0

عادت های افراد چاق | ثوابشو بخر! (گام ۲۴)

اندازه متن

تا حالا دقت کردی بعضی‌ها یه‌جور خاص حرف می‌زنن؟
مثلاً هر وقت می‌خوان شروع کنن به کاری، می‌گن: «از شنبه!» 😅 یا وقتی ناراحتن، خودشون رو با یه چیز شیرین آروم می‌کنن… 🍰
اینا فقط یه سری جمله نیستن، اینا در واقع بخشی از عادت های افراد چاق هستن.

چاقی یه زبان خاص داره، یه زبان رفتاری! 🧠🗣️

مثل اینه که یه‌جور سبک زندگی یاد گرفتی که توش خوردن، فکر کردن و حتی حرف زدن، طبق قواعد اون زبان انجام می‌شه.

زبان چاقی یعنی چی؟ 🤔🍟

اگه مدت‌هاست اضافه‌وزن داری، یعنی داری با این زبان زندگی می‌کنی. یعنی عادت های افراد چاق کم‌کم شدن بخشی از شخصیتت، از حرف‌هات تا رفتارهات.

عادت های چاق کننده

همون‌طور که هر زبونی توی دنیا، حروف الفبا، گرامر و قواعد خاص خودش رو داره… یه زبان عجیب دیگه هم وجود داره که کمتر کسی می‌شناستش: زبان چاقی! 😲

ولی نترس، این زبان با دیکشنری و کتاب آموزش مکالمه کار نمی‌کنه، چون یه زبان رفتاریه — یعنی با عادت های افراد چاق شکل می‌گیره، نه با کلمات. 📖🚫

تو زبان‌های معمولی با آدما حرف می‌زنی، ولی تو زبان چاقی… با خوراکی‌ها در ارتباطی! 🍫🍕

نه شوخی نیست، واقعاً اگه دقت کنی، شاید خودت هم تجربه‌ش کردی که یه بستنی تو فریزر صدات می‌زنه:

«هی… فقط یه قاشق بیا بخور!» 🙈 «یه دونه دیگه بردار، گیرت نمی‌یاد!»

🔁 و این ماجرا تکرار می‌شه… بارها و بارها…

در حالی که یه آدم متناسب حتی نمی‌فهمه چی می‌گی اگه بپرسی: «تو هم صدای خوراکی‌ها رو می‌شنوی؟» 😅

اینا همون عادت های افراد چاق هستن؛ رفتارها و فکرهایی که به مرور زمان به یه زبان درونی تبدیل شدن.

زبونی که توش با هر حس و حال ناخوشایند، یه خوراکی می‌شه بهترین دوستمون.

خیلی از عادت های افراد چاق هم درست از همین زبان پنهان ذهنی شکل می‌گیرن، زبانی که اگه تغییرش ندی، نتیجه‌ای هم عوض نمی‌شه!

عادت های افراد چاق

عادت های افراد چاق؛ ما بیشتر از اونچه فکر می‌کنیم شبیه همیم! 🧠🍩

از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، یه کشف بزرگ کردم! 🤯

اونم این بود که خیلی از فکرها و واکنش‌هایی که من نسبت به غذا و چاقی داشتم، دقیــقاً توی ذهن بقیه‌ی افراد چاق هم وجود داره!

انگار ما یه گروه جهانی هستیم که یه زبان خاص بلدن:

زبان چاقی! 😅

و این زبان، پر از عادت‌های تکراری و مشابهه که تو ذهن همه‌مون جا خوش کرده… مثلاً:

  • «هرچی تلاش می‌کنم، باز وزنم برمی‌گرده…» 😔
  • «فقط کافیه یه ذره بخورم، فوراً چاق می‌شم!» 🍕
  • «من اصلاً نمی‌تونم جلو خودمو بگیرم…» 😩

و وقتی با آدمای دیگه‌ای که اضافه وزن دارن صحبت می‌کردم، می‌دیدم همشون دارن همین حرفا رو می‌زنن! 😮

ما همه‌مون داریم با یه زبان مشترک ذهنی فکر می‌کنیم و رفتار می‌کنیم.
زبانی که پره از فرمول‌های اشتباه، باورهای محدودکننده و رفتارهای ناخودآگاه. همونا که باعث ایجاد و تکرار عادت های افراد چاق می‌شن.

📌 و خبر خوب؟

همون‌طور که این زبان رو «یاد گرفتیم»… می‌تونیم زبان لاغری رو یاد بگیریم 😍

من تونستم با آموزش‌های ذهنی مخصوصا دوره ورود به سرزمین لاغرها، زبان چاقی رو کم اثر کنم و تا حدودی زبان لاغری رو یاد گرفتم.

نتیجه؟

بیش از ۵۰ کیلو کاهش وزن بعد از سی و چند سال چاقی! 💪✨

و باور قلبی من اینه که هرکسی که اضافه وزن داره، می‌تونه با همین روش ذهنی، به تناسب اندام رویایی‌ش برسه…

فقط کافیه شروع کنه به تغییر دادن عادت های افراد چاق و جایگزین کردنش با عادت‌های یک ذهن متناسب! 🌱💫

چرا چاق شدم؟! 🤷‍♂️🍩

خیلی وقتا از خودم می‌پرسیدم:

«واقعاً چرا چاق شدم؟! مگه من چه کاری کردم؟!» 😟

جواب این سؤال تو یه جمله خلاصه می‌شه:

چاقی نتیجه‌ی مجموعه‌ای از فکرهای چاق‌کننده‌ست. 🧠⚠️

اینا همون فکرهایی هستن که کم‌کم، آروم‌آروم، تبدیل شدن به عادت های افراد چاق.

مثلاً فکرهایی مثل:

  • «اگه غذا بمونه حیفه…» 🍛
  • «حالا یه لقمه بیشتر، چیزی نمی‌شه…» 🍞
  • «بعد از یه روز سخت، یه خوراکی حقمه!» 🍫

وقتی این افکار بارها و بارها توی ذهنمون تکرار می‌شن، تبدیل می‌شن به رفتار… و اون رفتارها کم‌کم تبدیل می‌شن به عادت‌های ثابت روزانه.

❌ فقط یه فکر اشتباه یا یه عادت بد باعث چاقی نمی‌شه.

✅ بلکه یه زنجیره طولانی از فکرها و رفتارهای تکراریه که توی سال‌ها، بی‌صدا، وزن ما رو بالا می‌بره.

مثلاً من، با کلی فکر چاق‌کننده و رفتارهای اشتباه که بیش از ۳۰ سال توی زندگی‌م جاری بود، یهو به خودم اومدم دیدم شدم ۱۳۷ کیلوگرم! 😳⚖️

اما از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، کم‌کم با تمرینات ذهنی و اصلاح کردن عادت های افراد چاق و آگاهی از این زبان درونی، وزنم به زیر ۹۰ رسید! 🙌

یعنی حدود ۵۰ کیلو کاهش وزن بدون حتی یک ساعت گرسنگی، بدون رژیم، بدون ورزش سنگین، و مهم‌تر از همه، بدون ترس از غذا خوردن! ❤️🍲

🌀 حالا تصور کن:

وزنی که توی ۳۰ سال چاقی به من اضافه شده بود، توی کمتر از ۳ سال با اصلاح ذهنم از بین رفت!

و این نشون می‌ده که بر خلاف چیزی که خیلی‌ها فکر می‌کنن، چاق شدن خیلی کندتر از لاغر شدنه!

ولی چون چاقی آروم میاد، ما حواسمون بهش نیست.

و چون لاغری رو هی با گرسنگی و سختی اشتباه گرفتیم، فکر می‌کنیم باید سریع و پر دردسر باشه! 😫

✅ اما واقعیت اینه:

اگه شروع کنیم به تغییر عادت های افراد چاق، مسیر لاغری هم ساده‌تره، هم سریع‌تره، هم موندگارتر! ✨🌿

نگرش اشتباه درباره لاغر شدن 😣💭 (یکی از مهم‌ترین عادت های افراد چاق)

از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، فهمیدم که خیلی از عادت های افراد چاق فقط مربوط به خوردن و تحرک نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین عادتها، نگرش اشتباه درباره خودِ لاغر شدنه!

🧠 خیلی از افراد چاق با خودشون می‌گن:

«لاغر شدن خیلی سخته! من هرکاری کردم، نشد!» یا «اگه بخوام لاغر بشم، باید کلی رنج و سختی بکشم!» 😩

جالبه بدونی این طرز فکر، خودش یه عادت ذهنی تکراری و یکی از عادت های افراد چاقه که روز به روز قوی‌تر می‌شه.

پس وقتی در ذهنت باور کرده‌ای که لاغر شدن سخته، این سختی نه‌تنها کم نمی‌شه، بلکه با گذشت زمان بیشتر و بیشتر هم می‌شه!

⏳ برای همینه که هر چی سن بالاتر می‌ره یا سال‌های چاقی بیشتر می‌شه، آدم احساس می‌کنه لاغر شدن سخت‌تر شده…

در حالی که بدن همون بدنه! این ذهنه که داستان رو پیچیده‌تر می‌کنه. 🌀

ذهن مثل دستگاه تکرار صدا می مونه! 🎙️🧠

قبلاً ذهنم اینو تکرار می‌کرد:

“لاغر شدن خیلی سخته!”

ولی حالا، همون ذهن داره با قدرت می‌گه:

لاغر شدن آسون‌ترین کار دنیاست! 😍✨

به همین دلیله که وقتی آموزش‌هام رو شروع کردم، توی همه‌شون این جمله طلایی رو گنجوندم.

چون می‌دونم وقتی کسی با اضافه وزن این جمله رو می‌شنوه، اولش تعجب می‌کنه 😲

ولی بعدش… یه لبخند از امید گوشه لبش می‌شینه! 😊

و با خودش می‌گه:

“کاش این واقعاً درست باشه… اگه بشه، چه دنیای قشنگی می‌شه!”

لاغری آسان

✨ لاغر شدن آسون‌ترین کار دنیاست 😍

خیلی‌ها فقط با شنیدن همین جمله وسوسه شدن که بیان امتحانش کنن… و خیلی زود فهمیدن که واقعا لاغری با ذهن، یه دنیای متفاوت داره!

حالا تصور کن:

📱 تو خونه، روی مبل لم دادی، یه فنجون چای یا قهوه کنار دستته… موبایلت رو برمی‌داری و به جای دنبال کردن رژیم‌های خسته‌کننده، آموزش‌هایی رو گوش می‌دی که تو رو با ذهن خودت آشتی می‌ده.

نه گرسنگی 😫

نه قرص و دمنوش 🤯

نه ورزش‌های سخت و طاقت‌فرسا 🥵

فقط توی دنیای ذهنی‌ات قدم می‌زنی و کم‌کم فرمول‌های قدیمی و چاق‌کننده رو با فرمول‌های تازه و لاغرکننده عوض می‌کنی.

در واقع، خیلی از اضافه‌وزن‌ها نتیجه‌ی مستقیم عادت های افراد چاق هستن؛ عاداتی که سال‌ها تکرار شدن و ریشه گرفتن، اما حالا وقتشه با آگاهی ذهنی، دونه‌به‌دونه جایگزینشون کنی.

هر روز تمریناتت رو توی جزوه اختصاصی‌ات می‌نویسی. انگار داری کتاب لاغری خودتو می‌نویسی ✍️📘

توی سایت هم می‌تونی نوشته‌هاتو با بقیه به اشتراک بذاری و داستان لاغری هم‌مسیرهای دیگه رو بخونی. این یعنی تو بخشی از بزرگ‌ترین کتاب زنده‌ی لاغری با ذهن توی جهان هستی! 🌍✨

یکی از بزرگ‌ترین تفاوت‌های این مسیر با رژیم‌ها اینه که به‌جای مبارزه با غذا، تمرکزت رو می‌ذاری روی شناسایی و تغییر عادت های افراد چاق در ذهن خودت.

بهت قول می‌دم:

وقتی این مسیر رو شروع کنی، با تمام وجودت می‌فهمی که

🎯 “لاغر شدن آسون‌ترین کار دنیاست!” 😍

و اون‌وقت نه‌تنها اندامت متناسب می‌شه، بلکه حس فوق‌العاده‌ای از آزادی، اعتماد‌به‌نفس و قدرت ذهنی رو تجربه می‌کنی.

پس اگه دلت می‌خواد یه بار برای همیشه با سختی‌ها و رنج‌های لاغری خداحافظی کنی…

👣 قدم بذار تو مسیر لاغری با ذهن و ببین چطور زندگی‌ت عوض می‌شه 💫

چون مسیر لاغری واقعی از ذهن شروع می‌شه… جایی که عادت های افراد چاق دیگه جایی برای ادامه پیدا نمی‌کنن. 💡

مقایسه نتایج هنرجویان دوره های لاغری با ذهن با استفاده کنندگان از روش های دیگر هم بیشتر اثبات می کند که لاغری با ذهن آسانترین روش لاغری در دنیاست.

✍️ تمرین آموزشی – جلسه «عادت های افراد چاق» 📖

برای انجام این تمرین، لطفاً مراحل زیر را به ترتیب طی کنید:

  • ابتدا متن نوشتاری جلسه را با دقت مطالعه کنید.
  • سپس ویدیوی آموزشی را با تمرکز ببینید.
  • سپس به سؤالات زیر به شکل انشایی و با صداقت کامل پاسخ دهید.

✅ سؤالات تمرینی:

۱- دیدگاه کلی تو درباره عادت های افراد چاق چیه؟
آیا در خودت هم این عادت‌ها رو دیدی؟ مثال‌هایی بزن که این شباهت‌ها رو نشون بده.

۲- آیا تا حالا با کسی درباره رفتارهای چاق‌کننده‌ات صحبت کردی؟
اون زمان چه حسی داشتی؟ هدفت چی بود؟

۳- نظرت درباره عبارت “ثوابشو بخر” چیه؟
آیا تا حالا ازش استفاده کردی؟ چه تاثیری روی رفتار خوردنت داشته؟

۴- چه رفتارهایی در خانواده‌ات باعث پرخوری می‌شن؟
چند مورد مثال بزن و توضیح بده چرا فکر می‌کنی چاق‌کننده هستن.

۵- به نظرت چرا لاغری با ذهن آسون‌ترین روش دنیاست؟
چه چیزی باعث شده این روش برات متفاوت باشه؟

۶- چطور لاغری با ذهن بهت کمک کرده فرمول‌های ذهنی چاقی رو بشناسی و اصلاح کنی؟
یه مثال بزن از چیزی که تغییرش دادی.

۷- بعد از دیدن ویدیو، تمرین اختصاصی خودت رو بنویس:
یه تمرین کوچیک طراحی کن و توی بخش نظرات سایت بنویس.

یادآوری: نوشتن تمرین یعنی حرف زدن با ذهن ناخودآگاهت! با دقت و از ته دل بنویس تا نتیجه عالی بگیری 😊

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.22 از 69 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=30154
104 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۱/۰۹ ۱۶:۱۲
      مدت عضویت: 1997 روز
      امتیاز کاربر: 58283 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 273 کلمه

      با سلام خدمت شما دوستان و استاد روشن 

      فایل ثوابشو بخر 

      چقدر این کلمه آشنا بود برام چقدر اتفاق می افتاد البته نه برای خودم چون من خیلی کم پیش می آمد که باقی غذای بچه ام را بخورم اما گاهی غذای خودم را که می کشیدم ازش می ماند به زور میخوردم هم خوش مزه بود وهم گناه داره بریزی دور عقیده من این بود بعضی نون خالی سر سفره ندارن حالا من اینقدر اسراف کنم خدا ناراحت میشه و کلی از این افکار اشتباه و به قول استاد خونه مادرم که میریم همش مامان میگه که بچه ها غذا ها را گذاشتن گاهی بنده خدا خودش به زور می‌خورد به من میگفتن که غذای بچه ات را بخور من قبلا میخوردم اما الان چند وقتی است که تو سایت هستم این فرمول را دیگه برا خودم تکرار نکردم اما به بچه هام میگم که به اندازه بکش غذای نمونه اما از این پس دیگه به بچه ها هم نمیگم که اونا هم،این فرمول اشتباه را یاد نگیرن واقعا ما اگه به اندازه نیاز بدن غذا بخوریم و سعی نکنیم ته مانده و یا باقی مانده غذای دیگران و خودمان را بخوریم هرگز چاق نمیشویم اضافی غذا را دور بریزیم زودتر به طبیعت بر میگرده تا بره تو معده ی ما و تبدیل به چربی بشه دور ریختن مواد غذایی گناه نیست اما به زور خوردن آنها گناه است چون به جسم خودمان صدمه میزنیم با عوارضی که بعد از خوردن مواد اضافی هست پس به فکر جسم خودمان باشیم و مواد غذایی اضافه نخوریم .

      با رعایت این فرمول ها ما لاغر می‌توانیم به راحتی به تناسب اندام برسیم .لاغر شدن اسانترین کار دنیاست 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ ۰۹:۳۱
      مدت عضویت: 1856 روز
      امتیاز کاربر: 1806 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 359 کلمه

      سلام
      لاغر شدن اسانترین کار دنیاست
      اونقدر از شنیدن این جمله بدنم تعجب میکنه ک نگو هنوز بعداین همه مدت این جمله برام سخته
      از بس در رژیم های قبل ب این نتیجه رسیدم ک لاغری سخته خیلی
      روشهای قبل هر ثانیش برام یاداور این بود ک تو نمیتونی سخته
      هر لحظش سرزنش ناتوانی تحقیر غصه بود برام
      اما روش لاغری باذهن پراز امید ب رسیدن هس پراز عشقه من از لحظه ب لحظش لذت میبرم و میدونم در نهایت میرسم این توانایی در خودم حس میکنم
      لاغری با ذهن ی دنیای دیگس بهشت ماچاق هاست
      بهشتی ک من در این دنیادارم تجربش میکنم
      من لاغری رو لمس میکنم حس میکنم لاغری برای من ی چیز مقدسه
      چن چندین سال دوستش داشتمو با بودن در این مسیر
      فهمیدم ک میشه منم لاغر بشم رانشه
      من تواناییشو دارم من لیاقت اینو دارم ک راحت نفس بکشم راحت راه برم بدوم راحت بخوابم راحت و سبک باشم من لیاقت اینو دارم ک بهترین لباسها بدون محدویت حق انتخاب داشته باشم با رنگهای شاد خودمو غرق در لذت کنم
      لاغری شیرینه خیلی و لاغری با ذهن زیباترین و شیرنترین مسیر برای رسیدن
      من لیاقت اینو دارم ک جسم عزیزم برگرده ب سمت طبیعت خودش و راحت باشه کوله بار اضافاشو بزاره زمین
      جسم و بدن من لیاقت خیلی بیشتر از این حرفهاست
      و من اونو ب لطف خدا ب حالت طبیعی خودش برمیگردونم
      و میرم خرید میگم ب فروشنده سایز مدیوم میخوام وای ک تصورشم شیرین و لذت بخشه من کی عاشق شیرینی ام
      این خواسته شیرینترین وزیباترین طعمی خواهد بود ک میچشم
      من اونقدر شنیدن گناه دارا ک نگو یبار ی معلمی داشتم ک میگف حتی ی یدونه برنج تو بشقابت باشه اون گناهه من هم حس میکردم گناهه باید بشقاب تمیز تمیز باشه اما از اول عادت داشتم غذا ب اندازه بزارم تا دور ریز نداشته باشم و دو دارم غذای تازه بخورم تا مونده
      اما این فرمول در من هس ک گناه خدارو خوش نمیاد و این حرفها ک همیشه باعث شده ما نفهمیم سیریم فقط بخوریم ک بشقاب تموم شه
      دختر من میبینی مبگه گشنمه میکشی میاری ی ذره نمیخوره دیگه اصلا بقیشو ادانه نمیده میگه سیرم چن یاد نگرفته ک باید تموم کنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۹/۲۶ ۲۳:۴۴
      مدت عضویت: 2467 روز
      امتیاز کاربر: 6770 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,551 کلمه

      سلام  خدمت استاد گرامی و دوستان خوبم 

      منم از وقتی  که در دوره های آموزشی شرکت کردم متوجه شدم که آدم های چاق همه مثل هم فکر میکنن و چاقی    زبان مشترک همه ی افرادی هست که اضافه وزن دارن من خودم از وقتی در مسیرم به شدت پیگیر رفتارهای چاقها و لاغرها هستم و میبینم که تمام حرفهای استاد  درست هست و هر چیزی که ایشون در مورد چاقها میگن هم در گذشته ی خودم هست و هم در رفتارهای چاقهای اطرافم در حال حاضر هست و حتی افکار اونها رو هم که بررسی میکنم میبینم دقیقا همون چیزهایی هستن که بارها در گذشته خودم  اون افکار  رو داشتم و یا اینکه  استاد در سایت بسیار  در مورد اونها گفتن  و خیلی خوشحالم که دارم این بحث چاقی و لاغری  رو  از یه سطح بسیار بالا و   زیبا بررسی میکنم . همین امروز که جمعه بود من برای تفریح به همراه عزیزی بیرون از خونه در اطراف شهر رفتم   و چون ایشون تپل هست و همه تفریح رو در خوردن میبینه اینقدر خوراکی آورده بود که  نگو  اما من تمام حواسم جمع بود که نباید زیاده روی کنم و تحت تاثیر ایشون قرار بگیرم  و به فشار شکمی برسم و باید درست رفتار کنم و اما ایشون کلی بساط برای نهار داشت و کلی هله هوله برای بعد از ناهار داشت و اما من از بین اونها انتخاب کردم و ناهار رو که به اندازه نیاز خوردم و بعد از بین دو مدل تخمه و میوه و خرما و  بیسکوییت و پفیلا و پفک هندی و پفک نمکی مینو  من فقط یک دونه بیکسوییت و یک مشت تخمه و   چند دونه پفک هندی و چند مشت پفک نمکی مینو خوردم و اما خود اون شخص از همه چیز به مقدار زیاد میخورد دلستر و برنج و جوجه کباب هم برای ناهار خورد و خلاصه من اگاه بودم هر وقت جا داشتم به اندازه نیازم از اون مواد عدایی دلخواهم بخورم و بعد از خوردن اونها احساس سبکی داشتم و سنگین هم نبودم اما  با  بودن در این مسیر یه اتفاق جدید دیگه  که در من افتاده  این هست که مثل گدشته ی خودم هر چیزی به دهنم مزه نمیده و هر چیزی باب میلم برای خوردن نیست مثلا تخمه خواستم بخورم یه مشت کوچیک خوردم چون تخمه  ی خام بودن و من دوست نداشتم دیگه ادامه ندادم و یا پفک مینو اصلا مزه اش رو دوست نداشتم و جالب نبود و اصلا   مزه اش مثل  دفعات قبل   نبود که خریده بودم  و راضی نبودم از این هنوز داخل پاکت بود من  دیگه ادامه ندادم  و یا چند شب پیش رستوران بودم اینقدر طعم غدا ها برام خوب نبود که در حد یه سیخ  کوچیک  کباب خوردم با دو سه قاشق برنج ک دلم نخواست  دیگه خوردنم رو ادامه بدم  جون حس کردم کبابش بوی بدی میده خلاصه مثل قبل همه چیز خور نیستم خصوصا غداهای بیرون و رستورانی خیلی باید پرفکت باشه که بتونم بخورم و میدونم اینم از تغییرات من در این مسیر هست و بارها به خودم میگم پس چرا قبلا اینطور نبودم یعنی واقعا غذاها بد شدن یا من تغییر کردم ؟؟ولی میبینم که اطرافیان من با حرص،و ولع میخورن اما من پسندم نیست و این نشان از تغییر محتویات ذهنی من هست . 

      (ثوابشو بخر )من زیاد  این جمله  رو در بین اطرافیانم  شنیدم و شاید شاید خودم من هم یه جاهایی گفته باشم حالا نمیدنم به خاطر همشهری بودن با استاد هست که این جمله رو زیاد شنیدم یا   اینکه حالا  بین چاقها گفته میشه 

      حقیقتا من به یاد ندارم  که در گذشته و یا حالا  مادرم  این حرف  رو گفته باشه و ما در خوردن بسیار راحت بودیم و تحت اجبار مادرم هیج وقت غدا نمیخوردیم برای همین  چهار فرزند مادرم تا قبل از ازدواج  بسیار لاغر و متناسب بودن و اما ناگفته نماند مادر من و خانواده ی مادری من در تعارف کردن و اصرار کردن برای خوردن به مهمان خیلی مهارت دارن و پایبند این رفتار هستن و این رو یک جور احترام به مهمان میدانن و هنوزم که هنوز  بعد از مدتها  برای همسرم همین  رفتار رو دارن و فکر میکنن با این کار  دارن به همسرم احترام میزارن و  اون اوایل ازدواجم که همسرم بسیار لاغر بود  اگر کم میخورد  مادرم بسیار اصرار میکردن که چرا نخوردی و باید بیشتر بخوری و خلاصه همسر منم مجبور میشد یه جاهایی بیشتر بخوره و ….. در حالی که در خانواده ی همسرم دقیقا  ماجرا برعکس هست اونها اصلا اهل تعارف و اصرار کردن  به مهمان و یا اطرافیان خودشون نیستن حتی من در این مدت زیاد که با این خانواده هستم شاهد این رفتار  ها نبودم و  دیدم که بارها خوراکی رو وسط گذاشتن و گفتن هر کس میخواد  بیاد بخوره و گرنه گیرش نمیاد و همه هم خودشون رفتن و برداشتن و هیچ کس نبوده  (مثل مادرم ) که به بقیه تعارف کنه و یا اصرار کنه که بخور  و اما این جمله ی ثوابش رو بخر زیاد در خانواده ی اونها شنیدم چون  طبق  باورهای مذهبی ایشون این کار درستی هست که هیچ چیز دور ریخته نشه و یا هدر داده نشه بنابراین باید به زور هر غدایی هر چقدر کم یا زیاد توسط خود اون شخص و یا فرد دیگه  باید خورده بشه و اتفاقا افراد تپل  هم زیاد در این  خانواده هست و یه روز یکی از همین براد زاده های همسرم اعتراف میکرد که اگر غذا بکشم و نخورم از طرف پدرم به شدت اذیت میشم که این چه کاریه باید تا اخرش رو بخوری و این کار درستی نیست و خلاصه میگفت من رو  به زور وادار به خوردن میکنه و یه شخص دیگه از خودشون که  در  اون جمع بود  به شدت حرفهای پدر ایشون  رو  تصدیق میکرد  و میگفت بله خب راست میگه دیگه باید تا آخر ظرفت رو بخوری جون گناه داره بریزی د ور و این کار بسیار ناپسندی هست و کار  بسیار زشتی هست که بریزی دور تازه ثواب هم داره که تو نریزی دور و بخوری .

      و در نهایت منم این حرف رو پذیرفته  بودم و بارها اجرا میکردم اما هیچ وقت از این دید بهش نگاه کرده بودم و بارها میگفتم جقدر کار خدا پسندانه ای دارم انجام میدم و کارم درست هست .و همیشه هیچ غذایی  رو ته ظرف نمیزاشتم و هیچ غدایی رو دور نمیریختم و در رستوران و هر مکانی باید تا آخرش رو میخوردم و یا با خودم میاوردم برای فردام  که بخورم و میگفتم ثواب داره و دور ریختن اون گناه داره و حس خوبی هم داشتم که نزاشتم اون غذا هدر بدره .

       ولی من باید آگاه باشم که چرا باید نگران دور ریختن عدا باشم اما نگران خودم نباشم  که اگر غدای اضافه  وارد بدنم بشه اون گناه داره ؟؟و حالا به خودم میگم من چرا باید غذای باقی مانده ی بقیه رو بخورم و یا موقع جمع کردن سفره  غدای داخل بشاقبها رو بخورم ؟؟؟اما از وقتی که در مسیرم دیگه با دور ریختن غدااها خیلی راحت شدم نه عمدا ولی اگر چیزی اضاف اومد خیلی راحت جمعشون میکنم و داخل پاکتی میزارم برای پرنده ها و حیوانات و همین فایل ارزشمند باعث شده  حتی اگر فرزندم همه ی غذاش رو نخوره من خیلی راحت بدون مجبور کردن اونها برای کامل خوردن از جلوی اونها جمعشون کنم و بزارم برای دفعه ی بعد یا بردارم  برای پرنده ها و  به یاد ندارم از وقتی که در دوره ها هستم هر گز به فرزندانم بگم چرا اینقدر کشیدی حالا  باید ته تهش رو  بخوری ؟؟در حالی که قبل از دوره ها فردی بودم به شدت حساس روی خوردن بچه هام که باید هر سه وعده رو به اندازه ای که من براشون در ظرف میکشم بخورن و گرنه دعواشون میکردم و  اونها هم همیشه به زور من میخوردن و یه جاهایی دخترم ناراحت میشد با هم درگیر ی لفظی پیدا می کردیم  که چرا زور میگی و یا پسرم رو که نمیتونستم مثل دخترم زور بگم مشغولش میکردم و  بعد بهش غذا  میدادم  و اگر بازم  نمیشد بهش،وعده  میدادم و با هزار ترفند بهشون غدا میدادم (و این بحث برای هر دو فرزندم بسیار بحث ماجرا  دار و ناجوری بود  که همیشه همسرم از این کار من گله داشت که نکن و ….) ولی خدا رو شکر  که الان مدتها هست دیگه این بحثها در خانه ی ما  تموم شده و  خدا رو شکر هیچ کدومشون  هم  چاق نشدن ولی من همچنان  در  دادن میوه و شیر به اونها  هنوز  خودم دخالت میکنم و به اونها یاد اوری میکنم و یا خودم براشون اماده میکنم که بیان بخورن (حالا نمیدونم چقدر کارم درسته یا غلطه  چون خودشون به هیچ وجه به سمت میوه و شیر نمیرن  ) اما دوست دارم بازم در این زمینه هم بهتر یشم و خودشون رو مسول خوردن در تمام زمینه ها کنم فعلا که نتونستم از  یه وعده میوه و شیر اونها غافل بشم برای همین   حالا هر از گاهی  بهشون یاد اوری میکنم که خوردین یا نه ؟  .

      خلاصه الان دیگه در ذهنم این فرمول نیست که اگر غذا رو دور بریزم این کار گناه بزرگی هست و خدا رو خوش نمیاد و این کار ناسپندی هست  نه برای خودم منطیقیش کردم که اگر من غذای اضافه بخورم  یا  شکمم دررد  می گیره و یا دچار اضافه وزن و بیماری بشم که این خیلی گناهش،بیشتر هست تا بخوام دور بریزم .برای جسم خودم احترام و ارزش بیشتری قایل هستم .

       بارهه میگم هر وقت من غدا خوردم یا به انرژی تبدیل شده یا به چربی تبدیل شده که اگر روزی اون مصرف نشه دوباره موقع مرگ من که به خاک برمیگردم اونها هم به طبیعت برمیگردن و یا موقع دفع  از بدن خارج میشن و باز هم به طبیعت برگرداننده میشن  در نهایت به طبیعت برگرداننده میشن حالا یا به ،شکل دفع یا به شکل چربی که از طریق مردن به خاک برمیگردن و اگر من غدا رو هم دور بریزم بازم به طبیعت برگردونده میشه و چقدر این کار ارزشمند تر هست و سریع تر و راحت تر  هست که همین طوری غذای اضافه رو در طبیعت رها کنیم و با این منطقها خیلی راحت تر قبول کردم که باید مواد غذایی اضافه رو دور بریزم و نخوام ثواب یک چیزی رو من بخرم و اون رو بخورم و با این کار نباید به من  احساس گناه  دست بده .

      همین الان وسط کامنت نوشتنم دختر من گرسنه اش شد و گفت مامان میشه غدا برام بیاری و رفتم داخل آشپزخونه که براش غذاش رو ببرم چشمم به ظرف جوجه با برنج افتاد که مونده بود روی میز  و کسی طالب خوردن اون نبود  و برای یک لحظه رفتم بالا سرش و گفتم حیفه بریزم دور و تند و تند چند لقمه خوردم و بعدش،گفتم ببین بازم همون فرمول چاقی که حیف ، کم مونده بخور دیگه تموم بشه ،دور نریزم که  گناه داره  و ثوابش رو بخر  … در ذهنم  اومد بالا که همون سه لقمه رو خوردم چون هیچ تصمیمی به خوردن نداشتم و الان که این کامنت رو مینوسم بعد از  انجام این رفتار زشت من هست و خوب میدونم این رفتارم از کجا آب میخوره ؟؟به خاطر همون فرمولهای گذشته ی چاقی که   در ذهن من بوده و هست صورت   گرفته  شایدم به خاطر این بود  که تحریک چشمی شدم  و وادار به خوردن شدم اما بازم خدا رو شکر که به موقع رهاش،کردم و بیشتر ادامه ندادم در حالی که هنوز در ظرف هست من به خودم اومدم و دیگه خوردنم رو ادامه ندادم و همین فرق من با گذشته ی من  هست که تا بخوام یه جاهایی پرخوری کنم به خودم میام و سریع  دست میکشم درسته چند قاشق خوردم ولی من به خودم میگم خدا رو شکر که همش رو نخوردم و هنوز مقداری  در بشقاب هست و من دیگه تمایل به خوردن ندارم و اگاهم که کارم درست نیست   

       بارها به خودم میگم دور ریختن غذا هیچ اشکالی نداره   پس هیچ استرسی به بچه هام و یا همسرم و یا خودم وارد نمیکنم که باید تمام غذای داخل بشقاب  رو بخوری  برای همین بارها شده فرزندم غذایی رو کشیده و لی انگار میل به خوردن نداره و میگه نمیخوام به هیچ عنوان اصرار به خوردنش نمیکنم شاید همسرم یه جایی بهشون ،بگه پس چرا نمیخوری باید بخوری  چرا به اندازه نکشیدی ولی من سریع میام و بهش،میگم ذهن اونها رو دست کاری نکن و وادار به خوردشون نکن که بدترین چیز ممکنه و ایشون هم دیگه این حرفها رو نمیزنه برای همین بچه هام هر وقت میلشون بود به هر اندازه که میخوان میخورن و یا نمیخورن ولی این من هستم که هنوزم باید روی خودم کار کنم و مثل فرزندانم یاد بگیریم به اندازه مصرف کنم و اتوماتیک و درست به نیاز جسمم حواب بدم پس خیلی باید حواسم رو جمع کنم که در انتخاب غدا و مقدار اون غذا  آزاد هستم و هر چقدر از غذام در ظرف بمونه اصلا اشکالی نداره   و هر جا نخواستم باید غذا رو رها کنم مثل دختر و پسرم که اصلا اینها نمیدونن این حرفها ی چاقی و فرمولهای چاقی چی هست یا حتی همین ثوابش رو بخر نمیدونن چی هست اتفاقا چند روز پیش  پسر یه عزیزی از آشناهای من مهمان من بود که این  پسر ۵ ساله مادر و خواهر  تپلی داره که به شدت درگیر رژیم و این حرفها هستن  و بسیار شاکی از چاقی خودشون هستن و این پسر ایشون که  به،شدت لاغر هست و همیشه مادر ایشون با ظرف غذا دنبال این بچه هست که به قول خودشون  با غذا خوردن این بچه  قوی و بزرگ بشه (البته منم در گدشته برای دختر خودم همینطور بودم ) دارم میبینم که ذهن این  بچه رو از سن کم چطوز دارن دست کاری میکنن خلاصه شب برای شام  این پسر عزیز خودش به تنهایی اینجا بود و پسر من که گرسنه بود گفت مامان غذا میخوام و این بچه هم گفت منم میخوام و بعد از کمی خوردن گفت میدونی چیه من شکمم درد میکنه ولی قول میدم همش رو بخورم و با همین یک  جمله من تا تهش رو خوندم و   برام شفاف  بود که به این بچه  در خونشون چی  می گن و جریان چیه چون بارها رفتار مادر و پدر این بچه رو با این پسر ۵ ساله  رو دیده بودم و من خیلی ناراحت شدم و  به این پسر جان گفتم نه این کار رو نکن اذیت میشی این رفتار  اشتباه  هست ولی  این بچه میگفت نه من حتما باید تا اخر بخورم ولی خیلی شکمم درد میکنه هااااا و من واقعا در دلم حسرت خوردم که چرا باید اینطور بچها به راحتی چاق بشن در حالی که پسر من  در اوج گرسنگی خودش  غذا خورد و یه جایی  هم که پیام سیری رو گرفت  خیلی راحت گفت سیرم و دیگه جا ندارم و  نمیخوام و من  هم گفتم باشه مامان جان  دیگه نخور و از جلوی پسرم سینی غدا رو برداشتم و یک بار دیگه  در دلم به خودم و به بودنم در سایت افتخار کردم که این اگاهی ها  رو دارم که  اینقدر زیبا هم روی خودم و هم  روی خانواده ی  من تاثیر گذاشتن .

      چقدر خوشحالم که این فرمول  ذهنی  چاق کننده رو  هم شناسایی کردیم و منم کسی هستم که بارها این جمله رو شنیده بودم  و بااون بسیار آشنایی داشتم .

      خیلی کارهای مخرب هست که چون پشتوانه ی اونها برمیگرده به کارهای ثواب و این حرفها  آدمها با خیال راحت انجامشون میدن  ولی باید شناسایی بشن .

      من همواره مشتاق تغییر کردن و خود شناساسی و تسلط بر ذهنم  هستم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mohannaf1396@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۸/۱۸ ۲۳:۴۵
      مدت عضویت: 1725 روز
      امتیاز کاربر: 257 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 667 کلمه

      سلام

      من نمیدونم کی و کجا 

      ولی منم همش ذهنم میگه حیفه بخور گناهه بخور پیدا نمیشه بخور نخوری از دس دادی نخوری دیگه برا تو نمیمونه بخور پول دادی بخور عروسیه بخور نزریه بخورشب چلس  بخور تولده بخور عیده 

      یک عمر اینها رو گفتم و هنوزم در ذهنم پررنگ هستن بخصوص بخور گناهه بخور حیفه

      من از وقتی وارد سایت شدم اصلا با بچم طوری رفتار میکنم اموزشش ندم و ب خودم افتخار میکنم 

      و شکر میکنم مادری هستم ک باعث نابودی بچم نمیشم

      ولی مامان من اصلا اینطور نبود ک بگه بخور حیفه من خودم اینجوریم نمیدونم چرا

      و خسته از این رفتار 

      مادرشوهر من خودش بشقاب ی جور تمیز میکنه ک نگم روغن هایی ک ته رشقاب باشه رو حتی میخوره

      چقدر استاد با این فایلتون ارامش گرفتم چقد پیش خودم خجالت کشیدم ک چنین رفتارهایی داشتم و دارم

      از فردا بیشتر و بیشتر دقت میکنم و بخودم ن میگم 

      هربار ک اضافه میخورم در حد دوقاشق اینا 

      میگم فریبا جان ب خودت احترام بزار اون دولقمه رو احتیاج نداشتی عزیزم

      سعی میکنم سرزنش نکنم مثل مادری باشم برا بچم ک تشویقش کنم و با تشویق و تذکر باعث شم این رفتارها درست شن

      الان ک ب گذشتم نگا میکنم مببینم چ روزها ب اسم نزری اونقدر خوردم تا یه روز مریض شدم کارم ب سرم اینا کشیده چقدر خودمو زجر دادم هنوزم فرمولها کمرنگ نشدن ولی میدونم ک من مسئول لاغرس خودم هستم و هرروز با تلاش و استمرار خودم باعث میشم همه این فرمول ها کمرنگ بشن اونقدر ک دیگه دیده نشن

      امروز خسته بودم خیلی بدنم درد میکرد و پرخوری کردم ک شکمم درد کرد و الان میبینم ک این فرمول ک اعصابم خرابه میخورم یا بدنم درد میکنه میخورم داره خودشو نشون میده ولی من همینجا میگم ک من بر این فرمولهایی خودم کاشتم و ابیاریشون کردم و نابود میکنم 

      اگه من موفق نمیشم پس کی میشه این منم ک دارم هروز اگاهی میدم این فرمولها کم کمش ۱۵ سالی در من تکرار شدن پس باید فرصت بدم تا محو شن من پیروز این میدانم چن میخوام ک بشم من مبتونم لاغر شم خیلی راحت خیلی اسون بدون اینک سختی بکشم بدون اینک خودمو محروم کنم از نعمتهای خدا بدون اینک گرسنگی بکشم بدون اینک روحمو خسته و نابود کنم 

      من خیلی راحت چاق شدم خیلی راحتم لاغر میشم اولش میگفتم ک من خیلی راحت چاق میشم و خیلی سخت لاغر ولی الان مسیرو پیدا کردم و میدونم ک راحت لاغر میشم خیلب راحتر از اونی ک فک میکنم 

      درسته ب نظرم راحت چاق شدم ولی خیلی برام سخت بوده گرم ب گرمش برام زجر و سختی بوده تنفر بوده حقارت بوده 

      در نتیجه من برای چاقی خیلی بها دادم من خودم دادم خودمو نابود کردم خودم خودمو کشتم هربار ک رفتم رو ترازو من خودم خودمو نابود کردم 

      هربار رژیم گرفتم و ول کردم هربار ناامید شدم از خودم 

      ولی الان تو این مسیر تو مسیر حال خوب مسیری ک پراز احساس و حال خوب چن از عشق ب خوده پر از لذت بودن اجبار بدون زور من راحت لاغر نیشم چن هر چی دوس دارم میخورم بدون درد بدون عذاب 

      فقط ذهنم باید قبول کنه عوض شه ک میشه چن من میخوام من سوار قطاری شدم ک هر ایستگاهش پراز نعمته 

      نعمت عشق ب خود 

      عشق ب خدا

      حال خوب احساس خوب

      خوشحالی 

      زندگی 

      من یک ب یک دارم ایستگاه ها رو طی میکنم و ایستگاه کاهش وزن رو هم میرسم میدونم ک تا ایستگاه رو یک ب یک طی نکنم ب مرز اتمام اضافه وزن و بهبود و لاغری نمیرسم

      من دارم از مسیرم لذت میبرم 

       چه برای بقیه لذت بخش نیس 

      مامانم و همسرم و بقیه 

      ولی ب خودم گفتم بسه استپ من میرم ب سمت لاغری فقط فقط خودم مهمم ن بقیه 

      استاد من ۱۵۰ روزی میشه تومسیرم عجله ندارم فقط میخوام مطمین بشم ک تو مسیرم 

      وزنم افزایش داشته از لباسهام اینطور فهمیدم تغییر احساس دارم پرخوری هام خیلی کم شده ولع حرص اینام خیلی خیلی کم شده توجه ب غذام اینا کم شده  ولی افزایش داشتم میخواستم بدونم ک ایرادی نداره من ک ادامه میدم صد در صد  فقط میخواستم بدونم ک تو مسیر هستم یا ن والا خودم خیلی تغییر کردم ولی از لحاظ جسمی ن 

      ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سهیلا عظیمی ویشته
      ۱۴۰۰/۰۶/۰۴ ۱۸:۰۲
      مدت عضویت: 2525 روز
      امتیاز کاربر: 21268 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 278 کلمه

      سلام استاد عزیز 

      منم تا بحال این جمله را در مورد غذا نشنینده بودم یادمه  تا زمانی که خونه پدری بودم. هیچ  وقت کسی بهمون نگفت تا آخر غذات را باید بخوری  الان که فکر میکردم. ما چهارتا خئاهر وبرادر بودیم. وهیج کدام هم چاق نبودیم همه امون متناسب بودیم.  چون سر میز غذا  هیچ اصراری به خوردن به ما نمیشد. من که از سن ۱۳ سالگی به خاطر بیماری روماتیسم. مجبور به مصرف کورتون شدم وباور  حرف دکتر که این قرص باعث چاقی میشه  را باور کردم وچاق شدم   ولی خواهر وبرادرام تا زمان ازدواج اشون کاملا متناسب بودند. منم که بعد چاقی با ورزش و رژیم دوباره متناسب شده بودم. اما خانواده همسرم  بخصوص پدر شوهرم بشدت با دئر ریختن غذا مخالف بود چون خودش هم ریشه مذهبی اش بشدت قوی بود.  همش میکفت غذاا تا آخر بخور گناهه دور بریزی   نعمت خداست خدا قعرش میگیره.  ومن که اصلا عادت نداشتم این حرفها را سر سفره بشنوم. اوایل ناراحت میشدم. اما کم کم  به طور ناخودآکاه  این فرمول به ذهن ام رسوخ کرد   وعادت کرده بودم حتما تا آخر غذا را بخورم.  ویا چیزی را دور نریزم.  همسرم هم  که این فرمول از بچگی در ذهن اش بود از ترس این که غذا تو بشقابش نمونه. همیشه ۷ قاشق میکشید   تا یک وقت غذای اضافه نخوره.  اما من بخاطر این عادت. ته مانده غذای بچه هام را میخوردم که گناه نباشه.  بله استاد شما درست میگین حیف خود ما هستیم که این غذای اضافه را تبدیل به چربی های اضافه میکنیم وهزار یک مشکل برای خودمون ذرست میکنیم. از بیماری کرفته تا آرزوی لباس خولپب پوشیدن 

      با تشکر از فایل زیبای آموزشیتون استاد عزیزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار هانیه
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۸ ۱۵:۱۱
      مدت عضویت: 1931 روز
      امتیاز کاربر: 13068 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 337 کلمه

      به نام خدایی که راه رو به من نشون میده

      سلام به استاد عزیز و دوستان همراه

      این سوال رو که توی پیج پرسیدین برای منم تازگی داشت و چیزی درباره “ثوابشو بخر” نشنیده بودم اما الان دیگه متوجه شدم این مفهوم توی اکثر خونه ها و خونواده ها به شکلی مطرح بوده…ما هم بهمون می گفتن: “حیفه، آدم بشقابش رو تمیز می کنه..برکت خدا رو دور نمی ریزن” بابام که کلا جو احساسی میداد که: “ می دونی اگه توی کل دنیا هر نفر سه چهار دونه برنج توی بشقابش زیاد بیاره (سه چهار دونه، نه حتی قاشق!) میشه چقدر؟ میشه هزاران تن برنج که باهاش کلی آدم و بچه سیر میشن و ….” خلاصه چنان عذاب وجدانی می گرفتم که انگار وظیفه سیر کردن همه گرسنه های آفریگا و بوگاندا و هرجای دنیا به عهده من و رو دوش منه که باید تا آخر غذام رو بخورم و همین هم شده بود افتخارم که بشقاب من رو می تونین بعد از خوردنم بذارین توی کابینت و همین رو هم من سر بچه هام پیاده کردم و بهشون یاد می دادم که ظرفتون رو تمیز کنین و غذا رو باید تا آخر بخورین و خدا رو شکر می کنم که بالاخره متوجه این مساله شدم که بدن ما سطل آشغال نیست و گناه آسیب زدن به بدن که امانت و تنها سرمایه زندگی مونه بیشتر از گناه دور ریختن مواد غذایی و نخوردنشه…اما یه نکته هم از صحبت هاتون یاد گرفتم..چون من علیرغم اینکه اون عادت بد رو کنار گذاشتم اما وقتی می دیدم محصوصا دخترم حجم زیادی غذا می ریزه و بعدم خیلی توی بشقابش اضافه میاد، اینو بهش می گم که: درسته که هرقدر دلتون بخواد می تونین بخورین و لازم نیست تا ته بشقابتون رو تمیز کنین اما دیگه اینقدر زیاد نریزین که نتونین بخورین..کم بریزین و اگه باز هم خواستین هست، دوباره بریزین…الان حس کردم و از حرف هاتون متوجه شدم که اینم اشتباهه و هنوز ذهنم نپذیرفته و ریشه ای این باور رفع نشده

      مرسی که هربار یه درسی توی حرف هاتون هست استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار afsaneh5700@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۵ ۰۸:۳۷
      مدت عضویت: 1926 روز
      امتیاز کاربر: 2205 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 312 کلمه

      بنام خداوند هدایتگر وهاب 

      سلام به دوستان زیبانگرشم

      منم وقتی گفتین ثوابشو بخر متوجه نشدم اما برای خودم یه حدسهای زدم وقتی توضیح دادین کاملا برام روشن شد و واضح که اطراف و فرهنگ ما هم هست من از سیستان وبلوچستانم اما به ما این جمله رو نگفتن بجاش میگفتن اگه غذات بمونه گناه میکنی و خدا قهرش میاد که اسراف کنی و یا غذاتو دور بریزی خدا روزیتو میگیره میگه بنده اسراف کاری دارم واز این جملات اما بازم برمیگرده به حرف شما استاد شاید زبانها فرق کنند یا کلمات فرق کنند اما معنیش اول و اخر همون میشه 

      چندشب پیش خونه داداشم دعوت بودیم سرسفره دیدم زن داداشم به زور تو دهن برادرزاده ام غذاشو میریزه تو دهنش که اعتقادش این بود ک من دوست ندارم تو بشقابشون غذای بمونه و باید تااخرشو ب زورم شده بخورن تا گناه و اسراف نکنند اتفاقا خانواده داداشم همشونم چاقن و الان که توجه میکنم بیشتر از اینکه بگیم ارثی بودن نقش داره بلکه همش ذهنیت و باورهای خودمونه و متوجه نمیشیم این باورها چه بلاهای سرمون در میاره و چقدر خوبه تو این سایت بینظیر متوجه این باورها درباره ذهن و چاقی میشم من خودم بااینکه تازه چندوقته اومدم تو سایت بصورت جدی فعالیت میکنم و کامنتهای دوستانو میخونم و تمرین انجام میدم خودبخود اشتهام خیلی کم شده و دیگه دوست ندارم همش در حال خوردن باشم وچقدر این طرز رفتارم برام لذت بخشه و خیلی شگفت زده ام اینقدر این سایت رو رفتار و باورهام تاثیر عالی گذاشته 

      و یه چی دیگهم من خودم چند ماهه جوحه و اردک نگه میدارم هرموقع ازغذاها بمونه میبرم بهشون میدم و کلیم خوشحالم ک دیگه اسراف نمیکنم و الان با حرف شما که ما به زور غذا وارد بدنمون کنیم در اصل داریم گناه میکنیم چون ب بدنمون سختی میدیم و رو معده مون فشار بیشتری برای هضمش میاد پس همون بهتر سریع به طبیعت برشون گردونیم 

      در پناحق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahrbanou1346
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۷ ۱۵:۴۰
      مدت عضویت: 2207 روز
      امتیاز کاربر: 44366 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 988 کلمه

         سلام دوستان همراه ،

      مصاحبه کوتاهی به شکل فرضی با استاد عطار روشن انجام دادم  که به سمع و نظر شما می رسونم .

      سلام استاد ،ممنون که با درخواست این مصاحبه افتخار دادید موافقت کردید   و به چند سوال از مقاله ” ثوابشو بخر  ”  پاسخ  می دید .خیلی تشکر .

      ________________________

      اولین سوال :

      استاد شما فرمودین چاقها عقیده دارن سرعت چاق شدن، بیشتر از سرعت آخرین خودرویی هست که تاکنون ساخته شده است . و فرمودید که این عقیده کاملا اشتباهه .میشه بفرمایید دلیل شما برای درستی  نظرتون‌چیه  ؟ و سپس بفرمایین نتیجه این طرز تفکر اشتباه در چاقها چیست ؟

      به نام خدای مهربون و سلام به دوستان خوبم در این مسیر .جواب این سوالتونو اینجوری می دم که :

      قطعا یک فکر اشتباه و یک عادت اشتباه باعث چاقی ما نمی شود.

      مجموعه از افکار اشتباه به همراه تکرار سالها رفتارهای اشتباه باعث چاقی ما می شود.

      از آنجا که چاق شدن حرکت جسم در جهت منفی و نابود شدن است بنابراین سرعت چاق شدن جسم به شدت پایین است.

      تصور کنید من با انبوهی از افکار چاق کننده و مجموعه ای از رفتارهای اشتباه که سی و چند سال تکرار شده بودند به وزن 137 کیلوگرم رسیده بودم.

      با قرار گرفتن در مسیر لاغری با ذهن و انجام تمرینات آن در طی کمتر از سه سال به وزن کمتر از 100 کیلو رسیدم.

      من با استفاده از این روش مقدار بیش از 40 کیلوگرم در طی سه سال کاهش وزن پیدا کردم.

      سه سالی که حتی یک ساعت گرسنگی را تحمل نکردم.

      سه سالی که هرگز از خوردن غذایی بخاطر ترس از چاق شدن خودداری نکردم.

      سه سالی که هرگز بخاطر لاغر شدن، ورزش های برنامه ریزی شده انجام ندادم.

      مقدار وزنی که در طی 30 سال به من اضافه شده بود، در طی کمتر از 3 سال از من کاسته شد.

      این مقایسه اثبات می کند که سرعت چاق شدن جسم بسیار کندتر از لاغر شدن است و این در حالی است که همه افراد چاق عقیده دارند سرعت چاق شدن سریعتر از هر خودرویی است که تا کنون ساخته شده است.

      نگرش اشتباه درباره کاهش وزن سبب شده است که افراد با توجه به اینکه تلاش بسیاری برای لاغر شدن می کنند اما همچنان چاق هستند.

      وقتی عقیده افراد این است که لاغر شدن سخت است، هرچقدر برای لاغر شدن تلاش می کنند باز تصورشان این است که لاغر شدن از این هم سخت تر است.

      بنابراین با اینکه سختی و رنج بسیاری را متحمل می شوند اما همچنان چاق باقی می مانند.

      باتشکر از شما میرم سراغ سوال بعدی و بعد مزاحم وقتتون نمیشم‌ .

      سوالم اینه :

      استاد  دلیل اینکه می فرمایید ۱۵ ماه بدون کسب نتیجه باز هم این مسیرو ادامه دادین چی بوده ؟ همینطور چطور به این باور رسیدید که لاغر شدن آسانترین کار دنیاست ؟

      استاد :

      خواهش می کنم  .شما مراحمی و اما پاسخ به این سوال :

      ———————————-

      دلیل اینکه 15 ماه بدون کسب نتیجه این مسیر را ادامه دادم پشت کار یا استمرار من نبود بلکه به این دلیل بود که هنوز از این روش ناامید نشده بودم.

      تصور کنید من بارها رژیم گرفته بودم و لاغر نشده بودم. بنابراین به محض شنیدن اسم رژیم برای لاغر شدن مطمئن بودم که نتیجه نخواهد داد.

      اما درباره نتیجه لاغری با ذهن چیزی نشنیده بودم بنابراین مطمئن نبودم که این روش نتیجه نخواهد داد بنابراین ادامه دادم.

      زمانی که اولین نشانه های تغییر جسمی من ظاهر شد مقداری اطمینان من به این روش بیشتر شد و هرچه نتیجه من بیشتر شد اطمینان من هم افزایش پیدا کرد.

      در این شرایط، ذهن من مانند دوران چاقی عمل می کند.

      همانطور که قبلا ترس از لاغر نشدن را گسترش می داد و اینکه لاغر شدن سخت است. بعد از کسب اولین نشانه های لاغر شدن شروع به گسترش “لاغر شدن آسان است” کرد و به مرور من بیشتر اطمینان پیدا کردم که لاغر شدن کار آسانی است.

      به همین دلیل بعد از اینکه تا حدود زیادی از مسیر لاغری با ذهن نتیجه گرفته بودم و برای آموزش این روش فوق العاده اقدام به تهیه فایل های آموزشی کردم از همان ابتدا عبارت “لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست” را بارها در فایل های آموزشی تکرار کردم.

      در واقع این باور و عقیده من بعد از ده ها کیلو کاهش وزن از طریق قدرت ذهن بود و این درحالی بود که هر فردی که اضافه وزن داشت و این عبارت را می شنید ابتدا تعجب می کرد اما به سرعت احساس خوبی در او شکل می گرفت و با خود تصور می کرد چقدر عالی میشد اگه واقعا لاغر شدن آسانترین کار دنیا بود.

      آنهایی که این عبارت به دلشان نشست و وسوسه شدن آسان بودن لاغر شدن را تجربه کنند قدم در مسیر یادگیری لاغری با ذهن گذاشتند و خیلی زود متوجه شدند که واقعا لاغر شدن به روش لاغری با ذهن آسان ترین کار دنیاست.

      تصور کنید شما بدون حضور در کلاس درس یا مکان خاصی لاغر شدن را در خانه و از طریق اینترنت و با استفاده از موبایل یا کامپیوتر خود می آموزید.

      زمان استفاد از آموزش ها بستگی به برنامه ریزی زندگی شما دارد و هر زمان تمایل داشتید از محتوای آموزشی استفاده می کنید.

      آموزشها به زبان ساده و قابل درک برای همه افراد در هر سن و شرایطی آماده شده است.

      شما به راحتی تمرینات خود را در جزوه آموزشی می نویسید و در واقع کتاب لاغری خود را می نویسید.

      به ساده ترین شکل ممکن نوشته های خود را در بخش تمرینات سایت به اشتراک می گذارید و می توانید نوشته افرادی که همراه شما در این مسیر هستند را مطالعه کنید و به این شکل به گسترده ترین کتاب لاغری با ذهن در جهان دسترسی دارید.

      در این روش برخلاف همه روش های دیگر شما مجبور به تحمل گرسنگی نیستید، نیاز نیست ساعت ها ورزش های سخت و طاقت فرسا انجام دهید، لازم نیست هر روز داروهای مختلف بخورید و هرکاری که در روش های قبلی برای لاغر شدن انجام می دادید را لازم نیست در روش لاغری با ذهن انجام دهید.

      این تنها بخشی از سادگی های روش لاغری با ذهن است.

      _____________________

      استاد ،خیلی متشکرم در این مصاحبه شرکت کردید .

      شما را به خدا می سپارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شقایق
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۷ ۰۲:۴۱
      مدت عضویت: 1959 روز
      امتیاز کاربر: 695 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 417 کلمه

      با سلام و عرض ادب 

      من تا به حال این جمله ی ثوابشو بخر  ررو نشنیده بودم اما 

      همیشه از اطرافیان  می شنیدم که اسراف نکنید ، غذایی را دور نریزید ، یا حتما تا  ته ظرف غذاتون بخورید که از ادب به دور هست 

      همین نگاه های مذهبی داشتن حتی به غذا در ما یکسری عادتها ی بد و رفتارای چاق کننده ایجاد کرد ، غذای نذریست  بخور ثواب داره ،

      در  محله ی ما هرسال در ماه محرم غذا و نذورات زیادی داده میشد البته تا قبل از کرونا 

      و همین قیمه ها ی نذری کلی عادت و رفتارای بد چاقی در من ایجاد کرد چرا که همیشه در طول سال منتظره ماه محرم بودم و قیمه های نذری 

      و علاوه بر اینکه باور داشتیم بخوریم تبرک ثواب داره 

      یه باور دیگه هم بود که غذا و پلوی امام حسین سالی یکباره و دیگه نصیبمون نمیشه 

      ای بابا بخور همین ده روزه اول محرمه بعدش رژیم بگیر ، اینم یه باور غلط دیگه 

      و اگر از این غذا ها اضافه ای میموند  مادرم هرگز نمیگذاشت یک لقمه ش هدر بره چون مرتب میگفت گناه داره 

      حالا هر چی میگفتی مامان جان پرنده ها هم حق دارن از پلوی امام حسین بخورن 😄

      اما فایده ای نداشت 

      خلاصه که بعد از هدایت شدن به این مسیر دریافتم که هیچ چیز بیشتر از بدن خودم ارزشمندتر نیست حتی همان غذاهای اضافه ای که  برای بدنم هیچ نیازی نیست جز چربی شدن یا با کلی انرژی سوزاندن و دفع شدن 

      پس بهتره همین مازاد را از اول  به دست طبیعت و مورچه ها و پرندها بسپاریم که اتفاقا این ثوابش خیلی خیلی بالاتره 

      البته اینجا جا داره معنی اصلی ثواب رو هم  بیان کنم ، ثواب یعنی پاداش ، یعنی جزای یک کار خوب که قطعا با حال خوب همراهه

      خب چه کار خوبی از این بالاتر که با نخوردن لقمه های اضافه در ما ایجاد میشه و چه پاداشی از این بالاتر 

       من الان بر این باورم که حتی  یک لقمه ی اضافی   برای من حرام است و نخوردن همان یک لقمه اتفاقا کلی ثواب و حال خوب  برایم بدنبال داره 

      پس با این باور کلی از اصافه خوریهایم خیلی خیلی  کم شده 

      ««و در اخر و نتیجه گیری از  صحبتهام »»

      من از نخوردن غذاهای اضافی کلی لذت می برم و  ههمین امر  کلی ثواب و حال خوب برایم به ارمغان داره 

      علاوه بر اون با بخشیدن این اضافه ها هم به طبیعت  این ثواب برایم چند برابر می شود 

      خدایا سپاسگزارم

       برای این همه تغییر نگاه به غذا  ، به خوردن و به تجدید نظر در یکسری از عادتها و رفتارهایم 

      و ممنون از شما استاد گرانقدر 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریده حسنی
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۷ ۰۱:۲۴
      مدت عضویت: 2433 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,820 کلمه

      ثوابشو بخر

      سلام وقت بخیر

      ممنون استاد گرامی برای آگاهی های بینظیری که به شما گفته میشه و شما هم به ما منتقل میکنید 

      نقل مجلس جمع های افراد چاق ،صحبت کردن در مورد چاقی ،عوارضش و راه های درمانشه که در انتها به هیچ مقصد محکم و موندگاری نمی انجامید

      بیس تمام گفتگوها شکل هم بود و در تمام اون مدتی که خیلی فیلسوفانه در حال نطاقی در مورد راه ها و روش هایی که رفته بودیم ، در حال دادن پیغام من چاق هستم ،من خوب نیستم بودیم که نتایج ما نمایانگر درونیات درب و داغونمون بود و مدام تعحب میکردیم که چرا با اینکه انقدر نگرانیم ،در رژیمیم، در ورزشیم ولی باز هم چاق هستیم یا لاغریمون موندگار نیست

      یعنی مدام از یک مسیر اشتباه یک شکل استفاده میکردیم و از نتیجمون ناراضی بودیم و هیچ وقت فکر نمیکردیم که شاید راهمون صحیح نیست

      هر چند این سالهای اخیر من متوجه شده بودم که چیزی در ذهن من درست کار نمیکنه اونم بخاطر این بود که در دوره های ذهنی شرکت کرده بودم و اون آگاهی ها منو بفکر میبرد که نکنه تو هم ذهنت مشکل داره و اتفاقا چندین بار هم توی گوگل تایپ کردم آیا میشود با ذهن لاغر شد ولی به متد های متفرقه هدایت شدم چونکه اون سالها ،اصلا سایت تناسب فکری وجود نداشت ،یعنی من تلاشمو میکردم تا اینکه به این سایت هدایت شدم

      در این دوره ها متوجه شدم که چاقی من نتیجه تجمیع چندین تا از افکار منه که در انتها منجر به رفتارهایی در من شده 

      من حتی مطمئنم که وقتی باورهای چاق کننده داری و دستورات مغزت چاق کننده است ،به سلول های بدن هم دستور چربی سازی یا چاق شدن میدهد و از اونجاییکه سلول ها بسیار هوشمند هستند با توجه به اطلاعاتی که بهشون میرسیده فکر میکردند که باید بسمت چاقتر شدن حرکت کنن 

      در واقع بدن من پر بوده از افکار مسموم چاق کننده که تمام اجزاء بدن من و رگ و ریشه من در اون افکار ، سمی شده بودند و بوی چاقی میدادند 

      انگار هر روز تو فکر من چند تا پاف افکار چاق کننده اسپری میشده که اون افکار چاق کننده در تک تک سلول های من تزریق میشدند و تمام بدن من پر میشده از چاقی و حس های بد که خود اون حس های بد باز هم سلول های بدن منو مسموم تر میکرده و این چرخه هر لحظه و هر روز و هر سال تکرار میشده

      الان که دارم مینویسم و بهش فکر میکنم احساس خفگی میکنم ،چه لحظات بدیو سلول های من تجربه میکرده ،بخاطر این بوده که من در تمام اون سالها حس نفرت و انزجار از خودم داشتم ،درون کثیف ،بیرون کثیف را هم بوجود می آورد 

      یکی از باورهاییکه بیشتر  افراد چاق دارند و منهم داشتم این بود که براحتی چاق میشم و به سختی لاغر 

      آخرین باری که رژیم گرفتم و ورزش کردم تقریبا ۸ سال پیش بود ، آسیب کمر در ورزشم دیده بودم و دکترم‌ ورزشو  برام ممنوع کرده بود ، با مخالفت های شدیدم باز هم نتونستم دکترمو مجاب کنم و بهم دستور داد اگر میخوایی کارت به عمل جراحی نکشه فقط استراحت مطلق داشته باش و من ۹ ماه استراحت در منزل بودم با تمام فشارهای روحی 

      شاید اون زمان سایزم ۴۲ بود بین  ۴۲ و ۴۴ سایزم گردش داشت و یکبار هم به سایز ۴۰ رسیده بودم اونم دیگه خودمو با قرص های لاغری کشته بودم تا به اون سایز رسیدم و خیلی زود هم برگشت وزن داشتم

      خلاصه اون روزها مجبور شدم  ورزشو رها کنم که در ادامه ش رژیمم رها کردم  ،فکر کنم وزنم ۷۵ کیلو بود ،بمحض رها کردن ورزش و رژیم ،ترس های بزرگی در من قویتر شد که حالا مجدد چاق میشی ، تو که ورزش نمیکنی ،رژیم‌ نیستی و کاملا منتظر چاقتر شدنم بودم ،بسیار هم عصبی شده بودم ، خونه نشین شده بودم ،منیکه عادت داشتم از صبح تا عصر تو باشگاه ها باشم حالا مجبور بودم تو خونه بشینم‌

      خودم متوجه شدم آرام آرام بدنم بزرگتر و چاقتر میشد ،ترسیده بودم ،لباس هام دونه دونه برام تنگ میشدن،دیگه خجالت میکشیدم عکس قدی بگیرم ،دوست نداشتم کسی بفهمه دارم چاق میشم 

      و پروسه چاقتر شدن من از سایز ۴۲ به سایز تقریبا ۴۸ ،  پنج یا ۶ سال طول کشید ، من از وزن ۷۵ به وزن ۹۵ رسیده بودم و با وزن ۹۵ کیلو  وارد دوره شدم 

      ۲۰ کیلو اضافه وزن من در ۶ سال انجام شد و الان که یک سال و هفت ماهه که در دوره هستم تقریبا نصف راهو رفتم و دوست دارم ۲ سایز دیگه کم بشم ،هر چند الان هم از خودم بسیار راضی هستم

      و میدونم اگر حس رضایت از خودم و سایزی که کم کردم داشته باشم میتونم ادامه راهمم به نتیجه برسم‌ و اگر بخوام پیشرفت های الانمو نبینم و غر بزنم و شکایت کنم ،جهان هم جوابی شبیه به ارتعاش منو به خودم برمیگردونه

      پس در حال حاضر از داشته هام لذت ببرم تا در همون قسمتها گسترش پیدا کنم

      از اونجاییکه من عادت دارم هر روز با خودم در مورد قوانین صحبت کنم ، امروز هم رفتم توی تراس و شروع کردم با خودم حرف زدن 

      به خودم گفتم فریده اگر چه چیزی داشته باشی حالت خیلی خوبه و همه جوره به نفعته؟

      دیدم دلم میخواد بگم پول وووو 

      ولی یکمی که فکر کردم متوجه شدم من اگر یک ذهن سالم و تمیز داشته باشم‌ که بتونم خوب برنامه ریزیش کنم برای من مثل مرغ تخم طلا کار میکنه و مدام برای من شرایط طلایی تولید میکنه

      گفتم‌ ببین فریده تو ذهن تمیز داشته باشی تو رو تو مسیرهای صحیح قرار میده ، تورو در مسیرهای مالی خوب قرار میده،در مسیر روابط عاشقانه قرار میده،در مسیر اتفاقات عالی قرار میده

      در مسیر لاغر شدن با قدرت ذهن قرار میده ،ذهنتو بسازی دیگه میتونی برای همیشه متناسب باشی و لذت ببری 

      در واقع تو یک چیز را درست و تصحیح میکنی ولی تمام قسمت های زندگیت تحت فرمان همون ذهنته ،پس ذهنو بساز بقیش درست میشه

      امروز که رفتم توی تراس ،شروع کردم به یادآوری موفقیت های ریزو درشتم ،به خودم گفتم آفرین فریده خانم که چند سایز کم کردی ،بهت افتخار میکنم ،ازت راضی م ،از عملکردت راضی م ،دوست دارم فریده و شروع کردم به گفتن و تشویق کردن خودم و دستاوردهام

      گفتن اینجور دیالوگ ها با خودم انقدر حالمو بهتر کرد که متوجه شدم چقدر انرژیم بیشتر و سرحالتر شده ،آگاهانه زندگی کردن یعنی همین ، بجای اینکه بشینم به حرف منفی بافم گوش کنم که بلده فقط ناامیدم کنه ،به حرف های قدرت درونم گوش میکنم که حسمو بهتر میکنه ،وقتی من حس رضایت داشته باشم ،جسم و ذهن و جهان هم میفهمن که من راضیم و نتایج رضایت بخش بیشتری در مسیر من قرار خواهند داد و بعد از مدتی خودم هم متوجه نمیشم که خودبخود همون یکی دو سایزمم ریخته

      لاغر شدن آسانترین کار دنیاست البته با  این روشی که ما انجام میدیم  آسانترینه ،وگرنه که قبلا سخترین کار دنیا بود

      منکه فقط لذت بردم و حالم خوب بوده در این مسیر ، هر غذایی دوست داشتم خوردم و لاغر هم شدم، تازه به زور و اجبار هم ورزش نکردم ،آزادی عمل داشتم و از حق انتخابم لذت بردم ،پس مسیرمون زیبا و دلپذیره 

      من به عنوان دانش پژویی که ۱ سال و هفت ماهه در دوره های ،ورود به سرزمین لاغرها،دوره پاکسازی،دوره پیشرفته،دوره روانشناس لاغری خود باشید،دوره خدا هرگز دیر نمیکند و خلق آرزوها هستمو در این مدت در حال آموختن الفبای لاغری ،تغییر رفتارها ،عادتها و عملکردهام‌ هستم که در این مسیر حالم بسیار عالی بوده و الان که به گذشتم فکر میکنم که چی بودم و چی شدم ،پر از شعف و حس خوب میشم ،که یک انسان میتونه چقدر تغییر کنه و به جایگاه های بهتری خودشو برسونه در صورتیکه من همیشه فکر میکردم مجبورم تا آخر عمر چاق بمونم و رنج ببرم ولی این اتفاق رخ نداد و من الان در بهترین شرایط خودم هستم و بهتر از اینهم خواهم شد

      این دوره ها خودش یک دانشگاهه ،هر روز درسی برای آموختن داریم ،مشقی برای نوشتن و مطالعه کردن و در انتها به نتایج عالی خواهیم رسید تازه اونم براحتی در منزل خودمون ،بدون صرف وقت برای رفتن به کلاسی به باشگاهی 

      نه با گرسنگی ،نه با سختی ،انقدر راحته که حتی مغز خودمون هم هنگ کرده ،به کسی بگیم ما به این شکل لاغر میشیم فکر میکنن ما دیونه شدیم ،اصلا هر کاری که سخت انجام بشه یعنی اون راه اشتباهه ،هر راهی که با احساس بد همراه باشه یعنی اون کار اشتباهه 

      حالا بریم سراغ جمله ،ثوابشو بخر

      تا حالا این جمله رو نشنیده بودم که بگن ثوابشو بخر ،اگر زمان هایی هم غذایی اضافه میومد ، مادرم بقیه غذارو نگه میداشت ،جمله حیفه بخور دور نریزمو زیاد شنیده بودم 

      این جمله رو زیاد شنیده بودم که باید تا آخر غذاتونو بخورید و بشقابتون چیزی توش نمونه البته این توصیه هیچ وقت بمن نشد چونکه من خودم همیشه تا ته غذامو میخوردم و تازه همه نگران این بودن که مراقب فریده  باشن که زیاده روی نکنه 

      خدارو شکر با آموزش های این دوره ها ،اصلا اصراری به زیادی خوردن بچه هام ندارم و بهشون یاد دادم که تا گرسنه نباشن غذا نخورم و به محض سیر شدن دیگه ادامه ندن ،همین ۲ تا تکنیکو هر کسی یاد بگیره میتونه کلی از زیاده روی خوردن هاش جلوگیری کنه 

      زمان های خیلی قدیم یه آخوندی به اسم قرائتی توی تلوزیون خیلی برند بود و همه، حرف هاشو دوست داشتن ، منکه نگاه نمیکردم ولی یبار یادمه تلوزیون روشن بود و قرائتی داشت میگفت ،انقدر پرخوری نکنید ،نترسید از دور ریختن باقیمانده غذاتون ،این غذا اضافه بر سازمان بدنتونه چه تو آشغالی بریزید چه تو بدنتون، در هر دو صورت اون غذا بدرد بدنتون نمیخوره ،پس بریزیدش دور ، بهتر از اینه که بدنتون زحمت دور ریختنشو بکشه و جالبه سالها پیش من این جنس صحبتو شنیدم ولی عمل نکردم یعنی تو مدار درکش نبودم

      مادر منهم خیلی حساسه که غذایی دور ریخته نشه برای همین ممکنه یه غذایی که خورده نشده ،مجبور باشه خودش چندین روز اون غذارو بخوره و این عادتو به ما هم یاد داد البته که من با ورودم به دوره دیگه هر خوراکیو نمیخورم 

      منکه عاشق غذای تازه هستم و دوست ندارم غذای یک روز فبلو بخورم ولی چونکه من همیشه غذای بچه هارو یک شب جلوتر میپزم که ببرن سر کار ،خودم هم اون غذارو فرداش میخورم ،البته خیلی کم این اتفاق میفته چونکه من بیشتر روزهای  هفته رو خونه نیستم و بیرون غذامو میخورم و شاید  ۲  روز در هفته خونه باشم که بخوام غذایی بخورم 

      با اینکه مادرم همیشه تاکید میکنه غذاییو دور نریزید ولی من هر زمان زیاد باشه و بمونه میریزم دور ،گاهی میوه،خیار،گوجه،لیمو ترش و از اینجور خوراکی ها هم که نمیخورم و خراب میشه و میریزم دور ، مادرم غر میزنه و میگه کمتر بخر که دور نریزی ،اسراف نکن و از اینجور صحبت ها ،من خودم زیاد اهمیت نمیدم ،نه اینکه دوست داشته باشم پولمو به هدر بدم ،اتفاقا برای ریال به ریال پولم ارزش قائلم ولی گاهی خوراکی هایی اضافه میاد که مجبورم بریزیم دور 

      خدارو شکر باورهای مذهبی در این موارد  ندارم و سپاسگذار خداوند هستم که منو هدایت کرد به جایی که مدام در مسیر رشد و تغییر هستم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 44 از 9 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار آرمیتا صدیقی
        ۱۴۰۰/۰۵/۱۷ ۱۰:۳۵
        مدت عضویت: 1832 روز
        امتیاز کاربر: 692 سطح ۲: کاربر متوسطه
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 189 کلمه

        سلام فریده خانم عزیز و دوست داشتنی.
        شاید باورتون نشه اما صدای زیباتون موقع نوشتن این کامنت توی گوشم میپیچید.انگار داشتین کنار گوشم همه این حرف هارو با ارامش و ملایمت میگفتین و لذت میبردم..
        چقدر اونجا که داشتین از خودتون تعریف میکردیم حالم ردیف شد.
        واقعا من چهار ماه پیش رژیم گرفتم و انقدر زحمت کشیدم اما حالا که تموم شده و باید از جسمم لذت ببرم و بهش خداقوت بگم هی سرزنشش میکنم که چرا شُل شده و یا چرا اضافه کرده..
        قربونِ بدنم برم که توی دو ماه انقدر سریع وزنشو کم کردم و هیچی نگفت.فقط از ناراحتی و غصه شُل شد و وا رفت..
        واقعا دلیل شل شدن پوست بعد از رژیم شاید همین ناراحتی و عجز جسممون باشه.شاید میخواد فریاد بزنه بگه توروخدا رژیم نگیر..این راهش نیست..عضلاتتو انقدر اذیت نکن و ورزش سنگین انجام نده! اما نمیتونه داد بزنه به جاش شُل میشه و میوفته‌‌..
        میدونین! به غیر از توضیحی که درباره ثوابشو ببر دادین بقیه جملات اولیه عالی بودن..انقدر عالی که دوست دارم هر روز کامنت شما رو بخونم و مثل قند توی دلم آب بشه و این نجواهای منفی ذهنم ساکت بشه..

        مرسی فریده خانوم گل خیلی لذت بردم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فریده حسنی
          ۱۴۰۰/۰۵/۱۷ ۱۳:۰۶
          مدت عضویت: 2433 روز
          امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 1,080 کلمه

          سلام آرمیتا جان 

          خوشحالم که در مسیر تغییر و رشد خودت انقدر جدیت داری ،آفرین که از سن نوجوانی خواستی و هدایت شدی ،خیلی از آدم ها به دنیا میان،ناآگاه زندگی میکنن و نااگاه هم از دنیا میرن ،خدارو شکر ما انسان های خاص و برگزیده ای هستیم که یه روزی خواستیم و درخواستمونو به جهان آگاهانه یا نااگاهانه فرستادیم و جهان هم به بهترین شکل پاسخ داد

          بودن ما در این سایت و این جنس اموزش ها  نشانه است، اگر هوشیار باشیم و رد نشانه هارو دنبال کنیم ،میبینیم که پله پله هدایت میشیم به شرایط بهتر،به موقعیت های با کیفیتر

          مهم اینه که این ریسمانو رها نکنیم و ادامه بدیم  و مهم تر از همه اینکه حواسمون به خودمونو و حال و هوامون باشه 

          اول بپذیریم که خودمون مسئوال هر انچه تجربه   میکنیم هستیم و بعد برای بهتر شدن اوضاع دست به کار بشیم

          خدارو شکر در مسیر صحیح هدایت شدیم و این مهم ترین بخش راهمونه

          متوجه شدیم مشکل جسم ما چیه و اینهمه چاقی از کجا سرچشمه میگیره، کشف همین موارد بنظر ساده برای من از ۱۰ سالگی تا ۴۴ سالگیم‌ زمان برد 

          باز هم خدارو شکر میکنم الان متوجه شدم ،بیدار شدم وقتی بیدار میشی دنبال راه حل هم خواهی بود

          در کنار تمام این آموزش ها یک کاری که باید هر لحظه انجام بدیم ،توجه به خوبی های خودمونه ،بدلیل اینکه ما سالها یاد گرفتیم که خودمون و خوبی هامونو نبینیم، مخصوصا افرادی که از جسم و وزن خودشون راضی نیستن

          من سالها در کنار خودم نبودم ،از ۱۰ سالگی که بهم انگ چاقی زده شد و رفتم تو رژیم های سخت و بدنبال اون ،سرزنش ها و تحقیرها از طرف دیگران شروع شد،من تمام اون صداهارو از سن ۱۰ سالگی در خودم ضبط کردم

          من برای خودم در درون خودم ،دختر بیریخت و چاق و بدرد نخور و پرخوری بودم که بهم میگفتن خپل ،کپل ووو

          تصویر من یک‌ تصویر دوست نداشتنی بود ،وقتی بزرگتر شدم ،وقتی دلم‌ میخواست در سنین نوجوانی جلب توجهی برای اطرافیانم داشته باشم ،نمیتونستم ،اون صداها در من بزرگ و قوی شده بودن و بمن لحظه به لحظه اعلام میکردن که فریده خوب و قشنگ و زیبا نیست

          بزرگتر که شدم شاید پدر و مادرم کنارم نبودند که منو سرزنش کنن ولی من خودم دیگه در قضاوت کردن و تخریب کردن خودم خبره شده بودم

          اون صدا و تصویر ۳۴ ساله که در درون من با من گفتگوهای زیبا نداشته ،منو خوب ندیده و الان من در دوره هایی هستم که داره بهم یاد میده که فریده تو عالی هستی ،زیبایی،بینظیری همین جوری که هستی

          ولی آیا اون صدای ۳۴ ساله در من قویتره یا صدای یک ویس یا یک فایل؟

          و حالا وظیفه ما اینه که انقدر در کنار آموزش ها به خودمون بگیم با دلیل و منطق ، که من هم یک خانم قدرتمند،خلاق،زیبا دوست داشتنی ،با اعتماد بنفس وووو هستم

          به اندازه ای که سن چاقیمون و سرزنش هایی که شدیم ،نیروی تضعیف کننده در ما قوی شده و باید تمرین بیشتری کنیم

          باید هر روز چندین تا نقاط مثبت شخصیتی خودمونو بنویسیم و با منطق به خودمون ثابت کنیم که ما شخصیت خوب و نرمالی داریم

          ذهن منفی باف ما دوست داره مدام مارو تخریب کنه و اشتباهات مارو بیرون بکشه و ما باید روی مثبت های خودمون مانور بدیم

          در ۹۵ درصد از عمر الانم که در رژیم گذشت ،من در حال فشار آوردن به جسم و روحم بودم ، محتویات ذهنم ایراد داشت ،من داشتم رو جای دیگه ای تمرکز میکردم

          مثلا  موتور ماشین من ۳۴ سال خراب بوده ولی من فکر میکردم برق ماشینم مشکل داره و تمام اون مدت در حال دستکاریه  برق ماشینم بودم ،آیا ماشینم‌ تعمیر شد؟ معلومه که نه 

          همون وقتهاییکه صبح تا شب در حال گرسنگی دادن به خودم بودم و مدام حالم از خودم بد بوده ،جسم من ،روح من در عذاب بودن و من در حال ارسال پیام من خوب نیستم به جهان هستی بودم و از اونجاییکه کار جهان اثبات درونیات ماست به ما ، منو وارد مسیرهای ارتعاشی درونم میکرد

          و لحظه به لحظه جسم من ناامیدتر و خسته تر میشد ،برای همین بدنم مدام بقول شما شلتر هم میشد 

          اگر کسی از من تو این ۳۴ سال فیلم هایپرلپس  میگرفت ،فکر میکرد منو کسی داره مدام باد میکنه یا بادمو خالی میکنه مثل بادکنک 

          با توجه به تمام اشتباهاتی که در زندگیمون داشتیم چه با بدن خودمون چه با عزت نفسمون ،حالا وظیمون اینه که کنار خودمون باشیم 

          خودمونو حمایت کنیم حتی اگر جسم الانمونو دوست نداریم ،باید کمکش کنیم ،باید مثل یک حامی قدرتمند مدام به کودک درونمون بگیم که دوسش داریم و کنارش هستیم

          باید اعتمادبنفس خاموشمونو بیدار کنیم ،اعتمادبنفس که بیدار بشه ،قدرت های درونی مارو بیدار میکنه و اون قدرت های درونی مارو بسمت اهدافمون هل میدن

          و تشویق کردن خودمون ،بدنمون،جسممون مهم ترین تمرینیه که باید هر روز انجام بدیم 

          من خودم ۱ ساعت یکبار ساعت کوک کردم که چندتا تمرینو انجام بدم و با خودم زیاد صحبت میکنم ،مخصوصا منیکه قدمت سن چاقیم زیاده و بیشتر عمرمو در چاقی گذروندم

          خودمو برای بودن در اینجا تشویق میکنم،برای انجام تمریناتم،برای عمل کردن به اموزش هام ،برای هر کاری که انجام میدم به خودم عشق میدم  هر چند برام کار راحتی نبود ولی انجامش میدم ،چونکه اگر انجام بدم انجام میشه

          تمرین آینه که شده جزء برنامه های هر روزم ،هر وقت خودمو تو آینه میبینم قربون صدقه خودم میرم ، انگار دارم خودمو تو سن ۴ سالگی میبینم و دست و بدن خودمو هر زمانی یادم اومد میبوسم 

          هر چقدر به خودت توجه کنی ،داری به جهان میگی از خودم راضی هستم و جهان هم حس رضایت بیشتری به زندگیت وارد میکنه 

          کاری که قبلا دقیقا برعکسشو من انجام میدادم ،از اون راه ها که نتیجه نگرفتم پس راهمو عوض میکنم تا نتایج جدید وارد زندگیم بشه

          اگر بدونیم که کل زندگی مارو همین نجواهای منفی رقم میزنن خیلی قویتر سعی در شنایایی و رفعشون میکردیم

          نجواهای منفی برگرفته از باورهای ما هستن که بصورت مشاورین اعظم ،در درون ما حکمفرمایی میکنن

          وقتی که صدای جذاب و قدرتمند درونیت قویتر باشه ،صدای منفی درونت کمرنگتر میشه و حالت بهتره

          شاید خیلی از نوشته های منو ذهنت دیلیت کنه و اجازه نده متوجه بشی ولی سال آینده که مجدد این کامنت منو بخونی به خودت خواهی گفت که ای بابا فریده این حرف هارو پارسال بمن گفته بود ،همونجوری که من الان در مرور کردن دوره ها هستم و با خودم میگم ای بابا استاد که این حرف هارو پارسال تو فایل هاشون گفته بودن

          اینم به این دلیله که ما به اندازه باورهامون میشنویم و درک میکنیم ،برای همین ،هر ماه احساس میکنیم گوش ما یجور دیگه مطالبو میفهمه 

          امیدوارم شما هم با ادامه دادن به مسیرهای عالیتر هدایت بشید و خوشحالم براتون

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 55 از 11 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار آرمیتا صدیقی
            ۱۴۰۰/۰۵/۱۷ ۱۴:۴۸
            مدت عضویت: 1832 روز
            امتیاز کاربر: 692 سطح ۲: کاربر متوسطه
            محتوای دیدگاه: 68 کلمه

            بسیار عالی بود فریده خانوم.مجدد تکرار میکنم خوشحالم که در مسیر کنار امثال شما هستم.
            اما بسار سردرگمم که از کدوم دوره رایگان شروع کنم؟ چون فعلا نمیتونم دوره ها رو هزینه‌شو بپردازم.با اینکه بسار نیازمندم اما فعلا نمیشه:)
            صد گام رو تا گام هفتم رفتم اما انگیزه کافی رو نداشتم. شاغل هم هستم و قضیه سخت تر میشه ..
            به عنوان همراه،اگر پیشنهادی دارین بهم کمک کنین ممنون میشم

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار فریده حسنی
              ۱۴۰۰/۰۵/۱۷ ۲۱:۰۴
              مدت عضویت: 2433 روز
              امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

              نشان های دریافت شده

              نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
              نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
              نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
              همیاری
              محتوای دیدگاه: 231 کلمه

              من نظر خودمو مینویسم و در انتها خودت انتخاب کن که چه راهیو بری

              توی سایت مقاله های زیادی هست برای خوندن که بسیار کمک کننده است 

              فایلهای زیادی هست برای گوش دادن

              و دوره ۱۰۰ گام که میتونه برای شروع عالی باشه 

              اینکه شما شاغل هستید هم باید بتونید برای هدفتون وقتیو باز بذارید 

              در انتها نظر من به عنوان شخصی که تمام مسیرهای قبلی را رفتم و سرخورده تر از همیشه برگشتم و الان هم بعنوان شخصی که ۸۰ درصد دوره های این سایتو خریدم مخصوصا در بخش لاغری ، نظرم اینه که کاریو که بلخره باید انجامش بدیم ،انجامش بدیم‌،در انتها بیشتر دوستانی که در دوره های رایگان هستن ،وارد دوره های اصلی این سایت خواهند شد ،البته اگر لاغر شدن براشون الویت باشه 

              نظر من اینه که هر آنچه که در این سایت گفته  میشود را باید گوش داد و درک کرد ،چه رایگان ها چه دوره های اصلی 

              حالا هر کسی بر حسب شرایط زندگیش عمل میکنه 

              مطمئن باشید ذهنی که به شما میگه ،من وقت کافی ندارم یا انگیزه گوش دادن فایلهای رایگان یا ۱۰۰ گامو ندارم ،هر پیشنهاد دیگه ای هم که کسی به شما بگه رو هم رد خواهد کرد 

              شما اقتدار خودتونو تو فایلهای رایگان نشون بدید تا به دوره های اصلی هم هدایت بشید

              یادت باشه این آخرین و بهترین راهیه که میتونه از ریشه محتویات ذهنتو تغییر بده پس از فرصتی که جهان برات گذاشته استفاده کن

              موفق باشی دوست همراهم⚘

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
              ثبت امتیاز
              امتیاز: 29 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                آواتار آرمیتا صدیقی
                ۱۴۰۰/۰۵/۱۷ ۲۳:۱۶
                مدت عضویت: 1832 روز
                امتیاز کاربر: 692 سطح ۲: کاربر متوسطه
                محتوای دیدگاه: 41 کلمه

                بله دقیقا همینطوره.متشکرم که پاسخ دادین😍 من اول باید روی فایل های رایگان کار کنم و خدا خودش منو به سمت دوره هدایت میکنه.چون با پوست و استخونم میخوام وارد دوره اصلی بشم و فضای صمیمی در کنار هم داشته باشیم

                برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
                ثبت امتیاز
                امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
                افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                  آواتار فریده حسنی
                  ۱۴۰۰/۰۵/۱۷ ۲۳:۳۶
                  مدت عضویت: 2433 روز
                  امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

                  نشان های دریافت شده

                  نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
                  نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
                  نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
                  محتوای دیدگاه: 8 کلمه

                  آفرین به پشتکارت دوست عزیز و موفق باشی🌹

                  برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
                  ثبت امتیاز
                  امتیاز: 0 از 0 رأی
                  افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                  آواتار shahrbanou1346
                  ۱۴۰۰/۰۵/۱۸ ۰۰:۲۵
                  مدت عضویت: 2207 روز
                  امتیاز کاربر: 44366 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

                  نشان های دریافت شده

                  نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
                  نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
                  نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
                  محتوای دیدگاه: 95 کلمه

                  آرمیتا ،دوست عزیز،سلام‌،وقت بخیر           یک‌راهنمایی هم من بهت می کنم بهتره قبل از ورود به دوره های اصلی ،به عنوان مقدمه چینی ،از دوره های رایگان که‌جدیدن استاد گرامی به شکل صد گام‌ارایه دادن شروع کنی .مطالب دریافتی از این صدگام بسیار ارزنده و مفیده .من الان چند ماهه در دوره گام اول ورود به سرزمین لاغرها دارم آموزش می بینم ولی گاهی که برمی گردم به به مقاله های صدگام رایگان بسیار بهره می برم و حکم مکمل برام عمل می کنه .        موفق باشی 💖

                  برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
                  ثبت امتیاز
                  امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
                  افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                    آواتار آرمیتا صدیقی
                    ۱۴۰۰/۰۵/۱۸ ۰۹:۱۸
                    مدت عضویت: 1832 روز
                    امتیاز کاربر: 692 سطح ۲: کاربر متوسطه
                    محتوای دیدگاه: 35 کلمه

                    سلاااام همراه عزیزم.اره دقیقا صد گام رو شروع کردم.قبلا هم شروع کرده بودم اما تا گام هفتم بدون انگیزه بودم.اما خب الان بسیار حس و حال خوبی دارم خداروشکر.
                    ممنونم که من رو مسمم تر کردین

                    برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
                    ثبت امتیاز
                    امتیاز: 0 از 0 رأی
                    افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار shahrbanou1346
            ۱۴۰۰/۰۵/۱۷ ۱۵:۰۶
            مدت عضویت: 2207 روز
            امتیاز کاربر: 44366 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

            نشان های دریافت شده

            نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            محتوای دیدگاه: 48 کلمه

                  سلام فریده جان ،

                وقت بخیر ،

            این جمله ای که نوشتی ،عالی بودو حاکی از درک‌بالای شما از موضوع تاثیر باورها در زندگی انسان :

            ما به اندازه باورهامون میشنویم و درک میکنیم ،برای همین ،هر ماه احساس میکنیم گوش ما یجور دیگه مطالبو میفهمه .👏👏👏👏👏👏

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار فریده حسنی
              ۱۴۰۰/۰۵/۱۷ ۲۱:۱۲
              مدت عضویت: 2433 روز
              امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

              نشان های دریافت شده

              نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
              نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
              نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
              محتوای دیدگاه: 85 کلمه

              سلام خانم شهربانو دوست همراهم 

              ممنون که کامنت منو خوندید و نظر خودتونو نوشتید 

              موضوع باورها ،پایه و اساس ساخت زندگی ماست

              هر کدوم از ما بر اساس باورهامون ،درک میکنیم 

              فیلترهای مغز ما به اندازه باورهای ما ،مطالب رو برای ما ترجمه خواهند کرد 

              برای همین هر کدوم از ما یک مطلب واحد رو به چندین شکل مختلف میشنویم و درک میکنیم 

              من به موضوعات شبیه درونیاتم فکر میکنم و تصمیم میگیرم 

              شما هم همینطور برای همین تنوع در دبدگاه بشدت زیاد و متفاوته 

              برای ترجمه بهتر ،اطرافمون ،فیلترهای باورهامونو تغییر بدیم 

              ⚘⚘⚘

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
              ثبت امتیاز
              امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                آواتار shahrbanou1346
                ۱۴۰۰/۰۵/۱۸ ۰۰:۱۴
                مدت عضویت: 2207 روز
                امتیاز کاربر: 44366 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

                نشان های دریافت شده

                نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
                نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
                نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
                محتوای دیدگاه: 27 کلمه

                سلام به شما دوست عزیز و هم مسیر خانوم فریده ،

                یک‌دنیا تشکر از توجه و اظهار لطف  و توضیحات عالی شما .

                خیلی خوشحال شدم ، ممنونم 💞💞💞💞💞💞💞💞💞😘😘😘😘😘😘😘😘

                برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
                ثبت امتیاز
                امتیاز: 0 از 0 رأی
                افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا