یه لحظه تصور کن کنار یه درخت سبز ایستادی 🌳، بادی ملایم میوزه و برگها آروم تکون میخورن… نه خبری از عجلهست، نه استرس.
حالا بیا به خودمون نگاه کنیم! تا تصمیم میگیریم تغییر کنیم، میخوایم همه چی همین فردا عوض شه ⏱️😓
اما واقعیت اینه که عجله در مسیر تغییر فقط ما رو خسته و دلزده میکنه، نه متحول.
تو این مقاله میخوایم با هم یاد بگیریم چطور با آرامش، ولی هدفمند، فرمول ذهنمون رو بازنویسی کنیم 🧠✨
😣 چرا ما در مسیر تغییر عجله داریم؟
📌 یادآوری مهم: عجله در مسیر تغییر به ما آسیب میزند!
تغییر مثل رشد یه درخته، نه مثل نصب یه اپلیکیشن! عجله، روند طبیعی تغییر رو مختل میکنه. حالا بریم سراغ دلایلی که باعث میشن توی این مسیر عجول بشیم:
🔹 میل به رهایی از وضعیت فعلی
وقتی خستهای، دلت میخواد زود تموم شه!
ما معمولاً وقتی به تغییر فکر میکنیم که از وضع موجود ناراضی هستیم. مثلاً یه روز که روی ترازو رفتی و از عددی که دیدی شوکه شدی، با خودت گفتی: «کافیه! دیگه نمیخوام اینجوری بمونم!» 😩
این میل به رهایی قوی و دردناکه. اما حواسمون نیست که:
👉 عجله در مسیر تغییر به ما آسیب میزند، چون ریشهی مشکل رو نادیده میگیریم و فقط دنبال خلاصی سریع هستیم.
تصور کن یه درخت پوسیدهست. اگه فقط برگهاشو رنگ کنی، زیبا میشه؟ نه! باید از ریشه درمانش کنی. همینطور هم تغییر واقعی زمانبره.
🔹 باور ناخودآگاه به امکان تغییر
این قسمت خیلی مهمه! عجله همیشه چیز بدی نیست. گاهی نشوندهندهی یه نکتهی خیلی مثبت درون ماست:
🙌 وقتی عجله داریم یعنی در اعماق ذهنمون باور داریم تغییر ممکنه!
نوروساینس چی میگه؟
طبق تحقیقات، وقتی انسان تصمیم به تغییر میگیره و هیجانزده میشه، ناحیههایی از مغز مثل prefrontal cortex (مربوط به تصمیمگیری آگاهانه) و anterior cingulate cortex (مربوط به تشخیص اشتباه و اصلاح مسیر) فعال میشن.
این یعنی:
🧠 ذهن ما آمادهی حرکت شده، ولی باید یاد بگیره آروم و پیوسته حرکت کنه. چون:
✅ عجله در مسیر تغییر به ما آسیب میزند، حتی اگر با نیت خوب شروع شده باشه.
🔹 فریب مسیرهای سریع
🎯 جامعه به ما یاد داده: «اگه سریع نتیجه نگرفتی، یعنی بیعرضهای!»
اما این یه دروغ بزرگه!
رسانهها، تبلیغات و شبکههای اجتماعی دائم ما رو بمبارون میکنن با پیامهایی مثل:
– «۱۰ کیلو در ۱۰ روز»
– «موفقیت در ۲۴ ساعت»
– «۵ روش فوری برای تغییر زندگی» 😳
ما ناخودآگاه فکر میکنیم اگه یه راه آهسته باشه، اشتباهه. در صورتی که ذهن ما، درست مثل طبیعت، آروم رشد میکنه.
🌱 یه دونهی درخت باید زمان بگذرونه، نور و آب بگیره، ریشه بده تا بتونه جوانه بزنه… همینه روند ذهنی تغییر.
💥 عجله در مسیر تغییر به ما آسیب میزند، چون ذهن رو وارد فاز مقایسه و شکست میکنه.
✅ عجله در مسیر تغییر گاهی از امید میاد، گاهی از ترس، اما همیشه نیاز به آگاهی داره.
✅ باور به تغییر عالیه، اما برای موندگاریش باید به ذهن زمان بدی.
✅ مسیر ذهنی تغییر یه «فرآیند طبیعی» هست نه یه «پروژهی فوری».
✅ و همیشه به یاد داشته باش:
🌟 عجله در مسیر تغییر به ما آسیب میزند.
🌿 طبیعت هیچوقت عجله نمیکند
و من هم انتخاب میکنم با ریتم طبیعت پیش برم، نه با فشار و عجله.
🔹 پرندهها، گیاهان، سیارهها… همه با حوصله رشد میکنند
هیچ درختی نمیخواد یهشبه از دونه به جنگل تبدیل شه 🌱🌳
دونه، اول تو خاک پنهان میشه، روزها بدون اینکه دیده بشه، ریشه میزنه… کمکم جوانه میزنه، نور میگیره، رشد میکنه و سالها طول میکشه تا تبدیل بشه به درختی تنومند.
این همون چیزیه که در مسیر تغییر ذهن برای لاغری هم اتفاق میافته. نمیتونیم یهشبه تمام باورهای قدیمی، عادتهای رفتاری، و الگوهای ذهنیمون رو تغییر بدیم.
مثل طبیعت باید به خودمون فرصت بدیم، صبور باشیم، و از هر مرحله یاد بگیریم.
🔹 هیچ پرندهای دنبال پرواز فوری نیست
پرندهها اول لانه رو یاد میگیرن، بعد با بالهای کوچیکشون تمرین میکنن. میافتن، دوباره بلند میشن، گاهی میترسن، ولی ناامید نمیشن. ✈️🕊️
تا بالاخره یه روز پرواز میکنن؛ نه با زور، با اعتماد به بالهایی که به مرور قوی شدن.
ما هم در روند تغییر سبک زندگی و ذهن برای لاغری، ممکنه گاهی بلغزیم، گاهی دلسرد بشیم، اما اگر مثل پرندهها ادامه بدیم، قدرت ذهنمون برای پرواز به سوی سبک زندگی جدید شکل میگیره.
🔹 هماهنگی با قانون رشد طبیعی
قانون طبیعت میگه: رشد واقعی، تدریجیه.
نه فشار میپذیره، نه سرعت غیرطبیعی.
ذهن ناخودآگاه ما هم دقیقاً همینطوری کار میکنه. اگر مدام بخوای با زور رژیم و محدودیت، سریع نتیجه بگیری، مغزت مقاومت میکنه.
اما اگر با ریتم خودش جلو بری، تغییری عمیق و ماندگار اتفاق میافته.
قانون «ریتم طبیعی رشد» بهمون یادآوری میکنه که هر چی بیرون از روند تدریجی رشد کنه، پایدار نمیمونه. این یعنی کاهش وزن فوری که با اجبار باشه، دوباره برمیگرده. ولی تغییر ذهنی تدریجی، موندگاره.

💥 عجله در مسیر تغییر، چگونه ما را به شکست میکشاند؟
خیلی از ما وقتی تصمیم به تغییر میگیریم، میخوایم همهچیز سریع اتفاق بیفته. انگار ذهنمون رو با دکمه «دانلود سریع» اشتباه گرفتیم! 😅
اما ذهن، دستگاه نیست؛ یه موجود زندهست که برای تغییر، به زمان، عشق، صبر و آگاهی نیاز داره.
🔹 خستگی زودهنگام از تلاشهای بدون نتیجه
یکی از اثرات عجله در مسیر تغییر، خستگی ذهنی زودرسه. وقتی با این ذهنیت شروع میکنی که «باید زود نتیجه بگیرم»، بعد از چند روز تمرین ذهنی یا تصویرسازی و ندیدن تغییر خاصی، احساس شکست میکنی 😩
شاید با خودت بگی:
«پس چرا ذهنم هنوز عوض نشده؟ چرا هنوز اشتها دارم؟ چرا وزنم کم نشده؟»
و درست همینجا، افکار منفی یواشکی سرک میکشن:
«این روشا الکیه… من نمیتونم… ذهنی کار نمیکنه.»
در واقع، عجله در مسیر تغییر مثل یه سم بیصداست؛ آرومآروم خستگی و ناامیدی رو توی بدنت پخش میکنه 😵💫
✅ تغییر ذهنی با صبوری شکوفا میشه، نه با انتظار معجزهی فوری!
🔹 تمرکز روی ظاهر، فراموشی درون
وقتی دچار عجله در مسیر تغییر میشی، فوراً دنبال نتیجهی فیزیکی میگردی.
میری سراغ:
❌ رژیم سخت و محدودکننده
❌ ورزش سنگین
❌ حذف خوراکیهای محبوب 🍩🍫🍕
ولی اینا مثل چسب زدن روی زخم عمیق هستن!
تا وقتی ذهن ناخودآگاهت چاقی رو امنتر از لاغری میدونه، زور زدن نتیجهای نمیده.
✅ روش ذهنی یعنی اول تغییر درون، بعد تغییر ظاهر!
🔹 انتظارات غیرواقعی و ناامیدی پنهان
عجله در مسیر تغییر باعث میشه با چشمهایی که دنبال معجزه هستن، به آینه نگاه کنی.
و وقتی بعد از چند روز تمرین هنوز سایز بدنت تغییر نکرده، ناامیدی سراغت میاد 😔
اما یادت باشه: ذهن ناخودآگاه مثل دریاچهست… نمیتونی با بیل تغییرش بدی! 🌊
باید قطرهقطره باور جدید بهش بدی تا بهمرور رنگ عوض کنه.
✅ پس اگه دنبال تغییر پایدار هستی، با عجله خداحافظی کن!
🔹 چطور با عجله خداحافظی کنیم؟ 💡
اول از همه بدون که عجله در مسیر تغییر خودش یه مانع ذهنیه.
کاری که باید بکنی اینه:
✔️ هر روز فقط روی یه تغییر کوچیک تمرکز کن
✔️ به جای نتیجه، عاشق “روند” تمرین باش
✔️ به ذهنت فرصت بده تا باهات هماهنگ شه، نه در برابر تو مقاومت کنه
✨ و همیشه یادت بمونه:
«عجله در مسیر تغییر فقط تو رو از خودت دور میکنه؛ اما عشق، اعتماد و تداوم، تو رو به خود واقعیت نزدیک میکنه.» 🧘♀️💖

🧠 نقش ذهن ناخودآگاه در تغییر واقعی
🔹 ذهن ناخودآگاه چطور برنامهریزی میشود؟
ذهن ناخودآگاه مثل یه کودک کنجکاوه که از طریق تجربه، تکرار و احساس یاد میگیره.
طبق تحقیقات دانشگاه MIT، ما هر بار که کاری رو با احساس قوی انجام میدیم (مثلاً خوردن شکلات وقتی استرس داریم)، اون احساس به همراه اون عمل توی حافظه ناخودآگاه ثبت میشه 🍫😣
حالا اگه سالها با حس تنهایی، ترس یا خستگی غذا خوردیم، دیگه اون مسیر عصبی توی مغزمون جا افتاده.
و تغییر این مسیرها با فقط ۲ روز تکرار جملههای تأکیدی ممکن نیست! چون ذهن ناخودآگاه به عمق احساس و استمرار پاسخ میده، نه فقط کلمات ساده.
✨ اگه عجله در مسیر تغییر داشته باشی، فقط ظاهر کار رو انجام میدی ولی مغزت همراه نمیشه.
🔹 چرا تکرار آگاهانه کافی نیست؟
خیلیها میگن: “من هر روز جلوی آینه میگم من لاغرم، ولی هیچچیزی تغییر نکرده!”
واقعیت اینه که تکرار آگاهانه، اگه بدون تصویرسازی، بدون احساس و بدون باور باشه، فقط یه زمزمه بیاثر توی ذهنت باقی میمونه 🌀
ذهن ناخودآگاه مثل یه باغچهست. اگه فقط تخم بکاری (تکرار جملات)، ولی بهش نور، آب و توجه ندی (یعنی احساس مثبت، هدفگذاری و استمرار)، هیچ گلی درنمیاد 🌱🌞💧
❌ عجله در مسیر تغییر باعث میشه بعد از چند روز ناامید شی، چون هنوز هیچ گل قابلدیدنی رشد نکرده.
برای اینکه یه باور جدید شکل بگیره، باید:
✅ اطلاعات جدید رو با احساس مثبت همراه کنی
✅ تصویرسازی ذهنی داشته باشی (مثلاً خودت رو در بدن ایدهآلت ببینی)
✅ با هدف نهاییت ارتباط برقرار کنی (نه فقط وزن کمتر، بلکه زندگی شادتر و سبکتر)

تغییر ذهن واقعی یعنی چه؟
یعنی همکاری با ذهن ناخودآگاه، نه زور گفتن بهش!
یعنی به جای اینکه هر روز با خودت بجنگی، یاد بگیری چطور آرومآروم باهاش دوست شی، مثل یه مربی دلسوز 🤝🧡
✅ هر بار که یه جمله مثبت رو با ایمان و احساس تکرار میکنی، یه مسیر عصبی کوچیک ساخته میشه.
✅ هر بار که غذای سالم رو با لذت میخوری، یه خاطره جدید در ذهن ثبت میشه.
✅ و هر بار که با خودت مهربونتر برخورد میکنی، باور جدیدی از «من ارزش تغییر دارم» شکل میگیره.
✨ عجله در مسیر تغییر باعث میشه رابطهت با ذهن ناخودآگاهت بهجای همکاری، به تقابل تبدیل بشه.
✨ عجله در مسیر تغییر یعنی تلاش برای چیدن میوهای که هنوز زمان رسیدنش نرسیده.
✨ تغییر ذهنی واقعی یعنی ساختن باورهای نو، با تکرار درست، احساس خوب و صبر زیاد نه با عجله در مسیر تغییر.
مثل ساختن یه پل جدید روی رودخونهای پر از خاطرههای قدیمی 🌉💭
🌱 مسیر درست تغییر مثل رشد یک درخت است
بذار یه تشبیه ساده بزنم:
تصور کن یه دونه کوچولو توی خاک کاشتی. فرداش میری نگاه میکنی و میگی: «چرا درخت نشدی؟!»
اما اگه هر روز یه ذره آب بدی، یه روزی یه جوانه میبینی، بعد یه ساقه، بعد یه درخت… 🌳
مثل چالش «من اینو نخوردم» که با گامهای کوچیک شروع میشه ولی تغییرهای بزرگی در ذهن ایجاد میکنه.
عجله در مسیر تغییر فقط باعث میشه زود خسته شی. ولی استمرار، تو رو به خود جدیدت میرسونه.
✨ نتیجهگیری
🔑 عجله در مسیر تغییر نشونه خوبیه، چون یعنی به تغییر باور داری.
اما اگه اون رو مدیریت نکنی، تبدیل میشه به مانعی بزرگ.
پس به جای دویدن، شروع کن به قدم زدن… هر روز یه قدم کوچیک، اما به سمت خودِ آیندهت 🚶♀️🚶♂️
منتظر خوندن نظرت در بخش دیدگاهها هستم.
با هم در مسیر تغییر آرام، اما عمیق 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.14 از 64 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


بنام خداوند جان و خرد سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر من با همه توانم در چالش عادتهای شریک کردم تا تغییری در عادتهای اشتباه بدم با کمکی آموزشهای استاد عطار روشن عادتهای اشتباه زیادی دارم که باید با آموزش و تربیت کردن ذهنم عوض شوند واین چند جلسه دارم چیزهای خیلی خوبی یاد میگیرم ودر لاغری با ذهن پیشرفت های خیلی خوبی کردم همیشه برای صبحانه نصف نون لواش سنتی را می خوردم ولی امروز نصق کمترش را خوردم وسیر شدم دیرز همین اتفاق برای نهار پیش اومد شب گذشته تولد یک از بچههام بود دخترم برای همه کیک گذاشت برای من گذشته اما یه چیزی توی سرم میگفت بخور همه دارن می خورن ولی یک دیگر میگفت نخور یکم پیش شام خوردی ذرت بخور یا ژله را بخور کیک رو گذاشتم کنار ولی کمی ذرت و ژل خورم و همان موقع به صبحت های استاد در گوشم زمزمه میشد البته خیلی وقته که چایی میخورم یا باش چیزی نیمخورم یا شکلات تلخ رو نصف میکنم وبرای تغییر عادت های تکراری و قدیمی نباید عجله کرد با حوصله و ادامه دادن در مسیری لاغری با ذهن و استمرار داشتن کم کم وبا آموزش آگاهی بیشتر درستشون کنیم وقتی به آخر غذام میرسم واحساس سیری میکنم ولی ذهنم شروع به زمزمه می کند که همین دوسه قاشق یا ۲لقمه رو بخور چیزی نمیشه الان یاد گرفتم لیوان آب یا هرچیز آبکی نزدیکم باشد را داخل اضافه غذام خالی میکنم و ذهنم آرام می شود یه روز که داشتم غذا می خورم دستم خوردد به لیوان آب وریخت داخل غذام وقتی خواستم دوبار بکشم احساس سیری داشتم از اون موقع یاد گرفتم این کار رو انجام میدم در یاد گیری و تغییر عادت های تکراری و اشتباه باید صبور بود حوصله پیشه کنیم چون ذهن به همین راحتی شرایط جدید را قبول نیمکند باید اول با ذهن دوست شویم وبا مهربان ونرمی باهاش صبحت کنیم تا کم کم باز نویسی شود ورزش جدید را قبول کند من وقتی با ذهنم صبحت میکنم یه آرامش واحساس خوبی پیدا می کنم من برای این کار ومسیر که در پیش گرفتم همه تلاشم رو میکنم همین الان از خیلی از تفریحات خودم گذشتم نه تلویزیون نگاه میکنم نه در گروه های هستم خیلی کم بیرون میروم واصلا ناراحت نیستم با عشق و علاقه کارهای مربوط به مسیر لاغری و تغییر کردن را ادامه میدم واین کار را هرروز صبح زود انجام میدم وبه بعد به کارهای روزمره زندگی میرسم و استاد را برای فایل های خیلی خوبشان دعا میکنم با سپاس فراوان از استاد عزیز در پناه خدا باشید
چطور میشه عادت هام رو یکم تغییر داد؟
وسط کار مورد علاقه ام دنبال کار دیگه رفتن.
نمیدونم چجور تغییرش بدم. میذارم اخراش که چیزی به اتمام کار نمونده بود، سراغ کار دیگه میرم بعدش برمیگردم بقیه کار مورد علاقه ام رو انجام میدم.
عادت عکس نگرفتن از خودم:
از غذاهایی که ددست میکنم خوشم میاد و عکس میگیرم. اینبار در کنارش هر بار عکس گرفتم، یبارم از خودم عکسمیگیرم.
عادت خونه نشینی و بیرون نرفتن:
میرم بیرون مثلا تو باغمون. میشینمهمزمان گوشی بدست رو پیج کار میکنم. ترکیب کار با از خونه بیرون رفتن
عادت ننوشتن و فراموش کردن اهدافم:
وقتی دارم فیلممیبینم، درمورد اهدافم مبنویسم.
عادت تحمل کردن چیزای ناخواسته ام:
یکی ازناخواسته هامرو تحمل میکنم، بکی از خواسته هامرو بعدش انجام میدم.
عادت خرید نکردن برای خودم:
گردش تو بازار و خرید نکردن برای خودم
عادت بین تمرینات تناسب فاصله انداختن:
نمیدونمممم🥲😂
عادت زمان نگرفتن برای کارها. زمان از دستم در میره:
برای انجام کار عجله نمیکنم، مدام به ساعت نگاه میکنم.
رو پیج کم کار کردن:
تمرکز نمیذارم. هرموقع داشتم چای میخوردم، یا کار حاشیه ای انجام میدادم، یا فیلم میدیدم، یه پست بذارم یا یه محتوایی تولید میکنم. ترکیب میکنم.
برای اهداف زمان تعیین نکردن:
حرکات برای قوی شدن گردن و… یعنی به سلامتی و قوی شدن بدنم اهمیت نمیدم.
وقتی فایل گوش میکنم یا فیلم میبینم باهاش انجام میدم. دو تا کار رو با هم ترکیب میکنم.
اول خبر خوب اینکه عادت اینستاگرام رفتن رو کمرنگ کردم.موفق شدم😍
عادت طولانی چت کردن رو کمرنگ کردم. حالا دیگه میلی بهش ندارم. انجام دادنش حالمو بد میکنه.
حالا دوباره عادت هایی که دوس دارم تغییرشون بدم رو لیست میکنم:
وسط کار مورد علاقه ام دنبال کار دیگه رفتن. درواقع بی دلیل حواسم رو پرت میکنم.
عادت عکس نگرفتن از خودم
عادت خونه نشینی و بیرون نرفتن
عادت ننوشتن اهدافم
عادت تحمل کردن چیزهای ناخواسته ام.
عادت خرید نکردن برای خودم
عادت بین تمرینات تناسب فاصله انداختن.
عادت زمان نگرفتن برای کارها و وقت زیادی بهشون اختصاص دادن.
رو پیج کم کار کردن.
تاریخ رو چک نکردن
برای اهداف زمان تعیین نکردن
حرکات برای قوی شدن کتف، ران و دستام و کمرم انجام ندادن.
نکات فایل
برای لاغر شدن باید ذهن و جسم هماهنگ بشن. یعنی فکر و عمل. تمرینات اینکارو میکنه. وقتی دارم مینویسم و افراد متناسب رو تحلیل میکنم، هماهنگ میشم.
نوشتن خیلی تمرکز رو بالا میبره چون در تمام لحظاتی که مینویسم، صداها و تصاویر اطراف رو نمیشنوم و نمیبینم.
برای ترک کردن عادت اصلا فکر حذف کردنش نیستم. فقط ترکیبش میکنم با یک موضوع دیگه. مثلا به نوشتن خیلی علاقه دارم. به بررسی کردن خیلی علاقه دارم.
لاغری اولویته. وقتی تمرین میکنم و دستم به نوشتن میره، ذهنم لاغری رو دیگه اولویت میدونه.
میشه ادم از چیزی خوشش بیاد و اون رو با چیز دیگه ترکیب کنه و هنوزم لذت ببره.
یک عادت رو انتخاب میکنم، هر بار خواستم انجامش بدم، یه چیزیش رو تغییر میدم. اصلا فکر حذف کردنش نیستم.
مثلا عادت قهوه خوردن. یه روز ساعت ۵ عصر میخورم. یه روز شب میخورم.
مثلا عادت شکلات خوردن. اگه ۴ تیکه میخوردم، اینبار یک تیکه اش رو بذارم بعدا بخورم.
هدف اینه حس کنم قدرت دست منه. اینجوری ذهنم دیگه کاری بهم نداره.😉
به نام خدایی که جان آفرید 🤍✨
سلام و درود خدمت استاد عطاروشن و دوستان عزیز سایت تناسب فکری 🌸🙏
قبل از اینکه بخوام وارد اصل ماجرا بشم، میخوام یه چیزی رو خیلی صادقانه بگم… من همیشه فکر میکردم مشکل من فقط “کمارادگی”ه. یعنی یه مدت طولانی، به جای اینکه دنبال علت واقعی تغییر باشم، مدام خودم رو زیر سؤال میبردم که: «چرا نمیتونم؟ چرا هی شروع میکنم و بعد ول میکنم؟ چرا همین الان نمیتونم همون آدمِ موفقی باشم که توی ذهنم میبینم؟» 😔💔
اما واقعیتش اینه که من سالها برای ترک عادتها کارهای بزرگ انجام دادم… کارهایی که شبیه “جهش” بودن، نه تغییر. 🚀
گامهای اونقدر بلند و سنگین بود که میتونم بگم من عملاً از همون اول… زمین بودم، با گام اول میخواستم به آسمان برسم. 🌍➡️☁️
یعنی مسیر اصلاً با توان بدن و ذهن من هماهنگ نبود. و وقتی هماهنگ نباشه، حتی اگر انگیزه هم داشته باشی، خیلی زود خسته میشی. خسته از جنگیدن… خسته از اینکه هر بار میافته عقب… خسته از اینکه “امید” دوباره میشه “ناامیدی”. 😵💫
مثالهایی که دقیقاً برای من اتفاق افتاد 🥲🍽️
من عادتهای غذایی داشتم که سالها باهاشون زندگی کرده بودم. یعنی بدنم به یک سبک خوردن عادت کرده بود؛ به یک ریتم. به یک مقدار. به یک جور برخورد با غذا.
بعد من میخواستم یکدفعه همه چیز رو عوض کنم؛ مثلاً:
– میگفتم یا باید سریع گرسنگی بکشم، یا باید یکدفعه سبک غذا خوردن رو تبدیل کنم به چیزی که اصلاً بدنم آمادهش نیست 🍃
– یا مثلاً از این جنس توقعها داشتم: «آخه مگه میشه آدمی که هر روز غذا میخوره و همیشه گرسنه نیست، یهو فقط آب بخوره یا فقط سبزیجات بخوره؟» 🤦♀️
– یا حتی بدتر… وقتی سالها خودم رو با فشارهای مختلف به غذا خوردنِ زیاد و پشت هم “عادت” داده بودم، انتظار داشتم یکدفعه بخوام سیگنال سیری رو جدی بگیرم و دست از غذا بکشم. یعنی همزمان هم “سیستم” رو تغییر بدم، هم “نتیجه” رو سریع ببینم. 🎯
ولی خب… ذهن و بدن من اون لحظه آمادگی نداشتن.
پس نتیجه چی شد؟ 😞
توی یک مدت کوتاه پیش میرفتم، بعد از یه جایی… میافتادم. نه با یک افتادن آروم… با یه برگشت سنگین. چون اون سبک تغییر، اصلاً از جنس “تدریج” نبود؛ از جنس “قطع کردن یکهو همه چیز” بود.
چرا رژیم برای من تبدیل میشد به یک چرخهی تکراری؟ 🔁
من هر بار که رژیم یا برنامهی سنگین میگذاشتم، ناخودآگاه وارد یک حلقهی تکراری میشدم:
۱) شروع پرانرژی 😤✨
۲) چند وقت سختگیری 😩
۳) خسته شدن از کنترل 😵💫
۴) بیحوصله شدن و ول کردن 😔
۵) برگشت به حالت قبل 🏠
۶) احساس شکست و سرزنش خود 😞💔
پس مشکل فقط این نبود که “من نتونستم”.
مشکل این بود که من از خودم توقع داشتم با ارادهی لحظهای، یک عادت چندساله رو یک شبه اصلاح کنم.
در حالی که عادتها معمولاً با یک شبه خراب نشدهاند که با یک شبه خوب بشن. 🌱
و همین بود که برای من رژیم میشد “شرطبندی”:
اگر به سختی ادامه دادم، یعنی خوبم…
اگر نه، یعنی آدم بدیام. 😢
ولی زندگی آدم با شرط و جریمه پیش نمیره. باید یاد بگیریم “تغییر” چطوری خودش رو نشان میده… آرامآرام. قدمبهقدم. 🌿
این بار من دارم با چالش تغییر عادت کنار میام… نه با جنگ کردن با خودم 💗🧠
الان که دارم روی تغییر عادت کار میکنم، تفاوت خیلی بزرگه.
من به جای اینکه با خودم بجنگم و بگم «تو باید همین الان کامل تغییر کنی»، دارم یاد میگیرم چطور “سیستم بدنم” رو متوجه کنم. 😊
من این بار چالش تغییر عادت رو طوری انتخاب کردم که هدفش این نیست که چیزی رو یکهو از زندگی حذف کنم… هدفش اینه که **سیگنال سیری** رو دریافت کنم. 👂🍽️
یعنی من دارم به خودم یاد میدم:
– غذا را تا جایی بخورم که بدنم واقعاً سیر شده 🌸
– بعد از اینکه سیر شد، از غذا عبور کنم 🍽️🚶♀️
– و دیگه از روی عادتِ قبلی ادامه ندم 😌
این خیلی مهمه… چون قبلاً من بیشتر دنبال “مقدار” بودم.
ولی الان دارم دنبال “فرآیند” میگردم. دنبال این هستم که بدنم چه وقتی پیام میده. پیامش رو بشنوم. و جدی بگیرم. 🤍
نشانههای موفقیت من همینهاست ✅🌈
چیزهایی که این روزها واقعاً برای من معنی موفقیت پیدا کرده، اینهاست:
✨ وقتی من غذا میخورم و به نقطهی سیر شدن میرسم… غذا رو کنار میذارم.
یعنی دیگه مجبور نیستم با خودم کلنجار برم.
قبلاً وقتی سیر میشدم هم ممکن بود ادامه بدم، چون عادت و ذهن فرمان میداد. اما الان فرمان با بدنمه. 😍
✨ من دارم میبینم که “قطع کردن” لازم نیست همیشه با خشونت باشد.
میتونه با یک تصمیم ساده انجام بشه، مثل اینکه بگی:
«اوکی… سیر شدم. دیگه ادامه نمیدم.» 🫶
این برای من موفقیت کوچیک نیست… برای من یک “تغییر بزرگ” توی شیوهی زندگیه. 🌿
ترفندهای کوچیکی که کمکم کرد از عادت عبور کنم 😌🐦🐶
یه بخشی که میخوام خیلی خودمونی و صادقانه بگم، اینه که من برای اینکه بتونم غذا رو واقعاً کنار بذارم، از چند حرکت عملی استفاده کردم. چون فهمیدم ذهنِ من با حرف تنها قانع نمیشه؛ با عمل هم یاد میگیره.
مثلاً این چند روز:
🍽️ وقتی میخوام غذا رو کنار بذارم، اما جلوی چشمم نباشه که وسوسهم کنه…
غذا رو طوری میذارم که ادامه دادن سختتر بشه و ول کردن طبیعیتر.
مثلاً:
– جدیداً برای اینکه بتونم غذا رو کنار بذارم، غذا رو میریزم برای کفترها 🕊️
– یا میدم به سگم که بخوره 🐶
– یا اگر بخوام خودم بخورم (یا هنوز آماده نیستم کامل کنار بذارم) غذا رو میذارم تو یخچال و میگم بعداً… نه الان. ⏳
یعنی ممکنه سه ساعت بعد یا توی وعدهی بعدی بخورم، نه اینکه همون لحظه با اصرار ذهن ادامه بدم.
میدونی این کارها چه مزیتی داره؟
اینکه من دارم “پل بین سیر شدن و پایان خوردن” میسازم.
یک جور مدیریت عملی. نه فقط شعار. نه فقط امید. 😄✨
چرا این بار دارم موفق میشم؟ چون گام به گام میرم 🌱🧩
من الان حس میکنم موفق شدن برای من بر اساس یک چیز خیلی منطقیه:
🌹 **گام به گام و آهسته آهسته پیش رفتن**.🌹
قبلاً من یا همهچیز رو میخواستم یا هیچچیز.
ولی الان دارم یاد میگیرم یک قدم کوچک بردارم، ببینم بدن و ذهنم چطور واکنش نشون میده، بعد قدم بعدی رو بردارم.
این مدل تغییر باعث میشه:
– کمتر استرس بگیرم
– کمتر خودم رو ببازم
– بیشتر نتیجههای واقعی ببینم
– و از همه مهمتر… احساس کنم “من دارم میسازم، نه اینکه فقط تحمل کنم” 😌🏗️
یه جملهی کلیدی که توی ذهنم نشسته 🤍
من این بار دارم با خودم مهربانتر کار میکنم. نه از روی ضعف… از روی هوشمندی.
چون فهمیدم عادتها با زور تغییر نمیکنن… با تکرار درست و هماهنگ عوض میشن.
و شاید مهمترین چیز این باشه که من دیگه “تغییر رو امتحان نمیکنم”… دارم “تغییر رو تمرین میکنم” 🧠✨
تمرین یعنی:
هر روز یاد گرفتن یک رفتار کوچک.
هر روز نزدیکتر شدن به نسخهای که بدنم پیامها رو میفهمه و احترام میذاره.
جمعبندی از حرف دلم 🌸
پس اگر بخوام خیلی خلاصه بگم، من سالها برای ترک عادتها کارهای بزرگ انجام دادم و هیچ وقت موفق نشدم… چون گامها بلند بود و ذهن و بدنم آمادگی پرش رو نداشت. 😔
ولی این بار من با چالش تغییر عادت دارم پیش میرم. من دارم سیگنال سیری رو جدی میگیرم. بعد از سیر شدن غذا رو کنار میذارم و حتی برای اینکه این کار راحتتر بشه از راهکارهای عملی استفاده میکنم: تقسیم کردن برای کفترها یا سگم 🕊️🐶 یا گذاشتن در یخچال برای زمان بعدی ⏳.
و مهمتر از همه:
این بار دارم موفق میشم… چون گام به گام و آهسته آهسته پیش میرم. 🌿🤍
اگر استاد و دوستان اجازه بدن، من یه چیزی هم آخرش میخوام اضافه کنم، چون شاید برای کسی دیگه هم امید بسازه:
گاهی موفقیت همین نیست که “از فردا کامل تغییر کنی”.
گاهی موفقیت یعنی اینکه امروز، حتی فقط **یکی از عادتها رو بهتر بشنوی**… یک ذره کمتر بجنگی… و یک ذره درستتر حرکت کنی. ✅✨😍🌹
این دیگه چه کامنتی بوووود!😍😍🤗🤤🤤🤤
کامل
گویا
درک عمیق پشتش
شیفته ی ادمای بااراده و خوش فکرم😍
ممنونم از کامانت زیباتون
همین حرفاتون نشان از تغییر بزرگیه…
اخه چقدر یه ادم میتونه خوب فکر کنه و خوب انتقال بده!!!
نشان های دریافت شده
به نام خدایی مهربان
سلام خدمت استاد عطار روشن ودوستان هممسیر
عجله برای تغیبر کردن
سال زیادی که ازجاقی اذیت شدمحرف شنیدنم سختی های،جاقی تحمل کردم هرروشی استفاده کردمکه لاغر بشم اکثرا ناموفق بود همیشه این سختی اذیت عجله برای برطرف کردن و رها شدن کنارش ساخته شد عرچی ازجاقی بیشتر ناراحت شدم عجله ام برای ازاد و شاد شدن بشتر شد نمی دوستم اینها نیاز روحم هست که ارزش گرفته بود ازاد بود رها کردن شاد بودن وخلق کردن توهرحبنه زندکی برای دادن این حس به روحم که اون لذت ببره عجله من بیشتر میشد که فوری زود نتیجه بکیرم راحت به زندکیم برسم اپن زمان نمی دوستم باید با هر مسیر لاغری ایم زندکی کنم تا برام بمونه یه مدت کوتاه که یه برنامه اجرار کنم بد از کذشت زمانش برکشت کنمبه همون زندکی برام نتیجه قبلی بازم رقم میزنه نه چیز جدید که توش نیاز،به تغیبر هم بود یه فشار کوتاه مدت وبه لاغری بلند مدت ماندکار هیج زمان برای من نساخت اونچه که دریافت کردم طبق این برنامه کوتاه مدت بود و لاغری ساخته شد مهو میشد واین برنامه کل سال های فبل ازورد به سایت بود
تو همین مسیر این باور داشتم که باید یه مدت کار کنم لاغر بشمبرام جون امورزش دیدم حتما خواهد ماند ولی یاد کرفتم برای لاغر شدن لاغرموندن باید یادش،بکیرم کم کم بهش عمل کنم تکرارکنم ذهنم دستور تغیبر بده من اجرارش کنم کاربلدتر بشم بازم ادامه بدم اموزشم تکرار کنم و کلا با مسیر تناسب فکری زندکی کنم بخشی ازکل زندکی من باهش زندگی کنم تا تغیبرات باعث بشه اپن همه عادت چاق کننده من تغییر شکل بده از عادته
جدید لذت ببرم تکرارش کنم و عادت تازه بسازم از اپن عادت که لاغری توش نقش داره بارها بارها استفاده کنم به عادت فبلی بها ندم تا هم لاغربشم ولاغر بمونم این بزنامه دستور تغیبر وعادت همتوسط،ذهنم اموزش دیدم دستورش صادر بشه
شب فبل کرسنه بود اب گوشتی که تو پخچال بود کمی داغش کردمتو کاسه چیتی ریختم
مثل سوپ قاشق قاشق از اب کوشت خودرم به تکه نان کنارش تو دهانم میزاشم این رفتار تکرار می کردم دخترم که مدل عادت قبلی من یادش،بود فوری کفت جرا نونتو اب گوشت نمی ریزی منگفتم دارم عادت اب گوشت خودرنم تغیبر میدم مدلش عوش کردم این کار باعث میشه از نون کمتری استفاده کنن حس بهتری هم ببرم اخر کاسه که اب کمی داشت جندتکه نون بربری انداختم به مدل سابق خوردم که عادت کمی خط،زرشکی به مشکی داده باشم ولذت این عادت جدید لاغری برده باشم حس خوبی بود سابق حتماداول اب کوشت با نون بد گوشت کوبیده با نون میل میشد حالا اول کوشت کوبیده میل میشه یا بی نونیا نون کمتر بد تو زمان دیکه اب کوشت به شکل جدید وحس سبکی خوبی رو برای این مدل خورن دارم وحس سنکی خودرن این غدا از خودم گرفتم
برای تمرین نوشتن مقدس درخواستم خوب کامل خودم جلسه قبل وقتی کار فایل تمام شد نکته برداری کردن سر صفحه اول نوشتم جسم من به نوشته نگاه کردم دفترم بستم رفتن نمیدونم جرا انجام ندادم افکار گفت بزار زمان بد این درخواست توداین دفتر همه قرار بهت داده بشه پس اجازه بده اپن لاغری که چهارسال هست دارای براش ،اموزش می بینی تو ذهنت کاملتر پخته تر کنی بیا بنویس
بعد از ظهر امدم نوشتم که لاغری وسلامتی مدنظرم جه شکل فرمی هست به ترتیب کل چهارستون به دلخواهم امروزم با درک بهتر یادداشت کردم واخر هرصفحه که با هم ده صفحه دفتر سالنامه من پر شد
هر بخش نو شتم من به خداوند ایمان دارم وحتما به دریافت این خواسته ام خواهم رسید هم بالای بعضی صفحه وهم پایین واخر هربخش نوشتم دفتر بستم یه نفس راحت کشیدم که درخواستمکاملش کردم
به یادندارم کل این جهارستون پشت هم نوشته باشم تو هر دوره یه بخش رو انجام دادم به این فرم شکل کامل نبود لذت بردمکه راحت اسون ساده نوشتم سخت ندیدم راحتر درخواستی که حس دریافت هم توش موج میزد درسترین تا به امروز زمان در مد نظرم نبود ،نوشتم
منتظر هستم تا به دریافت برسه دفتر این بار با حس ارامش خوب بستم کنار کزاشتم
من انجام دادم حالا خدایی عزیزم کی بهش طمع عطر خودش بزنه به من تحویل بده اون دیکه از قدرت من خارج هست تحت قدرت بی انتهای خودش هست تو صف انتظار دریافت عطر طمع خدایی درخواستم هستم
خدایا بی نهایت سپاس گزارهستم که هدایت وحمایت کردی که عجله نکنم تا خودت طمع عطر به خواستم بزنی به من تحویل بدی
جه مزه عطری خواهد داشت موقع تحویل ودریافت این واقعا عالی هست حسی عالی برام رقم زد عجله ارزش گرفتم نتیجه عالتر بهش زدم پس ارزش داشت صبر کنم عجله نکنم که عطر طمع دیگه رو هم خواهم داشت موقع دریافت تو مسبر بودن منعویت بهتر بالتر از لاغر شدن سالم شدن به مسیرم زده شده
در پناه ارامش الهی ساکن باشین به دور از هر عجله و شتاب بی مورد امین
نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عطار روشن ودوستان هم مسیر
تغییر کردن به زمان و استمرار نیاز داره گام های کوتاه ولی مستمر تغییر کردنه
فقط،جای عجله خوب هست که دراعماق ذهنم باور دارم تغییر ممکنه با کنترال عجله مانع برای مسیرم نباشه
وقتی به گیاهن نکاه می کنم وقتی گیاه شاداب هست بهش طبق برنامه طبیعی اب کودونور میدم اون رشت طبیعی خودش انجام میده برکهای تازه میده چندهفته یه بار برکمیده هرروز پشت همهیج زمان برگ نمیده بعضی روحتی مقایسه با کیاه دیکه نباید بکنم چوناون طبق طبیعت خودش شاید جند ماه یی بار یه برگ بده
بعضی که بلد نبود کمی بهش،اسیب زدم برای ترمبم باید بهش زمان بیشتر بدم باید بیشتر ارزش مواظیت کنم تا دو باره به طبعت رشت خودش برکشت کنه
جسمو وجودم من ازاین قانون دور نبست من طی زمان به حسم با گاقی اسیب بزرگی وارد کردم ترمیم وبهبود اسیب حتما به زمان بیشتر نیاز داره
اول ریشه ترمیم کردم که ذهنم هست به به بخش های روحی رفتم بعد جسم داره ترمیم این بخش نشون میده بعضی زمان بخش،منفی می خواست من دل سرد کنه که جرا نتیجه که همه کرفتن تو هنوز نگرفتی انقدر کند دارایی لاغر میشی بزار کنار این کار به تو جواب نمیده
با ایمان به خداوند و به هدایت وحمایت که برام انجام دادم واسطه قبول کرذن بانو و خانم حضرت زهرا (ص) بهش بها ندادم سریع از دامش خودم رها کردم
این حمله جالب بود که ذهنم من مثل رودخانه هست که رنگش تیره شده باید با باران باورهای تازه قطره به قطزه این رنگ رود خانه تیره تغیبر بدم به رنگ زلال باید زمان بزارم
شب فبل تو خواب داشتم برنامه ریزی ذهنی انحام میدم دسته بندی ذهنی داشتم برامحالب شد حتی تو خواب هم دارم روی ذهنم مسیرم کار می کنم چون ذهنم زمان های بیشتر درحال انجام تغیبر کردن هست توجه کزاشتم ببنم هر بخش اون تغیبر کوچک کجاش انجام شده رور قبل داشتم ظرف می شستم توجه رفت ایستاده بودم وداشتم ظرف می شستم
متوحه شدم زمان ایستادن بیشتر شده لذت بردم که این بخش بهبود پیدا می کنه تو همین بخش،کلی عادت نادرست درمن ایجاد شده با تغیبر همین عادت ترمیم خوب هم خواهم داشت چاقی وبیماری در من کلی عادت ساخته شده دهنی ایحاد کرده که تو هر بخش با تکرا باداور جاقی و پیماری من هست باید این بخش تغیبر بدم که این یاداوری تعطیل کنم به سمت لاغری وترمیم خوب سلامتی برکشتی عالی داشته باشم
صبخ داشتم راه میرفتم متوجه شدم خیلی صافتر دارم راه میربم اینم اوت تغییر کوچک امروز که برام شیرین هست جندبار در اثر عجله عصام کزاشتم کنار با سختی زیاد با سر صدای که تو زانوم بود سعی کردم راه برم خوشحال بودم که دارم بهترین کارانجام میدم متوجه شدم دارماسیب بیشتر میکنم تا ترمبم عجله کلا کنار کزاشتم به خودمکفتم تا زماتی که ذهنم تو این بخش ،تغیبر خوب نکنه اجازه عحله کردن بهش نمیدم بیشتر به زانوم اسیب بزنه
حالا به شکر خدایی عزبزم که توبخش خودرن موفق دارم عمل میکنم حس لاغری دارم با کار روری این بخش هم حس بهتری به من داره اضافه میشه دل کرمتر دارم به پیش میرم نوشیدن مایعات زباد شده جای خودرن های زباد سابق نوشیدن جاکزین شده حس کرسنکی من فوری کنترال میشه
روز فبل صبح حس کرسنگی زیادی داشتم چای حاضر شد یه استکان جای گرمذنوشیدم حس کرسنکی کاملا برطرف شد ازاون صدای سر صدا شکم خبری نبود وگفت بین کرسنکی نبود تشکنی بود نوشیدن جای کرم برطرف شد کلا تو این مدت میزان خودرن کاهش دادم ارامتر مصرف دارم بیشتر به جویدن ارام دقت می کنم لقمه ای کوچک میل میشه بعد لقمه دیگه از تند خوری خبری نیست کلی عادت خوب برای خودم ساختم وقتی داشتم صبحانه می خودرم توجه رفت سمت باریکی لقمه تو دستم همون به تکه های کوچکتر تو دهان میزاشتم کلی لذت بردم تو ذهنم کفتم کسی ازبیرون من بینه این رفتار من کاملا شبحه افراد لاغر هست این صحبت ذهنی حسی خوبی به من داد من رفتار داره تغییر خوب پیدا میکن شبحه افراد لاغر داره میشه و کیف داره شکل انها غذا می خوردم بیشتر دقت کزاشتم تغیبرات متوجه بشم امد این بخش،حرفی برای نوشتن تغیبرات داشته باشم یاد داشت کنم کیف لذتش ببرم از مسیر بیشتر. لذت ببرم تا رسیدن به هدف لذت لاغری بیشتر داشته باشم
یه حمله طلایی توذهنم ساخته شده برای،شکفتی ساز شدن باید هر روزم شکفتی بسازم باهش زندکی کنم تا شکفتی ساز،بزرک لاغری سلامتی جسم و زندکیم بشم
اولین جمله طلایی وجودم من هست که بهش،افتخار می کنم
خدایا بی نهایت ازت سپاس گزارهستم که هدایت کردی حمایت میکنی ایده ه های زیبا به من عنایت میکنی تو مسیری که توش هستم موفق بشم و خودم موفق ببنم
درپتاه ارامش الهی ساکن باشیم امین
سلام وعرض ادب به بهترین استاد که اینگونه گام به گام ما را یاری کرده و همیشه منتظر دیدگاه های ما هستن نمیدانم چگونه ازنون تشکر کنم
من هنوز ابتدای این راه شیرین هستم امروز قبل از اینکه درس امروزم رو مطالعه کنم ،در خودم احساس تغییر کردم هرچه بیشتر به این موضوع فکر میکردم بیشتر متوجه این موضوع میشدم من که همیشه در انجام دادن کارهای روزانه ام اینقدر عجله داشتم حالا باخیال راحتی مشغول کار بودم
قبلا بدین منوال بود که وقتی مشغول کاری بودم هنوز اون کار رو به سرانجام نرسانده بودم در حین کار فکرم مشغول کار بعدی بود خلاصه اینطور بگم که همش در هول وعجله بودم .امروز یه دفعه متوجه شدم من در انجام کارهایم عجله ای ندارم .برای خودم خیلی جالب بود که صحبتهای استاد در انجام دادن کارهایم هم موثر بوده.
وقتی درس امروز رو میخوندم و فایل تصویری امروز رو دیدم تمام توجه استاد به همین مطلب بود نباید برای تغییر عادتها عجله داشته باشیم مانند طبیعت باشیم که هیچ عجله ای درکارش نیست باید همه مراحل طی شود تا یک دانه تبدیل به یک درخت شود من همینو در رفتار خودم دیدم بسیار خوشحالم که دیگه برای وزن کم کردن عجله ندارم برای اینکه گام های دیگه استاد رو با عجله بخوام سپری کنم هم دیگه عجله ندارم .بسیار خوشحالم که این تغییر رو در خودم دیدم حالا دیگه باعجله وشتاب غذا هم نمیخورم حالا فهمیدم غذاها وخوراکی هایی که میخورم بسیار خوشمزه تر شده .
استرس ونگرانی هایم کمی کاهش پیداکرده و از زندگی لذت میبرم اینو مدیون استاد عزیز هستم .
پاینده و برقرار باشی استاد عزیز که بار دیگه طعم زندگی رو به من چشوندی
بنام خدای مهربان
سلام استاد ودوستان هم مسیرم
عجله داشتن خوب نیست اگرمادرهرماری عحله کتیم نصفه نیمه کارها را رها می کتیم وزود ناامید میشیم ما از قدیم گفتن عجله کردن کار شیطان هست ما نباید دراین مسیر وهیچ کاری عجله کنیم عجله در مسیر یه مانع بزرگ هست باید هرروز یه قدم کوچک برداریم به جای نتیجه عاشق روند کار وتمرین باشیم وعجله کردن در مسیررفقط از خودمون درو میشیم ما باید با اخساس خوب وشادی به مسیر ادامه بدیم ما سالها چاق بودیم وباچافی زندگی مردیم وبا یک رپز یه ماه ننی تپتیم لاعر بشیم وباید تمرین ایتمرار پیش، بریم عحله درمسیر تعییرباعث میشه بعداز چند روز نا امیدبشیم برای اینکه یه باورجدیدشکل بگیره باید اطلاعات جدیدرو با احساس موبت همراه کنیم تصور سازی ذهنی داشته باشیم
باید باذهن خود همکاری کنیم وزور نگیم وجملات مثبت را هر روز با ایمان تمرار کنیم وبا خودمان مهربان باشیم حرفهای مثبت هر روز تکرار کنبم وحرفهای منفی را کنار بزاریم من ارزش تغییر دارم من لیاقت تغییر دارم
ذهن واقعی یعنی ساختن باورهای نو با تکرار درست احساس خوب وصبر زیاد نه عحله درمسیرتغییر
مسیر درست تغییر مثل رشد یک درخت هست وقتی ما یه دانه می کاریم فردا درخت نمیشه وبابد هر روز به دانه اب بدیم حوانه میزنه بعد ساقه وبعد تبدیل به درخت میشه وبعد میوه میده
وعجله کردن درمسیر فقط باعث میشه زود خسته بشیم ولی استمرا داشتن مارا به نتیجه می رساند پس به جای عجله کردن باید هر روز یه قدم کوچک برداریم تتا به هدف ومقصد خود برسیم
ما نباید در لاغرشدن باذهن عجله کنیم ما سالها برای لاعرشدن عجله داشتیم رژیم ورزش های سخت انحام دادیم عحله می مردیم روزهای اول خوب بود اما بعدا نمی تونستیم ادامه بدیم وزود خسته میشدیم ورژیم ورزش، را رها می کردیم وبه جسم خود فشار می اوردیم پس، عجله کردن باعث میشه که همیشه شکست بخوریم وبه نتیجه نرسیم
من مثل قبل صبحانه نمی خورم چون میل ندارم یه یا دولقمه میخورم قندرا هم کم کردم نهار وشام را دیگه مثل قبل تا حد خفگی نمی خورم به محض سیر شدن دست از غذا میکشم وهر وقت یه چیزی میل داشتم میخورم به زور یا محبوری دیگه نمی خورم من دیگه شبها تنقلات وتخمه را کم کردم
من دراین مسیر تغییر هستم واصلا عجله ندارم چون می تونم عادتهایم را تغییر بدم ومثل متناسبها رفتار کنم تا به وزن ایده الم برسم خیلی خوشحالم که دراین مسیر هستم
خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد ازشما