0

من برای گذشته و آینده‌ام سپاسگزارم (قدم ۶)

اندازه متن

آنچه اکنون هستید نتیجه گذشته ای است که پشت سر گذاشته اید و آنچه در آینده تجربه خواهید کرد نتیجه امروز و فرداهای زندگی تان است.

شما خالق زندگی خود بوده اید چه اکنون نسبت به این موضوع باور داشته یا نداشته باشید.

خداوند در تمام مسیر زندگی تان همواره به شما نزدیک بوده است و نزدیک خواهد بود. برای آنچه هستید شکرگزار خداوند باشید تا برای آنچه می‌خواهید مورد لطف و رحمت خداوند قرار گیرید.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 67 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.35 از 62 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42344

67 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

67 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهره
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۵ ۲۲:۰۳
      مدت عضویت: 1207 روز
      امتیاز کاربر: 79476 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,829 کلمه

      به نام خداوند یاری دهنده و بخشنده🙏🙏🙏 

      باسلام خدمت استاد عزیز ومهربانم و دوستان هم مسیر برای رسیدن به سعادت و خوشبختی 🥰✋❤❤❤

      قدم ۶ :من برای گذشته و آینده ام سپاس گذارم 

                            زندگی با کمک خداوند 

      آنچه اکنون هستید نتیجه گذشته ی است که پشت سر گذاشته اید و آنچه در آینده تجربه خواهید کرد نتیجه امروز وفرداهای زندگی تان است 

      شما خالق زندگی خود بوده اید چه اکنون نسبت به این موضوع باور داشته یا نداشته باشید 

      خداوند در تمام مسیر زندگی تان همواره به شما نزدیک بوده است و نزدیک خواهد بود برای آنچه هستید شکر گذار خداوندباشید تا برای آنچه می خواهید مورد لطف و رحمت خداوند قرار گیرید 

      من فهمیدم که،خودم خالق زندگیم هستم ودر این چند سالی که از قانون جذب اطلاع پیدا کردم و بدونه مقاومت قبول کرده وحرکت کردم به مراتب درحال احساسات فوقالعاده زندگی می کنم ودیگر کمتر از قبل غم و قصه می خورم و دیگه از هیچ کس توقع و انتظار ندارم و سعی می کنم دیگران رو ببخشم واز همه مهم تر خودمو ببخشم وعاشقانه خودمو دوست داشته باشم همیشه به ما می گفتن شاکر باش ودر عمل به ما یاد دادن که گله و شکایت کنیم و کینه داشته باشیم واگر ناراحت باشیم بیشتر به خدا نزدیک تر هستیم واگر قانع باشیم عزیز هستیم وغیره

       به  ما زندگی کردن رو اشتباه یاد دادن وما همیشه از دیگران توقع داشتیم مثلا پدر و مادرامون در حق ما کوتاهی کردن وغیره ولی اکنون فهمیدم اونها هم قربانی باورهای اشتباه از گذشتگانشان بودن فهمیدم که خداوند بسیار مهربان و بخشنده وتوبه پذیر هست حالا فهمیدم که خداوند حامی من هست واز خودش کمک می خوام که به خدا اعتماد کنم وبه وفاداری ش به زمان بندی اش به برنامه های الهیش به بخشندگی فقط باورش کنم در وجودم ودر زندگیم درهر چالشی اززندگیم از  خودش کمک بخوام خودش هدایتم کنه به راحت ترین راه وبهترین روش برای حل هر چالشی

       خداوندا برای تمام هدایت هات سپاس گذارم 🙏🙏🙏

      انسانها خالق زندگی خودشون هستن 

      خداوند نعمتی را که بر قوی ارزانی داشته تغییر نمیدهد،مگر آنکه آنان آنچه رادر دل دارند تغییر دهند وخدا شنوای داناست واین آیه تاکید داره که خداوندشرایط انسان را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنچه در دل دارد را تغییر دهد و جالب اینکه از عبارت (خداوند شنودی دانا ست )استفاده شده است 

      بنابراین برای تغییر شرایط زندگی ام باید آنچه دردل دارم را تغییر دهم

      چه چیزی در دل دارید ؟چه چیزی دل ایجاد وشکل می گیرد ؟انتظار 

      پس انتظار ما از زندگی در دل ایجاد و شکل می گیرد و خداوند شنوا وداناست برای تغییر آنچه در دل ایجاد وشکل می گیره باید در خواستهاو دعاهای خود باخداوند را ،تغییر دهیم 

      از چه چیزی با خدا وند صحبت می کنید یا چه خواسته ای از او دارید؟اوهمون به سمت شما بر می گرداند👌👌👌 

      پس باید کلام ،نگرش ،و انتظار خود از زندگی را تغییر دهید تا شرایط زندگی تان تغییر کند و آنوقت است که می توانید خالق زندگی خود باشید 

      خداوند حال قومی رو تغییر نمیده تا آنان حال خود را تغییر دهند،چون خدا برای قومی آسیبی بخواهد هیچ برگشتی برای آن نیست وغیر از او حمایت گری برای آنان نخواهد بود 

      تا قومی حال خودش تغییر نده خدا حال اونهارو تغییر نمیده 

      پس انتظار داشتن که خداوند به فکر بهبود شرایط زندگی ما باشدیا اون خالق زندگی ماست فکر و نگرش بیهوده ای هست بلکه باید خودمون به فکر تغییر حال خود باشیم تا خداوند بر مبنای حال جدید شرایط جدید را وارد زندگی ما کنه 

      اگر خداوند بر قوی آسیبی برسون هیچ بر گشتی براش نیست چون اون آسیب به خاطر حال اون قوم بوجود آمده و مگر خود قوم با تغییر حالشان شرایطشون رومی تونن تغییر بده

      نشان دهنده این که خدا تنها حمایت گر انسانهاست خداوند پاسخ دهنده به حال وانتظارانسانهاست هم میتونه مشکل ورنج ایجاد کنه وهم راحتی و آسایش چون واکنش دهنده به درخواست واحساس انسانهاست

      اگر خدا می خواست قطعا آنان را امتی یگانه می گردانید ولیکن هر که را بخواهد به رحمت خویش در می آورد و ستمگران نه یاری دارند ونه یاوری

      اگر خداوندمی خواست همه آنها رو امتی واحد و یگانه قرار میداد ولی خدا نخواسته خالق زندگی ما باشه تا هممون به یک شکل زندگی کنیم بلکه اختیار خلق زندگیمونو به عهده خودمون گذاشته ومارو آزاد خلق کرده تا هر کدونمون با نگرشهای متفاوت زندگی های متفاوتی رو تجربه کنیم واختیار تغییر دادن شرایطمون داشته باشیم خدایا شکرت 

       اگر همسو با قوانین خدا وند عمل کنم مورد رحمت خدا قرار گرفته چون خداوند سیستم جهان هستی رو به این شکل قرار داده اگر همسو با قوانین خداوند قرار نگیرم مورد رحمت قرار نخواهم گرفت بلکه در رنج و سختی زندگی خواهم کرد 

      تمرین 

      در سال های گذشته به چه دلایلی دیگران را مقصر شرایط زندگی خود می دونستید؟

      من هم در دوران کودکی پدرم رو مقصر شرایط اون زمانم میدونستم وخدا رو مقصر میدونستم که در دوران کودکی مادرم رو ازم گرفت وبا شرایط چالش بر انگیزی، زندگی کرده و بزرگ شدم وبه خدا می گفتم قرار بوده مادرم بگیره چرا اصلا من رو به این دنیا آورده چرا این قدر امتحانش برام سخته و عادلانه نیست چون خیلیها مادر داشتن  بعدش که بزرگتر شدم خانواده ودولت ها وبعد همسرم وخانوادش و شرایط اقتصادی و همه رو مقصر پیشرفت نکردنم و خوب زندگی نکردنم می دونستم واز زمانی که قانون جذب رو یاد گرفتم و کتابهای رو هم خوندم به کل نگرشم عوض شد و همه چیز رو بخشیدم و قبول کردم من باید با همین شرایط در زندگیم حالم خوب باشه و سپاس گذار داشته هام باشم تا بعد از مرگ احساس حسرت و پشیمانی نداشته باشم ودر درگاه خداوند سر بلند باشم 

      خدایا به امید تو 🤲

      آیا به این موضوع فکر کرده اید اگر در مکان دیکه ای ویا خانواده دیگر ی متولد میشدید شرایط بهتری داشتید ؟

      بله به کررات همیشه می گفتم ای کاش در خانواده ثروتمندتر بودم و تنها بچه بودم واونها عاشقانه دوستم داشتن وبرای خودم کسی می شدم ویا در خارج متولد میشدم تا امکانات بهتری داشته باشم متاسفانه از شرایط فوق‌العاده ای که خدا برام در نظر گرفته بود نمی دیدم وناسپاسانه زندگی کردم وباعث شد که زندگی رو اصلا زندگی نکنم وزندگی پر از حسرت ونارضایتی رو برای خودم خلق کردم ولی خداوند همیشه کمک کننده و هدایت کننده من،بود وباعث شد قبل از مرگم زندگیم تغییر دهم تا در آخرت حسرت نکشم که چرا خوب عمل نکردم خدایا شکرت که به خواستم جواب دادی که در اون دنیا جز حسرت خوردگان نباشم 

      ۳.نگرش خود رو درباره خالق زندگیتان هستید بنویسید ؟واقعا شگفت انگیز که انسان خودش خالق زندگی ش باشه و آزادانه حق انتخاب داره واقعا قبول دارم من قبلا به حق انتخاب وهدف مند بودن از آفرینش انسانها و جهان ایمان داشتم و حق انتخابو،در لباس خریدن ویا انتخاب شریک زندگی و انتخاب کجا بریم چی بخوریم  چی بگیم چه عقیدهای داشته باشی  چه رشته تحصیلی رو انتخاب کنیم وغیره  ولی فکرش نمی کردم که خالق سر نوشتم هستم وبه ماگفته بودن هر کسی بدنیا می یادسرنوشتش،خدا تعیین کرده وفقط در شبهای احیا می تونیم،با دعاها اون تغییربدیم تا سال خوبی رو تجربه کنیم ولی حالا می دونم  که با انتخاب زندگی باکمک خدا در ما احساسات الهی رو غلیان می کنه وبا داشتن احساسات خوب واستمرار داشتن وانتخاب کنترل ذهن کردن می تونیم سر نوشتی عالی رو رقم بزنیم با فرکانس واحساس و باورهای درست می تونیم سرنوشتمونو رو تعیین کنیم زندگیمونو خلق کنیم خداوندا سپاس گذارم 🙏🙏🙏

      مواردی را در زندگی که نیاز است مسئولیت  آن روبعهده بگیرید را مشخص کرده  و خالق این شرایط بودم و حالا می خوام تغییر بدم ؟

      مسئولیت چاقی وشرایط نامساعد مالی و روابط عاطفی وسلامتی ومعنویتم رو خودم مقصر هستم که باعث چاقی وبیماری در بدنم شدم خودم مسئول شرایط مالیم هستم وخودم باعث سرد شدن روابطم شدم وخودم باعث نگرش نامناسب نسبت به خدا بودم و حالا در این سایت وبا کمک آگاهی های که خداوند من رو هدایت می کنه من به زودی شرایطم رو تغییر میدم ودر این راه باید تا زمان مرگم استمرار داشته باشم و نگرش های درست رو در باره تمام ابعاد زندگی یاد بگیرم وبه کار ببندم

      ۴.مواردی در زندگیتان شرح دهید که تحت تاثیر گذشتگان خود قرار گرفته اید پدر یا مادر یا پدر بزرگ و مادر بزرگ شما را شناخته ودر حق شمالطف و محبت کرده اند ؟

      من هم در مکانهای مختلفی مورد لطف و محبت کسانی قرار گرفته ام که اصلا نمی شناختم ولی به واسطه پدر و مادرم یا پدر بزرگ و مادر بزرگم مورد مهربانی طرف مقابل قرار گرفته ام واکنون یک موردی که به ۱۳سال پیش بر می گردد که وقتی پسرم۶ سالش شده بودیم می خواستم پیش دبستانی ثبت نام کنم وبرای ثبت نام مدرسه رفته بودم مدیر مدرسه پدر بزرگ و مادر بزرگم می شناخت چون آنها به این مدیر خیلی مهربانی کرده بودن زمانهای زیادی ازش پذیرایی کرده بودن و وقتی ما رو شناخت خیلی هوای پسرم و داشت و همیشه ذکر و خیر از خوبیهای گذشتگانم می کرد ولی آمرزش می کرد ومن خیلی خوشحال بودم  

      در جاهای مختلف اداری یا خصوصی  حتی اگر پسرم و همسرم مراجعه میکنن میان میگن به واسطه پدر مرحومت کار مارو راحت تر  انجام شد ومن خیلی خوشحال می شم و دوست دارم از من هم بعد از مرگ خوبی بمونه وباعث بهتر شدن و خوشحال شدن  نسل ام شوم من هم دوست دارم بهبود دهنده زندگیم شوم نگرشهای درستی رو به اونها انتقال بدم و باورهای درست،رو براشون بسازم وباعث بهتر شدن جهان هستی باشم ودر این جا تعهد می دم که به این مسیر ادامه داده تا تغییر کنم و تغییر دهنده خانواده ام و اطرافیانم باشم 

      برنامه خودم این که درباره ذخیره کردن رحمت الهی در وجودم و جریان زندگیم بیشتر بشه چه هست ؟

      باید اعمال صالح روبیشتر کنم و اون هم از طریق باورهای درست نسبت به خداوند، توحیدی عمل کنم

      باید ایمان ام به روز واپسین بیشتر کنم واعتمادم به خداوند رو تقویت کنم باید مراقب نجواهای ذهنم باشم باید ذهنم رو درمواجه شدن با چالشهای زندگی کنترل کنم تا حالم بد نشه 

      حرفهای نامید کننده نزنم باید دست از توجه به دیگران وقضاوتهام بردارم باید دست از انتقاد به همسرم و فرزندم و دیگران بردارم باید دست از سر زنش کردن خودم بردارم باید 

      شروع کنم به خدای خودم عشق بورزم و سپاس گذار باشم 

      باید خودموعاشقانه دوست داشته باشم باید به خودم افتخار کنم و سپاس گذار بدنم و زیبای هایم باشم باید در هر مسئله ای خیر بودنش و توجه کنم 

      باید زیبای های اطرافم تحسین کنم باید همسر وفرزندمو همون طور که هستن بپذیرم دوستشان داشته باشم،

      باید به آزادانه عمل کردن ورفتار کردن دیگران احترام بگذارم و ناراحت نشم 

      باید اگه جای یا کسی کمکی ازمن خواست کمک کنم به شرطی که در من احساس بد ایجاد نشه 

      باید دستی از دستان خدا در  جهان باشم برای گسترش بهتر جهان هستی 

      باید از خودم نگرش و باورهای درست ایجاد کنم وبه نسلم انتقال بدم 

      باید خواسته هام آرزوهایم از خداوند یکتا بخوام 

      باید شکر گذار هر لحظه ام باشم 

      باید فرکانس سپاس گذاری واحساس خوب رو از خودم متساعد کنم 

      خدایا سپاس گذارم برای خلقم تا خالق زندگیم باشم آزاد و رها 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      استاد با تمام وجودم سپاس گذارم برای گسترش آگاهی در  جهان هستی 🙏🙏🙏❤😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۵ ۲۱:۲۱
      مدت عضویت: 2271 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,198 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیزم م و دوستان گرامیم 

      من کاملا می‌پذیرم که آنچه که اکنون هستم نتیجه گدشته من است که پشت سر گذاشتم  و آنچه در آینده تجربه خواهم کرد نتیجه امروز و فرداهای من است و من آرزو دارم که خدایا کمکم کن طوری فکر کنم طوری رفتار کنم که نتیجه آینده‌ام زمین تااسمان با نتایجی که الان دارم تجربه میکنم متفاوت باشه 

      خداروشکر نتایجی که الان دارم تجربه میکنم در بعصی شرایط خوب در بعصی شرایط خیلی راضی نیستم  

      من  کاملا پذیرفتم که من خالق زندگی خودهستم  و سعی میکنم مسئولیت زندگی افکار رفتار واکنش‌های همزمانیهام بپذیرم من اینم یکم درک کردم که خدا وند به من نزدیک است و سعی می‌کنم انسان سپاسگزاری باشم تا مورد لطف و رحمت خدا ند قرار بگیرم و انتطار دارم از خدا ند که مرا مورد لطف و محبت خود قرار داده 

      من برای گذشته و آینده‌ام از خالق خودم سپاسگزارم  

      همه انسانها اینجوری فکر میکنن اولش باور ندارن که خالق زندگی خودشون هستن خیلی چیزها هم شاید شنیده باشن در رابطه با این موضوع من فکر میکردم خداوند خالق زندگی منه اونه که شرایط زندگی منو رقم میزنه بعدش پدرو مادرممم سهیم دونستم بعدش جامعه گرانی و…و همسرم همه رو دخیل میدونستم که اینها شرایط زندگی منو دارن رقم میزنن ظاهرا با عقل هم جور در میومد 

      ولی وقتی با قدرت ذهن و قانون جذب آشنا شدم کم کم متوجه شدم که اینها هیچ نقشی در سرنوشت من ندارن این خود من هستم که خالق زندگی خودم هستم اولش باورم نمیشد ولی وقتی درسام میخوندم متوجه میشدم نمونه هم میدیدم که من فکر میکنم یه شرایطتی برای پن رقم میخوره 

      درباره بیماری نمیخوام اصلا دیگه صحبتی کنم‌ اتفاقات جدید مثال میزنم مثلا  من فکر کردم هنذفری نیاز دارم  کمتر از ۱۰ دقیقه بعد هنسفری من تو گوشم بود  پس من خالق زندگی خودم هستم چیزی نیاز داشتم رفتم خریدم 

      یا من اصلا به هد ست فکرم نکرده بودم هد ستم خراب شد دخترم به پدرش گفت بابا برای من هد ست میخری منم همون لحظه به نظر خودم سو استفاده کردم گفتم میشه خواهش کنم برای منم بخری همسرم قبول کرد همون روز بعد از ظهر رفتیم مغازه دوستش و قسطی دو تا هد سط خریدم من هد سط وایرلس رو انتخاب کردم همون نگاه اول عاشقش شدم گفتم من اینو میخوام  پسپن خالق زندگی خودم هستم درستکه اون لحطه من به داشتن هد سط نو فکر نکرده بودم اما قبلش خیلی فکر کرده بودم که هد سط ندارم  سخت نمیتونم ور هر شرایطی فایل گوش بدم و اون همزمانی اتقاق افتاد پن هم صاحب هد سط نو شدم 

      من خالق زندگی خودم هستم از بیماری ترسیدم بیمار شدم 

      من خالق زندگی خودم هستم ساعت دیواری نداشتم و بهش فکر کردم و خریدمش و الان هر وقت بهش نگاه میکنم به خودم میبالم که عه این ساعت اولین نعمتی بود که پن خودم با اگاهیهایی که کسب کرده بودم خلقش کر دم خلاصه با تماموجودم می‌پذیرم که من خالق زندگیم هستم چه در بخش‌هایی  از زندگیم که راضی هستم چون در بخش‌هایی زندگیم که نا راصی هستم همه شو خودم خلق کردم 

      و میخوام از خدا ند بزرگم از استا  عزیزمنهایت تشکر و قدر دانی داشته باشم چو ن اگر هدایت خدا وند نبود اگر راهنمایی های استادم نبود من همون فرزانه ۵ سال قبلم بودم که داشتم باری به هر جهت زندگی میکردم هر چه پیش آید خوش اید زندگی میکردم 

      الان کاملا فرد متفاوتی شدم به وضوح  میتونم بگم اون فرزانه قبلی مرد الان یه فرزانه جدید آگاه  دانا متفاوت بدنیا آمده من از وقتی عضو سایت شدم برای بار دوم بدنیا اومدم 

      بله وقتی فکر میکنم  به گذشته خودم میبینم در چه شرایط سختی زندگی کردم خوب هیچ وقت نمیتونم قبول کنم که اون شرایط به او ن سختی خودم خلق کر ده باشم  برام سخت باور کردنش اما من الان این موضوع خوب درک کردم که خودم دارم شرایط زندگیم رقم میزنم به نوعی خودم خالق زندگیم هستم باافکاری که در سر دارم دارم زندگیم می‌سازم  این موضوع هم خیلی درک نکردم چون خیلی خیلی خیلی عقیده دارم که پن هر روز دارم افکار خوبی در دهنم پرورش میدم پس چرا شرایطتم اینکه خداروشکر راضی هستم بعًی جنبه‌ای رو اصلا راضی نیستم میدونم  خودم مسئول اون شرایط که راضی هستم هستم و خودم مسئول اون شرایطی که راضی نیستم هستم  چون من خالق زندگی خودم هستم  البته با کمک خدا وند میخوام خالق بهتری باشم 

      من هم خیلی فکر میکردم اگر پدر پولداری داشتم برای پن یه جهیزیه خوب می‌داد من آنقدر سرزنش نمی‌شدم اگر  پادر من اسرا ر نداشت من با پسر داییم ازدواج کنم من حتما الان خوشبختی بودم  یا اگر پدر پن مثل بعضی از پدرها به منم خونه هدیه  می‌کرد من راحتر زندگی میکردم اول زندگی مجبور نبود با خواه  همسرم زندگی کنم اون مشکلات داشته باشم وقتی به این چیزا فکر ک نم طبعا پذیرش من خالق زندگیم هستم سختر ه و اگر آگاهی نداشته باشم که باورش غیر ممکن بود برام اما الان براحتی می‌پذیرم 

      واقعا قبول دارم خدا ند نعمتی که به من داده رو از من نمیگیره اگر چنین بود پسرا از ا ول به من داده پس این من هستم با افکار و رفتار نادرست نعمت را از دست میدم خدا ا نو از من نگرفت مثل چاقی همه ما انسانها وقتی بدنیا ا میدم از نت تناسب اندام ایدهالمون بهرمند بودیم که خدا ند به ما ارزانی کرده بود اما ناخواسته استه به دلایل مختلفی اون رو از دست دادیم به انسان چاق تبدیل شدیم پس خدا ند آنچیزی که در دل ما قرار داده رو تغییر نمیده خدا دانا و شنواست  

      من هم میخوام‌  خالق زندگی خود باشم و برای این کار اول میخوام مسئول ۱۰۰درصد بی پولی خود باشم 

      من هم فکر میکردم اگر من شغلی ندارم و بی پول هستم بدلیل اینکه سنم زیاد به من کسی کاری نمیده اون زمانکه باید کار میکردم نکردم الان دیر ه و من زمان کافی ندارم تا بتونم از شغلم درامد کسب کنم الان تصمیم گرفتم‌خالق زندگی خود بی پولم باشم میخوام شرایط زندگیم تغییر بدم 

      پس من هم باید راهکاری برای حل مشکل بی پولی خودم پیدا کنم که فعلا هیچ ایدهای ندارم 

      پس پن متوجه شدم اگر شرایط گذشته خودم نپذیرم نمیتونم شرایط فعلی خودم رو بپذیرم و اگر شرایط فعلی خودم نمیدیدم نمیتونم خالقزندگی خود باشم 

      پس در نتیجه تصمیم می.گیرم  در گذشته هر چیزی که من دوست نداشتم ازش شکایت میکردم بپذیرم من سعی می‌کردم خیلی به گذشته خودم فکر نکنم چون باعث حسرت در من میشد الانم فکر نمی‌کنم و می‌پذیرم که در گذشته من هر چیزی بوده که من دوست نداشتم یا از ا ن ناراحت بودم نمی‌نمیپذیرفتم  الان می‌پذیرم و دیگه به گذشته خودم فکر نمی‌کنم غصه و حسرت گذشته رو نمیخورم  و در مورد بی پولی پ ل نداشتن و…دی.ه حرفی نمیزنم شکایتی نمیکنم و  تصمیم گرفتم از الان خالق زندگی خود باشم دیگه فکر بی پولی نکنم یه شرایط متفاوتی برای خودم خلق ‌کنم 

      استاد من هم برای درباره مقصر کردن انسانها در زندگی خودم این تمرین رو انجام دادم و بطور کلی میدم میشینم فکر میکنم ببینم چه کسانی رو نسبت به شرایط زندگیم مقصر میدونم در تمام جنبه‌ای زندگی انجام میدم 

      منم پدرو مادرم مقصر زندگیم میدونستم برای اینکه پولدار نبودن شرایطی مناسبی برای من فراهم کنن من قبلا به این موصوع فکر کردم که اونها هم تلاش خودشونو کردن که برای پن بهترین جهیزیه رو درست کنن وقتی آدم چهار تا دختر داره طفلک بیشتر از این ازش بر نمیاد دیگه برای اولی جهیزیه درست می‌کنه هنوز اقساطش تموم نشده سیسمونی باید درست کنه منم بچه سوم خانواده بودم خوب هر چه می‌گذشت شرایط براش سختر میشد در نتیجه جهیزیه کمتری میتونست بهمون بده 

      همسرم اونم طفلک خیلی زحمت میکشه یک نفر هزینه کلی آدم باید ساپورت کنه من و دخترم ماشینش کارش ماشین پراید قسط بیمه قسط تلوزیون و….رو باید ساپورت کنه طبعانمیتونه  

      خانم فلانی رو خیلی باعث نابسامانی شرایطم میدونستم که به من زور گفت باید جهیزیه فلان درست کنی درصورتی که کسی که میگه جهیزیه فلان باید درست کنی خودش بهترین کادوها رو برای عروسش می‌خره بهترین عروسی میگیره اگر شما کادویی دیدید دختر من هم دید  و خدا شاهده حتی یه شام خودمونی خانواده ما و خودشونم نداد  خونه هم که خودم دادم در واقع داداماد سر خونه آوردم زبونشون خیلی دراز این منو خیلی اذیت میکنه ولی با دیدگاه میبینم که خدا ند میخواسته من بزرگتر داناتر بشم خیلی سخته ولی سعیم می‌کنم 

      خواهر همسرم که خیلی ادیت شدم از دستش هم میگم اونم میخواست ما خوشبخت بشیم آخه  به پن گفته بودن فلانی رفت از فلانی تو شهرستانمون دعا گرفت که ما با هم ازدواج کنیم‌ و این ازدواج به این صورت شکل  گرفته نظر ا ن روزا بود دیگه و میگم ا ن نیتش این بود من خوشبخت بشم و قصد آزار و اذیت مرا نداشت 

      آنقدر مینویسم تا با خودم و شرایط فعلی به صلح برسم 

      چقدر خوبه ما فقط انتقال دهنده نیستیم  ما انتقال دهنده بهترینها هستیم و خداروشکر میکنم نسل من به بعد نسل‌های خوبی میشن 

      ما یک صاحب خونه داشتیم که اولین صاحب خونه‌ای بود که من تو ا ن حیاط بزرگ شدم یه مردی بود که من خیلی ازش میترسیدم برای همین هر وقت صدای موتور شو می‌شنیدم دست خودم نبود حتما  خودم خیس میکردم آقا بود ها اما میگفت مامان جون چرا از من می‌ترسی  و من الان یکی از تکه کلامها مامان جون 

      استاد من  خداروشکر خیلی سعی میکنم افکاری نکردم به دیگران انتقال ندم مثلا دختر دومم تپلی من به هیچ وجه بهش نمیگم اینو بخور ا نو نخور افکار چاق کننده خودم بهش انتقال نمیدم و خداروشکر خودش هم خیلی این افکار نداره  اگر سوالی کنه یا شرایط حادی پیش میاد من یه چیزی بهش میگم همونها باعث میشه نگرش عوض بشه من احتمال میدم زود یادش بره کلی اونو نمیدونم که یادش میره یا نه 

      من همیشه در افکار و نگرش م تغییر ایجاد میکنم مثلا مادرم از خواهرم به من یه حرفی میزنه اگر خواهرم بشنوه خیلی ناراحت میشه وقتی خواهرم با من ح ف میزنه حرفی میشه پن ا ن حرف ‌املا تعییر میدم به سمت مثبتبه خواهرم میگم تا اگر خواهرم نسبت به مادرم یا بعکس ناراحتی در دل دارن اینجوری هر دو ازهم خوشحال میشن ناراحتیشون برطرف میشه و اینجوری نگرش انسانها به هم تعییر میکنه 

      من فکر میکردم وقتی پن خالق زندگی خودم هستم یعنی اینکه افکارم نگرش تغییر میدم تا شرایط بهتر تجربه کنم لذت ببرم اما الان سطح بالاتری از خالق زندگی خود باش تجربه کردم این خیلی لدت بخش تر که همون طور که زندگی خودتو تغییر میدی میتونی زندگی شرایط نسل بعد بعدیهای خودتم تغییر بدی و این خیلی خوبه خدایا شکرت 

      من پدربزرگ و مادر بزرگ نداشتم ولی دایی داشتم که پدر همسرم بود وقتی بهشتی نشده بود اومد پیش ما پا بردیم دکتر و اینا همش میگفت عروس دستت درد نکنه چه سوپ خوشمزه‌ای یا دستت درد نکنه کمک کردی تا سرویس برم و…و این همیشه در ذهنم هست و همیشه بخوبی ازش یاد می‌کنم 

      یا همسر من در بچگی مادر خودش از دست داد و پدرش یه همسر دیگه اختیار کرد اون خانم با اینکه به اصطلاح می‌کن زن بابا بود همه بد می‌دونستن من خیلی دوستش داشتم الانم دارم چون همیشه وقتی من نامزد بودم اون بعنوان مادر شوهر برای من هر عید یه کادویی تهیه میدیدشاید کادو ایشون یه پارچه قدیمی از توی صندوقچه خودش بود ولی اون برای من بسیار ارزشمند بود اما خواهرهای همسرم یا نمیومد یا یه چیز بیخودی میکردن برای من ارزشی نداشت 

      اسناد من یه پسر عمو دارم که سه تا دختر دارن و ایشون خیلی اسرار داشتن که همزمان دو تا رشته رو با هم بخونن دو تا دختر بز رگها و م فق شدن ی‌ی استاد دانشگاه شد یکی هم مهندس کامپیوتر تر رشته دوم ا نها رو نمیدونم پسر عموی من عقیده ه داشت شاید ثروتی برای ا ونها بجا نگذاشته باشم ولی چیزی به اونها دادم تا آخر عمرشون ثروت دارن 

      تمرین 

      من خواهر همسرم مقصر زندگی و بدبختی خود مبدانستم و میگفتم اگر تو دعا نمیگرفتی این ازدواج صورت نمی‌گرفت من با کسدیگه ازدواج میکردم خوشبخت میشدم 

      پدرم مقصر شرایط بدم می‌دانستم میگفتم اگر به من جهیزیه خو بی می‌داد آنقدر من سرزنش نمی‌شدم 

      دولت مقصر میدونستم میگم کشورهای دیگه آنقدر یارانه میگیرن ما آنقدر تا بیایی نگاش کنی تموم شده 

      دولت مقصر میدونستم میگفتم اگر گرانی نمیشد من هم توان خرید داشتم 

      و خیلی ها رو مقصر  زندگیم میدونستم میگفتم اگر این اینکارو نمی‌کرد اون اون کارو نمی‌کرد پن خوشبخت بودم 

      من صد در صد موافق این جمله هستم من خالق زندگی خودم هستم  امروزم که متوجه شدم علاوه بر خلق کردن هر نعمتی بازم من مدل دیگه خالق زندگی خودم هستم که من میتونم با تعییر افکار و نگرش و عملکر دم در زندگیم باعث تغییر و احساس خوب در دیگران بشم اینم یه مدل خالق زندگی بودن 

      من مسئولیت چاقی بی پولی روابط بد سلامتی تناسب اندام اخلاق خوب رفتار خوب کلا مسئول صد در صد افکار و رفتار و احساس و عملکرد واکنش‌های همه زندگیم هستم  و الان میخوام افکارم نکردم عملکردم تغییر بدم خالق زندگی خودم بشم 

      من مواردی پیدا نکردم که بخاطر پدر یا مادرم با کس دیگه به من کمکی کرده باشن 

      مجموعه میشم برای بهبود زندگی خودم و خانواده‌ام و اطرافیانم تلاش کنم 

      من قبلا موضوع اعمال نیک یا اعمال صالح یاد گرفتم سعی میکنم اعمال صالح بیشتری انجام بدم تا از اینطوری مورد لطف و رحمت الهی قرار گرفته و آنها رو دخیره کنم تا در دنیا و آخرت سعادتمند شوم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۵ ۱۴:۵۲
      مدت عضویت: 2096 روز
      امتیاز کاربر: 11180 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 932 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️❤️❤️

      سلام

      زندگی با کمک خداوند . گام شش . من برای گذشته و آینده ام سپاسگزارم

      من برای گذشته.و آینده ام سپاسگزارم این عبارت درسته که یک جمله کوتاست ولی معنی و مفهوم و بالایی رو درون خودش نهفته داره من این جمله رو بالای ده بار با خودم زمزمه کردم و جالبه که به آرامش عجیبی رسیدم 

      قبلاً به خاطر همه مشکلاتم، به خاطر ثروتمند نبودن ، تحصیلات عالیه نداشتن ، شاد نبودن ، چاق بودن …. خانواده خودم و خانواده همسرم و مقصر میدونستم فکر میکردم که اگر اونا کمک مون می کردن و یا اگه ارث درست و حسابی از طرف اونا بهمون می‌رسید الان ما هم در شرایط بهتری زندگی میکردیم و این قدر سختی نمیکشیدیم البته پدر همسر من الحمدلله وضعیت مالی خوبی دارن و اگه تقسیم ورثه بشه خیلی از مشکلات ما حل میشه ولی چون ما در جایی که زندگی میکنیم رسم شون اینه که تا وقتی که پدر و مادر زنده هستند مخصوصا پدر کسی از فرزندان حق ندارد صحبتی از تقسیم ارث بزنه در صورتیکه در بسیاری از جاهای دیگه من دیدم و شنیدم که والدین هنوز خودشون زنده و در قید حیاط هستند ارث و میراث شونو بین فرزندان شون تقسیم میکنند و این طوری فرزندان هم خوشحال هستند و از این طریق کلی از مشکلات شون حل میشه و بچه ها هم خوشحال ترن  و همسر من همیشه از این موضوع ناراحته و میگه آخه چرا باید با وجود اینکه می‌دونی یه ارثی داری که میدونی کلی رو زندگی و حال و احوالت تاثیر داره ولی بازم باید با مشکلات دست و پنجه نرم کنی و یا همیشه میگه الان که من جوونم و این ارث به دردم نخوره و لذت شو نبرم  سر پیری دیگه بهم برسه اصلأ نمی‌خوام که برسه 

      و به خاطر این مسایل من اونا رو مقصر میدونستم 

      ولی از زمانی که با قانون جذب و مسایل ذهنی آشنا شدم همه اونا رو بخشیدم و متوجه شدم و پذیرفتم که خالق همه ناراحتی و خوشحالی هام در زندگیم خودم هستم البته که اوایل پذیرش این موضوع که من خودم مسول مشکلات زندگیم هستم برام خیلی سخت و مشکل بود مثلاً اینکه مسول چاقیم خودم هستم قبلا هرچه با خودم فکر میکردم  خودمو مسول چاقیم نمی‌دونستم من مسول چاقیم نبودم چاقیه من ارثی بود و من این چاقی و اضافه وزن مو از خانواده ام به ارث برده بودم ولی در این مسیر آموزش دیدم و یاد گرفتم که مسولیت مشکلات مو بپذیرم و این طوری بهتر با ها شون کنار آمدم و دارم آروم آروم حل شوند میکنم 

      من تصمیم گرفتم که نگرش مو در جنبه های مختلف زندگیم تغییر بدم تا زندگیم تغییر کنه چون تا من تغییر نکنم هیچ تغییری در زندگی من ایجاد نمیشه همان طور که تا زمانی که من افکار و نگرش و عقاید چاقی داشتم جسم من هم چاق بود و همچنان حرکتم به سمت چاقی بود و روز به روز چاقتر میشدم ولی به محض اینکه افکار چاقی رو شناسایی و افکار لاغری رو جایگزین کردم و نگرش مو تغییر دادم چاقی من متوقف شد و دیگه چاق نشدم و جسمم شروع به لاغر شدن کرد و کم‌کم حرکتم به سمت لاغری شروع شد و الان مدتیه که لاغر شدم بدون برگشت حتی یه گرم چاقی و تا رسیدن به وزن ایده آلم چیزی نمونده 

      پس صد در در در مورد ثروت و سلامتی و شادی و رسیدن به خواسته ها و آرزوها هم همین طوره من اگه میخوام لاغر بشم، سلامت باشم ، شادو ثروتمند باشم باید اول از داشته های الانم راضی و شکر گذار باشم و اگر از وضعیتی که الان درش هستم رضایت ندارم 

      خب حداقل دیگه در مورد مشکلاتم گله و شکایت نکنم و با دیگران در این موارد وارد بحث و صحبت و گفتگو نشم و توجه مو به سمت کمبودها و مشکلات نبرم تا کم کم مشکلاتم متوقف بشه و آرامش وارد زندگیم بشه وبعد کم کم خواسته هام یکی وارد زندگیم بشن 

       من خودم زیاد اهل گله و شکایت نیستم ولی دراطرافم افرادی از نزدیکان هستند که به شدت اهل گله و شکوه و شکایت و صحبت در مورد مشکلات شون هستند و اگه تایم بگیری ساعت ها در این موارد صحبت میکنند و زمین و زمان و به هم می‌دوزند خب وقتیکه خونه من میهمان هستد بی احترامیه که بهشون بی محلی کنی و بری تو اتاق یا جواب شونو ندی یا وقتی تلفنی هم با ها شون صحبت کنی ساعت ها پشت تلفن از مشکلات حرف میزنن منم قبلا همراهی شون میکردم ولی الان که از زمانی با کارکرد ذهن آشنا شدم خیلی با هاشون وارد جزییات نمیشم و سعی میکنم که حداقل من بهشون زنگ نزنم و زمانی هم که اونا زنگ میزنن سعی میکنم خیلی کوتاه و مختصر صحبت کنم

      و از خداوند میخوام که کمکم کنه تا زندگیم تغییر و بهبود پیدا کنه و دارم روی خودم کار میکنم و ایمان دارم که خداوند امید مو نا امید نمیکنه و سعی و تلاش منو بی نتیجه نمیزاره 

      من خانواده و همه افرادی که تو ذهنم مسبب مشکلاتم میدونستم می‌بخشم 

      چون اونام گناهی ندارن فقط داشتن آموزشایی رو که دیده بودن به ما منتقل میکردن و هیچ نیت بدی نداشتن و  قصد شون فقط درست تربیت کردن ما و انتقال آموزش هاشون به ما بوده 

      و خوشحالم که این زنجیره غلط تربیتی بلاخره یه جایی پاره شد و حالا نوبت ماست که آموزشهای درست و به فرزندان مون منتقل کنیم و سعی کنیم که دنیا رو به جای بهتری برای زندگی تبدیل کنیم 

      من سپاسگزار گذشته و آینده ام هستم 

      من سپاسگزار گذشته و آینده ام هستم

      من سپاسگزار گذشته و آینده ام هستم

      خدایا سپاسگزارم به خاطر درک این آگاهی های زیبا 

      تشکر از زحمات بیدریغ استاد گرامی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آسیه رفیعی
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۵ ۱۳:۱۳
      مدت عضویت: 2599 روز
      امتیاز کاربر: 46449 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,668 کلمه

      بنام خدای مهربان 

      با سلام و خدا قوت خدمت استاد نازنین و دوستان گرانقدرم 

      جلسه ششم خالق زندگی بودن صد در صد است 

      من برای گذشته و آینده ام سپاسگزارم 

      ۱- در سالهای زندگی که پشت سر گذاشته اید به چه دلایلی دیگران را مقصر شرایط زندگی خود می دانسته اید؟

      آیا به این موضوعات فکر کرده اید که اگر در خانواده دیگر یا مکان دیگری متولد می شدید اکنون شرایط متفاوتی داشتید؟!

      کاملا من در گذشته تمام افکارم همین بوده و عالم و آدم و زمین و زمان و مکان رو خدای خشمگین رو عوامل بدبختی خودم میدونستم 

      از شهری که متولد شدم و زندگی کردم بیزار بودم و همش میگفتم من اگه تو اصفهان زندگی میکردم حتما خیلی اوضاعم فرق میکرد 

      من عاشق دوچرخه سواری بودم ولی هیچوقت یاد نگرفتم دخترداییم که اصفهان بود براحتی بلد بود و ما مذهبی و چادری بودیم و اصلا تو قم دخترا اهل این کارا نبودن 

      ولی الان واقعا عشق میکنم که تو قم زندگی میکنم 

      از درس   مدرسه بیزار بودم چون همش مقایسه میشدم و همیشه هم تو سری میخوردم که عرضه ندارم 

      من کلا از کارهای اجباری متنفر بودم و شدیدا مقاومت داشتم برای کاری که مجبورم کنن و مدام میخاستم از زیرش در برم مخصوصا که علاقه نداشتم 

      هر وقت کار کردن در خونه اجباری بود انجام نمیدادم ولی اگه به میل خودم بلند میشدم به نظافت و آشپزی و خانه داری کولاک میکردم و مامانم میگفت خوب زرنگ شدی 

      واقعا انتخاب و حق انتخاب رو خیلی دوست داشتم ولی از بس بابامو مرد سالار میدیدم که همه چی رو میگفت باید اجازه بگیرید و برای هیچی هم اجازه نمیداد فقط دوست داشت بگه نه 

      همیشه محروم بودم و فکر بلند پروازی نداشتم خیلی دوست داشتم درآمد داشته باشم ولی همیشه مخالفت بود و منم تمام سعیمو میکردم در این موارد لجبازی نکنم 

      همیشه پول توجیبی خیلی اندک داشتم خدا رو شکر و بابام میگفت من میخام شما تو خونه راحت زندگی کنید مگه بده زن مال تو خونست 

      کارای خونگی هم پیدا میکردیم همش اولش مخالف بود و بعد میگفت بیگاریه خوشی زده زیر دلتون و کلا مشتری خاصی نداشتیم و هر هنری داشتم بز خری میشد خودمم دلم نمیخاست در برابر مزد کم کار کنم البته 

      تنبلی رو ترجیح میدادم واقعا و عادت کرده بودم به همین مدل زندگی چون واقعا ته همه زحماتم هدر رفتن بود 

      مدتهای مدید قلاب بافیهامو قیمت زده بودم و جلوی مشتریهای خیاطی خواهرم گذاشته بودم ولی حتی یه نفر هم رومیزیهای فوق العاده منو ندید و نخرید 

      چندتا از دوستام سفارشی برای جهازشون اونموقع سرویس قلاب بافی مد بود فقط سفارش دادن ولی خیلی کم بود 

      درختچه مصنوعی درست کردیم خود مربی گفت ازمون میخره ولی برشکست شد و کلاه بردار از آب دراومد و همش رو دستمون موند 

      بابامم همش میگفت چقدر من بهتون میگم دنبال کار نباشین حقتونه که ضرر کردین 

      کلا کارهای زیادی کردم و تنها چیزی که میدیدم خواهرم مشتری داشت خیاطی بود ولی اینو دیگه میگفتم هرگز من استعداد ندارم و زیر بارش نمیرفتم و باورمم نمیشد کلمه استعداد خرافاته 

      منم کلاسهای تقویتی و تابستانی رو خیلی دوست داشتم ولی هزینه اشو نداشتیم عاشق کلاس زبان رفتن بودم و همیشه در حسرتش که مترجم زبان بشم چون واقعا به انگلیسی عشق داشتم و خیلیا هم میدیدم میرن کلاس ولی بابام نداشت و مقصر میدونستمش 

      تعداد بالای افراد خانواده و حقوق بخور نمیر کارمندی واقعا به این چیزا نمیرسید

      و من محدوترین و محروم ترین بودم و خودمو آدمی میدونستم که اومده با حسرت به دنیا و لذتهای دیگران رو ببینه و عدالت خدا در حقش وجود نداره و بیچاره ترینم و موقع ثروت و بخت و اقبال من تو صف دیگه بودم که همه به شوخی میگن 

      و حرفهای دیگران در مورد اقتصاد و تحریم و ایران رو هم میشنیدم ولی هیچ وقت دلم نخاست وطنم جز ایران باشه عاشق کشورم بودم همیشه

      چاقی خودمم شدیدا ارثی میدونستم چون اکثرا چاق هستن و بندرت لاغر تو فامیلمون هست یا رژیم دارن یا مدام کلنجار میرن با خودشون حتی برای شکم داشتن و خودمو محکوم به چاقی و رنج فراوان و کاش خانواده لاغری داشتم میدونستم و خوردن تو خونه ما خیلی لذت بزرگی بوده که عادت تفریحیمون همین بوده نه ارث بلکه یادگیری زبان چاقی بود 

      موی سفیدم ارث بوده کم کاری تیرویید ارث بوده و کلی بیماریهای دیگه که من از تمام افراد خانواده بیشتر بهم رسیده بود 

      و یه خانواده بداخلاق و پر تنش که همیشه فحش و دعوا و جنجال توش بوده و حسرت زندگی آروم دیگرانو میخوردم و دوست داشتم یه بابای همیشه عصبانی و زورگو  نداشته باشم

      که روحش شاد الان    

      ۲- نگرش شما درباره اینکه (شما خالق زندگی خودتان هستید) را بیان کنید. درک خود از این عبارت را شرح دهید و بنویسید که چقدر با این موضوع موافق هستید. در صورت امکان با ذکر مثال از زندگی خود یا اطرافیانتان اینکه ما خالق زندگی خود هستیم را شرح دهید.

      دقیقا بعد از آشنایی با شما استاد عزیز اسم کتاب در آغوش نور رو زیاد شنیدم از همون اول آشنایی 

       و وقتی هم که تونستم بالاخره بخونمش و بخاطر دوره خلق ارزوها کلی دنبالش گشتم و پی دی اف خوب پیدا کردم و با لذت و اشتیاق تونستم ویسهای صوتی  کتاب رو گوش بدم خیلی از حقایق برام روشن شد و خیلی چیزا رو فهمیدم 

      که در تمام موارد همشو خودم انتخاب کرده بودم و تمام زندگی من در عالم الست بهم نشون داده شده و خودم پسندیدم و والدینم و تمام شرایطمو انتخاب کردم و حافظه برترم ازم گرفته شده و چیزی یادم نمیاد که با توجه به خالق آرزوهام بودن بازم خودم نویسنده و کارگردان و بازیگرش بشم و باورهای غلطمو پاکسازی کنم و اصلاح و خودم چند مرده حلاجم و تا چه حد رسالتمو انجام میدم و من جبرا اختیار دارم و مسئول صد در صدی و با شرایطم بتونم زندگی موفقی داشته باشم یا باری به هر جهت زندگی کنم و در باتلاق در جا بزنم و تاج قربانی سرم بزارم و فقط دنبال ترحم اطرافیان باشم 

      و من تعیین کننده ام که چی تو زندگیم باشه و چجوری با شرایط دنیا و آخرتم رو آباد کنم یا نابود 

      و خدا سرنوشت هیچ قومی رو تغییر نمیده تا ما نخواهیم خودمونو تغییر بریم و خود حجاب و مانع خود هستیم و منم خیلی از ته این آیه لذت بردم که خدا شنوای داناست 

      و این من هستم که خالق صد در شدی زندگیم هستم و گذشته من سراسر درسه برام 

      و همونجور که در خانواده ما هر کس مدل خودش زندگی کرد و فقط من تسلیم بودم و کاری نکردم 

      مثلا خواهرم معلمه و کلی برای شغلش تلاش کرد در همین خانواده ما با وجود مخالفتهای بابام و از نهضت سواد آموزی شروع کرد و بالاخره تونست استخدام رسمی بشه البته بابام اینم میگفت که تنها کاری که بدرد زنها میخوره معلمیه

      خواهر سومم چه خیاطی شد و علیرغم مخالفتهای بابام حتی تو پاساژ هم کار کرد و کلی مشتری میومد تو خونه و درآمد عالی داشت درسته خیلی مشکلات کنارش داشت ولی خوب موفقیتش بیشتر بود و دستش واقعا سکه بود 

      و خواهر چهارمم تو همین خونه و شرایط دنبال کار آشپزی و شیرینی پزی و سوسیس خانگی و اینا رفت و کلی مشتری عالی و سفارش داره و به موفقیت و درآمدزایی رسید 

      ولی برادرمم ترسو و به اصطلاح خیلی بچه ننه و لوس شده و بی عرضه هست و تو خونه است و تنها کار فوق العاده نفیدش گرفتن گواهینامه رانندگی بود ولی  هیچ شغلی نداره با اینکه پسر هست و باید به فکر اینده اش باشه ولی هیچ تمایلی نداره از بس خودشو باور نداره فقط امیدش اینه خدمات کامپیوتری بزنه که سرمایه اونم نداره و بهانه پشت بهانه دو بار هم کار براش جور شد ولی نتونست ادامه بده اولی شوهر عمم بردش در مغازه پلاستیک فروشی دومیش دامادمون برد برای مغازه قطعات یدکی ماشین که به درآمد آنچنانی نرسید 

      خواهرام که دختر بودن بیشتر تو فکر کار و درامد بودن تا داداشم 

      خود منم زیاد بودم ولی همین که محدودیت دارم و بیماری منم بهانه میارم و خالق شرایطم هستم و مسئول صد در صدی و کاملا موافقم‌

      ولی باز هم علاقه هامو دنبال میکنم و ایمان دارم به درآمد بالا میرسم با همین شرایط از راه بافتنی 

      ۳- مواردی در زندگی که نیاز است مسئولیت آن را به عهده بگیرید را مشخص کنید و بنویسد که من می پذیرم که خالق این شرایط در زندگی ام بوده ام و اکنون می خواهم از طریق تغییر افکار، نگرش و عملکرد شرایط زندگی خود را تغییر دهم

      من الان نیازه که مسئولیت بیماریهای خودمو به عهده بگیرم و با صبر و احساس خوب قدرت شفا دهندگی خودمو با شکر گزاری و توجه به داشته های سلامتیم درمان و شفا ببخشم چون این من بودم که رماتیسم ارثی رو باور کردم و هیچکدوم از خواهرام این ارث رو ندارن ولی من باورش کردم و گرفتارش شدم که الان از سال ۹۶ خیلی خیلی رو به بهبود هستم و ایمان دارم به معجزات الهی که میتونم تغییرش بدم 

      در مورد لاغری با ذهن هم فقط و فقط باید ادامه بدم و نتیجه رو رها کنم و به ترسهام غلبه کنم و من با قدرت ذهن خودم فقط میتونم لاغری صد در صد تضمینی رو داشته باشم و خوشبخت و شاد باشم  در دوره قوانین کائناتی مسئله کاشت و داشت رو بهتر فهمیدم چون استادمون به عنوان کار عملی دانه لوبیا گفت بکاریم و خیلی خیلی برام واضح شد چقدر رفتارام درست یا اشتباهه برای مرحله داشت و مراقبت از گیاهم و شاخه به شاخه نپریدن الان کاملا متوجهشم و شکر گزار داشته هام که همیشه عاشقشونم دوره های ارزشمندی که دارم در اینوسرزمین و باید رو همینا خودمو تقویت کنم و دیگه تو مسیرهای دیگه نرم و گمراه نشم 

      مامانمم دیروز داشت میگفت فقط خدا کنه دوباره گول نخوری و جای دیگه بری ولی سریع حرفشو قطع کردم و نزاشتم منو جادوی سیاه کنه و توجهشو به حرف دیگه پرت کردم که دقیقا قانون انتظار هوشمنده و باید مواظبت کرد از برگشت به گذشته و اشتباهات که سراسر درس هستن و عامل موفقیت و گنج هستن 

      و در هر آرزویی که دارم با اون گذشته به پذیرش و صلح میرسم و کاملا ایمان دارم 

      که اینجوری با تمام ارزوهام قول رسیدن میدم و همین اموزشها و عمل کردن بهش هست که مسیر موفقیت هست و لاغیر 

      ادامه دارد با تشکر فراوان برای سوالهای بعد بیشتر فکر میکنم‌ و مطالعه دوباره 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۵ ۱۲:۱۸
      مدت عضویت: 1291 روز
      امتیاز کاربر: 13085 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,047 کلمه

      سلام استاد 

      شما خالق زندگی خودتان هستید چه این را باور داشته باشید و یا نداشته و انکار کنید 

      استاد خواندن این مطالب و آگاهی برای من بسیار شگفت انگیز و باور این که خودم خالق زندگی خودم هستند نه خدا و دیگران برایم سخت و غیر قابل باور است و هرگز کسی به من نگفته بود که خداوند درقرآن فرمودند خداوند نعمتی را به قومی ارزانی داشته است و تغییر نمیدهد مگر آنکه خودشان انچه را دردل دارند تغییر دهندو خداوند شنوای داناست 

      پس ما باید ابتدا هرچیزی را که دردل و قلبمان داریم تغییر دهیم تا با مسیر خداوند همسو شویم و به آرزوهایمان برسیم چون انتظار ما در دلها و ذهنمان ایجاد و شکل میگیرد 

      پس باید کلام -نگرش -و انتظار خود را از زندگی تغییر دهیم تا شرایط زندگیمان تغییر کند و آنوقت میتوانیم با اطمینان بگوییم که خالق زندگی خودمان هستیم و باید ابتدا خودمان به فکر تغییر خودمان باشیم تا خداوند متعال برمبنای حال جدید ما ، شرایط جدید را وارد زندگی ما ایجاد کند باید من ابتدا مسئولیت 100درصدی شرایط الانم را بپذیرم و شکر گزار باش تا راه برای تغییر شرایط جدید فراهم شود 

      ۱- در سالهای زندگی که پشت سر گذاشته اید به چه دلایلی دیگران را مقصر شرایط زندگی خود می دانسته اید؟

      من بارها شنیده بودم که چاقی من ارثی است و همیشه از خداوندگله مند بودم که چرا درخانواده ای که متناسبند من به دنیا نیامدم و یا از شرایط اینکه چرا ما دریزدهستیم و یا خانواده ثروتمندی ندارم و یا دیابت ارثی است و الان هم من دارم گله مند بودم و به شوخی به بچه هایم میگفتم خدا به بعضیها باغ و ویلا وثروت فراوان ارث میرسه به ما چاقی و دیابت و چربی و الان متوجه شدم من از طریق توجه به این بیماریها و ذهنیت قبلی که این بیماریها ارثی است به آنها دچار شدم و انشاالله با بودن دراین مسیر و متناسب شدن سالم و تندرست خواهم شد و برای داشتن پدرو مادر مومن خدارا شاکرم که هرکجا میگویم فرزند فلانی هستم همه دعا گوی آنها هستند 

      ۲- نگرش شما درباره اینکه (شما خالق زندگی خودتان هستید) را بیان کنید. درک خود از این عبارت را شرح دهید و بنویسید که چقدر با این موضوع موافق هستید. در صورت امکان با ذکر مثال از زندگی خود یا اطرافیانتان اینکه ما خالق زندگی خود هستیم را شرح دهید.

      من به این درستی نمیدانستم که خودم خالق زندگی خودم هستم و فکر میکردم برای برآورده شدن حاجتی حتما باید خداوند خواسته باشد برای من اتفاق بیفتد وگرنه من هرچه هم زور بزنم فایده ای ندارد و لی الان متوجه شدم برعکس بوده است و خودم خالق زندگی خودم بودم.

      یک نمونه برای خودم درجایی خواندم که اگر یکسال هرروز سوره نباء را بخوانیم و دعاکنیم به مکه میرویم من این کاررا کردم و هرروز در سخت ترین شرایط هم خواندم درست بعد از یکسال من مشرف به عمره شدم درحالی که اصلا از قبل اسم ننوشته بودم و افرادی سالیان سال اسم نوشته بودندو در انتظار عمره بودند این برای من معجزه بود چون خودم آن را خلق کردم و پدرو مادر شوهر هم با ماهمسفر شدند .

      ۳- مواردی در زندگی که نیاز است مسئولیت آن را به عهده بگیرید را مشخص کنید و بنویسد که من می پذیرم که خالق این شرایط در زندگی ام بوده ام و اکنون می خواهم از طریق تغییر افکار، نگرش و عملکرد شرایط زندگی خود را تغییر دهم.

      من مسولیت چاقی خودم را به عهده میگیرم و از طریق تغییر افکار و نگرش و عملکرد میخواهم شرایط زندگی خود را ازچاقی به متناسب شدن تغییر بدهم 

      من مسولیت داشتن بیماریها دربدنم بودم و از طریق تغییر افکار و نگرش میخواهم شرایط زندگی خود را از بیماری به سلامتی تغییر بدهم 

      ۴- مواردی در زندگی تان را شرح دهید که تحت تاثیر گذشتگان خود قرار گرفته اید. مانند اینکه فردی بخاطر اینکه پدر یا مادر یا پدربزرگ شما را می شناخته است در حق شما لطف و محبت کرده است.

      خداراشکر پدربزرگهای من هردو از ثروتمندان قدیم بودند و افراد زیادی برای آنها خدمت میکردند مثلا پدر ، پدری من 15 تا چوپان داشته و گله دار بزرگی بوده که چند تایی از آنها یادی من زنده بودند ووقتی پدرم زنده بود منزل ما میآمدند و زیاد از خوبیهای پدربزرگم میگفتند و بارها شده جایی گفتم که نوه ی فلانی هستم و چقدر مورد احترام و محبت دوستان قرار گرفتم و حتی کار من به سهولت انجام شده است و یا پدر مادریم هرکس درمحله مشکل مالی داشته به او مراجعه میکرده و دست خالی برنمیگشته .خدایشان بیامرزد 

      ۵- تصمیم بگیرید که بهبود دهنده جریان زندگی خانواده خود باشید. اقدام و استمرار شما برای تغییر شرایط خودتان به طور ناخودآگاه بر اطرافیان شما تاثیرگذار خواهد بود. بنابراین متعهد باشید که بهبود دهنده جریان زندگی خود و خانواده تان باشید.

      من از امروز در تاریخ بیست و پنج اسفند 1402 متعهد میشوم که برای بهبود شرایط زندگی خود و خانواده ام کلام – نگرش و انتظار خود را از زندگی تغییر دهم تا شرایط زندگی من هم روزبه روز بهتر شود و تغییر کند تا خداوند بر مبنای حال جدید ، شرایط جدید را برای من درزندگی فراهم نماید .

      ۶- برنامه خود برای ذخیره کردن رحمت الهی را مشخص کنید. تصور میکنید از چه طریق می توانید رحمت الهی را در وجود خود و جریان زندگی تان ذخیره کنید. شرح دهید. من خودم مسولیت شرایط الانم را بپذیرم و کسی را مقصر دراین امر ندانم و سپاسگزار خداوند درشرایط الانم باشم و بارها سپاسگزار خداوند باشم که چنین شرایطی را برای من بوجود آمده حتی اگر به خیال خودم شر بوده ولی خداوند خیر من را درآن قرار داده است و با تغییر نگرش به خداوند و اطرافیانم و نگرش خودم شرایط را تغییر دهم و به زمانبندی خداوند برای برآورده شدن آرزوها ایمان داشته باشم که خداوند اگر وعده ای میدهد حتما به آن عمل میکند چون خداوند خلف وعده نمیکند و هرروز با شادی و سپاسگزاری از خداوند روزخود را به شب برسانم و کاری را اگر رای کسی کردم توقع جبران از کسی نداشته باشم چون خداوند خودش حسابگر خوبی است و صدها برابر آن را به طرق مختلف درزندگی ما جبران خواهد کرد پس بی منت مهربان باشیم و به خلق خداوند کمک کنیم . 

      استاد از شما ممنون که با دادن این آگاهیها مارا از گمراهی خارج میکنید و انشاالله بتوانیم با افکارمثبت خالق تغییر زندگی خودمان باشیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۵ ۰۹:۰۰
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 50897 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 444 کلمه

      سلام و درود به شما استاد ارزشمند و دوستان همراهم

      خالق زندگی خود باشید

      چه جمله عمیق و قابل تجزیه و تحلیل کردنی

      چطور می‌توانیم خالق زندگی خود باشیم ؟؟؟

      با تغییر کلام، نگرش و انتظار خود از زندگی آنوقت است که خداوند بر مبنای این تغییرات شرایط جدیدی را وارد زندگی ما می‌کند 

      خداوند به انسانها آزادی برای چگونه زندگی کردن را داده است و بر مبنای تصمیمات ما شرایط رسیدن به آنها را فراهم می‌کند

      همسو شدن با قوانین خداوند و جهان هستی ما را در مسیر دریافت رحمت الهی قرار می‌دهد

      برای خالق زندگی خود بودن باید مسئولیت شرایطی که در حال حاضر در آن هستیم را قبول کنیم تا بتوانیم در آن تغییر ایجاد کنیم 

      اگر قادر به پذیرفتن گذشته خود نباشیم توانایی تغییر شرایط حال را نخواهیم داشت 

      بهبود افکار و نگرش نه تنها در زندگی ما موثر است بلکه تاثیر مثبتی در زندگی ایندگانمان خواهد داشت

      مثالی از زندگی خود و همسرم در رابطه با بهبود افکار و نگرش بزنم

      من از وقتی وارد مسیر تناسب فکری شدم یاد گرفتم که به اتفاقات ناگوار توجه نکنم به اخبار که تمامی آن ناراحت کننده و نا امید کننده است گوش نکنم اگر در جمعی هستم و صحبت‌ها از بدی مردم و حکومت و دنیاست خودم را کنار بکشم 

      من از این انتخابم خیلی راضی هستم و احساس آرامش میکنم

      چند سال پیش یکبار یکی از دوستان برایم یک کلیپ ناراحت کننده فرستاد الان یادم نیست که راجع به چی بود ولی من بلافاصله برایش جواب دادم لطفا مرا از لیست فرستادن کلیپ ها بیرون بیاور و من هیچ علاقه ای برای دریافت آنها ندارم

      مدتی از او خبری نبود اما بعدا برایم یک کلیپ زیبا از طبیعت و موجودات آن فرستاد

      همانقدر که من اصلا اخبار گوش نمیکنم همسرم با جدیت اخبار را دنبال می‌کند و او به این بسنده نکرده و کلیپ هایی که از طرف کانالهای مجازی که عضوش است را دریافت می‌کند نگاه کرده و این باعث عصبانی شدنش و بد و بیراه گفتنش می‌شود

      بعضی مواقع می‌خواهد آنها را برای من تعریف کند که من جلویش را می‌گیرم و می‌گویم هیچ علاقه ای به شنیدن آنها ندارم

      چندین بار به او گفتم که تو با اینکار فقط خودت را آزار می‌دهی و هیچ نتیجه مثبتی از آن نمیگیری پس برای سلامتی ات هم شده دست از این کار بردار و یا حداقل آنها را کمتر کن 

      تا حالا که به حرفم گوش نکرده و به دنبال کردن اخبار و اتفاقات ناگوار ادامه می‌دهد

      من با تغییر افکار و نگرشم که ذهنم را درگیر نمیکنم برای اتفاقاتی که برای دیگران که من حتی آنها را نمی شناسم می افتد تا دچار استرس و افسردگی شوم 

      من اینگونه خالق زندگی ام هستم

      در نقطه مقابل همسرم خالق زندگی پر از استرس نگرانی و عصبانیت برای خودش می باشد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اکبر
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۴ ۲۳:۰۲
      مدت عضویت: 1174 روز
      امتیاز کاربر: 8115 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 193 کلمه

      سلام 

      همواره مانند استاد پدرم رامقصر اصلی زندگیم میدانستم وشرایط و دولت وغیره همه بجزخودم مقصر بودند فلانی که پارتی بازی نکرد تامن کارمند بانک بشوم 

      اصلا این فهم ودرک را نداشتم که خالق زندگی یعنی چی مگه داریم همچنین چیزی هرآنچه بر من گذشته وخواهد گذشت از بیرون واز دیگران است وجامعه وحکومت وشرایط بیرونی اصلا من کاره ایی نبودم واین آگاهی مهم وارزنده را درک کردم تولدی دوباره بود برای من در۴۷ سالگی با دوره زندگی باطعم خدا

      واکنون تمامی مسئولیت زندگی حال وگذشته را میپذیرم علی الخصوص چالشهای مالی ام را وچاقی ام را که بلطف خدا وجناب استاد بخش اعظم آن رفع ورجوع شده 

      بارها بخاطر پیشینه فامیلی ام یا اجدادم مورد لطف بندگان خدا قرار گرفته ام 

      به امید با تناسبم میخواهم الگویی خانواده پدری ام باشم وترقی مالی ام که بزودی بلطف خدا صورت میگیرد به همه خانواده ام خدمت خواهم کرد ووضعیت همه رابهبود خواهم  داد

      من با مهربانی وبخشش ولطف به دیگران وبااحساس خوب وشادمانی وبا خیر وصلاح و با اخلاق نیکو و خوش خلقی که صفت بارز پدرم بود که کمتراز یک هفته است آسمانی شده ومسافر بهشت  

      رحمت الهی را برای خود ذخیره خواهم کرد 

      خدایا سپاس که اینجا هستم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 6 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب ندرلو
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۴ ۲۱:۵۶
      مدت عضویت: 1243 روز
      امتیاز کاربر: 6545 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 264 کلمه

      به نام خدای هدایتگر  

      در سالهای زندگی که پشت سر گذاشته اید به چه دلایلی دیگران را مقصر شرایط زندگی خود می دانسته اید 

      از وقتی یادم میاد خودمو قربانی میدونستم، قربانی رفتار پدرم باهامقربانی رفتار همسرمهمیشه فکر میکردم اگه شرایط الان رو دارم بخاطر اینه که پدرم مجبورم کرد زود ازدواج کنم با کسیکه اصلا حسی بهش نداشتم من از سن نوجوانی پوستم شروع به جوش زدن کرد و سالهاس سال مادرم رو مقصر میدونستم که به من ارث پوست بد دادههمیشه میگفت جنس پوست ما بد و تا آخر عمر باید باهاش کنار بیاییم برای همین هر چقدردکتر میرفتم یه نتیجه مقطعی میگرفتم  

      باور کرده بودم این ارث مادرم به من هست حتی بعد آشنایی با قانون هر وقت مادرم این حرف رو میزد من عصبانی میشدم میگفتم نگو بین حرف رو آنقدر گفتی که باورمون شد و نتیجه اش شد پوست بد  

      ولی همه اینا از درک نادرست من از قوانین میاداگر من خودم خالق زندگی ام هستم پس خودم این شرایط رو پیش آوردم و الان با تعییر این انگرش میتونم به نسل بعدی خودم کمک کنم و قطع کننده این زنجیره باشم به جای گلایه کردن و شاکی بودن  

      بماند که چقدر سر . این موصوع از خدا شاکی بودم که چرا به من این پوست رو داده 

      هنوزم خیلی مشکل دارم با این موضوع و نتونستم باور کنم اونجور که باید باور کتم ولی میدونم اینم قسمت از تکامل من هست  

      حداقلش میدونم که خدا برار من فقط خیر میخادو دست از گلایه کردن برداشتم و دنبال راه حل هستم  

      برای اینکه احساسم به این موضوع خوب بشه با خودم گفتم این اتفاق به نفع من هست و توش خیری برای من نهفته شده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 6 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۴ ۱۹:۲۵
      مدت عضویت: 1458 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 793 کلمه

      باسلام خدمت شما استاد عزیز 

      در زندگی‌ گذشته خودم و شرایطی که داشتم من هم والدین و خداوند رو مقصر شرایط و اتفاق‌های زندگیم می‌دانستم مثل نرفتنم به دانشگاه یا نداشتن شغل یا به دنیا نیامدن در  کشورهای خارجی یا یک خانواده پولدار نداشتن،‌  برای تمام این‌ها  گله و شکایت نزد خداوند داشتم و زور خودم رو می‌زدم تا تلاش کنم برای بهبود شرایط زندگی اما با دیدن نرسیدن به خواسته‌هام همیشه گله مند بودم،

      فکر می‌کردم که باید یقه ی خدا رو بگیرم و از اون شکایت داشته باشه بلاخره اون خالق منه و میتونست در یک شرایط عالی  مناسب  و دلخواه من من را در این دنیا قرار دهد،

      سال‌های زیادی از پدرم محترم و دیگران توقع داشتم و اتفاق‌هایی که دوست دارم رو در زندگی برای من رقم بزنند،و‌منو در رسیدن به خواسته هام کمک کنند،مثلاً برای رفتن به دانشگاه از اینکه سر کار نمی‌روم و پول ندارم تا شهریه خودم رو به طور مستقل پرداخت کنم منصرف شدم و دانشگاه خودم رو نرفتم و این رو مقصر می‌دونستم که پدر از من حمایت نمی‌کند و می‌تونه من رو در رسیدن به این هدف یاری بده،

      هیچ اطلاعاتی درباره خالق زندگی خودم بودن نداشتم و هیچ دانش و هیچ کتابی یا سایت ی رو مطالعه نکرده بودم،

      فقط می‌دونستم که اگر به یک چیزی که دوست داریم توجه کنیم به اون می‌رسیم و به اون میگن قانون جذب و حتی درباره قانون جذب هم اطلاعات کمی داشتم و برام قابل باور نبود که انسان بتواند اتفاق‌های زندگی خودش را جذب کند فکر می‌کردم که خداوند سرنوشت ما را از پیش تعیین کرده و نوشته است،

      تا اینکه به دلیل تغییر کردن و خواستن قلبی خودم با این سایت آشنا شدم و آگاهی کسب کردم درباره اینکه مشکل از افکار و شرایط نگرش من است و هیچ انسانی مقصر در از زندگی من نیست من می‌تونم انتخاب کنم که چه چیزی رو به دست بیارم این گونه می‌تونم با افکار خودم خالق زندگیم باشم،

      من تجربه کردم این که با افکار خودم نعمت سلامتی عشق ارامش و درک کردم که با افکار خودم میتونم اونچه میخوام رو بدست بیارم و تغییر کردن خودم باعث تغییر جهت حال من از بد به خوب شد،

      من در زندگیم می‌پذیرم که در گذشته از افکار نادرستی برخوردار بودم برای همین در سلامتی و آرامش زندگی نمی‌کردم من مسئولیت گذشته خودم رو که بیماری درد و رنج بوده میپزیرم و مسئولیت اون رو ۱۰۰ درصد قبول می‌کنم،

      من می‌پذیرم که خودم رو دوست نداشتم و به بدن خودم اهمیت نمی‌دادم به افکار خودم توجه نمی‌کردم و ارزشی برای آگاهی ذهنم قائل نبودم پس مسعولیت گذشته ی خودم رو میپزیرم ، 

      حتی اگر با انسان‌های اشتباهی در گذشته مواجه شده باشم هم مسئولیتشو قبول می‌کنم و این اشتباه را می‌پذیرم ، 

      و حالا که از اگاهی و تناسب فکری در زندگیم بهرمند شدم ،خالق زندگیم هستم و اونچه در اینذه هم برای من رخ میده میپزیرم زیبا با افکار خودم با توجه به نگرش های جدید خودم ارامش و دارم و میپزیرم که خوبی شادی و آرامش رو در این لحظه دارم ،

      درباره اینکه در گذشته خودم در شرایطی بودم که دوست نداشتم و خواستار تغییرات خودم بودم یادم میاد که دیگران همیشه منو نصیحت می‌کردند که خودت اذیت میشی و حال خودت رو بد نکن و درباره زندگی خودت فکر کن و تصمیم درست را بگیر قضاوت کینه خشم و ناراحتی از دیگران عدم آرامش در زندگی خودت را می‌آورد و این دلسوزی دیگران بود که در گذشته برای من بوده چون در شرایط نابسامان ذهنم بودم،

      شروع کردم و تصمیم گرفتم به تغییر و مصمم و متعهد در مسیر خودم ادامه دادم چه انسان‌هایی که به من می‌گفتند این حرف‌ها و این فایل‌ها چیزی از آب در نمیاد و این‌ها الکی هستند اما من برای مسیری که در آن قرار داشتم ارزش قائل شدم با شوق و با استمرار ادامه دادم اعتماد کردم و دست خدا رو گرفتم،

      خیلی جاها احساس من کمی بد می‌شد اما باز سری به مسیر خودم برمی‌گشتم و از خداوند خواستار آرامش می‌شدم من طی این یک سال درک کردم که با ذهن خودم زندگی جدیدی رو برای خودم ساختم و خالق زندگی زیبای خودم در این لحظه هستم من باور دارم که دستم در دست خداوند است و گفتار و رفتار هیچ انسانی و باورهای هیچ فردی درباره شناخت او از خداوند من رو دچار شک و تردید نمی‌کند و در مسیری که هستم محکم می‌ایستم و می‌دانم که پشت و پناه من خداییست که با تمام زیبایی‌ها من را حمایت می‌کند،و از تمام شرایط زندگی خودم راضی هستم و مسئولیت آن را قبول می‌کنم زیرا افکاری زیبا دارم و خالق زندگی و اتفاق‌های خوب زندگی خودم هستم و در این مسیر همیشه خواهم بود،

      چون با شناخت این خدای عزیزم احساس خوبی دارم خوشحالم از هر روز خودم لذت می‌برم اینجوری حالم خوبه پس در این مسیر که حالم خوبه می‌مونم،

      باتشکرازشما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Maahsaaa
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۴ ۱۲:۳۳
      مدت عضویت: 1095 روز
      امتیاز کاربر: 36390 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 833 کلمه

      بله من همیشه شرایط زندگیم رو دلیل اصلی ناکامی هام میدونستم و همیشه میگفتم هر موردی که دست خودم بود به بهترین شکل انجام شده و مواردی که دیگران دخیل بودن همیشه مشکل داشت. خودم رو مسبب کامیابی هام و خانواده و همکاران و غیره رو مسبب ناکامی ها میدونستم و بارها به این جمله اذعان داشتم که هر موردی که تحت اختیار من بوده بخوبی به نتیجه رسیده و مابقی موارد خیر.

      خداوند رو عامل تبعیض بین نوع بشر میدیدم و همیشه میگفتم وقتی یه نفر مثلا خونواده ثروتمندی داشته و در رفاه کامل رشد کرده طبعا در ثروتمند بودنش در آینده به آسونی و راحتی موثر هست چون همیشه در مدار ثروت بوده ولی کسی که مثلا در آفریقا بدنیا اومده طبعا براحتی اون فرد نمیتونه ثروتمند بشه و راه دراز و سختی در پیش داره تا به شرایط اون فرد ثروتمند برسه . همیشه میگفتم عدالت خدا در این موارد چگونه عمل می کنه و توجیه میشه؟!!!!! یکی همه چیز واسش فراهم برای پیشرفت یکی دیگه باید تقلا کنه وقت بزاره که آیا میشه یا نمیشه؟

      قطعا به این مورد که اگه تحت شرایط دیگه ای بدنیا اومده بودیم الان خوشبخت تر بودیم همگی فکر کردیم.

      در شرایط عادی زندگی نمیتونیم خالق باشیم چون همه عوامل خارجی اجازه دارن که روی افکار و رفتار ما تاثیر بزارن.ولی در هر زمینه ای که تصمیم گرفتیم خودمون خالق باشیم نتیجه دلخواه بدست اومده.افراد زیادی میشناسم که علت ناکامیهاشون رو خانواده میدونن. من هم در بعضی جنبه ها خانواده ام رو مقصر میدونم و فکر می کنم اگه راهنمایی اونها بود الان وضعیتم خیلی فرق میکرد.البته خانواده هم خیلی موثر هست در زندگی افراد ولی تا زمانیکه خودمون اجازه بدیم. یعنی تا زمانیکه کنترلی روی افکار عقاید نگرش و رفتارمون نداشته باشیم.

      انسان از محیط تاثیر میگیره. قطعا همه از خانواده تاثیر گرفتیم و اونها انتقال دهنده بودن ولی من سال ها پیش تصمیم گرفتم روش های اشتباه والدین و خانواده رو ادامه ندم و از خدا خواستم که در این راه کمکم کنه. الان خواهر برادرهام میبینم که عینا رفتارهای والدین رو تکرار می کنن.مثل ماشین کپی.

      ولی من حواسم جمع هست چون میخواهم زندگی سطح بالاتر و با کیفیت تر رو تجربه کنم. اگه همون کارها تکرار کنم همون

      نتایج رو هم دریافت می کنم.در حالیکه من زندگی بهتر میخوام. میخوام به رشد و گسترش دنیا که وظیفم هست کمک کنم و چه انگیزه ای بهتر از سهیم بودن در رشد و گسترش دنیا.

      مطمئنم که سال ها پیش خدا درخواستم رو شنیده و داره پاسخ میده.

      من چندین سال شهرستان به تنهایی زندگی میکردم خانواده ای بودن که در گذشته با خانواده من رابطه دوستی داشتن و همه این چند سال ازم حمایت کردن بواسطه اینکه خونوادم رو میشناختن و بهشون ارادت داشتن.همچینین جد بزرگم فوق العاده معروف هستن با اینکه بیش از صد سال که از دنیا رفتن ولی همه ما رو به فرزندان ایشان میشناسن وفوق العاده مورد احترام هستیم بواسطه نسبت با ایشان.

      همیشه تودل شرایط بد برکت هست. بخاطر همه چیز باید شکرگذار بود حتی ظلم هایی که به ما شده تبعیض ها تحقیرها زجرهایی که کشیدیم و غیره همه و همه شایسته سپاس هستن چون همه کارهای خداوند از روی حکمت هست .

      تا شرایط خیلی بدی رو تجربه نکنیم تصمیم به تغییر نمیگیرم. اگه شرایط بد ادامه دار شد بخاطر اینکه ما حاضر نیستیم تغییر رو ایجاد کنیم. 

      سال ها من در شرایط بد کاری بودم ونیاز به تغییر بهم الهام میشد ولی جرات نداشتم شغلم از دست بدم.وهروز بدتر و بدتر شد تا در اثر بیماری مجبورشدم همه چیز رها کنم و بعد از اون واقعا خوشحال بودم و احساس رهایی میکردم با وجود بیماری.

      باید سعی کنیم شرایط بد رو حکمت و برکت خدا بدونیم که میخواد ما رو ارتقا بده.باید سعی کنیم تو شرایط بد بهبود دهنده باشیم نه اینکه با موج بد پیش بریم.

      سال هاست خداوند داره بهم میگه راه نجات تو مهاجرت هست ولی قبلش باید برای داشته هات و نداشته هات سپاسگزار باشی برای وضعیت موجود باید سپاسگزار باشی ولی من پشت گوش میندازم.چون از تغییر میترسم. 

      من میخوام هرچی کینه کدورت ترس عذاب وجدان احساس گناه و هرچه افکار و احساسات منفر هست رو از ذهنم خارج کنم با نوشتن روزانه اونها روی کاغذ. چون با افکار و احساسات منفی نمیشه دنیا رو گسترش داد.

      من امتحان کردم نوشتن خاطرات منفی ودور انداختن اونها خیلی موثر هست در تخلیه افکار و ارامش ذهن .به دیگران هم توصیه می کنم امتحان کنن چون از نظر علمی هم اثبات شده تاثیر این روش.

      من بخاطر همه ظلم هایی که در گذشته بهم شده از خداوند سپاسگزارم و اعتراف میکنم خودم خالق شرایط زندگیم بوده و هستم . قبلا در اثر غفلت و نا اگاهی و الان با اگاهی.سعی میکنمهمه کینه ونفرت ها خشم ها ترس ها عذاب وجدانها بیرون بریزماز ذهنم و با ذهن خالی به استقبال ایده های خداوند برم برای زندگی بهتر اونطور که شایسته بندگان مومن هست اونهایی که نه غم دارند و همیشه امیدوارند و خشنود.

      برای همه اتفاقاتی که در آینده واسم میوفته از الان سپاسگزارم چون من تحت حمایت و هدایت پروردگار هستم خوبیها نعمت و بدیها حکمت هستن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 22 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید