آیا تا به حال از خودتان پرسیدهاید که چند درصد از زندگیتان را بر اساس علایق واقعی خودتان پیش بردهاید؟ 🤔❤️
📍 اگه گام قبل (صلح با عادت) رو هنوز نخوندی، پیشنهاد میکنم قبل از این جلسه یه نگاهی بهش بیندازی.
بیشتر ما در جریان زندگی با انتخابهایی روبهرو میشویم که یا از سر اجبار بودهاند یا تحت تأثیر نظر دیگران. 😞📢
اما زندگی بر اساس علایق شخصی، همان مسیر جادویی است که احساس ✨رضایت، 😄 شادی و حتی 💪 انگیزه برای تغییر عادتهای ناسالم را به همراه دارد.
در این جلسه میخواهیم بررسی کنیم که چطور انتخابهایی که با قلبمان هماهنگاند ❤️🧭 میتوانند زندگیمان را متحول کنند – از احساس خوشبختی 🌈 گرفته تا سبک زندگی سالم و متناسب 🥗🧠
وقتشه دست از زندگی کردن بر اساس بایدها ❌ برداریم و به سمت خواستنها و علاقهها ✅ قدم برداریم. 🚀❤️
در این جلسه میآموزیم:
🌟 زندگی بر اساس علایق شخصی؛ شروعی برای بازگشت به خودت
🎢 بیشتر ما در مسیر زندگی وارد جادههایی شدیم که شاید هرگز انتخابِ دلمون نبوده.
گاهی از سر اجبار 💼
گاهی برای رضایت دیگران 🤷♀️
و گاهی فقط چون یادمون رفته بود چی میخوایم… 🫤
اما خبر خوب اینه که هنوز هم میتونی فرمان زندگیتو بچرخونی به سمتی که واقعا دوستش داری! 💖
🌈 زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:
- با انتخابهای قلبی زندگی کردن
- با احساس رضایت بیدار شدن
- تجربهی شادیهای سادهای که از درون میجوشه
- و مهمتر از همه، پیدا کردن انگیزهای پایدار برای تغییر عادتهای ناسالم 🧠🥗
در این جلسه، قراره با هم کشف کنیم که چطور تصمیمهایی که با دل و علاقههامون هماهنگ باشن، میتونن مثل یک جرقه، کل زندگیمون رو روشن کنن 💡🔥
از احساس خوشبختی واقعی گرفته تا رسیدن به یک سبک زندگی سالم، متناسب و آزاد 🧘♀️🕊️
🛑 دیگه وقتشه دست از زندگی کردن طبق بایدها برداری ❌
و از امروز، با آغوش باز به سمت خواستنها و علاقهها قدم برداری ✅🚀
چون این زندگی، فقط یه بار اتفاق میافته… و تو شایستهای که با عشق زندگی بر اساس علایق شخصی رو تجربه کنی 💫💖

💡 اگه دوست داری با یه روش کامل و قدمبهقدم علایق واقعی خودت رو کشف کنی و بر اساسش زندگی و تناسب اندامت رو بسازی، دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ در ادامه میریم سراغ اینکه علایق واقعی از کجا میآیند، و بعدش توی گام چهارم وارد بحث انعطاف ذهن ناخودآگاه میشیم.
🧠 بخش اول: علایق شخصی از کجا میآیند؟
شاید برات جالب باشه بدونی که خیلی از علایقی که امروز در وجودت هست، ریشهشون به دوران کودکی برمیگرده 👶🎨
📌 مثلا:
- رنگی که همیشه دوستش داشتی 🟣
- غذایی که از بچگی باهاش خاطره داری 🍚
- موسیقیای که بدون دلیل عاشقشی 🎶
- یا حتی نوع پوشش، دکور خونه، بازیهای قدیمی و…
اینها چیزهاییان که کسی بهت تحمیل نکرده، بلکه از درون خودت اومدن ❤️
بهش میگن: علاقه ذاتی یا درونی.
اما با گذر زمان و تأثیرپذیری از محیط (مثل خانواده، مدرسه، جامعه، رسانه و…) بعضی از این علایق:
- یا زیر خاک پنهان شدن 🫣
- یا جای خودشون رو به علاقههای مصنوعی دادن 🎭
💬 یعنی چی علاقه مصنوعی؟
یعنی چیزی که شاید دوستش نداری ولی چون همه گفتن خوبه، یا چون مد شده، مجبوری بگی که دوستش داری!
🔍 شناخت علایق واقعی یعنی برگشتن به ریشه
بخش مهمی از زندگی بر اساس علایق شخصی اینه که اول بفهمی واقعاً چی رو دوست داری و چی رو فقط از سر عادت یا فشار جامعه پذیرفتی. 🧭
این بازگشت به علاقههای واقعی، یه جور «خودشناسی» محسوب میشه.
وقتی بفهمی چی خوشحالت میکنه، تازه میتونی مسیر زندگیت رو با حس لذت و رضایت بسازی.
🟨 مثال واقعی:
یادته وقتی بچه بودی عاشق طراحی بودی؟ ولی بزرگترها گفتن «با نقاشی که نمیشه پول درآورد»…
حالا سالها گذشته و حس میکنی یه چیزی تو زندگیت کمه!
اون «چیز»، احتمالاً همون علاقهی سرکوبشدهست… 🎨😔
علایق واقعی ما از درونمون میان؛ نه از بیرون. و زندگی بر اساس علایق شخصی، یعنی کشف و بازگرداندن این علاقهها به مسیر زندگیمون.
🌱 وقتی بدونی واقعاً چی میخوای، تازه میتونی با ذهنی آرامتر، تصمیمهای بهتری بگیری و مسیر رو برای شادی و حتی تناسب اندام هموار کنی.

💖 بخش دوم: چرا زندگی بر اساس علایق شخصی اینقدر مهمه؟
تا حالا شده یه روزِ کاری سخت رو با انجام یه کار مورد علاقهت به پایان برسونی؟
مثلاً:
- یه فنجون چای داغ کنار پنجره 🍵
- گوش دادن به یه موسیقی دلچسب 🎧
- یا حتی پوشیدن لباسی که تو رو یاد خاطره خوبی میندازه 👗✨
همین لحظههای کوچیک، نشون میده که علایق شخصی ما منبع قدرتمندی از انرژی، شادی و احساس رضایتان.
🔥 وقتی از دل انتخاب میکنی، زندگی میدرخشه
زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:
- به خودت احترام میذاری 🫶
- اجازه نمیدی دیگران برات تصمیم بگیرن 🛑
- حس آزادی رو در عمق وجودت تجربه میکنی 🕊️
- تصمیمهات با حس رضایت درونی همراهه، نه با «مجبور بودم!» 😣
📌 وقتی کارهایی رو انجام میدی که واقعاً بهشون علاقه داری:
- انگیزهت برای ادامه دادن بیشتره 💪
- احساس شکستپذیری کمتر میشه 🛡️
- و مهمتر از همه، از درون حالِ خوب داری! 🌈
😢 حالا برعکسشو تصور کن…
زندگیای که توش هر روز باید کاری انجام بدی که باهاش ارتباطی نداری
یا لباسی بپوشی که فقط چون عرف گفته مناسبه، مجبوری بپوشیش
یا غذایی بخوری که باب میلت نیست ولی چون باید رژیم بگیری، خودتو مجبور میکنی 😓
اینجا زندگی، تبدیل میشه به مجموعهای از «تحملها»
و وقتی زندگی بر اساس تحمل باشه، شادی جای خودش رو به فرسودگی ذهنی و احساسی میده. 🧱🧠
✨ چرا زندگی بر اساس علایق شخصی برای لاغری ذهنی هم مهمه؟
افرادی که به خودشون اجازه میدن با علاقه غذا انتخاب کنن، و خودشون رو با علاقههاشون هماهنگ میکنن، خیلی راحتتر از دیگران به تناسب میرسن.
📍 اونها یاد گرفتن که:
تغییر سبک زندگی = فشار نیست، بلکه سازگاری با علایق درونی + انعطاف ذهنیه.
زندگی بر اساس علایق شخصی، نهتنها ما رو شادتر و راضیتر میکنه، بلکه توان و انگیزهمون رو برای تغییر عادتهای ناسالم چند برابر میکنه.
🧭 وقتی با علاقه مسیرتو انتخاب میکنی، دیگه هدفهاتو با زور پیش نمیبری، بلکه با عشق دنبالشون میری. ❤️🚶♀️

🔄 بخش سوم: رابطه علایق شخصی با تغییر عادتها
حتماً شنیدی که «ترک عادت موجب مرض است!» 😅
اما واقعیت اینه که ترک عادت فقط زمانی سخت و آزاردهندهست که اون تغییر، برخلاف علایق درونی ما باشه.
📍 یعنی چی؟
یعنی اگر بخوای یه عادتی رو فقط از روی اجبار یا ترس تغییر بدی، مغزت مقاومت میکنه! 😬
ولی اگه اون تغییر با چیزی که دوستش داری همراستا باشه، خیلی راحتتر و بدون دردسر انجام میشه 💡
🧠 ذهن ما انعطافپذیره… اما به شرطی!
ذهن انسان مثل یه ماهیچهست؛ میتونه تغییر کنه، کش بیاد، شکل جدید بگیره.
اما این اتفاق وقتی بهتر میافته که بهجای شکستن عادتها، اونها رو با علاقههای جدید و جذابتر جایگزین کنیم 🎯
و این دقیقاً همون چیزیه که زندگی بر اساس علایق شخصی به ما یاد میده:
تغییر رفتار از روی علاقه، نه اجبار.
🟨 مثال ساده:
فرض کن عاشق شیرینی هستی 🍰
اگه یهشبه تصمیم بگیری همه شیرینیها رو حذف کنی، احتمالاً بعد از چند روز دوباره با ولع به سراغشون میری 😩
اما اگه بهجای اون شیرینی، یه دسر سالم و خوشطعم مثل اسموتی یا شکلات تلخ رو که دوست داری جایگزین کنی، مغزت خیلی راحتتر میپذیره 🍫🍓
چون این انتخاب، در راستای همون علایق توئه؛ یعنی یه قدم واقعی در مسیر زندگی بر اساس علایق شخصی ✅
💬 چرا بیشتر افراد متناسب، راحتتر عادتهای خوب رو حفظ میکنن؟
چون انتخابهاشون:
- بر اساس شناخت از خودشونه 🔍
- با علاقه همراهه ❤️
- و در چارچوبی انعطافپذیر قرار داره 🔄
بهجای اینکه خودشون رو مجبور کنن غذای خاصی بخورن، یاد گرفتن طبق زندگی بر اساس علایق شخصی عمل کنن.
نتیجه؟ یه سبک زندگی پایدار، خوشایند و بدون افراط یا رنج. ✨
🔥 اما افراد چاق معمولاً چی کار میکنن؟
اونها بیشتر از روی عادت، احساس یا فشار اجتماعی غذا میخورن.
و به جای توجه به علاقه واقعیشون، اجازه میدن استرس و احساسات منفی انتخابهاشون رو کنترل کنن 😔🍟
📌 اینجاست که «زندگی بر اساس علایق شخصی» وارد میشه تا مسیر زندگیات رو عوض کنه! 🛤️
نهتنها در غذا خوردن، بلکه در همه تصمیمهای روزانهای که کیفیت زندگیتو میسازه.
✨ راهکار طلایی برای تغییر عادت:
بهجای حذف مطلق، از علاقههات کمک بگیر و نسخه سالمترش رو انتخاب کن.
✅ عاشق مزهی تند هستی؟ سس تند خانگی درست کن
✅ دلت شکلات میخواد؟ شکلات تلخ با مغزها عالیه
✅ عاشق چیپس و کراکر هستی؟ سیبزمینی یا نان سبوسدار برشته انتخاب کن
تغییر پایدار زمانی اتفاق میافته که با علایق هماهنگ باشه، نه در تضاد با اون.
📍 ذهن ما آماده تغییره، فقط لازمه اون تغییر رو با چیزی که دوست داریم مزهدارش کنیم 😋🧠💛

🍽️ بخش چهارم: نقش علایق شخصی در انتخاب غذا
حتماً برات پیشاومده که تو یه مهمونی، بین کلی غذا و دسر وسوسهانگیز، فقط به سراغ یکی دو مورد خاص بری…
اونهایی که نهتنها خوشمزهان، بلکه یه حس خوب هم درونت ایجاد میکنن ❤️😋
این دقیقاً یعنی:
انتخاب غذا بر اساس علاقه شخصی، نه از روی اجبار، چشم و همچشمی یا عادت.
🧠 ذهن و علاقه، دست در دست هم
ذهن ما علاقههامون رو خیلی خوب میشناسه.
وقتی غذایی رو واقعاً دوست داریم، مغز بهطور خودکار سیگنال لذت ترشح میکنه 😌
و این یعنی انتخابی که با لذت درونی و هماهنگی ذهنی همراهه، خیلی موندگارتر از انتخابهای اجباریه.
نکته جالب اینجاست:
ذهن ما میتونه به غذاهای جدید هم علاقهمند بشه، به شرطی که تجربهی مثبتی از اون غذا داشته باشه.
یعنی اگه یه بار سالاد خوشمزهای بخوری که با ذائقهت جوره، ممکنه کمکم عاشقش بشی! 🥗💚
و این همون چیزیه که توی زندگی بر اساس علایق شخصی معنا پیدا میکنه؛
تجربههای جدیدی که با علاقه همراه میشن، و کمکم بخشی از سبک زندگیت میشن. ✨
💬 تفاوت افراد متناسب و افراد چاق در این زمینه چیه؟
🟢 افراد متناسب:
- طیف انتخاب غذاییشون محدودتره، ولی انتخابهاشون دقیقتره 🎯
- معمولاً غذاهایی رو میخورن که دوست دارن و حالشون رو بد نمیکنه
- ناخودآگاه بین علاقه و سلامت تعادل برقرار کردن 🧘♀️
🔴 افراد چاق:
- تنوع غذایی بالاتری دارن، ولی بیشتر از روی احساس، فشار، یا عادت انتخاب میکنن
- گاهی اصلاً از غذایی که میخورن لذت نمیبرن، فقط چون جلوی چشمشونه، میخورن 😟
- معمولاً علاقه واقعی رو از اشتهای کاذب تمایز نمیدن
🍫 مثال واقعی:
فرض کن تو عاشق مزه کاکائو هستی
حالا دو انتخاب داری:
- شکلات شیری پر از شکر و چربی
- شکلات تلخ با درصد بالا + مغز بادام یا پسته
✅ هر دو کاکائو دارن
✅ ولی دومی هم سالمتره، هم قابلپذیرش برای ذهنت چون علاقهت به کاکائو رو تأمین میکنه
این یعنی زندگی بر اساس علایق شخصی + انتخاب آگاهانه = تناسب پایدار ✨
🛠️ راهکار ساده و عملی:
- لیستی از غذاهایی تهیه کن که هم دوستشون داری و هم سالمترن
- در شرایط استرسی یا پرخوری، از خودت بپرس: واقعاً به این غذا علاقه دارم؟ یا صرفاً عادت یا اجباره؟
- گزینههای سالم و موردعلاقهت رو همیشه در دسترس نگه دار 🧺
وقتی زندگی بر اساس علایق شخصی رو در انتخاب غذا مورد علاقه شخصیات وارد کنی، نهتنها لذت میبری، بلکه تغییراتت ماندگارتر میشن.
📌 ترکیب “علاقه + آگاهی + انعطاف ذهنی” میتونه مهمترین ابزار تو برای لاغری ذهنی و سبک زندگی متناسب باشه 🧠🥗🎯

🌟 بخش پنجم: زندگی با آزادی انتخاب چه طعمی دارد؟
تصور کن صبحها چشمهات رو باز میکنی و به جای احساس خستگی و بیحوصلگی، با یه حس رضایت و آزادی از خواب بیدار میشی 🌞🛌
چون میدونی هر چیزی که قراره در طول روز انجام بدی، انتخاب خودته — نه اجبار، نه وظیفه، نه فشار دیگران. فقط و فقط انتخاب از روی علاقه ❤️
🍀 زندگی بر اساس علایق شخصی چه ویژگیهایی داره؟
✅ لباسهایی میپوشی که دوستشون داری، حتی اگه با سلیقه بقیه فرق داشته باشه 👚🌈
✅ غذایی میخوری که هم سالمه، هم واقعاً لذتبخشه 🍲😋
✅ با آدمهایی معاشرت میکنی که بهت حس خوب میدن، نه فقط اونهایی که باید تحملشون کنی 👥✨
✅ شغلی داری که برات معنا داره، حتی اگه پولش کمتر باشه ولی عشق توش بیشتره 💼🔥
✅ در شهری زندگی میکنی که با روحیهت سازگاره، نه صرفاً شهر تولدت یا محل کارت 🏞️🌇
🔄 حالا برعکسشو تصور کن…
وقتی زندگی بر اساس علایق شخصی نباشه، هر کاری که میکنی، از روی بایدهاست:
- باید این لباس رو بپوشی چون عرف جامعهست
- باید این غذا رو بخوری چون رژیمته
- باید تو این شهر بمونی چون خونوادهت اینجان
- باید این شغل رو داشته باشی چون پر درآمده، هرچند ازش متنفری…
😔 این زندگی یه جور اسارته.
آرومآروم احساس خستگی، بیهدفی و فرسودگی میاد سراغت.
نه بهخاطر شرایط سخت، بلکه چون در تضاد با علاقههات زندگی میکنی.
✨ حال خوب از درون شروع میشه
وقتی زندگی بر اساس علایق شخصی رو در پیش میگیری:
- نیازی به تأیید دیگران نداری ✅
- احساس قدرت درونی پیدا میکنی 💪
- تصمیمهات رو با اعتماد به نفس میگیری 🎯
- و مهمتر از همه، خودت رو دوست داری 💗
💬 زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:
«من خودم رو به رسمیت میشناسم. به خواستههام احترام میذارم. و اجازه میدم خودِ واقعیم مسیرم رو بسازه.»
🌈 جمعبندی نهایی:
🔑 اگر به دنبال تغییر واقعی در سبک زندگی، شادی پایدار، یا حتی کاهش وزن ذهنی هستی،
اولین و مهمترین قدم اینه که:
شروع کنی به زندگی بر اساس علایق شخصی.
نه فقط در انتخاب غذا،
بلکه در سبک فکر کردن، تصمیمگیری، معاشرت، زمانبندی، و حتی استراحت!
📍 هر چه انتخابهای روزانهت بیشتر با علایق واقعیت هماهنگ باشه،
زندگیت شیرینتر، سبکتر، و پر از احساس رضایت میشه 😍✨
🪞 از خودت بپرس:
«امروز چند تا از تصمیمهام رو از روی علاقه گرفتم؟»
اگه جوابت مثبته، بدون که داری قدم به قدم وارد مسیر زندگی بر اساس علایق شخصی میشی؛
همون مسیری که تو رو به آرامش، انگیزه و رضایت واقعی میرسونه. 💖
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.46 از 68 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام و احترام.
والا من تا حالا خیلی کم پیش اومده بگم من یه مثلا کیف قرمز میخوام و برم خرید و با کیف قرمز برگردم…مثلا یهو یه کیف سبز به من چشمک میزنه و من میخرمش و خوشحال میام خونه..مثلا رفتم لباس بگیرم تصورم یه لباس مشکی بود…ولی یه پیرهن قرمز خریدم و برگشتم.
ولی روکش مبلم رو دوست داشتم مشکی طلایی باشه…ولی گرون بود یه سرمه ای طلایی با قیمت مناسب تر گرفتم…الانم خوشحالم.
کمدم دوس داشتم سفید باشه،ولی سفید با رگه های طوسی شد…الانم راضیم.
و….مثال های دیگه.
البته منم تو دفتر مینویسم کامل همه رو.
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام
قسمت سوم چالش
من همیشه از رنگ زرد ،آبی، توسی و جدیدا نارنجی خوشم میاد .چند روز پیش خواستم پارچه نارنجی بگیرم بدم خیاط .
به طور اتفاقی رفتم بازار و یه مانتو گرفتم به رنگ نارنجی با ترکیب مشکی از مشکی زیاد خوشم نمیاد چون چند مانتو دارم مشکی ولی الان چون اصل رنگش نارنجی بود گرفتم .
دوست داشتن شال زرد داشته باشم و یه شال با ترکیب زرد و توسی گرفتم خیلی زیبا هست . یکی دیگه اینکه اخلاق همسرم خیلی تند هست اما من همیشه به خوبی هاش فکر میکنم که بیشتر اخلاق و صفات خوب را داره و این تند خو بودنش اشکال نداره .
یه مورد دیگه چند وقت پیش خواستيم پرنده بخریم من پرنده با ترکیب رنگ سبز ،نارنجی را دوست داشتم اما نشد بگیرم چیزی که خواستم نبود و یکی خریدم با رنگ توسی و نارنجی که بازم قشنگه .
این هم بعضی از علایق من
فایل “انعطاف در انتخاب (قسمت سوم ):”
مثالها ی من راجع به “انعطاف پذیری علایق ام و پذیرش ترکیب ذهنم”:
1. من رفتم یک بلوز رنگ روشن ساده و بدون طرح بخرم، ولی در نهایت بلوزی خریدم که با انکه به رنگ کرم است ولی رگه های زرشکی و نارنجی هم دارد و من از رنگها ی زرشکی و نارنجی خوشم میاید.
2. من دوست داشتم تولد پسرم وسایلی تزیینی زیادی بخرم، ولی چون عجله داشتم، و اخر وقت رفته بودم، برخلاف تصورم؛ فروشگاه فقط بادکنک داشت، در نهايت سه تا از بادکنکهایی را خریدم که تزیین شده و بسیار بزرگ بودند و پسرم هم خیلی خوشحال شد.
3. من دوست داشتم که امروز که روز تعطیل کاری ام است ،بدون ساعت از خواب ببدارشوم و بیشتر بخوابم، ولی در نهایت به جای 5:20 صبح امروز ساعت 5:55 صبح به عشق انجام تمرینهای سایت بیدار شدم و کاملاً احساس استراحت کامل و راحتی هم داشتم.
4. من دوست دارم که پیتزا را با نوشابه بخورم ولی چون چند روزی است که سرما خورده ام؛ دیشب پیتزایم را با مقدار کمی ابمیوه گاز دار بدون یخ خوردم و همچنان سیر شدم و همان طعم همیشگی را از غذایم تجربه کردم.
5. من دوست داشتم که بتوانم روی تردمیل بدوم؛ بنابراین وقتی مشغول انجام فایل پیاده روی بر روی تردمیل بودم، شروع به دویدن کردم.
احساس شادی در عین تمرینهای ذهنی و دویدن من برای چند دقیقه لذت مرا از انجام فایل پياده روی دو چندان کرد.
6. من رفتم مایویی به رنگ ساده بخرم؛ اما با دیدن یک مایوی طرح دار با رنگها ی شاد انقدر مجذوب ان شدم که خریدمش و هر دفعه از پوشیدن ان ، لذت میبرم.
7. من بعد از شش سالی که از دنشگاه فارغ التحصيل شده ام، بالاخره شغلی را که مورد علاقه ام بود را پیدا کردم؛ البته به خاطر مساله ای، من ميخواستم چند ماه پیش انجا را ترک کنم؛ ولی بعد از مطرح کردن ان مساله و مفید بودن من برای شرکت ، انها وظایف من را در جهت علاقه ام تغییر دادند و من مرتب هر 4 هفته یکبار باز در یک جلسه با رییسم، بیشتر در باره علاقه ام برای انها توضیح میدهم تا تغییرات جزیی همچنان در حال انجام در جهت علاقه من باشد.
8. وقتی میخواستم ماشین بخرم دنبال یک نیسان شاسی بلند بودم. دوست داشتم رنگش انابی باشد چون قبلا یک نیسان انابی داشتم و باهاش احساس خیلی خوب و خاطرات عالی داشتم.
البته چون اینجا هوا بیشتر سال گرم است، بهتر است که رنگ ماشین سفید باشد تا گرما را به جای داخل ماشین به بیرون انتقال بدهد.
وقتی رفتم ماشین نیسان مورد علاقه ام را دیدم، متعجب شدم که رنگش سفید بود. الان این ماشين را دارم و خاطرات خوبی در این 4 ماهه باهاش ساخته ام.
9. وقتی ما دنبال خانه اجاره ای میگشتیم، خیلی دوست داشتم خانه ای را پیدا کنم که از خانه قبلی بزرگتر باشد و امکانات تفریحی داشته باشد در عین حال محیطش سالم باشد.
وقتی سر سه روز، این خانه را که الان حدود 5 ماهه توش هستیم را پیدا کردیم؛ دیدیم هم بزرگتر است هم امکانات سونا ، جکوزی ، استخر ،دستگاه گریل و غیره دارد.
اینقدر محیطش سالم است که کسی اجازه ندارد داخل مجتمع سیگاری دود کند و باید از کل محوطه خارج شود ؛چون در صورت دیده شدن بایست جریمه اش را پرداخت کند.
10. من خیلی رنگ قابلمه را به رنگهای زرشکی ، سیاه و یا توسی دوست دارم و ميپسندم. البته رنگ سفيد را بسیار برای لباس و وسایل ديگر نیز دوست دارم.
همسرم من را سورپرایز کرد و یک ست کامل قابلمه به رنگ سفید برای من خرید. الان که نگاه میکنم بعد از چند سال که دارمشون همچنان شیک هستند و زیبا به نظر میرسند.
با سپاس فراوان از استاد بابت این تمرین عالی
نشان های دریافت شده
سلام🙂
تعریف شما رو از خوشبختی در نوشته فایل خیلی دوس داشتم
زندگی بر اساس علاقه هامون
انتخاب بر اساس علایق شخصیمون
آزادی در انتخاب اونم بر اساس علاقه خودمون
واقعا که چقدر لذت بخشه و چقدر با اصل و ذات آفرینش ما هماهنگه…
این همون معنی اختیار هست در مقابل اجبار
اینکه گفته میشه که خداوند به انسانها اختیار داده همینه اجباری در کار نیست
همه ما هر لحظه در حال انتخابیم و وقتی این انتخاب براساس آزادی براساس علاقه و سلیقه خودمون باشه خیلی احساس قدرتمندی میکنیم..
و جالبه که همه ما در انتخابهامون بر اساس علاقه خودمون یه طیف داریم یعنی خودمون رو محدودبه یه مورد خاص با ویژگی های خاص نمیکنیم وطیف روهم میپذیریم مثال شما در مورد مبل خیلی عالی بود و یاد زمانی افتادم که برای انتخاب مبلمان رفته بودم تهران
قبل از اون من بارها توی گوگل مبلمانهای مختلف رو دیده بودم رنگها و طرحهای مختلف و در نهایت تصمیم گرفته بودم مبل اسپورت بخرم که راحت باشه و از شلوغی تاجهای مبل سلطنتی و رنگ زرد اون خوشم نمی اومد در ضمن میخواستم پایه های مبل کوتاه تر باشه که نشست و برخاست روش راحت تر باشه در ضمن میخواستم که پارچه مبل ساده باشه و شلوغ نباشه بعد از ساعتها گشتن توی بازار در نهایت مبلی رو انتخاب کردم و خرید کردم که ترکیبی از مبل سلطنتی و اسپورت هست در واقع مبل سلطنتی با پایه های کوتاه تر و پارچه ای که کل ساختار مبل رو پوشانده ساده است فقط در قسمت نشیمن پارچه طرحداره اونم کاملا با تم مبل هماهنگه و شلوغ نیست و تاج و ساختار اصلی مبل هم چوب کنده کاری شده است که چون طلایی نیست و رنگ چوبه شلوغیش به چشم نمیاد و اتفاقا شیک و ظریف ساخته شده…و در کل ترکیبی از آنچه میخواستم و مدنظرم بود رو پذیرفتم و انتخاب کردم
یه مثال دیگه در مورد فنجان های چای خوریم هست که دنبال فنجونهای کریستال با لبه های طلایی بودم که با لیوانها و سرویس چینی پذیراییم که لبه های طلایی دارن ست باشه و بعد از بارها بازار رفتن و دیدن فنجونهای مختلف در نهایت فنجونهایی رو خریدم که لبه های طلایی دارن و روی دیواره های کناری هم طرح گل داره و باز هم خودم رو محدود نکردم و انتخابی رو کردم که در همون طیف علاقه ام بوده..
موقع انتخاب پرده به خاطر ست بودن با کف پوشها حریری رو انتخاب کردم که زمینه شیری رنگه ولی گلهای روی اون با کفپوشها رنگش همخوانی داره…
موقع انتخاب رنگ موها طبیعی بودن انتخاب اصلی منه و بارها شده که قهوه ای روشن یا دودی زیتونی یا زیتونی تیره رو هم پذیرفتم
و همه اینها نشون میده که ما خودمون رو حتی در علاقه و سلیقه مون هم محدود به یه مورد خاص نمیکنیم و تنوع و ترکیب و شباهت رو هم میپذیریم و طیفی از انتخاب رو بیشتر دوس داریم تا اینکه فقط یه رنگ یا یه طرح یا یه جنس رو بپذیریم
و این همون آزادی هست که با ذات ما هماهنگه و ما چون نامحدود هستیم محدودیت رو حتی در علاقه خودمون نمیپذیریم.👌
سلام روز سوم
برای جهیزیه میخواستم حتما یخچال ساید بخرم، در نظرم ساید 30 فوت بود ولی تو مغازه دیگه مامانم گفت 25 فوت و منم قبول کردم چون مهم ساید بودنش بود اون موقع الان بود فک کنم دوقلو میگرفتم:)))
دمپایی روفرشی میخواستم در نظرم پلاستیکی یا چرم مصنوعی بود ولی جیزی به دلم ننشست ازین پشمی ها خریدم
کلا به رفتارام که نگاه میکنم خیلی منعطفم من
و الان متوجه شدم هیچ وقت دنبال علایقم نبودم هرچی پیش میاد و سعی میکنم حس خوب بهش بگیرم و قبولش کنم یا تحمل کنم اینا هم به سختی پیدا کردم و حتی فک کنم نظر دیگران از خودم برام مهمتره
زمان دانشگاه فقط برام روزانه و همدان بودن مهم بود ولی دوست داشتم رشته م صنایع باشه ولی بقیه رشته ها هم زدم و آیتی همدان روزانه قبول شدم
سلام استاد من مال تمریینهارو تودفتر مینویسم .چون چشام اذیت میشن تو سایت مینویسم.از آنجای که تصمیم گرفتم متناسب بشم این فعالیتها رو انجام میدم.ممنونم درکم میکنین.!
با سلام
امروز که باز متنی رو که نوشتم و میخوندم متوجه شدم مثالهای درستی رو نگفتم.
باید بیشتر دقت میکردم🙏
به دل خسته بگویید:
خداوندی هست🌹
انعطاف در انتخاب
ما در زندگیمون اگه چیزی باب دل ما باشه یا به قول معروف به انتخاب خودمون باشه بیشتر خوشمون میاد و احساس بهتری داریم و مسلماً از اون چیزی که انتخاب کردیم لذت بیشتری میبریم .
حالا این انتخاب میتونه در زمینه ی رشته تحصیلی ، ازدواج،لباس،دکوراسیون،دوست،مسافرت و خیلی انتخابات دیگر که همیشه در زندگی ما پیش می آید باشه.
ولی گاهی اوقات پیش میاد که اون چیزی که میخوایم انتخاب کنیم دقیقاً همونی نیست که ما مد نظر داریم ،
ولی خب کمی نزدیک به اون چیز مورد علاقه ی ما هست ، پس بنابراین انتخابش میکنیم.
و این یعنی ذهن ما انعطاف پذیر است.
خب حالا علایق من ،خیلی چیزها هستند ولی من چندتاشون رو مینویسم .
من باغ بزرگ و خونه ویلایی دوست دارم.ولی اگه یه خونه ۳۰۰، یا ۴۰۰ متری هم بخرم ،هیچ اشکالی ندارد (تازه خیلی هم خوشحال میشم 😁🤣 ) .
من دکوراسیون مدرن رو خیلی دوست دارم ولی اگه سنتی هم باشه بدم نمیاد.
من تیپ مشکی رو دوست دارم . ولی اگه روزی تیپ آبی هم ببینم بهم میاد، و نتونم مشکی بپوشم ،خب آبی رو انتخاب میکنم.
من لاغری رو دوست دارم و دلم میخواد لاغر بشم .ولی الآن از همینی که هستم خوشحالم 🥰
من غذاهای سنتی رو دوست دارم ولی اگه مجبور باشم و پیش بیاد فست فود هم میخورم.
من توی ماشین ترانه با صدای بلند دوست دارم گوش بدم ولی اگه صداش بلند نباشه هم به احترام بقیه چیزی نمیگم و گوش میدم.
من به شعر های مشیری علاقه ی زیادی دارم ولی اگه حافظ هم باشه میخونم.
من این خونه ای که توش زندگی میکنیم و بهش علاقه ندارم ولی به خاطر موقعیت مکانیش و سوپر مارکت و میوه فروشی و نزدیک بودن به مغازه همسرم میگم خونه ی خوبی هست و شکر.
من علاقه دارم تو مناسبت های مختلف همسرم سوپرایزم کنه و خیلی خوشحال میشم ولی اگه این کار رو هم نکنه مهم نیست و من باز هم عاشقشم و دوستش دارم.❤️.
امیدوارم خوب تونسته باشم بنویسم . 🙏
به نام خدا
سلام مثالی که میخوام عرض کنم برای مثال من رنگ سفید رو دوست دارم شال سفیدی تهیه کردم روی شال خال خال مشکی هم داشت که در آخر اون رو تهیه کردم
یادم در مورد خریدن ویلا که از علاقه مندیهام بود کلی ایده ال داشتم و یک ویلای لاکچری مد نظرم بود اما در نهایت به خرید یک ویلای معمولی رضایت دادم
در مورد خرید یک روسری سبز در نهایت یک روسری با رگه های ابی و زرد و صورتی رضایت دادم
در مورد مبل یک دست مبل طوسی در نظرم بودم که در تهایت به مبل طوسی با طرحی دیگر رضایت دادم