0

اگر بهانه داری، لاغر نمی‌شی! پیش‌نیاز لاغری با ذهن فقط یک چیزه

بهانه برای لاغر نشدن
اندازه متن

بهانه برای لاغر نشدن؟ 😏 آره… همون موجودات کوچولوی بی‌رحمی که هی میان می‌شینن رو دوش آدم و می‌گن:

«الان وقتش نیست» ⏰ «سن تو گذشته» 👵🏻 «متابولیسمت کُنده» 🐌

«بچه داری، شوهر همکاری نمی‌کنه، مهمونی زیاده…» و هزار تا جمله‌ی قشنگ که تهش فقط یه معنی دارن: بی‌خیال لاغر شدن!

🎯 فرق افراد موفق با ناموفق چیه؟ یه کلمه: «بهانه!»

راستش رو بخوای، خود من یه زمانی دکترا داشتم تو بهونه آوردن! 😅

هر بار که رژیم رو ول می‌کردم، می‌رفتم سراغ یکی از بهونه‌هام و باهاش خودم رو توجیه می‌کردم:

«خوب معلومه که نشد، این هفته خیلی استرس داشتم!»

«مگه می‌شه با این همه مهمونی لاغر شد؟!»

«آخه ارثیه دیگه، مامانمم چاقه!»

ولی یه روز، یهو انگار یکی از توی ذهنم گفت:

تا کی می‌خوای بهونه بیاری؟ واقعاً دلت می‌خواد تغییر کنی یا فقط دوست داری درگیرِ چالش‌های فانتزی لاغر شدن باشی؟

و همون‌جا بود که فهمیدم…

💡 مشکل من رژیم یا ورزش یا حتی بدنم نبود؛ مشکل، ذهنی بود که بهونه رو انتخاب می‌کرد به‌جای حرکت!

تو این مقاله قراره با هم بریم سراغ همین قضیه:

🌪️ شناسایی بهونه‌ها

🧠 بررسی ریشه‌های ذهنی‌شون

🔥 و پیدا کردن راهی برای خلاص شدن از دستشون

اگه تا الان کلی راه رفتی و لاغر نشدی، شاید وقتشه یه نگاهی به لیست بهونه‌هات بندازی

آماده‌ای با هم یکی‌یکی خط‌شون بزنیم؟ 😎✍️

❌ بهونه‌ی شماره یک: وقت ندارم!

این یکی رو که دیگه همه‌مون استادیم توش!

«وای من سر کارم»،

«بچه دارم»،

«صبح تا شب تو ترافیکم»

یا حتی:

«اصلاً وقت نمی‌کنم یه لیوان آب بخورم چه برسه به لاغر شدن!» 😫

ولی بذار یه سؤال بپرسم:

واقعاً وقت نداری یا اینکه لاغر شدن هنوز اون‌قدری برات مهم نشده که براش وقت بزاری؟

🕒 چون وقتی یه چیزی برات اولویت باشه، براش جا باز می‌کنی، نه اینکه بندازی‌ش ته لیست.

خودم یادمه روزی که تصمیم گرفتم ذهنم رو برای لاغری تنظیم کنم، هیچ اتفاق خاصی توی زندگیم نیفتاده بود، فقط یه چیز عوض شد:

نگاهم به خودم.

🧬 بهونه‌ی شماره دو: ژن‌مون اینجوریه!

آه… ژن عزیز!

چاقی ارثیه…

ما خانوادگی همینیم…

مامانمم لاغر نمی‌تونه بشه…

پدرم که همیشه یه شکم کوچولو داشت… 🤷‍♀️

درسته که ژنتیک یه تأثیر کوچولو داره، ولی نه اون‌قدری که بشه انداخت گردنش همه چی رو!

😏 اگه ژنتیک همه‌چیز بود، پس چطور بعضیا تو همون خانواده لاغرن؟

مشکل اصلی، عادت‌های فکری و رفتاریه که از خانواده منتقل می‌شه، نه فقط ژن!

یک مطالعه مهم که در مجله بررسی های طبیعت ژنتیک منتشر شده است، نشان می‌دهد که ژن‌های مختلفی با چاقی مرتبط هستند، اما تأثیر هر یک از آن‌ها بر وزن بدن انسان بسیار کوچک است. این مطالعه همچنین بیان می‌کند که بیشتر تأثیرات ژن‌ها را می توان از طریق اصلاح فرمول های پرخوری و اشتها در مغز خنثی کرد.

🍩 بهونه‌ی شماره سه: نمی‌تونم غذاهای خوشمزه رو کنار بذارم

بیاین با هم صادق باشیم…

قرمه‌سبزی مامان، فسنجون شب یلدا، پیتزای بوی‌دارِ داغ…

کی می‌تونه اینا رو بذاره کنار؟ 🤤

ولی واقعاً برای لاغری قراره همه‌ی خوشی‌های دنیا رو حذف کنیم؟

نه عزیز دل!

ما تو «تناسب فکری» یه شعار داریم:

🍽️ مهم اینه چی تو ذهنت می‌گذره، نه تو بشقابت!

وقتی ذهنت رو برای تعادل تربیت کنی، دیگه نیازی به حذف نیست.

تو یاد می‌گیری چطور بدون حرص، بدون عذاب وجدان، حتی از غذاهای خوشمزه هم لذت ببری و بازم وزن کم کنی.

جالبه نه؟ 😊

🧠 ته ماجرا: بهونه یعنی مقاومت ذهنی!

تمام این بهانه برای لاغر نشدن (و صد تای دیگه که نگفتیم)، یه پیام مشترک دارن:

ذهنم نمی‌خواد تغییر کنم.

چرا؟ چون تغییر یعنی خروج از منطقه امن. یعنی درد، تلاش، ابهام…

و ذهن ما عاشق امنیت و تکراره. واسه همینه که هی این بهونه‌ها رو می‌سازه تا ما رو همون‌جا که هستیم نگه داره.

🛑 ولی اگه هی هر بار تسلیمش بشی، هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنی.

✅ اگه بخوای لاغر شی، باید این مقاومت‌ها رو بشناسی و یکی‌یکی ازشون عبور کنی.

بهانه برای لاغر نشدن

🎯 پیش‌نیاز واقعی موفقیت در رهایی از چاقی: خداحافظی با بهانه‌ها

راستش اون روزها اصلاً نمی‌دونستم که یکی از مهم‌ترین قدم‌های لاغر شدن، شناختن دلایل چاقی و مهم‌تر از اون، رها کردن بهانه برای لاغر نشدنه!

قبلاً هرجا می‌رفتم برای لاغری، یه برنامه غذایی می‌دادن، یه رژیم سخت، یا یه جدول ورزش‌های عجیب‌غریب که باید مو به مو اجراش می‌کردم.

هیچ‌کسی ازم نپرسید:

«اصلاً چرا چاق شدی؟ پشت این چاقی چه چیزیه؟»

فقط می‌گفتن: «این برنامه‌س. انجامش بده و حرف نزن!»

اما وقتی کم‌کم با ذهنم آشتی کردم و شروع کردم به پیدا کردن دلیل‌های واقعی چاقیم، یه اتفاق عجیب افتاد…

احساسم نسبت به چاقی تغییر کرد.

دیگه از خودم متنفر نبودم، چون فهمیدم پشت این چاقی، یه عالمه دلیل نادیده گرفته‌شده هست.

تا قبل از اون، همیشه فکر می‌کردم خدا یا خانواده‌م باعث چاقی منن.

انگار یه سرنوشت اجباریه که به من تحمیل شده.

اما وقتی آگاهی‌م بیشتر شد، یه حقیقت تلخ ولی نجات‌بخش رو فهمیدم:

من خودم مسئول چاقی‌م هستم.

پذیرفتن این موضوع، آسون نبود. چون خب، ما آدما معمولاً از چیزی که ازش بدمون میاد، فرار می‌کنیم.

و چاقی چیزی بود که واقعاً ازش بدم می‌اومد. پس چطور مسئولیتشو بپذیرم؟

ولی خدا بهم لطف کرد…

قبل از اینکه بیاد و بگه «تو مقصری»، منو هدایت کرد که برم سراغ کشف علت‌ها.

و همین کشف‌ها، کم‌کم ترس‌هامو کم کرد، بهونه‌هامو نشوند، و باعث شد مسیر تغییر برام روشن‌تر بشه.

ماه‌ها گذشت.

من عمیق شدم تو یادگیری درباره ذهن، درباره فرمول‌های پنهان چاقی در ناخودآگاه.

تا اینکه حدود ۱۵ ماه بعد، بی‌اینکه رژیم بگیرم یا باشگاه برم، اولین تغییرات توی جسمم دیده شد.

کوچیک بودن، ولی واقعی بودن.

و اون نشونه‌ها بهم گفتن:

✅ «درست اومدی! راهت همینه!»

انگار تازه فهمیده بودم چرا از بچگی چاق بودم.

چرا از تحرک فراری بودم، چرا عاشق لم دادن بودم، چرا حتی بارها رژیم گرفته بودم ولی هیچ‌وقت موفق نشده بودم.

همه‌اش بخاطر این بود که یه عالمه بهانه برای لاغر نشدن داشتم که سال‌ها مثل سایه همراهم بودن.

اما حالا که خودم نتیجه گرفتم، می‌تونم با اطمینان بگم:

💥 اگه یه نفر بخواد، هیچ بهونه‌ای براش نمی‌مونه!

من؟

یه نمونه‌ی زنده‌م برای تمام بهانه برای لاغر نشدن‌هایی که آدم‌ها میارن:

  • از بچگی چاق بودم.
  • بیش از ۴۰ کیلو اضافه وزن داشتم.
  • ۳۵ سال تموم، چاق موندم.
  • چربی‌هام قدیمی و سفت و لج‌باز بودن.
  • کارم پشت میزه.
  • اهل تحرک نیستم.
  • هیچ دارویی مصرف نکردم، هیچ جراحی نکردم.
  • غذام هم مثل همه‌ی آدم‌های چاق بود، هیچ غذای خاصی رو حذف نکردم.

ولی ذهنم رو تغییر دادم…

و بهونه‌ها رو کنار گذاشتم.

❗ هر کسی که هنوز می‌گه “من نمی‌تونم لاغر شم”، در واقع هنوز یه بهانه برای لاغر نشدن توی ذهنش داره.

و تا وقتی اون بهونه هست، هیچ روش و هیچ برنامه‌ای جواب نمی‌ده!

اما اگه بهونه‌هاتو بریزی دور، ذهن تو آماده می‌شه برای معجزه.

🌟 همه اونایی که الان عکس‌هاشون توی آلبوم «شگفتی‌سازان» سایت تناسب فکریه، یه روزی پر از بهونه بودن.

ولی از یه جایی به بعد، تصمیم گرفتن دیگه دنبال بهانه برای لاغر نشدن نباشن… فقط شروع کنن.

و توی همین مسیر، از فردی پر از تردید، شدن الگوی لاغری برای بقیه.


🧠 ذهن تو، قدرتمندتر از هر چربی قدیمی و هر سن و سالیه.

اگه نفس می‌کشی، یعنی می‌تونی لاغر بشی.

به شرط اینکه تصمیم بگیری، دیگه هیچگونه بهانه برای لاغر نشدن نداشته باشی…

✍️ تمرین آموزشی 📖

مهم‌ترین پیش‌نیاز موفقیت در لاغری با ذهن، شناسایی بهانه برای لاغر نشدن است.
این تمرین به شما کمک می‌کند تا با آگاهی از بهانه برای لاغر نشدن‌های خود، در مسیر ذهنی لاغری عملکرد بهتری داشته باشید.

🧩 قدم اول: بهانه برای لاغر نشدن‌هایی که در گذشته باعث شده‌اند برای رسیدن به اهداف‌تان اقدام نکنید، فهرست کنید.

🎭 بهانه‌ها دو نوع‌اند:

۱. احساسی: مثل «حوصله ندارم»، «فعلاً حسش نیست»، «باشه برای بعد» و…
۲. منطقی: مثل «بارها تلاش کردم و نشد»، «سنم بالا رفته»، «چربی‌هام قدیمیه» و…

✨ حالا بنویس:

  • کدوم بهانه برای لاغر نشدن مانع لاغر شدنت بودن؟ احساسی یا منطقی؟
  • برای هر بهانه برای لاغر نشدن، یک دلیل منطقی و قانع‌کننده برای مقابله باهاش بنویس.
  • احساست رو درباره زمانی که لاغر می‌شی توصیف کن.
  • تغییراتی که با لاغر شدن توی جسم و زندگی‌ت ایجاد می‌شه رو هم بنویس.

📝 این تمرین رو انجام بده و پاسخ‌ت رو در بخش نظرات همین مقاله بنویس.
این یه قدم مهمه برای اینکه بهانه برای لاغر نشدن دیگه جلو حرکت تو رو نگیرن.

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.21 از 318 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=30924
243 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار moradisomaih20@gmail.com
      ۱۴۰۲/۰۱/۲۴ ۰۳:۲۵
      مدت عضویت: 1500 روز
      امتیاز کاربر: 1588 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 257 کلمه

      سلام سلام ، بزرگترین بهونه ای من پر خوریم وبا سرعت خوردن هست ، همینطور بیشتر مواقع بدونه اینکه اجازه بدم حس گرسنگی کنم غذا میخورم ، پر خوری و ولع هم توی اکثر افراد چاق شایع هست پس پرخوری مساوی با تصویر ذهنی چاق توی ذهنمون نقش بسته ، برای لذت بردن ذهنیم انقدر میخوردم که حس رضایت کنم فارق از اینکه توجهی به حس سیری معده و رفع نیاز خوردن داشته باشم 

      اومدم این دوره این رفتارهای ناصحیح حل کنم ، خیلی هم شنیدم کم بخور و حس گرسنگی داشتع باش تا لاغر بشی ، اما آیا تمام افرادی که لاغر هستن همیشه گرسنه ان که تونستن لاغر باشن؟ آیا اونا به عمد نمیخورن یا به دیدما افراد چاق کم میخورن که لاغر بمونن و گرسنه بودنو به خودشون ترجیح میدن ؟ 

      اما نه 

      اکثر آدمای که لاغر اندام هستن هیچ وقت نمیگن هنوزم گشنمه اما چون میترسم چاق بشم به خودم گرسنگی میدم 

      به عنوان مثال یادمه برادر زادم که لاغره میگفت واقعا نمیتونم زیاد بخورم واندازه ای که میخورم دیگه سیرم وخیلی های دیگه …

      ذهنشون درست برنامه ریزی شده برای خوردن و جسمشون این اجازه و داره که درست عمل کنه سوخت و سازش باعث بشه که همیشه خوش اندام باشن و مطمعا تصویری که از خودشون دارن یه اندام مناسب با مقدار خوردن به اندازه اس 

      چیزی به اسم ولع در خوردن ندارن 

      منم اینجام که مثل اونا حتا بهتر از اونا ذهنمو برنامه ریزی کنم

      از بهونه وحسرت خوردن وحس ناتوانی در لاغر شدن و درست غذا خوردن خسته شدم من باید بتونم موفق بشم چون انتخاب شدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار somi13700
      ۱۴۰۱/۱۲/۱۹ ۲۰:۴۳
      مدت عضویت: 2186 روز
      امتیاز کاربر: 8593 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 343 کلمه

      سلام و عرض ادب

      یادم میاد تو آینه نگاه نمی‌کردم چون از خودم فراری بودم

      باگریه و زاری و التماس از خدا میخواستم تا راهی جلوی پام بذاره

      به شدت افت فشار پیدا میکردم

      از چاقی رنج میبردم و همه رو مقصر میدونستم

      بهانه‌های الکی که هربار میووردم و حالمو بدتر میکرد

      دیشب که تو مهمونی دوستم بودم 

      وحرف از چاقی شد

      نجوای ذهنی من شروع کرد که توام بگو سبک میشی ببین

      بعدش باهات همدردی میکنن و میدونی که تو تنها نیستی

      باخودم گفتم مگه من این همه تمرین نکردم مگه من این همه رو خودم کار نکردم

      پس از حرفهای خودش برعلیه خودش استفاده کردم

      به دوستم گفتم عزیزم من تو دوره ای شرکت کردم که اولین پیامدش رفع استرس و آرامش ذهنی بود

      الان خیلی تغییر کردم

      و بجای گفتن حرفای منفی از احساس خوبم صحبت کردم از شرایط جدیدکه تو زندگیم رقم زدم صحبت کردم

      و کلی حالم بهتر شد

      حالا یاد گرفتم که ورودی های ذهنم رو کنترل کنم 

      فرشته درونم از طریق احساسم خیلی عالی با من ارتباط برقرار میکنه

      همین الان که شام خوردم

      بعد ی مقدار مناسب فوری احساسمو شناختم

      یهو یادم اومد من الان یه فرد جدید هستم

      باید بهترین خودم باشم

      نباید بهانه های الکی بیارم چیزهایی که وجود دارن هیچ وقت باارزش تر از خودم نیستن

      و این من هستم که حیف هستم

      واز گفتن چند تا جمله الهام بخش بدون آوردن بهونه موفق شدم تا ورودی ذهنم رو کنترل کنم و بهترین رفتار و واکنش غذایی از خودم داشته باشم

      الان بیشتر درک میکنم در شرایط مختلف چجوری عمل کنم تا شگفتی رو ببینم 

      وهمین ضرب المثل خواستن توانستن است

      صدق میکنه

      فقط کافی من بخام تا به یاری و لطف خداوند اون اتفاق بیوفته

      و دوست دارم همین جمله رو انقدر تکرار کنم تا الگو باشه برام تو زندگیم

      نگاه من اگه نگرش من خواستن باشه توانستن خودش میاد

      وفقط کافی تا از خدا بخام و خداوند اونقدر مهربون و بخشنده است که منو در اون شرایط قرار میده حالا یکیش خرید دوره های آموزشی این سایت هست

      مخصوصاً موفقیت مالی وخیلی دوست دارم تا تهیه ش کنم و میدونم که من موفق میشم تا همه ی مراحل دوره رو هم بخرم و موفق بشم

      بی نهایت سپاسگزارم استاد 🙏🥲🌼

      الهی سپاسگزارم ازت 🙃🥀🕊️🥲

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 304 کلمه

      سلام استاد عزیز 

      الان که فکر میکنم من اول یک بهانه داشتم برای لاغر نشدن اینکه منم مثل مادرم که ۱۳۰ کیلو بود نباشم اصلا دوست نداشتم مثل اون چاق باشم با اینکه من بسیار دختر خوش هیکلی بودم ولی همیشه ترس چاق شدن داشتم همون که شما گفتنید انتظار چاقی را داشتم از سن ۱۸ سالگی گفتم رژیم بگیرم تا همینطور خوش هیکل بمونم ولی دقیقا از وقتی که رژیم گرفتم  وزنم بالا رفت یعنی دقیقا من برعکس ژنتیک خودم عمل میکردم ژنتیک من میگفت این دختر خوش هیکلی ولی ذهنم میگفت نه این چاقی رو میخواد همین شد که الان در این سن ۴۵ کیلو اضافه وزن دارم بعد از اون هم همه روشهای لاغری رو امتحان کردم ولی هیچکدوم رو دوم نیاوردم دیگه تو جملات تاکیدی میگفتم من با لذت و شادی لاغر میشوم که با خوندن نظر یک نفر در یک سایت مثبت نگری به اینجا هدایت شدم چون از خدا خواستم  بعد که کلی رژیم گرفتم فهمیدم که اینها همش اشتباهه من با عذاب چاق نشدم که حالا با عذاب لاغر بشم میدونستم یه راهی داره که همونطور که چاق شدم لاغر بشم دختر خاله ام لاغر بود و همیشه میگفت من هیچ وقت چاق نمیشم و کم هم میخورد نه از روی آگاهی کم بخوره خود به خود سیر میشد انگار ذهنش بهش میگفت کافیه سیر شدی من دیگه بهانه ای ندارم و هیچ حرفی را باور ندارم بابت لاغری هیچ راهی برای لاغری وجود نداره جز ذهن من همه راهها رو رفتم هیچکدوم نتیجه نداد الان هم دوست دارم دوره شرکت کنم ولی پولش ندارم امیدوارم خدا کمکم کنه تا تو دوره شرکت کنم ولی الان از فایلهای رایگان  استفاده میکنم تا ذهنم بفهمه که من دستشو خوندم بهانه بی بهانه …بهانه ای برای لاغر نشدن وجود نداره واقعا نداره مطمئنم نداره 

      لاغری آسانترین و لذتبخش ترین کار دنیاست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 0
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 264 کلمه

        سلام دوست عزیز 

        ابهت اطمینان میدم ک بهترین مسیر زو انتخاب کردی و این انتخاب از سمت خداست 

        من از همین مسیر استفاده کردم و فایلا رو‌گوش دادم و کلی تغییر در سایز و وزنم و زندگیم  داشتم ، درسته ک دوره ها خیلی کامل تر هستن و قطعا و یقینا یهتره ک دوره ها رو تهیه کنیم چون من چند دوره ای ک تهیه کزدم واقعا عالی و‌کامل یودن و نتیجه هاشدر زندگیم کاملا مشهوده  ولی این ب این معنا نیست ک فایلاهای رایگان کاربردی نیستن و تاثیری ندارن، درست برعکس این ایمان و اطمینان ب مسیره ک نتیجه عالی و فراتر از انتظار رو پیش میاره ،من ب عنوان کسی ک مدت هاست در این سایت هستم و از فایلا استفاده میکنم بهت اطمینان میدم ک عالین و اگه متعهدانه ادامه بدین حتما نتیجه خیلی خوبی رو‌میگیرین و اینجوری مشتاق تر هم‌

        میشین برای تهیه دوره ها ، ادم اصلا سیراب نمیشه در این مسیر ، 

        امشب مپ باز تصمیم گرفتم ک این دوره رو‌تکراز کنم و اومدم اولین فایل گوش دادم و‌برحسب عادت تا اونجایی ک برام امکان داشته باشه دیدگاه هازو میخونم هر چند ک خودم در ثبت دیگاه در سایت تنبلی میکنم و‌فقط برا خودم مینویسم ولی دوست داشتم اینجا برای شما ی کوتاه اطمینان بدم ک بهترین مسیر رو‌انتخای کزدین  و انشالله خیلی زود دوره هارو هم بتونین تهیه کنین ، نوشتن دیدگاه هم خیلی عالیه و امیدوارم منم بتونم اینکارو ب طور مداوم انجام بدم ، چون خودم خیلی چیزها از دیدگاه های دوستان یاد گزفتم و‌برای منم کاربردی بوده و‌یا ب فرمول‌و‌نگرشی پی بردم 

        براتون آرزوی موفقیت و‌تناسب و‌ارمش. رو‌ دارم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهيمه
      ۱۴۰۱/۱۲/۱۳ ۲۱:۳۵
      مدت عضویت: 1205 روز
      امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 263 کلمه

      سلام به استادم

      ممنونم از اين فايل عالي 

      زندگي همه چاق ها رو توي اين چند دقيقه به تصوير كشيديد 

      بهانه هايي كه داريم 

      خود من هر روز به همسرم ميگفتم چون تو هر روز ميري سر كار و تحرك داري لاغر هستي و همه اش دنبال اين ميگشتم كه ببينم چرا سوخت و ساز بدن او بالاست 

      آخه همسرم قاتل بستني و شيريني جات هست….يعني  يه جوري بستني ميخوره كه من ميديدم حالم بد ميشد…انقدر كه زياد ميخوره…ولي براي اينكه نخوره نميخريم زياد …ولي اگر توي خونه باشه امونش نميده تا تمومش كنه

      خلاصه الان دو سالي ميشه كه هي آدماي مختلف كه لاغر هستن و متناسب هستن رو زير نظر دارم و ميبينم اونا اصلا به خودشون سختي نميدن توي غذا خوردن

      يكي از دوستانم كه خيلي خيلي لاغر هست و من خيلي دوست دارم لاغريش رو هميشه زير نظر داشتم چي ميخوره و چيكار ميكنه 

      متوجه شدم كه اون هرگز وقتي سير هست چيزي نميخوره …فقط سه وعده غذا رو ميخوره اونم خيلي كم …ميانوعده و تنقلات اصلا نميخوره …هر چي جلوش بزاري ميگه نه مرسي نميتونم 

      هميشه برام سوال بود چطوري ميشه نتونه غذا بخوره ….تا اينكه ديشب داشتم توي سايت شما ميچرخيدم و فايل ميديدم يه كاسه ميوه خورد شده گذاشتم جلوم و دونه دونه برميداشتم و ميخوردم از يه جايي به بعد متوجه شدم عهههه چرا احساس ميكنم سير شدم انگار كلي غذا خورده بودم …بعد گفتم عههه اين تغييرات توي ذهن من داره رخ ميده…و بعد ياد اين دوستم افتادم كه بعد از خوردن غذا اصلا هيچي نميخوره و ميگه نميتونه

      خلاصه كه مسيري كه توش هستم نويد روزهاي عالي رو برام داره و سپاسگذارم ازتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب
      ۱۴۰۱/۱۲/۰۳ ۱۶:۳۰
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 392 کلمه

      سلام ب استاد با اراده و محبوب عزیزم 

      خب من همین دیشب مچ ذهنمو گرفتم خواهرم میخواست بره سرکار 

      کم مونده بود بگم آره برو تازه لاغرم میشی 

      یهو ب خودم اومدم و نگفتم 

      چقد میخ کوب شده در ذهنم ک تحرک باعث لاغری میشه

      در صورتی ک این حرف کاملا اشتباه 

       شمام تو این قسمت گفتین و تاکیید کردین که الان اصلا تحرک آنچنانی ندارین و لاغرم هستین 

      الان من باشگاه میرم ورزشمم سنگین یعنی خیلی به بدن فشار میاد 

      ولی چون همسرم اعتقادی نداره ب راهکارای ذهنی مجبورم باشگاه رو برم تا باهاش درگیر نشم 

      چون قبل اینکه باشگاه برم خیلی غر میزد سرم ک چرا نمیری و اینا 

      من سختم نبود باشگاه رفتن پارسالم رفته بودم و به محض ول کردن چاق تر شدم وزنم رف بالاتر 

      به دلیل عید و جا ب جایی خونمون چند ماهی فاصله افتاده بود بین باشگاهم 

      الانم ی انرژی خوبی هس تو باشگاه خوشم میاد عادت کردم نرم حس بدی پیدا میکنم 

      در کل سعیمو میکنم ک بگم من فقط برای سلامتی و خوش فرم شدن بدم میرم یعنی میرم ک شکل بدنم ک قراره با لاغری با ذهن لاغر بشه رو فرم بدم قشنگ ترش کنم هم تو اجتماعم و دوست پیدا کردمو میگمو میخندم  دیگه این تلقین رو ندارم ک ورزش منو لاغر میکنه 

      میگم بدن من ورزشو دوس داره چونکه باعث میشه جوون تر بمونم کلا هر فوایدی ک ورزش داره دیگه 

      بغیر از لاغری 

      بعدشم ک بعد وارد شدن به این سایت مطمان شدم دلیل چ من ۱۰۰درصد فقط از ذهن من بوده 

      الانم ک ی ریزه جمع تر شدم فقط ب خاطر داشتن اطلاعات جدیدی ک ب ذهنم دادم و خیلی جا دارم خیلی فایل ها هست ک باید گوش بدم و برام تکرار بشه 

      مهم اینه من دیگه افتادم تو مسیر لاغری پس نتایج کاملا شگفت انگیزی در انتظار من خواهد بود 

      واقعیت تا قبل آشنایی تصویر ذهنی لاغری من خیلی سخت در ذهنم شکل میگرف ولی الان خیلی بهتر شدم 

      یکی دیگه از باورهایی ک هست میگن قهوه یا چای سبز سوخت و ساز رو بالا میبرند 

      برا همین همیشه قبل از باشگاه قهوه تلخ میخوردم بدون شکر 

      ولی من باشکر دوس دارم 

      جدیدا زیاد رغبتی ندارم ک بخورم بخورمم طبق عادته 

      چون بهانه سوخت سازی ک پایین باشه یخوایم با چیزی خوردن مثل قهوه اونو بالا ببریم وجود نداره 

      و این فرمول از ذهن ما کاملا رد شدس و ما هممون ب ی اندازه در بدنمون سوخت و ساز داریم 

      لاغری اسان ترین کار دنیاست 

      سبکی بهترین حس دنیاست 

      الهی ب امید تو😍🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فهيمه
        ۱۴۰۱/۱۲/۱۳ ۲۱:۲۴
        مدت عضویت: 1205 روز
        امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 158 کلمه

        سلام زينب جان

        با نظر ت موافقم كه چقدر توي باشگاه به بدنمون فشار مي آريم ..چقدر باوراي غلط توي كله مون كردن كه قهوه سوخت و ساز رو بالا ميبره …من پارسال كه رژيم كتوژنيك رو داشتم و باهاش فست هم ميگرفتم …توي زمان فست فقط قهوه و چايي ميخوردم …بعد از چند ماه اختلالات هورموني رو توي بدنم مشاهده كردم ….در اين حين درباره خواص ماتچا تي هم خونده بودم و شروع كردم به خوردن ماتچا تي هر روز …نگو كه اونم كلي روي هورمون هاي بدن هم تاثير ميگذاشت…سرتو درد نيارم كلا قهوه و ماتچا رو گذاشتم …با اينكه خيلي هر دوتاشو دوست دارم جدا از اينكه سوخت و ساز رو بالا بياره يا نه …اما چون ديدم تغييراتي توي بدنم ايجاد كرده ، ترك كردم هر دو رو تا الان كه چندين ماه هيچ كدوم رو نخوردم احساس ميكنم اون اتفاقات توي بدنم رفع شدن …

        برا آرزوي سلامتي و موفقيت و متناسب شدن رو دارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا
      ۱۴۰۱/۱۲/۰۳ ۱۳:۳۹
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 311 کلمه

      سلام سلام

      این قسمت خیلی من رو به فکر فرو برد که واقعا چرا به سختی عادت میکنیم؟

      چرا وقتی میدونیم شرایط برامون مشکله باز هم ادامه میدیم ؟

      چرا تحمل میکنیم اما حاضر نیستیم همون انرژی رو صرف تغییر کنیم؟

      اما چیزی که بهمون تلنگر میشه که هی پاشو پاشو جای تو اینجا نیست  دیدن کسایی هست که خواستن تغییر کنن و حالا دنیاشون رو خودشون ساختن 

      وقتی میبینی یکی دیگه آرزوی تورو زندگی میکنه تازه یادت میاد که اینجا جای تو نیست و تو خواهی توانست زندگیت رو تغییر بدی  

      گاهی از اینکه چقدر با باورهای غلطت تحمل کردی شرایطی رو که دلخواهت نبود ولی فکر میکردی دنیا همینه و ادامه میدادی 

      شاید اولش به دلت بیاد که کاش منم این شرایط رو داشتم و بعد میگی کاش میتونستم شرایط رو تغییر  بدم  شاید به نظر تلاش هم بکنی که شرایط رو عوض کنی ولی بازم ته دلت میگی من دارم زور الکی میزنم 

      اما انگار از یه جایی به بعد دیگه ول میکنی دیگه میگی خدایا من نمیدونم واقعا من نمیدونم به هر دری زدم تا بشه و نشد هر کاری کردم نشد  من نمیدونم واقعا ته این دنیات چی میشه ولی واقعا دلم نمیخواد اینجا بمونم  و دلم میخواد منم خوشبختی رو تجربه کنم  و …

      واقعا نمیتونم بعدش رو توضیح بدم چون انگار بعد اون لحظه که از همه کنده شدی وقتی که دیگه فقط خودت میمونی و خودت صدای خدا رو میشنوی 

      نمیدونم چجوری ولی هر کسی که به تهش رسید و خودش رو رها کرد نور رو دید 

      وقتی به جای اینکه به ایکس و ایگرگ وابسته باشی به خودت و ندای درونت دل میبندی درها باز میشه و اشک شوق میشینه به چشمت که خدایا کجا بودم که تورو در خودم گم کردم؟ 

      اما خیلی خوشحالم خیلی خوشحالم خیلی خوشحالم قراره به تو بسپرمش و فقط تو امید و انگیزه و باور من باشی 

      امیدوارم هممون این حال رو تجربه کنیم 

      خدا اینجاست کافیه ببینیمش 🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار رقیه
      ۱۴۰۱/۱۲/۰۳ ۱۰:۵۱
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 220 کلمه

      با سلام خدمت استاد بزرگوار

      اول از همه اینو بگم که واقعا من هدایت شدم به این سایت  الانم هر چی فکر میکنم چطور و چگونه با این سایت آشنا شدم موندم خودمم.اینکه زمانی اومدم که خیییییلی از مسیرها رو رفتم و نتیجه نگرفتم بدتر هم شده ولی الان مطمنم مطمنم مسیرم رو درست اومدم ونتیجه خواهم گرفت.الان یه ماهی میشه من تو این سایتم و مطالب و مخصوصا دیدگاه دوستان و با عشق میخونم خیییییییلی از رفتارام عادتهام عوض شده ولی هنوز خلی باید کار کنم خیلی باید خودم رو کشف کنم.بزرگترین دلیل لاغر نشدن من ترس از چاق شدن هست من الان ۳۶ سالمهو تقریبا ۱۲ سال هست که دچار اضافه وزن شدم و تو این ۱۲ سال روزی نیست که غذا را با لذت خورده باشم همیشه ترس از خوردن و چاقی زهرمارم کرده و بدتر لاغر نشدم هیچ چاق هم شدم.چون تا الان فکر میکردم غذا چاقم کرده.الان یه ماهی هست هر روز به خودم میگم که غذا فقط برای تامین انرزی و زنده بودن و سالم بودنم هست و اصلا چاقم نمیکند بلکه در جهت لاغری من هست ولی باز  هنوز ترس رو دارم هنوز وقع خوردن دو دوتا میکنم هنوز باز لذت نمیبرم ولی مطمنم روزی خواهم رسید به اون چیزی که میخوام.چیکار کنم این ترسم بریزه ؟چیکار کنم که غذا تو ذهنم غول نباشه؟راهنمایی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار somi13700
      ۱۴۰۱/۱۱/۲۴ ۱۸:۳۹
      مدت عضویت: 2186 روز
      امتیاز کاربر: 8593 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 129 کلمه

      سلام 

      و عرض ادب خدمت دوستان متناسب و استاد عزیز

      اول اینکه خیلی از اسمش خوشم اومد بهانه بی بهانه

      وخیلی مشتاق شدم و چندبار هم گوش دادم و قشنگ متوجه شدم

      من قبلاً ازدواج وبارداری رو بهانه قرار میدادم برای اینکه چاقیم رو حفظ کنم و جالب برام الان چاقی رو یک معضلی که نمیشه حل کرد نگران نیستم و نگاهم به چاقی عوض شده یه مقطع از زندگیمه که بخاطر باورهای اشتباهم منجر شده و الان تصمیم و اراده من باعث میشه تا خیلی زود برطرف بشه

      حالا آگاه هستم که فقط خودم مقصر چاقیم هستم و همه ی اینها باورها و بهانه هایی بود در ذهنم که شناسایی کردم

       وبرای رفع شون نهایت تلاشمو خواهم کرد و من روز به روز دارم متناسب تر میشم الهی شکر 🌼✨🥳

      ممنون استاد عالی بود 🌼🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سپیده طارمی
      ۱۴۰۱/۱۱/۲۰ ۰۹:۱۹
      مدت عضویت: 1846 روز
      امتیاز کاربر: 921 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 116 کلمه

      سلام 

      بهانه بی بهانه 

      درسته با دارو چاق شدم اما الان چند ساله دارو نمیگیرم 

      درسته ورزش نمیکنم اما همین ماه قبل که باشگاه بودم به این نتیجه رسیدم با شکم بزرگ نمیشه خیلی از حرکت ها رو زد و تصمیم گرفتم اول شکمو کوچیک کنم بعد برای حفظ سلامتی برم باشگاه 

      درسته کارم پشت میزیه ولی همکار کناریم فوق العاده خوش اندامه 

      درسته من و خواهر و برادر بزرگم چاقیم اما بقیه خواهر برادرام خیلی خوش هیکلن 

      درسته الان چاقم ولی قبلا خیلی لاغر بودم و به همین ترتیب هر بهانه ای که تو ذهنم میاد بلافاصله مورد نقضش هم میاد 

      پس بهانه بی بهانه این دفعه اومدم واسه نتیجه گرفتن نه فقط شروع کردن و خسته شدن و رها کردن  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۰/۱۷ ۲۰:۱۵
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 467 کلمه

      سلام مجدد خدمت شما آقای استاد عطار روشن .

      هر چی بیشتر گوش میدم حسم عالیتر میشه .احساس میکنم دارم برای لاغر شدن تربیت میشم . هر آنچه در ذهن من هست رو دارم کنار میزارم و بی کم و کاست آنچه از شما میشنوم رو می پذیرم . 

      هر دلیلی که میاد توی ذهنم که میگه تو به این دلیل لاغر نمیشی رو دارم پاک می کنم . البته گوش دادن صحبتهای شما داره پاکش می کنه . امروز با چنان ارامشی خوابیدم که تمام خستگیها از تنم بیرون رفت . بدنم داره خودشو برای لاغر شدن آماده میکنه . من وارد دنیای لاغری شدم . انقدر به گوش دادن فایلها علاقه پیدا کردم که قرار امروزم و با دوستام کنسل کردم . گفتن خوش میگذره بیا امروز که مرخصی داری گفتم نمیام . کار دارم . منی که به هر دلیلی هر طور شده با دوستام میرفتم خوش گذرونی به راحتی قرارمو کنسل کردم . فکر می کنم این کار از همه ی کارام مهمتره . همین که ته دلم شاده برام کافیه . من اهل خوش گذرونی هستم ولی همیشه ته دلم به خاطر چاقیم ناراحت بودم و این ناراحتی خیلی اذیتم میکرد . الان خوشحالم که ته دلم شاد شده . من لاغر میشم . دارم مطمئن میشم که لاغر میشم .  امروز وقتی تمام دلیل چاق شدنامو پاک کردم چقدر سبک شدم . چقدر حالم خوب شد . انگار که یه باری از روی دوشم برداشته شده . کامنتای بچه ها رو هم دوباره خوندم . تمرکزمو فقط روی فایل امروز گذاشتم چندین بار گوش کردمش . حتی در کمال آرامش باهاش خوابیدم . چه خواب راحتی کردم .  دیگه دلیلی برای چاق موندنم نمیبینم . حتی دلیلی برای زیاده روی در خوردنم نمیبینم . اصلا امروز اشتهایی نداشتم . چون من فقط برای لذت بردن و فراموش کردن بار سنگین غصه هام لحظاتی به غذا پناه میبردم . الان میفهمم غذا پناه من نیود چون من فقط لحظاتی با اون شاد بودم ولی امروز اینجا منو تا حالا شاد نگه داشته . احساس می کنم دارم جون میگیرم قوی میشم . چاقی تمام توان منو کشیده بود .با اینکه استعداد زیادی دارم اصلا نمیدونستم به چی علاقه دارم . فکر چاقی دلایل چاقی تمام ذهنمو پر کرده بود و من فقط به این چیزا فکر میکردم انگار که هیچ وقت زندگی نمیکردم . الان دو روزه خیلی حالم بهتره . همین که درد چاقی رو دارم پاک می کنم خودش برام بزرگترین لذت میشه . امروزم چیزای زیادی یاد گرفتم . اخبار بد گوش نکنم . خودمو درگیر مسائل دیگران نکنم . اولویتم حال خوبم باشه . بهانه های چاق موندنم و پاک کنم . دیگه چاقی رو نپذیرم . فعلا با همین دوره ها  شخصیت چاقیم و پاک کنم .  بعد فایلهای محصولی  رو هم دونه به دونه خریداری می کنم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا