0

جلسه چهارم: برنامه ریزی منطق ذهنی برای لاغری

تصویر لاغری ذهنی ذهن ناخودآگاه قدرت تخیل
اندازه متن

🧠✨ منطق ذهنی برای لاغری گاهی مثل یه دوست منطقی اما ناامیدکننده در گوشمون زمزمه می‌کنه: “تو نمی‌تونی لاغر شی!” 😔

همون صدایی که موقع شروع رژیم یا برنامه لاغری، فوری لیستی از شکست‌های گذشته رو یادت میاره.

واقعیت اینه که منطق ذهنی با تمام قدرتش سعی می‌کنه ما رو در محدوده امن و آشنا نگه داره، حتی اگه اون محدوده، چاقی باشه! 😩

اما خبر خوب اینه که می‌شه این منطق رو تغییر داد… فقط کافیه شروع کنی به بازنویسیش.

تو این مقاله با هم یاد می‌گیریم چطور منطق ذهنی‌مون رو به جای مانع، تبدیل به موتور حرکت به سمت تناسب کنیم 🚀🌿

💭 منطق ذهنی برای لاغری

🧠 منطق ذهنی برای لاغری تو با منطق ذهنی من یا هر آدم دیگه‌ای فرق داره!

هرکسی توی مسیر زندگی خودش، بر اساس تجربه‌ها، حرف‌هایی که شنیده، ترس‌ها یا خاطراتش، یه مدل خاص از منطق ذهنی ساخته که توی تصمیم‌گیری‌هاش نقش داره.

🇮🇷 البته چون ما ایرانی هستیم، زبان و فرهنگ مشترک باعث شده بعضی از منطق‌های ذهنی برای لاغری توی ما شبیه هم باشه. ولی هنوز هم هرکسی نسخه‌ی خودش رو داره.

منطق ذهنی برای لاغری

مثلاً خیلی از آدم‌های چاق این باور مشترک رو دارن که لاغر شدن خیلی سخته و پر از زجره 😫 ولی چاق شدن؟ خب، خیلی راحت و بی‌دردسره! 🍩

👀 با این حال، در مورد بعضی چیزا مثل اینکه “آیا میوه‌ها چاق‌کننده‌ هستن یا نه؟” همه نظر یکسانی ندارن. چون منطق ذهنی برای لاغری در بعضی قسمت‌ها شخصیه و متفاوته.

⛔ اما چیزی که مشترکه اینه: توی ذهن خیلی‌ها صدایی هست که هی تکرار می‌کنه:

«تو لاغر نمی‌شی!»

«تو فرق داری!»

«اونا تونستن، ولی تو نمی‌تونی!»

همون صداهایی که اصلِ کارشون اینه که جلوی حرکت تو به سمت تناسب اندام رو بگیرن…

منطق ذهنی برای لاغری یعنی مجموعه باورها و افکاری که در ذهن ما درباره توانایی لاغر شدن شکل گرفته و رفتارهای ما را در مسیر کاهش وزن تحت تاثیر قرار می‌دهد.

اگر این منطق ذهنی پر از شک و تردید، ترس یا باورهای منفی باشد، باعث می‌شود ما کمتر بتوانیم به هدف لاغری برسیم.

مطالعات علمی نشان داده‌اند که تغییر این منطق ذهنی با تمرین‌هایی مثل تصویرسازی ذهنی، تغییر باورهای منفی و استفاده از روش‌های روانشناسی شناختی می‌تواند کمک کند تا رفتارهای سالم‌تر و انگیزه بیشتر برای لاغری داشته باشیم.

پس بازنویسی و برنامه‌ریزی مجدد این منطق ذهنی، بخشی حیاتی و علمی در مسیر رسیدن به وزن ایده‌آل است.

منطق ذهنی برای لاغری

🧠 چیزی که مدام توی ذهنمون درباره لاغر نشدن تکرار می‌شه، در واقع همون منطق ذهنی برای لاغریه؛

همون صدای آشنایی که یواشکی ولی پرقدرت، مانع ما برای رسیدن به تناسب اندام می‌شه 😶‍🌫️

نکته اینجاست که خیلی وقت‌ها اصلاً حواسمون بهش نیست و بی‌توجه از کنارش می‌گذریم.

✨ اگه می‌خوای واقعاً به اندام دلخواهت برسی، لازمه این موانع ذهنی رو بشناسی و آروم‌آروم بازنویسی‌شون کنی. چطور؟

با ساختن تصاویر ذهنی روشن از بدنی که می‌خوای داشته باشی، و همزمان با ایجاد فرمول‌های ذهنی لاغر شدن توی ذهن آگاهت.

✍️ اینجاست که دوباره نقش کلیدی منطق ذهنی برای لاغری ظاهر می‌شه. باید یاد بگیری چطور با تکرار پرسش‌های درست و هدفمند، منطق جدیدی در ذهنت بنویسی؛ منطقی که تو رو به سمت تناسب می‌بره، نه برعکس!.

برنامه ریزی منطق ذهنی

فایل صوتی را با دقت گوش کنید.

🧠 سوالات مربوط به برنامه‌ریزی منطق ذهنی

برای ایجاد منطق ذهنی برای لاغری، بهتره هر روز با خودت این پرسش‌ها رو مرور کنی و بهشون پاسخ بدی. این تمرین ساده، کمک می‌کنه تا ذهن منطقی‌ات هم در مسیر لاغری همراهت بشه. 🌱✍️

  • 💡 ۱- متناسب بودن چه حسی داره؟
  • 🌟 ۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می‌بری؟
  • 🎉 ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟
  • 🔄 ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده‌ می‌کنی؟
  • 🛠️ ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می‌تونی ایجاد کنی؟

✅ هر روز به این سوالات پاسخ بده تا ببینی چطور منطق ذهنی برای لاغری کم‌کم به نفع تو تغییر می‌کنه.

✍️ تمرین روزانه برای برنامه‌ریزی منطق ذهنی برای لاغری

برای اینکه منطق ذهنی برای لاغری کم‌کم در ذهن تو جا بیفته، لازمه با تمرین‌های ساده اما مداوم، ذهنت رو آماده کنی. این تمرین‌ها باعث می‌شن ذهنت با مسیر جدید هماهنگ بشه و صدای بازدارنده‌اش آروم‌آروم خاموش بشه 🎯💫

  • 🌞 ۱- پیشنهاد می‌شه هر روز صبح به سوالات بالا در بخش نظرات پاسخ بدی. البته هر زمانی از روز هم انجامش تاثیرگذاره.
  • 📋 ۲- برای راحتی کار، می‌تونی سوالات رو کپی و در بخش نظرات پیست کنی، بعد یکی‌یکی جوابشون رو بنویسی.
  • 📱 ۳- یه ایده خوب دیگه: سوالات رو توی گوشی (در قسمت نوت یا یادداشت‌ها) ذخیره کن و هر روز اونجا پاسخ بده.
  • 📅 ۴- برای ایجاد انگیزه بیشتر، تعداد روزهایی که تمرین رو انجام دادی هم بنویس. مثلاً: «روز ۱»، «روز ۲»، «روز ۳» و ادامه بده تا «روز ۳۰» و بعد «روز ۶۰» و… 💪😉

🌀 این تمرین‌ها ساده‌ان، اما قدرتشون فوق‌العاده‌ست… فقط کافیه انجامشون بدی و نتیجه رو ببینی.

🌟 نمونه تمرین خودم – روز ۹

۱- متناسب بودن چه حسی داره؟
متناسب بودن حس آزادی و رهایی از افکار چاقی و خوردن دارد. حس قدرتمندی و مسلط بودن بر زندگی بهم می‌دهد. حس شادابی و سرزندگی.

۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می‌بری؟
از صاف و جمع‌وجور شدن شکمم لذت می‌برم. از فرم خوب سینه و سرشانه‌ها خیلی خوشحالم. اصلاح عادت‌های غذایی که حس آزادی می‌ده باعث حس خوبم شده.

۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟
همسرم از تناسب اندام من خیلی خوشحال شد و تبریک گفت. دوستانم تعجب کردند و تبریک گفتند. بچه‌های سایت هم با دیدن تغییر انگیزه گرفتند.

۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده می‌کنی؟
میل به خوردن هله‌هوله کمتر شده و تمایلی ندارم. ریزه‌خواری کمتر شده و مدام به غذا فکر نمی‌کنم. موقع درست کردن غذا ناخونک نمی‌زنم.

۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می‌تونی ایجاد کنی؟
عادت خوردن بدون برنامه را باید اصلاح کنم و فقط وقتی گرسنه‌ام غذا بخورم. عادت ناخونک زدن موقع درست کردن غذا را باید ترک کنم. برنامه‌ریزی ساعت غذا خوردنم را باید رعایت کنم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.40 از 90 رای

https://tanasobefekri.net/?p=45198
435 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار شادی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۲:۱۹
      مدت عضویت: 2401 روز
      امتیاز کاربر: 13271 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 256 کلمه

      به نام خدای خوب ومهربانم یکی از بزرگترین موانع رسیدن به تناسب اندام من منطق ذهن من بود این منطق خیلی محکم بود من شبیه به عمم هستم محکم‌ترین منطق ذهنی من این بودتوکلی‌ها چاقند مخصوصاً که دختر به خانواده پدری میره و من از بچگی محکوم به این بودم که کمتر بخور تو هم مثل عمه میشیا ،زانو درد می‌گیری ها ،چاق میشی ها، از بس بهم گفتن چنان رفته توی ذهنم که الان همش دوست دارم پیگیر بشم ببینم حال عمم چطوره هر وقت برادرام میان از تهران به شهرستان پیش من ازشون می‌پرسم عمه چطوره دلم براش تنگ شده کاش تهران بودم می‌رفتم می‌دیدمش فقط خودم می‌دونم که چرا می‌خوام عمم رو ببینم،می ‌خوام ببینم که دیگه می‌تونم بدون واکر راه بره یا نه درسته من از ترسم پیگیر حال عمم هستم این تصویر ذهنی برای من توی ذهنم ساخته شده که من آخرش همون جوری میشم که عمم شد ین یکی از منطق‌های ذهن من برای چاقی بود که شکر خدا روز به روز داره کمرنگ‌تر می‌شه به این صورت که من می‌تونم از الان که دارم تناسب ذهنی رو یاد می‌گیرم وزن خودم را به ایده‌آل برسونم و یه سری ورزش‌های اصلاحی رو انجام بدم که ماهیچه پاهام و دستام قوی بشه وقتی آدم ماهیچه‌هاش قوی بشه هیچ مشکلی براش پیش نمیاد قبلاً وقتی ورزش و نرمش می‌کردن به خاطر لاغر شدن بودولی الان اگر نرمش می‌کنم فقط به خاطر ورزیده شدن قوی شدن ماهیچه‌ها هست و دیگه نمیرم جلوی آینه دنبال لاغری بگردم فقط برای بهبود اوضاع جسمی نرمش می‌کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 28 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شادی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۲:۵۵
      مدت عضویت: 2401 روز
      امتیاز کاربر: 13271 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 458 کلمه

      به نام خدای خوب و مهربانم

       سوال ۱ متناسب بودن چه حسی داره قشنگ‌ترین حس دنیا رو داره خوش اندام و متناسب باشی صبح که بیدار میشی مثل فرفره کارهای خونت رو سر یک ساعت تمام می‌کنی چون دیگه پاهات درد نمی‌کنه که مجبور بشی ۱۰۰ دفعه بین کارهای روزانت بخوای استراحت کنی اینجوری همیشه خونت تمیزه و خودتم خسته نیستی یکی دیگه اینکه آرزو به دل نیستی میری هر لباسی رو که دوست داری می‌پوشی مثل آدم‌های باکلاس لباس می‌پوشی حتی لباس‌های توی خونتم شیک هستند نه اینکه مجبور باشی شلوار نخی گلدار تو خونه بپوشی چون شلوار زنانه اسلش یا کشی اندازت نیست اینجوری اعتماد به نفست هم صد میشه وقتی اعتماد به نفس بالایی داشته باشی همیشه و همه جا می‌تونی از حق خودت دفاع کنی و برای حرف‌های بی‌ارزش دیگران هیچ ارزشی قائل نیستی در واقع مثل یک ملکه زندگی می‌کنی 

      سوال ۲ از چه تغییری در جسم خودت لذت می‌بری تغییر زیادی در جسم خودم نمی‌بینم فقط احساس می‌کنم که یک مقدار روی معدم لاغرتر شده 

      سوال ۳ چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی دیروز یکی از همسایه گفت لاغرتر شدی این همون همسایه‌ای بود که هر دفعه می‌دید می‌گفت فاطمه هر روز برنج نخور تو رو خدا،همش داری چاق‌تر میشی

       سوال ۴ چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده می‌کنی الان که استاد نوشتن استاد نوشتن که باید کمتر ناخنک بزنن دقت کردم و دیدم که من خیلی خیلی ناخنک زدنم کمتر شده اگه قبلاً ۲۴ ساعته دهنم می‌جنبید الان از ۱۰۰ فقط ۱۰ درصد هست مثلاً دیروز رفتم سر یخچال چیزی بردارم بدون اراده یک عدد کوکو شامی را برداشتم و نصف کردم و خوردم چند قدم رفتم بعد پیش خودم گفتم که چرا من این کار را کردم من که گشنه نبودم حس بدی داشتم به اون لقمه خیلی معذرت می‌خوام سریع  لقمه را از دهنم بیرون آوردم دور انداختم خیلی حال داد قبلاً می‌خوردم و بعد ….ولی حالا اصلاً اجازه ندادم پایین بره از گلوم چقدر حس توانایی کردم چقدر حس باکلاسی کردم آخه این چه بی‌فرهنگی هست عین قحطی زده‌ها آدم به هرچی می‌رسه یه نوک می‌زنه خدا رو شکر می‌کنم که این مورد خیلی کم شده 

      سوال ۵ چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می‌تونی ایجاد کنی یکی از کارهایی که می‌تونم انجام بدم این هست که چون من مغازه دارم و باید غذا زیاد درست کنم که وقت کمتری رو ازم بگیره زیاد غذا درست می‌کنم یکی از کارهایی که زن داداشم انجام می‌ده این هست که اضافه غذا رو بعد از اینکه غذای همه را کشید جمع می‌کنه و توی یک قابلمه کوچکتر می‌ریزه بالای یخچال که از دم دست دور باشه می‌ذاره تا اضافه خوری نشه منم از این به بعد همین کار رو می‌کنم و اضافه غذا را سریع از جلوی چشم برمی‌دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 23 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شادی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۰۹:۵۷
      مدت عضویت: 2401 روز
      امتیاز کاربر: 13271 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 202 کلمه

      به نام خدای خوب و نازنینم تمرین روز دوم یک لاغری حس سبکی و سلامتی رو داره حس محتاج نبودن به دیگران حس زرنگ بودن حس کاری بودن حس باعرضه بودن داره 

      ۲ .از اینکه میرم جلوی آینه و یه هوا لاغرتر شدم خیلی لذت می‌برم و این رو شروع تغییرات خیلی بزرگ و چشمگیری می‌دونم دیگران هنوز زیاد درک نکردن فقط یکی از همسایه‌ها گفت لاغرتر شدی 

      ۴ .خیلی به خوردن‌هام آگاه‌تر شدم مثلاً دیشب من و همسرم عادت داریم که موز بزرگ باشه با هم نصف می‌کنیم دیشب وقتی موز آوردم برای همسرم طبق عادت موز رو نصف کردم و نصفش رو به ایشون دادم نصفش رو می‌خواستم بخورم که یک لحظه خشکم زد گفتم من چرا دارم اینو می‌خورم من که گشنه نیستم نیم ساعت پیش شام خوردم و بقیه موز رو هم دادم به همسرم و گفتم بگیر مال خودت،ایشونم خندید به این فکر کردم که ای داد بیداد از چه سوراخ‌هایی گزیده می‌شم و خودم خبر ندارم

       ۵ .از این به بعد سعی می‌کنم مثل آدم‌هایی که روزه هستند برخورد کنم آدمی که روز است خیلی حواسشون هست که تا وقت اذان چیزی توی دهنشون نبرن منم سعی می‌کنم تا وقتی کاملاً گرسنه نیستم چیزی توی دهانم نبرم موفق باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شادی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۲۱:۳۱
      مدت عضویت: 2401 روز
      امتیاز کاربر: 13271 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 88 کلمه

      به نام خدای خوب ومهربان

      روز سوم

      لاغری حس رهایی داره حس پس گرفتن زندگیت رو از چاقی داره ،حس حسرت نکشیدنسوال دو.وقتی میرم جلوی آینه وهیکل قشنگم رو میبینم خیلی خوشحال میشم

      سوال۳

      .تمام اونهایی که با تمسخر نگاه میکردن حالا با تعجب وحسادت نگاه میکنن

      سوال ۴.توخوردن مواد غذایی بیشتر دقت میکنم بیشتر چیزهایی رو میخو رم که سالم باشن وچیزهایی رو میخورم که کمتر حس گرسنگی بهم بده مثلا دیروز صبحانه ارده وشیره خوردم ودیدم که خیلی گرسنه شدم،ولی روزایی که تخم مرغ یا اوتمیل میخورم کمتر احساس گرسنگی میکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شادی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۴ ۱۶:۳۸
      مدت عضویت: 2401 روز
      امتیاز کاربر: 13271 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 304 کلمه

      به نامخدای خوب ومهربانم،

      ۱،لاغری حس اعتماد به نفس روبهم میده،حس این رو بهم میده که بالاخره منم تونستم حرف خودم رو ثابت کنم،منم شخصیت مثبتی دارم،آهای آدمهایی که دورو برم هستید،دیدید من سعی خودم رو همیشه میکردم که لاغر بشم ولی نمیشد،؟دیدید تقصیر من نبود که لاغر نمیشدم؟دیدید من بی اراده نبودم؟مشکل از جای دیگه بود،حالا مشکلو برطرف کردم،شماها نمیفهمید کجای کار مشکل داشت،ومن هیچ وقت به شما نخواهم گفت که چجوری شد که من متناسب شدم،چون اونوقت میدونم که شروع میکنید به مسخره کردن من وروشی که بهش ایمان آوردم،میدونم که شماها ایمان من رو میدزدید،من به شماها که همتون متناسب هستید فقط لبخند لاغری خواهم زد،چون شمازجرهایی که من کشیدم رو نکشیدید،شماها هر سال عید باروحیه خوب لباس عید خریدید شما موقع رفتن به عروسی لباس مجلسی پرو میکردید ومیگفتید فاطمه بهم میاد؟🥺 وبا خوشحال میخریدید،ولی من همیشه توی اتاق پرو گریه میکردم وهیکل خودم رو فحش میدادم،همیشه لباس میدوختم،وهمیشه گریه میکردم استاد من چاقترین آدم فامیلم هستم،حتی از عمم هم چاقترم،وتوی خانواده شوهرم هم من چاقترینم،همیشع حسرت به دل موندم به خاطر لباس،همه همیشه خیلی نامحسوس به من اشاره میکنن که چاقم،مثلا خواهر شوهرم میگه فاطمه نمیتونه بیاد پیاده روی اربعین ،سنگینه،اذیت میشه،ومن توی خودم میشکنم،خدا شاهده توی دل خودم بلند بلند گریه میکنم استاد من وقتی لاغر شدم خدا شاهده به هیچ کس نمیگم چجوری لاغر شدم چون هیچکس نیاز نداره که لاغر بشه،چون میدونم مسخره میکنن ومیگن اینکارا چیه؟آدم یکم کمتر بخوره لاغر میشه.آدم باید اراده داشته باشه،ماهم زیاد بخوریم چاق میشیم،لامصب من خودم دارم میبینم روغن حیوانی،کره حیوانی،میخورید گونی گونی تخمه،گردو وبادوم میخورید،از من هم بیشتر میخورید،شما مشکل ذهنی من رو ندارید،خدا جونم کمکم کن به تو پناه میبرم کمکم کن توی این مسیر ایمانم رو محکم کن ،منم میخوام مثل بقیه بنده هات راه رفتن بدون درد رو تجربه کنم منم میخوام شیک پوشی رو تجربه کنم،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 39 از 8 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شادی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۵ ۱۷:۲۵
      مدت عضویت: 2401 روز
      امتیاز کاربر: 13271 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 54 کلمه

      سلام خیلی ممنون عزیزم،همین یک ساعت پیش با پسرم رفتیم بازار برای خرید،داخل شیشه مغازه ها خودم رو میدیدم وحس کردم لاغر تر شدم به پسرم گفتم حس میکنم وقتی تو شیشه مغازه ها نگاه میکنم لاغر تر شدم،آره؟پسرمم تایید کرد،گفت آره مامان لاغر تر شدیخدایا شکرت کمکم کن روز به روز بهتر بشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شادی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۱۸:۰۸
      مدت عضویت: 2401 روز
      امتیاز کاربر: 13271 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      همیاری
      محتوای دیدگاه: 293 کلمه

      سلام چقدر قشنگ بود جملتون،حس پرواز عقاب پرقدرت که خودشو ضعیف می‌دید ولی عقاب بود پر پرواز داشت ولی پرهاش به خاطر باورهای نادرسته به هم چسبیده بود مطلب دیگه‌ای هست که اینکه گفتید به همسرتون نگفتید کار خیلی خوبی کردید که نگفتید همسر من می‌دونه که من از این مسیر دارم استفاده می‌کنم ایشون که خودشون متناسب هستند قبلاً اضافه وزن داشتند و ۹۱ کیلو بودند ولی الان ۷۶ هستند اصلاً نمی‌دونم چه جوری شد که لاغر شدن و روز به روز دارن لاغرتر میشن چون همه چیز می‌خوره حتی من مشکوک شدم و بردمش آزمایش قند داد چون خانواده می‌ترسیدن و گفتم شاید دیابت گرفته اینقدر داره لاغر میشه عقیده شوهر من این است که اگر شام نخوری لاغر میشی ایشون شام نمی‌خوره ولی هر شب دو لیوان شیر گرم به علاوه دو قاشق عسل به اضافه ۲ قاشق پودر سنجد به اضافه ۳ تا ۴ میوه می‌خوره اگر شیرینی باشه هم می‌خوره کلاً فقط میگه شام نخورید لاغر میشید ولی همین‌هایی را که می‌خوره اندازه سه تا شام من هست و به من هم همین رو میگه که شام نخور یکم هم غذا تو کم کن لاغر میشی ولی من نمی‌بینم که غذاشو نخوره هر روز که سر کار برنج می‌خوره و پنجشنبه جمعه هم که ناهارخونه هست غذاشو کامل می‌خوره از منم بیشتر می‌خوره خلاصه اینکه کار خوبی کردی که نگفتی دخترم هم می‌دونه که از این مسیر دارم استفاده می‌کنم چون همش داره تو خونه ویس‌های استاد پلی میشه دخترم که همش میگه اینا رو ول کن بیا برو یه رژیم درست حسابی بگیر فعلاً که تا سه ماه راحتم چون دخترم هم شهر دیگه‌ای رفته دانشگاه و حتما تا زمانی که برگرده انشاالله خونه من تغییرات چشمگیری کردم و اون هم به درستی این مسیر ایمان میاره 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شادی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۱۷:۳۵
      مدت عضویت: 2401 روز
      امتیاز کاربر: 13271 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 19 کلمه

      سلام آسیه جون عالی نوشتی،چقد عالی توصیف کردی به امید روزی که هممون عکسمون توی آلبوم شگفتی سازان بره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شادی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۳:۲۲
      مدت عضویت: 2401 روز
      امتیاز کاربر: 13271 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 30 کلمه

      سلام چقد خوب نوشتید جواب سوال دو رو چندین بار خوندم ویه جورایی تمرین جلسه قبل رو اینجا انجام دادم وتجسمش کردم که من هم در آینده اینگونه خواهم شد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 32
گردونه هدایا گردونه هدایا