0

رهایی از چاقی با ذهن، قصه‌ای که از تو شروع میشه (گام ۲)

رهایی از چاقی با ذهن
اندازه متن

📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمی‌تونم لاغر شم؟ من که همه رژیم‌ها رو امتحان کردم!»

📍 این جلسه ادامه گام ۱ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

حالا یه لحظه چشم‌هات رو ببند و تصور کن…

🌸 یه صبح دل‌چسب بهاریه…

تو جلوی آینه‌ای، لبخند می‌زنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سال‌ها بود بهت نمی‌اومد… اما الان! به راحتی تنته.

نه بخاطر رژیم کتو یا ورزش‌های سنگین…

بلکه چون یه چیز عمیق‌تری تو ذهن تو تغییر کرده.

اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع می‌شه، نه معده!

وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا می‌رسه اینه:

🍽️ «باید رژیم بگیرم»

🏃‍♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»

⏰ «شاید روزه‌داری متناوب جواب بده!»

ولی کمتر کسی با خودش خلوت می‌کنه و از خودش می‌پرسه:

🧠 «چرا من اصلاً این‌قدر می‌خورم؟»

😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم می‌رم سراغ یخچال؟»

🔥 «چرا انگیزه‌م زود تموم می‌شه؟»

اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا می‌کنه. چون ریشه‌ی خیلی از پرخوری‌ها و اضافه‌وزن‌ها، توی مغزه نه توی معده!

ما سال‌ها طبق یه برنامه‌ی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:

🔹 «اگه غذا نخوری، قهر می‌کنم!»

🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم می‌کنه!»

🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»

اینا فقط جمله نبودن.

اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل می‌کنن.

📌 باورهایی که باعث می‌شن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…

📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…

📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…

و اینطوریه که ذهن، نقشه‌ی بدن رو می‌کشه.

چون:

🧠 باورها، رفتارها رو می‌سازن

🏃‍♂️ رفتارها، عادت‌ها رو شکل می‌دن

⚖️ و عادت‌ها، بدن ما رو می‌سازن

پس اگه می‌خوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.

یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:

✨ رهایی از چاقی با ذهن ✨

📚 علم چی می‌گه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!

فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سال‌هاست ماشین‌های افکارت از روش رد می‌شن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آماده‌ست؛ سریع و بی‌دردسر. حالا اگه سال‌ها با افکاری مثل:

🔁 «من همیشه چاقم»

🔁 «اراده ندارم»

🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»

زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراه‌ها رو ساخته! و این اتوبان‌ها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بی‌تحرکی) رو تقویت می‌کنن.

ولی خبر خوب؟

تو می‌تونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی ✨

و این یعنی:

🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکان‌پذیره!

🔬 نوروساینس چی می‌گه؟

مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون می‌دن که:

🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطاف‌پذیری عصبی» داره.

یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم می‌تونه خودش رو بازبرنامه‌ریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادت‌های جدید ذهنی بسازه.

💡 نتیجه؟

اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کم‌کم اون بزرگراه‌های چاقی از بین می‌رن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون می‌شن.

و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد می‌گیریم:

نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…

فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️‍🧠

رهایی از چاقی

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن

یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمی‌کنم 😌

خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم می‌زنی…

نه خبری از نفس‌نفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت می‌کنه.

💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه می‌ری. حتی سبک فکر می‌کنی…

اینا خیال نیست، اینا تمرین‌های ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.

ولی خیلی از ما چی کار می‌کنیم؟

می‌ریم جلوی آینه و می‌گیم:

«اه، بازم شکمم زده بیرون!»

«این لباس لعنتی دیگه اندازه‌م نیست!»

و همین جمله‌های به‌ظاهر ساده، می‌شن 🔁 زخم‌زبون‌های درونی‌ای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل می‌کنن.

اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفت‌انگیز داره:

فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمی‌شه!

🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور می‌کنی، مغزت فکر می‌کنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمون‌های مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح می‌کنه (مثل دوپامین و سروتونین).

و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفه‌ای هم ازش استفاده می‌کنن:

🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور می‌کنن.

🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی می‌کنن.

و خیلی‌ها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب می‌بینن.

🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت می‌کنه.

تو نمی‌تونی با ذهنی که خودش رو چاق می‌بینه، بدنی متناسب بسازی.

اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ می‌کنه. 🌍✨

📌 هر بار که تصویرسازی می‌کنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص می‌شی.

می‌خوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

رهایی از چاقی با ذهن

💡 اگه می‌خوای این گام‌های عملی رو با راهنمای کامل و پشتیبانی مستقیم دنبال کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو قدم‌به‌قدم بازت می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ گام‌های عملی؛ در ادامه هم توی گام ۳ سراغ «برای لاغری انتخاب شده‌اید» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 388 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.93 از 278 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11235

388 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

388 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار redalat8@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۰ ۱۴:۱۳
      مدت عضویت: 1956 روز
      امتیاز کاربر: 22124 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 381 کلمه

      باسلام خدمت استاد عزیز ودوستان گرامی .

      برداشت من از این فایل اینه که لاغری یه موضوع ولاغر ماندن مطلبی دیگر است .وفقط ما در صورتی لاغری دائمی رو تجربه میکنیم که ذهنم هم با جسم هم راستا باشد .تمام تلاش‌های ما تا اکنون در جهت لاغری فقط جسممان رو تحت تاثیر می‌گذاشت وبااینکه نتیجه موقتی هم می‌گرفتیم والبته همراه با عوارض جسمی وروحی بوده،بعد مدتی به حالت چاق قبلی بلکه چاقتر هم برمی گشتیم.

      وبه این صورت سیکل معیوب شروع می‌شد یعنی با این شکست ما ارتعاشهای منفی شامل عدم اراده ،ناتوانی،بی کفایتی،ژن معیوب،سوخت وساز پایین ،استعداد چاقی وهزاران فرمول اشتباه رو به دنیا میفرستادیم وبعد از مدتی همه اون انرژی ها رو در جسم وروح وزندگیمون پس میگرفتم.وچقدر راحت با یک روش اشتباه همه چیز رو خراب میکردیم.

      ما در روش لاغری با ذهن یاد میگیریم که مشکل از ذهن شروع میشه وسعی میکنیم با روش‌های ذهنی مسئله رو حل کنیم .البته در این روش ما نیاز به تمرین ومقاومت وتوجه داریم ونباید با افکار منفی واشتباه وبی ربط انرژی خودمون رو هدر بدیم .و منتظر دریافت نتیجه باشیم .

      در یک جایی استاد از تاثیر این روش بر سایر اعضای خانواده نام بردند که دوست داشتم برای شما از تجربه خودم بگم .

      من یک پسر ۱۴ ساله دارم که تپل هست و از اوجایی که از نظر ظاهری به دایی های چاقش شباهت داره ،نا خودآگاه رفتار غذا خوردنش شبیه آدمهای چاق شده ومن دیدم که ما چقدر این قضیه رو تقویت کردیم ودر حال کاشتن چاقی در ذهن پسرم بودیم .من سعی میگردم مراقب غذا خوردنش باشم ومرتب یادآوری میکردم که کمتر بخور بستنی نخور ،ورزش کن.  …..وبصورت اشتباه داشتم ترس از غذا خوردن رو در ذهن پاک پسرم ایجاد میکردم .

      از وقتی با این سایت واین روش آشنا شدم در حد آگاهی پسرم با اون صحبت کردم وگفتم تو اگه ظاهرت شبیه دایی هات است ژنت شبیه پدرت هست که متناسبه پدرت هم وقتی به سن شما بود تپل بود ولی بعدلاغر شد .باورتون نمیشه همین چند جمله کافی بود که ولع پسر من به غذا خوردن کم بشه یه وقتهایی من نگرانش میشم که چقدر کم غذا میخوره این جمله که سیر شدم ودیگه نمی‌خورم رو جدیدا می‌شنوم وبسسسسیار خوشحالم .

      من خدا رو خیییلی شکر میکنم از طریق استاد عطار روشن با این روش آشناشدم .وامیدارم بتونم ادامه بدم.🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Fateme Bologh
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۶ ۱۷:۴۱
      مدت عضویت: 2611 روز
      امتیاز کاربر: 623 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 286 کلمه

      درد‌ خدا قوت 

      گام دوم : مشکل از رژیم و فعالیت بدنی من نیست 

      مشکل از ان است 

      مه فعالیت بدنی من با ذهنم هماهنگی نداره 

      مغز ما تحت تاپیر ذهن ماست 

      گبرای لاغری رو به ذهنم اموزش بدم 

      رژیم گزفتن ها فقط تصمیم خود ما بود نه تصمیم ذهن ما و این باعث میشه گاهی اوقات ذهن مقاوم تر بشه و من فقط جسم خود رو اذیتکردم 

      هر بار که شما از رفتار غذای خودت ناراضی باشی فقط خودت اذیت میشی و افسرده 

      در مسیری لاغری با ذهن ما به ذهنمون اول یاد میدم چاقی چه عوارضی دارد برای ما .لاغری چه سودهای برای ما داره 

      باید لاغر شدن رو به ذهنم اموزش بدم 

      همه افراد چاق تحت اموزش چاق شدن قرار گرفتن 

      در لاغری باذهن هیچ وقت مشخص نمیکند شما در چه مدت زمان چه مقدار لاغر میشوید یا وزن کم میکنید .

      در هنگام رژیم هیچ برنانه ای برای ذهنم نبود 

      پایگاه رهبری جسم ما ذهن ماست 

      من به این صد گام متعهد برای رسیدن به رویایی لاغری 

      هر روز  یه قدم به سمت لاغری  بدون محدودیت غذایی و رژیم و ورزش سخت 

      از طریق فایل و نوشتن و تمرین . گوش دادن 

      دوره لاغری با ذهن مثل کلاس اموزشی هست هر روز یه ساعت باید وقت گذاشت لاغر شدن بسیار اسونه 

      لکه بهت سخت شد بدون نسیر را اشتباه میری 

      میزان اضاف وزن شما بیشتر روی روحیات روی اعصاب .تواتایها  و ذهن شما تاپیر منفی میزاره  بیشتر تا تاثیر متفی جسمی .

      هنه ما در طول عمر  برای چاق شدن استمرار داشتیم که چاق شدیم چون فرمول هاش در ذهنمون نوشته شده 

      باید یک سری تکنیک ها ویک سری اموزشها و فرمولهای لاغری رو به ذهنمون بدیم فرمول لاغری رو ذخیره کنید و به ذهن و ناخدادگاهمون اموزش بدیم 

      تا به سمت لاغر شدن هدایت شویم 

      رنز کار : اموزش لاغری به ذهن است .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۳ ۱۰:۴۴
      مدت عضویت: 2593 روز
      امتیاز کاربر: 23300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 652 کلمه

      هر بار که رژیم بودم منتظر بودم که لاغر شم‌و بتونم تمام خوراکیهایی که محدود بود بخورم خوب این الان کاملا نشون میده که ذهنم مرتب دستور به خوردن میداده ولی الان که با دوره اشنا هستم هیچ خوراکی یا ماده غذایی تو ذهنم نیست که تصمیمی برای خوردنش داشته باشم جز یک لیوان اب برای اینکه تشنه هستم صبحانه رو خوردم و از قبل نان را برای خودم جیره بندی نکردم حتی کره و مربا هم خوردم ولی رفتارم عالی بود نه گرسنه بلند شدم و نه در حد انفجار سیرم و احساس سبکی دارم و این بهترین احساس از زندگی دیگه پرونده خوردن و نخوردن برای من بسته شده اینکه مدام از اول صبح برای خوردن و نخوردن نقشه بکشم الان میدونم که در مسیر درست هستم و هرانچه هم بخورم جز برای انرژی دادن به من و متناسب کردنم نیست

      قبلا خوردن برای من برابر چاق شدن بود یعنی وقتی گرسنه میشدم احساس نا امیدی داشتم حتی اگر بک لقمه میخوردم و چون ناتوان از کم خوردن بودم پس کلا میخوردم و وقتی سیر میشدم با خودم میگفتم پس از فردا شروع میکنم و این روند ادامه داشت و ادامه داشت 

      همیشه تعجب میکردم که همسرم از خوردن پلو و خورشت سیر میشه چون من از خوردن پلو و خورشت اصلا سیر نمیشدم و تا وقتی بود میخوردم خوردن من ازقبل انداختن سفره شروع میشد و سر سفره برای خودم مقدار خیلی کمی میکشیدم و تا خوردن ته غذای بچه ها و موقع جمع کردن از قابلمه ادامه داشت در واقع خودم گول میزدم ولی همسرم مثل یک جنتلمن برای خودش میکشید و با لذت میخورد و بعد غذا مسواک میزد و بعد از ظهر که از خواب بلند میشدیم اون به دنبال چای بود و من دوباره به دنبال غذا 

      خوب اگر اینها دستور ذهن برای چاقی نیست پس چی؟

      مگه من چی کار میکردم مگه کارگر معدن بودم که اتقدر به غذا احتیاج داشته باشم اگر احتیاج و نیازم بود پس این همه چربی چی بود؟

      چرا الان سیر میشم چرا عصرها گرسنه نمیشم چرا وقتی میوه میخورم دیگه نمیتونم غذا بخورم قبلا هر خوراکی در معده بیچارم جایگاه مخصوصی داشت پیتزا و اش و میوه و چای و شیرینی همه تو معدم جایگاه خودش داشت مثلا وقتی پیتزا خورده میشد باز هم اش رشته باید خورده میشد خوب کاملا مشخص که معده من جای این همه مواد نداشت که اگر داشت که جلو نمیومد در حد انفجار و کبد چرب و سنگ صفرا نمیگرفتم این ذهن من بود که برای تمام این مواد جا داشت و حتی برای تمام خوراکی های دنیا هم جا داره و معده بیچاره باید قبول میکرد چون دستور از بالا بود ولی الان میدونم که جسمم تازه وقتی گرسنه است اندازه یک پیش دستی کوچک میوه خوری (من به گفته استاد ظرف غذام کوچک کردم اگر قبلا هر کس به من میگفت این کار کن امکان نداشت قبول کنم ولی الان وقتی میز میچینم با لذت ظرف کوچکم میارم وای استاد واقعا شما به چه زبونی گفتید ممنون و )جاداره برای غذا پس کاملا مشخص که برای لاغری باید جسم و ذهنم با هم هماهنگ بشه روح که خودش هماهنگ اون اصلا متناسب و تناسب و زیبایی و شادی و ازادی را فریاد میزند انسان های بزرگ روح بزرگی داشتن روح کمال گراست تمام رنگهای شاد طلب روح *روح خودش نور زیبایی در نقاشیهای مینیاتوری جای داره جسم هم که نمیتونه زیاد بخوره و این همه اضافه وزن نمیتونه تحمل کنه و اعتراضش با عدم تناسب و بیماری نشون میده  روح هم نمیتونه تحقیر و عدم اعتماد بع نفس و رنگهای تیره برای لاغر نشان داده شدن تحمل کنه پس الان روح و جسم هماهنگ شدن برای تناسب و میمونه ذهن که اون هم به لطف خدا و قرار گرفتن در نسیر لاغری با ذهن هر روز داره هماهنگ و هماهنگ تر میشه خوب نتیجه لاغری و تناسب با لذت

      پیوستنامه

      استاد دوره صد کام فوق العادست از خدای منان درخواست دارم کمکم کنه هر روز گام بردارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرمیتا صدیقی
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۱ ۱۵:۵۲
      مدت عضویت: 1926 روز
      امتیاز کاربر: 392 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 900 کلمه

      به نام خدای مهربان سلام خدمت همگی

      گام دوم: مشکل در نحوه خوردن و فعالیت بدنی من نیست.بلکه  فرمول های ذهنی چاق مانع لاغر ماندنم میشود‌.

      سوالات متدوالی که هر فرد نامتناسب از خودش میپرسه :چرا من نمیتونم لاغر بشم و لاغر بمونم؟!چرا انقدر راحت چاق میشم اما به سختی لاغر میشم؟

      در روش لاغری با ذهن من یاد میگیرم که ذهنم رو برای لاغر شدن و لاغر موندن تربیت کنم.

      خوشحالی این روش اینه که اکرچه نیاز به صبر و استمرار فراوان داره اما در نهایت لاغریم ماندگارِ و مگه من از دنیا چی میخوام؟ همین رو.‌.

      یکی از دلایل شکست در روش های اشتباه لاغری این است که 《اقدام فیزیکی من با اقدام ذهنی‌ام همسو نیست》هرچقدر هم که تلاش کنم تا جسمم رو لاغر کنم چون فرمول های ذهنی من چاق هست،به من فرمان هایی میده که در مسیر چاق تر شدن باشه.

      ◇تمام فعالیت های بدنی‌ام تحت فرمان مغز من است.◇تمام فعالیت های بدنی‌ام تحت فرمان مغز من است.

      هر بار که دستم برای برداشتن لقمه ای دراز میشه،این فرمان از طریق مغز من صادر میشه.از اونجایی که [ مغز من تحت تاثیر ذهن من است] و ذهن من پر از فرمول های چاقی است،اگر گاهی لقمه های اضافی میخورم یا وقتی سیر هستم  شیرینی یا میوه و… میخورم تقصیر من و اراده من نیست بلکه این فرمان از طرف مغز صادر میشه و دست من به طور غیرارادی سمت مواد غذایی میره.و جالبه بعد از اینکه اون چیز رو میخورم حسابی ناراحت میشم و عذاب وجدان میگیرم،در کل احساسات بد رو درون خودم راه میدم و توقع دارم کائنات ندیده بگیره و جسم من رو لاغر نگه داره!چون من دارم برخلاف قانون (احساس خوب=اتفاقات خوب) عمل میکنم نتیجه‌ای جز ناخواسته نمیگیرم.

      هر بار که از رفتار غذایی خودم ناراحت بشم،باعث میشم که دفعه بعدی بدتر انجامش بدم و تکرار و تکرار و تکرار…اما اگر ناراحت نشم و به خودم فرصت بدم تا فرمول های ذهنی‌ام عوض بشه و خود به خود اون کار رو تکرار نکنم اون وقته که جهان به من پاسخ مثبت میده.

      منی که اضافه وزن داشتم تحت آموزش چاقی بودم.چطور؟من از کودکی یاد گرفتم چگونه چاق بشم،چون مامان و بابا و امیر داداشم نامتناسب بودن و من اون زمان متناسب بودم.من چاقی رو مثل راه رفتن، صحبت کردن به زبان مادریم ،لباس تن کردن،دوچرخه سواری و..یاد گرفتم!!من این کار ها رو تحت تاثیر جامعه و خانواده یاد گرفتم و به مرور در این مورد بهتر شدم و پیشرفت کردم.چرا الان اگر بخوام زبان جدید موردعلاقم رو یاد بگیرم برام دشوار هست ؟  چون قراره این کار رو آگاهانه انجام بدم!! پس قطعا سخت ترهدرست مثل تغییر کردن!! که سخته اما نتیجه مطلوب داره!در نظر میگیرم که چاقی زبان مادری من بود که تحت تاثیر جامعه و خانواده ،ناخوداگاه به مرور یاد گرفتم و هر روز توی این مورد پیشرفت کردم .و لاغری زبان موردعلاقه جدیدم است که در بزرگ سالی به صورت آگاهانه اقدام به یادگیری میکنم.((پس قطعااا برای ما دشوار تر و طی زمان طولانی  تر رقم میخوره))اگر نزارم تکامل طی بشه بارها دیدم که چه سیلی هایی از جهان خوردم و دوباره پرت شدم به نقطه شروعم..

      چاقی ارثی نیست¤یاد گرفتی است¤

      مثل گیتار،پیانو،وکالت،روانشناسی،تِنیس و..که تمام این امثال به من یاد اوری کرد که همه این فعالیت ها رو باید با علاقه و استمرار به صورت خوداگاه یاد بگیرم و از کار کردن روی این موضوع لذت ببرم و بدونم اگه من نتیجه نگیرم پس کی نتیجه میگیره؟

      نمونه بارزش خودم و استاد عطار روشن هستیم.که به مرور از دوران طفولیت چاقی رو یاد گرفتیم.

      سوال پیش میاد_آرمیتا تو در لاغری ناتوانی؟خیر چون در این ۱۶ سال عمرت فقط دو بار رژیم گرفتی و هر دو بار اراده فوق العاده‌ای داشتی و عالی و خوشتیپ شدی^^ حالا با این مسیر که فوق العاده میشی.

      در این گام یاد گرفتم که سعی و کار کردن روی خودم باید اندازه آرزوم باشه! ارزوم چقدر بزرگه؟؟! به همون اندازه باید به درستی تمریناتم رو انجام بدم فقط سه مااااه تا بهم ثابت بشه این راه درسته..

      {لاغر شدن باید خیلی آسان باشد_اگر آسان نیست راه رو اشتباه میرم_چون برای چاقی رنج نکشیدم که برای لاغری رنج خاصی بکشم}

      و جمله بسیار امیدوار کننده‌ای در فایل بود…#ذهن میتواند بارها آموزش ببیند#چقدر این جمله به من آرامش داد..پس میتونم دوباره طی این ۹۸ روز باقی مانده ذهم رو برای لاغری اموزش بدم..پاسخ سوالم رو هم پیدا کردم که چرا الان که رژیمم رو ول کردم داشتم اضافه میکردم؟ گرچه من ۲ ماه به جسمم سختی دادم و یکهو ۸ کیلو لاغرش کردم(الهی بگردم براش) اما چون ذهن من پررر از فرمول های ذهنی چاق بود خیلی طبیعی بود که کار هایی بکنم در راستای چاق شدن! اما از همین حالا دیگه متوقف شد^^

      سوالات منطقی:آیا برای چاقی زمان تعیین کردم؟ خیرآیا منطقی‌ست که برای لاغری زمان تعیین کنم؟ خیر آیا با زمان تعیین کردن در رژیم‌ اخیرم نتیجه ماندگار گرفتم؟ خیر پس کار درست چیست؟ اینکه با صبر و اشتیاق و البته توکل فقط ادامه بدم و منتظر نتیجه نباشم.

      به اندازه‌ای که تمریناتم رو درست انجام بدم به مهون اندازه ذهنم لاغر میشه و سپس وزن و سایزم همسان با ذهنم میشه..و این یعنی در هر شرایط جسمی که الان هستم پس ذهنم با اون همسانه.. وگرنه دنیا نامرد نیست خدا هم بد منو نمیخواد.در آخر..لاغر شدن یعنی تولد دوباره‌ام:) تولدی که متناسب ها جشن نمیگیرن و جز موفقیت های اونها نیست..پس خوشحالم که من دو بار در سال متولد میشم”~”من هم میتونم مثل دوستان شگفتی سازم و اقای عطارروشن متناسبِ شاد بشم،از این کار به عنوان موفقیت‌ام‌ یاد کنم..

      سپاس از استاد گلم این جلسه خیلی خیلی آگااهی های ارزشمندی داشت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فریده حسنی
        ۱۴۰۰/۰۵/۰۲ ۱۴:۵۲
        مدت عضویت: 2527 روز
        امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 59 کلمه

        خوشحالم برات آرمیتا جان ،مشخصه که تمریناتتو خوب انجام دادی که اون اضطرابت از چاق شدن  کم شده ، ترست از خوردن کمتر شده 

        رمز موفقیت ادامه دادنه و در ادامه مسیر راه حل ها بهت گفته میشه ،صبر داشتن در این مسیر با اشتیاق و خودباوری و اعتمادبنفس  کمک میکنه که زیباتر به مقصد برسیم 

        موفق باشی دوست همراه من🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار آرمیتا صدیقی
          ۱۴۰۰/۰۵/۰۳ ۱۴:۱۰
          مدت عضویت: 1926 روز
          امتیاز کاربر: 392 سطح ۱: کاربر مبتدی
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 171 کلمه

          سلام خانوم فریده عزیز.بله شما در جریان بودی که چه ترس ها و اضطراب هایی رو پشت سر گذاشتم،شاید هنوز کمابیش همراه من هستن اما به مرور همه چیز درست میشه و ترس ها کمرنگ و کمرنگ تر میشه.
          به وضوح تکامل خودم رو حس میکنم که روز اول چقدر با عجز به همه جا چنگ مینداختم که چاق نشم ولی حالا خودم رو میپذیرم و با عشق فقط با لذت این مسیر رو ادامه میدم.نتیجه هرچه که میخواد بشه بشه!
          من ایندفعه به انتخاب خودم اینجا نیستم که نگران برگشت یا چاق شدن باشم.خدا همواره مواظب من بود و من رو انتخاب کرد.
          از این جهت میگم مواظب من بود،چون از همون ابتدا در سن کم من رو وارد اگاهی های فوق العاده کرد که یک وقت نلغزم و بعد از رژیمم من رو با سایت اشنا کرد تا مبادا چاق بشم و افسردگی بگیرم.
          ایمان دارم به خدایی که همه بخاطر انتخاب شدن توسط اون داریم در این مسیر حرکت میکنیم.
          و در اخر ممنونم که دیدگاه من رو خوندید،خیلی خوشحال شدم.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار فریده حسنی
            ۱۴۰۰/۰۵/۰۳ ۲۱:۲۶
            مدت عضویت: 2527 روز
            امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

            نشان های دریافت شده

            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            همیاری
            محتوای دیدگاه: 106 کلمه

            سلام آرمیتای عزیز

            خوشحال شدم برات عزیزم ،تو یکی از خاص ترین بنده های خدایی که با سن کمت اینجایی ، جاییکه شاید خیلی ها مثل خود من سالها سختی های زیادیو متحمل شدم تا به اینجا رسیدم ،خدارو شکر که اول راه هدایت شدی به صراط مستقیم 

            حالا که اینجایی این برات نشانه ای باشه و مطمئن به مسیرت ادامه بده ،صبر با اشنیاق داشته باش و اجازه بده خدا و ذهنت کار خودشونو انجام بدن ،تو هم کار خودتو انجام بده ،نگران نباش و به صدای منفی درونت توجه نکن ،خودتو مدام برای بودنت در اینجا تشویق کن تا سوخت مسیرت باشه

            موفق باشی دوست همراه عزیز🌹

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ★ ★ ★ ★ ★
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 53 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از خوندن نوشته های شما لذت می برم
        دیدگاه شما اثبات می کند ذهن ما فراتر از سن است، روح ما سن ندارد
        دریافت آگاهی شما عالی است
        بیان درک از مطلب شما عالی است
        ارتباط آگاهی با دنیای پیرامون عالی است
        عملکرد شما نتیجه ای جز شگفتی ساز شدن نداره
        با اشتیاق و اطمینان ادامه بدید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار آرمیتا صدیقی
          ۱۴۰۰/۰۵/۰۳ ۱۴:۰۵
          مدت عضویت: 1926 روز
          امتیاز کاربر: 392 سطح ۱: کاربر مبتدی
          محتوای دیدگاه: 28 کلمه

          ممنونم استاد.خوشحال شدم که دیدگاه من مورد پسند شما بود.
          خودم هم خیلی امیدوارم که شگفتی ساز میشم.چون یک ایمان و باور درون من فریاد میزنه که ادامه بدم..

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرمیتا صدیقی
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۷ ۱۳:۲۱
      مدت عضویت: 1955 روز
      امتیاز کاربر: 277 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 657 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      گام دوم: 

      لاغر شدن و متناسب شدن هنری‌ست که باید یاد بگیریم 

      مثل یادگیری اشپزی،نویسندگی،رانندگی و…

      من از زمانی که یادم‌میاد در حال چاق و لاغر شدن بودم که اثراتش به صورت تَرَک پوستی روی بدنم خودش رو نشون داده.

      وقتی چاق هستیم باید بفهمیم که مشکل در خوردن و فعالیت بدنی ما نیست،چون میلیون ها آدم هستن که نه کم میخورن و نه ورزش میکنن اما همیشه متناسب هستن.

      بلکه موضوع چیز دیگه‌ای هست،چون شاید از روش های اشتباه بتونیم لاغر بشیم اما نمیتونیم لاغر بمونیم.

      و حالا در دوره مسیر لاغری من یاد میگیریم ذهنمون رو برای لاغر شدن و لاغر موندن “تربیت” کنیم.

      روزگاری بود که غذام رو کم کرده بودم و فعالیت بدنیم رو بالاتر برده بودم و با تحت فشار قرار دادن جسم و روحم سعی در کاهش وزنم داشتم.اما چون اقدام فیزیکیم با اقدام ذهنبم همسو نبود،بلافصله بعد از رها کردن اقدام فیزیکی من دوباره چاق میشدم.

      دلیل اینکه لاغری همیشه همراه با رنج و سختی بوده هم همینه،اینکه ذهن و جسمم باهم همسو نبودن و متوجه این موضوع نبودم..

      یعنی من همیشه خودم تصمیم میگرفتم‌ لاغر بشم،یک روش رو انتخاب میکردم و شروع میکردم.اما ذهنم که همچین تصمیمی نداشت؛پس منو تحریک میکرد تا پرخوری کنم،منو به جاهایی هدایت میکرد که ماده غذایی رو ببینم که ازش خاطره خوبی دارم و اونو بخورم.

      تمام فعالیت های بدن ما تحت فرمان ذهن ماست.

      به عنوان مثال ما وقتی میخوایم یک لقمه رو برداریم و بخوریم اون فرمان از طرف ذهن ما میاد و ما نمیتونیم کنترلی روش داشته باشیم.

      برای همونه خیلی وقتا برای تک تکمون اتفاق افتاده که کاملا سیر هستیم اما تا یک شیرینی میبینم برمیداریم و میخوریم،چون ذهن ما برای چاقی برنامه ریزی شده و به ما فرمان هایی میده که در جهت چاق شدن و چاق تر شدن هست..

      حالا وقتی ما لقمه رو برمیدادیم و میخوریم تازه عذاب وجدان میگیریم و ناراحت میشیم.که همین ((ناراحتی)) باعث ((تشدید چاقی )) میشه.

      هرچقدر ناراحتی تو بابت خوردن اون ماده غذایی بیشتر باشه و بیشتر خودتو سرزنش کنی دفعه های بیشتر اون کارو تکرار میکنی،بدون اینکه تو اراده کنی.

      کسانی که پدر و مادر چاقی دارن یا خودشون از بچگی چاق بودن ذهنشون برای چاقی اموزش دیده.دقیقا مثل یادگیری زبان فارسی که ما تلاشی برای یادگیریش نکردیم و از طریق خانواده جامعه و کشور زبان مادریمون رو یاد گرفتیم،حالا اگر بخوایم یک زبان دیگه یاد بگیریم برامون‌سخت میشه چون باید به صورت اگاه براش تلاش کنیم “دقیقا مثل یادگیری لاغری”

      چرا فکر میکنیم چاقی ارثی‌ست؟ چون کسانی که در خانواده های چاق بزرگ شدن به سادگی تحت اموزش چاقی قرار داشتن و وقتی بزرگ شدن رفتارهایی رو انجام‌میدادن که اونهارو به سمت چاقی میکشونه..

      و حالاااا نکته خوشحال کننده اینه که ما میتونیم بارها ذهنمون رو برنامه ریزی کنیم و بهش لاغری رو یاد بدیم😍 همونجور که چاقی رو یادش دادیم

      چاق شدن که زمان و مقدار نداره.تا حالا هم تعیین نکردم تا سال بعد قراره چند کیلو کم کنیم و …

      پس لاغری هم زمان مقدار نداره و نباید تعیین کنیم که قراره چقد لاغر بشیم.

      همه‌مون خوب میدونیم زمنی که توی رژیم‌بودیم باز هم هوس خوردن داشتیم،دوست داشتیم بیشتر بخوریم  ولی چون یادمون میومد که رژیمیم نمیخوردیم و یک جنگ بزرگ توی ذهنمون برپا میشد.

      ما همیشه مسیر لاغری رو اشتباه رفتیم…برای همون به مقصد نمیرسیم

      به عنوان مثال ما میخوایم بریم تهران،اما از راه کرج میریم.حالا اگر با هر سرعتی چه اروم و چه تند بریم باز هم به تهران نمیرسیم چون از اول توی جاده اشتباهی قرار داشتیم.

      ولی اگر از همون اول از جاده تهران بریم قطعا به تهران میرسیم و خوشحال میشیم..

      پس موفقیت در تلاش و کوشش نیست،بلکه در مسیر درست هموار است.

      هر جاهم دیدیم‌لاغری داره سخت میشه باید بدونیم راه رو اشتباه اومدیم و باید ایراد کارمون رو پیدا کنیم.

      میدونین..واقعا افراد متناسب یک هدف از ما کمتر دارن،یک خواسته کمتر…

      چون‌اون ها همیشه متناسب بودن و نیازی به لاغر شدن‌ندارن.اما ما چون چاقی و عوارض رو تحمل وردیم حالا قدر لاغری رو بیشتر میدونیم و بیشتر لذت میبریم:)💓 

      خدایا صد هزار مرتبه شکرت

      استاد سپاسگزارم بابت این فایل عالی.گان دوم رو هم در جهت لاغری برداشتیم💪🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sea.dive.mn@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۶ ۲۱:۱۲
      مدت عضویت: 1931 روز
      امتیاز کاربر: 203 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 95 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی فقط دریک جمله جانا سخن از دل ما میگویید

      دقیقا توصیف چرخه معیوبی که واقعا چاق ها در آن گرفتار شدند از زبان شما استاد گرامی چه به جا و چه سنجیده بیان شد

      من به طور بسیار اتفاقی با سایت شما آشنا شدم وبه قول شما مطمئنم که خدا ما را هدایت میکنه به سمت خیر وصلاحمان.

      صددرصد امیدوار و مصمم هستم که قدم به قدم با آموزشهای مفید وکاربردی

      شما به سلامتی دلخواه برسم شروع میکنم با توکل به خدا به امید رسیدن به هدف باتشکر ازشما استاد مهربان و مردم دوست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sea.dive.mn@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۶ ۲۱:۰۸
      مدت عضویت: 1931 روز
      امتیاز کاربر: 203 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 93 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی فقط دریک جمله جانا سخن از دل ما میگویید

      دقیقا توصیف چرخه معیوبی که واقعا چاق ها در آن گرفتار شدند از زبان شما استاد گرامی چه به جا و چه سنجیده بیان شد

      من به طور بسیار اتفاقی با سایت شما آشنا شدم وبه قول شما مطمئنم که خدا ما را هدایت میکنه به سمت خیر وصلاحمان.

      صددرصد امیدوار و مصمم هستم که قدم به قدم با آموزشهای

      شما به سلامتی دارم دلخواه برسم شروع میکنم با توکل به خدا به امید رسیدن به هدفباتشکر ازشما استاد مهربان و مردم دوست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار moradiisomaih@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۱ ۱۹:۳۱
      مدت عضویت: 2070 روز
      امتیاز کاربر: 360 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 348 کلمه

      گام دوم :تمام روش های که تا قبل از روش  لاغری با ذهن برای لاغری استفاده کردیم وبا اونا وزن کم کردیم یا وزنمون برگشته بعد رها کردن اون روش تمام وزن که کم کرده بودیم یا بیشتر از اون مقدار دوباره به وزن ما اضافه شده دلیلش هم ذهن هست چون ذهن فقط و فقط فرمول های چاقی رو یاد گرفته بود ومغز مجبور بود به جسم دستورات و رفتارهای چاق کننده بفرسته و مانع از کار کرد درست جسم برای دفع و سوخت وساز ویا بهتره بگم ترمیم پیش فرض جسم که لاغر اندامی وتناسب هست بشه، ولی ما الان با یادگیری فرمولهای لاغر کننده به ذهنمون که مانند هر هنری این یادگیری هم هنر هست یادمیگیریم که ذهنمون لاغر کنیم وبه هر میزان در این راه استمرار داشته باشیم ذهن بیشتر یاد میگیره وناخوداگاه جسم ما هم لاغر میشه ورفتارهای لاغر کننده هم انجام میدیم به صورت کاملا ناخوداگاه چون مغز از فرمولهای ذهنی دستور میگیره و به کل جسم این پیام ها و دستوراتو میفرسته که برطبق اون پیام که صادر شده عمل کنند. وتنها وتنها راه نهادینه کردن این آموزش ها برای تغییر کردن استمرار داشتن در این راه هست، گوش دادن فایلها، خوندن نظرات دوستان ، خوندن جزوه ای استاد ، وانجام تمارینی که گفتن، نوشتن مطالب مهم ، ساده کردن اموخته ها با مثال های مشابه برای فهم و درک بیشتر ، بله لاغری با ذهن خیلی اسون هست به شرط یادگیری و استمرار در یادگیری، فرق لاغری با ذهن با روش های دیگه لاغری ، این هست که لاغری باذهن ممکنه اندکی طولانی تر ویواش تر پیش بره اما ماندگاره، و روی جنبه های دیگه زندگیمون تا ثیر میزاره تاثیرات کاملا مثبت ، ومارو توانمند میکنه ما و قدرتمونو به خودمون میشناسونه باعث میشه اعتماد به نفسمون بالابره ، واز لحاظ روانی و عصبی هیچ درد و رنجی نکشیم و در عوض مشتاق تر بشیم برای یادگیری بیشتر این روش چون اسونه چون لذت بخشه چون به ما قدرت میده ، چون میفهمییم قدرت زندگی دست خودمونه و دیگه تا اخر عمرمون به راحتی لاغری باذهنوزندگی میکنیم .ممنون استاد عزیزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار maryammansoori20@gmail.com
        ۱۴۰۰/۰۴/۲۳ ۱۹:۱۱
        مدت عضویت: 1936 روز
        امتیاز کاربر: 251 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 115 کلمه

        به نام خداي مهربانم

        طبيعتا من هم مانند ساير دوستان روش هاي لاغري زيادي رو استفاده كردم و الان كه به عقب نگاه ميكنم ميبينم چه مشقتها و تلاش هاي سخت داشتم و متاسفانه با نتيجه كوتاه و موقت و چقدر از لذت هاي زندگي و عمرم دور ماندم  براي رسيدن به لاغري و جز نا اميد شدن از خودم هيچ برايم نداشت اما الان كه حرفاي استاد گرامي رو ميشنوم واقعا اين رو درك ميكنم كه چقدر مسيرم اشتباه بوده و چقدر ذهنم توي اضافه وزن من دخيل بوده .. اما جلو ضرر رو از هرجا بگيري منفعته انشالله با ياري خدا و راهنماييهاي شما استاد عزيز من هم موفق خواهم شد.. ممنون و سپاسگزارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار parham.63@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۸ ۰۹:۲۰
      مدت عضویت: 2139 روز
      امتیاز کاربر: 11113 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,024 کلمه

      به نام بی نام او 

      سلاام و درود پاینده باشید 😍

      در تمام سالهایی که اضافه وزن داشتیم و از روشهای مختلف لاغری (رژیم غذایی و ورزش کردن و دمنوش و قرص لاغری و کمربند لاغری و لیزر و جراحی )استفاده کردیم نتیجه ای دریافت نکردیم شاید چندباری چندکیلو از اضافه وزن و سایزمون کم شده باشه ولی نتیجه ماندگار نبود و به راحتی چاق شدیم .

      اما یه روز قشنگی به سایت تناسب فکری هدایت شدیم و حرفهای جدیدی می شنویم شگفتاااا🤔😇

      لاغری با قدرت ذهن و تضمین ماندگاری آن 

      در همه ی سالهایی که در تلاش بودیم تا با فشار به جسممون کاهشی در اضافه وزنمون داشته باشیم فقط ما تصمیم گرفته بودیم و این تصمیم ما با ذهنمون همسو نبود یعنی در واقع ما برای هر کار فیزیکی از مغزمون دستور می گیریم و مغز ما تحت تأثیر ذهنمون کار می کنه🤔تمام آموزشهایی که ما به ذهنمون در طی سالها زندگی چه آگاهانه (رانندگی و خیاطی )و چه ناآگاهانه (آشپزی و چاقی و صحبت کردن به زبان مادری )داده ایم به صورت فرمول های ذهنی در ذهن ما ذخیره شده اند و به صورت ناخودآگاه و بدون فکر دستوراتش از طریق مغز صادر شده و به صورت واکنشهای رفتاری و فیزیکی در ما پدیدار می شوند ما الان دیگه برای رانندگی و آشپزی و صحبت کردن فکر نمی کنیم چون این مهارتها رو یااد گرفتیم و در آنها استمرار داشتیم دقیقا وقتی دست ما به سمت لقمه ای می ره که برداره داره دستورش از مغز که تحت تأثیر ذهن هست صادر میشه و ما می خوریم و بعد عذاب وجدان می گیریم و ناراحت می شیم و اتفاقا هر بار که به این حس می رسیم بیشتر خودمون رو سرکوب می کنیم و در برابر چاقی ضعیف تر شده و قدرت بیشتری به چاقی می دهیم و ما از کودکی چاقی را از والدین خود آموزش دیده ایم به راحتی همانطور که افرادی هستند که دو یا چند زبان رو به راحتی صحبت می کنند .پس متوجه شدیم که هر بار که ما تصمیم می گرفتیم از روشی برای لاغری استفاده کنیم خواسته ما با آموزش ذهنی ما که چاق بوده همسو و هماهنگ نبوده مثلا همیشه میل به خوردن داشتیم اما به زور تحت عنوان رژیم غذایی خودمون رو محدود می کردیم  و هربار که تصمیم می گرفتیم که نخوریم اتفاقا باز می خوردیم و ذهنمون بیشتر ما رو هدایت می کرد به سمت تنوع غذایی و شرایطی که ما چاقی رو بهتر تجربه کنیم و همین ناهماهنگی تصمیم ما با ذهن باعث بدخلقی و عصبی شدن ما می شد تا جایی که این تداخل باعث می شد به سختی و با درد و رنج فراوان مدتی رو در اون روش لاغری سپری کنیم و در نهاایت خسته می شدیم و رها می کردیم و باز ذهن پیروز می شد و به اموزش و عملکرد خودش ادامه می داد و اتفاقا همین خودش استمرار در چاقی و چاق تر شدن بود این چاقی هر چند برای ما عذاب آور شده بود اما بدن ما به خوبی عملکرد خودش رو انجام می داد قلب و کلیه ها و جریان خون و دستگاه گوارش خیلی هوشمندانه ادامه زندگی ما را مدیریت می کردند ولی فشااار اصلی و غیر قابل تحمل روی اعصاب و روان ما بود .حالا ما باید اول برای ذهنمون چاقی رو توضیح بدیم که چه معضلاتی در زندگی ما داشته است اعتماد به نفسمون رو با هر بار شکست از دست دادیم شادیمون رو لذت غذاخوردن و سلامتی و زیباییمون رو و این چاقی در تمام جنبه های زندگی مارو محدود کرده و خیلی از افرادچاق هستند که توانمندی های بسیاری دارند ولی به دلیل چاقی نمی تونند خودشون رو عرضه کنند و دچار افسردگی شده اند .حالا لاغری رو توضیح می دهیم که چقدر مزایا برای ما داره زیبایی و سلامتی و شادی درونی ،اعتماد به نفس و آزادی در خرید در تفریح در پوشش و از همه دوست داشتن خود و لذت بردن از خوردن و آرامش همه از مزایای طبیعی شدن ما هست .مسیر لاغری با ذهن مسیری بسیار هموار و پرنعمته من خودم تجربه کردم باور کنید 🥰اول از همه باید بدونیم که همونطوری که به راحتی چاق شدیم خیلی آسونتر لاغر میشیم بعد از اون ما هیچ وقت تعیبن نکردیم که در چه زمانی چقدر اضافه وزن پیدا کنیم ⁉️فقط این همه سال آموزشهای چاقی رو هرروز قدم به قدم تمرین و تکرار کردیم پس برای لاغری هم قدم به قدم یاد می گیریم با فایلهای آموزشی سایت تناسب فکری (دیدن فایلهای تصویری و صوتی و نوشتن تمرینات و عمل کردن به آنها )یعنی ذهنمون رو برنامه ریزی کنیم و آموزش جدید داشته باشیم در قالب آموزش لاغری یا زبان لاغری یا هنر لاغری  🎶🍃دقیقا مثل کلاس اول دبستان که بودیم تصویر و صدای معلم رو داشتیم بعد نوشتن و تمرین و تکرار و نتیجه امروز اینه که سواد خواندن و نوشتن رو داریم و این مسیر رو هر روز با یک قدم فاصله گرفتن از شرایط فعلی و نزدیک شدن به شگفتی ساز شدنمون ادامه می دهیم .

      😇مسیر لاغری با ذهن را باید با شوق و احساس خوب طی کرد یعنی اگر سختی کشیدین و رنج آور شد مسیر بیراهه است استپ کنید⛔️

      در تمام سالهایی که اضافه وزن داشتیم و از روشهای مختلف برای لاغری استفاده می کردیم برای این سختی می کشیدیم چون مسیرمون اشتباه بود تابلو نداشت ، خاکی بود ،دره داشت ،خط کشی نداشت، چراغ نداشت ،علائم راهنمایی نداشت ،پمپ بنزین نبود 😲بعد هر چقدرم گازشو می گرفتی و تلاش می کردی و به خودت فشاار می آوردی به مقصد نمی رسیدی و سرگشته می شدی و ناامید .

      اما مسیر لاغری با ذهن مسیر صحیح و درسته تابلو داره (امید و اشتیاق و احساس خوب)راهش خط کشی داره چراق داره تازه آسفالت شده (استاد به روزرسانی می کنند و هربار آسونتر میشه)😇😂پمپ بنزین داره هرچی دوست داری میخوری آزادی و من نمیگم دیگه یکدفعه گازشو میگیرین تا گام صد 😂

      اما به این معنا نیست که ما فکر کنیم گوش دادن ما می خواد ما رو لاغر کنه نه🤔⁉️باید به مروز زمان نگرش و افکار ما تغییر کنه و فرمولهای جدید در ذهنمون ایجاد بشه و انقدر در یادگیری زبان لاغری استمرار داشته باشیم که مثل جدول ضرب دودوتای لاغری به راحتی حل بشه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار skjoker5858@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۸ ۰۲:۵۸
      مدت عضویت: 1954 روز
      امتیاز کاربر: 36731 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,503 کلمه

      به نام خدا 

      با عرض سلام و ارادت خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز 🌹🌹

      گام دوم ،برای من گامی سخت و فشرده بود که دقیقا نمیدونم چند روز است توش گیر کردم ولی شکر خدا می خوام درموردش بنویسم 

      الان می فهمم نوشتن چقدر مهم است و استاد برای چی این قدر تاکید در نوشتن دارن ،من چون دوست دارم حتما بنویسم الان چند روزه این فایل رو شاید ده بار گوش کردم ولی نمی تونستم بنویسم چون نمی تونستم بنویسم یعنی یک جای کار اشتباه بود و من این فایل رو درک نمی کردم امشب دوباره گوش کردم و توی دفترم شروع کردم به نوشتن ،بعد نوشته ها رو مرور کردم و برای خودم مثال آوردم الان حس خوبی دارم ،این چند روز حس بدی داشتم این فایل اصلا برام جا نمی افتاد خیلی نگران شده بودم گفتم ذهنم شروع کرده باهام لجبازی کردن 😔😔

      ولی حالا می خوام براتون از روز سوم کلاسم بنویسم 

      مثل همیشه با شور و شوق وارد کلاس شدم 

      جزوه مطابق معمول روی میز بود و استاد با نگاه مهربون همیشگی قبراق و خندان توی کلاس بود 

      با سلام وارد می شدیم و با اشتیاق برای برداشتن گام دوم با عجله جزوه رو شروع به خواندن می کردیم 

      چگونه می شود با ذهن لاغر شد ؟

      شروع فوق العاده ای بود سوال من از وقتی با تناسب فکری آشنا شدم ،شاید هنوزم نفهمیده باشم وای خدای من واقعا انگار خنگ شدم 

      نوشته ما باید هنر لاغری رو بیاموزیم همیشه عاشق اینم که باید لاغری رو یادش بگیرم آن حالمو خوب می کنه چون می دونم یاد گرفتن و تمرین کردن ،یک کار همیشگی و ماندگار است 

      استادم از لاغری خودشون نوشتن و از ورودشون به این راه از راه های رفته برای لاغری 

      یک نوشته ی فوق العاده توجه منو جلب کرد اینکه لاغری با ذهن برای استاد سرگرمی و بازی بود خیلی عالیه دوست دارم این راه رو مثل بازی یاد بگیرم 

      بازی حال آدمو خوب می کنه ،سرگرمی واقعا لذت بخشه وای وقتی غرق یک بازی که دوستش داری میشی اصلا متوجه گذر زمان نمیشی این بهترین دیدگاه از نظر من برای این راهه 

      استادم خیلی زحمت کشیدن برای پیدا کردم راه و به لطف خدا موفق شدن و ما الان شاهد موفقیت ایشون و همراهانشان هستیم تازه ما خیلی خوش بحالمون می شه چون استاد راه رو تشریحی رفتن ما قراره تستی بریم 😄😄

      بعد از  خوندن جزوه سرمون رو بلند کردیم و استاد منتظر ما بودن تا با صحبت های قشنگشون ما رو راهنمایی کنند 

      استاد خودشون شروع کردن به تعریف چاقی شون و راههای رفته برای لاغری از رژیم و قرص و ورزش و…

      تداعی خاطرات برای من ، سه بار رژیم غذایی داشتم اولین بار وقتی دبیرستان می رفتم اصلا تو فکر چاقی نبودم دختر دایی مامانم این معضل رو توی ذهن من و خواهرم کرد که لاغر بشین ما هم یادمه کار خواستی نکردیم چون بلد نبودیم صبحانه یک کف دست نان و پنیر و ناهار برنج یک کفگیر و هیچی دیگه خودش کم کم لاغر شد چون نه ترازو داشتیم که هی وزن کنیم همین طوری ادامه دادیم تا لاغر شدیم عالی شدم به وزن ۵۲ رسیدم ولی برگشت یکبار پسر اولم دنیا اومد خیلی چاق شدم پیش دکتر تغذیه رفتم از ۸۵ به ۶۳ رسیدم ولی برگشت اونموقع سال ۸۳ فکر می کردم چون رژیم تًثبیت  رو از دکتر نگرفتم چاق شدم اون بار هم رسیدم و آخرین بار سال ۹۶ بود که لاغرشدم و فاجعه شد بازم بعد دو سال تلاش برگشت 

      مشکل منم مثل همه برگشت بود نه لاغر شدن 

      استادم گفت متوجه شده جای دیگه مشکل داره یعنی ذهنی ،البته منم به اینجا رسیدم ولی من فکر می کردم مغزم یک چیزی یا شاید یک ویتامین کم داره 🤭🤭

      دنبالش کردم منو به اینجا رسوند خداروشکر 

      استاد می گن یاد گرفتن چطوری با ذهن لاغر بشن و قراره به ما هم یاد بدن توی پوست خودم نمی گنجم خیلی اشتیاق برای آموزش دارم 

      ایشون  می گن این روش صبر و حوصله و استمرار زیاد می خواد باشه هستم ،قبول تمام تلاشم رو می کنم می خوام برای همیشه متناسب باشم 

      استاد از فشاری که جسممون آوردیم تا متناسب بشیم گفتند فکر کردم مثل یک درخت می مونم که ذهنم ریشه است و مغزم تنه درخت و جسمم میوه و برگ که البته زیبایی درخت به برگ و میوه است 

      من روی درختم میوه های خراب داشتم و دوستشون نداشتم هر بار که خواستم میوه بچینم و بخورم کرم خورده و خراب بود منم میوه ها رو می کندم می ریختم دور و با سمپاش روی درختم رو سم پاشی می کردم یعنی جسمم رو تحت فشار گذاشتم حالا می فهمم هر بار درختم بازم میوه اش خراب بود منم با زحمت زیادی که برای میوه ها می کشیدم هربار همین اتفاق می افتاد حالا فهمیدم مشکل از ریشه بود آخه از ریشه سم و کود شیمیایی وارد درختم می‌شده و به ریشه می رسیده و میوه رو خراب می کرده حالا راه چاره پیدا شد باید اون سم ها رو از ریشه پاک کنم و کود سالم و آب تمیز به ریشه برسونم ،من دوست نداشتم و نمیدونم چه طوری ولی پیش اومده حالا خداروشکر راه حل مناسب رو پیدا کردم فقط باید استمرار داشته باشم و صبر کنم تا ریشه ی درختم از تمام سموم پاک بشه آب و کود سالم برسونه به تنه و اونم برسونه به برگ و میوه بعد چه لذتی ببرم از خوردن اون میوه های خوش مزه 

      الان یاد گرفتم برای اینکه ریشه رو پاک سازی باید چه مراحلی رو طی کنم 

      ۱_ باید به ذهنم یاد بدم که چاقی چه ضررهایی برام داره؟ می دونید بدن هوشمندی که خداوند به من عنایت کرده فقط در پی تکامل و تندرستی است تا حالا شده یک جای بدنتان زخمی بشه ،بدون اینکه کاری انجام بدید خودش کم کم شروع می کنه به بهتر شدن آخه ذهنم فرمان بهبودی داده ،ذهنم دوست داره و یاد گرفته برای تناسب و تندرستی من تلاش کنه وای که اگه مواد سمی واردش نمی شدن چی میشد 

      حالا اگه به ذهنم یادآوری کنم که عزیزم اگه فرمولت رو عوض نکنی باعث بیماری روحی و جسمی من میشی و چه اتفاق های بدی برام می افته حتما تمام تلاشش رو می کنه که به من کمک کنه 

      ۲_ باید به ذهنم یاد بدم لاغری چقدر برام فایده داره 

      مطمئنم ذهنم عاشق لاغری میشه چون لاغری حال روحی من و جسمی منو خوب می کنه 

      ۳_ حالا که میدونه چی برای من خوبه منم باید بهش یاد بدم چطوری فرمول هاشو تغییر بده که این قسمت سوم دست استاد رو می بوسه و من از ایشون یاد خواهم گرفت ان شاالله 

      یادآوری استاد به دوران گذشته و آموزش دیدن ما برای لاغری ،من ناخواسته یاد گرفتم چاق بشم که البته یادم نمیاد چطوری مثل آموزش زبان مادری 

      یادمه وقتی ازدواج کردم آشپزی بلد بودم در صورتی که هیچ وقت آموزش آشپزی ندیده بودم این مورد بهم فهموند چطوری یاد گرفتم بدون اینکه آموزش خاصی ببینم 

      ما آموزش هایی رو که دیدیم داریم اجرا می کنیم 

      غیر از آموزش هایی که از والدین برای چاقی یاد گرفتم چون مادرم اضافه وزن دارن چند نکته هم یادم اومد که باعث چاقی من بوده 

      اول اینکه اسراف نکردن مواد غذایی برای چاقی من خیلی نقش داشت و داره همه رو می خوردم که دور نریزم 😔😔

      دوم اینکه من دوست ندارم تنهایی غذا بخورم و اگه کسی هم میومد به من می گفت بیا با هم بخوریم من با اینکه سیر بودم باهاش می خوردم تنها نباشه اینم هنوز درست نشده مثلا الان موقع ناهار سیر هستم و می تونم بعدا بخورم ولی چون دوست دارم با خانواده غذا بخورم میشینم و می خورم 😔😔 البته به اندازه 

      نکته مهم اینه که ذهن ما فرمانده است و بقیه اعضا بخصوص مغز ازش دستور می گیره پس من باید به فرمانده تجهیزات خوبی برسونم تا بتونه این قلعه رو به یک دژ مستحکم تبدیل کنه 

      قراره آهسته و آرام پیش بریم تا کم کم اون فرمول ها رو پاک کنیم و فرمول جدید جایگزین کنیم 

      حالا میدونم باید ذهنم رو دوباره آموزش بدم 

      امسال تابستان پسرم رو کلاس زبان نوشتم و الان دو جلسه است کلاس میره ،حالا با تمام وجودم حس می کنم چطوری باید به ذهنم آموزش بدم 

      پسرم هر روز باید کلمات جدید رو با سی دی گوش بده بعد کلمات رو تکرار کنه ،دیکته بنویسه هر روز صبح و شب درست مثل من هر روز فایل گوش بدم تمرین کنم و بنویسم الان می تونم خوب درک کنم که چندین سال طول می کشه پسرم بتونه زبان رو خوب یاد بگیره و حرف بزنه ،آموزش های من هم طول می کشه تا یاد بگیرم باید کلمه کلمه توی ذهنم بسپارم ولی حتما چند سال دیگه تناسب رو خوب یاد گرفتم 

      نکته پایانی کلاس و مهمترین نکته قدم های صدگام ما استمرار است  و این خیلی مهمه 

      ما با استمرار و تکرار و تمرین فرمول های جدید رو به ذهن ناخودآگاه می سپاریم و ذهن با یاد گیری فرمول های جدید از اونا استفاده می کنه و ما دیگه هیچ وقت از  دست رفتن تناسبمون رو نمی بینیم 

      کلاس امروز رو هم با یاد گرفتن خیلی چیزهای جدید به پایان رسوندم امیدوارم تک تک مطالبم رو با تمام وجود تمرین کنم و استمرار داشته باشم 

      با سپاس فراوان از استاد گرامیم و آرزوی سلامتی و سعادت برای ایشون 

      در امان خداوند باشید 🙏🙏🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم