سالها هر بار که کسی بهم شیرینی تعارف میکرد، برمیداشتم. حتی وقتی سیر بودم. گفتن دو کلمهی «میل ندارم» برای من از فتح قلهی اورست سختتر بود. امروز میدونم این رفتار نه از گرسنگی بود و نه از بیارادگی؛ یکی از همون عادتهای چاق کننده بود که از یه باور ساده در ذهنم شروع شده بود.
این نوشته جلسه چهارم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در سه جلسهی قبل دلیلهای بیرونی چاقی رو رد کردیم و در جلسه سوم (روشهای لاغر شدن) دیدیم چرا هیچ روشی ماندگار نبوده. از این جلسه، آموزش لاغری با ذهن جدیتر میشه. بنابراین این جلسه رو با حوصله دنبال کن و تمرینهاش رو کامل انجام بده.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🧠 قدرت ذهن؛ همون نیرویی که ما رو چاق کرد
در این چند سال خیلیها با من تماس گرفتن یا پیام دادن تا دربارهی لاغری با ذهن بپرسن. معمولاً از همون اول صحبت مشخص بود که از قدرت ذهنشون در لاغری خبر ندارن. چون مدام دلیلهای بیرونی برای چاقیشون میاوردن: «از بچگی چاق بودم»، «پدر و مادرم چاقن»، «قرص اعصاب میخورم»، «بعد از ازدواج چاق شدم».
برای خیلیها سخته باور کنن که با قدرت ذهن میشه لاغر شد. من برای اینکه این موضوع رو راحتتر نشون بدم، راه سادهای پیدا کردم: ثابت کنم که با همین قدرت ذهن چاق شدیم.
یه نیرو در وجود همهی ما هست. همین نیرو در یه نفر به شکل بدن چاق خودش رو نشون داده و در یه نفر دیگه به شکل بدن متناسب. خیلی سادهترش اینه که اگه همین نیرو تونسته ما رو چاق کنه، میتونه لاغرمون هم بکنه. فقط باید بفهمیم فرق ذهن ما با ذهن یه آدم متناسب کجاست.
🔁 عادتهای چاق کننده؛ چاقی محصول مجموعهای از عادتهاست
ما از هوا چاق نشدیم. اگه مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم، یعنی قبول کردیم که یه طرز فکر و یه طرز رفتار داشتیم که ما رو به اینجا رسونده. چاقی محصول عادتهای ماست. یعنی رفتارهایی که هر روز و هر روز تکرار شدن.
یه نکتهی مهم اینجاست: یکی دو تا عادت اشتباه هیچکس رو چاق نمیکنه. چاقی نتیجهی مجموعهای از عادتهای اشتباهه که با تکرار بارها و بارها، ما رو به وضعیت امروز رسونده.
سیگار رو در نظر بگیر. یه نخ یا دو نخ سیگار اتفاق بدی برای آدم رقم نمیزنه. ولی کسی که از یه نخ شروع کرده، کمکم شده دو تا، بعد چهار تا و بعد یه پاکت در روز. وقتی این رفتار سالها تکرار بشه، عواقب جدی داره. چاقی هم همینطور آرومآروم و بیصدا ساخته میشه.
عادتها فقط آدم رو خراب نمیکنن؛ آدم رو موفق هم میکنن. قهرمان المپیک عادت کرده هر روز تمرین کنه و غذا خوردن و خواب و بیداریش با یه آدم معمولی فرق داره. یه آدم متناسب هم یه سری عادتها رو تکرار میکنه و یه آدم چاق یه سری عادتهای دیگه رو. بنابراین فرق اصلی بین چاقها و لاغرها، فرق در عادتهاشونه.
فرق ما و لاغرها در مقدار غذا نیست
خیلیها فکر میکنن فرق در نوع غذاست. ولی ما و آدمهای متناسب تقریباً همون غذاها رو میخوریم. بعضیها هم فکر میکنن فرق در مقدار غذاست. ولی وقتی چاق بودم، حواسم خیلی به این موضوع بود و آدمهای زیادی رو میدیدم که از من بیشتر میخوردن ولی متناسبتر از من بودن.
حتماً تو هم آدمهایی رو میشناسی که با حسرت بهشون نگاه میکنی و میگی «ببین چقدر میخوره، ولی هیکلش رو ببین!». یعنی نه نوع غذا تعیینکننده است و نه مقدارش. فقط عادتها با هم فرق دارن.

🌱 عادتهای چاق کننده چطور شکل میگیرن؟
عادت یه فکر ساده است که تکرار میشه، تکرار میشه و تبدیل میشه به عادت. خیلی از عادتهامون رو هم خودمون انتخاب نکردیم. کسانی مثل من که از بچگی اضافه وزن داشتن، عادتهاشون رو خودشون انتخاب نکردن. این عادتها بر اساس فکرها و باورهایی که در ذهنشون شکل گرفته بود، خودبهخود ساخته شدن.
وقتی بزرگتر شدم، یه سری عادتها رو خودم هم اضافه کردم. چون آدمهای چاق خیلی راحت رفتارهای اشتباه رو از همدیگه یاد میگیرن. اگه دوستم یه عادتی داشت که من نداشتم، کافی بود چند روز باهاش رفتوآمد داشته باشم تا اون عادت رو هم به عادتهای خودم اضافه کنم.
حالا سؤال اینه که خود عادتها از کجا میان؟ عادتها از باورها شکل میگیرن. اگه چیزی رو باور کنی، خودبهخود عادتهایی در تو شکل میگیره که وضعیتت رو شبیه باورت میکنه.
انسان رو میشه سه قسمت دید: باور، عادت و بدن. باور از فکرهایی ساخته میشه که بارها مرورشون کردیم؛ از حرفهایی که از پدر و مادر، جامعه و رسانهها شنیدیم. وقتی باور ساخته شد، ذهن ناخودآگاه عادتهایی میسازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. یعنی عادتها پل بین باور و بدن ما هستن.
مثلاً کسی که از بچگی بارها شنیده «چاقی شما خانوادگیه»، اول فقط یه باور داره و هنوز اضافه وزن چندانی نداره. ولی کمکم عادتهایی در اون شکل میگیره که بدنش رو شبیه باورش کنه. بنابراین به اندازهی پدر و مادرش، یا حتی بیشتر، اضافه وزن پیدا میکنه.
در خانوادهای که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن ولی بچهی چهارم متناسبه، برو از همون بچهی چهارم بپرس دربارهی چاقی چه باوری داره. امکان نداره باور کرده باشه که چاقی ارثیه. اگه باور کرده بود، اون هم مثل بقیه چاق میشد.
یکی از همراههای سایت در بخش نظرات یه جملهی خیلی خوب نوشته بود:
«من همیشه فکر میکردم چاقی من ژنتیکیه، چون همهی عمهها و عموهام چاق بودن. اما الان میفهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»
یعنی چیزی که در خانوادهها نسلبهنسل منتقل میشه، بیشتر از ژن، باورها و عادتهاست.
🏋️ چرا فشار آوردن به بدن جواب نداد؟
روندی که ما رو چاق کرده اینه: اول باور، بعد عادت، و آخر بدن. ولی ما برای لاغر شدن چه کار میکردیم؟ میرفتیم سراغ قسمت آخر، یعنی بدن، که هیچ نقشی در انتخاب نداشته و فقط نتیجهی باورها و عادتهامون بوده. در تمام مدتی که با رژیم و ورزش و دارو به بدنمون فشار میاوردیم، باورها و عادتها سر جاشون بودن.
من برای لاغر شدن کم تلاش نکردم. شاید هزاران کیلومتر دویدم. ولی وقتی به بدنم فشار میاوردم، فقط بعضی از عادتهام رو کمتر تکرار میکردم، اون هم تا وقتی که میتونستم رژیم رو ادامه بدم. چون باور سر جاش بود و مدام سوخت چاقی رو میرسوند، ذهنم هم مدام سعی میکرد عادتها رو تکرار کنه. همین درگیری بود که ما رو عصبی و خسته میکرد.
داستان باشگاه رفتن من
یه زمانی باشگاه بدنسازی ثبتنام کرده بودم و هزینهاش رو هم داده بودم. ولی همیشه دنبال بهانه بودم که نرم. میگفتم «بذار نیم ساعت دیگه»، «امروز مهمون داریم»، «امروز درس دارم»، «امروز حس و حالش نیست، از فردا میرم». در حالی که بقیهی بچههای باشگاه با اشتیاق هر روز میومدن و برنامهشون رو اجرا میکردن.
فرق ما چی بود؟ اونها برای خوش اندام شدن و ورزشکار شدن میرفتن باشگاه، ولی من برای لاغر شدن ورزش میکردم، چون باور داشتم «ما خانوادگی چاقیم و من همیشه چاق میمونم». همین یه باور کافی بود تا همهی تلاشم رو خنثی کنه. چند وقت میرفتم و کمی تغییر میکردم، ولی تا یه هفته نمیرفتم، دوباره همون آدم قبلی میشدم.

🗓️ چرا تصمیمهای «از فردا» جواب نمیده؟
چند بار به خودت گفتی «از امروز دیگه شیرینی نمیخورم» یا «از فردا دیگه ریزهخواری نمیکنم»؟ من خودم بارها گفته بودم «این جعبهی شیرینی رو که آوردم بخورم، دیگه بعد از این لب نمیزنم». ولی ۳۰ سال همین رو گفتم و باز هم خوردم.
دلیلش سادهست. من این عادت رو با تصمیم نساخته بودم که بخوام با تصمیم عوضش کنم. یادت میاد کی تصمیم گرفتی پرخوری کنی؟ کی تصمیم گرفتی چاق بشی؟ هیچوقت. بنابراین با تصمیم هم نمیشه لاغر شد. راهش تغییر باوره.
«میل ندارم»؛ سختتر از فتح اورست
یکی از بهترین معیارها برای سنجیدن فرق لاغری با ذهن با بقیهی روشها همین دو کلمهست: «میل ندارم». برای یه آدم چاق، گفتن این دو کلمه جلوی یه شیرینی یا تعارف و اصرار دیگران، از فتح اورست سختتره.
من تا وقتی در مسیر چاقی بودم، یادم نمیاد یک بار گفته باشم «میل ندارم». حتی وقتی به کسی تعارف میکردم و اون میگفت «میل ندارم»، برام خندهدار بود. میگفتم «یعنی چی میل ندارم؟ مگه میلیه؟ خوردنیه، بردار بخور!». ولی امروز خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن برام مینویسن که خیلی راحت میتونن بگن «میل ندارم». چون باورشون عوض شده و عادتهاشون خودبهخود تغییر کرده.
از امروز امتحان کن. هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد، بگو «میل ندارم» و ببین چند روز میتونی ادامه بدی. اگه فقط همین کار رو بتونی همیشه انجام بدی، متناسب میشی. ولی بدون تغییر باور، این کار تقریباً نشدنیه. همین تجربه بهت نشون میده که عادت با تصمیم عوض نمیشه.
🧩 چند باور رایج که عادت چاقکننده میسازن
«بعد از ۴۰ سالگی سوختوساز پایین میاد»
خانمهای زیادی بین ۳۷ تا ۴۲ سال برام پیام میدن که در چند ماه اخیر خیلی سریع چاق شدن؛ مثلاً ۱۰ کیلو در سه چهار ماه. اولین سؤالی که ازشون میپرسم اینه: «این جمله رو شنیدی که خانمها به ۴۰ سالگی که میرسن، سوختوسازشون پایین میاد و چاق میشن؟». تقریباً همه میگن «آره، احتمالاً درسته، چون خودمون هم همینطور شدیم».
یعنی این جمله رو سالها قبل شنیدن و باورش کردن. حالا که به اون سن نزدیک شدن، عادتهایی در اونها شکل گرفته که بدنشون رو با همون باور هماهنگ کنه.
«این دارو اشتها رو زیاد میکنه»
کافیه پزشک موقع نوشتن یه دارو بگه «این دارو اشتها رو زیاد میکنه». از همون روز باور شکل میگیره و بعد آدم میگه «از وقتی این قرص رو میخورم، تند تند گرسنهام میشه». ولی تا دیروز همین آدم یه جور دیگه غذا میخورد.
خیلیها پرخوری رو با اشتها اشتباه میگیرن. خیلیها هم میگن هر یکی دو ساعت گرسنه میشن. همهی اینها عادته؛ ترفندیه که ذهن ناخودآگاه به کار میبره تا بدن رو به باور «چاق شدن برای من طبیعیه» برسونه.
«اگه معدهام خالی باشه سردرد میگیرم»
خیلیها باور دارن اگه غذا نخورن یا معدهشون خالی بمونه، سردرد میگیرن. ولی همین آدمها در ماه رمضان، شاید یکی دو روز اول کمی سردرد بگیرن، ولی بعد دیگه سردرد ندارن. چون ذهنشون میدونه دستوری بالاتر از دستور خودش هست و نمیتونه با سردرد اونها رو به خوردن وادار کنه. جالبه که بعد از ماه رمضان، خیلیها دوباره به همون عادتهای قبلی برمیگردن.
«بدنم شیرینی میکشه»
یکی از عادتهای قبلی من این بود که حتماً با چایی کلوچه بخورم، یا بهجای قند، شکلات بخورم. اینها قانون نیستن؛ فقط عادتن. خیلیها میگن «بدن من شیرینی میکشه». ولی بدن آهنربا نیست که شیرینی رو بکشه. این یه باور اشتباهه که با تکرار، عادت شده. اگه بدن ما شیرینی میکشید، چرا بدن خیلی از آدمها اصلاً نمیکشه؟

♾️ چرا لاغری با ذهن همیشگیه؟
در لاغری با ذهن رژیم غذایی، ورزش اجباری و دارو نداریم. چون همهی اینها فقط نتیجه رو هدف میگیرن. ما باید سرچشمه رو تغییر بدیم، یعنی باورها رو. وقتی باورها با فکرهای جدید عوض بشن، عادتها خودبهخود عوض میشن و در نهایت بدن هم تغییر میکنه.
این هم دلیل اینه که هنرجوها نتیجههای متفاوتی میگیرن. هر کسی به اندازهای که باورهاش عوض میشه، عادتهاش و بعد بدنش تغییر میکنه. زوری در کار نیست.
چاقی ما تا امروز همیشگی بوده، چون عادتهامون همیشگی بودن. هر بار لاغر شدیم، با تکرار همون عادتها دوباره به بدن قبلی برگشتیم. بنابراین وقتی باورها و عادتها عوض بشن، متناسب بودن هم به همون اندازه همیشگی میشه.
👔 لذتی که لاغرها هیچوقت تجربه نمیکنن
ما آدمهایی که اضافه وزن داشتیم، یه برتری نسبت به لاغرها داریم که خودمون ازش خبر نداریم: میتونیم یه زندگی جدید رو تجربه کنیم. از خرید کردن گرفته تا تغییر در رفتار و احساس و شادی درونی. آدمهایی که از اول لاغر بودن، این تجربه رو ندارن، چون نمیدونن چاقی چیه که بخوان از لاغریشون لذت ببرن.
من که روزی ۱۳۵ کیلو بودم، میدونم این حس چقدر لذتبخشه. چند سال پیش کتی که امروز میپوشم اصلاً به تنم نمیرفت. ولی حالا سایز لارج میپوشم و هر بار که لباس مورد علاقهام رو تنم میکنم، از اندامی که برای خودم ساختم لذت میبرم. این لذتی نیست که به این راحتی تموم بشه و برای هر کسی هم ممکنه.
✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادتهای چاق کننده
شناختن فرق عادتهای خودت با عادتهای آدمهای متناسب کمک میکنه دلیل چاقیت رو بهتر بفهمی. جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس.
مرحله اول: عادتهای غذاییت رو پیدا کن
- عادت چیه و به چه رفتاری عادت میگیم؟
- عادتهای چاق کننده چه نوع عادتهایی هستن؟
- فهرستی از عادتهای غذایی خودت بنویس و برای هر کدوم توضیح بده چرا فکر میکردی باعث چاقیت شده.
سختگیری نکن. هر رفتاری که بیشتر از یک بار تکرار شده، عادته. مثلاً یکی از عادتهای من این بود که حتماً با چایی کلوچه یا شکلات میخوردم.
یادت باشه هیچ عادتی بهخودیخود چاقکننده نیست. یه عادت وقتی چاقکننده میشه که باورت دربارهاش این باشه: «من این عادت رو دارم، برای همین چاقم یا نمیتونم لاغر بشم.» مثلاً من عادت داشتم با غذا نون بخورم و فکر میکردم همین نون خوردن من رو چاق کرده.
مرحله دوم: تمرین «میـــل نـــدارم»
نگاهت به جملهی «میـــل نـــدارم» چیه؟ در طول روز، جلوی تعارف بقیه چقدر میتونی این جمله رو بگی؟ چرا بعضیها خیلی راحت میگن «میل ندارم» ولی تو نمیتونی؟
از همین امروز، هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد یا ذهنت تو رو به خوردن دعوت کرد، بگو «میل ندارم». بعد بنویس چند بار تونستی این کار رو بکنی و بعدش چه حسی داشتی.
اگه همین الان هم راحت از این جمله استفاده میکنی، این مرحله برای تو ضروری نیست.
در جلسه بعد (قسمت پنجم: دلیل چاق شدن من) با هم دقیقتر دلیل شخصی چاق شدنمون رو پیدا میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. عادتهای چاق کننده چه عادتهایی هستن؟
رفتارهایی که بارها تکرار شدن و ما رو به خوردن بیشتر از نیاز بدن کشوندن؛ مثل خوردن شیرینی کنار چایی، ریزهخواری، یا نتونستن «میل ندارم» گفتن. هیچ عادتی بهخودیخود چاقکننده نیست؛ باور ما دربارهی اون عادته که اون رو چاقکننده میکنه.
۲. عادتها از کجا میان؟
از باورها. وقتی یه جمله رو بارها میشنویم و باورش میکنیم، ذهن ناخودآگاه عادتهایی میسازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. بنابراین زنجیرهی چاقی اینطوریه: باور، بعد عادت، و آخر بدن.
۳. چرا با تصمیم گرفتن نمیتونم عادتهام رو ترک کنم؟
چون این عادتها رو با تصمیم نساختی. هیچوقت تصمیم نگرفتی پرخوری کنی یا چاق بشی. برای همین با تصمیم هم عوض نمیشن. وقتی باور پشت عادت عوض بشه، عادت هم خودبهخود تغییر میکنه.
۴. چرا لاغری با ذهن ماندگاره؟
چون بهجای بدن، سراغ باورها و عادتها میره. همونطور که چاقی به خاطر عادتها همیشگی بود، وقتی عادتها عوض بشن، تناسب هم همیشگی میشه.
امتیاز 4.13 از 298 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام…
چقدر خوبه چقدر لذت میبرم از اینکه باورهام داره تغییر میکنه طوری ک خییییلی راحت میتونم واسه اطرافیانم برای اثبات این روش لاغری دلیل و منطق بیارم
من تا قبل از این همیشه با ترس از اینکه چاقتر نشم غذا میخوردم ب مقدار خیییلی کم و همیشه قبل از اینکه بفهمم چی خوردم دست از غذا میکشیدم و این خیلی برام عذاب آور بود ولی الان با خیال راحت و بدون ترس غذا میخورم و جالب اینه ک خیلی زود هم سیر میشم و ب پیشنهاد شما لقمه اخر رو هم نمیخورم
استاد خیلی ها بهم میگفتن چون صبحانه نمیخورم چاقم و چون وقتی صبحانه میخوردم بعد از هر یک ساعت من گرسنه میشدم و از شدت ضعف مجبور بودم هرچی ک دم دستم میاد رو بخورم تا اون حس ضعف از بین بره ولی چند وقتی هست بعداز خوردن صبحانه تا اون حس ضعف میاد سراغم با خودم تکرار میکنم ک من گرسنم نیست و واقعا جواب میده و دیگه تا چند ساعت بعد هم اون حس ضعف رو ندارم
عادت اشتباه زیاد داشتم مثل خوردن پیراشکی ، بستنی تقریبا هر شب اما خداروشکر الان اون حس علاقه ب شیرینی جات در من تقریبا میشه گفت کم رنگ شده و چندین بار برام این اتفاق افتاد ک از جمله میل ندارم استفاده کنم و از این بابت خیلی خوشحالم
استاد ان شاءالله همیشه و در همه حال پر از حس خوب باشید بابت این همه حس خوبی ک ب ما هدیه میدین
نشان های دریافت شده
سلام
تمرین جلسه چهارم
این فایل هم مثل فایلهای قبل عاااالی
بله درسته ..من هم عادتهای اشتباه زیاد دارم
مثل عادت نادرست چای نوشیدن زیاد اونم با شکلات و نبات و نقل. دقیقا فایل که گوش میدادم وقتی گفتین بعضی ها فک میکنن گرسنه که باشن. سردرد میشن. منم همینجوری بودم
ی عادت اشتباه دیگه اینکه وقتی عصبی بودم پرخوری میکردم وحشتناک …و خودم باعث این باور غلط بودم. چون میگفتم وقتی عصبیم اشتهام زیاد میشه
و معمولا هم به سمت شیرینی جات میرفتم
باورها و عادات اشتباه نه تنها منشا چاقی. بلکه دلیل اصلی بسیاری از مسایل دیگه زندگی ما هستن
پس. من بااااید عادتها و باورهای اشتباه را از بین ببرم و عادتها و باورهای درست را جایگزین کنم
تمرین دیگه این بود که گفتن جمله میل ندارم را در مواقع پرخوری استفاده کنیم. اینم عالیِ
البته باید بگم که از روز اول که فایلهارو گوش میدم
رژیم کنار گذاشتم. و جالب که متوجه شدم چقدر کلمه رژیم ذهن آدم درگیر میکنه .و واقعا مثل قبل ولعی به خوردن غذا و تنقلات ندارم
حتی خیلی سریع سیر میشم و با گفتن میل ندارم هم کاملا ریزه خواری هام هم از بین میره
با سپاس از شما
نشان های دریافت شده
سلام استاد شبتون بخیر و خوشی فوق العاده بود این فایلتون عادته اشتباهه من اینه که همیشه به همه میگم من تا نخوردم میلم به هیچی نمیبره ولی همین که بخورم دیگه نمیتونم جلو خودمو بگیرم نخورم . بعد به نظره خودم با گوش دادن به این چهارتا فایل حس میکنم قدرت ذهن قوی دارم و راحت میتونم افکارمو تغییر بدم تازگیا به طور نا خودآگاه همش تو ذهنم تکرار میکنم لاغری حق منه من بیماری چاقی رو از بدنم دور میکنم من این توانایی رو دارم که لاغر بشم حتی تا خواب بیفتم همش تکرار میشه این حرفو تو ذهنم
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان
با سلام خدمت شما استاد گرامی
یکی از عادتهای اشتباه من ریزه خواری هست هر وقت که وارد آشپزخونه میشم باید یک چیزی بخورم فرقی نمیکنه چی باشه ولی بیشتر سعی میکنم میوه بخورم یک عادت اشتباه دیگه اینه که من در طول روز خیلی چای میخورم چای رو هم همیشه با قند یا شکلات میخورم و خیلی برام سخته که این عادتها رو ترک کنم ولی امیدوارم که با کمک شما استاد عزیز بتونم این عادات اشتباه رو بزارم کنار و به تناسب اندام برسم.
با تشکر از شما استاد عزیز
لاغری با ذهن تکرار تمرین جلسه چهارم:
سلام به همه عزیزان.برای بار سوم این فایل رو نگاه کردم و خیلی جالب بود چون داشت برام تکرار میشد نکات بیشتری رو فهمیدم.هم زمان که گوش میکردم مثال های بیشتری توی ذهنم میومد از باورها و عادت هام.من دو روز هست که این دوره رو اصولی شروع کردم و تمرین ها رو انجام میدم.دیشب هنگام خواب به قدری سیر بودم که احساس سنگینی میکردم،نه برای خوردن غذا بلکه تنقلات بعدش..اما با این حال تاثیر فایلهای جلسات ۱تا۳ رو حس میکردم!!!
شاید خنده دار باشه که فایل ها چطور تاثیر داشتند در حالی که من همچنان تنقلاتم رو خوردم!؟!؟!
مثلا زمانی که میخواستم بستنی رو بیارم و بخورم یک ندایی از درون مغزم میگفت میخوای حالا نخور الان گشنه ت نیست دیگه آخر شب هم هست..
در حالی که روزها و شبهای قبل من چنین ندا و تفکری رو نداشتم و تجربه نکرده بودم،فقط به لذت چند دقیقه ای خوردن شکلات های میکس شده با بستنی فکر میکردم!!! شاید باورتون نشه اما الان که دارم مینویسم هم دل زده میشم از فکر بستنی!!!
خوب این یعنی چی؟من فکر میکنم این تاثیر درکی هست که ذهن من از گوشکردن به فایل های ۱تا۴داشته.
دیشب تا ساعت ۲:۳۰شب در حال فکر کردن بودم به عادت هام به باورهام به اینکه واقعا چی باعث شد من ۵۰کیلو به بدنم اضافه کنم!
و شگفت انگیزه که براتون بگم امروز صبح تاثیر فکر کردن های دیشبم رو گرفتم.صبح طبق عادت رفتم سراغ یخچال برای صبحانه،در یخچال رو که باز کردم و کوکی رو دیدم خیلی نا خودآگاه گفتم نه اصلا میل ندارم(من هر روز صبح یک کوکی شکلاتی کنار صبحانه م میخوردم) و حتی اوتمیلی که برای صبحانه طبق روال هر روز درست کردم رو نتونستم کامل بخورم!!! همزمان با خوردن صبحانه داشتم فایل چهارم رو تکرار میکردم و یک لحظه به خودم آمدم دیدم خوب واقعا من سیر شدم و میل ندارم پس دلیلی نداره این سه چهار قاشق آخر رو بخورم..
این خیلی جذاب هست برای من؛
خیلی شیرینه..حس میکنم توی راه درستی قدم گذاشتم که قراره بهترین نتیجه رو ازش بگیرم..من دیگه مثل رژیم های قبل نمیگم خدا کنه ازین رژیم نتیجه بگیرم و از شر این چاقی خلاص بشم،در عوض میگم خدا خواست و مثل همیشه به من محبت کرد و هدایتم کرد و من رو وارد مسیر خود آگاهی کرد و حالا من از همین حالا موفقم و به نقطه ی هدف هم هر روز نزدیک تر میشم..
من یک روزی از وزن ۶۵عبور کردم تا به ۱۱۶برسم،پس اصلا غیر ممکن و دور از ذهن نیست که همین مسیر رو برگردم و از ۱۱۶به ۶۵برسم.
از امروز قبل از انتخاب یک ماده غذایی این فکر به سراغم میاد که میل دارم یا ندارم!؟
و این فکر اصلا از روی اجبار به سراغ من نمیاد این فکر از ذهن آماده ی من نشأت میگیره و خود به خود به سراغم میاد نه مثل دستورهای رژیمی که باید به ذهنم حکم میکردم نباید بخوری!
و خبر خوب به خودم این هست که این فکر داره به باور تبدیل میشه..
تناسب ذهنی تمرین جلسه چهارم:
افکار =»باورها رو میسازند
باورها=»رفتار ها رو به وجود میاورند
تکرار رفتارها =»عادت ها رو پدید میاورند
چقدر این فرمول برام ملموس و آشناست..
در ذهنم مثال های زیادی دارم که این فرمول رو تصدیق میکنه..
چقدر ما آدم ها موجودات عجیبی هستیم،هم ساده ایم هم پیچیده..
خیلی اوقات هست که غلط و درست بودن رو میدونیم، ایراد خودمون رو میشناسیم و درک کردیم و انقدر راه های مختلف رو رفتیم که یک پا متخصص شدیم اما نیاز داریم و خیلی نیاز داریم که بنشینم و فقط گوش کنیم و یاد بگیریم..
آقای عطار روشن عزیز من بسیار از شما ممنونم که اینقدر راحت و صریح و شفاف صحبت میکنید ممنونم که صحبتهاتون به جان مینشینه،ما نیاز داریم که این حرفها رو بشنویم نیاز داریم که با خودمون تکرار کنیم،نیاز داریم که موشکافی کنیم و افکار و باورهای قدیمی رو از ذهنمون بیرون بکشیم،من از خودم میگم نیاز دارم که ذهنم رو آب و جارو کنم،خونه تکونی کنم.ذهن من ،عمر من، هدف من، سلامتی من ،آرامش روح من بسیار با ارزش تر و مقدس تر از اون هست که اجازه بدم افکار و باورهای اشتباه توی اون خونه کنه..
وقتی فایل جلسه ی چهارم رو نگاه کردم با تمام وجودم نشانه های درست بودن این راه رو حس کردم. چون برخی از گفته های شما رو در جلسه چهارم،ذهن من در تمرین جلسه سوم جواب داد.این یعنی من در حال درک و باور قدرت ذهنم هستم،یعنی ذهن من در حال چالش با حرف های شماست.چقدر برام شیرینه..
حرف های شما و حتی کامنت دوست عزیزم سادات ،موفق شدن رو به حس درونی من تلقین کرده..و ذهن من داره نشانه ها رو پیدا میکنه..
نمیدونم چجوری بگم حسی که دارم رو..انگار یک سری مویرگهای خیلی ریز از اعماق مغزم در حال بیدار شدن هست..
من به این باور رسیدم که باور های من باعث بروز رفتارهای غلط شده و تکرار اون رفتارها عادت های اشتباهی رو برای من به وجود آورده..
به طور مثال من باور کردم که به طور ارثی قند خون و فشار خون پایینم سبب ضعف و بی حالی من هست و با خوردن یک چیز شیرین حالم بهتر میشه ..خوردن خوراکی شیرین اول یک رفتار غلط بود اما الان سالهاست که شده یک عادت غلط و حالا ارمغان این عادت غلط ۵۰کیلو اضافه وزن هست…
احساس خوبی دارم ازینکه ذهنم درگیر فکر کردن راجع به باورها و عاداتم شده..
فعلا سراغ فایل بعدی نمیرم چون نیاز دارم که بیشتر فکر کنم و این فایل رو تکرار کنم.
ممنونم استاد
نشان های دریافت شده
سلام به همه عزیزان من یکی از عادت های بد م اینه که خوردن و وظیفه میدونم در عین سیری اگر کسی بهم چیزی تعارف کنه یا سفره بندازن حتمآ باید بخورم وبعدش عذاب وجدان بدی نصیبم میشه
نشان های دریافت شده
سلام . این یه عادت اشتباهه . در ذهنتون جستجو کنید ببینید چه باوری این رو به وجود آورده . باور اصلی رو پیدا کنید . چون این عادت ممکنه از چند تا باور پیدا شده باشه . همش رو بنویسید و باورهاتون رو تجزیه و تحلیل کنید . بعد ببینید جای اون باور اشتباه چه باور درستی میشه گذاشت . وقتی باور درست رو پیدا کردید نوبت تمرین و استفاده از باور جدیده و زمان استفاده از باور جدید دقیقا زمانیست که شما دوباره در مهمانی شرکت میکنید . در این زمان از باور جدید استفاده کنید و سعی کنید این رفتار جدید رو تکرار کنید . تا یه مدتی باید حواستون جمع باشه که طبق باور جدید رفتار کنید و بعد از مدتی دیگه عادت میکنید که از رفتار جدید استفاده کنید و اینجوری میشه که اون عادت غلط تبدیل به عادت درست میشه .
نشان های دریافت شده
عالیییییییی 👏👏👏👏
نشان های دریافت شده
سلام .
یکی از عادات اشتباه من که کندتر از بقیه در مسیر متناسب شدن قرار گرفته خوردن در هنگام مواجه شدن با ناراحتی یا خوشحالی یا هیجان و احساسات دیگر است . البته تا حدود زیادی توانسته ام با توجه به آموزه ها در این زمانها با پیشرفتهایی مواجه بشوم اما آنطور که دلم میخواسته نتوانستم عمل کنم گرچه از عادت تبدیل به رفتار شده چون حتی خیلی از زمانهایی که من ناراحت یا عصبانی یا هیجان زده و یا دچار استرس میشدم با قرار گرفتن در این مسیر خیلی کم شده و من از نظر روحی و روانی نسبت به قبل خیلی متعادل تر شدم و خدا را بابت آن شکر میکنم اما هنوز هم جای کار دارم و چون خیلی مشتاق شناختن ذهن هستم با اشتیاق ادامه میدهم و هر روزم را در این مسیر ادامه میدهم .
برمیگردیم به موضوع مورد بحث : عادت اشتباه من روی آوردن به غذا در هنگام برخورد با هیجانات مثبت و منفی .
باور موجود در این عادت:
خوردن در مواقع هیجانات مرا آرام میکند ?
خوردن بهترین مسکن روح و روان من در برخورد با استرس و هیجانات منفی است .?
خوردن بهترین لذت در هنگام شادی و هیجانات مثبت است .?
پس مدام آن را تکرار میکند و باور تبدیل به رفتار و در اثر استمرار تبدیل به عادت شده است .
حالا اثبات میکنیم که این باورها اشتباه است و یا درست است .
خوردن مرا آرام میکند . ?
غذا ماده ای است برای حفظ بدن برای ادامه ی زندگی و هدف آن تبدیل شدن به انرژی است. در صورت نیاز جسم لازم است مصرف شود و در مواقع گرسنگی با لذت بردن از غذا خوردن باعث هضم و جذب بهتر و تبدیل آن به انرژی میشویم .
پس خود غذا سبب انرژی بخشیدن به بدن میشود و آرامشی که ذهن ما طبق عادات برای ما ساخته و از آن طلب میکند از خود غذا نیست بلکه از عمل خوردن است . شخص چاق چون خوردن را دوست دارد و هیچ انگیزه ای بالاتر از آن ندارد هنگام هیجانات به خوردن پناه میبرد و نوع غذا برای او اهمیت ندارد . باور عمیق موجود در این عبارت خوردن در هنگام هیجانات است که باید درست و غلط آن ثابت شود.
چرا خوردن ما را آرام میکند ؟ چون ذهن انسان آنقدر این باور اشتباه را تبدیل به عادت اشتباه کرده که به حقیقت ما باورمان شده خوردن مارا آرام میکند و تشکیل این باور برمیگردد به زمان نوزادی ما . به هر دلیلی گریه میکردیم به ما شیر میدادند . بزرگتر که شدیم هر بهانه ای می آوردیم به ما غذا میدادند و بعد در سنین نوجوانی تنها سرگرمی ما خوردن شد و هزاران لذت وآرامش کاذبی که ما از طریق غذا خوردن به دست میاوردیم ما را به این حال و روز انداخت .
این باور که باعث چاقی ما شده چطور و با چه منطقی تبدیل به باور تناسب میشود . استاد ذهن من اینجا استپ میکنه . این باور مانعی بزرگ در جهت رسیدن به تناسب است و ذهن من نمیخواهد آن را رها کند . چه کنم استاد ؟ میدانم که صبر و استمرار در عادات خوب لازم است و من نه به اندازه ی کل عمرم اما زمان بیشتری لازم دارم تا این باور در من کمرنگ شود . استمرار در مسیر تناسب و خورد کردن این مانع و برداشتن ذره ذره ی آن در مدت زمان این مانع را برای من از بین خواهد برد . همانگونه که در همین مدت کوتاه توانسته ام آن را تا حدی خورد کنم و این سنگ بزرگ را با باورهای کوچک تناسب تکه تکه کنم . باورهایی مانند :
من میتوانم .
غیر از خوردن کارهای دیگری مثل نوشتن و یا صحبت کردن و یا فایل گوش دادن یا پیاده روی کردن و یا بازی کردن و یا حتی استراحت کردن خوابیدن به گلها رسیدن و یا هر سرگرمی مورد علاقه ی دیگری نیز مرا آرام میکند .
باورهایی مثل میل ندارم .
الان سیر هستم .
خوردن فقط در همان زمان فکر مرا از آن موضوع منحرف میکند و این باعث آرامش من در مواقع هیجانات منفیست که غیر از خوردن کارهای لذتبخش دیگری نیز هستند که میتوانند فکر مرا از آن موضوع منحرف کنند .
با خوردن و هی خوردن و خوردن در این مواقع که معمولا به پرخوری منجر میشود عذاب وجدان به سراغ آدم میاید و حال ما بدتر میشود و به ما ثابت میکند که نه تنها این کار ما را آرام نمیکند بلکه حال مارا بدتر میکند چون لحظات خوردن موقت هستند ما که تا ابد نمیتوانیم بخوریم و بخوریم . بعد از آن صد درصد حس بد به دنبال آن خواهد آمد تازه نه تنها آن موضوع هنوز تمام نشده بلکه حس بد پرخوری و عذاب وجدان به آن اضافه میشود .
این باورها گرچه در ابتدا کمرنگ هستند اما به مرور باور پررنگ خوردن در هنگام هیجانات روحی را کمرنگ میکند . چون ذهن عذاب وجدان را میداند و نمیخواهد به آن برسد . ذهن به دنبال آرامش است و رفتن به سمت غذا او را به آرامش نمی رساند . راه دیگری برای برخورد با هیجانات منفی هست و آن بزرگ شدن خودمان است . خورد کردن آن مشکل .چون وجود آن مشکل نیز ناشی از باور اشتباهی در ماست . در آن هنگام بهترین کار تجزیه و تحلیل مشکل است به هر روش ممکن نه فرار از آن و به چیزی مثل خوردن که کاری از آن برای برطرف کردن مشکل بر نمیاید پناه ببریم . هیجانات منفی باید بررسی شوند نباید از آنها گریخت و در مقابلشان کم آورد . واقعا پناه بردن به غذا چاره ی کار مانیست . پس این باور اشتباه است و باید خطی بزرگ روی آن بکشیم و آن را بشکنیم و از آن عبور کنیم . هربار باید این کار را بکنیم و عبور کنیم چون این باور اشتباه است.
باور درست اینست :
راه حل مشکل ما جای دیگریست و من آن را حل میکنم .?
خوردن غذا در این شرایط مرا به پرخوری می کشاند و سبب چاقی من میشود. پس من راه دیگری را امتحان میکنم.?
راه حل مشکل من خوردن نیست . چون خوردن کاری برای من انجام نمیدهد. من خودم باید مشکل را حل کنم. از آن فرار نمیکنم . می مانم و راه آن را پیدا میکنم. ?
در هنگام هیجانات مثبت نیز راه حل آرامش ما جای دیگریست و آن هم تحلیل شادیست و لذت بردن از این شادی پیش آمده و غذا خوردن به اندازه و طبق نیاز بدن اشکالی ندارد . اما پرخوری و عذاب وجدان بعد از آن لذت آن اتفاق خوب را از ما میگیرد و حالمان را همان موقع خراب میکند . پس خوردن غذا هم اینجا ما را به آرامش نمیرساند بلکه کنترل افکار خوب و مثبت و لذت بردن از همان شادی ما را کم کم به آرامش میرساند .
و این را هم بدانیم تا با این مواقع روبرو نشدیم این همه تمرین به کار ما نمیاید و مهم اینست ما بتوانیم در چنین شرایطی تمام تمارینی که با عشق انجام دادیم به کار ببریم و استفاده کنیم و نهایت لذت را از مسیر تناسب ببریم . شاد باشیم و شاد بمانیم همواره در مسیر تناسب .?
سادات عزیزم،خیلی زیبا و قابل درک بود.
باورهایی که باعث پر خوری ما میشوند..هم بسیار مهم است و هم بسیار تکرار میشود ..
همه ما در طول روز چندین بار با این عادات و باورها برخورد میکنیم و برای موفقیت در این راه نیاز به شناسایی و ریشه یابی کردن اونها داریم.
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد امید دهنده و منجی رهایی انسانها از ناامیدی . استاد این فایلتون بی نظیر بود . یعنی باید حتما و حتما هرروز ما این فایل رو گوش بدیم . چقدر نکته توش داشت . اصلا همینه به خدا غیر از این نیست . نه فقط چاقی تمام مسائل زندگی که در اون موفق نیستیم حاصل باورهای ماست و لازمه ی موفق شدن و موفق ماندن در هر راهی تغییر باوره و این ایجاد نمیشه مگر ما عادتهامون رو بشناسیم . از شناسایی عادتهامون به رفتار و بعد به باور ایجاد کننده ی اون عادت پی ببریم . یعنی استاد شما فوق العاده اید . من دو ماه و نیمه در دوره شرکت کردم خیلی اتفاقی مجبور به وزن کردن شدم دیدم ۱۳ کیلو کاهش وزن داشتم بدون اینکه بفهمم . حتی نتایج عالیتر از این هم گرفتم اما به دلیل یک اتفاق غیرمنتظره با باورهای عمیقی در ذهنم روبرو شدم که اگر این اتفاق برای من نمیفتاد من به اون باورها پی نمیبردم . استاد این فایلتون چقدر به من شناخت داد . به خدا اصلا من دیگه به نتایج فکر نمیکنم . چون نتایج صد درصد میان و اصلا شکی توش نیست چون دیدم به راحتی دیدم و چشیدم و لمس کردم . الان دیگه رسیدن به هدف برام شگفت انگیز نیست . چون دیگه باورم شده و ایمان دارم به هدف میرسم . یعنی این باور در من عمیق شده که اصلا رسیدن به نتیجه از این راه یه چیز حتمی و قطعیه . چیزی که الان من شدیدا دنبال اون هستم و اتفاقا بعد از اون اتفاق به ظاهر تلخ در من به وجود اومد اینه که من باید در این راه بمونم تا باورهای عمیقم که چندین ساله در من نهادینه شدن خودشون رو به من نشون بدن و اتفاقا چقدر خدا با اتفاقات گوناگونی که سرراهمون قرار میده کمک میکنه و نشونمون میده . چیزی که امروز از این فایل فهمیدم که شاید کمتر در این دو ماه ونیم بهش توجه کردم اینه که عادتهای اشتباهم رو شناسایی کنم . البته فکر میکنم ناخودآگاهم داشته این کارو انجام میداده و باعث شده انقدر نتایج عالی بگیرم اما من متوجهش نبودم و حالا فهمیدم و این کار و براش پررنگ تر میکنم .چون یه سری از باورها خیلی عمیقن و فقط از طریق یه عادتهایی که مربوط به اون باور هستند میتونیم بهشون پی ببریم . وای استاد چقدر این راه شیرینه . چقدر شیرینه . عادتهای اشتباه رو پیدا میکنم پی به باور ایجاد کننده ی اون میبرم و با تغییر اون باور و تبدیل اون به باورهای جدید، ناخودآگاه عادات جدید در من شکل میگیره و باز اگر میخوام ببینم دارم راه درست رو میرم یا نه باز به عاداتم نگاه کنم و باور اون عادت رو پیدا کنم . خیلی راحته این کار واقعا من هرروز داشتم این کار و با توجه به آموزه های شما انجام میدادم ولی متوجهش نبودم . خیلی دارم ذوق میکنم که فهمیدم فهمیدم . استاد ازتون بی نهایت ممنونم . این فایلتون مثل تمام فایلهاتون عالی بود . باید این فایل رو هر وقت که میتونیم گوش بدیم . چون با گوش دادنش چه بخوایم یا نخوایم در ذهن ناخودآگاهمون کلی فرمول خوب ساخته میشه . ولی اگه با آگاهی این کار و انجام بدیم و این تمرینات رو در زندگیمون لمس کنیم لذتش خیلی بیشتره و امیدوارتر میشیم . خیلی امیدوار . عالی بود استاد . تمارین عالی بودند . مثل همیشه عالی بود . متشکرم از شما
نشان های دریافت شده
سادات عزیز
بهتون تبریک میگم بابت این همه تغییر در رفتار و عادات و همچنین کاهش وزن ۱۳ کیلو در ۲ماه و نیم اونم بدون هیچ عامل و بکارگیری روش های لاغری قبلی،بدون رنج و سختی بلکه به راحتی و به آسانی و با لذت…
با آرزوی موفقیت بیشتر و تناسب اندام و افکار برای شما و تمامی دوستان🙏
سلام دوست عزیزم .
چه متن زیبایی بود نوشته ی شما،واقعا لذت بردم و هر جمله ای رو که میخوندم حرف خودم بود…خیلی جالب هست این مساله..
کاملا با شما هم عقیده ام و احساس میکنم نکات و فرمول های این فایل انقدر زیاد و کاربردی بود که حتما باید چندین بار تکرار بشه.
باید باور یابی کنیم و عادت هامون رو از ریشه تغییر بدیم.
موفق باشی دوست با اراده ی من
نشان های دریافت شده
سلام . بله صحبتهای شما کاملا درسته و واقعا جای شکر و تقدیر هم از خداوند عزیزمون و هم از شما داره . از خداوند عزیزم بسیار سپاسگزارم که مرا به این راه پر از امید و آرامش و پر از اطمینان رسوند و از شما بی نهایت سپاسگزارم که این آموزش ها رو در اختیارما قرار میدین تا راهگشای آرامش و امیدمون باشه . خدایا شکرت شکرت شکرت شکرت . استاد بزرگوار خیلی سپاسگزارم . ممنونم . ممنونم
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز
این فایلتون خیلی عالی بود و ب نکات کلیدی بسیاری اشاره کردید واقعا ممنون و سپاسگذارم