لاغری با رژیم غذایی، رایجترین راهیه که بیشتر افراد چاق برای کم کردن وزن بهش پناه میبرن.
📍 این جلسه ادامه گام ۵ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
فرقی نمیکنه چند سالمونه یا چند بار تصمیم به لاغری گرفتیم، تقریباً همهمون حداقل یه بار با یه رژیم غذایی سخت، چالشهامون رو شروع کردیم… و خب بلافاصله هم فهمیدیم که چقدر سخته! 😩🥄
توی این مقاله میخوایم خیلی صادقانه و علمی دربارهی لاغری با رژیم غذایی حرف بزنیم؛ اینکه چرا با وجود تلاش زیاد، این روش اغلب ما رو به مقصد نمیرسونه و گاهی حتی دورترمون میکنه.
در این جلسه میآموزیم:
لاغری با رژیم غذایی؛ واقعاً جواب میده؟ 🤔🥦🏃♀️
اگه از هر آدمی توی این دنیا بپرسی: «به نظرت چجوری میشه لاغر شد؟» تقریباً مطمئن باش که جوابش یه چیزه:
باید بری سراغ رژیم غذایی و در کنارش هم ورزش کنی! تا شاید لاغر بشی 🍽️💪

فرقی هم نمیکنه از یه آدم چاق بپرسی یا یه آدم لاغر. خیلیها باور دارن که لاغری با رژیم غذایی و ورزش تنها راه نجاته! 😅
راستش این طرز فکر از یه جای خیلی قدیمی میاد. شاید قرنهاست که ذهن بشر با این ایده درگیره که برای لاغر شدن، باید کمتر بخوریم و بیشتر بدویم. 🕰️👣
و خب، اگه بخوایم منطقی نگاه کنیم، به نظر میرسه که حرف حسابیه. بالاخره کسی که اضافهوزن داره، طبیعیه که فکر کنه با کمخوردن و تحرک بیشتر میتونه به تناسب اندام برسه. 📉🏃♂️
اما پشت این تفکر یه باور خیلی قویتر خوابیده که خیلیها حتی بهش فکر نمیکنن:
ما از ته دل باور کردیم که چاقی یعنی زیاد غذا خوردن! 🍔➡️⚖️
و وقتی این باور ریشهدار تو ذهنمون شکل گرفته، طبیعیه که ذهنمون فکر کنه راه حلش هم سادهست: «بخور کمتر، لاغر شو!»
همینه که باعث شده خیلیها برای رسیدن به اندام ایدهآل، دلشون رو به لاغری با رژیم غذایی خوش کنن… حتی اگه بارها شکست خورده باشن. 🌀🥲

چرا لاغر نمیشم؟! 🤷♀️🥺
راستش خیلی وقتا دلیل اینکه لاغر نمیشیم، نه توی بدنمونه، نه توی ژن یا متابولیسم… بلکه ریشهش توی نگرش و افکاریه که نسبت به «لاغری با رژیم غذایی» داریم. 🧠🍽️
اگه یه نگاهی به آدمهایی بندازیم که اضافهوزن دارن و کلی رژیم گرفتن، میبینیم خیلیهاشون با اطمینان میگن که رژیم جواب نمیده! اما با این حال، باز هم میرن سراغ یه رژیم جدید، یه برنامهی غذایی تازه… چرا؟
چون دنیا از بچگی توی گوشمون خونده که:
اگه میخوای لاغر شی، باید بری سراغ رژیم غذایی گرفتن! 📋🥗
🔑 قدم اول برای رسیدن به تناسب اندام واقعیه اینه که با خودت رو راست باشی و قبول کنی که:
❌ با لاغری با رژیم غذایی نمیتونی برای همیشه لاغر بمونی.
💡 اما چطور بفهمی واقعاً این باور توی وجودت نشسته؟
اون لحظهای که دیگه حتی فکری هم به رژیمهای غذایی نمیکنی… همون لحظهایه که بدونی راهتو پیدا کردی. ✨🛤️
اما یه نکته مهمتر هم هست: باید به رفتارهای روزمرهات نگاه کنی.
آیا هنوز با غذاها مثل یه رژیمباز حرفهای برخورد میکنی؟ 🙈 مثلاً هنوز کالری میشمری؟ با عذاب وجدان شیرینی میخوری؟ تهدلت از غذا خوردن میترسی؟ 😬
اگه جوابت «آره» باشه، یعنی هنوز ته دلت باور داری که «لاغری = رژیم»
و اینجاست که چرخهی تلخ شروع میشه…
✅ ممکنه یه مدت با رژیم، خودتو کنترل کنی و وزنت بیاد پایین…
اما به محض اینکه رژیم تموم شه، درست مثل فنر فشردهشدهای که رها میشه، وزنت با سرعت نور برمیگرده سر جاش! ⚡⚖️
🔥 پس دوست خوب من، اگه واقعاً دنبال یه تغییر واقعی توی بدنتی، اگه میخوای یه جسم تازه بسازی و یه زندگی نو شروع کنی…
از امروز یه قول مهم به خودت بده:
دیگه دنبال رژیم نباش! چون لاغری با رژیم غذایی فقط یه بازی باخت باخته! 🎭🚫
رژیم نهتنها به درد لاغری دائمی نمیخوره، بلکه باعث ناامیدی، سرخوردگی و کماعتمادبهنفسی هم میشه… و من اینو از تجربهی سالها چاقی خودم و هزاران آدمی که همراه تناسب فکری بودن با گوشت و پوست لمس کردم. ❤️👣
توی این آموزش باهات درباره تأثیر رژیمها، تجربههای تلخشون و راهکارهای واقعی برای لاغری پایدار حرف میزنم… با من همراه باش 🌱✨
🎯 حقیقت علمی پشت چرخهٔ معیوب لاغری با رژیم غذایی!
خیلی از ما فکر میکنیم اگه فقط یه رژیم غذایی خوب پیدا کنیم و مدتی رعایتش کنیم، میتونیم برای همیشه لاغر بمونیم. ولی علم میگه: لاغری با رژیم غذایی بهتنهایی، جواب بلندمدت نداره! 🚫🍽️
تحقیقات منتشرشده در مجله آمریکایی تغذیه بالینی نشون میدن:
📉 بیش از ۵۰٪ وزنی که با رژیم کم شده، در عرض دو سال برمیگرده!
📈 و بعد از ۵ سال، بیشتر از ۸۰٪ وزن کاهشیافته دوباره اضافه میشه!
یعنی چی؟ یعنی لاغری با رژیم غذایی شبیه یه دوچرخهثابته:
خیلی تلاش میکنی، ولی آخرش همونجایی که بودی وایسادی! 😤🚴♀️

شناسایی باورهای مخفی چاقی و اصلاح آنها 😍🧠
راستش یه چیزی هست که همهی ما خوب حسش کردیم…
اون کلمهی سنگین و محدودکننده: «رژیم لاغری» 😖
یه ترکیب ترسناک که بوی محدودیت، درد و رنج میده… نه آزادی، نه شادی!
من خودم سالها توی دام این باور افتاده بودم که:
اگه میخوای لاغر شی، باید بری سراغ لاغری با رژیم غذایی! 📉🍽️
❗و خب این باور غلط، کمکم توی ذهنم جا خوش کرد و تبدیل شد به یه دستورالعمل همیشگی برای لاغر شدن.
حالا فکر کن با همین باور بخوای وارد مسیر لاغری با ذهن بشی… معلومه که نتیجه نمیگیری! چون ذهنت طبق همون فرمول قدیمی کار میکنه و هی تلاش میکنه دوباره پرتت کنه سمت یه رژیم جدید… 😩
🧠 ذهن ما همیشه طبق برنامهای که بهش دادیم عمل میکنه.
برای همینه که وقتی تصمیم میگیری رژیم بگیری، ذهنت شروع میکنه به طراحی سناریوهای لاغری با رژیم غذایی مختلف:
«از فردا شروع کن… امروزو بیخیال شو!»
«کمتر بخور… اصلاً بذار فلان چیزو با سالاد جایگزین کن!»
😵💫 این جنگهای ذهنی خستهمون میکنه!
نتیجهاش چیه؟ اینه که آخرش ذهن میبره و ما میبازیم… و بعد از هر باخت، یه چیزی توی ما میشکنه.
ارادهمون… اعتماد به نفسمون… باور به تواناییمون… 💔 و هر چی بیشتر شکست میخوریم، بیشتر به خودمون میگیم:
«من نمیتونم! من اراده ندارم!» 😔
✨ تنها راه موندگار برای لاغری، «لاغری با ذهن» هست.
وقتی اون فشار و اجبار رژیم رو از ذهنمون برمیداریم، یه اتفاق عجیب و دلنشین میافته:
🌈 با لذت غذا میخوریم… 😌 حرص و ولع از بین میره… 🍃 ترس از خوردن کم میشه… و کمکم رفتار غذاییمون برمیگرده به تعادل طبیعی بدنمون.
دیگه غذا خوردن یه نبرد نیست، یه لذت متعادل و آگاهانهست.

💡 اگه میخوای این باورهای پنهان چاقی رو با راهنمای کامل و تمرینهای عملی شناسایی و اصلاح کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ ترس از خوردن؛ در ادامه هم توی گام ۷ سراغ «انتظار چاقی، دشمن پنهان لاغر شدن» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.19 از 225 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

ب نام خدا
سلام خدمت دوستان گرامی و استاد عزیز
دیروز نتونستم دیدگاهمو کامل و ثبت کنم امروز ک چش وا کردم اولین کارم انجام تکلیفم دیروزم شد چون ب این باور رسیدم ک نوشتن چقد میتونه تاثیر گذار باشه و خیلی وقتا بعدا میام دبدگاه خودمو میخونم و میگم ببینم ذهنم اون لحظه چیا بوده ومن مکتوب کردم
رژیم کلمه ای ک از شنیدنش انگار چهار ستون ادم ب لرزه در میاد ،و چقدسختیها وزجر هارو ذهن مرور میکنه، رژیم یعنی محدودیت ،نخوردن چیزایی ک دوست داری، سر دردها ، ضعف ها ،خجالت کشیدن در جمع ها ،عصبی شدن ها ،تنفر وقهر از خود ک چرا باید اینجوری باشی، خوردن چیزایی ک دوست نداری ،اخه تاکی میشد این وضعیت روتحمل کرد ،وقتی با این همه محدودیت وفشار ذهنم اشوب شده داغون شده وآواری از حس و حال بد در من ایجاد شده چطورمیتونم نتیجه خوب بگیرم، وقتی موافقت ذهنمو جلب نکردم وفقط دارم با رژیم باهاش میجنگم و بهش زور میگم ومیخوام ب زور بگم ک خلاف باورهات ونگرش هات میخوام عمل کنم ،ب زور میخوام گشنه نگه دارم و در حالی ک در ذهنم کلی باور چاق دارم ک میگه بخور گشنه ای ضعف میکنی ،بخور خوشمزه اس دیگه ازش بعدا نیست ،بخور گناه داره حیف و میل میشه ومدام اینها در ذهنم مرور میشه ومن میخوام با جنگوفشار بهش ب زوربگم ن جلوتو میگیرم،تا کجامیتونم باهاش بجنگم، ذهنم سالها چاقیو یاد گرفته ب زور نمیتونه باور هاشو کنار بزاره ،فقط و فقط با صلح و اموزش لاغریه ک میتونم موافقت ذهنمو برای لاغری بدست بیارم اونوقته دیگه نیازی ب زور نداره وخود ذهن منو ب مسیر لاغری میبره، وقتی من بزرگترین علت چاقیمو غذا خوردن میدونم و همیشه میترسم از غذا،تا کی میتونم رژیم بگیرم و ب زور جلوی خیلی از غذاهارو ک بدنم ازشون انرژی میگیره رو متوقف کنم،اینجوری بیشتر اسیب میزنم ب بدنم ، من با رژیم ب بدنم گفتم ک تو نمیتونی ،بلدنیستی وتوانایی لاغر شدن رو نداری بس من باید جلوتو بگیرم،در حالی ک قانون جهان غیر از اینه،وقتی این همه ادم میخورن ولی متناسب هم هستن بس جسم منم همین طوریه وگرنه ک دور از عدل الهی بود،وقتی من با دستای خودم غذای اضافه و اشغال رو واردبدنم کردم وقتی چیزایی ک نیاز نداشتم تا فشار شکم و درد و تهوع خوردم بس چطواز خودم انتظار لاغری وتناسب وعدل خداروبخوام ، خدا ب من اختیار داده من با اختیار خودم تصمیم ب اضافه خوری کردم و از اون هم ترسبدم و نتیجه اش شده چاقی و الان با همون اختیار تصمیم میگیرم ک به واکنش بدن فوق هوشمندم توجه کنم ،بدن من هم مثل هر انسان متناسب الارم های سیری و گرسنگی روداره و میتونه این پیغام هاروب من برسونه ،اگه من صبر کنم میتونم صداشو بشنوم میتونم پیغاماشودریافت کنم ، قبلا ک این فایل روگوش دادم این کارو عملی انجام دادم وچ حس خوبی داره حس انتخاب ،این دیگه زور ب بدن نیس رژیم نیس ،من انتخاب میکنم ب پیغام بدنم اهمیت بدم منتظر میمونم تا بهم بگه نیاز ب تامین انرژی داره ووقتی چیزی میخورم ب مقدار ونوع غذا کاری ندارم و توجه میکنم ک بدنم کی میگه بسه من دیگه نیاز ندارم دیگه حس ضعف ندارم دیگه قاروقور نمیکنم واز همین مقدار میتونم کلی انرژی بگیرم واونجاست ک من ب انتخاب و اختیار خودم دست از اضافه خوری برمیدارم و از تجربه اشغال وارد نکردن ب بدن وسبکی لذت میبرم، طبیعت بدنم من متناسب شدنه وقتی من پیغام هاشو دریافت کنم و عمل کنم جسمم ب بهترین شکل کار خودشو میتونه انجام بده بدون اینکه نیاز ب تلاش خاصی داشته باشه خودش متناسب میشه ، مهمترین دستاورد عملی کردن این فایل و اموزش اینه ک دیگه ولع خوردن نداری چون ب ذهنت اطمینان میدی ک هر وقت ک نیاز داشتی من تامین میکنم و قرار نیست ک محدودیت بدم قرار نیس اذیت بشم ب وقت وموقعش همه چی در اختیارم هست و میتونم استفاده کنم ،اونوقته ک حس ارامش میادو این حس ارامش مهمترین گام برای متناسب شدن وب سر انجام رسوندن هر خواسته وکاریه، من قبلا اغلب اوقات فقط برای لذت وتفریح میخوردم یا وقتی عصبانی وناراحت بودم مثلا از حرص برای اروم شدن،برای تمام خوردن ها بهونه داشتم، ولی الان میخوام مدام از خودم بپرسم دلیل غذا خوردنت چیه ؟؟؟الان برای چی میخوای این مواد غذایی روب بدنت برسونی ؟؟؟ مگر نه اینکه غذا خوردن فقط وفقط یک دلیل داره و اونم تامین انرژی بدن برای ادامه مسیر زندگی، ب ماشین برای چی بنزین میزنیم ؟برای اینکه تبدیل ب انرژی بشه ومارو تا مقصد برسونه ,مواد غذایی هم فقط وفقط همین حکم رودارن ن بیشتر ،من برای چی الان میخوام غذا مصرف کنم ؟ایا الارم من برای خالی بودن معدم روشن شده؟؟؟ ایا چراغی روشن شده ک ب من نشون بده الان نیاز دارم ک چیزی بخورم؟؟؟ ی ماشین ک ساخت دست بشره میتونه با چراغ و الارم نشون بده ک الان نیاز هست ک بهش سوخت برسه .هر چند این نیازش بیشتر باشه چراغ هم چشمکش تند تر میشه،منی ک ساخت دست الهی هستم مگه میشه ک الارمی نداشته باشم وخودم همش در گیر این باشم ک الان گشنمه اینو بخورم نکنه گشتم بشه .متوجه نشم و مدام درگیر این باشم ک چیو برای چ ساعنی اماده کنم وکنار بزارم ک ممکنه گشنم باشه و زود احتیاج داشته باشم ،بابا ی ماشینم وقتی میخواد بنزینش تموم بشه واز اولین الارم تا اون اخرش کلی زمان میبره ومیتونه مسیر بره ،بس من چرا بخودم اینو تلقین کردم ک ی ذره دلم چیزی خواس یعنی گرسنم بس زودی بدوام وبخورم تا ضعف نکرده، ضعف اصلا چی هست ؟؟؟؟این همه ادم های متناسب یهو میشنوی میگن اره امروز مشغول کاری بودم هیچ وق نکردم یا یادم نشده چیزی بخورم،بس اینها چرا صدبار در طول روزضعف نکردن بعد منی ک ذهن چاق دارم ومدام توجهم ب ساعت ووقت غذاست نیم ساعت از ظهر بگذره ب خودم میگم دارم ضعف میکنم ،در حالی ک من ضعف ندارم من ذهن چاقی دارم ک مدام میخواد طبق باورهای چاقش عمل کنه،والان ک دارم لاغری رویاد میگیرم یکی از قدم هاشم اینه ک من ب بدنم ب جسمم اعتماد کامل میکنم ومیگم ک جسم عزیزم من میدونم ک توکامل افریده شده ای ومیتونی پیغامهاتو ب من برسونی بس ذهن عزیزم من منتظر میمونم تا تو بهم علامت بدی واونوقت هیچ محدودیت و ممانعتی در کار نیست تا باز تو کمکم کنی وپیغام سیریتو بهم بدی ،تا من لذت گرسنگی و سیری رو تجربه کنم وچقد لذت بخشه دریافت این حس ها اونم ن با فشار ودرد بلکه با حس لذت بخش.
خدایا هزاران بار شکرت ک فرصت چشیدن لذت این حس هارو بهم دادی ومنو ب مسیری هدایت کردی ک اگاهم کرده ک چ بدن هوشمندوکاملی روبهم هدیه دادی خدایا بی نهایت سپااااس
نشان های دریافت شده
سلام
خدا روشکر که همون روزهای اول تونستم براین مسله خوردن غلبه کنم وبدون ترس غذا بخورم چون دقیقا متوجه شدم چیزی دلم بخاد ونخورم بدنم سریع شروع به ذخیره کردنش میکنه .
اما چندتا باور اشتباه درمورد یه سری از غذاها داشتم که بها دادن بیش ازاندازه به آن غذاها بود واونها را آرام آرام دارم درذهنم حلش میکنم .مثل گوشت وکباب و...
وهمینطور نقطه گرسنگی وسیری رو هم بااین فرمول پیدا کردم وبا این قضیه هم مشکلی ندارم .
فقط تنها مسله ای که روند لاغری منو کند کرد این بود که امسال چون ساعت یک ساعت جلو کشیده شد و من به طبع بایستی یک ساعت زودتر بیداربشم و آماده شم برای رفتن به محل کارم .
واین باعث شد که صورتم یه مقدار افت کنه وزیر چشمام گود بیافته و.. . ومنی که در روند لاغری بودم از مادرم هر روز میشنیدم که بسه دیگه لاغر نشو صورتت زشت شده ومن تعجب میکردم من که رژیم ندارم چرا نزدیک به ۱۰ کیلو کم کردم اینطوری نشدم .
وازبس به این روش لاغری مطمن بودم چند روز تمام مرتب کارم این بود بیام فرمول غلط ذهنی رو پیدا کنم که متوجه شدم بله یه باوری داشتم که کم خوابی باعث پریدگی رنگ وروی صورت میشه ومن چون این دوماهی بافشار و به زور درحالیکه خواب آلود بودم بیدارمیشدم ومیرفتم محل کارم این باور کهنه قدیمی اجراشد و قیافم به هم ریخت .
واومدم کلی آدم از دوربریام برای ذهنم مثال زدم که نگاه صبح زود بیدارشدن باعث خرابی صورت نمیشه و … . و هر روز دارم روش کار میکنم و این باعث شد که اتوماتیک وار شبها زودتر بخوابم .
و باعث شد که برای ذهنم منطقی کنم که دیدی لاغرشدن ربطی به قیافه نداره و تو این مسیر متناسب شدن رو همچنان باعشق مثل قبل پیش برو .
من اگه اطمینان ازاین روش نداشتم وبه این ایمان نمیرسیدم تحت فشار وسرزنش خانواده قرار میگرفتم وپروسه زیبای لاغریم متوقف میشد .
دوستان بایستی خیلی مراقب باشیم که اگه جایی پروسه لاغریمون دچارمشکل شد آنقدر به این دوره اطمینان داشته باشیم که بیایم دنبال علت باشیم نه کنارگذاشتن دوره ورها کردن آن .
الان ترس ازلاغرشدن درمن باشناسایی این فرمول کمرنگ شده ومن همچنان باعشق این مسیر رو ادامه میدم .
مگه استاد میدونه که من درگذشته چه باورهایی درمورد چه مسایل زندگیم داشتم که بتونه بهم راهکار بده .
اگرچه ایشون تا اونجاییکه امکان داره راهکار میدن . بقیش به عهده خودمونه .
اگرچه مطرح کردن این موضوع زیاد ارتباطی با فایل امروز نداشت ولی چون خودم تو پروسه متناسب شدن بعد کاهش وزن ۱۰ کیلو وبیشتر بهش برخوردم ونزدیک بود برام مانع ایجاد کنه خاستم باهاتون به اشتراک بزارم هم برای خودم نکته مهمی داشت وهم برای انتشار این تجربه .
وچقدربایستی حواسمون باشه که چه مانع های مخفی وجود داره که حتی دقیقه ۹۰ هم ممکنه گل بخوریم و بازنده بشیم .
خدایا شکرت بابت الهامات بی نظیرت
تشکر ازاستاد عالیقدر.
نشان های دریافت شده
هم مسیر بودن و درمدارخواسته بودن یعنی بودن برای هدف
چاقی و لاغری هر کدومشون به نوعی یک انتخابه اما این به وسیله ی ذهن ناخودآگاه شکل میگیره با اراده یابی اراده بودن درصورتیکه وقتی تصمیم میگیرم که از اراده ی فکری خودم به تنهایی دست بکشم و به ارادهی خدا بپیوندم اون زمان هست که در مسیر خواستم قرار میگیرم ذهن من پرشده از افکار احساسات و رفتارهایی که منیت رو پرورش داده همون ها ییکه دیگران برام تعیین کردن ومن ازشون یادگرفتم وحالا تبدیل به الگوهای ثابت رفتاریم شدن چاق شدن من هم به همین شکل بود با الگو برداری از مادرم با درخواست های من که در بچگی صورت گرفته مثلا یه شعری بود همیشه میخوندم تپلو یم تپلو صورتم مثل هلو قد و بالا م کوتاهه چشم وابروم سیاهه وکلی چیزهای قشنگی بود که به چاقیم نسبت داده می شد واین هم مسیر چاقی روهموارتر میکرد اما من درسن هفت سالگی اطلاعی از ش نداشتم و ادامه داشت فیلم هاو سریال هایی میدیدم که آدمها برای محبوب دیگران شدن چه کارها که نمیکردن و من هم درحال الگوبرداری بودم ازخانواده اطرافیان و از تلویزیون و… وقتی خواستم که رژیم بگیرم و لاغربشم اون داده های ذهنی روفراموش کرده بودم که ذخیره شده در عمق درونم ومن هم فکرمیکردم که دارم مسی درست رومیرم الان تازه بعداز اینکه داره زمان میگذره دارم درک میکنم که سیری واقعی یعنی چی ولع خوردن یعنی چی گرسنگی واقعی یعنی چی اون زندگی که من داشتم وی بودوهمین زندگی که حالا دارم یعنی چی همه چیز درونیه تازه دارم یاد میگیرم که به ذهنم اعتماد کنم به اون بخشی که بهم اطمینان میده که میتونم لاغربشم دارم یاد میگیرم چه زمانی سیرم چه زمانی واقعا گرسنمه ودارم می فهمم چه کارهایی هستن که باید اصلاح بشن شخصیتم تغیرکرده بهم گفتن لاغرشدی اما رابطم با درونم باید تغییرکنه باید باصلح باشه باید طوری زندگی کنم در رابطه با رفتارم حالم بدنشه چون خودمم که دارم انتخاب میکنم که چه رفتاری روتکرارکنم آگاهانه یانا گاهانه خودم بهتر میدونم که چطور دارم رفتارمبکنم وچه نشخوار هایی توذهنم هست که باید شروع کنم به درست کردنش به این هم رسیدم که اگه رفتارمو تغییرندم فقط افکارمون تغییر بدم این یعنی اینکه به مسیرم ایمان ندارم واگر بخوام هردو روباهم عمل کنم به نتیجه میرسم.واین به لطف حضور داشتن درمسیراگاهی هست که خدا سر راهم قرار داد تابا کسانی آشنا بشم که بتونم درمسیرباقی بمونم شکروجودتون وشکر حضورش که همیشه ودرهوه جا هست.🙏🌹🙏❤️
نشان های دریافت شده
سلام
لاغری با رژیم چیست؟
یک نوع محدودیت هست درغذا خوردن . که نتیجه ماندگار ندارد . وحرص و ولع خوردن رو درما زیاد میکنه .
اینکه فرد دیگری برای ما تعیین تکلیف کنه چه غذایی رو بخوریم و چه مقدار بخوریم و کی بخوریم .
نگرش اشتباه دراین سبک لاغری
موادغذایی خاصیت چاق کنندگی داره
و بعد خوردن احساس بدی داریم چه کم بخوریم و چه زیاده روی کنیم .
درست رفتار کردن با مواد غذایی چیست؟
یک نوع آزادی هست در غذا خوردن .که نتیجه ماندگار دارد
اینکه خودمان برای غذا خوردنمان تصمیم بگیریم که چه غذایی رو بخوریم وچه مقدار بخوریم وکی بخوریم .
نگرش درست چیه؟
موادغذایی خاصیت چاق کنندگی ندارن بلکه رفتارما دربرخورد با مواد غذایی خاصیت چاق کنندگی ما را دارد.
وبعد خوردن مواد غذایی احساس خوبی داریم یعنی درست رفتار کردیم .
من خودم گاها اتفاق میافته که بعضی وقتها یک ظرف کوچک غذا میخورم سیرمیشم . گاهی هم یک ظرف بزرگ و گاهی اصلا میلم نمیکشه و غذا نمیخورم .
و هر سه بار احساس خوبی دارم چون اختیار خوردنم دست خودم هست وکسی برام تعیین تکلیف نمیکنه که غذاها رو تفکیک کنم به کم کالری و پرکالری .و تازه هر مقدار از هرغذایی که دلم بخاد که احساس خوبی بهم بده میخورم درحد سیری .
وچقدر هم لذت بخش هست . که گاها درحد یکی دولقمه دربشقاب میمونه و اونها رو دور میریزی و نمیخوری .
واما گام ششم
رژیم
این یک کلمه محدود کننده اونقدر برای ما چاق ها عوارض داشته که نمیشه شمرد
اول از همه اعتماد به نفس آدمو از بین میبره و همش فکر میکنی چقدر بی اراده ای
چیزی که آزاردهنده تر از خود رژیم هست ترس از بازگشت وزن کاهش یافته هست
من خودم خیلی خوب با رژیم کنار میومدم بیشترین کاهش وزنم حدود ۲۵ کیلو بعد زایمان پسرم در دوران شیر دهی بود بقول خودم کاملا اصولی کاهش داشتم مثلا بعدشم تثبیت گرفتم ولی بعد از مدتی افزایش وزن داشتم یعنی هرچه رشتم بنبه شد
از اینکه همش باید جلوی خودمو میگرفتم و دربرابر خوردن مقاومت میکردم خسته خسته بودم
الان که با راهکار اصلی لاغری آشنا شدم مطمنم که میتونم از یه لاغری بی دردسر همراه با آرامش نهایت لذتو ببرم
از امروز بیشتر از پیش به زمان گرسنگی واقعی و سیری توجه میکنم و روال زندگیم قرار میدم این روشو
دیگه از سرزنش و سرکوفت زدن به خودم و بدنم نازنینم دست برداشتم
از بدنم معذرت میخوام که این مدت هرچی و هر مقدار نا متعارف بهش وارد کردم و باعث آزارش شدم
باعث شدم بار بیشتر از تحملشو باخودش حمل کنه وزنه های سنگینی بهش آویزون کردم که الان دونه دونه اونارو زمین میزارم و از احساس سبکی لذت میبرم
من ایمان دارم که روش لاغری با ذهن تنهاترین روش لاغری هس
با تمام توان پیش بسوی تناسب اندام
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و دوستان همراه
قبل اینکه بنویسم در مورد گام ششم
مطالب خیلی ها رو خوندم جالب بود،
میخواستم بگم این حالت ۱هفته رو من تجربه کردم چون ۲شنبه ها و ۵شنبه ها روزه میگیرم خیلی حس خوبی هستش کاملا گشنه میشم و هرخوردنیی ارزش دیگه ای پیدا میکنه،
باعث میشه روزهایی که روزه نیستم خوردن اینقدر اهمیت نداشته باشه،
هدف اصلی من اون احساس آرامش و حس معنوی خوبی هست که موقع روزه پیدا میکنم،
خیلی وقته میخوام از استاد بپرسم که اشکالی نداره چون هدف من از این ۲روز در هفته روزه بودن، رژیم نیست،
لطف کنید نظرتون رو بهم بگید؟؟
اما این تمرین یه هفته ای رو هم اجرا میکنم مطمئنم خیلی کمک کننده هستش.
ممنونم استاد عزیز از مطالب باارزشتون
روز خوبی داشته باشید :))
سلام و درود
هر اقدامی که به شما احساس بهتر بده مانعی نداره
تجربه کردن باعث بهبود عملکرد و افزایش مهارت میشه
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد و دوستان متناسب
گام ششم:آیا با رژیم لاغری میتوان لاغرشد؟
خب جواب این سوال و که هممون میدونیم و خیلی قاطعانه جوابمون خیر هستش .حتی دوستانی که نتایج خوبی هم گرفته باشن و به فرض 20کیلو هم کم کرده باشن اما به محض رها کردن رژیم کل اون وزن برگشته شایدم بیشتر و همراه وزنشون خیلی چیزای دیگه هم ازدست دادن .مثل آرامش اعصاب احساس توانمندی و ….
باهربار رژیم گرفتن و رهاکردن ما فقط و فقط خودمونو سرزنش میکردیم که تو ایراد داری که نتیجه ماندگار نمیگیری ببین فلانی و فلانی تونستن .درحالیکه اصلا نمیدونستیم تو ذهن اون آدم چی میگذشته ،شاید اون کلا عمر چاقیش 5سال بوده و سرجمع دوتادونه فرمول چاقی داشته ،اما ما اون رو نمیدیدیم فقط کار به نتیجه جسمی داشتیم .
چقدر ضربه خوردیم از این قضاوت کردنای سطحی . خدادوشکر که الان دیگه اینطوری فکر نمیکنیم .
اصلا رژیم یعنی چی؟یعنی من به بدنمم این حس و القا میکنم که تو ناتوانی تو عرضه نداری منو متناسب کنی فقط بلدی هرچی میخورم و چربی کنی .من باید بهت فشار بیارم بدترین رژیمارو بهت تحمیل کنم تا یه تکونی بخودت بدی. درحالیکه اون بنده خدا داره سخت ترین کارای ممکن رو بی سر صدا سالیان سال برام انجام میده ها اما من اونارو درنظر نمیگیرم تمام فکر و ذکرم اینه چرا لاغر نمیشم.
اون روز یه جا میخوندم که در طول روز یک انسان حدود 200 هزار بار تنفس میکنه . حالا اگه همین کارو قرار باشه آگاهانه انجامش بدیم انقدر تبصره و ماده و …. بهش اضافه میکنیم که سر یه هفته نشده بیخیال تنفس کردن میشیم . اما این جسم قدرتمند ما داره یواشکی خودش تمام اینارو مثل آب خوردن انجام میده .
یا قلبمون تواینهمه سال بدون لحظه ای توقف شبانه روزی داره میتپه اگه اینکارم به عهده ما بود و خودآگاه باید انجام میشد فکر کنم نسل بشر همون سالای اول منقرض میشد !چون انقد ر سخت و پیچیدش میکردیم که انجامش از عهده خارج میشد دیگه .
کل بدن ما خیلی قدرتمندانه و شگفت انگیز دارن به بهترین شکل ممکن کارشونو درست و بی نقص انجام میدن .اونوقت چطوره که فقط یه لاعری براش سخت و نشدنیه؟
مورد دیگه ای که خیلی کار و برامون سخت کرده نحوه برخوردمون با تمام مواد خوراکیه . یعنی حتی آب خوردن رو هم بردیم تو دسته مواد چاق کننده !!!
برای شخص من بجز کاهو و گوجه خیار و سبزی خوردن و گوشت سفید آب پز ،تمام مواد غذایی ترسناک و چاق کننده بود. واقعا میترسیدم که لب بزنم و چاق بشم .
هروقت شیرینی یا کیکی که خامه زیاد داشت میدیدیم حالم انقد گرفته میشد که هنوزم یادم میفته یطوری میشم . کل اون ساعتی که تو مهمونی یا تولد بودم گفتگوی ذهنی داشتم فقط میگفتم خدایا زود تموم شه من برگردم خونه انقدر که بهم میریخت اعصابم .چون یا نمیخوردم اون کیک و یا کافی بود یه تکه شو بخورم دیگه ول کن خودم نبودم .
یا یه کسی پیش من باِلذت ته دیگ روغنی میخورد یا سرخ کردنی ،انقدر حالم بد میشد که چرا اون آزاده هر چیزی حتی روغن بچکه از غذاش بخوره اما من باوجود رژیم و ورزش بازم اضافه وزن دارم و اون کاملا لاغره .
برای رفع این باور که خوردن باعث چاقیه و من باید مراعات کنم تو خوردنم و همیشه رژیم باشم شروع کردم به مثال پیدا کردن ،تو نزدیکای خودم فقط تونستم 50 شصت مورد پیدا کنم که شاید دوبرابر من میخورن از تمام غذاها اما از اول لاغر بودن تا الان .تکون نخورده اندامشون .
دیگه بدن من مگه چقدر فرق داره بابقیه .بایکیشون دوتا سه تا اصلا ده تاشون فرق داره یعنی دیگه با 60 تا ادم دیگه من تفاوت دارم ؟؟؟؟؟مگه میشه همچین چیزی آخه . غذاها که عملکردشون یکیه پس چی باعث اینهمه تفاوته . به جز ذهنمون چیزی دیگه ای میمونه واقعا؟صدرصد ذهنیت من نگرش من بااونهمه آدم فرق داره نه جسمم . جسم همه ما شبیه همه اونا دست و پادادن چشم و گوش و قلب و مغژ دارن منم دارم . پس ایراد کار تو ذهنه ماست.
حالا که اینارو درک کردیم باید اینو قبول کنیم که یه جاهایی هم واقعا صحیح عمل نکردیم که دراین وزن و سایزیم .درسته 99 درصد مسائلمون نشات گرفته از باورهامونه ولی یکدرصد که مربوط به عملکرده رو هم ما درست عمل نکردیم .یعنی 99 درصد باور اشتباه با یک درصد عمل اشتباه و ترکیب کردیم معلوما نتیجه چی میشه .
ما طی سالهایی که اضافه وزن داشتیم اصلا زمان سری و گرسنگی واقعی و نمیدونستیم . حتی سرمون هم درد میکرد فکر میکردیم حتما نیاز بدنمونه یه شکلات بخوریم فشارمون تنظیم بشه . درحالیکه سیره سیر بودیم و بدن هیچ تمایلی به خوردن نداشته اما ذهن چون دستور دهنده هست و طبق فرمولای خودمون هم دستور صادر میکنه از هرفرصتی برای بیشتر چاق کردن ما دریغ نمیکنه .
بهترین تمرین برای رفع این حالت اینه که اجازه بدیم احساس گرسنگی دربدن تبدیل به واکنش فیزیکی و جسمی بشه . یعنی تا یکم گرسنه بودیم سریع نریم پای غذا .صبر کنیم تا مثلا قار و قور شکم رو بشنویم یا واقعا احساس ضعف و کش اومدن معده رو درک کنیم بعد باِلذت بریم و از هرغذایی که هست بخوریم و وقتی اون حالته اولیه رفع شد دست بکشیم از غذا .
و چون بعد چند روز کاملا احساس سبکی و توانمندی در صحیح غذا خوردن بهمون دست میده ذهن هم یاد میگیره که درست غذاخوردن اینه و لذت بخشه و هیچ محدودیتی هم توش نیست . پس دیگه دم به دقیقه دستور خوردن نمیده چون لدت واقعی رو یادش دادیم دیگه حتی بدش میاد ازاون خوردن های بی مورد و همراه بافشار و درد معده . اون حالت قبلی دیگه میره درقسمت رنج و خوردن صحیح میاد تو قسمت لذت .
اینجوری هم بار سنگین رژیم و از روی دوشش برداشتیم ،هم به جسممون احترام گداشتیم و آزاد گذاشتیمش مثل تمام متناسبا رفتار میکنیم ،و هم درست و به اندازه خوردن رو برای همیشه یاد گرفتیم .اینطوری که رفتار کنیم چون احساسمون عالیه صدرصد درمسیر متناسب شدنیم .ملاک باید احساسمون باشه .
استاد من دوره اول که شروع کردم به این تمرین یکبار برای همیشه یادگرفتم چطور غذا بخورم که هم ازاد باشم در انتخاب موادغذایی ،هم بالذت و خیال راحت باشه غذاخوردنم و هم ترس و عذاب وجدان وفشار شکم و درد معده برای همیشه از زندگیم رفت . و به دنبالش جمع و جور تر شدن رو تجربه کردم . واقعا ازتون سپاسگزارم این تمرین خیلی مفید و نتیجه بخشه🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
نشان های دریافت شده
سلام وقت بخیر دوست عزیزم
دیدگاهتون عالی بود و من از خوندنش لذت بردم
سپاسگزارم از قلم شیواتون
انشالله همیشه شاد در مسیر تغییر کردن و متناسب شدن باشید.🌹🌹🌺
سلام استاد عزیز
من امروز گام ششم را برداشتم ومتوجه شدم من توانایی کنترل در خوردنم را ندارم وطبق عادت دستور میاد الان باید بخوری من هم میخورم وفکر میکنم سالهاست احساس گرسنگی را تجربه نکرده ام وهمیشه قبل از گرسنگی غذا خورده ام واز همین لحظه میخواهم هر بار که میخواهم چیزی بخورم از خودم سوال کنم که چرا میخواهم بخورم آیا گرسنه ام وبعد اگر گرسنه بودم غذا بخورم وبعد تا پیغام سیری که برطرف شدن گرسنگی است را دریافت کردم دیگه نخورم خیلی باید احساس خوبی باشه حتما تجربه اش میکنم
ومطمئن هستم با اصلاح این عادتهای اشتباه به تناسب اندام میرسم
استاد بزرگوار شما خیلی به من کمک کردید از شما بینهایت سپاسگزارم
خدایا متشکرم دوستت دارم
به نام خدای مهربانم
سلام استاد عزیز!
به لطف خداوند مهربانم و شما ارز ششمین گام رو برداشتم با احساسی خوب و خوشایند!
من خداوند رو شاکرم که در ششمین گام شاهد این تغییر در رفتار و ظاهر تناسب اندامیم بودم اینقدر زود تغییرات در من توانست شکل بگیرد شایدبخاطر باورهای قوی که دارم باشه و از خدای عزیزم به خاطراتی نعمت سپاسگزارم.
استاد عزیز من به فایل صوتی شما عمیقا گوش کردم و شما دقیقا درست همه رفتارهای اشتباه مابرای غذا خوردن رو مثال زدین! چون برای خودم من بارها بارها پیش اومده که اصلا نمیدونستم گشنه هستم یا نه!؟ اما طبق عادت فقط میخواستم چیزی بخورم ا!!اصلافرصت پیام گشنگی رو نمیذاشتم مغزم بده خودم زودتر میخوردم از هرچیزی که فکر کنید!! اما در این شش روز من سعی کردم اول باورهای ذهنی خودم رو تغییر بدم!! مثلا برای خوردن ناهار اصلا گشنم نبود ولی هی به ساعت نگاه میکردم که من باید الان ناهار بخورم!! بعد با خودم صحبت میکردم! «تو که آزادی تو خوردن ! و هرچی میخوای میتونی بخوری! اما آیا الان احساس گشنگی داری؟! اگه داری برو بخور ! »ولی یه ذره که به احساس درونم فکر میکردم می دیدم در آن زمان واقعا گشنه نیستم فقط روی عادت میخوام چیزی بخورم!! و من در این شش روز واقعا صبر کردم زمانی که گشته شدم بخورم الی زمانی که دلم چیزی خواست بخورم مثل بادوم ، میوه در درون خودم میخواستم طبق عادتیکه سالهاداشتم با خودم مبارزه کنم که نه بسه نباید بخوری! اما برای اینکه با این احساس به خودم و به ذهنم فرمان اجبار و رژیم رو ندم به خودم اجازه میدادم که بخورم تا ذهنم روزها کنم کادر فشار نیست و آزادو رها هستش! و چیزی به عنوان رژیم وجود نداره!! و به نظرم من دارم یه باور درست رو به ذهنم یاد میدم که دیگه ولع کاذب نداشته باشه!!
مثلا من مدتها بود میخواستم تن ماهی بخورم! همیشه به کالریش نگاه میکردم پشیمون میشدم!
دیروز در کابنیت روباز کردم تصمیم گرفتم تن ماهی بخورم با برداشتن تن ماهی اومدم به کالریش نگاه کنم یهو به خودم گفتم «هرچقدر که کالایش میخواد باشه مگه تو چاقی؟ تو میتونی تا زمانی که سیر بشی از این به اندازه بخوری! » و من شاید باوراتون نشه به اندازه نیازم با لذت از غذایی که دوست داشتم لذت بردم !! هیچکس این احساس منو نمیتونه متوجه شه که شرایط من رو سالها داشته !! محدودیت!!! اجبار!!! فشار!!! رژیم!!! چاق شدن!!! اینها کلماتی که همیشه منو عذاب داده! و من شش روز معنی واقعی زندگی کردن با لذت رو فهمیدم…
و من از شما واقعا ممنونم . دعای من برای شما اینه که مشکل سایتتون حل بشه وهزاران نفر مثل من که در شرایط سختی هستند به این باور برسند و با شما همگام شن!
با سپاس از زحمات بی دریغ شما
نشان های دریافت شده
با رژیم ذهن خودمون رو محدود میکنیم.و مرتباعینیه زندانی در راه گول زدن و فرار کردن هست.
باید از رفتارهای اشتباه و استرس زا دوری کنم.کرتباوهر روز و یا روزی دوبار وزن کردن باعث اضطراب و عدم تمرکز در راه کاهش وزن میشه.
برای غذا خوردن به علایم زیستی بدنم گوش میدم و سعی میکنم فقط در هنگام گرسنگی واقعی مقدار غذای مورد نیاز بدن رو دریافت کنم