0

چطور لاغر بشم؟ پاسخ متفاوتی که هیچ‌وقت نشنیده‌ای! (گام ۸۲)

چطور لاغر بشم
اندازه متن

🌧️ یه روزایی هست که جلوی آینه می‌ایستی، به خودت نگاه می‌کنی و با یه آه بلند توی دلت می‌گی: «چطور لاغر بشم؟!»

📍 این جلسه ادامه گام ۸۱ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

همه‌چی رو امتحان کردی… از رژیم‌های عجیب‌غریب 🍽️ گرفته تا ورزش‌های سخت و خسته‌کننده 🏃‍♀️

ولی هیچ‌کدوم اون نتیجه‌ای که دنبالش بودی رو ندادن.

احساس می‌کنی تو یه چرخه‌ی تکراری گیر افتادی؛ شروع پرانرژی، خستگی، ناامیدی و بعد رها کردن…

اگه این داستان برات آشناست، پس وقتشه یه بار برای همیشه مسیرتو عوض کنی — **از ذهن شروع کنیم نه از معده!**🧠✨

💭 واکنش ما به مسائل زندگی

همه‌مون توی زندگی، با یه سری سؤال بزرگ روبه‌رو می‌شیم…

حل مسائل زندگی

مثلاً وقتی پولمون کم میاد، فوری تو ذهنمون می‌پرسیم: چطور پولدار بشم؟ 💸

یا وقتی رابطه‌ای خراب می‌شه، دلمون می‌خواد بدونیم: چطور یه رابطه عاشقانه و سالم بسازم؟ 💔❤️

و حالا… وقتی جلوی آینه می‌ایستیم، لباس‌هامون تنگ شدن یا از ظاهر خودمون راضی نیستیم، اون سؤال معروف مثل یه صدای آشنا تو ذهنمون تکرار می‌شه:

«چطور لاغر بشم؟» 🤔

گاهی هم فقط یه نگاه ساده به یه آدم متناسب کافیه…

اون کسی که جلوت نشسته و با خیال راحت هر چی دلش می‌خواد می‌خوره، ولی باز هم خوش‌اندام و راحته. همون لحظه یه چیزی ته دلت می‌لرزه و با حسرت از خودت می‌پرسی:

«چطور لاغر بشم مثل اون؟!» 🥲🍩👖

ما برای خیلی از سؤال‌هامون می‌دونیم باید آموزش ببینیم.

مثلاً اگه بپرسیم: چطور نوازنده شم؟ 🎸 احتمالاً می‌گیم خب باید برم کلاس موسیقی.

یا اگه بخوایم مکانیک شیم، معلومه باید بریم آموزشگاه یا پیش یه استاد کار کنیم. 🛠️

ولی وقتی می‌رسه به سؤال «چطور لاغر بشم؟»، همه چیز یه‌دفعه می‌ریزه به‌هم! 😵‍💫

ذهنمون پر می‌شه از جواب‌های متناقض و پراکنده:

  • باید رژیم سخت بگیرم 🍽️
  • باید هر روز باشگاه برم و ورزش کنم 🏋️‍♀️
  • شاید یه قرص چربی‌سوز جواب بده 💊
  • یا شاید فقط بیشتر راه برم و تحرک داشته باشم 🚶‍♀️

اما آیا واقعاً جواب “چطور لاغر بشم” همینه؟

آیا تا حالا با این روش‌ها به لاغریِ واقعی، موندگار و خوشحال‌کننده رسیدی؟ یا مثل خیلی از ماها، بعد یه مدت برگشتی سر نقطه اول؟ 🔄

یادگیری موضوعات مختلف

🎓 یادگیری موضوعات مختلف در زندگی

اگه یه روز برات سوال بشه که چطور رانندگی یاد بگیرم؟ 🚗، احتمال زیاد خیلی راحت می‌گی: “خب، باید برم کلاس رانندگی!”

یا وقتی دلت می‌خواد گیتار بزنی، می‌دونی که باید بری پیش یه استاد موسیقی یا تو یه دوره آموزشی شرکت کنی. 🎸🎶

یعنی مغزت کاملاً پذیرفته که برای یاد گرفتن یه مهارت، باید آموزش ببینی، تمرین کنی و صبر داشته باشی.

اما حالا برگردیم به اون سؤال قدیمی و پرتکرار:

چطور لاغر بشم؟ 🤔

واقعاً چرا با اینکه بارها و بارها دنبال جوابش رفتیم، هنوزم تو همون نقطه اولیم؟!

چون هر بار رفتیم سراغ روش‌هایی که به‌جای اینکه لاغری رو به ما یاد بدن، فقط می‌خواستن چاقی‌مونو بپوشونن.

در حالی که هیچ مهارتی بدون آموزش در مغز شکل نمی‌گیره، حتی لاغر شدن! 🧠✨

ما همه‌مون می‌دونیم که یاد گرفتن هر چیزی از مغز شروع می‌شه؛

از آشپزی 🍳 گرفته تا خیاطی ✂️، مکانیکی 🔧، یا حتی رانندگی.

اول توی ذهن می‌پذیریم، بعد یاد می‌گیریم، بعد با تمرین اون رو توی جسممون اجرا می‌کنیم.

اما وقتی می‌پرسیم «چطور لاغر بشم؟»،
می‌ریم سراغ رژیم گرفتن‌های محدودکننده، ورزش‌های سنگین یا قرص‌های موقت.

در واقع سعی می‌کنیم به جسم یاد بدیم لاغر شه، بدون اینکه ذهن چیزی یاد گرفته باشه!

مثل اینه که بخوایم با دستمون گیتار بزنیم، در حالی که مغزمون هیچ نت و آکوردی بلد نیست! 😅

یادگیری لاغری هم باید از ذهن شروع بشه.

چون مغز مرکز فرماندهی تغییره. وقتی مغزت قانع بشه که لاغری ممکنه، لذت‌بخشه و امنه، کم‌کم بدن هم شروع به همراهی می‌کنه.

پس اگه هنوز به جواب درستی برای سؤال «چطور لاغر بشم؟» نرسیدی، شاید وقتشه مسیر آموزش ذهنی رو امتحان کنی.

مسیریه که از درون شروع می‌شه… نه از بشقاب غذا 🍽️ یا وزنه‌های سنگین باشگاه 🏋️‍♂️

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

🔁 از تجربه چاق شدن برای لاغر شدن استفاده کنیم

یه لحظه چشم‌هات رو ببند و به این فکر کن که چطوری چاق شدی؟ 😶‍🌫️

نه نه! منظورم این نیست که چی خوردی یا چند وعده غذا داشتی… منظورم اینه که اون فرآیند ذهنی قبل از چاق شدن رو یادت بیاری!

قبل از اینکه شلوارت تنگ شه یا عدد ترازو بالا بره، ذهن تو، با هزارجور فکر و باور درباره چاقی پُر شده بود…

📢 شنیدی که می‌گفتن: «ما ژن چاقی داریم»، یا «بعد ازدواج همه چاق می‌شن»، یا «بالای ۳۰ سالگی دیگه نمی‌شه لاغر موند!»

همین جمله‌های به ظاهر ساده، آروم‌آروم توی مغزت نشستن و یه «انتظار چاق شدن» ساختن.

و ذهن ما عاشق اینه که به انتظاراتمون جواب بده!

پس کم‌کم شروع کرد به تغییر فرمان‌ها… رفتارای کوچیکی شکل گرفت، مثل بیشتر خوردن 🍞، نادیده گرفتن حس سیری 😵‍💫، یا بی‌تحرکی طولانی 🛋️

و نتیجه چی شد؟ چاقی.

حالا بیا برگردیم به سؤال کلیدی‌مون: چطور لاغر بشم؟

اگه چاقی از ذهن شروع شده، لاغری هم باید از همون‌جا شروع شه.

تا وقتی مغزت فرمان‌های چاقی رو اجرا می‌کنه، هر رژیم و ورزشی فقط مثل یه وقفه کوتاه توی مسیر چاقی عمل می‌کنه… نه یه تغییر واقعی و موندگار. 🧠🚫

✅ پس راهش اینه که فرمول‌های چاقی ذهنی رو شناسایی کنیم و جاش فرمول‌های لاغری رو بنویسیم.

آروم‌آروم، با تمرین، با آگاهی، با تصویرسازی مثبت، مغز رو قانع کنیم که:

لاغر شدن نه‌تنها ممکنه، بلکه آسون‌تر از چاق شدنه! ✨💪

🧠 سیستم عملکرد ذهن

شاید این سؤال تو ذهنت باشه:

«اگه ذهنم انقدر قدرتمنده، پس چرا وقتی تصمیم می‌گیرم لاغر بشم، چند روز بیشتر دوام نمیارم؟!» 🤷‍♀️

جواب ساده‌ست…

ذهن ما ذاتاً دنبال آسونی، راحتی و لذته. 😌🍫

هر کاری که یه‌ذره سخت باشه یا حس زجر و محدودیت بده، ذهن فوراً باهاش مخالفت می‌کنه!

برای همین وقتی از خودمون می‌پرسیم چطور لاغر بشم؟ و بعد می‌ریم سراغ رژیم‌های سخت، ورزش‌های سنگین، گرسنگی دادن به خود و حذف غذاهای مورد علاقه‌مون…

ذهن می‌گه: ❌ نه! نمی‌خوام این راهو برم!

ذهن ما مثل یه کودک لوس ولی باهوشه! 😅

اگه حس کنه قراره اذیت شه، سریع قهر می‌کنه و می‌ره سراغ همون الگوهای قبلی: پرخوری، خوردن احساسی، رها کردن رژیم…

برای همینه که بیشتر ماها فقط برای مدت کوتاهی تونستیم وزن کم کنیم و دوباره برگشتیم به خونه اول. چون راهی که انتخاب کرده بودیم، برای ذهن قابل‌تحمل نبود! 🥲

حالا بیاید منطقی نگاه کنیم…

ما چاق شدن رو بدون سختی تجربه کردیم، درسته؟

یعنی بدون رژیم گرفتن، بدون حساب‌و‌کتاب غذا، بدون درد کشیدن… چاق شدیم!

پس چرا فکر می‌کنیم لاغر شدن باید با سختی و زجر باشه؟! 🤔

اگه واقعا دنبال جواب درست برای چطور لاغر بشم؟ هستیم، باید روشی رو انتخاب کنیم که برای ذهنمون لذت‌بخش، آسون و طبیعی باشه.

و فقط یه روش این ویژگی‌ها رو داره:

لاغری با ذهن 🧠💖

چطور لاغر بشم لاغری آسان با قدرت ذهن

✅ تصمیم صحیح برای لاغر شدن

تا وقتی مسیر لاغر شدنت با رنج، زور و تحمل همراهه، بدون که هنوز پاسخ درستی برای چطور لاغر بشم؟ پیدا نکردی 😓

چون ذهن ما همیشه دنبال راه آسونه.

وقتی لاغر شدن براش یعنی گرسنگی، حذف غذاهای مورد علاقه 🍕، ساعت‌ها ورزش سنگین 🏋️‍♀️ و حس محرومیت…

خیلی ساده می‌گه: «نه عزیزم، این راه من نیست!» 🚫

در عوض، چی کار می‌کنه؟

دوباره تو رو می‌بره به سمت همون رفتارهای قبلی؛ چون اونا راحت‌تر بودن، شناخته‌شده‌تر بودن و براش امن‌تر.

پس اگه واقعاً می‌خوای جواب سؤال “چطور لاغر بشم؟” رو پیدا کنی، باید اول ذهن رو همراه خودت کنی؛

و این فقط وقتی ممکنه که راه لاغر شدنت آسون، لذت‌بخش و طبیعی باشه. ✨🌿

💡 و این دقیقاً همون چیزیه که روش لاغری با ذهن بهت می‌ده.

اینجا خبری از رژیم، حذف قند، یا ورزش اجباری نیست.

بلکه قراره یاد بگیری چطور ذهن رو آموزش بدی تا خودش راه لاغر شدن رو انتخاب کنه.

دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین طراحی شده؛ تا تو با آموزش‌هایی ساده، تصویرسازی‌های ذهنی 🎨، و تمرین‌های سبک و روزمره،

ذهن خودت رو قانع کنی که: «لاغر شدن آسون‌تر و لذت‌بخش‌تر از چاق شدنه!»

و وقتی ذهن اینو باور کنه… لاغری، خودبه‌خود اتفاق می‌افته! 🌈🧘‍♀️

✍️ در ادامه هم توی گام ۸۳ سراغ «چگونه در خانه لاغر شویم؟» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 99 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.05 از 58 رای

https://tanasobefekri.net/?p=21332

99 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

99 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار عاطفه الی
      ۱۴۰۴/۰۱/۰۲ ۱۱:۴۷
      مدت عضویت: 656 روز
      امتیاز کاربر: 14195 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 550 کلمه

      بنام خداوندبخشنده مهربان 

      سلام به همه همراهان و استاد عطار روشن عزیز 

      ادامه دادن در هر شرایطی کلید اصلی موفقیت هست 

      وقتی ب زندگی خودم نگاه میکنم ک از ۱۴ سال میگذره میبینم ک دلیل موفقیت هام فقط و فقط ادامه دادن بود خیلی جاها کم آوردم از زندگی نا امید شدم خیلی جاها خسته شدم از حرف مردم از رنج و فشار کارهای زندگی بزرگ کردن دوتا بچه همزمان دست تنها توی شهر غریب وقتی همسرت مجبوره بره سرکار و تو باید هر دو رو نگهداری و شب تو مجبوری هر دوتا رو خودت تنها بخوابونی و …انرژی و توان زیادی میخواست اما من ادامه دادم چون همسرم صبح زود میخاست بره سرکار شبها دلم نمیومد بیدارش کنم کمکم کنه و در سن کم تا مدتها پاهام و بدنم در می‌کرد دستام جون نداشتن اما من گله نکردم شکر کردم و ادامه دادم ادامه دادم و خیلی جاها قطعا خداوند کمکم می‌کرد شکر خدا 

      اون روزهای سخت گذشت و حالا ک بزرگ شدن چقدر از دیدن بچهام لذت میبرم و ب خودم افتخار میکنم و خیلی وقتها بقیه بهم گفتن چقدر آدم قوی هستی چجوری تونستی اما من نمیدونم چجوری اما تونستم من میدونم ک خداوند این توانایی رو در من دید و ب من بچه داد و لیاقت بزرگ کردن دوتا گل بهشتی رو داشتم شکر خدا 

      و روزهای سخت دیگه ای هم داشتم روزهایی ک شاید تحملش برای هرکسی غیر قابل تحمل باشه اما من ادامه دادم ادامه دادم و الان ب لطف خدا زندگی خیلی خوب و شادی دارم 

      کلید موفقیت بی شک در رها نکردن هست ما باید هوشیار باشیم از شیطان ک در کنار گوش ما نجوا های نا امید کننده ای میگن و نباید بهشون گوش بدیم اونکه میگه نمیتونی نمیشه ولش کن بیخیال حالا بعدا اون قطعا شیطان هست و چقدر خوشحال میشه وقتی بهش گوش میدیم 

      اما من دیگه نمیخام ب حرف اون ملعون گوش کنم و وقتی نجوای اونو شنیدم میگم اعوذ ب الله من شیطان رجیم پناه میبرم ب خداوند از شر شیطان رجیم 

      و ب نجوای قلبم گوش میدم ک میگه آفرین ادامه بده برو جلو تو میتونی تو لیاقتش رو داری خداوند همراه توهست و قلبم آروم میگیره الا بذکر الله تطمئن القلوب 

      مثلا قبلا خیلی وقتا بود میخاستم نماز بخونم میگفت حالا این کارو بکن حالا اینکار حالا بعدا حالا وقت داری بیخیال کی حال داره آب سرده هوا سرده حالا بخواب حالا و….کلی دلیل و بهانه ک من نرم ب سمت خداوند و قلبم و روحم رو جلا ندم ولی یه روز گفتم نماز خوندن ک کاری نداره و انجامش میدم بعد میرم سراغ بقیه کارها و چقدر خوشحالم ک دیگه نجوا نمیده بهم 

      نماز کلید کمال و سعادت منه و من ادامه میدم و ادامه میدم چون میخوام ب سرچشمه منبع وجودم خداوند ایزد وصل بشم و لذت میبرم 

      شیطان نمیتونه روی ما تسلط داشته باشه مگر خودمون بهش اجازه بدیم و هی ب نجواهاش گوش کنیم 

      خداوند راه زندگی و موفقیت رو ب روشنی بیان کرده ولی ما فکر نمی‌کنیم ک پشت این حرفهای خداوند چی هست منظور خداوند رو درک نمی‌کنیم 

      وقتی گفته فلان چیز حرامه قطعا برای ما خوب نیست و وقتی گفته حلال یعنی خوبه 

      و ما باید ب خداوند اعتماد کنیم خداوند من رو ب مسیر لاغری با قدرت افکارم و ذهنم راهنمایی کرده و من فقط کافیه بهش اعتماد کنم  ادامه بدم تا لاغر بشم 

      از خداوند متعال و هدایتگر واستاد بینهایت متشکرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار یلدا
      ۱۴۰۳/۱۲/۲۲ ۱۶:۳۴
      مدت عضویت: 1101 روز
      امتیاز کاربر: 6100 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 121 کلمه

      باسلام 

      برای لاغر شدن با روش های دیگه هیچ وقت شوق خاصی نبود یا اجبار بود و یا هیجان و تصمیمات لحظه ای 

      و هیچ وقت عشق همراهش نبود

      و شورشچقی هم مسلما در ابتدایا در طول مسیر وجودداشت 

      و اون هیجان اولی هم ک ب خاطر ی حرف ی رفتار ی لباسی ک اندازموننبودو … همخیلی زود از بین میرفت

      و مسبمه ک نمیشد ادتمه داد چون مسیر اشتباه بوده وبا فطرت ما تداخل داره و مسیر درست نیست

      تناسب طبیعت ماست و در وجودما هست پس نیاز ب عامل بیزونی نیست 

      و ببه من هم رانندگی .خیاطی.عروسک سازی .شمع سازی و ..رو اموزش دیدم و یاد گرفتم 

      لاغری هم همینطوره باید اموزش ببینم و یادبگیرم

      و بیفتم در مسیر درست فطرتم

      با تمرین و استمرار

      ممنون از اگاهی های زیباتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم حیدری
      ۱۴۰۳/۱۱/۲۶ ۱۵:۵۰
      مدت عضویت: 2091 روز
      امتیاز کاربر: 64733 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 145 کلمه

      بنام خدا 

      سلام 

      در لاغری با ذهن زمان معنی نداره استمرار و تکرار داشتن مهم است باید به تعهدی که اول شروع دوره نوشتیم عمل کنیم و طبق آن از فایلها وتمرینات را انجام دهیم عجله ای برای لاغری نداشته باشیم جسم ما نیاز به زمان داره تا لاغر بشه باید هر روز در هر شرایطی که باشیم حتی اگر آن روز حوصله نداشته باشیم اما باید در مسیر باشیم و یه کاری انجام بدیم اگر به این صورت پیش بریم ما موفق می‌شویم اما اگر دو روز تو سایت باشیم ۳روز نباشیم این یعنی هیچ بدون شوق و ذوق داشتن نمیشه کاری کرد باید هر روز با شوق و اینکه انگیزه ی من لاغری هست و من میخوام لاغر بشم و لاغر خواهم شد شروع کنیم و می‌بینیم که این کار چقدر نتیجه بخش خواهد بود .

      پس ادامه و ادامه و ادامه تا زنده هستیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Paris.R
      ۱۴۰۳/۱۱/۲۰ ۱۶:۰۰
      مدت عضویت: 836 روز
      امتیاز کاربر: 5490 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 131 کلمه

      سلام وقت به خیر یادمه توی یکی از فایلها استاد می گفتند برای  هرکاری دوره زمانی هست مثلا در س خواندن در دانشگاه مثلا دوره ۴ ساله هست ولی برای لاغری مامنتظر دوره اش نمی شیم عجله داریم حالا من میگم مثل حاملگی که دوره ۹ ماهه هست باید دوره اش کامل بشه تابچه به نتیجه مطلوب برسه ما باید برای لاغری  هم یک بازه زمانی در نظر داشته باشم تا به هدف برسیم وعجله نکنیم بچه اگه ز وتر از زمان به دنیا بیاد ازبین می رود ماهم اگه عجله کنیم زحماتمان از بین می رود وبه نتیجه مورد نطرمون یعنی لاعری نمی رسیم  پس همانطور که دوره لاعری بادهن را باشوق شروع کردیم ادامه بدیم وبه قول استاد حتی اگه به مورسید ناامید نشیم ادامه بدیم واستمرا  داشته باشیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۲ ۱۶:۴۰
      مدت عضویت: 822 روز
      امتیاز کاربر: 29905 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 80 کلمه

      سلام همیشه خواستیم یک کاری روشروع کنیم اولش باشوروشوق زیاد دنبال میکنیم ولی یک مدت میگذره دلسرمیشیم حتی لاغری اولش رژیم روباشوق شروع میکردیم بعددوروزبخاطرگرسنگی وخستی حالمون بدمیشد ومثل روزای اول انجام نمیدادیم یاباشگاه رواول پرانرژی شروع میکردیم بعدش تنبلی میکردیم ازرفتنش یااموزشگاه زبان میرفتم یکسال پرشوربعدش انگاربزورمیرفتم یا یک لباس میخریم خیلی خوشحالیم بعدش برامون عادی میشه درموردلاغری ذهنی هم نبایداولش باشوربعدش بابی حالی طی بشه انجام تمرینات باید اگاهانه وازسرعلاقه انجام بشه تامسیربرانالدت بخش وهمیشه تازگی داشته باشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mali
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۹ ۱۱:۲۲
      مدت عضویت: 1374 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,103 کلمه
      • و خدایی که در این نزدیکیست 
      • تجربه شما از شروع با ذوق و اشتیاق روش های مختلف لاغری را شرح دهید.گاهی به مرز دیوونگی می‌رسیدم با چه کنم چه کنم هایی که هیچ جواب درست و منطقی براش نداشتم،با وجود اضافه وزن کمی که داشتم،ولی وقتی نزدیک ی مهمونی یا عروسی یا عید نوروز میشد و مجبور به خرید لباس میشدم،از اینکه بخوام برم توی مغازه و بوتیک و بگم من سایز ۴۰ میخوام،خیلی حالم خراب میشد و اینجور مواقع جرقه ای به ذهنم می‌خورد که برو ی رژیم بگیر تا این چند کیلو رو کم کنی یا برو باشگاه،یا توی خونه ورزش کن تا ی کم وزن و سایز کم کنی که اگر ی نفر هم پیدا میشد و راه کوتاه و راحت تری رو بهم پیشنهاد میداد که فبه المراد بود برام،آنقدر با حال خوب شروع میکردم که به خودم ایمان داشتم اگه همینجوری پیش برم من سر چهار هفته خیلی راحت ۴ کیلو کم میکنم و گاهی آیت اتفاق میفتاد و من به وزن تقریبی که دوست داشتم می‌رسیدم.روزهای اول رژیم بهترین روزهای لاغر شدن بود،چون خیلی مراعات میکردم که اندازه ی گقته شده رو بخورم.ورزشمو سر ساعت انجام میدادم.حالم عالی بود و احساس رضایت داشتم از اینکه قراره توی مدت کوتاه به ی اندام عالی برسم.
      • آیا شما هم بعد از شروع رژیم لاغری، ورزش یا هر روش دیگری به مرور ذوق و شوق خود را از دست می دادید؟ شرح دهید.قطعا این اتفاق میفتاد،اولش که شروع رژیم بود و ذهنم میخواست از انجامش در بره بهش میگفتم این سه روز اول رو رعایت کنی همه چی حله،بعد از سه روز هم ادامه میدادم ولی ته ته ذهنم میدونستم جواب نمیگیرم،یا اگر میتونستم خودمو متقاعد کنم که ادامه بده،جواب میگیری،بعد از سه هفته یا چهار هفته کم کم حوصله م سر میرفت،کم کم خسته میشدم که بخوام غذایی جدا از غذای خانواده برای خودم آماده کمم.خسته میشدم از این بدن و جسم بد فرم خودم و شروع میکردم از رژیم و ورزشهام ایراد گرفتن که این جه رژیمیه،این قرصه ممکنه به بدنم آسیب بزنه.این ورزشه بیشتر داره به سیاتیک آسیب میزنه و اینجوری کم کم از ادامه ی راه سرد میشدم و شوقم رو از دست میدادم.
      • چرا در استفاده از روش های مختلف برای لاغر شدن به مرور ذوق و شوق خود را از دست می دادیم؟!من فکر می‌کنم علتش این بود که من داشتم به زور و با تهدید جسمم رو وادار میکردم که بسه آنقدر نخور،بدبخت میترکی،بیچاره اگه چاق تر از این بشی دیگه هیچ جایگاهی توی اجتماع و فامیل نداری،هیچ کس دلش نمیخواد با ی آدم بد هیکل و چاق همصحبت بشه.من با گفتن این حرفها به جسمم داشتم مجبورش میکردم که ی تکونی بخوره تا شاید ی کم از این حجم کم بشه،در واقع به جسم و بدنم داشتم آموزش میدادم.
      • تجربه خود از ادامه دار بودن ذوق و شوق در جنبه های مختلف زندگی را شرح دهید که چگونه شد که مدتها با اشتیاق موضوعی را دنبال می کردید؟من سالها مدرس زبان بودم یادمه اون اوایل که کارمو شروع کردم با اینکه تجربه ی خاصی نداشتم،ولی برای یادگیری توی سطح آموزش خیلی تلاش میکردم از دیگران سوال کمم،تلاش میکردم و برای تدریس برنامه نویسی میکردم،سال‌های اول خیلی برام هیجان انگیز بود،مشتاق یادگیری برای آموزش بهتر و کاربردی تر بودم.خیلی دلم میخواست به جایگاه سوپر وایزری برسم.خیلی تلاش میکردم که خوش رفتار باشم و پیگیر آموزش دانش آموزان باشم.یادمه اون برهه چون آموزش زبان تازه داشت فراگیر میشد،من و همکارام برای خوب کار کردن و نمونه بودن خیلی خیلی از جون مایه میذاشتیم و با هم بودیم و به همدیگه اشتیاق و انگیزه می‌دادیم و ی جورایی پشت همدیگه بودیم.
      • تجربه خود از رها کردن دنبال کردن هر موضوعی در زندگی را شرح دهید و عنوان کنید چه عواملی باعث از بین رفتن انگیزه شما شده است.توی تدریس زبان،من حدود هشت نه سالی بود که توی ی آموزشگاه بودم و خیلی از روند کارم راضی بودم و مدیرم و همکارای دیگه هم بهم احترام زیادی میذاشتن،ولی بعد از ی مدت به نظر خودم دچار روزمرگی شدم،دیگه برای تدریس تنوع ایجاد نمیکردم،شاید دو سال بود که توی نحوه ی تدریس هیچ خلاقیتی خودم نمیدیدم،با اینکه به رتبه سوپر وایزری هم رسیده بودم ولی انگار از طولانی بودن مسیر رفت و آمدم خسته شدم،از اینکه شش روز در هفته و گاهی جمعه ها هم باید شش صبح بیدار میشدم و میرفتم سرکار و هشت شب تازه می‌رسیدم خونه،خسته شده بودم و جالبیش به این بود که من خودم میدونستم که شغل خوبی رو که درآمد خیلی عالی برام داشت رو قراره از دست بدم ولی شیطان درونم مدام زمزمه می‌کرد ولش کن،برو استراحت کن،برو توی خونه برای خودت حال کن،بشین توی خونه و در و دیوار رو نگاه کنی از این کار بهتره و … و یادمه از خدا میخواستم ی اتفاقی بیفته که مت دیگه نخوام برم سرکار ،شکایت میکردم که چرا من باید آنقدر سختی بکشم،دیگه توان ندارم.اینجوری شد که یواش یواش شور و شوقمو از دست دادم و ی نکته ی دیگه که برای من بود اینکه ی همکاری داشتم که خیلی نق میزد و گلایه از مدیر و محل کار و سرویس و حقوق کم و … می‌کرد و این حرفها و انرژی برای من بی تاثیر نبود و به من انگیزه میداد که بیشتر از خدا بخوام که دیگه به این کار برنگردم.و به راحتی آب خوردن ی روز رفتیم آموزشگاه و مدیر اعلام کرد که من ورشکست شدم و دارم آموزشگاه رو جمع میکنم و من خوشحال و خندان برگشتم خونه و از اونجا به بعد ورق زندگی آروم و خوب من برگشت .
      • چه عاملی در روش لاغری با ذهن سبب شده که ذوق و شوق خود برای ادامه دادن را حفظ کنید.توی این مدتی که دارم تمرین‌های صد گام رو انجام بدم،هر روز اگر تمرین هم انجام ندم ولی فایل گوش می‌کنم و سعی میکنم به آموزش‌های استاد عمل کنم و تا حد زیادی روی من تاثیر بالایی داشته،زمزمه های ذهنم کم شده.رفتارها و عادت‌های تا حد قابل توجهی کم شده،قبلا اگه مهمونی میرفتم از قبا نقشه میکشیدم که رفتم اونحا،ی عالمه خوراکی بخورم ،غذا رو چجوری بخورم و کلی نقشه میکشیدم و به محض ورود به خونه میزبان با بوی غذا میخ میشدم و منتظر بودم پذیرایی شروع بشه و من استارت خوردنو بزنم تا آخر مهمونی تلاش میکردم بیشتر خوراکی و غذا رو در حد انفجار بخورم،چون معتقد بودم که غذاهای مهمونی خیلی مزه میده و آدم توی خونه ی خودش اینجوری و ب این خوشمزگی غذا درست نمیکنه ولی ولی ولی الان،خیلی خیلی به بدن خودم اهمیت میدم،خیلی توجه میکنم که مثه ی آدم متمدن و باکلاس غذا بخورم،این بزرگترین تغییر در وجودمه که منو با انگیزه تر میکنه برای یادگیری نکات بهتر و بیشتر از طریق این سایت.الهی شکر.
      • یا حق
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مینا
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۷ ۱۵:۳۵
      مدت عضویت: 917 روز
      امتیاز کاربر: 6520 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 66 کلمه

      به نام خداوند مهربان 

      ذهن انسان به دنبال آسانی هست وکلا راحت طلب هست ذهن من چون به راحتی چاق شده و به فرمول های چاقی ورفتار چاق کننده عادت کرده تکرار آنها برایش راحت است و دوست دارد به همان روند ادامه دهد پس من باید لاغری را برای آن راحت کنم تا ذهن من به تکرار رفتار لاغری عادت کند و جسم من لاغر شود.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مینا
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۷ ۱۵:۳۱
      مدت عضویت: 917 روز
      امتیاز کاربر: 6520 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 406 کلمه

      به نام خداوند مهربان که عاشق شادی و تندرستی و زیبایی بندگانش هست.سلام به استاد عزیز و گرامی 

      ذهن انسان رها و آزاد است و با کوچکترین هدایت هم از نظر زمانی سالها به آینده می رود و هم از نظر مکانی فرسنگ‌ها از جسم ما فاصله می گیرد.

      من با تمرکز روی ذهنم خیلی سریع می‌توانم آن را تحت تاثیر قرار بدم ولی جسم من زمان طولانی می خواهد تا تغییر پیدا کند.واگر من جسمم را دستکاری کنم که خیلی زود به شرایط مورد نظرم برسد به خاطر این که سیستم بدن به هم می ریزد بدن دچار تنش و آسیب می شود .

      در مسیر لاغری با ذهن به جز داشتن اشتیاق باید استمرار داشته باشیم وقتی استمرار داشته باشیم زمانهایی هم که از نظر روحی حالمون خوب نباشه فرآیند جسم قطع نمی‌شود و بدن در مسیر متناسب شدن باقی می‌ماند و وقتی که حال روحی مناسب پیدا کردیم ذهن با جسم همسو می‌باشد.

      نا امید شدن از روش لاغری با ذهن و افکار منفی امروز و فردا کردن و به تعویق انداختن تمرینات همه نقشه ی ذهن منفی باف هست.

      چند روز پیش یکی از نزدیکان ما که جوان هم بود فوت شد و من به خاطر مراسم دو سه روز در معرض خبر های منفی بودم وحتی فرصت نمی کردم به سایت سر بزنم ذهن منفی باف من شروع کرد که الان موقعیت مناسب نیست بعداً به سایت برو ولی من به دلیل سر نزدن به سایت تناسب فکری حالم خوب نبود برای همین ذهن منفی باف را کنار زدم و هر از گاهی متن های ذخیره شده در گوشی خودم را می‌خواندم و یا حرفهای استاد را در ذهنم مرور کردم و امروز که به خانه رسیدم از همه‌ی کارها گذشتم و به سایت آمدم تا تمرینم را انجام بدهم امیدوارم این دوری باعث عقب گرد من نشده باشد ؟

      واقعا در موقعیت زمانی که ما زندگی میکنیم اخبار منفی موج می زند و افکار منفی به ذهن حمله میکنند ولی اخبار خوب و مثبت را باید با ذره بین پیدا کنیم.

      با این فوت یک تولد هم اتفاق افتاد و یک نفر هم از سفر مکه آمد ولی من هر.چه نگاه کردم دیدم همه‌ی تمرکز روی بعد منفی و مرگ هست وهمه از آن صحبت می کنند.واین کلا در فرهنگ ما ایرانی ها پر رنگ هست همیشه همه در حوادث بیش از حد ناراحت وغمگین می‌مانند.واین ما را از حال خوب و انرژی‌های مثبت دور می کند و فقط در مسیر درست ماندن می‌تواند کمک کننده باشد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mkhnilofar@gmail.com
      ۱۴۰۳/۰۴/۱۶ ۱۳:۴۸
      مدت عضویت: 1768 روز
      امتیاز کاربر: 9011 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 404 کلمه

      به نام خداوند هدایت کننده

      من کلا انسان با اراده ای هستم و برای رسیدن به هدفم تلاش می‌کنم یه شعاری دارم که غیر ممکنه از کوه بالا بری ولی خسته نشی پس خستگی ها رو هم قبول دارم خوب بالطبع این روش در بیشتر مواقع جواب داده به جز دو مورد یکی درس خوندن پسرم که اتیسم هست من برای با سواد شدنش جونم رو گزاشتم و خیلی خیلی تلاش کردم ولی خیلی کم نتیجه گرفتم چون راهم اشتباه بود چون اون بچه مغزش پذیرش درس رو نداشت تا جایی که خسته شدم و رها کردم و پذیرفتم همه نباید باسواد باشن و خیلی از استرس های روزانه کم شد 

      در مورد لاغری هم به همین صورت خیلی تلاش کردم ولی نتیجه تقریبا صفر تا پارسال که تصمیم گرفتم باید لاغر بشم اول با داروهای عطاری و همراه ورزش شروع کردم نشد بعد رژیم گرفتم نشد بالاتری با ذهن آشنا بودم ولی باورم نمیشد بشه با ذهن لاغر شد ولی شروع کردم به دوره رایگان صد گام با خودم گفتم هر حرفی استاد گفت مثل وحی منزل قبول کن چون به این باور و ایمان رسیده بودم که ذهن انسانها روی جسم خودشون تاثیر داره داخل پرانتز بگم من اصلا نمیتونستم قانون جذب رو قبول کنم خلاصه شروع کردم به لاغری باذهن دوره رایگان اوایل هر فایلی رو چند بار گوش میدادم  روزای تعطیل یا وقتایی که سرم شلوغ بود گوش نمی‌دادم تا شد عید و تو حدود ۳ ماه من بیست جلسه گوش داده بودم تعطیلات عید که تموم شد گفتم باید هرروز فایل گوش بدم و شروع کردم و الان گام ۸۲ هستم تقریبا ۳ ماه از سال گذشته و حتما هرروز تو سایت بودم و یه فعالیتی انجام دادم نتیجه ای که گرفتم موانع لاغری رو پیدا کردم همه رو حل کردم ترس از خوردن کمی هنوز مونده و یه باور منفی دارم که من هر کار کنم لاغر نمیشم قبل از ورود به سایت خیلی محکم بود ولی الان هست ولی ضعیف شده ودر جسمم هم یکم لباسام گشاد شده واین یعنی موفقیت هنوز باید ادامه بدم واین ادامه دادن خیلی خیلی حالمو خوب میکنه بهم آرامش میده خودمو دوست دارم و از دیدن خودم تو آینه لذت میبرم جالب اینکه دیگه خودمو خیلی چاق نمیدونم الان آرزو دارم ده کیلو کم کنم و ۶۰ کیلو بشم ولی وقتی ۶۰ کیلو بودم خودم رو بیشتر از اینا چاق میدونستم و وزنه چاقی تو ذهنم صدها برابر الان بود 

      باتشکر از استاد عزیز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهلا
      ۱۴۰۳/۰۳/۰۷ ۰۸:۳۴
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 338 کلمه

      یادمه یه بار تصمیم گرفتم رژیم میوه بگیرم و چون تابستون بود میوه های که می‌خوردم زردآلو و هلو و هندوانه و اینجور چیزا بود خیلی با انرژی و ذوق و شوق شروع کردم ،اما این ذوق و شوق فقط سه روز دوم آورد ،بعد سه روز دیگه میلی به میوه خوردن نداشتم و از روی جبر میوه می‌خوردم و اینکه یکسره گرسنه بودم و به شدت عصبی شده بودم انگار دنیا رو ازم گرفته بودن،برای همین با همون عصبانیت به همسرم گفتم دیگه نمی‌خوام رژیم میوه رو ادامه بدم و دلم میخواد هرچی دوست دارم بخورم،تو هم دیگه حق نداری برای خوردن و هیکلم بهم گیر بدی،باورم نمیشه فقط سه روز تونستم این رژیم سرخود رو که از نت گرفته بودم ادامه بدم.😂

      اونجا بود که فهمیدم چقدر نخوردن و رژیم گرفتن سخته و از دل آدمای چاق آب خوردم .

      اینکه ذوق و شوقمون رو در مورد لاغر شدن از دست می‌دهیم بنظرم چون همش ظاهری و جسمیه و اصلا به رهنمون نگاه نمی کنیم ببینیم چی دوست داره چی ما بهش القا کردیم و فقط میخواهیم ظاهر رو تغییر بدیم.

      من چندین سال  زبان انگلیسی رو آموزش دیدم و اصلا از ذوق و شوقم برای رفتن به کلاس و امتحان و یا هر چی کم نشد ،چون به زبان انگلیسی علاقمند بودم و مهمتر از اون برعکس هم دوره های خودم خیلی سریع مطالب زبان رو یاد می‌گرفتم و همین علاقه و استعدادی که در خودم می دیدم باعث شده بود تا چندین سال ازش دست برندارم.و در نهایت تونستم مدرک مترجمی بگیرم.

      روش لاغری با ذهن هم همینطوره ثابت می‌کنه که به عنوان یک انسان میتونی لاغر باشی و عشق به لاغری رو بهت یاد میده ،وقتی بدونیم بطور معمول این حق ماست که لاغر باشیم و میشه و میتونیم که متناسب باشیم ،هیچ وقت امیدمون رو نسبت به این روش از دست نمی‌دیم چون کار رو برای ما آسون کرده و قرار نیست ما اراده محکم داشته باشیم ،فقط و فقط علاقه و استعداد ذاتی که همه انسانها در لاغری میتونن داشته باشن رو بر می گردونه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم