🌧️ یه روزایی هست که جلوی آینه میایستی، به خودت نگاه میکنی و با یه آه بلند توی دلت میگی: «چطور لاغر بشم؟!»
همهچی رو امتحان کردی… از رژیمهای عجیبغریب 🍽️ گرفته تا ورزشهای سخت و خستهکننده 🏃♀️
ولی هیچکدوم اون نتیجهای که دنبالش بودی رو ندادن.
احساس میکنی تو یه چرخهی تکراری گیر افتادی؛ شروع پرانرژی، خستگی، ناامیدی و بعد رها کردن…
اگه این داستان برات آشناست، پس وقتشه یه بار برای همیشه مسیرتو عوض کنی — **از ذهن شروع کنیم نه از معده!**🧠✨
💭 واکنش ما به مسائل زندگی
همهمون توی زندگی، با یه سری سؤال بزرگ روبهرو میشیم…

مثلاً وقتی پولمون کم میاد، فوری تو ذهنمون میپرسیم: چطور پولدار بشم؟ 💸
یا وقتی رابطهای خراب میشه، دلمون میخواد بدونیم: چطور یه رابطه عاشقانه و سالم بسازم؟ 💔❤️
و حالا… وقتی جلوی آینه میایستیم، لباسهامون تنگ شدن یا از ظاهر خودمون راضی نیستیم، اون سؤال معروف مثل یه صدای آشنا تو ذهنمون تکرار میشه:
«چطور لاغر بشم؟» 🤔
گاهی هم فقط یه نگاه ساده به یه آدم متناسب کافیه…
اون کسی که جلوت نشسته و با خیال راحت هر چی دلش میخواد میخوره، ولی باز هم خوشاندام و راحته. همون لحظه یه چیزی ته دلت میلرزه و با حسرت از خودت میپرسی:
«چطور لاغر بشم مثل اون؟!» 🥲🍩👖
ما برای خیلی از سؤالهامون میدونیم باید آموزش ببینیم.
مثلاً اگه بپرسیم: چطور نوازنده شم؟ 🎸 احتمالاً میگیم خب باید برم کلاس موسیقی.
یا اگه بخوایم مکانیک شیم، معلومه باید بریم آموزشگاه یا پیش یه استاد کار کنیم. 🛠️
ولی وقتی میرسه به سؤال «چطور لاغر بشم؟»، همه چیز یهدفعه میریزه بههم! 😵💫
ذهنمون پر میشه از جوابهای متناقض و پراکنده:
- باید رژیم سخت بگیرم 🍽️
- باید هر روز باشگاه برم و ورزش کنم 🏋️♀️
- شاید یه قرص چربیسوز جواب بده 💊
- یا شاید فقط بیشتر راه برم و تحرک داشته باشم 🚶♀️
اما آیا واقعاً جواب “چطور لاغر بشم” همینه؟
آیا تا حالا با این روشها به لاغریِ واقعی، موندگار و خوشحالکننده رسیدی؟ یا مثل خیلی از ماها، بعد یه مدت برگشتی سر نقطه اول؟ 🔄

🎓 یادگیری موضوعات مختلف در زندگی
اگه یه روز برات سوال بشه که چطور رانندگی یاد بگیرم؟ 🚗، احتمال زیاد خیلی راحت میگی: “خب، باید برم کلاس رانندگی!”
یا وقتی دلت میخواد گیتار بزنی، میدونی که باید بری پیش یه استاد موسیقی یا تو یه دوره آموزشی شرکت کنی. 🎸🎶
یعنی مغزت کاملاً پذیرفته که برای یاد گرفتن یه مهارت، باید آموزش ببینی، تمرین کنی و صبر داشته باشی.
اما حالا برگردیم به اون سؤال قدیمی و پرتکرار:
چطور لاغر بشم؟ 🤔
واقعاً چرا با اینکه بارها و بارها دنبال جوابش رفتیم، هنوزم تو همون نقطه اولیم؟!
چون هر بار رفتیم سراغ روشهایی که بهجای اینکه لاغری رو به ما یاد بدن، فقط میخواستن چاقیمونو بپوشونن.
در حالی که هیچ مهارتی بدون آموزش در مغز شکل نمیگیره، حتی لاغر شدن! 🧠✨
ما همهمون میدونیم که یاد گرفتن هر چیزی از مغز شروع میشه؛
از آشپزی 🍳 گرفته تا خیاطی ✂️، مکانیکی 🔧، یا حتی رانندگی.
اول توی ذهن میپذیریم، بعد یاد میگیریم، بعد با تمرین اون رو توی جسممون اجرا میکنیم.
اما وقتی میپرسیم «چطور لاغر بشم؟»،
میریم سراغ رژیم گرفتنهای محدودکننده، ورزشهای سنگین یا قرصهای موقت.
در واقع سعی میکنیم به جسم یاد بدیم لاغر شه، بدون اینکه ذهن چیزی یاد گرفته باشه!
مثل اینه که بخوایم با دستمون گیتار بزنیم، در حالی که مغزمون هیچ نت و آکوردی بلد نیست! 😅
یادگیری لاغری هم باید از ذهن شروع بشه.
چون مغز مرکز فرماندهی تغییره. وقتی مغزت قانع بشه که لاغری ممکنه، لذتبخشه و امنه، کمکم بدن هم شروع به همراهی میکنه.
پس اگه هنوز به جواب درستی برای سؤال «چطور لاغر بشم؟» نرسیدی، شاید وقتشه مسیر آموزش ذهنی رو امتحان کنی.
مسیریه که از درون شروع میشه… نه از بشقاب غذا 🍽️ یا وزنههای سنگین باشگاه 🏋️♂️

🔁 از تجربه چاق شدن برای لاغر شدن استفاده کنیم
یه لحظه چشمهات رو ببند و به این فکر کن که چطوری چاق شدی؟ 😶🌫️
نه نه! منظورم این نیست که چی خوردی یا چند وعده غذا داشتی… منظورم اینه که اون فرآیند ذهنی قبل از چاق شدن رو یادت بیاری!
قبل از اینکه شلوارت تنگ شه یا عدد ترازو بالا بره، ذهن تو، با هزارجور فکر و باور درباره چاقی پُر شده بود…
📢 شنیدی که میگفتن: «ما ژن چاقی داریم»، یا «بعد ازدواج همه چاق میشن»، یا «بالای ۳۰ سالگی دیگه نمیشه لاغر موند!»
همین جملههای به ظاهر ساده، آرومآروم توی مغزت نشستن و یه «انتظار چاق شدن» ساختن.
و ذهن ما عاشق اینه که به انتظاراتمون جواب بده!
پس کمکم شروع کرد به تغییر فرمانها… رفتارای کوچیکی شکل گرفت، مثل بیشتر خوردن 🍞، نادیده گرفتن حس سیری 😵💫، یا بیتحرکی طولانی 🛋️
و نتیجه چی شد؟ چاقی.
حالا بیا برگردیم به سؤال کلیدیمون: چطور لاغر بشم؟
اگه چاقی از ذهن شروع شده، لاغری هم باید از همونجا شروع شه.
تا وقتی مغزت فرمانهای چاقی رو اجرا میکنه، هر رژیم و ورزشی فقط مثل یه وقفه کوتاه توی مسیر چاقی عمل میکنه… نه یه تغییر واقعی و موندگار. 🧠🚫
✅ پس راهش اینه که فرمولهای چاقی ذهنی رو شناسایی کنیم و جاش فرمولهای لاغری رو بنویسیم.
آرومآروم، با تمرین، با آگاهی، با تصویرسازی مثبت، مغز رو قانع کنیم که:
لاغر شدن نهتنها ممکنه، بلکه آسونتر از چاق شدنه! ✨💪
🧠 سیستم عملکرد ذهن
شاید این سؤال تو ذهنت باشه:
«اگه ذهنم انقدر قدرتمنده، پس چرا وقتی تصمیم میگیرم لاغر بشم، چند روز بیشتر دوام نمیارم؟!» 🤷♀️
جواب سادهست…
ذهن ما ذاتاً دنبال آسونی، راحتی و لذته. 😌🍫
هر کاری که یهذره سخت باشه یا حس زجر و محدودیت بده، ذهن فوراً باهاش مخالفت میکنه!
برای همین وقتی از خودمون میپرسیم چطور لاغر بشم؟ و بعد میریم سراغ رژیمهای سخت، ورزشهای سنگین، گرسنگی دادن به خود و حذف غذاهای مورد علاقهمون…
ذهن میگه: ❌ نه! نمیخوام این راهو برم!
ذهن ما مثل یه کودک لوس ولی باهوشه! 😅
اگه حس کنه قراره اذیت شه، سریع قهر میکنه و میره سراغ همون الگوهای قبلی: پرخوری، خوردن احساسی، رها کردن رژیم…
برای همینه که بیشتر ماها فقط برای مدت کوتاهی تونستیم وزن کم کنیم و دوباره برگشتیم به خونه اول. چون راهی که انتخاب کرده بودیم، برای ذهن قابلتحمل نبود! 🥲
حالا بیاید منطقی نگاه کنیم…
ما چاق شدن رو بدون سختی تجربه کردیم، درسته؟
یعنی بدون رژیم گرفتن، بدون حسابوکتاب غذا، بدون درد کشیدن… چاق شدیم!
پس چرا فکر میکنیم لاغر شدن باید با سختی و زجر باشه؟! 🤔
اگه واقعا دنبال جواب درست برای چطور لاغر بشم؟ هستیم، باید روشی رو انتخاب کنیم که برای ذهنمون لذتبخش، آسون و طبیعی باشه.
و فقط یه روش این ویژگیها رو داره:
لاغری با ذهن 🧠💖

✅ تصمیم صحیح برای لاغر شدن
تا وقتی مسیر لاغر شدنت با رنج، زور و تحمل همراهه، بدون که هنوز پاسخ درستی برای چطور لاغر بشم؟ پیدا نکردی 😓
چون ذهن ما همیشه دنبال راه آسونه.
وقتی لاغر شدن براش یعنی گرسنگی، حذف غذاهای مورد علاقه 🍕، ساعتها ورزش سنگین 🏋️♀️ و حس محرومیت…
خیلی ساده میگه: «نه عزیزم، این راه من نیست!» 🚫
در عوض، چی کار میکنه؟
دوباره تو رو میبره به سمت همون رفتارهای قبلی؛ چون اونا راحتتر بودن، شناختهشدهتر بودن و براش امنتر.
پس اگه واقعاً میخوای جواب سؤال “چطور لاغر بشم؟” رو پیدا کنی، باید اول ذهن رو همراه خودت کنی؛
و این فقط وقتی ممکنه که راه لاغر شدنت آسون، لذتبخش و طبیعی باشه. ✨🌿
💡 و این دقیقاً همون چیزیه که روش لاغری با ذهن بهت میده.
اینجا خبری از رژیم، حذف قند، یا ورزش اجباری نیست.
بلکه قراره یاد بگیری چطور ذهن رو آموزش بدی تا خودش راه لاغر شدن رو انتخاب کنه.
دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین طراحی شده؛ تا تو با آموزشهایی ساده، تصویرسازیهای ذهنی 🎨، و تمرینهای سبک و روزمره،
ذهن خودت رو قانع کنی که: «لاغر شدن آسونتر و لذتبخشتر از چاق شدنه!»
و وقتی ذهن اینو باور کنه… لاغری، خودبهخود اتفاق میافته! 🌈🧘♀️
✍️ تمرین آموزشی | 📌 پاسخ به سوال مهم: چطور لاغر بشم؟
تمرینات ذهنی به ما کمک میکنن تا از باورهای اشتباه و فکرهای قدیمی مثل “فقط با رژیم لاغر میشم” یا “لاغری سخته” عبور کنیم و به آگاهی درونی برسیم. ✨
با نوشتن تجربههات، ذهن شروع میکنه به پالایش، و هر چه بیشتر درباره چطور لاغر بشم بنویسی، مسیر روشنتر و انگیزههات قویتر میشن. 🚀
📚 سوالات تمرینی امروز:
- 📝 تجربهات از شروع با ذوق روشهای مختلف لاغری چی بوده؟
- 🥺 آیا تا حالا بعد از شروع رژیم یا ورزش، انگیزهات رو از دست دادی؟ چه حسی داشتی؟
- 🤔 فکر میکنی چرا بعد از مدتی، ذوق و شوقمون در روشهای مختلف لاغری کم میشه؟
- 🔥 از تجربهات در پیگیری بلندمدت موضوعات دیگه در زندگی بنویس؛ چی باعث شد ادامهش بدی؟
- 💖 توی مسیر لاغری با ذهن، چه چیزی باعث شده هنوز با شوق ادامه بدی؟
🗣️ حالا نوبت توئه که دست به قلم بشی!👇
پاسخهات رو توی بخش نظرات بنویس و اگه تمرین خاصی به ذهنت رسید که بهت کمک میکنه بهتر بفهمی چطور لاغر بشم، حتماً با ما به اشتراک بذار. 💬💡
منتظریم تا از تجربهها، احساسات و آگاهیهای تازهت بشنویم. تو میتونی به خودت و دیگران کمک کنی! 🌟🫶
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.05 از 58 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدای مهربانم
چرا بعضی از افراد. نمیتونن لاغر بشن حالا از هر راهی که برن در نهایت نمیتونن لاغر بشن ؟؟
با آگاهی های امروز که دریافت کردم باید بگم چون استمرار ندارن اما همینجا باید بگم این استمرار داشتن و تعهد داشتن در هر کاری جزیی از شخصیت من هست حتی اون زمان که رزیم میگرفتم و ورزش میکردم و در راه غلط بودم اینقدر پشتکار و استمرار داشتم که موفق میشدم وزنهای زیادی در حد بیست کیلو و سی کیلو کم میکردم اما چون راهم نادرست بود هیچ وقت نتایجم برام پایدار نبودن اون به خاطر من نبود به خاطر راه نادرستم بود که خودم نمیدونستم و همیشه میگفتم لاغر شدن اسان هست اما لاغر ماندن سخت هست .
چرا کاری رو با شور و شوق شروع میکنیم ولی تا اخر راه اینطور نیستیم و به نقطه ی پایان نمیرسییم ؟؟ چون به مرور که به نجواهای شیطانی گوش میدیم و ناامید میشیم ،اشتیاق و انگیزه در ما کم میشه و ما بی خیال اون راه میشیم .پس کنترل ذهن داشتن و حال خوب داشتن برای ادامه ی هر راهی ضروری هست
خدا رو شکر من از وقتی در این راه اومدم نیاز نداشتم کسی گوش زدم کنه که باید ادامه بدم و هر روز وارد این راه بشم من خودم هر روز با ذوق و شوق حتی داشتم با حال بد وارد سایت شدم و به عشق دریافت آگاهی جدید وارد این راه شدم و قدم برداشتم و با علاقه ای که به این مباحث دارم با تمام تمرکزم هر روز اینجا هستم و روی خودم کار میکنم.و می نویسم و من به خاطر علاقم و استمرارم و تعهدم به این راه هم از دوره های رایگان و هم از دوره های پولی استاد استفاده کردم .
و هیچ وقت خودم نخواستم تحت تاثیر افکار شیطانی قرار بگیرم که میگه نمیشه و انگار جواب نمیده من با کنترل ذهن و نجواهای منفی و با تمام توانم ادامه دادم و در این راه استمرار داشتم و در این مسیر ماندم و گاهی اوقات شده خیلی هم ناامید شدم و گفتم انگار من لاغر تر نمیشم اما ادامه دادم و بر افکار نادرست خودم غلبه کردم یعنی به قول معر وف به مو رسیده ولی پاره نشده و باید بگم من دیگه الان به جایی رسیدم که تنها این راه رو درست میدانم و اصلا دنبال هیچ راه دیگه ای نیستم و اصلا هر راه دیگه رو میخوام دنبال کنم به نظرم نادرست میاد و اون رو راه درستی نمیدونم که دنبالش کنم .
من خدا رو شکر تمام روزم زمان بندی شده هست که در هر ساعتی چه فایلی رو نگاه کنم و هر روز سر ساعت مشخص شده وارد سایت میشم و با عشق این اگاهی رو دنبال می کنم و بازم میگم من همیشه اون ادامه دادن رو دارم و داشتم و حتی اگر حالم بد میشد و اشتیاقم کم میشد ولی بازم من وارد این سایت میشدم و ادامه میدم و همین ادامه دادن باعث ترمیم من میشد و من اشتیاقم دوباره بر میگشت و من قوی تر ادامه میدادم .
من کلا در شخصیتم استمرار داشتن در هر زمینه ای رو دارم و این جز ویژگی برجسته ی من هست .که بارها از سمت بقیه تحسین شدم
من به شدت مراقب ورودی های ذهنم هستم و هر گز هر چیزی وارد اون نمیکنم تا همیشه ذوق و شوق زندگی داشته باشم .
من مراقبم به چه موضوعاتی توجه می کنم ،
چون ذهن مثل جسم نیست من وقتی روی ذهنم کار میکنم نتایج روی جسم خیلی کند هست و ممکنه بعضیا در این راه ذهنی که روی خودشون کار میکنن دچار یاس و ناامیدی بشن پس سرعت تغییر جسم خیلی کمتر از سرعت تغییر ذهن هست .
یعنی اگر من به هر دلیلی حالم بد باشه با گوش دادن به فایل یا موسیقی یا موضوعات خوب میتونم ظرف یک ساعت حال خودم رو خوب کنم .
چون ذهن بی نهایت هست پس مبشه با ذهن از حال بد به حال خوب برسیم اما جسم اینطور نبست اگر جایی از ما زخم بشه زمان نیاز هست تا اون ترمیم بشه ولی ذهن در زمان کم میتونه یک ذهن بیمار رو سالم کنه یا شده من حالم خوب هست ولی من یک حرفی رو شنیدم و در چند دقیقه من بهم میریزم و حالم بد میشه .
من باید مراقب خودم و حالم باشم و بدونم با ادامه دادن در این راه هست که من میتونم تغییرات رو در جسم ببینم .
من هر روز در این مسیر هستم و کلی فایل گوش میدم و رویاپردازی میکنم و .. اما سرعت تغییر جسم به اندازه سرعت تغییر ذهن ما نیست و زمان میبره .پس نباید ناامید شد و یا عجله کرد و گرنه شکست میخوریم .
افرادی که عمل معده میکنن چون یهو جسم رو تعغیر میدن و ذهن آماده نیست فرد دچار مشکلات زیادی در جسم میشه و حتی دچار افسردگی هم میشن چون ناهماهنگی بین ذهن و جسم به وجود میاد و خیلی مشکلات دیگه هم به وجود میاد .پس برای موفقیت در هر راهی باید ذهن رو اول هماهنگ با هدف کنیم و بعد خود به خود به هدف و موفقیت میرسیم
هر کس گرفتار عجله و نجواهای ذهنی میشه این راه رو رها میکنه و هرگز موفق هم نمیشه .
من همیشه در هر راهی که وارد شدم ادامه دادم حتی زمانی که نتایج بیرونی نباشه حتی الان که شنا میرم چون به ورزشم علاقه دارم و اون رو دوست دارم با عشق ادامه میدم حتی اگر یه جلسه نرم دوست داریم سریه هفته ی بعد اون غیبت رو جبرانش کنم خیلی ها هستن با من این ورزش رو شروع کردن و خیلی هم با هیجان شروع کردن ولی در ادامه ی راه رها کردن و دیگه نیومدن اما من بازم در راهم استمرار خو اهم داشت .
اشتیاق داشتن نیاز داره به استمرار که موفق بشی .
با اشتیاق تنهانمیتونی موفق بشی باید کنارش استمر ار و تعهد داشته باشی و در این راه باید به خودت بگی من حتی اگر حالم بد باشه اما راهم رو ا دامه میدم .
من شاد و مستمر هستم که راهم رو ادامه بدم .
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوب و پر تلاشم .
فرمولهای ذهنی با تکرار و استمرار و تعهد عوض میشن و با یک روز و ده روز و دو ماه عوض نمیشن و انصافا این تغییر کار میبره و من خودم کسی هستم که دو ساله در سایت هستم و انصافا دارم خوب ر وی خوم کار میکنم حالا از کجا متوجه میشم خوب دارم روی خودم کار میکنم و فرمولهای ذهنیم داره تغییر میکنه ؟؟؟از تغییر رفتارهام متوجه میشم همین دو شب پیش من مهمان داشتم و اونها رو برای شام دعوت کردم که بریم بیرون شام بخوریم و اتفاقا انتخاب همه فست فود بود و من اون شب من یه دونه پیتزا به ناچار سفارش دادم (چون مدتها هست من و دخترم اشتراکی یک دونه با هم میخوریمو بیشتر نمیتونم بخورم ) ولی خیلی راحت دیدم نصف اون پیتزا رو گذاشتم و به خوردن ادامه ندادم و کلی از مابقی پیتزاهای بچه ها هم موند که اوردم خونه اما شب اصلا دوست نداشتم بخورم و یا دست دست کنم در واقع باید بگم میلم نکشید که بخورم در حالی که اگر گذشته بود رحم نمیکردم علاوه بر اینکه یه پیتزای خودم رو در رستوران کامل میخوردم شب هم باقی مانده ی اونها رو هم میخوردم .و از طرف دیگه فردای اون روز من کلی تنقلات در خونه داشتم که به خاطر مهمانی تهییه کرده بودم که همه مونده بودن که من هیچ وقت برای خودم این همه تنقلات با هم تهییه نمیکنم مثلا شیرینی قنادی و تخمه و میوه خشک و آجیل و کاکاییو و … بود .ولی من الان به حدی رسیدم و بر خودم در خوردن مواد غذایی کنترل دارم که خیلی راحت انتخاب میکنم که من نباید از تمام اونها با هم در زمان سیری بخورم من هر وقت نیاز داشتم در زمان گرسنگی از هر مواد غذایی که انتخاب کنم میتونم به اندازه نیازم بخورم و هر وقت بخوام برم پرخوری کنم ذهنم الارم میده فعلا نخور تا گرسنه باشی و من راحت از خوردنش صرف نظر میکنم این از تغییرات عالی خودم بماند که همین دوستم بعد از چند ماه دیدنم بارها میگفت چقدر تو لاغرتر شدی و همش میگفت اخه دخترت رو چیکار کردی که اینقدر عالی لاغر شده و تعجب میکردن از روند لاغری دخترم و اتفاقا گفت توکه اینقدر لاغر تر شدی چرا صداش رو در نمیاری ؟؟ و همینجا بود که بازم بیاد آموزشها افتادم که لاغری با ذهن واقعا بی سر و صدا هست و خیلی آسان هست و نه تنها خودم بلکه خانوادی منم دارن همینطور لاغر تر و متناسب تر میشن و این کم نعمتی نیست و بارها از خدا برای بودن در این مسیر سپاسگزاری کردم و اتفاقا خود این دوستم و دخترش و همسرش سالها هست رژیم دارن و ترس از خوردن دارن و کلی مراقبت غذایی دارن و اما دختر ایشون یه کم تپل بود و این دختر ناز ایشون با وجود کلی مهارتهای بالا که داره مثل مسلط بودن به چندین ساز زیبا و زبان خارجی و کلی کارهای هنری و …. کلی مقامهای بالا ی علمی در سطح کشور داشتن ولی به خاطر یه مقدار تپلی اعتماد به نفس لازم رو نداشتن و بسیار خجالت میکشیدن و بارها همین دخترش به زبون میاوردکه من چاقم و اصلا خوب نیستم و به دختر من حسرت میخورد و همین جا بود که من به خاطر این اگاهی ها که دارم دوباره متوجه شدم که یه مقدار چاقی در این دختر خانم ناز باعث شده که اعتماد به نفس خوبی ند اشته باشه چون مرتب در رژیم بود و بارها مادرش تذکر میداد که نخور و حواست رو بده و …معلوم بود تحت فشار هست و خودش رو با وجود اون همه موفقیت عالی که داره فردی موفق نمیدونه و من در دلم افسوس خوردم و اتفاقا من قبلا همین راه رو به دوستم معرفی کرده بودم اما چون خوشش نیومده بود پیگیری نکرد و دیگه دنبالش نکرد برای همین دوباره بهش حرفی نزدم .
پس با استمرار در مسیر فرمولهای ذهنی ما تغییر میکنن و حالا اگر جایی در رفتارمون اشتباهی داشتیم و از ما خطایی سر زد که خطا نیست همون فرمولهای گذشته هستن که بالا مبان پس نباید من نگران بشم و ناامید بشم و یا عصبانی بشیم که انگار فایده نداره نه باید بازم ادامه بدیم تا در مسیر درست قرار بگیریم و به هدف برسیم دقیقا مثل چالش جابه جایی دکمه های کیبورد در لپ تاب استاد که به جای عصبانی شدن استاد داره سعی میکنه که این تغییر رو برای ذهن خودش عادی کنه و دیگه بدون تقلا اون رو بپذیره اتفاقا خود من زمانی که تازه مایکرو ویو رو تهییه کرده بودم چون عادت نداشتم بارها میرفتم که غدا رو روی اجاق گاز گرم کنم و بعد که یادم میفتاد با بشقاب خودش خیلی راحت داخل مایکرو گرم میکردم و برعکس الان اینقدر بهش عادت کردم که وقتی خونه ی مادرم و یا جایی میرم که باید غذا رو روی گاز گرم کنم اما من طبق عادت به دنبال مایکرو هستم که سریع و راحت با بشقاب خودش گرم بشه و اما به ناچار باید دنبال تابه و قابلمه برم یعنی میخوام بگم ذهن ما آدمها به شرایط جدید و فرمولهای حدید عادت میکنه فقط کافیه استمرار داشته باشیم .
من خودم با وجود این همه رفتار صحیحی که در این مدت داشتم همین الان یه خطایی داشتم که میگم ولی ناامید نمیشم من بارها گفتم عاشق انجیر خشک و توت خشک و میوه ی خشک هستم (که این غلطه و من نباید به مواد خوراکی خیلی برچسب بزنم که این رو دوست دارم و نباید از اونها خاطره داشته باشم )و حالا که بعد از مدتها به خاطر مهمانی میوه ی خشک خریدم به خاطر همین تعریفها که در ذهنم از مواد خوردکی داشم چند دونه با هم میوه ی خشک خوردم و الان یکم فشار شکمی رو حس میکنم ولی به خودم میگم بازم عالی رفتار کردم چون این همه شیرینی و کاکاییو اجیل و بستنی و تخمه و . .. بود میلم نشد چند دونه انجیر خشک دلم خواست خوردم بازم این خودش یه تعییر بزرگ هست و همینکه زودی احساس سیری و یا فشار شکمی رو حس میکنم این خودش یک تغییر بزرگ هست و باید خوشحال باشم و به مرور با تکرار دوره ها این فرمولهای جدید لاغری قویتر میشن و من بازم بهتر رفتار میکنم آخه وقتی من در مسیر چاقی بودم فرمولهای چاقی سالها تکرار شدن تا من چاق شدم و من میلیونها بار رفتار های چاق کننده رو تکرار کردم تا چاق شدم پس حالا در این راه هم استمرار خواهم داشت و فرمولهای جدید رو تکرار میکنم تا موفق بشم .
من با رژیم و عمل و قرص نمیتونم فرمولها و رفتارها و تصاویر چاقی رو درر ذهنم تعییر بدم پس شکست میخورم .
من در این مسیر باید صبور باشم تا فرمولهای جدید جایگزین فرمولهای قدیم بشن و من لاغر بشم پس ادامه میدم و تمرین میکنم تا همچنان تعییراتم بزرگتر و پررنگتر بشه همین منی که عاشق چیپس و پفک خوردن بودم و باید هر روز میخوردم حالا خیلی راحت میتونم نخورم اگر جلوم نباشه و نبینم اصلا میل به خوردن اونها ندارم و دیگه نمیرم پفک و چیبس بخرم ولی حالا اگر به بارم هوس کردم خوردم اصلا از خودم ناامید نمیشم میگم با تکرار کردن بازم بهتر میشم و فرمولهای ذهنیم تعییر میکنن پس با تکرار کردن روند تغییر فرمولهای ذهنیم سریعتر میشه .
من هر روز یک قدم برای خودم برمیدارم با گوش دادن به فایلها و انجام تمرینات من مطعنم به هدفم میرسم و به وزن ۵۹ کیلو میرسم فقط باید استمرار و تعهد و انگیزه و داشته باشم .
فرمول ذهنی به این راحتی عوض نمیشه و شمایی که با یه هفته و ده روز کار کردن مبخواید لاعر بشید به این راحتی نیست زمان میبره .(من حدود ۱۸ ماه هست که داخل سایتم و هر روز دارم روی خودم کار میکنم رفتارهای بسیار عالی و متناسب گونه ای دارم که خودم رو شگفت زده میکنه و اما افکارم هم خیلی تغیر کرده ولی خیلی وقتا منفی باف میاد که من رو اذیت کنه و اما من باید هنوزم روی باورهام کار کنم و هیچ وقت معلوب اون نشم )
مثال اینکه :
در صفحه کلبد استاد جای ژ و پ تغییر کرده و هر بار استاد میخواد تایپ میکنه به مشکل بر میخوره اما استاد عصبانی نمیشه و میگه این کار ذهن من هست که در ناخود اگاه من ذخیره شده کلید ژ اینجا هست و زمان میبره تا ذهن به حای جدید عادت کنه و خیلی از این مثالها در زندگی ما هست که به ذهن ناخود اگاه ما سپرده شدن و هر بار ما تکرار میکنیم بدون اینکه فکر کنیم مثل تغییر استاد از عینکی بودن به عینک نداشتن تا چندین ماه بعد از عمل استاد تمام کارهای همیشگی و عا تها رو انجام میداد تا فرمولهای جدید در ذن استاد ثبت شده که تغییر کرده و عینک نداره .
پس با تکرار کردن یه عمل و یا رفتار ذهن متوجه تغییرات میشه.(من خودم قبلا خیلی عادتها و رفتارها داشتم که الان دیگه ندارم من چون سالها رژیم بودم در رژیم به من تاکید میشد با خوردن عدا فقط سالاد و یا سبزی خوردن باشه وحتی ماست رو با هر عذایی نخوری من عادت کردم غدای خودم رو بدون هیچ دسری و یا نوشیدنی خالی بخورم و گاهی که میلم بکشه ماست بخورم سریع شکمم پر میشه و به اون حالت سیری میرسم و هر گز خوردن رو ادامه نمیدم من هم به خاطر همین فقط غدا رو انتخاب میکنم میخورم و هر سالاد و ماست رو اگر هوس کردم به عنوان میان وعده استفاده میکنم و عادت کردم هیچ دوغ و یا نوشیدنی نخورم و این هم یه تغییر در رفتارهای من هست که سالها رژیم داشتم )
ممکنه یه سری رفتارهای اشتباه داشته باشیم که قبلا هزاران بار اونها رو داشتیم و حالا هم اگر برمیگردیم به اون اشتباه ها نگران نباشید و زمان میبره تا ما تغییر کنیم .(هر وقت رفتار غلطی از من سز بزنه اصلا خودم رو سرزنش نمیکنم و تحقیر نمیکنم و می گم این کار توجه به چاقی هست و این رفتارهای غلط من بسیار کم و محدود هستن و اما چندین فکر و باور غلط دارم که باید اونها رو برطرف کنم مثلا بارها بگم :هر روز جسم من داره از روز قبل لاعر تر میشه و من متناسب تر میشم و این متناسب شدن من فقط از طریق ذهنم داره اتفاق میفته نه فعالیت و یا خوردنم .
من هر مواد عذایی که میخورم برای رفع نیاز جسمی من هست و برای سلامتی بدن من ضروری هست و هیچ قدرت چاق کنندگی نداره .
جسم من مشتاقانه دوست داره من افکار همسو با خواسته ام پیدا کنم تا من رو هر روز به لاغری نزدیکتر بکنه )
رفتارهای چاقی در ما سالها تکرار شده پس با چند ماه گوش دادن انتطار نداشته باش تغییر کنی چون قبلا میلیون بار تکرار میکردی و حالا ذهن سریع تغییر نمیکنه باید بارها تکرار کنید .
من اگر میخوام با رژیم لاعر بشم این تصمیم خودم هست تصمیم ذهنم نیست پس سخته لاعر شدن و لاغر ماندن با روشهای دیگه مگر سالها رژیم داشتی تبدیل به عادتهایی در شما بشه .(ذهن ما اگر تغییر کنه جسم ما هم تغییر میکنه و اصلا جسم ما نشانده افکار وباورها و رفتارهای ما هست من خودم تا به الان کلی وزن کم کردم و هنوزم دارم تغییر میکنم اما دوباره به ذهنم میگم تو به راحتی این اصافه رو از دست میدی چون در مسیر درستی چون داری لاعری رو اموزش میبینی چون باورهای درستی داری که لاعر شدن اسانترین کار دنیا هست و یا لاعر شدن خود به خود در جسم ما اتفاق میفته و یا اینکه لاعر شدن حق طبیعی من هست که باید در اون وضعیت باشم و اگر نیستم اون غیر طبیعیه من باید باور کنم هر روز میتونم وزن کم کنم و در چند وقت اینده لاعر بشم و متناسب بشم همانطور که قبلا بودم و از دستش دادم بدون زجر و سختی من در وزن ۵۹ کیلو بودم )
حتی با عمل معده هم نمیشه ذهن رو تغییر بدیم و دوباره از چاقی شکست میخوریم .
هر چیزی رو در خونه جاش رو تغییر بدی مثل ساعت خیلی زمان میبره تا دهن ناخود اگاه اون رو بپذیره و ثبت کنه .
فرمولهای چاقی ما باعث اعصاب خوردی و افسردگی و بیماری و درد و ..شده و این همه تاثیر منفی گزاشته به راحتی در ما از بین نمیرن و تکرار میخوان .
اگر اشتباه کردی بهم نریز و با حس خوب بگو من میدونم در مسیر تغییر هستم و زمان میبره تا فرمولهام تغییر کنه و اینجور نیست با ده جلسه تغییر کنی استمرار میخواد تا فرمولهای جدید جایگزین فرمولهای گدشته بشه .(من هنوزم بعد از این همه مدت ذهنم مقاومت داره که لاعر لاعر بشم مثل قبلا چند سال پیشم در وزن نرمال ۵۹ کیلو باشم میترسه زشت بشم میترسه سختی بکشه و یا اینکه میگه چطور تو که کاری نمیکنی ولی من بارها بهش گفتم من اون چهره رو بسبار دوست دارم و زیبا هستم و دیگه برعکس گذشته ام از هیچ اندام و جهر ی چاقی خوشم نمیاد و لدت نمیبرم حتی وقتی عکسهای گدشته ی خودم رو که لاعر بودم میبینم میگم چقدر زیبا بودم چطور گفتم صورتم لاعر هست ؟من میخوام به این چهره برسم و یا میترسه با سختی و رنج باشه ولی همیشه ارومش میکنم ببین هر چی بخوام میخورم به اندازه نیازم در هر زمانی پس نگران نباش با خیال راحت برو جلو هر وقت دیدیم گرسنه هستم حتما غدای مورد علاقه ام رو میخورم پس تو فقط به سمت لاعری برو و یا هر وقت میگه بدون هیچ سختی و رزیم و ورزش من تو رو به این وزن که سالها پیش در اون بودی برسونم مگه میشه؟ بهش میگم اره من دارم درست رفتار میکنم و درست فکر میکنم و به این نیاز درست جواب میدم و هر چیزی میخورم حق این بدن من هست که احتیاج داره و من بیشتر که نمیخورم پس باید به اون لاعری برسم که دارم رفتار میکنم و اصلا برای تو چیز سختی نیست که من رو هماهنگ کنی با اون رفتارهام و خواستم چون از درون متناسبم و اگر گاهی هم اشتباهی دارم مهم نیست به مرور بهتر میشم )
با تکرار کردن حرص؛ ولع تو کمتر میشه و خیلی از چیز ا که قبلا عشق تو بوده و باید هر روز میخوردی حالا دیگه اگر نخوردی اصلا بهم نمیریزی و تمایل نداری .
فرمولهای ذهنی با تکرار فرمولهای جدید عوض میشن .
با اشتیاق و احساس خوب ادامه بده و تمرین بنویس و بخون تا روند جایگزینی بهتر بشه .
اگر در مسیر متناسب شدن هستی باتکرار کردن روند تغییر کردن فرمولهای ذهنی بهتر میشود .
من از شهر محل سکونت به هر شهری بخوام برم باید یک قدم بردارم و فقط اون قدم رو باید یک میلیون بار تکراررکنی تا به شهر دیگه برسی .
پس هر روز بیا داخل سایت یک قدم بردار و بنویس و خودت رو موظف و متعهد کن تا قدم برداری .
و از تکرار این کار شما به هدف میرسی .(خیلی از رفتارهای جدید که در من به وجود اومده رو میگم :
قبلا قبل از ناهار باید تمام ته دیگ رو خالی میخوردم و یا دو کاسه خورشت خالی میخوردم ولی حالا در حد چند تکه ته دیگ به زور با عدا میخورم و ۹۹ در صد روزها میندازم برای پرندگان چون جز خودم هیچ کس علاقه نداره و نمیخوره و منم دیگه هیچ علاقه ای بهش ندارم در حد یک لقمه از اون کفایت میکنه .
قبلا باید بعد از صبحانه حتما کیک و بسکوییت میخوردم حالا به هیچ وجه بسکوییت دلخوام رو به راحتی به اندازه نیاز با شیر صبح میخورم و دیگه هیچ چیز نمیخورم .
قبلا هر بار که به پسرم غدا میدادم باید نصفش رو خودم میخوردم و اما مدتها هست حالم بهم میخوره وقتی که خودم سیرم کسی جلوم عدا بخوره و یا پسرم رو غدا بدم و اگر هم بخوام نوک بزنم اگاهانه صدایی رو میشنوم که میگه این کار رو نکن چون سیرم و نمیتونم بخورم و اگر اضافه موند میمونه برای وعده ی بعدی پسرم یا عدای پرنده ها میشه .
قبلا موقع جمع کردن سفره هر چی داخل بشقاب ها میموند من میخوردم ولی حالا چون سیرم اصلا همچین کاری نمیکنم چون سیرم و میزارم تا دوباره گرسنه بشم و بعد عذا میخورم .
قبلا هر وقت میرفتم خونه مادرم باید حتما از عدای اونجا میخوردم حالا التماس میکنه بخور میگم آخه سیرم جا ندارم و خیلی وقتا حتی لب نمیزنم و میام خونه و بعصی وقتا یه قاشق میخورم و میلم نمیکشه و ادامه نمیدم .
قبلا هر وقت میرفتم سوپری کلی چیپس و پفک میخریدیم و یه جا همه رو به تنهایی میخوردم اما حالا یه بسته پفک ویا چیپس رو در دودفعه میخورم و مثل قبلا میلم نمیکشه که هر روز بخورم و هر چیزی رو نمیخورم هر وقت میلم شد میخورم .
قبلا موقع درست کردن عدا کلی خالی خالی میخوررم حالا اصلا نمیتونم این کار رو بکنم یا شاید در حد یه نوک زدن باشه و اگاهانه انجام نمیدم .
قبلا وقتی دورهمی و تفریحی بود فقط میخواستم بخورم حالا به دنبال لذت بردن از هوا و آدمها و اون تفریح و مکانشو مناظرش هستم و به دنبال خودم هستم که حالم رو خوبتر کنم و به حد نیازم غدا میخورم و بس و اگر قبلا بود فقط باید از طریق خوردن لدت میبرم و تا خوراکی بود به من خوش میگذشت .
و یا قبلا هر کس هر چیزی میخورد من هم دلم میخواست بخورم ولی حالا به راحتی میگم نه سیرم و من میل ندارم و نمیخورم و یا هر کس هر چیزی تعارف کنه من بر نمیدارم و کاملا اگاهانه و جواب به نیاز بدن رفتار میکنم
قبلا بسیار نسکافه و شیرینی و بیسکوییت و … میخوردم حالا اصلا علاقه ای به شیرینی ندارم و زود دلم رو میزنه مگر یه نوع خاصی هست که صبح هامیخورم و اگر عصر خواستم چایی بخورم فقط با خرما در حد یک دونه شایدم نخورم بستگی داره و بسیار شیرینی خوردنم کم شده و دلم رو میزنه .
و این همه تغییرات عالی در من به وجود اومده فقط در اثر تکرار و تکرار مداوم و به خودم و به ذهنم میگم اگر من لاعر نشم پس کی لاغر بشه؟؟؟… از من لایق تر مگر هست .؟؟؟؟؟.
حق من لاغری هست و لاعری به این راحتی که تغییر رفتار داشتم به این راحتی در جسمم هم به وجود میاد لاعری هر روز در من پر رنگتر میشه و من فقط با قدرت ذهنم میتونم هر اضافه وزنی رو از بین برم و این مقدار کم مثل یه قطره هست در مقابل دریا چون تا حالا هر خوردنی که وارد جسم من شده یا دفع شده یا سوخته و از بین رفته و فقط این ۵ کیلو مانده که به زودی از بین میره و من متناسب میشم .من هر روز یک قدم برمیدارم .
من به زودی یک شگفتی ساز خواهم شد
من با ذوق و شوق هر روز در مسیر متناسب شدن هستم .
فرمولهای ذهنی با عجله کردن تغییر پیدا نمیکنه
و با یه هفته و ده روز تغییر نمیکنه که ما بخواییم لاغر بشیم.
ما برای تغییر کردن باید صبور باشیم تا کم کم عادت های ماو فرمولهای دهنی ما تغییر پیدا کنه تا بتونیم فرمولهای جدید و عادتهای جدید رو جایگزین کنیم .
پس در اوایل تغییر کردن عادتهای ما و رفتارهای ما چون به صورت پیش فرض هستن هر چند که میدونیم عادتمون و رفتارمون اشتباه هست ولی دوباره تکرار میشه اما ما نباید نا امید بشیم و حالمون بد بشه ما باید در حال خوب بمونیم و ناامید نشیم و این فرمولهای ذهنی طول میکشه تا تغییر کنه .
پس ناخود آگاه ما کاری به دانستهای ما نداره که این کار غلط و نا درست هست اون بر اساس ذخیره ی اطلاعاتی که داریم همون فرمولهای ذهنی گدشته کار انجام میده.
پس تا ذخیره ی فرمولهای ذهنی جدید که در اثر گوش دادن به فایلهاو انجام تمرینات به وجود میان و باعث میشه به صورت عادت دربیان یه مدت زمان میبره و در هر کس این زمان متفاوت هست .
هر چیزی رو تکرار کنیم به صورت عادت در ناخوداگاه ما در میاد .
مثال :،من با تغییر دکور خونه بعد از کاغذ دیواری جای ساعت دیواری رو تغییر دادم و لی طبق عادت هر وقت میخوام نگاه ساعت کنم همون جای قبلی رو نگاه میکنم و این زمان میبره تا من به جای جدید ساعتم عادت کنم لاعری با دهن کاری میکنه که وقتی فایلها رو گوش بدی و تمرینها رو انجام بدی رفتار درست حایگزین رفتار قبلی میشه و لاغر میشین .
پس فرمولهای چاقی که همون رفتارهای اشتباه هست یه مدت طول میکشه تا تغییر بکنه پس اگر تا حالا اشتباه داشتی نگران نباش طول میکشه تا تو رفتار درست رو یاد بگیری .
پس زمان باید به خودمون بدیم تا رفتارهای درست حایگزین رفتارهای علط ما که سالها تکرار شده بشه پس به این سادگی نیست که زودی حایگزینی انجام بشه و ذهن به راحتی قبولش نمیکنه باید تکرارش کنیم تا بپدیره .
پس کسی که سالها چاق هست حالا میخواد با رژیم یا عمل یا قرص خوردن یا ورزشهای سنگین لاعر بشه نمیتونه چون ذهن اصلا تغییر نکرده و نمیتونه رفتار شما رو تغییر بده و با هیچ روشی برای لاغری ذهن ما با ما همکاری نمیکنه مگر روش لاعری با ذهن هست که ذهن درهماهنگی با تصمیم ما هست .
انتطار نداشته باشید این چاقی که باعث درد و مرض و اعصاب خوردی و بی اعتمادی و خیلی مشکلات دیگه در من شده با یه هفته و یه ماه همه چیز تغییر کنه نه تکرار میخواد و با تکرار و تمرین موفق میشین و اگر جایی خطایی داشتی که همون پرخوری هست نگران نباش و کم نیار بگو طول میکشه تا این جایگزینی کامل انجام بشه .
پس تکرار و استمرار میخواد تا فرمولهای جدید جایگزین فرمولهای گدشته بشه .
پس ممکنه بعد یه مدت ببینید که خیلی از رفتارهای شما و علاقه های شما و عادتهای شما تغییر کنه ولی اگر اشتباهی هم داشتی نگران نباش چون طول میکشه تا جایگززینی انجام بشه و این به معنای شکست نیست و ما باید با اشتیاق و انگیزه ادامه بدیم و انجام بدیم .
پس اگر در مسیر متناسب شدن هستی و اشتباهی داری باید با تکرار کردن و نوشتن و خوندن من دوباره رفتارم رو تصحیح میکنم پس اگر یه روزهایی همه چیز تغییر میکنه و رفتارهات بهم میخورن هیچ مشکلی نیست و ما با تکرار بهتر و عالیتر عمل میکنیم
من برنامه ام این هست هر روز یه قدم برای لاعری رو بردارم .مثال ما برای رسیدن به هر شهر حدیدی باید یه قدم رو میلیون بار تکرار کنیم تا برسیم به شهر جدید پس با تکرار یه قدم به شهر جدید میرسیم فقط با تکرار همون یه قدم .
من هر روز خودم رو متعهد کردم که باید یه قدم بردارم با گوش دادن و نوشتن فایلها و من با تکرار همین یه قدم رفتن به سایت و گوش دادن به فایلها و نوشتن من هم به هدفم میرسم
و اگر به هدفم برسم زندگیم متحول میشه
سلام استاد
من همین الان پسرم یه بسته چیپس رو باز کرد که بخوره و من محال بوده چیپس و پفک و کرانچی و … ببینم و نخورم حالام هم نیم خیز شدم که برم از تو بسته اش یه مشت بردارم بخورم ولی برا یه لحظه فکر کردم اخه چرا باید برم بخورم نیاز که ندارم فقط با دیدن و شنیدن صدای خوردن پسرم داشتم تحریک میشدم که منم بخورم ولی جایگزین کردم که نه نرم نخورم هیچ اتفاقی هم نمیفته بلخره تونستم استاد انتخاب کنم نخوردن دیر وقت چیپس رو به جای خوردن همیشه اگه شده چند دونه ولی خوردم ولی امشب خیلی راحت انتخاب کردم نخورم به نظرم داره یه سری تغییرات رفتاری در من ایجاد میشه و در واقع به جای تایپ نشانه ی پ ممکنه ژ رو ب حسب عادت شما بزنید ولی بعد از یه مدت این تغییر رو باید بپدیریم و دیگه دستت رو به جای جدید برای تایپ پ ببریید که نتیجه
دلخواه رو در تایپ ببینید هر چند که طول بکشه ولی با استمرار حل میشه منم تونستم این برخورد جدید رو با چیپس داشته باشم میخوام این همه تغییر که در افکارم به وجود اومده رو در عمل نشون بدم تا ذهنم ببینه که دارم تغییر میکنم
میشد برم یه مشتم بخورم هااا فقط برای لدتی که یه لحظه با خوردن پیدا میکنم ولی بعدم حال بد و غذاب وجدان و … ولی فقط برای اثبات به خودم که نشون بدم دارم تغییر میکنم یه حرکت رو انجام ندادم و مطمعنم نتیجه در جسم هم پیدا خواهد شد
حالا یه قدم به یک قدم شاید در طول روز یه جایی هم رفتار غذاییم خیلی پسندم نبوده ولی تونستم این رفتار رو انجام بدم که نخورم و فقط برای خودم که من خیلی فکر های گذشته رو در مقابل مواد غذایی ندارم و میتونم تغییر کنم
استاد کلا اگه میخواییم تغییر کنیم باید عمل کنیم مثلا من میخوام رنگ خونم عوض بشه به حرف که عوص نمیشه باید رنگ بخرم بزنم به دیوار تا رنگ خونه ام عوضم بشه شما هم میخوایین ژ تایپ نکید باید سمتی رو که انگشت شما میره برای تایپ تغییر نکنه که پ تایپ بشه و گرنه هی بگو جاش عوض شده من مشکل دارم میدونی جاش عوض شده ولی مشکل شما حل نخواهد شد تا زمانی که تضمیم بگیری به سمت جدید حرکت کنی برای تایپ نشانه ی ژ
پس منم میدونم به سمت عادتها ی قبلی ام هر چقد سماجت
در انجام اونها به خرج بدهم هیچ تغییری نخواهم کرد مگر اینکه به سمت جدید که کلی افکار و شنیده ها و دیدهای جدید در خصوص لاغری در سایت شما هست بخواهم حرکت کنم با عمل کردن