تا حالا شده یه کاری رو با کلی ذوق و انگیزه شروع کنی، اما بعد یه مدت، اون کار برات تکراری و خستهکننده بشه؟ 😑 با این حال، نمیتونی ترکش کنی؟ انگار یه نیرویی هست که هی تو رو وادار به ادامهش میکنه؟
اگه این حس برات آشناست، باید بدونی اسم این پدیده میتونه «اعتیاد» باشه. مخصوصاً وقتی پای خوردن وسطه، یه نوع خاصی از اون شکل میگیره به اسم: اعتیاد به غذا 🍩🍕🍟
اعتیاد به غذا یعنی چی؟ 🤔🍫
اعتیاد به غذا یعنی وقتی یه نفر دیگه نمیتونه جلوی خودشو بگیره و هی میخوره، حتی وقتی واقعا گرسنه نیست.

این فقط یه اشتهای زیاد یا پرخوری ساده نیست، یه رفتار تکرارشونده و خارج از کنترله که آدمو به سمت خوردن میکشونه… حتی وقتی دلش نمیخواد بخوره! 😣
و حالا جالبترین قسمت ماجرا! 😳👇
تحقیقات علمی، مخصوصاً مطالعهای از دانشگاه Yale درباره نقش مغز در مقیاس اعتیاد به غذا نشون داده که مغز بعضی از افراد، نسبت به بعضی غذاها (مثل شیرینی، چیپس، فستفود یا بستنی) درست مثل مغز یه معتاد به مواد مخدر واکنش نشون میده!
یعنی چی؟
یعنی خوردن یه قاشق بستنی یا یه تیکه شکلات میتونه همون قسمتهایی از مغز (مراکز پاداش یا reward system) رو فعال کنه که مواد مخدری مثل کوکائین یا هروئین فعال میکنن! 😱🍩
این یعنی اعتیاد به غذا یه موضوع جدی و علمیه، نه فقط یه بهونه برای پرخوری.
اعتیاد یعنی وقتی بدن و ذهن یه آدم برای ادامه زندگی عادیش به یه ماده یا یه رفتار خاص وابسته میشن. حالا اگه اون ماده یا رفتار در دسترس نباشه، بدن و ذهن شروع میکنن به نشون دادن علائم محرومیت یا همون خماری. 😵
شاید شنیدن اصطلاح اعتیاد به غذا برات اولش خوشایند نباشه، چون خب ما همینجوری هم کلی قضاوت و برچسب از جامعه بابت چاقی شنیدیم… حالا یکی دیگه هم اضافه بشه؟ 😔
ولی بیاین صورت مسئله رو پاک نکنیم… چون این “اعتیاد به غذا” واقعاً وجود داره، واقعاً ذهن و جسم ما رو درگیر میکنه، و اگه درست بهش نگاه نکنیم، فقط عمیقتر و ریشهدارتر میشه!

اعتیاد به غذا: پنهان، رایج و تشویقشده! 😳🍟
نکته عجیبه ماجرای اعتیاد به غذا اینه که برعکس اعتیاد به مواد مخدر که تو همهی دنیا باهاش برخورد قانونی میشه، واسه این یکی نهتنها مجازاتی وجود نداره، بلکه کاملاً آزاد، دردسترس و حتی تحسینشدهست! 😅
یعنی چی؟ یعنی کافیه یه دور توی شهر بزنی…
رستورانا، شیرینیفروشیها، فستفودها، بیلبوردها، حتی استوریهای اینستاگرام و تبلیغات تلویزیون…
همهچی شده ویترینِ غذاهایی که مغز آدم رو وسوسه میکنه 🤤
🍩 اونور یه معتاد باید قاچاقی بره دنبال مواد، اینجا یه فردی که معتاد به غذاست، فقط کافیه گوشیشو دربیاره، چندتا کلیک کنه، غذا دم در خونشه!
و حالا چرا اعتیاد به غذا اینقدر خطرناکتره؟
- 🔹 چون هیچکس به چشم یه اعتیاد واقعی بهش نگاه نمیکنه
- 🔹 چون پنهان و نرمال جا زده میشه
- 🔹 چون کسی جلودارش نیست و از هر طرف تشویق میشی به بیشتر خوردن
و وقتی چاق میشیم، تازه زنجیره عوارض شروع میشه:
- ❗ فشار خون بالا
- ❗ دیابت نوع دو
- ❗ بیماریهای قلبی
- ❗ مشکلات مفصلی
- ❗ و حتی اختلالات روانی مثل اضطراب، افسردگی و اعتمادبهنفس پایین 😔
همهی اینا فقط بهخاطر اینه که مغزمون یه مسیر شرطیشده رو پیدا کرده:
- «ناراحتی؟ بخور!»
- «استرس داری؟ بخور!»
- «حوصلهت سر رفته؟ بخور!»
- «حتی خوشحالی؟ جشن = خوردن!» 🎉🍰
📚 مطالعات علمی (مثل تحقیق منتشرشده در Frontiers in Psychology) نشون میده که اعتیاد به غذا از لحاظ اثرگذاری روی مغز، بهطرز شگفتانگیزی شبیه اعتیاد به مواد مخدره.
یعنی مغز ما نسبت به قند، چربی و نمک دقیقاً همونجوری واکنش میده که به کوکائین یا نیکوتین میده! 😱
پس دیگه وقتشه که این اعتیاد پنهان رو جدی بگیریم… چون اگه بهش آگاه نشیم، یه عمر اسیرش میمونیم!

تنوع مواد غذایی = تنوع مواد اعتیادآور 🤯🍕
وقتی به اعتیاد به غذا بهعنوان یه نوع اعتیاد واقعی نگاه کنیم، تازه میفهمیم که دنیای غذا چقدر پر از محرکها و وسوسههاییه که مثل مواد مخدر عمل میکنن.
فکر کن! 🤯
اگه مواد مخدر رو چند مدل بیشتر نیست (مثلاً الکل، نیکوتین، کوکائین و…)
ولی تو دنیای غذا؟
- هزاران مدل شیرینی
- صدها نوع چیپس و پفک
- بستنیهایی با طعمهای عجیب و غریب
- سسهای چرب و ترکیبهای فوقالعاده اعتیادآور 😋
🔻 این یعنی چی؟
یعنی تنوع مواد غذایی اعتیادآور خیلی بیشتر از مواد مخدره!
و ترکیب این تنوع با راحتی در دسترسی باعث شده سرعت چاقی تو دنیا مثل موشک بره بالا 🚀
اما یه سوال مهم:
اگه ما تو دورههای تناسب فکری میگیم غذا ذاتاً عامل چاقی نیست، پس چرا الان داریم از «مواد غذایی چاقکننده» صحبت میکنیم؟ 🤔
جواب اینه:
🍔 تا زمانی که یه فرد معتاد به غذا، از ته دل باور داره که “غذا باعث چاقی منه”
و در عین حال احساس میکنه نمیتونه جلوی خوردنشو بگیره… اونوقت تنوع بالا و دسترسی آسون به این غذاها = زمین خوردن دوباره و دوباره 😞
🧠 یعنی مشکل اصلی درون ذهن ماست، نه توی خود غذا!
برای همینه که خیلیا با وجود همین دنیای رنگارنگ و وسوسهگر، همچنان متناسب و سالم زندگی میکنن.
✅ پس نکته کلیدی اینه:
اول باید اون “ذهنیت چاقکننده” نسبت به غذا اصلاح بشه که این فرایند با استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز به خوبی انجام میشه.

چطوری چاقی تبدیل شد به اعتیاد به غذا؟ 😳🍩
یه زمانی، غذا خوردن یعنی چی؟ یعنی فقط وقتی بدنمون نیاز داشت، یه چیزی میخوردیم. به اندازه، ساده، بدون دردسر.
ولی یواشیواش این رفتار طبیعی، تحت تأثیر کلی باور اشتباه و آموزش نادرست، رفت زیر خاک و یه چیز دیگه جاشو گرفت: اعتیاد به غذا.
🍕 از کجا شروع شد؟
از جایی که کارخونههای مواد غذایی، با طراحی بستهبندیهای جذاب، اندازههای مصرف شخصی، تنوع بالا و کلی تبلیغ رنگارنگ، مغز و ذائقه ما رو نشونه گرفتن. اونم نه با یه تیر، با یه ارتش کامل! 😅
🎯 ما هم که هنوز تهمون یه غارنشین حریصه، وارد فروشگاه یا مهمونی که میشیم، چشممون شکار میکنه، دستمون میخره، ذهنمون مجوز میده و معدهمون همهچی رو جا میده!
و اینطوری بود که کمکم، اعتیاد به غذا مثل یه ویروس پنهان، بینمون پخش شد.
👪 از خونه شروع شد
وقتی مامانبابا برای اینکه بچهشون “قویتر” بشه، هی بهش غذا دادن، وقتی برای اینکه ساکت شه، با شیرینی و پفک سرگرمش کردن، وقتی جایزهها شد خوراکی و نوشابه،
یه ذهن کوچیک یاد گرفت که:
📌 غذا = عشق 📌 غذا = شادی 📌 غذا = پاداش 📌 غذا = فرار از درد
🎉 حالا بزرگتر که شدیم، چی شد؟
تا یه ذره ناراحت میشیم، میریم سراغ یخچال، تا استرس داریم، یه چیزی باید بخوریم.
خوشحالیم؟ بزن بریم بیرون، یه چیزی بخوریم، دورهمی، سینما، سفر، تفریح = خوردن خوردن خوردن 😵💫
🎯 نکته اینجاست که:
هیچکس نمیاد ما رو بابت این رفتار “بازخواست” کنه! نه قانون، نه خانواده، نه جامعه
برعکس! همه جا داره بهمون میگه: “بخور! خوش بگذره!”
و اینطوری، اعتیاد به غذا شد تنها اعتیادی که نه تنها ممنوع نیست، بلکه تشویق هم میشه! 😶🌫️
🧠 تازه تحریکات حسی هم به کمکش اومدن
صدای ترد چیپس، بوی نون داغ، رنگ شیرینیها، بافت خامه، طعم قهوه…
و این یعنی: حتی اگه گرسنه هم نباشی، مغزت میخواد بخوره! 🤯

راه نجات چیه؟ قانونهای شخصی برای رهایی از اعتیاد به غذا 👇
تحقیقات نشون داده با تمرین ذهنآگاهی، تصویرسازی ذهنی، و تغییر باورها درباره غذا میتونیم اعتیاد به غذا رو کنترل و حتی درمان کنیم.
مغز انعطافپذیره. یعنی همونطور که یاد گرفته با غذا حال خوب کنه، میتونه یاد بگیره با چیزهای دیگه هم حال خوب کنه 🧠🌱
پس بیاین با هم یه تصمیم بگیریم:
از امروز، من مسئول رابطهم با غذا هستم. نه تبلیغات، نه خاطرات کودکی، نه عادتهای غلط.
✨ اما اگه میخوای این تغییر رو سریعتر و اصولیتر تجربه کنی، بهترین قدم استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغزه.
این دوره مثل یه نقشه عملیه که بهت کمک میکنه فرمولهای اشتباه ذهنیت رو بازنویسی کنی، craving یا همون ولع غذایی رو کنترل کنی، و به آزادی واقعی از اعتیاد به غذا برسی.
این بار، تنها نیستی… این دوره همراه توئه برای شروع یه زندگی تازه. 🌈
✍️ تمرین آموزشی | گام عملی برای شناسایی اعتیاد به غذا 🍩
حالا که متن و ویدیوی آموزشی این جلسه رو دیدی، وقتشه دستبهقلم بشی و خودت رو در آینه رفتارهای غذاییات ببینی.
لطفاً به سوالات زیر توی بخش نظرات جواب بده 👇
- فکر میکنی اعتیاد به غذا چطوری به شکل پنهان اما جدی وارد زندگی ما شده؟ آیا واقعاً چاقی میتونه یه نوع اعتیاد باشه؟
- چه وقتهایی تحت تأثیر تبلیغات، مهمونی، خانواده یا اطرافیانت، بیدلیل و بینیاز غذا خوردی؟ مثال بزن!
- نظرت درباره تأثیر مکانهایی مثل رستورانها، اپلیکیشنهای سفارش غذا، یا تبلیغات تلویزیونی در گسترش اعتیاد به غذا چیه؟
- تا حالا شده چون پول غذا رو دادی، خودتو مجبور به خوردن کل غذا کنی؟ یا چون سهم تو بوده، تا تهش رو بخوری؟ بنویس چی باعث این رفتار شده 🧠
🎥 از ویدیوی آموزشی ایده بگیر و یه تمرین مخصوص به خودت طراحی کن!
اون تمرین رو هم توی بخش نظرات با ما به اشتراک بذار تا بقیه هم ازش استفاده کنن 💬🧡
👇 منتظرم که تمرینت رو توی بخش نظرات ببینم! 📝💬🧠
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.13 از 184 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!




نشان های دریافت شده
سلام شباهت چاقی واعتیاد :هردو انسان روبه دام اونچه علاقمندش هستیم گرفتارمیکنه یکی به فست فودیاشیرینی وکباب یا خیلی چیزا اعتیادداره یا باچایی کیک وکلوچه وبیسکویت یاشکلات میخوره ونمیتونه این عادت روترک کنه غذای اضاف بچه ها یاهرچیزی که ماخانوم ها میگیم حیفه درواقع داریم ضربه میزنیم به جسم وروح مون وعادت کردیم به ذهن چاق بیایم عادت کنیم چایی روخالی بخوریم یامصرف فست فودوشیرینی کم کنیم وباتمرین وتکرارمیشه عادت روگذاشت کنار شخص معتاداولش براش سخته بخوادترک کنه ولی باسختی اولش تحمل میکنه بعدش میزاره کنار من خودم خوراکی روبیرون میدییم انگاروسوسه ذهنی ولم نمیکردحتما بایدمیخوردمش یامغازه میرفتم بایدخوراکی شیرین میخریدم وحتمابایدمیخوردم بیرون که میرفتم باید بستنی میخوردم درفصل تابستان یارستوران براغذا انگار شده بوداین عادت ملکه ذهن ولی باانجام تمرین کم رنگ شده این عادت ها
نشان های دریافت شده
سلام چاقی همیشه باعث عوارض شده اونم زانودرد ویاخیلی بیمارها وقتی به دکترمراجعه میکردم اولین حرف بایدوزن کم کنی نون وبرنج کم یاشیرینجات حذف خیلی ازموادغذایی حذف بایدورزش کنیدیاپیاده روی وماهمه این روش هاروانجام میدادیم اونم مقطعی بود وزود خسته میشدیم من همیشه ازچاقی رنج میبردم همیشه ذهنم درگیراین. چاقی بودم حرف اطرافیان که تواراده لاغری نداری وهمه این واکنش ها باعث میشدروزبه روز من افسرده میشدم ولی یکی ازمزایا چاقی باعث شدپیگیربشم چه راهی هست که بشه به لاغری دایم رسید به لطف خدا باسایت اشناشدم ودرحال حاضرازمحتویات استفاده میکنم ودرطی مسیر ناراحتی ورنج وعذاب نیست مسیرلذت بخشه همراه باارامش ذهن هست
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان.
چاقی اعتیاد آسان:
یکی از چیزهایی که همه ما بهش اعتیاد داریم خوردن چایی با قند یا چیز دیگری هست. اوایل همیشه خودم چایی را با قند میخوردم، بعد فکر کردم که چرا چایی را با قند میخورم؟!دیدم که چایی خیلی داغ هست و چون عصب میسوزه،شیرینی را میزارم دهنم تا داغی را خنثی کنه پس تصمیم گرفتم که دیگه چایی داغ داغ نخورم،صبر میکنم حالت ملایم البته نه دیگه خیلی ملایم پیدا میکنه بعد به راحتی مثل آب خوردن میخورم بدون نیاز به قند، البته گاهی وقتهاهم قندمیخورم ولی دیگه خیلی کم، ترجیح میدم چایی ملایم بخورم که مزه چایی را متوجه بشم و لذت ببرم تا فقط داغی و سوختگی.
چاقی اعتیاد آسان است و همه ما تشویق میشیم به بیشتر خوردن،اما شکستن تابوهای ذهنی درمورد چاقی و تشویق نکردن خود و دیگران به چاقی خیلی به ما کمک میکند که در مسیر لاغری موفق بشویم.
اهمیت لاغری:وقتی یک موضوع در ذهن مهم میشود،ذهن ما تمایل بیشتری برای توجه کردن و ترغیب شدن برای حرکت به آن موضوع دارد اگر ذهن ما به لاغری توجه نمیکند بخاطر اینکه هنوز اهمیت آن برای ما مشخص نشده است. اما میتونیم از مزایای لاغری بنویسم و هر روز تکرار کنیم تا اهمیت آن و رنج های چاقی بیشتر آگاه شویم.
تمرین:۱,شباهت اعتیاد و چاقی:هر دو به مصرف بی رویه تمایل داریم،اگر اون ماده در دسترس ما نباشد، به شدت عصبانی و پرخاشگر میشویم. افراد چاق و افراد معتاد هر دو از اعتماد به نفس پایین برخوردار هستند و قدرت اظهار وجود در جمع ها کم دارند. چاقی بسیار خطرناک هست و عوارض تمام خود و اطرافیان را دربرمیگرد،اعتیاد هم اینگونه است. چاقی و اعتیاد هر دو نابود کننده فرد هستند.
۲,مثلا،بارها تو تبلیغات تلویزیونی سس را خالی میکردن رو سالاد،یا پیتزا که باعث میشد پنیرش کش بیاد یا ناگت های بسته بندی،اوه الان یادم افتاد که چرا تمایل به مصرف مرغ سوخاری و قارچ سوخاری با سیب زمینی دارم، چون تو سریالهای کره ای که میبینم،سر هر وعده ای کلی از اینا میخورن نوع تندشو البته منم با دیدن آنها زیاد ترغیب به این کار میشم،مثل نودالیت و….
۳,خب تبلیغات تاثیرات بسیار زیادی دارد،اگر مصور باشد که در نود و نه درصد آن هست،خیلی ذهن آدم درگیر میباشد،یا حقه های تخفیفات ویژه باعث تحریکات آن میشود. تبلیغات ذهن انسان را حسابی درگیر میکند تا وقتی آن را بدست آورد.
۴,مثلا دیشب همه اوردن چیپس و پفک خوردن ولی من میل نداشتم ولی در نهایت دو سه تایی خوردم البته در این جا یک تشویق جانانه خودمو بکنم که خیلی کمتر نسبت به گذشته خوردم و این نشون میده من لاغری را یاد گرفته ام آفرین به من. چند روز پیش دختر خواهرم جلوی من بستنی خورد و منم رفتم گرفتم که بخورم ولی هنوز اون تو یخچال مونده خخخخخ بازم آفرین به من. در مقابل شیرینی هم من تسلیم میشم و قبلا خیلی میخوردم ولی الان خیلی کم بازم آفرین به من
۵,تمرین من اینکه از اهرم رنج و لذت استفاده کنم و از مزایا و اهمیت لاغری بنویسم و بخونم و صدا ضبط کنم و از معایب چاقی هم همچنین و هر روز مرور کنم.
نشان های دریافت شده
نظر شما درباره شباهت چاقی و اعتیاد چیست؟
در هر دو مورد فرد عادت به مصرف بیش از حد ماده ای داره که برای جسم و روح و روانش مضر هست .
خب اینجا به نظرم داره باز تاکید میکنه که فقط به اندازه ی نیازمون به مواد غذایی مصرف کنیم . فقط تا سیر بخوریم . در واقع این استانه ی سیری هم خیلی زود حاصل میشه . خود من یک چایی و خرما که میخورم تا ساعتها سیر هستم و نیازی به مصرف نمیبینم ولیهمین من در گذشته چایی خرما اصلا جزو سیر کننده ها نمیدونستم اما به لطف خدا الان خیلی بیشتر به مواد غذایی اضافی میگم نه و کلمه میل ندارم رو خیلی بیشتر استفاده میکنم . واقعا در مورد میزان مصرف مواد غذایی ما نیاز به راهنمایی داریم
مواردی را در زندگی خود شرح دهید که به راحتی توسط اطرافیان یا رسانه ها ترغیب به خوردن بیشتر شده اید.
از زمانی که یادم میاد مادرم هی میگفتن فلان چیزو بحور اصلا اگر کسی گرسنه می موند مثل فاجعه بود برای مادرم انگار که چه اتفاق مهمی افتاده .هر وقت رژیم میگرفتم مادرم با یه حالتی که خیلی دلش برای من میسوخت عمل میکرد تمام تلاشش رو میکرد من رژیمم رو ترک کنم و بیشتر بخورم . تا یه حدی که لاغر میشدم مامانم میگفت بسه دیگه بیشتر لاغر نکن همینجوری خوبه بیشتر بدرد نمیخوره . ادم باید یه مقدار تپل باشه لباساش خوشگل بشه تو تنش . الان هم هر وقت میرم خونه مادرم به محض ورود هنوز ننشستم مادرم تاکید میکنند که از فلان چیز و فلان چیز بیار بخور . از مزه ی غذا ها تعریف میکنن و ما رو ترغیب میکنند به خوردن . اگر برادرم یا کسی بیاد ما مجبور هستیم همه چی بیاریم بدیم بخوره و خلاصه اینکه مادرم در جوانی چاق بود ولی از یه سنی به بعد به دیابت مبتلا شد و خیلی رعایت میکنه خوراکش خیلی کم هست و الان خیلی لاغر کرده . نظراتش هم خیلی تغییر کردن اما لاز هم ترغیب به خوردن رو خیلی داره .
به نظر شما تبلیفات مواد غذایی و مکان های توزیع غذا چه تاثیری بر گسترش اعتیاد چاقی می گذارد.
خب اگر کسی در کودکی به من میگفت چاقی اصلا خوب نیست باید به اندازه بخوری و حواست به تناسب اندامت باشه مطمئنا با همون چند کیلویی که اضافه میکردم همون موقع کمش میکردم یا عادت هایی در خودم بوجود میاوردم که سمت مصرف بیش از حد غذا نرم همونطور که در مورد بدی های اعتیاد گفتن و ما معتاد نشدیم باید در مورد مضراتش پرخورری هم میگفتن .
یادم میاد موقعی که پیاده روی میکردم از محل کارم تا خونه توی مسیر همش این کبابی ها رو میدیدم که دنبه گذاشتن روی زغال بوش کل خیابون رو برداشته تا افراد ترغیب بشن به خریدن کباب و خوردنش و من اونموقع حسرت میخوردم که نمیتونم تهیه کنم چون رژیم داشتم .
واقعا گاهی توی تبلیغ قرص های لاغری میبینیم که یه چاق داره با ولع همبرگر میخوره و پرخوری میکنه خیلی منزجر کننده است ولی توی تبلیغات مواد غذایی ادمای شاد و متناسب و زیبا در حال خوردن هستن با لذت زیاد خب اینا همش حقه های تبلیغاتی هست برای ترغیب کردن ما به مصرف بیشتر در واقع ما مشتری های خیلی خوب اینا هستیم .
یه چیزی دیدم میگفت مثلا وسط فیلم پخش کردن عکسی از یه همبرگر یا ماده ی غذایی رو میزارن . و این تصویر چون خیلی سریع رد میشه ما نمیبینیمش اما ناخود آگاه و مغز ما اون تصویر رو دریافت میکنه به ما دستور خوردن میده ما همبرگر سفارش میدیم و میخوریم یا از چیز دیگه ای مصرف میکنیم اینا همشون حقه های کثیفی هست برای مصرف کردن و خریدن محصولات غذایی بیشتر . تا صاحبان اونها منافعشون حفظ بشه .
مواردی را از رفتار خود پیدا کنید که تحت تاثیر عامل بیرونی ترغیب به بیشتر خوردن شده اید.
مثلا وقتی دارم فیلم میبینم و بازیگران سر سفره ی شام هستن یهو احساس گرسنگی میکنم و میخورم .
وقتی بوی یه غذایی که به مشامم رسیده و دلم ازش خواسته در صورتی که اصلا احساس گرسنگی نداشتم .
مثلا صبحانه دیر میخورم و مجبورم همسرم که میاد با اینکه گرسنه نیستم باهاش بشینم بخورم اگر نخورم یکی دو ساعت بعد میرم سرکار و اونجا گشنم میشه
یه چیزیو چشیدم دلم خواسته تا قبل از اون اصلا احساس گرسنگی نداشتم
به دخترم غذا دادم و بعدش خوردم باقیماندشو خوردم
میوه دیدم با اینکه گرسنه نبودم خوردم
از رستوران غذا سفارش دادن برای من گرسنه نبودم فقط با بوی کباب و تعریف های همسرم از غذا تحریک شدم و خوردم و اینکه همش میگفت این خیلی گرونه غذاهاش حیفه همشو بخورین و …
نشان های دریافت شده
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام به همه دوستان
چاقی یک نوع اعتیاد هست و با وجود تنوع غذایی که وجود داره و هر روز هم بیشتر میشه چاقی یک اعتیادی هست که به مزاج بیشتر افراد خوش میاد چون میتونن مزه های بیشتری بچشن و این یک نوع تفریح محسوب میشه من خودم نه تنها به این اعتیاد مبتلا بودم و با رفتارهایی که از خودم نشون میدادم این اعتیاد رو در بین دیگر افراد هم بیشتر رواج دادم مثلا زمانی که مهمون دعوت میکردم کسی که پرخور هست و دوست داره غذای بیشتری بخوره به قول معروف با تعارف کردن انواع غذاها و خوراکی ها بهش احترام بیشتری میذاشتم و اون فرد رو مجبور میکردم که بیشتر بخوره و با افرادی که بنظرم بدغذا بودن (حالا میفهمم اونها به حد نیازشون غذا میخورن) زیاد میونه ای نداشتم و اگر بعد از مهمونی غذاها تموم میشد خوشحال بودم که غذام خوشمزه بوده و احساس رضایت داشتم
با گوش دادن به این فایل برام خیلی چیزها آشکار شد منی که از سیگار و مواد مخدر متنفر بودم و اصلا نمی تونستم کنار افراد سیگاری بشینم خودم یکی از ترغیب کنندگان به اعتیاد بودم و از اون بدتر خودم معتاد به چشیدن انواع غذاها و مزه ها بودم و خبر نداشتم
من زمانی که عصبانی بودم خودم رو با خوردن میخواستم آروم کنم مثل فرد معتاد که برای فرار از مشکلات زندگی به اعتیاد رو میاره من هم از خوردن برای نشان دادن عصبانیت و شادی خودم استفاده کردم
حالا که نگاه میکنم میبینم در کل محله مون اونقدر که سوپرمارکت و رستوران و کبابی هست دیگر چیزها دیده نمیشه وقتی بیرون میری اونقدر سوپرمارکتی هست که برای فروش بیشتر مثلاً رو شیشه مغازه زده از فلان خوراکی دوتا بخر سه تا ببر خوب معلومه منی که اعتیاد به خوردن دارم با اولین مغازه ترغیب نشم و جلوی خودم رو بگیرم بلاخره اون مزه خوراکی بر من پیروز میشه و من رو به خرید و خوردن از خوراکی دعوت میکنه
یا وقتی مهمونی دعوتی با دیدن انواع خوراکی ها دیگه نمیتونی بر نفست غلبه کنی و ذهنت همش بهت میگه دیگه فردا خبری از این خوراکی ها نیست فردا یادت میاد حسرت میخوری که چرا نخوردی یا تا کی بشه فلانی دوباره دعوتت کنه پس این دفعه از خجالت خودت و شکمت در بیا
یا وقتی رستوران میری میگی پولش رو دادی و اگه نخوردی انگار پولت رو هدر دادی پس بخور و گاهی خودم رو گول میزدیم که امروز بخور فردا رعایت میکنی مگه میشه یه روز غذا خورد فردا نخورد
بعد از آشنایی با لاغری با ذهن بعضی مواقع فکر میکنم که مثلاً غذای رستوران چی داره که غذای خونگی نداره و گاهی مزه غذای رستورانی رو مثلا کباب کوبیده رو با خونگی مقایسه میکنم و واقعا هیچ فرقی نمی بینم پس من که همیشه از اون غذاها میخورم چرا میرم رستوران مثل قحطی زده ها میشم معتادین به مواد مخدر تا حد نیازشون مواد مخدر مصرف میکنن اما ما واقعا هر لحظه در حال خوردن هستیم و با این خوردن جسم و روح و اعتمادبنفس خودمون رو از بین میبریم و وقتی چشم باز میکنیم می بینیم که به انواع بیماریها دچار شدیم و درمانی فقط لاغری هست
به سیگاری ها رو بسته سیگار اخطار داده شده که خطر بیماری قلبی هست اما روی هیچ ماده خوراکی اصلا هیچ اخطاری وجود ندارد که از این ماده غذایی زیاد استفاده کنی ممکنه چه مشکلاتی برای فرد به وجود بیاد ما واقعا خودمون باید به فکر خودمون باشیم وگرنه جامعه و دیگران این چاقی و پرخوری ما به نفعشان هست و سود زیادی از چاقی ما می برن
به نام خدا
امان از حسِ نیازی بی خودی!
به نظرم چاقی و اعتیاد از جهت بسیار شبیه به هم هستند و هر دو احساس نیاز شدید ماده ای را در بدن فعال می کنند در حالیکه قبل از آن اصلا چنین نیازی وجود نداشته؛ در واقع در حالت اعتیاد بدن را از حد تعادل خارج شده و همش فکر می کند چیزی کم است! مثلا گرسنه نیستیم ولی مدام فکر می کنیم که باید دهنمان بجنبد و نکند خدای نکرده معده مان کمی استراحت کند! وقتی خسته ایم فکر می کنیم گرسنه ایم!
وقتی شادیم فکر می کنیم گرسنه ایم!
وقتی هیجان زده ایم، غمناکیم، منتظریم، دلشوره داریم و خلاصه در هر حالتی اولین مکانی که به یاد می آوریم یخچال آشپزخانه است!
در واقع آنقدر الکی و بیخودی به خود غذا خورانده ایم که بدن فقط غذا را عامل تسکین هر دردی و باعث هر خوشحالی می داند! آنقدر بدنمان با غذای بیش از حد اُوِر دُوز شده که خودمان هم بی حس شده ایم!
حالا چه کنیم؟
فکر می کنم تا حدی جواب شبیه به ترک هر گونه اعتیادی باشد البته به همین ترتیب نمی شود یکهویی از شر هر اعتیادی خلاص شد!
پس باید کم کم هر چه که به آن اعتیاد داریم را با صبر و استمرار حذف کنیم تا به حد تعادل برسیم
نمی شود یکهو از روزی ۱۴ ق برنج برسیم به ۵ ق برنج اما وقتی خودمان هم می دانیم که ۱۴ ق (یا هر مقدار که خودتان می دانید) پرخوری است،آیا می توانیم روزی ۱۰ ق یا اصلا هر چقدر که الان سیر هستیم غذا بخوریم؟
آیا حاضریم به مسیرمان متعهد باشیم و خودمان را با تصویر واقعی متناسبمان تطبیق بدهیم؟
مسئله ی شدنش که شدنی است!
دیگر می مانیم خودمان و تعهدمان به مسیر!
مواردی مثل اینکه: «غذا بخور الان مهمانی هستیم عیبه اگه غذا نخوری ناراحت میشن!» یا «غذا بخور حیفه اگه بمونه تو یخچال خراب میشه!« یا «چرا غذا نمیخوری؟ ضعیف میشی ها! یا مواردی مثل اینکه دیگه مثل این غذا و دسر خوشمزه پیدا نمیشه همین یکدفعه رو بیشتر غذا بخور مگه چی میشه» و… و….
که همه شان بهانه و سرابی بودند برای بیشتر گیر افتادن مان در گرداب چاقی!
به نظرم تبلیغات از آنجایی که تبلیغات هستند و قصدشان فروش بیشتر از محصول غذایی هست (البته نه این که صرفا این قصد بد باشد) مواد غذایی را بیش از حد منحصر به فرد و جذاب نشان می دهد جوری که انگار طعم محصول غذایی شان طوری فرق دارد که گویی از سیاره ی دیگر به زمین آمده و این برای معتادان چاقی کافیست تا به دام خرید بیخود یک ماده غذایی بیافتند که در حال حاضر اصلا بدنشان نیازی هم ندارد به این غذا.
مواردی مثل رد شدن از کنار یک مغازه شیرینی فروشی یا بستنی فروشی یا فست فود و حس هوس غذایی و پرخوری را بر تناسب اندام ترجیح دادن،از جمله اشتباهات من بوده!
یا قبول تعارفات را بر تناسب اندامِ خود، برتر دانستن!
که در حال حاضر سعی در اصلاح این رفتارهای اشتباه دارم. با توجه مداوم به لاغری، تناسب اندام و حذف تدریجیِ اعتیادم به چاقی!
این روزها مدام از خودم می پرسم:«فاطمه ی (مثلا وزن ایده آلم) ۶۰ کیلویی چطور رفتار میکنه؟ چطور رفتار می کرد اگه این همه غذا رو بهش تعارف می کردند؟اگه ۶۰ کیلو باشی چقدر غذا میخوری و باعث میشه حالت خوب باشه؟»
ممنون و متشکرم
نشان های دریافت شده
سلام بر همه دوستان متناسبم و استاد روشن عزیزمادر من همیشه این جمله رو تکرار میکرد که حاضره بیشتر بخوره از هر چی دوست داره بخوره ولی ده سال کمتر زندگی کنه مگه عمر اضافی رو میخواد چیکار ،همیشه اینو میگفت که نهایت ده سال میخوام بیشتر عمر کنم که نمیخوام ترجیح میدم تاآخرین لحظه هر چیزی میخوام بخورم و حالشو ببرم دنیا دوروزه و ارزش سختی نداره و ما تفریح دیگه ای نداریم
حرفای مادرم دائم تو گوش من تکرار میشد
میدونید مادر من آخرین وعده ای که خورد کله پاچه بود و بعد بگفته ی دیگران بخاطر اینکه از شدت چاقی نتونست بلند شه که مثلا آبلیمو رو از یخچال برداره که چربی اون رو ببره مرد و سکته کرد ،مادر من با وزن صد و پنجاه کیلو صبحانه یه دست کله پاچه کامل خورده بود
ولی میدونید مادر من از سن شصت سالگی به بعد بخاطر اضافه وزن بالاش مایه درد سر برای فرزندان ،نوه ها و داماد ها ش و حتی همسایه هاش شده بود
هم خودش داشت زجر میکشید هم اطرافیانش ،همیشه از درد آزتروز پاش ناله میکرد جالبه خودش شکسته بند بود ولی میگفت نمیتونم پای خودم رو خوب کنم چون از اضافه وزن بود و مادرم نمیخواست از خوردن دست بکشه
مادر من بارها تو حموم خورده بود زمین ،چون صندلی تحمل سنگینی وزنش رو نداشت و پایه هاش از هم باز شده بود
وقتی مادرم میرفت دم در ،همه ی بچه ها فرار میکردند چون میدونستند مادر من میخواد اونها رو برای خرید نون و شیر و …بفرسته مغازه ،چون خودش نمیتونست حرکت کنه
مادر من با این طرز فکرش که بخور نهایت ده سال کمتر عمر میکنی نسلی رو تربیت کرد که بلااستثنا همه ی ما خواهر و برادر بالای صد کیلو وزن داریم و من کوچکترین بچه با صد و پنج کیلو جزو لاغرترین افراد خانواده هستم
حتی پدرم هم از چاقی مرد در پنجاه و نه سالگی ،هر روز آبگوشت با یک عالمه دنبه و اشکنه و …بهش میداد
من هم تربیت شده ی اون نسل هستم ولی دیگه نمیخوام همون تفکر رو تو نسل بعدی خودم ادامه بدم
دوست ندارم پسر معصوم من هم مثل من چاق بشه
من یک مبارزم برای رسیدن به تناسب اندام از طریق ذهن هر کاری لازم باشه انجام میدم چون میخوام الگوی درستی برای فرزند و نوه های خودم باشم
مادر و پدر من هیچی از زندگی بعد از پنجاه سالگی که زمان بازنشستگی و استراحتشان بود نفهمیدند چون دائم بخاطر عوارض اضافه وزن صد و پنجاه کیلویی شون مریض بودند مادرم دیابت داشت
درسته جامعه و کل دنیا هیچ کار خاصی برای جلوگیری از چاقی نمیکنه چون منافع شرکتهای غذایی و دارویی بخطر میفته وقتی همه سالم و متناسب باشند اونا ضرر میکنند
عطاری محل ما میگه سودی که از فروش قرص های لاغری میکنه بیشتر از سود مواد دیگه از جمله ادویه و گیاهان داروییه و این قرصها که خودمم ازش خریده بودم چیزی جز شیشه داخلش نبود که منو بیخواب میکرد دهانم رو خشک میکرد عصبیم کرده بود و بعدشم سرطان گرفتم
آیا واقعا این مدل چاقی و خوردن لذت داره آیا به این همه زجر و دیابت و بیماری و فشار خون بالا و آرتروز پا و کمر درد میارزه
لذتی که الان من از نخوردن و نه گفتن و میل ندارم میبرم
خیلی بیشتر از خوردن اونهمه جعبه نون خامه ای هست که من در عرض یک روز یک کیلوشو میخوردم
لذت خوردن سالاد و هویجم همراه با لذت مسیر ذهنی متناسب شدن هر روزم خیلی لذتش بیشتر از خوردن هر روزه یک لیتر بستنی برای من است
با لاغری با ذهن جای لذتها تو ذهن ما عوض میشه همون چیزی که الان تو ۲۴, روز در من اتفاق افتاده
ازون مهمتر رفتارم طرز حرف زدنم با پسرم عوض شده
دیروز داشتم بهش میگفتم تو که رویای دانشگاه شریف رو داری هر شب قبل خواب تجسمش کن از طریق ذهن ناخودآگاهت هر روز بهش فکر کن و دستوراتی که از ذهنت میگیری بر اساس اون عمل کن و مطمئن باش که به بالا تر از دانشگاه شریف هم میرسی
من داشتم لاغری با ذهن رو روی پسرم در مورد درس و ذانشگاهش پیاده میکردم
همین راهی که رو لاغری رو من جواب داده
من ۲۴ روزه چیزی فکر میکنم نزدیک هفت کیلو با توجه به سایزم لاغر کردم
ازون مهمتر بار این اضافه وزن چهل کیلویی دیگه تو ذهنم نیست من اونو حمل نمیکنم اسیرش نیستم من خودمو همین الآنم متناسب میبینم رفتار میکنم
تا زمانی که گرسنه نشدم غذا نمیخورم به کالری و نوع غذا فکر نمیکنم به محض احساس سیری دیگه نمیخورم من چون آرامش دارم اصلا و ابدا ریزه خواری ندارم
دیگه فکر نمیکنم بستنی هورمون شادی اندورفین تو مغزم ترشح میکنه و مجبورم هر روز بخورم تا شاد بشم نه
من با تفکر به شاد کردن دیگران و تجسم لاغری و رقص و ورزش و …خود بخود شاد میشم نیاز به چیز بیرونی ندارم دیگه
شادی و احساس من الان درونیه من از درون شادم کسی نمیتونه با کارهای رو مخی منو ناراحت کنه یا اعصابمو خورد کنه
در صورتی که مثلا قبلا خواهر شوهرم خیلی کاراش رو مخم بود دائم اس مس هاش به همسرم رو چک میکردم اذیت میشدم و …
ولی الان با همین ذهن ناخودآگاه و تمرین هاش یاد گرفتم برای آرامش خودم رهاش کنم بهش تو مغزم فکر نکنم فکرمو مشغولش نکنم من کارهای مهمتر ازون دارم برای فکر کردن ،اصلا بخشیدمش که از روح و روانم بره بیرون
میخوام بگم این روش یادگیری یا ذهن ناخودآگاه فقط رو لاغری تاثیر ندارن تو تمام جنبه های زندگی مون میتونه تاثیر بذاره
من الان مهمونی رفتن مسافرت رفتن رستوران رفتن اذیتم نمیکنه نمیترسم چون میدونم چقدر نیازه بدنمه چون میدونم کنترل ذهنم دست خودمه از هیچ چیزی دیگه نمیترسم حتی از سلف سرویس ها
نمیگم اهالی خونه چون من رژیمم فلان چیز رو حق ندارید بخرید نه بخرند نوش جونشون ،من فقط جلوی چشمم نمیزارمش مثلا میزارم پشت یخچال که هر دفعه توجه عینی بهش نکنم
همین الان که میگم ۲۴, روزه من بستنی نخوردم اتفاقا فریز مون پره از بستنی ای که همیشه قبلنا میخوردم ولی الان هست ولی من میلی بهش ندارم
لاغری با ذهن آسانترین کار دنیاست
نشان های دریافت شده
سلام یه سری عادت ها باعث شده هنوزم اثراتش باقی مونده وهمین تبدیل شده به عادت مثل چاقی اونم باتکرارعادت ها یاخیلی ازماادما خوردن شیرینی یاموادغذایی انگارشده عادت ومابایدخودمون رها کنیم ازاین رفتارها که ممکنه باعث عادت بشه چاقی خیلی اززوایازندگی ماروتحت شعاع قرارداده بود وماانگاراعتمادبنفس روازدست داده بودیم وتصورمیکردیم لاغرنمیشیم وانوگردن بیماری ارث مینداختیم ومغزوذهن ناخوداگاه مهمترین عامل دربدن ماهستن
نشان های دریافت شده
گام ۱۰از ۱۰۰گام چاقی اعتیادی آسان اعتیاد چیست ؟اعتیاد به حالتی گفته میشود که فرد اول از روی تفریح و سرگرمی کاری را شروع میکند اما رفته رفته به آن عادت میکند طوری که هیچ چیزی نمیتواند جلوی آن عادت را بگیرد حتی اگر فرد از آن کار خسته. دلزده و بیمار شود مانند اعتیاد به مواد مخدر و یا اعتیاد به پرخوری در هردو صورت فرد توان و اراده جلوگیری از آن کار را ندارد در جامعه یک فرد متعاد به مواد مخدر طرد میشود و کاری مذموم است این فرد اعتباری در جامعه و اطرافیان ندارد شاید بشود برایشان فقط دلسوزی کرد ولی باز هم این فرد به علت اعتیاد بی اعتبار است فرد متعاد به مواد خوراکی و پرخور در جامعه اکثرا مورد احترام است کسی به او خرده نمیگیرد چون خوردن حتی اگر زیاد باشد باز هم در جامعه قابل قبول است. و ایرادی از سمت جامعه بر آن شخص وارد نمیشود و مجازاتی ندارد چرا ما باید لاغر شدن را مهم بدانیم و چطور میتوانیم خود را از اعتیاد به چاقی و عوارض آن رها کنیم اگر یک فرد متعاد به مواد غذایی و چاق در شرایطی قرار بگیرد که ممکن است از آن عوارض صدمه جبران ناپذیری را ببیند ممکن است تازه به فکر لاغر کردن بیافتد. چون همیشه این فرد چاق حاضر نبود از وسوسه خوردن خود بگذرد چون او متعاد به خوردن بود حالا اگر به فکر نباشد ممکن است بمیرد ورزش پیاده روی رژیم را شروع میکند تا مبادا بیشتر ازاین صدمه ببیند راههای یک فرد متعاد چه به مواد مخدر و چه به غذا. از راه فیزیکی حل نمیشود. بارها یک فرد متعاد به مواد را در اتاقی زندانی کنید ممکن است ترک کند اما بعد از مدتی باز به سوی اعتیادش برمیگردد همچنین یک فرد متعاد به خوردن بارها رژیم بگیرد ورزش کند بعد از مدتی که لاغر شود باز خسته میشود و به حالت قبل برمیگردد. تنها راه حل ترک اعتیاد از هر نوع آن باید روی ذهن آن فرد با أموزش صحیح کار کرد تا ذهن قبول کند این اعتیاد به ضرر جسم و روح است. ذهن. دوست ندارد تغییر کند و بشدت با تغییر مخالف است مگر این که قبول کند الان این کار به ضرر است آنچ وقت قبول میکند که تغییر انجام شود تا اعتیاد و هر نوع کاری که به ضرر باشد را ترک کندوقتی میخواهیم به تناسب برسیم باید از روش لاغری با ذهن استفاده کنیم تا اعتیاد چاقی از بین برود فقط کافیست ، عادت های ایجاد کننده تناسب اندام را جایگزین عادت های مخرب تناسب اندام کنید.قطعا که در این پروسه بسیار مهم باید تغییراتی گسترده داشته باشید.و باید برای این تغییرات آمادگی داشته باشید چراکه تغییرات خوب وقتی برای شما به صورت عادت در آید ، دیگر مشکل اضافه وزن نخواهید داشت و همیشه در تناسب اندام دلخواه خود خواهید بود.همه افرادی که رژیم لاغری میگیرند شاید از لحاظ جسمي به سايز مطلوب برسند ولی چون ذهن يا روح آنها آمادگي آن را ندارد، دوباره به سايز قبلي بر ميگردند. اما وقتي از نظر روحی آمادگي وزن و سايز مطلوب را داشته باشيد، حتما موفق خواهيد شد.با تصمیم گرفتن شما به تناسب اندام نمیرسیدحتما تا حالا بارها تصمیم گرفته اید مقداری از وزن خود را کاهش دهید و از روشهای مختلفی اقدام به این کار کرده اید، ولی به نتیجه نرسیده ایداگر شما صدبار دیگر تصمیم بگیرید که وزن خود را کاهش دهید و از هر روشی استفاده کنید باز به موفقیت نخواهید رسید.چون شما تصمیم نگرفته اید که چاق شوید که اکنون تصمیم بگیرید لاغر شوید و متناسب شوید.شما در نتیجه رفتارهایتان اضافه وزن پیدا کرده اید و باید با تغییر رفتارهایتان کاهش وزن پیدا کنیداین کاهش وزن ماندگار خواهد بود همانطور که سالهاست افزایش وزنش ماندگار بوده است.شما تنها با استفاده از روش ذهنی است که برای بدن خود تصمیم نمیگیرید که متناسب شوددر روش ذهنی شما فرمولهای چاق کننده ذهن خود را تغییر میدهید و جسم شما خودبخود کاهش وزن پیدا میکندهیچ یک از شما به خاطر ندارید به چه طریقی چاق شده اید، از چه تاریخی، با انجام چه کارهایی و یا تصمیمی برای چاق شدن نگرفته اید ولی الان چاق هستید.برای داشتن اندامی متناسب ، ابتدا باید ذهن متناسبی داشت .جسارت حرکت به سمت متناسب شدن را داشته باشوگرنه جهان پر است از ترسوهایی با اضافه وزن بالا!!! هیچوقت نجنگیده نبازید، شاید سردار نشوید اما سرباز میشوید.انگیزه که داشته باشی تو زندگیت اونوقت امید خود به خود میاد تو وجودت. *هر روز یک قدم به سمت متناسب شدن بردار* یک تغییر کوچک در رفتار میتونه در درازمدت ، نتیجه عالی رو ایجاد کنهتو میتونی متناسب بشی و متناسب میشی
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
چاقی اعتیادی هست بسیار آسان چون در هر جایی افراد چاق میتونن مواد غذایی رو بخورن.اعتیادی ست ک محترمانه در حال گسترشه. باید مراقب چاقی باشیم.باید لاغری رو یاد بگیریم.باید لاغر و متناسب بودن رو به نسل بعدی یاد بدیم.در جامعه برای چاقی اهمیتی قائل نیستن ما باید خودمون مراقبش باشیم.
نشان های دریافت شده
بنام خدا
گام ۱۰ صد گام
چاقی اعتیاد آسان است
خیلی ها اول به خودم میگم همیشه فکر میکردم که مواد مخدر اعتیاد آور هست چون بازم شنیده بودم و دیده بودم هر کی مواد مخدر استفاده میکنه معتاده ولی هرگز فکر نمیکردم که چاقی هم یک نوع اعتیاد هست اما یک اعتیادی که آزاد هست تو همه ی مکانها تو هر زمانی جلوی هر کی باشه فرق نداره میتونه باشه بر خلاف اعتیاد مواد مخدر که باید دور از چشم همه باشه و برای همین هیچ حدو مرزی نبود تو چاقی کاملا آزاد اما الان من متوجه شدم که چاقی هم اعتیادی هست که بسیار به من صدمه میزنه اعتماد به نفسم را پایین آورد دوق و شوق زندگی را از من گرفته بود به جسمم صدمه زد
و خیلی چیزهای دیگه و من از وقتی وارد این سایت شدم خیلی چیزها را از چاقی پس گرفتم چطوری با آموزش زبان لاغری من یاد میگیرم که فرمول های چاقی که به من صدمه زده بود را تغییر بدم وجای اون فرمول جدید بزارم و از شر اعتیاد چاقی مدتهاست که رهایی پیدا کردم و زبان لاغری را یاد گرفتم .
خدایا شکرت