🎈 تصور کن جلوی آینهای ایستادی که هر روز با نگاهِ قضاوتگر بهت یادآوری میکنه: “بازم لاغر نشدی!”
اما واقعیت اینه که تا وقتی با بدن فعلیت صلح نکنی، قدمی به سمت لاغری واقعی برنمیداری.
خیلیها نمیدونن اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن چقدر حیاتی و ضروریه. 🧠💡
وقتی از چاقیت متنفر باشی، تمام توجه و انرژیت میره روی چیزی که نمیخوای… و این یعنی قدرت بیشتر دادن به همون وضعیت! 😖🎯
پذیرش یعنی دیدن خودت با مهربونی، نه تسلیم شدن. از همین نقطهی آشتی با خودت، جادهی لاغری ذهنی شروع میشه. 🌱✨
🌀 تغییر کردن، بخشی از زندگیه!
تغییر کردن یکی از اصول ثابت و بیچونوچرای زندگی ما انسانهاست. 🌍
هیچچیز در این دنیا ساکن و ثابت نمیمونه؛ از جریان باد گرفته تا رشد برگهای یه درخت یا بزرگ شدن یه نوزاد… همه در حال تغییــرن، فقط فرقش توی سرعتشه. ⏳

اگه ویدیوهای تایملپس رو دیده باشی، دقیقاً متوجه میشی که چطور آسمون رنگ عوض میکنه، ابرها میرن و میان، و خورشید طلوع و غروب میکنه.
ولی اگه همون صحنهها رو در واقعیت ببینی، خیلی از اون تغییرات رو اصلاً متوجه نمیشی! چرا؟ چون آرومن… ولی واقعی.
👤 بدن ما هم دقیقاً همینطوره. هر لحظه در حال تغییره… فقط چون سرعتش پایینه، ما فکر میکنیم هیچی عوض نمیشه!
اما بعضی تغییرها سریعتر اتفاق میافتن.
مثلاً وقتی یه نفر ناگهان عصبانی میشه 😠، یا از یه خاطره قشنگ لبخند میزنه 😊. اینا نشونههایی از تغییر در احساسات و واکنشهاست که خیلی واضح دیده میشن.
🍩 چاق شدن هم یه جور تغییره؛ از حالت متناسب به حالت چاق.
و دقیقاً برعکسش هم صادقه: لاغر شدن یعنی تغییر از وضعیت چاق به وضعیت متناسب.
اما یه نکته خیلی مهم توی این وسط وجود داره که خیلیا ازش غافلن:
برای اینکه این تغییر یعنی لاغر شدن اتفاق بیفته، اول باید خودمون و وضعیت فعلیمون رو بپذیریم.
✨ اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن توی همین نقطه طلایی مشخص میشه.
تا زمانی که با خودمون در جنگیم، از خودمون متنفر هستیم و مدام به جسممون سرکوفت میزنیم، ذهن ما نمیتونه حرکت به سمت تغییر و لاغری رو شروع کنه.
تغییر یعنی پذیرفتن، نه انکار! یعنی بگیم:
«باشه، من الان اضافه وزن دارم… اما دوست دارم متناسب بشم. با آرامش. با عشق به خودم. با ذهنم.» ❤️
زمانی که به این نگرش دست پیدا کنید اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن را به خوبی درک کرده اید.

✨ وقتی ذهن ما با تغییر کنار نمیاد
🤔 شاید برای خیلی از ما عجیب باشه، ولی واقعیت اینه که ذهن انسان بهطور ذاتی عاشق تکراره! هرچی بیشتر یه مسیر رو بره، همون رو امنتر و راحتتر میدونه.
حالا چرا این موضوع برای ما که به دنبال کاهش وزن هستیم مهمه؟ چون اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن دقیقاً از همینجا شروع میشه!
🔄 خیلی وقتها دلمون میخواد لاغر بشیم، تغییر کنیم، لباسای مورد علاقهمون رو بپوشیم، توی آینه از خودمون لبخند بگیریم…
اما وقتی وقت تغییر واقعاً میرسه، یه صدای کوچیک توی ذهنمون میگه: «باشه بعداً! الان نه! یهکم دیگه همینجوری بمون!»
👀 مثلاً تصور کن هر روز از یه مسیر مشخص میری سر کار. یه روز اون مسیر بسته میشه و باید مسیر جدیدی رو امتحان کنی… اولش سردرگمی و ناراحتی، ولی کمکم مسیر جدید رو پیدا میکنی. تغییر ذهن هم دقیقاً همینه.
🪞ما به خیلی چیزها توی زندگی چسبیدیم؛ به مدل لباس، به چیدمان خونه، به سبک غذا خوردن و حتی به «چاق بودنمون».
چون ذهن ما یاد گرفته اونا رو بشناسه و باهاشون احساس امنیت کنه. ولی اگر هدفمون لاغر شدنه، باید این فرمول ذهنی رو بازنویسی کنیم و با اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن آشنا بشیم.
🚧 تغییر نکردن، مانع رسیدن به آرزوها
خیلی وقتها خیال میکنیم فقط کمی خوششانسی یا فرصت نیاز داریم تا به آرزوهامون برسیم… 🎯
اما واقعیت اینه که بیشتر از هر مانعی، این مقاومت درونی ما در برابر تغییر کردنه که نمیذاره به اون چیزی که میخوایم برسیم!
🌈 حالا این چه ربطی به اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن داره؟
دقیقاً همینجاست که ماجرا جالب میشه. چون لاغر شدن هم یکی از اون آرزوهاییه که خیلیها دارن، ولی حاضر نیستن مسیر ذهنی و رفتاری خودشون رو تغییر بدن.
📍 تصور کن دوست داری یه شغل بهتر داشته باشی. حقوق خوب، محیط دلنشین، حتی همکارای حرفهایتر.
اما چون مسیرش دوره یا باید دو بار سوار مترو شی، قیدشو میزنی!
این دقیقاً مثل وقتیه که فردی آرزوی تناسب اندام داره، ولی حاضر نیست سبک فکر و احساسش نسبت به چاقی رو تغییر بده.
🧠 تا وقتی ذهنت رو برای پذیرش چاقی و درک مسیر تغییر آماده نکنی، در همون نقطه میمونی.

🤝 رابطه پذیرش چاقی با لاغر نشدن
خیلی از افرادی که اضافهوزن دارن، واقعاً از ته دل میخوان لاغر بشن 💭
ولی چون نمیدونن اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن چقد زیاده، مدام دارن با خودشون، با جسمشون و با گذشتهشون میجنگن…
و این جنگ، بزرگترین مانع برای لاغر شدنه!
🔍 وقتی از چاقیت متنفر باشی، درواقع داری روی اون تمرکز میکنی. مغزت هم با اون تمرکز، چاقی رو پررنگتر میکنه.
اما اگه یهبار برای همیشه این واقعیت رو بپذیری که این وضعیت نتیجهی رفتارها و افکار گذشتهته، یه جور صلح درونی شکل میگیره که بهت اجازه میده تغییر رو شروع کنی.
💡 پذیرش یعنی بگی: “باشه، من الان چاقم. ولی میخوام یاد بگیرم چطور لاغر شم، بدون اینکه از خودم متنفر باشم.”
این یعنی همون اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن رو درک کردی. فقط در این صورت میتونی از لابهلای آسیبها و سرخوردگیها، امید و انگیزه بیرون بکشی ✨
و اتفاقات قشنگ همینجا شروع میشن… آرام، پیوسته و با حس خوب ☀️
🧠 هر فکری که باعث چاقیت شد، قابل تغییره. همونطور که ناخواسته چاق شدی، میتونی آگاهانه لاغر شی.
فقط کافیه بفهمی که تو این مسیر، مبارزه لازم نیست… بلکه پذیرش، قدم اوله؛
چون اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن یعنی قبول کنی که سرنوشتت دست خودته، نه دست گذشته.
🧭 از امروز به جای غر زدن به آینه یا ناراحت بودن از لباسهات، بگو: “این نتیجهی فکرهای دیروزه. اما من از امروز، آیندهم رو دوباره میسازم.”

🔓 آینده را از گذشته جدا کنید
یکی از قدمهای مهم در مسیر لاغری اینه که خودت رو از زنجیرهای گذشته رها کنی ⛓️
اگه دائم به چاقیِ گذشتهات فکر کنی و مدام با خودت بگی «من همیشه این شکلی بودم»، در واقع داری درِ آیندهی جدید رو به روی خودت میبندی ❌
✨ وقتی خودت رو “حاکم زندگیات” بدونی، یه قدرت تازه توی وجودت روشن میشه.
اون موقعه که باور میکنی میتونی از نو بسازی، بدون اینکه اسیر گذشته باشی. چون آیندهای که با ذهن آگاه ساخته میشه، هیچ ربطی به گذشتهای که از روی ناآگاهی شکل گرفته، نداره.
💡 دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همینه. تا با آموزشهاش بهت کمک کنه نگاهت به چاقی و لاغری عوض شه.
تا اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن رو یاد بگیری، و از جنگ با خودت دست برداری. اون موقع ذهنت هممسیر با تو میشه و جسمت هم با شادی و آرامش شروع به متناسب شدن میکنه 🌈 این روندی است که به شرکت کننده های دوره ورود به سرزمین لاغرها به وضوح تجربه کردند.
📘 با گوش دادن به فایلها، نوشتن تمرینها، خوندن نوشتههای دوستانی که درست مثل تو دارن این مسیر رو طی میکنن، کمکم یه تغییر عمیق توی ذهنت ایجاد میشه.
و وقتی ذهنت تغییر کنه، آیندهات دیگه شبیه گذشتهات نخواهد بود… بلکه شبیه رویایی میشه که همیشه توی دلت داشتی 💫 این معجزه اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن است.
✍️ تمرین آموزشی: اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن 🌱
برای اینکه واقعاً درک کنیم اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن چقدر زیاده، نیاز داریم ذهنمون رو دوباره بسازیم.
تمرینات این بخش به شما کمک میکنن قدمبهقدم، باورهای اشتباه قدیمی رو شناسایی و باور جدیدی بر پایه پذیرش خودتون بسازید 💡
لطفاً ابتدا مقاله رو با دقت بخون، بعد ویدیوی آموزشی رو با تمرکز ببین، و در نهایت پاسخهات رو بهصورت شرح انشایی در بخش نظرات بنویس.
این تمرینها راهیان برای تقویت ایمان درونیات به اینکه واقعاً میتونی از مسیر پذیرش، به تناسبی پایدار برسی 🧘♀️✨
🧠 سوالات تمرینی اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن 📓
- نگرش شما درباره تغییر کردن چیست؟ چقدر مشتاق تغییر کردن هستید؟ شرح دهید
- در گذشته، چه زمانی با اشتیاق به تغییر کردن، نتایج خوبی بهدست آوردید؟ مثال بزنید.
- تجربهای از خود یا اطرافیان را شرح دهید که مقاومت در برابر تغییر، باعث از دست دادن فرصتهای خوب شد.
- در گذشته، تصور شما درباره لاغر شدن چگونه بود؟ سخت و طاقتفرسا یا آسان و لذتبخش؟
- تمرکز بر چاقی فعلی، چه تاثیری روی انگیزه و اشتیاق شما برای لاغر شدن دارد؟
- نگرش خود درباره اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن را شرح دهید.
- آموزشهای سایت چه تغییری در نگرش شما نسبت به پذیرش چاقی ایجاد کردهاند؟
💬 مشارکت شما الهامبخش دیگران است
با نوشتن پاسخهات در بخش نظرات، نهتنها مسیر رشد و لاغری خودت رو ثبت میکنی، بلکه به افراد دیگه هم کمک میکنی تا متوجه بشن اهمیت پذیرش چاقی برای لاغر شدن چقدر میتونه راهگشا باشه.
با نوشتن تمرین مخصوص خودت در بخش نظرات، قدم اول رو برای ساختن آیندهای متفاوت بردار.
ما مشتاقانه منتظر نوشتههای ارزشمندت هستیم ✍️💛
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.77 از 57 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
گام ۹۱ ،، سلام دوستان و استاد عطارروشن ،،، تغییر کردن از توقف گذشته شروع میشود ،،، به دلیل اینکه تغییر کردن کند انجام میشه ما خیلی متوجه نمیشیم ،،، از ۲ سال پیش که دوستم ، شروع کرد به ساختن باغشون تا الان که تقریبا در هفته چندین بار میریم و بهش سر میزنیم و کارهای زیادی در اونجا انجام شده که اگر کسی بیاد و نگاه کنه میگه ،چقدر تو این ۲ سال تغییراتش کم بوده ، ولی ما که ۲ ساله داریم این مسیرو میریم و از ریشه باهاش بودیم میفهمیم که چقدر اونجا عوض شده ،تو این مدت، هم فیلم زمینی ازش گرفتیم و هم هوایی ، وقتی فیلم و عکساشو کنار هم میذاریم تازه متوجه میشیم اونجا فقط تله ای خاک بوده که الان دارای ۶۵ تا درخت میوه است ، بناها هاییکه اونجا ساخته شدن ،لوله کشی آب ،برق نورپردازی ،انواع گلی که کاشتیم و تنوع سبزیکاری هامون و اون رسیدگی که برای اونجا داشتیم ، که فقط خودمون لمسش کردیم و با عشق بهش رسیدگی میکنیم ،بظاهر تغییر بزرگی نکرده ولی در باطن خیلی عوض شده ،،،، شاید کسی تغییرات بدن منو در ورزش انعطاف متوجه نشه ولی وقتی عکس های روز اوله خودمو با الان مقایسه میکنم که در حین تمرین مربی مون ازمون گرفته متوجه میشم تغییرات کاملا بزرگو واضحه ،،،یا همین تغییرات رفتاری خودم در این دوره ها ،انقدر زیر پوستی انجام شد که متوجه نشدم ولی الان که به خودم مراجعه میکنم، میفهمم که من آدم سابق نیستم،،، اینکه ذهن دوست نداره تغییر کنه ،کاملا درسته و در مقابل یادگیری چیزهای جدید کاملا بی علاقه است ، مدام بهانه میاره و دوست نداره از دایره امنش بیرون بیاد ولی تجربه های زیادی داشتیم که وقتی از دایره امن خودمون اومدیم بیرون با اینکه ترس های زیادی داشتیم ولی در انتها رشد های چشگیریو تجربه کردیم که اونم بخاطر تسلیم شدن در رابطه با تغییرات بوده ،،،، بدن ما عادت کرده بوده چندین سال یه کاریو تکرار کنه ، حالا داریم بهش یاد میدیم که رفتارهای جدیدی داشته باشه ، همون زمان هاییکه وارد رژیم میشدیم هم در واقع داشتیم در رفتارها و عادت های غذایی مون تغییر ایجاد میکردیم که اونهمه مقاومت داشتیم و دلمون میخواست مثل سابق باشیم ،، ما سالها عادت کردیم یه مدل خاص خودمون لباس بپوشیم ، موهامونو کوتاه کنیم ، آرایش کنیم ،از یه مسیر آشنا رفت و امد میکنیم ،به مسافرت های آشنا با همون ویلاهای قبلی میریم ،با آدم های آشنا دوست داریم ارتباط بگیریم ووووو مثلا من شخصی بودم که اصلا از دنیای تکنولوژی سر در نمیوردم و زمان هم نمیذاشتم براش ، گوشی و کارایی هاشو بلد نبودم ،ازچند سال پیش که با دوستم آشنا شدم و ایشون بسیار به انجام این مدل کارها وارد هستند و هر کاریو بسرعت انجام میده ،اطلاعاتش زیاده و راهشو پیدا میکنه ، بمن اصرار میکردن که یاد بگیرم که بتونم کارهای اولیه گوشی خودمو انجام بدم اوایلش بشدت مخالفت میکردم و دوست نداشتم ، ولی به مرور زمان که تونستم خودم کارهایو انجام بدم اعتمادبنفسم بالاتر رفت ،الان به مسئله ای در گوشیم برخورد کنم نمیترسم ،اول از دوستم سئوال میکنم ،بهم میگه چکار کنم و این تغییر باعث پیشرفت من شد ،هر چند اولش ترس داشتم و وقتی وارد ترسم شدم ،قویتر شدم ،، اینکه باید برای تغییر کردن احساس خوب داشته باشیم کاملا صحیحه ، من هر زمان در تمرینات ورزشیم به بدنم فشار میاد و منفی بافم میخواد شروع کنه به وراجی کردن و غر زدن ،به خودم میگم آفرین ادامه بده که به زودی بدن بسیار منعطف تری خواهی داشت که هر کسی نداره و لذتشو خواهی برد ،یکی دوستانمم باهام میاد همون کلاسو ،بچه انقدر نق میزنه و ادای آدم های خسته و درمانده رو در میاره که وقتی نگاهش میکنم انگار از کوه افتاده پایین 😄 چندین بار بهش گفتم که تو که باید این کلاسو بیایی پس برای خودت لذت بخشش کن نه رنج آور ،چندین بار هم خواسته ادامه نده ولی چونکه مربی م همچین اجازه ای بهش نمیده ،مجبوره بیاد ولی حالش خوب نیست حین انجام تمرینات ،،،،،، کلمه سرنوشت یا تقدیر رو در دوران بچگیم زیاد شنیدم ،اینکه سرنوشت ما اینه ،خدا مقدر کرده ،چاره ای نداریم خدا خواسته ، سرنوشت مارو اینجوری نوشتن ،ما بی تقصیریم تقدیرمون اینه ووووو تا چندین سال پیش باور کرده بودم که سرنوشت من تغییر ناپذیره و من محکوم هستم که تحمل کنم و ادامه بدم حالا تو تمام جنبه های زندگی ، چاق بودن هم یکی از اون تقدیراتی بود که بمن فهمونده بودن که سرنوشتت فقط و فقط همینه ، منم پذیرفته بودم و نمیتونستم با تقدیرم بجنگم ، اولین بار که از استادی شنیدم که ما خالق زندگی خودمون هستیم ،متوجه نشدم ، فقط شنیده بودمش ، درکش نکرده بودم ،تو تمام این ۴ سالی که در دوره ها بودم هم هر روز شنیدم من خالق زندگی خودم هستم ولی انگار فقط شنیده بودم ،چند ماه پیش یکدفعه انگار دریچه ای از ذهنم کنار رفت و من متوجه شدم که منظور این جمله چیه ، یعنی من سالها روی این جمله قفل بودم 🤔 شاید هر کسی این نوشته رو بخونه بگه ،خب ما خالق زندگی خودمون هستیم دیگه ، چرا دیر متوجهش شدی ولی الان میدونم که شنیدن با درک کردنش زمین تا آسمون فرق داره ،، هزاران بار در دوره ها شنیده بودم که مسئولیت زندگی خودتونو بپذیرید ،در ظاهر میگفتم پذیرفتم ولی در اعماق وجودم نمیفهمیدمش ،اولین بار که استاد در فایلی توضیحش دادن ،تازه متوجه شدم یعنی چی ، یعنی خوب تعریفش کردن ،مثل جریان سپاسگذاریو که استاد گفتن ،سپاسگذاری یعنی خدایا راضی م از شرایطم و حس خوب یعنی سپاسگذاری، یعنی دیدن داشته هات و کمرنگ نشدنشون ،،، تازه چند روز بود که وارد سایت شده بودم ،استاد در فایل رایگانی از سایت گفتن ،دلایل چاقی خودتونو بنویسید ،منم ۱ صفحه نوشتم ، بعدش گفتن ، تمام اون مقصرهارو رها کنید و بدونید مقصر چاقیتون خودتون هستید 😴 گیج شده بودم ،آخه مقصرهای چاقی من خیلی زیاد بودن ،چجوری دست از سرشون بردارم ،من عادت کرده بودم هر کسی بگه چرا چاقتر شدی ؟ بگم من ارثی چاقم یا ژنتیکمه ، استخون بندیمو ببین ، از بس حرص میخورم ، عصبی میشم چاق میشم وووووو در دوره ها یکی یکی مقصرها ریختن پایین و گم شدن ،من موندم و یه ذهن قدرتمند که اتفاقا مخرب برنامه ریزی شده بود و شروع کردم به پله پله بالا رفتن از آموزش ها ،،، دوست دارم مرتب این جمله رو به خودم یادآوری کنم که** من میتوانم با تغییر افکار و رفتارم در شرایط جسمی جدیدی قرار بگیرم** همونطوری که تا حالا هم در شرایط عالیتر قرار گرفتم و دارم لذت میبرم از خلق جدیدم 😇 من در گذشته هر چه بودم تمام شده و خدارو شکر به گذشتم فکر نمیکنم ،اون فریده قدیم هیچ ربطی به الان نداره و فراموشش کردم ،میخوام با تفکرات جدیدم وارد دنیای جدیدی بشم و این تغییراتو خیلی خوب در خودم شناسایی میکنم ، یعنی منه امروز با فردام متفاوته ، همونجوری که ۱ سال و نیمه در دوره های لاغری با ذهن هستم و در حین گوش کردن فایلها و مخصوصا نوشتن ،باورهای ریز نامحسوسی شناسایی میکنم و این قابلیت شناسایی م در این چند ماه قویتر شده و داره بهتر هم میشه ،در مسائل مالی هم در دوره و تمرین هستم ،یه عالمه باور ضد ثروتو در خودم شناسایی کرده بودم و در حال شناسایی شون هستم،این چند روز که دارم تمرینات قویتر نوشتاری هم انجام میدم ،یه موانع ریزه ،نامحسوسی پیدا کردم که به فکر جن هم نمیرسه که این باورهای ریز کجا قایم شدن و من ازشون بی اطلاع بودم ،مثل این ۳ ماهه اخیر که چقدر باورهای نامحسوس چاقی در خودم پیدا کردم ، میدونم هر چقدر در مسیر تمرین باشم ،باگ های ذهنمو در میارم و این تازه شروع کار منه ،تازه به سر منشاء رسیدم ،میخوام تمام اون رابطهای منه قدیممو پاره کنم ،میخوام یادم بره که من کی بودم ، باید از نو تازه بشم ، وقتی من نو بشم ، منه نو به این چربی های اضافه نیازی نداره ،،، سالها قبل مدام دنبال مقصرین زیادی میگشتم که حلقه طناب بدبیاری هامو بندازم گردن اونها و مدام در گذشته سیر میکردم ،که چرا فلانی ۳۰ سال پیش اون کارو انجام داد ؟ چرا خانواده من اون کارو برای من انجام ندادن ؟ و چرا های بسیار زیادی داشتم که مرتب منو لینک میکرد به سرگذشت قبلیم و یا در ترس از آینده نامعلومی بودم که بهم گفته بودن ترسناکه ،خطرناکه و هر چقدر که در معرض آموزش قرار میگیرم متوجه میشم که همه چیز با خاموش کردن ذهن آلوده من درست میشه ، فقط کافیه من به نجواهای ترسناکش گوش نکنم ، نجواهاییکه از صبح تا شب فقط از چاقی بیشتر بمن گفته ،از نداری،شکست،فقر،تنهایی،بیماری،درد وووووو صدای اینها کمرنگ بشه ،روح من بیدار میشه ، قدرت من بیشتر میشه ،،خدارو شکر میکنم که هر لحظه آگاهتر میشم و هوشیارانه گوش و حواس خودمو در اختیار هدف های جدیدم قرار میدم ، قبلا برعکسشو انجام میدادم ،یعنی مدام در معرض مرور کردن خاطراتم بودم چه با خودم چه با خانواده ،،قبلا که احساس شدید قربانی بودن داشتم و دوست داشتم مورد توجه دیگران قرار بگیرم و اون کار ،بصورت عادت در من دراومده بود ،بشدت احساس ناتوانی داشتم ،باور کرده بودم که من هیچ کاری نمیتونم انجام بدم و این حس،در تمام قسمت های زندگیم رخنه کرده بود ، از زمانیکه به شدته تخریب این حس، واقف شدم، دیگه تکرارش نکردم ،خودمو آرام آرام تغییر دادم ،کار راحتی نبود ولی میدونستم اگر ادامه بدم جهان هم منو در مسیرهای ضعف و مظلوم واقع شدن های بیشتری قرار میده و همین توقف ،باعث پیشرفت من در بیشتر جنبه های زندگیم شد ،اعتماد نفس تخریب شده من بهتر شد ،خودارزشمندیم بیشتر شد،حس لیاقتم بالاتر رفت ووووو مثال جالبی استاد زدند ،چاقی مثل واگن های قطاره بدنبال ما میاد هر جاییکه بریم و واقعا ما سالها حملش کردیم ،یه موقع هایی با خودم فکر میکنم ،به بدنم فکر میکنم ،متوجه میشم ،بدن من سالهاست بار سنگینی داره تحمل میکنه ،یه روزی که میریم کوهنوردی و یه کوله پشتی چند کیلویی با خودمون حمل میکنیم چقدر احساس خستگی میکنیم ، حالا تصور کنیم بدن ما سالهاست کوله های ۲۰ کیلویی ،۳۰ کیلویی با خودش حمل کرده و چه زجری کشیده ، ،،، یادمه وقتی وارد دوره مقدماتی شدم و فایلهارو گوش میدادم ، اولین اتفاقی که افتاد ،امیدوارتر شدنم بود ،خوشحال شدم ،باور کردم که منهم میتونم لاغر بشم ،هر چند باورهای اون موقع م متزلزل بود و به مرور محکمتر شد ،مثل بچه ای که تازه میتونه راه بره ،اوایلش پاهای قوی و محکمی نداره و به مرور بهتر میتونه راه بره و در انتها میتونه بدوه ،، حرص و ولع ، ۲ تا از مهم ترین موردهایی بود که در من تصحیح شد ،ولع خوردن خوراکی هاییکه برای من محدودیت بود ،دلم میخواستشون ولی اجازه نداشتم بخورم ، یادمه چندین سال پیش که تو رژیم سخت گروه خونی ،بودم و نمیتونستم حتی ادویه و رب و نون گندم ووووو و شیرینی جات بخورم ،هر جایی میرفتم بهم پاستیل و شکلات تعارف میکردن برمیداشتم و میذاشتم تو کمدم برای بعد از اتمام رژیمم که بخورم ، دوره رژیم من ۸ ماه طول کشید و وقتی رفتم به شکلاتام سر بزنم که بخورمشون ،دیدم همشون سفت شدن و قابل خوردن نبودن ،کلی ناراحت شدم 😄 چه کارهایی میکردم 😁 یعنی چه کلنجاری با جسم و جانم رفتم سالیان طولانی ،،،در واقع حرص و ولع بخاطر کمبودها،محدودیت ها و نخوری ها در ما شکل گرفته و با نداشتن محدودیت ،ولع هم از بین رفت ،،، 👈( وقتی من آدم دیگه ای بشم ،اضافه وزنم از من جدا میشه ) 👉 وقتی تعریف های لاغری در من دانلود بشه ، این چربی ها از من جدا میشه ،دلم میخواد این موضوع مهمو به خودم بگم، بگم که باید جای رنج و لذتو در ذهنم تغییر بدم که وقتی بچه بودم و دیگران تشویقم کردن به تپل و زیباتر بودن ،الان به خودم بگم که متناسب باشم زیباترم به خدا ،سالم ترم ،با اعتمادبنفس ترم ،لباس ها بیشتر بهم میاد ،شادترم ، سبک ترم ، و اگر چاق باشم هزارتا درد داره واسم ،رنج هاش بیشتره ،درد میکشم ،حالم بده ، فقط کافیه ذهن من بپذیره که لاغر شدن براش مفیدتره ،فقط همین ، دست برداره از فرمول های قدیمیش ، اونوقت لاغر شدن ،خودبخود انجام میشه ،همونجوری که چاق شدن ،خودبخود انجام شد ،،، و اینهمه در دوره ها هستیم که مجدد جای لذت های ذهنو تغییر بدیم ،،، منم فکر کنم ۴ تا حلب روغن از خودم جدا کردم ،میخوام ۳ حلب دیگه ازم جدا بشه و بیام همینجا بنویسم که من ذهنمو تغییر دادم ، خودبخود جسمم متناسبتر شد ،،ممنون برای فایل های عالی🌹
سلام دوست عزیز
لطفا از اینتر برای پاراگراف بندی نوشته استفاده کنید
باید در نوشتن هم پیشرفت داشته باشیم
این طریق نوشتن با اینکه محتوای عالی داره ولی خوندنش به خاطر پیوسته بودن تمام جملات سخت می باشد.
نشان های دریافت شده
سلام استاد
چشم استاد حتما با فاصله های بیشتری مینویسم
سلام دوستان واستاد گرامی گام ۹۱ یکی از موامع ذهنی لاغر شدن اینکه بعضی ها نمیتونن باور کنن که گذشته ایکه تا حاا داشتند قابل تعییر کردن چنان قبول کردند وپذیرفتن که شرایط همینی که هست نمیتونن باور کنن که میشه در شرایط دیگه ای بود میشه در شرایط دیگه ای زندگی کرد ومتاسفانه از بس شرایط پیرامون ما چیزهایی میشنویم اوضاع سخت شده شرایط هر روز بد و بدتر میشه این حرفا باعث شده که ما بیشتر احساس نا توانی کنیم که ما میتونیم زندگیمونو تغییر بدیم وقتی ی فکر در ذهن شما ثبت میشه اینجوری نیست کهوفقط در یک جنبه از زندگیمون تاثیر داشته باشهدهمون فکر میتونه مانع لاعر شدن ما هم بشه وقتی این فکر در ذهن شما تقویت بشه که اصلا نمیشه خوب زندگی کرد با این اوضاع اقتصادی با این تورم نمیشه خوب زندگی کرد همین فکر نا امیدی وبی انگیزهگی ما بشه وهمین فکر ممکنهوباعث نا بودی ما بشه چون فرقی نمیکنه تغییر جسم حرکت جسم از یک حالت نامناسب به حالتومناسب وبهبود وضعیت بیماریرحرکت وصعیت جسم از حالت بیماری به حالت سلامتی اینا همش تغییر کردن هر چقدر شما باور کرده باشی این گذشته منهدومن نمیتونم تغییرش بدم شما توان کمتری داریربرای ادامه دادنووانگیزه ی کمتری داری برای تغییر کردن گذشته شما حاصل افکار شما ورفتار شماست که از قبل تعیین نشده خدا برای این حالت قرار نداده مثل استاد که اینجوری فکر میکردن که خدا زندگی منو اینجوری خلق کرده که ی ادم چاق عینکیرکسب وکار خراب اعصاب خورد شرایط اقتصادی بد برام نوشته وهمه ما هم همینجوری فکر میکردیم دقیقا با همین مشخصات حالا یکم اینور واونور خدا اینا رو نوشته وهدفشم این بوده که منو امتحان کنه اما وقتی متوجه شدن که خدا این شرایطیتو رقم نزدهداینا حاصل افکار ورفتار ما هستند حاصل انتطار ما از زندگی بوده وهمین تغییر انتطار از زندگی باعث بهتر شدن شرایز زندگی میشه استاد که تغییر نکرده هنوزم همون جایی بوده که چند سال پیش بوده اما انتطارشون تغییر کرده شرایطتشون تعییر کردهدشرایط تغییر کرد چون تصمیم گرفتن افکار شونو تغییر بدن انتظارشونو از زندگی تغییر بدن وپدیرفتنواون چیزیکه از قبل داشتم چاقب کسب کار داعون و…بوده اینها به من نچسبیده اینا از من جدا شده مثل واگنهای که به قطار وصل بودن چاقی ی واگن که هر روز همراه ما بوده چرا هر روز میرفتیم رو ترازو چون همش به فکر این بودیم که شاید یکم عدد ترازو کم بشه وما دلخوش بشیم وی واگن چاقی از خودمون باز کنیم وچقدر خوشحال میشدیم اگر عدد کم میشد وچقدر ناراحت واعصابمون بهم میریخت اگر عدد زیادتر میشد که ۹۹ درصد زیادتر میشد چرا چون نمیتونستیم باور کنیم که این که این چاقی که به من چسبیده میتونه از من جدا بشه ویکی ازسخترین مراحل چاقی همینه که شما وقتی چاقی رو با خودت یدک میکشی وقتی در مسیر لاعری قدم برمیداری ومیبینیم وقتی افرادی میرن باشگاهبا اشتیاق میرن اما نمیتونن رنج چاقب تحمل کنن تا مقداری از این رنج کم بشه وواگنها از ما جدا بشن واینها همه بخاطر نقشه های دهنی وقتی که از لاغری با دهن استفاده میکنیم وقتی شما میدونید که چه اتفاقی افتاده که چاق شدید والان داری لاعری با دهن میگذرونی وچه اتفاقی داره میافتهدبرای لاعری خیلی انگیزت وامیدت تغییر میکنهدچون هم میدونی چیشد که چاق شدی وچه اتفاقی داره میافته که تو لاعر بشی اطمینانت به لاعر شدن تغییر کردن بیشتر میشه واینا مربوط میشه به نقشه دهنیت که برای ادامه زندگیت ترسیم میشه فردیکه چاق نقشه ذهنیش برای چاقتر شدن طراحی شده شاید تاشم بکنه که لاعر بشه اما نتیجه یکسالش چیه چاقی یشتر ودر دوره لاعری با دهن وقتی یاد میگیری نقشه دهن
یتو ترسیم کنی با انجام دادن تمرینات فایل گوش کردن تمرین نوشتن هر وزت وقتی اینکارها رو هر روز تکرار میکنی خیلی راحتر نقشهذهنی لاغریت ترسیم میشه وافکارت ذهنت وجسمت در مسیر لاعری حرکت میکنن پس با ادامه دادن در مسیر لاعری قرار میگیری شما علاقه مندیهاییم داری اگر علاقه شما به رسانا اخبارها باشه شما داری هر روز ی سری اگاهیهایی میدی که داری خودتو در فصای موصوعاتتی که علاقه داری میزاری حالا شاید موصوع مورد علاقه ات بیماری باشه دزدنا امنی باشهدشما اری هر روز به خودت اگاهیهایی میدی قافل از اینکه بالاخره دهنت اینا رو تبدیل میکنه به زندگی خودت و ی مدت میگدره میبینی هی بد میاری پشت سر همنقشه دهنیت تعییر کرده با توجه به چیزهایی که شنیدی شما رو هدایت میکنه به مسیرهایی که مشکلات هست وفردیکه از اموزشها استفاده میکنه یاد میگیره که چجوری ورودیهاشو کنترل کنهدوقتی نذاری هیچ فکر منفی وارد مغزت بشه از کینه حسادت عیبت تری استرس نگرانی شک وتردید غم واندوه و…اینا افکار منفی هستند وقتی نبهشون فکر نکنی داری از ورودی معزت محافطت میکنی یعنی داری ورودیهاتو کنترل میکنی چجوری اطلاعات خوب به دهنت میدی نقشه دهنیت تغییر میکنه ومسیهایی رو در زندگی طی میکنی که اتفاقات خوب تجربه مکنی در چاقی ولاعریم همین طور فردیکه داره چاق وچاقتر میشه چیز عجیبی نیست نقشه دهنیش طراحی شده برای چاقی بیشتر واین فرد به موصوعاتی برخورد میکنه که باعث چاقی بیشترش میشه حالا وقتی نقشه دهنیت عوص بشه خیلی راحتر واکنشهای شما عوص میشه میری مهمونی میری عروسی ولی دیگه حرص ولع نداری وحرص ولع برای خوردن ی واکنش دهنیه براساس نقشه دهنی طراحی شده همش برمیگرده به نقشه دهنیتون که برای چاقی یا برای لاعری ترسیم شده وبپدیرید که چاقی که الان همراهت هست قرار نیست که تا ابد همراهت باشه شاید الان که داری روی دهنت کار میکنی همراهت باشه ولی مطمین باشید که گدشته قابل زمین گداشتن قابل رها کردن وقتی میریم استاد میرفتن فروشگاهوحلبهای روغن ۵ کیلویی رو میدیدند وفکر میکرون که چجوری اینهمه سنگینی رو با خودشون حمل میکردن وخدا رو شکر الان ده تا از این حلبها رو گذاشتن زمین واگر الان بگن فقط یکی از اونها رو شبانه روز حمل کن نمیتونن این گدشته استاد بوده که سالها همراهشون بوده اما الان گداشتن زمین واز خودشون جدا کردن واون چیزیکه الان همراه شما هست داری همش حملش میکنی قرار نیست که همیشه همراه شما باشهاگر ادم قبلی باشید وتغییر نکنید اینا هست که هیچی اصافه ترم میشه ولی وقتی شما تغییر کنی اینا میمونه زمین ایما با گدشته ما همراه هستند وقتی شما تغییر میکنی اینا با شما نمیمونن وقتی ما ادم دیگه ای بشی اینا از شما جدا میشن وقتی شما تعییر میکنی با دادن اگاهیهای درست به ورودیهای دهنتون نقشه دهنیتون تعییر میکنه وبه روزی میرسی ومیری تو فروشگاها حلبهای که روی زمین گداشتی میشماری اگر در این مسیر حرکت کنی تمرین بنویسی فایل گوش بدی عمل کنی باید خودت عوص بشی که شرایطت عوص بشه چه بخوای چه نخوای تعییر میکن وبه اندازهایکه اصافه وزن داری باید ادامه بدی اون افراد موفق میشن با اینکه چا قی همراه هشونه ادامه میدن تا همه حلبهای روعنهاشونو پر کنن وبذارن زمین به امید ان روز
نشان های دریافت شده
افراد چاق نمیتونم باور کنند که گذشته قابل تغییر است در حالی که گذشته همه ی آدم ها به خاطر افکار ورفتارشون بوده اگه تو تغییر کنی رفتارت وافکارت تغییر کنه دیگه گذشته با تو نمیاد باید تغییر و آغاز کنی تا زندگی تو تغییر کند زندگی و تمام جنبه های زندگی به خاطر افکار ورفتار واستمرار رفتار ماست تمام زندگی بر اساس نقشه ی ذهنی صورت میگیرد وقتی افکار ورفتار تو عوض شود نقشه ی ذهنی عوض میشه وزندگی تو عوص میشه زندگی انسان ها بر اساس شانس نیست من همیشه فکر میکردم خدا منو میخواد آزمایش کنه در حالی که آزمایشی نبود مادر من سرطان گرفت ومن غصه میخوردم در حالی که وقتی دقت کردم مادر من طبق نقشه ی ذهنی خودش پیش رفت همیشه از این درد ترس داشت گریه میکرد از ترس آخر هم به خاطر سرطان فوت شد یا من همیشه شنیده بودم دانشگاه آخرش بیکاریه یا زن در محیط کار کارخونه نمیتونه کار کنه و همین افکار باعث بیکاری من شده بود و چاقی که ۳۳سال شنیدم ترسیدم غصه خوردم وسال به سال بیشتر شد پس زندگی دقیقا همینه تک تک جنبه های زندگی بر اساس نقشه ی ذهنی پیش میره الان اطمینان دارم چاقی من ارثی نیست به خاطر پرخوری عصبی کم تحرکی وفلا فلان نیست چون در تک تک این جنبه ها مثال های عملی پیدا کردم زندگی هرآدمی فقط فقط فقط براساس نقشه ی ذهنی خودش شکل میگیره من برای تک تک مسائل زندگیم دیگران مقصر میدانستم والان شک ندارم فقط خودم باعثش بودم پس خودمم درستش میکنم با انجام هروز تمرینات با گوش دادن فایل ها با انجام تکالیف هروز دو ساعت برای آموزش ذهنی خودم وقت میزارم چون من تصمیم قاطع خودمو گرفتم تغییر کنم دوساله در مسیرم و نتایجی گرفتم که اگه دوسال قبل بهم میگفتند باورم نمی شد الان محکم قدم بر میدارم عاشق خودم شدم میخندم لذت میبرم قدرت نه گفتن دارم قدرت انتخاب دارم دیگه برای جلب توجه دیگران زندگی نمیکنم فقط فقط برای خودم زندگی میکنم عاشق خودم شدم سبک شدم چالاک شدم عاشق همسرم شدم با عشق زندگی میکنم با امید زندگی میکنم وهروز دارم پپیشرفت بیشتری میبینم من به قدرت ذهن خودم باور دارم واز زندگیم انتظار زیباترین تناسب اندام بهترین کار عالیترین درآمد بهترین زندگی بهترین روابط عاشقانه بیشترین سلامتی رو دارم چون من بنده ی خدا هستم و خلق شدم برای تجربه ی تمام این ها نه یکی دوتا همشون
یکی از موانع چاقی این هست که فرد نمیتونه باور کنه زندگی و جسم گذشته ی اون فرد تا به الان قابل تغییر کردن هست و میشه یک جسم و یک زندگی جدید داشت و میشه تغییر کرد (من همیشه گفتم میشه ادم تغییر کرد و ناخواسته بدون اشنایی با این مسایل ذهنی و قانون جدب همیشه در کانالها و گروه هایی بودم با عنوان انرژی مثبت و حال خوب روانشانسی خیلی از جنبه ها مثل روانشناسی کودکان و یا روانشناسی زندگی مشترک و همسر داری و همیشه میخواستم چیز جدید یاد بگیریم و اگاهی پیدا کنم و سبک زندگی کردنم و خودم همیشه در حال تغییر به سمت بهبودی و بهتر شدن و عالیتر شدن باشه از لحاظ جسمی هم که بارها گفتم من همیشه با زور رژیم و ورزش بعد از ازدواحم در حال تغییر وصعیت اون و بهبود دادن جسمم به سمت لاعری بودم و خدا رو شکر همیشه هم تونستم عالی لاعر بشم و لی چه فایده که ماندکار نبوده در کل میشه بگم آدمی بودم که دوست داشتم تغییر کنم و برای خودم کاری انجام دادم و همیشه از تغییر کردن استقبال کردم )
وقتی یه فکر ی یا فرمولی در ذهن شما ثبت بشه در همه ی جنبه ها ی زندگی شما اثر خواهد گذاشت مثلا هر کس فکرکنه نمیشه با این اوضاع خراب مملکت و کشور تغییر کنیم چون اوضاع جامعه بده و کاری نیست و … واقعا نمیشه هر چقدر این رو باور کنی توان کمتر و انگیزه ی کمتری داری برای تغییر کردن .
گدشته ی شما حاصل افکار و رفتار شما هست و من قبلا بارها میگفتم خدا من رو این طور خلق کرده که هر چی بخورم چاق میشم و همیشه باید در ژجر و سختی باشم تا کمی لاعر بشم و دوباره سریع بدون سختی چاق میشم و کلی زجر بیشتر تا دوباره لاعر بشم (من قبلا از این افکار زیاد داشتم و نتیجه هم همیشه برای من چاقی بیشتر بود اما الان خیلی راحت با خوردن خودم برخورد میکنم و خیلی لذت میبرم که من باید بخورم که زنده باشم و سلامت باشم و از طرف دیگه هم قبول کردم باید در حد سیری بخورم نه بیشتر که فشار شکمی رو حس کنم چون بدنم به شدت کم مصرف هست و دخترم رو میبینم چقدر به مقدار دلخواهش که خیلی کم هست همیشه در هر زمانی میخورهو بسیار لاعر اندام و زیبا هست و بیشتر باور میکنم بدنم کم مصرف هست و منم دارم با لذت میخورم و متناسبتر هم میشم و اما قبلا که اصلا این حرفها نبود و این افکار رو نداشتم و چاقی هم نتیجه افکار و رفتار و باورهای من بود و حالا هم لاغری و تناسب اندام نتیجه ی همین افکار و باورهای من هستن چون دارم لاعری رو یاد میگیریم و زندگی میکنم پس لاعری حق من هست )
اما کلی طول کشید تا فهمیدم زندگی گدشته ی من حاصل افکار و باورهای من بوده و همین تغییر انتطار و باورها داره زندگی من رو تغییر میده .(وقتی با سایت اشنا شدم و با همین اموزشها جلو رفتم کلی ربزش سایز و وزن داشتم اطمینانم و ایمانم چندین برابر شده که واقعا این افکار و باورهای ما و انتطارهای ما هستن که زندگی ما رو در هر جنبه رقم میزنن و ما و جسم ما فقط تجربه کننده هستیم پس چه عالی میشه اگر بهترینا رو تجربه کنیم با قدرت ذهن خودمون نه با هیچ عامل بیرونی دیگه ای مثل غداها ی رژیمی و ورزش کردن چون اینها هیچ قدرتی برای لاغری من ندارن فقط ذهنم قدرت داره و من رو متناسب میکنه )
و استاد که تونسته در همه جنبه ها پیشرفت کنه فقط به خاطر این هست که استاد خودش تغییر کرده هم افکارش هم انتطارش و گرنه نه شهر نه کشور نه هیچ چیز دیگه ی اون تغییر نکروه .(واقعا استاد یه نمونه ی عالی و الگو برای من در زمینه ی قانون جدب و لاعری اندام و موفقیت هستن چون من فقط به حرفهای افرادی دوست دارم گوش بدم که خودشون کلی نتیجه گرفته باشن و بعد حرفی برای گفتن داشته باشن و استاد در هر زمینه ای کلی نتیجه ی عالی گرفتن و تغییر کردن و من به حرفهای ایشون واقعا ایمان و اعتماد دارم و پیرو راه استاد هستم )
فردی که اضافه وزن داره و تصمیم داره لاغر بشه هر روز چاقی با او همراه بوده و هست و هر وقت رفتی روی ترازو میخواستی ببینی چقدر چاقی رو از خودت دور کردی و هیچ وقت فکر نکردی این چاقی میشه از تو جدا بشه .و این مرحله ی چاقی بسیار سخت هست که باور کنی میتونی لاعر بشیم (ولی من تمام سعی و تلاش،خودم رو برای لاعری از راه رزیم و ورزش کرده بودم و دیگه ته تمام این کارها بودم و نتیجه هم نمیدیدم و همیشه میگفتم چیکار کنم من که دیگه کاری از دستم بر نمیاد و زمانی که با این سایت آشنا شدم تمام وجودم خوشحال شد و گفتم دقیقا این مشکل من هست و من میتونم لاعر بشم و جسم جدیدم رو به وجود بیارم و من از روز اول باور کردم میتونم و ایمان دارم منم میتونم مثل تمام متناسبهای اطرافم باشم در جسم عالی بدون زجر و سختی و ناراحتی و انتظارم از خودم همین بوده در طول دوره مخصوصا وقتی اون پاد کست صوتی خدای لاعری من رو گوش میدادم فقط اشک میریختم که چقدر من خودم رو زجر دادم و به خودم بد کردم در صورتی که این راه من نبوده و خوشحال و ذوق زده و با اشتیاق راه رو ادامه می دادم و میدهم چون این راه درست هست چون این راه منطقی هست و این راه بدون بازگشت هست و این راه اصولی هست و بسیار جداب و عالی )
روشهای بیرونی مثل رژیم و ورزش و قرص و دمنوش و …نمیتونن در ما اینقدر ذوق و شوق ایجاد کنن که بتونیم رنج چاقی رو تجمل کنیم تا چاقی از ما جد ا بشه ولی در این مسیر به راحتی میتونیم به شوق عالی برسیم و اشتیاق داشته باشیم برای ادامه دادن و اصلا خسته نمیشیم .(اما من نزدیک به ده بار تونستم با تعهد به رزیم و ورزش خودم رو لاعر کنم حالا در کنار اون تعهد کلی زجر و سختی بود اما چون عاشق لاعری بودم تحمل میکردم و خودم رو لاغر میکردم حتی صدمه در ورزش میدیدیم و یا در رژیم میدیدم اما ادامه میدادم به عشق لاعری اما در نهایت شکست میخوردم و نمیدونستم مشکل من چیه ولی از وقتی که وارد دوره ها شدم متوجه شدم ذهنم هیج وقت لاعر نبوده و همسو با خواسته ام نبوده و از این شکست خوردم واقعا خوشحال شدم و اشتیاق پیدا کردم که دلیلش رو پیدا کردم و از اون جدابتر برام این بود که فقط خودم مقصر چاقی خودم بودم نه مربی ورزشم نه دکتر تغدیه ام نه غذاهایی که میخورم نه قرصی که مصرف میکنم نه کم کاری تیرویید م نه اشتهای زیادم فقط خودم مسول جسم خودم هستم و همین بی نهایت به من قدرت و انگیزه داد و همین جمله باعث شد خودم که خودم رو چاق کرده بودم حالا بتونم لاغرش کنم )
نقشه ی ذهنی خیلی در لاغری تاثیر داره و اول باید اون به وجود بیاد تا لاعری خیلی راحت برات به وجود بیاد .
هر چقدر اگاهی تو از عملکرد ذهن بیشتر بشه پس امید و انگیزت بیشتر میشه چون میدونی با ذهن چاق شدی و حالا میخوایم با ذهن لاعر بشیم و کلی حالت خوب میشه و تلاش میکنی و تعهد داری و نتیجه ی بلند مدت این فرد لاغری هست .(من حدود یک سال و نیم هست در سایتم و با حال خوب و اشتیاق هر روز دارم یک قدم بر میدارم و هر روز دارم نقشه ی ذهنی لاعری خودم رو پرررنگتر میکنم و بسیار عالی نتیجه گرفتم و این نتیجه رو هم فقط از روی لباسهام موقع پوشیدن وخرید کردن متوجه میشم و حرفهای اطرافیان که میگن خیلی عالی شدی و گرنه هیچ وقت خودم رو وزن نکردم و نمیدونم در چه وزنی هستم ولی من قبل از این همه نتیجه میدونم شخصیتم تغییر کرده و مثل متناسبها رفتار میکنم و به هیچ عنوان نمیتونم پر خوری کنم و اصلا در مواقع سیری هیچ چیزی نمیخورم و راحت میگم میل ندارم و از هیچ خوردنی لدت نمیبرم در موقع سیری و وواقعا رفتارهایی دارم که بعدا متوجه میشم چقدر عالی تغییر کردم و واقعا از این همه تغییر بیتهایت خوشحالم و خودم رو تحسین میکنم و همیشه میگم مگر میشه همچین رفتارهایی داشته باشم و لاعری دلخواهم رو نداشته باشم عیر ممکن هست مکر مانع های فکری در این راه ایجاد کرده باشم که باید اونها رو پیدا کنم و از بین ببرم )
ترسیم نقشه ی ذهنی دستی نیست با تکرار هر روز فایلها هست و نقشه ی ذهنی تو ترسیم میشه .(من هر روز روی خودم کار میکنم هر روز و نتیجه اش عالی بوده بدون اینکه بخوام فیلم بازی کنم و ادا در بیارم نمیتونم بخورم و من عاشق همین یه تیکه از خودمم که نمیتونم بخورم برام جالبه که نمیتونم بخور اخه قبلا هر چیزی در اطرافم بود میخوردم و میتونستم و اگر کسی میگفت نمیتونم بخورم میگفتم یعنی چی ؟؟.خوش به حالت که نمیتونی من چون اشتهام زیاده همه چیز میتونم بخورم و همیشه حسرت لاغرها رو میخوردم اما خودم الان طوری رفتار میکنم که باعث حیرت خیلیا میشم حتی در آشپزی کردن چقدر تغییر کردم همینطور دارم هر روز حجم غداها رو کمتر درست میکنم و چقدر کمتر اسراف میشه و خودم لدت میبرم چون داخل ذهنم اینه که حالا که میتونه این مقدار رو بخوره وای زیاد و قبلا همش نگران بودم نکنه کم بیام و نکنه نخورم و یا چون از بچه هام و همسرم خیلی انتطار داشتم عدا بخورن زیاد درست میکردم و بعدش زور میگفتم بخورین و به زور به بچه ام میدادم ولی الان محال همچین کاری بکنم ،خورد که خورد نخورد میزارم برای یه دفعه دیگه اش یا میریزم برای پرند ه ها انگار دیگه درکش میکنم وقتی بچه ام میگه جا ندارم مامان نمیتونم بخورم حتی یه لقمه گداشته باشه دیگه عصبانی نمیشم میگم عیب نداره مامان جان هر چقدر میتونی بخوری و بقیه اش رو بدون اینکه خودم بخورم یا بر میدارم یا میریزم برای پرنده ها و خودم از این همه تغییر لدت میبرم و انصافا الان هر چهار نفر ما از قبل هم لاغر تر شدیم در حالی که بچه هام و همسرم و حتی خودم به شدت متناسب هستیم و هیچ اصافه وزنی نداریم همسرم یه کوچولو شکم داره و گرنه بسیار لاعر اندام هست از دخترم و پسرم هم نگم که عالین و بینطیرین و اینها همش به خاطر همین دوره های ناب استاد هستن بازم از استاد عزیز سپاسگزارم )
خیلی از گفت و گو ها و دغدغه های ما به مرور داره تغییر میکنه و با خواندن و نوشتن های ما در سایت ما در فضای لاغری قرار میگیریم .
ممکنه موضوع مورد علاقه ی تو اخبار و حوادث باشه و هر روز با دنبال کردن اونها تبدیل به نقشه ی ذهنی تو میشه و در زندگی همه ی اونها رو تجربه میکنی چون خودت اونها رو داری ذخیره میکنی .
پس نقشه ی ذهنی خوب دخیره کنید تا ذهن شما رو هدایت کنه به مسیرهای خوب چون افکار شما تبدیل میشه به واقعیت زندگی شما .
من نقشه ی ذهنی لاغری رو داشته باشم دیگه عکس العمل من تغییر میکنه و دیگه من حرص و ولع ندارم و من دیگه پر خوری ندارم چون نقشه ی دهنی من داره تغییر میکنه و همش بر میگرده به ذهن من و نقشه ی ذهنی من
این چاقی من که با من همراه هست ولی قرار نیست تا همیشه با من باشه و قابل رها کردن هست و گذشته ی من قابل تغییر کردن هست .(من چاقی رو به قول استاد مثل یک مهمان ناخوانده میدانم که در یک جاهایی از جسم من هنوز هست و من هیچ ترس و نفرت و هیچ استرسی از اون ندارم که بهش قدرت بدم خیلی عادی باهاش برخورد میکنم و به اندام کلی خودم که کلی لاعر شده نگاه میکنم و یا به تغییراتم نگاه میکنم و میگم من چقدر عالی تونستم تغییر کنم و حتی از این متناسبتر هم میشم و عاشقانه خودم رو دوست دارم و فقط لبسهای رن.شاد و به روز و جداب میپوشم و به خودم افتخار میکنم که اینقدر عالی دارم این مسیر رو یاد میگیریم و جلو میرم و من قبلا ارزوم این بود که دیگه وزنم ثابت بمونه و بالا نره و حالا که در این شرایط عالی جسمی هستم چقدر خوشحالم اونم در کنار این همه آزادی و این همه حال خوب پس به اینها تو جه میکنم و لدت میبرم تا به وزن ۵۹ کیلو و سایز ۳۸ برسم که هیچ فاصله ای با من نداره )
من فقط یک حلب روغن باید از خودم اضافه کنم شاید نمیدونم شاید ولی من به زودی این یکی رو هم رها میکنم و لاغر میشم و این گدشته ی من بوده که ۳ تا حلب داشتم و اونها رو رها کردم فقط یکی مونده .(تحسین میکنم ذهنم رو و خودم رو که تونستم اینقدر عالی عمل کنم و این راه رو با اشتیاق هر روز جلو برم و نتیجه اش برام این بوده که دو حلب رو عن تا حالا از خودم جدا کردم و سومی رو هم به زودی زمین میزارم و بدون هیچ چیز اضافه بقیه مسیرم رو ادامه میدم )
اگر بخوای تغییر کنی میتونی تغییر کنی و این حلب هم از دست تو گداشته میشه زمین چون من یک ادم دیگه دارم میشم و این حلبهای روغن همراه اون شخصیت و عادتها و رفتارهای من هست ولی اگر افکار و رفتار و شخصیت من تغییر کنه این یه دونه حلب رو هم زمین خواهی گذاشت .(من از درون دارم تغییر میکنم و من از درون خیلی متناسبترم و به زودی این درون و بیرون من با هم هماهنگ میشن و نتیجه رو خواهم دید من از درون متناسبم چون غدا رو برای رفع نیاز بدن میخورم چون در هر زمانی و مکانی من میخورم فقط برای رفع نیاز جسمم بدون اینکه بخوام بگم نه دیر وقت هست یا الان نباید بخورم و خیلی راحت میخورم مثل نفس کشیدنم و اما همین دیشب دلم خواست نصف کلوچه با چایی خوردم اما چند شب پیش هر چقدر میخواستم بخورم نمیتونستم و میلم نمیکشیدو سیر بودم و جا نداشتم که بخورم و نمیخوردم اما دیشب تونستم و راحت خوردم اگر قبلا بود که یه دونه کلوچه چیه چندتا باهام میخوردم ولی حالا با همون مقدار سیر شدم و لدت بردم و با چایی راحت خوردم
پس میشه حلبها رو کامل زمین گداشت ولی کی وقتی که من تغییر کنم با دادن ورودی حدید به ذهنم از طریق سایت و نفشه ی ذهنی من تغییر میکنه و من چه بخوام چه نخوام تغییر میکنم )
من هر روز از کارهای بی اهمیت کم میکنم و وقتم رو صرف گوش دادن این فایلها میکنم و من به زودی میام داد میزنم استاد من هیچ حلبی همراهم نیست و همه رو زمین گداشتم من نمیخواهم حلبی همراه من باشه پس باید تغییر کنم چاقی هیچ علاقه ای نداره همراه من باشه و اگر من تعییر کنم زود از من دور میشه ولی تا وقتی آدم قبلیم پاداش من چاقیه
پس من تغییر میکنم و چه بخوام چه نخوام لاعر میشم
چه بخوام چه نخوام لاعر میشم اگر هر روز در این مسیر قدم بردارم
من الان یک حلب دستم هست و اونم نزدیک زمین هست و دارم میزارم زمین و با دستان خالی از چاقی خواهم بود چون من دارم عوض میشم چون اموزشها رو باور دارم و اونها رو انجام میدم با وجود اینکه از اول دوره چاقی همراه من بوده ولی من این راه رو باور کردم حتی همین الانم کمی چاقی با من هست ولی من ادامه میدم اینقدر ادامه میدم تا موفق بشم تا افکارم تغییر کنه و چاقی از من دور بشه و همین یه دونه رو هم زمین بزارم .
من عاشق این سبک و این روش زندگی هستم .
من دارم جسم خودم رو خلق میکنم به خودم تبریک میکم و به استاد عزیز و اموزشهای عالی هم تبریک میگم
(من چه بخوام چه نخوام متناسب میشم چون دارم روی خودم کار میکنم هر جا باشم هر کاری داشته باشم هر حالی داسته باشم اولویت برای من بودن در سایت تناسب فکری هست حتی اگر شده تا نصف شب بیدار موندم تا فایل گوش دادم و دیدیگاهم رو نوشتم و جهان قطعا پاسخ این همه تعییر من رو خواهد داد و نقشه ی ذهنی من تغییر خواهد کرد چون واقعا برام اهمیت داره چون واقعا دارم عمل میکنم من عاشق این سبک زندگی کردن و خوردن هستم و همچنان ادامه میدم تا این حلب اخر روعن رو هم زمین بزارم و بسیار نزدیک به زمینم که این حلب رو رها کنم و سبک سبک بشم )
نشان های دریافت شده
با سلا به همراه عزیزم
بسیار خوب وزیبا توضیح دادید…بهتون خیلی تبریک میگم که با آگاهیهای درست به آنچه که دوست دارید .رسیدید وبزودی همانطور میشود که میخواهید.
از اون قسمت نوشته شما خیلی خوشم اومد چون خودم چند وقتی هست که همینطور فکر میکنم وبا خوندن اون متوجه شدم که فقط به فقط با اطمینان باید ادامه داد.
منم هر روز ساعات زیادی را درحال فایل دیدن وگوش دادن وخواندن نوشته های دوستان ونوشتن هستم واین احساس رو پیدا کردم که از درون خیلی متناسب شدم وامروز با خوندن متن شما خوشحال شدم ودلم قرص شد که به زودی این درون وبیرون من با هم هماهنگ میشوند. ونتیجه را بزودی خواهم دید.
ازتون واقعا ممنونم وبراتون آرزوی موفقیتهای بیشتر میکنم.🤗🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
سلام و درود , استاد عزيز & دوستان گرامى در سرزمين لاغرى با ذهن😊 روز صد و دوم تكرار , فايل تغيير كردن از توقف گذشته شروع مى شود . ✨من فكر مى كنم , در گذشته ماندن , يكى از فريبهاى ذهن منفى باف هست كه مانع از جلو رفتن ما در زندگى مى شه , وقتى به گذشته فكر مى كنيم , در واقع به جاى اينكه به جلو بريم , به عقب مى ريم . از قديم گفته اند , ” ماهى رو هر وقت از آب بگيرى , تازه هست “بيانگر اينه كه , هر روز شروعى تازه در زندگى هست , پاشو پاشو , از نو شروع كن , احساس گناه و پشيمونى از كارايى كه در گذشته انجام دادى , نكن . تو هم مى تونى مثال ماهى هميشه سرزنده و شاداب باشى . ✨امروزه چندين برابر گذشته تحت فشار روحى – روانى از رسانه هاى خبرى قرار مى گيريم , هر روز اخبارى داغ با كلى تحليل گر … و فقط يه آدم بيكار مى خواد كه اينارو دنبال كنه , رسانه هاى خبرى در جهان شبانه روزى به هر طريقى سعى در جذب بينندگان و شنوندگان دارن , و خب شغل و كارشون اينه كه با بزرگ نمايى مردم رو به سوى شبكه هاى خودشون جذب مى كنن , در واقع اونا دارن وظيفه ى خودشونو در كار و شغل شون انجام مى دن , و وظيفه ى ما هم اينه كه توجه به اخبارا نكنيم و وروديهاى ذهنمونو كنترل كنيم , هر آنچه مى بينم , گوش مى دم , فكر مى كنم , و در موردش صحبت مى كنم , روى نقشه ى ذهنى من تأثير مستقيم مى زاره .و اگرچه اخبارا به گوشم مى رسه , اما خداروشكر و سپاس , مدتى هست كه خودم توجه چندانى به اخبارا ندارم , و اين از مهمترين ورودى هاى ذهنى ست كه حتما بايد بيشتر مراقب باشم . من خوشحال و سپاسگزارم كه در مسير اين هدف قرار گرفته ام , و چاقى بيمارى و مسئله اى در ذهن منه كه در اين مسير روى اين مسئله دارم كار مى كنم . وقتى در زمين و يا مزرعه اى مى خوان كشت و كارى انجام بدن , و بذرى بكارن , ابتدا زمين رو بخوبى شخم مى زنن , تا خاك مزرعه آماده ى پذيرش محصول بشه و در اين فاصله از زمان داشت تا 🌱بردااااااااااشت🪴🌾مراقبت از محصول با آبيارى مرتب و يا حتى مترسكى مى زارن كه از محصول مراقبت بيشترى بشه . ذهن من دقيقا مثال همين مزرعه ست , شخم زدن در ذهن من , همان زيرو روو كردن باورها و افكار منه كه افكار و باورها از لايه هاى زيرين ذهنم يكى يكى روو مى يان و اصلاح مى شن . ✨چالشى كه من در نوار زمان داشتم , رسيدن به وزن دلخواهم بود و الان در اين فايل دريافتم , اون موقع كه من داشتم تمرين نوار زمان رو انجام مى دادم , هنوز آمادگى ذهنم در اصلاح افكار و باورها مثِ امروز نبود در تمرين زمان منفى با اينكه بايد تمرين رو انجام مى دادم اما دوست نداشتم اوضاع خيلى بد رو تصور كنم … و در تمرين زمان مثبت دوست داشتم بيشتر رؤيا پردازى كنم , و در كل چالش ذهنى من فقط حساب و كتاب وزنم بود كه فكر مى كردم بايد در ايستگاه آخر عدد وزنى من همونى باشه كه مى خوام , الان متوجه يه چيزى شدم كه پس چالش ذهنى من , همون عدد وزنى بوده يعنى رسيدن به عدد وزنى دلخواهم در ذهنم قوى تَر بود تا لاغرى و متناسب بودن ! و لاغرى رو در عدد وزنى مى ديدم در حالى كه عدد روى ترازو براى ذهن من معنا و مفهومى نداره … و ذهنم به هم ريخته بود چون انگارى افكار و باورهاى من در حال شخم زدن ( زير و روو شدن ) بودن و هنوز جوانه نزده بودن ! در فرهنگ ما , بجاى كلمه چاقى از كلمه ى اضافه وزن بيشتر استفاده مى شه و شايد محترمانه تَر به نظر بياد ! مثلا دكتر نمى گه : شما چاق هستى , مى گه : شما اضافه وزن داريد ! يا وقتى يكى بهمون مى گه , چاق شدى , ممكنه ما به كلمه ى چاقى , واكنش نشون بديم و يا نگران بشيم . حتى در تبليغات , توجه بيشتر به كاهش اضافه وزنه تا توجه به لاغرى .✨من فكر مى كنم عدم آگاهى از شناخت ذهن از اصلى ترين موانع ذهنى لاغر شدن براى افرادى ست كه اضافه وزن دارن , كه باعث مى شه , نتونن باور كنن كه گذشته شون تا به امروز , قابل تغيير كردنه , اونا قبول كردن و پذيرفتن كه شرايط همينى كه هست ! و واقعا نمى تونن به اين فكر كنن كه مى شه تغيير كرد , مى شه بدنى لاغر و متناسب و سالم داشت , مى شه زندگى بهترى داشت , و مى شه از زندگى لذت برد . بارها شنيده ايم كه مى گن , فلانى ذهنِ بازى داره , يا ذهنش بازه و در اين مسير دريافتم كه در واقع وروديهاى ذهنِ ش به روى هر چيزى باز نيست ! در حقيقت موانع ذهنى همانند سدى ست كه جلو سرازير شدن آب رو گرفته ! ✨نكته ى طلايى اين فايل > گذشته ى شما حاصل افكار و رفتار و انتظار شما از زندگى بوده , و از قبل تعيين نشده , و خداوند براى من در نظر نگرفته .من هم , تا وقتى كه آگاهى به قدرت ذهنم نداشتم و هنوز داشتم به روش خودم , لاغرى با ورزش بدون الگوهاى صحيح مصرف مواد غذايى ادامه مى دادم و شايد هر هفته يا هر ماه خودمو وزن مى كردم و به اشتباهات ذهنى م ادامه مى دادم … بخاطر موانع ذهنى م , آگاه نبودم كه باورهاى فابريكى لاغرى با ذهن بطور خدادادى در من وجود داره , و من خودمو دست كم گرفته بودم , من در اين مسير دريافتم كه مث اون دونه هاى لوبيا همه چى در وجود خودمه🌱🌱و با توجه به مستندهايى كه در اين مسير در مورد مصرف مواد غذايى ديده ام , انتخاب بهترى در مصرف مواد غذايى دارم , همينطور پيام سيرى از مغز كه بيشتر اوقات دريافت مى كنم , و مهمتر از همه اينكه , تنها راه حل نگرانى م , خوردن نيست . خب من اگه در اين مسير نبودم , چگونه و چطور باورهاى ذهنى م رو از چاقى و اضافه وزن و مصرف صحيح مواد غذايى تغيير مى دادم ! و خوشحال و سپاسگزارم كه اولين فصل زيباى بهار در اين مسير با هدف و هدفمند زندگى مى كنم .✨نقشه ى ذهنى من , در مسير اصلى مطابق با نقشه ى لاغرى با ذهن پيش مى ره , و يكى از نشانه هاى نقشه ى ذهنى من , در مسير ماندن است و نقشه ى ذهنى من روى عدد ترازو نيست , و خودم آگاه هستم و احساس مى كنم كه نقشه ى ذهنى من در حال تغيير است و هر روز باورهاى خدادادى من قوى و قوى تَر مى شن . من چاقى رو رها مى كنم و ادامه دادن در مسير شرط لازم در رسيدن به هدفم است . هر روش لاغرى بدون تغيير و اصلاح افكار , رفتار , الگوها و باورهاى ذهنى , ممكنه روحيه ى فرد رو تحت تأثير قرار بده , اما در اين مسير با تغيير افكار و رفتار , و روحيه ى شاد با احساس خوبى كه در خودم ايجاد مى كنم , با اشتياق ادامه مى دم , و علاوه بر اون بدون رنج و تحمل و فشار سختى , فقط بايد وروديهاى ذهن م رو مراقب باشم و با اشتياق و استمرار و با اطمينان قلبى ادامه بدم و ادامه بدم , و در اين روش توجه و تمركزم روى لاغرى ست و نه چاقى , همون لاغرى كه حق طبيعى من و همه ى ماست , درست مثِ تنفس , دم و بازدم . اين مسير نه تنها خستگى نداره بلكه ايجاد احساس خوب از پايه هاى اين دوره ى آموزشى ست . ✨چگونه و چطور مى تونم در خودم احساس خوب ايجاد كنم⁉️ ايجاد احساس خوب با فايل صبحگاهى , ايجاد احساس خوب با اجراى ميثاق نامه بخصوص وقتى كه مى گم , من لياقت بهترين زندگى را دارم , ايجاد احساس خوب با ديدن و گوش دادن به فايلها , ايجاد احساس خوب با تكرار فايلها , ايجاد احساس خوب با ماندن در مسير , ايجاد احساس خوب با توجه به چيزاى خوب , ايجاد احساس خوب با اعتماد به خودم و به خدايى كه در من هست و همه چى رو در درونم قرار داده تا راه و مسير برام هموارتر باشه , و ايجاد احساس خوب با نوشتن ديدگاه كه بخش جالب اين دوره ى آموزشى ست بخاطر ارتباط ذهنى و روحى كه در اين مسير با همديگه داريم و همدل هستيم و ايجاد احساس خوب با ادامه دادن در مسير و …🚶🏻♀️__🚶🏻♀️__🚶🏻♀️_✨نكته طلايى , وقتى شما تغيير كنى , اين بار اضافى ( چاقى , اضافه وزن ) همراه شما نخواهد بود , وقتى شما آدم ديگه اى بشى , اينا از شما جدا مى شه , ايده ى شمردن قوطى هاى روغن خيلى جالبه و هر چى باشه از وزن كردن با ترازو بهتره🙃نكته طلايى , وقتى من هر روز اطلاعات صحيح به ذهن خودم بدم , تمرين انجام بدم , بنويسم و خودمو در فضاى تناسب اندام قرار بدم , اونوقته كه چه بخوام , چه نخوام لاغر مى شم . با تشكر فراوان , در آرامش خداوند باشيد🥰♥️💜
نشان های دریافت شده
سلام🙂
ذهن ما تمایلی به تغییر کردن نداره و به محض اینکه ما بخوایم مدل دیگه ای زندگی کنیم و شرایط زندگیمون رو خودآگاهانه تغییر بدیم احساس خطر میکنه و اینجاست که میگن ذهن مقاومت داره🤨🤨🤨😶😶😶
چون کار ذهن ایجاد و نگه داشتن امنیت هست و امنیت یعنی موندن در همون شرایط قبلی و همون افکار قبلی و همون عادات قبلی
ولی از یه جایی ما خودمون هم خسته میشیم از اون شرایط و وقتی میبینیم بقیه در شرایط جسمی مالی و عاطفی بهتری هستن با خودمون میگیم خوب چرا برای من اینطور نیست🤨🤨🤨
اوایل همه تقصیر ها رو میندازیم گردن بقیه …خانواده مون شهرمون کشورمون دولتمون اقتصاد شرایط بازار همسرمون فرزندمون و……😑😑😑😶😶😶
بعضیها در همین قسمت میمونن و دائم شاکی هستن و غر میزنن و از شرایطشون ناراضی هستن و چون خودشون رو مسئول نمیدونن پس در تغییر شرایط هم خودشون رو ناتوان میبینن به قول شاعر …
👈.انکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابد الدهر بماند👉
ولی درصد کمی از آدمها از این مرحله عبور میکنن و به لطف خدا هدایت میشن به مسیرهای آگاهی و با ذهن و قدرت اون در خلق زندگی آشنا میشن و با شناسایی فرمولها و باورهای محدود کننده در جنبه های مختلف متوجه میشن که مشکل از کجا اب میخوره
کم کم متوجه میشن که این فرمولها ناشی از ورودیهایی هست که ناخودآگاه از خانواده معلمها اطرافیان تلویزیون آهنگها و… در ذهنشون بوجود اومده و با تکرار مسیرهای عصبیش در مغز حسابی محکم شده و مثل یه فیلتر یا عینک مقابل چشمشون قرار گرفته و اونها از پشت این فیلترها دارن دنیا رو میبینن
و اینجاست که جرقه تغییر زده میشه و متوجه میشن که اولین کار برای تغییر زندگی بستن مسیر این ورودیهاس که بیشتر از این دیگه آشغال وارد نشه 👌👌
بعد از اون با دادن ورودی صحیح با آموزشهای اساتیدی که خودشون به آموزشهاشون عمل کردن و نتیجه گرفتن سعی میکنن مسیرهای عصبی جدیدی درست کنن خوب الان این مسیرها سست هستن و پیوندهای سیناپسی این نورونهای عصبی شکننده است ؟ چه باید کرد؟
در مورد چاقی و لاغری هم مثل سایر موضوعات ذهنی به همین منوال باید پیش بریم اینه که استاد بارها گفتن چاقی همون لاغری هست در مسیر برعکسش👌👌👌
و ما باید با دادن ورودی صحیح از سایت تناسب فکری و تکرار و استمرار در این مسیر کم کم مسیر عصبی لاغری رو در ذهنمون محکمتر کنیم تا به مرور انتظار لاغری در ما شکل بگیره و با احساس خوب و امیدواری و اشتیاق و احساس توانایی در جدا کردن این چاقی از جسممون با وجودیکه چاقی همراهمونه هر روز یه قدم به سمت تناسب برداریم در ضمن اینکه بدونیم سرعت تغییر جسم خیای کندتر از تغییر ذهنه و باید بهش فرصت بدیم و نا امید نشیم که پاداش تمام کساییکه این مسیر رو ادامه میدن تناسب اندام در کنار تغییر شخصیت هست چون در این مسیر تو دیگه آدم قبلی نیستی و به کل شخصیتت عوض میشه قویتر میشی 🙂شادتر میشی🙂 رهاتر میشی🙂 با ایمان تر میشی🙂 خودت و خدای خودت و قوانین کائنات رو بهتر میشناسی🙂 با خودت مهربانتری🙂 زیباتر و جوانتر میشی🙂 نگاهت رو از بقیه برمیداری و روی خودت متمرکز میشی🙂 تمایلی به تغییر دادن سایر آدمها نداری🙂 روزها و ساعتهای عمرت رو به نحو متفاوتی میگذرونی🙂 و اینه نتیجه تغییر که بسیار باشکوهه🤩🤩🤩🎉🎉🎉
و این راه و روش میشه سبک زندگیت تا پایان عمر 👌👌👌👌
چقدر لذت بخشه وقتی دونه دونه ابن حلبهای روغن رو پر میکنی و از خودت جدا میکنی و روی زمین میذاری🤩🤩🤩🤩
نشان های دریافت شده
سلام و درود دوست عزيز همراه , خيلى عااالى بيان كرديد , موّفق باشيد😍اين قسمت از ديدگاه ِتون توجهم رو بيشتر جلب كرد >>> نگاهت رو از بقیه برمیداری و روی خودت متمرکز میشی🙂 تمایلی به تغییر دادن سایر آدمها نداری🙂
نشان های دریافت شده
با سلام وتشکر از شما جناب روشن
خدایی که هر روز صبح از خواب پا میشدم سریع میرفتم سراغ موبایلم تا از خبرهای روز اگاه بشم.بعد راجع به اون مطالب که اکثرا ناگوار ه چندین ساعت حرف..بحث.فکر خلاصه اعصاب خردی..ولی الان دیگه پیگیر هیچ خبری نیستم وکم کم داره حال وروزم بهتر میشه..وبیشتر میتونم حواسم رو به فایلها جمع کنم.کلا مشکل من یه حلب روغن است.ومن سخت مجذوب راه تناسب با ذهن هستم وهرروز مطالب شگفت انگیز وجالب در گامها یاد میگیرم وحسابی ازاین راه جذاب هیجانزده هستم.
بازم تشکر میکنم وخوشحالم از اینکه به این آگاهیها رسیدم..به امید موفقیت در تمامی مراحل زندگی
نشان های دریافت شده
یکی از بزرگترین موانع برای هر جنبه از زندگی وحتی لاغر شدن پذیرفتن آنچه که در حال حاضر است میباشد وقتی انسان هرآنچه که هست را بپذیرد دیگر انگیزه ایی برای تغییر ندارد وهمین خود مانعی برای تغییر کردن است
در صورتیکه تغییر کردن یکی از قوانین ثابت جهان هستی است و تغییر ناپذیر است مانند تغییر شب به روز هوای گرم به هوای سرد تغییر فصلها ماه ها وسالها تغییر بذر به جوانه وتغییر جوانه به نهال و تغییر آن به درخت تناور تغییر نطفه به جنین وجنین به یک انسان کامل پس قانون تغییر وتغییر کردن در جهان هستی جز قوانین تغییر ناپذیره
تمام موجودات جهان هستی در حال تغییر هستند ولی چون سرعت تغییرشان کم وکند است ما متوجه آن نمیشویم ولی این دلیلی برای تغییر نکردن نیست بلکه با دید وسیع تر میتوانیم به تغییرات جهان هستی پی ببریم وتمام این تغییرات برای تکامل جهان هستی لازم وملزوم میباشد
جسم انسان نیز از این تغییرات مستسنی نمی باشد وهمواره در حال تغییر کردن است ولی چون سرعت آن کند است نمیتوانیم تغییرات آن را مشاهده کنیم
البته بعضی از تغییرات را میشود دید مانند تغییرات احساسی چون تغییرات احساسی از ذهن سرچشمه میگیرد وسرعت ذهن بالا ست میتوانیم آن را در همان لحظه مشاهده کنیم مانند تغییر احساس خوب به بد ویا خوشحالی به ناراحتی و عصبانی شدن این تغییرات ناشی از تبدیل احساسی به احساس دیگر است که در آن واحد میتوان آن را دید
تغییرات جسمی مانند تغییر بیماری به سلامتی ویا چاقی به لاغری وحتی بالعکس آنها هم جز تغییراتی است که در جسم ما میتواند صورت بگیرد ولی ممکن است فرد به طور خواسته ویا ناخواسته با تغییرات مقاومت کند
چرا در برابر تغییرات انسان مقاومت میکند ؟
اولین دلیل یک فرد برای مقاومت در برابر تغییر کردن ذهن آن فرد است چون ذهن از تغییر کردن خوشش نمیاید چرا چون برای تغییر کردن مجبور است انرژی بیشتری مصرف کند بنابراین تغییر را دوست نمیدارد وقتی که ذهن به رفتاری ویا چیزی خو بگیرد آن را با تکرار به عادت خود درمیاورد وکد را به مغز میدهد که دستور آن را صادر کند واین عادت را گسترش میدهد تا تغییری در آن ندهد حالا اگر فرد بخواهد در یک جنبه از زندگی اش مثلا لاغر شدن را تجربه کند در وهله اول بشدت ذهن مقاومت میکند تا تغییری صورت نگیرد وذهن از حالت خودش خارج نشود حالا اگر این فرد تسلیم ذهن خود شود در هدفش شکست میخورد ولی اگر با آگاهی هایی که به دست میاورد با دلایل و مدارک مشابه آن آگاهی ها ی داده شده برای ذهن لاغری را امری طبیعی جلوه دهد وذهن را متقاعد به تغییر کند آنگاه در هدفش موفق میشود اکثر افراد از تغییر کردن خوششان نمیاید واین فقط به دلیل ذهن اشان است که تغییر را نمیپذیرد بنابراین با راهکارهایی که از آموزش ذهنی دریافت میکنیم میتوانیم این تغییرات را به دلخواه ایجاد کنیم
این راه کارها به ما یاد میدهد که برای تغییر کردن همواره آماده باشیم چون جهان هستی هم مرتب در حال تغییر است وبا هماهنگی وهمسو شدن با جهان هستی میتوانیم به خلق آرزوها با تغییرات دست پیدا کنیم واین مانع بزرگ را که من تغییر کردن را دوست ندارم از میان برداریم
ریشه این دوست نداشتن تغییر کردن فقط ترس از تغییر است چون ترس خودش مانع بزرگی است وقتی به تغییرات وصل شود اجازه تغییر را نمیدهد وترس از بعد تغییرات را در ذهن یاد آوری میکند وخود مانع ترس از هر موضوعی در زندگی توسط نجوای شیطان است که با تکرار ترس از تغییر کردن را بوجود میاورد الان که ما در این دوره پر ارزش لاغری با ذهن شرکت کرده ایم بخوبی با این نجواها آشنا هستیم ودیگر ترسی از تغییر کردن نباید داشته باشیم
برای لاغر شدن افراد علاقه مند هستند که لاغر شوند ولی ترس از تغییر کردن مانع لاغری آنها میشود وبرای همین باید فرمول تغییر کردن را در ذهن خود اصلاح کنیم تا ذهن متوجه بشود که تغییرات در جنبه های مثبت باعث رسیدن فرد به آرزوهایش میشود
وقتی تغییری در زندگی خود میخواهیم ایجاد کنیم باید احساس خوب شورو اشتیاق وانگیزه عالی نسبت به تغییرات در خود بپروارنیم تا این تغییرات به نحو عالی شکل بگیرد در واقع باید با این احساسات خوب از تغییرات استقبال کنیم تا دیدگاه ما نسبت به تغییر نکردن تغییر کند تا با جهان هستی همسو شویم واتفافات خوب برای ما پیش بیاد در واقع بتوانیم به مدار بالاتر برویم وآرامش بیشتری را تجربه کنیم
شرایط ما با تغییر کردن به سمت بهتر شدن میرود ولی حتما باید با آگاهی باشد تا در جنبه مثبت تغییرات قرار بگیریم
باید خدا را سپاس گفت که نعمت تغییر کردن را به بشر فانی هدیه کرده چون با این نعمت عالی میتوانیم آنچه که در گذشته ما رخ داده وحال امروز ما را رقم زده قابل تغییر است واین موهبت الهی را باید پاس بداریم
اگر رفتار وافکار ما در گذشته حال الان مارا رقم زده وما بدین گونه که الان هستیم و اگر راضی نیستیم پس با افکار وآگاهی های جدید میتوانیم آینده خود را آنجور که دوست میداریم تغییر دهیم در حقیقت آینده ما افکاری است که الان داریم
در ذهن ما چاقی با لاغری فقر با ثروت خوشبختی با بدبختی برابر است یعنی از نظر ذهن هیچ فرقی با هم ندارند چون ذهن قدرت تشخیص را ندارد فقط احساس انسان را از آن مسعله درک وگسترش میدهد وبا تغییر احساسات از بد به خوب میتوانیم به آرزوها ی خود در هر جنبه از زندگی برسیم واین موضوع به انتخاب خود ما بستگی دارد وآگاهی های ذهنی که با آموزش صحیح بدست میاوریم وبه دست سرنوشت چیزی رقم نمیخورد بلکه این ما هستیم که سرنوشت خودمان را رقم میزنیم وقتی مسولیت خودمان را خودمان برعهده بگیریم وبه گذشته وصل نباشیم ودیگران را مقصر عقب افتادگی در زندگی خود ندانیم وهر گونه عقاید وافکاری که در گذشته داشتیم رها کنیم و قبول کنیم من آنچه که هستم را میپذیرم وبه آنچه که دوست دارم باشم میرسم شور واشتیاق ما برای رسیدن به خواسته هامون بیشتر میشود اگر به گذشته نگاه کنیم میبینم که افکار وعقاید و باورهایی که در گذشته داشتیم حال الان مارا تشکیل میدهددر نتیجه آینده ماهم میتواند از افکار وباورها وتصمیماتی که با تغییرات بوجود میاوریم را تشکیل دهدو آینده ما میتواند بهتر از گذشته ما رقم بخورد وآینده ما هیچ ربطی به گذشته ندارد اگر تغییراتی در افکار خود بدهیم و باید ارتباط گذشته را با آینده خود بطور کامل کات کنیم
هر چقدر خود را در گذشته خود اسیر ببینیم از شرایط و فرصت های فعلی دور میشویم ونمیتوانیم تغییرات مثبت در زندگی آینده خود بوجود بیاوریم مثال لاغر شدن اگر خود را در گذشته اسیر ببینم وباور این که من نمیتوانم تغییر کنم ولاغر شوم را در ذهن خود قبول کنیم از نعمت لاغری هم نمیتوانیم استفاده کنیم ولاغر شویم وتغییر کنیم
برای اینکه بتوانیم حاکم بر زندگی خود باشیم وبرآینده زندگی امان تسلط داشته باشیم باید حس توانمندی وقدرت تغییر شرایط موجود را درخود تقویت کنیم در این صورت آینده ما دیگر هیچ ربطی به گذشته ما نحواهد داشت اگر در گذشته بمانیم آینده ما هم مانند گذشته تکرار میشود ومانند چرخ معیوبی میچرخد وتکرار میشود اما اگر گذشته را با تمام تجربیاتی که داشتیم ونتایجی که از آن بدست آوردیم رها کنیم میتوانیم با تغییرات در افکار وباورهای خود آینده خوب وبهتری را برای خودمان رقم بزنیم وبه مرور زمان انتظارما از زندگی نیز تغییر میکند در مورد جسم هم به همین شکل است اگر گذشته چاق خود را رها کنبم وافکار نو را در ذهن بپروارنیم وانتظار لاغر شدن در آینده را داشته باشیم جسم هم چاقی را رها میکند وبه سمت لاغر شدن پیش میرود
وقتی باور کنید که گذشته چاقی میتواند تغییر کند ولاغر شد واین باور را به انتظار لاغری وتوانمندی خود تغییر دهیم جسم هم تغییر میکند ولاغر میشود
مانع تغییر نکردن در تمام جنبه های زندگی موثر است واین مانع میتواند مارا به صورت راکد در زندگی در بیاورد
گذشته ما حاصل رفتارها وافکار ما بوده چیزی نیست که به سرنوشت ویا خداوند ربط داد اگر در گذشته مشکلاتی داشتیم ونخواستیم آن را تغییر دهیم وانتظار ما این بوده همان که بودیم وهستیم شرایط الان ما را بوجود آورده وفقط با تغییر افکار وباور وانتظار مبتوانیم شرایط فعلی را به شرایط دلخواه تغییر دهیم
چاقی همیشه همراه ما بوده بارها از طریق رژیم و ورزش خواستیم آن چاقی را از خود دور کنیم ولی همیشه دوباره با همان روشها به چاقی توجه میکردیم واز تلاشهای خود نتیجه نمیگرفتیم ورها میکردیم حالا با آگاهی هایی که داریم میدانیم که دیگر نباید به چاقی توجه کنیم در لاغری با ذهن با تمرین اتی که انجام میدهیم با این که چاقی باز هم همراه ماست ولی دیگر به چاقی توجه نمیکنیم وتمام تمرکز ما بر روی لاغری است تا وزن امان خود بخود کم شود وچون نقشه ذهنی در ذهن ما تغییر پیدا میکند از چاقی به سمت لاغری میرویم وانتظار امان دیگر چاق شدن نیست بلکه انتظارمان از خودمان فقط لاغر شدن است واین عملکرد ذهن را بخوبی شناسایی میکنیم وراحتتر مبتوانیم به آسانی لاغر میشویم
با تمام تلاشهای گذشته از روشهای پیشین ما فقط مقطعی لاغر میشدیم ولی حالا با آموزشهای لاغری با ذهن چقدر راحت وآسان لاغر میشویم ولاغر میمانیم واین فقط با ادامه دادن درابن مسیر وتکرار تمرینات و گوش کردن فابل ها میسر است هر روز باید در فضای لاغری باشیم تمرینات دوستان را مطالعه کنیم وبه لاغری فکر کنیم وتکنیک هایی را که یاد گرفتیم به عمل اجرا کنیم تا نقشه ذهنی لاغری پر رنگتر شود بارها در گذشته ما رژیم گرفتیم وشکستیم چون نقشه ذهنی نداشتیم وبرای همین رها میکردیم وقتی نقشه ذهنی لاغری داشته باشیم در هر شرایطی که باشیم مهمانی عروسی یا خانه خودمان فرقی نمیکند وطبق همان نقشه ذهنی پیش میرویم حالا اگر این نقشه ذهنی در راستای چاقی باشد یا لاغری برای ذهن هیچ فرقی ندارد این ما هستیم که انتخاب میکنیم از کدام نقشه استفاده کنبم
اگر در گذشته چاق بودیم وحالا هم چاق هستیم بخواهیم همان طرز فکر گذشته را داشته باشیم همان آدم چاق باقی میمانیم ولی اگر آموزش ذهنی را بخوبی تمرین وتکرار کنیم تا افکار جدید به جای افکار گذشته در ذهن جای بگیرد ما تغییر میکنیم ونقشه ذهنی ما هم تغییر میکند ولاغر میشویم
اگر به طور مستمر تمرین وتکرار کنیم صد در صد موفق میشویم ولاغر میشویم در واقع چاقی علاقه ایی نداره با ما باشه این ما هستیم که با تغییر نکردن ننیخواهیم دست از سر چاقی برداریم وقتی هر روز اظلاعات صحیح به ذهن بدهیم وتکرار کنیم چه بخواهیم وچه نخواهیم لاغر میشویم
فقط ادامه دادن در مسیر لاغر ی با ذهن میتواند موفقیت ما را در لاغرشدن تضمین کند
با تشکر از استاد عزیزم
نشان های دریافت شده
به نام خدا
تازه دارم متوجه میشم که چقدر چسبیده به گذشته خودم بودم تغییر کردن همیشه برای من همراه با سختی وکلی مشقت بوده وهمیشه بزرگترین تنش ها واسترس ها رو بدنبال داشته برای همینم الان برام سخته بپزیرم که تغییر میشه کرد به راحتی اما به لطف خداواین دوره برای اولین بار تغییرات شگرفی بدون زجر وتحمل سختی برام اتفاق افتاده یه جورایی هنوز باورم نشده که این اتفاقات خوب برای من افتاده ولی باید بیدار شم وخوب نگاه کنم وببینم که واقعا این منم که کلی حالم خوب شده شاد شدم انسان با اعتماد به نفسی شدم انسان خوشحالی شدم انسانی شدم که رابطه اش با خدا وخودش واطرافیانش بهبود پیدا کرده تا حد زیادی ونسان شاکر وآزادی شدم واز چنگال یوغ چاقی رها شدم اونم درکمال آرامش ودر۹صلح کامل این منم که اینهمه تغییر در رفتارم نسبت به خوردن پیدا کردم بدون عذاب وجدان میخورم از کالری شماری خلاص شدم از ورزش های سخت خلاص شدم وآرامش به وجودم برگشته خداروشکر میکنم برای اینهمه تغییرات عالی درسلامتیم در ثروت وپول در همه چیزای خوبی که دارم وحتی درتغییرات جسمیم که آهسته وپیوسته شکل گرفت وحتی متوجه کاهشش نشدم که کی این مقدار وزنم کاهش پیدا کرد حالا دیگه وقتی این تغییرات کردم دارم مطمئن میشم که تناسب اندام هم بهش میرسم چه بخوام چه نخوام خدایا من ایمان دارم به تناسب اندام همیشگی میرسم پس یکی یکی موانع ذهنی منو کنار بزن تا زودتر از چیزی که فکرشو میکنم بهش برسم هر چند که براش زمان تعیین نکردم ولی همین که انسان دیگری بشم با همه رفتارهای صحیح خودش عالیه
فایل “تغییر کردن از توقف گذشته اغاز میشود. “:
براي تمرین و دنبال کردن نقشه ذهنی هنوز برای ما امکان خطا و اشتباه وجود دارد و من ملاکم را احساسم در نظر میگیرم. یعنی من خودم به شخصه تمامی تلاش و کوشش خودم را براي رسيدن به هدفم قرار میدهم و اگر اوضاع بر وفق مرادم و نقشه ذهنی ام پیش نرفت ، متوجه میشوم که یا نقشه ذهنی من کاملاً درست و صحیح نبوده یا اینکه خداوند نخواسته که من در ان هدف در ان زمان خاص برسم. 🌻🌻🌻
پس برمیگردم و پشت سرم را نگاه میکنم برای لحظه ای ،مرور میکنم و به جلو پیش میروم. مهم این است که من هدف را رها نکنم و باز اقدام کنم و از تلاش و تمرین و تكرار دست بر ندارم. 🌻🌻🌻