0

اعتیاد به غذا؛ دشمن خاموش تناسب اندام (گام ۱۰)

اعتیاد به غذا
اندازه متن

تا حالا شده یه کاری رو با کلی ذوق و انگیزه شروع کنی، اما بعد یه مدت، اون کار برات تکراری و خسته‌کننده بشه؟ 😑 با این حال، نمی‌تونی ترکش کنی؟ انگار یه نیرویی هست که هی تو رو وادار به ادامه‌ش می‌کنه؟

اگه این حس برات آشناست، باید بدونی اسم این پدیده می‌تونه «اعتیاد» باشه. مخصوصاً وقتی پای خوردن وسطه، یه نوع خاصی از اون شکل می‌گیره به اسم: اعتیاد به غذا 🍩🍕🍟

اعتیاد به غذا یعنی چی؟ 🤔🍫

اعتیاد به غذا یعنی وقتی یه نفر دیگه نمی‌تونه جلوی خودشو بگیره و هی می‌خوره، حتی وقتی واقعا گرسنه نیست.

این فقط یه اشتهای زیاد یا پرخوری ساده نیست، یه رفتار تکرارشونده و خارج از کنترله که آدمو به سمت خوردن می‌کشونه… حتی وقتی دلش نمی‌خواد بخوره! 😣

و حالا جالب‌ترین قسمت ماجرا! 😳👇

تحقیقات علمی، مخصوصاً مطالعه‌ای از دانشگاه Yale درباره نقش مغز در مقیاس اعتیاد به غذا نشون داده که مغز بعضی از افراد، نسبت به بعضی غذاها (مثل شیرینی، چیپس، فست‌فود یا بستنی) درست مثل مغز یه معتاد به مواد مخدر واکنش نشون می‌ده!

یعنی چی؟

یعنی خوردن یه قاشق بستنی یا یه تیکه شکلات می‌تونه همون قسمت‌هایی از مغز (مراکز پاداش یا reward system) رو فعال کنه که مواد مخدری مثل کوکائین یا هروئین فعال می‌کنن! 😱🍩

این یعنی اعتیاد به غذا یه موضوع جدی و علمیه، نه فقط یه بهونه برای پرخوری.

اعتیاد یعنی وقتی بدن و ذهن یه آدم برای ادامه زندگی عادی‌ش به یه ماده یا یه رفتار خاص وابسته می‌شن. حالا اگه اون ماده یا رفتار در دسترس نباشه، بدن و ذهن شروع می‌کنن به نشون دادن علائم محرومیت یا همون خماری. 😵

شاید شنیدن اصطلاح اعتیاد به غذا برات اولش خوشایند نباشه، چون خب ما همین‌جوری هم کلی قضاوت و برچسب از جامعه بابت چاقی شنیدیم… حالا یکی دیگه هم اضافه بشه؟ 😔

ولی بیاین صورت مسئله رو پاک نکنیم… چون این “اعتیاد به غذا” واقعاً وجود داره، واقعاً ذهن و جسم ما رو درگیر می‌کنه، و اگه درست بهش نگاه نکنیم، فقط عمیق‌تر و ریشه‌دارتر می‌شه!

اعتیاد به غذا

اعتیاد به غذا: پنهان، رایج و تشویق‌شده! 😳🍟

نکته عجیبه ماجرای اعتیاد به غذا اینه که برعکس اعتیاد به مواد مخدر که تو همه‌ی دنیا باهاش برخورد قانونی می‌شه، واسه این یکی نه‌تنها مجازاتی وجود نداره، بلکه کاملاً آزاد، دردسترس و حتی تحسین‌شده‌ست! 😅

یعنی چی؟ یعنی کافیه یه دور توی شهر بزنی…

رستورانا، شیرینی‌فروشی‌ها، فست‌فودها، بیلبوردها، حتی استوری‌های اینستاگرام و تبلیغات تلویزیون…

همه‌چی شده ویترینِ غذاهایی که مغز آدم رو وسوسه می‌کنه 🤤

🍩 اون‌ور یه معتاد باید قاچاقی بره دنبال مواد، اینجا یه فردی که معتاد به غذاست، فقط کافیه گوشی‌شو دربیاره، چندتا کلیک کنه، غذا دم در خونشه!

و حالا چرا اعتیاد به غذا این‌قدر خطرناک‌تره؟

  • 🔹 چون هیچ‌کس به چشم یه اعتیاد واقعی بهش نگاه نمی‌کنه
  • 🔹 چون پنهان و نرمال جا زده می‌شه
  • 🔹 چون کسی جلودارش نیست و از هر طرف تشویق می‌شی به بیشتر خوردن

و وقتی چاق می‌شیم، تازه زنجیره عوارض شروع می‌شه:

  • ❗ فشار خون بالا
  • ❗ دیابت نوع دو
  • ❗ بیماری‌های قلبی
  • ❗ مشکلات مفصلی
  • ❗ و حتی اختلالات روانی مثل اضطراب، افسردگی و اعتمادبه‌نفس پایین 😔

همه‌ی اینا فقط به‌خاطر اینه که مغزمون یه مسیر شرطی‌شده رو پیدا کرده:

  • «ناراحتی؟ بخور!»
  • «استرس داری؟ بخور!»
  • «حوصله‌ت سر رفته؟ بخور!»
  • «حتی خوشحالی؟ جشن = خوردن!» 🎉🍰

📚 مطالعات علمی (مثل تحقیق منتشرشده در Frontiers in Psychology) نشون می‌ده که اعتیاد به غذا از لحاظ اثرگذاری روی مغز، به‌طرز شگفت‌انگیزی شبیه اعتیاد به مواد مخدره.

یعنی مغز ما نسبت به قند، چربی و نمک دقیقاً همونجوری واکنش می‌ده که به کوکائین یا نیکوتین می‌ده! 😱

پس دیگه وقتشه که این اعتیاد پنهان رو جدی بگیریم… چون اگه بهش آگاه نشیم، یه عمر اسیرش می‌مونیم!

تنوع مواد غذایی = تنوع مواد اعتیادآور 🤯🍕

وقتی به اعتیاد به غذا به‌عنوان یه نوع اعتیاد واقعی نگاه کنیم، تازه می‌فهمیم که دنیای غذا چقدر پر از محرک‌ها و وسوسه‌هاییه که مثل مواد مخدر عمل می‌کنن.

فکر کن! 🤯

اگه مواد مخدر رو چند مدل بیشتر نیست (مثلاً الکل، نیکوتین، کوکائین و…)

ولی تو دنیای غذا؟

  • هزاران مدل شیرینی
  • صدها نوع چیپس و پفک
  • بستنی‌هایی با طعم‌های عجیب و غریب
  • سس‌های چرب و ترکیب‌های فوق‌العاده اعتیادآور 😋

🔻 این یعنی چی؟

یعنی تنوع مواد غذایی اعتیادآور خیلی بیشتر از مواد مخدره!

و ترکیب این تنوع با راحتی در دسترسی باعث شده سرعت چاقی تو دنیا مثل موشک بره بالا 🚀

اما یه سوال مهم:

اگه ما تو دوره‌های تناسب فکری می‌گیم غذا ذاتاً عامل چاقی نیست، پس چرا الان داریم از «مواد غذایی چاق‌کننده» صحبت می‌کنیم؟ 🤔

جواب اینه:

🍔 تا زمانی که یه فرد معتاد به غذا، از ته دل باور داره که “غذا باعث چاقی منه”

و در عین حال احساس می‌کنه نمی‌تونه جلوی خوردنشو بگیره… اون‌وقت تنوع بالا و دسترسی آسون به این غذاها = زمین خوردن دوباره و دوباره 😞

🧠 یعنی مشکل اصلی درون ذهن ماست، نه توی خود غذا!

برای همینه که خیلیا با وجود همین دنیای رنگارنگ و وسوسه‌گر، همچنان متناسب و سالم زندگی می‌کنن.

✅ پس نکته کلیدی اینه:

اول باید اون “ذهنیت چاق‌کننده” نسبت به غذا اصلاح بشه که این فرایند با استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز به خوبی انجام میشه.

گسترش چاقی

چطوری چاقی تبدیل شد به اعتیاد به غذا؟ 😳🍩

یه زمانی، غذا خوردن یعنی چی؟ یعنی فقط وقتی بدنمون نیاز داشت، یه چیزی می‌خوردیم. به اندازه، ساده، بدون دردسر.

ولی یواش‌یواش این رفتار طبیعی، تحت تأثیر کلی باور اشتباه و آموزش نادرست، رفت زیر خاک و یه چیز دیگه جاشو گرفت: اعتیاد به غذا.

🍕 از کجا شروع شد؟

از جایی که کارخونه‌های مواد غذایی، با طراحی بسته‌بندی‌های جذاب، اندازه‌های مصرف شخصی، تنوع بالا و کلی تبلیغ رنگارنگ، مغز و ذائقه‌ ما رو نشونه گرفتن. اونم نه با یه تیر، با یه ارتش کامل! 😅

🎯 ما هم که هنوز ته‌مون یه غارنشین حریصه، وارد فروشگاه یا مهمونی که می‌شیم، چشم‌مون شکار می‌کنه، دست‌مون می‌خره، ذهن‌مون مجوز می‌ده و معده‌مون همه‌چی رو جا می‌ده!

و اینطوری بود که کم‌کم، اعتیاد به غذا مثل یه ویروس پنهان، بینمون پخش شد.

👪 از خونه شروع شد

وقتی مامان‌بابا برای اینکه بچه‌شون “قوی‌تر” بشه، هی بهش غذا دادن، وقتی برای اینکه ساکت شه، با شیرینی و پفک سرگرمش کردن، وقتی جایزه‌ها شد خوراکی و نوشابه،

یه ذهن کوچیک یاد گرفت که:

📌 غذا = عشق 📌 غذا = شادی 📌 غذا = پاداش 📌 غذا = فرار از درد

🎉 حالا بزرگ‌تر که شدیم، چی شد؟

تا یه ذره ناراحت می‌شیم، می‌ریم سراغ یخچال،‌ تا استرس داریم، یه چیزی باید بخوریم.

خوشحالیم؟ بزن بریم بیرون، یه چیزی بخوریم، دورهمی، سینما، سفر، تفریح = خوردن خوردن خوردن 😵‍💫

🎯 نکته اینجاست که:

هیچ‌کس نمیاد ما رو بابت این رفتار “بازخواست” کنه! نه قانون، نه خانواده، نه جامعه

برعکس! همه جا داره بهمون می‌گه: “بخور! خوش بگذره!”

و اینطوری، اعتیاد به غذا شد تنها اعتیادی که نه تنها ممنوع نیست، بلکه تشویق هم می‌شه! 😶‍🌫️

🧠 تازه تحریکات حسی هم به کمکش اومدن

صدای ترد چیپس، بوی نون داغ، رنگ شیرینی‌ها، بافت خامه، طعم قهوه…

و این یعنی: حتی اگه گرسنه هم نباشی، مغزت می‌خواد بخوره! 🤯

قانون اساسی چاقی
لاغری با ذهن
اعتیاد آسان چاقی

راه نجات چیه؟ قانون‌های شخصی برای رهایی از اعتیاد به غذا 👇

تحقیقات نشون داده با تمرین ذهن‌آگاهی، تصویرسازی ذهنی، و تغییر باورها درباره غذا می‌تونیم اعتیاد به غذا رو کنترل و حتی درمان کنیم.

مغز انعطاف‌پذیره. یعنی همون‌طور که یاد گرفته با غذا حال خوب کنه، می‌تونه یاد بگیره با چیزهای دیگه هم حال خوب کنه 🧠🌱

پس بیاین با هم یه تصمیم بگیریم:

از امروز، من مسئول رابطه‌م با غذا هستم. نه تبلیغات، نه خاطرات کودکی، نه عادت‌های غلط.

✨ اما اگه می‌خوای این تغییر رو سریع‌تر و اصولی‌تر تجربه کنی، بهترین قدم استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغزه.

این دوره مثل یه نقشه عملیه که بهت کمک می‌کنه فرمول‌های اشتباه ذهنی‌ت رو بازنویسی کنی، craving یا همون ولع غذایی رو کنترل کنی، و به آزادی واقعی از اعتیاد به غذا برسی.

این بار، تنها نیستی… این دوره همراه توئه برای شروع یه زندگی تازه. 🌈

✍️ تمرین آموزشی | گام عملی برای شناسایی اعتیاد به غذا 🍩

حالا که متن و ویدیوی آموزشی این جلسه رو دیدی، وقتشه دست‌به‌قلم بشی و خودت رو در آینه رفتارهای غذایی‌ات ببینی.
لطفاً به سوالات زیر توی بخش نظرات جواب بده 👇

  • فکر می‌کنی اعتیاد به غذا چطوری به شکل پنهان اما جدی وارد زندگی ما شده؟ آیا واقعاً چاقی می‌تونه یه نوع اعتیاد باشه؟
  • چه وقت‌هایی تحت تأثیر تبلیغات، مهمونی، خانواده یا اطرافیانت، بی‌دلیل و بی‌نیاز غذا خوردی؟ مثال بزن!
  • نظرت درباره تأثیر مکان‌هایی مثل رستوران‌ها، اپلیکیشن‌های سفارش غذا، یا تبلیغات تلویزیونی در گسترش اعتیاد به غذا چیه؟
  • تا حالا شده چون پول غذا رو دادی، خودتو مجبور به خوردن کل غذا کنی؟ یا چون سهم تو بوده، تا تهش رو بخوری؟ بنویس چی باعث این رفتار شده 🧠

🎥 از ویدیوی آموزشی ایده بگیر و یه تمرین مخصوص به خودت طراحی کن!
اون تمرین رو هم توی بخش نظرات با ما به اشتراک بذار تا بقیه هم ازش استفاده کنن 💬🧡

👇 منتظرم که تمرینت رو توی بخش نظرات ببینم!  📝💬🧠

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.13 از 184 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=10289
332 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار parham.63@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۸/۱۶ ۲۲:۴۱
      مدت عضویت: 2005 روز
      امتیاز کاربر: 10613 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 912 کلمه

      سلام استاد و دوستان ممتاز و متناسب 

      لحظه هاتون معطر به عطر پروردگار 🌹

      اعتیاد چیست؟نوعی وابستگی به ماده ای یا رفتاری که با تکرار آن هر بار اراده ضعیف تر می شود و فرد کنترل و تصمیم به انتخاب ندارد .و البته عملی که در نهایت پشیمانی و عذاب وجدان و احساس گناه به همراه دارد.

      جهان هستی قوانینی دارد برای آرام زیستن و لذت بردن و به همانصورت دولت ها هم برای کشور ها قوانینی وضع کردند که یک دسته هدایتی هستند مثل صادرات و واردات و دسته دیگر ممانعتی هستند مثل قاچاق مواد مخدر و غیره و با این قوانین خواستند حدومرزی برای عملکرد و رفتار انسانها قرار دهند که به نفع خودشان و جامعه باشد و از آسیب و ضرر به نوعی جلوگیری شود .

      و البته چاقی هم نوعی اعتیاد بسیار خطرناک و آسان است که هیچ قانونی برایش وضع نشده است.باتوجه به گسترش چاقی در جوامع باید به این موضوع بیندیشیم که اگر قانونی نیست ما برای خودمون و بهتر زیستنمون قانونی وضع کنیم .اعتیاد چاقی بسیار خانمان سوز است و اعتیادی است که نادیده گرفته شده و به آن نگاهی طبیعی دارند و از طریق والدین به فرزندانشون هم آموزش داده میشود⁉️

      سالهای بسیاری چاق بوده ام و معتاد به مواد غذایی اما چون اطرافیانم اینگونه رفتار می کردند فکر می کردم طبیعی است اینکه بی اختیار بری سر یخچال بخوری اینکه وقتی عصبی هستی بخوری شادی بخوری خوابت نمیبره بخوری بسته بندی شیک دیدی بخوری تعریفی شنیدی بخوری عکس و تیزر تبلیغاتی خوراکی ها را میبینی وسوسه بشی وآب دهانت جمع بشه⁉️

      واقعا چرا ما می خوریم ⁉️مگر نه اینکه برای زنده بودن بدنمون باید غذا مصرف کنیم که اون هم مثل باک بنزین ماشین وقتی خالی شد پرش کنیم ❗️پس چرا این همه بار می خوریم ⁉️🙄چون معتادیم اونم خانواده ای  همه با هم 😰نه جریمه میشیم نه ترسی داریم نه اینکارو زشت می دونیم نه برای به دست آوردن مواد خوراکی باید دردسر بکشیم 🤔

      انواع و اقسام خوراکی ها و گستره تنوع روز به روز آن و در دسترس بودن آنها و بسته بندی های شیک و خوشرنگ همه باعث تشویق و علاقه بیشتر ما شده به خوردن و تست کردن مواد غذایی.

      چاقی اعتیاد خاموش و خانمان سوز است که گاهی یک نسل را آلوده می کند ⁉️

      بچه ها وقتی بهونه می گیرند والدین پیشنهاد می دهند که پفک می خواهی یا پاستیل ؟یا بستنی ؟

      همون بچه اگر اسباب بازی بخواهد هم باز با تنقلات جایگزین می کنند و هربار اعتیاد به خوراکی ها بیشتر آموزش داده می شوند .

      به لطف خداوند در مسیر طبیعی شدن قرار گرفتیم با نگاهی نو و اندیشه اای عمیق تر به این موضوع بنگریم 

      اعتیاد به هرچیزی نوعی اسارت است نوعی نیاز و احتیاج …برای آزاد شدن باید هزینه کرد و بها پرداخت کرد اینجا کمپین سلامت و لاغری است آموزش میبینیم و فکر می کنیم هر بار از خود میپرسیم برای چه می خواهم بخورم ⁉️چرا انقدر علاقه به تست کردن دارم نهایت این همه خوردن های وقت و بی وقت چه می شود ؟احساس گناه ،عذاب وجدان ،احساس بی ارزشی و بی لیاقتی ،خسارت زدن به دندانها و دستگاه گوارش ،سخت نفس کشیدن ،سخت راه رفتن و قربانی کردن حق و حقوقمون که لذت است آرامش است و شادی

      برای من که جزئی از کل هستم و خداوند از خلقتم به خودش تبریک گفته است (اسارت و نیاز به خوراکی )وقیح ترین کار عالم است😔 

      به خود می آیم من برای آزادی و آزادگی خلق شدم می پذیرم مسؤول زندگی ناآگاهانه ای که خلق کردم را و با قدرت و عشق و با آگاهی آزاد می کنم خودم و خانواده ام و نسل بعد از خودم را این هم قسمتی از رسالت من است .قرار بوده جلوه ی زیبای خداباشم سلامت و شاد و عزتمندانه زندگی کنم 

      می خواهم و می توانم و می شود🌱🦋💪🏻💪🏻

      پس قوانینی برای سرزمین وجودم وضع می کنم که بسیار ساده و شرافتمندانه است ✅

      ۱) به وقت گرسنگی که واکنشی در بدنم ایجاد می شود غذامصرف کنم 

      ۲)با توجه به رفع واکنش بدنم و تمرکز در ان نقطه سیری خودرا تقویت کنم 

      ۳)همیشه در غذامصرف کردن دوعامل قبل را در نظر داشته باشم 

      ۴)به چشم اعتیاد به چاقی نگاه کنم ولی قدرت را از آن خود بدانم 

      ۵)فکر کنم و تجزیه تحلیل کنم بیشتر و مقایسه کنم رفتار انسانی متعادل و سالم را با فرد بیماری که اعتیاد دارد 

      🌟سازندگی از خود من شروع می شود 

      احترام به خودم و احساسم و علاقه مندی ام 

      می توانیم به جای دعوت عزیزان به رستورانها و کافی شاپ ها به همدیگر کتاب هدیه کنیم می توانیم در مسافرت ها به جای خرید خوراکی ها صدای موسیقی های شاد و مثبت را بلند کنیم  و در تونلها جیغ بکشیم ما از کودکی و شادی دور شده ایم ⁉️🤔 می توانیم  در مزارع و باغها به جوانه ها و رویش دانه ها از زمین توجه کنیم و  می توانیم فرزندانمون را با آغوش گرفتن و بازی کردن سرگرم کنیم 🤔 می توانیم خشم خود را با چوب به بالشها بزنیم .می توانیم روحی سبک و آزاد داشته باشیم 😇.الهی به امید خودت🙏🏻🌹

      امروز به لطف خداوند خیلی احساس سبکی داشتم و به صورت ناخودآگاه به وقت راه رفتن بدنم را سفت تر می گرفتم و امشب وقتی گرسنه ام شد گلابی خوردم فکر کردم و خوراکیها را تفکیک نکردم من هربار که تمرین می نویسم انگار چربیهام میسوزند حسشون می کنم .بدن من معبد است باید پاک و مطهر باشد 

      آشغالخوریها را ترک می کنم چون می خواهم در جایگاه الهی خود باشم و بدنی مطهر و معطر دلشته باشم که جلوه ی زیبای خداست 💖

      همواره سلامت و متناسب و ثروتمند باشید 🍃🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      ۱۴۰۰/۰۸/۱۵ ۱۷:۳۶
      مدت عضویت: 2082 روز
      امتیاز کاربر: 14028 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,082 کلمه

      بنام خدا

      درتمام این سالها من معتاد شده بودم به چاقی و اضافه خوردن وبه انتظار ازچاقی وحالا که فکرشو میکنم می بینم همیشه عادت کرده بودم به انتظار انتظار ازچاقی واینکع  من  در چاقی  غرق شده بودم  عادت کرده بودم که بیش از نیاز بدنم  بخورم و  سیر نشم  و عادت کرده بودم به  فشار شکم   واینکه هرچی می بینم رو میخوردم  تویه فایل خوردن  چاق نمیکنه فایل آموزشی که در دسترس همه ی ماقرار داره  گفته بودن که فکرو عمل  وانتظار هستن که باهم نتیجه می‌سازد و واقعا هم راست و درسته  من طی اتفاقاتی که در زندگیم رخ داد فهمیدم  من به خیلی از چیزها عادت کرده بودم از نشستن وحرف زدن بااطرافیان درباره‌ی موضوعاتی که به من ربطی ندارند و عادت کرده بودم که آدمها منوبا رفتارشون و حر فاشون بر نجونن وهر چیزی که دوست دارن بگن وچندبا ری  که فا یلو تکرار کردم  درک کردم که واقعا چرا وقتی که آدمها وقت ازاد دارن  واینهمه  خبرهست چرااین همه اخبار دنبال  میکنن وخیلی چیزای دیگه واین به دلیل آزادی عملکرده و مختلف بودن و تنوع داشتن خبرها و دلایل آدمها برای افسردگی و ناراحتی و نمونه ی واضحش هم میشه به اینترنت و کلیپ های مختلف اینستا که تنوعش زیاده و بازهم زیاد قوانین خاصی براش اجرانشده درمورد خوردن هم به همین شکل بودم من هیچ وقت قانونی برای خودم نداشتم و مثل آدمهای دیگه ای که لاغر هستن زندگی نکردم و همیشه غذای اضافه تراز نیازواردبدنم میکردم وچون هیچ قانون و اصولی روبرای خودم و لاغر بودن ولاغر موندنم ترتیب نداده بودم .اماتصمیم گرفتم اعتیاد به چاقی رو درخودم ازبین ببرم امروزمن صبحانه  ساندویچمو خوردم و بعد از مدتی که چند ساعت گذشت  هوس کیک خوردن کردم و خوردم وبعدازمدتی که خوابیدم ظهرو بیدارشدم دوباره رفتم سر یخچال  وخوردم ونارنگی که نصفش کرده بودم موقع مهمون نصف بعدیشو عصرخوردم  توجه میکردم که این کارها عادی نیس کارهای گذشته ی چاقیمه چون دارم یاد میگیرم کمکم  چطورباخودم رفتارکنم اومدم یه کیک دیگه بردارم انگاریه توقفی ایجاد شدو ذهنم نپذیرفت که این کیک فنجونی رو بخورم و این بار رفتم سراغ انار خواستم ببینم ذهنم اینجا چه واکنشی نشان میده و اما همون طورقاچ شده برگشت به یخچال و من لذت بردم از این چیزهایی که درخودم می‌دیدم بدون هیچ تلاشی که از سر زور اجبار ویا تحمل در دباشه داره صورت می‌گیره واین همه تغییردر مقدار خوردن ورفتار خوردن حتی همسرم بهم گفت اینهمه که میگفتی کیک فنجو نی دوست دارم پس می‌شد توکه چیزی ازش نخوردی که بهش گفتم چرا خوردم کافیمه وخیلی خیلی از رفتارهای دیگه . 

      قانون اول:ازهرغذایی که درست میکنم به اندازه‌ای درست کنم که اضافه ازش نمونه ومن مجبوربشم بخورم.

      دوم : وقتی میرم خریدو چیزی  میخرم به اندازه ای بخرم که هم نیاز بدن باشه وهم به قدری باشه که نگران خراب شدنش نباشم و به خاطر ترس از حیف شدنش بشینم همشو بخورم .

      سوم:برای خودم وقتی غذا در ظرفی میز ارم به این توجه کنم که غذا ایاواقعا نیاز بدنمه باخبر.

      چهارم.: اینکه نیازی نیست من به هر تعارفی پاسخ مثبت بدم برای خوردن.

      پنجم:برای اینکه دیگری از من راضی باشه و یاناراحت نشه  غذانخورم.

      ششم:موقعی که تشنمه آب بخورم نه غذا .

      هفتم:طبق چیزی که دارم یاد میگیرم باشم عمل کنم نه گذشته ی خودم.وبه هیچ شکلی در مسیرم نا امیدنشم  و ادامه بدم.

      هشتم:ازغذاییکه به اندازه ی نیاز بدنم دارم میخورم لذت ببرم.

      نهم :غذایی که دوست دارم رو درست کنم و بخورم ومجبور انه  هرغذایی رو نخورم.

      دهم :به احساسات خود م توجه کنم وسعی نکنم برای اینکه احساساتم رو نادیده بگیرم بااینکه لذ تمو بیشتر کنم  درلحظا تم از خوردن  استفاده کنم بلکه به خودم توجه کنم و مسولانه تربا احساساتم و افکارم توجه کنم. 

      یازدهم :طبق گرسنگی و سیری غذابخورم و وقتی به این درک رسیدم که بسمه ازخوردن دست بکشم 

      دوازدهم :ازدهم :از خوردن نترسم

      سیزدهم:من اگرچاقم به خاطر کم تحرکی نیست بلکه به خاطر کارها وافکار وانتظارات   خودم بوده و بپذیرم ومسو لیتش رو قبول کنم.

      چهاردهم:به مسیرم اطمینان داشته باشم به مسیری که دارم  لاغری وخیلی چیزهای خوب دیگه نصیبم می‌کنه.

      .واینو بپذیرم من بیشتر ازجسمم ذهنم چاقه وباید خیلی تمرین کنم و تکرار کنم برای تغییر افکار و انتظاراتم از خودم

      پانزدهم:خودم رو مهم وباارزش بدونم ودرهرحالتی خودمودوست داشته باشم و مهمترین شخص در زندگیم من هستم نه هیچ چیز وهیچ کس دیگه.باتمرین شانزدهم:وتکرارهرروزتعهدنامه ای که خودم برای خودم نوشتم رومرور کنم وزندگیش کنم.

      هفدهم :با دیدن  و شنیدن  وبو کردن و لمس کردن غذا وسوسه نشم وخودمو مجبورکنم که بخورم .

      هجدهم:تمام تمرینات داده شده در سایت رو انجام بدم و سعی نکنم خللی در تمرینا تم ایجادکنم.

      نوزدهم:من یک انسانم انسان هم اشتباه میکند بنابراین با نادیده گرفتن گذشته به فکرحال هستم و تصمیم میگیرم که خودم را اصلاح کنم وخود جدیدی از خودم به وجود بیارم .به خودم افتخار کنم و به استادم اعتماد داشته باشم

      بیستم:زمان وعجله کردن برای من به خاطر لاغری تعریف نشده باشه چون برای لاغرشدن ولاغر ماندن نیاز به تمرین وتکرارهست وادادمه دادن و ادامه دادن و ادامه دادن…….

      تعهدی که خودم برای خودم نوشتم این بود

      تعهد نامه:

      بنام خدا ی مهربان و هستی بخش. 

      من اسما هستم یک فرد چاق که اززندگیم با چاقی  خسته شده بودم وبرای رسیدن به لاغری هرکاری کردم من دوسال هست که بامسیرذهنی برای لاغری آشنا شدم اماهربار به دلایلی رها میکردم ولاغر نمیشدم وهروقت اوضا عم به هم می‌ریخت باز برمیگشتم به سمت این سایت ومن دره دوسال فکرم به سمت عجله ولاغری ازروشهای دیگه بودوچون میخواستم دیگران منو بپذیرن 

      بنابراین هرکاری کردم مورد پسند شون باشم اما نشد.تاینکه یک روز تصمیم گرفتم که واقعا برای خودم مهم باشم ومسول زندگیم باشم و تصمیم گرفتم که واقعا تغییر کنم و دیگه درمورداین موضوع توضیح به کسی ندم.

      همانطور که خداوند در آیه ی یازدهم سوره رعدمیفرمایدکه:خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملتی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه رادر وجودشان است  تغییردهند.ومن تصمیم گرفتم که برای همیشه خودم رو تغییربدم  من تصمیم گرفتم انتظار اتم از خودم روتغییربدم وتعهد میدم که به تمامی اونها عمل کنم و دنبال روشهای لاغری وچربی سوزی نباشم چون هیچ روشی به لاغری دایمی کمک نمیکنه به جز لاغری باذهن و ورزش تنها چربیسوزی می‌کنه اما لاغری ذهنی توقف انباشته کردن چربیها من این جمله رو خیلی دوست دارم. بدنبال رفتن روی وزنه نباشم چون باعث میشه که به دنبال عجله برای لاغری باشم .وبه خودم افتخار می کنم دراین مسیرم وتعهدمیدم که برای رسیدن به ایده‌آل عجله نکنم وتعهد میدم و من عمل کنم و تکرارکنم و ادامه بدم وباوردارم 

      که من چهره ای زیبا واندامی ایده آل که به واسطه ی چاقی مخفی شده ومن با انجام تمریناتم وعمل کردن و تکرارکردن حتما میتونم چهره ی زیباواندام ایده آل خودم روبیدارکنم.باتشکرازشمااستادوخوانندگان این متن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ZahraKasaeipour@gimal.com
      ۱۴۰۰/۰۸/۱۵ ۱۷:۳۰
      مدت عضویت: 1878 روز
      امتیاز کاربر: 468 سطح ۱: کاربر مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 316 کلمه

      سلام و درود بر دوستان هم مسیر و استاد گرامی

      جمله ای شنیده بودم که می گفت:فرد معتاد آخرین فردی هست که از اعتیادش باخبر میشه!!!

      وقتی که با این فایل ارزشمندباخبر شدم که به موادغذایی اعتیاد پیدا کردم شوکه شدم .تازه نگاهی به دورو برم کردم یاد فکر و ذکرم نسبت به غذا افتادم یاد ناراحتی و احساس گناه بعد از پرخوری افتادم ، یاد وابستگی به غذا به عنوان درمونه هر درد افتادم .پس اگر این اعتیاد نیست چیه؟

      از اینکه چرا جامعه به دنبال وضع قانون نیست میگذرم شاید نفع اقتصادی چاقی بیشتر از لاغریه ، مهم اینکه خودمون چه قانونی برای حفاظت از خودمون میگذاریم . مثل خیلی از قواعد ریز و درشتی که در زندگی داریم، برای حفاظت از وسایل، حفاظت از حریم شخصی و….

      میرم سراغ ذهن عزیزم ، میرم سراغ باورها  میرم که با همکاری هم دوباره نگاهی بکنیم به خوردن ، به غذا :

      ۱ غذا  خوردن راهی است برای رفع نیاز بدنم من به انرژی و املاح و ویتامین ها و….

      ۲ دنیای خوراکیها با رنگ و لعاب زیبا پور طمطراق همیشه بوده، هست و خواهد بود پس نیاز به حرص و لع نیست

      ۳ نتیجه خوردن بی انتها اعم از چاقی، بیماری ، افسردگی، بی حالی ، زانو درد، کمبود اعتماد به نفس و….پیش روی همگان هست

      ۴ نتیجه تناسب در رفتار خوردن اعم از لذت از زندگی، سرحالی، تناسب اندام ،افزایش اعتماد به نفس و… پیش روی همگان است

      ۵ لذت درست خوردن ومتناسب و خوشحال بودن به مراتب بیشتر از بدخوردن و افسوس خوردن بعد از آن است

      ۶ من به عنوان انسان آفریده باارزش خدا زیر نگاه همه جانبه پروردگارم رفتار شایسته و درست را در تمام امور زندگی رعایت خواهم کرد.

      ۷ هزاران هزار کار، ایده و…. در زندگی وجود دارد که شایسته است لحظات ارزشمند زندگیم را  به ان اختصاص بدم .نه اینکه همه لحظاتم را به غذا فکر کنم. 

      استاد عزیز ممنونم از این آگاهی ناب.

      دوستان عزیز آرزوی موفقیت دارم برای همگی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار parham.63@yahoo.com
        ۱۴۰۰/۰۸/۱۶ ۲۱:۲۲
        مدت عضویت: 2005 روز
        امتیاز کاربر: 10613 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 25 کلمه

        سلام و درود بر شما 

        چقدر عالی این موضوع اعتیاد را درک کردین سخن از دلتون بر اومد و بر دل نشست مسیرتون سبز و طبیعی🌱🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار ZahraKasaeipour@gimal.com
          ۱۴۰۰/۰۸/۲۱ ۱۰:۱۷
          مدت عضویت: 1878 روز
          امتیاز کاربر: 468 سطح ۱: کاربر مبتدی

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 21 کلمه

          درود فراوان بر شما ببخشید دیر جواب دادم هنوز خیلی از امکانات سایت رو بلد نیستم شاد و سلامت باشید دوستم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار ملکه عشق
            ۱۴۰۰/۱۰/۰۱ ۱۴:۵۸
            مدت عضویت: 2005 روز
            امتیاز کاربر: 10613 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

            نشان های دریافت شده

            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            محتوای دیدگاه: 22 کلمه

            سلام و درود بر شما من امروز پیگیری یادگیری پرسش و پاسخ ها شدم 😊🤝

            در مسیر زیبایی و شکوفایی شادمانه قدم بردارید 

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ZahraKasaeipour@gimal.com
      ۱۴۰۰/۰۸/۱۵ ۱۵:۴۷
      مدت عضویت: 1878 روز
      امتیاز کاربر: 468 سطح ۱: کاربر مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 91 کلمه

      سلام و درود بر همه دوستان عزیز و استاد گرامی

      جمله ای رو قبلا شنیده بودم که میگفت فرد معتاد آخرین نفری که می فهمه معتاده!!

      انگار با شنیدن این فایل ارزشمند و تمرکز بر علایم پرده از روی این حقیقت برداشته شد که این علاقه رو به افزایش این فکر و ذکری که دایما ما رو به غدا و خوردن ترغیب می کرد ،چیزی به جز یک اعتیاد پنهان و مخرب نبوده ، رفتاری که بر عکس همه اعتیادها بعضا جامعه تشویقش هم میکنه و با حذف مسئولیت خخوخوخودخودشخودش ددردر قققبقبقبلقبللقبلل  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tala.kh25@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۸/۰۷ ۰۸:۳۳
      مدت عضویت: 1999 روز
      امتیاز کاربر: 6171 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 114 کلمه

      سلام خداقوت استاد🙏
      محتوای این فایل خیلی خوب و موثر بود فقط یه سوال برام بوجود اومد.من رواعتماد به نفسم(مربوط به بدنم)کارمیکنم و خیلی احساسم بهترشده و توجهم روی چاقی خیلیییی کم شده و بدم نمیاد ازبدنم.دیدگاه این فایل باعث نمیشه باز توجهم بره رو چاقی و حس بدی به چاقی پیدا کنم واعتماد به نفسم رو بیاره پایین باعث بشه خودمو سرزنش کنم و با ترس بخوام سریع تر لاغرشم؟اخه خب بدنم هنوز چاقه.
      ممنون از زحماتی که میکشید.
      راستی خبرخوب زنداداشم یه هفته پیش منو دید گفت لاغرتر شدی.تغییرزیادی نکردم اما خب به گفته ایشون یکم شکمم کوچیکترشده که خودمم متوجه ش نشده بودم و هنوزم متوجه نشدم!خب خداروشکر که اینطوری شده.زنداداشم بافاصله میبینه منو.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s99malekan
      ۱۴۰۰/۰۸/۰۵ ۱۰:۳۶
      مدت عضویت: 2119 روز
      امتیاز کاربر: 7845 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 719 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستان متناسبم

      بله کاملا درسته.‌همه ما به موادغذایی معتاد هستیم. دقیقا همون علایم روداریم. مثل معتاد اگه در لحظه بروز علایم دوری از مواد غذایی غذا بهمون نرسه بیقرار میشیم.‌عصبی میشیم.‌پرخاش میکنیم و بعد برای بدست آوردنش و غذا خوردن هر کاری میگنیم..حتی تموم مدت سیری هم بهش فکرمیکنیم.‌به مواد غذایی داخل یخچال به برنامه ریزی اینمه چی بخورم.‌چطوری بخورم.‌چی رو با چی بخورم….و همه اینا از فرمول های ذهنیه….چه خوب استاد پس میشه با کنترل ذهن و تغییر فرمول های معتادا اونا رو هم نجات داد.مس،ولیت تون بیشتر شد استاد نازنین.‌باید یه پیج و سایت واسه ترک اعتیاد هم بزنین.‌اون طفلی ها هم به شما و آگاهی هاتون احتیاج دارن.‌چقد خوب….

      به لطف خدا من در مسیر درست لاغری با ذهن هستم.‌قراره تموم فرمولای چاقی ذهنمو  کمرنگ و کمرنگ تر کنیم تا انگار پاک بشن و جاش فرمولهای ناز لاغری بذاریم. اینکه خوردنم قانون داره.‌استاد بی قانون خوردنای ما باعث چاقیمون شده. هر موقع دلمون میخواسته رفتیم دم یخچال و خوردیم.کاش از اول رو در یخچال بنویسن رمز ورود قار و‌قور و ضعف معده. بخدا.‌اگه فقط موقع گشنگی میخوردیم که چاق نمیشدیم.تازه دقیقا عین معتادا مصرفمون با گذشت زمان بیشترم میشه.‌دیگه اون مقدار قبلی سیرمون نمیکنه..بسه مون نیست.‌این قسمت خیلی خطرناکه.‌اینه که یه معتاد رو از پا میندازه و یه چاق رو به نابودی میکشونه.اصلاحا میگفتن معده ش گشاد شده.‌نه گلم.‌اون فرمول های چاقی ذهنشه که گسترش پیدا کرده.من قسم خوردم روی پسرم دقت زیادی کنم. و اون موقع ست که میشم یه مامان نمونه. بچه ها از مادر خیلی تاثیر میگیرن.‌نمیذارم چون من چاقم اونم چاق بشه. البته من که دارم لاغر میشم و تا چند سال دیگه که کوچولوی من یادش نمیمونه مامانش چی بوده.‌یه خانم متناسب موفق و توانمند میبینه که قراره یکی مثل خودش به جامعه تحویل بده. این رسالت منه.اصلا زورش نمیکنم در غذا خوردن.‌خودش میگه گشنمه غذا بهش میدم. هر وقت گفت سیرم پا میشه میره. اعتراف میکنم در ذهنم موقع هایی که خوب بشقابش رو میخوره خوشحالم و موقعی که کم میخوزه نگرانش میشم. ولی سریع میگم این ته مانده فرمولای چاقی ذهنته.ذهن بچه شکر خدا و به لطف قوانین اولیه خدا صاف و صافه و هنوز فرمول چاقی نداره. وقتی میگه سیرم تمومه. دنبالش میرفتم قبلا هر جا بازی میکردی لقمه رو با اصرار میذاشتم دهنش و فکر میکردم عجب مادریم.از خودم میگذرم واسه پسرم.پسر خواهر شوهرم لاغره خیلی همیشه پیش شوهرم میگفتم ببین بهش نمیرسه.حواسش به بچه نیست.ولی نمیدونستم اون چون خودش لاغره میذاره به انتخاب بچه و بچه ش زیاد نمیخوره. الان اصلا اصرار نمیکنم و شکر خدا بچگی پسرم  خیلی تپل بود که همه با تذکراتشون منو نگران میکردن ولی حالا که سه سال و خورده شده کاملا متناسبه.همه میگن چه خوب شده. نمیدونن این ذهن مادرشه که عوض شده.این تصویر ذهنیه مادرشه که عوض شده و قراره بزودی لاغر شه. من دیگه معتاد مواد غذایی نیستم.و طبق میثاق نامه جانم که میگه من از این به بعد توجه کمتری به مواد غذایی میکنم.گاهی هنوز صدای مواد غذایی رو از تو یخچال میشنوم .تو ذهنم رژه میره. سیب نارنگی انار پفک انگار صدام میکنن ولی سریع میگم باز فرمولای ذهنیم  طبق ساعت شروع کردن. آخه بیشتر عصراست. منم پرخوریام همیشه عصرا بوده.گاهی مغلوب میشم با این مضمون که اشکال نداره. میوه که آبه. کالری نداره. دو تا نارنگی سیب که چاق نمیکنه…از ناهار خیلی گذشته قندت افتاده.و وقتی زیاد اصرار میکنن یهو احساس ضعف معده میکنم…عجیبه و عجیبتر اینکه بازم تفکیک مواد غذایی.باز توجهو ترس از مواد غذایی. باز سر ساعت خاصی غذا خوردن .استاد ببین. در یه حرکت من واسه به اصلاح میوه عصرونه چند تا فرمول ذهنی من دست به دست میدن تا منو مغلوب میکنن و بلند میشم میرم میارم میخورم…و فرمول بعدی….ناراحت میشم و افسرده که چرا بهشون گوش دادم….خوب الان قوی تر شدما. هر چند تا اصرار ذهنم یکیش رو انجام میدم و قول میدم اینقد تکرار کنم که من نباید تحت کنترل فرمول چاقی ذهنم باشم و اینا هیچکدوم نیاز واقعی تو نیست. استاد دارم مینویسم انگار قدرتم بیشتر میشه و قدرت رو از یخچال و مواد غذایی و ذهنم میگیرم و میتونم بیشتر کنترلشون کنم….من دیگه هر وقت و بیوقت غذا نمیخورم. من فقط موقع گشنگی و در حد رفع گشنگی میخورم.‌خیلی عالیه استاد

      ممنونم از شما و ممنونم از خدای مهربونم

      خدای خوب من کمکم کن در این مسیر ثابت بدم بشم که بهترین و درست ترین مسیره.‌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریده حسنی
      ۱۴۰۰/۰۷/۲۲ ۱۸:۴۷
      مدت عضویت: 2392 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,122 کلمه

      روز ۲۳ تکرار 

      سلام و درود به دوستان همراهم و استاد عطارروشن

      چاقی اعتیاد آسان است مراقب باشید

      هر جایی که قوانینی باشه نظم هم خواهد بود من این مسئله رو تو خونه خودم متوجه شدم ،قبلا به دلایلی  من مدیریت قوی تو خونم نداشتم و کم کم خودم عادت کردم و افرادی هم که با من زندگی میکردند به بی قانونیه منزلم عادت داشتن

      هر کسی هم وارد خونه من میشد مثل خواهرا یا بچه هاشون آزاد بودن که هر کاری دلشون میخواد انجام بدن و اصلا مشخص نبود تو خونه من کی صاحب خونه بود و کی مهمان

      این جریانات ادامه داشت تا ۴ سال پیش که من وارد دوره های ذهنی شدم و آرام آرام متوجه شدم من اعتماد بنفس و اقتدار  روبرو شدن با رفتارهای دیگرانو ندارم که اونم بخاطر رفتارهای قبل خودم بوده

      وقتی من احساس مدیر بودن تو خونم نداشتم هر کسی به خودش اجازه میداد ریئس خونه من باشه و کم کم زمام امور از دستم خارج شده بود

      تا اینکه ۳ سال پیش که متوجه شدم من اعتمادبنفس روبرو شدن با خانواده خودمو ندارم و اونها هم عادت کرده بودن  هر جوری دوست دارن با من برخورد کنن 

      از ۳ سال پیش که به خودم آگاه شدم آرام آرام اقتدار درونیم بیدار شد و شروع کردم به ابراز وجود و دوست داشتم قوانین هرج و مرج خونمو تغییر بدم 

      گرچه اطرافیانم بسیار با من برخورد شدیدی داشتن و دلشون نمیخواست از آزادی که تو خونه من داشتن کم بشه ولی من ادامه دادم و جهان هم به خلوت تر شدن خونم کمک کرد

      و الان خدارو شکر خیلی همه چیز بهتر از قبل شده هر چند تصمیمات جدی تری برای خودم و زندگیم دارم ولی از اون هرج و مرج قبلی خبری نیست اونم بخاطر قوانینی بود که وضع کردم

      قبلا من برای مسئولیت های خونه  بشدت تحت فشار بودم ولی الان مسئولیت های عمومی خونمو تقسیم کردم و اجازه نمیدم کسی از سکوتم سوءاستفاده کنه و رفتارهای جدید من باعث شده هر کسی هر چیزی دلش خواست بمن نگه و مراقب رفتارهای خودشون باشن 

      که اینهارو مدیون تمریناتی هستم  که برای بالا بردن احساس ارزشمندی و عزت نفسم انجام دادم که الان شاهد خونه منظم تری هستم ،پس قوانین باعث میشه جلوی هرج و مرج گرفته بشه 

      این نظم و تمیزیو تو بعضی از کشورها میبینی اونم بخاطر قوانین محکمیه که در اون هست و حتما اجرا میشه که باعث شده افراد با اون قوانین زندگی کنن و عادت های منظم تری داشته باشن

      حالا تو بحث چاقی چونکه قوانینی براش وجود نداره افراد میتونن هر چقدر دوست دارن از مواد غذایی مصرف کنن، با توجه به نوع دیزاین و بسته بندی خوراکی ها اعتیاد به خوردنشون هم بیشتر شده

      مثلا من  به دیزاین خوشگل غذاها و خوراکی ها بسیار علاقمندم ،الان هم به وفور رستوران ها و کافی شاپ ها در حال سبقت گرفتن هستن در مدرن تر شدن و زیباتر شدن که همه اینها اصلا بد نیستن اگر ما بلد باشیم چه رفتارهایی داشته باشیم 

      مثلا امروز که من و دوستم بیرون بودیم و چندین تا کار داشتیم و انجام دادیم موقع نهار رفتیم رستوران ،از اونجاییکه  سالاد مورد علاقه من سزاره و وقتیکه این سالادو میخورم کاملا سیر میشم بدلیل مرغ های سوخاری که در اون استفاده میشه ، ترجیح دادم غذای اصلی سفارش ندم ولی دوستم از کم غذا سفارش دادن بدش میاد و گفت غذای اصلی هم سفارش بده

      اتفاقا  خود ایشون هم تو دوره لاغری هستن و میدونه من اضافه بر نیازم نمیخورم و خودش هم همین رفتارو داره ،بهش گفتم‌ من فقط سالاد میخورم اگر سیر نشدم از غذای شما میخورم ولی مطمئن بودم سیر میشم 

      بلخره من سالاد سفارش دادم و ایشون هم‌ غذای خودشونو و در ادامه نون سیر هم‌ سفارش دادن ،منکه فقط سالاد خوردم و یه نون تست سیر و وقتی احساس سیری کردم دیگه ادامه ندادم ،حتی غذای دوستم و سالاد هم اضافه اومد،بهش گفتم نیازی نیست غذای اضافه سفارش بدیم ما که دیگه میدونیم حجم خوردنمون  چجوریه 

      اگر به همین راهی که میریم ادامه بدیم دیگه درگیر چی بخورم چی نخورم نخواهیم بود ،هر خوراکی دوست داریم میخوریم و وقتی سیر شدیم ادامه نمیدیم ،به همین راحتی ،کاری که ما سالها بلد نبودیم انجامش بدیم ،چونکه انجامش ندادیم یادش نگرفتیم‌ و الان انقدر برامون سخته که از خوردن دست بکشیم‌ ،یعنی دوست داریم انقدر به خوردن ادامه بدیم‌ که از سنگینی شکم نتونیم راه بریم ،مجبور بشیم دکمه شلوارمونو باز کنیم 

      انگار همش ولع خوردن داریم و دوست نداریم سیر بشیم که اونم مربوط میشه  به عادت هایی که از بچگی به ما تزریق شد و خوردن شد جزء کارهای لذت بخش برامون 

      مثلا دیشب که دخترم و همسرش منزل ما بودن ،من میوه گذاشته بودم،انار دون کرده بودم  ،حتی چغندر باغ خودمونم پخته بودم ولی اصلا بهشون اصراری نکردم که حتما باید میوه بخورن میدونستم این لطف و محبت نیست این ضربه زدن بهشونه و میوه ها ،انار و چغندر دست نخورده موند 

      چند روز پیش که دیدم دوستم داره کابینتو میگرده و هی غر میزد که چرا پاستیل هامون تموم شده و دلش پاستیل میخواست بهش گفتم‌ گرسنت شده؟ گفت نه ،گفتم پس برای چی دنبال پاستیل میگردی ؟ گفت دلم یه چیز آب نبات طور میخواد ،گفتم واسه چی ؟ گفت همینجوری دلم میخواد 

      کاملا میفهمیدم که یه فرمول براش روشن شده که اون شکلی دنبال یه خوراکی شیرین میگشت ،هر چند من نمیگم نباید پاستیل خورد من خودم هم میخورم ولی اون مدل بیقراری برای خوردن پاستیل برام جالب بود ، بهش گفتم هر وقت میخوایی یه رفتاریو انجام بدی از خودت بپرس آیا این رفتار  تخریبم میکنه یا ترمیم ،اونوقت میتونی تصمیم بگیری با توجه به اینکه چاقی ایشون بیش از حد زیاده و باید بیشتر بسمت ترمیم حرکت داشته باشه تا بسمت تخریب و در انتها بهش گفتم به اندازه کافی خودتو تخریب کردی لطفا یکمی بفکر ترمیم خودت باش 

      مسئول چاقی خودمون ، خودمون هستیم و باید بپذیریم‌ ،بپذیریم‌ که خالق چاقی خودمون بودیم ،خالق بودن را بپذیریم بجای قربانی بودن رو و سالها از قربانی بودنمون منفعت بردیم و خودمونو از بار سنگین مسئولیت چاقی بیرون آوردیم 

      اینکه سالها خودمونو قربانی چاقی  دیدیم و مدام غر زدیم که چرا چاق شدیم ؟ چرا لاغر نمیشیم؟ این چه زندگیه ؟ چرا خدا خواسته که من چاق بشم ؟ این چه جهان هرج و مرجیه 

      تمام این اتفاقاتو خودم آفریدم ،اضافه وزنم مال خودمه ،بچه ی خودمه ،خودم به دنیاش آوردم ،منیکه تونستم چاقیو آفرینش کنم پس میتونم لاغری هم آفرینش کنم ،کافیه باور کنم و بیام تو مسیر تغییر ،این جهان به هر کسی هر چیزیو که بخواد و باورش کنه میده ،کافیه باورهاشم بسازیم‌ که راحتر هدایت بشیم در مسیرش

      منکه خدارو شکر نزدیک به ۲ ساله تصمیم گرفتم از اعتیاد به چاقی رها بشم و قدم در مسیر زیبای لاغری با ذهن گذاشتم که پر از آگاهیه و هر روز کمی به هدفم نزدیکتر و از چاقی دورتر میشم ،سپاسگذار خداوند هستم برای هدایتم به این متد عالی   

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار scarlet
      ۱۴۰۰/۰۷/۱۸ ۲۳:۵۸
      مدت عضویت: 1876 روز
      امتیاز کاربر: 351 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 117 کلمه

      سلام.دوستان عزیز.گام دهم.امروز متوجه شدم که چاقی هم جز اعتیاد ها محسوب میشه.اعتیاد آسان.اعتیاد به ماده های خوردنی که از نوع خطرناک ترین اعتیادها محسوب میشه.خب اعتیاد داشتن سخته.و سخت تر از اون ترک کردن اعتیاده.برای افراد چاق کنار گذاشتن مواد غذایی چاق کننده به منزله ی شروع ترک محسوب میشه.ما باید مسئولیت چاقی خودمون رو بپذیریم و گردن عواملی مثه کم کاری تیروئید یا پایین بودن متابولیسم بدن نندازیم.ما باید قبول کنیم که خواسته یا ناخواسته چاق شدیم و از حالا به بعد باید الگوهای مناسب ذهنی رو جایگزین باورهای غلط و اشتباه کنیم.راستی دو روزه احساس میکنم که مثه قبلن ولعی به خوردن مواد غذایی ندارم و اشتهام کاهش یافته.به امید روزهای طلایی برای همه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۴۰۰/۰۷/۱۶ ۰۱:۲۶
      مدت عضویت: 2486 روز
      امتیاز کاربر: 21300 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 353 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

      واقعا چرا انقدر چاقی عادی هستش و هیچ قانونی برای این اعتیاد وضع نشده ! و با این تعارفات و احترام گذاشتن فقط این وضع و بدتر می کنیم منم خیلی تعارفی بودم الان خیلی بهترم ولی اگه کسی بیاد خونمون مامانم اینا چون عادت دارن و هی کی گن فلانی اینجور من تعارف می کنم ولی خیلی کمتر از قبل خدا رو شکر .

      ما باید مسیولیت چاقی خودمون و بپزیریم نه اینکه بندازیم گردن چیزهای بیرونی مثل ژنتیک و تیرویید و… ا فقط با خوردن زیاده از حد چاق شدیم و خودمون خواستیم کسی به زور چیزی و وارد دهنمون نکرده .

      کلا همه جای دنیا مردم اینطوریه دور همی یعنی خوردن تو مهمونی هی دقیقه به دقیقه چیزی میارن و تعارف می کنن اگه اینطوری هم نباشه می گن هیچی نداشتن .آدم حوصله اش سر می ره یه چیزی باید بخوره تلویزیون تماشا می کنه باید یه چیزی بخوره این عادتها و فرمولهای بیخودی ما رو به این روز دراوردن  .

      منم یادمه که ما کوچیک بودیم مامانم هله هوله و این چیزها توی خونه نمی خرید بزاره همینطور توی مدرسه هم نمی زاشت چیزی بخریم خوب بود ولی بعضی وقتا دلمون می خواست از این خوراکی‌ها .

      یا حتی یادمه تو خیابون هم چیزی نمی خرید برامون می گفت نباید بیرون می ریم چیزی بخورین.منظورم هله و هوله و چیزهای بی خودی هست .

      ولی این فرمولها رو یادمه که می گفتن این، بخورین قوی می شین باید غذا بخورین تا زودتر بزرگ شیم همینطور اینا نسل به نسل رسید به ما و من هم اونا رو تکرار می کردم حتما باید پنج وعده میوه و سبزیجات بخورین اینو بخورین برای این خوبه …

      همش در حال خوردن ولی الان دیگه من به بدنم گوش می دم .

      امروز من بعد از مدتها رفتم کلاس یوگا بچه ها هی ازم سوال می کردن چه جوریه رژیم غذایی هم داره می گفتم نه می گفتن اخه چه جوریه خلاصه براشون توضیح دادم و آدرس سایت و دادم همشون توی کلاس لاغر هستن و از اول لاغر بودن متوجه این چیزها نمی شن ولی برای همسراشون که چاقن می خواستن این برنامه رو .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Jazab
      ۱۴۰۰/۰۷/۰۱ ۰۷:۳۱
      مدت عضویت: 1767 روز
      امتیاز کاربر: 437 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 1,174 کلمه

      سلام گام دهم در مسیر لاغری من 

      چاقی اعتیاد اسان است مراقب باشید

      در هر کشوری دو دسته قوانین وجود دارد منع کننده هدایت کننده و رهبران سران هرکشوری این قوانین وضع میکنند 

      و مردم با توجه به این قوانین تصمیماتی میگیرند عمل میکنند و هرکس برعلیه قانون عمل کنید جرم محسوب میشه و مجازات خودش به همراه داره 

      سران هرکشور کارهایی که خطر،افرین است واسه هر فردی اون کار معن میکنند و جرم محسوب میشه و جز قوانین منع کننده هستند و همراه مشکلاتی که واسه خود فرد داره برای بقیه هم خطر افرین است پس برای جلوگیری قوانینی به وجود اوردند 

      حمل نقل مواد مخدر در کشور جز کارها خطر،افرین است و منع کننده است و هر فردی این کار انجام بده جرم دارد مجازات میشود

      حالا ما در اینجا قوانین منع کننده مورد بحث قرار میدهیم 

      هدف از قوانین منع کننده جلوگیری خطر فردی و اجتماعی است و هرکس عمل نکنید مجازات خواهد شد 

      مث قوانین راهنمایی رانندگی که خیلی به وضوح و به وفور دیدیم هرکسی قوانین رعایت نکرده هم به خودش هم به دیگران اسیب ها مالی جانی زده و مورد مجازات قرار گرفته 

      مث قوانین حمل کالا قاچاق یا حمل مواد مخدر فروش قرص ها روان گردان و مشروبات الکلی جرم محسوب میشوند و جز قوانین باز دارنده هستند و تعداد افراد مبتلا به اعتیاد مواد مخدر خیلی کمتر از اعتیاد افراد سیگاری است چون سیگار منع کننده نبوده جرم محسوب نمیشده و یک چیز عادی به حساب میومده و مورد سرزنش یا مجازات نبوده تعداد افراد اعتیاد به سیگار به وفور پیدا میشه و خیلی راحت عادی تازه با افتخار هم مصرف میکنند 

      هردو اعتیاد خطر افرین است و مشکلات سلامتی جانی هم برای خود وهم برای دیگران به همراه دارد ولی چون قانون اومده اعتیاد به مواد مخدر منع کرده و مجازات براش تعیین کرده و یک زشت ناپسند بین مردم هست افراد کمتری مبتلا به مواد مخدر اعتیاد پیدا میکنن و از ان سو چون مصرف سیگار یک امر عادی محسوب میشود بدون مجازات و عادی شده بین مردم مصرف کننده بیشتری به خود مبتلا کرده 

      چرا باید قانون یا قوانین خاصی باشد تا ما کاری که به ضرر خودمان است انجام ندیم اونم از سر ترس از  حرفها مردم یا مجازات کاری انجام ندیم 

      ولی کارها دیگه که صدبرابر به ما ضربه میزند ولی قانون منع کننده ای به همراه ندارد و یک امر عادی است به وفور انجام بدیم 

      چرا خودمان به فکر خودمان نیستیم مث یک رباط عمل میکنیم فقط باید قوانین برای ما تعیین کنید چکاری انجام بدیم و بفکر سلامتی روح روان خودمان نیستیم 

      چاقی یکی از کارها خطر افرین است که هیج قانون منع کننده ای برای چاقی نیست واسه همین تعداد افراد چاق به وفور زیادتر از افراد متناسب است 

      چاقی یک اعتیاد شیرین لذت بخش است که خودمان با تعریف ها نادرستی که از بچگی اموزش دیدیم داریم این چاقی گسترش میدیم 

      بیاییم تعریف نادرست ذهنی خودمان تغییر بدیم 

      تعاریف اشتباه رفتار ها افراد چاق بیان میکنم عبارتنداز 

      تفریح کردن در ذهن فرد چاق یعنی موادغذایی بیشتر خوردن 

      مهمانی رفتن یعنی خوردن تا میتونی بخوری دیگه پیش نمیاد 

      وقتی خهسته ایم جای استراحت اول شکم خودمان پر میکنیم و این کاملا اشتباه است 

      ناراحتیم رجوع میاریم به خوردن خوشحالیم میخوریم حوصله نداریم میخوریم نگاه برنامه تلویزیون میکنیم میخوریم میریم تو پارک طبیعت فکرمان خوردن است چی بخورم حال میده الان جایی از بدنمان درد میاد شروع میکنیم به خوردن 

      حتی شده واسه خودم تشنه باشم ولی قبلا که فرق گرسنگی با تشنگی نمیفهمیدم بازم جای اب غذا میوه میخوردم 

      خلاصه فقط تو خواب بود که دهن من بسته میشد نمیخوردم واسه هرکاریم میخوردم و اگه بهم کم میرسید مواد غذایی به شدت میترسیدم  و عصبانی ناراحت میشدم پس من یک معتاد هستم اعتیاد به مواد غذایی دارم و شاید یک فرد معتاد به مواد مخدر در روز سه بار مصرف کنه ولی من در روز سی بار مصرف میکردم راه میرفتم میخوردم واسه هر حالتی که داشتم یا شرایط برای بهبود اون شرایط میخوردم من اعتیاد دارم واقعا الان که دارم بررسی میکنم اعتیاد من به مواد غذایی خیلی بیشتر از فرد معتاد به موادمخدر است 

      هر دو با جان انسان بازی میکنند چاقی جان مال روح انسان درگیرمیکنه بصورتی که خودت بزنی نابود کنی چاقی یک اعتیاد پنهان است یک اعتیاد کشنده روح ذهن انسان 

      بیاییم خودمان برای خودمان ارزش قائل شیم و کارهایی که به ضرر خودمان است انجام ندیم بیاییم خودمان قوانین منع کننده ای برای خودمان صادر کنیم 

      برای نجات روح جان جسم خود از این اعتیاد پنهان کشنده 

      بیاییم تعاریف اشتباه درست کنیم در ذهن مان و بصورت صحیح عمل کنیم 

      بیاییم الگو درستی رفتارصحیح در خانواده جامعه خود باشیم و این رفتار صحیح به فرزندان خود اموزش بدیم یک الگو کامل بی عیب نقص،باشیم برای فرزندان خودمان واین اعتیاد به خوردن مواد غذایی و چاقی ترک کنیم 

      و سه ماه در این مسیر با تعهد کامل به سر ببریم تا بعد سه ماه یک فرد متفاوت یک الگو عالی از نظر نگرش رفتاری و جسمی باشیم یک زندگی جدید با یک نگرش جدید جسم جدید تجربه کنیم 

      من قوانینی برای خودم تعیین میکنم قوانین منع کننده 

      برای سرگرمی خودم روی به خوردن نمیاریم و خوردن برای سرگرمی تعطیل و دوستام خانواده ام و حتی پسر دخترها کوچلو با خوردن سرگرم نمیکنم 

      کسی تشویق نمیکنم به زیاد خوردن یا تعارف زیادی به کسی نمیکنم که نهه حتما باید بخوری 

      برای تفریح و احساس خوب خوشحالی شروع نمیکنم به خوردن و این کار تعطیل بی نهایت راه وجود دارد واسه حال خوب خوشحالی اون کارها انجام میدم 

      برای ناراحتی خودم و رفع ناراحتی افسردگی خشم کینه اعصبانیت خودم رو به خوردن نمیارم و از راه درست ناراحتیم به حال خوب تبدیل میکنم 

      برای تماشا سریال فیلم و لذت بردن رو به خوردن نمیارم و ممنوع است 

      برای رفع خستگی بعد از خرید یا کارها منزل روبه خوردن نمیارم و استراحت میکنم نه اینکه بخورم و ممنوع است این کار 

      برای بیکاری بی حوصلگی رو به خوردن نمیارم 

      دوستام خانوادم و هرکس دیگه رو با تعارف ها بیجا دعوت نمیکنم به خوردن 

      جوری رفتار نمیکنم که فرد فک کنه اگه نخوره من ناراحت میشم و مجبور بشه،به خوردن 

      وقتی میرم خرید در،فروشگاه دانبال موادغذایی نباشم 

      برای ضرر زدن به دیگران در مهمانی ها زیاده روی نکنم ودرحدی نیازمه مصرف کنم نه بیشتر 

      برای ساکت کردن دختر داداشم اون تشویق نکنم اگه ساکت موندی یا اذیت نکردی برات فلان کیک یا غذا درست میکنم 

        اینها قوانینی هستند که من اجرا میکنم و دیگه این تعریف حک میکنم در ذهنم دریک صورت باید غذا مصرف کنم وقتی بدنم احتیاج داره به غذا واسه تبدیل به انرژی چه زمانی میفهمم بدنم احتیاج داره با حالتی که در شکمم به وجود میاد مث صدا شکمم و ضعف رفتن و حالتی که نشان گر گرسنگی است پس فقط در این صورت غذا میخورم 

      چهار روزی هست که دارم تمرینی استاد در فایل شیشم گفتن انجام میدم واقعا لذت میبرم از خوردنم و احساس ازادی قدرت سبک بالی دارم اصلا احساس لاغری دارم و خیلی خوشحالم و لذت میبرم از خوردنم روز اول میگفتم یعنی چطوری بفهمم دیگه سیرم وهمش توجه میکردم به خوردنم 

      ولی الان وقتی روی سفره هستم بدون توجه کردن یهو میبنی سیرم اصلا دیگه میلم نمیکشه به خوردن و خیلی راحت ساده دست میکشم از خوردن و این مسیر ادامه میدم و این تمرین انجام میدم چون احساسم عالی میکنه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا