0

اعتیاد به غذا؛ دشمن خاموش تناسب اندام (گام ۱۰)

اعتیاد به غذا
اندازه متن

تا حالا شده یه کاری رو با کلی ذوق و انگیزه شروع کنی، اما بعد یه مدت، اون کار برات تکراری و خسته‌کننده بشه؟ 😑 با این حال، نمی‌تونی ترکش کنی؟ انگار یه نیرویی هست که هی تو رو وادار به ادامه‌ش می‌کنه؟

اگه این حس برات آشناست، باید بدونی اسم این پدیده می‌تونه «اعتیاد» باشه. مخصوصاً وقتی پای خوردن وسطه، یه نوع خاصی از اون شکل می‌گیره به اسم: اعتیاد به غذا 🍩🍕🍟

اعتیاد به غذا یعنی چی؟ 🤔🍫

اعتیاد به غذا یعنی وقتی یه نفر دیگه نمی‌تونه جلوی خودشو بگیره و هی می‌خوره، حتی وقتی واقعا گرسنه نیست.

این فقط یه اشتهای زیاد یا پرخوری ساده نیست، یه رفتار تکرارشونده و خارج از کنترله که آدمو به سمت خوردن می‌کشونه… حتی وقتی دلش نمی‌خواد بخوره! 😣

و حالا جالب‌ترین قسمت ماجرا! 😳👇

تحقیقات علمی، مخصوصاً مطالعه‌ای از دانشگاه Yale درباره نقش مغز در مقیاس اعتیاد به غذا نشون داده که مغز بعضی از افراد، نسبت به بعضی غذاها (مثل شیرینی، چیپس، فست‌فود یا بستنی) درست مثل مغز یه معتاد به مواد مخدر واکنش نشون می‌ده!

یعنی چی؟

یعنی خوردن یه قاشق بستنی یا یه تیکه شکلات می‌تونه همون قسمت‌هایی از مغز (مراکز پاداش یا reward system) رو فعال کنه که مواد مخدری مثل کوکائین یا هروئین فعال می‌کنن! 😱🍩

این یعنی اعتیاد به غذا یه موضوع جدی و علمیه، نه فقط یه بهونه برای پرخوری.

اعتیاد یعنی وقتی بدن و ذهن یه آدم برای ادامه زندگی عادی‌ش به یه ماده یا یه رفتار خاص وابسته می‌شن. حالا اگه اون ماده یا رفتار در دسترس نباشه، بدن و ذهن شروع می‌کنن به نشون دادن علائم محرومیت یا همون خماری. 😵

شاید شنیدن اصطلاح اعتیاد به غذا برات اولش خوشایند نباشه، چون خب ما همین‌جوری هم کلی قضاوت و برچسب از جامعه بابت چاقی شنیدیم… حالا یکی دیگه هم اضافه بشه؟ 😔

ولی بیاین صورت مسئله رو پاک نکنیم… چون این “اعتیاد به غذا” واقعاً وجود داره، واقعاً ذهن و جسم ما رو درگیر می‌کنه، و اگه درست بهش نگاه نکنیم، فقط عمیق‌تر و ریشه‌دارتر می‌شه!

اعتیاد به غذا

اعتیاد به غذا: پنهان، رایج و تشویق‌شده! 😳🍟

نکته عجیبه ماجرای اعتیاد به غذا اینه که برعکس اعتیاد به مواد مخدر که تو همه‌ی دنیا باهاش برخورد قانونی می‌شه، واسه این یکی نه‌تنها مجازاتی وجود نداره، بلکه کاملاً آزاد، دردسترس و حتی تحسین‌شده‌ست! 😅

یعنی چی؟ یعنی کافیه یه دور توی شهر بزنی…

رستورانا، شیرینی‌فروشی‌ها، فست‌فودها، بیلبوردها، حتی استوری‌های اینستاگرام و تبلیغات تلویزیون…

همه‌چی شده ویترینِ غذاهایی که مغز آدم رو وسوسه می‌کنه 🤤

🍩 اون‌ور یه معتاد باید قاچاقی بره دنبال مواد، اینجا یه فردی که معتاد به غذاست، فقط کافیه گوشی‌شو دربیاره، چندتا کلیک کنه، غذا دم در خونشه!

و حالا چرا اعتیاد به غذا این‌قدر خطرناک‌تره؟

  • 🔹 چون هیچ‌کس به چشم یه اعتیاد واقعی بهش نگاه نمی‌کنه
  • 🔹 چون پنهان و نرمال جا زده می‌شه
  • 🔹 چون کسی جلودارش نیست و از هر طرف تشویق می‌شی به بیشتر خوردن

و وقتی چاق می‌شیم، تازه زنجیره عوارض شروع می‌شه:

  • ❗ فشار خون بالا
  • ❗ دیابت نوع دو
  • ❗ بیماری‌های قلبی
  • ❗ مشکلات مفصلی
  • ❗ و حتی اختلالات روانی مثل اضطراب، افسردگی و اعتمادبه‌نفس پایین 😔

همه‌ی اینا فقط به‌خاطر اینه که مغزمون یه مسیر شرطی‌شده رو پیدا کرده:

  • «ناراحتی؟ بخور!»
  • «استرس داری؟ بخور!»
  • «حوصله‌ت سر رفته؟ بخور!»
  • «حتی خوشحالی؟ جشن = خوردن!» 🎉🍰

📚 مطالعات علمی (مثل تحقیق منتشرشده در Frontiers in Psychology) نشون می‌ده که اعتیاد به غذا از لحاظ اثرگذاری روی مغز، به‌طرز شگفت‌انگیزی شبیه اعتیاد به مواد مخدره.

یعنی مغز ما نسبت به قند، چربی و نمک دقیقاً همونجوری واکنش می‌ده که به کوکائین یا نیکوتین می‌ده! 😱

پس دیگه وقتشه که این اعتیاد پنهان رو جدی بگیریم… چون اگه بهش آگاه نشیم، یه عمر اسیرش می‌مونیم!

تنوع مواد غذایی = تنوع مواد اعتیادآور 🤯🍕

وقتی به اعتیاد به غذا به‌عنوان یه نوع اعتیاد واقعی نگاه کنیم، تازه می‌فهمیم که دنیای غذا چقدر پر از محرک‌ها و وسوسه‌هاییه که مثل مواد مخدر عمل می‌کنن.

فکر کن! 🤯

اگه مواد مخدر رو چند مدل بیشتر نیست (مثلاً الکل، نیکوتین، کوکائین و…)

ولی تو دنیای غذا؟

  • هزاران مدل شیرینی
  • صدها نوع چیپس و پفک
  • بستنی‌هایی با طعم‌های عجیب و غریب
  • سس‌های چرب و ترکیب‌های فوق‌العاده اعتیادآور 😋

🔻 این یعنی چی؟

یعنی تنوع مواد غذایی اعتیادآور خیلی بیشتر از مواد مخدره!

و ترکیب این تنوع با راحتی در دسترسی باعث شده سرعت چاقی تو دنیا مثل موشک بره بالا 🚀

اما یه سوال مهم:

اگه ما تو دوره‌های تناسب فکری می‌گیم غذا ذاتاً عامل چاقی نیست، پس چرا الان داریم از «مواد غذایی چاق‌کننده» صحبت می‌کنیم؟ 🤔

جواب اینه:

🍔 تا زمانی که یه فرد معتاد به غذا، از ته دل باور داره که “غذا باعث چاقی منه”

و در عین حال احساس می‌کنه نمی‌تونه جلوی خوردنشو بگیره… اون‌وقت تنوع بالا و دسترسی آسون به این غذاها = زمین خوردن دوباره و دوباره 😞

🧠 یعنی مشکل اصلی درون ذهن ماست، نه توی خود غذا!

برای همینه که خیلیا با وجود همین دنیای رنگارنگ و وسوسه‌گر، همچنان متناسب و سالم زندگی می‌کنن.

✅ پس نکته کلیدی اینه:

اول باید اون “ذهنیت چاق‌کننده” نسبت به غذا اصلاح بشه که این فرایند با استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز به خوبی انجام میشه.

گسترش چاقی

چطوری چاقی تبدیل شد به اعتیاد به غذا؟ 😳🍩

یه زمانی، غذا خوردن یعنی چی؟ یعنی فقط وقتی بدنمون نیاز داشت، یه چیزی می‌خوردیم. به اندازه، ساده، بدون دردسر.

ولی یواش‌یواش این رفتار طبیعی، تحت تأثیر کلی باور اشتباه و آموزش نادرست، رفت زیر خاک و یه چیز دیگه جاشو گرفت: اعتیاد به غذا.

🍕 از کجا شروع شد؟

از جایی که کارخونه‌های مواد غذایی، با طراحی بسته‌بندی‌های جذاب، اندازه‌های مصرف شخصی، تنوع بالا و کلی تبلیغ رنگارنگ، مغز و ذائقه‌ ما رو نشونه گرفتن. اونم نه با یه تیر، با یه ارتش کامل! 😅

🎯 ما هم که هنوز ته‌مون یه غارنشین حریصه، وارد فروشگاه یا مهمونی که می‌شیم، چشم‌مون شکار می‌کنه، دست‌مون می‌خره، ذهن‌مون مجوز می‌ده و معده‌مون همه‌چی رو جا می‌ده!

و اینطوری بود که کم‌کم، اعتیاد به غذا مثل یه ویروس پنهان، بینمون پخش شد.

👪 از خونه شروع شد

وقتی مامان‌بابا برای اینکه بچه‌شون “قوی‌تر” بشه، هی بهش غذا دادن، وقتی برای اینکه ساکت شه، با شیرینی و پفک سرگرمش کردن، وقتی جایزه‌ها شد خوراکی و نوشابه،

یه ذهن کوچیک یاد گرفت که:

📌 غذا = عشق 📌 غذا = شادی 📌 غذا = پاداش 📌 غذا = فرار از درد

🎉 حالا بزرگ‌تر که شدیم، چی شد؟

تا یه ذره ناراحت می‌شیم، می‌ریم سراغ یخچال،‌ تا استرس داریم، یه چیزی باید بخوریم.

خوشحالیم؟ بزن بریم بیرون، یه چیزی بخوریم، دورهمی، سینما، سفر، تفریح = خوردن خوردن خوردن 😵‍💫

🎯 نکته اینجاست که:

هیچ‌کس نمیاد ما رو بابت این رفتار “بازخواست” کنه! نه قانون، نه خانواده، نه جامعه

برعکس! همه جا داره بهمون می‌گه: “بخور! خوش بگذره!”

و اینطوری، اعتیاد به غذا شد تنها اعتیادی که نه تنها ممنوع نیست، بلکه تشویق هم می‌شه! 😶‍🌫️

🧠 تازه تحریکات حسی هم به کمکش اومدن

صدای ترد چیپس، بوی نون داغ، رنگ شیرینی‌ها، بافت خامه، طعم قهوه…

و این یعنی: حتی اگه گرسنه هم نباشی، مغزت می‌خواد بخوره! 🤯

قانون اساسی چاقی
لاغری با ذهن
اعتیاد آسان چاقی

راه نجات چیه؟ قانون‌های شخصی برای رهایی از اعتیاد به غذا 👇

تحقیقات نشون داده با تمرین ذهن‌آگاهی، تصویرسازی ذهنی، و تغییر باورها درباره غذا می‌تونیم اعتیاد به غذا رو کنترل و حتی درمان کنیم.

مغز انعطاف‌پذیره. یعنی همون‌طور که یاد گرفته با غذا حال خوب کنه، می‌تونه یاد بگیره با چیزهای دیگه هم حال خوب کنه 🧠🌱

پس بیاین با هم یه تصمیم بگیریم:

از امروز، من مسئول رابطه‌م با غذا هستم. نه تبلیغات، نه خاطرات کودکی، نه عادت‌های غلط.

✨ اما اگه می‌خوای این تغییر رو سریع‌تر و اصولی‌تر تجربه کنی، بهترین قدم استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغزه.

این دوره مثل یه نقشه عملیه که بهت کمک می‌کنه فرمول‌های اشتباه ذهنی‌ت رو بازنویسی کنی، craving یا همون ولع غذایی رو کنترل کنی، و به آزادی واقعی از اعتیاد به غذا برسی.

این بار، تنها نیستی… این دوره همراه توئه برای شروع یه زندگی تازه. 🌈

✍️ تمرین آموزشی | گام عملی برای شناسایی اعتیاد به غذا 🍩

حالا که متن و ویدیوی آموزشی این جلسه رو دیدی، وقتشه دست‌به‌قلم بشی و خودت رو در آینه رفتارهای غذایی‌ات ببینی.
لطفاً به سوالات زیر توی بخش نظرات جواب بده 👇

  • فکر می‌کنی اعتیاد به غذا چطوری به شکل پنهان اما جدی وارد زندگی ما شده؟ آیا واقعاً چاقی می‌تونه یه نوع اعتیاد باشه؟
  • چه وقت‌هایی تحت تأثیر تبلیغات، مهمونی، خانواده یا اطرافیانت، بی‌دلیل و بی‌نیاز غذا خوردی؟ مثال بزن!
  • نظرت درباره تأثیر مکان‌هایی مثل رستوران‌ها، اپلیکیشن‌های سفارش غذا، یا تبلیغات تلویزیونی در گسترش اعتیاد به غذا چیه؟
  • تا حالا شده چون پول غذا رو دادی، خودتو مجبور به خوردن کل غذا کنی؟ یا چون سهم تو بوده، تا تهش رو بخوری؟ بنویس چی باعث این رفتار شده 🧠

🎥 از ویدیوی آموزشی ایده بگیر و یه تمرین مخصوص به خودت طراحی کن!
اون تمرین رو هم توی بخش نظرات با ما به اشتراک بذار تا بقیه هم ازش استفاده کنن 💬🧡

👇 منتظرم که تمرینت رو توی بخش نظرات ببینم!  📝💬🧠

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.14 از 185 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=10289
334 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 966 کلمه

      سلام و عرض ادب خدمت دوستان گرامی و استاد عزیز 

      اعتیاد آسان 

      اولین بار ک این فایلو گوش دادم ی مرور و مقایسه ای کردم خودمو با ی فرد معتاد ب مواد مخدر، و چقد برام عجیب بود و باور نکردی،منم کاملا ب این اعتیاد در ظاهر شیک وآسان  مبتلا بودم،و‌هیچ‌منعی ک نداشتم هیچ کلی هم تشویق میشدم برای مصرف،و مواد هم ک خیلی اسون در دسترس ،یعنی تمام رفتارای منم در مقابل مواد غذایی درست شبیه رفتارهای ی فرد معتاد در مقابل مواد،

      یادم میاد چقد در برابر غذا حریص بودم و وقتی ک مواد غذایی ک از قبل در ذهن خودم با توصیف هایی اونو خوشمزه کرده بودم ضعیف و ناتوان میشدم و هیچ کنترلی برای نخوردنش نداشتم ،من اونقد ب خوراکی ها معتاد بودن ک گاهی ک تو خونه ی خوراکییو نداشتیم و من دلم میخواست با وجود سختی و لباس پوشیدن وفروشگاه رفتن من این کارو انجام میدادم و حتی اگه شبم بود و دلم میخواس اگه میخوابیدم ک تمام فکر و ذکرم میشد اون خوراکی و برای همین بیشتر مواقع ترجیح میدادم برم و اون مواد رو تهیه کنم و مصرف کنم خب ی معتاد ب مواد مخدرم دقیقا همینه حالتش فقط چون اون مواد مخدر براش ی قوانین و محدودیت هایی هس و در جامعه اونو بد میدونیم با ی دید دیگه نگا میکینیم در حالی ک از نظر روحی روانی وذهنی و رفتاری برخورد من با مواد غذایی دقیقا شبیه ی فرد با مواد مخدر بود وهر دو این رفتار اختلال روانیه،یاد وقتایی ک رژیم بودم میوفتم دقیق مث فردی داره توی فیلما دیدم ک برای ترک مواد مخدر داره اقدام میکنه ،حالت پریشون ،عصبی ،مدام فکرش دنبال مواد و بیحال و سردرد ، همین هم نشون دهنده ی اینه ک نمیشه با ذهن ب طور فیزیکی درگیر شد برای ذهن مواد غذایی یا مواد مخدر هر دو یکین یعنی تکرار کردنشون باعث عادت شده وذهن دچار اختلال شده و از حالت عادی وطبیعیش خارج شده  ،و ترک و یهویی و مصرف نکردن و فشار فیزیکی هر دو برای ذهنی ک قبلا کلی باور برای مصرف و توجیح برای مصرف بهش اموزش دادیم و تکرار کردیم سخت و نشدنیه ، من از بچگی از طریق مامانم تشویق ب استفاده مواد غذایی بیش از نیاز بدنم بودم ،و این کار تحت عناوین مختلف انجام میشد ،اینکه بخورم مریض نشم ،قوی بشم ،بخورم چون خوشمزه اس ،بخورم ک بمونه اصرافه و‌گناهه،الان مهمونیه ،الان مسافرته ،الان اومدیم باغ،عیده ،ویا فیلم میبینم باید بخورم حال بده ،عصر بیدار شدم ی چی بخوزم ..،و کلی دلیل های دیگه ک منو تشویق ب خوردن و عادت ب پرخوری میکردواین روند ک مدام تکرار میشه، میشه ی رفتار عادی و بعد از اینکه خودم بزرگ شدم بر اساس رفتار بزرگترها ک دیدم واموزش دیدم منم بقیه رو تشویق ب استفاده بیش از اندازه مواد غذایی میکردم، وقتی با دوستان بیرون میرفتیم ویا گردش ودور همی با اصرار زیااد از دیگران میخواستم ک از مواد غذایی و خوراکی موجود استفاده کنن و هیچوقت فکر نمیکردم ک اینکارم چقد ممکن ب طرف مقابلم با تکرار اسیب بزنه ،

      من هم از همون ی سال قبل اینا ک این فایلو برای اولین بار گوش دادم خیلی قوانین برای خودم در نظر گرفتم 

      اینکه من حق ندارم ک ب کسی تارف مصرف چیزی رو بکنم طرف مقابلم خودش میدونه نیاز بدنش چیه،یعنی بارها شده مهمونی اومده خونه یا بیرون رفتیم با بقیه سعی میکنم ک اگه قرار ب پذیرایی باشه اونارو روی میز بچینیم تا خود فرد تصمیم بگیره ک چی میخوره و خیلی وقتا پیش اومده ک مامانم مدام‌گفته پاشو پذیرایی کن و فلان چیزو تارف کن و اگه هم مجبور شده باشم فقط در خد ی بفرمایید بوده و دیگه کاری نداشتم ک تصمیم طرف مقابل چی بود 

      دوم اینکه برا خودم قانون گذاشتم ک حق ندارم هر تارفی رو قبول کنم وقتی بهم چیزی تارف میشه ی لحظه ب احساس هام و نیاز هام توجه‌کنم ،ایامن الان نیاز ب خوردن چیزی دارم؟؟ایا من الان تصمیم ب خوردن چیزی داشتم ؟ و وقتی ک نیاز نداشتم رد کردم تارفو میگم ک مدتی شاید زمان برد خیلی وقتا برای خودم یاداشت میکردم ک من فلان جا نیاز نداشتم و اون تارفو رد کردم و از موادی ک بهم تارف شد مصرف نکردم و همین کلی برای. من تشویق میشد و لذت میبردم اوایل خب سخت بود اطرافیان برحسب عادت وقتی ک پاسخ رد میدادم اصرار میکردن ولی ب مرور قانع شدن و پذیرفتن ک وقتی میگم نه ،یعنی واقعا نیاز ب مصرف اون ماده ندارم و مث قبل تارف الکی نیس،خب منم مث خیلی از افراد چاق و معتاد ب مواد غذایی همیشه دوس داشتم ک بهم تارف بشه و من بتونم با خیال راحت وبیشتر مصرف کنم و خیلی اسون ب مواد غذایی معتاد بودم 

      سوم مواد غذایی فقط برای تامین نیاز بدن برای تولید انرژی هست و هیچ دلیل دیگه مثل خوشمزه بودن،خوردن برای تفریح،شادی ،ناراحتیوعصبانیت و لذت و ……قابل قبول نیس و من در صورتی از مواد غذایی بالذت استفاده میکنم ک ب اندازه نیاز بدنم باشه و بعد از دریافت پیغام سیری چراغ اخطار و قرمز رو توی ذهنم شروع میکنم ک اینا الاان ممنوعه و تو داری از قوانین لاغری و تناسب تعدی میکنی و زیرپا میزاری و جریمه میشی 

      چهارم خوردن تفریح نیس واگه حوصلت سر رفته میری دنبال ی تفریحی ک در مسیر و همسو با تناسب وخواستت باشه واینجوری هم لذت بخشه و هم کلی خوش میگذره وهم ی جایزه هر چند کوچک برای خودم در نظر میگیرم ،مثل دور زدن یا پیاده روی با فایلای پیاده روی ک کلی حال خوب ب همراه داره و یا گشتن تومراکز خرید 

      تو این مدت گاهی خطا رفتم ولی مسئولیتش روپذیرفتم وب خودم گفتم ک تعدی از قانون داشتی بس باید جبران بشه ،و اینجوری دیگه مدام عذاب وجدان و ناراحتی بیشتر سراغم نمیاد وسعی در جبران و رفتار درست در مواجه های بعدی میشم 

      خدایا شکرت برای این اگاهی های مفید وسازنده 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۱/۰۳/۰۹ ۱۴:۳۰
      مدت عضویت: 2495 روز
      امتیاز کاربر: 7370 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,060 کلمه

      سلام به تمامی دوستان خوبم 

      من ایمان دارم که میتونم متناسب بشم و بر خلاف گذشته ی خودم چاقی در جسمم رو اصلا طبیعی نمی‌دونم و اون رو  چیز نادرست و عجیب و غیر معقولی  می‌دونم .

      و اما این جلسه در مورد قانون میخواهیم حرف بزنیم ما در تمام جنبه های زندگی مثل درس‌خواندن و خریدن و رانندگی کردن و یا … قوانینی داریم که باید به اونها عمل کنیم قوانین دو دسته هستن قوانین منع کننده وقوانین …

      و دولت با اجرای قوانین منع کننده مانع از اجرای یه سری کارهای خلاف و جرم میشه .

      و اما یه سری کارها  در جامعه هستن که برای اونها  هیچ قانونی وضع نکردن و همچنان مردم در اجرای اونها آزاد هستن مثل فروش دخانیات و مصرف دخانیات و ما می‌بینیم چون برای مصرف  اون قانونی نگذاشتن مردم به راحتی میخرن ومصرف میکنن و اما میبینیم  که برای مصرف مواد مخدر که قانونی در نظر گرفته شده  و به راحتی در اختیار مردم نیست مردم   مثل سبگار  اینقدر راحت و زیاد مصرف نمیکنن.

