بهانه برای لاغر نشدن؟ 😏 آره… همون موجودات کوچولوی بیرحمی که هی میان میشینن رو دوش آدم و میگن:
📍 این نوشته، پیشنیاز دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
«الان وقتش نیست» ⏰ «سن تو گذشته» 👵🏻 «متابولیسمت کُنده» 🐌
«بچه داری، شوهر همکاری نمیکنه، مهمونی زیاده…» و هزار تا جملهی قشنگ که تهش فقط یه معنی دارن: بیخیال لاغر شدن!
✍️ در ادامه بریم سراغ شناسایی بهونهها؛ بعدش توی گام ۱ وارد اصل مسیر میشیم.
در این جلسه میآموزیم:
🎯 فرق افراد موفق با ناموفق چیه؟ یه کلمه: «بهانه!»
راستش رو بخوای، خود من یه زمانی دکترا داشتم تو بهونه آوردن! 😅
هر بار که رژیم رو ول میکردم، میرفتم سراغ یکی از بهونههام و باهاش خودم رو توجیه میکردم:
«خوب معلومه که نشد، این هفته خیلی استرس داشتم!»
«مگه میشه با این همه مهمونی لاغر شد؟!»
«آخه ارثیه دیگه، مامانمم چاقه!»
ولی یه روز، یهو انگار یکی از توی ذهنم گفت:
تا کی میخوای بهونه بیاری؟ واقعاً دلت میخواد تغییر کنی یا فقط دوست داری درگیرِ چالشهای فانتزی لاغر شدن باشی؟
و همونجا بود که فهمیدم…
💡 مشکل من رژیم یا ورزش یا حتی بدنم نبود؛ مشکل، ذهنی بود که بهونه رو انتخاب میکرد بهجای حرکت!
تو این مقاله قراره با هم بریم سراغ همین قضیه:
🌪️ شناسایی بهونهها
🧠 بررسی ریشههای ذهنیشون
🔥 و پیدا کردن راهی برای خلاص شدن از دستشون
اگه تا الان کلی راه رفتی و لاغر نشدی، شاید وقتشه یه نگاهی به لیست بهونههات بندازی…
آمادهای با هم یکییکی خطشون بزنیم؟ 😎✍️

❌ بهونهی شماره یک: وقت ندارم!
این یکی رو که دیگه همهمون استادیم توش!
«وای من سر کارم»،
«بچه دارم»،
«صبح تا شب تو ترافیکم»
یا حتی:
«اصلاً وقت نمیکنم یه لیوان آب بخورم چه برسه به لاغر شدن!» 😫
ولی بذار یه سؤال بپرسم:
واقعاً وقت نداری یا اینکه لاغر شدن هنوز اونقدری برات مهم نشده که براش وقت بزاری؟
🕒 چون وقتی یه چیزی برات اولویت باشه، براش جا باز میکنی، نه اینکه بندازیش ته لیست.
خودم یادمه روزی که تصمیم گرفتم ذهنم رو برای لاغری تنظیم کنم، هیچ اتفاق خاصی توی زندگیم نیفتاده بود، فقط یه چیز عوض شد:
نگاهم به خودم.
🧬 بهونهی شماره دو: ژنمون اینجوریه!
آه… ژن عزیز!
چاقی ارثیه…
ما خانوادگی همینیم…
مامانمم لاغر نمیتونه بشه…
پدرم که همیشه یه شکم کوچولو داشت… 🤷♀️
درسته که ژنتیک یه تأثیر کوچولو داره، ولی نه اونقدری که بشه انداخت گردنش همه چی رو!
😏 اگه ژنتیک همهچیز بود، پس چطور بعضیا تو همون خانواده لاغرن؟
مشکل اصلی، عادتهای فکری و رفتاریه که از خانواده منتقل میشه، نه فقط ژن!
یک مطالعه مهم که در مجله بررسیهای طبیعت ژنتیک منتشر شده است، نشان میدهد که ژنهای مختلفی با چاقی مرتبط هستند، اما تأثیر هر یک از آنها بر وزن بدن انسان بسیار کوچک است. این مطالعه همچنین بیان میکند که بیشتر تأثیرات ژنها را میتوان از طریق اصلاح فرمولهای پرخوری و اشتها در مغز خنثی کرد.
🍩 بهونهی شماره سه: نمیتونم غذاهای خوشمزه رو کنار بذارم
بیاین با هم صادق باشیم…
قرمهسبزی مامان، فسنجون شب یلدا، پیتزای بویدارِ داغ…
کی میتونه اینا رو بذاره کنار؟ 🤤
ولی واقعاً برای لاغری قراره همهی خوشیهای دنیا رو حذف کنیم؟
نه عزیز دل!
ما تو «تناسب فکری» یه شعار داریم:
🍽️ مهم اینه چی تو ذهنت میگذره، نه تو بشقابت!
وقتی ذهنت رو برای تعادل تربیت کنی، دیگه نیازی به حذف نیست.
تو یاد میگیری چطور بدون حرص، بدون عذاب وجدان، حتی از غذاهای خوشمزه هم لذت ببری و بازم وزن کم کنی.
جالبه نه؟ 😊
🧠 ته ماجرا: بهونه یعنی مقاومت ذهنی!
تمام این بهانه برای لاغر نشدن (و صد تای دیگه که نگفتیم)، یه پیام مشترک دارن:
ذهنم نمیخواد تغییر کنم.
چرا؟ چون تغییر یعنی خروج از منطقه امن. یعنی درد، تلاش، ابهام…
و ذهن ما عاشق امنیت و تکراره. واسه همینه که هی این بهونهها رو میسازه تا ما رو همونجا که هستیم نگه داره.
🛑 ولی اگه هی هر بار تسلیمش بشی، هیچوقت تغییر نمیکنی.
✅ اگه بخوای لاغر شی، باید این مقاومتها رو بشناسی و یکییکی ازشون عبور کنی.

🎯 پیشنیاز واقعی موفقیت در رهایی از چاقی: خداحافظی با بهانهها
راستش اون روزها اصلاً نمیدونستم که یکی از مهمترین قدمهای لاغر شدن، شناختن دلایل چاقی و مهمتر از اون، رها کردن بهانه برای لاغر نشدنه!
قبلاً هرجا میرفتم برای لاغری، یه برنامه غذایی میدادن، یه رژیم سخت، یا یه جدول ورزشهای عجیبغریب که باید مو به مو اجراش میکردم.
هیچکسی ازم نپرسید:
«اصلاً چرا چاق شدی؟ پشت این چاقی چه چیزیه؟»
فقط میگفتن: «این برنامهس. انجامش بده و حرف نزن!»
اما وقتی کمکم با ذهنم آشتی کردم و شروع کردم به پیدا کردن دلیلهای واقعی چاقیم، یه اتفاق عجیب افتاد…
احساسم نسبت به چاقی تغییر کرد.
دیگه از خودم متنفر نبودم، چون فهمیدم پشت این چاقی، یه عالمه دلیل نادیده گرفتهشده هست.
تا قبل از اون، همیشه فکر میکردم خدا یا خانوادهم باعث چاقی منن.
انگار یه سرنوشت اجباریه که به من تحمیل شده.
اما وقتی آگاهیم بیشتر شد، یه حقیقت تلخ ولی نجاتبخش رو فهمیدم:
پذیرفتن این موضوع، آسون نبود. چون خب، ما آدما معمولاً از چیزی که ازش بدمون میاد، فرار میکنیم.
و چاقی چیزی بود که واقعاً ازش بدم میاومد. پس چطور مسئولیتشو بپذیرم؟
ولی خدا بهم لطف کرد…
قبل از اینکه بیاد و بگه «تو مقصری»، منو هدایت کرد که برم سراغ کشف علتها.
و همین کشفها، کمکم ترسهامو کم کرد، بهونههامو نشوند، و باعث شد مسیر تغییر برام روشنتر بشه.
ماهها گذشت.
من عمیق شدم تو یادگیری درباره ذهن، درباره فرمولهای پنهان چاقی در ناخودآگاه.
تا اینکه حدود ۱۵ ماه بعد، بیاینکه رژیم بگیرم یا باشگاه برم، اولین تغییرات توی جسمم دیده شد.
کوچیک بودن، ولی واقعی بودن.
و اون نشونهها بهم گفتن:
✅ «درست اومدی! راهت همینه!»
انگار تازه فهمیده بودم چرا از بچگی چاق بودم.
چرا از تحرک فراری بودم، چرا عاشق لم دادن بودم، چرا حتی بارها رژیم گرفته بودم ولی هیچوقت موفق نشده بودم.
همهاش بخاطر این بود که یه عالمه بهانه برای لاغر نشدن داشتم که سالها مثل سایه همراهم بودن.
اما حالا که خودم نتیجه گرفتم، میتونم با اطمینان بگم:
💥 اگه یه نفر بخواد، هیچ بهونهای براش نمیمونه!
من؟
یه نمونهی زندهم برای تمام بهانه برای لاغر نشدنهایی که آدمها میارن:
- از بچگی چاق بودم.
- بیش از ۴۰ کیلو اضافه وزن داشتم.
- ۳۵ سال تموم، چاق موندم.
- چربیهام قدیمی و سفت و لجباز بودن.
- کارم پشت میزه.
- اهل تحرک نیستم.
- هیچ دارویی مصرف نکردم، هیچ جراحی نکردم.
- غذام هم مثل همهی آدمهای چاق بود، هیچ غذای خاصی رو حذف نکردم.
ولی ذهنم رو تغییر دادم…
و بهونهها رو کنار گذاشتم.
❗ هر کسی که هنوز میگه “من نمیتونم لاغر شم”، در واقع هنوز یه بهانه برای لاغر نشدن توی ذهنش داره.
و تا وقتی اون بهونه هست، هیچ روش و هیچ برنامهای جواب نمیده!
اما اگه بهونههاتو بریزی دور، ذهن تو آماده میشه برای معجزه.

🌟 همه اونایی که الان عکسهاشون توی آلبوم «شگفتیسازان» سایت تناسب فکریه، یه روزی پر از بهونه بودن.
ولی از یه جایی به بعد، تصمیم گرفتن دیگه دنبال بهانه برای لاغر نشدن نباشن… فقط شروع کنن.
و توی همین مسیر، از فردی پر از تردید، شدن الگوی لاغری برای بقیه.
🧠 ذهن تو، قدرتمندتر از هر چربی قدیمی و هر سن و سالیه.
اگه نفس میکشی، یعنی میتونی لاغر بشی.
به شرط اینکه تصمیم بگیری، دیگه هیچگونه بهانه برای لاغر نشدن نداشته باشی…
✍️ تمرین آموزشی 📖
مهمترین پیشنیاز موفقیت در لاغری با ذهن، شناسایی بهانه برای لاغر نشدن است.
این تمرین به شما کمک میکند تا با آگاهی از بهانه برای لاغر نشدنهای خود، در مسیر ذهنی لاغری عملکرد بهتری داشته باشید.
🧩 قدم اول: بهانه برای لاغر نشدنهایی که در گذشته باعث شدهاند برای رسیدن به اهدافتان اقدام نکنید، فهرست کنید.
🎭 بهانهها دو نوعاند:
۱. احساسی: مثل «حوصله ندارم»، «فعلاً حسش نیست»، «باشه برای بعد» و…
۲. منطقی: مثل «بارها تلاش کردم و نشد»، «سنم بالا رفته»، «چربیهام قدیمیه» و…
✨ حالا بنویس:
- کدوم بهانه برای لاغر نشدن مانع لاغر شدنت بودن؟ احساسی یا منطقی؟
- برای هر بهانه برای لاغر نشدن، یک دلیل منطقی و قانعکننده برای مقابله باهاش بنویس.
- احساست رو درباره زمانی که لاغر میشی توصیف کن.
- تغییراتی که با لاغر شدن توی جسم و زندگیت ایجاد میشه رو هم بنویس.
📝 این تمرین رو انجام بده و پاسخت رو در بخش نظرات همین مقاله بنویس.
این یه قدم مهمه برای اینکه بهانه برای لاغر نشدن دیگه جلو حرکت تو رو نگیرن.
📻 رادیو لاغری
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.20 از 333 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام بهانه من من نمی تونم دوره را خریداری کنم با دیدن فایل فهمیدم از شرایط فعلی واز فایل های موجود در سایت استفاده کنم تا شرایط فراهم شود استاد به قول شما من از فایل های داخل من بی خبر با اشاره شما به آنها مطلع شدم ممنون از وجود پر خیر وبرکت شما شنید ن فایل های شما شده عادت روزانه من
به نام خداوندی که بی بهانه دوستم دارد
سلام خدمت استاد ارجمند و همه دوستان
بهانه بی بهانه
بهانه چیزی هست که من در اون استاد بودم .
بهانه های من اکثرا بخاطر تنبلیم بودند.
هر چقدر وزنم بیشتر بود تنبلتر بودم.
همین بهانه آوردنها باعث شد خیلی جاها و خیلی وقتها نتونم در لحظه ،زندگی کنم و شاد باشم و لذت ببرم .
هر روز کلی پرخوری میکردم و بهانه ام این بود من فعالیتم زیاده ،جون ندارم باید بخورم.
دم سیکل ماهانه میشد بهانه میکردم دست خودم نیست بدنم شیرینی میطلبه و کلی شیرینی جات میخوردم.
بعد شام و ناهار کلی تنقلات میخوردم و بهانه ام این بود موقع تماشای فیلم کیف داره خوردن.
کارهام و ناقص و نیمه انجام میدادم بهانه ام این بود وزنم زیاده پام درد میگیره نمیتونم زیاد کار کنم.
اهل پیاده روی و ورزش بودم یعنی مثل غذای روحم بود از وقتی فهمیدم مریضم ،خودم و باختم و تا یه کم فعالیت میکردم میگفتم دلم درد گرفت و اینقدر این تو ذهنم بزرگ شده بود که از ترس فکر نکردن به بیماری و درد نگرفتن دلم ترجیح دادم دیگه ورزش و پیاده روی نکنم .و واقعا بهانه تراشیدم .
لباس نمیخریدم ،مهمونی نمیرفتم،نمیرقصیدم ،شاد نبودم، عکس نمیگرفتم ،بهانه میگرفتم من چاقم ،من زشتم ،و تا لاغر نشم این کارها رو انجام نمیدم .
تصمیم میگرفتم کمتر بخورم بهانه میکردم که من قراره از فردا رژیم بگیرم این یه هفته رو بخورم و اندازه یک ماه تو اون یه هفته پرخوری میکردم .
بهانه میکردم بدن من با بقیه فرق داره من یه مشکلی دارم که لاغر نمیشم و کلی دکتر و آزمایش میرفتم و هزینه میتراشیدم
تصمیم میگرفتم ورزش کنم اما هر بار دایورت میکردم و هر بار بهانه ای جور میکردم تا ورزش نکنم .یه روز میگفتم پام درد میکنه،یه روز دلم درد میکنه،یه روز باید برم بیرون و…….
تا میخواستم برای لاغری اقدام کنم انگار تمام خوراکی ها ،حتی تابلوی مغازه ها به من فراخوان میزدن و جذابتر میشدن ،یه تایمی جلو میرفتم بعد بهانه میکردم مگه چقدر زنده ام ،حیف این همه نعمت نیست و خیلی بیشتر از قبل میخوردم .
کلا زندگی من متوقف شده بود در این بهانه گیری ها
اونقدر ذهنم به مسائل اطرافش عادت کرده بود که هر تغییری که میخواستم بدم ،کلی صغری و کبری برام میچید و من در آخر مغلوب میشدم .و بهانه های ذهنی ام پیروز میشدن.
کلی فرمول اشتباه دیگه که از اجتماع وارد ذهنم شده بود طی سالها و من عاجز و تسلیم همه اونها میدیدم خودم رو .
خیلی از مشکلات و لذتهای زندگیم بخاطر دیگران زهر مار میشد .و کلا خودم و فراموش میکردم .چه برسه به توجه ام به لاغری
نمیدونستم خانه از پای بست ویرانه و دلیل تمام این حال خرابی ها همین ورودی های منفیه .
مشکلات دیگران لحظات زندگیم و تلخ میکرد و من لکر میکردم و بهانه می آوردم اگر نسبت به مشکلات دیگران بی تفاوت باشم آدم خوبی نیستم و گناه دارم میکنم .
و اونقدر خودم و درگیر مشکلات دیگران میکردم که دردی که من میکشیدم از صاحب اصلی درد بیشتر بود .
اما یه بهانه مهم دیگه من
من بهانه میارم نمیتونم پرخوری و قاطی خوری نکنم ،حیفه این نعمتهای لذیذه ،اما الان به ذهنم جواب این بهانه رو میدم
ذهن قشنگم خدا بی نهایت نعمت و لذایذ خلق کرده ،همه اش هم مال توست ،نه قحطی در راهه ،نه تموم میشن این نعمتها ،پس نترس و بهانه نیار ،هر چی میخوای به اندازه نیاز بدنت بخور و در خوردن اصراف نکن .
چون همون خدایی که برای تو این نعمتها رو خلق کرده تا لذت ببری بارها و بارها گفته اصراف نکن و به بدنت ستم نکن و خیلی پرخوری و شکمو بودن و مضر برای خودت بیان کرده .
اما الان ،امروز،اینجا،میخوام پایان بدم تمام بهانه ها رو
من دیگه دلیل و بهانه ای توی ذهنم برای چاقی نمیخوام داشته باشم.
من میخوام این چاقی و تموم کنم .
این بیماری همینجا تموم میشه .
بدن من هر لحظه در حال نو کردن خودش و سلول سازیه
بیماری بی معناترین چیز در خلقت بدن هستش
من به تمام نعمتهایی که دارم قانع و شکرگزارم.
من سپاسگزار پروردگار بی نظیرم هستم که تحت هر شرایطی باشم بی بهانه دوستم داره و من و یاری میکنه .
من اگر لاغر باشم حالم بهتره ،سالمترم ،شادترم ،زیباترم.
لاغری مزایای زیادی برام داره و من به دنبال جلب و جذب تمام اون خوبیها در مسیر هدایتم گام برمیدارم .
خدای خوبیها ای بهترینم از تو برای نعمات امروز سپاسگزارم
خدای عزیزم از تو سپاسگزارم که در مسیر حرکتم به سمت لاغری و سلامتی همراه و یاور من هستی .
استاد بزرگوار از شما برای آموزش امروز سپاسگزارم و برایتان بهترینها را میخواهم.
الهی به امید تو
با سلام به نام الله یکتا
بهانه های من برای لاغر نشدن :من که تحرک ندارم که لاغر بشم ،ورزش نمیکنم ،همه چیزی میخورم ،همیشه گشنه میشم ،کلا شکموام ،استعداد چاقی دارم ،ارثی ام که هست ، به این راحتی یا نتیجه نمیگیرم ،خیلی طول میکشه حوصله ندارم
دلایل منطقی برای مقابله با بهانه ها،خیلی ها تحرک ندارند و لاغرن،ورزش نمیکنن لاغرن،خیلی ام پر خورن اما لاغرن،شکموام هستن ،خانواده شون چاقن اما خودشون لاغرن.
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد رضا عطار روشن
خدا را شکر با آموزههای شما آشنا شدم قبلا اطلاعاتی مختصر در مورد لاغری با ذهن بدست اورده بودم ولی آموزههای شما عمیق و ریشه ای به علت چاقی پرداخته.
بهانه های احساسی من این بود که هیجانی می شدم دچار پرخوری و باعث شده بود که از کاهش وزن ناامید بشم و به خودم میگفتم
که من هر روز مسعله ای هست که دچار هیجان بشم پس لاغر نمیشم
از بهانه های منطقی
هر راهی که تونستم برای لاغری امتحان کردم
و نهایت چند کیلو کاهش وزن داشتم
و در آخر وزنم بر می گشت
و دیگه تحمل سختی نداشتم
پس نتیجه می گرفتم
که اضافه وزنم را بپذیرم و دوباره طعم شکست نچشم
ولی حالا میدونم تمامشون بهانه هست و هیچکدوم نمی تونن مانع کاهش وزنم بشوند
و اکنون در زمان حال زندگی خواهم کرد و اگر در حال زندگی کنم و از داشته هام لذن ببرم نه نگران اینده خواهم بود و در آینده حسرت گذشته را نخواهم داشت
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز
من دوره لاغری رو خریداری کردم پدر حال انجام تمرینات هستم بقدری خوشحالم و حالمخوبه با این دوره
آگاهی زیادی کسب کردم در مورد باور های اشتباه که در گذشته که باعث چاقی من بوده من در مسیر لاغری هستم و تصمیم گرفتم از گام اول شروع کنم دوست دارم تمام وقتم رو در سایت باشم واز تک تک فایلهای ارزشمند لذت ببرم
خداوند رو سپاسگزارم که من را در مسیر لاغری قرار داد
سلام
امروز نسبت به دو روز گذشته حس بهتری به بدن خودم دارم. اشتهام هم کمتر شده. مدام سمت مواد خوراکی نمیرم. این تجربه ها رو مدیون روزهایی هستم که کلیپ های شما رو میدیدم. خیلی زود حس های قبل برگشت.
یادمه اون زمان مطالب زیادی می نوشتم و با نوشتن اونا، باعث شد اکثر موارد منفی و افکار چاقی رو فراموش کنم و کم رنگ تر شده الان نسبت به قبل
برای من بهانه های مختلفی وجود داشت و داره که مانع رسیدن من به موفقیت که همون لاغری هست، شده
اینکه من روز به روز چاق تر میشم
ژنتیکی ما اضافه وزن داریم
تحرک ندارم
ورزش نمی کنم
برنج زیاد می خورم
زیاد می خوابم
زیاد میخورم
تمام موارد بالا رو رد می کنم. افراد زیادی رو میبینم که متناسب هستن. و تمام موار بالا رو انجام میدن. مثلا تحرک ندارن. زیاد میخورن. زیاد میخوابن. بین روز غذا میخورن…. همیشه این افراد لاغر هستن. چون افکار چاق کننده ندارن. هیچ چربی اضافی ندارن. اصلا چربی چی هست؟
من به وزن ایده آلم میرسم. چون بدن ما به سمت متناسب شدن در حرکت هست. و ما با افکاری که دیگران به ما تلقین چاق شدیم. دیگران گفتن باشگاه رو کنار بزاری چاق میشی. منم چاق شدم. دیگران گفتن شب برنج پر کالری بخوری چاق میشی و من شدم. دیگران گفتن با افزایش سن ، استخون بندیت تغییر می کنه و من تغییر کردم.
با سلام خدمت استادعزیزم
استاد من خیلی لاغر بودم اخرای ابتدایی بود که شروع با چاق شدن کردم و بعد رسیدم به کنکور دیدم دارم چاقتر میشم به همه میگفتم چدن نشستم دارم برای کنکور میخونم نمیتونم لاغر کنم رفتم دانشگاه گفتم چون از کلاس میام خسته هستم نمیتونم لاغر کنم از دانشگاه برگشتم رفتم دوران طرح گذروندم بازم چاق بودم میگفتم از شیفت میام خسته ام بارها رژیم هم میگرفتم ول میکردم دوباره برمیگشتم و بیشتر خونه دوستم میرفتم و اونا خوش خوراک بودن منم میخوردم بعدش استخدامی قبول شدم دیدم چاقم روم نمیشه برم سر کار جدیدم شروع کردم به رژیم و رفتم سر کار خوابگاه داشتیم همکاران زیادی چاق بودن نگاه کردم دیدم من از اونا بهترم دوباره رژیم رو ول کردم و چاق شدم تا ازدواج کردم بهانه ازدواج و بچه داری دیگه این روند ۳۰ سالی طول کشید و من بی توجه به عمرم که داده میگذره بودم و خسته شده بودم تا با سایت شما آشنا شدم خدایا شکرت که من روبه این سایت هدایت کردی الان دادم استفاده میکنم و راضی هستم و تا آخر ادامه میدهم و انشاله به هدفم میرسم و میام داستان لاغر شدنم رو برای دیگران مینویسم و انهارو به این سایت آشنا میکنم
بنام خدایی که قشنگترین تکرار هرروز ماست
درود به استاد عطارروشن عزیز و دوستان محترم
یکی از بهانه های چاقی ذهن من که فکر کنم اکثر افراد چاق این بهانه رو دارن شروع نکردن کاری وبه تعویق انداختن است همه ی ما از شنبه ها خاطره داریم من هر کار مهمی رو میخواستم، از شنبه شروع کنم،تا به امروز ۱۳سال از زمان چاقی من میگذره و هنوز اون شنبه نرسیده حتی چندین باری که این دوره رو شروع کردم و متاسفانه رها کردم همش میخواستم روز شنبه باشه اما الان هر کاری رو که بخوام از روز شنبه شروع کنم اعتمادی ته قلبم بهش ندارم چون در روزی شروع میشه که سالهاست هدف مهم زندگیم در اون روز انجام نشده و شکست خورده
یکی دیگه از بهانه هام اینه که میخوام همه شرایط عالی باشه تا کاری رو شروع کنم مثلاهر بار برای شروع هرهدفی باید از لحاظ شرایط روحی حالم خوب باشه دور از تنش های خانواده باشم، تنها باشم تا تمرکز لازم رو داشته باشم وخیلی بهانه های بی اساس دیگه هیچ وقت نخواستم قبول کنم که در حال حاضر شرایط به این شکله کار من اینه که فقط شروع کنم واز همین الان لذت ببرم همیشه بهانه آوردم و جا زدم وروز به روز احساس ضعیف بودن بیشتری کردم غافل از اینکه برای شروع هر کاری نباید همه چیز عالی باشه و این من هستم که باید حرکت کنم ودر مسیر قرار بگیرم وطی مسیر همه چیز عالی میشه به وضوح این احساس رو تجربه کردم که هر بار که در این مسیر قرار گرفتم حالم خوب شده اعتماد بنفس بالا رفته زندگیم رو دوست دارم تو زندگیم عشق و آرامش هست.
بهانه ی دیگه من اینه که وقتی شروع میکنم به خوردن شیرینی یا فست فودیا غذاهای به اصطلاح ناسالم انگار که دنیا به آخر رسیده و چنان عذاب وجدان واحساس ناامیدی وجودم رو میگیره که فقط میخوام بمیرم به حدی اون لحظه احساس گناه دارم وخودم رو سرزنش میکنم وتنفر عجیبی از خودم پیدا میکنم که حتی نوشتن درمودش هم بهم حس بدی میده
همیشه خودم رو از لذت لحظه حال محروم کردم هر لذتی رو موکول کردن به بعد از رسیدن به رویای لاغری لذت خرید کردن،مهمونی رفتن، مسافرت
حتی از خوردن هم هیچ لذتی نبردم همش به خاطر ترس از چاقی به خوردن پناه بردم و فقط خودم رو برای لحظه ای آروم کردم خیلی کم یادم میاد که از خوردن حس خوبی گرفته باشم خوردنی که همش فکر میکنم یکی از دلیلهای صددرصد چاقی خودم میدونم
به نظر من یکی از خطرناکترین بهانه هایی چاقی که ذهن بهش عادت میکنه قبول این جمله که (همینه که هست)و این بهانه خیلی وقتها در رسیدن ب هدفمون مارو ناتوان میکنه
خیلی به بهانه های چاقی ذهن فکر کردم اماهنوز فکر به اون بهانه ها به ذهنم نیومده بود سریعا دلیلی برای رد بودنش میومد تو ذهنم واونو کنار میزد نتونستم بهانه ای بیارم که دلیلی براش پیدا نکنم بهانه های من بیشتر احساسی هستن تا منطقی
اما به خودم میام بهانه ها رو کنار می ذارم و مسولیت چاقی خودم رو میپذیرم با چاقی خودم در صلحم هیچ جنگی باهاش ندارم و به بدنم کمک میکنم که به حالت اولیه خودش برگرده
خودمو دوست دارم وبابت قرار گرفتن در این مسیر خداروشکر میکنم.
نشان های دریافت شده
به نام خداوند مهربان سلام استاد من ميخام درباره بهانه بي بهانه صحبت كنم مامسئول چاقی خودمان هستیم وباید چون چاقی به وجود اوردیم. با
تغییر نگرش های درست آنرا تغییر بدیم. ولاغررودر ضمیرناخدااگاه وهیچ بهانی نیارنداریم چون خدا مرا به مسیر درست هدایت کرده ومن ایمان دارم که لاغر شدن آسانترین کاردنیا ست ممنونم از آگاهی های ناب تون وانشالله خدا مهربان از هر طریق که به من داد بتونیم دوره رو بخریم. والان هم خوشحالم بابت این دوره ارزشمندتون سپاس فراوان
نشان های دریافت شده
با سلام.
من امشب به خاطر پرخوری که موقع شام داشتم نمیخواستم بیام و گام امروز رو بردارم چون یک جورایی ناامید شده بودم و خیلی جالب بود که موضوع این جلسه هم بهانه ها هستش.
بهانه ای احساسی که چون یک انتخاب اشتباه داشتم کل مسیری را هنوز طی نکردم بی نتیجه دانستم.
برای من اینطوری هست که با شروع هرکاری که بلد نیستم و می بینم خیلی باید کار انجام بدم تا ماهر بشم سریع جا میزنم و اصلا سمتش نمیرم ..
یا دوست دارم از اول به بهترین شکل انجام بدم یا اینکه اصلا سمتش نرم و شروعش نکنم.
این یکی از موانع هستش که نمیذاره در زندگی گامی به جلو بردارم.
و خیلی دوست دارم که در پایان صد گام این عادت در من کمرنگ شده باشه در کنار عادت های ديگر.
عادت کردن به چاقی :
این جمله که عادت های ما زندگی ما رو می سازند واقعا درست هستش و اگر به عقب برگردیم می بینیم که افکار و رفتار هایی که ما بسیار تکرارشو کردیم زیر بنای عادت های ما هستند..
شاید چون دوست ندارم یا می ترسم از نقطه ی امنی که فکر میکنم امن ولی نیست بیرون بیام باعث شده روند لاغر راضی کننده ای نداشته باشم مثل اینکه همزمان پام روی گاز و ترمز باشه.
به دیدن اضافه های چاقی که از قسمت های مختلف بدنم بیرون زده عادت کردم ..اما این هم نمیتونه بهانه باشه برای لاغر نشدن چون افراد چاق زیادی شرایط مشابه من رو داشتند ولی الان لاغر هستند یک نمونه استاد عطارروشن دوستان شگفتی سازم.
و هم چنین خودم از این مسیر نتایج عالی گرفتم.
بهانه های چاقی هر لحظه آماده خودنمایی هستن مثل علف هرز که اگر خاک باشه و آب باشه کافیه و پیداشون میشه ..
اما گل زیبا نیاز به مراقبت داره ، نهال لاغری حواس جمع میخواد که به خوبی رشد کنه و در جسم ماندگار باشه حتی اگر جسمی نتیجه بگیری اگر در ذهنت تثبیت نشده باشه دوباره برمیگرده چون این ترس ریشه داره در وجودت و با یک بار لیز خوردن میتونه دوباره خودش رو نشون بده.
نباید فراموش کنیم که خداوندی که این مسیر را به ما نشان داد هنگام لغزش ها نیز کنار ماست پس هرگونه ترس و بهانه را از خودمان دور کنیم.
من از این روش لاغر می شوم همان قدر که میخواهم وزن و سایز کم می کنم همانی می شوم که دوست دارم چون حمایت الهی را دارم، جسم و روحم مشتاق تغییر هستند و لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست.
لاغر شدن دریچه ای به روی من باز میکند که با چاق ماندن هیچ گاه به درک آن احساس و تجربیات نمی رسم.
حق انتخاب مهم ترین دست آورد لاغر شدن برای من است هم چنین آرامش ، شادی ، اعتماد به نفس و حس خوب.
پس چرا برای تجربه و رسیدن به این حس ها بهانه داشته باشم؟
من از این لحظه هیچ بهانه ، عذر و دلیلی برای لاغر نشدن ندارم..
من کاملا آماده ی لاغری هستم ..