🌟 وقتی به خودت نگاه میکنی، چه احساسی داری؟
شاید دلت بخواد سبکتر باشی، راحتتر حرکت کنی و هر روز با انرژی بیشتر زندگی کنی.
اما آیا تا حالا فکر کردی احساس لاغری چقدر میتونه مسیرت رو تغییر بده؟
🧠✨ لاغر شدن فقط مربوط به وزن نیست؛ یه سفر ذهنیِ شگفتانگیزه که با تکرار افکار و رفتارهای کوچک شروع میشه.
امروز میخوام با هم راهی رو یاد بگیریم که به جای عجله و فشار، با آرامش و حس خوب، لاغر شدن رو تجربه کنیم. آمادهای؟ 🚀💚
🌱 لاغری از کجا شروع میشود؟
لاغر شدن فقط کم شدن عدد روی ترازو نیست؛ این یک مسیر عمیقتر و پیچیدهتر است که از ذهن و احساسات تو شروع میشود. 💖✨
وقتی در درونت ایجاد احساس لاغری کنی، در واقع داری یک نیروی قوی و بیوقفه را روشن میکنی که به سمت تغییر واقعی حرکت میکند. ⚡️

این احساس یعنی هر روز با خودت به زبان دل بگی: «من سبکترم، من کنترل دارم، من به بدنم عشق میورزم و به آن احترام میگذارم.» 🌟🙌
این احساس لاغری در ذهن تو، مثل یک چراغ روشن است که مسیر را نشان میدهد و تو را از رفتارهای قدیمی و ناپسند دور نگه میدارد. 💡
وقتی به جای فشار آوردن به خودت و عجله کردن، با مهربانی و آگاهی انتخاب میکنی، ذهنات شروع میکند به نوشتن فرمولی جدید: فرمول ناب ایجاد احساس لاغری. 🧠📝
هر بار که آگاهانه یک قدم کوچک برمیداری، مثلاً عادت همیشگی رو تکرار نمیکنی یا به شکل متفاوتی انجامش میدی، یه جلسه آموزشی لاغری با ذهن رو با دقت نگاه میکنی یا برای خودت زمان میگذاری، داری به این فرمول قدرت میدهی و آن را در ذهنات تثبیت میکنی. 👣💪
این تکرار کوچک و مستمر، واقعاً قدرت واقعی تغییر است؛ قدرتی که در آرامش و حس خوب تو ریشه دارد و هر روز قویتر میشود. 🍃✨
در حقیقت، این احساس همان نیرویی است که تو را در مسیر نگه میدارد، به تو انگیزه میدهد و بهت یادآوری میکند که هر روز یک فرصت تازه برای رشد و پیشرفت داری. 🌈💚
پس همیشه به یاد داشته باش: «لاغری با ذهن شروع میشود، با ایجاد احساس لاغری در درون تو زنده میشود و به زندگی واقعی تو تبدیل میگردد.»
این جمله را نه فقط باور کن، بلکه هر روز تکرار کن و با آن زندگی کن. این کلیدِ باز کردن درهای تغییر واقعی و پایدار است. 🔑✨

🎈 چرا چاقی را دیر متوجه میشویم؟
👀 ببین، شاید برات عجیب باشه اما اکثر ما حتی نمیدونیم کی مسیر چاقی تو زندگیمون شروع شده! 🤔
ذهن ما تغییرات کوچک و آرام رو نمیتونه بهخوبی حس کنه، چون این تغییرات مثل قطرههای ریز باران هستند که آرامآرام دریا رو پر میکنند. 🌧️🌊
این تغییرات بهقدری نرم و نامحسوس هستند که هر روز بدون اینکه متوجه باشیم، افکار و رفتارهایی رو تکرار میکنیم که باعث شده وزنمون به تدریج بالا بره.
شاید اون روزهای اول حتی حس خوبی از خوردن یه خوراکی شیرین یا کمی بیشتر خوردن داشته باشیم، اما همین رفتارها در ذهن ما تثبیت شده و به مرور به عادت تبدیل میشوند. 🍰➡️📚
سالها میگذره و ما فقط وقتی متوجه میشیم که لباسهامون تنگ شده، یا آینه به ما یادآوری میکنه که تغییراتی توی جسممون رخ داده، یا اطرافیان اشارهای به وزنمون میکنن. 👗🪞🗣️
اون موقع تازه متوجه میشیم که مسیر چاقی رو طی کردیم بدون اینکه حتی لحظهای ازش آگاه بوده باشیم.
اما خبر خوب اینه که مسیر تغییر هم همینطوری شروع میشه: با تغییرات کوچک و آهسته! 🐢✨
اگر از همین امروز با تمرکز روی ایجاد احساس لاغری در ذهنمون شروع کنیم، میتونیم این تغییرات کوچک اما ارزشمند رو بهتر حس کنیم و نسبت به روند زندگیمون آگاهتر باشیم.
وقتی ذهن به این آگاهی برسه، دیگه نمیذاره به سمت عادتهای قدیمی و ناسالم برگردیم. اینجاست که قدرت کنترل واقعی شروع میشه. 💡🧠
در واقع ایجاد احساس لاغری به ما کمک میکنه تا آگاهانهتر و با دلسوزی بیشتری به خودمون نگاه کنیم و به جای تنبیه، با مهربانی به خودمون فرصت بدیم تغییر کنیم. 💚🤗
پس بیایید یاد بگیریم که هر روز، حتی کوچکترین تغییرات رفتاری و ذهنیمون رو جدی بگیریم.
این تغییرات کوچک، مثل سنگهایی هستند که با چیدنشون، مسیر جدید و زیبا و سالمی برای خودمون میسازیم. 🏞️✨
و در این مسیر، ایجاد احساس لاغری کلید اصلی و محوری ماست، کلیدی که در درون ما روشن میشود و راه را به ما نشان میدهد. 🔑🌟
به یاد داشته باش، هیچ تغییر بزرگ و پایداری بدون شروع از گامهای کوچک اتفاق نمیافتد.
پس از همین امروز با آگاهی و عشق، شروع کن به ایجاد احساس لاغری در ذهنات و زندگیات! 🌿✨

🌀 تله عجله در مسیر لاغری
⏳ یکی از بزرگترین دشمنان مسیر لاغری، عجله کردن است!
وقتی عجله داریم، میخواهیم همه چیز سریع و یکباره تغییر کند، انتظار داریم در کوتاهترین زمان ممکن نتایج بزرگ ببینیم. این انتظار زیاد باعث میشود اضطراب و ناامیدی در وجودمان ریشه بدواند. 😰💔
اما واقعیت این است که مسیر لاغری، یک مسابقه سرعت نیست؛ یک رقص آرام و زیبا است. 💃🕊️
این مسیر نیازمند صبر، توجه و دقت به هر قدم کوچک است که گاهی نادیده گرفته میشود.
اگر عجله کنیم، ممکن است همین قدمهای کوچک و بسیار ارزشمند را دست کم بگیریم و بهجای پیشرفت، احساس شکست کنیم. 😓❌
راه درست چیست؟
راه درست این است که هر روز، هر لحظه، با تمرکز کامل روی ایجاد احساس لاغری در ذهنمان، به خودمان یادآوری کنیم که تغییرات کوچک چقدر مهم و تأثیرگذار هستند. 🌿✨
هر بار که احساس میکنی مسیر سخت شده، به خودت بگو: «من در مسیر ایجاد احساس لاغری هستم و هر گام کوچک من را قویتر و موفقتر میکند.» 💪🌟
پس لطفاً عجله را کنار بگذار و به مسیر خودت اعتماد کن.
مسیر ایجاد احساس لاغری یک مسیر پیوسته، پایدار و پر از رشد است.
وقتی روی این مسیر صبور باشی، نتایج عالی و ماندگار به سراغت خواهند آمد، چون این مسیر با گامهای کوچک اما مستمر ساخته میشود. 🚶♀️🌈
این سفر را به آرامی و با مهربانی با خودت طی کن، به خودت فرصت بده و هر روز با عشق و تمرکز روی ایجاد احساس لاغری، قدم بردار.
آرامش و ثبات کلید پیروزی تو در این مسیر است. 🌿💖

💡 فرمول ایجاد احساس لاغری
🔑 حالا وقتشه که راز اصلی رو با هم مرور کنیم: فرمول جادویی ایجاد احساس لاغری!
این فرمول یعنی هر روز بهصورت آگاهانه و مکرر رفتارها و افکاری رو انتخاب کنیم که حس سبک شدن، آرامش و رضایت عمیق به ما میدهند. 🌿💫
این فرمول، مثل یه دستور پخت جادویی هست که باید هر روز با عشق، حوصله و تکرار ساخته بشه.
هر روزی که در مسیر ایجاد احساس لاغری قدم میذاری، داری قطعات این پازل بزرگ رو کنار هم میذاری و مسیر موفقیت واقعی و پایدار رو میسازی. 🧩❤️
ممکنه بعضی روزها خسته بشی، احساس کنی تغییر نمیکنی یا نتیجه نمیبینی، اما یادت باشه همین تمرین روزانه توی ذهن برای ایجاد احساس لاغری، دانهای هست که به مرور زمان تبدیل به درختی تنومند میشه. 🌱🌳
این فرمول در سادهترین لحظات هم حضور داره، مثل:
🍽️ وقتی که به خوردنت توجه میکنی و به احساس سیری واقعی گوش میدی، نه فقط پرخوری میکنی بلکه با جسمات هماهنگ میشی.
🎉 وقتی به خودت تبریک میگی برای یک انتخاب سالم، حتی کوچکترین قدمها هم ارزشمند هستند و تو به خودت انرژی مثبت میدی.
🌟 وقتی باور میکنی که تغییر ممکنه و منتظر معجزه نیستی، بلکه خودت عامل اصلی تغییر هستی و هر روز در مسیرش قدم برمیداری.
اینها همه بخشهای مهم این فرمول هستند که تو را به هدف واقعی، پایدار و لذتبخش میرسونند.
فراموش نکن که ایجاد احساس لاغری در ذهن، کلید طلایی تغییر واقعی و ماندگاره.
وقتی این حس را در خودت قوی کنی، نه تنها وزن کم میکنی، بلکه زندگیات را با آرامش، انرژی و رضایت بیشتری تجربه میکنی. 🌈💚
پس همین الان شروع کن، تکرار کن، باور کن و به خودت قول بده که هر روز در مسیر ایجاد احساس لاغری ثابت قدم باشی.
این مسیر طولانی نیست، اگر با عشق و آگاهی پیش بری.
هر قدم کوچک تو، هر فکر مثبت و هر انتخاب درست، تو را به موفقیت نزدیکتر میکند. 🚀✨
🌟 ترکیب احساس و رفتار؛ کلید تثبیت تغییر
🤝 آخرین و مهمترین بخش مسیر موفقیت، ترکیب دقیق و هماهنگ بین احساس و رفتار است.
تا وقتی رفتاری که انجام میدهی با یک احساس واقعی، خوب و مثبت همراه نباشد، ذهن ناخودآگاه آن را نمیپذیرد و نمیتواند آن رفتار را به یک عادت سالم و پایدار تبدیل کند. 🧠❤️
همه ما بارها تلاش کردیم کمتر بخوریم یا سبکتر زندگی کنیم، اما چون این رفتارها با احساسات واقعی و رضایتبخش درونمان هماهنگ نبودند، نتوانستیم این مسیر را ادامه دهیم و گاهی ناامید شدیم. 😞🚫
اینجا کلید اصلی ایجاد احساس لاغری نمایان میشود؛ باید بتوانی احساس سیری واقعی، رضایت درونی و آرامش را بشناسی و به آن احترام بگذاری. 🌿💡
وقتی که هر بار غذایت را با این احساس ترکیب میکنی، یعنی هم به جسمت گوش میدهی و هم به ذهنات اجازه میدهی که این رفتار را به عنوان یک عادت سالم بپذیرد، ذهنت کمکم این هماهنگی را تثبیت میکند. 🥗🧘♂️
این همان راز بزرگ افرادی است که سالهاست متناسب و سالم باقی ماندهاند؛ آنها توانستهاند این احساس لاغری را در رفتارهای روزمرهشان نهادینه کنند و به یک سبک زندگی تبدیل کنند. 🌟👗
تو هم میتوانی! فقط کافی است هر روز با تمرین و تکرار، رفتار و احساسات را در هم ادغام کنی و با تمام وجود در مسیر ایجاد احساس لاغری ثابت قدم باشی.یادت باشد:
پس امروز، همین لحظه، شروع کن به ترکیب احساسهای خوب با رفتارهای درست.
هر بار که این کار را میکنی، داری سنگی محکم برای پایههای موفقیتات میگذاری.
با هر بار تکرار، ایجاد احساس لاغری در ذهنات قویتر و قدرتمندتر میشود و تو در مسیر واقعی لاغری قرار میگیری. 🚀✨
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.76 از 55 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام استاد عزیز
خیلی عالیه من دیگه با این چالش یاد گرفتم انتخاب های جدید داشته باشم و به جای اشتها دارم جایگزین کنم انتخاب جدید دارم
وبه جای میل ندارم بگم سیر هستم
من سیر هستم
من سیر هستم
استاد منم در سفر چند روزه ای هستم که خیلی خوب دارم تو موقعیت جدید خودم رو محک میزنم همیشه تو مسیر مسافرت یه عالمه چیپس و پفک خوردم ولی ایندفعه در حد چند دونه از پفک بچها که داشتن میخوردن خوردم و همیشه از صبحانه ی مفصل خوردن وحشت داشتم ولی حالا خیلی راحت به مقدار مورد نیاز بدون ترس میخورم ویا اینکه دیشب شام فست فودی بودم در حالی که همه تعجب کردن انتخاب کردم شریکی با شوهرم نصف یه پیتزارو بخورم و کاملا سیر شدم در واقع استاد خیلی انتخاب های جدید دارم که همه شون رو بالذت انجام میدهم و خیلی جالبه من خیلی وقت این کار رو میکردم که به خودم میگم من سیر هستم مثلا :
میخواستم شب برم خونه مادرم بارها برای جلوگیری از ریزه خوای به خودم گفتم تو که سیری داری میری اونجا پس برو برا دیدنشون فقط نه خوردن غدای روی گاز یا هرچی اونجا مواد غدایی دیدی بخوری .
یا مثال دیگه :
همین دیشب بود که رفتم فست فودی که خیلی علاقه دارم به پیتزا و همیشه یکی یا حتی بیشتر هم تونستم بخورم ولی چون در مسیر تغییرم دیشب خیلی راحت بارها به خودم گفتم تو که سیری داری میری اونجاو لی چون بچهام در خواست کردن میرم او نجا ولی میتونی سفارش ندی ولی دیدم خیلی اینکار خوب نیست حس رژیم داره بهم دست میده و پس بهتر که شریکی با شوهرم یه دونه سفارش بدیم و واقعا با همون انتخابم راصی و خوشحال و سیر بودم وخیلی لذت بردم از انتخاب های جدیدم
من قبلا بارها این رفتار رو که به خودم بگم سیر هستم رو انجام دادم به صورت ناآگاهانه ولی حالا که فهمیدم شما هم همین موضوع رو دارین آموزش میدین با جدیت بیشتر ادامه میدم و تکرار میکنم
سلام
من سیر هستم چقدر تکرار این جمله اثر عالی داره که خوب رفتار و انتخاب کنیم
من همین الان قبل از گوش دادن به این فایل در فریزر رو باز کردم و بستنی سنتی شهرمون رو که خیلی عالیه داخل فریزر داشتم و با قاشق کوچیک چایی خوری اولین قاشق رو خوردم و دومی رو خوردم ولی سریع گفتم به خودم که من سیر هستم پس چرا میخورم و دیگه ادامه ندادم و اصلا دلم نخواست با همون دو قاشق کوچیک لذت بردم و جدیدا خیلی از این صداها رو میشنوم که تو ریزه خواری داری میکنی یا تو که الان سیری چرا میخوری یا اینکه نخور چون زیاده روی هست و حالت بد میشه و یا از همه مهمتر خیلی از طعم ها و مزها و خوراکی ها رو که قبلا دوست داشتم حالا دوست ندارم یا به نظرم مثل قبل خوشمزه نمیاد همین دیروز یه مشت کچیک پفیلا برداشتم انگار مثل قبل برام مزه اش خوب نبود نمیدونم یه تغییراتی هست و حسش میکنم و هر شیرینی رو اصلا نمیخورم چون اگه چیزی خیلی شیرین باشه حالم بد میشه و نمیتونم بخورم
عبارت من سیر هستم رو من قبلا هم خودم قبل از شنیدن آموزشهای شما در موقیعیت مختلف تکرار میکردم برای خودم و حالا از این به بعد جز آموزشهای من میشه و هر جا بدون دلیل گرسنگی میخواستم بخورم میگم من سیر هستم من سیر هستم من سیر هستم من سیر هستم من سیر هستم
سلام
اینمهم جایگزینی عالیه
به جای اینکه بگم چه چیزی رو کمتر خوردم بگم انتخاب جدیدی داشتم و این رو نخوردم چون سیر هستم چون وقتی کلمه ی کمتر رو استفاده کنیم که من برنج کمتر میخورم یا نون یا میوه یا هله هوله یا هر چی دیگه مغز ما واکنش نشان میده و ولع در ما ایجاد میکنه پس من باید بگم انتخاب جدید داشتم که دیشب در شام نون نخوردم چون میلم نکشید و سیر بودم
پس باید بگم من سیر هستم اینطور که بگیم دهن ما ارام میشه و ما رو تحریک به خوردن که نمیکنه هیچ باعث همکاری بیشتر با ما هم میشه که من چون سیرم غذای اصافی نمیخورم
این کلمه ی سیر هستم باید به عنوان فرمول جدید در ذهن ما پدیرفته بشه مثل متناسبها
پس هر وقت تصمیم گرفتم یه انتخاب جدید داشته باشم در مقدار غدام باید به خودم بگم من سیر هستم
من دیروز در مهمانی بودم وخیلی عالی رفتار کردم و برخوردم با مواد غذایی مثل متناسب ها بود
خیلی این جمله ی سیر هستم حس خوبی به آدم میده وقتی به زبون میارم انگار که الان یه متناسب فوق العاده هستم
دوست دارم بیشتر از این جمله استفاده کنم
و انصافا در دورهمی ها و داخل خونه خیلی وقتا ناخوداگاه میگم سیر هستم و تعجب میکنم از خوردن بقیه که چطور الان بعد از عذا این رو میخورن یا خود غدا رو چطور اینقد زیاد میخورن و حتی از فکرش هم حالم بد میشه و من از این جمله ی پر کاربرد زیاد استفاده میکنم اتفاقا در کنار عزیز متناسبی برای شام بودم که در دفعه های پیش موقع شام همیشه هم اون میگفت سیر هستم هم من چون واقعا قبل از عدا از خودم میپرسم سیر یا گرسنه هستم و حواسم به نیاز جسمم هست و اکثر مواقع تا گرسنه نباشم نمیخورم و زمان شام خوردن در اون روز برای من زود بود و من سیر بودم از این جمله ی من سیر هستم استفاده کردم
و چون من و این متناسب زیاد همدیگه رو میبینیم و اکثر مواقع این جمله ی مشترک رو موقع شام میگیم به طور عجیبی چند روز پیش که هم من و هم اون گفتیم خندش گرفت و گفت چه جالب طبق معمول من و تو سیریم و بقیه گرسنه و من چقدر احساس متناسب بودن کردم که شبیه یه شخص متناسب دارم رفتارمیکنم و من برای یه لحظه به خودم اومدم که خیلی جالبه چقدر با گذشته ام فرق کردم برعکس قبلا که همیشه گرسنه بودم و حرص وولع خوردن داشتم حتی بعصی وقتها که میدونستم دیر شام میدن تو این مکان یا مهمونی یه ته بندی با خوراکی کم کالری میکردم که بتونم تحمل کنم ولی حالا دقیقا بر عکس شده من همیشه سیر هستم و دستور خوردن کمتر شده از طرف مغزم مگر واقعا جسم ام واکنش بده یا حالا نشه تو جمعی نشینم روی سفره که اون مواقع حواسم هست که اصافه وارد جسمم نکنم و قبل از سنگینی و دل درد و … دست بکشم و تحریک نشم به خوردن و با خوردن بقیه من کاری به هیچ کس ندارم و تمام توجهم روی نیاز جسمم هست و لدت تناسب رو از لذت هر خوردنی بالاتر میدونم
من میخواهم به جای جمله ی کمتر بخورم بگم سیر هستم عالیه عالیه ادامه میدهم با این جمله های ناب از شما استاد
من عادت ریزه خواری داشتم
اما امروز که رفتم برای ناهار عدا درست کنم فقط یه لقمه خوردم پای گاز و دیگه نخوردم همونم بدون میل خوردم و به خودم گفتم من سیر هستم و همین جمله باعث یاد آوری شد که زور نخور طبق عادت همیشه که داع و داغ پای گاز خوردی و دیگه نخوردم چون سیر هستم پس من انتخاب کردم یه لقمه ریزه خواری داشته باشم اگه قبلا بود خیلی بیشتر شاید ۴ یا ۵ لقمه میخوردم ولی حالا انتخاب جدیدی داشتم
و دو روز پیش هم رفتم بیرون در حالی که تازه عدا خورده بودم و کاملا سیر بودم و اونجا داشتن تازه عدا میخوردن و خیلی به من تعارف کردن حتی داخل یه طرف گرفت که بخور و ببین مزه اش رو ولی من گفتم من سیر هستم و نمیتونم و واقعا هم نمیتونستم بخورم و جا نداشتم و اگه میخوردم حالم بد میشد
ذهن من داره با من همکاری میکنه و این نشون میده که ذهنم داره برنامه ریزی میشه برای لاغری
پس من هم این عادت ریز ه خواری رو دارم که میتونم تغییرش بدم وبعد از هر بار تکرارش با یه راه جدید حسم خوب باشه پس عادتم تکرار میشه ولی با مقدار کمتر از قبل دقیقا الان من همینطور هستم
من از اصطلاح من کمتر خوردم دیگه نمیخوام استفاده کنم چون عملا چیزی دیگه میشه و برعکس بیشتر میخوری
پس بگو من سیر هستم که نشون بده به ذهنت که من برنامه ای برای خوردن ندارم
من میخوام از این کلمه بیشتر استفاده کنم مثل متناسبها که زیاد و راحت میگن من سیر هستم
من سیر هستم
من سیر هستم
من سیر هستم
من سیر هستم
من هر روز انتخاب میکنم چه چیزی بخورم و این فوق العاده هست و این یک تصمیم راحت برای من در گذشته نبوده و اما طی این مدت که در دوره هستم به خوبی در رفتارم تغییرات دادم و ذهنم داره همکاری میکنه و برنامه ریزی انجام میشه .
بارها شده با حرف زدن در مورد لیموترش بزاق دهانمان ترشح شده و یا با حرف زدن در مورد موضوعی حالمون خوب شده پس معلوم میشه تصاویر با احساس هماهنگ هست .
ما خیلی وقت هست وقتی که عادت نادرستی رو داریم انجام میدیم که در ما احساس بد به وحود آورده در حالی که اوایلش با انجام همین رفتار احساس خوب در ما به وجود می آمد .در واقع تکرار یه رفتار با احساس خوب در ذهن به صورت فرمول در میاد و اینقدر تکرار میشه که دیکه این فرد از انجام اون کار خسته هست ولی نمی تونه ترکش کنه .
پس اول باید رابطه ی خوب با اون عادت برقراررکنی و بعد تغییرش بدی
پس تعریف جدید برای حالتهای خودتون ایجاد کنید
پس نیاییدد بگیم من کمتر خوردم و یا این غذا رو کم کردم چون این کلمه ما رو حریص میکنه چون کمتر در ذهن ما یه تعریفی داره که هر وقت گفتیم بیشتر خوردیم .
پس خیلی از ما عادتی رو که چند وقت بود تکرار میشد حالا تکرار میشه اما با مقدار کمتر یعنی کیک با چایی رو به مرور کم کردم تا حذف شد پس هر وفت خواستی کمتر بخوریم بگو من سیر هستم و این رو به صورت فرمول در بیار و بگو من سیر هستم و هر وقت میل به خوردن ندارید و یا کسی چیزی تعارف کرد بگو من سیر هستم .
من سیر هستم رو به عنوان یک تعریف حدید در ذهنت ثبت کن و بگو در مقابل تعارفهای بقیه و زمانی که تصمیم به خوردن نداری پس بگو بارها بگو در مقابل واکنشهای بیرونی و خوب دقت کن ببین لاغرها راحت میکن سیرم ولی ما سخت تر میگیم .
پس هر وقت تصمیم گرفتیم این مقدار رو بخوریم بیاییم بگیم من این مقدار رو انتخاب کردم چون سیر هستم و بارها بگو من سیر هستم تا در ذهنت ثبت بشه .
برداشت من از فایل:
خیلی عالیه که هر حرفی رو نمیگیم که این ذهن چموش رو آروم کنیم و حمله نکنه برای خوردن در واقع ما داریم این ذهن منطقی رو آروم میکنیم که هیچ کمبود و نبودنی و هیچ نخوردنی در کار نیست تو آرام باش،و هروقت به غدا نیاز داشتی به اندازه بردار بخور ولی اضافه نخور (چون سیری ) و بارها باید بهش بگیم هیچ رفتار و عادتی در ما که داره بارها تکرار میشه بد نیست اگر نتیجه اش بد هست دلیل نمیشه که خود اون رفتار بد باشه قطعا در ما لدتی ایجاد کرده که بارها تکرارش کردیم پس باید با اون رفتاری که بارها داریم تکرارش میکنیم در صلح باشیم که خوبه و هیچ ایرادی نداره و فقط ما میخواییم یک تغییر کوچک در اون ایجاد کنیم برای تنوع چون ما انسان هستیم و قدرت انتخاب داریم پس از این به بعد میتونیم اتتخابهای جدید داشته باشیم و ما اصلا نمیخواهیم که اون عادتها رو حذف کنیم پس از این به بعد ما انتخابهای جدید داریم و دیگه به راحتی هر غدایی رو به هر مقداری در هر زمانی که دوست داریم میخوریم و خیلی این کار به ما قدرت میدهد که ما میتونیمم تغییر کنیم پس از قدم های کوچک این تغییرات رو شروع میکنیم مثلا هر روز یه لقمه یا دو لقمه بیشتر از سیری بخور و دست از خوردن بکش و به مرور کمترش کن تا دیگه هیچ لقمه ی اصافی نداشته باشیم و اما نباید بیاییم بگیم که من فلان موقع این چند چیز رو نخوردم چون با این اشاره کردن به نخوردنها ذهن حریص تر میشه و ما را وادار به خوردن میکنه نه بگو سیر بودم و نخو استم بخورم یا هر وقت کسی چیزی تعارف کرد که قصد خوردن نداشتی بگو من سیر هستم و این تعریف جدید در ذهن برای کم خوردنهای خودت که تصمیم داری نخوری عالی هست و خیلی بهتر با ما همکاری میکنه .
پس در صلح باش با عادت همیشگی
به جای اینکه بگی من اشتها دارم بگو من قدرت انتخاب دارم
به جای اینکه بگی من این غذا رو امروز نخوردم و یا امروز کمتر خوردم و کلا هر تصمیمی که برای نخوردن داری بگو من سیر هستم تا ذهنت راحت تر همکاری کنه
(پس من در هر وعده به محض،گرفتن پیغام سیری در حالی که هنوز میل به خوردن هست به ذهنم میگم من سیرم و دیگه خوردن رو ادامه نمیدم تا تبدیل به فرمول بشه ممکنه روز اول دو لقمه اصافه بخورم و روز بعد یک لقمه اصافه بخورم و روز بعد اصلا اضافه نخورم .
هر وقت در مکانی بودم که تحریک به خوردن شدم به هر طریقی در حالی که کاملا سیر هستم میتونم یه لیوان اب بخورم و بگم من سیرم که این هوس و تحریک به خوردن بخوابه و یا اگر ذهن همکاری نکرد در حد مزه چشی باشه بگم اخه سیرم و ادامه ندم خوردنم رو .
هر وقت در جایی بودم مثل مهمانی و یا خانه مادرم و یا دور همی و یا تفریحی و …و بقیه خیلی تعارف کردن بخور و من واقعا سیر بودم در مقابل تعارف و اصرارهای بقیه من میگم من سیر هستم و به خوردن مشعول نمیشم .
من باید به جای کمتر خوردنهام بگم به ذهنم چون سیرم اضافه نمیخورم چون سیرم نمیخورم چون سیرم با چایی کلی شیرینی نمیخوام و هر وقت در وعده ای نیاز نداشتم و پیعام سیری رو گرفتم اضافه بر نمیدارم چون سیرم .)
به نام خدای مهربان
سلام بر استاد عطار روشن گرامی و دوستان پر انگیزه ام .
من تا به اینجای چالش به خوبی تونستم در عادتم یه راه ایجاد کنم که این برای من کم چیزی نیست و بسیار ارزشمند هست و یا حتی با تکرار عادت انتخاب شده ام (که میخوام کمرنگ بشه ) دیگه حالم بد نمیشه و یا اگر هم بخواد حالم بد بشه با به یاد آوردن آموزشها سعی میکنم حالم رو سریع تغییر بدم و بگم خب از این عادت که در من لذت آنی ایجاد میکنه دیگه متنفر نیستم چون بهم که بد نمیگذره و سریع شروع به خوب شدن حالم میکنم و اما جا داره بگم ذهنم به خوبی داره برای تناسب اندام ایده الم برنامه ریزی میشه چون من دیروز در یک مهمانی با پذیرایی مفصل و شام مفصل و بعد از شام یک تولد با کیک مفصل و … بودم اما من بدون ذره ای فکر کردن اتوماتیک عالی رفتار میکردم مثلا روی سفره غذای دلخواهم رو انتخاب کردم و به اندازه نیازم خوردم و از دو مدل دیگه فقط یک قاشق تست کردم و هیچ نوشیدنی هم که علاقه نداشتم و طبق معمول نخوردم و بعد ازاون برای صرف چای باز هم از انواع شیرینی تر و کاکا ییو و شکلات من فقط با چنگال به نصفه ازبک عدد شیرینی تر خوردم و ما بقیش در بشقابم موند و اتفاقا یک عدد کاکاییو بردم که اصلا بازش نکردم و تا عصر نسکافه بود یه ذره خوردم بازم دیدم انگار میلم نمیشه اصلا نخوردم میوه بود و اما من فقط به نصفه موز خوردم و بقیه اش در بشقاب موند ویا کیک تولد بود و….. اما من لب به کیکم نزدم و یا شب دوباره شام بود و اطرافیانم مشغول خوردن شام شدن اما من نخوردم چون واقعا جسمم نیاز نداشت و خلاصه در کل بسیار بسیار خوب رفتار کردم که این رو مدیون آموزشهای سایت هستم .
هر فکری که در ما احساس به وجود میاره در ذهن ما ذخیره شده .
افرادی که چاقی دارند رفتارهایی دارند که خودشون هم اذیت هستن و دوستشون ندارند اما در اونها تکرار میشه و با هر بار تکرار اونها ناراحت میشن و با ناراحتی اونها این رفتار بیشتر تکرار میشه و ترک اون عادت براشون سخت میشه
پس اگر قصد ترک عادتی رو داری باید با اون عادت در صلح باشی و از اون متنفر نباشی چونکه رفتارهای ما با احساس ما در ارتباط هستند .
و اینکه من نباید بهدنبال واژه ی کمتر خوردن باشم چون همین تکرار این کلمه ما روحریص میکنه و ما بیشتر میخوریم در حالیکه تصمیم گرفتیم کمتر بخوریم چون کار خوردن در ذهن ما تعریفی داره که ما رو وادار به خوردن بیشتر میکنه پس ما ازاین اصطلاح نباید استفاده کنیم
چون من خودم از گفتن این اصطلاح دقیقا همچین تجربه هایی زیاد داشتم و دارم شاید مشخصه ذهن من سریع حس قحطی و کمبود وخطر میکنه و من رو وادار به انحام رفتارهای نادرست میکنه ولی یاد گرفتم همیشه به اون ذهنم احساس آرامش بدم که همه چیز به مقدار زیاد در اطراف من هست و من هر وقت دلم خواست میتونم بخورم تا بهتر رفتار کنه .
پس من در این چالش یاد گرفتم و به ذهنم میگم علاوه بر سیری تو میتونی چند لقمه ی اضافی بخوری ولی کوچیکتر از معمول باید برداری و حتما تو بشقاب یه لقمه رو بزار باشه تا احساس توانایی کنی من باید علاوه بر این حرفها و تصمیم جدیدم که یک راه به عادتم اضافه کردم باید به جای اینکه بگم میخوام کمتر بخورم باید بگم من الان سیر هستم و این کلمه خیلی مهم هست که من از اون به عنوان یه واکنش رفتاری استفاده کنم که من سیر هستم پس در موقع انجام عادتم به خودم میگم من میخوام دیگه تو رو حذف کنم و یا کمتر بخورم به جاش بگم من سیر هستم و دیگه اضافه بر نیازم مصرف نکنم پس من باید در انجام عادتم بارها بگم من سیر هستم و من میل ندارم و اضافه بر نیازم نخورم حتی در هنگام تعارفات بقیه در مهمانی وقتی سیر هستم باید نخورم و به خودم بگم من سیر هستم در حالی که قبلاً وقتی در مهمانی و رستوران و دورهمی و جایی میرفتم محال بود همچین حرفی بزنم و فکر میکردم فقط یه ام شبه و دیگه تکرار نمیشه و من هر آنچه اونجا میبینم باید بخورم و …..
پس من خالا که فکر میکنم میبینم بارها دیشب که در مهمانی بودم اتوماتیک این تمرین رو انجام دادم یعنی به صورت خودکار انجام میدادم وقتی سیر بودم هیچ چیز حتی چایی هم نتونستم بخورم و اصلا هیچ چیز بر نمیداشتم و یا اگر بر اثر عادت برمیداشتم اما با توجه کردن به نیاز جسمم داخل بشقاب میماند و نمیخوردم و خیلی راحت از اون میگذشتم .
من تصمیمی به خوردن ندارم
من نیازی به خوردن ندارم
من میل به خوردن ندارم
من سیر هستم
اینها عباراتی هستن که باید در موقع مواجه شدن با مواد غذایی وقتی که سیر هستم از اونها استفاده کنم و اونها باید یک واکنش جدید در مقابل پارامترهای بیرونی که ممکنه ما رو تحریک به خوردن بکنند باشه پس من باید این عبارت رو بارها در مغزم تکرار کنم تا ملکه ی ذهن من بشه مثل دختر متناسب من که بارها با انواع مواد غذایی مواجه میشه ولی وقتی سیر هست خیلی راحت میگه من سیر هستم و نمیخوره و در مهمانی دیشب و یا تولد حتی خیلی از مواد خوراکی رو ندیده بود و اصلا نمیدونست روی سفره بودن و یا روی میز بودن و با حرفهایهای بقیه و یا با دیدن عکسها و یا اینکه میزبان ازش پرسید از فلان چیز خوردی ؟؟متوجه شده آهان اونم بوده من دقت نکردم و یا اگر کلی چیز باشه فقط غذای مورد علاقش رو میخوره و به دنبال تست کردن هیچ طعمی نمیره در حالی که من هنوزم گاهی اوقات دوست دارم تمام مواد غذایی روی سفره رو تست کنم اگر شده یه نوک قاشق پس این فرق ذهن متناسب وذهن چاق هست و من باید در مواقعی که سیرم ولی با مواد غذایی رو به رو میشم درست و عالی رفتار کنم و چیزی علاوه بر نیازم برندارم و به خودم بگم من سیر هستم تابه صورت فرمول جدید در ذهن من ثبت بشه .
پس من قول میدم هر وقت خواستم اضافه بر نیازم مواد غذایی بردارم به خودم بگم من سیر هستم و نیاز به اون ندارم و به زور چیزی وارد جسمم نکنم و بگم چون زیاد در اطراف من مواد غذایی هست من نمیخورم تا گرسنه بشم و هر وقت نیاز داشتم به راحتی از اون بردارم و بخورم .
سلام به همگی
من هر روز که آموزشهای سایت یادم میاد سعی میکنم درست رفتار کنم و همین باعث میشه من کلی چیز رو نخورم و اونها رو رها میکنم در واقع باید بگم من انتخابهای درست تری دارم
مثلا ظهر برای پسرم غدا بردم و مابقی اون رو که نخواست گذاشته بود روی میز اشپزخونه و من وقتی رفتم داخل اشپزخونه که اونجا رو مرتب کنم چشمم خورد به اون باقی مانده ی غذا ی ته ظرف یه قاشق خواستم بردارم یاد اموزشها افتادم همون یه قاشق کوچک رو خالی کردم و در حد ذره ای ته قاشق برداشتم و دیگه رفتم دنبال کارم و چقدر تا عصر این شرایط بود که من ریزه خورای کنم اما من بقیه ظرفها رو داخل زباله خالی کردم و لب به هیچ چیز نزدم . انتخاب های جدیدی داشتم و این نشون میده من در مسیر درست هستم چون ذهنم داره با من همکاری میکنه و اما بازم با استمرار در مسیر یادگیری لا غری میخوام ذهنم رو با هدفم بیشتر هماهنگ کنم .
تصاویر و احساس با هم هماهنگ هستن اگر تصویری در ما احساس به وجود بیاره میتونه به صورت کد در ذهن ما ذخیره بشه.
گاهی اوقات یه رفتار با احساس خوب قاطی میشه و به صورت فرمول در ذهن ما ذخیره میشه و ااینقدر تکرار میشه تا ادم رو خسته می کنه مثلا کشیدن سیگار اون اوایل در ذهن فرد به عنوان یه رفتار که همراه با لذت هست ذخیره میشه اما دیگه به مرور زمان با تکرار زیاد اون فرد رو خسته و ناراحت میکنه .
من اولا باید رابطه ام رو با عادتم خوب کنم و بعد تغییرش بدم .
من طبق آموزشها هیچ وقت نباید بگم من کمتر میخورم چون این کلمه باعث واکنش در ذهن ما میشه و ما رو حریص تر میکنه که بیشتر بخوریم یعنی این کلمه تعریفی در ذهن ما دارد که اصلا خوب نیست پس به جای اون بگو من انتخابهای جدیدی دارم .
من در گدشته عادت داشتم خیلی ریره خواری کنم اما الان هر وقت میخوام این کار رو انجام بدم باید بگم من سیر هستم و این کار رو انجام ندم من از این جمله زیاد باید استفلده کنم من هر وقت کسی چیزی تعارف کنه اگر سیر باشم نباید چیزی بخورم و راحت باید بگم من میل ندارم یا سیر هستم اما چاق ها حتی این جمله رو نمیتونن به زبان بیارن .
اما اگر من بارها این کارو انجام بدم دیگه در ابنده راحت خیلی راحت در مواقع سیری میگم من سیر هستم و عذا نمیخورم مثل متناسبها .همین الان برای پسرم میگو سرخ کردم اما خیلی راحت گفتم من سیر هستم و لب نزدم و فقط یک عدد میگو جهت تست مزه خوردم و این کار بعد از سالها تلاش برای من کار خیلی سختی نیست هر وقت سیرم و کسی چیزی تعارف میکنه و یا غذا هست خیلی راحت میگم من میل ندارم یا سیر هستم و غدا رو به زور وارد جسمم نمیکنم .
من با انتخابهای جدیدم قطعا کمتر خواهم خورد و بارها باید به خودم بگم من سیر هستم ..