🌧️ یه روزایی هست که جلوی آینه میایستی، به خودت نگاه میکنی و با یه آه بلند توی دلت میگی: «چطور لاغر بشم؟!»
همهچی رو امتحان کردی… از رژیمهای عجیبغریب 🍽️ گرفته تا ورزشهای سخت و خستهکننده 🏃♀️
ولی هیچکدوم اون نتیجهای که دنبالش بودی رو ندادن.
احساس میکنی تو یه چرخهی تکراری گیر افتادی؛ شروع پرانرژی، خستگی، ناامیدی و بعد رها کردن…
اگه این داستان برات آشناست، پس وقتشه یه بار برای همیشه مسیرتو عوض کنی — **از ذهن شروع کنیم نه از معده!**🧠✨
💭 واکنش ما به مسائل زندگی
همهمون توی زندگی، با یه سری سؤال بزرگ روبهرو میشیم…

مثلاً وقتی پولمون کم میاد، فوری تو ذهنمون میپرسیم: چطور پولدار بشم؟ 💸
یا وقتی رابطهای خراب میشه، دلمون میخواد بدونیم: چطور یه رابطه عاشقانه و سالم بسازم؟ 💔❤️
و حالا… وقتی جلوی آینه میایستیم، لباسهامون تنگ شدن یا از ظاهر خودمون راضی نیستیم، اون سؤال معروف مثل یه صدای آشنا تو ذهنمون تکرار میشه:
«چطور لاغر بشم؟» 🤔
گاهی هم فقط یه نگاه ساده به یه آدم متناسب کافیه…
اون کسی که جلوت نشسته و با خیال راحت هر چی دلش میخواد میخوره، ولی باز هم خوشاندام و راحته. همون لحظه یه چیزی ته دلت میلرزه و با حسرت از خودت میپرسی:
«چطور لاغر بشم مثل اون؟!» 🥲🍩👖
ما برای خیلی از سؤالهامون میدونیم باید آموزش ببینیم.
مثلاً اگه بپرسیم: چطور نوازنده شم؟ 🎸 احتمالاً میگیم خب باید برم کلاس موسیقی.
یا اگه بخوایم مکانیک شیم، معلومه باید بریم آموزشگاه یا پیش یه استاد کار کنیم. 🛠️
ولی وقتی میرسه به سؤال «چطور لاغر بشم؟»، همه چیز یهدفعه میریزه بههم! 😵💫
ذهنمون پر میشه از جوابهای متناقض و پراکنده:
- باید رژیم سخت بگیرم 🍽️
- باید هر روز باشگاه برم و ورزش کنم 🏋️♀️
- شاید یه قرص چربیسوز جواب بده 💊
- یا شاید فقط بیشتر راه برم و تحرک داشته باشم 🚶♀️
اما آیا واقعاً جواب “چطور لاغر بشم” همینه؟
آیا تا حالا با این روشها به لاغریِ واقعی، موندگار و خوشحالکننده رسیدی؟ یا مثل خیلی از ماها، بعد یه مدت برگشتی سر نقطه اول؟ 🔄

🎓 یادگیری موضوعات مختلف در زندگی
اگه یه روز برات سوال بشه که چطور رانندگی یاد بگیرم؟ 🚗، احتمال زیاد خیلی راحت میگی: “خب، باید برم کلاس رانندگی!”
یا وقتی دلت میخواد گیتار بزنی، میدونی که باید بری پیش یه استاد موسیقی یا تو یه دوره آموزشی شرکت کنی. 🎸🎶
یعنی مغزت کاملاً پذیرفته که برای یاد گرفتن یه مهارت، باید آموزش ببینی، تمرین کنی و صبر داشته باشی.
اما حالا برگردیم به اون سؤال قدیمی و پرتکرار:
چطور لاغر بشم؟ 🤔
واقعاً چرا با اینکه بارها و بارها دنبال جوابش رفتیم، هنوزم تو همون نقطه اولیم؟!
چون هر بار رفتیم سراغ روشهایی که بهجای اینکه لاغری رو به ما یاد بدن، فقط میخواستن چاقیمونو بپوشونن.
در حالی که هیچ مهارتی بدون آموزش در مغز شکل نمیگیره، حتی لاغر شدن! 🧠✨
ما همهمون میدونیم که یاد گرفتن هر چیزی از مغز شروع میشه؛
از آشپزی 🍳 گرفته تا خیاطی ✂️، مکانیکی 🔧، یا حتی رانندگی.
اول توی ذهن میپذیریم، بعد یاد میگیریم، بعد با تمرین اون رو توی جسممون اجرا میکنیم.
اما وقتی میپرسیم «چطور لاغر بشم؟»،
میریم سراغ رژیم گرفتنهای محدودکننده، ورزشهای سنگین یا قرصهای موقت.
در واقع سعی میکنیم به جسم یاد بدیم لاغر شه، بدون اینکه ذهن چیزی یاد گرفته باشه!
مثل اینه که بخوایم با دستمون گیتار بزنیم، در حالی که مغزمون هیچ نت و آکوردی بلد نیست! 😅
یادگیری لاغری هم باید از ذهن شروع بشه.
چون مغز مرکز فرماندهی تغییره. وقتی مغزت قانع بشه که لاغری ممکنه، لذتبخشه و امنه، کمکم بدن هم شروع به همراهی میکنه.
پس اگه هنوز به جواب درستی برای سؤال «چطور لاغر بشم؟» نرسیدی، شاید وقتشه مسیر آموزش ذهنی رو امتحان کنی.
مسیریه که از درون شروع میشه… نه از بشقاب غذا 🍽️ یا وزنههای سنگین باشگاه 🏋️♂️

🔁 از تجربه چاق شدن برای لاغر شدن استفاده کنیم
یه لحظه چشمهات رو ببند و به این فکر کن که چطوری چاق شدی؟ 😶🌫️
نه نه! منظورم این نیست که چی خوردی یا چند وعده غذا داشتی… منظورم اینه که اون فرآیند ذهنی قبل از چاق شدن رو یادت بیاری!
قبل از اینکه شلوارت تنگ شه یا عدد ترازو بالا بره، ذهن تو، با هزارجور فکر و باور درباره چاقی پُر شده بود…
📢 شنیدی که میگفتن: «ما ژن چاقی داریم»، یا «بعد ازدواج همه چاق میشن»، یا «بالای ۳۰ سالگی دیگه نمیشه لاغر موند!»
همین جملههای به ظاهر ساده، آرومآروم توی مغزت نشستن و یه «انتظار چاق شدن» ساختن.
و ذهن ما عاشق اینه که به انتظاراتمون جواب بده!
پس کمکم شروع کرد به تغییر فرمانها… رفتارای کوچیکی شکل گرفت، مثل بیشتر خوردن 🍞، نادیده گرفتن حس سیری 😵💫، یا بیتحرکی طولانی 🛋️
و نتیجه چی شد؟ چاقی.
حالا بیا برگردیم به سؤال کلیدیمون: چطور لاغر بشم؟
اگه چاقی از ذهن شروع شده، لاغری هم باید از همونجا شروع شه.
تا وقتی مغزت فرمانهای چاقی رو اجرا میکنه، هر رژیم و ورزشی فقط مثل یه وقفه کوتاه توی مسیر چاقی عمل میکنه… نه یه تغییر واقعی و موندگار. 🧠🚫
✅ پس راهش اینه که فرمولهای چاقی ذهنی رو شناسایی کنیم و جاش فرمولهای لاغری رو بنویسیم.
آرومآروم، با تمرین، با آگاهی، با تصویرسازی مثبت، مغز رو قانع کنیم که:
لاغر شدن نهتنها ممکنه، بلکه آسونتر از چاق شدنه! ✨💪
🧠 سیستم عملکرد ذهن
شاید این سؤال تو ذهنت باشه:
«اگه ذهنم انقدر قدرتمنده، پس چرا وقتی تصمیم میگیرم لاغر بشم، چند روز بیشتر دوام نمیارم؟!» 🤷♀️
جواب سادهست…
ذهن ما ذاتاً دنبال آسونی، راحتی و لذته. 😌🍫
هر کاری که یهذره سخت باشه یا حس زجر و محدودیت بده، ذهن فوراً باهاش مخالفت میکنه!
برای همین وقتی از خودمون میپرسیم چطور لاغر بشم؟ و بعد میریم سراغ رژیمهای سخت، ورزشهای سنگین، گرسنگی دادن به خود و حذف غذاهای مورد علاقهمون…
ذهن میگه: ❌ نه! نمیخوام این راهو برم!
ذهن ما مثل یه کودک لوس ولی باهوشه! 😅
اگه حس کنه قراره اذیت شه، سریع قهر میکنه و میره سراغ همون الگوهای قبلی: پرخوری، خوردن احساسی، رها کردن رژیم…
برای همینه که بیشتر ماها فقط برای مدت کوتاهی تونستیم وزن کم کنیم و دوباره برگشتیم به خونه اول. چون راهی که انتخاب کرده بودیم، برای ذهن قابلتحمل نبود! 🥲
حالا بیاید منطقی نگاه کنیم…
ما چاق شدن رو بدون سختی تجربه کردیم، درسته؟
یعنی بدون رژیم گرفتن، بدون حسابوکتاب غذا، بدون درد کشیدن… چاق شدیم!
پس چرا فکر میکنیم لاغر شدن باید با سختی و زجر باشه؟! 🤔
اگه واقعا دنبال جواب درست برای چطور لاغر بشم؟ هستیم، باید روشی رو انتخاب کنیم که برای ذهنمون لذتبخش، آسون و طبیعی باشه.
و فقط یه روش این ویژگیها رو داره:
لاغری با ذهن 🧠💖

✅ تصمیم صحیح برای لاغر شدن
تا وقتی مسیر لاغر شدنت با رنج، زور و تحمل همراهه، بدون که هنوز پاسخ درستی برای چطور لاغر بشم؟ پیدا نکردی 😓
چون ذهن ما همیشه دنبال راه آسونه.
وقتی لاغر شدن براش یعنی گرسنگی، حذف غذاهای مورد علاقه 🍕، ساعتها ورزش سنگین 🏋️♀️ و حس محرومیت…
خیلی ساده میگه: «نه عزیزم، این راه من نیست!» 🚫
در عوض، چی کار میکنه؟
دوباره تو رو میبره به سمت همون رفتارهای قبلی؛ چون اونا راحتتر بودن، شناختهشدهتر بودن و براش امنتر.
پس اگه واقعاً میخوای جواب سؤال “چطور لاغر بشم؟” رو پیدا کنی، باید اول ذهن رو همراه خودت کنی؛
و این فقط وقتی ممکنه که راه لاغر شدنت آسون، لذتبخش و طبیعی باشه. ✨🌿
💡 و این دقیقاً همون چیزیه که روش لاغری با ذهن بهت میده.
اینجا خبری از رژیم، حذف قند، یا ورزش اجباری نیست.
بلکه قراره یاد بگیری چطور ذهن رو آموزش بدی تا خودش راه لاغر شدن رو انتخاب کنه.
دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین طراحی شده؛ تا تو با آموزشهایی ساده، تصویرسازیهای ذهنی 🎨، و تمرینهای سبک و روزمره،
ذهن خودت رو قانع کنی که: «لاغر شدن آسونتر و لذتبخشتر از چاق شدنه!»
و وقتی ذهن اینو باور کنه… لاغری، خودبهخود اتفاق میافته! 🌈🧘♀️
✍️ تمرین آموزشی | 📌 پاسخ به سوال مهم: چطور لاغر بشم؟
تمرینات ذهنی به ما کمک میکنن تا از باورهای اشتباه و فکرهای قدیمی مثل “فقط با رژیم لاغر میشم” یا “لاغری سخته” عبور کنیم و به آگاهی درونی برسیم. ✨
با نوشتن تجربههات، ذهن شروع میکنه به پالایش، و هر چه بیشتر درباره چطور لاغر بشم بنویسی، مسیر روشنتر و انگیزههات قویتر میشن. 🚀
📚 سوالات تمرینی امروز:
- 📝 تجربهات از شروع با ذوق روشهای مختلف لاغری چی بوده؟
- 🥺 آیا تا حالا بعد از شروع رژیم یا ورزش، انگیزهات رو از دست دادی؟ چه حسی داشتی؟
- 🤔 فکر میکنی چرا بعد از مدتی، ذوق و شوقمون در روشهای مختلف لاغری کم میشه؟
- 🔥 از تجربهات در پیگیری بلندمدت موضوعات دیگه در زندگی بنویس؛ چی باعث شد ادامهش بدی؟
- 💖 توی مسیر لاغری با ذهن، چه چیزی باعث شده هنوز با شوق ادامه بدی؟
🗣️ حالا نوبت توئه که دست به قلم بشی!👇
پاسخهات رو توی بخش نظرات بنویس و اگه تمرین خاصی به ذهنت رسید که بهت کمک میکنه بهتر بفهمی چطور لاغر بشم، حتماً با ما به اشتراک بذار. 💬💡
منتظریم تا از تجربهها، احساسات و آگاهیهای تازهت بشنویم. تو میتونی به خودت و دیگران کمک کنی! 🌟🫶
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.05 از 58 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام به دوستان عزیز و استاد گرامی و بزرگوار
من از دیروز تا حالا چند بار این فایل و گوش دادم ولی موفق نمیشدم تا اخرش ببینم خوابم میبرد اما امروز دیگه موفق شدم تا اخرش ببینم توی کامنت ها که میخوندم متوجه شدم دوستمون تینا جون هم گفتند که نمیتونستن تا اخرش ببین و بعد از چند بار گوش دادن موفق شدن ببین خیلی جالب بود برام
اولش فکر میکردم خسته ام خوابم میبره
اما بعد که دوستمون هم این حالت و داشتن فهمیدم که این فایل ارامش بخش بوده
ا
اوایل دوره تایپ کردن برام سخت بود و خیلی طول میکشید تا دیدگاهم و بنویسم ولی الان با گذشت این چند وفتی که در دوره هستم دیگه برام عادی شده و اصلا نگاه نمیکنم ببینم کجا جه حروفی قرار گرفته
ناخوداگاه دستم میره برای تایپ کردن
چون این روش و به ناخوداگام سپردم
لاغری با ذهن هم همین جوره با تکرار و تکرار تمرینات و فایل ها ونوشتن دیدگاه میتونیم به ناخوداگاهمون بسپاریم و برای همیشه متناسب باشیم و متناسب بمونیم
من بعضی مواقع رفتار اشتباهی ازم سر میزنه و مثل قبل با مواد غذایی روبرو میشم بیشتر از نیاز بدنم میخورم و نمیدونم چی میخورم امروز متوجه شدم که با تکرار و استمرار داشتن در این مسیر و تکرار رفتارهای صحیح می تونم برای همیشه رفتار صحیحی انجام بدم
خدا رو شکر این فایل هم به موقع و به جا بود مثل بقیه فایل ها عالی وتاثیر گذار 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
یه سری از نظرات رو که میخوندم توی این صفحه، متوجه شدم آقای عطار روشن به بعضی نظرات پاسخ دادند در حالی که پاسخشون موجود نیست در حال حاضر و گویی حذف شده. اگه سیستم سایت ایرادی داشته و خودتون به صورت دستی حذف نکردید، بررسی بفرمایید.
سلام دوست عزیز
برخی از پاسخ های داده شده به سوالات اعضای سایت پاک شده و برای همه فابل مشاهده نیست
الهی شکرت که امروز و دقیقاً زمانی که نیاز داشتم این حرفها رو بشنوم، من رو به سمت این فایل رایگان هدایت کردی.
با وجود اینکه دورۀ ورود به سرزمین لاغرها رو تهیه کردم، هر از گاهی (به خصوص اخیراً بیشتر شده) فایلهای رایگان رو یه نگاهی میندازم و یکیشون رو انتخاب میکنم و میشنوم. این همه فایل رایگان با موضوعات متنوع در سایت هست، و اینکه من امروز به این فایل گوش دادم، خودش یه جور هدایته. برای اینکه دیروز با شنیدم یه جملۀ “چقدر چاق شدی” از یه نفر، حس و حالم به هم ریخته بود و امروز هم داشت میرفت که بدتر بشه، که تصمیم گرفتم بشینم با خودم صحبت کنم و حرفایی رو که برای متقاعد کردن خودم به الزامِ حس خوب، به خودم گفته بودم رو تکرار کنم دوباره!!! تقریباً هر بار که کسی بهم این هشدارِ چاق شدی رو داده، ناخواسته احساسم بد شده، و با وجود اینکه کاملاً واقف هستم به اصول این دوره، به اون حرف هی فکر کردم بارها، تا بالاخره موفق شدم خودمو جمع و جور کنم.
با خودم صحبت کردم و حسم بهتر شد. به خودم یادآوری کردم که اتفاق دیروز و گفته شدنِ اون جمله از سوی اون فرد برای محک زدن تو بوده از سوی این جهان. برای اینکه مشخص بشه لایق این هستی که بعد از چهار پنج ماه اصرار به احساس خوب داشتن، و مرتب ذهنت رو تحت آموزش های آقای عطار روشن قرار دادن، به یه مرحله بالاتر بری یا نه. آخه روز قبلش (و همچنین روز قبلترش) وقتی داشتم یکی از تمرینات دورۀ ورود به سرزمین لاغرها رو انجام میدادم، متوجه شدم که احساسم نسبت به عکسهای آلبوم شگفتی سازان تغییر کرده. جالبه که عکسها همون عکسهای قبلی هستند که من حتی یک سال پیش هم دیده بودم، اما این بار با یه احساس متفاوت داشتم تماشاشون میکردم. انگار برام باورپذیرتر شده بودن. انگار خودم رو توی وجود اون افرادی که انقدر زیبا تغییر کرده بودند، می دیدم!! انگار ذهنم مشتاق تر شده بود برای وقف کردنِ هر چه بیشترِ خودم برای این دوره!!! و یه اطمینان خاطر در من شروع به جوانه زدن کرده بود… که دیروز این حرف رو شنیدم و جوانۀ نوشکفتۀ افکارم رو باد سرد خزان لرزاند.
حتی امروز حس کردم که خالی شدم و انرژی پیش برندۀ من برای محقق کردن اهدافم کمی افتاده پایین… بعد از صحبت کردن با خودم، و اینکه به خودم گفتم شنیدن این جمله از اون فرد، درست زمانی که تو عزمت جزم تر شده بود بی حکمت نیست، آرومتر شدم.
بعد به خودم گفتم بهتره یه فایل گوش کنی تا ذهنت دوباره بره تو فازِ مسیرهایی که آقای عطار روشن نشون میده….. این فایل رو گوش دادم، و دیدم که توضیح داده شد اینکه هر از گاهی رفتارهای قبلی برگرده، احساسهای قبلی برگرده، کاملاً طبیعیه.
به نظرم حتی اینکه امروز از بین این همه فایل رایگان، ن این فایل رو انتخاب کردم برای شنیدن هم، اتفاقی نیست. من در مسیر هستم و در مسیر میمونم و ادامه میدم.
سلام سلام
زمانی که مدرسه میرفتم هر روز صبح زود باید پا میشدم و این تکرار میشد و در ناخودآگاه ذخیره شده بود ، بعد صبح جمعه دقیقا همون ساعت بیدار میشدم که برم مدرسه و تازه یادم میومد که جمعه اس.
و جای ساعت دیواری و عوض کرده بودیم و مدام به جای قبلی ساعت نگاه میکردیم.
لاغری با ذهن هم همینطوره ، قبلن تفکر و رفتار های چاقی داشتیم و الان که در مسیر لاغری هستیم ممکنه همون رفتار های قبلی گاهی اوغات تکرار بشن که چیز طبیعی هست، بار ها بار ها قبلن تکرار شدن. پس لاغری با ذهن هم با تکرار هر روزه به وجود میاد.
نشان های دریافت شده
سلام وقت بخیر
این دومین کامنت من در این فایله ولی دوست دارم با دیدگاه جدیدم نظرمو بنویسم
من تو نوشتن هام از کاما زیاد استفاده میکنم و چند وقت پیش دکمه کامای کیبورد گوشیم جابجا شده بود و بجاش علامت سئوال زده میشد و دقیقا اینکه ذهن من مجدد به همون سمت میرفت برای نوشتن کاما ،در انتها مسئله کیبوردم درست شد ولی اینکه جسم ما به ذهن ما تبدیل شده کاملا در این مثالها مشخصه
گوش دادن مجدد این فایلها بعد از ۵ ماه درک متفاوت تریو برای من در بر داره ومتوجه میشم لول شنیداری م و درکم با پارسالم متفاوت شده ،دقیقا پارسال که شروع کردم گاهی برام سئوالاتی پیش میومد که گیج میشدم ،مثلا من عادت داشتم عصرها چای یا قهوه با بیسکویت یا کیک بخورم و تو اون لحطات هزارتا صدا توی سرم با هم پلی میشد که چرا میخوری؟مگه تو دوره نیستی؟ بازم که اشتباه میکنی؟ یا دوباره که داری رژیم میگیری ،پس چی شد لاغری با ذهن ؟ و واقعا وقت هایی کلافه میشدم ،نمیدونستم اون بی قراری های ذهن قدیممه که نمیخواد تغییر کنه ولی من مستمر گوش دادم و اجازه دادم محتویات ۴۴ سال مموری ذهن قدیمم به سطح خودآگاهم بیاد با نوشتن نظراتم با خوندن مقالات توی سایت با خوندن نظرات دوستانم ،با گوش دادن های مکرر و من نمیفهمیدم در ذهن من چه اتفاقاتی در حال رخ دادنه ولی من به این روش و استادم اعتماد کردم گفتم اگر برای استاد شده برای منم میشه
مثلا مربی من در تمرینات ۳ساعته تنیس در حین آموزش ،مرتب داره چند تا جمله رو برای من تکرار میکنه ،همش میگه ،،جلوی راکت بالا،،پشت دستتو ببینم،،نیم رخ وایسا، با فشار و زور ضربه تو نزن ،دستتو بکش جلو ،،زانوهاتو خم کن ،خودتو عقب نده وووووو اوایل از گفتن مرتب صداش عصبی میشدم مخصوصا که مربیم فارسی خوب صحبت نمیکنه و لحجه داره و من اوایل نمیفهمیدم چی میگه ،مخصوصا که در تنیس مربی فاصله ش با شاگردش زیاده ،دیدم عصبانیت فایده نداره ،بعد از یه مدتی احساس میکنم ذهنم میفهمه مربی م چی میگه و من در حین تمرین به صدای مربی م کاری ندارم ناخواگاه دستای من داره ضرباتو درست وصحیح میزنه و الان که تقریبا ۱ساله تمرین میکنم خیلی پیشرفتم بهتر شده ،من ۱۰ سال پیش میخواستم تنیس برم ولی انقدر از این ورزش بد شنیدم که حتما باید خیلی بدن قوی داشته باشی ،دستات قوی باشه و منم که قبلا خودمو آدم بی انرژی و ضعیفی تصور میکردم بجاش بدمینتون رفتم خدارو شکر تو بدمینتون هم خیلی عالی درخشیدم واینکه ورزش بدمینتون بصورت باشگاهی بسیار توان زیادی میخواد،به هر صورت من با ذهنیت خوبی تنیس رو شروع نکردم و همیشه احساس میکردم توی تمرینات تنیس غش میکنم از ضعف ولی همچین اتفاقی نیفتاد ،من انقدر ضرباتمو محکم میزنم که توپم وارد زمین بعدی میشه گاهی اوقات که مربی م ازم خواهش میکنه با فشار کمتری بزنم 😄هر این ورزش قوای بدنی بالایو نیاز داره و من در تمام مدت تمرین دارم با خودم تکرار میکنم فریده تو دختر قوی وقدرتمندی هستی و تنیس اصلا هیچ چی نیست ،یه کار راحت واسونه که ذهنم کمکم کنه بتونم پیشرفت بیشتری داشته باشم ،برای انجام این ورزش من در حال یادگیری پیش زمینه های ضربات هستم،وقتی مربی م داره یادم میده ،چشمام داره میبینه،گوشم میشنوه،حواسم وتمرکزم کاملا بالاست،یعنی ذهن وجسمم کاملا در یک راستا همکاری میکنن ،انقدر برام تکرار شده ومیشه که بعدا در جسم من میشه یه حرکت به اسم فورهند یا بک هند ،از اول که بلد نبودم نتیجه ش میشه یه بازی قشنگ ولذت بخش که با تکرار صورت میگیره،جایی خوندم که برای اینکه یه مطلبی خوب بره تو ناخوداگاهت باید ۱۰۰۰بار تکرارش کنی
تو مسئله لاغریمونم باید اجازه بدیم گفته های استاد بشینه بر جان و وجودمون ،باید لاغریو جالب ولذت بخش کنیم برای خودمون،واقعا از این لذت بخش تر هم مگه میشه؟ بخدا به هر کی میگم من رژیم نیستم،من ورزش سنگین برای لاغر شدن نمیکنم،من قرص نمیخورم،من دارو نمیخورم ،من دمنوش نمیخورم ،،تعجب میکنن ،میگن پس چکار کردی لاغر شدی
بخدا من محال بود جلوی اینه قدی خودمو نگاه کنم و بد وبیراه نگم ،ولی امروز یه کمد خریدم که روش آینه قدی داره ،به خودم اومدم دیدم دارم جلوی آینه قربون صدقه خودم میرم بجای بد وبیراه ،،اینا یعنی تغییر ،تغییر یعنی خودتو ببینی ،تحمل دیدن خودتو داشته باشی بدون اینکه قضاوتی کنی ،تغییر یعنی اینکه الان که نوشابه ریختم توی لیوان ،یه قلوپ خوردم و دیگه دلم نخواست ،نخوردم ،حتی بهشم فکر نکردم ،حالا پارسال بود به خودم میگفتم اخه نوشابه بخورم خوبه یا نخورم؟ اصلا وارد دوره پیشرفته شدم و اونجا کلیپ هایو دیدم که نگرش منو دگرگون کرد که نه بابا تا حالا اشتباه میرفتم و قفل هایو دونه دونه در من باز کرد که الان هیچ خوراکی منو تو فکرهای ترس نمیبره ،احساس قدرت میکنم،حس میکنم زور قدرتم بیشتر از زور ترس هام شده و این یجور حس اعتماد بنفسو در من تو همه زمینه های زندگیم بیدار کرده ،انگار یه نیروی درونی من داره روشن میشه ،اینا یعنی من از مبداء م فاصله گرفتم،یعنی راهم درسته
همین حالا که دارم این متنو مینویسم استاد توی گروه واتزاپ نوشتن که سایت از ۵شنبه در حال تغییراتیه ،خب اینا یعنی کیفیت ما ،سایت و استادمون مرتب در حال تغییرات عالیه ،خوشحالی یعنی همین تغییرات کوچیک که نتایج بزرگی به همراه داره
خدارو شکر میکنم که در مسیر راحت لاغری قرار گرفتم و هر روز دارم لذت میبرم ،خوشحالم،سلامتم و در آزادی عمل در کنار یک زندگی نرمال متناسب هم میشم ،بازم سپاسگذار خداوندی هستم که من خواستم و او اجابت کرد
ممنونم استاد بینظیر و متفاوت
نشان های دریافت شده
سلام به استاد و دوستان عزیز
یه خاصیتی که ذهن داره این هست که به راحتی هر تغییری رو قبول نمیکنه. ذهن اگه انجام کاری براش سخت باشه، تمام تلاشش رو میکنه تا ما رو منصرف کنه، چون راحت طلب هست. بنابراین برای اینکه ما به هدفمون برسیم باید استمرار داشته باشیم.
مثل عوض شدن جای پ در کیبورد لپ تاپ، که اگه این کار تکرار بشه ذهن به جای جدیدش عادت پیدا میکنه یا عوض شدن جای ساعت روی دیوار که اگه این کار تکرار بشه ذهن به جای جدیدش عادت پیدا میکنه.
در لاغری با ذهن هم همین قضیه صدق میکنه.
واقعا ما با یکی دو هفته چاق نشدیم که با یکی دو هفته لاغر بشیم باید استمرار داشته باشیم، چون جهان جهشی کار نمیکنه بلکه کاملا تکاملی داره پیش میره.
لاغری با ذهن هم یک پروسه زمان بر هست چون باید زیرساخت ها آماده بشه، اما از لحاظ کیفیت عالی هست چون کار اصولی داره پیش میره.
اگه هر روز متعهد باشیم که یک فایل گوش کنیم، تمریناتمون رو انجام بدیم و نظرات دوستان رو بخونیم و این کار رو تکرار کنیم و همیشه در مسیر باشیم باعث میشه نتایج شگفت انگیزی کسب کنیم 😊.
مثل راه رفتن و رسیدن به مقصد که حاصل تکرار یک قدم هست.
خوشحالم که هر روز یک قدم ، به سمت تناسب اندام برمیدارم 😊.
نشان های دریافت شده
قبلا هم این فایلو گوش دادم ولی نمی دونم چرا هیچ نظری تایپ نکردم ولی الان که اول صبح روزمو با این فایل گوش کردم دوست داشتم نظرمو بنویسم بله استاد مثل همیشه حق باشماست منم گاهی که جای وسایلو توی کابینت آشپزخونه رو جابجا می کنم برای چند مدت میرم سراغ جای قبلی و بعدتازه یادم میاد که جاشونو عوض کردم چون این توذهنم تثبیت شده بود. پس برای ذهن ناخودآگاه هم طول می کشه تا به رفتارجدید لاغری من عادت کنه اما کم کم ذهن ناخوداگاه من به فرمول های جدیدی که دارم تشکیل میدم عادت می کنه قبلا فکر می کردم مگه میشه چای رو بدون شکلات خورد اصلا تصورشم نمی کردم ولی الان خیلی راحت هر وقت دلم نخواد چای رو بدون هیچ شکلاتی می خورم واز خوردنش لذت می برم بعضی وقتا هم که دلم بخواد مصرف می کنم واصلا نگرانی واسترسی بابت خوردنش ندارم.من توی این مسیر می مونم تکرار می کنم و در راه رسیدن به هدفم استمرار دارم تا به نتیجه دلخواهم برسم.
نشان های دریافت شده
سلام به استاد گرامی و دوستان گلم….
آره .دقیقا همینطوره.ناخودآگاه ما طول میکشه یا بگیره فرمول های لاغری جدید رو و جایگزین کزدن بجای فرمول های چاقی. ولی جااااااان روزی که بعد هر چند وقت یاد بگیره اون روز گلستونه. عالی میشه.بقول خود استاد دیگه چه بخوای چه نخوای لاغر میشی.فقط کافیه تو مسیر باشی واستمرار داشته باشی. تومسیر بودن چطوره.؟ خوب هر روز با ذوق وشوق میای یه فایل گوش میدی .متن اولیه رو میخونی. فایل تصویری رو گوش میدی. تمرین رو اینجا یا دفترچه ت مینویسی. هر چی درک کردی از آگاهی نابی که استاد در اختیارمون قرار میده . در زندگی بارها بارها عمل میکنی یعنی تو روز همه گفته ها یادمون میاد و سعی داریم انجام بدیم و سر تعهداتمون باشیم و در نهایت استمرار داریم.یعنی زمان برامون مهم نیست. فقط در مسیر هستیم و این راه زیبا و شیرین رو ادامه میدیم.با هر حسی که داریم.با هر نجوای منفی بافی که درونمون حرف میرنه فقط ادامه میدیم.هر روز و هر روز. بقول استاد امکان نداره اونوقت عوض نشیم.تغییر میکنیم. فرمولا عوض مبشن.تمایلاتون رفتارامون عادت هامون باورهامون انتظارمون از خودمون همه عوض میشه و یه روز که از جلوی آینه داریم رد میشیم میبینیم چقد سایز کم کردیم. من دیروز داشتم تو آینه از خودم عکس میگرفتم .بعد وقتی گالری رو باز کردم دیدمقبلا هم با همین لباس عکس دارم و چقد سایزم بهتر شده.زیاد نیست ولی بسیار راضی کننده و نشان دهنده مسیر درسته. به جرات میتونم بگم خیلی بیشتر از قبل میخورم در حد سیری. چون قبلا اصلا نمیخوردم وهمش گشنه بودم و چشم دنبال یخچال و عذاب روحی و هفته ای چاق میشدم.چاقی مشهود…الان وقتی به اندازه میخورم. از همه چی میخورم.خوشحالم.حسم ناب نابه. خوشبختم.راضیم و…….سایز کم کردمبنظرتون دیگه من از خدا چی میخوام.ممنونم خدا جون. یه چند چیزی که در من تغییر کرده یکیش اینه که دیگه وقتی بهم میگه چاق یا چاقی مو دلیل هر کاری میدونه ناراحت نمیشم.مثلا پای من چند روزیه از زانو پیخ خورده.به هر کی میگم امکان نداره خوب وزنت بالاست .معلومه تحملتو نداره.اصلا شاید ده بار تو چند روز اینو شنیدم ولی ناراحت نشدم.قبلا بود بغض میکردم و سریع اشکم درمیومد..شاید بخاطر اینکه هدفی والایی دارم و خودم میدونم این وجه نامتقارن این مهمون ناخونده چند صباحی بیشتر باهام نیست و باید بره.برای کسی هم توضیح نمیدم.چون باید کسی در مدار ما باشه تا حرفای ما رو بفهمه.اگه شروع کنی به توضیح با پوزخند کج اونا و نگاه های عاقل اندر سفیه اونا روبرو میشی. دومین چیزی که در من عوض شده عادت کیک و شیرینی خوردنم بودکه اصلا نه میخرم نه میخورم.
سومین عادت…دریافت حس سیریه.من اصلا نمیدونستم چطور باید متوجه سیری بشم ولی الان میشم و به محض فهمیدن دیگه نمیخورم. نمیشه خورد. این عالیه.شما عالی هستی استاد. روشت بی نظیره استاد.من که تا آخر عمر مریدتون شدم. قول میدم بزودی عکس شگفتی مو واستون بفرستم…
سلام استاد
من همین الان پسرم یه بسته چیپس رو باز کرد که بخوره و من محال بوده چیپس و پفک و کرانچی و … ببینم و نخورم حالام هم نیم خیز شدم که برم از تو بسته اش یه مشت بردارم بخورم ولی برا یه لحظه فکر کردم اخه چرا باید برم بخورم نیاز که ندارم فقط با دیدن و شنیدن صدای خوردن پسرم داشتم تحریک میشدم که منم بخورم ولی جایگزین کردم که نه نرم نخورم هیچ اتفاقی هم نمیفته بلخره تونستم استاد انتخاب کنم نخوردن دیر وقت چیپس رو به جای خوردن همیشه اگه شده چند دونه ولی خوردم ولی امشب خیلی راحت انتخاب کردم نخورم به نظرم داره یه سری تغییرات رفتاری در من ایجاد میشه و در واقع به جای تایپ نشانه ی پ ممکنه ژ رو ب حسب عادت شما بزنید ولی بعد از یه مدت این تغییر رو باید بپدیریم و دیگه دستت رو به جای جدید برای تایپ پ ببریید که نتیجه
دلخواه رو در تایپ ببینید هر چند که طول بکشه ولی با استمرار حل میشه منم تونستم این برخورد جدید رو با چیپس داشته باشم میخوام این همه تغییر که در افکارم به وجود اومده رو در عمل نشون بدم تا ذهنم ببینه که دارم تغییر میکنم
میشد برم یه مشتم بخورم هااا فقط برای لدتی که یه لحظه با خوردن پیدا میکنم ولی بعدم حال بد و غذاب وجدان و … ولی فقط برای اثبات به خودم که نشون بدم دارم تغییر میکنم یه حرکت رو انجام ندادم و مطمعنم نتیجه در جسم هم پیدا خواهد شد
حالا یه قدم به یک قدم شاید در طول روز یه جایی هم رفتار غذاییم خیلی پسندم نبوده ولی تونستم این رفتار رو انجام بدم که نخورم و فقط برای خودم که من خیلی فکر های گذشته رو در مقابل مواد غذایی ندارم و میتونم تغییر کنم
استاد کلا اگه میخواییم تغییر کنیم باید عمل کنیم مثلا من میخوام رنگ خونم عوض بشه به حرف که عوص نمیشه باید رنگ بخرم بزنم به دیوار تا رنگ خونه ام عوضم بشه شما هم میخوایین ژ تایپ نکید باید سمتی رو که انگشت شما میره برای تایپ تغییر نکنه که پ تایپ بشه و گرنه هی بگو جاش عوض شده من مشکل دارم میدونی جاش عوض شده ولی مشکل شما حل نخواهد شد تا زمانی که تضمیم بگیری به سمت جدید حرکت کنی برای تایپ نشانه ی ژ
پس منم میدونم به سمت عادتها ی قبلی ام هر چقد سماجت
در انجام اونها به خرج بدهم هیچ تغییری نخواهم کرد مگر اینکه به سمت جدید که کلی افکار و شنیده ها و دیدهای جدید در خصوص لاغری در سایت شما هست بخواهم حرکت کنم با عمل کردن
نشان های دریافت شده
چقدر جالب و زیبا و دلنشین بود، این بار چهارم میخوام این فایل رو گوش بدم هربار نزدیک ۵ دقیقه گوش دادم خوابم برده خیلی مشتاق بودم ببینم این فایل چی داره که من با گوش دادن بهش انقدر ارام میشم و خوابم میبره در ساعتهای مختلف تلاش کردم گوش بدم و هر ٣ بار خوابم برد ولی بار ۴ تونستم تا اخر بیدار بمونم، خیلی چیزا رو ادم میدونه ولی انگاری نمیدونی یا نمیشنوی یا فکر نمی کنی بهش و ازش رد میشی اینم یکی دیگه از مانع های بود که از سر راهم برداشتم من بیام ٢٠ سال یا ٣٠ سال یه دکمه رو فشار بدم و مطلبی رو به ذهنم بدم و همش تکرار کنم و تکرار بعد با نصب برنامه جدید کیبورد رو بکوبم به دیوار بگم چرا من نمیتونم درست بنویسم این درست حال کسایی هست که در رسیدن به هدف عجله دارن من یکبار سال گذشته کیبوردم رو کوبیدم به دیوار چی شد وضع بدتر شد ناامید شدم گفتم این راهم نتونست کمکم کنه ولی باز بر گشتم و اینبار با پذیرش مسولیت خیلی بهتر دارم پیش میرم به هر مانعی بر میخورم اذیت نمیشم میدونم که جواب خودم رو در یکی از این فایلها پیدا میکنم، تکرار و تکرا و تکرا همراه با آرامش همراه با لبخند و در آغوش گرفتن خومون باعث میشه به نتیجه برسیم اینا تمام دانشهای جدید که از استاد روشن یاد گرفتم و هر وقت میام و پیامی بزارم همیشه میخندم و خوشحال هستم مشتاق هستم حال خوب خودم رو همه جا فریاد بزنم بگم حال من خیلی خوب دارم به هدفم میرسم و هیچ جا بهتر از نوشتن این پیامها نیست چون تمام کسانی که اینجا حضور دارن در تلاش رسیدن به هدف از راه ذهنی هستند، مدتی ناامید میشیم و درمانده و این همان کوبیدن کیبورد به دیوار است من برای بار دوم دارم دوره لاغری با ذهن رو با فاصله زمانی یک سال تکرار میکنم سال گذشته هرچند گوش میدادم و به خیال خودم تمرینها رو انجام میدادم ولی در مسیر نبودم ولی اینبار صورت مساله خیلی فرق کرده مدتی بود ناامید بودم و لی اجازه ندادم ندای شیطانی بر من غالب شود و به هر بهانهای سری به سایت میزدم تا کار بجای رسید که امروز کمی به رفتار های خودم نگاه کردم من تغییراتی در رفتارم احساس میکنم و این همان یکبار درست زدن دکمه کیبورد بعد از ٩ بار اشتباه و من اشتیاقم بیشتر شد فهمیدم حالا که این یکبار دکمه رو درست زدم پس همین زودیا از ١٠ بار ٨ بار درست میزنم و شمارش نزولی میشه و روزی میرسه کلا رفتار جدید میشه رفتار همیشگی من بله من رفتارهام عوض شده در گذشته اوقات فراقت من سرک کشیدن به یخچال و گشتن به دنبال خوراکی و تنقلات بود ولی امروز متوجه شدم من وقتی بیکار هستم دنبال هدفون میگردم و یه فایل گوش میدم من قبلا وقتی بیکار بودم فکر میکردم چی بخورم چی بپزم ولی الان دنبال فرصت هستم که پیام دوستان و تجربیات انها رو گوش بدم قبلا در خیالاتم خوراکی خوشمزه رو چک میکردم ولی الان در خیالاتم فقط دارم مسیر برگشت به تناسب رو چک میکنم چرا امروز اینها رو دیدم چون چند روزی هست در هفته تکرار هستم و وقت بیشتری برای گوش دادن به فایلات رایگان دارم یادم نمیاد دیروز یا روز قبل ترش بود استاد یه جملهای در یکی از فایلها بیان کردن گفتن برای رسیدن به تناسب همیشه در مسیر باشید این جمله واقعا من رو دگرگون کرد یعنی چطور در مسیر باشیم خوب اینطوری اومد جلوی چشمان من دارم از یه جادهی جدیدی رد میشم برای رسیدن به مقصد دو راه وجود داره بیشتر تابلوهای مسیر رو بخونیم یا فقط تابلوهای بزرگ رو بخونیم خوب اگه تابلوهای کوچیک رو هم بخونیم بیشتر مطمئن میشیم داریم درست میریم و بعضی وقتها نادیده گرفتن بعضی از تابلوها باعث می شه از مسیر خارج بشیم و بعد دوباره برگردیم و ببینیم وای همین جا که مسیر رو اشتباه رفتیم یه تابلو کوچیک نصب شده و ما ندیدم پس برای رسیدن به مقصد برای اینکه زودتر برسی و از مسیر خارج نشی باید تمام تابلوهارو بخونی و فکر و ذهنمون فقط روی نشانها و مسیر باش یعنی وقتی داری مسیر تناسب رو میری و داری روی ذهنت کار میکنی هر مطلبی که میخونی در این راستا باشه هر ویدئوی که میبینی در این راستا باش و بجای گشتن در سایت و صحفه های جور با جور میتونی سایت تناسب فکری و اینستا رو چک کنی و برای خوندن مطالبی که تو رو به هدفت نزدیکتر میشه یه سری به پیام دوستان بزنیم پیام دوستان همون تابلوهای کوچیک مسیر هستن که بعضی وقتا جواب خودمون رو همونجا پیدا میکنیم و فایلهای اینستا و رایگان استاد همون تابلوهای هستن که دارن مارو به مسیر هدایت میکنن همون تابلوهای که اگه رد کنیم شاید از مسیر خارج بشیم و تا برگردیم و راه رو پیدا کنیم انرژیمون رو بگیره، از اشتیاق احساس میکنم قلبم مور مور میشه یه حسی دارم که مطمئنم مسیر رو دارم درست میرم، استاد شما بی نظیر هستید چرا که انقدر ساده با لبخند هر چیز جدید که بهتون الهام میشه رو در خدمت همه میزارید چه اونایی که دورها رو خریداری کردن وًچه کسانی که رایگان دارن استفادن میکنن.
انقدر حرف برای گفتن دارم انقدر تغییر رفتار دارم از شدت شوق و خوشحالی تحمل ندارم و میخوام بنویسم دوتا تغییر باورها در ذهنم باعث شده که به دو نفر در زندگیم کمک کنم ١- همسرم انسان متناسب هستن هر روز با اشتیاق ورزش میکنن ولی چربی شکم دارن همش فکر کردم تا مانع ذهنی ایشون رو بر طرف کردم و انشالله به هدفش میرسه شوهرم اعتقاد داشت چربی شکم دیر اب میشه همین باعث شده که بعد این همه سال شکمش مقدار کمی چربی داشته باش و شکر خدا و کمک استاد من این اگاهی رو بدست اوردم وهمسرم هم خوشحال هستن از پیدا کردن مانع ذهنی و اما٢- تغییری رفتاری دیگه که از استاد یاد گرفتم مقدار غذای که در ظرف دخترم میریزم خیلی کمتر از گذشته است و دخترم همون رو میخورن و سیر میشه و این باور اشتباه خودم رو پیدا کردم من از خوردن دخترم لذت میبردم و براش زیاد میریختم ولی چند روزی است براش کم میریزم یک سوم قبل و دخترم سیر میشن و میرن وقتی میگم بازم میخوای میگه نه مرسی سیر شدم😱😱😱خدایا شکرت که میتونم دخترم رو در مسیر تناسب بزارم خدایا شکرت که خیلی از باورهای اشتباه خودم رو دارم یواش یواش پیدا میکنم و مطمئنم من یکی از همون شگفتی سازان البوم زیبای سایت میشم💪🏻💪🏻💪🏻🤲🏻🤲🏻🤲🏻👏🏻👏🏻👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻
با تشکر از شما جالبه شوهر من هم مثل همسر شماست همین امروز صبح داشت از من می پرسید نمی دونم دیگه چکار کنم برای چربی شکم میشه لطفا بگید چطور به همسرتان کمک کردید؟
نشان های دریافت شده
مرسی استاد، حتما از نکته برداری استفاده می کنم🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