آیا تا به حال از خودتان پرسیدهاید که چند درصد از زندگیتان را بر اساس علایق واقعی خودتان پیش بردهاید؟ 🤔❤️
بیشتر ما در جریان زندگی با انتخابهایی روبهرو میشویم که یا از سر اجبار بودهاند یا تحت تأثیر نظر دیگران. 😞📢
اما زندگی بر اساس علایق شخصی، همان مسیر جادویی است که احساس ✨رضایت، 😄 شادی و حتی 💪 انگیزه برای تغییر عادتهای ناسالم را به همراه دارد.
در این جلسه میخواهیم بررسی کنیم که چطور انتخابهایی که با قلبمان هماهنگاند ❤️🧭 میتوانند زندگیمان را متحول کنند – از احساس خوشبختی 🌈 گرفته تا سبک زندگی سالم و متناسب 🥗🧠
وقتشه دست از زندگی کردن بر اساس بایدها ❌ برداریم و به سمت خواستنها و علاقهها ✅ قدم برداریم. 🚀❤️
🌟 زندگی بر اساس علایق شخصی؛ شروعی برای بازگشت به خودت
🎢 بیشتر ما در مسیر زندگی وارد جادههایی شدیم که شاید هرگز انتخابِ دلمون نبوده.
گاهی از سر اجبار 💼
گاهی برای رضایت دیگران 🤷♀️
و گاهی فقط چون یادمون رفته بود چی میخوایم… 🫤
اما خبر خوب اینه که هنوز هم میتونی فرمان زندگیتو بچرخونی به سمتی که واقعا دوستش داری! 💖
🌈 زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:
- با انتخابهای قلبی زندگی کردن
- با احساس رضایت بیدار شدن
- تجربهی شادیهای سادهای که از درون میجوشه
- و مهمتر از همه، پیدا کردن انگیزهای پایدار برای تغییر عادتهای ناسالم 🧠🥗
در این جلسه، قراره با هم کشف کنیم که چطور تصمیمهایی که با دل و علاقههامون هماهنگ باشن، میتونن مثل یک جرقه، کل زندگیمون رو روشن کنن 💡🔥
از احساس خوشبختی واقعی گرفته تا رسیدن به یک سبک زندگی سالم، متناسب و آزاد 🧘♀️🕊️
🛑 دیگه وقتشه دست از زندگی کردن طبق بایدها برداری ❌
و از امروز، با آغوش باز به سمت خواستنها و علاقهها قدم برداری ✅🚀
چون این زندگی، فقط یه بار اتفاق میافته… و تو شایستهای که با عشق زندگی بر اساس علایق شخصی رو تجربه کنی 💫💖

🧠 بخش اول: علایق شخصی از کجا میآیند؟
شاید برات جالب باشه بدونی که خیلی از علایقی که امروز در وجودت هست، ریشهشون به دوران کودکی برمیگرده 👶🎨
📌 مثلا:
- رنگی که همیشه دوستش داشتی 🟣
- غذایی که از بچگی باهاش خاطره داری 🍚
- موسیقیای که بدون دلیل عاشقشی 🎶
- یا حتی نوع پوشش، دکور خونه، بازیهای قدیمی و…
اینها چیزهاییان که کسی بهت تحمیل نکرده، بلکه از درون خودت اومدن ❤️
بهش میگن: علاقه ذاتی یا درونی.
اما با گذر زمان و تأثیرپذیری از محیط (مثل خانواده، مدرسه، جامعه، رسانه و…) بعضی از این علایق:
- یا زیر خاک پنهان شدن 🫣
- یا جای خودشون رو به علاقههای مصنوعی دادن 🎭
💬 یعنی چی علاقه مصنوعی؟
یعنی چیزی که شاید دوستش نداری ولی چون همه گفتن خوبه، یا چون مد شده، مجبوری بگی که دوستش داری!
🔍 شناخت علایق واقعی یعنی برگشتن به ریشه
بخش مهمی از زندگی بر اساس علایق شخصی اینه که اول بفهمی واقعاً چی رو دوست داری و چی رو فقط از سر عادت یا فشار جامعه پذیرفتی. 🧭
این بازگشت به علاقههای واقعی، یه جور «خودشناسی» محسوب میشه.
وقتی بفهمی چی خوشحالت میکنه، تازه میتونی مسیر زندگیت رو با حس لذت و رضایت بسازی.
🟨 مثال واقعی:
یادته وقتی بچه بودی عاشق طراحی بودی؟ ولی بزرگترها گفتن «با نقاشی که نمیشه پول درآورد»…
حالا سالها گذشته و حس میکنی یه چیزی تو زندگیت کمه!
اون «چیز»، احتمالاً همون علاقهی سرکوبشدهست… 🎨😔
علایق واقعی ما از درونمون میان؛ نه از بیرون. و زندگی بر اساس علایق شخصی، یعنی کشف و بازگرداندن این علاقهها به مسیر زندگیمون.
🌱 وقتی بدونی واقعاً چی میخوای، تازه میتونی با ذهنی آرامتر، تصمیمهای بهتری بگیری و مسیر رو برای شادی و حتی تناسب اندام هموار کنی.

💖 بخش دوم: چرا زندگی بر اساس علایق شخصی اینقدر مهمه؟
تا حالا شده یه روزِ کاری سخت رو با انجام یه کار مورد علاقهت به پایان برسونی؟
مثلاً:
- یه فنجون چای داغ کنار پنجره 🍵
- گوش دادن به یه موسیقی دلچسب 🎧
- یا حتی پوشیدن لباسی که تو رو یاد خاطره خوبی میندازه 👗✨
همین لحظههای کوچیک، نشون میده که علایق شخصی ما منبع قدرتمندی از انرژی، شادی و احساس رضایتان.
🔥 وقتی از دل انتخاب میکنی، زندگی میدرخشه
زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:
- به خودت احترام میذاری 🫶
- اجازه نمیدی دیگران برات تصمیم بگیرن 🛑
- حس آزادی رو در عمق وجودت تجربه میکنی 🕊️
- تصمیمهات با حس رضایت درونی همراهه، نه با «مجبور بودم!» 😣
📌 وقتی کارهایی رو انجام میدی که واقعاً بهشون علاقه داری:
- انگیزهت برای ادامه دادن بیشتره 💪
- احساس شکستپذیری کمتر میشه 🛡️
- و مهمتر از همه، از درون حالِ خوب داری! 🌈
😢 حالا برعکسشو تصور کن…
زندگیای که توش هر روز باید کاری انجام بدی که باهاش ارتباطی نداری
یا لباسی بپوشی که فقط چون عرف گفته مناسبه، مجبوری بپوشیش
یا غذایی بخوری که باب میلت نیست ولی چون باید رژیم بگیری، خودتو مجبور میکنی 😓
اینجا زندگی، تبدیل میشه به مجموعهای از «تحملها»
و وقتی زندگی بر اساس تحمل باشه، شادی جای خودش رو به فرسودگی ذهنی و احساسی میده. 🧱🧠
✨ چرا زندگی بر اساس علایق شخصی برای لاغری ذهنی هم مهمه؟
افرادی که به خودشون اجازه میدن با علاقه غذا انتخاب کنن، و خودشون رو با علاقههاشون هماهنگ میکنن، خیلی راحتتر از دیگران به تناسب میرسن.
📍 اونها یاد گرفتن که:
تغییر سبک زندگی = فشار نیست، بلکه سازگاری با علایق درونی + انعطاف ذهنیه.
زندگی بر اساس علایق شخصی، نهتنها ما رو شادتر و راضیتر میکنه، بلکه توان و انگیزهمون رو برای تغییر عادتهای ناسالم چند برابر میکنه.
🧭 وقتی با علاقه مسیرتو انتخاب میکنی، دیگه هدفهاتو با زور پیش نمیبری، بلکه با عشق دنبالشون میری. ❤️🚶♀️

🔄 بخش سوم: رابطه علایق شخصی با تغییر عادتها
حتماً شنیدی که «ترک عادت موجب مرض است!» 😅
اما واقعیت اینه که ترک عادت فقط زمانی سخت و آزاردهندهست که اون تغییر، برخلاف علایق درونی ما باشه.
📍 یعنی چی؟
یعنی اگر بخوای یه عادتی رو فقط از روی اجبار یا ترس تغییر بدی، مغزت مقاومت میکنه! 😬
ولی اگه اون تغییر با چیزی که دوستش داری همراستا باشه، خیلی راحتتر و بدون دردسر انجام میشه 💡
🧠 ذهن ما انعطافپذیره… اما به شرطی!
ذهن انسان مثل یه ماهیچهست؛ میتونه تغییر کنه، کش بیاد، شکل جدید بگیره.
اما این اتفاق وقتی بهتر میافته که بهجای شکستن عادتها، اونها رو با علاقههای جدید و جذابتر جایگزین کنیم 🎯
و این دقیقاً همون چیزیه که زندگی بر اساس علایق شخصی به ما یاد میده:
تغییر رفتار از روی علاقه، نه اجبار.
🟨 مثال ساده:
فرض کن عاشق شیرینی هستی 🍰
اگه یهشبه تصمیم بگیری همه شیرینیها رو حذف کنی، احتمالاً بعد از چند روز دوباره با ولع به سراغشون میری 😩
اما اگه بهجای اون شیرینی، یه دسر سالم و خوشطعم مثل اسموتی یا شکلات تلخ رو که دوست داری جایگزین کنی، مغزت خیلی راحتتر میپذیره 🍫🍓
چون این انتخاب، در راستای همون علایق توئه؛ یعنی یه قدم واقعی در مسیر زندگی بر اساس علایق شخصی ✅
💬 چرا بیشتر افراد متناسب، راحتتر عادتهای خوب رو حفظ میکنن؟
چون انتخابهاشون:
- بر اساس شناخت از خودشونه 🔍
- با علاقه همراهه ❤️
- و در چارچوبی انعطافپذیر قرار داره 🔄
بهجای اینکه خودشون رو مجبور کنن غذای خاصی بخورن، یاد گرفتن طبق زندگی بر اساس علایق شخصی عمل کنن.
نتیجه؟ یه سبک زندگی پایدار، خوشایند و بدون افراط یا رنج. ✨
🔥 اما افراد چاق معمولاً چی کار میکنن؟
اونها بیشتر از روی عادت، احساس یا فشار اجتماعی غذا میخورن.
و به جای توجه به علاقه واقعیشون، اجازه میدن استرس و احساسات منفی انتخابهاشون رو کنترل کنن 😔🍟
📌 اینجاست که «زندگی بر اساس علایق شخصی» وارد میشه تا مسیر زندگیات رو عوض کنه! 🛤️
نهتنها در غذا خوردن، بلکه در همه تصمیمهای روزانهای که کیفیت زندگیتو میسازه.
✨ راهکار طلایی برای تغییر عادت:
بهجای حذف مطلق، از علاقههات کمک بگیر و نسخه سالمترش رو انتخاب کن.
✅ عاشق مزهی تند هستی؟ سس تند خانگی درست کن
✅ دلت شکلات میخواد؟ شکلات تلخ با مغزها عالیه
✅ عاشق چیپس و کراکر هستی؟ سیبزمینی یا نان سبوسدار برشته انتخاب کن
تغییر پایدار زمانی اتفاق میافته که با علایق هماهنگ باشه، نه در تضاد با اون.
📍 ذهن ما آماده تغییره، فقط لازمه اون تغییر رو با چیزی که دوست داریم مزهدارش کنیم 😋🧠💛

🍽️ بخش چهارم: نقش علایق شخصی در انتخاب غذا
حتماً برات پیشاومده که تو یه مهمونی، بین کلی غذا و دسر وسوسهانگیز، فقط به سراغ یکی دو مورد خاص بری…
اونهایی که نهتنها خوشمزهان، بلکه یه حس خوب هم درونت ایجاد میکنن ❤️😋
این دقیقاً یعنی:
انتخاب غذا بر اساس علاقه شخصی، نه از روی اجبار، چشم و همچشمی یا عادت.
🧠 ذهن و علاقه، دست در دست هم
ذهن ما علاقههامون رو خیلی خوب میشناسه.
وقتی غذایی رو واقعاً دوست داریم، مغز بهطور خودکار سیگنال لذت ترشح میکنه 😌
و این یعنی انتخابی که با لذت درونی و هماهنگی ذهنی همراهه، خیلی موندگارتر از انتخابهای اجباریه.
نکته جالب اینجاست:
ذهن ما میتونه به غذاهای جدید هم علاقهمند بشه، به شرطی که تجربهی مثبتی از اون غذا داشته باشه.
یعنی اگه یه بار سالاد خوشمزهای بخوری که با ذائقهت جوره، ممکنه کمکم عاشقش بشی! 🥗💚
و این همون چیزیه که توی زندگی بر اساس علایق شخصی معنا پیدا میکنه؛
تجربههای جدیدی که با علاقه همراه میشن، و کمکم بخشی از سبک زندگیت میشن. ✨
💬 تفاوت افراد متناسب و افراد چاق در این زمینه چیه؟
🟢 افراد متناسب:
- طیف انتخاب غذاییشون محدودتره، ولی انتخابهاشون دقیقتره 🎯
- معمولاً غذاهایی رو میخورن که دوست دارن و حالشون رو بد نمیکنه
- ناخودآگاه بین علاقه و سلامت تعادل برقرار کردن 🧘♀️
🔴 افراد چاق:
- تنوع غذایی بالاتری دارن، ولی بیشتر از روی احساس، فشار، یا عادت انتخاب میکنن
- گاهی اصلاً از غذایی که میخورن لذت نمیبرن، فقط چون جلوی چشمشونه، میخورن 😟
- معمولاً علاقه واقعی رو از اشتهای کاذب تمایز نمیدن
🍫 مثال واقعی:
فرض کن تو عاشق مزه کاکائو هستی
حالا دو انتخاب داری:
- شکلات شیری پر از شکر و چربی
- شکلات تلخ با درصد بالا + مغز بادام یا پسته
✅ هر دو کاکائو دارن
✅ ولی دومی هم سالمتره، هم قابلپذیرش برای ذهنت چون علاقهت به کاکائو رو تأمین میکنه
این یعنی زندگی بر اساس علایق شخصی + انتخاب آگاهانه = تناسب پایدار ✨
🛠️ راهکار ساده و عملی:
- لیستی از غذاهایی تهیه کن که هم دوستشون داری و هم سالمترن
- در شرایط استرسی یا پرخوری، از خودت بپرس: واقعاً به این غذا علاقه دارم؟ یا صرفاً عادت یا اجباره؟
- گزینههای سالم و موردعلاقهت رو همیشه در دسترس نگه دار 🧺
وقتی زندگی بر اساس علایق شخصی رو در انتخاب غذا مورد علاقه شخصیات وارد کنی، نهتنها لذت میبری، بلکه تغییراتت ماندگارتر میشن.
📌 ترکیب “علاقه + آگاهی + انعطاف ذهنی” میتونه مهمترین ابزار تو برای لاغری ذهنی و سبک زندگی متناسب باشه 🧠🥗🎯

🌟 بخش پنجم: زندگی با آزادی انتخاب چه طعمی دارد؟
تصور کن صبحها چشمهات رو باز میکنی و به جای احساس خستگی و بیحوصلگی، با یه حس رضایت و آزادی از خواب بیدار میشی 🌞🛌
چون میدونی هر چیزی که قراره در طول روز انجام بدی، انتخاب خودته — نه اجبار، نه وظیفه، نه فشار دیگران. فقط و فقط انتخاب از روی علاقه ❤️
🍀 زندگی بر اساس علایق شخصی چه ویژگیهایی داره؟
✅ لباسهایی میپوشی که دوستشون داری، حتی اگه با سلیقه بقیه فرق داشته باشه 👚🌈
✅ غذایی میخوری که هم سالمه، هم واقعاً لذتبخشه 🍲😋
✅ با آدمهایی معاشرت میکنی که بهت حس خوب میدن، نه فقط اونهایی که باید تحملشون کنی 👥✨
✅ شغلی داری که برات معنا داره، حتی اگه پولش کمتر باشه ولی عشق توش بیشتره 💼🔥
✅ در شهری زندگی میکنی که با روحیهت سازگاره، نه صرفاً شهر تولدت یا محل کارت 🏞️🌇
🔄 حالا برعکسشو تصور کن…
وقتی زندگی بر اساس علایق شخصی نباشه، هر کاری که میکنی، از روی بایدهاست:
- باید این لباس رو بپوشی چون عرف جامعهست
- باید این غذا رو بخوری چون رژیمته
- باید تو این شهر بمونی چون خونوادهت اینجان
- باید این شغل رو داشته باشی چون پر درآمده، هرچند ازش متنفری…
😔 این زندگی یه جور اسارته.
آرومآروم احساس خستگی، بیهدفی و فرسودگی میاد سراغت.
نه بهخاطر شرایط سخت، بلکه چون در تضاد با علاقههات زندگی میکنی.
✨ حال خوب از درون شروع میشه
وقتی زندگی بر اساس علایق شخصی رو در پیش میگیری:
- نیازی به تأیید دیگران نداری ✅
- احساس قدرت درونی پیدا میکنی 💪
- تصمیمهات رو با اعتماد به نفس میگیری 🎯
- و مهمتر از همه، خودت رو دوست داری 💗
💬 زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:
«من خودم رو به رسمیت میشناسم. به خواستههام احترام میذارم. و اجازه میدم خودِ واقعیم مسیرم رو بسازه.»
🌈 جمعبندی نهایی:
🔑 اگر به دنبال تغییر واقعی در سبک زندگی، شادی پایدار، یا حتی کاهش وزن ذهنی هستی،
اولین و مهمترین قدم اینه که:
شروع کنی به زندگی بر اساس علایق شخصی.
نه فقط در انتخاب غذا،
بلکه در سبک فکر کردن، تصمیمگیری، معاشرت، زمانبندی، و حتی استراحت!
📍 هر چه انتخابهای روزانهت بیشتر با علایق واقعیت هماهنگ باشه،
زندگیت شیرینتر، سبکتر، و پر از احساس رضایت میشه 😍✨
🪞 از خودت بپرس:
«امروز چند تا از تصمیمهام رو از روی علاقه گرفتم؟»
اگه جوابت مثبته، بدون که داری قدم به قدم وارد مسیر زندگی بر اساس علایق شخصی میشی؛
همون مسیری که تو رو به آرامش، انگیزه و رضایت واقعی میرسونه. 💖
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.44 از 66 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام برالاغرشدن ازروش هایی استفاده کردیم به نظرمیرسید خیلی خوبه چقدرتوفضای مجازی ازپیج های رژیمی میزاشتن ومن میدیدم میگفتم خوشبحالش چقدرخوب مراعات میکنه ولاغری رودورازدسترس میدونستیم من بامطالعه نوشته های باورساز یادگرفتم یجورترس پنهانی باعث میشه مالاعرنشیم چون همیشه به عوارض فکرمیکردیم ما باید ارامش ذهنی داشته باشیم وبابدن به صلح برسیم اون وقت هست لاعرمیشیم من یک زن بی اعتمادبنفس بودم وهمیشه توذهنم میگفتم نه من نمیتونم رانندگی رویادبگیرم نه من نمیتونم کامپیوتریادبگیرم یامن نمیتونم یک نامه بنویسم یاکسی حرفی میزد بایدیجورکوتاه میومدم ولی ازروش ذهنی یادگرفتم هم اعتنادبنفسم بالا رفته وراحت میام اینجا مینویسم ازموفقیت هایی که اززمان اشنایی باسایت بدست اوردم وهم جواب ادمهایی که میخواستن منوباحرف هاشون تحقیرکنن رومیدم وخیلی خوشحالم که دیگه مثل قبل نمیترسم انگاریک زن بااراده وشجاع شدم درموردلاغری هرروزیک گام جلومیرم چقدرمطالب یادمیگیرم ولاعری باذهن دریایی ازاطلاعات هست وطبق این فایل گاهی شده لباسی روانتخاب کردم ازسراجبار یا مجبورم بودم یک سری ادمها رو تحمل کنم یا وقتی باهمسرم میرفتم خرید پیش خودم میگفتم لباسی روانتخاب کنم طبق میل وسلیقه اون باشه نکنه بگه این چیه توانتخاب کردی ولی الان نه اون لباس یاکفشی که دوست دارم وطبق سلیقه خودم انتخاب میکنم وکاری به سلیقه وخوشش بیادندارم چون اون لباس من بایدتنم کنم وحس خوبی داشته باشم درکنارش احترام میزارم میگم اینوانتخاب کردم چطوره میگه خودت خوشت اومد بخر یا درموردلوازم اشپزخونه ازاون چیزی که من زن خوشم بیادمیخرم قبلا میگفتم ببینم فلانی خریده اون سرویس رومنم برم بخرم ولی الان میگم خودم باشم نه ازایده یکی دیگه استفاده کنم من باید خوشم بیادوازاون وسیله استفاده کنم درمورد لاغری باید باروشی که بماارامش میده بدون رنج وسختی هست رودنبال کنیم ودراین راه تحت تاثیرحرف کسی قرارنگیریم اوناطبق سلیقه خودشون نظرمیدن ولی من باید بدونم ایا اون روش اگرجواب گوبودچرامن سالها چاق بودم پس منطق من اونونمیپذیره وبراذهن ناخوداگاه من حالت تنبیه روداشته ذهن مایادمیگیره چجوری رفتارکنه ومتناسب بمونه
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر
با مطالعه این مطلب تعریف جدیدی از لاغری فهمیدم این روش با دادن آگاهی بهمون کاری می کنه که ما علایق مون تغییر کنه و دیگه انتخاب هامون از سر اجبار و ترس نباشه بلکه از سر علاقه درونی و اختیار باشه.
مثلاً: وقتی که رژیم می گرفتیم از سر اجبار و ترس سالاد می خوردیم ولی الان از سر آگاهی اختیار می خوریم.
و یک مثال از زندگی خودم در مورد اینکه من خیلی کم تو زندگی م با علایق درونی م پیش رفتم من و دختر دایی هم سن هستیم و دوست صمیمی بودم تو بچگی من هر چی که میزاشتن جلوم خوراکی غذا میوه می خوردم ولی اون نه فقط چیزایی که علاقه داشت می خورد من محبوب فامیل بودم چون قانع بودم ولی به اون میگفتن خودخواه ولی الان فهمیدم که مهم نبود دیگران چی میگفتن مهم این بود که اون به علایق درونی یش توجه می کرد و خودشو باارزش می دونست ولی من خودمو لایق نمی دونستم و هر. آشغالی جلوم میزاشتن می خوردم.
گذشت تا رسیدیم به سن ازدواج من گفتم مهم نیست پول خونه ماشین همین که خانواده داری باشه و اخلاق داشته باشه کافیه ولی اون گفت نه یا ازدواج نمی کنم یا باید همه چیزهای که دلم می خواد داشته باشه اون حدود شش سال بعد من ازدواج کرد ولی به همه خواسته های که گفت و پاشون وایساد رسید ولی من هنوز از نبود علایقم توی زندگی م دارم رنج میکشم از مستاجری از بی ماشینی و غیره ولی اون چون پای خواسته هایش وایستاد الان ده هیچ از منی که شش سال قبل اونم ازدواج کردم جلوتره. من اینارو با حسرت نمی نویسم بلکه الان فهمیدم که دختری که سالها منفور فامیل بود چقدر درست پیش رفته و منی که محبوب فامیل بودم چقدر اشتباه پیش رفتم.
در واقع من گزیده انتخاب نکردم و خودمو لایق علایقم ندونستم تا حالا فکر می کردم سرنوشت منم این بوده ولی الان فهمیدم که راه اشتباه رفتم.
من وقتی این خاطره رو به یاد آوردم اشک توی چشمام جمع شده بود و میگم خدایا شکرت برای آگاهی
مواردی هم بوده که به علایقم رسیدم دقیقا یا مشابه آن
مثلاً خونه که خواستیم اجاره کنیم دقیق اون چیزی نبوده ولی نود درصد به خواسته م نزدیک بوده و مثال های این چنینی.
نشان های دریافت شده
موضوع خیلی جالبی رو عنوان کردید استاد عطار روشن . ممنون از لطف تون که چراغ این آگاهی رو هم در مغز ما روشن کردید 🙏
انعطاف پذیری ، اولین چیزی که به ذهنم میاره نرمش داشتن هست مثل کسی هم توی انجام حرکت های ورزشی خوب از پس همه جور حرکتی بر بیاد و بتونه بدنش رو به شکل های مختلف خم و راست کنه میگن انعطاف پذیری بالایی داره .
انعطاف پذیری معنی مدارا کردن هم میده . همه ی ما تو زندگی مون با شرایطی مواجه شدیم که فکر کردیم به بن بست خوردیم و دیگه کاری نمیشه کرد . ولی شاید یه مدت بعد خودمون یا شخص دیگه ای راهی رو پیدا کرده و جلوی پای ما گذاشته که تونستیم بقول معروف با شرایط “ کج دار و مریز ” و با کمی بالا و پایین کردن انعطاف نشون بدیم و توانایی سازگار شدن با این مشکل رو پیدا کنیم . انعطاف داشتن و سازگار شدن به معنی دست برداشتن از تلاش هامون نیست ، به معنی راهی دیگه پیدا کردن هست .
بعضی اوقات هم مشکلاتی تو زندگی مون سبز میشن که هیچ راه چاره ای جز مواجه شدن باهاشون نداریم .مرگ یک عزیز ، یا یک تصادف ، یا بیماری … اول قبول کنیم که مشکلات وجود دارن ، بله وجود دارن ، برطرف هم نمیشن ، حالا باید یه راه حل مناسب پیدا کنیم و توانایی سازگار شدن با اون رو بدست بیاریم و باهاشون کنار بیاییم . زندگی ادامه داره . پس انعطاف پذیر باشیم .
انعطاف پذیری باعث میشه به جای اینکه فکر کنیم نه دیگه تموم شد ! دیگه تسلیم ! فکر کنیم و راه حل های جدید پیدا کنیم . اینجوری شاید خلاقیت مون هم تقویت بشه و راه حل های جدیدی ارائه بدیم که برای بقیه افراد تو موقعیت های مشابه هم قابل استفاده بشه . یک سری فیلم هایی چند وقت پیش میدیدم راجع به اینکه اگر فردی که در موقعیت های مختلف گیر افتاد چطوری از پس خودش بر بیاد تا نیروهای امدادی بهش برسن . خوب اینم یه جور انعطاف به خرج دادن و مدارا کردن با شرایط هست تا زندگی مون رو نجات بدیم ، بهترین نمونه اش هم رابینسون کروزوئه تو جزیره ی متروک ! خخخخخ🤣🤣
یه استاد دانشگاه داشتیم خیلی آدم سرزنده و اهل دلی بود . میگفت : خداوند به همه مون فرصت یکبار زندگی کردن رو داده ، برای کسب تجربه نروید چرخ رو دوباره اختراع کنین ! خوب چشماتون رو باز کنین . میتونین با دیدن زندگی افراد دیگه ، و کارهایی که انجام ندادن و انجام دادن ، تجربه های چند تا زندگی رو در همون یدونه زندگی خودتون داشته باشید .
در مورد انعطاف داشتن هم همینه . یعنی وقتی با یه چالش و مشکلی روبرو شدیم ننشینیم زانوی غم بغل کنیم ، نا امید هم نشیم ، به جای اینکه هی طوطی وار تکرار کنیم : نه ، نمیشه ! نمیتونم از پس اش بربیام !، هی خودمون رو سرزنش نکنیم که تقصیر من بود ، دیدی چیکار کردم ؟ نباید فلان کار رو میکردم !
آقا کاره انجام شده ! اتفاقه هم افتاده ! تموم شد رفت !.الان چیکار میتونیم بکنیم ؟ اول آرامش مون رو حفظ میکنیم، به خودمون تسلی خاطر میدیم ، خوب فکر میکنیم ، از تجربیات دیگران هم استفاده کنیم تا به امید خدا بتونیم ازش عبور کنیم .
اصلا یکیاز قشنگی های زندگی همینه . همین که مدام روی یک خط صاف و هموار پیش نره ، کسالت بار و تکراری نشه ، گاهی یه چالشی پیش بیاد و یه جوری حلش کنیم و ازش رد بشیم که به خودمون و توانایی های نادیده که نمیدونستیم داریم و انعطاف پذیری فوق العاده مون آفرین بگیم .
آفرین رفیق ، همینه ، ادامه بده …
برقرار باشید
یا حق .
نشان های دریافت شده
بنام خدا
اینکه عادت کردم براساس یک سری عادت یکنواخت و شرطی شده زندگی کنم . اون هم براساس عقاید اطرافیان بماند که خیلی چیزا رو بر اساس خواست و تعیین شدن خوب بود از طرف اونها به من وتلقین شدن به من باعث شده که حتی درمورد عادتهای غذایی هم مثل اونها فکر کنم وعمل کنم. و یه مثال از خودم مثلادرمورد لباس من مادرم برام یه پارچه ابروبادی گرفته بود رنگ آبی نفتی بود اما طلایی براق هم توش بود که به شکل گل وبرگ در اون کشیده شده بود اول میخواستم ازش برای خونه استفاده کنم اما حالا برای بیرون رفتن استفاده میکنم واین خودش ازشرطی شدن منو کشیده بیرون . و اینکه من عقد کنون ابجیم نتونستم به دلایلی برم شهرمون .طبق کاری که همه میکنم اینکه عقد و عروسی میرن . اما من عروسی رفتم و خیلی به من خوش گذشت خواهردومم هم فقط عقدش رو رفتم و به جای اینکه چندروز بمونم فقط روزی که رسیدیم روموندم و بعد برگشتیم چون همسرم مرخصی نداشت و عروسی نتونستم برم چون بارداری رو دارم پشت سرمیذارم .ودرواقع این دوتا چیز که خیلی مهمه ازنظر همه که باید باشه امامن به راحتی تونستم انجامش بدم.
نشان های دریافت شده
سلام این موضوع که مطرح کردین خیلی برای من جالب بود برای من یادآور چند تا خاطره بود من و همسرم دوست داشتیم که توی خونمون تغییرات ایجاد کنیم چون شرایط اینو نداشتیم که کلاً خونه رو عوض کنیم تصمیم گرفتیم که همین خونه بمونیم ولی تغییرات ایجاد کنیم
من همسرم چون تو کار فنی وارده تصمیم گرفتیم دوتایی با هم انجامش بدیم
حالا در کابینت دقیقاً شد همون چیزی که میخواستیم ولی مثلاً داشتیم دیوار رنگ میکردیم
از من پرسید دوست داری دیوار چه رنگی بشه خب من مثلاً رنگ سبز درباری دوست داشتم
خیلی هم دوست داشتما ولی اومدیم یه کوچولو زدیم به دیوار دیدیم خوب نمیشه
این بار رفتم سراغ سبز دریایی…
جالبه اسمشون شبیه همه ولی خب رنگش متفاوته
اونم یه امتحانی کردیم میدونین چیه یه جورایی رنگش مثلاً خیلی مهد کودک طوری بود
گفت تو کلاً سبز دوست داری بیا یه سبزی پیدا کنیم که هم سبز باشه هم خب ما مثلاً لوازم خونگیمون قهوهای و اینا داره بهش بیاد پس اومدیم سبز زیتونی زدیم که هم سبز بود و متفاوت بود هم به خونه میومد
منتها اگه میخواستیم کل خونه رو سبز زیتونی کنیم خیلی تیره و تاریک میشد اومد گفت بیا ما یه دیوار و سبزه زیتونی کنیم و بقیه دیوارها رو سبز روشن کنیم..
یا مثلاً ما یه ساندویچی از بیرون میخریدیم. هم خیلی چرب و چیل بود هم اینکه هزینه بیخود بود
دوسشم داشتیم به جای اینکه کلاً حذفش کنیم خودم مشابه اونو توی خونه درست میکنم خوشمزه هم میشه اتفاقاً یه فعالیت خانوادگی هم هست
چند بار شده من آمادش میکنم شوهرم سرخ میکنه
نشان های دریافت شده
سلام من ازرنگ های روشن خوشم میاد من گاهی تودهنم گفتم شال کرم میخرم ولی رفتم بخرم نظرم عوض شد رنگ قرمز خریدم یاصورتی خواستم قهوه ایی خریدم یا کباب دوست داشتم بخورم ولی زرشک پلوانتخاب کردم یا خواستم یک وسیله براخونه بخرم بجاش اون پولوخرج یک مشکل کردم یا دنیال رژیم بودم باروش ذهنی اشناشدم
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام بر استاد گرامی و دوستان
هر زمانی که انسان با توجه به علایق خودش پیش برود از انجام آن کار لذت می برد و زندگی یعنی همین.غذا خوردن ما هم باید با توجه به علاقه ی ما باشد تا لذتبخش باشد ولی اگر فرمول های نادرست در ذهن و افکار ما باشد این مسیر دچار سیکل معیوب میشود و ما در خوردن غذایی که دوست داریم زیاده روی میکنیم و بعد از خوردن دچار عذاب وجدان میشویم و غذایی که باعث لذت ما میشد باعث ترس از خوردن وچاقی میشود.ما افراد چاق در همین مسیر اشتباه افتاده ایم تنها باید افکاری را که از گذشته چه خواسته و چه ناخواسته تبدیل به فرمول های غلط شده اند را کمرنگ کنیم و با ایجاد فرمول های ذهنی صحیح از خوردن لذت ببریم.مثلامن از خوردن نوشابه لذت می برم ولی غیر از غذا شروع کردم وقت های دیگر هم از آن بخورم مثلاً وقتی معده درد میگرفتم چون شنیده بودم خوردن نوشابه معده را سبک میکند و درد آن از بین می رود واین تبدیل به یک رفتار نادرست تکرار شونده شد و به جای لذت از خوردن آن عذاب وجدان و ترس از خوردن میگرفتم و حس و حال بدی داشتم در این چالش خوردن نوشابه رسیده به زمانی که فست فود میخورم تازه بعضی وقتا آن را هم نمی خورم واز نخوردن آن لذت میبرم.
نشان های دریافت شده
با سلام درباره این موضوع من زود فکرم رفت سمت خوراکیها😅😅 من مرغ رو دوست دارم حالا این مرغ رو هر جور پخته بشه دوست دارم چون لذت مرغ خوردن رو برام داره
من پلو رو هم دوست دارم حالا پلو باشه هرجور باشه، یعنی پلو مخلوط باشه زعفرونی باشه برام فرقی نداره پلو بودنش مهمه
من رنگ کرم رو دوست دارم حالا اگر این رنگ کرم شلوار باشه ،مانتو باشه حتی روسری باشه برام فرقی نمیکنه فقط دوست دارم رنگ لباسم کرم باشه
من گلهای آپارتمانی رو دوست دارم فقط برام مهمه برگهاش سبز ودرشت باشه مهم نیست چی باشه دیفن باشه یا بابا آدم یا…
به نام خدا
خب من به رنگ یا مدل خاصی علاقه دارم ولی ترکیب اونا رو با رنگ و مدل دیگر هم میپسندم
رنگ بنفش دوست دادم ولی ترکیب اونو با رنگ سفید هم میپسندم
بارها پیش اومده که خواستم وسیله ای برای خونه بخرم ولی فروشنده پیشنهاد دیگه ای داده و من قبول کردم
در مورد لباس یا رنگ یا مسافرت یا انتخاب هتل هم همین بوده و من یابل انعطاف بودم…
یا همین جا و همین سایت من دوره ۱۰۰ روزه رو میدیدم ولی کنار اون با این چالش هم مواجه شدم و ابن چالش رو انجام دادم.
یا مثلا برنج سعید رو دوست دارم ولی هر نوع بدنج دیگه ای هم مثل شوید باقالی یا لوبیا پلو یا هویج پلو هم باشه میخورم
مرغ ساده دوست دارم ولی اگه جوجه ای هم باشه میخورم. جوجه ای داخل تابه یا جوجه ای روی زغال هم میخورم.
کلا سخت گیر نیستم من. نمیگم حتما باید لباس و رنگ یا غذای خاصی باشه
سالاد الویه با هر چه باشه رو میخورم. با مرغ باشه میخورم با سوسیس هم باشه میخورم
فکر کنم برای همینه که ما غذا از هر نوع که باشه رو میخوریم. اونقد ولع داریم که همه چی برای ما خوشمزست. هیچ حد و مرزی برای رنگ و نوع مواد غذایی نداریم
به نام خدا
این چند روز می خواستم به صورت اجبار غذامو کم کنم. ولی جز کسالت نتیجه ای نگرفتم….
یعنی همون رژیم خودمون شد. ولی لاغری با ذهن آرام آرام بهت کمک می کنه از پرخوری و خوردن های اضافه جلوگیری کنی. اشتباه خودمو متوجه شدم.
این مدت متوجه شدم با گوش دادن فایل ها و خوندن کامنت دوستان به مرور ولع من کم شد. اگه من بخوام به اندازه نیاز بدنم بخورم، شاید چند وقت یا چند ماهی طول بکشه. چون اون صدا که توی سر هست مدام کم و زیاد میشه. اونقد فرمول های چاقی توی ذهنم هست که خیلی سریع نمی تونم به اون شکلی که دوست دارم بخورم.
برای همین ترمز رو کشیدم و میخوام آروم آروم پیش برم. عادتهای اشتباهی در من شکل گرفته که یکی دو روزه از بین نمیره. ولی من تا الان هم نتیجه خوبی داشتم هم رفتار غذایی مناسب داشتم. لباسهام به تنم گشاد شده. این یعنی این که من تونستم در مسیر درست قرار بگیرم. ولی اگه بخوام عجله کنم، شبیه همون رژیم میشه و زود خسته و عصبی میشم…..
دیروز عکس های که برای عید گرفته بودم و با الان مقایسه کردم. خیلییییییی خوب شدم. دو سایز کم کردم.
هنوز این فایل و متن رو نخوندم . اومدم بنویسم تا ذهنم آزاد بشه بعد دوباره شروع کنم
لیز خوردم چند روز😁