0

مفهوم احساس ارزشمندی (تکمیلی ۲)

اندازه متن

تا حالا شده حس کنی توی زندگی روی یک تردمیل بی‌پایان می‌دَوی؟ 🏃‍♂️💭

تلاش می‌کنی، کلاس می‌ری، کتاب می‌خونی، کلی انرژی می‌ذاری، اما هنوز انگار سر جای اولت هستی. ⏳

انگار یک ترمز دستی نامرئی هست که نمی‌ذاره اون‌طوری که لایقت هست رشد کنی و از زندگی لذت ببری. 🧱✨

خیلی‌ها فکر می‌کنن مشکل از اقتصاد، شانس یا نبودِ مهارته، اما حقیقت اینه که ریشه بیشتر چالش‌های ما در یک نقطه پنهانه: عزت‌نفس. 🌱💛

وقتی این بخش از وجودت ضعیف باشه، همه‌چیز سخت‌تر می‌شه و حتی تلاش‌ها نتیجه نمی‌ده.

در این مقدمه می‌خوایم سفرمون رو به جایی شروع کنیم که مسیر افزایش عزت‌نفس روشن می‌شه؛ جایی که خودِ واقعی‌ت منتظر دیده شدنه. 🌟🫶

چرا افزایش عزت نفس نان شب واجب‌تر است؟

بیاییم تعارف رو بذاریم کنار. تقریباً همه انسان‌ها، بدون استثنا، کم‌وبیش دچار حس خودکم‌بینی هستن. 😔💭

این یک بیماری خاموشه که مثل ویروس پخش می‌شه، فقط شدت‌ش توی هر کسی فرق می‌کنه.

یکی تو خانواده‌ای بزرگ شده که تشویق و محبت زیاد دیده و حسش کمتره، یکی هم وسط سرزنش و تحقیر بزرگ شده و این درد تو وجودش ریشه دوانده. 🌧️🧩

اما نکته عجیب و مهم اینجاست: افزایش عزت‌نفس هیچ ربطی به ظاهر بیرونی آدم‌ها نداره. ✨👀

حتماً توی زندگی با آدم‌هایی روبه‌رو شدی که از دور مغرور، قدرتمند و فوق‌العاده بااعتمادبه‌نفس به نظر میان؛ همون‌هایی که وقتی وارد جمع می‌شن همه بلند می‌شن و به حرفشون گوش می‌دن. شاید ته دلت بگی: «ای کاش منم این‌قدر خودمو قبول داشتم.»

اما رفیق، ظاهر رو فریب نخوردی. 🎭

خیلی از همین آدم‌ها پشت اون نقاب پرزرق‌وبرق، یک کودک ترسان دارن که با هزار ترس و تردید زندگی می‌کنه. اون ابهتی که می‌بینی نتیجه افزایش عزت‌نفس نیست؛ فقط یک دیوار دفاعی سنگینه تا کسی نفهمه پشتش یک دل لرزون از احساس بی‌ارزشی پنهان شده. 💔🧱

بازنویسی با استیکرهای بیشتر و حفظ ساختار:

🌪️ سراب موفقیت و توهم ارزشمندی 🎭✨

بیایید یکم دقیق‌تر بشیم. خیلی وقت‌ها فکر می‌کنیم اگر مدرک دکترا بگیریم 🎓، حساب بانکی‌مون میلیاردی بشه 💸💎، یا شهرت یک بازیگر و خواننده رو داشته باشیم 🎬🎤، بالاخره احساس ارزشمندی پیدا می‌کنیم.
تصور می‌کنیم اون سلبریتی که میلیون‌ها فالوور داره و مردم برای یک عکس باهاش صف می‌کشن، شب‌ها با آرامش کامل چشم‌هاشو می‌بنده 😌🌙.

اما حقیقت پشت پرده اصلاً این‌طور نیست. رهبران سیاسی 🌍، رئیس‌جمهورها 🏛️، دانشمندان نابغه 🧠⚡، مخترعین و حتی اساتید معنوی و انگیزشی ✨🌿… همه در مقطعی از زندگی با هیولای بزرگ «خودکم‌بینی» روبه‌رو می‌شن.

شهرت و احترام مثل یک مسکن قویه، نه درمان واقعی. اگر کسی روی افزایش عزت‌نفس درونی خودش کار نکرده باشه، هیچ میزان تشویق و تعریف و دست‌زدنی نمی‌تونه اون خلأ درونی رو پُر کنه. 🕳️💔

پس یادت باشه دوست خوبم، احترام بیرونی هیچ تضمینی برای احساس ارزشمندی درونی نیست. 🌟🫶

🌤️ سقوط از بهشت: ما کی خودمان را گم کردیم؟ 🌈👶

حالا شاید بپرسی: «ما کی این حس ارزشمندی رو داشتیم؟ مگه میشه کسی کامل باشه؟» جواب ساده‌ست: فقط کافیه آلبوم عکس‌های کودکی‌ت رو ورق بزنی. 📸💛

تنها گروهی از انسان‌ها که در بالاترین سطح از احساس ارزشمندی زندگی می‌کنن، بچه‌ها هستن. 🌟🧒

به یک نوزاد نگاه کن. نه مدرک داره 🎓، نه پول داره 💰، نه حتی می‌تونه کارهای شخصی‌ش رو انجام بده. اما آیا احساس بی‌ارزشی می‌کنه؟ هرگز! وقتی گرسنه میشه، با تمام وجود فریاد می‌زنه و مطمئنه که لایق توجه و محبته. ❤️👼

اون خودش رو مرکز جهان می‌بینه، بدون اینکه حتی یه لحظه لازم باشه درباره افزایش عزت‌نفس فکر کنه.

تو هم یک روزی همین‌طور بودی. تو هم بالاترین سطح عزت نفس رو داشتی؛ اصلاً نمی‌دونستی افزایش عزت‌نفس یعنی چی، چون خودِ عزت نفس بودی. دلیل ارزشمند بودن‌ت فقط یک جمله بود: «من هستم، پس ارزشمندم.» ✨🌱

اما چی شد؟ چی شد که از اون قله نورانی، سقوط کردیم به دره‌ای که امروز باید با هزار آموزش و تمرین، دنبال ذره‌ای از اون حس ناب بگردیم؟ 🤔💔

تله‌های جامعه برای تخریب عزت نفس

جامعه یک دروغ بزرگ به ما تزریق کرد؛ اینکه احساس ارزشمندی و
افزایش عزت‌نفس فقط وقتی ممکن است که به نتایجی مثل نمره بالا، پول، ظاهر خاص یا شغل مهم برسیم.
همین باور، ما را وارد یک مسابقه بی‌پایان کرد که مجبور بودیم خودمان را ثابت کنیم، نه اینکه خود واقعی‌مان را بپذیریم.

۱. سیستم آموزشی — کارخانه تولید ناکافی بودن
سیستم آموزشی خیلی زود ما را وارد رقابت می‌کند. نمره ۱۹ کافی نیست چون باید ۲۰ می‌گرفتی.
مدرک‌ گرفتن پایانی ندارد و هر مرحله حس ناکافی بودن را بیشتر می‌کند.
نتیجه این چرخه، کاهش ارزشمندی و دور شدن از افزایش عزت‌نفس واقعی است.

۲. خانواده — اولین ضربه به احساس لیاقت
مقایسه‌های مداوم مثل «ببین مثل فلانی باش» پیام خطرناکی را به کودک منتقل می‌کند:
«خود واقعی تو کافی نیست.»
همین برچسب‌ها و قضاوت‌ها، پایه‌های عزت‌نفس را از همان کودکی متزلزل می‌کند.

۳. مذهب و فرهنگ — فشارهای نامرئی
در برخی تفسیرهای اشتباه مذهبی، احساس گناه جای عشق را می‌گیرد.
وقتی مدام بایدها و نبایدها را یادآوری می‌کنند، فرد همیشه احساس می‌کند کم می‌آورد.
این احساس گناه، دشمن اصلی عزت‌نفس است و نمی‌گذارد انسان خودش را لایق نعمت‌ها و موفقیت بداند.
افزایش عزت‌نفس

کوله‌بار سنگین بی‌ارزشی در بزرگسالی  😔🔗

وقتی بزرگ می‌شیم، با یک کوله‌بار سنگین از احساس بی‌ارزشی وارد زندگی می‌شیم. دوست داریم پولدار بشیم 💰، رابطه خوب داشته باشیم ❤️، لذت ببریم 🌈، اما یک صدای درونی مدام می‌گه: «تو لایقش نیستی!»

اینجاست که اهمیت واقعی افزایش عزت‌نفس روشن می‌شه؛ چون تا این حس درونی ترمیم نشه، هیچ تغییر بیرونی پایدار نیست. ✨🧠

🗂️ لیست سیاه ذهنی  📉🧩

همه ما در ذهنمون یک بایگانی مخفی داریم؛ پر از اشتباهات، شکست‌ها و خاطراتی که خودمون رو باهاش سرکوب می‌کنیم. هر وقت می‌خوای قدمی رو به جلو برداری، ذهن سریع این پرونده‌ها رو پرت می‌کنه جلوت:

«شکست خوردی», «نمی‌تونی», «لیاقت نداری»… 😣📄

و همین باعث می‌شه باور کنی که شرایط بیرونی مقصره؛ درحالی‌که ریشه اصلی اینه که در عمق وجودت خودت رو لایق بهتر بودن نمی‌دونی.

و همین‌جاست که دوباره به ضرورت افزایش عزت‌نفس می‌رسیم؛ چون تا لیاقت درونی برنگرده، زندگی بیرونی تغییر نمی‌کنه. 🌟💛

حتماً! متن شما را بدون کد HTML، با استیکر و سه مرتبه تکرار کلمه کلیدی افزایش عزت‌نفس و با حفظ تمام محتوا بازنویسی کردم:

🌟 راه نجات: چگونه عزت نفس را افزایش دهیم؟ 🕊️💛

خب، حالا که درد رو شناختیم، درمان چیه؟ چطور باید پروژه افزایش عزت‌نفس رو کلید بزنیم؟ آیا باید هزار تا مدرک جدید بگیریم 🎓؟ آیا باید جراحی زیبایی کنیم 💉؟ آیا باید به همه ثابت کنیم که خیلی خفنیم 💪؟ نه رفیق، مسیر دقیقاً برعکسه.

برای داشتن احساس ارزشمندی، نیاز نیست چیزی به خودت “اضافه” کنی 🌈. تو همین الان هم کاملی. تو شاهکار خلقتی ✨. خداوند از روح خودش در تو دمیده 🕊️. مگه میشه چیزی که خدا خلق کرده و روح خودش توشه، بی‌ارزش باشه؟ احساس ارزشمندی در واقع همون نیروی پاک و بی‌نهایت خداونده که در وجود همه ما هست 🌟. این نیرو گم نشده، فقط زیر خروارها “برچسب” دفن شده.

🧽 کندن برچسب‌های دروغین ❌💭

کاری که باید بکنی، یک فرآیند “حذفی” هست، نه “اضافی” 🔥. باید شروع کنی به کندن برچسب‌هایی که در طول سال‌ها خودت و دیگران بهت چسبوندن:

  • برچسب “من خنگم” ❌🧠
  • برچسب “من زشتم” ❌🥀
  • برچسب “من گناهکارم” ❌⚡
  • برچسب “من فقط وقتی ارزشمندم که کار کنم” ❌⛓️

این برچسب‌ها، واقعیت تو نیستن. این‌ها فقط قضاوت‌های دیگران بودن که تو باورشون کردی 💭. تو قبل از اینکه این برچسب‌ها رو بپذیری، ارزشمند بودی.
قدرت و عظمتی که در درون تو نهفته‌ست، به محض اینکه بیدار بشه، چنان طوفانی از تغییرات مثبت توی زندگی‌ت ایجاد می‌کنه که تمام اون دلایل منطقی (تورم و شانس و…) در برابرش زانو می‌زنن 🌊✨.
وقتی تو خودت رو ارزشمند بدونی، جهان هم تو رو ارزشمند می‌دونه 🌍💖.

🌤️ خدا؛ حامی کسانی که خودشان را باور دارند 🙏💫

وقتی شروع می‌کنی به افزایش عزت‌نفس و پاک کردن غبار از روی گوهر وجودت 💎، یه اتفاق جادویی میفته. اون وقت تازه خداوند رو پیدا می‌کنی ❤️🔥. نه اون خدایی که توی آسمون‌ها نشسته و منتظر مچت باشه؛ بلکه خدایی که در وجود خودت، در تک‌تک سلول‌های بدنت و در جریان زندگیت جاریه 🌟🕊️.

اون وقت می‌بینی که خدا حامی توست، هدایت‌کننده توست. درها یکی‌یکی باز می‌شن 🚪✨. آدم‌های درست سر راهت قرار می‌گیرن 👥💡. ایده‌های ناب به ذهنت میرسه 💭💡. چرا؟ چون تو سدِ “بی‌ارزشی” رو شکستی و اجازه دادی جریان نعمت‌های الهی وارد زندگی‌ت بشه 🌊💖.

کلام آخر: امروز روز بیداری توست

دوست خوب من 🌸، زندگی کوتاه‌تر از اونه که بخوای با حسرت و احساس حقارت سپری‌ش کنی ⏳💔. افزایش عزت‌نفس یک انتخابه 💛. انتخابی که می‌تونه سرنوشتت رو از فرش به عرش ببره 🌟🚀. امروز تصمیم بگیر که با خودت مهربون‌تر باشی 🤗، تصمیم بگیر که دیگه خودت رو با کسی مقایسه نکنی 🙅‍♀️، و تصمیم بگیر که باور کنی به صرفِ “انسان بودن” و “خدایی بودن”، لایق بهترین‌ها هستی ✨🕊️.

یادت نره، تو ارزشمندی 🌈💖، نه به خاطر کاری که می‌کنی، نه به خاطر پولی که داری 💰، و نه به خاطر چیزی که دیگران میگن 💬. تو ارزشمندی چون “هستی” 🌟. همین الان بلند شو، جلوی آینه بایست 🪞، به چشم‌های خودت نگاه کن 👀 و بگو:

“من ارزشمندم، من لایق بهترین زندگی هستم و اجازه نمیدم هیچ برچسبی این حقیقت رو از من بگیره.” 💪✨

برای شروع واقعی افزایش عزت‌نفس و بهبود رابطه با منبع اصلی عزت نفس یعنی خداوند، پیشنهاد می‌کنم دوره فوق‌العاده «خدا هرگز دیر نمی‌کند» 🙏💫 رو تجربه کنی. این دوره یک راهکار عملی برای پاکسازی باورهای محدودکننده و اتصال دوباره به نیروی لایزال الهی است 🌈🕊️.

این، شروع تولد دوباره توست 🎉🌟. تولدت مبارک! 🥳💖

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.63 از 78 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=42870
> 55 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۶ ۱۶:۰۹
      مدت عضویت: 1386 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 839 کلمه

      باسلام خدمت شما استاد عزیز 

      من هم همیشه در زندگیم افرادی رو دیدم که سر این اعتقادات خود با هم بحث و  جنگ گاهی وقت‌ها می‌کنند اینقدر بحث اون‌ها جدی می‌شه و بالا میره که دیگه کم کم احساس می‌کنم همدیگه بی‌احترامی می‌کنند و می‌خواهند به هم بفهمانند که من انسان با خدایی هستم و به خدا از تو نزدیک‌تر هستند و تو آنگونه که باید با ایمان نیستی ،

      در صورتی که فکر اشتباهی می‌کنند که افکار و دیدگاهشان را به هم تحمیل می‌کنند و این اشتباه است که همه باید مثل ما فکر کنند و با ما هم عقیده باشند و همانطور که ما خدا رو شناختیم او را ستایش کنند و احساس نزدیک بودن به خدا داشته باشند،

      چه انسان‌هایی دیدم اطراف خودم که حتی به هم سر این موضوع توهین کرده‌اند که تو در جهنم خواهی رفت که این کارها رو مثلاً نماز یا روزه خودت را جدی نمیگیری و یا نزدیک به اعمالی که خدا گفته برای اینکه نشان بدهیم به من نزدیک هستید انجام بدین انجام نمی‌دهی پس برای سبک شمردن اعمال تو به خداوند نزدیک نیستی و از درگاه او رانده شدی،

      آخه یکی نیست به این بنده خوب بگه عزیز من تو برو عبادت ایمان و شناخت خدای خودت را در مسیری که هستی داشته باش چرا به انسان‌های دیگه کار داری،

      خوب می‌دونین دست خودشون نیست این افراد یک عمر از بچگی شنیدند که کارهایی باید انجام داد که به خداوند نزدیک‌تر بود برای این تغییر دیدگاه و باور در کسی بسیار کار سختی است و باید خود فرد بخواهد تا تغییر کند،

      اما من از زمانی که یاد گرفتم اعتقادات خودم رو در ذهنم نگه دارم و جایی بروز ندم و بحث نکنم و هم کلام انسان‌هایی نباشم که مثلاً با خدا هستند اما آگاهی و شناخت ذهنی من را ندارند  نمیگم بی ایمان هستنند ولی اون درک و شناخت منو ندارند و فهمیدم با واکنش ندادن من خیلی احساس آرامش بیشتری می‌کنم،

      و ارزشمند بودن انسان‌ها رو هم به انجام اعمالشان وابسته کردیم و این نشون میده که چه انسان ارزشمندی است که در وقتش اون کارهایی را انجام میده که نشون میده اون با خدا هست و یا در رفتارش در کارش ،

      ولی من نمی‌دانستم که احساس ارزشمندی خودم رو پایین میارم زمانی که وارد بحث با انسان‌هایی می‌شم که شاید ملاک رفتارشون چیزهای دیگری است هم عقیده و هم نظر من نیستند،من در اون صورت می‌بایست آرامش درونی خودم را حفظ کنم و ملاک ارزشمندی خودم رو اینکه با رفتاری خوب مواجه بشم با افکار و عقیده دیگران نشان بدم،نه با تندخوی یا بعضی رفتارهایی که به دیگران به او بفهمونم که من برای خودم ارزش قائلم و اهمیت نمیدم به افکار تو دیدگاه تو یا عقاید توو حتی  اینکه درباره من چه نگرشی داری من اهمیتی نمیدم که ایا فرد مقابل من ناراحت شد یا نه ،

      این ارزشمندی به حساب نمیاد زمانی که فهمیدم ارزش خودم رو اون زمانی می‌تونم درک کنم و احساس کنم که همیشه در حال آرامش باشم همیشه حس خوبی داشته باشم 

      من از زمانی که یاد گرفتم انسان متفاوتی باشم که انتخاب می‌کند آرامش را مهربانی را دوست داشته شدن و دوست داشتن دیگران را احترام گذاشتند و ارزش قائل شدن برای خودش و دیگران،فهمیدم که ارزشمند بودن به رفتار درونی و ثبات شخصیتی من است نه پایین آوردن فردی دیگر تحقیرش کردن یا تو سرش زدن و یا فهوندن بهش که تو برای من اهمیتی نداری و عددی نیستی،

      خوب من در اون صورت ارزش خودم رو پایین میارم همدار پایینی همسو با همان انسان می‌شوم و در دیدگاه و نظر من باید همه انسان‌ها ارزشمند باشند وقتی که من خودم را ارزشمند می‌دانم زیرا همه ما انسان هستیم و این ماهیت ماست که ارزش مارو تابین میکنه،و ما برای خداوند همه ارزشمند هستیم ،

      مثلاً زمانی که با دوستم حرف می‌زدم و یک بحثی بین ما شکل گرفت که باعث شد من هم مانند اون واکنش بدم و رفتار بدی رو نشون بدم ارزش خودم رو پایین آوردم زمانی که محلش ندادم و از اون قهر کردم و فکر کردم که دیگه بهت ثابت می‌کنم که من دیگه برای اون هیچ اهمیتی قائل نیستم و فقط به خودم ارزش می‌دهم اما وقتی که اون حرف‌ها رو زدم و اون جواب‌ها رو گفتم شخصیت خودم رو کم کردم ،

      برای همین بر اساس آگاهی و درکم از این فال خوب نظر من این است که از این به بعد تصمیم گرفتم ارزشمند بودن خودم رو با احترام گذاشتن به خودم و دیگران نشان بدم و همیشه در احساس آرامش باشم،

      پس انتخاب کردم که امروز خودم را هم از این آگاهی استفاده مناسبی داشته باشم و در طول روز و همیشه سعی کنم به اتفاقات و افکار و نظر ادم ها احترام بگذارم و یک شخصیت مشخصی داشته باشم تا احساس ارزشمندی با خودم از درون خودم داشته باشم و در نهایت خودم را دوست داشته باشم تا بتوانم دیگران رو دوست داشته باشم و برای پیشرفت خودم در این مسیر خوب همیشه خواهم ماند و همیشه احساس می‌کنم خداوند نزدیک من است و هیچ حسی بالاتر و با ارزش‌تر از این نیست که خداوند را نزدیک خودمون  احساس کنیم،خدایا شکرت 

      باتشکرازشما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۶ ۱۱:۱۷
      مدت عضویت: 1219 روز
      امتیاز کاربر: 10005 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,567 کلمه

      سلام استاد صبح شما بخیر و شادی 

      مهمترین موضوعی که ما باید به آن توجه کنیم این است که آیا ما خود را فرد ارزشمندی میدانیم یا خیر و آیا من خود را لایق فلان نعمتی میدانم یا خیر و مهمترین احساسی که ما میتوانیم درخودمان ایجاد کنیم همین حس ارزشمندی است .چون جهان به اندازه ای که ما خودمان لایق دریافت ثروت- احترام – خوشبختی – شغل خوب – روابط خوب میدانیم همان مقداررا درزندگی ما وارد میکند 

      ما باید روی بی ارزشی خودمان کارو تمرکز کنیم و کم کم لیاقت داشتن را درخودمان تقویت کنیم تا درتمام ابعاد زندگی لیاقت دریافت چیزها را داشته باشیم 

      یکی از نشانه های عدم لیاقت این است که ما بیشتر روی نداشته ها و کمبودها توجه میکنیم و شکست ها را پررنگ تر میکنیم و خیلی از مواقع اگر موفقیتی درزندگی داشتیم آن را به شانس ربط میدهیم و بیشتر شکستها را به خود یادآوری میکنیم که بله من توانایی نداشتم این کاررا درست انجام بدهم چرا من دقت نکردم که این کاررا به بهترین نحو ممکن انجام بدهم درحالی که درانجام آن کار من تمام سعی و تلاشم را کردم ما باید به مراتب موفقیتها و استعدادهای خود را تقویت کنیم و از شکست ها دوری کنیم تا لیاقت داشتن چیزها را درذهنمان بوجود بیاوریم چون ما ازطریق افکار میتوانیم شایستگیها را دریافت کنیم 

      به عنوان مثال ما دریک دورهمی به ما خیلی خوش گذشته ودراین میان یکی از دوستان حرفی را به ما زده که به مزاق ما خوش نیامده ما کل مهمانی که به ما خوش گذشته را رها میکنیم و فقط به آن رفتار میچسبیم و بارها آنها را درذهنمان مرور میکنیم و احساس خود را بد میکنیم و میگوییم کاش به این مهمانی نرفته بودم که فلانی چنین حرف و یا حرکتی را بکند و من را ناراحت کند پس من لیاقت و ارزشمندی برای خودم به مهمانی را ندارم و خودم را سرزنش میکنم درحالی که زمانی که آن یک لحظه اتفاق افتاد دربرابر ساعتهایی که من درمهمانی بودم خیلی ناچیز است ولی خانم منفی باف فقط همین قسمت را درذهن من مرور میکند و اصلا درمورد خوشیها درذهن من چیزی مرور نمیشود .

      درهمه افراد جهان بی لیاقتی وجود دارد ما باید سعی کنیم لیاقت و ارزشمندی را درذهنمان تقویت کنیم و روی خوبیها با داشتن احساس لیاقت و آگاهانه به ذهنمان جهت بدهیم که مارا به سمت داشتن آن لیاقت سوق دهد چون ارزشمندی درتمام جهات زندگی ما تاثیر فراوان دارد . وقتی ما روی شکستها و کمبودها تمرکز میکنیم و افکار منفی را درذهن مرور میکنیم کم کم جهان ما را به سمتی میبرد که توجه و تمرکز ما ب ان سمت است چون از قبل یاد گرفتیم که ذهن ما افکار اصل و بدل را ازهم تشخیص نمیدهد و نمیداند که ما نمیخواهیم به این بیلیاقتی برسیم ولی کم کم ما به آن میرسیم چون برهرچه تمرکز کردیم آن را وارد زندگی میکنیم 

      احساس لیاقت داشتن درتمام جنبه های زندگی تاثیر دارد چون ما دردوران زندگی تحقیر شدیم و خود را با دیگران مقایسه کردیم و خود را تخریب کردیم کم کم خود را لایق چیزهایی که برای انها هم زحمت کشیدیم نیستیم مثل انواع تواناییها- داشتن ثروت – داشتن ظاهر مناسب – خونه – داشتن شغل مرتبط با رشته تحصیلی و …چون درذهن داشتن لایق بودن خیلی آسانتر از عمل است چون خیلی از افراد هستند که توانایی انجام کاری را دارند ولی به خاطر خجالت و سرزنش کردن خود ان موقعیت موفقیت خود را ازدست میدهند و شاید سالها به خاطر آن موضوع خود را سرزنش کنند .

      و به خاطر تجربیات تلخی که درزندگی داشتیم آنها را به عوامل بیرونی ربط بدهیم درحالی که اولین مسئله این است که خود را لایق چنین نعمتی نمیدانیم و دیگران را لایق ان میدانیم به قولی خود باوری درما بسیار ضعیف است و باور نداریم ما هم مثل دیگران دارای انواع توانمندیها هستیم در ابتدا باید روی خود شناسی و خداشناسی خود بسیار کار کنیم و بدانیم درهر شرایطی خدا به من نزدیک است و درهر کاری به من کمک میکند و کم کم اعتماد به نفس خود را تقویت کنیم و از نجواهای ذهنی و خانم منفی باف دور باشیم چون  تمام کار خانم منفی باف صحبت درمورد کمبودها و شکستها است و در طول شبانه روز دارد میگردد تا یک نقطه ضعفی از ما بگیرد کسی که لیاقت داشتن چیزی را درخود نبیندکم کم موفقیتها را درذهن خود کمرنگ جلوه میدهد و شکستها را پررنگ و بزرگتر 

      ما یاد گرفتیم که درذهن ما 2 نوع نجوای ذهنی وجود دارد 

      1- نجوای خداوند که از قلب و ذهن مثبت ما است و به ما وعده های خوب و آرام بخش میدهد اگر هم شکستی داشتیم همیشه به ما میگوید اصلا نترس – اوضاع با کمی صبر خوب و بهتر میشود – نعمتها ی خداوند زیاد هستند اصلا کمبودی نیست – فرصت برای هرکاری هست اگر اشتباه کردی گناه نکردی وخداوند درهر شرایطی درکنار تو و نزدیک به توست و به ما ارامش میدهد 

      2- نجواهای شیطانی که همیشه ما را سرزنش میکند – تو به جایی نمیرسی – همه فرصتها ازبین رفتند -تو دوست داشتنی نیستی – به خاطر چاقی وظاهر خوبی که نداری  کسی تو را دوست ندارد و تمایل به دوست شدن با تو را ندارد – تو به درد بخور نیستی – و همیشه وعده های فقر و کمبود میدهد 

      کسی که خود را لایق بهترینها بداند بیشتر نجواهای خداوندرا با صدای بلندتری میشنود و بیشتر درزندگی امید و توکل به خداوند مهربان دارد و تمام تلاشش را برای انجام تواناییهایش بکار میگیرد و اگر اشتباهی کرد به خداوند امید دارد و میداند خداوند هرگز او را سرزنش نمیکند و میگوید اصلا نگران نباش برگرد به سمت من و توبه کن چون تمام کارها درست میشود و اوضاع به خوبی درست میشود و انسان دراین شرایط با ایمان به خداوند به آرامش درونی میرسد وکسی که خود را لایق و ارزشمند بداند صدای نجوای خداوند درذهنش همیشه بلندتر شنیده میشود .

      صبح تا شب نباید به کمبودها توجه کنیم ما تا زمانیکه زنده هستیم باید درمورد لیاقت و ارزشمند بودن خودمان صحبت کنیم و به خودمان احترام بگذاریم تا دیگران هم این احترام را جذب کنند و درمقابل به ما احترام بگذارند ما نباید اصلا به فرکانسهای منفی اهمیت بدهیم چون کم کم این نجواهای منفی با بیتوجهی کم رنگ میشوند و اتفاقات خوبی درتمام جنبه های زندگی برای ما میافتد.

      بهترین حسی که ما میتوانیم درخود ایجاد کنیم و قیمت ندارد حس ارزشمندی و داشتن لیاقت است چون جهان به اندازه ی لیاقت به ما نعمت میدهد.اگر ما درذهنمان باورهای خود را تغییر ندهیم هرگز احساس لیاقت درخود نمیکنیم و نمیتوانیم به آنها برسیم وقتی که من وارد این دنیا شدم یعنی من از طرف خالق خودم لیاقت داشتم تا وارد این دنیا بشوم و این لیاقت از بدو تولد به من داده شده است و اگر به انها نمیرسیم مقصر فقط خودم هستم که با باورهای اشتباه انها را ازخودم دور کردم پس به همان اندازه که لیاقت و ارزشمندی را درذهنمان تقویت کنیم فرصت ها – ظرف لیاقت ما – احساس ما به دنیا و نعمتهای خداوند بهتر میشود و کم کم نعمتها از تمام جوانب وارد زندگی ما میشوند 

      هروقت شرایط خوبی را درزندگی داشتم بارها از خداوند سپاسگزار باشیم که لیاقت چنین شرایطی را داشتم و ان را به شانس و اقبال ربط ندهیم چون این نجوای شیطان است من از ابتدا باید با خودم و گفتگوهای درونم به صلح برسم تا بتوانم پیشرفتهایی درزندگی داشته باشم چون اگر به صلح نرسم دائم خود را سرزنش خواهم کرد و با هربار سرزنش من از خواسته ها و لیاقتها درهمهی جوانب زندگی دور میشوم و ابتدا خود و بعد دیگران و درنهایت خداوند مهربان را مقصر میدانم 

      چون جهان کارش این است که ما روی هرچه تمرکز کردیم آن را وارد زندگی ما میکند و کم کم ان فکر و رفتار جزء شخصیت ما خواهد شد و به آن رفتار عادت میکنیم ما باید تلاش کنیم جلوی گفتگوهای منفی ذهن را بگیریم و باید تعریفهای ذهنی از خودمان را با تکرار بیشتر کنیم 

      اگر احساس لیاقت را به صورت دائمی درذهن خود تقویت کنیم کم کم جهان هم بر اثر لیاقت ها و ارزشمندیها نعمتها و ثروت و روابط خوب و هرچیزر ا دوست داشته باشیم درزندگی ما وارد میکند 

      مشکل اصلی ما برای نداشتن لیاقت درزندگی از عدم شناخت خداوند نشات میگیرد اگر ما بدانیم که خداوند به ما لیاقت داده است و این را به خوبی درزندگی درک کنیم برای همیشه حال ذهن و دلمان خوب میشود و از استرس و ناراحتی دور میشویم و زندگی ما بهتر خواهد شدو دیگر احتیاج به تایید نظر دیگران نیستیم چون هرکاری را خودمان با انتخاب انجام دهیم درست است و میدانیم که لیاقت آن کاررا داشتیم و اگر اشتباه هم کردیم این گناه نیست و دوباره به آغوش خداوند برمیگردیم و با اطمینان به خود میگوییم آن اشتباه برای اصلاح و رشد من دراین مسیر لازم بوده است و با توکل به خداوند و با انرژی بیشتری مسیر را دوباره شروع میکنیم ولی اگر گوش به نجوای شیطان دهیم و خود را سرزنش کنیم هم ناشکری میشود و هم از خداوند دور میشویم و هم هرروز با اتفاقات بد احساس ترس و استرس داریم

       ما هرگز نمیتوانیم خود را با توجه به تغییرات محیط تغییربدهیم چون این کاملا اشتباهه مثال دیپلم که استاد گفتند ما باید ابتدا باورها و چارچوبهای ارزشمندی را درذهن خود تغییر دهیم تا تغییرات بسیار مفیدی درزندگی ما اتفاق بیفتد ان هم با لایق بودن و ارزشمند بودن خود برای هر نعمتی درزندگی خود را آماده کنیم و هرگز انسانیت خود را زیر سوال نبریم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zahrakasaeipour@gmail.com
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۶ ۱۰:۲۷
      مدت عضویت: 1644 روز
      امتیاز کاربر: 2243 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 218 کلمه

      سلام و درود فراوان بر همه عزیزان

      سلام و درود فراوان خدمت استاد گرامی

      حس ارزشمندی،گوهر غیرقابل قیمت گذاری ،غیر قابل انکار غیر قابل نادیده گرفتن استاد عزیز چه موضوع ویژه و حساسی را مورد بررسی قرار دادید. با توصیف شما از قدرت و وظیفه انسان در تنظیم حالت آرامش و حفظ روحیه  و ارزشها خودم را مثل یک راننده پشت رل در نظر آوردم که فارغ از وضعیت جاده فارغ از وجود یا عدم وجود مسافران دیگر در خودرو فارغ از وضعیت خودرو من به عنوان نفر اول که پشت فرمان زندگی هستم ،می بایست هوشیار و بیدار خودم را در مسیر نگاه دارم.و این خود احساس قدرت ،احساس مدیریت و توانایی بسیار عمیقی می دهد که مکمل احساس ازشمندی هم می شود  در مورد واژه مقصر بودن ترجیح من این است که واژه من مسیولم من توانمندی را به کار ببرم شاید به این خاطر که در ذهنم خاطرات ناخوشایندی از مقصر بودن دارم و دوست ندارم خودم را مقصر بدانم دوست دارم بگم من مسیولم من توانا هستم که هر رابطه ای را در مدار نگاه دارم من توانستم که بتونم هم خودم هم مسافران خودروی زندگی ام را سلامت به مقصد برسانم.

      از شما برای ارایه این مطلب حیاتی این ابزار مهم بی نهایت سپاسگزارم.

      خدای مهربانم برای احساس ارزشمندی که به من عطا فرمودی بی نهایت سپاسگزارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب ندرلو
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۶ ۰۹:۲۴
      مدت عضویت: 1171 روز
      امتیاز کاربر: 6545 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,087 کلمه

      به نام خدا  

      من با خدا  

      یا 

      خدا با من؟ 

      منِ ارزشمند 

      یا  

      ارزشمندی من؟ 

      تو این عبارات کلمات یکی ولی فقط جابه جا شدن و معنی هر کدوم کلی متفاوت میشه  

      در قرآن بارها شنیده بودم که اگر یه کسره یا فتحه عوض بشه معنی عبارت تغییر میکنه اینجا فهمیدم من با خدایا خدا با من خیلی فرق داره 

      ۲ سال پیش وقتی با قانون برای اولین بار آشنا شدم این عبارت نطر منو به خودش جلب کرد تو عامل چاقی خودت بودی تو با افکارت جسم الانت رو ساختی پس می‌تونی تغییرش بدی 

      ذوق زده شده بودم اولش باورم نمیشد ولی بعدش گفتم یعنی من خودم این جسم رو ساختم چقدر خوب که میتونم تغییرش بدم یعنی من این وضعیت مالی رو برای خودم ساختم یعنی من این رابطه و این حد از سلامتی رو برای خودم ساختم پس میتونم تغییر هم بدمش 

      رسیدن به تمام رویاهام دست یافتنی دیدم  

      همه جا اعلام میکردم که تا سه ماه آینده یه جسم جدید از من خواهید دید 

      وضعیت مالی عالی از من خواهید دید 

      دیگه روزهای بد  تموم شد دیگه سختی تموم شد  

      من دیگه ثروتمند میشم  

      من دیگه تا آخر عمر متناسبو دیگه تا آخر عمر سلامتم 

      یه مدتی گذشت و یکم لاغر تر شدم اونم باز به واسطه ورزش و کم خوری نه با تغییر افکارم و باز بعد یه مدت وزنم برگشتنتونستم به وضعیت مالی دلخواهم برسم اصلا درآمدی در کار نبود

      اولش تصمیم گرفته بودم آخ جون دیگه افکارم رو کنترل میکنم دیگه غیبت و قضاوت و کینه و خشم و….ممنوع 

      همش فقط عشق و عشق  

      اوایل هر کسی میخواست غیبت کنه من سریع سعی میگردم  بحث رو عوض کنم از اون شخص خیلی بدم می‌اومد سرزنشش میکردمکه ای بابا چقدر انرژی منفی بنده خدا داری به خودت آسیب میزنی  

      مادر همسرم به تازگی فهمیده بود که دچار سرطان و من مدام میگفتم بنده خدا خبر نداری خودت داری با افکارت این بیماری رو رقم میزنی  

      میخواستم قضاوت کردن رو بزار کنار ولی از این ور بوم افتاده بودم 

      قصاوت گر تر شده بودم

       مادرم میخواست لاغر بشه میگفتم خودت چاقی رو برای خودت ساختی 

      آلان که به کارام دقت میکنم میبینم درک اشتباه من از قانون باعث چه رفتارهایی میشد  

      البته که اینم قسمت از تکامل بعد مدتی متوجه شدم که عزت نفس نقش مهمی در موفقیت داره 

      دوره عزت نفسی رو تهیه کردم دیگه فکر‌میکردم همه چی اوکی  

      فهمیده بودم عزت نفس یعنی احترام به خودباور کزدن خودت دوست داشتن خودت  

      و باز هم  از اونور یوم افتادنمنی که به دیگران قبلا خیلی احترام میزاشتم به یکباره گفتم من خودم مهمم اونا اصلا مهم نیستن مخصوصا این حس رو نسبت به خانواده همسرم داشتم خیلی وقتا خودمو وقف کارهای اونا میکردم که تایید بگیرم 

      یهو گفتم سال‌هاست اشتباه کردم میخام جبران کنم رفت و آمد رو یهو کم کردم 

      دیگه کاری نمیکردم تو دلم هم میگفتم اصلا حرف اونا برام مهم نیست ولی بود 

      اینجا خود درگیری ها شروع می‌شدو داشت بیشتر به من آسیب میزد 

      بعد یه مدت دچار یه مشکلات جسمی شدم تردید اومد سراغم

      که تو که داری رو ذهنیت کار‌میکنی پس چرا بیمار شدی وضعیت مالی بدتر شد نجواها شروع شد 

      تو که داری رو ذهنیت کار میکنی قرار بود همه چی خوب بره جلو 

      تو ثروتمند بشی تو سلامت بشی پس برعکس شد که پس اینا همش الکی 

      ولی درک اشتباه از قانون خودش درد

       ولی تنها چیزی که باعث شد بمونم و ادامه بدم اون شوق وجودم از درک قوانین بود 

      حسی بهم میگفت مسیر درست تو اشتباه درک کردی یه جای کار تو اشتباهه

      نگران نباش درستش میکنیم 

      همین موضوع تو احساس ارزشمندی هم پیش اومد ولی چون تجربه های قبلی رو داشتم انگار شد یه راهنما برام 

      دقیقا چند روز پیش که هدایت شدم به مطلبی در مورد احساس ارزشمندی 

      یهو با خودم گفتم خوب دیگه من بدون هیچ کاری ارزشمندم

      یعنی اینهمه مدت اشتباه میرفتم نیاز نیست دیگه دنبال مهارت باشم دنبال شغل باشم دنبال علاقه ام باشم  

      یهو یه صدایی انگار بهم گوشزد کرد که مثل اون اوایل رفتار نکن 

      این موضوع رو فهمیدی ولی آروم آروم تغییر بده همه چیز رو 

      تکامل رو باید رعایت کنی  

      بعد جلسه ۱۳ زندگی به کمک خدا گفتم یعنی تمام چیز هایی که من میخواستم و بهش نرسیدم بخاطر اینه خودمو ارزشمند نمیدونستم گره زده بودم به وضعیت مالی  

      تا اینکه دیروز رفتم برای خرید خوب همیشه خودمو لایق رفتن به مغازه هایی که خیلی دکور شیکی داشتن‌نمیدونستم از جاهای خیلی گرون خرید نمیکردم  

      تازه فهمیده بودم احساس ارزشمندی چیه این موضوع دز حد دانسته بود ولی انتطار من از خودم چیز دیگه ای بود  

      وارد یه مغازه شدم و قمیت یه لباسی رو پرسیدم قیمتش به نسبت شرایط الان من بالا بود خوب باورهای من هنوز سرجاشه و رفتار منم به طبع اونهنخریدم و اومدم بیرون  

      اینجا بود حس من بد شد  

      رفتم یه جنس قیمت مناسب از نطر خودم خریدم و اومدم خونه

      به شدت سردرد داشتم همزمانی هدایت من به دوره رهایی از افکار منفی با این جلسات به کمکم اومد 

      گفتم این سردرد داره نشون میده از مسیر خارج شدم باید بشینم و بررسی کتم چه افکاری رو امروز داشتم شروع کردم طبق تمرین اون دوره به نوشتن افکار منفی  

      و دیدم بله من باز دارم از درک اشتباه میخورم  

      برای من کار کردن رو این موضوعات مثل شمشیر دو لبه است  

      دیدم تمام افکار منفی من اینه که چی شد پس تو بازم که برای خودت ارزش قائل نشدی دیدی گفتم تو ارزش قائل نمیشی برای خودت تووهمونیتو عمرا بتونی برای خودت خوب ها رو بخری و یه عالمه فکر منفی دیگه 

      به خودم گفتم همین که من برای قدم اول رفتم توی اون مغازه ای که ترس رفتن داشتم یعنی پیشرفت با یاد آوری قانون تکامل و پله پله اومدن بالا به خودم حسم بهتر شد و دیدم آروم آروم سردردم بهتر شد  

      و هر روز که پیش میره من بیشتر می‌فهمیم ک من هیچی نمیدونم این مسیر تا آخر عمر ادامهدداره و به این حرف میرسم ز گهواره تا گور دانش بجوی  

      احساس ارزشمندی یه دگمه نیست که من بزنم و معجزه بشه 

      این حس در ما خیلی تخریب شده و نیاز زمان بزاریم برای ترمیمش 

      فقط نباید آنقدر به خودمون سخت بگیریم خدا راه رو نشونمون میده فقط کافیه تو این مسیر بمونیم  

      و تعریف خوب استادم از احساس ارزشمندی که حس رضایت درونی من کارهایی که حس خوبی بهم میده رو بیشتر کنم و کارهایی که حس بد بهم میده رو کم و کمتر کنم  

      اینکه یه کسی وقتی با من حرف میزنه غیبت میکنه اون مقصر نیست من مقصر هستم  یا بهتر بگم من مسئول هستم من مسئول اینم که از حال خوب و آرامش خارج نشم  

      اگر حسم بد شد و عصبی شدم طرف مقابل ام مقصر نیست من مسئولم 

      من از دایره امن آرامش خودم خارج شدم و باید زود برگردم سرجام 

      و هر چقدر سریع تر این کار رو کنم احساس ارزشمندی بیشتری دارم 

      و بنظرم این تنها نقطه امنی که باید سعی کنم توش بمونم 

      دایره آرامش  

      وقتی غرق میشم تو موضوعات حاشیه ای خارج شدم از این دایره و به اندازه که غرق میشم از این دایره دور و دورتر میشم و هرچقدر زودتر بتونم برگردم این یعنی پیشرفت و بهبود  

      سعی ام رو میکنم اکر تو این مسیر اشتباهی کردم به خودم سخت نگیرم و خودم رو سرزنش نکنم فقط ادامه بدم خدا راه رو نشانم میده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار زهره
        ۱۴۰۲/۱۲/۱۶ ۱۰:۵۵
        مدت عضویت: 1135 روز
        امتیاز کاربر: 67700 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 33 کلمه

        سلام زینب جون🙋‍♀️ چقدر خوب توضیح دادی واقعا ما احتیاج داریم تکامل مونو رو طی کنیم واز اشتباهاتمون درس بگیریم این هم یک موفقیته،نه شکست. برای پیشرفتت خوشحالم و آرزوی موفقیت دارم 🥰❤🙏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار زینب ندرلو
          ۱۴۰۲/۱۲/۱۷ ۰۱:۲۰
          مدت عضویت: 1171 روز
          امتیاز کاربر: 6545 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 64 کلمه

          سلام زهره عزیزم 

          ممنونم بابت انرژی خوبت 

          دقیقا چقدر پا از درک نکردن قانون تکامل میخوریم ولی چیزی که من تو این مسیر دارم یادش میگیرم اینه به خودمون آنقدر سخت نگیریم 

          ما حدای بخشنده ای داریم که میدونه ماهیت ما رو 

          و هر لحطه ای که از اشتباه خودمون پشیمون میشیم  راه برای بخشش خدا باز 

          آغوش خدا برامون باز 

          فقط کافیه ادامه بدیم و تو این مسیر  بمونیم 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم