وقتی سالها چاقی با ما همراه باشه، ذهن ما مثل یه جاده آسون و صاف، مسیر چاقتر شدن رو راحتتر میدونه 🚶♂️➡️🍔.
📍 این جلسه ادامه گام ۷۶ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
اما خبر خوب اینه که تاثیر احساس در کاهش وزن میتونه این مسیر رو عوض کنه!
هر چقدر توی ذهنت حس لاغری و سبک بودن بیشتر شکل بگیره، روند کاهش وزن هم آسونتر و شیرینتر میشه 🎈✨.
یعنی با تغییر احساسات و تصویرسازی ذهنی، میتونی به راحتی مسیر لاغر شدن رو طی کنی و سبکتر زندگی کنی 💪😊.
در این جلسه میآموزیم:
تأثیر ذهن و جسم بر چاقی 🧠❤️🩹
تا حالا به این فکر کردی که یه ماشین چطور کار میکنه؟ 🚗
هر خودرویی از هزاران قطعه درست شده که دقیق و هماهنگ کنار هم کار میکنن تا حرکت نرم و منظمی رو بسازن. مثلاً تسمه دینام یه قطعهست، ولی عملکردش روی چندتا بخش دیگه هم تاثیر داره.

بدن ما هم دقیقاً همینه؛ یه سیستم فوقالعاده هوشمند از هزاران عضو فیزیکی که باهم هماهنگ کار میکنن.
اما فقط اعضای جسمی نیستن که نقش دارن — افکار و احساسات ما هم در این هماهنگی نقش مهمی دارن 💭💓.
در واقع، یه فکر میتونه فکر دیگهای رو ایجاد کنه یا تقویت کنه، و یه احساس میتونه احساس دیگهای رو فعال کنه یا تشدید کنه.
حتی احساسات ما میتونن روی عملکرد جسممون تاثیر بذارن! و اینجا دقیقاً جاییه که تاثیر احساس در کاهش وزن خیلی مهم میشه 💥.
خیلی از ما فکر میکنیم چون افسردهایم چاق شدیم، یا برعکس: چون چاقیم افسردهایم.
ذهن ما این دوتا (احساس + چاقی) رو به هم چسبونده و تا وقتی این پیوند رو قطع نکنیم، تلاشهای جسمیمون برای لاغری نتیجه نمیده 😩.
توی این حالت، شما ممکنه رژیم بگیری، ورزش کنی، قرص بخوری… اما چون اون ارتباط احساسی در ذهن هنوز فعاله، انگار داری خلاف جهت رودخونه شنا میکنی 🏊♂️🌊.
فرقی نمیکنه تو ذهنت بگی:
«من چون افسردم چاق شدم» یا بگی: «چون چاقم افسرده شدم»
در هر دو حالت، یه حلقه بسته ذهنی ایجاد شده که فقط با کار کردن همزمان روی احساس و جسم میتونه باز بشه 🔓🌀.
پس اگه میخوای واقعا لاغر بشی، باید احساست رو همجهت با خواستهات (کاهش وزن) کنی. یعنی هم به بدن توجه کنی، هم به حال و هوای درونت 🧘♀️🫶.
وقتی این دوتا (احساس و جسم) با هم هماهنگ بشن، روند کاهش وزن هم روانتر و ماندگارتر میشه. این یعنی لاغری آسونتر، بدون فشار، بدون استرس… فقط با قدرت ذهن و قلبت ❤️🧠
و اینجاست که تاثیر احساس در کاهش وزن خودش رو نشون میده 🌟.

🌈 تاثیر احساس خوب در کاهش وزن
وقتی یاد میگیری چطور احساس خوبت رو حفظ کنی، اولین نتیجهش شادتر شدن خودتی 😍
تمرکزت بیشتر میشه، انگیزهت بالا میره، آموزشها بهتر تو ذهنت میمونه و از زندگیت کلی لذت میبری! 🎧📚✨
تاثیر احساس در کاهش وزن فراتر از روحیه خوبه؛ وقتی حالت خوبه، بدنت هم شروع میکنه به ترمیم و بازسازی. سلولهای جدیدی که ساخته میشن، دیگه با افکار منفی و استرس تغذیه نمیشن. بدون سم، بدون ترس، بدون کدهای چاقی قدیمی 🧬💖
اونا سالمتر، سبکتر و متناسبتر به دنیا میان… درست مثل یه شروع تازه برای جسمت!
خیلی از همراهان لاغری با ذهن اینو تجربه کردن که اول از همه به آرامش رسیدن، خودشون رو بیشتر دوست داشتن، روابطشون بهتر شده…
ولی بعد میپرسن: «چرا هنوز وزنم کم نشده؟ نکنه مسیرم اشتباهه؟!» 🤔
نه دوست عزیز! کاهش وزن یه فرآینده. بدنت داره آماده میشه برای پذیرش یه سبک زندگی جدید.
اگه قرار بود سریع لاغر شی اما غمگین بمونی، اون لاغری چه ارزشی داشت؟ 💭🪞
وقتی حالت بده، حتی از اندام متناسب، پول، سلامتی یا موفقیت هم نمیتونی خوشحال بشی.
و متاسفانه افراد زیادی هستن که از بیرون سالم به نظر میان ولی از درون تو جهنم ذهنی خودشون دارن میسوزن 🖤🔥
پس اول حالتو خوب کن. نه با کارهای عجیب و غریب یا قهقهههای نمایشی 😄
احساس خوب یعنی آرامش درونی، یعنی راضی بودن از زندگی سادهت، یعنی شکرگزاری از چیزهای کوچیک. یعنی بگی: «من مسئول احساس خودمم» ✨🙏
و وقتی اینو یاد گرفتی، همه چیز سادهتر پیش میره. مسیرت روانتر میشه.
☀️ راهکارهای ساده برای رسیدن به احساس بهتر
(شروع یک روز شاد، شروع یک زندگی سبکتر ✨)
صبح که بیدار میشی، اولین چیزی که وارد ذهنت میکنی، خیلی مهمه! در واقع همون «ورودی ذهنی اول صبح» میتونه تعیین کنه حالت اون روز چطور باشه! 😌☕
✅ یکی ممکنه با یه آهنگ دلنشین حالش خوب شه
✅ یکی دیگه با گوش دادن به یه فایل آموزشی الهامبخش 🎧
✅ یا حتی نشستن و نوشتن چند خط فکر و دلنوشته ✍️
مهم اینه که آگاهانه انتخاب کنیم چی وارد ذهنمون بشه.
چون تاثیر احساس در کاهش وزن فقط یه جمله نیست؛ واقعاً شروعش از همین لحظههای کوچیکه که ما احساس بهتری رو وارد زندگیمون میکنیم.
قبلاً صبح که چشمم باز میشد، ناخودآگاه میرفتم تو اینستاگرام ببینم چه خبره! استوریهای شلوغ، خبرهای ناامیدکننده، زندگی بقیه… 😵💫
ذهنم پر از تصویرهای مقایسهگر و انرژی منفی میشد!
دنیا همزمان پر از نور و تاریکیه. این انتخاب توئه که کدوم سمت رو ببینی 🌍👁️
❣️ توجه تو، یعنی انتخاب تو، و این انتخابهاست که حال تو رو میسازه و تاثیر احساس در کاهش وزن رو در زندگیت فعال میکنه 🌱
پس از همین الان، مهربونتر با ذهن و دلت باش…
ورودی خوب = حال خوب = ذهن بهتر = قدمهای سبکتر برای لاغری واقعی 💃✨

🧠 لاغری با ذهن؛ پلی به سمت لاغری آسانتر
تجربه سالها آموزش لاغری ذهنی باعث شد بیشتر از هر چیز، روی تاثیر احساس در کاهش وزن تمرکز کنم.
چون خیلی وقتها مشکل اضافهوزن ما نه فقط مربوط به غذا خوردن یا تحرک کم، بلکه مربوط به ناهماهنگی بین ذهن و جسم ماست. 😵💫
❗وقتی احساس و جسم در یک مسیر نباشن، حتی با رژیم و ورزش هم نتیجه نمیگیریم. برای همین توی دورههای لاغری با ذهن، تلاش من روی ایجاد تعادل بین احساسات درونی و بدن فیزیکی هست.
👣 محصول «پیادهروی مؤثر» که داخل سایت موجوده، دقیقا طراحی شده تا شما بتونین هنگام راه رفتن، هماهنگی فوقالعادهای بین ذهنتون و جسمتون ایجاد کنید.
این هماهنگی باعث میشه پیادهروی براتون لذتبخش باشه و از طرفی فرمولهای ذهنیتون شروع کنن به تغییر 🌀
نتیجه؟ ➡️ لاغری آسانتر از همیشه، همراه با احساس خوب!
🎧 تجربه هنرجوها از تغییر احساس در شروع دوره
خیلی از هنرجوهایی که از «ورود به سرزمین لاغرها» استفاده کردن، فقط در چند جلسه اول، کاهش مرور افکار منفی و آرامش ذهنی رو با تمام وجود حس کردن.
✍️ در ادامه هم توی گام ۷۸ سراغ «بدون انگیزه لاغری هم میشه لاغر شد؟» میریم.
اینجا همونجاست که تاثیر احساس در کاهش وزن خودشو نشون میده.
من توی شروع آموزش، تمریناتی طراحی کردم که تمرکز اصلیشون روی اصلاح اون افکاریه که باعث احساس بد میشن:
- ❌ ترس از چاقی
- ❌ اضطراب دوباره چاق شدن
- ❌ استرس حضور در جمع
- ❌ دید منفی به بدن خودمون
💡 تغییر این احساسات = روشن شدن مسیر لاغری ذهنی
💡 چرا فایلهای آموزشی حالتو خوب میکنن؟
وقتی تو سایت «تناسب فکری» هستی و از فایلها استفاده میکنی، حس بهتری پیدا میکنی. دلیلش واضحه:
من از طریق ایجاد آگاهی، افکار مثبت رو در ذهنت میکارم، و این افکار کمکم به احساس خوب منجر میشن.
🎯 احساس خوب، تمرینیه که باید یادش بگیری
خیلیها میگن: “من چون چاقم حالم بده.”
ولی در واقع چون حالت بده، نمیتونی لاغر شی! این یعنی ما ارتباط معکوس بین چاقی و احساس رو اشتباه برداشت کردیم!
اگر فکر کنی باید اول لاغر شی تا حالت خوب بشه، هیچوقت شروع نمیکنی.
اما اگر یاد بگیری بدون تغییر ظاهری هم میتونی احساس خوبی بسازی، اون وقته که تاثیر احساس در کاهش وزن توی زندگیت فعال میشه 💪
🔁 احساس و جسم؛ دو قطعه متصل بههم
ذهن ما خیلی سریع حالتش عوض میشه. با یه جمله، یه آهنگ یا یه خاطره. ولی جسم زمان میخواد برای تغییر.
نمیتونی تو یه دقیقه از چاقی به تناسب برسی. اما در یه دقیقه میتونی حستو عوض کنی و این تغییر احساس، همون جرقهایه که فرایند لاغری رو روشن میکنه. ✨
✅ پس اولین گام مهم در مسیر لاغری ذهنی اینه که بتونی احساس خودتو خوب کنی
چون فرمول مهم اینه:
📌 تاثیر احساس در کاهش وزن از هر رژیم و تمرینی قویتره!
🧠 اهمیت تمرین تاثیر احساس در کاهش وزن
یکی از مهمترین قدمها در مسیر لاغری ذهنی، یاد گرفتن مهارت تغییر احساس هست.
ما با انجام تمرینات ذهنی میتونیم از شر افکار منفی خلاص بشیم و کمکم احساس خوب بسازیم.
چون تاثیر احساس در کاهش وزن بسیار قدرتمنده؛ هر چقدر احساسمون بهتر باشه، ذهنمون راحتتر دست از مقاومت برمیداره و مسیر لاغری برامون سادهتر و لذتبخشتر میشه.
پس تمرینات ذهنی، فقط یه کار جانبی نیستن، بلکه خودشون بخشی از فرآیند لاغری هستن. ✨
✍️ سوالات تمرینی تاثیر احساس در کاهش وزن
- به نظر شما تاثیر احساس در کاهش وزن چقدر جدیه؟ چه تجربهای در اینباره دارید؟ 😊
- تا حالا شده با احساس خوب وارد کاری بشید و نتیجه فوقالعاده بگیرید؟ تجربهتون رو بنویسید.
- وقتی احساس بد داشتید، چه تأثیری روی روند کاهش وزنتون گذاشت؟
- چه عواملی بیشتر از همه روی احساس شما تأثیر میگذارن؟ اونها رو شناسایی کنید.
- رابطه بین احساس و وضعیت جسمیتون رو چطور تجربه کردید؟
- وقتی از روشهای مختلف برای لاغری استفاده کردید، احساستون چطور بود؟ توضیح بدید.
- رابطه بین تاثیر احساس در کاهش وزن و تجربه لاغری آسانتر رو چطور میبینید؟ بنویسید 🧘♀️
💬 دعوت به مشارکت
حالا نوبت توئه! دیدگاهت درباره تاثیر احساس در کاهش وزن رو بنویس و در بخش دیدگاهها با من و بقیه دوستان به اشتراک بذار.
فراموش نکن که خوندن تجربیات دیگران هم بهت کمک میکنه تا بهتر بتونی مسیر ذهنی خودت رو پیدا کنی.
باهم میتونیم لاغری ذهنی رو راحتتر، عمیقتر و شیرینتر تجربه کنیم 💖
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.53 از 70 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام و درود .
لاغر شدن در مسیر بهترین احساسات تصویر زیبایی از لاغری برامون داره .
وقتی با احساس خوب لاغر بشیم لدت لاغری جایگزین لذت چاقی میشه . تصویری که از چاقی در ذهن ما هست تصویر لذت بخش هست . درسته که ما بارها از چاقی رنج کشیدیم ولی چاق شدن رو راحت میدونیم و به خاطر همین راحتی باز هم ناخوداگاه تمایل داریم سمت چاق شدن .
لاغر شدن رو سخت میدونیم چون هر بار که تصمیم به لاغری گرفتیم با سختی خودمون رو لاغر کردیم یا اصلا لاغر نمیشدیم یا با هزار مکافات .
پس باور لاغر شدن سخته در ذهن ما همیشه هست و هر وقت یاد لاغری می افتیم تصویر این سختی در ذهن نقش بسته میشه .
حالا ما میخوایم تصویر لاغری رو در ذهن تغییر بدیم . این تصویر باید یه تصویر راحت باشه .
خب اگه بگیم لقمه به لقمه ی غذا منو لاغر می کنه چون فعلا چیزی رو به چشم نمیبینیم این تصویر در ذهن نقش نمیبنده . فوقشم اگه با تکرار ببنده حس لاغریمون بهش کمه . شاید اگه تکرارش کنیم بهش حسم بدیم . پس بهتره از یه فرمول دیگه استفاده کنیم . زمان استفاده از این فرمول الان نیست . اما ما برای انسانهای لاغر میبینیم غذاها اونا رو لاغر می کنند . هرچقدرم بیشتر میخورن لاغرتر میشن . پس این باور برای اون زمانه چون تصویرشو به چشم میبینیم و این تصویر با حس لاغری هم همراهه در نتیجه لاغری رو در جسم پدید میاره .
اما به نظرم من در شرایط کنونی باید از پرهیز استفاده کنم .
خوردن لقمه های اضافه رو که رها کنم بدنمم چربیهای اضافه رو رها می کنه .
من لقمه لقمه رها می کنم احساسم ذره ذره بهتر میشه و جسمم گرم به گرم رها می کنه .
اعتیاد به مصرف لقمه های اضافه فقط یه رفتاره که تکرار شده و شده عادت اولشم تکرارش با لذت بوده ولی کم کم دیگه از تکرارش لذت نبردیم و برامون تبدیل به رنج شد .
پرخوری از خارج به ما تحمیل نمیشه فقط یه عادته که اگه کم کم و لقمه به لقمه پرهیز کردن رو شروع کنیم قدم به قدم جای خودشو به رهایی میده .
ما لقمه های اضافه ای که رنجمون میدن رو رها می کنیم و هدیه ی این رهایی برای ما آزاد شدن از رنجهای درونیه . آزاد شدن از سنگینی اضافه وزن .
با رها کردن لقمه لقمه های اضافهاضافه وزنمون گرم به گرم رها میشه .گرم به گرم سبکتر میشیم .کیلو کیلو شادتر میشیم .کرور کرور سالمتر میشیم . رنگ و رومون بازتر میشه .بی نهایت حالمون خوبتر میشه . پرهیز راه رهایی از زندان پرخوریه . خدایا شکرت که آزادم کردی . خدایا شکرت که امروز از لقمه های اضافه آزادم .
اگه هربار که میل وزن کردن در ما پدید میاد رهاش کنیم بدنمونم چربیها رو رها می کنه .
هربار که میخوایم نگاه به چربیهای بدنمون کنیم رهاش کنیم بدنمونم چربیها را رها می کنه .
هر بار که میخوایم به خودمون نسبت چاقی بدیم رهاش کنیم بدنمونم چربیها رو رها می کنه . بدن ما همواره در حال رها کردن چربیها و ازاد سازی انرزیه چون برای بقا بهش نیاز داره . ما اگه با افکار و رفتارمون برای خودمون فکر و حس چاقی درست نکنیم بدن هم که به مرور چربیها رو میده میره و چربیها
اگه مسیر لاغر شدن رو برای خودمون آسون و هدفمند و لذتبخش کنیم .
پرخوری ناشی از خوردن بر اساس احساس است .هر وقت که احساساتمان از حالت عادی خارج بود هر دستوری به غذا خوردن در ذهنمان صادر شد یا هر گونه میلی به غذا پیدا کردیم آن احساس کاذب است .
در این صورت تنها انتخاب ما باید نخوردن باشد .
گرسنگی بر اساس احساسات و هیجانات ، کاذب است و پرخوری و عذاب وجدان را به همراه دارد .
ابتدا با مدیریت کردن و متصل شدن به نیروی برتر ، احساس خود را آرام کنیم و بعد در شرایط آرام اگر گرسنه بودیم این گرسنگی واقعیست . پس شروع به غذا خوردن کنید .
احساساتی مثل هیجان عصبانیت استرس نفرت سرزنش عجلهو …در این زمانها غذا خوردن را انتخاب نکنید . حتی اگه واقعا هم گرسنه باشیم در این زمانها چون دارای احساس هستیم نمیتوانیم آگاهانه عمل کنیم چون حواسمان جای دیگریست پس خوردن ما تنها بر اساس حواسپرتیست و نقطه ی سیری را پیدا نمی کنیم و بی وقفه میخوریم تا به عذاب وجدان و حال بد برسیم .
همواره در شرایط نرمال و عادی ، غذا خوردن را انتخاب کنیم تا بتوانیم بر اساس گرسنگی واقعی غذا بخوریم و حس سیر شدن را دریافت کنیم .
غذاخوردن در شرایط نرمال یکی دیگر از مولفه هاییست که زمان نخوردن را نشان میدهد .
نمیخورم چون در شرایط عادی نیستم .
نمیخورم چون در حالت احساسی ام
نمیخورم چون عصبی ام . اول خودمو آروم می کنم بعد اگر گرسنه بودم میخورم و تا آروم نشدم نمیخورم .
چون در این شرایط آگاهانه غذا نمیخورم و نقطه ی سیری رو نمیتونم تشخیص بدم و زیاده روی می کنم .
گرسنگی کاذب از احساس خلاء ای است که توسط احساسی مثل خشم عجله و … پدید اومده . این گرسنگی گرسنگی روحی هست . گرسنه ی خدا بودن . گرسنه ی از خدا دور بودن .
اینجا ماوا و ملجاء ما غذا خوردن نیست خدای ماست . باید از او تغدیه کنیم تا پر بشیم . تا روح و روانمون سیر بشه . بعد که روح و روانمون آروم شد ؛ اگر جسم گرسنه بود بر اساس گرسنگی جسمی بخوریم تا نقطه ی سیری رو هم متوجه بشیم .
به نظرم راحتترین راه لاغر شدن لاغری با ذهنه . . پس با استمرار در راه لاغری با ذهن با حال خوب و پر قدرت و پر انرژی لاغر بشیم نه رنجور و ناتوان . ما انسانیم و به حکم انسان بودن قدرت انتخاب داریم .
“به نام خداوند بخشنده ی مهربان ”
درود به تناسب فکری های عزیز و استاد گرامی ؛
گام هفتاد و هفتم : لاغر شدن را آسان تر کنید .
امروز شنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۲ به لطف و یاری خداوند مهربان توانستم گام هفتاد و هفتم را بر دارم ، خدایا شکرت .
وجود انسان از تمامی اعضای خود که به صورت فیزیکی است و قابل رویت و لمس کردن هستند و از افکار و احساسات خود که به صورت غیر فیزیکی یا متا فیزیک هستند که قابل دیدن و لمس کردن نیستند، تشکیل شده است .در بسیاری از افراد چاق و دارای اضافه وزن این باور وجود دارد که احساس بد یا افسردگی آنها به علت چاق بودنشان است و یا چاقی آنها باعث افسردگی یا حال بد آنها می باشد و احساس خود را که غیر فیزیکی می باشد را به حالت جسم خود که فیزیکی می باشد ربط می دهند در صورتی که این دو کاملا از هم جدا هستند و هیچ ربطی به هم ندارند .احساس بد و افسردگی انسان ، به طرز فکر و نگرش او نسبت به زندگی ربط دارد و ممکن است انسان الان حالش خوب نباشد اما ساعتی بعد حال او بهتر باشد یعنی تغییر احساس در انسان سریع رخ می دهد در صورتی که جسم انسان با این سرعت تغییر نمی کند و روند طبیعی خود را برای هر چیزی طی می کند پس اگر من حالم خوب نباشد و افسرده باشم جسم من هم سریع چاق نمی شود چون این امکان پذیر نیست و جسم در برابر احساس و افکار ما به سرعت واکنش نشان نمی دهد و تغییر در جسم به زمان احتیاج دارد و سریع رخ نمی دهد.خود من هم کسی بودم که همیشه حال و احساس بد خود را ناشی از چاقی خود می دیدم و فکر می کردم که چون چاق هستم حال خوبی ندارم در صورتی که با همین چاقی و اضافه وزن خود من اوقات خیلی خوش و خوبی را هم به وفور سپری کرده ام و از خیلی جنبه های زندگی خود لذت برده ام اما با این وجود همیشه فکر می کردم که عامل اصلی احساس بد من همین چاقی من است و اگر لاغر و متناسب شوم از این حالت بیرون خواهم آمد . من به این توجه نداشتم که افراد لاغر و متناسب هم وجود دارند که بسیار افسرده و ناراحت هستند و یا افراد چاق زیادی وجود دارند که بسیار خوشحال و بشاش هستند پس حالت جسمی من یعنی چاق یا لاغر بودن من هیچ ربطی به احساس خوب یا بد من ندارد و این دو قابل تفکیک از هم هستند .احساسات عامل درونی می باشند و به درون انسان بستگی دارند .باید توجه داشته باشیم که حال بد توجیه چاقی هست اما دلیل چاقی نمی باشد .وقتی من بتوانم به این باور برسم که وضعیت جسمانی من از لحاظ چاقی یا لاغری ربطی به وضعیت روحی من از لحاظ احساس خوب یا بد داشتن ندارد پس روند لاغری من هم راحت تر و سریع تر انجام می شود چون یک پروسه ی جسمی می باشد هر چند که ذهن انسان بسیار تاثیر گذار است بر جسم او و من با باور درست و صحیح می توانم به خود کمک کنم که روند کاهش وزن من بهتر انجام شود .در رسیدن به خواسته ها مهم ترین و اصلی ترین مورد ،حال و احساس خوب انسان می باشد که اگر حال و احساس او در وضعیت خوبی باشد و در زندگی آرامش داشته باشد یعنی ذهنی آرام و بدون تنش و اضطراب و استرس داشته باشد خیلی راحت تر می تواند به خواسته ها و چیزهایی که در زندگی خواهان آنها می باشد فکر کند و به آنها برسد و هم اینکه از زندگی خود لذت کامل را ببرد .
“یا حق ”
نشان های دریافت شده
سلام صبح بهاریتون به خیر شادی
خدایاشکرت که قسمتم کردی با تازه شدن فصل حدید دیکه هیچ بهونی برای تلاش نکردن تو مسیر نداشته باشم
اینبخش ازمسیر ما رو باحس وفکرکه باهم درتضاد هستن ودلیل برای قانع کر دنخودم که چاقی یی دلیل دیگه هم داره در صورتی کهحیم ما ازذهن ناخدا
افرا چاق نمیخوان حال بد شوتبدیل به حال خوب بهان میتراش وعلتسو به چاقی ریط میدن
اول صبح بعضی روزهاکه حالم خوب نیست من مبتونم به دوشکل رفتار کنم حی براب خودم تصور ازبیچارگی بد بختی مرور مشکلات فکرهای مخرب دیدن اخبار که حال بددم بدترکنه زنگ بزنم به کسب که خودم میدونم اونهم همین حسو داره وکلی با اون صبحبت کنم برای بدتر شدن حسم
پله به پله در خراب کرد ن حالم کوشش کنم بشینم ییگوشه زانویی غم بغل کنم با اطرافیانم که حالشون خوب هست صحبت نکنم تو همجین حسی دنبال چیزی یاکسی یاچی ی بگردم که حالم له اون ربط بدم واین که چه بهتر چاقی بهانه عالی برای دلیل اینحال کاسه کوزه بشکنم سر چاقی پس اینها از همجدا هست افراد لا غرهم میتونن همه اینها ربط بدن به لاغری بگنم من چون لاغر هستم این شکلی هستم
حالت دو بابیدارشدن ازخواب وحس که بده حتی وفتی که همه خواب هستن گوشی ورگوش میزارم موسیقی که شاده هست حسم عالی میکنه میزارم باهش میریم تو رویا ارارم بی صدا باهش میخونم وایبه روزی که کسی نباشه صداشو برای خودم زیاد مبکنم بعضی وفتها میبینم پسر دار از اتاق باقیردادن مباد بیرون باعث شادی بیشتر میشه دخترم میگه بازم صبح صدای موسیقی ولی اونم خوشحالی من دواون هم احساس خوب بوجو میاره ولی من چاق هستم این دو موضوع با هم فرق داره ختی در لاغر بودن هم به ابنسکل رفتار کرد چون خواهرم لاغر هست ومشابه همبن رفتاد روداره پس دلیلنمشه اونم بگه اخه چوم من لاغر هست حسم به ابن شکل هست
چاقی باحس بددرست مثل لاغریی با حس بدهست جسم جاق وحسم لاغر با هم تاثیری در حس نداره این یی مشگل دیگه هست که خودمون باید بررسی کنیم وازدرون به بهتر شدنش کمک کنیم از بیرون نمشه بهش کمک کرد اول از ورن درستش کنیم ابزا بیرونی شاید در بعضی زمان کمک کنده باشه ولی در صورتی که درنمون درست کنیم ابزا بیرونی اون بهتر میکنه نه درست
در لاغر با ذهن چون افردا این دو موضوع به هم ریط میدن
با خوب شدن حالشو انتظار لاغر شدن دارن وفتی لاغر نمشن اعتراض حالم خوبه پس چرا لاغرنشدم باید فرمولهایذهنون تغییر کنه تا رفتارموم وعمل کروم عوض بشه ولاغری توجسم اتفاق بیفته در این صورتحالخوب داشتنبه ماکمک بشتری میکنه تاحالبد پس ماتالاغراگه حسمبهتربشه تو مسیر مسافرت تو مسیر لاغری خودمون هم از بودن تومسیر کیف کرده تا جسم کارشو بهتر انجام بده با حس بد شما تو مسیرلاغری دست انداز میرازید با کند کردن حرکت تومسیر باشادی هم کیف بیشتری میبریم هم دیگه دستانازه نزاشتیم تو مسیر
حال بد یی مشگل وچاقی یبمسک دیگه که تو ذهن افراد چاق با هم هماهنگ عمل میکنه حال بد توجیح چاقی هست اما ولیل چاقی یست
حال خوب یی طز فکر جسمیت نداره میتونه این طرز فکر بدن ما رو شاد کنه
مهم حال خوب داشتن وبا حالوخوب زندگی کرنهست من یی ادم لاغر بشم ولی هم حالم بد باشه وهم حسم پس به چه دردی میخوری این لاغریی من تلاش میکنم برای به دست اوردنلاغریی با حال هوای عالی که کیف داشته باشم نه غم وغصه پس اگه قرار لاغر بشم باحالحس خوب این مشکل باید بر طرفش کنم تا با قرار گرفتن تو نتیجه بهتر که لاغریی ازش استفاده عالی کنم انشالله
خدا پشت وپناهتون باسهیاحق حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام روز شادی پر نشاطی داشته باشی
من لاغریی روبا حس خوش میخوام لاغریی منهای حال خوش همون چاقی بعد است اگه قرار با لاغری همون حالاداشته باشیم چه فرقی هست بین چاقی و لاغری
حسمو بهتر بشه همراتر هستیم ولی به قول شماحال دل به چاقی ولاغریی ریط نداره شاید باچاقی من شاد هم بودم ولی حسم نه شاید بخاطر یی بهانه باشه برای چاقی خودم
تا خودم فاتع کنم که چاقی دلیلش حس بدهست
حس حال دل خوب باعث بهتر شدن نتیجه کمک کننده هست ولی دلیل نیست براز جاقی ادم لاغر هم میتونه حسش بد باشه شاد نباشه حتی مریض هم باشه همه دلیل نیست برای شاد بودن شادی درنی هست
من خواهرم دچار مشکل کمردر شده بود درسن ۱۶ سالگی مجبور به عمل جراحی شدولی با اون کمر درد توبیمارستان از گوش کردن اهنگ شاد تو اون وضعییت هم کم نیمزاشت
دکتر با شنیدن موسیقی به خواهرمیگفت چون روحیت شادد هست تو زود خوب میشی چونه شادهستی با درد هم بهترکنارمیایی درنتیجه خواهرخیلی زودتر وبهتر خوب شد
روحیه تو همه چیز تاثیر داره ولی دلیل نیست بودنش کمک گننده هست ولی دلیل نیست روحیه واحساس به چاقی ریط نداره اگه این دو رو داشته باشی یا نداسته باشی در چاقی کاری نداره دو جنبه از هم جدا هست با بودنش یا نبودنش به چاقیریط نداره اگه این دو رو داشته باشی انتظارلاغریی رو داشته باشی فکر اشتباهی هست ما مسئول حسها خودمون داشته باشیم باید وردهای خود مون باید مواضبت کنیم افکار اشتباه باعث تغییر حال ما میشن افکار متفی حس ادم خراب کرده پس بایدوردی ی خودمون مواظبت کنیم که با وردی خوب اون حس خوب رو به خودمون هدیه بدیم چون با ودریخوب ما افکار مجزنمون ا ز افکار منفی خارج میکنیم وبا خارج شدنس جایبیشتری برای افگار درست ومثبت باز میکنیم
نشان های دریافت شده
سلام برداشت من از این متن بسیار عالی .
بیشترین چیزی که در این متن توجه منو جلب کرد موضوع آسان کردن لاغری بود .
وقتی ما اونقدر لاغری رو برای خودمون آسون کنیم که ذهن ما وضعیت لاغری رو راحتتر از وضعیت چاقی ببینه با تمام وجود خودش و با جسم همسو می کنه تا بره سمت تناسب .
ما میدونیم روند جسم بر تناسبه . اما علت چاقی به خاطر ذهنه .
بدن خودشو از بیماری چاقی پاکسازی می کنه و ذهن چون فکر می کنه که چاقی راحتتره هی چاقی تولید می کنه و همسو بودنشو با جسم به هم میزنه . اگه ذهن به این باور برسه که لاغری برای جسم راحته و او هر لحظه داره این کارو انجام میده و تنها مانع فرمولهای چاقی ذهن و پذیرش چاقی توسط ذهنه ذهن کم کم متقاعد میشه که با جسم همسو بشه .
در راحت بودن مسیر لاغری همین بس که ذهن در لاغری با جسم همسوست . اما در چاقی ذهن با جسم ناهمسوست .
جسم ما همواره داره مسیر تناسب رو میره . جسم کارش درسته و طبیعتش رو داره هر لحظه طی می کنه .
خب حالا ذهن با فرمولهای اشتباهی که داره میاد و بر خلاف جهت رودخانه ی جسم شروع به دست و پا زدن می کنه .
آخه تا کی . تا کی میشه برخلاف جریان عظیم تناسب جسمی حرکت کرد .
ذهن وقتی به این درک برسه که جسم داره هر لحظه مراه تناسب رو به راحتی طی می کنه و نشونشم هزاران هزار فعالیتیست که داره انجام میده تا انرژیها رو به وجه احسن تبدیل کنه . حالا این دو درصد نیروی چاقی چی هست که بخواد جلوی تناسب جسم رو بگیره .
ذهن خیلی خوب درک می کنه . دقیقا میفهمه .
و بهترین همراه و همسفر ما در این کره خاکی هست . خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام و درود هم فرکانسی های ناب
لاغر شدن را آسانتر کنید…
احساس خوب از درون به وجود می آید و اگر قرار باشه احساس خوب خودمون را به عوامل بیرونی گره بزنیم چون همیشه شرایط و عواملی هستند که مورد علاقه ما نیستند نمی تونیم همیشه احساس خوب را تجربه کنیم باید مهارت ایجاد احساس خوب را یادبگیریم و اول خودمون را به منبع درونیمون اتصال بدهیم و حالا وقتی حالمون خوب شد می توانیم با عوامل بیرونی احساس خودمون را بهتر کنیم و در نهایت باید احساس خوب درونمون باشه تا بتونیم از موسیقی یا دیدن فرزندمان یا قدم زدن در طبیعت لذت ببریم …
خیلی از افراد چاق هستند که فکر می کنند دلیل حال بدشون چاقیشون هست یعنی دارند عامل بیرونی را ربط می دهند به حس درونی !…و از طرفی چون چاق هستند نمی توانند احساس خوب را تجربه کنند و از طرفی چون احساسشون بده نمی توانند لاغر بشوند!… 🤔!…
اگر این دو را به هم ربط بدیم میشه عاملی که هرچه تلاش کنیم لاغر نمی شیم چون اول از همه بلد نیستیم احساسمون را خوب کنیم و منتظریم که لاغر بشیم بعد احساس ما خوب بشه …از طرفی هم خیلی وقتها هم ما دوست داریم تو فاز منفی باشیم یعنی هرکی ما را میبینه بگه بیچاره موهاش سفید شده یا صورتش شکسته شده یا کمرش زیر بار زندگی یا غم از دست دادن عزیزش شکسته شده 😳و دوست داریم جلب توجه کنیم و فکر می کنیم اینطوری به ما رحم می کنند و به صورت ناخودآگاه افسردگی را دوست داریم و اگر چاقی را به افسردگی ربط بدیم دیگه کار تمومه تلاش برای لاغر شدن بی فایده است و این در صورتی است که وقتی دوست نداری از حال بد فاصله بگیری از قبل علت و معلول را در ذهنت درست کردی و اینها فقط توجیه هستند برای چاق موندن یا احساس بد داشتن … چون افراد متناسب بسیاری هم هستند که به دلایل دیگری که خودشان می دانند احساسشون بده …..
پس فرمول ذهنی و مخرب من اینجا رد میشه …
ولی اصلا احساس به چاقی یا لاغری ربط نداره اینها از هم جداست وگرنه پس چرا میاییم فایلهای انگیزشی گوش می کنیم و احساسمون خوب میشه لاغر نمی شیم !؟..تازه بعضی ها می گند من اعصابم به هم می ریزه یا ناراحت می شم خیلی می خورم و اشتهام زیاد میشه !؟…نه اصلا اینها به هم ربطی ندارند ولی چون ازقبل ما در ذهنمون به هم ربطش دادیم برای ما اینطوری رقم خورده !…
حالت ذهنی و طرز تفکر یک جنسی است از متافیزیک که ممکنه در یک دقیقه تغییر حالت بده مثلا من احساسم خوبه اما یک دفعه با شنیدن یک حرف به هم می ریزم اما جسم فیزیک هست از جنس ماده امکان نداره تو یک دقیقه من از چاقی به لاغری برسم .
جسم برای تغییر کردن باید پروسه و فرایند خودش را طی کنه .
تأثیر احساس خوب در زندگی به چه صورته !؟..
وقتی مهارتشو پیدا کنیم احساس خودمون را خوب نگه داریم اولین تأثیرش اینه که شادتر میشیم تمرکز و توجهمون برای هر نوع آموزش و مهارتی بهتر میشه اشتیاق و انگیزه بیشتری میگیریم و می تونیم از زندگی بیشتر لذت ببریم و اینها چیز کمی نیست همین که احساست خوب بشه سلولهایی که جدید تکثیر می شوند آلوده به افکار منفی نیستند مسموم نیستند سلامت هستند والبته سلولهای جدید که متولد می شوند دیگه کد مخرب چاقی روشون نیست یعنی سالم و اورجینال متولد می شوند پس احساس خوب باعث یادگیری بهتر و عمیقتر آموزه ها میشه و تأثیرش روی سلولها اینه که سلولها کاملا سلامت و متناسب متولد می شوند😍و روند چاقی کند میشه و استپ می کنه و ما هر قدم آماده تر میشیم برای اینکه به سمت لاغری حرکت کنیم .
خیلی از دوستان در مسیر آموزشهای ذهنی لاغری با ذهن دارند احساس خوبی را تجربه می کنند می گویند من به خودباوری رسیدم و روابطم بهتر شده و البته خودمو بیشتر دوست دارم اما چرا لاغر نشدم و می گویند یعنی مسیرم اشتباهه که تغییر فیزیکی نداشتم نه اینطور نیست !..
جسم برای تغییر کردن یک پروسه ای را باید طی کنه و البته شما قراره با لاغری به همه چیز برسی(وفور نعمت ) اگر قرار بود سریع لاغر بشی ولی افسرده باشی یا دور از خودت و یا غمگین باشی این لاغری چه فایده ای داشت احساس خوبه درونیه ما هست که باعث میشه ما ازداشته هامون لذت ببریم اگر ما حالمون بد باشه دیگه چه اهمیتی داره که لاغر باشیم یا چاق !؟..پولدار باشیم یا فقیر حتی وقتی حالت بده از سلامتی هم نمی تونی لذت ببری و واقعا افراد بسیاری هستند که جسمشون سلامته ولی به خاطر مسائل روحی و روانی در عذاب و جهنم ذهنی خود هر لحظه می سوزند و دنیا براشون سیاهه و هیچ عامل بیرونی و اون داروهای آرامبخش نمی تونه حالشون را خوب کنه ؟…. پس داشتن احساس خوب از هر چیزی و هر عاملی مهمتره احساس خوب که داشته باشیم خودبه خودی در مسیر مستقیم حرکتمون روان میشه و قطار آرزوهام از راه می رسه …
بعضی هامون هم فکر می کنیم برای داشتن احساس خوب باید قهقهه بزنیم و رقص و پایکوبی راه بندازیم یا کارهای بزرگ و خاصی انجام بدیم مثلا ۶۰تا فقیر را روزی بدیم تا حالمون خوب بشه 😁
نه احساس خوب یعنی راضی بودن شکرگزار بودن یعنی احساس آرامش یعنی من مسئولیت حال خوبمو بپذیرم و از برنامه روزمره ام و زندگی معمولی ام لذت ببرم یعنی غرغر نکنم چرا چرا نکنم !؟؟
صبح که بیدار میشم یک ورودی خوب به ذهنم بدم هرچیزی که حال دلمو خوب می کنه….
ممکنه یک نفر موسیقی گوش کنه یک نفر یک فایل آموزشی ببینه شاید هم فردی تجزیه تحلیل فکری و نوشتاری داشته باشه این مهمه که روز را با چه ورودی ذهنی شروع می کنیم قبلا ها همین که چشمم باز می شد می رفتم اینستا ببینم چه خبره !..تو فامیل چه خبره !؟فلانی در چه شرایط روحی هست !؟..عکسهای عروسی فلانی منتشر شده ببینم !؟و البته ذهن من پر از تصاویر واطلاعات مخرب میشد اول صبح و این انتخاب ناآگاهانه ی من بود ….حالا اونهایی که رسانه ها را دنبال می کنند و اخبارهای مرگ و میر و اتفاقات تلخجهان را دنبال می کنند که هیچی دیگه !… در جهانی زندگی می کنیم که همه چیز هست اما انتخاب من چیه !؟توجه من میشه انتخاب من و همون احساسات را در مسیر زندگی ام تجربه می کنم .
✨✨✨✨
خدای متعال در این آیه شریفه میفرماید: «اَ لَمْ تَرَ اِلَی الَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ هُمْ اُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ اَحْیاهُمْ اِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النَّاسِ وَ لکنَّ اَکثَرَ النَّاسِ لا یشْکرُون؛ آیا ننگریستی به آن هزاران تن که از بیم مرگ از خانههای خود بیرون رفتند؟ پس خدا آنان را گفت: بمیرید سپس زندهشان کرد. هرآینه خدا خداوند نیکویی و افزون دهی [نعمت] بر مردم است ولی بیشتر مردم سپاس نمیگزارند.»
از بعضی روایات استفاده میشود که پیشوا و رهبر آنان از آنان خواست که خود را برای مبارزه آماده کنند و از شهر خارج گردند آنها به بهانه اینکه در محیط جنگ مرض طاعون است از رفتن به میدان جنگ خودداری کردند پروردگار آنها را به همان چیزی که از آن هراس داشتند و بهانه فرار قرار داده بودند مبتلا ساخت و بیماری طاعون در آنها شایع شد آنها خانههای خود را خالی کرده و برای نجات از طاعون فرار کردند و در بیابان همگی از بین رفتند.
✨✨✨✨
به لطف خداوند همون روزهای اول کرونایی به مسیر خودشناسی هدایت شدم و روزهایی که خیلی از اطرافیانم در ترس بودند من با خدای خودم در عشقبازی بودم و در وادی امنش قرار داشتم هرروز فایلهای آموزشی را با جون و دل گوش می کردم و هرروز باورهای توحیدی در من قویتر می شد همون روزها که زندگی برای خیلی ها تار بود برای من به اراده خداوند فقط روشن بود بهترین روزهای عمرم توی این دوسال رقم خورد و بهترین نعمتش آرامش بود و احساس امنیت تغییر و تحول در زندگی هر فردی وجود داره در واقع خود جهان همه را هل میده به سمت پیشرفت یعنی زندگی همه انسانها نسبت به چندسال قبلشون پیشرفتهایی داشته ولی اگر آگاهانه تصمیم بگیریم روی خودمون کار کنیم و مشتاق تغییر تحول و البته دگرگونی و رهایی باشیم این تغییرات در تمام جنبه های زندگیمون باعث یک جهش خوبی میشه و همین خواستن خودش خیلی لذت بخشه
بنابراین اولویت اول زندگی احساس خوب داشتنه و شخصیت اول زندگی شخص خود منه ….و اولین کار پذیرش مسئولیت زندگیم هست شجاعانه 😊
خدایا سپاسگزارم و عاااشقتم ❤️
همواره سلامت و شاد باشید 🍃🌸
نشان های دریافت شده
سلام
یادم میاد ک همش ب همه میگفتم از وقتی ازدواج کردم سخت شده برام زندگی و غصه و غم حال بد منو چاق میکنه
میگفتم حالم خوب نیس چاقم وچاقتر میشم
میگفت بچم نمیخوابه اعصابم بهم میریزه و من چاق میشم و میگفتم اعصابم نمیکشه ورزش کنم رژیم بگیرم چاق میشم
افسردم و چاق میشم
اعصابم خرابه حالم بده بدنم درد میکنه و ب همین خاطر زیاد میخورم دقیقا زمانی ک بیمار میشدم و یا عا میکردم یا حالم خوب نبود یکی اعصاب بهم ریخت زیاد و زیاد میخوردم معدم جا نداشت ولی معزم میخواست طوری بود ک از خودم برم اومد متنفر بودم چرا هیچ کنترلی ر خودم ندارم
اما الان میدونم ک احساس من ربطی ب چاقی من نداره واینها ی فرملهایی هستن رو ذهن من ک اونقدر گفتم و عمل کردم ک دارن نشون میدن خودشونومسلما احساس من تحت کنترل خودمه
من احساسمو خوب نگه میدارم تا ب سمت اهدافم برم
لذت ببرم زندگی کنم شاد باشم
من قبلا اصلا دخترم لذتی نمیبردم از زندگی از همسرم از خودم
اما الان لذت میبرم و شکر میکنم دارمشون
هر موقع ک دخترموبعل مبکنم فکر مبکنم اولین بارمه اونقدر عرق لدت میشم
قبلا از رفتن ب خ نه مامانم لذت نمیبردم چرا چن هی میرفتن تموم گله و سکایات و دردهامو بهش میگفتم و خسته میشدم
هر موقع دوره همس داشتیم اعصابم خسته میشد از بس ک ور ور میگفتم از مشکلاتم
اما الان ک میرم از مسیر لدت میبرم از سرمااز گرما از خودم از اونجایی ک میرم
قبلا مشکلات و احساسات بدمو میدیم اما الان خودمو میبینم ک هستم زندم و میخوام زندگی کنم تا لحطه اخر
خیلی از افراد لاغر میشناسم ک لاغرن و عصبانین حسودن احساشون بده
یا مشکلات دارن اعصابشون خرابه ناراحتن
و خیلی رو میشناسم لاغرن و خوبن
پس میببنیم احساس باعث چاقی و لاغری نمیشن و فقط احساس خوب باعث میشه من اشتیاق حرکت داشته باشم ب سمت اهدافم برم بخوامشون
نشان های دریافت شده
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
چرخ بر هم زنم اَر غیر مرادم گردد(حافظ)
سلام و درود استاد انرژی و عشق
و دوستان نوری
لاغر شدن را آسان تر کنیم 😍
بدن ما از بخشهای مختلفی به وجود اومده و هر بخشی برای خودش کلی عضو و قطعه داره و همانطور که در یک ماشین هماهنگی همه قطعات با هم باعث یک کارایی خوب در ماشین می شوند در بدن ما هم همه بخشها و عضو ها بر هم اثرگذار هستند…یعنی افکار منفی باعث ایجاد افکار منفی بیشتری میشه و بر احساس و عاطفه و روح و جسم ما اثر گذار هست و بالعکس افکار مثبت دامنه انرژی مثبتی روی بخشهای وجودی ما ایجاد می کنند اما افراد چاقی هستند که دلیل چاقی خود را احساس افسردگی خود می دانند یعنی من بارها از این افراد چاق شنیدم که می گویند حرص می خورم چاق میشم یا اینکه این چربیهای بدنم چاقی نیست همه غمه !…و گاهی طبیعی می دونند که وقتی این بار احساس منفی را دارند به خوردن بیشتر روی بیاورند شنیدم من وقتی عصبی میشم یا حرص می خورم بیشتر چاق میشم و طبق فرمول یهو معده حس خالی بودن میده و احسلس گرسنگی می کنی خودم تجرب کردم !…،
.و البته ربط دادن احساس به جسم یعنی یک بار قوی بیشتری به حالت جسم دادن و البته توجیهی برای چاق بودن و چاق تر شدن فردی که چاقی خود را به احساس غم و خشم و ناراحتی خودش ربط می ده داره مانعی برای لاغری خود ایجاد می کنه یعنی تا زمانیکه کاملا احساس خوب و آرامش نداشته باشه نمی تونه لاغر بشه !…
.بعد مدتی می گذره و همون افراد حالا می گویند چاقی ما باعث افسردگی و حال بد ما شده یعنی تا وقتی لاغر نشم حال دلمون خوب نمیشه و خودشون این قرارداد را در ذهنشون تنظیم می کنند با خودشون و طبق قرار داد هرروز حال بدی را تجربه می کنند !….
تا زمانی که جسمشون لاغر بشه !..،،
و این در صورتی است که افراد متناسب بسیاری دیده ایم که افسردگی دارند یا عصبانی هستند اما نه به خوردن بیش از نیاز روی میآورند و نه اینکه چاق می شوند .
پس این فرمول و برچسب چاقی و توجیهش را من به خودم زدم احساس ما چه خوب و چه بد ربطی به چاقی و لاغری ما ندارند یعنی احساس از یک منبع درونی به بیرون ساتع میشه و بیرون ما نیست اگر ازدرون من حس رضایت داشته باشم که بیشتر از بودن در لحظه حال به وجود می آید زندگی و پیرامونم هم برام بهشت میشه و تمام کائنات برام حرف و پیام داره و عشق می کنم😇
ولی اگر من از درون با توجه به مسائل پیرامون یا خاطرات گذشته آب چشمه ی درونی ام را آلوده کنم هیچ عامل بیرونی نمی تونه حال منو خوب کنه اون وقت اگر تمام دنیا را هم بهت پیشکش کنند در مداری نیستی که لذت ببری و احساست خوب بشه پس من مسئول احساس خوب خودم هستم و برای همین مسئول تغییر خویشتنم (تغییر بینش و نگرش به موضوعات زندگی) ….
افکار و احساسات ما فیزیکی نیستند و متافیزیکی هستند و سریع تغییر می کنند در لحظه ممکنه اشک شوق بریزیم و یا ممکنه در لحظه به شدت بترسیم و متعجب بشیم اما روند تغییر جسمی ما یک پروسه داره نیاز به تغییر داره در اصل در دنیای ماده و فیزیک با زمان و مکان در ارتباطیم ….و باید صبور باشیم تا روند تغییر جسمی پروسه ترمیم و بازسازی خودش را طی کنه اما کار ما اینه که لاغری را برای خودمون آسون کنیم همانطور که چاقی را برای خودمون آسون کرده بودیم و هربارکه چاق می شدیم با توجه و تکرار به این موضوع چاقی برای ما آسونتر میشد
چطور می تونیم به لاغری خود کمک کنیم تا آسون تر بشه ؟!…
احساس خوب یک احساس درونی است که رابطه ای با عوامل بیرونی ندارد ولی اگر ما حالمون خوب باشه و بخواهیم میتونیم با عوامل بیرونی احساس خوبمون را تقویت کنیم مثلا من وقتی احساس فوق العاده خوب و عجیبی دارم چون خروشانم میام موسیقی عرفانی گوش می کنم و این احساس در من فوران می کنه و باعث رقص سماع در من میشه و باز جوشش احساس خوب در من گسترده تر میشه تا جایی که به محو بودن برسم ولی ممکنه فردی که درون گرا هست با سکوت به این حس خوب برسه!…
اما نکته اصلی و رمز موفقیت اینه که اگر من احساس خوبی داشته باشم هم از زندگی کردنم لذت می برم و هم خواسته هام و هدفهام برام مهم میشوند و امید به زندگی و تجربه کردن بیشتر اشتیاق در من ایجاد می کنه ولی اگر حالم بد باشه مثل مرده متحرک هیچ انرژی ندارم حوصله خودمم ندارم دیگه برام فرقی نمی کنه چی میخوام !….
پس احساس خوب اون انرژی هست که منو هل می ده به سمت جلو به سمت پیشرفت و همراهی با جریان زندگی …
همین چندروز پیش استاد زبانم بهم گفت چرا فکر می کنی باید سختی بکشی و خودتو سختی بدی تا یادبگیری ؟!فقط لذت ببر اینم یک فرمول مانع در موفقیت هست که همه انسانها کم و بیش در ذهنشون دارند من همیشه تعهد و اراده و قدرت خودمو که از حضور خداست تقدیر می کنم ولی گاهی در دام همینها می افتم و گول می خورم و برنامه خودسازیمو با سختی می گذرونم خب همه اینها شناخت خودم و تجربه مسیر زندگیم است که به مرور مهارتشو باید (میانه روی)به دست میارم ….
اصولا دوستانی که زندگیشون طبق ساعت پیش می ره در چارچوب سختی قرار می گیرند منم اوایل نمی دونستم و برنامه آموزشهای ذهنی ام را طبق زمان انجام می دادم و اوضاع خیلی خراب می شد !..،
اما یاد گرفتم که من باید هرروز زندگی کنم اونم با لذت ممکنه یک روز کاردندانپزشکی پیش بیاد یا جلسه مدرسه پسرم و من نتونم مطالعه کنم باید احساس خوب خودم را تقویت کنم بابت کارهایی که به خوبی انجام شدند نه کاری که انجام نشده!..
و من در موضوع تعهد خیلی به خودم سختی دادم البته به معنای بهانه نیست که روزها از مسیر اصلی دور بشم زندگی با احساس قلبی با شهود یعنی زندگی با آرامش در آزادی و به شوق کودکی …و برای اینکه بتونم این ارتباط را داشته باشم باید صبح را با لبخندی شروع کنم و ورودی های مثبت به خودم بدم این یعنی سفارش روز من به رستوران کائنات و ساختن یه روز عالی …
یادم اومد یه مدتی صبح که بیدار می شدم با شگفتی به همه چیز نگاه می کردم انگار یهو چشم باز کردم و روی زمینم و فقط امروز مهمانم اینجا …برای شستن دست و صورتم آب را در دستم نگه می داشتم انگار اولین باره آب میبینم مثل تارزان شده بودم همه چیز عجیب بود و چه قدر عجیب بود!..،همه چیز و حتی خودم …🌴
درون ما شخصیتهای مختلفی زندگی می کنند شخصیتی که از کودکی تقویت شده و بهش بها داده شده در ما من مظلوم هست که همیشه توجه و ترحم می خواهد!.،،،
به قول استاد عزیزی هروقت مظلوم شدی یک مثلث تشکیل میشه که رأس دیگر آن ظلم هست و ظالم و تو تشکیل دهنده آن هستی هروقت که لباس مظلومیت بپوشی احساس غم و نداری و ناامیدی و ضعف باهات همراه می شوند و همان وقت که باز با ناآگاهی این حس را ربط به بیماری و چاقی و ورشکستگی و غیره می دهی داری مسائل فیزیکی را تقویت میکنی و البته گسترش میدی و جواب کائنات به این حس ظلم بیشتر و البته قراردادن ظالم در مسیر زندگیت هست ظلم میتونه بیماری باشه یا نداری یا چاقی هرچی که نسبت به اون ما ضعف نشون می دهیم و این خودش یک مهارت فوق العاده است که همیشه با عزت وقدرت زندگی کنیم و اجازه ندیم احساس بدمون به شرایط زندگیمون گره بخوره !…وقتی میترسیم از شرایط پیرامون زندگی مثل همین کرونا دقیقا مصداق آینه قرآن قرار میگیریم افرادی که به بهانه تاعون به جنگ نرفتند و به همون تاعون گرفتار شدند !..
زندگی ادامه داره و این یک پاداشه به من پس برای بودنم ارزش قائل باشم و تنها قدرت را خدا بدونم و تا روزی که قرار هست اینجا باشم و زندگی کنم حال دلم را خوب نگه دارم تا حال دل جهانم خوب باشه و خدا هر آن مرا حفاظت و هدایت و حمایت می کند ✨
سپاس استاد از تلنگرها👌
جام وجودتون لبریز از عشق الهی 🍃🌸
دوستااااااان جان
بهمن ماه زندگیتون سرازیر از بهمن شادی و سلامتی و ثروت با……تناسب فکری 😉💕
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه
من از کودکی باور داشتم البته دیگه الانا بایستی بگم یاد گرفتم که غم و غصه و ناراحتی باعث لاغر شدن میشه و کلی نمونه اطرافم داشتم که آدم های غمگینی بودند و لاغر بودند .
چون از لحاظ سلامتی اوکی بودم فقط آدمهای فقیر که چون غم وغصه میخورن رو لاغر میدونستم .
وچون خودمون هم از کودکی وضع مالی ضعیفی داشتیم همش ناراحت بودم که چرا ما بایستی فقیر باشیم و همش غصه میخوردیم و ناراحت بودم و یکی از باورهای لاغری من بود که نزاشت من چاقیم سرعت بگیره بشم علیرغم باورهای مخرب چاقی که داشتم .
درسته باور لاغری هم باعث لاغری میشه نمونش توخونه ما فراونه . متناسب اما رفتار غذایی نادرست .
حالا همین باوری که من داشتم و هرمشکلی برام پیش میومد عادت غذایی درمن شکل گرفت که در نحوه غذا خوردنم تاثیر میراشت یع نی هرموقع بنا به هردلیلی ناراحت یا عصبی میشدم غذا اصلا نمیتونستم بخورم یا اگه میخوردم یه کوچولو . و همین عادت باعث شد من به باور لاغریم برسم .
پس غم وغصه واعصاب خوردی درمن میشد بی اشتهایی . ومن این حس درونی رو به عامل بیرونی ربطش دادم . البته عکسش هم برام اتوماتیک وار در ذهنم ربط داده شد . یعنی مادام که گرسنه بودم اعصابم خورد میشد و سردرد میگرفتم و این رو در ماه رمضان خیلی احساس کردم .
یه کم که گرسنگیم زیاد میشد یعنی نمیتونستم تحمل کنم یهو سردرد و عصبی بودن بهم دست میاد .
یا موقع بیماری کرونا که گرفتم و اعصابم بهم ریخت وناراحت بودم یه لقمه غذا نمیتونستم بخورم و هر روز میرفتم دکتر دارو وسرم و… تجویز میکرد .
نگو که این باورغلط ذهنم داشت کارمیکرد که اعصابت خورده نمیتونی غذا بخوری پس غذا نخوردنت به هردلیل که باشه مغز که ماه رمضان و کرونا نمیشناسه فرمول کار میکرد و من عصبی میشدم و سردرد آنچنانی میگرفتم .
استاد شما نه تنها واژه استاد بلکه مقام پزشک هم براتون کمه .
دیروز تو خونه داشتم فیلم مستند میدیدم داشت در مورد این صحبت میکرد که بازهای رایانه ای باعث میشه در خلق و خوی بچه ها اثر بزاره و کم کم یه عادتی میشه که نمیتونن ترک کنند.
و پزشکان و شرکت دانش بنیان یک نمونه خانم آوردند و مغزش رو ام آر آی کردند ومیخاستند کاری کنند که این عادت ها رو بوسیله دستگاه وعمل جراحی از بین ببرند .
من اون لحظه ذهنم رفت پیش آموزشهای شما که افکار باعث عادت میشه و این رو متاسفانه حتی اون دانشمند وپزشک خارجی هم ندونست و میخاست با عمل جراحی پیشرفته نورون های مغزی رو غیرفعال کنن تا اون خانمه که به بازی رایانه ای معتاد بود رو درمان کنه .
درحالیکه اگه افکارش رو درست میکرد اینهمه عمل و … نبود .
زندگی کردن خیلی راحت و آسونه متاسفانه ما با آموزشهای نادرست زندگی شیرین رو برای خودمان سختش کردیم .
همه این آگاهی ها فی البداهه به ذهنم رسید .
استاد ازتون ممنونم که باور غلط منو که احساس رو ربطش دادم به عامل فیزیکی وبالعکس شناسایی کردید . امیدوارم درماه رمضان بعدی با آرامش بهتر وباسونی روزه بگیرم .
سلام و درود
در دوره لاغری و آرامش ذهنی در رمضان توضیحات مفصل و عالی درباره این شرایط داده شده
نشان های دریافت شده
سلام:گام۷۷: لاغر شدن را آسان کنیم
باید یاد بگیریم همانطور که چاق تر شدن در ذهن ما ساده شده بود لاغر شدن را هم آسان کنیم تا سریع تر و آسان تر لاغر شویم.چگونه؟از وقتی فرمول های جدید را جایگزین فرمولهای چاق کرده ایم در عین حال گاهی اوقات فرمول های چاقی خودش را نشون می دهد .چگونه!؟مثلا ناخودآگاه در ذهن نجوا می شود که اینه اگه بخوری چاق می شی و بعد با یاد آوری فرمول های جدید انرا رد می کنیم می خوام بگم که سالها با فرمول های چاق زندگی کرده ایم و برای ما آسان شده همین طور باید با فرمول های لاغری زندگی کنیم تا جایگزین فرمول های چاق شوند و لاغر شدن برای ما ساده و آسان شود بدن ما از هزاران قطعه تشکیل شده است که بصورت منظم با یکدیگر در ارتباط هستند و علاوه بر اعضا فیزیکی افکار و احساسات ما با یکدیگر در ارتباط هستند و همیشه یک فکر —فکر دیگری و یک احساس —احساس دیگری را ایجاد می کند
اضافه وزن و لاغری هم به فکر و احساسات ما بستگی دارد .چگونه ؟ اگر فرمول های چاقی در ذهن ما ، آن را برای خود منطقی کند همچنان چاق خواهیم شد !!!چگونه منطقی می شود !!؟؟مثلا :قبول کنیم که افسردگی باعث چاقی می شود. یا ارث باعث چاقی می شود. یا دارو باعث چاقی می شود. یا احساس بد باعث اضافه وزن می شود و بعضی بر این باور هستند تا زمانی که لاغر نشوند نمی توانند حال خوبی داشته باشند
وقتی در ذهن این فرمول ثبت شده باشد که چاقی به خاطر احساس بد، با افسردگی است یا اینکه به دلیل اضافه وزن فعلی دچار افسردگی شده اند این سبب می شود احساس ،،،که موضوعی کاملا غیر فیزیکی است با چاقی که وضیعت کاملا فیز یکی است در تبادل قرار بگیرد و این تاثیر پذیری جسم از ذهن و با ذهن از جسم باعث می شود که برای لاغر شدن بارها وبا ر ها تلاش کنند اما موفق نمی شوند چون اضافه وزن را در ذهن خود به احساس خود مر تبط کرده اند به همین دلیل تلاش فیزیکی به تنهایی برای لاغری نتیجه نمی دهد. زمانی می توانیم متناسب شویم که هم زمان روی احساس و جسم خود کار کنیم و تمرکز روی اموزشها باعث هماهنگی احساس و جسم می شود
خدا را شکر از زمانی که با این دوره آشنا شدم حالم خوب است و اصلا به چاقی و نگرانی از چاقی فکر نمی کنم و هر وقت یادم می اید که چقدر احساسم خوب است فوق العاده خوشحال و خشنود می شوم چون قبلا همیشه نگران و فکری بودم که نکند چاق شوم نگند چنین با چنان شود ووو. و این احساس خوبم را مدیون استاد هستم سپاسگزارم استاد
حال خوب و بد یک تغییر ذهنی است. حال خوب ،فکر خوب به همرا دارد و حال بد فکر بد
یاد بگیریم که حالمون را خوب نگه داریم
اگاهانه انتخاب کنیم. باد بگیریم که چه چیز هایی را گوش کنیم یا چگونه حرف بزنیم دنبال حرفها و اخبار منفی نباشیم
چند دقیقه پیش شخصی با من تلفنی صبحت می کرد و درد دل از زندگی خانوادگی و ناراحتی بهش کفتم بجای گریه کردن سعی کن مثبت فکر کنی و نقاط مثبت را در ذهن خود پرورش بده تامثبت هم دریافت کنید و اجازه ندادم به ناراحتیهای ادامه دهد و خودش قبول کرد به مسایل مثبت فکر کند تا منفی ،یاد بگیریم آگاهانه انتخاب کنیم
ادم های چاقی که اعتقاد دارند بخاطر چاقی حالشون بد است یک بهانه است ؟چرا؟چون حال بد به چاقی و لاغری ربطی ندارد آدمهای لاغر هم دچار حالتهای بد می شوند حال بد و حال خوب فقط یک احساس آیت که هیچ ربطی به چاقی و لاغری ندارد و می توانیم با کنترل ذهن و ایمان و توکل آرامش پیدا کنیم
وقتی در آرامش باشیم می توانیم به هدفمون تمرکز کنیم می توانیم در مسیر لاغری با ذهن تمرکز کنیم یک تغییر، راحت در زمان کم اتفاق می افتد اما تغییر جسم زمان می برد چون فیزیکی است
در هر مسیری که در زندگی حرکت کنی در همان مسیر رشد خواهی کرد این ما هستیم که در مسیر رشد روحی باید تغییر کنیم ،نه دیگران ،تنها چیزی که در زندگی به ما تعلق دارد همان وجود خودمان است و تنها عامل برای کنترل خویشتن، هنگامی که با احساسی قلبی از درونمان تغییر می کنیم زندگی مان تغییر پیدا خواهد کرد
تفکر عینیت می یابد و به عمل تبدیل می شود اگر به ذهنمون اجازه بدهیم به افکار اموزند بپردازد شخصیتی اصیل می یابد پس باید لاغری را بیاموزیم تا جزه شخصت ما بشه و لاغر شدن را برایمان آسان شود
اگر افکار منفی را در سر بپرورانیم شخصینی پست و فرو مایه پیدا می کنیم بنابر این با پرورزش افکار والا شخصیت خود را شکل می دهیم
ما عملی را می کاریم و عادتی را برداشت می. کنیم عادتی را می کاریم و شخصیتی را برداشت می کنیم شخصیتی را می کاریم و سرنوشت را بر داشت می کنیم بنابراین سر نوشت ساخته و پرداخته خود ماست باید مراقب تک تک افکار سخنان و اعمال خود باشیم تمام پاداش های هستی ،محصول تلاش در زندگی اند. پاداش های ارزشمند و ماندگار نیازمند تلاشی صبورانه و مداوم اند پس در مسیر لاغری با ذهن باید صبور باشیم و ادامه دهیم. استمرار داشته باشیم که نشاط حقیقی ، آن زمانی حاصل می شود که آنچه را قرار است انجام دهیم انتظار دریافت پاداش زود هنگام برای آن نداشته باشیم.
زمان کند مبگذره وقتی منتظری
زمان تند میگذره وقتی دیرت شده
زملن کشنده است وقتی غمگینی
زمان کوتاه میگذره وقتی شادی
زملن بی پایانه وقتی دردی داری
زمان طولانی میگذره وقتی بی حوصله ای پس سعی کن خوش بگذرونی لحظه هات رو
باید بدانیم همان میزانی بدست می آوریم که
برایش زحمت می کشیم
ارزش هر چیزی بستگی مستقیم به میزان انرژی و خواستی دارد که صرف رسیدن به آن شود
خواستن توانستن است ،برای همین نتیجه در افراد به یک میزان نیست بستگی به تلاش و همت افراد دارد .با سپاس
یک خبر خوب سه هفته پیش دخترم یک پسر زیبا با هوش و سالم به لطف خدا به دینا آورد مدتی است که درگیر نوه داری هستم ،واقعا شگفت انگیزه است .