      پس کی این قانونها  رو تعیین می‌کنه دولت ؟؟ مردم ؟؟یعنی من باید  منتظر بمونم تا دولت بگه این کار جرم هست و مجازات داره تا من مصرف نکنم ؟؟یعنی اگر اون نگه من باید مصرف کنم ؟؟واقعا اگر مواد مخدر دیگه مثل  شیشه هم فروشش مثل سیگار  آزاد میبود ما باید این همه افراد مبتلا به شیشیه  در جامعه پیدا میکردیم ؟؟؟

      واقعا موضوع جالبی هست .

      من یکم با خودم دارم فکر میکنم. یعنی اگر شیشه  هم  آزاد باشه و قانونی برای اون  نباشه ما باید این همه افراد مبتلا داشته باشیم ؟؟یعنی هیچ کس نباید خودش  به فکر خودش باشه ؟؟؟

      حالا یه سوال چرا باید این همه فرد چاق در جامعه باشه ؟؟ سیگار چون راحت دسترس هست خیلی تعداد افراد مبتلا به اون بیشتر از مواد مخدر دیگه هست و به همین دلیل چون مواد غذایی زیاد هست تعداد افراد چاق بسیار بیشتر ازمتناسبها هست . چرا من فکر میکنم با وضع قوانین و یه سری محدودیتها  من باید درست رفتار کنم .

      چاقی اعتیادی هست  که اصلا برای اون جرم و مجازاتی نه تنها در نظر گرفته نشده بلکه افراد رو تشویق به مصرف اون هم میکنن و این اعتیادی هست که خیلی راحت گسترش پیدا می‌کنه و از سن کم والدین  فرزندان رو به این اعتیاد گرفتار و تشویق میکنن و رهایی از اون سخت هست و اگر هر بار ما  به این اعتیاد گرفتار بشیم خیلی سخت از اون رها میشیم اعتیادی که مبتلا شدن به اون نشانه ی احترام هست و بدون سر و صدا و لذت وارد بدن ما میشه و زندگی رو سخت می‌کنه .

      چاقی اعتیادی هست که هیچ قانون و خط قرمزی ندارن 

      چاقی ارزانترین نوع اعتیاد هست .

      بهتر هست برای سلامتی خودمون و فرزندانمون قوانینی وضع کنیم تا اونها رو ازاین اعتیاد رها کنیم  پس باید به رفتار خودمون نگاه کنیم تا رفتارهایی که باعث این اعتیاد میشه رو پیدا کنیم 

      واقعا من تا به اینجای فایل منقلب  شدم و وحشت کردم  من هر بار این فایل رو گوش میدم دگرگون میشم چون یه عمر به من گفتن اعتیاد آدم رو بدبخت می‌کنه بیچاره می‌کنه و دیدم افراد معتاد چه زندگی افتضاحی دارن چقدر حالشون بد و در اوج ذلت  دارن زندگی میکنن که بعضیاشون  واقعا بمیرن بهتره تا زندگی کنن و اما حالا میبینم که استاد داره به راحتی به افراد چاق این لقب رو میده واقعا ، واقعا از ته دلم برای خودم و فرزندانم و تمام افراد اطرافم نگران میشم  که نکنه وارد این دام خانمان‌سوز چاقی بشیم ؟؟؟  و بر ای هر کس که چاق هست از ته قلبم افسوس میخورم و  اما حالا عجیبی دارم از یه طرف دیگه بسیار  خوشحالم که آگاه شدم و این آگاهی های ناب رو دارم که میتونم خودم و هر کس در مسیر این آگاهی ها باشه رو از این اعتیاد نجات بدم واقعا نمی‌دونم چی بگم ؟؟فقط باید بگم وای بر من در گذشته و باید بگم خدایا سپاسگزارم که در این مسیرم و نجات پیدا کردم چون من کسی بودم که در گذشته دقیقا گرفتار همین چاقی بودم و نه تنها خودم گرفتار شده بودم با تمام وجودم تلاش می‌کردم فرزندانم رو هم گرفتار کنم تازه با این نگاه که کارم درسته  و این یه لطف که در حق بچه هام و همسرم میکنم وای بر من در گذشته  با خودم و عزیزانم چه میکردم ؟؟

      همین دیشب در جمعی بودم   که می‌دیدم یه مادر داره با هزار تا ترفند به زور غذا  وارد بدن بچه ای میکنه که بسیار زیبا و خوش اندام بود و اما اون بچه قبول نمی‌کرد بخوره اما مادرش کلی وعده داد و کلی تهدیدش کرد اما اون بچه راضی نشد تازه.  مادرش از من خواست بهش بگم اگر غذا نخوره بزرگ نمیشه و … اما من فقط ناراحت شدم و گفتم تو رو خدا اینطور نکن اجازه بده آزاد باشه و هر طور که نیاز داره بخوره و امروز باشنیدن این فایل برام مرور شد که چقدر این مادر ناآگاهانه داره فرزندش رو گرفتار اعتیاد چاقی  میکنه و تازه بسیار احساس خوب و عالی داره که تونسته به زور چند قاشق بهش غذا بده .من میبینم همین مادر رو که بارها برای آرام کردن فرزندش در موقع گریه از خوراکی استفاده می‌کنه و حتی چندین بار هم تذکر دادم فلانی کارت اشتباه اما اصلا به دنبال این حرفها نیستن  من میبینم که اطرافیانم با تعارفهای بی جا  باعث تشدید چاقی در بدن اطرافیانمون میشن و چقدر از وقتی که این آگاهیها رو پیدا کردم سعی میکنم در رفتارهای خودم با فرزندانم تجدید نظر کنم در رفتارهای خودم با مهمانانم و اطرافیانم تجدید نظر کنم و به هیچ کس دوست ندارم اصرار به خوردن کنم ؟؟ اصلا این کار در ذهن من  تبدیل به یک کار خطر آفرین شده و واقعا  به راحتی زیر بار این کار نمیرم  شاید یه جایی با مهمانی رو در بایستی داشته باشم و یک یا دو  بار اصرار کنم اما از درون ناراحتم که کارم اشتباه هست باید من باعث گسترش این اعتیاد در بین اطرافیانم نباشم و سریع به خودم میام و دیگه انجام نمیدم .

      من عاشق همسر و فرزندانم و خودم هستم پس هرگز ،هرگز،هرگز اونها رو به زور وادار به خوردن هیچ مواد غذایی نمیکنم شاید گاهی اوقات خطاهایی داشته باشم  اما سریع این آگاهیها در گوشم زنگ میخورن و دیگه ادامه نمیدم و به دنبال رفتار درست میکردم و اون رو انجام میدم خدا رو سپاسگزارم برای  این همه آگاهی عالی که در اختیارم هست .

      من واقعا در گذشته تلاش می‌کردم برای مصرف مواد غذایی بیشتر و همیشه حواسم بود که سر  ساعت مواد غذایی مصرف کنم و هیچ وقت دوست نداشتم کسی در خوردن با من شریک بشه  چقدر با خانوادم و اطرافیانم بحث میکردم که چرا مواد غذایی بیشتر رو به من ندادن چقدر به دنبال جاهای جدید برای خوردن بودم و متاسفانه همین آگاهی ها  رو به همسرم و فرزندانم تا حدودی میخواستم انتقال بدم اما خدا رو شکر موفق نشدم و اگر شدم خیلی کم ومقطعی  بود و الان از وقتی در مسیر درست هستم حتی همسرم و فرزندانم متناسب تر شدن من خودم تقریبا سه سال میشه که به دخترم زور نمیگم در خوردن و ایشون کلی ریزش،سایز و وزن  داشته و همه بهش گفتن چقدر لاغر شدی چی کار کردی ؟؟خودش هم دقیق نمیدونه اما من می‌دونم چی شد چون دیگه بهش  در خوردن زور نمیگم. چون تشویق به خوردن نمیکنم چون در اطراف اونها کلی خوراکی خوشمزه نمی‌زارم تا اونها رو ترغیب به خوردن کنم و هزارتا کار دیگه که همش مدیون سایت تناسب فکری هستم حتی همسرم که واقعا لاغر بود اما با آموزشهای چاقی من بعد از ازدواج دیدم  ایشون رو هم چاق تر کردم اما بازم بعد از بودن در سایت تناسب فکری چون دیگه بهش اجبار نمیکنم که چرا نخوردی و ته مانده‌ی ظرفت رو بخور  و …ایشون کلی لاغر تر شده  و پسرم رو هم که خدا رو شکر  به موقع رها کردم  و هنوز اولش بود که باید به اندازه ای که من میگفتم در همون ساعتی که من میگفتم  غذا میخورد اما بسیار همه ازاین عادتهای من ناراحت بودن بچه هام حتی  گریه میکردم و بحثمون میشد اما من روی حرفم می‌موندم و با هزار ترفند غذا به زور وارد بدنشون میکردم اما از وقتی وارد این راه شدم تمام اون کارهای گذشته رو رها کردم اصلا تغییر کردم از درون و بیرون تغییر کردم چقدر روابطم به بچه هام و همسرم بهتر شد چقدر با خودم بهتر رفتار میکنم واقعا خدا رو سپاسگزارم .

      من آگاهانه قوانینی برای منع ترویج چاقی وضع کردم که :

      خوردن به جای شادی کردن نباید باشه 

      سر و صدای بچه هام رو با خوردن آروم نکنم 

      با خانواده بودن دور میز مصرف مواد مخدر نباید باشه 

      به دعوت افراد برای مصرف بیشتر مواد مخدر پاسخ مثبت ندیم .

      به دیگران اصرار  به خوردن مواد مخدر بیشتر نکنم 

      به دنبال ترک اعتیاد خودمون باید باشیم .

      این اعتیاد چند ویژگی داره که از بقیه ی اعتیادها خطرناک تر هست :

      اول اینکه این چاقی  پذیرفته شده هست و اصلا زشت نیست .

      دوم اینکه در دسترس بودن این مواد مخدر هست که بینهایت وجود داره در رنگها وطعم های مختلف هست که کار رو دشوار  می‌کنه .

      سوم اینکه ارتباط دادن این مواد مخدر با موضاعات  مختلف هست .ما مصرف میکنیم برای تفریح کردن ،مصرف میکنیم برای لذت بردن ،مصرف میکنیم برای احترام گذاشتن ،مصرف میکنیم برای کنترل خشم ،مصرف میکنیم برای سرگرم. شدن ،مصرف میکنیم برای قویتر شدن ،و….بینهایت مورد مصرف داره که خطرناک هست 

      من دیدگاهم باید به چاقی تغییر کنه من قبلا فکر میکردم چاقی من به خاطر اشتهای و یا دارو و سن و زایمان و کم تحرکی و مواد غذایی و … هست اما حالا میدانم که در گذشته و شاید هنوزم گاهی اوقات من به چاقی اعتیاد پیدا کردم  و من مقصر هر کیلو اضافه وزنم هستم چون هیچ دارو و قرصی من رو اینقدر چاق نمیکنه و این رفتارهای من هست که باعث چاقی من میشن و من می‌خوام از این اعتیاد پاک بشم و تا حدودی موفق بودم و اما هنوزم باید پاکتر بشم و فقط از طریق ذهنی می‌خوام پاک بشم و به لطف خدا من در شرایطی هستم که نتیجه ی خوبی  گر قدم و دیگه  اصلا برام طبیعی نیست که چاق باشم  و تا ابد چاق بمانم من دیگه برای چاقی خودم هیچ دلیلی نداریم و به لطف خدا نتایج خوبی هم داشتم 

      من به فکر ترک اعتیاد خودم بیشتر از قبل هستم و می‌خوام زندگی جدیدی برای خودم بسازم :

      من به جای پرخوری کردن در مسافرت بیشتر میگردم و از مکانهای جدید لذت میبرم .

      من به جای پرخوری کردن در عید نوروز و دید و بازدید  شادی میکنم و با اطرافیانم ملاقات میکنم .

      من به جای پر خوری کردن در ماه رمضان و محرم با به اندازه خوردن حال بهتری برای ادامه راه خواهم داشت .

      من به جای پرخوری در دور همی و مهمانی از وجود اطرافیانم و مکان جدید لذت میبرم 

      من به جای پرخوری در پارک و باغ و فضا سبز از آسمان زیبا و درختان و صدای پرنده ها و طبیعت لذت میبرم 

      من به جای پرخوری در عروسی و تولد شادی بیشتری میکنم .

      من به جای پرخوری در رستوران و فست فود با به اندازه خوردن احساس قدرت میکنم 

      من به جای پرخوری  در سینما و تاتر از اون فضای شاد لذت میبرم و کلی میخندم .

      من به جای اینکه در مواقع حوصله سر رفتن هام  غذا بخورم از خونه بیرون میرم یا فایل گوش میدم یا مطالعه میکنم .

      من به جای اینکه در هنگام خوشحالی بخورم بیشتر حرف میزنم و یا شادی میکنم 

      من به جای اینکه وقتی جایی از بدنم درد کرد بخورم اول به دنبال درمان اون میرم .

      من به جای اینکه انتقام پول داده رو هر جاییی با خوردن در بیارم از اون هوا و فضا لذت بیشتری میبرم .

      من به جای اینکه به کسی با تعارفهای بیشتر احترام بزارم باهاش هم صحبت میشم و حرفهای آموزنده و خوب میزنم و به ایشون محبت زبانی و یا بدنی میکنم .

      من به جای اینکه غذایی اسراف نشه و بخورم ما بقی  غذا رو داخل کیسه ای میریزم و برای پرنده ها و حیوانات میبرم .

      من به جای اینکه به خانوادم در خوردن اصرار به خوردن نکنم کمتر غذا درست میکنم .

      من به جای اینکه به میزبان احترام بگذارم هرگز غذای اضافی وارد جسمم نمیکنم و خیلی راحت میگم میل ندارم .

      من به جای اینکه هر وعده ی غذایی خودم رو با زیاد خوردن خراب کنم فقط به اندازه نیازم میخورم و لذت میبرم .

      من به جای اینکه بگم این غذا مقوی هست باید بیشتر بخورم با به اندازه خوردن در زمان گرسنگی. خودرو قوی میکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ملکه عشق
      ۱۴۰۱/۰۱/۰۱ ۲۳:۱۶
      مدت عضویت: 2074 روز
      امتیاز کاربر: 10813 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,111 کلمه

      به نام خدایی که انتخابم کرد 

      به زمانبندی خداوند اعتماد دارم 🦋

      سلام و درود دوستان مشتاق یادگیری سالی مملو از عشق و ثروت و سلامتی و سعادت براتون آرزومندم 🍃🌸

      چاقی اعتیاد آسان است مراقب باشید تکرار(۲)

      هر عاملی که به صورت اختلال روانی منجر به رفتار تکراری یا مصرف موادشیمیایی به صورت طبیعی در افراد بشود که کنترل اراده در انجام ندادن آن رفتار تکراری را نداشته باشند و به نوعی دچار ضعف در مقابل آن رفتار تکراری شوند اعتیاد تلقی می گردد .

      اعتیاد یک بیماری کشنده و پیش رونده و بسیار خطرناک است و برای شناخت مسیر لاغری باید از مسیر چاقی خود آگاهی داشته باشیم تا به شناخت بهتری از روند تغییر افکار و جسم خود دسترسی پیدا کنیم .

      در تمام جوامع و حکومتها قوانینی وضع شده است که حدومرز را در جنبه های مختلف زندگی مشخص می کند مثل قوانین اقتصادی یا قوانین دانشگاه و مدارس و رانندگی و قوانین کیفری و املاک و …

      قوانین مثل ریلی برای حرکت یک قطار هستند که برای  پیشگیری از آسیب فردی و جمعی افراد جامعه وضع می شوند .

      قوانین دو دسته هستند هدایت کننده و باز دارنده (منع کننده )

      بازدارنده ها مثل منع قاچاق کالا یا اسلحه و مواد مخدر

      یعنی منع کننده کارهای خطر آفرین .

      ولی همچنان در جوامع موضوعات مهم و خطر آفرینی هستند که هیچ قانونی براشون وضع نشده است .

      مثل مصرف دخانیات ..در چند سال اخیر با یک حرکت فرهنگی گسترده استعمال دخانیات در امکان عمومی ممنوع شد و تا قبل از اون فردی که اعتیاد به مصرف سیگار داشت با قیافه ای حق به جانب در تاکسی یا فروشگاه ها و سینما و …خیلی راحت رفتارش را تکرار می کرد .

      بارها دیدم روی بسته های سیکار تصویر یک ریه سالم و در کنارش ریه آسیب دیده کشیده شده ،صحبت از سرطان شده ولی در نهایت به وفور و با قیمت مناسب در دسترس همگان یافت میشود.

      آیا اگر شیشه و کراک و قرص اکس هم انقدر به وفور و در دسترس و ارزان یافت می شد انقدر مبتلا داشتیم !؟     

      یعنی باید منتظر باشیم تا قوانین برای ما و زندگی و سلامتیمون حدومرز تعیین کنند؟!..یا خودمون آگاهانه به فکر خودمان باشیم ؟!

      چاقی اعتیاد ارزان است به مصرف خوراکی !..

      با انواع تبلیغات رسانه ای تشویق به مصرف بیشتر می شویم همه جا به راحتی و به وفور در انواع طعم و رنگ و با بسته بندی های شکیل یافت می شود به سرعت درجهان گسترش می یابد .

      خانواده ها فرزندان خود را ناآگاهانه برای تفریح و سرگرمی تشویق به خوردن می کنند .

      در دورهمی  و جمع ها مواد غذایی را با اصرار به دیگران تعارف می کنیم و سفره های رنگین و تحریک کننده پهن می کنیم و دوست داریم دیگران هم برای خوردن به ما اصرار کنند و مواد غذایی بیشتری به ما تعارف کنند .

      پول خود را جمع می کنیم تا برای سوپرایز کردن عزیزانمون به رستوران بریم .مواد غذایی مورد علاقه خود را ذخیره می کنیم یا از دید دیگران مخفی می کنیم .در جستجوی بهترین رستوران و کافی شاپ و قنادی هستیم و به دیگران پیشنهاد می دهیم .برای خوردن و گرفتن حق اعتیاد با دیگران می جنگیم 

      اعتیادی که زشت نیست 

      در دسترس بودن و بی نهایت رنگ و طعم دارد  

      ارتباط دادن مواد غذایی با موضوعات مختلف مثلا برای لذت بردن و تفریح می خوریم برای سلامتی و قوی شدن می خوریم برای سرگرمی و یا کنترل خشم و احساسات خود می خوریم.

      چاقی ما به خاطر ژنتیک نیست ارثی نیست به خاطر تیروئید نیست فقط به خاطر اعتیاد به مواد غذایی هست . از نظر پزشکی تیروئید در نهایت ۵کیلو اضافه وزن بیاره ولی افراد چاقی هستند که ۵۰کیلو اضافه وزن دارند و دلیل چاقی خود را تیروئید می دانند .

      موضوع گسترش و شیوع چاقی در جهان خیلی ذهنم را مشغول کرد ما همیشه بعضی از کشورها را پیشرفته می دونیم در صورتیکه چاقی در تمام کشورهای به اصطلاح به روز از نظر دانش علم و تکنولوژی هم در حال گسترش هست و بعید می دونم فردی باشه که از چاق بودنش کاملا احساس رضایت داشته باشه هرچقدر هم انسان موفقی باشی و خودتو کاملا بپذیری درونت خلأیی حس می کنی همان که هست و می خواهی باشی .

      پس موضوع ذهنی هست نوعی اختلال روانی و ربطی به عوامل شرایط بیرونی نداره این همه سال که افرادمعتاد را قضاوت می کردیم نمی دانستیم که خود هم به گونه ای خطرناکتر به مواد غذایی اعتیاد داریم این نوع پذیرش خیلی احساس پذیرش و مسئولیت پذیری بهم میده !… 

      موضوع چاقی و اعتیاد به آن باعث کارآفرینی بسیاری از افراد شده است که دانسته یا نادانسته از افراد دارای اضافه وزن بالا سواستفاده می کنند که اصولا این افراد خودشان متناسب هستند و هیچ شناخت و درکی نسبت به افکار و احساسات افراد چاق ندارند.

      به لطف خداوند از زمانی که با سایت تناسب فکری آشنا شده ام آگاهی های ارزشمندی کسب کردم و امروز به این موضوع آگاه تر هستم منم قبلتر برای سرگرم کردن فرزندانم و یا منصرف کردنشون از دیگر خواسته هاشون بهشون خوراکی می دادم چون از کودکی خودم اینگونه آموزش دیده بودم الآن متوجه یک فرمول ذهنی مخرب دیگرم هم شدم دختر ۴ساله من بسیار متناسب هست و از نظر پزشکی و نمودار زیر خط قرمز هست ومن چند سال اول با رنج و ترس و خشم این بچه را وادار به خوردن می کردم ولی واقعا بدنش قبول نمی کرد تا روزی که در مسیر خودشناسی رشد طبیعی آن را به خداوند و هوشمندی سپردم و رها شدم اما هر زمان بد خلقی کنه میگم تو گرسنه ای چون غذاتو نخوردی !..

      به لطف خداوند مدتی است دیگر در جستجوی روش طبخ غذاهای جدید نیستم همیشه یک مدل غذا درست می کنم و در سفره های رنگین یک مدل غذا انتخاب می کنم و برای تست شاید یک یا دوقاشق از غذای دیگر میل کنم در فروشگاهها کمتر به مسیر تنقلات می روم در رستوران برای ۴نفر به اندازه دونفر غذا سفارش می دهیم غذا خوردنم کمتر وابسته به ساعت شده و برای تقاضا صبورتر شده ام .دیگه میدونم که مغز و معده من باید حجم مصرفی منو مشخص کنه نه پرس رستوران یا بسته بندی های یک نفره کارخانه ای .کمی بیشتر از تفکیک غذایی رها شدم به هیچ عنوان اصرار به خوردن دیگران نمی کنم و انتظار ندارم به من تعارف بشه یک کم بیشتر از خودم میپرسم الآن چرا می خواهم بخورم ؟آیا گرسنه هستم ؟ 

      و کمی از شدت اعتیاد فاصله گرفتم و من تمام مسئولیت چاقی خودم را میپذیرم مسئولیت هر کیلو اضافه وزن با خود من هستش و اگر بخواهم می توانم آگاهانه زندگی کنم با تفکر و البته هماهنگی اش با احساس خوب و رضایتمندی ام از خودم .

      خدایا سپاسگزارم 

      خدایا عااشقتم 

      سپاس از آموزگار و آموزه ها

      دوستان هم مسیری ام در مسیر آزادی و شادی الهی با عشق گام بردارید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۰/۱۲/۱۵ ۱۸:۴۳
      مدت عضویت: 2284 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 268 کلمه

      سلام

      منم بااینکه فایل های آموزشی رو هر روزه گوش میدم وانجام میدم گاها در طول روز پیش میاد بنا به دلایل احساسی تحریک به خوردن میشم  روشی که خودم انجام میدم اینه که سریع به خودم میگم این نجوای ذهنی هستش میخواد تو رو از رسیدن به هدفت منصرف کنه مراقب باش .

      بعدش به خودم میگم تناسب اندام برات لذت بخش تره یا چاقی ؟ بعدش خودمو سرگرم میکنم میبینم واقعن گرسنه ام نبود و همه چی یادم میره .

      یکی از کارهایی که میکنم لاغری رو برای ذهنم شیرین میکنم مثلا وقتی فرد متناسبی رو میبنم ذوق میکنم و نگاش میکنم و به زیبایی لاِغریش ولباسی که چقدر با لاغریش زیباتر میشه توجه میکنم و ذهنم متوجه میشه من چی رو دوست دارم و در مواقعی که گرسنگی احساسی برام پیش میاد کنترل ذهنم رو زود دستم میگیرم . 

      یا وقتی لباسی برام گشاد میشه ذوق میکنم وخودمو تحسین میکنم وخنده ته دل میکنم و با این کارم به ذهنم میگم نگاه من از این حالتها خوشم میاد وتو تواین مسیر کمکم کن .

      میام کدگذاری میکنم ذهنم رو

      لاغری مساوی با لذت . شادی .زیبایی.  سرحالی . آرامش . آزادی . اعتماد به نفس . تناسب اندام عالی که همه جا بامنه 

      چاقی مساوی بدبختی . بی حوصلگی . سرزنش . زشت بودن. ناراحتی . عذاب وجدان . محدودیت وبیماری . جسم چاق

      حالا با منه کدوم رو انتخاب کنم .

      طبیعتا ذهنم لاغری رو میخاد چون براش لذت بخشه و بهم درکنترل رفتار کمکم میکنه البته میگم وقتی گرسنه هستم تا مرزسیری میخورم اما وقتی گرسنگی کاذب دارم این راهها رو میرم . وخدا روشکر خوب جواب داد و راضیم ‌ .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار عاطفه ♥ عادله
        ۱۴۰۱/۱۰/۱۶ ۲۳:۲۲
        مدت عضویت: 1664 روز
        امتیاز کاربر: 8226 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 24 کلمه

        سلام دوست عزیزم وقتت بخیر

        سپاسگزارم از اینکه راهکارهای مفید و عالیتون رو با ما هم به اشتراک گذاشتین

        شاد و در مسیر متناسب شدن باشید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار rashin.hassas@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۲/۱۴ ۱۵:۵۶
      مدت عضویت: 1703 روز
      امتیاز کاربر: 436 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 323 کلمه

                           با نام و یاد خدا

      گام دهم

                 “چاقی ازانترین اعتیاد”

      ما یادگرفتیم یا بعبارتی عادت کردیم هرچی در دسترسمون هست استفاده کنیم  

      تا  زمانی که اجبار نباشه زور نباشه کاری رو انجام نمیدیم 

      وقتی میری دکتر بهت میگه فشارت بالاست مصرف نمکو بیار پایین  دیابت داری قند مصرف نکن و…

      این ممنوعیات هرس و ولع مارو بیشتر میکنه 

      و شاید باعث محدود کردن مصرفمون بشه اونهم به اجبار

      داستان چاقی ما و رژیم هامون هم از این قایده مثتثنا نیست با رژیم برا خودمون ممنوعیت بوجود میاریم ولی درست از زمانی که شروع میکنیم به رژیم وهمون موقع مهمونی دعوت میشیم  مهمون میاد وهزاران اتفاق دیگه که مارو از مسیر خارج کنه و دوباره شروع کنیم به چاق و چاقتر شدن 

      بسیار زیباست که “اعتیاد به چاقی سریعتر از هر نوع اعتیادی گسترش پیدا میکنه”

      “چاقی اعتیادیست که هیچ خط قرمزی ندارد”

      من یک معتادم که باید با اصلاح خودم بتونم به خودم و خانواده و اطرافیانم کمک کنم

      و برای ترک این اعتیاد ناگزیرم قوانینی وضع کنم

      • فقط وفقط در زمان گرسنگی واقعی غذا بخورم
      • بمحض اینکه احساس سیری کردم دست از خوردن بردارم
      • از تعارف کردم مواد غذایی بپرهیزم و به تعارفات دیگران هم با کمال احترام اعتنایی نکنم
      • در زمان استرس و عصبی بودن بجای خوردن از تکنیکهای مفید جایگزین استفاده کنم مانند تنفس عمیق  ،گوش کردن موسیقی شاد ،رقص و..‌
      • هرزمان که گرسنگی احساسی سراغم اومد به خودم یادآوری کنم که بدنم سطل زباله نیست و منی که اشرف مخلوقاتم لایق بهترین ها هستم 
      • من در هر شرایطی باید تصویری ایده آل  از خودم داشته باشم که برای رسیدن به اون تمام تلاشمو بکنم و هر وقت خواستم در دام این اعتیاد بیوفتم به اون تصویر نگاه کنم و به خودم یادآور بشم که راهی تا رسیدن به تناسب اندام باقی نمانده در یک قدمی زسیدن به آرزوهاتی پس خودتو از دام اعتیاد چاقی نجات بده
      • با پیروی از این قوانین بیشتر و بیشتر به خواستم نزدیک میشم
      • \”داشتن اندام زیبا حق منه\”
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۲/۱۱ ۱۶:۱۲
      مدت عضویت: 2025 روز
      امتیاز کاربر: 60173 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 206 کلمه

      بنام خدا 

      چاقی هم یک اعتیاد است مثل مواد مخدر یک فرد چاق هم مثل یک فردی که از مواد مخدر مصرف می‌کند

      اون هم اعتیاد به مواد غذایی دارد و اعتیاد چاقی خیلی خطرناک تر از اعتیاد به مواد مخدر می باشد چرا چون یک فرد چاق می‌تواند به انواع بیماری‌های خطرناک دچار شود .

      ما از این اعتیاد خطرناک در مهمانی ها ،جشن ها ،تفریحها مراسمات ،دورهمی ها زیاد استفاده میکنم و زیاد به هم مواد غذایی را تعارف میکنیم و ذهن مان زیاد درگیر مواد غذایی است که تو تفریحها چی ببرم که بخوریم به جای اینکه از دیدن مناظر زیبا و یا دوستان لذت ببریم به فکر خوردن هستیم .

      کودکان خود را نیز با خوردن مواد غذایی و تنقلات عادت می دهیم ‌

      اما من از وقتی که تو این سایت هستم و از مطالب بی نظیر استفاده میکنم خیلی رفتار غذایی پن تغییر کرده تو همه چی تفریح ،مهمانی مسافرت‌ها کلی تغییر کردم مثلا من دیروز تهران بودم صبح که صبحانه خوردم و حرکت کردیم تا شب هیچ نتونستم بخورم حتی نهار هم نخوردم نه اینکه عمدی نه اصلا گرسنه نبودم بچه ها همه نهار خوردن من نتونستم تا شب که شام خوردم از این رفتار خودم خیلی خوشحال بودم .

      ممنون از شما استاد عزیز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ghaderianashmill@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۲/۰۷ ۰۱:۲۲
      مدت عضویت: 1664 روز
      امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 72 کلمه

      سلام استاد گرامی
      ممنونم از پاسختون
      من خیلی به برنج و سیب زمینی علاقه ندارم ،
      یعنی اگه ۷قاشق برنج میخورم دیگه از برنج سیر میشم ولی آره سالاد باشه حتما میخورم و بیشتر خورشتش رو زیاد میکنم،
      فرمودید نسبت به غذاهای دیگه هم اینجوریم من فقط در مورد ماکارونی و دلمه زیاده رویی میکنم یعنی خیلی دیر سیر میشم.
      ولی مشکل اصلیم همون هفته ای یکی دوبار شیرینیجات خریدن عصر هستش که با چای میخورم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ghaderianashmill@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۲/۰۶ ۱۶:۱۱
      مدت عضویت: 1664 روز
      امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 181 کلمه

      سلام استاد عزیز
      خسته نباشید
      من دیروز فایل شنیدم و امروز هم یه بار دیگه بهش گوش دادم ،بسیاری از مطالب دوستان رو هم خوندم،
      ولی موضوع خیلی سنگینه ،(اعتیاد)
      کمکم کنید
      الان میخوام بگم یکی از عادتهایی که واقعا شده اعتیاد واسه من اینه،
      هفته ای ۲بار حداقل، میرم شیرینی فروشی ،ما که ۳نفریم ۶عدد به دلخواه خودم که معمولا نفری یه شیرینی خامه ای و یه دونه کیک شیله ای میخرم تا بیام باهاش چای عصر رو بخوریم،
      مشکل اینه واقعا هیچ کاری تو این چند ساله برام به این اندازه لذتبخش نبوده!
      اصلا از غذا خوردن این اندازه لذت نمیبرم ،
      و زیاد نمیخورم.
      بعضی از دوستان در مورد خوردن غذاشون گفته بودند که در حد خفگی میخورن یا تا به سیری کامل نرسن دست نمیکشند،
      من در غذا خوردن اینجوری نیستم ، مثلا برنجم با چشم مشخصه که ۷قاشق نمیشه،میخوام بگم اعتیادم به غذا نیست به شیرینیجات،مثلا ، ۴عدد بامیه و یه عددزولبیا در هفته.
      الان چیکار کنم چه جوری این اعتیاد رو ترک کنم؟
      آیا باید کمش کنم اول ، مثلا هفته ای ۱بار،
      بعد ۲هفته یه بار مثلا؟
      راهنماییم کنید توروخدا 🙁
      ممنونم ازتون
      خدا یار و نگهدارتون باشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 78 کلمه

        سلام و درود
        دو موضوع وجود داره
        اینکه برنج به نظرت 7 قاشق می خوری آیا بازم میل داری بخوری و خودت رو نگه می داری یا واقعا میل نداری؟
        در مورد همه غذاها مثل برنج عمل می کنی؟ یعنی سالاد باشه هم تقریبا همیشه به یک اندازه می خوری؟
        اگه برنج باشه، سالاد هم باشه و 7 قاشق برنج بخوری، بعدش سالاد می خوری؟
        خیلی موضوعات هست که باید بررسی بشه
        برای تغییر عادت ها از چالش من اینو نخوردم استفاده کنید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ghaderianashmill@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۲/۰۶ ۱۵:۵۲
      مدت عضویت: 1664 روز
      امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 130 کلمه

      سلام استاد عزیز
      خسته نباشید
      من دیروز فایل شنیدم و امروز هم یه بار دیگه بهش گوش دادم ،بسیاری از مطالب دوستان رو هم خوندم،
      ولی موضوع خیلی سنگینه ،(اعتیاد)
      کمکم کنید
      الان میخوام بگم یکی از عادتهایی که واقعا شده اعتیاد واسه من اینه،
      هفته ای ۲بار حداقل، میرم شیرینی فروشی ،ما که ۳نفریم ۶عدد به دلخواه خودم که معمولا نفری یه شیرینی خامه ای و یه دونه کیک شیله ای میخرم تا بیام باهاش چای عصر رو بخوریم،
      مشکل اینه واقعا هیچ کاری تو این چند ساله برام به این اندازه لذتبخش نبوده!
      اصلا از غذا خوردن این اندازه لذت نمیبرم ،
      و زیاد نمیخورم.
      الان چیکار کنم چه جوری این اعتیاد رو ترک کنم؟
      آیا باید کمش کنم اول ، مثلا هفته ای ۱بار،
      بعد ۲هفته یه بار مثلا؟
      راهنماییم کنید توروخدا 🙁
      ممنونم ازتون
      خدا یار و نگهدارتون باشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 10 کلمه

        سلام و درود
        از دوره “چالش من اینو نخوردم” استفاده کنید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      ۱۴۰۰/۱۲/۰۲ ۱۳:۱۸
      مدت عضویت: 1884 روز
      امتیاز کاربر: 1806 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 321 کلمه

      سلام
      رفتار های اخیرا اونقدر چندش اور شده بود ک دیگه راحت خودم ب خودم میگفتم تو معتاد شدی
      دقیقا ی موقع تموم بدن فریاد میزدن شیرینی میگرفتم میخوردم ولی ذهنم باز میخواست طوری معدم قاطی میکرد و مریض میشدم
      طوری شده بود ک دیگه از خودم از رفتارهام بدم میومد
      طوری بود ک دیگه از هرچی غذا بود بدم میومدم همون لحظه میگفتم دیگه تکرار نمیکنم این اخرین باره
      هی با خودم حرف میزدم ک چرا این کارو میکنی تو همون فریبای چن سال پیشی اون اراده کجا رفته پاشو ورزش کن رژیم بگیر .
      این چ زندگیه
      اما فردا دوباره شروع میکردم دیگه هیچ کنترلی نسبت ب خودم نداشتم
      این رفتارهامو از محرومیتی ک ب خودم طی رژیم های مختلف میدادم
      میدونم
      حتی باعث شده بود چیزهایی ک دوس ندارم هم بخورم
      عذاب وجدان داشت منو میکشت من خودم داشتم خودم میکشتم
      اصلا ذهنم در اختیار خودم نبود
      اما از وقتی سایت اومدم خیلی فرق کردم اگه پرخوری هم داشته باشم در حد دوسه قاشق
      و خیلی خیلی خدا رو شاکرم ک منو ب اینجا هدایت کرد
      من خیلی فرق کردم
      ار خدا ممنونم
      از استاد عزیز بابت این فایلهایی ک در اختیار ما گذاشتن
      یک دنیا ممنون
      من طرر زندگی کردن صحیح رو دارم یاد میگیرم
      طرز رفتار درست
      خیلی خوشحالم
      عین وحشی ها حمله نمیکنم ب غذا خیلی خوشحالم ک لایق بهترینهام لایق درست رفتار کردن مثل افراد متناسب رفتار کردن هستم
      من قبلا میرفتم فروشگاه حسرت ته دلم بود ک چرا من نمیتونم چیزهایی ک دوس دارم بگیرم اما الان میرم میبینم اصلا خیلی چیزهایی ک قبلا حسرتشو داشتم نگرفتم یا میگیرم میام تا چندین هفته تو کابینتم میمونه اما قبلا با ی هرچیزی ک گرفتم
      تموم میکردم انگار اون وسایل آهنربا بودن
      من قبلا از خوردن لذتی نمیبردم اما الان لذت میبردم
      و میدونم هر روز بهتر از دیروز خواهم بود
      چن طبیعیه ک کسی تو مسیر درسته ب سمت طبیعت وجود خودش ک لاغری و درست رفتار کردنه بره
      من در مسیر درستم و لاغری با تموم وجودم حس میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار عاطفه ♥ عادله
        ۱۴۰۱/۱۰/۱۶ ۲۳:۴۰
        مدت عضویت: 1664 روز
        امتیاز کاربر: 8226 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 45 کلمه

        سلام وقت بخیر دوست عزیزم

        چقد با شما احساس همدلی نزدیکی دارم. چون دقیقا من هم همینطور بودم و مدتی هست به لطف پروردگار متعال و این سایت بی‌نظیر بهتر شدم. سپاسگزارم از به اشتراک گذاشتن خاطراتتون

        امیدوارم همه ما هر روز در مسیر تناسب فکری باشیم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم