0

به طرح الهی ام نزد خداوند ایمان دارم (قدم ۷)

طرح الهی
اندازه متن

بسیاری از انسانها در جستجوی کشف رسالت و طرح الهی خود در دنیای مادی هستند. سالهاست منتظر آشکار شدن طرح الهی خود هستند درحالی که برای همچنان برای آنها واضح نشده است.

طرح الهی زندگی چیزی جدا از شرایط فعلی تان نیست. در هر شرایط و موقعیتی هستد در مسیر اراده الهی خود قرار دارید فقط کافی است به خداوند ایمان داشته باشید.

اخطار

طرح الهی من

تا سن ۳۲ سالگی و قبل از آشنایی با قانون جذب و قدرت ذهن هیچ اطلاعای درباره موضوع طرح الهی زندگی نداشتم. البته اگر درباره آن می شنیدم نیز قطعا عقیده ای به آن نداشتم چون تصور من این بود که خداوند فقط برای پیامبران خود طرح الهی زندگی داشته است.

از آنجا که شنیده بودم پیامبران معجزاتی داشته اند و خداوند به طریق مختلف حمایت کننده آنها در مسیر زندگی شان بوده است تصور می کردم که خداوند فقط برای افرادی خاص که از قبل می دانسته قرار است روزی پیامبر او شوند طرح الهی و رسالت در نظر گرفته است و باقی انسانها به این دنیا آمده اند تا از طریق آزمون و امتحان ایمان آنها به خداوند مورد سنجش قرار گیرد.

چند ماه بعد از آشنایی با موضوع قانون جذب و قدرت ذهن از طریق کتاب هایی که مطالعه می کردم با موضوع اراده الهی یا رسالت در زندگی مواجه شدم که هر انسانی در زندگی مسئولیت اجرای برنامه یا طرح الهی زندگی اش را به عهده دارد و این باعث تعجب و حیرت من شده بود.

با خودم فکر می کردم چطور ممکن است سی و چند سال زندگی کرده باشم بدون اینکه درباره این موضوع شنیده باشم.

چطور ممکن است گذشتگان من بدون اطلاع از طرح الهی زندگی خود در دنیای مادی زندگی کرده و از دنیا رفته باشند؟!

مهمتر از اینها چیزی که باعث سردرگمی من شده بود این بود که نقطه مثبت یا نورانی در سی و چند سال زندگی خودم سراغ نداشتم که باور کنم من هم در زندگی دارای طرح الهی هستم.

چگونه ممکن است زندگی سراسر رنج و ناراحتی داشته باشم و این شرایط جزئی از اراده الهی زندگی من باشد؟!

من سالها از شرایط زندگی خود ناراضی بودم. از وضعیت مالی به شدت گله و شکایت داشتم، از وضعیت چاقی ام بسیار ناراحت و ناامید بودم از وضعیت رابطه عاطفی با همسرم بسیار ناراضی بودم، در این شرایط نمی توانستم قبول کنم که من هم در زندگی صاحب طرح الهی یا رسالتی هستم.

این چه رسالتی است که سی و چند سال است هنوز برای من واضح نشده و من هیچ اطلاعی از آن ندارم.

بیش از یک سال به همین شکل سپری شد و با اینکه مطالب زیادی درباره طرح الهی و رسالت انسان در زندگی مطالعه می کردم اما همچنان نمی توانستم باور کنم که خداوند برای زندگی من نیز طرح الهی و رسالتی در نظر دارد.

از آنجا که من تصور می کردم اراده الهی یا رسالت چیزی شبیه پیامبر شدن است، نمی توانستم باور کنم که من یا هر انسانی دارای رسالتی در زندگی است چون عقیده داشتم که هزاران سال است دیگر انسانی به درجه پیامبری نرسیده است.

طرح الهی

رسالت انسان در زندگی

به مرور که درک من از رسالت و طرح الهی زندگی بیشتر شد متوجه شدم که فقط پیامبر خدا شدن به معنای رسالت زندگی نیست بلکه هر عملی که منجر به خیر و برکت برای انسان ها شود و باعث بهبود شرایط زندگی و رشد و گسترش آن شود می تواند رسالت و طرح الهی انسان باشد.

برای مثال فردی که زندگی خود را وقف کشف و اختراع موضوعی می کند که زندگی بشر را دگرگون می کند شامل موضوع رسالت و اراده الهی می شود و آن فرد توانسته است در مدت حیات خود به آنچه خداوند برای او مقدر کرده پی برده و با تلاش و کوشش آن را محقق کند و به وظیفه خود در دنیا عمل کرده است.

درک این موضوع باعث شد که در نظر و نگرش من که فقط پیامبران را انسان هایی محبوب نزد خداوند می دانستم که توانسته بودند به رسالت خود عمل کنند و نزد خداوند سربلند باشند تغییر ایجاد کرد و متوجه شدم که علاوه بر پیامبران انسان های دیگری هم هستند که توانسته اند با پی بردن به رسالت و طرح الهی زندگی خود به زندگی بشریت را دگرگون و متحول کنند و آنان هم نزد پروردگار محبوب و شایسته هستند.

اما این نگرش هم به من کمک نمی کرد تا انگیزه و ذوق و شوق برای تغییر شرایط زندگی ام داشته باشم چون هیچ نشانه ای از اینکه من هم بتوانم تاثیری بر زندگی خودم بذارم در وجودم نمی دیدم چه برسد به اینکه بخواهم بر زندگی دیگران یا مردم جهان تاثیرگذار باشم.

تصور من این بود اگر ادیسون توانسته باعث تغییر در زندگی انسانها شود از کودکی به علم و دانش علاقمند بوده و مسیر زندگی او از همان ابتدا در جهت تحقق رسالتش بوده است اما مسیر زندگی خودم را باری به هر جهت و تحت تاثیر اتفاقات روزمره می دانستم و حسرت می خوردم که ای کاش والدینم از کودکی مرا در مسیر درستی قرار می دادند تا در بزرگسالی می توانستم به طرح الهی زندگی ام عمل کرده و نزد خداوند انسان شایسته ای باشم.

با اینکه از نظر احساسی شرایط به نفع من نبود و امید و انگیزه ای برای تغییر زندگی نداشتم اما به تحقیق و مطالعه درباره موضوعات مختلف موفقیت مخصوصا شناخت خدا و برقراری رابطه با او را ادامه می دادم. در آن زمان تصور می کردم که رابطه من با خداوند به خاطر گناهان و خطاهای زیادی که در طی سی و چند سال زندگی مرتکب شده ام خراب شده و خداوند با من قهر کرده است بنابراین خیلی دوست داشتم که هرطور شده راهی برای دوستی با خداوند پیدا کنم.

در ادامه به این نتیجه رسیدم که رسالت و اراده الهی نه تنها شامل پیامبران و انسان های شناخته شده در جهان نیست بلکه هر انسانی در هر شرایط و موقعیتی که زندگی می کند می تواند به طرح الهی و رسالت زندگی خود عمل کرده و آن را شکوفا کند و جز بندگان شایسته نزد خداوند باشد.

طرح الهی

رسالت سایر موجودات در زندگی

من به این درک رسیدم که اراده الهی یا رسالت در زندگی به صورت برنامه ای خاص نیست که فقط برخی انسانها موفق به دریافت آن از سوی خداوند می شوند بلکه خداوند برای هر انسان و حتی فراتر از آن برای هر موجودی که آفریده است طرح الهی در نظر داشته و آن موجود در مسیر تحقق طرح الهی خود حرکت و زندگی می کند.

موش، سوسک، مار و بسیاری از موجودات که حتی انسان ها از دیدن آنها احساس خوبی ندارند به بهترین شکل ممکن در جهت تحقق طرح الهی خود تلاش می کنند تا جایی که مثلا شرایط بدنی موش به شکلی تکامل پیدا کرده که بتواند از راه های باریکتر نیز عبور کرده و به طرح الهی که خداوند برای حضور او در دنیا درنظر گرفته است عمل کند. در مورد سوسک، مار و سایر موجودات نیز به همین شکل می باشد.

حتی درباره گیاهان نیز این موضوع صدق می کند که هر گیاه برای تحقق طرح الهی خود تمام تلاشش را به کار می گیرد و حتی لحظه از مسیر اراده الهی خود خارج نمی شود.

هیچ درخت یا گل یا بوته ای نیست که حتی یک روز آنچه بر عهده دارد را انجام نداده و زندگی خود را به بطالت گذرانده باشد.

هیچ پرنده یا موجودی در طبیعت نیست که حتی یک روز از زندگی اش را بدون دنبال کردن هدف زندگی اش گذرانده باشد.

هیچ ماهی، لاک پشت، هشت پا و سایر موجوداتی که ساکن آب ها هستند نیست که حتی یک روز از زندگی اش را بدون دنبال کردن طرح الهی زندگی اش سپری کرده باشد.

هیچ سیاره یا ستاره یا هر جسمی در آسمان نیست که خارج از اراده الهی خود حرکت کرده و روزگار سپری کند.

هرچه بیشتر مطالعه و درک می کردم به این نتیجه رسیدم که تمام هستی و خلقت خداوند در راستای عمل به اراده الهی حرکت می کنند.

در قرآن کریم آمده است زمانی که فرعون از حضرت موسی درباره خدایش سوال کرد پاسخ داد:

[فرعون‌] گفت: «ای موسی، پروردگار شما دو تن کیست؟» گفت: «پروردگار ما کسی است که هر چیزی را خلقتی که درخور اوست داده، سپس آن را هدایت فرموده است.» 

(سوره طه آیه ۴۹ و ۵۰)

بنابراین به این نتیجه رسیدم که انسان نیز بعنوان یکی از مخلوقات خداوند نمی تواند از این قضیه مستثنی باشد و همه انسانها در مدت حیات در دنیای مادی در جهت تحقق اراده الهی و رسالت خود حرکت می کنند.

درک این موضوع از دو جنبه برای من مهم بود:

اول اینکه متوجه شدم خداوند از خلقت من هدفی داشته و حتما برای من طرح الهی در نظر گرفته است.

دوم اینکه متوجه شدم طرح الهی یا رسالت حتما نباید پیامبر شدن یا مخترع و … شدن باشد بلکه هر عملی که در جهت بهبود شرایط و گسترده شدن جهان مادی باشد جز رسالت و طرح الهی خلقت می باشد.

در اینجا بود که انگیزه و اشتیاق من برای تغییر زندگی بیشتر شد و گویی نور امیدی بر قلب من تابیدن گرفت که من هم می توانم با تحقق طرح الهی خود جز بندگان شایسته نزد خداوند باشم.

طرح الهی

قدم در مسیر اراده الهی

من به این نتیجه و درک رسیدم که برای تحقق طرح الهی ام ابتدا باید با آنچه در زندگی بر من گذشته است به صلح رسیده و نسبت به آن گله و شکایت نداشته باشم و باور کنم که مسیر زندگی من در جهت تحقق طرح الهی زندگی ام بوده است.

همانگونه که هر موجودی در طی میلیون ها سال از طریق تکامل پیدا کردن خود را برای بهتر عمل کردن به اراده الهی از خلقت خود مهیا کرده است مسیری که من و هر انسانی در زندگی طی می کنند مانند مسیری است که موجودات در طی میلیون ها سال طی کرده اند با این تفاوت که هر انسان برای تحقق طرح الهی زندگی اش نیاز دارد که مسیر مختص به خودش را طی کند.

درک این موضوع آرامش عمیقی در وجودم ایجاد کرد و احساس کردم راه دوستی مجدد با خداوند را پیدا کرده ام.

به این درک رسیدم که من هم می توانم با بهبود نگرش و عملکردم در زندگی در جهت تحقق اراده الهی زندگی ام حرکت کنم.

به این نتیجه رسیدم که هرآنچه تا کنون در زندگی تجربه کرده ام در جهت نابودی من نبوده است بلکه در جهت آماده سازی من برای تحقق طرح الهی ام در زندگی بوده است.

از طرفی به این نتیجه رسیدم که اراده الهی چیزی جدا از مسیر زندگی نیست بلکه در همان مسیری که در حال حرکت و زندگی کردن هستید در واقع همسو با طرح الهی خود هستید فقط باید حرکت خود را همسو با نگرش و عملکرد خداوند اصلاح کنید.

به این معنی که کشاورز می تواند طرح الهی زندگی خود را در بهبود فرایند کشاورزی کردن محقق کند.

پزشک می تواند طرح الهی زندگی خود را در بهبود فرایند پزشکی محقق کند.

مکانیک می تواند طرح الهی زندگی خود را در بهبود فرایند مکانیکی کردن محقق کند.

نیاز نیست انسان برای تحقق طرح الهی یا پیدا کردن رسالت خود در زندگی از مسیر فعلی زندگی اش خارج شود فقط باید در همان مسیر و شرایطی که هست شروع به بهبود عملکرد خود کند.

عملکرد انسان شامل افکار و اقدامات روزمره او در زندگی می شود.

بنابراین تصمیم گرفتم در همان شرایطی که هستم عملکرد خودم در زندگی روزمره را بهبود دهم.

زمانی از زندگی روزمره را مشغول مطالعه و درک موضوعات مورد علاقه ام می کردم.

بخشی از زندگی را صرف بهبود عمل کردن به وظایفی که در زندگی بر عهده داشتم کردم.

زمانی را صرف بهبود واکنش ها و رفتارهای شخصی کردم که از بروز و تکرار آنها احساس خوبی نداشتم.

به این شکل برای بهبود عملکرد خودم در زندگی اقدام کردم.

طولی نکشید که روند زندگی من بهبود پیدا کرد که روند آن را در قسمت های قبلی شرح دادم.

طرح الهی

نتایج شگفت انگیز

یکی از شگفتی های این طریق عملکرد برای تحقق اراده الهی زندگی این بود که بعد از کمتر از دو سال این ایده در ذهن من شکل گرفت که از قدرت ذهن برای تحقق رویای لاغری استفاده کنم.

در آن زمان هیچ نگرش یا عقیده ای نسبت به نتیجه کار نداشتم فقط این موضوع در نظرم جالب شد و تصمیم گرفتم به این ایده عمل کنم.

بدون اینکه با کسی در این باره صحبت کنم یا از فردی راهنمایی بگیرم مشغول مطالعه و تحقیق درباره قدرت ذهن در بهبود شرایط جسم کردم.

مطالعه تحقیقات و داستان های مستندی که درباره افرادی بود که توانسته بودند با قدرت ذهن خود بیماری ها و مشکلات جسمی شان را برطرف کنند.

هرچه بیشتر مطالعه می کردم بیشتر باور می کردم که اگر افرادی توانسته اند با قدرت ذهن انواع بیماری ها را شفا داده و مشکلات جسمی خود را برطرف کنند پس حتما می شود با قدرت ذهن مساله چاقی که چالش بزرگی در زندگی من بود را برطرف کنم.

به لطف خدا در این مسیر پیش رفتم و بعد از حدود ۱۵ ماه اولین نشانه های تاثیر قدرت ذهن بر تغییر جسم را در وجود خودم مشاهده کردم و این نقطه شروع ورود من به مسیر تحقق طرح الهی زندگی ام بود.

به مرور که ادامه دادم و نتایج جسمی من بیشتر و واضح تر شد سر و صدای اطرافیان بلند شد که چگونه توانسته ام لاغر شوم.

آنهایی که شاهد سالها تلاش من برای لاغری بودند و بارها به من تاکید کرده بودند که تو لاغر بشو نیستی چون چاقی تو ارثی است اکنون از مشاهده اندام جدید من متعجب و کنجکاو شده بودند که از رمز و راز لاغری من مطلع شوند.

شرح دادن موضوع لاغری با ذهن به مرور سبب شد که انسان هایی که مشتاق تحقق رویای لاغری خود بودند گرد من جمع شوند و مسیر آموزش لاغری با ذهن به انسانها در روند زندگی ام را پایه گذاری کنند.

به همین سادگی و بدون اینکه متوجه شوم به چه صورت در مسیر تحقق طرح الهی ام قدم گذاشته و آن را محقق کرده ام یک روز که از جمع شدن یک شبه بیش از صد نفر به دور من برای یادگیری لاغری با ذهن متعجب بودم این نگرش در ذهنم مرور شد که: مگر به دنبال تحقق طرح الهی ات نبودی؟ این طرح الهی توست. آنچه آموخته ای را به دیگران آموزش بده.

از آن روز تا اکنون به لطف خدای مهربان با اشتیاق و انگیزه در این مسیر حرکت کرده و هرآنچه درک و تجربه می کنم را با علاقمندن به موضوع لاغری با ذهن و تغییر زندگی در قالب محتوای‌ رایگان و محصولات آموزشی در سایت تناسب فکری به اشتراک می گذارم.

هنوز هم برای من باورکردنی نیست که چگونه چاقی که سالها باعث رنج و ناراحتی و گله و شکایت من از زندگی شده بود به یک باره به طرح الهی زندگی من تبدیل شد و سالهاست باعث خوشبختی و سعادت من در دنیا و آخرت شده است.

هنوز هم برای من باورکردنی نیست که چگونه در طی مدتی کوتاه تغییرات عظیم در وجود من شکل گرفت تا طرح الهی و رسالت زندگی ام را به شکل بهتری دنبال کنم.

من فردی خجالتی بود که حتی از خواندن انشا جلوی همکلاسی هایش فرار می کرد. در صحبت کردن به حدی ضعیف بودم و اعتماد به نفس نداشتم که در بیشتر مهمانی ها در اتاقم مخفی می شدم تا کسی مرا نبیند و با من صحبت نکند.

چه شد که آن فرد خجالتی فراری از جمع به شکلی متحول شد که توانست به عنوان مدرس دوره های لاغری با ذهن برای افرادی که هرگز آنها ندیده بود و نمی شناخت صحبت کند و نقش استاد و آموزگار را ایفا کند.

چه شد که من با اینکه هیچ آگاهی و دانشی درباره سایت و فضای کسب و کار اینترنتی نداشتم در طی فقط چند سال این همه مهارت و دانش مورد نیاز برای بهبود عملکردم در اجرای طرح الهی زندگی ام را فرا گرفتم.

طرح الهی

هدف از خلقت انسان

همه این تغییر و تحول در زندگی من فقط به این دلیل ایجاد شد که من باور کردم خداوند از خلق کردن من هدفی داشته است و همه شرایطی که در زندگی سپری کرده ام فارغ از اینکه موجب رضایت یا نارضایتی من بوده اند همه در جهت آماده سازی من برای تحقق اراده الهی زندگی ام بوده است.

من ایمان دارم که خداوند طرحی عالی برای زندگی تک تک انسانها در نظر گرفته است. همانگونه که برای بی نهایت موجودات و گونه های مختلف جانوری و گیاهی این طرح را در نظر گرفته است.

جالب توجه اینکه فقط طرح الهی انسان به شکل ویژه و مختص هر فرد از طرف خداوند تعیین شده است. چرا که طرح الهی هر موجودی در ادامه همان طرحی است که نسل قبل دنبال کرده است.

اما برای انسان به اینگونه نیست.

طرح الهی زندگی شما می تواند متفاوت از والدین تان باشد.

مسیر زندگی شما می تواند متفاوت از والدین تان باشد.

شرایط زندگی شما می تواند متفاوت از گذشتگان تان باشد.

این لطف و رحمت خداوند در حق انسان است که او را موجودی آزاد خلق کرده است تا خالق زندگی خویش در دنیای مادی باشد.

من باور دارم که خداوند گام های انسانها را در جهت تحقق طرح الهی زندگی اش هدایت و منظم می کند.

اگرچه این امر برای انسان قابل درک و مشاهده نیست اما زمانی که انسان به این درک برسد که می تواند خالق زندگی خود باشد و آنگونه که دوست دارد از زندگی خویش در دنیای مادی استفاده و بهره ببرد در شروع مسیر تحقق طرح الهی خود قرار گرفته است.

من باور دارم که شرایط و موقعیت من در زندگی در نظر خداوند عجیب و پیچیده نیست.

او از نهان و آشکار آگاه است و به هرآنچه را من می دانم و نمی دانم اشراف‌ کامل‌ دارد. بنابرین هر ماجرایی را در زندگی من ایجاد شود به نفع من خواهد بود. زمانبندی خداوند بی نقص است و همه چیز به بهبود شرایط زندگی من منتهی خواهد شد.

و بسا چیزی را خوش نمی‌دارید و آن برای شما خوب است، و بسا چیزی را دوست می‌دارید و آن برای شما بد است، و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید.

(سوره بقره آیه ۲۱۶)

طبق آنچه در قرآن آمده است تمام آنچه مربوط به موجودات و مخصوصا انسان است نزد خداوند ثبت و ضبط شده است.

آنجا که فرعون از موسی درباره حال نسل های گذشته سوال می کند در جواب می فرماید:

گفت: «علم آن، در کتابی نزد پروردگار من است. پروردگارم نه خطا می‌کند و نه فراموش می‌نماید.»

(سوره طه آیه ۵۲)

تمام قسمت های زندگی ما از آغاز تا پایان نزد خداوند نوشته شده است و آن طرح الهی زندگی ما می باشد. اگر تصور می کنید شرایط فعلی تان مورد رضایت خاطر و آرامش قلبی شما نیست فقط به این دلیل است که برای تحقق طرح الهی زندگی خود با خداوند همسو نیستید.

طرح الهی

همه چیز، هیچ چیز نیست

به محض اینکه تصمیم بگیرید همسو با خداوند شوید که اگر از ابتدای این مجموعه آگاهی ها همراه من هستید در حال همسو شدن با خداوند برای تحقق طرح الهی زندگی تان هستید.

خداوند از هر مساله، ناامیدی و چالش های زندگی ما آگاه است. با هر مساله ای در زندگی روبرو شویم شاید از نظر ما چالشی بزرگ و حل نشدنی باشد اما از نظر خداوند هیچ چیز نیست.

شاید در نظر انسان تحقق طرح الهی یا کشف رسالت زندگی کار سخت و پیچیده ای باشد اما از نظر خداوند این فرایند هیچ چیز نیست.

زمان و مکان بی معناست

خوشبختانه طرح الهی خداوند مشمول زمان نمی شود.

به این معنی که اگر مانند من سی و چند سال یا حتی بیشتر از تولد شما گذشته است اجازه ندهید این نگرش یا تصور در وجودتان شکل بگیرد که دیگر دیر شده است و زمان کافی برای تحقق طرح الهی زندگی ام در اختیار ندارم.

خداوند صاحب زمین و آسمان و هرآنچه میان آن دو است می باشد. زمان و مکان برای خداوند معنی و مفهوم ندارد.

هرآنچه ما تصور می کنیم برای تحقق آن نیاز به سالها تلاش و کوشش است برای خداوند در یک چشم بهم زدن قابل تحقق است.

سال های زیادی از زندگی من صرف تلاش و کوشش برای لاغری شد اما هیچ نتیجه ای حاصل نشد. زمانی که تصمیم گرفتم نگرش و عمل خود را در زندگی بهبود دهم ده برابر آنچه من در بیست سال نتوانسته بودم کسب کنم را فقط در دو سه سال توانستم تجربه کنم.

سالها تلاش می کردم شاید بتوانم ۵ کیلو کاهش وزن داشته باشم اما به هر طریقی اقدام می کردم دوباره چاق می شدم اما به لطف خدای مهربان از طریق هدایت به مسیر لاغری با ذهن توانستم ۵۰ کیلو در عرض چند سال کاهش وزن را تجربه کنم.

سالها تلاش می کرد که میزان درآمد و شرایط مالی خودم را بهبود دهم اما موفق نمی شدم و هر سال بدهکارتر می شدم اما بعد از اینکه تصمیم گرفتم به معجزات الهی باور کنم به لطف خدای مهربان شرایط مالی من در زندگی دگرگون شد.

موارد زیادی است که من برای بهبود آن سالها تلاش کرده و به هر روشی متوسل شده بودم اما نتیجه ای حاصل نشده بود اما به لطف خدای مهربان در همین چند سال اخیر که تصمیم گرفتم خالق زندگی خودم باشم و به طرح الهی زندگی ام نزد خداوند ایمان آوردن در تمام جنبه های تغییرات عظیم ایجاد شد.

طرح الهی

ایمان به هدایت الهی

اگر در حال مطالعه این نوشته های الهی هستید خوشبختانه داستان زندگی شما می تواند به پیروزی و سعادت مندی ختم شود.

شما مورد لطف و رحمت الهی قرار گرفته و هدایت شده اید. هدایتی که شما را به مرحله بعد زندگی تان وارد خواهد کرد.

مرحله ای که متفاوت از شرایط فعلی است. مرحله ای که قسمت های مختلف آن را با قدرت ذهن خود و ایمان به وفاداری خداوند خلق کرده اید.

اگر با شرایطی مأیوس کننده مواجه شده اید، یا موقعیتی را از دست داده اید در همان صحنه و موقعیت از زندگی متوقف نشوید. از آن گذر کنید. آن را رها کنید به مسیر تحقق طرح الهی خود ادامه دهید و مطمئن باشید خداوند هرآنچه تصور می کنید از دست داده اید را به شکل بهتری برای شما جبران خواهد کرد.

انسان ها عادت کرده اند بیش از اندازه روی چرا و چگونگی اتفاقات و صحنه های زندگی خود توقف کنند.

اینکه چرا انتخاب و ازدواجشان با شکست مواجه شده است.

چرا تلاش آن ها برای صاحب فرزند شدن به موفقیت و نتیجه مطلوب نرسیده است.

چرا موقعیت شغلی که برای آن زحمت بسیار متحمل شده اند به دست نیامده است.

شاید حکمت آنچه را با آن روبرو می شوید و تجربه می کنید نفهمید اما نباید در آن صحنه از زندگی متوقف شوید و امید و ذوق و شوق زندگی کردن و ادامه دادن را رها کنید.

اجازه ندهید که شکست ها و ناملایمات در وجود شما ریشه کرده و گسترش پیدا کند. مطمئن باشید با ادامه دادن وارد فصل جدیدی از زندگی خود خواهید شد که نه تنها دلیل آن توقف ها و نشدن ها برای شما واضح می شود بلکه سپاسگزار خداوند می شوید که آن شرایط را رقم زد تا به سمت موقعیت فعلی تان هدایت شوید.

زمانی که تصمیم گرفتم از کار دولتی که ۸ سال زندگی ام را صرف آن کرده بودم خارج شوم از همه آنهایی که عامل فشار و تلخی شرایط برای من شده بودند متنفر بودم اما به ندایی در درونم که مرا ترغیب به رها کردن می کرد اعتماد کردم و از آن کار خارج شدم.

۸ سال از آن ماجرا گذشت و در این مدت مسائل و شرایط مختلفی را تجربه کردم تا به لطف خدای مهربان در مسیر تغییر کردن قرار گرفتم. اکنون که در این شرایط هستم از همه آن افرادی که به طریق مختلف باعث رنج و ناراحتی من شدند تا مسیر زندگی ام را تغییر دهم سپاسگزارم.

من با تمام وجود و از اعماق قلبم برای همه آن سختی ها و رنج هایی که بر من وارد شد سپاسگزارم که اگر آنها نبودند من هرگز تصمیم به رها کردن نمی گرفتم و خودم را از وارد شدن به فصل بعدی زندگی ام محروم می کردم.

در بسیاری از موارد ما برخی از شرایط و اتفاقات زندگی خود را همچون قطعه از یک پازل می دانیم که با هیچ کدام از قطعات دیگر همخوانی ندارد. با خود فکر می کنیم که چرا این اتقاق یا شرایط برای من رقم خورد؟ مگر من چه گناهی کرده بودم!

مساله این است که اشتباه‌ی رخ نداده است و فقط باید اندکی صبر کنید و به مسیر زندگی خود ادامه دهید. همانطور که وقتی قطعات بیشتری از پازل را سرجای خود بگذارید تکلیف آن قطعه به ظاهر اضافه و ناهمخوان را پیدا خواهید کرد وقتی مسیر زندگی را ادامه دهید و وارد فصل دیگری از زندگی خود شوید دلیل همه مسائل زندگی خود را درک خواهید کرد.

اینکه چرا من از کودکی به کار کردن با کامپیوتر علاقمند بودم و با تمام مخالفت های خانواده ام به علاقه خود ادامه دادم تا در بزرگسالی مسیر کار کردن با کامپیوتر و فضای اینترنت برای من آسان شود.

اینکه چرا من از کودکی چاق بودم و با اینکه برای لاغر شدن تلاش می کردم اما لاغر نمی شدم برای این بود که در بزرگسالی و زمانی که باید بعنوان مدرس لاغری با ذهن ایفای نقش می کردم حال دل افراد چاق را به خوبی درک می کردم.

طرح الهی

ایمان به معجزات الهی

بسیاری از مسائلی که در زندگی ما وجود دارد و از آن به ناملایمات یاد می کنیم زمانی که به قدرت خالق بودن خود ایمان پیدا کرده و نگرش و عملکرد خود را همسو با خداوند بهبود دهیم بعنوان ابزاری مفید و کمک کننده برای تحقق طرح الهی زندگی مان تبدیل خواهند شد.

ممکن است اتفاقاتی در زندگی شما رخ داده باشد که باعث تعجب و سردرگمی شما شده باشد و اصلا دلیل آن را متوجه نشوید.

حتی با خودتان فکر کنید که حتما از خداوند دور افتاده اید که با اینکه این همه تلاش کردید اما نتیجه مطلوب نگرفتید.

با اینکه این همه درس خواندید اما رتیه خوبی کسب نکردید.

با اینکه این همه تلاش کردید اما موقعیت شغلی که حق مسلم خود می دانستید را به ناحق به فرد دیگری داده اند.

آگاه باشید که در بسیاری از موارد منطق مغزی ما درباره شرایطی که تجربه کرده ایم درست است و منطقی است که ناامید و افسرده شویم و حتی نسبت به لطف و رحمت الهی دچار شک و تردید شویم.

اما اگر ایمان خود را حفظ کنیم و به خودمان یادآوری کنیم که من به طرح الهی زندگی ام ایمان دارم. طولی نمی کشد که مشاهده می کنید هر شکست، نومیدی و حتی هر فقدانی فقط قطعه ای از پازل طرح الهی زندگی شما بوده اند که اگر نبودند و اتفاق نمی افتادند شکل کلی پازل طرح الهی زندگی تان هرگز تکمیل نمی شد.

شاید هنوز نتوانید حقیقت را درک کنید اما باور کنید که خداوند قطعه های مناسبی از پازل زندگی شما را در اختیار دارد که می تواند از طریق وارد کردن آنها به زندگی شما طرح کلی پازل طرح الهی زندگی شما را کامل‌ کند. شاید شکل پازل زندگی شما اکنون به هم ریخته به نظر برسد اما دلسرد نشوید و به طرح الهی زندگی خود ایمان داشته باشید.

به مسیر زندگی خود ادامه دهید و ذوق و شوق بهبود دادن نگرش و عملکردتان در زندگی را همیشه در وجود خود شعله ور نگه دارید.

به زودی به لطف خداوند به مرحله بعدی زندگی تان منتقل می شوید و آنوقت است که از دیدن طرح الهی زندگی خود شگفت زده خواهید شد و به خاطر داشته باشید که خداوند به وفای خود عمل می کند.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

اخطار
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.53 از 74 رای

موزیک بی کلام

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=42352
67 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار اسما غضبان
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۳ ۱۲:۵۶
      مدت عضویت: 2077 روز
      امتیاز کاربر: 14028 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,005 کلمه

      بنام خدا

      رسالت من توزندگی واقعا چیه؟؟؟؟?؟؟؟؟

      سوالی که همیشه ازخودم میپرسم چرازندم البته الان خیلی کم شده ولی تا همین چند وقت پیش به خودم میگفتم چه دلیلی بوده که من به این دنیا اومدم  والان دارم زندگی میکنم باادمهایی که حرف منودرک نمیکنن .من چاقم و هرچیزی هرکاری که میکنم  مورد انتقاد قرارمیگیرم و جدای از اون چرا اومدم . ؟؟

      تااینکه وارد سایت شدم . وهمیشه به خودم میگفتم که دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها روندارم پس لاغرنمیشم . دوره ی صدگام رو تانصفه نرسیده رها میکردم . ولی تا اینکه دوباره وارد سایت شدم و با عتقاد وایمان محکم نسبت به سایت ودوره ی  مبانی لاغری و دوره‌های پیاده روی و برنامه ریزی ورزش که به صورت معجزه وار وارد زندگیم شدن . ولی من توجهی بهشون زیادنداشتم تمریناتشون روانجام دادم چون میگفتم اینادوره های پولین حالا که دستم اومدن استفاده میکنم و استفاده کردم ولی رها کردم تااینک دوباره یعنی حال حاضر به لاغری باذهن هدایت شدم و نشستم تمرین کردن و الان امروز گام نودویکم رودید م  وقراره تمرینشوبنویسم  وهمش باخودم میگفتم یه جای خالی هست که باید پربشه واون هم من زندگی باطعم خدا رو نتونستم کامل کنم و یادواره های دیگه رو وخدامنو جایی آورده که توش همه چیز هست از لاغری گرفته تا ارتباط باخودش وازادی کامل بهم داده شده جایی امن و مخفی به دورازسرزنش . وبعد از اینکه این فایل رودیدم  به این پی بردم که رسالت من توی زندگیم زندگی کردنه ولاغرشدن ولاغرموندن . رسالت من توزندگیم عاشق همسرم بودن و زندگی کردن بالذت واستفاده کردن و لذت بردن از وسایل زندگی هست که در اختیار دارم وجالبه چند وقته الان دارم بهش پی میبرم زمانی که بچه بودم توبرگه یه چیزایی می‌نوشتم . حالا هرچی که بود میگفتن که اگه انجام بدی اگه بنویسی زندگی تغییرمیکنه و من همین که می‌نوشتم چشمامو می بستم و باز میکردم و میدیدم تغییر نکرده و قتی چشمامومی بستم . به این فکر میکردم که تصویرش میومد که هم چیز صورتی وخوشرنگ ورویاییه شاید به خاطر همینه که الان همه ی وسایل زندگیم از لوازم آشپز خانه گرفته تا چیزهای دیگه همه صورتین .از بچگی از پرنده ها خوشم میومد اما فراری بودم و بیشتر خرگوش رو دوست داشتم بزرگ کنم پدرم کبوتر آورد امامن حتی سمتشون نرفتم .ولی بعداز ازدواج همسرم  برای تولدش یه عروس هلندی بهش هدیه دادن و اون رو بزرگ کردم وبعد هم غذادادن دستی سرلاک وچیزهای دیگه  وبهش حرف زدن یاددادم تاینکه بعدش مرغ عشق او رد در اونا وهم بهشون آب ودونه میدادم واونا وهم دستی کردم پرو بعدهم  دوباره مرغ عشقا جوجه دارشدن و بعداز اون عروس هلندی وهفت سال من به این شکل بدون اینکه از همسرم کمک بخوام .و تواین راه هم ناامیدنشدم . چیزی که ازش فراری بودم دارم توش زندگی میکنم والان چندتاپرندهی سخنگو دارم  و بعدش هم که دوباره شروع کردم تنها چیزی که همیشه توفکرم بود این بود که عروس هلندیام چراجوجه دارنمیشن  وعید نوروز چهارصدودو جوجه هاشون وارد زندگیم شدن ودوباره اونا بزرگ شدن فروختیم وبعد هم دوباره والان پرنده هاییکه انتظار نداشتیم که جوجه داربشن چون همسرم می‌گفت اینا دیگه بدردنمیخورن باید یه کاری کنیم عوضشون کنیم تا اینکه سه روز پیش جوجشون از تخم اومده بود بیرون وامروز دوباره سرزدم ودیدم دوتایی دیگه هم به دنیا اومدن تواین راه به همه ی داروهاشون انواع و اقسام و بهترین داروهای تقویت کننده وحتی شکل غذایی که باید بدم وچیزای دیگه توجه کردم و حتی شاید باورش برای کسی سخت باشه من چون شیرازم عاشق بلبل خرماهستم اما هروقت میرفتم شهرمون نمیتونستم گیربیارم یانمیشد به هر دلیلی تاینکه یه شب همسرم رفت توبالکن ویه چیزی دید پشت گل‌های توبالکن که پشت پنجره گذاشته بودم ووقتی اومد تو بهم گفت اسما خانم تو بالکن هم پرنده بزرگ می‌کنی ومراقبت می‌کنی بعد بهم نشون داد یه جوجه بلبل خرما که الان  چندماهشه وبزرگ شده وسخنگوشده و فقط از دست من غذامیخوره حتی اگر بخوام آب بخورم باید براش توکاسه بذارم  اینارونوشتم که به خودم یادآوری کنم رسالت واقعیم این بوده که چیزی که عاشقش بودم روتجربه کنم اما ازش فراری بودم هرکاری کنیم تغییرات کنم بالاخره مجبورمیشم تواون مسیر قراربگیرم و اینکه الان هم حتی گفتگوهای ذهنیم تغییر کرده چه درباره ی چاقی ولاغری چه درباره ی زندگی واطرافیان و الان که اینارونوشتم پی بردم که چطور زمان بندی هارخ دادوچطور برنامه‌ی الهی برام چیده شد واالان هم تومسیرلاغریم و میدونم که لاغرمیشم وهروقت هم که درمورد چاقیم بهم تذکرمیدن متوجه میشم  که این من بودم که در موردش فکر کردم که الان دارم می‌شنومش خیلی وقت بود میخواستم خیاطی یاد بگیرم سراغش رفتم آمارهاش کردم تا اینکه خواستم جامدادی بخرم ونمیشد یعنی نتونستم برم بخرم  بعد به خودم گفتم بذارخودم یه دونه براخودم به عنوان هدیه خیاطی کنم و الان درست کردم یامیخواستم یه زیر سفره ای بخرم بعد گفتم بذار یه دونه براخودم درست کنم و الان اینوهم به این دلیل درمن به وجود اومد که من برای لباس قشنگ دوختن میخواستم میگفتم اگه خیاطی بلدبودم لازم نبود بخرم خودم میدوختم ولی مثل اینکه برنامه داره راه اندازی میشه والان قراره یه کتاب خیاطی لباس باطرحهای مختلف سفارش بدم و یادبگیرد م والان هم که تومسیر خواسته هام لاغری هم داره تحقق پیدامیکنم حداقلش این هست که مطمئن هستم که لاغرمیشم وبه نتیجه میرسم وتعهدپیداکردم به ادامه دادن لاغری .چیزی که تومسیرلاغریم باذهن نداشتم اما حالا باینکه اشتباه میکنم اما باز م ادامه  میدم ودارم ازدوباره مسیرلاغری من روشروع میکنم و فایلهای اخرروهم دارم ادامه میدم وشروع کردم دوباره به دوره کردن و گفتم این حس خوب رو به اشتراک بذارم و لذت اون رو ببرم و بدونم که این هم رسالت زندگی من بوده  .  ومن ایمان دارم چیزهای بهتری روهم تجربه خواهم کرد . متشکرم از اینکه فایل خوب رو قرار دادین و من به خودم پی بردموبه دلیل زنده بودنم الان من با پارسالم خیلی فرق کردم تا پارسال یاتاهمین چند وقت پیش آرزوی مرگ و نبودن میکردم اما حالا از وقتی باایمان کامل به سایت اومدم ودارم ادامه میدم .بیشتر دوست دارم زندگی کنم و نتایج رو ببینم هم در زندگیم هم درخودم .ولذت زنده بودن روبیشتر بچشم.وارتباط با خداوندوبعد اطرافیان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم رمضاني
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۳ ۰۸:۵۵
      مدت عضویت: 2035 روز
      امتیاز کاربر: 46750 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,016 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز 

      هر عملی که منجر به خیر و برکت برای انسان‌ها بشه و باعث رشد و گسترش بشه رسالت یا طرح الهی انسان میباشد 

      خداوند برای تمام موجودات  برنامه ای د  نظر گرفته و حرکت و زندگی موجودات بر اساس اون برنامه ای هست که خداوند براشون درنظر گرفته 

      و ما انسان‌ها هم برای هدف و برنامه ای خلق شدیم 

      من فکر میکردم که رسالت من حتما چیزی جدا از زندگیم هست و باید یه کار خارق‌العاده ای انجام بدم و به نظرم برای من که همیشه احساس نتونستن داشتم کار سختی میومد!!!

      و البته مدت کوتاهی بهش فکر کردم و بعد رهاش کردم چون فکر میکردم  یه کار بزرگ و سخت هست و من آماده انجامش نبودم 

      فقط سعی کردم به حرفهای استاد عزیز گوش کنم و بهتر زندگی کنم احساسم رو خوب کنم و آگاهی های دوره رو تکرار کنم و یواش یواش به عمل تبدیل کنم و بپذیرم که خودم خالق زندگیم بودم و هستم بنابراین همه چیز رو پذیرفتم ،از دست دادن عزیزم رو پذیرفتم ،شرایط احساسی بدم رو پذیرفتم، شرایط مالی نا بسامانم رو پذیرفتم ،چاقیم رو پذیرفتم و حتی سعی کردم کوچکترین مسائل و بزرگترین مسائل از نظر خودم البته ،همه رو بپذیرم که همه و همه رو خودم خلق کردم گرچه خیلی جاها نمیفهمیدم چطوری ولی مهم نبود برام سعی کردن بپذیرم و برم جلو و با خودم ،زندگی گذشته ام در صلح قرار گرفتم و البته اون موقع من فقط داشتم آگاهی ها رو در زندگیم به عمل تبدیل میکردم و

      و به اینکه دارم به صلح با خودم زندگیم و خداوند میرسم فکر نمیکردم و بیشتر دوست داشتم حالم رو بهتر و بهتر کنم و اینکارو به من کمک می‌کرد حال بهتری داشته باشم 

      پس من با بهبود نگرش و عملکردم در زندگی  در جهت تحقق اراده الهی زندگیم حرکت کردم 

      و امید و اشتیاق یواش یواش بیشتر شد که من میتونم خوب زندگی کنم ،من میتونم حرکت کنم ،من میتونم خالق زندگی خودم همونطوری باشم که دوست دارم و این یعنی همسو شدن با خداوند و شروع همکاری من با خداوند برای گسترش جهان در مسیر هدفی که براش خلق شدم 

      و واقعا پذیرش این موضوع که اراده الهی چیزی جدا از مسیر زندگیمون نیست چقدر به من کمک کرد که بهتر عمل کنم و با آرامش بیشتر در مسیر بمونم و همسو با طرح الهی خودم باشم و کمی همسو تر با خداوند بشم 

      امروز وقتی که بیرون بودم با خودم مرور میکردم :

      من میخوام گزارش خوب به خدا بدم ،خدایا چه هوای دلچسبی، چه آسمون زیبایی ،چه پرنده های قشنگی و بعد یکدفعه گفتم خدایا منم میخوام مثل تو باشم ،خدای خوشحال ،میدونم همیشه خوشحالی بایدم خوشحال باشی چون دنیا به این قشنگی رو خلق کردی ،هر روز بازم داری خلق کردن رو تجربه میکنی ،داری دنیا رو با قدرت خلق کنندگی خودت رشد و پیشرفت میدی و این یعنی آخر خوشحالی 

      و چه حس خوبی داشتم وقتی گفتگوهای درونی خوبی داشتم و دلم میخواست بیشتر و بیشتر زندگیم رو ،خودم رو ،افکار و رفتار و باورهام رو با خدای خالق خوشحال همسو کنم 

      و امید و اشتیاق در من جریان پیدا کرد 

      استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم 

      خدای مهربونم بینهایت سپاسگزارم 

      من به طرح الهی ام نزد خداوند ایمان دارم 

      من باور دارم که شرایط و موقعیت زندگی من در نظر خداوند عجیب و پیچیده نیست 

      او از نهان و آشکار آگاه هست و به هر آنچه میدانم و نمی‌دانم اشراف کامل دارد 

      بنابراین هر ماجرایی در زندگی من ایجاد شود به نفع من خواهد بود ،زمانبندی خداوند بی نقص هست و همه چیز به بهبود شرایط من منتهی می‌شود و منو به شرایط بهتر سوق میده 

      چند روز پیش با یه مسئله ای روبرو شدم که خوب درگیرش شدم و احساسم رو بد کرد و این جمله از کل این متن در ذهن من مرور میشد و حس بد منو کمتر می‌کرد:خداوند از همه چالش های زندگی من اگاه هست ،مسائلی که برای من بزرگ هستند از نظر خداوند هیچ چیز نیست ،انگار با مرور این جمله اون چالش برای من هم کوچکتر و قابل حل میشد و خوب میدونستم که  این چالش رو هم خودم خلق کردم و بلید احساس خوبی داشته باشم و ازش بگذرم و مطمئنا اونم حل میشه و تموم میشه 

      زمان و مکان برای خداوند معنی نداره ،پس دلم میخواد برای منم معنی نداشته باشه چه اهمیتی داره که من چند سالمه وقتی دارم سعی میکنم بهتر فکر و زندگی کنم وقتی دارم یاد میگیرم خودم زندگیم رو خلق کنم همونطور  که 

      دوست دارم و زندگی آروم و شادی رو تجربه کنم پس دیگه چه اهمیتی داره که چند سالمه مهم اینه که دارم با خداوند همسو میشم دارم در مسیر طرح الهی زندگیم حرکت میکنم و این یعنی حس خوب و مهم نیست که این حس خوب رو کی و کجا داشته باشم حس خوب شیرینه 

      خدایا شکرت که منو مورد لطف و هدایت خودت قرار دادی و من وارد مرحله جدیدی از زندگیم شدم ،مرحله ای متفاوت از کل زندگیم تا به الان ،مرحله ای که میدونم با قدرت ذهنم و ایمانم به وفاداری خداوند خلق میشه 

      من از چالش ها و مسائل زندگیم گذشتم و سعی کردم آگاهی هام رو بیشتر کنم و همین آگاهی ها به من کمک کرد تا بتونم از چالش های زندگیم عبور کنم و الان اینجا باشم 

      من از هر چیزی که تو زندگیم باعث ناراحتیم شده سپاسگزارم چون همون ناراحتی ها باعث شد من طلب زندگی بهتر و شادتر و روونتر رو داشته باشم و خداوند هم منو به این مسیر سبز هدایت کرد و من هم در مسیر سبز آگاهی و تغییر حرکت کردم گاهی کندتر و گاهی تند تر و مهم این بود که ادامه دادم و الان میدونم که همون چالش ها منو پیشرفت داد 

      خداوند هیچ وقت اشتباه نمیکنه ،زمانبندی درسته ،خداوند هیچ وقت هیچ چیز  رو فراموش نمیکنه و همه چیز طبق قوانین جهان هستی سرجاشه ،من میتونم به خداوند اطمینان کنم و در مسیر خلق خواسته هام و برنامه الهی زندگیم قدم بردارم و این خداونده که هر لحظه منو هدایت و حمایت میکنه و از من مخلوقی می‌سازه که خودش و من میخوایم ،خداوند به عهد خودش وفا میکنه و من هم همه جوره باهاش همراه میشم پس چیزی که در انتظار منه تحقق طرح الهی زندگی منه 

      پس من مشتاقانه ادامه میدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mehrdad Zabihi
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۶ ۰۲:۳۸
      مدت عضویت: 2429 روز
      امتیاز کاربر: 136808 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,212 کلمه

      شنبه بیست و چهارم فوریه بیست بیست و چهار:

      سپاسگزار خداوندی هستم که بنا به خواسته های من طرح الهی را تنظیم میکند، و اگر به الهاماتم عمل کنم از راه هایی که فکرش را هم نمیکنم به فراتر از خواسته هایم میرسم.

      سلام و درود به هم مسیر های رشد و پیشرفت

      طرح و یا اراده الهی

      من اسمش را میگذارم پلن خداوند!

      آیا خداوند از قبل برای من پلن خاصی چیده است؟ جواب خیر

      بنا به تضادهایی که باهاشون مواجه میشوم و یا ورودی های متفاوتی که وارد ذهنم میکنم یکسری خواسته ها در ذهنم شکل میگیرد و خداوند مسیر رسیدن به اون خواسته ها و اهداف و آرزوها را ترسیم میکند و قدم به قدم بهم الهام میکند

      من الان بهتر درک میکنم که اگر در زمان چاقی و با اون باورها و پیش فرض هایی که داشتم اگر ثروتمند میشدم چه سرنوشتی در انتظارم بود!

      اون موقع میگفتم اگر پولدار بشوم میروم توی جزیره خودم میشینم جلوی تلویزیون و مسابقات فوتبال را توی صفحه تلویزیون بزرگ میبینم و کلی فیلم میبینم و اینجوری روز را شب میکنم! و هر چی که دلم خواست را هم میخورم

      نتیجه چنین رفتاری چاقی و بیماری و تنبلی و بی انگیزگی و افسردگی و خودکشی هست!

      پس من اومدم به پلن خداوند اطمینان کردم و گفتم قدم اول رسیدن به تناسب امدام هست و چون از دوره لاغری با ذهن شروع کردم کلی نکات راجع به بازی های ذهنی و قوانین کنترل ذهن را یاد گرفتم و زندگی ام در تمام جنبه ها تغییر کردو من الان هم به تناسب اندام رسیده ام و هم بوی موفقیت و خوشبختی و ثروت بیشتر را احساس میکنم که بهم خیلی نزدیک هست، ثروتی که من نگران هزینه های جاری زندگیم نباشم

      سال قبل موقعی که در موقعیت شغلی بعنوان مهندس کار میکردم ولی حقوقم به اندازه یک طراح مبتدی بود میگفتم امکان ندارد که با همین کاری که دارم انجام میدهم درآمد بالاتری کسب کنم، و هزینه های زندگیم جوری بود که اکثر کا ها مجبور بودم مبلغی از پس اندازم خرج کنم تا بتوانم هزینه های زندگی را پرداخت کنم!

      از شرکت اخراج شدم و صاحبخانه هم بهم گفت که میخواهد خانه را بفروشد و من باید جابجا بشوم

      اگر آشنایی با نحوه عملکرد ذهنم و نجواهای ذهنی که در دوره لاغری با ذهن یاد گرفتم نبود نمیدانم که آیا از فشار نجواها الان توی این کره خاکی حضور داشتم یا نه؟!؟

      ولی شد با کنترل ذهن تلاش میکردم حالم را کمی بهتر کنم و کلی مسافرت رفتم و مثلا ارزو داشتم که در کنار ساحل وقتی موجها به پاهایم برخورد میکند قدم بزنم، همانطوریکه در تمرین نوار زمان نوشته بودم

      و این اتفاقات رخ داد برایم

      چون کار نداشتم واجد دریافت وام نبودم و از طرفی اجاره خانه ها هم نود درصد افزایش یافته بود ولی طبق پلن خداوند خیلی راحت یا پیشنهاد کار گرفتم که برای راضی کننده بود، قبل از رفتن به شرکت جدید، با  از دوستانم راجع به اون شرکت سوال کردم که بهم گفت چرا میخواهی بروی اونجا بیا شرکت ما و من میروم با مدیر شرکت صحبت میکنم

      من این دوستم را حدود پنج سال بود ندیده بودم و فقط در زمان سال نو بهم پیام تبریک میدادیم و اصلا ارتباط دیگری باهاش نداشتم. 

      خلاصه رفتم شرکت اونها و با حقوق بالاتری مشغول به کار شدم و همان هفته اول نامه گرفتم برای بانک و واجد شرایط دریافت وام شدم و از جاهایی که نمیدانم چجوری اتفاق افتاد پول اولیه خانه هم‌جور شد

       و توی بازار خرید خانه، که خانه برای فروش کم بود و روی هر خانه ای که ما میپسندیدیم، مشتری دیگری با قیمت بالاتر پیشنهاد قیمت میداد ما براحتی خانه ای زیبایی خریدیم .

      موقع بازدید اولیه از اون خانه من واقعا فکر نمیکردم که بتوانم این خانه را بخرم بخاطر قیمتش و میگفتم حتما باز چند تا افر روی قیمت خانه می اید ولی ما تنها خریداری بودیم که پیشنهاد قیمت دادیم و پذیرفته شد!

      و اینها همگی پلن خداوند بود

      من خیلی دنبال رسالت زندگی خودم میگشتم ولی هر چی تلاش میکردم چیزی پیدا نمیکردم و دقیقا مثل استاد فکر میکردم که باید چیزی اختراع کنم و یا کشف کنم تا اینجوری به نسل بشر خدمت کنم ولی هیچ موفقیتی کسب نمیکردم

      متن این جلسه یکجورایی من را آرام کرد و دلم را قرص کرد که من هم میتوانم فقط با بهتر زندگی کردن و بهبود دادن همان کاری که بهش علاقه دارم و یا وظیفه روزانه زندگیم است، رسالت زندگیم را انجام بدهم

      اذعان میکنم که از کلمه اراده الهی خوشم نمی آمد و باهاش ارتباط نمیتوانستم برقرار کنم

      و کلمه اراده برایم مفهوم توانایی انجام کار را داشت، توی دوره لاغری یاد گرفتم که اراده یعنی تلاش کردن و مایوس نشدن

      ولی این مفهوم اراده خداوند با اراده انسان متفاوت هست، 

      توی قرآن نوشته شده که خداوند میگوید موجود باش و همان لحظه بوجود می اید پس اینجا هم مفهوم تلاش کردن ‌‌مایوس نشدن نیست!

      بنابراین رفتم و کلمه اراده را سرچ کردم

      اراده مصدر باب افعال از ریشه «ر و د» هست که به مفهوم برنامه و قصد هست

      حالا اراده الهی از نظر من یعنی طرح و برنامه و قصد خداوند

      من قبلا خیلی دنبال دلایل کارها میگشتم مخصوصا وقتی میگفتم این خواست خداوند هست، دنبال دلیل و ریشه آن میگشتم و میگفتم چرا خداوند برای اون یکی بنده اش میخواهد که فلان ماشین را سوار بشود ولی برای من نمیخواهد؟!؟

      و دلیلی پیدا نمیکردم، یا میگفتم اون‌ پدرش پولدار تره و یا شانس آورده و یا ….وقتی هم که چیزی پیدا نمیکردم در انتها ناامید میشدم و میگفتم حتما خداوند برایم صلاح ندانسته است! پس کلا با خدا قهر میکردم!!!

      الان نظرم تغییر کرده است و دنبال دلایل نمیگردم!

       میدانم که خودمان خالق زندگی مان هستیم با باورهایمان و نباید خودم را با کسی مقایسه کنم

      به خودم میگویم اصلا حتی اگر دلیل هر اتفاقی که خداوند ایجاد میکند را بفهمی چه تاثیری در زندگی تو دارد؟

       غیر از این هست که فقط دانشت افرایش پیدا میکند؟

      بعد هم میخواهی با اون دانش و آگاهی که دیدا کرده ای چیکار کنی؟ میخواهی پز بدهی؟

      بهتر هست همین قدری که فهمیده ای را توی زندگی ات استفاده کنی و نتیجه ببینی و رفاه بیشتری ایجاد کنی و از زندگی لذت ببری

      جایی خواندم که نوشته بود اراده الهی همان قوانین بدون تغییر خداوند هست، قوانین بدون تغییر خداوند هم یعنی اینکه تو هر چیزی را بخواهی خداوند وارد زندگیت میکند!

      یعنی تو هر جایی که باشی و هر کاری که بکنی مشمول قانون خداوند میشوی

      این همان طرح الهی هست همان اراده الهی است

      یعنی در هر صورت ما خالق زندگی خودمان هستیم و با افکار و نگرش و پیش فرضهای ذهنی مان اتفاقات را برای خودمان رقم میزنیم

      وقتی خودمان را تسلیم اراده خداوند کنیم دو به علاوه دو چهار نمیشود بلکه میشود پانزده و یا دو هزار!!! ذهن منطقی ما میگوید دو به علاوه دو فقط میشود چهار!

      در جلسات قبل داشتیم که خداوند سرنوشت من را تغییر نمیدهد تا زمانیکه خودم تغییر کنم و خداوند ما را هدایت میکند به سمتی که خودمان بخواهیم

      مهم‌ترین قسمتی از متن که بهم احساس خوبی داد این بود که طرح الهی زمان و مکان ندارد! 

      مهم نیست بیست ساله هستی یا شصت ساله در هر حالتی که باشی در هر جایی که باشی میتوانی برای بهبود شرایطت اقدام کنی و برای تحقق طرح الهی ات اقدام کنی

      چون قبلا همیشه فکر میکردم وای سنم بالا رفته و دیگر دیر شده و نمیتوانم به خواسته هایم برسم و باید زودتر کاری انجام بدهم

      من به معجزات الهی ایمان دارم

      منتظر خبرهای عالی من باشید

      شاد و رو به رشد باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب ابراهیمی
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۴ ۱۱:۵۶
      مدت عضویت: 1585 روز
      امتیاز کاربر: 4275 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 553 کلمه

      به نلم خداوند بخشنده و مهربان 

      جمله ای که از بجگی باهاش آشنا هستم اما هیچ وقت درکش نکردم اما له لطف خودش دارم کم کم بخشندگی و مهربانیش رو لمس میکنم.

      من به طرح الهی نزد خداوند ایمان دارم.

      نمیدونم چطور و به چه شکل از خدای دانا و اسناد عزیزم بخاطر این مطالب شگفت انگیز تشکر کنم .

      من تا همین لحظه هم فکر میکردم که رسالت و یا همان طرح الهی مختص پیامبران و انسان های خاص خداست همیشه وقتی میشنیدم انگار یه صدایی به من گفت این کار رو انجام بده یا نده با خودم میگفتم نگاه کن فلانی فکر میکنه مثل پیامبره که میگه به من الهام شد حتی همون اوایل ورکد له سایت هم که اسناد بیان کردند فلان ایده الهام شد به هیچ وجه برام قابل هضم نبود و حتی به فکرم رسید این هم مثل روش های  قبلی !!!! اما جالب اینکه همون ندا و همون صدا به من میگفت ادامه بده چاره ای جز ادامه دادن این مسیر نداری بارها و بارها از مسیر دور شدم و نمیتونستم فایل گوش بدم و تمرین بنوبسم اما همون ندا میگفت اشکال نداره برو حتی شده برای سرگرمی خودت برو تو این سایت !!! به جایی رسیده بودم که دیگه حالم از تمام فضاهای مجازی بهم میخورد و همه رو بدون اینکه بدونم تو آموزش های استاد این نکته وجود داره  این همه وقت مثلا برا اینستا ووو میگذارید یک ساعت یا کمتر رو هم تو این سایت باشید .من وقتی به خودن اومدم دیدم چندین ساعت هست که تو سایت هستم اگه این اسمش برنامه الهی معجزه الهی و یا هدایت خداوند نبست پس چی میتونه باشه ؟؟؟

      من با خواندن مطتلب این گام از خودم سوال گردم به راستی  بر عهده من هم رسالتی هست ؟ رسالت من چیه ؟ رسالت من چی بوده ؟ و هزاران سکال دیگر 

      من همیشه فکر میکردم در واقع یاد گرفته بودم که اومدم تو این دنیا عذاب بکشم و برم و من به این دنیا نیومدم که خوشی کنم و ووو آیا با این افکار یک درصد هم به فکر من می  رسید که رسالتی داشته باشم ؟ 

      این روزها با خواندن مبثاق نامه همزمان به رسالت خودم هم فکر میکنم . با خوندن میثاق نامه  در جهت  چگونگی بهبهود انجام دادن بند بند اون به خودم میگم اگه بتونی به اینها عمل کنی مهمترین قسمت رسالت خودت رو انجام دادی   و برای انجام اون ها باید به معجزات الهی ایمان داشته باشم به وفای به عهد خداوند ایمان داشته باشم به ویژگیهای خداوند از جمله خلاق بودن خداوند و مهربانیش و زیبایی اش و گستردگی و فراوانی اش و هشق به مخلوقاتش و پذیرفتنش در جای جتی زندگی ام ایمان داشته باشم و از او بخوام که من رو در طرح الهی اش که برای من رقم زده راهنمایی و هدایت کنه باید روز به روز در جهت بهبود حال خودم در جهت احساس خوب و شادابی با همین شرایط فعلی تلاش کنم در این شرایطی که هستم در درجه اول باید صبور و مهربان باشم باید بتونم من اخلاق بسیار تندی دارم و زود عصبانی مبشم و با صدای بلند حرف میزنم که فکر میکنم این در اولویت اول باید بهبود پیدا کنه در واقع راهگارهایی برای احساس خوبم در زندگی روزمره پیدا و عمل کنم در این زپینه ذهنم سرشار از ناگفتنی هاست اما نمیدونم به چه شکل باید عنوان کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار arezooo.drp
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۳ ۱۳:۴۰
      مدت عضویت: 2043 روز
      امتیاز کاربر: 61323 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 748 کلمه

      به نام انرژی برتر جهان هستی 

      من به طرح الهی ام نزد خداوند ایمان دارم.

      طرح الهی یک ایده ۱۸۰ درجه با شرایط فعلی ما نیست بلکه همین شرایطی که الان دارم با تغییر افکار، و نگرش ام بهبود ببخشم.

      من اون موقع که ۲۰ ساله بودم یک کتابی بود که درباره رسالت الهی در زندگی صحبت می‌کرد و نویسنده اون داخلی بود و اونجا یک عبارت رو نوشته بود که می‌گفت تا چهل روز این رو تکرار کنید تا خداوند رسالت الهی رو به شما الهام کند من اون موقع دانشجوی کارشناسی زمین شناسی بودم و فکر می کردم که رسالت من این که دنیا رو نجات بدم و هر شب اون عبارت رو تکرار میکردم من ترم های قبل معدل بالای کلاس بودم بعد از خوندن این کتاب و به دنبال رسالت بودن انگار این مسیر فعلی ام برام بی ارزش شده بود و دنبال رسالت الهی خودم به غیر از شرایط ام بودم که نتیجه اون افت شدید تحصیلی من در اون ترم بود و من رسالت ام رو هم پیدا نکردم، و الان متوجه شدم که رسالت یا طرح الهی همین شرایطی که دارم هست و فقط با تغییر افکار و باورها عملکردم رو بهتر کنم . مثل کریس رونالدو که همان فوتبال رو که علاقه اش بود دنبال کرد و به بیراهه نرفت برای پیدا کردن رسالت الهی اش بلکه همان چیزی که بلد بود رو بهبود داد و کم کم روی باورهاش کار کرد و نگرش رو بهبود داد و بهتر و بهتر شد و الان یکی از بهترین فوتبالیست ها و ثروتمندترین فوتبالیست ها شده و باعث شد که مردم کشورش باور کنند که اونها هم می‌توانند فوتبالیست های خوبی شوند و الان کشور پرتغال فوتبالیست های خیلی سطح بالاتری داره به باشگاه ترانسفر میکنه.

      یعنی یک نفر با رسالت الهی خودش هم خودش رو بهبود داد و هم مردم کشورش رو کار،خیلی متفاوت از شرایط خودش هم انجام نداد فقط در مسیر علاقه اش با بودن در مسیر و انجام تمرینات روزانه و بهتر کردن خودش پله پله بهتر و بهتر شد.

      من فوق لیسانس زمین شناسی هستم ولی از اول به زبان انگلیسی علاقه داشتم چون پدر،من شرکت نفتی بود به من گفت تو هم برو رشته نفتی بخون که بتونم بعدا راحت استخدامت کنم ولی من بعد از گرفتن مدرک چون زبان انگلیسی ام خوب بود دوست داشتم برم کانادا و ادامه تحصیل بدهم که با مخالفت شدید پدرم روبرو شدم و من نرفتم و موندم ایران و حتی نتونستم استخدام شرکت نفت بشم چون برادرم سرکار بود و دیگه من رو استخدام نکردند و من بیکار بودم و در اون شرایط که شاگرد ممتاز باشی و خارج هم نرفتی و نتونستی سرکار هم بری واقعا شرایطی بود که هر کس رو تسلیم میکردی ولی من رفتم دنبال علاق ام و مدرک مربیگری زبان انگلیسی ام رو گرفتم و مدرس زبان انگلیسی شدم، و وواقعا چقدر از این مسیر لذت میبرم و در این مسیر دارم ادامه می‌دهم تا مدرک آیلتس ام رو بگیرم و این طرح الهی رو ادامه می‌دهم تا نتایج عالی‌تر وارد زندگی من شود.

      طرح و رسالت الهی دور از شرایط فعلی من نیست همین مسیر علاقه ام هست که با تغییر افکار،و نگرش و باورهایم انتظارم از خودم عوض می‌شود که من هم میتوانم عملکرد عالی داشته باشم و اعتماد به نفس من بیشتر می‌شود و به همان اندازه نتایج من نیز بیشتر و بیشتر می‌شود.

      من به مسیر زندگی خودم ادامه می‌دهم و ذوق و شوق بهبود دادن نگرش و عملکردم را در زندگیم همیشه شعله ور نگه میدارم و مطمئن هستم به لطف خداوند به مرحله بعدی زندگیم منتقل میشوم و از دیدن نتایج شگفت انگیزم در زندگیم لذت میبرم که واقعا شگفت انگیز و معجزه وار شاید الان برای من باشد ولی اون موقع یک حالت تجربه زیبا برای من می‌شود.

      چون من با حالت چاق وارد سایت تناسب فکری شده ام و اون موقع لاغری آسان و طبیعی برای من شبیه معجزه بود ولی بعد از شرکت در دوره آنقدر تکامل و تغییرات در زندگیم ایجاد شد و لاغری و تناسب آرام آرام در من ایجاد شد بعد از گذشت کمتر از یکسال انگار لاغر شدنم شبیه معجزه نبود بلکه تجربه ای بود که با تغییر افکار و نگرش و تغییر انتظار در من ایجاد شد.

      و الان این مسیر شاید معجزه وار برای ما باشد ولی اگر در مسیر با ذوق و شوق حرکت کنیم نتایج آرام آرام وارد زندگی ما می‌شود و این همسو بودن با خداوند را براحتی در زندگیمان تجربه میکنیم، پس در مسیر تغییر کردن ثابت قدم حرکت میکنم الهی به امید تو….‌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Reza
      ۱۴۰۲/۱۱/۳۰ ۱۴:۱۲
      مدت عضویت: 1193 روز
      امتیاز کاربر: 25326 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 628 کلمه

      من خدایم باور دارم

      من به طرح الهی ایمان دارم

      من خودم را قبول دارم

      من خودم را دوست دارم

      من اینجام برای انجام رسالتم

      اینکه اول خودم را بشناسم که من کی هستم‌ برای چی در این مرحله زندگی ام به این سایت به این آگاهی ها به این تمارین به این خودشناسی رسیده ام برای بهبود خودم زندگی ام گسترش خودم و دنیایم همه چیز از درونم آغاز میشود

      من در هر موقعیت و هر شرایطی هستم هر قدمی که بردارم در مسیر طرح الهی ام قرار میگیرم فقط باید مانند گذشته مانند هر لحظه ای که میخواستم شروع کنم اما و اگر نیارم اینکه با این شرایط با این امکانات نمیشه بلکه مهم اینه که من اولین قدم را بردارم ولی نه اینکه به ظاهر باشه بلکه با وجودم باشه با اون نیتی که به خداوند وصل باشه ولی خیلی وقتها انجام داده ام اما به نیتی متفاوت که من این قدم را برمیدارم و منتظر میمونم که ببینم خدا چه میکنه خوب برداشتن و نداشتنش هیچ فرقی نداره بلکه حال خودم خراب میکنم مثل این میمونه که دارم معامله میکنم کالا در مقابل کالا و سر خودمون را کلاه میزارم مانند لاغری با ذهن که میگفتیم ایا بگیم من غذا میخورم و این غذا در بدن من تبدیل به انرژی میشه من لاغر میشم نه نمیشه بلکه چاق تر میشم چون حتی به خودت هم ایمان نداری به کلامت هم باور نداری 

      اولین قدم ایمان هست ایمان به قدرت برتر

      اولین حرکت من اینه که درگیری های ذهنی ام را با آدمها حل کنم و بجاش ارتباطات دوستانه و صمیمانه ایجاد کنم زیبایی ها ببینم 

      داشتم‌ نوشته دوست هم مسیر خانم شهلا را میخوندم که هدایت شدم به این مطلبشون که با خودت فکر کن در گذشته چه کاری کردی که تاثیر گذار بوده که بهم یادآوری شد زمانی که کاسبی خودم را راه اندازی کردم به خودم گفتم من متفاوتم و کاری میکنم که در این شغل چهره ای متفاوت ایجاد کنم و انجام دادم به شکلی که در سطح استان اسم و رسمی در کار و کاسبی خودم پیدا کردم و هر کجا میرفتم و اسم برندم را میاوردم همه میشناختند چون هر لحظه در صدد بهبود بودم هر بار میخواستم تغییر ایجاد کنم شب که میخوابیدم با عشق به اینکه توانستم میخوابیدم و صبح که بیدار میشدم با عشق که میتوانم بهتر شوم بیدار میشدم 

      یادم میاید اینقدر کمبود خواب داشتم که موقعی که از خواب بیدار میشدم به درودیوار میخوردم ولی اون بیدار شدن عشق بود

       یک نجوا یک ناله یک شکایت نبود فقط میخواستم حرکت کنم هیچ چیز جلو دارم نبود هدفم اینقدر برام مهم بود که هیچ ورودی نامربوطی هم تاثیرگذار نبود فقط حرکت میکردم هر روز یک قدم برمیداشتم ولی اون قدمها اینقدر محکم و استوار بود که پایه های موفقیتم و پیشرفتم را هموار و محکم میکردموقعی که بخواهیم با وجودمون انجام میدهیم درسته الان ترسهام داره اذیت میکنه و به قول معروف داره جولان میدهد ولی فقط در حد یک توهم هست تا موقعی که من بهش بها ندهم هیچ قدرتی ندارند هر بار هر قدمی برداشتم خدایم هدایت کرده مسیر را روشن کرده و فراتر از چیزی که فکرش را بکنم برایم انجام داده الان هم همین طور هست نشانه ها اومده اون هم پر قدرت فقط اقدام من را میخواهد من انجام میدهم

      میخواهم این تعهد را به خودم و در این جمع الهی بدهم که خیلی خیلی زود خبرهای فوق العاده ام را براتون بازگو میکنم تا اینجا کلی دستاورد داشته ام و گفته ام و باز هم میگویم چون بر قدرتی تکیه کرده ام که مرا توانمند ساخته وقتی این توانایی این جسارت این احساس لیاقت این عزت نفس را در من اینقدر قوی ایجاد کرد که بیایم و تعهدم را بیان کنم و خودم را ملزم به انجامش کنم یعنی انجام شده بدونمش و مثل همیشه شروع کنم الباقی با خودش برایم انجام میده فقط کافیه من در مسیر باشم 

      ۱۴۰۲.۱۱.۳۰ 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۱۱/۳۰ ۱۲:۲۵
      مدت عضویت: 1150 روز
      امتیاز کاربر: 7145 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 590 کلمه

      سلام استاد وقت شما بخیر و شادی 

      درمورد طرح الهی ما باید ایمان کامل داشته باشیم که ما هم درطرح الهی هستیم و برای رسالتی دراین دنیا خلق شدیم و با ایمان به خداوند دراین مسیر روزبه روز با شادی و با اعتماد به اینکه خداوند به ما نزدیک است و زمانبندی برای براورده شدن آرزوهای ما وجود دارد و ربطی هم به زمان و مکان ندارد و نباید دیگران را درکارهای خود مقصر بدانیم ما باید مسولیت تمام کارهای خود را به عهده بگیریم و با نهایت سعی و تلاش کاری کنیم که انچه را خداوند برای رسالت من دراین دنیا درنظر گرفته بپذیرم و شکرگزار خداوند درهر شرایطی باشم تا شرایط من روزبه روز بهتر شود .

      رسالت من الان دراین شرایط این است که زندگیم را درشرایط کنونی با تصمیم و فکر عاقلانه بهتر کنم . آرامش را برای خود و دیگر اعضای خانواده بوجود بیاورم . امروز فکر کردم رسالت من درزندگی چیست ؟

      ۱- من زوج مناسبی برای همسرم باشم 

      ۲- ۴ فرزند من بدنیا بیاورم 

      ۳- دخترم معلم شد و یک معلم به دنیا اضافه شد 

      ۴- پسرم به پزشکی علاقه زیاد دارد و امسال انشاالله درکنکور قبول می شود و یک پزشک اضافه شود به پزشکان دنیا 

      ۵- با شاغل بودن من خیلی از کار بندگان خدا حل میشود 

      ۶- به واسطه من بعضی از کارها دردنیا زودتر حل شود به نظر خودم 

      ۷- با درست کاری و امانتداری و احترام به بزرگتر ها این را به نسل های بعد از خودم انتقال بدهم 

      ۶- با متناسب شدن چاقی را به نسل بعد از خودم انتقال ندهم 

      ۷- درهر شرایطی بودم سپاسگزار خداوند باشم 

      ۸- با بودن دراین شرایط و آشنا شدن من با این سایت و تغییر در پستم دراداره برای داشتن وقت بیشتر برای خود و سلامتی خودم حتما برای من رسالتی تعیین شده است که باید با صبر کردن به ان برسم 

      ۹- با انتخابهای بیشتر و بهتر کیفیت زندگی خودم را بهتر خواهم کرد 

      ۱۰- درآمد من نسبت به قبل خیلی بیشتر شده است و این یعنی من برای درامد بیشتر اصلا نباید تقلا و تلاش کنم چون روزی دهنده پروردگار مهربان من است 

      ۱۱- از استرس و ناراحتی بسیار دور شدم که این نهایت ارزوی من بود و الان شرایط آن فراهم شده است و الان به قول استاد از افرادی که باعث شدند من به این درجه برسم نباید ناراحت باشم و بلکه باید آن را هم دعا کنم که باعث شدند بعد از ۴۶ سال من درمسیر درست زندگی قرار بگیرم 

      ما نباید از شکست ها درزندگی ناراحت باشیم که ما  از خداوند دور هستیم چون هنوز پازل خداوند کاملا جور نشده است فقط باید اندکی صبر کنیم و به مسیر زندگی خود ادامه دهیم تا آن اتفاق شگفت انگیز برای ما اتفاق بیفتد 

      ما نباید با مغز منطقی خود را ناراحت کنیم و به لطف و رحمت الهی خداوند شک و تردید داشته باشیم چون خداوند هرگز بدی را برای بنده هایش نمیخواهد و فرق بین بنده هایش نمیگذارد  هرانچه برای ما اتفاق میافتد از افکار و احساس ما به جهان هستی است که خودمان ان را به جهان انعکاس میدهیم جهان هستی از طریق احسااسات خوب اتفاقات خوبی را برای ما دارد و برعکس 

      ما باید با ایمان به معجزات الهی زندگی کنیم و نگرش و عملکرد خود را همسو با خداوند بهبود دهیم .

      اما اگر ایمان خود را حفظ کنیم و به خودمان یادآوری کنیم که من به طرح الهی زندگی ام ایمان دارم. طولی نمی کشد که مشاهده می کنید اگر آن  شکست ها   نبودند و اتفاق نمی افتادند شکل کلی پازل طرح الهی زندگی تان هرگز تکمیل نمی شدو شما به موفقیت بهتری دست پیدا نمی کردید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 317 کلمه

      با سلام و احترام خدمت استاد گرامی و همراهان سایت وزین تناسب فکری

      بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِيمِ. 

           “وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ” من جنّ و انس را نیافریدم جز براى این که مرا “پرستش” کنند (ذاریات ۵۶) . در این آیه به روشنی در خصوص طرح الهی صحبت شده است. از آنجائیکه در وجود همه ما انسانها روح الهی دمیده شده است” و نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي” نتیجه می گیریم هدف از پرستش خداوند، نزدیک نمودن روح موجود در بدن ما به روح خداوند (منبع) است. آن چیزی که به غلط به ما گفته شده، این است که عبادت، انجام تکالیف دینی در ساعاتی از شبانه روز است، در حالی که این آیات به همراه آیات دیگر مانند “فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ” نشان می دهد لازم است ما در تمامی ثانیه های شبانه روز در حال حرکت به سمت منبع باشیم و لحظه به لحظه با او هماهنگ باشیم. 

           در واقع اتفاقی که می افتد این است که ما “هدف گذاری” می کنیم (خواسته هایمان را عرضه می کنیم) و به خاطر داشته هایمان “سپاسگزاری ” و در ادامه  خداوند (منبع) ما را به بهترین مسیر برای رسیدن به خواسته هایمان (مسیر مستقیم) هدایت می کند (اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ) و در صورت تبعیت از هدایت خداوند، ما “عبادت” کرده ایم. در ادامه مجددا از خداوند بابت رساندن ما به خواسته هایمان “سپاسگزاری” می کنیم و این پروسه مجددا تکرار می شود.

          در حالت عبادت کامل، ما ۱۰۰% دل به هدایت خداوند می سپریم و بدون هیچ شرطی و بدون هیچ اما و اگری فقط تبعیت محض می کنیم و طبیعتا نتایج  در این حالت بسیار بزرگ و عالی خواهد بود ( به مانند سلیمان نبی). گرچه در عمل، هیچ انسانی نمی تواند ۱۰۰% بدون خط و اشتباه باشد و حتی پیامبران بزرگ الهی نیز در کارشان اشتباهاتی هرچند کوچک داشته اند که در قرآن کریم نیز به آنها اشاره شده است.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آزیتا
      ۱۴۰۲/۱۱/۳۰ ۰۹:۳۷
      مدت عضویت: 2463 روز
      امتیاز کاربر: 7923 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 228 کلمه

      با درود

      نوشته استاد را چند بار خواندم و هر دفعه پیش خودم فکر می کردم پس رسالت من چه بوده؟ چرا من احساس می کنم که هیچ کاری انجام ندادم. 

      شاید چون فکر می کردم رسالت یعنی انجام یک کار خیلی خاص مثل ارشاد و راهنمایی مردم، ساخت واختراع یک وسیله یا حل یک مشکل و معضل در جامعه و…

      برای همین چند روز سردرگم بودم و مرتب فکر می کردم پس من چه کاری باید انجام دهم؟ چطوری می تونم متوجه رسالتم بشم.

       استاد اول همین متن اشاره کردن که  طرح الهی هر کس چیزی جدا از شرایط فعلیش  نیست و این موضوع برام جالب بود 

      پس اولین ویژگی اش اینه که تو همین شرایط من قابل اجراست  

      من تو هر شرایط و موقعیتی که هستم در مسیر اراده الهی هستم فقط کافیه ایمان داشته باشم به خدا و مسیری که دارم طی می کنم.

      من معلم هستم و درطی این سال ها شاگردان زیادی زیر دستم درس خوندن و خیلیاشون الان شاغل هستن با بعضیاشون هنوز در ارتباطم و اونا از تاثیری که من با رفتار و تدریسم داشتم صحبت می کنند خیلی خوشحال شدم رسالت من می تونه همین مورد باشه پس سعی و تلاشم اینه که در این مسیر بتونم واقعا تاثیرگذارتر باشم.

      البته به هنر خوشنویسی هم علاقه مندم و احساس می کنم از این طریق هم می تونم رسالتی انجام بدم حتما به دنبال این مورد هم میرم

      خدایا شکرت بابت آگاهی های امروزم🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۹ ۲۳:۳۳
      مدت عضویت: 1956 روز
      امتیاز کاربر: 4430 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,151 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️❤️

      سلام

      زندگی با کمک خداوند: گام هفت : به طرح الهی ام نزد خداوند ایمان دارم 

      تمرین آموزشی ✍️

      در زندگی همه ما حداقل برای یک بارم که شده اتفاقاتی افتاده که اون لحظه برامون  خوشایند نبوده و ما خیلی ناراحت شدیم در صورتیکه خیر و صلاح ما در اون اتفاق بوده و خودمون خبر نداشتیم 

      پسر من امسال کلاس اول شد و من خیلی دلم میخواست که مدرسه شاهد ثبت نامش کنم ولی ثبت نام در مدرسه شاهد قوانین خاص خودش داره مثلاً حتما باید فرزند شهید ، جانباز ،اسیر ، مفقودالاثر ….باشی که هیچ کدوم از اینا شامل حال بچه من نمیشد ولی یه بند داشت که اگر دانش آموزی همسایه مدرسه باشه می‌تونست در اون مدرسه ثبت نام کنه واین بند آخر شامل حال ما میشد و من با استفاده از همین بند بچه مو ثبت نام کردم و موقع ثبت نام مدیر مدرسه گفت امسال ثبت نام ها رو خیلی سفت و سخت میگیرن برای محکم کاری برید با رییس آموزش پرورش صحبت کنید که دیگه ثبت نام بچه قطعی و تایید بشه و من و همسرم رفتیم پیش رییس و ریس گفت که از نظر من ایرادی نداره و باید با معاون صحبت کنیدچون مسول ثبت نام مدارس شاهد ایشون هستن و خودش زنگ زد که معاونش بیاد اتاقش و ما شرایط مونو بهش توضیح دادیم و این خانم یه خانم چادری و به شدت محجبه بود و دوتا چفیه روی چادر روی گردنش انداخته بود و تا دید که من چادری نیستم از همون اول ساز مخالف زد و گفت که نه اول خانواده های شهید ، جانباز ، اسیر ، مفقودالاثر… بعد بقیه و داشتن حجاب برای والدین دانش آموزان این مدرسه لازم و جزو  واجباته و من از شنیدن این حرف ناراحت شدم و گفتم خب حالا این شرایطی که شما گفتید شامل حال ما نمیشه ولی یه بند هست که اون همسایگی مدرسه ست اون شامل حال ما میشه ما در خونه مونو باز کنیم بچه ها رو تو مدرسه میبینیم ولی این خانم فقط حرف خودشو میزد ولی رییس آموزش پرورش بهمون گفت که نگران نباشید ان شا الله که با ثبت نام بچه تون موافقت میشه و بهمون گفت که بازم بیایید سر بزنید سوال کنید  ما امید وار بودیم و من و همسرم تو اون گرمای تابستون تو هفته سه روزشو می‌رفتیم آموزش پرورش و باید می‌رفتیم اتاق معاون تا ازاون بپرسیم که تایید شده یا نه و اون خانم با اینکه میدید ما ساعتها توی اون گرما اونجا نشستیم  بی تفاوت از کنار مون رد میشد و نزدیک ظهر که میشد می‌گفت سایت بسته ست و ما بر می‌گشتیم خونه و یک روز که خیلی خسته بودیم گفتم بلاخره  چی مشه  و این خانم گفت یک دانش آموز دیگه هست که اون نوه شهیده اگه اون نخواد این مدرسه بیاد الویت با بچه شماست و بلاخره بعد از یک ماه رفت و آمد بالاخره این خانم جلوی خودم به اون خانواده که خانواده که مورد تایید خودش بود زنگ زد و با اصرار زیاد به اونا  گفت که مدارک بچه تونو ببرید تحویل مدرسه بدید و به ما گفت که بچه شما تأیید نشد در صورتیکه اصلا  به سایت هم نگاه نکرد همین طوری بچه مارو جواب کرد و من ناراحت و عصبی شدم و گفتم اون بچه ای که جای بچه من جابه جا کردی حتی یک بارم پا شو تو این اداره نگذاشت و من ندیدمش  و گفت اون امتیاز خانواده شهید داره و من ناراحت شدم و گفتم درسته که ما از طرف بنیاد شهید هیچ امتیازی نداریم ولی امتیاز همسایگی داریم ولی اون خانم حرف خودشو میزد ویکی از دلایل اصرار من بخاطر همون همسایه بودن با مدرسه بود چون از نظر رفت و آمد به مدرسه کارم خیلی جلو می افتاد

      خلاصه اون خانم با ثبت نام بچه من موافقت نکرد و اون روز حال من و همسرم خیلی بد بود

       حالا تو این مدت مدارس باز شده بود و بچه ها یه دوهفته ای بود که مدرسه رفته بودن و بچه من نه کتاب داشت نه فرم براش گرفته بودم به امید اینکه بچه من تایید بشه و من با ناراحتی بچه مو بردم یک مدرسه دیگه که خیلی خیلی دور از خونه مون بود ثبت نام کنم و مشکل مونو به مدیر اون مدرسه توضیح دادیم و پرسنل اون مدرسه با آغوش باز از ما استقبال کردن خلاصه بچه من که پایه اول بود یک ماه بدون کتاب و فرم رفت مدرسه تا کتاباش رسید و فرمش آماده شد 

      و من از این ماجرا خیلی ناراحت بودم و با خودم گفتم خدایا من که مدتیه در مسیر درست در حرکتم و دارم روی خودم و افکار و نگرش و عقایدم کار میکنم خدایا پس چرا با من همراهی نکردی و در این ماجرا هوای منو نداشتی

      خلاصه گذشت و بچه من دیگه به یه مدرسه جدید رفت و ما هم کم کم اون موضوع رو فراموش کردیم 

      همون اوایل سال بود که بچه های مدرسه شاهد و تو یک روز به شدت باد و طوفانی اردو بردن جنگل و دوستان و اقوام مون که فکر میکردن پسر من مدرسه شاهد می‌ره اون روز پشت سر هم زنگ میزنن که نیما حالش خوبه ، سالمه ماهم بیخبر از همه جا می‌گفتیم آره چه طور مگه بعد با خبر شدیم که مدسه شاهد دانش آموزان شو بردن اردو و باد شدید بوده و درخت افتاده روی دانش آموزان و چند تا از بچه های بیگناه متاسفانه جان شونو از دست دادن و چندتا هم تو بیمارستان ضریب هوشی شون به شدت پایین بوده و رفتن به کما و تعداد زیادی زخمی شده بودن از شنیدن این خبر قلبم فشرده شد و گریه ام گرفت و بچه‌های من که دانش آموز هستن تا چند روز حال شون بد بود و برای دانش آموزان اون مدرسه گریه میکردند و همه فامیل و خودم گفتیم که خدارو شکر که این خانم سر لج افتاد و بچه منو واسه ثبت نام اون مدرسه تایید نکرد وگرنه شاید خدای نکرده یکی از اون بچه‌ها بچه من بود 

      البته که من هنوزم برای اتفاقی که برای اون بچه ها و خانواده هاشون افتاد ناراحتم

      و توی فضای مجازی پر شده بود از پیام های تاسف بار و تسلیت برای اون حادثه و یک روز توی شهر مون برای این اتفاق ناگوار عزای عمومی اعلام شد

      و  بعد شنیدیم که خاواده های اون دانش آمزان از اون خانم برای اینکه دستور اردوی بچه ها رو در اون روز طوفانی صادر کرده بود از سمتش تو اون اداره بر کنار کردن

      بعضی مواقع اتفاقاتی برای ما رقم میخوره که ما اون لحظه به شدت ناراحتیم ولی خیر و صلاح ما در رخ ندادن اون اتفاقه و ما نمی‌دانیم ولی خداوند شنوای داناست و اگه ما توکل مون به خداوند واقعی باشه خداوند امید مونو نا امید نمیکنه و پاسخ توکل مارو به بهترین شکل میده بدون اینکه خودمون بفهمیم 

      خدایا سپاسگزارم که حواست همیشه و در همه حال به بنده های متوکلت هست 

      خدایا ممنونم بخاطر دریافت این آگاهی های ناب در این مسیر

      تشکر از زحمات بیدریغ استاد گرامی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا