0

جلسه چهارم: برنامه ریزی منطق ذهنی برای لاغری

تصویر لاغری ذهنی ذهن ناخودآگاه قدرت تخیل
اندازه متن

🧠✨ منطق ذهنی برای لاغری گاهی مثل یه دوست منطقی اما ناامیدکننده در گوشمون زمزمه می‌کنه: “تو نمی‌تونی لاغر شی!” 😔

همون صدایی که موقع شروع رژیم یا برنامه لاغری، فوری لیستی از شکست‌های گذشته رو یادت میاره.

واقعیت اینه که منطق ذهنی با تمام قدرتش سعی می‌کنه ما رو در محدوده امن و آشنا نگه داره، حتی اگه اون محدوده، چاقی باشه! 😩

اما خبر خوب اینه که می‌شه این منطق رو تغییر داد… فقط کافیه شروع کنی به بازنویسیش.

تو این مقاله با هم یاد می‌گیریم چطور منطق ذهنی‌مون رو به جای مانع، تبدیل به موتور حرکت به سمت تناسب کنیم 🚀🌿

💭 منطق ذهنی برای لاغری

🧠 منطق ذهنی برای لاغری تو با منطق ذهنی من یا هر آدم دیگه‌ای فرق داره!

هرکسی توی مسیر زندگی خودش، بر اساس تجربه‌ها، حرف‌هایی که شنیده، ترس‌ها یا خاطراتش، یه مدل خاص از منطق ذهنی ساخته که توی تصمیم‌گیری‌هاش نقش داره.

🇮🇷 البته چون ما ایرانی هستیم، زبان و فرهنگ مشترک باعث شده بعضی از منطق‌های ذهنی برای لاغری توی ما شبیه هم باشه. ولی هنوز هم هرکسی نسخه‌ی خودش رو داره.

منطق ذهنی برای لاغری

مثلاً خیلی از آدم‌های چاق این باور مشترک رو دارن که لاغر شدن خیلی سخته و پر از زجره 😫 ولی چاق شدن؟ خب، خیلی راحت و بی‌دردسره! 🍩

👀 با این حال، در مورد بعضی چیزا مثل اینکه “آیا میوه‌ها چاق‌کننده‌ هستن یا نه؟” همه نظر یکسانی ندارن. چون منطق ذهنی برای لاغری در بعضی قسمت‌ها شخصیه و متفاوته.

⛔ اما چیزی که مشترکه اینه: توی ذهن خیلی‌ها صدایی هست که هی تکرار می‌کنه:

«تو لاغر نمی‌شی!»

«تو فرق داری!»

«اونا تونستن، ولی تو نمی‌تونی!»

همون صداهایی که اصلِ کارشون اینه که جلوی حرکت تو به سمت تناسب اندام رو بگیرن…

منطق ذهنی برای لاغری یعنی مجموعه باورها و افکاری که در ذهن ما درباره توانایی لاغر شدن شکل گرفته و رفتارهای ما را در مسیر کاهش وزن تحت تاثیر قرار می‌دهد.

اگر این منطق ذهنی پر از شک و تردید، ترس یا باورهای منفی باشد، باعث می‌شود ما کمتر بتوانیم به هدف لاغری برسیم.

مطالعات علمی نشان داده‌اند که تغییر این منطق ذهنی با تمرین‌هایی مثل تصویرسازی ذهنی، تغییر باورهای منفی و استفاده از روش‌های روانشناسی شناختی می‌تواند کمک کند تا رفتارهای سالم‌تر و انگیزه بیشتر برای لاغری داشته باشیم.

پس بازنویسی و برنامه‌ریزی مجدد این منطق ذهنی، بخشی حیاتی و علمی در مسیر رسیدن به وزن ایده‌آل است.

منطق ذهنی برای لاغری

🧠 چیزی که مدام توی ذهنمون درباره لاغر نشدن تکرار می‌شه، در واقع همون منطق ذهنی برای لاغریه؛

همون صدای آشنایی که یواشکی ولی پرقدرت، مانع ما برای رسیدن به تناسب اندام می‌شه 😶‍🌫️

نکته اینجاست که خیلی وقت‌ها اصلاً حواسمون بهش نیست و بی‌توجه از کنارش می‌گذریم.

✨ اگه می‌خوای واقعاً به اندام دلخواهت برسی، لازمه این موانع ذهنی رو بشناسی و آروم‌آروم بازنویسی‌شون کنی. چطور؟

با ساختن تصاویر ذهنی روشن از بدنی که می‌خوای داشته باشی، و همزمان با ایجاد فرمول‌های ذهنی لاغر شدن توی ذهن آگاهت.

✍️ اینجاست که دوباره نقش کلیدی منطق ذهنی برای لاغری ظاهر می‌شه. باید یاد بگیری چطور با تکرار پرسش‌های درست و هدفمند، منطق جدیدی در ذهنت بنویسی؛ منطقی که تو رو به سمت تناسب می‌بره، نه برعکس!.

برنامه ریزی منطق ذهنی

فایل صوتی را با دقت گوش کنید.

🧠 سوالات مربوط به برنامه‌ریزی منطق ذهنی

برای ایجاد منطق ذهنی برای لاغری، بهتره هر روز با خودت این پرسش‌ها رو مرور کنی و بهشون پاسخ بدی. این تمرین ساده، کمک می‌کنه تا ذهن منطقی‌ات هم در مسیر لاغری همراهت بشه. 🌱✍️

  • 💡 ۱- متناسب بودن چه حسی داره؟
  • 🌟 ۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می‌بری؟
  • 🎉 ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟
  • 🔄 ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده‌ می‌کنی؟
  • 🛠️ ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می‌تونی ایجاد کنی؟

✅ هر روز به این سوالات پاسخ بده تا ببینی چطور منطق ذهنی برای لاغری کم‌کم به نفع تو تغییر می‌کنه.

✍️ تمرین روزانه برای برنامه‌ریزی منطق ذهنی برای لاغری

برای اینکه منطق ذهنی برای لاغری کم‌کم در ذهن تو جا بیفته، لازمه با تمرین‌های ساده اما مداوم، ذهنت رو آماده کنی. این تمرین‌ها باعث می‌شن ذهنت با مسیر جدید هماهنگ بشه و صدای بازدارنده‌اش آروم‌آروم خاموش بشه 🎯💫

  • 🌞 ۱- پیشنهاد می‌شه هر روز صبح به سوالات بالا در بخش نظرات پاسخ بدی. البته هر زمانی از روز هم انجامش تاثیرگذاره.
  • 📋 ۲- برای راحتی کار، می‌تونی سوالات رو کپی و در بخش نظرات پیست کنی، بعد یکی‌یکی جوابشون رو بنویسی.
  • 📱 ۳- یه ایده خوب دیگه: سوالات رو توی گوشی (در قسمت نوت یا یادداشت‌ها) ذخیره کن و هر روز اونجا پاسخ بده.
  • 📅 ۴- برای ایجاد انگیزه بیشتر، تعداد روزهایی که تمرین رو انجام دادی هم بنویس. مثلاً: «روز ۱»، «روز ۲»، «روز ۳» و ادامه بده تا «روز ۳۰» و بعد «روز ۶۰» و… 💪😉

🌀 این تمرین‌ها ساده‌ان، اما قدرتشون فوق‌العاده‌ست… فقط کافیه انجامشون بدی و نتیجه رو ببینی.

🌟 نمونه تمرین خودم – روز ۹

۱- متناسب بودن چه حسی داره؟
متناسب بودن حس آزادی و رهایی از افکار چاقی و خوردن دارد. حس قدرتمندی و مسلط بودن بر زندگی بهم می‌دهد. حس شادابی و سرزندگی.

۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می‌بری؟
از صاف و جمع‌وجور شدن شکمم لذت می‌برم. از فرم خوب سینه و سرشانه‌ها خیلی خوشحالم. اصلاح عادت‌های غذایی که حس آزادی می‌ده باعث حس خوبم شده.

۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟
همسرم از تناسب اندام من خیلی خوشحال شد و تبریک گفت. دوستانم تعجب کردند و تبریک گفتند. بچه‌های سایت هم با دیدن تغییر انگیزه گرفتند.

۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده می‌کنی؟
میل به خوردن هله‌هوله کمتر شده و تمایلی ندارم. ریزه‌خواری کمتر شده و مدام به غذا فکر نمی‌کنم. موقع درست کردن غذا ناخونک نمی‌زنم.

۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می‌تونی ایجاد کنی؟
عادت خوردن بدون برنامه را باید اصلاح کنم و فقط وقتی گرسنه‌ام غذا بخورم. عادت ناخونک زدن موقع درست کردن غذا را باید ترک کنم. برنامه‌ریزی ساعت غذا خوردنم را باید رعایت کنم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.40 از 90 رای

https://tanasobefekri.net/?p=45198
435 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار لیلا کشاورز
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۰:۵۷
      مدت عضویت: 663 روز
      امتیاز کاربر: 5815 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 392 کلمه

      سلام خدمت استاد خوبم و دوستان عزیزم

      من تمرین روز اول را توی دفتر جواب دادمخیلی در حین جواب دادن ذوق و شوق و احساس خوب داشتم.مخصوصا سوال ۴، وای که چقدر تغییرات در افکار و مخصوصا رفتارم ایجاد شده.خدایا شکرتاستاد ممنونم ازتون

      سوال ۴- چه تغییر در افکار و رفتار جدیدت مشاهده میکنی؟

      چشمم دیگه نسبت به خوراکی ها گدا نیست، شاید گفتن این حرف درست نیست ولی اون حس گشتن دنبال خوراکی و گذاشتن توی دهان، قشنگ مثل یک حس گدایی درون بود. روی میز رو نگاه نمیکنم، روی اوپن رو نگاه نمیکنم که چه خوراکی ای هست و خوراکی توی دهنم نمی‌ذارم. دیشب با خیال راحت گز خوردم، در حالیکه این گزها همیشه با چایی میاد ولی من فکر میکردم نباید بخورم. با خیال راحت مربا خوردم، البته که خیلی کم (من همیشه غذام کم بوده، یعنی توی خوردن هیچ چیز زیاده روی نمی‌کردم ولی چند وقتی بود ترس از مواد غذایی مثل مربا داشتم و خودم هم خیلی متوجه نبودم). اون همه خرما توی اداره دارم ولی اصلا یکی هم نخوردم (هر روز همکارام تعارف میکنن و اصرار میکنن و من برمی‌دارم ولی میذارم توی یه ظرف و الان ظرف داره پر میشه). امروز رفتم فروشگاه و از کیک های مورد علاقه م خریدم، شکلات بیسکوییتی تلخ که عاشقشم، پفک، ولی اصلا به سمتشون نرفتم، نه که نخوام برم، دلم نخواست، اصلا انگار نه انگار. در حالی که قبلا با لباس بیرون در پفک رو باز میکردم، درسته زیاد نمیخوردم، ولی بی تاب خوردنش بودم، حریص بودم.

      امروز سر کار شیرینی ازدواج یه همکار پخش شد و من توی اتاق نبودم، آبدارچی شیرینی م رو نگه داشته بود ولی من نرفتم ازش بگیرم.

      چقدر موقع تعارف کردن شیرینی بهم، باکلاس و با شخصیت شدم (به صورت درونی، چون قبلا هم ظاهری با کلاس و متین بودم ولی توی دلم به شیرینی ولع داشتم و براش نقشه می‌کشیدم)، چقدر چشم و دل سیر شدم.

      واقعا دیگه ریزه خواری نمیکنم، خیلی برام جالبه که اضافی نون خشک رو نخوردم (من عاشق نون خشک دو آتیشه یزدی ام و بعد از تموم شدن غذا اگه یکمی نون مونده باشه دوست دارم خالی بخورم ولی امروز دو بار پیش اومد و من نخوردم، بدون اینکه جلوی خودم را بگیرم).

      خلاصه این سوال رو هر چی جواب بدم بازم جا داره

      ضمن اینکه چیزهایی رو دارم می‌نویسم که همین الان اتفاق افتاده، و بهش رسیدم.

      ممنون که خواندید

      و ممنون از استاد خوبم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 40 از 8 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا کشاورز
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۰۷:۳۸
      مدت عضویت: 663 روز
      امتیاز کاربر: 5815 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 504 کلمه

      سلام به همه

      روز ۲

      من امروز هم سوالات را در دفترم جواب دادم و باز هم تحت تاثیر جوابم به سوال ۴ و ۵ قرار گرفتم. چون واقعا تغییرات خوبی توی خودم به عینه مشاهده کردم.

      ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده‌ میکنی؟

      غذا را با لذت و با توجه می خورم. چقدر دیروز از خوردن کیک هلو که خواهر عزیزم پخته بود و برام آورده بود لذت بردم. فوری و تند تند نخوردمش که بعدش هم فوری چایی رو بفرستم روش. وقتی وسط کیک بودم و یهو به خودم اومدم، بقیه ش رو با آرامش و با حس عالی نوش جان کردم. چقدر بافت کیک عالی و اسفنجی شده بود و دیدم خواهرم چقدر پیشرفت کرده. چقدر خوش طعم و خوش مزه بود. آردش سفید و نرم بود، هلوها بسیار خوش مزه و خوش عطر و طعم بودن و من فقط مزه نصفش را متوجه شدم، چون نصفه اول را یکجا بلعیده بودم. 

      دیگه درگیر ساعت و وعده غذایی نیستم، ساعتها میشه که بیدارم ولی هنوز میل به خوردن صبحانه پیدا نکردم، لزوما فقط به این دلیل که صبح شده صبحانه نمی خورم، وقتی گرسنه م شد می خورم.

      به غذاها و خوراکی ها و شیرینی ها ولعی ندارم، چقدر چشم و دلم سیر شده. چقدر کارکرد روده م بهتر شده و با اینکه زیادی نمی خورم سر موقع و مرتب کارش رو انجام می ده. دیگه به این فکر نمی کنم که کم خوردن من باعث یبوست می شه.

      ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟

      من به این دلیل که قبلا هم گفتم که من یه ترس و قضاوتی نسبت به مواد غذایی پیدا کردم نمی خوام اصلاحاتم ربطی به خوردن و نخوردن داشته باشه، چون من واقعا واقعا زیاده خوری نمی کردم نسبت به وقتی که متناسب بودم، اتفاقا این دو سال که پیج فروش خوراکی جات داشتم و خوراکی های رژیمی هم جزو محصولاتم بود، زیادی تحقیق کردم و پیج های تناسب اندام و سبک غذایی سالم رو دنبال کردم، و همین باعث حساسیتم به خوردن خودم و به مواد غذایی شد و به نظر خودم همین دلیل اصلی اضافه شدن وزنم شد. پس از سراغ اصلاحات منعی نمی رم. من دارم سعی می کنم با مواد غذایی که آفریده های خدای مهربونه هر چه بیشتر آشتی کنم. پس اصلاحات را در سطح ذهن انجام می دم:

      من امروز هم به فایل گوش کردن و کامنت خوندن و کامنت نوشتن ادامه می دم. خودم رو در جریان لاغری با ذهن قرار می دم. روزانه یکی از جلسات ۱۰۰ گام رو گوش می کنم و از آگاهی هاش استفاده می کنم. نوشتن روزانه همین تمرین را جدی می گیرم، این حس جذابی که از نوشتن به دست میاد را دست کم نمی گیرم و ازش استفاده می کنم. من واقعا الان بعد از نوشتن از احساسم و بازخورد دیگران و سوالات دیگه در بهترین احساس به سر می برم. غذا را با حواس جمع تر و با تمرکز و با عشق می خورم و نوش جانم می کنم.

      استاد عزیزم ممنون از این تمرین عالی و تاثیر گذار

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 43 از 9 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا