تا حالا شده جلوی یخچال بایستی و با خودت بجنگی که “نخورمش”… اما آخرش تسلیم شی؟ 😓
منم سالها همینطوری بودم! هر بار تصمیم میگرفتم فلان خوراکی رو نخورم، ولی یه چیزی از درون، دستمو میبرد سمتش!
اما یه روز با روش ذهنی برای ترک عادت آشنا شدم و همهچی تغییر کرد 🎯🧠
الان وقتی یه وسوسه سراغم میاد، یه گفتوگوی درونی قوی دارم که دستمو کنترل میکنه، نه هوسمو! 💪✨
تو این دوره قراره همین مسیر رو با هم قدمبهقدم یاد بگیریم…
داستانی واقعی از یک تصمیم متفاوت 🌱
سالها با چاقی زندگی میکردم…
لباسهام یکییکی تنگ میشدن، از آینه فرار میکردم، خرید لباس جدید برام مثل کابوس بود.
هر بار جلوی آینه میایستادم، زیر لب میگفتم:
«از فردا دیگه رژیم میگیرم!»
ولی فردا که میاومد، باز همون من بودم، با همون عادتها، همون وسوسهها، و همون شکستها… 😞
در این جلسه میآموزیم:

ذهنم مثل یه نوار تکراری مدام عقب و جلو میشد:
میخوردم ← پشیمون میشدم ← تصمیم میگرفتم ← باز همون رفتار تکرار میشد… ♻️
یه چرخه بیپایان، بیرحم و خستهکننده!
تا اینکه یه روز خیلی ساده، اما خیلی مهم، با قدرت ذهن و رفتارهای ناخودآگاه ذهنی آشنا شدم.
اون لحظه یه چیزی درونم روشن شد ✨
فهمیدم برای تغییر واقعی، به جای جنگ با غذا یا بدنم، باید برم سراغ ریشه افکار و باورها…
و اینجا بود که با مفهوم قدرتمند روش ذهنی برای ترک عادت روبهرو شدم 💡
همون لحظه فهمیدم که مشکل از کماراده بودنم نیست! مشکل اینه که ذهنم، سالها با فرمولهای چاقکننده برنامهریزی شده.
و حالا تنها راه واقعی رهایی، شروع با روش ذهنی برای ترک عادته… نه رژیم، نه قرص، نه دستگاه لاغری، نه ممنوعیت…
فقط و فقط تغییر مسیر ذهن، بازنویسی افکار، و ساختن عادتهای جدید.
تصمیمی گرفتم که شاید بهظاهر مثل همه تصمیمهای قبلی برای لاغر شدن بود، اما فرقش این بود که اینبار از درونم جوشیده بود.
نه از سر ترس، نه از حس گناه، نه از فشار جامعه… بلکه از یه باور روشن:
«من میتونم با روش ذهنی برای ترک عادت، خودمو از این چرخه رها کنم.» 💪🧠
از اون روز، مسیرم تغییر کرد.
نه به خاطر یه رژیم معجزهگر، بلکه چون تصمیم گرفتم ذهنم رو عوض کنم، افکارم رو آگاهانه انتخاب کنم، و برای ساختن یه منِ جدید، از روش ذهنی برای ترک عادت به عنوان ستون اصلی زندگیم استفاده کنم.
✅ چالش «من اینو نخوردم»
یک تمرین ساده اما قدرتمند برای ترک عادتهای غذایی
روش ذهنی برای ترک عادتهایی که باعث ایجاد عذاب وجدان و انتظار چاقی در ذهن ما میشوند.
وقتی فهمیدم چاقی فقط یه اتفاق فیزیکی نیست، بلکه نتیجه مستقیم افکار، احساسات و عادتهای ذهنی ماست، تازه یه دریچه جدیدی رو دیدم… 🚪✨
یه جور روشنایی توی ذهنم روشن شد که بهم گفت:
«تو اگه بتونی فکرتو تغییر بدی، رفتارت خودش درست میشه!» 💭➡️🧠
و همینجا بود که چالش «من اینو نخوردم» به دنیا اومد! 💡

یه تمرین ساده، بدون زور، بدون اجبار، بدون شمردن کالری یا خطزدن غذاهای خوشمزه از زندگی!
📌 توی این چالش، قراره فقط یه کار کوچیک انجام بدی:
وقتی خواستی یه خوراکی رو بخوری، ولی حس کردی فقط از روی عادت یا احساسات سراغش رفتی، یه لحظه مکث کنی و بگی: «من اینو نخوردم.»
همین! نه محرومیت، نه تنبیه… فقط یه لحظه آگاهی! 😌🛑
شاید بگی: «آخه مگه این چیزی رو تغییر میده؟»
اما باور کن، این جمله ساده جرقه یه تغییر عمیق ذهنیه.
چون هر بار که اون جمله رو میگی، یه مسیر جدید تو مغزت ساخته میشه. یه انتخاب تازه. یه قدرت کنترل از درون! 💪🧠🌱
اگه تا امروز بارها تلاش کردی یه عادت غذایی رو کنار بذاری و موفق نشدی، بدون مشکل از بیرون نبوده؛
ریشهش توی ذهنته…
و حالا وقتشه با روش ذهنی برای ترک عادت، از درون شروع به بازسازی کنی.
💫 روش ذهنی برای ترک عادت از رژیم مؤثرتره
شاید تا حالا دهها بار با خودت عهد بستی که دیگه فلان خوراکی رو نخوری…
یه برنامهی سفتوسخت نوشتی، اراده کردی، حتی با هیجان شروع کردی، ولی بعد از چند روز… 💥 همهچی پاشید!
حقیقت اینه که رژیم گرفتن فقط سطح رفتار رو نشونه میگیره، نه ریشهی اون رفتار رو!
رژیم میگه چی نخور… ولی ذهن هنوز داره با همون دلایل قدیمی، تو رو سمت خوردن هل میده.
و اینجاست که «اراده» کم میاره، چون ذهن هنوز به همون باورها و احساسات چاقکننده وصله 😣🌀
اما وقتی از روش ذهنی برای ترک عادت استفاده میکنی، داری مستقیماً میری سراغ ریشهها.
میری سراغ اون صدای درونی که میگه:
«الان ناراحتی… یه چیز شیرین بخور حالت بهتر شه!»
یا اون ذهنی که شرطی شده:
«همیشه شبها جلوی تلویزیون باید چیزی بخورم!» 📺🍪
با این روش، تو یاد میگیری چطوری این باورها رو شناسایی، خنثی و جایگزین کنی…
و بهجای سرکوب کردن میل به خوردن، اونو از پایه تغییر بدی. ✨🔁
💡 این یعنی نهتنها رفتار تغییر میکنه، بلکه این بار واقعاً از درون خودت خواستی که تغییر کنی
و این همون تغییریه که موندگاره، چون از ذهن و باور شروع شده، نه از اجبار و محدودیت! 💫💛

💡 راستش، همین رفتار خودکار «از روی عادت خوردن، نه از روی گرسنگی واقعی» دقیقاً همون چیزیه که دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز براش طراحی شده؛ اگه حس میکنی این الگو توی زندگیت زیاد تکرار میشه، نگاهی بهش بیندازی خیلی کمکت میکنه.
🔍 در این دوره آموزشی دقیقاً باید چیکار کنی؟
حالا که فهمیدی چرا روش ذهنی برای ترک عادت قدرتمنده، وقتشه وارد عمل بشی 💪✨
قراره یه تمرین خیلی ساده اما مؤثر رو شروع کنیم که مثل دونهدونه آجرهای یه خونه، ذهن جدیدی برات بسازه!
🎯 قدم اول: آگاه شو!
قبل از هر واکنش به خوردن، فقط یه لحظه مکث کن و از خودت بپرس:
«الان واقعاً گرسنمه؟ یا یه حس، یه فکر یا یه عادت داره منو هل میده؟»
این مکث ۳ ثانیهای یعنی زدن ترمز روی عادت ناخودآگاه ذهنی! ⛔🧠
📝 قدم دوم: جملهی طلایی رو بگو!
اگه فهمیدی از روی عادت یا احساس سراغ خوردن رفتی، با صدای آروم به خودت بگو:
«من اینو نخوردم.»
باور کن همین یه جمله ساده، قدرت توقف و انتخاب رو بهت برمیگردونه 🔁💬
📒 قدم سوم: ثبتش کن!
آخر شب، توی یه دفتر یا نوت گوشی، بنویس:
- چند بار امروز از این جمله استفاده کردی؟
- حسوحالت بعد از گفتنش چی بود؟
- تونستی خوردن رو متوقف کنی یا نه؟
این کار باعث میشه ذهن ناخودآگاهت جدیتر با موضوع برخورد کنه، چون داره تغییر رو میبینه و ثبت میکنه. 🧾🖊️
🔄 قدم چهارم: بدون قضاوت ادامه بده!
اگه یهجا نتونستی جلوی خودتو بگیری، اشکالی نداره!
هدف این چالش، سرزنش نیست؛ آگاه شدن و تکرار تمرین ذهنیه.
هر بار که تکرار میکنی، یه مسیر عصبی جدید تو مغزت تقویت میشه 🧠🌱
✅ این یک روش ذهنی برای ترک عادتهای خیلی ساده است که کمکم عادتهایی که فکر میکردی «هرگز نمیتونی» تغییرشون بدی، آرومآروم کمرنگ میشن…
و یه نسخهی جدید از خودت متولد میشه؛
کسی که انتخاب میکنه، نه کسی که اسیر عادته. ✨🕊️
💌 دعوت به چالش؛ از امروز شروع کن و تفاوتو احساس کن!
اگه تا اینجای مقاله اومدی، یعنی یه جایی درونت آمادهست برای تغییر ✨
و حالا وقتشه که به خودت یه فرصت واقعی بدی…
نه برای لاغری سریع، نه برای حذف غذاها…
بلکه برای ساختن یه ذهن جدید با کمک روش ذهنی برای ترک عادتهایی 🧠💫 که خودت از انجامشون رضایت نداری.
چالش «من اینو نخوردم» منتظرته…
قراره با همین جمله ساده، روز به روز قدرتمندتر شی، با آگاهی بیشتری انتخاب کنی، و با آرامش بیشتر غذا بخوری 😌🍵
📌 پیشنهاد من:
- امروز فقط یکبار این تمرین رو انجام بده.
- فردا دوتا…
- و بعد کمکم بذار این جمله بشه همراه همیشگیت!
باور کن طولی نمیکشه که حس کنی کنترل زندگیت برگشته دست خودت 🕊️
همونجا که همیشه باید میبود! 💪❤️
🎯 تو انتخاب میکنی:
آیا میخوای همچنان با جنگ و اجبار دنبال تغییر باشی؟
یا میخوای با استفاده از روش ذهنی برای ترک عادتهایی که همیشه باعث آزار و اذیتت میشن ذهنی آزاد و آگاه، یه مسیر لذتبخش و واقعی رو شروع کنی؟
✋ من این مسیر رو رفتم… و حالا نوبت توئه!
✍️ توی گام دوم این چالش، میریم سراغ یه قدم مهمتر: اینکه اصلاً چرا باید همین عادت خاص رو انتخاب کنی و مزایای واقعیش برای زندگیت چیه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.23 از 180 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام بر استاد ۲۴بهمن ۱۴۰۱
من قبلاازشروع دروه ابنجا بودم ولی راسشو بخوایی چیزی متوجه نشدم برام کنک بود صبحبتاهی شما
نمدونم چدا اصلا متوجه نمشدم شاید که نه حتماکا رخدا بود تا من درگام ۳۶دوره ۱۰۰ گام به این نقطه برگشت داشته با بشم.
دیروز من۲ فایل تودو روز کا رکر م به خودم گفتم امروز باید فایل گوش ندیدی مرور کنی برحبس تصادف که رفتم قسمت داستان هدایت من کارخدا بی حکمت نیست اقای عطا اسم این قسمت برده بود اول ازتشکر میکنم وبخاط اینکه پسوند فامیلی من عطا هستش ییحوری من با این اقا احساس پچه بر ادری دارم چون من براد ندارم .
از خوندن نظراتش لذت میرم
عادتی که منو خیلی اذیت می کرد دربارشه فکر کردم از خوردن داخل اشپز خون هستش بارها بارها از این عمل به خودم میگفتم مگه ازت گرفتن توی اشیزخونه غذا نخور برای خودت ارزش بزار ولی انجام می دادم
دهی خودم سرزنس میکردم مگه ارت گرفتن خونه که تویی اشپزخونه غدا میخوری نمیدون چرا این رفتار انجام میدادم .
هر چز به خودم مبگفتم نتیجه نداشت
تا تویی این مسیرهدایت شدم بازم هنوز با خوردن گم ولی تویی اشپز خونه بود تویگی ازفایل در دیگاه به خودم قلب ملکه دادم گفتم مثل ملکه ها غدا میخورم حالا بعداز حدود ۲ هفته یا سه هفته این کار خیلی کمتر انجام مبدم
شکر خدا امروزبا گشنگی زیاد غذام کشیدم ا زاشپزخون ببرون زدم وتوبی پذبرای باارامش غذام خوردم بعدازاون ابن قسمت پیدا کردم به خودم گفتم.خوب دیدی کار درست انجام دادی ایننپاداشت.
دومش خیلی برام لذتبخشه خور ن ته دیگه برنج
به خودم میگم تونیاید ای قدر ته دیگ دوست داسته باشی حتی دخترام مبکن ته دیگ تو چشم مامان ا ز هر چیز ی واجب تره
ولی باوردم به سایتدارم کنترلش میکنم تو بعضی وقتها موفق عمل میکنم بیضی روزا نه
یگی دیگه عاشق ماهی هستم وفتی ببینم دیگه هیچی جلو نمتونه بگیره بخاطر همین برای جایزبن کردن به همسرم اسرا برای خرید ماهی نمکنم .
هنوزتویی دوره ماهی تازه تهیه نکردم از تن ماهی استفاده مینکم تویی خوردن تن ماهیموفق عمل کردم
چون من خیلی دلم میخواست جای تویی سایت باشه کارهایی که دارم انجام میدم بدونم درست با غلط روی خودم دارم کارمیکنم
یی عادت دیگه که دارم خوده خوری مثلا د و قلمه نون یا
کمی خوردنی از هرنوع و عادت بدی که دارم کم یا نخورون میو ه بجای این تنقالات باید جاگزین کنم بعضی روزها خوب انجام میدم ولی بعضی روزها خوب انجام نمیدم گاهی فراموش میکنم .
تابه امروزسعی دربر طرف کردرفتادهای اشتباه بودم
بعضی موفق عمل کردم به خودم افربن میگم تا حسم خوب بشه تویی مسیر باشم.
انسان باامیدزنده هستش من توی این ۴۱ زوزخیلی تغییرداشتم از لحظ فکریی وعملی وکم کردن وزن جایی که ۴۱ روز پیش ازش چیزی دستگیرم نشد حالاکاملا متوجه شدم پس پیشرفت کردم بازم خدارو شکر
بععععله بالاخره این جوریا شد که من دیشب شام نخوردم نه اینکه گرسنگی بکشم نهههه بلکه عادت داشتم به محض رسیدن به خونه بشینم سر میز اشپزخونه و غذا بخورم اونم گوشی به دست یعنی تا غذا تموم نمیشد من متوجه نمیشدم چه کردم و بعدش عذاب وجدان شدید دیشب قبل اینکه برسم خونه چند بار از خودم پرسیدم گرسنه ای؟ و پاسخ نه بود به همین دلیل اشپزخونه نرفتم چون من نسبت به ترکیب میز اشپزخونه موبایل و غذا شرطی شدم و وقتی این سه تا کنار هم هستن کنترل دست من نیست نتیجه اینکه نرفتم اشپزخونه و پرخوری کنسل شد الانم حالم خوبه نه فشارم افتاده نه ضعف دارم فقط سبکم اما جالشی که من انتخاب میکنم واسه این قسمت خوردن قنده تقریبا شاید روزی ۲۰ یا سی تا میخورم تقریبا هر روز باید قندون پر شه و این خوب نیست میرم که یه فکری به حال این عادت بد بکنم :)))
سلام و درود .
عملکرد امروز من
من تا ساعت ۲ و نیم چیزی نخوردم چون سیر بودم .
من از ساعت ۲ و نیم تا یک ربع به ۳ دوتا شکلات نخوردم . ۲ تا کاکائو نخوردم . ۲ تا آب نبات نخوردم ۳ تا شلغم نخوردم . خرما نخوردم .
قند و شکر پنیر با چای نخوردم .
کیک نخوردم .
میوه نخوردم .
نصف لیمو نخوردم .
ساعت ۴ نخوردم ساعت ۵ نخوردم . ساعت ۶ نخوردم . سیر بودم
ساعت ۷ نصف سیب نخوردم .
شام ساعت ۹ یه مقدار گوشت کوبیده ته ظرفم نخوردم . یه مقدار خوراک مرغ نخوردم . برنج چند قاشق ته ظرفم نخوردم . ته دیگ چند تکه اضافه نخوردم .
نصف لیوان آب هویج نخوردم .
نبات با دمنوش نخوردم .
عسل نخوردم .
ماست یه کاسه پر نخوردم .
میوه بعد از شام نخوردم .
چای با چند حبه قند نخوردم .
چند تا شکلات نخوردم .
شکر پنیر نخوردم .
ساعت ۱۰ نخوردم
۱۱ نخوردم
۱۲ نخوردم .
اما فعالیتهام .
امروز با این که بیمار بودم تو رختخواب نخوابیدم .
امروز حتی در مواقع نشستن هم بیکار نبودم و تنبلی نکردم .
ظرفهای شام رو خودم شستم .
من ساعت ۳ ننشستم .
ساعت ۴ ننشستم .
ساعت ۵ ننشستم .
ساعت ۶ دوستم اومد سراغم تا من روز تعطیل باهاشون همراه بشم ولی روز اونا نبود .
برای همین به راحتی گفتم نمیام . ولی بهشون پیشنهاد کوهنوردی دادم . برای جمعه آینده .
البته گفتن هوا فعلا سرده و بزاریم برای یه روز دیگه فردا شب قرار شد بریم فوتبال و من فردا تصمیم دارم فقط جزء نیمکت نشینا نباشم و بتونم از خودم هم یه جنمی نشون بدم .
حالا نه به خاطر دیگران به خاطر خودم که میخوام تجربه جدید خلق کنم .
ساعت ۲ شب سه چهارم سیب نخوردم .
یک بیسکوییت نخوردم .
تغییر عادت از طریق لاغری با ذهن کار راحتیه .
چون من نمیخوام اعمال فشار و زور برای تغییر عادت کنم .
مثلا خود همین باور . اگه من باور داشته باشم که تغییر عادت سخته و یا تغییر عادت یعنی به زور کاری بر خلاف میل انجام دادن یا تغییر عادت یعنی اعمال زور و فشار . این دو سه باور هرگز اجازه نمیده من در مسیر تغییر عادت موفق باشم .
پس خیلی مهمه این سه فرمول رو تغییرش بدیم .
تغییر عادت بدون اعمال زور بلکه بر اساس میل درونی و زبان بدن .
تغییر عادت یعنی همسو و هماهنگ شدن با عادت اصلی جسم متناسب .
تغییر عادت یعنی هماهنگ بودن با طبیعت بدن .
تغییر عادت خیلی راحت انجام میشه .
تغییر عادت آسانترین کار دنیاست .
من تغییر عادت رو دوست دارم .
تغییر عادت برای من خیلی آسونه و باورهایی از این دست .
وقتی دیدگاهمون نسبت به تغییر عادت اینا باشه تغییر عادت رو به راحتی و مشتاقانه انجام میدیم .
پس اگه جایی دیدیم تغییر عادت برامون سخت شد یا یه جورایی داریم از زیرش در میریم یا مشتاقانه انجامش نمیدیم ؛ بدونیم این فرمولا رو باید تغییر بدیم . چون وقتی فرمولها درست بشن تغییر عادت خیلی راحت اتفاق میفته .
بنای طبیعت بر اینه که عادتها خیلی راحت تغییر کنند .
لاغر شدن همسو با طبیعته پس عادت متناسب ایجاد کردن هم همسو بر طبیعته . پس کار راحتیه .
اصلا نیازی به زور نیست چون ما در لاغری با ذهن نباید به زور و فشار خودمون رو لاغر کنیم .
ما فقط باید فرمولهای لاغری ایجاد کنیم تا لاغر شدن رو برای خودمون راحت راحت کنیم .
درسته که عادتها شخصیت متناسب رو میسازن ولی وقتی باور داشته باشم که اصل شخصیت من متناسبه به این باور میرسم که از انسان متناسب عادت متناسب به راحتی خلق میشه .
زمانی تغییر عادت کار سختیه که ما با شخصیت چاق بخوایم تغییر عادت رو ایجاد کنیم در این صورت عادت متناسب کننده خلاف شخصیت چاق ماست و براش کار سختیه .
پس اول باید این باور رو ایجاد کنم که من شخصیتی متناسب دارم . حالا برای شخصیت متناسب ؛ ایجاد عادت متناسب کننده خیلی راحته .
باور داشتن به شخصیت متناسب خیلی راحت ایجاد میشه . به محض اینکه باور می کنم من یک شخص متناسب هستم و خودم رو در حالت و شخصیت یک انسان متناسب میبینم ناخوداگاه دوست دارم رفتارها و عادتهامم مثل یک انسان متناسب باشه .
یادمه در یکی از نوشته هام نوشتم آیا وقت آن نرسیده خدای خودمون رو تغییر بدیم ؟ الان به پاسخش رسیدم . بله وقتش رسیده . وقتش رسیده من خدای خودم رو از خدای چاقی به خدای لاغری تغییر بدم . یعنی ایمان خودم رو از خدای چاقی بر دارم و به خدای لاعری بدم .
وقتی خدای من خدای متناسب کننده باشه تمام عادت من به راحتی تبدیل به تناسب میشه . خدای متناسب کننده خالق شخصیت متناسب کننده ی من است . پس اگه من به خدای متناسب کننده ایمان بیارم این خدا در من جاری میشه . پس به حرف جلسه های اول شما در دوره صدگام میرسم . به لاغر شدن ایمان بیاریم راحت و آسون لاغر میشیم .
خدای من خدای متناسب کننده است .
شخصیت من شخصیت متناسب کننده است .
از خدای متناسب کننده شخصیت متناسب کننده خلق میشه .
و از شخصیت متناسب کننده ، افکار ، رفتار و عادات متناسب کننده خلق میشه .
ما در تناسب فکری یاد گرفتیم مسئولیت همه چیز رو به عهده بگیریم .
این منم که انتخاب میکنم چطور و در چه راهی زندگی کنم .
پس با انتخاب خودم من خدای لاغری رو انتخاب میکنم و بهش ایمان میارم . با انتخاب خودم به خدای لاغری ایمان میارم .
خدای متناسب کننده ی من که اونم نوعی از من هست ، شخصیت متناسب من رو خلق می کنه و از شخصیت متناسب من عادات متناسب کننده سر میزنه . همه اینها منم و من در همه اینها جاری هستم . من دور از عاداتم نیستم . دور از شخصیتم نیستم . دور از خدام نیستم .
پس من به راحتی تغییر عادت میدم . فقط با ایمان به خودم . با ایمان به خدای متناسب کننده ام و با ایمان به شخصیت متناسب کننده ام تغییر عادت رو به راحتی انجام میدم .
من فرمول ایمان به لاغری آسون رو در خودم قوی و قویتر میکنم تا با قدرت ایمان بهترین انتخابها رو در طی روز داشته باشم .
و با این باور درست دوباره از اول چالش رو با احساسی عالی شروع کنم .
تغییر عادت آسانترین کار دنیاست .
بسم الله الرحمن الرحیم .
سلام و درود .
امروز ۱۴ بهمن ماه من بعد از به پایان رسوندن این چالش در ترک عادت پرخوری دوباره برگشتم تا عادت کم تحرکی خودم رو تغییر بدم .
اول نتایج حاصل از تغییر عادت پرخوریم رو بنویسم .
حدودا ۲۰ روز من با این چالش تمرین من اینو نخوردم رو انجام دادم و میتونم بگم من ۹۰ درصد عالی عمل کردم .
تنها فرمولی که باعث شد من یکم دیشب در مصرف غذای سالم زیاد روی کنم فرمول این بود که اگه بیمار میشی چیزهای مقوی زیاد بخوری زودتر سالم میشی .
این فرمول باعث شد من آگاهانه زیاده روی کنم و البته وقتی سنگین شدم و خوابم نبرد به خودم گفتم ببین این فرمول یه فرمول اشتباه حتی در مواقع بیماری هم تو نباید زیاده روی در خوردن غذاهای سالم کنی فقط چون با احساس سالم شدن خوردم عذاب وجدان چاقی در من ایجاد نکرد فقط چون سنگین شدم و حال خوبی برای خوابیدن نداشتم گفتم این فرمول صحیحی نیست و در بیماری هم لازمه تعادل حفظ بشه و باز هم اندازه ی نیاز مصرف بشه تا پرخوری در شرایط بیماری تحمیل اضافه نباشه روی بدن . خب این فرمول تا الان برای من خوب بوده و من تا الان دیگه نخوردم . شلغم نخوردم . لیمو شیرین نخوردم . دمنوش نخوردم . عسل آبلیمو نخوردم . چیزی نخوردم و الان حالمم خیلی بهتره . پس فرمول و کد صحیح اینه در مواقع بیماری هم زیاده روی جایز نیست بلکه اینجا هم نیاز جسم باید در نظر گرفته بشه . پس با پرخوری مواد سالم به بدن زور و اجبار وارد نیاریم .
من دوباره اومدم و از اول دارم فایلها رو گوش میدم و این بار علاوه بر عادت من اینو نخوردم . من ننشستم من نخوابیدم من دراز نکشیدم رو انجام بدم و عادت کم تحرکی رو ترک کنم .
من عادت پرخوری در هر شرایطی رو ترک کردم و فرمول جایگزینش خوردن بر اساس نیاز در هر شرایطی رو جایگزین کردم .
حالا حرکت بر اساس نیاز جسم رو جایگزین میخوام بکنم به جای فرمول کم تحرکی .
من دوباره که اومدم این متن و فایل رو گوش کردم انگار که بهتر دارم درک می کنم . فهمیدم طریقه ساخت شخصیت مناسب چیه .
ابتدا فرمول و کد لاغری رو انتخاب می کنیم . تکرارش می کنیم . تبدیلش می کنیم به رفتار . بعد اون رفتار رو تکرارش می کنیم تا تبدیل بشه عادت و بعد عادت من شخصیت متناسبم رو میسازه .
خب حالا من میخوام فرمول حرکت بر اساس نیاز رو جایگزین بی تحرکی و کم تحرکی کنم .
من اینجا ننشستم .
من موقع فایل گوش دادن روی تختم ننشستم .
من موقع فایل گوش دادن دراز نکشیدم .
من موقع فایل گوش کردن پیاده روی کردم .
بعد از پیاده روی روی تخت نخوابیدم .
بعد از پیاده روی دارم تمرینم رو انجام میدم و مینویسم .
پس من عادت دور دوم چالشم رو از همین امروز شروع کردم .
پیاده روی نمیکنم که لاغر بشم بلکه چون لاغرم و شخصیت متناسبم رو دارم پرورش میدم بر اساس شخصیت لاغر فعلیم از امروز تصمیم گرفتم مطابق شخصیت لاغرم فعالیت کنم .
چون فرمول حرکتی برای لاغری رو برای خودم ساختم .
انسان متناسب فعاله .
انسان سالم فعاله .
فعالیت طبیعت جسمه .
فعالیت به اندازه ی نیاز مورد نیاز جسمه .
زبان بدن من بهترین الگو برای میزان فعالیتمه .
من هر وقت نیاز داشته باشم از جا بلند میشم و هر وقت جسمم خسته بشه مینشینم . یعنی حرکت من با توجه به نیاز بدنمه نه امر تحمیلی . نه حرکت کردن رو به خودم تحمیا می کنم نه نشستن و خوابیدن رو . حرکت کردن بر اساس نیاز بدن بهترین کد لاغری برای فعال بودنه .
آیا نیاز به خوابت پر شده ؟ بله . پس بلند شو .
آیا نیاز به نشستنت پر شده ؟ بله . پس بلند شو.
آیا نیاز به حرکت در وجودت هست ؟ بله پس بلند شو کارهای شخصیتو انجام بده .
آیا نیاز به حرکت در وجودت هست ؟ بله . پس اگه کارات هم تموم شده میتونی راه بری در طول اتاق .
آیا نیاز به استراحت داری ؟ بله . پس زمانی کع نیاز به استراحت پیدا کردی استراحت کن .
آیا نیاز به نشستن داری ؟ بله . پس زمانی که نیاز به نشستن داری بنشین و استراحت کن .
آیا نیاز به خواب داری ؟ بله . پس زملنی که نیاز به خواب داری با خودت مبارزه نکن . با خیال راحت بخواب .
پس حرکت کردن هم بر اساس نیاز بدن میشه تغییر کنه .
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست . چون ما فقط داریم رفتارهایی رو تغییر میدیم که احساس ترس از چاق شدن یا ترس از لاغر نشدن در ما ایجاد می کنه .
من دوست دارم این فرمول حرکتی رو درست کنم و البته دیدگاهم رو نسبت به فعالیت هم باید درست کنم .
فعالیت لذتبخشه .
فعالیت باعث میشه گردش خون بهتر بشه .
فعالیت بر اساس نیاز بدن خیلی حال مارو خوب می کنه و باعث نشاط بیشتر میشه .
من فعالیت کردن رو دوست دارم .
من چون شخصیت متناسبی دارم فعالم .
من فعالیت نمیکنم که متناسب بشم بلکه چون متناسبم فعالترم و به فعالیت علاقه دارم .
شخصیت متناسبم فعالیت رو دوست داره .
فعال بودن ترس از چاقی رو از بین میبره . انتظار چاقی رو از بین میبره . انتظار متناسب بودن رو در من قویتر می کنه .
اینا هم چند تا کد دیگه است که برای خودم ساختم .
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد ۲۴بهمن ۱۴۰۱
من قبلاازشروع دروه ابنجا بودم ولی راسشو بخوایی چیزی متوجه نشدم برام کنک بود صبحبتاهی شما
نمدونم چدا اصلا متوجه نمشدم شاید که نه حتماکا رخدا بود تا من درگام ۳۶دوره ۱۰۰ گام به این نقطه برگشت داشته با بشم.
دیروز من۲ فایل تودو روز کا رکر م به خودم گفتم امروز باید فایل گوش ندیدی مرور کنی برحبس تصادف که رفتم قسمت داستان هدایت من کارخدا بی حکمت نیست اقای عطا اسم این قسمت برده بود اول ازتشکر میکنم وبخاط اینکه پسوند فامیلی من عطا هستش ییحوری من با این اقا احساس پچه بر ادری دارم چون من براد ندارم .
از خوندن نظراتش لذت میرم
عادتی که منو خیلی اذیت می کرد دربارشه فکر کردم از خوردن داخل اشپز خون هستش بارها بارها از این عمل به خودم میگفتم مگه ازت گرفتن توی اشیزخونه غذا نخور برای خودت ارزش بزار ولی انجام می دادم
دهی خودم سرزنس میکردم مگه تو کارگر خونه که تویی اشپزخونه غدا میخوری نمدون چرا این رفتار انجام میدادم .
هر چز به خودم مبگفتم نتیجه نداشت
تا تویی این مسیرهدایت شدم بازم هنوز با خوردن گم ولی تویی اشپز خونه بود تویگی ازفایل در دیگاه به خودم قلب ملکه دادم گفتم مثل ملکه ها غدا میخورم حالا بعداز حدود ۲ هفته یا سه هفته این کار خیلی کمتر انجام مبدم
شکر خدا امروزبا گشنگی زیاد غذام کشیدم ا زاشپزخون ببرون زدم وتوبی پذبرای باارامش غذام خوردم بعدازاون ابن قسمت پیدا کردم به خودم گفتم.خوب دیدی کار درست انجام دادی ایننپاداشت
چون من خیلی دلم میخواست جای تویی سایت باشه کارهایی که دارم انجام میدم بدونم درست با غلط روی خودم دارم کارمیکنم
یی عادت دیگه که دارم خوده خوری مثلا د و قلمه نون یا
کمی خوردنی از هرنوع و عادت بدی که دارم کم یا نخورون میو ه بجای این تنقالات باید جاگزین کنم بعضی روزها خوب انجام میدم ولی بعضی روزها خوب انجام نمیدم گاهی فراموش میکنم .
تابه امروزسعی دربر طرف کردرفتادهای اشتباه بودم
بعضی موفق عمل کردم به خودم افربن میگم تا حسم خوب بشه تویی مسیر باشم.
انسان باامیدزنده هستش من توی این ۴۱ زوزخیلی تغییرداشتم از لحظ فکریی وعملی وکم کردن وزن جایی که ۴۱ روز پیش ازش چیزی دستگیرم نشد حالاکاملا متوجه شدم پس پیشرفت کردم بازم خدارو شکر
سلام و درود
لطفا در نوشتن دیدگاه دقت کنید به اشتباه دیدگاه خود را در پاسخ به دوست دیگری ثبت کرده اید
با تشکر
سلام استاد عزیز
من از امروز 1401/10/30 متعهد میشوم که درچالش ترک عادت پرخوری دراین چالش شرکت کنم و هنگامی که میخواهم پیشتر بخورم مواظب خودم باشم . با اینکه در این راه از وقتی وارد این سایت شدم نسبت به قبلا خیلی بهتر عمل میکنم ولی میخواهم همان مقدار هم از بین برود
ارزوی تناسب وسلامتی برای همه
بسم الله الرحمن الرحیم .
من عطاعلی بزرگی متولد 1377/3/31 در وزن حدودا ۱۰۰ کیلو چند روزی است که وارد سایت تناسب فکری شده ام و میخواهم از این طریق به وزن ایده آل خود یعنی ۷۰ کیلوگرم برسم . بزرگترین عادتی که مرا آزار میدهد پرخوری کردن است که وقتی احساس پرخوری بر من غلبه می کند من فقط میخورم چه با لذت و چه بی لذت آنقدر میخورم که حسابی سیر شوم و تا چندین ساعت نیاز به غذا پیدا نکنم .بعد از این همه خوردن هم خودم را سرزنش می کنم و احساس حقارت شدیدی به من دست می دهد . من دلایل زیادی برای انجام این رفتار دارم از جمله تمام دلایلی که از کهن الگوها برای خودم آوردم و البته برای خودم قابل توجیه است که چرا اینقدر میخورم اما برای وجدانم نه . وجدان من سخت گیر است و میخواهد من این کار را ترک کنم تا دیگر مرا سرزنش نکند . من مثل مجرمی هستم که در دادگاه به خاطر جرمش حاضر شده و هرچقدر هم برای ارتکاب جرمش دلیل می آورد برای هیچ کسی قابل توجیه نیست و همه با دید حقارت آمیز به او نگاه میکنند . من در دادگاه خودم ایستاده ام . در پیش وجدان خودم و هرچقدر دلیل برای پرخوری ام می آورم فقط خودم را خسته می کنم و وجدانم و دیگران با چشم حقارت بیشتر به من نگاه می کنند . من یا باید به خاطر این جرم اعدام و حالا یکم سبکتر زندان بشوم یا باید به طور کامل آن را ترک کنم تا آزاد بشوم .
پرخوری فقط به من حس حقارت می دهد . مرا زمین میزند اعتماد به نفس مرا میگیرد و تمام موفقیتهای مرا زیر سوال میبرد . هیچ کسی از آدم پرخور خوشش نمی آید . آدم پرخور را کسی دوست ندارد و در جمع او را طرد می کنند . در اجتماع به دید تحقیر به او نگاه می کنند و مهمتر از همه ی اینها خود انسان تا مدتها پس از پرخوری حالش بد است . من روزی یکبار پرخوری را تکرار می کنم البته جدیدا روزی یکبار شده . قبلا که در هر وعده این کار را تکرار می کردم همین که این چند روز به یکبار رسیده برای من قابل تحسین است . البته نمیخواهم به یکباره این عادت را کنار بگذارم . ابتدا می گویم یک روز در میان انجامش دهم و بعد از چند روز که عادت به انجام ندادنش در من قوی شد دوروز در میان . بعد ۳ روز در میان و بعد ۴ روز در میان و همینطور ادامه دهم تا به مرور زمان این عادت به طور کامل قطع شود . مثلا من امروز یک بار پرخوری ام را انجام دادم . فردا به خودم برنامه ریزی ذهنی میدهم که پرخوری نکنم . به نظرم اینطور به من فشار نمی آید و به مرور برای همیشه این عادتم را ترک می کنم . اما انگیزه ی من برای ترک این عادت ، رسیدن به احساس لیاقت بیشتر برای لاغر شدن و جلوگیری از تحقیر شخصیتم است . یکی از ویژگیهای انسانهای لاغر نیز دقیقا همین است . آنها احساس لیاقت لاغر شدن دارند و هرگز احساس حقارت چاقی و پرخوری را تجربه نکرده اند . امروز ۱۴۰۱/۱۰/۲۲ من عطاعلی بزرگی تعهد میدهم در جهت ترک عادت پرخوری با استاد عطار روشن همراه باشم تا بتوانم با کمک آموزشهای ایشان این عادت را ابتدا کمرنگ و بعد ترک کنم .
سلام به دوستان عزیزم
من عادت اینکه توجه نمیکنم به اندازه غذا خوردنم
من از امروز تاریخ 1401/09/23 این عادت رو میخوام تغییر بدم
مثلا آبگوشت رو با۴ تا نان لواش میخورم یا قورمه سبزی یه بشقاب پر بعدش هم باز میخورم بعد تموم شدن غذا از شکم درد میفهمم چقد زیاد خوردم
من از امروز اول دسامبر ۲۰۲۲ می خواهم روی یکی از عادتهایی که بعدش احساس بد پیدا می کنم کار کنم به طور کلی عادت خوردن به منظور تفریح و به صورت خاص شبها جلوی تلویزیون پشت هم تنقلات و غذا خوردن بارها برای خودم ساعت ترک خوردن تعیین کردم و روزه های شبانه گرفتم ولی مخصوصا وقتی روز شلوغ و پر مشغله ای داشته باشم به خودم جایزه می دهم و بی وقفه شبها می خورم یعنی من تمام طول روز به راحتی می توانم چیزی مازاد نیاز بدنم نخورم ولی شبها بی قرار غذا خوردن و تنقلات خوردن هستم و با توجه به توصیه های که شنیده ام خوردن شب تاثیر بدتری هم دارد چون بدن به خواب می رود و غذای خورده شده فشار مضاعف می آورد همه اینها رو بهتر از هر متخصصی می توانم تجزیه و تحلیل کنم ولی وقتی شب می رسد مغزم فرمان میدهد و تمام خوراکیهای جاسازی شده را به خاطر می آورم حتی مثلاً چیپس تندی که یک ماه پیش خریده بودم و اینقدر تند بوده که خورده نشده بعد یک راهی پیدا می کنم که قابل خوردن شود مثلاً با ماست در موقع خوردن لذت می برم و بخودم می گویم آفرین پاکسازی کردی و بلاخره خوردیش ولی بعد از خوردن واقعا احساس بدی پیدا می کنم که مگر شکم تو سطل زباله است که هر چیز بد مزه ای را که دوست هم نداری می خوری واقعا دوست دارم این عادت شبانه هرزه خوری را ترک کنم قشنگ توضیح دادم که خودم متوجه عمق فاجعه بشوم
درود خدمت استاد عزیز ممنونم از فایل های عالیتون واقعیت من عادت دارم که زمانی استرس دارم شیرینی بخورم یا چایی خرما بخورم وبرام خیلی لذت بخش هست چایی با خرما زیاد بخورم وبعداز خوردن ناراحت میشم ولی از امروز تصمیم دارم این تمرین های این دوره با لذت انجام بدم ممنونم از مطالب زیباتون 😊
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد گرامی وهمگی دوستان عزیزم
من امروز دهم آبان ۱۴۰۱ اقدام به تغییر عادت پرخوری خودم میکنم زیرا که اصلا نمیپسندم وبرام قابل درک نیست که کاری رو انجام بدم وبعدش دچار عذاب وجدان وآزار روحی وهمینطور صدمات جسمی بشم واین برام آزار دهنده است که با این عادت جسموروحم مورد تخریب وتضعیف قرار بگیره درنتیجه میخوام عادت پرخوریمو کنار گذاشته ودرصورت امکان با عادت خوب ومنطقی دیگری جایگزین کنم