دوم اینکه بپذیرید وقتی این کدها رو تکرار نکنیم روند زایش در ما تا ابد ادامه داره . قدرت زایش ما مثل تمام انسانها و حیوانات و گیاهان خیلی زیاده . ما قادریم هر سال بچه بیاریم حتی چند قلو . ببین وقتی به این تواناییها فکر کنی متوجه میشی اصلا چیزی به نام نازایی وجود نداره . تمام عالم پر از زایشه و تاثیر عالی بر پاک کردن کدهای نابارور کننده از ذهنمون داره .پس به عنوان خواهری که کاملا درکت می کنه میگم شما هم در راه تناسب فکری حرکت مستمر داشته باشید و به الهاماتتون توجه کنید . حالا میفهمم چرا خدا  منو به اینجا هدایت کرد . نوشتن برای شما کدهای ذهن خودم رو هم اصلاح میکنه . دوست خوبم امیدوارم در راه تناسب فکری موفق باشی و ایمان دارم اگر به طور مستمر این مسیر رو طی کنید کدهای نابارور کننده ای که شاید حتی پیداشون نکنید ناخوداگاه پاکسازی میشن و شما هم طعم دلچسب مادری و همچنین حاملگی شیرین رو خواهید چشید . خدایا به خاطر بارداری شیرین و لذت بخش دوستم ازت سپاسگزارم . ممنون که کدهاش رو پاکسازی کردی . ممنون که روند خلقت کاملا عادی و طبیعی بر ما جاریه . خدایا سپاسگزارم . استاد ازتون ممنونم که سایت تناسب فکری رو ایجاد کردید . 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 1 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 646 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی گام ۳۵ وقتی ما روی ذهنمون کار میکنیم وکنترل ذهنمونو بدست میگیریم وهر چیزیکه یاد گرفتیم باهاش زندگی کنیم ود زندگیمون اجراش کنیم وبهش عمل کنیم نتیجه تلاش ما فوق العاده ست
      خیلی از ما عادتهایی داریم وتعریفهایی از خودمون داریم وخودمون رو به ی سری شخصیتها میشناسیم مثل من تنبلم من ادم بی ارضه ای هستم من بی اراده هستم من اگه کیی بهم بد رفتار کنه نمیتونم جوابشو بدم من نمیتونم حرفمو ثابت کنم من بی حوصله ام من دائما بیمارم من زیاد سرگیجه میگیرم من از سر گیجه گرفتن میترسم من ی فیلم ببینم که توش بیمارستان باشه سریع استرس میگیرم
      من چاقم من هر کاری میکنم لاغر نمیشم من وقتی کسی بهم زور بگه نمیتونم جلوش بایستم من اعصابم خورد بشه سرگیجه میگیرم و…ودرباره اینها با دیگرانبه کرار صحبت میکنی ومیگی وکلی اصطلاحات تو ذهنمون داریم توقع داریم زندگی خوبی داشته باشیم وهر چی تلاش میکنی این مشکلات تغییر بدی نمیشه وبارها به همه میگی من بی پولم منکه پول ندارم عیدی بدم منکه نمیتونم عیدی بدم وقتی اینها رو هزاران بار به خودت میگی وجهان هم تو رو در همین موقعیت قرار میده وشرایطت همون طور که میگی میشه نباید در مورد خودمون تعریفهای نا مناسب داشته باشیم وقتی فکر میکنیم من حافظه خوبی ندارم من الزایمر دارم من نمیدونم چیزی ویاد بگیرم من خنگم وجهان هم تو رو در همین موقعیتها قرار میده وبهت ثابت میکنه که همونکه میگی هستی ووقتی که این فکرهارو داریم طور انتظار داریم ی چیزی رو که میخونی سریع یاد بگیریم وقتیکه میگیم من ادم ترسویی هستم تنبلم بی ارضه هستم همسر خوبی نیستم مادر خوبیم نمیتونم باشم من مریضم دائم سرگیجه دارم بی حوصله هستم هر چیزی رو که درباره خودت میگی در واقع داری برچسب میزنی به خودت وجهان هم بر اساس اون برچسبها بهت پاسخ میده ووارد زندگیت میکنه وقتی فکر میکنی که منو کسی دوست نداره وبرای من کاری انجام نمیده وادمهایی سر راهت قرار میگیرن که مستقیم یا غیر مستقیم با کارهاشون بهت بارها وباها میگن که دوستت ندارن ودوست ندارن اصلا برات حتی ی کار کوچیک انجام بدن واین برچبها رو خودمون به خودمون چسبوندیم نه کسی دیگه دذکونقطه خطرناکش اینکه میایم ودرباره مشکلات وضعفهای زندگیمون وبرچسبهامون بارها برای دیگران صحبت میکنیم
      وقتی داری برای کسی تعریف میکنی در واقع داری برای خودت شاهد جمع میکنی من ادم بدبختی هستم من نمیتونم از خودم دفاع کنم من بد شانسم من بی پولم وبرای هر برچسب چقدر شاهد جمع کروی وتوقع هم داریم که زندگی خوبی داشته باشیم سوخداوند شاهد ماست اون کسیکه شاهد داره که شانس نداره وخداوند هم میگرده ببینه کی همچین برچسبی به خودش زده وخداوند هم بر اساس شاهد هاییکه جمع کروه در تو اثر میذاره وباید افکار منفی رها کنیم من نمیتونم ومن بد شانسم و من بی حوصله امو… رها کنبم برچسبها رو بکنیم وبیاندازیم دور ودیگه درباره مشکلات وبرچسبهامون با کسی صحبت نکیم ودرموروشون شاهد جمع نکنیم یواش یواش معجزه هاشو میبینیم باید طوری زندگی کنیم که به خودمون برچسب نزنیم شاهد جمع نکنیم و دربارش صحبت نکنیم ونیمه پر لیوان ببینیم وفقط وفقط درباره مثبتهایزندگیمون صحبت کنیم وشاهد جمع کنیم ومعجزشو ببینیم من میتونم وزندگیمو میسازم وتغییرش میدم وخداوند هم نسبت به شاهادهایی که داری اتفاقات وارد زندگیمون میکنه واز این به بعد صحبت کردن در مورد بدیهامون ضعفهامون برچسبهامون ممنونومن از امروز تاریخ ۱/۱/۴۰۰ متعهد میشم در مورد بدیهام ومشکلاتم وبرچسبهام با کسی صحبت نمیکنم وشاها جمع نمیکنم وهدفم اینکه میخوام‌زندگیم تغییر کنه ویکی از ویژگیهای خداوند سریع الجواب بودنشه وبینهایت بخشنده ست وقتی چیزی رو میخوای اون بیشتر میده ودیگه درباره چاقیم با کسی صحبت نکنیم برچسب نزیم بعد به راحتی لاغر میشیم ممنونم استاد گرامب بابت تمام زحماتیکه برای ما کشیدید فایلهای رایگان دوره رایگان محتویات اموزشیه عالی برامون تهیه کردید بابت تمام ایمها سپاسگزارم وامروز دومین روز سال ۱۴۰۰هست وبراتون ارزوی بهترینها رو دارم سال نو برشما ودوستان مبارک باد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۲ ۰۲:۵۳
      مدت عضویت: 2425 روز
      امتیاز کاربر: 5260 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,814 کلمه

      من هم بارها در مسیر لاغری بودم ولی بعد از یه مدت خسته شدم و اون رو رها کردم اما در این مسیر لاغری با ذهن مدتها هست دارم با قدرت ادامه میدم .(چون سختی نداره چون محدودیت نداره چون استرس نداره و برعکس به جاش آرامش و شادی و و اعتماد بنفس و حال خوب و … داره که هرچند هنوز باید متناسب بشم ولی در این ۱۵ ماه فعالیتم اصلا عجله نداشتم آخه بد که نمیگذره تازه عالیم هست پس به آرامی گام بر میدارم و مطمعنم به زودی به هدفم میرسم )

      نتیجه ی خودتون رو در زندگی به عوامل بیرونی ربط ندید مثل شهر یا تحصیلات و سن و خانواده …(اینها همش بهانه هست که ما موفق نشیم و بگیم شرایط ما طبیعی هست چون در این شهر و کشور و خانواده و … هستیم اما هیچ وقت فکر نکردیم چرا خیلی از آدمهای موفق در شرایط مثل ما به جایی رسیدن ؟مگر چه تفاوتی با هم داریم ؟اگر اینطور بود پس باید تمام بالای شهر و شهرهای بزرگ و افراد تحصیلکرده همه با هم موفق و ثروتمند وسالم و … باشن ولی نه خیلی آدمها هستن که با اون شرایط ولی در اوضاع خوبی به سر نمیرن حالا چه مالی یا عاطفی یا جسمی و …)
      و هر کس بخواد موفق بشه نیاز به هیچ چیز بیرونی نداره مثل استاد عطار روشن عزیز پس موانع ذهنی رو از ذهنتون خارج کنید و روی ذهن و کنترل ذهن و فرمولهای ذهنی کار کنید صد در صد موفق میشید( مثل استاد که نه تحصیلاتش رو تغییر داد نه شهرش رو تغییر داد نه کشورش رو و نه هیچ چیز دیگه پس به خودت بگو اگر یک نفر تونسته موفق بشه پس منم میتونم بدون عوامل بیرونی موفق بشم و نگاه به شکست خورده ها ی اون مسیر نکن ) .
      وقتی روی ذهنت کار کنی نتایج تو خیلی بزرگتر از تلاش تو در هر زمینه ای که هست میشه
      کنترل ذهن از طریق همین آموزشها هست و باید به اونها عمل کنیم و زندگی کنیم و اون رو جزیی از وجود خودمون باید بکنیم .(من هم دارم روی ذهن و موصوعات ذهنی کار میکنم و خوب میدونم باید عمل کنم به حرف نیست بارها شده در شرایطی قرار گرفتم که خواستم مثل گذشته رفتار کنم ولی گفتم به هیچ عنوان من در مسیر تغییرم و با تعهد و استمرار و علاقه ای که به این مسیر دارم راه درست رو انتخاب کردم و بیراهه نرفتم مثلا بارها شده در شرایط بیماری کرونا اطرافیان میگن در آمد نیست مردم پول ندارن فلانی بدبخت شد تا خواستم باهاشون هم کلام بشم گفتم نه من خوب میدونم خیلیها در همین اوضاع بد اقتصادی بهترین شرایط مالی رو دارن و دارن روز به روز هم بهتر میشن و همه مثل هم نیستن هر کس نون باورهای خودش رو میخوره و اصلا در این بحث ها شرکت نکردم )
      خیلی از ما ها عادت داریم تعریفهایی از خودمون دا شته باشیم مثلا خودمون رو به یه سری شخصیتها میشناسیم که من تنبلم من بی شانسم من هر کار کنم لاغر نمیشم من نمیتونم کتاب بخونم و من نمیتونم خوب حرف بزنم و یا من قدرت بیانم بد هست و یا اینکه من روابط اجتماعی خوبی ندارم و یا من اطلاعات عمومی خوبی ندارم و یا من هوشم پایین هست …پس خیلی تعریفها داری که نه تنها به خودت به بقیه هم توضیح میدی (بله قبلا من هم اینکار رو زیاد میکردم در مورد خودم زندگیم و مشکلاتم نه تنها با خودم بلکه با اطرافیانم هم حرف میزدم که من آدمی هستم با حافظه ی ضعیف و یا اینکه اطلاعات عمومی خوبی ندارم و یا اینکه من قدرت بیان خوبی ندارم و من روابط اجتماعی خوبی ندارم و یا اینکه من آدم دانایی نیستم و یا اینکه من دوست داشتنی نیستم و … و همین حرفهای منفی که میزدم دقیقا اتفاقهای متفی رو هم جذب میکردم و در واقع از افکار من بر گفتار من و از گفتار من بر اعمال من تاثیر گذاشته میشد )
      قبلا کافی بود کسی بپرسه اوضاع زندگی چطور ؟من هم میگفتم همه چیز گرون هست پول دست مردم نیست جون ها بیکارن و پدرمون در میاد تا یه تیکه چیز برا زندگی بخریم و یا اینکه فرزندم که هم فلان مورد رو داره و همسرم هم که فلان طوره ….در مورد مشکلات و ناخواستها و بیچارگیهام میگفتم و خودم رو نادان و بی اعتماد به نفس و بد شانس و… می دانستم .
      و حالا بعضیا در مورد اضافه وزن یه تعریفی دارن که هزار بار به همه میگن
      مثلا من آدم تنبلی هستم یا من آدم بی اراده ای هستم ادمی هستم که آب بخورم چاق میشم
      و انتظار داریم با این حرفها تغییر هم بکنیم (من چقدر از این تعریفا داشتم که من غذای غیر رژیمی میخورم من ورزش هم مرتب میکنم اما همینطور دارم چاق میشم و ثابت نیستم و دیگه نمیدونم چیکار کنم و من نمیخوام چاق بشم چرا هر کاری میکنم بی فایده هست و ….ولی همیشه نتیجه برای من چاقی بیشتر بود فکر میکردم اگر بگم برام فکری میشه و مشکل حل میشه و من چاق نمیشم و یا حتی در خوردن غذاها وقتی غذای سرخ شده و فست فود و یا سنگینی میخوردم بلافاصله میگفتم من دیگه چاق شدم من خیلی خوردم من اشتباه کردم کاش نمیخوردم و اینقدر میگفتم که گاهی اطرافیانم میگفتن بازم تو شروع کردی بابا ول کن خوردی که خوردی ولی بعدش عذاب وجدان شدید داشتم و احساس اینکه با این خوردنها من چاقتر میشم )

      پس به خاطر همین تعریفها که از خودت در ذهنت ایجاد کردی و به بقیه هم گفتی پس هر چقدر تلاش کنی نتیجه نمیده (اره چقدر رژیم و ورزش کنار این افکار و حرفهای منفی داشتم حالا متوجه میشم که چقدر ترس از چاقی داشتم چقدر به چاقی تو جه کردم چقدر به دنبال راهی بودم که از بین ببرمش چقدر میرفتم ورزش که لاعر بشم چقدر غذای بدمزه میخوردم که چربی های اضافه ی من برن ولی در تمام این کارها داشتم به چاقی توجه میکردم و خودم خبر نداشتم چقدر وزن و سایز میکردم و در آینه ی باشگاه ورزشی و خونه به شکم و اندام های چاقم نگاه میکردم و متنفر بودم از اونها چقدر لباس نمیپوشیدیم چون میگفتم چاقترم میکنن و من با این کارها چاقی بیشتر رو جذب میکردم چون ناخواسته داشتم به چاقی توجه میکردم اونم با حال بد پس فرکانسش رو به جهان هستی صادر میکردم که میخوام چاقتر بشم )
      و یا خیلیها میگن من آدم عصبی هستم به من گیر نده و گرنه قاطی میکنم و کسی که این حرف رو بارها میزنه حتما همین نتیجه رو در زندگیش میبینه که همیشه در حالت عصبانیت هست (خیلیها رو میشناسم که همیشه در حال بد گفتن از فرزندشون هستن که خیلی بچه ام ایراد میگیره و غدا خوب نمیخوره اذیت میکنه و یا درس نمیخونه و یا سر به هوا هست و یا با ما خوب رفتار نمیکنه و این افراد دقیقا یه همچین رابطه ای رو با فرزندشون و همچین رفتارهایی رو از فرزندشون میبینن در زندگیشون چون در مورد هر چه گله و شکایت کردی و حرف زدی و یا غر زدی همونها رو به زندگیت وارد میکنی خواه خواسته ی تو باشه خواه ناخواسته ی تو باشه )

      کسی که میگه دورها خوبه ولی میترسم رها کنم این فرد به خودش اعتماد نداره و میگه من هر کاری رو شروع کنم نیمه کاره رها میکنم
      نباید درباره ی خودت تعریفهای نامناسب داشته باشی
      بعضیا میگن من حافظه ی خوبی ندارم و نمیتونم چیزی رو یاد بگیریم چرا اطلاعات عمومی پایینی دارم و چون من بارها این حرف رو به خودم زدم و این باور رو دارم که من اینطورم پس انتطار نباید داشته باشم که من در کلاس شاگرد اول بشم چون انتظارم از خودم پایین هست و نباید انتظار موفقیت داشته باشم (من قبلا زیاد میگفتم و حالا خیلی کمتر میگم و لی گفتن این حرفها بدون اینکه بدونم نتیجه اش چی هست حالم رو بد میکنه ناامیدم میکنه و همین باعث میشه حرفهای بدتر بزنم و ارتعاشم بیاد پایین و در نهایت اتفاقهای بدی رو جذب کنم و چون حالم بد میشه میدونم این افکار و حرفها از پیش شیطان میاد که من موفق نشم پس هر فکری از قبل نتیجه اش مشخصه و میدونیم مرورش حال ما رو بد میکنه یا خوب میکنه اگر میدونیم حالمون بد میشه مجاز نیستیم که بگیم و یا مرورش کنیم چون شیطان قسم خورده نزاره آب خوش از گلوی ما پایین بره پس من بر میگردم به ذات خودم و به اون وصل میشم )
      پس محتویات ذهنیت رو مرو کن و هر حرفی و هر فکری رو نگو و مرور نکن مثلا :
      *من آدم تنبلی هستم
      *من آدم عصبی مزاجی هستم
      *هیچ کس من رو دوست نداره
      چون اینها همه بر چسب به خودت هستن که میزنی پس جهان هم به تو از این اتفاقها میده اگر بگی من رابطه ی عاطفی بدی دارم جهان شما رو در این مسیر وارد میکنه که رابطه بی بدی رو تجربه بکنی چون خودت به جهان اعلام کردی من رابطه ی عاطفی بدی دارم
      ویا اگر بگی کسی من رو دوست نداره پس جهان کاری میکنه که تو بارها با افرادی مواجه بشی که به تو بگن تو آدم دوست داشتنی نیستی (چقدر جالب جهان عین آیینه هست که بازتابی از افکار و تصورات و و عقاید و باورهای خودمون رو به خودمون در زندگی نشون میده پس بازهم باید بگیم این ورودیهای ذهن رو کنترل کنید و باورهای درست داشته باشین و هر حرفی رو نزنید با هر کسی هم صحبت نشیم هر فیلم و ویس و اخباری رو دنبال نکنید چون همینا باعث میشه افکار و باورهای ما رو شکل بدن و ما زندگیمون بر اساس باورهامون شکل میگیره و خلق میشه )

      و نکته خطر ناکش این هست که شما در باره ی ضعفهایت میایی با بقیه حرف میزنی داری برای خودت شاهد جمع میکنی که من آدم بدشانسی هستم حالا ببین چقدر برای خودت شاهد جمع کردی ؟؟
      ولی از خودمون انتطار داریم که تغییر کنیم نمیشه چون کلی شاهد برای خودم جمع کردم که من بدشانسم و …(من هم چند تا شاهدی داشتم حقیقتا من آدم درونگرایی بودم و خیلی با هر کسی مچ نمیشم و حرف دلم رو پیش همه نمیرنم و اصلا عادت ندارم به این کار و اما در مورد چاقی اعتراف میکنم زیاد حرف زدم و با همه حتی افرادی که خیلی باهاشون در ارتباط نبودم اگر بعد از مدتی همدیگه رو میدیدیم حتما در مورد چاقی حرف میزدم و دنبال راهی و تکنیکی برای لاغری میگشتم و از خودم میگفتم که دارم همش چاق میشم و من نمیتونم ثابت بمونم و در واقع برای خودم شاهد جمع میکردم پس خیلی کار خطرناکی بوده )
      خداوند به عنوان قاضی این جهان هست که به شاهدهای تو نگاه میکنه ببینه تو چندتا شاهد داری که بد شانشی و اگر تو خیلی شاهد داری که بد شانسی پس دیگه خدا هم میگه بله تو باید بدشانسی بیشتر رو دریافت کنی چون خودت خواستی (در واقع زندگی ما بر اساس باورها و افکار ما رقم میخوره و این وسط عادتها یی در ما شکل میگرین که رابط بین باورها و نتایج زندگی ما میشن و هر چقدر در مورد باورهای غلط خودمون با بقیه حرف بزنیم سریعتر اون اتفاقها رو جذب میکنیم چون علاوه بر باورهای غلط داریم شاهد هم جمع میکنیم )

      شاهد در حکم تو خیلی تاثیر داره پس خدا هم در حکم تو به دنبال شاهد هست و بر اساس اون حکم میده و گرنه خدا به تو چاقی و بدبختی و بیماری که نمیده خودت برای خودت این قضیه ها رو جمع میکنی با حرف زدن با دیگران و ..
      پس دیگه شاهد جمع نکن و برچسب به خودت نزن و با کسی در مورد خودت حرف بد نزن و از این حرفها نزن و متعهد باش و بدون چقدر خطر ناک هست (من مدتها هست هیچ حرف بدی در مورد خودم با بقیه نزدم و شاهد جمع نکردم که کار خطرناکی هست ولی هنوز باید روی باورهای غلطم کار کنم و ببینم اون ته ته های ذهنم چه باورهای غلطی درمورد خودم و اهدافم دارم که بتونم با سرعت عالی به نتیجه برسم )
      پس در مورد مشکلات خودت شاهد جمع نکن و برچسب نزن بعد میبینی زندگیت تغییر میکنه نه درباره ی چاقی و نه در مورد مسایل زندگیت با هیچ کسی حرف نزن (انصافا زندگی من خیلی تغییر کرده از وقتی که این قانون رو رعایت کردم هم در زمینه ی اندام و جسم و هم در زمینه ی زندگی شخصیم کلی تغییرات داشتم و از هر نطر دارم زندگی با کیفیت تری رو تجربه میکنم و میدونم که همش به خاطر تغییر نوع نگاه من به خودم و اطرافم هست و از وقتی که به همه جیز و همه کس با دید مثبت و خوب نگاه میکنم حتی خودم حالم بهتر و آرامشم بهتر اعتماد به نفسم بهتره و روابطم بهتره و اصلا خودم از خودم راضی ترم و همین احساس خوب داشتن من و رضایتمندی من بالاترین نوع سپاسگزاری هست که خداوند به من بهترینا رو میده پس ببینید چقدر کلام تاثیر داره و زندگی ما رو تغییر میده )

      در مورد توانمندیهات و خو بیهات حرف بزن و بگو من خودم خودم رو به این شرایط رسوندم و در مورد موفقیتهات شاهد جمع کن (اتفاقا من حدود چند ماه پیش به یه علتی مجبور شدم در مورد این دورها حرف بزنم که اشخاص اون جمع گفتن بابا این راهش نیست با قدرت ذهن نمیشه موفق شد و اینا برات نون و آب نمیشه و …. و من همونجا بلند گفتم اما زندگی الان من از هر لحاظ مثل قبلا من نیست و من از هر لحاظ در شرایط بهتری هستم و رو به رشدم و موفقیتهای بهتری هم کسب میکنم و دقیقا اون روز که گقتم و همیشه که به همسرم و یا گاهی بچه هام میگم من خیلی عالیم و در مسیر رشد و تغییر هستم عمدا گفتم و میگم که شاهد جمع کنم و همین آموزشها و حرفهای استاد رو به عمل تبدیل کنم و در ضمن برام مهم نیست اطرافیانم میخندن یا باور نمیکنن من میگم آدم موفق و توانمندی هستم تا خودم باورکنم و ذهنم باور کنه من فروغ قبلی نیستم که برای اثبات این حرفم به خودم به تغییراتی که طبق اموزشها در روند زندگیم و روابطم و … دارم به اونها نگاه میکنم و مرور میکنم در ذهنم که بگم اره من در مسیر تغییرم و موفق میشم )
      پس اگر ضعفی داری حق نداری این رو به گوش بقیه برسونی و خدا با شاهد هایی که داری اتفاقها رو وارد زندگیت میکنه
      (من هر روز زندگیم داره بهتر میشه چون شاهد دارم و بهشون اثبات میشه که فروغ آدم موفقی هست پس باید شاهد جمع کنم )
      خدا میگه ببین من بدبختی دارم خوشبختی هم دارم ولی تو خودت شاهد جمع کردی که من بدبختم پس منم از انبار بدختی ها به تو دادم حالا بگو خوشبختم از انبار خوشبختی ها به تو داده میشه (هر انسانی چیزی جز نتیجه ی اعمال و افکار خودش بهش نمیرسه و هر چه از خداوند به ما میرسد خیر و خوبی هست و اگر در فلاکت و بدبختی و بیماری و فقر و نداری هستیم و … همه رو خود ما ساختیم و جدب کردیم و گرنه طبیعیش اینه که ما افریده شدیم که در بهترینا باشیم بهترین اندام و بهترین امکانات و بهترین ثروت و خوشبختی و بهترین روابط و … )
      تعهد بده از امروز برای مشکلات خودم شاهد جمع نمیکنم .(من فروغ ریاحی فر در تاریخ اسفند ۹۹ متعهد هستم که برای مشکلات خودم شاهد جمع نکنم تا از انبار خوشبختی ها کلی نعمتهای خوب و عالی دریافت کنم )

      من اگر روی خودم کار کنم کلی نتیحه میگیریم اولا خدا سریع الجوابه دوما خداو ند بی نهایت بخشنده هست مثلا من از خدا ده میخوام خدا صد میده من عاشق این کار خداوندم در کنار بقیه کارهاش این کارش فوق العاده هست .( به به خدا جونم بده تند و تند بده و منم تند و تند لذت میبرم و حالم روز به روز بهتر میشه هر چند اصل حال خوبه و این دادنها ی خدا فرع هستن ولی خیلی عالیه که داشته باشیم و از خدا بگیریم و غرق در نعمتها زندگی کنیم )

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ☺️حبيبه😊
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۷ ۰۷:۰۵
      مدت عضویت: 2441 روز
      امتیاز کاربر: 5016 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 1 کلمه

      سلام🙋‍♀️

      گام٣٥، ٩٩١٢٠٦

      سلام استاد جان ، چقد آخه اين فايل عالي بود ، تو همه ابعاد زندگي من ديدم شاهد هامو خودم براي خودم تراشيدم، خودم بِه خودمبرچسب زدم ، فقط تو مسير لاغري نبوده ، همه جا وقتي يه برچسبي رو تكرار كردم، تو ذهنم كد نويسي شده و همون رو وقتي هي صداميكنم جهان همونو بهم برگردونده

      ، مثلا تا قبل اين دوره من همش تكرار ميكردم من خيلي تند ميخورم و اصلا نميتونم آروم بخورم

      اينو مدام تكرار ميكردم، و بِه همه هم ميگفتم و اگر من قرار بود اين رفتار رو اصلاح كنم عمرا اين ذهنيت نميذاشت اما وقتي دوره شروعشده ذهنم رو از روش برداشتم و تو اين دوره هم راجبش صحبت نشد ، من خود به خود دارم آروم تر ميخورم نسبت به قبل.

      واقعا اين برچسب ها اجازه نميدن ما اون بعد انسانيت مون كه هست رو نشون بديم ، رفتار كنيم . از بس بِه خودمون  يكسري برچسب روزديم هزار براي خودمون تكرار كرديم ، بارها همونو راجبه خودمون بِه ديگران گفتيم، شاهد جمع كرديم ، و همونم رفتار ميكنيم اصلا نميشهغير اين باشه ، مثلا اين چند سال اخير من همش به خودم ميگفتم من كه لاغر نميشم

      من كه نميتونم لاغر بشم 

      من كه … 

      و واقعا هم من چند بار تلاش كردم لاغر هم ميشدم چند كيلويي مثل همون لاغر نشدم براي من بود اصلا برام اهميت نداشت و اونبرچسب رو هي بِه خودم ميزدم 

      و الان اينم ديگه تكرار نميكنم 

      استاد گاهي والدين و اصلا آدم هاي ديگه هم ميان بِه فردي برچسب ميزنن و انقد اونو تكرار ميكنن كه اون برچسب و تكرار باور اون فرديميشه كه حالا يا حرف اون فرد براش خيلي مهمه و قبولش داره يا آدم بي عزت نفسيه و باور ميكنه و اصلا اجازه ميده اون برچسب روبهش بزنن و هي تكرار كنن و براي اونم باور پذير ميشه و بعدا همونو رفتار ميكنه . چون فركانس همونو ميفرسته و جهان از اون جنسبهش جواب ميده .

      مثلا مامان و باباي من هميشه بهم تو اشكت دمِ مَشكته 😅 اين باعث شده بود من همينطور باشم تا نوجووني و بقيه هم اينو بهم بگن هيشاهد جمع ميشد … 

      يا درست خيلي خوبه ، رياضيت عاليه و من هميشه رياضي رو با علاقه خوندم و عالي بودم ، يا خودم هميشه ميگفتم من اصلا از درسهاي حفظي خوشم نمياد انقد اينو بِه همه گفته بودم اين درس خوندن برام زجر آور شده بود ، هميشه ميخوندم ها ولي بي لذت …

      ولي الان ياد گرفتم به خودم برچسب نزنم راجبه بار منفي صفات با كسي صحبت نكنم و شاهد جمع نكنم و بِه خودم نگم، بِه جاش زوم كنمرو ابعاد توانمندي هام اونارو هي بِه خودم بگم. 

      خداروشكر براي اين آگاهي عالي، خدايا شكرت 💚

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا