0

من برای گذشته و آینده‌ام سپاسگزارم (قدم ۶)

اندازه متن

آنچه اکنون هستید نتیجه گذشته ای است که پشت سر گذاشته اید و آنچه در آینده تجربه خواهید کرد نتیجه امروز و فرداهای زندگی تان است.

شما خالق زندگی خود بوده اید چه اکنون نسبت به این موضوع باور داشته یا نداشته باشید.

خداوند در تمام مسیر زندگی تان همواره به شما نزدیک بوده است و نزدیک خواهد بود. برای آنچه هستید شکرگزار خداوند باشید تا برای آنچه می‌خواهید مورد لطف و رحمت خداوند قرار گیرید.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 67 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.35 از 62 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42344

67 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

67 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار آسیه رفیعی
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۸ ۱۴:۳۹
      مدت عضویت: 2599 روز
      امتیاز کاربر: 46449 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,020 کلمه

      بنام خدای مهربان 

      با عرض سلام مجدد و تشکر فراوان  در این تمرین شگفتی ساز 

      ۴- مواردی در زندگی تان را شرح دهید که تحت تاثیر گذشتگان خود قرار گرفته اید. مانند اینکه فردی بخاطر اینکه پدر یا مادر یا پدربزرگ شما را می شناخته است در حق شما لطف و محبت کرده است.

      این سوال خیلی ذهن منو به چالش کشید و خیلی درباره اش فکر کردم و خیلی نکات کوچک و ریزی به یادم اومد که کاملا برام بی اهمیت بودن و زیاد بهشون فکر نمیکردم 

      من چون شدیدا از خودم بیزار بودم لطف و محبتی هم در حق خودم نه میدیدم و نه خودمو لایقش میدونستم 

      مثلا مادربزرگم هر کار خوبی میکردیم میگفت خیر ببینی ولی نه باورش داشتم‌ و نه تاثیر خاصی رو من میزاشت و خودم مسئولشم صد در صد 

      با پدربزرگمم که شیخ بودن خیلی خیلی فاصله داشتیم و اصلا روابط خاصی بین ما نبود فقط ما بچه بودیم همش اصول الدین رو یاد ما میدادن و وقتی درست جواب میدادیم جایزه میگرفتیم ازشون و شدیدا برامون ابهت داشت و همیشه دلم میخاست بابابزرگی داشتم که باهاش بتونم عین تو فیلما صمیمی بشم و حسرت پدربزرگ و مادربزرگ صمیمی داشتم 

      مامان مامانم با دخترخاله ام خیلی صمیمی بود ولی ماها دورتر بودیم همش ما رو به نماز اول وقت سفارش میکرد و خیلی اهل روضه رفتن بود و گاهی که ما هم باهاش میرفتیم مسجدی یا نماز جمعه یادمه از این که نوه اش هستیم لبخندشون رو میدیدم و تشویق میشدم که حجابم خوبه و نوه خوبی هستم و ماشالله میگفتن بهم و حس خوب میداد 

      یا دوستان پدرم مخصوصا بقالی محلمون که برنج کوپنی میاورد و صف خیلی شلوغی بود چون بابام سرباز فراری بود و من کلاس چهارم بودم سربازی بود همیشه خودش با گاری برامون برنج رو میاورد در خونمون و همه اعتراض میکردن چقدر به ما لطف داره یجورایی 

      همسایه دیوار به دیوارمونم زمان سربازی بابام خیلی خدمتها به ما میکرد و هوامونو داشت به خاطر زن و بچه رفیقش مثلا کپسول گاز تموم میشد برامون گاز میکرد و من خیلی یادمه از بچگی اینو که همسایه خوب واقعا نعمته 

      ولی الان بیشتر فهمیدم ودرک کردم  با این گام که حتی رنجشهای من مخصوصا چاقی من چقدر عامل رشد و پیشرفت من بوده و تمام زخم زبانها و غصه هایی که براش خوردم به نفع من بوده و من با چاقی خودم به پذیرش و آرامش بیشتری رسیدم و همه رو بخشیدم که حرفا به ظاهر ناخوشایند بوده ولی برای رشد و تغییر من لازم بوده و هیچ کار خدا بی حکمت نیس و تمام اینا محبت و نعمتی بزرگ بوده از جانب خدای مهربانم 

      مخصوصا که بار کج به منزل نمیرسید و من بسیار شجاع و توانمند بودم که هر بارم به در بسته خوردم باز از اول شروع کردم و نا امیدی فقط برای مدتهای کوتاهی بود با اینکه هیچ آگاهی نداشتم همیشه در حال تلاش بوده ام با وجود برچسبهایی که بهم میزدن خسته میشدم ولی حرف مامانمم همیشه آویزه گوشم بود که کی خستس دشمن 

      و اتفاقهای به ظاهر نامطلوب زندگی من همه محبت و لطف بودن که حالا دارم درکشون میکنم و خدا گام به گام حقایق رو برام واضح تر میکنه 

      و این خود من بودم که رنج رو برای خودم شدیدتر میکردم چون با اختیار خودم در افکار منفی فرو میرفتم و بارها سرم رو در کیسه زباله ای میکردم و با تهوع شدید بو میکشیدم 

      من فقط از این محبت باید درسشو میگرفتم و به مدار بالاتر میرفتم ولی گاهی گیر میکردم در یه حرف رنج آور کوچک و بارها و بارها در وجودم تبدیل به نیش زهرآگینش میکردم و ایجاد حس خشم و تنفر بیشتر از خودم و حس ناتوانی این من بودم که به جای پیشرفت پسرفت میکردم و در باتلاق افکار منفی سقوط و خودم خالق شرایط بدتر میشدم 

      با کتاب شفای زندگی لوییز هی خیلی تونستم‌ با تمرین صندلی بخشش  در صحنه تئاتر خودمو رها کنم ولی گاهی فکر میکردم دوباره باید تکرارش میکردم و نتایج عالیشو مستمر میکردم 

      اما خدا برنامه های الهی بیشتری رو برام در نظر داشت که هدایت و حمایت هم شدم و بینهایت فوق العادست و هر روز شگفتی جدیدتر چون من عاشق مسیرهای جدیدم و خیلی خدا رو شاکرم به خاطر محبتها و نعمتهاش 

      ۵- تصمیم بگیرید که بهبود دهنده جریان زندگی خانواده خود باشید. اقدام و استمرار شما برای تغییر شرایط خودتان به طور ناخودآگاه بر اطرافیان شما تاثیرگذار خواهد بود. بنابراین متعهد باشید که بهبود دهنده جریان زندگی خود و خانواده تان باشید.

      از وقتی که پا تو این سرزمین بهشتی گذاشتم خیلی خیلی تغییر کردم و زندگی من متحول شد و خیلی نور آگاهی قسمتهای تیره و ظلمانی زندگی منو روشن کرد و کاملا هم تغییر رفتار اطرافیانم رو میدیدم 

      بعضی ها که منو ساده میدونستن کلی از سادگی من سواستفاده میکردن و من به شدت حس مظلوم بودن داشتم و خودم اجازه میدادم بهم ظلم بشه 

      و الان که تغییر کردم حتی بهم میگن تو خیلی تغییر کردی و ما نمیشناسیمت و اون اسیه افسرده که همش تاج قربانی بر سرش بود وجود خارجی نداره و خیلی بهبودها تو زندگی من اتفاق افتاده 

      چون الگوها و فرمولهای زندگی من تغییر کرده و من عوامل بیرونی رو مقصر نمیدونم و همه چی از درون منه که شرایط بیرونمو رو میسازه 

      و تغییرات رضایت بخش خودم اطرافیان منم بهبود میده و روابطشون کاملا عوض میشه 

      واقعا با جنگ و دعوا و نفرین و ناله و پرخاشگری به هیچ موفقیتی نمیرسیدم که هیچ روابطمم خراب تر میشد و من هرگز لایق چنین روابطی نبودم و هر چقدر بتونم رو خودم کار کنم صد در صد مدارم بالاتر میره و این تاثیر برای تمام اطرافیانمم هست 

      من همیشه آرزوم بوده بتونم به دیگران کمک کنم و چاقهای ساده زیادی رو نجات بدم  از دست روشهای غلط سواستفاده گران و اعتمادشون زیاد میشه به این مسیر خوشبختی برای نجات از گمراهی 

       و مطمئنم تناسب فکری منو به تناسب اندام همیشگی و با لذت میرسونه

       و من نقش مهمی دارم از اینکه باورهای اشتباه خودمو به خواهر زاده هام منتقل نکنم 

      مخصوصا باورهای ریشه دار اصرار به خوردن و انتقال دهنده فرمولهای چاقی اشتباه به اونا نباشم و من نقش بزرگی دارم برای خراب نکردن تنظیمات کارخانه ای که خدا آفریده 

      و من باید از رفتار متناسب اونا یاد بگیرم که رو سیستم عالی خدا و بی دستکاری هستن و هنوز باورهای مخرب در اونها نیس 

      درسته که من ازدواج نکردم و نسلی از من نیس ولی اطرافیان خیلی زیادی دارم که نباید تاثیر مخرب روشون مخصوصا در مورد فرمولهای چاقی و اصرار به بیشترین خوردن  داشته باشم و همه چی خود به خود و ناخودآگاه اتفاق میفته 

      مثلا من در شبهای قدر تمام باورهای خودمو که از گذشتگان میدونستم و بهم انتقال داده شده بود با سوالاتی که ازم درباره خدا میپرسیدن  به خواهرزاده هام میگفتم که بعدها خواهرم میگفت تو چه حرفی به اینا زدی هر چی میگم قبول نمیکنن میگن خاله آسی اونجوری یادمون داده که خودمم یادم نمیومد چه باورهای اشتباهی بهشون انتقال دادم ناخودآگاه و خیلی بیشتر مراقب حرفام شدم چون من خیلی تاثیر گذارم براشون 

      خودمم به حرفایی که در بچگی میشنیدم یادمه مقاومت نداشتم و هر چی بهم میگفتن بی چون و چرا قبول میکردم 

      و وقتی من دیگه ادامه دهنده خرافات یا عقیده اشتباهی نباشم صد در صد تاثیر گزار و بهبود دهنده میشه و نسل جدید آگاه تر و هوشمندتر و پاک تر ادامه پیدا میکنه و بهبودی اتفاق میفته 

      و استادی داشتم که قسم آخر کلاس میخورد و من عاشق این قسم هستم که 

      من قسم میخورم که خواهران و برادرانم رو قضاوت نکنم و دردشون رو کوچک نشمارم  

      ومن  قسم میخورم  که همه گذشتگانم رو ببخشم چون آنها حلقه معیوبی  در زنجیره نفر قبلی  بودند

      و من قسم میخورم  که با نور آگاهی قطع کننده این زنجیره معیوب باشم و اگر از جایی که هستم راضی نیستم جامو عوض میکنم چون من یک درخت نیستم

      من زنده ام من بهترینم و هر چی که بخوام رو بدستش میارم

      من تعیین کنندم که تو زندگیم چه اتفاقی میفته خدای من خواسته که من باشم پس هستم 

      خدای من خواسته که به من جبرا اختیار داده که من سرنوشت رو از سر بنویسم پس مینویسم ایندفعه خوش خط مینویسم ایندفعه قشنگ مینویسم ایندفعه جوری مینویسم که خودم میخام

      اصل خودت باش تمام

      ۶- برنامه خود برای ذخیره کردن رحمت الهی را مشخص کنید. تصور میکنید از چه طریق می توانید رحمت الهی را در وجود خود و جریان زندگی تان ذخیره کنید. شرح دهید

      برنامه من دقیقا بر اساس برنامه ریزی دقیق الهی هست که برام در نظر گرفته با توجه به تغییراتی که خودم برای رشد و پیشرفت برای رسیدن به تمام آرزوهام دارم اموزش میبینم 

      و من با عمل صالحی که در قران مدام سفارش شده و لیست خاصی هم خدا براش تعیین نکرده 

      و این رسالت الهیه منه که در این سایت مشغول به تغییر اول خودم هستم و انسان سازی و صد در صد بهبود دهنده زندگی اطرافیانم هستم و میتونم عمل صالح انجام بدم و رحمت الهی شامل حال خوش من میشه 

      بر اساس الگوها و فرمولهایی که در قران اومده مخصوصا شرایط انفاق انجام بدم که در دوره فوق العاده ماه رمضان یاد گرفتم انفاق کردن هم فقط ثروت مالی نیس 

      انفاق از لبخند انفاق از چیزهایی که خودم دوستشون دارم و گنج من هستن 

      و به طور مثال وقتم همین نوشتن در سایت که ممکنه برای کسی واضح کننده مسیر باشه چون خودمم از خوندن دیدگاه تمام دوستانم لذت میبرم و خیلی درسها برام دارن و ایجاد اشتیاق برای ادامه دادن و حال پر از نشاطشون به منم ذخیره میشن و بی نهایت نتایجشون در من انگیزه بخش الهی هست 

       حتی خودم حس رضایت دارم از این عمل صالح و حالمو شدیدا خوب و رضایت بخش میکنه و دقیقا به این عمل صالح اعتقاد دارم  

      و ایمانم تقویت میشه که نه غمی از گذشتگانم داشته باشم و نه ترسی برای آینده 

      و  من برای گذشته و آینده‌ام سپاسگزارم

      و یاد بگیرم از احساس گناه دوری کنم و عذاب وجدانی که خودم برای خودم تعریف کردم بر اساس باورهای اشتباه که حس لیاقت و ارزشمندی رو برام کم رنگ میکنه و باعث میشه خودمو لایق رحمت الهی ندونم با نور آگاهی 

      مخصوصا از گناههای بزرگ  قضاوت دیگران تهمت زدن گله و شکایت کردن خودمو رها کنم و لایق جانشین خدا بودن قرار بدم و جا برای نعمتهای پاک الهی باز میکنم 

      تو کوله بارم بار حسادت و چشم و هم چشمی به زندگی دیگران وجود نداره و زباله های وجودیمو دور میریزم و مدام پاکسازی میکنم و آلارم چی پی اسم کاملا هوشیاره و سنسورامو دارم تمیز میکنم 

      چون فنجون وجودی من خالی میشه برای دریافت و ذخیره چیزهایی که برای خوشبختی این دنیا و سعادت آخرت بهش نیاز دارم و وقتی ظرفیت وجودی من جای خالی وجود داشته باشه میتونم ذخیره سازی انجام بدم 

      چون وقتی پر از انرژیهای منفی باشم انرژیهای مثبت جدید که دارم تولید میکنم  از وجودم سر ریز میشه و قابل ذخیره کردن نیس و من وجودمو با نور هدایت الهی  پاکسازی میکنم از تمام باورهایی که حس منو خراب میکنن 

      تمام نشانه ها رو توجه میکنم و نمیزارم تو بیراهه بیفتم و گمراه بشم و از باتلاق در جا زدن رهایی پیدا کردم و باری به هر جهت زندگی نمیکنم و اونجوری زندگی میکنم که دلم میخاد و تمام رویاهای خواستنی من تبدیل به داشتنی میشن 

      و هر چقدر بتونم با شکر گزاری کلامی و قلبی و عملی در زندگیم باعث فراونی بشم و از نعمتهای فراوان با توجه به منابع پایان ناپذیر الهی زندگی کنم یعنی ذخیره رحمت الهی شامل حالم میشه 

      و من هر چقدر خوشبخت تر زندگی کنم به اون خانه ای تبدیل میشم که خدا خاسته برای اشرف مخلوقاتش که بهش احسنت گفته موقع آفرینش 

      و عمل کردن به قوانین الهی که باعث ذخیره بیشتر و بیشتر رحمت الهی میشه 

       خدای من بیشتر از من میخاد رحمتشو شامل حالم کنه و من تا به حال مانع و حجاب بودم و سد محکم و این سد در من شکسته شده و به راه راست و مستقیم هدایت شدم 

      و نشانه پر رنگ در من اینه که حالم خیلی خیلی خوبه و همه چیز در جهانم زیبا و نیکوست و رو به افزایش فراتر از انتظار من 

      خدا جونم به خاطر تمام رحمتها و نعمتهایی که شامل حالم کردی بی نهایت سپاسگزارم 

      استاد عزیز برای گامهای متوالی و انرژی بخش و شگفتی سازتون بی نهایت متشکرم 

      آسیه جونم به همراه فرشته خوشبختی وجودم لایق بهترینها هستید و بهت افتخار میکنم 

      در جهانم همه چیز زیبا و نیکوست و در حال رشد و پیشرفت به سوی خوشبختی روزافزون و در مسیر بهترین نعمتها ثروت سلامتی آرامش 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آزیتا
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۸ ۰۷:۴۰
      مدت عضویت: 2604 روز
      امتیاز کاربر: 8223 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 432 کلمه

      با یاد و نام خدا

      من برای گذشته و آینده زندگیم سپاسگزار خداوند هستم.

      من از گذشته زندگیم خیلی راضی نبودم البته پدر و مادرم انسان های دوست داشتتی و شریفی بودن ولی خوب وضعیت مالی زندگی ما خیلی خوب نبود و من همیشه گله می کردم که خدایا چرا خانواده ثروتمندی ندارم!

      چرا وضعیت من نسبت به دوستام پایین تره!

      گاهی هم می گفتم کاش توی خانواده ای زندگی می کردم که می تونستم خواسته هامو به دست بیارم.

      اونوقتا خیلی دلم می خواست کلاس ورزشی شرکت کنم اما خونه مون از سالن ورزشی دور بود ما هم ماشین نداشتیم و پدرم قبول نمی کرد تو اون شرایط برم ومن همیشه از بابت این موضوع ناراحت بودم.

      در مورد سوال دوم راستش تا چند سال قبل من همه ی زمین و زمان را مقصر شرایط زندگیم می دونستم و اصلا نمی تونستم بپذیرم که من تو این شرایط تاثیر گذارم.

      مثلا می گفتم چرا پدر ومادر من پولدار نبودن؟

      چرا ارث ومیراثی برامون نداشتن؟

      چرا همسرم شرایط مالیش تغییر نمی کنه؟ چرا سطح درآمدشو بالاتر نمی بره؟ چرا شرایط زندگیم اجازه نمیده سطح تحصیلاتم رو بالاتر ببرم؟ چرا چرا و هزاران چرای دیگر که همه به دیگران برمی گشتن و خودمو تو ایجاد این وضعیت مقصر نمی دونستم.

      اما از وقتی با استاد آشناشدم و دوره های مختلف شرکت کردم متوجه شدم که هر شرایطی که الان تو زندگیم دارم مقصر صد در صدش خودم هستم. باورهای من و چیزهایی که در ذهنم ثبت شده و مرتب به اونا فکر می کنم و بهشون پروبال میدم زندگیمو می سازند

      هر چیزی را که بیندیشیم، خلق خواهیم کرد…هرچه را که احساس کنیم، جذب خواهیم کرد…هرچه را که تصور کنیم،همان خواهیم شد…چون زندگی یک پژواک است…هرآنچه می فرستیم باز می گردد…هرآنچه می کاریم درو می کنیم…هرآنچه که می دهیم باز می گیریم.

      کلا همه چیز به خودمون ربط داره باید از درون شروع کنیم باید با خودمان به صلح درونی برسیم تا دنیای بیرون اصلاح بشه.

      من خالق شرایط زندگی خودم هستم و این نکته رو می پذیرم که اکنون در هر شرایطی هستم خودم اونو جذب زندگیم کردم واگه قراره تغییری اتفاق بیفته خودم باید باورها و خواسته هامو تغییر بدم.

      من تلاش می کنم که این اطلاعات وآگاهی ها را در زندگیم وارد کنم که من برتمام کائنات و همچنین بر آینده ی خودم ،خانواده و حتی دیگران تاثیرمستقیم دارم پس هیچ کار خیر و نیک وزیبایی را کوچک وبی ارزش نمی دانم وبه دنبال جمع آوری کارهای مثبت در زندگیم هستم چون می دانم که می توانم منبع خیر وبرکت برای خودم وسایرین باشم و به گسترش جهان هستی کمک کنم و دست خداوند در این جهان باشم.

      خدایا برای دریافت این آگاهی ها سپاسگزارم🙏 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 12 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سکینه
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۷ ۲۰:۳۵
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 568 کلمه

      بنام یگانه فرمانروای هستی

      سلام وعرض ادب خدمت استاد وتمام دوستان همفرکانسم

      من برای آینده وگذشته ام سپاسگزارم

      استاد عزیزم از خداوند برای خود وخانواده محترمتان بهترینها را طلب میکنم وسپاسگزار محبتهای بی دریغتان هستم که این آگاهیها را با ما رایگان  به اشتراک میگذارید 

      تمرین اول : من قبلا خداوند را مقصر غم وغصه هام واعتماد به نفس پایینم میدیدم چون از همون بچگی مامانم را ازم گرفت ومن همیشه احساط کمبود میکردم واحساس میکردم در مقایسه با بچه های هم سن وسالم من یه چیزی کم دارم وخودم را از همه پایینتر میدیدم وخداوندم را سپاسگزارم که با اساتید عزیزی آشنا شدم که این نگرشم را تغییر دادم وهمچنین نزدیکانم را مقصر دانشگاه نرفتنم میدانستم بنا به دلایلی ولی بعدا فهمیدم که خودم خالق زندگیم هستم ودیگران هیچ تاثیری در زندگی من ندارند ومن همه آنها را میبخشم ورابطه ام را با خالقم بهتر وبهتر میکنم

      تمرین دوم،من قبلا فکر میکردم که در بیشتر موارد مصلحت خداوند در زندگیم دخیله ولی خدارو شکر وبه لطف خداوآموزه های استاد نگرشمو تعییر دادم ومن خودم را خالق زندگیم ومسول گذشته وایندهام میدانم خداوند فقط طبق قوانینش وبا توجه به افکار واحساسات من  عمل میکند وشرایط واتفاقات را وارد زندگیم میکند ومن همین جا مسولیت تمام زندگیم را صد در صد به عهده میگیرم

      تمرین سوم ،من میپذیرم که خالق بیماری در جسمم فقط وفقط خودم هستم ومتعهد میشوم با تغییر افکار ونگرشم این شرایطم را به سمت سلامتی ام تغییر دهم

      من مسولیت صد در صد نداشتن کسب وکار ی پر درآمدونداشتن پس انداز مالی را میپذیرم وتلاش میکنم که با تغییر افکار ونگرشم وهدایت خداوند در مسیر پیشرفت وموفقیت قدم بردارم

      من مسولیت صد در صدی غمگین بودنم را میپذیرم وبا توکل برخداوند وتغییر افکارم سعی میکنم که شادی درونیم را بدست بیاورم

      من مسولیت صدر در صد برخورد ها واتفاقات زندگیم را میپذیرم وتمام سعیم را میکنم که با تغییر افکار واحساساتم  خودم را خالق زندگیم بدانم وهیچکس را مقصر ندانم بجز خودم وبه خودم بگم که هر اتفاقی که میافتد خزر من در آن هست ونگران ونارانت نباشم

      تمرین چهارم ،من بارها در زندگیم به خاطر وجودمادرمرحومم مورد لطف ومحبت اطرافیان قرار گرفتم حتی کسانی بودن که من وخواهرام اونا را نمیشناسیم ولی اونا ما رو میشناسن وبه ما لطف ومحبت میکننند واز مادرم یاد میکنند بااینکه حدود ۳۰سال هست که مامانم به رحمت خدا رفتن ولی یاد وخاطره اش هنوز زنده هست ومن هم میخوام که بعدها مث مامانم به خوبی ازم یاد بشه

      تمرین پنجم ،من متعهد میشوم که با استمرار در این مسیر معنوی وتعییر وتحول در افکارم نه تنها یکانتقال دهنده خوب باشم بلکه باعث تحول در زندگی خودم وخانواده ام ونسل بعد خودم باشم

      تمرین ششم،من با مهربانی ومحبت نسبت به همسر وفرزندان و اطرافیانم میخوام که رحمت الهی را در زندگیم زیاد کنم ،با بخشش کسانی که با رفتار وحرفاشون دلمو شکوندن میخوام که رحمت الهی را زخیره کنم در زندگیم،با کنترل ذهنم وافکار مثبتم میخوام کا مورد رحمت خداوند قرار بگیرم، با دوری از جمع های که غیبت میکنند ،قضاوت نکردن دیگران وخودم ،باحضور در جاهای که احساسمو خوب میکنه ،با دوست داشتن خودم،با یکی دونستن خودم ودیگران با خداوند،باحرف زدن با خداوند وایجاد رابطه خوب با خدایم ،با کمک به دیگران ،با بالا بردن اعتماد به نفسم ،با قوی کردن ایمانم به خداوند وبا باور کردن خود وتوانایهام ‌که همه باعث احساس خوب در من میشوند میخوام که رحمت الهی را در زندگیم زخیره کنم

      خداوندرا بینهایت شاکرم بابت حصورم در این جمع وفضای معنوی

      برای همه آرزوی موفقیت وسربلندی دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 12 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب ابراهیمی
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۷ ۱۴:۳۴
      مدت عضویت: 1726 روز
      امتیاز کاربر: 10205 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 511 کلمه

      به نام خداوند بی همتا و یکتا و مهربان

      با سلام و درود فراوان 

      خدای مهربانم در درک این مطالب بینظیر که برگرفته از کلام شماست یاریم ده 

      خدایا من رو در تامل و درس گرفتن و سپاسگزاری  .از زندگی گذشته ام کمک کن.

      هر گام بینطیرتر از گام قبل !!!!

      در حصوص تمرین اول 

      من در سالهای گذشته خیای کم دیگران را مقصر شرایط زندگی خودم میدونستم طوری بود که اللن خیلی فکر کردم  که آیا من در زندگی دیگران را مقصر دانسته ام اگه بله کی و کجا ؟ 

      به این نتیجه رسیدم که باز همون ترس از خدا و اینکه سرنوشت همه در وست خداست و از قبل تعیین شده باعث شده که من بپذیرم که این شرایط لایق من بوده که خدا نصیبم کرده اما این رو همیشه تو ذهنم داشتم کاش همسرم از خانواده دیگه ای بود چون من عاشق همسرم بودم و خانواده پر از داستانی که داشت چندین بار به خودم میگفتم کاش همسرم در خانواده کم جمعیت و کم حاشیه ای بود اگه اینطور بود شاید ما زندگی بهتری داشتیم اما اللن با هدتیت به این سایت میگم 

      تمام مسئولیت زندگی و سرنوشتم رو خودم بر عهده دارم .

      و این نتیجه ای که من در مورد سوال یک گرفتم دقیقا به جواب سوال دوم ربط داره 

      بله درسته من کاملا خالق زندگی خودم هستم اما فکر میکنم  هنوز به درک کامل آن نرسیدم  چرا? چون دارم فکر میکنم شرایط گذشته ام و زندگی فعلی ام رو که با این آگاهی میگم  خودم ساختم و مبشه گفت مقصر اصلیش خودم بودم نه دیگران و اتفاقات و حواشی دیگران   پس من الان به چه شکل و چطور باید خودم رو از حواشی بیرون بکشم و سرنوشت رو خودم بسازم ؟ تا حدودی با آموزش های این سایت یاد گرفتم اما خیلیییی مونده تا یاد بگیرم خااق زندگی خودم باشم باید عمل کنم فقط ک فقط عمل به آموزشها میتونهمن رو خالق زندگی جدیدم کنه

      جواب تنرین ۳ 

      من باید با تغییر رفتار رو نگرشم به تناسب اندام دلخواهم برسم و مسئولیت آن را بپذیرم  من باید با تغییر افکار و نگرشم خودن رو از حواشی دیگران نجات بدم من باید با تغییر افکار و نگرشم دنبال راهکار احستس خوبم باشم من باید با تغییر افکار و نگرشم ثروت و فراوانی رو به زندگی ام وارد کنم من باید با تغییر افکار و نگرشم به خدای خودم خدای واقعی خودم نزدیک و نزدیکتر باشم تا با همراهی اون به آرامش و خوشبختی برسم .

      من متعهد مبشوم با ادامه و استمرار در این مسیر و تغییر شرایط زندگی ام همسو با ویژگیهای خداوند خلاقیت و مهربانی و عشق و زیبایی و گستردگی و فراوانی و پذیرشش در همه جا بهبهود دهنده زندگی ام باشم و تاثیرات عالی برای نسل آینده ام داشته باشم 

      من باید از طریق ارتباط جدیدم با خدای عزیزم از طریق نزویک شدن به او از طریق راهنمایی او و عمل کردن به آنچه اک در جهت بهبودی زندگی ام گفنه با آمکزش های جدید و فراموشی نگرش های قبلی رحمت الهی را به زندگی خودم سرازیر کنم انشا اله با این تصمیم و روش جدید بیتونم یقین دارم میتونم رحمت الهی رو ذخیره کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 6 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۷ ۱۰:۱۵
      مدت عضویت: 2435 روز
      امتیاز کاربر: 42264 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 523 کلمه

      یا حق 

      سلام و درود به همراهان سایت تناسب فکری و استاد عزیزم 

      من برای گذشته و آینده ام سپاسگزارم 🙏🙏🙏

      همیشه پدر و مادرم رو مقصر این  زندگی می‌دانستم و میگفتم کاش تو یه خانواده دیگری بودم الان اوضاع و شرایطم اینجوری نبود 

      کاش پدرم پولدار بود من الان تو این وضعیت نبودم 

      کاش مادرم کمی خوش صحبت باشه زبون نرمی داشت الان وضعیت زندگی من اینجور نبود 

      بخاطر مادرم هس که خانواده ی همسرم بهم اونجوری که میخام احترام نمیزارن 

      ببین فلانی مادرش چه زبون چرب و نرمی داره و همه احترامش دارن بخاطر مادرشه 

      پس منم اگه مادرم زبونش چرب و نرم بود الان جایگاه بهتری داشتم تو خانواده ی همسرم 

      همش مقصر رو ميندازم گردن مادر و پدر و 

      ولی از موقعی که با این دوره ها آشنا شدم و خودم رو مقصر چاقی خودم دونستم 

      متوجه شدم که خودم در تمام زندگیم مقصر ۱۰۰درصد  هستم 

      با افکار اشتباهی که در سر دارم 

      این زندگی رقم میخوره 

      من همیشه دوست داشتم همسر آینده ام طوری باشه که وضع مالیش خوب باشه دوستش داشته باشم خانواده ی خوبی داشته باشه و من در این مسیر موفق شدم خداوند منو به آنچه دوست داشتم هدایت کرد 

      و شکرگزاری خداوندم که موفق شدم در مهمترین اصل زندگیم که ازدواج هستش 🙏

      ولی در مورد وضعیت مالی همسرم الان اونجوری که بخوام راضی نیستم 

      خدا رو شکر میکنم هر روز برای این همه دارایی که خداوند نصیبمون کرده 

      ولی دوست دارم بخاطر اون همه زحمتی که میکشه بیشتر پاداش بگیره 

      اونم اگه خودش بخواد 

      چون همسرم قبلا مقصر اینکه وصع مالیش اون طوری که میخاد نیس رو گردن اربابش مینداخت 

      و میگفت مثلا پول بخوام بهم نمیده اون نمیزاره من پیشرفت کنم 

      و خیلی دلایل دیگه 

      ولی من مقصر صد در صد این کار رو خودش میدونم چون خودش نمیخاد بیشتر پیشرفت کنه بیشتر پول در بیاره چون ترس داره اگه خودش بره مغازه بگیره شاید شکست بخوره

      و چون مانع سر راهش داره نمیتونه موفق بشه 

      یا میگه باید برادرم همرام باشه من از عهده ی این کار برنمیام 

      خودم نمیتونم و اگه دست به کاری بزنه هم موفق نمیشه چون خودش رو ناتوان میبینه 

      به همین دلیل موفق نمیشه 

      در صورتی که برادر کوچیکترش این کار رو انجام داد و از جایی که کار می‌کرد استفاء داد و خودش شروع به کار کرد نه ترسی داشت نه چیزی فقط امیدوار بوده به خداوند 

      که خداوند کمکش میکنه 

      الان اون برادرش بهترین شرایط مالی رو داره 

      و دست خدا شده برای کمک به این و اون 

      چون خودش خواسته چون ترس نداشته توکل کرده و خدا کمکش کرده 

      ادم اگر بخواد همه جی جور میشه 

      فقط کافیه تو بخواهی 

      خدا بهت میده 

      تو این دنیا پر از فراوانیه پراز نعمته 

      فقط کافیه بریم سمتش 

      نمیشه که ترس و اضطراب داشته باشی و دلت هم بخواد کاری انجام بدی و تو اون کار موفق نمیشی و بگی خدا نمیخاد 

      خدا برای من نمیخاد 

      نه جانم خدا برای همه خیر و نیکی میخاد 

      این ما هستیم که نمیخاهیم و میگیم خدا نمیخاد برامون 

      خداوند بهترین ها رو در اختیار ما گذشته 

      همه چی در این دنیا دو وجهیه 

      و این ما هستیم که تصمیم میگیریم کدوم سمت بریم 

      خودمون خالق زندگی خودمون هستیم 

      زندگی الانم نتیجه افکار و باورهای گذشته ام هس 

      و زندگی آینده ام به الان بستکی داره که چه افکار و باوری دارم برای زندگیم 

      خودمون زندگی خودمون رقم میزنیم و هر چه الان داریم از فکر و باورمونه

      🥰🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 11 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار rastegar.moradzadah
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۷ ۰۰:۵۹
      مدت عضویت: 2093 روز
      امتیاز کاربر: 37457 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,149 کلمه

      بنام خداوند بخشنده ومهربان 

      من برای گذشته وآینده ام سپاسگزار خداوند هستم

      این جمله که ما خالق زندگی خودمان هستیم باعث می شه بیشتر روی رفتار کردار خودمون دقت کنیم 

      باعث می شه مسعولیت رفتار گفتار وافکار خودمون رو به عهده بگیریم  خداوند در قرآن فرمودند حال قوی تعقیر نمی کنه مگر آنجه در دل دارد را تعقیر دهد واون چیزی که ما در دل داریم انتظاری است که از زندگی داریم یعنی ما با طرز فکرمون به زندگی یه انتظاری برای خودمون به وجود میاریم ودر واقعه الگویی برای زندگیمون ترسیم می کنیم وخداوند هم پاسخ انتظار ما رو می ده وهرچی در زندگی تجربه می کنیم نتیجه افکار انتطار خودمون از زندگی تازه خداوند خیلی رحمانه وخیلی از افکار وحشتناک ما رو راجب خودمون نادیده می گیره وگرنه….. 

      خداوند انسان رو مختار آفریده وقدرت اختیار رو به خودش داده یعنی خودش بتونه خالق زندگی خودش باشه در واقعه خداوند اگر خوبی ورفاه نعمتی رو در زندگی ما جاری می کنه یا بلا و گرفتاری مصیبتی هست فقط بخاطر زندگی هست که خودمون خلق کردیم 

      دیگران در زندگی ما نقشی ندارند وعامل شقاوت وبدبختی یا سعادت ما فقط خودمان هستیم واینجا خداوند مختار بودن ما را در خلق زندگیمان نشان می دهد 

      هر کلامی که از طرف ما جاری می شود بر جهان هستی تاتیر می گذارد هیچ چیزی از جانت ما در جهان بی تآتیر نیست 

      گاهی با کلامی یا رفتاری دلی را از کسی می شکنیم وتخم کینه ای در دل کسی می کاریم واون فرد برای انتقام رفتاری یا حرکتی می کند واین چرخه ادامه دار خواهد بود در واقعه ما علاوه بر اینکه خالق زندگی خودمان هستیم برا زندگی اطرافیان آیندگان هم تاثیر می گذاریم همون طور که خودمان از گذشتگان تاثیراتی مثبت یا منفی گرفتیم

      اما ما با پذیرش اینکه خودمان خالق زندگی خودمان هستیم مسعولیت 100 درصد زندگی فعلی خودمان را به عهده بگیریم گذشته خودمان را هم بپذیریم می توانیم زندگیمان را تعقیر دهیم وباعث بهبود آرتی بشیم که برای آیندگان به جا می گذاریم ویه زنجیره نامطلوب رو قطع کنیم ونام نیکی برای خودمان به جا بگذاریم 

      من همیشه در مورد تحصیلاتم والدینم رو مقصیر دونستم چون تابستون که می شد مارو می بردن روستای پدری وبرای چیدن محصولات کشاورزی وباغداری وبهانه آب وهوای خنک از شهر فاصله می گرفتیم ودیگه هیچ امکاناتی نبود به کلاس تقویتی بریم یا کلاس هنری یا چیزی 

      مدارس که شروع می شد خیلی از دوستامون هنری یاد گرفته بودن یا کلاس زبان می رفتن ودیگه برای زبان مشکل نداشتن من همیشه زبان انگلیسی رو تجدید می شدم وبا تبصره قلوه می شدم آخر سال فقط همین یه کتاب چون واقعا برام سخت بود وسر کلاس چیزی یاد نمی گرفتم هنوزم که هنوز وقتی بهش فکر می کنم از دست پدرم عصبانی می شم 

      الان می خوام مسعولیت یاد نگرفتن زبان رو به عهده بگیرم وپدرم رو ببخشم 

      پدرم اون زمان سواد آنچنانی نداشت شاید اگه من خوب براش توصیح می دادم حتما منو به کلاس می فرستاد 

      پدرم دست تنها بود وپسر بزرگ نداشت مجبور بود مارو برای کمک به روستا ببره 

      من می تونستم در ایام مدرسه از دوستی یا کسی برای تقویت زبانم کمک بگیرم یا سر کلاس بیشتر دقت می کردم سوالاتم رو از معلم می پرسبدم 

      پدرم مقصر این موضوع نیست واقعا مقصر نیست 

      من برای بهبود این چرخه واینکه دخترم در آینده راجب من اینجوری فکر نکنه تا بستون ها دخترم رو به کلاس زبان وهرکلاسی هنری که خودش علاقه داره میفرستم واگه مسافرت شهرستان پیش بیاد فقط یه هفته تا ده روز می مونم ونمی گذارم دخترم از همکلاس هاش جا بمونه 

      من مادر بزرگی داشتم که همیشه می گفت یه بار تو جوانی مردم ودوباره زنده شدم در واقعا روح از بدنم جدا شده وخداوند دوباره بهم زندگی بخشیده برای همین می گفت در زندگیتون هیچ وقت غصه نداشتن مال دنیا رو نخورین واگه خیلی هم دارایی داشتین دلخوش بهش نباشین نماز اول وقت رو خیلی رعایت می کزد وحتی تو سرد ترین یخبندان های زمستان هم صبح ها با آب سرد وضو می گرفتن ونماز می خوند با وجود 90 سال سن وناتونی

      این دو خصلت از اون همیشه برای من مثل گنج گرانبهاست وسعی کزدم منم اینجوری باشم ونمازم هم ترک نکنم تا دخترم هم همین راه رو ادامه بده 

      مورد دیگه اینکه عمه ای داشتم که همیشه پیش ما که تنها می شد بد مادرمون رو می گفت وما رو تحریک می کرد اونو دوست نداشته باشیم وازش فاصله بگیریم چندین سال گذشت وقتی مادرم فوت شد من کینه اون عمه ام رو به دل گرفتم وبخاطر سردی که تو بچگی تو رابطه ام با مادرم ایجاد کرد ازش بیزار شدم همین جا اونم می بخشم واز خدا براش سلامتی طلب می کنم من این چرخه نا مطلوب هم قطع کردم وهمیشه جلو دخترم از خوبی پدر شوهر ومادر شوهرم وعمه وعموهاش می گم تا نکنه رابطه اش با اونا سرد بشه ودر آینده اذاب وجدان داشته باشه که چرا من به حرفای مادرم گوش دادم 

      خانواده من اکثرا به چشم زخم اعتقاد دارم وخود من هم از اونها یاد گرفتم که بترسم ازچشم بد 

      وچند جای خونه مهره آبی واز این چشم ها که مال چشم زخمه دعای چشم زخم آویزان کرده بودم تا اینکه فایل های چشم زخم استاد که توی سایت هست رو چند سال پیش گوش دادم از اون موقعه تا حالا هیچ مهره آبی تو خونه نزاشتم وکاملا عقیده ام نسبت به چشم زخم از بین رفت واین موضوع رو برای دخترم باز کردم وگفتم هرگز چشم زخم وحود ندارد وقدرت مطلق دست خداست هرگز به چشم زخم اعتقاد نداشته باش هرکسی از این حرف ها د بهش بگو تا خدا نخواد اتفاقی نمی افته وهیچ بنده ای اونقد قدرت نداره که بلایی سر من بیاره بدون خواست خدا واین موضوع رو اونقد تو خونه تکرار کردم که همسرم هم که اعتقاد خیلی قوی یه چشم شور داشت مجاب شد ومن در این مورد در خانوادم بهبود ایجاد کردم دوچرخه رو قطع کردم 

      خداوند در خیلی از آیات قرآن فرمودند عمل صالح انجام دهید تا مورد لطف خدا باشید اما نگفتن منطور از عممل صالح دقیقا چی هست هر چیزی که حس خوبی در گوینده شنونده اون حرف ایجاد کنه عمل صالح وکار نیک هست گاهی راهنمایی وهدایت یه نفر حتی یه هم فکری ساده یا ایجاد یه دلخوشی عمه صالح حساب میشه 

      پدر من آدم دست به خیری هست وتا جایی که بتونه کسب مشکلی داشته باشه بهش کمک می کنه مردم داره وبین مردم عزت وآبرو یی زیادی داره بارها شده جایی رفتم ووقتی اسم فامیلی منو دیدن فهمیدن دختر فلانی هستم با احترام با من برخورد کردن یا خیلی ازپسرعمه هام گفتن وقتی جایی رفتیم فهمیدن خواهر زاده فلانی هستیم با احترام باما برخورد کردم 

      این زندگی یه روزی با دنیا اومدن ما شروع شده وروزی با فوت ما  تمام میشه جهان هستی وقوانین اون همواره ادامه داره  وما نقش خودمون رو ایفا می کنیم وبه سهم خودمون بر پیش برد جهان تاثیر می زاریم انشالا که همگی عاقبت بخیر بشیم ونام نیکی برای خودمون ورسم نیکی برای آیندگانمون به جای بگذاریم 

      من برای آینده گذشته ام ازتو خالق مهربانم سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سحر
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۷ ۰۰:۵۲
      مدت عضویت: 1236 روز
      امتیاز کاربر: 63992 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,379 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و مهربونم و دوستان گرامی 

      ۱_بله استاد من در گذشته تا اونجایی که یادمه حتی در دوران دبستان مدااام میگفتم ای کاش من فلان خانواده متولد میشم چقدر خانواده فلان دوستم فلان همکلاسیم خوبن چقد شرایط زندگیشون خوبه چقدر پدر مادر خوب و مهربونی داره و همیییشه یکی از حسرت هام این بود که دلم میخواست در خانواده دیگری با شرایط خیلی خوب و آروم و پدرمادری مهربان و آرام متولد میشدم.

      من تا قبل از اینکه با مباحث قانون جذب آشنا بشم پدرم و خانواده پدریشو بشدت مقصر میدونستم که چرا اوضاع مالی خوبی ندارن حتی مدام شاکی بودم و با بابام بحثم میشد که شما خانوادگی اوضاع مالی بدی دارید پولدار تو خانواده تون ندارید بابا بزرگم یه ارث خوب بتون نرسوندبرای همینه من الان دارم تو اوضاع مالی زندگی میکنم که خواسته های مالیم اجابت نمیشه.از شخص بابامم خیلی ناراحت بودم و همیشه پیش دوستام گله میکردم و وقتی هم با بابام بحثم میشد میگفتم که تو برای کارم بهم سرمایه ندادی خیلی از پدرا برای دخترشون ماشین گرفتن یا کمک مالی میکنن برای خرید ملشین برای اجاره دفتر کار اما تو یه تیکه طلا هم هیچوقت برامون نگرفتی خلاصه دل بشددددت پری از بابام و خانواده پدریش داشتم.

      مدام اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور رو هم در عدم موفقیت مالیم مقصر میدونستم که با این کشور با این مسئولین هیچوقت ما جوونا روی خوش زندگی رو نمیبینیم.

      داداشمو مقصر میدونستم که علی رغم موقعیت اجتماعیش اما اصلا توی کار منو ساپورت نمیکنخ و هیییچ کاری انجام نمیده که به نفع اوضاع کاری من تمام بشه‌.

      مامانمو هم مقصر میدونستم که اصلا چرا با بابام ازدواج کرد، چرا شاغل نیست، چرا هیچ ارثی بش نرسید، چرا چاقه چرا خوش اندام نیست و باعث چاقی من شد، که در مورد چاقی بیشتر از همه چیز از مامانم خشم داشتم، یا چرا اخلاقش جوریه که مثل بقیه مادرا بیشتر از ما دختراش حمایت نمیکنه…

      کل خانواده پدریمو مقصر میدونستم در مورد بیماری که از بچگی داشتم و تا سنین ۲۰ یا ۲۳ سالگی همراهم بود و توی هر ر بحثی که با بابام داشتم همیشه با حالت ناراحتی بش میگفتم همه اش تقصیر توئه تقصیر این خاندان بی همه چیزته که یه چیز خوب تو دنیا نداشتن برای به ارث گذاشتن نه تنها پولدار نیستن موقعیت اجتماعی بالایی ندارن سواد درست حسابی ندارن بلکه هر چی مریضیه به من رسیده…

      همیییشه این گله و شکایتا رو داشتم بماند که با این حرفا چقددد نقش یه قربانی رو از بچگی تا همین ی سال پیش بازی میکردم همیشه خودم رو قربانی شرایط تحمیلی میدونستم و اوضاع هی بدتر میشد.

      از بچگی همیشه عقیده داشتم اگر تو خانواده دیگ ای متولد میشدم تو شرایط دیگه ای بودم یا حتی بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی همیشه میگفتم اگر یه رشته دیگه ای خونده بودم الان اوضاعم این نبود چون علاقه ای به رشته تحصیلیم نداشتم فقط به خاطر رتبه بالایی که داشتم همه مشاورا گفتن با این رتبه حیفه این رشته رو نخونی…

      ۲_در گذشته که تحت هیییچ شرایطی باورم نمیشد و قبول نمیکردم که من در اوضاع و شرایطم کوچیک ترین تاثیرو داشته باشم و تا قبل از آشنایی با سایت به خاطر ناراحتی که از اضافه وزنم داشتم حس میکردم باید زندگی رو تحمل کنم چاره ای ندارم جز زندگی بشدت ناامید بودم چون خودم رو در شرایطم دخیل نمیدونستم حتی از یک سال قبلش با مباحث قانون جذب آشنا شده بودم اما به معنی واقعی کلمه نگرشم رو تغییر اساسی نداده بود هنوز حس میکردم نمایشی دارم میگم بله ما خالق زندگیمون هستیم انگار این مساله که اضافه وزنو چاقی ارثی هست مثل یه در آهنی بزرگی بود به روی تماااام نگرش های درست، انگار چشم و گوشم نسبت به هر حرفی بسته بود انگار یه مانع برای بهبود تو زندگیم بود واقعا نمیشه ما در یک جنبه از زندگی بپذیریم که ما خالق زندگیمون هستیم اما در یک جنبه دیگه بگیم نه ماباید این شرایط رو تحمل کنیم ارثیه دیگه همینه وحشتناکه این تناقض برای همینم تا زمانی که تاثیر نگرش و افکار رو در چاقی و لاغری متوجه نشدم نتونستم این نگرش رو بپذیرم که ما خالق همه جنبه های زندگیمون هستیم اره دقیقا همینه از وقتی که من با آموزش های شما استاد عزیزم آشنا شدم تونستم این نگرش رو قبول کنم و الان متوجه شدم که ما با ورودی هایی که داریم افکارمون شکل میگیره و با تکرار این افکار نگرش ها و عقایدمون در مورد مسائل مختلف شکل میگیره و با شکل گیری نگرش، در ما انتظار شکل میگیره و انتظار باعث شکل گیری خواسته ما میشه باعث ورود خواسته ما به زندگیمون میشه در واقع خداوند و جهان به انتظارات ما پاسخ میدن. و از اونجایی که ما در افکارمون آزاد هستیم و ذهن ما خصوصی ترین و محرمانه ترین بخش ماست که هیییچ کسی جز ما به اون دسترسی نداره پس ما در خلق زندگی خودمون آزاد هستیم.انتظار ما باعث ورود خواسته های ما از عالم غیر ماده به عالم ماده میشه. دقیقا مثل خدا که مارو از عالم غیر ماده به عالم ماده آورد ما هم مثل خدا با افکارمون و نگرش هامون و انتظارمون خواسته هامون رو از منبع انرژی غیرماده به عالم ماده میاریم.

      خدارو شکر که خلق زندگیمون در اختیار ما گذاشته شده.

      ۳_مسئولیت هر گونه اضافه وزن و رسیدن به اندام ایده آل خودم و لاغر موندن رو بعهده میگیرم.

      _مسئولیت ورود به حرفه مورد علاقه، و بهبود اوضاع مالیم

      _مسئولیت وضعیت جسمیم در یکی از مشکلاتی که از سالها قبل به وجود اومد و یکی از اهدافم بهبود اون هست

      _مسئولیت ایجاد یک رابطه عالی و ازدواج خوب 😊

      خیلی موضوعات دیگه ای هم هستن که فعلا مهم ترینشون این موارد هستن و به خودم تعهد دادم که بپذیرم خودم مسئول ۱۰۰درصد این موضوعات در زندگیم هستم.

      ۴_خب چون بابام شاغل بیمارستان بود هر وقت میرفتم کیلینیک بیمارستان تا متوجه میشدن من دختر همکارشون هستم خیلییی زود و حتی خارج از نوبت همه با من همکاری میکردن.

      همینطور تو محیط کارم پیش اومده بود که برادرم رو میشناختن خیلی برخوردشون تغییر میکرد و بارهای بعدی کارامو زود انجام دادن.

      ۵و ۶_ استاد من با دیدن تغییرات احساسی و فکری و جسمی خودم در اثر استمرار و مداومت و تمرکز بر آموزش های مختلف سایت، به صورت ناخودآگاه کار کردن بر روی افکار و نگرشم لذت شده و باعث شده من رفتارمم تغییر کنه مثلا وقتی میرم بیرون کارامو جوری انجام میدم که کمتر وقتمو بگیره تا بتونم برای تمریناتم زمان ایجاد کنم و باعث شده خیلیی از حواشی رو از زندگیم حذف کنم تا تمرکزمو بهم نزنه من مدتهاست فیلم، هرررر گونه اخبار،ارتباط و معاشرت با یک سری افراد رو کلا حذف کردم. چت کردن، حتی تماس های تلفنی من بشدت محدود شده اصلا اگر گوشی دستم میگیرم یا برای بودن در سایت هست یا جواب دادن تماس های ضروری فقط و فقط همین.میشه گفت تا حدود زیادی حواشی رو حذف کردم تا تایمم صرف آموزش ها بشه چون نتایج آموزش ها تا الان برام انگیزه برای ادامه دادن شده.

      استاد فکر کنید من دارم دوره ورود به سرزمین لاغرها و پاکسازی رو آموزش میبینم ولی متوجه تغییرات عالی در رفتار غذایی دوتا خواهرام دیدم که باهم تو یه اطاق هستیم برای انجام کارامون و حتی تغییر سایز هم داشتن اونا اطلاع دارن از دوره هام و من خیلی وقتا اصول کلی آموزش هارو براشون میگم و باعث تغییرات عالی شده.

      اصلا دنبال کردن آموزش ها برای من انگیزه و امید به زندگی شدن باعث هدفمند شدن من شدن. من یه جمله معروفی دارم که فکر میکنم از بس برای خودم تاکیدش کردم خیلی در تداوم من در این مسیر موثره اونم اینکه لاغری برای من دروازه نعمت ها و خوشبختی هست.

      استاد خدا جایی منو هدایت کرد که نه تنها  برای مهم ترین معضل زندگیم راه حل داره بلکه برای سایر جنبه های مهم زندگیمم کلی آموزش داره. هدایت خداوند ارزشش رو داره که تعهد غیرقابل مذاکره برای ادامه دادن و استمرار این مسیر بدم قطعا تغییر نگرش های من نه تنها باعث میشه من خوب زندگی کنم بلکه قطعا دنیا رو جای بهتری برای زندگی کردن میکنه.

      دقیقا مثل شما، شما برای بهبود شرایط زندگی خودتون تلاش کردید تغییر کنید اما باعث هدایت و تغییر هزاران نفر شدید من شمارو الگوی خودم میدونم برای استمرار در مسیر تغییر کردن.و از خدا میخوام حامی و هدایتگر من برای ادامه دادن باشه.

      از شما سپاسگذارم استاد بسییااااااار جلسه عاااالی بود روحمو جلا داد بشدددت آگاهی لذت بخشی بود ممنونم ازتون.

      سایه تون مستدام باشه🙏🏻

      دوستتون دارم🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آزاده حقیقتکار
      آزاده حقیقتکار
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۶ ۱۹:۵۴
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 137 کلمه

      باسلام خدمت استاد بزرگوار

      ج۱-راستش من هرگز از شرایط زندگیم در هیچ برهه ای ناراضی نبودم که دنبال مقصر برای این وضعیت باشم وازاین بابت شاکر خدای مهربان هستم

      ج۲-قبلا هرگز به این موضوع واقف نبودم ولی اخیرابا مطالعه مطالب سایت این بینش در من شکل گرفته که با افکار واحساسات وخصوصا ارتباط خالصانه با خداوند میشودنعمت های زیبایی را وارد زندگی کرد ویابرعکس مشکلاتی را تجربه کرد

      ج۳-قطعا مهم ترین وشاخص ترین مورد چاقی واضافه وزنم هست که مسئولیت آن را کاملا میپذیرم وبا اراده خداوند در جهت صحیح عمل خواهم کرد

      ج۵و۶سعی میکنم این آگاهی را در زندگیم وارد کنم که برتمام جهان هستی وبر آینده ی خود ودیگران تاثیر دارم پس هیچ کار زیبایی را کوچک وبی ارزش ندانم وبه دنبال جمع آوری خیر وبرکت برای خودم وسایرین باشم

      ضمن تشکر از استاد بخاطر ارائه این آگاهی های ناب

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 11 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار تینا.عالی
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۶ ۱۰:۳۳
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,257 کلمه

      بنام خداوند مهربانم و همیشه حاضر و حامی و عاشق پیشرفت همیشگی ما،

      و درود رحمت و برکت سعادت و ثروت وهر چه کمال خیرو نیکی و  و و ….از سوی خداوند هر لحظه به زندگی شما استاد ارجمند و گرامی هست جاری باشد,

      استاد از خداوند هر لحظه ممنونم 

      از شما هر لحظه ممنونم که مارا بیدار میکنید یادآوری به ما میکنید که صاحب چه عظمتی هستیم باید با اون عظمت یعنی خداوند یکی بشیم و کمتر از او نباشیم 

      چقدر این آیه ها به دل و اعماق وجودم می نشینه:

      دقیقا  مستقیم خداوند حرف میزنه و شما یادآوری کردید به ما ممنونم ازتون از شادی تو پوست خودم نمیگنجم با فهمیدن اینکه من حتی با لاغریم جهان را بهبود می‌بخشم و الان توانستم کم کم ببخشم و رها کنم این صفت را روشن کنم در دلم،خدایا شکرت استاد ممنونم،

      به به:

      (خداوند نعمتی را که بر قومی ارزانی داشته تغییر نمی‌دهد، مگر آنکه آنان آنچه را در دل دارند تغییر دهند، و خدا شنوای داناست. (انفال ۵۳)

      ۲- در حقیقت، خدا حال قومی را تغییر نمی‌دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند. و چون خدا برای قومی آسیبی بخواهد، هیچ برگشتی برای آن نیست، و غیر از او حمایتگری برای آنان نخواهد بود. (رعد ۱۱)

      ۳- و اگر خدا می‌خواست، قطعاً آنان را امتی یگانه می‌گردانید، لیکن هر که را بخواهد، به رحمت خویش درمی‌آورد و ستمگران نه یاری دارند و نه یاوری. (شوری ۸)

      هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد، پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت، و نه بیمی بر آنان است، و نه اندوهناک خواهند شد. (بقره ۶۲)

      • هر کس کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگی پاکیزه‌ای، حیات بخشیم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام می‌دادند پاداش خواهیم داد. (النحل ۹۷)
      • کیست خوشگفتارتر از آن کس که به سوی خدا دعوت نماید و کار نیک کند و گوید: «من از تسلیم‌شدگانم» (فصلت ۳۳)
      • پس هر کس به لقای پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد، و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد.» (الکهف ۱۱۰)
      • هر که کفر ورزد، کفرش به زیان اوست، و کسانی که کار شایسته کنند،به سود خودشان آماده می‌کنند. (روم ۴۴))

      (استاد روزی هزار بار کم هر لحظه دوست دارم تمام آیات تمااااام فایلهای زندگی با کمک خداوند  را بخوانم زمزمه کنم از صبح تا شب با خودم،

      نمونه یک‌کارربرای بهبودی زندگی خودمون در حقیقت هر تلاشی برای خودمون هست همین :

      توانایی بخشیدن و رها کردن که ا بن دو ویژگی در من داره گسترش پیدا می‌کنه با این فایل و کلا فایلهاتون چراغ راه و آرامش و تقوین ایمانمون شدن،الان انگار قفل دل و زبانم برای بخشیدن و رها کردن داره گشوده میشه و از همین الان حال خوب برای من آورده بزرگی و بخشش آورده خدایا شکرت اگر حال الانم این باش بعدا برای من چقدر بهتر خواهد بود )

      در سالهای زندگی که پشت سر گذاشته اید به چه دلایلی دیگران را مقصر شرایط زندگی خود می دانسته اید؟

      آیا به این موضوعات فکر کرده اید که اگر در خانواده دیگر یا مکان دیگری متولد می شدید اکنون شرایط متفاوتی داشتید؟!

      فکر میکردم دیگران چقدر ایراد دارن چرا آنقدر دروغ میگن و یا چرا دو چهره هستن اومدم فکر کردم اون داره به خودش صدمه می‌زند چون وقتی من میفهمم!!!

      بزار فکر کنه زرنگه اما من میام دیگه درون خودمو عوض میکنم تا چنین افرادی را جذب نکنم و اون شخص رو دعا میکنم الهی ا چلبته حتی خودمم به راه درست هدایت بشم  ما خدای با عدالت و راستگو و جانب حق و دقیقی داریم خدا خودمم ببخشه انشاالله،

      و اینکه ناراحت بودم چرا خانواده من حامی من نبودن و اصلا من مهم نبودم تا حفظم کنند هر چند ابراز محبت دارن اما یکسری جاها نفهمیدن یا متوجه نبودن چکار کردن نابودم کردن اما اما اما مهم نیست من متوجه شدم و حالا من به قول شما بهبود می‌بخشم من خدا بهم لطف مرد چالش داد تا خودمو بسازم و ببخشم و قوی ادامه بدهم به تنهایی برای خودم کافی هستم الحمدالله 

      و کلا میگذره دیگه دامن به موضوعات نمیخواهم بدهم دوست دارم بخشندگی رو‌پررنگ و بهتر کنم درون خودم.

      ۲- نگرش شما درباره اینکه (شما خالق زندگی خودتان هستید) را بیان کنید. درک خود از این عبارت را شرح دهید و بنویسید که چقدر با این موضوع موافق هستید.در صورت امکان با ذکر مثال از زندگی خود یا اطرافیانتان اینکه ما خالق زندگی خود هستیم را شرح دهید.

      نگرشم کاملا موافق با این موضوع واقعا بزرگان و اساتید قبل و حین زندگی با ما و حتی شما استاد عالیقدر،

      این نکات رو خیلی گوشزد کردن که ما برای خودمون کافی هستیم و ما خودمون خدایی درونمون داریم و قدرت داریم و جزئی از عظمت خدا هستیم و خالقیم و چقدر هم منصفانه خدا به ما نعمت داده با اختیار خودمون بسازیم زندگیمونو ، به به !!!

      واقعا همینه ما خالق زندگی خودمون هستیم شعری از رهی معیری از کتاب گنجینه دل هست که سرودن:

      رهی معیری » منظومه‌ها »

      گنجینهٔ دل

      چشم فروبسته اگر وا کنی

      در تو بود هرچه تمنا کنی

      عافیت از غیر نصیب تو نیست

      غیر تو ای خسته طبیب تو نیست

      از تو بود راحت بیمار تو

      نیست به غیر از تو پرستار تو

      همدم خود شو که حبیب خودی

      چارهٔ خود کن که طبیب خودی

      غیر که غافل ز دل زار توست

      بی‌خبر از مصلحت کار توست

      بر حذر از مصلحت‌اندیش باش

      مصلحت‌اندیش دل خویش باش

      چشم بصیرت نگشایی چرا؟

      بی‌خبر از خویش چرایی؟ چرا؟

      صید که درمانده ز هرسو شده‌ست

      غفلت او دام ره او شده‌ست

      تا ره غفلت سپرد پای تو

      دام بود جای تو ای وای تو

      خواجهٔ مقبل که ز خود غافلی

      خواجه نه‌ای بندهٔ نامقبلی

      از ره غفلت به گدایی رسی

      ور به خود آیی به خدایی رسی

      پیر تهی کیسهٔ بی‌خانه‌ای

      داشت مکان در دل ویرانه‌ای

      روز به دریوزگی از بخت شوم

      شام به ویرانه درون همچو بوم

      گنج زری بود در آن خاکدان

      چون پری از دیدهٔ مردم نهان

      پای گدا بر سر آن گنج بود

      لیک ز غفلت به غم و رنج بود

      گنج‌صفت خانه به ویرانه داشت

      غافل از آن گنج که در خانه داشت

      عاقبت از فاقه و اندوه و رنج

      مرد گدا مرد و نهان ماند گنج

      ای شده نالان ز غم و رنج خویش

      چند نداری خبر از گنج خویش؟

      گنج تو باشد دل آگاه تو

      گوهر تو اشک سحرگاه تو

      مایهٔ امید مدان غیر را

      کعبهٔ حاجات مخوان دیر را

      غیر ز دلخواه تو آگاه نیست

      زآن که دلی را به دلی راه نیست

      خواهش مرهم ز دل ریش کن

      هرچه طلب می‌کنی از خویش کن

      ۳- مواردی در زندگی که نیاز است مسئولیت آن را به عهده بگیرید را مشخص کنید و بنویسد که من می پذیرم که خالق این شرایط در زندگی ام بوده ام و اکنون می خواهم از طریق تغییر افکار، نگرش و عملکرد شرایط زندگی خود را تغییر دهم.

      نمونه اش لاغری با ذهنم و بعدیش رفتارم از درون برای بخشیدنم نسبت به رفتار آدمها میخواهم در این موارد بهبودی حاصل کنم و …

      ۴- مواردی در زندگی تان را شرح دهید که تحت تاثیر گذشتگان خود قرار گرفته اید. مانند اینکه فردی بخاطر اینکه پدر یا مادر یا پدربزرگ شما را می شناخته است در حق شما لطف و محبت کرده است.

      ۵- تصمیم بگیرید که بهبود دهنده جریان زندگی خانواده خود باشید. اقدام و استمرار شما برای تغییر شرایط خودتان به طور ناخودآگاه بر اطرافیان شما تاثیرگذار خواهد بود. بنابراین متعهد باشید که بهبود دهنده جریان زندگی خود و خانواده تان باشید.

      تعهد میدهم بهبود دهنده و ایمان آورنده باشم به خداوند و عظمتش و به عظمتی که از خودش به من هم عطا کرده برای خلق بهبود زندگیم‌ به دستان خودم .

      ۶- برنامه خود برای ذخیره کردن رحمت الهی را مشخص کنید. تصور میکنید از چه طریق می توانید رحمت الهی را در وجود خود و جریان زندگی تان ذخیره کنید. شرح دهید.

      رها کردن و بخشیدن همه افراد قبل از خودم و در حین زندگی با خودم و حتی ایندگانم را 

      میخواهم ببخشم رها کنم این مورد رو دوست دارم پرورش و بهبود دهم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۵ ۲۲:۱۱
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 6438 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 913 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      من مسئولیت تمام شرایط واتفاقات زندگیم رو برعهده میگیرم .

      من خالق شرایط زندگیم هستم. 

      من بیشتر اوقات وشاید الان هم خیلی وقتها که اسیر نجواهای  منفی باف میشم مادرم رو مقصر تمام ناکامی های زندگیم میدونم چون از بی‌کسی وبی خویشاوندی بچه ی زیاد به دنیا آوردوبچه دار شدن رو خیلی دوست داشت  وهر  سال یا دوسال یه بار یه بچه اضافه میکرد وما ده تا بچه بودیم وپدرم کارگر بود ودر فقر وسختی وجنگ ودعوا وروابط بد پدر ومادر زندگی کردیم وخیلی بی مهری دیدیم از طرف خانواده به خصوص مادرم من خیلی وقتها ارزو میکردم کاش در پرورشگاه بزرگ میشدم ۲۵سال زندکی من خیلی سرشار از رنج وسختی بود ولی به نظرم من از بین اعضای خانواده ام با سربلندی از آن خانواده جدا شدم وبه شهر دیگری به خاطر ازدواج مهاجرت کردم خداوند خودش منو زودتر از بقیه ی اعضای خانواده ام از آن جمع جدا کرد حتما خودم رو لایق یک شهر زیبا و همسری مهربان ومحیط به مراتب خیلی آرام تر وبهتر بودم که اولین نفر از آن جمع جدا شدم .من درآن محیط متشنج کارشناسی ارشدم رو گرفتم بااینکه خیلی از بقیه ي اعضاي خانواده اوضاعم بد بود ومورد بی‌مهری خواهران وبرادران ومادرم بودم .

      من به خاطر پیشینه ی خانوادگی نامطلوب درین شهر هم دچار ناخواسته هایی شدم ولی خداروشکر خداوند مرا به مسیر درست وراست هدایت کرد ومن طعم خوشبختی وارامش واقعی رو بعد آشنایی با خداوند جدید چشیدم .

      اگر من با قانون کائنات آشنا نمیشدم شاید الان خودکشی یا کارم به طلاق وبی بندوباری کشیده شده بود چون من خیلی عزت نفس ضعیفی داشتم .ولی خدا در بهترین زمان منو به راه راست وخداشناسی وخودشناسی هدایت کرد. 

      من تمام کسانی را که در حقم بدی کرده اند میبخشم ورها میکنم من مادرم رو میبخشم ورها میکنم من اعضای خانواده ام رو میبخشم ورها میکنم من خانواده همسرم رو به خاطر تمام حسادتها وبی مهری ها میبخشم ورها میکنم من همسرم رو میبخشم ورها میکنم وبرای همه ی آنها آرزوی بهترین ها رو دارم .

      من خودم رو مقصر تمام شرایط زندگیم میدونم من باتمام وجود مسئولیت زندگیم رو برعهده میگیرم من مسئولیت تمام بی‌مهری هایی که درحقم شده رو می‌پذیرم من مسئولیت چاقی خودم رو می‌پذیرم من مسئولیت نداشتن فرزند دوم رو می پذیرم من خودم کردم با افکار وباورهای اشتباهم 

      من مسئولیت زندگی سطح پایین و نداشتن درآمدوپول وکار رو می‌پذیرم من خودم کم کاری کردم من خودم ترسو بودم

       من مسئولیت تیروئید کم کارم وسینوزیتم رو میپذیرم و باور دارم که خودم تمام این بیماری هارو به سمت خودم جذب کردم .

      من خالق بودم من خالق تمام اتفاقات وشرایط بودم وازین به بعد به خودم قول وتعهد میدهم که شرایط جدید وزیبا وعالی روبرای خودم خلق کنم من گذشته رو  میبخشم و رها میکنم من تمام اتفاقات گذشته رو رها میکنم وآزادم. وبه سوی آینده ای درخشان به پیش میروم .

      من ايمان دارم که پدر ومادرم وهمه کسانی که در زندگیم نقش داشته اند با توجه به محتويات ذهن ومغز خود که از گذشتگان وجامعه یادگرفته بودند با من رفتار کرده اند وهیچ خصومتی با من نداشته اند آنها هم قرباني گذشتگان خود بودند ومن همه اونهارو میبخشم ورها میکنم وازونها تشکر میکنم که با رفتارهای خود چیزهای زیادی به من آموختند آنها آموزگار من بودند انها معلمان من بودن من باید درسهایی ازآنها یاد میگرفتم برآی همین سر راه من سبز شدند تا درسی بزرگ به من بدهند من همه رو میبخشم ورها میکنم 

      من که اگاه هستم وبه راه درست هدایت شدم باید یک بهبود دهنده باشم برای نسل بعد من بايد تمام چیزای خوب رو به نسلم انتقال دهم.

       من که از بقیه ناراحتم که چرا مرا حمایت نکردند و تجربیات بدی به من بخشیدند بايد خیلی مسئولیت پذیر باشم تا به نسل بعدیم چیزهای خوب به یادگار بگذارم لاغری رو به یادگار بگذارم یا خوشبختی وخوشحالی وحال خوب وعشق ومحبت رو به نسل بعد انتقال دهم من باید یک بهبود دهنده ی خوب باشم نه فقط انتقال دهنده 

      حتما وبی شک در نسل قبلی من انسانهای بهتر وخوب بوده اند که من به این  مسير هدایت شدم حتما بوده اند من بااینکه در خانواده نرمال بزرگ نشده ام ولی خیلی انسان پاک وپاکیزه وصادق وچشم ودل پاک ومهربان بوده‌ام.

        در بین  اعضای خانواده ام انرژي های مثبت زیادی داشته ام وخیلی آرام تر ومهربان تر وبی کینه تر بودم وهمه این رو اذعان میکنن که‌ در میان انها من خيلی انسان خوب وبهتر ودر صلح با خود ودیگران هستم و بقیه اعضای خانواده ام نسبت به من خیلی مشکلات روحی وروانی وعقده ها وکینه ها و حسدهای زیادی دارند و زندگی‌شان پراز مشکلات زیادی هست .

      پس من هم درین لحظه مقدس به خودم قول می‌دهم که به نسل بعدیم چیزهای خوب به یادگار بگذارم وهمه از من به نیکی یاد کنن ویک بهبود دهنده هر چند کوچک‌ برای نسل بعدیم باشم من دوست دارم ارامش وعشق وپاکی ومحبت رو به نسل بعدیم منتقل کنم من دوست دارم ثروت وفراوانی رو به نسل بعدیم منتقل کنم من دوست دارم سلامتی ولاغری رو به نسل بعدم به یادگار بگذارم من دوست دارم حال خوب ومثبت اندیشی روبه نسل بعدم به یادگار بگذارم.

       ممنونم استاد که امروز این مطالب زیبارو برای من یاد دادین مطمئنم نسل بعدیم ازین آگاهی ها بهره ها خواهند برد وانسانهای خداشناس ومعنوی خواهند شد اشکم سرازیر شد  وقلبم سرشار ازعشق .  من مطمئنم که این آگاهی ها در نسل‌های بعدی شما واعضای سایت بهبود های عالی خواهد گذاشت من ایمان دارم. 

      میخواهم کامنتم رو دراینجا تمام کنم شاید نکاتی از ذهنم رفت ولی خیلی حس عالی گرفتم از نوشته ام 

      ممنونم استاد خدا حفظتون کنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 32 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید