تا حالا شده با خودت بگی: «من که این همه رژیم گرفتم، چرا بازم چاقم؟!» 🤔
جوابش خیلی سادهست، اما تا حالا جدی بهش فکر نکردیم…
مسئول اصلی اضافهوزن ما نه غذاست، نه ژن، نه تحرک کم! بلکه یه چیز پنهون تو ذهنمونه: فرمول ذهنی چاقی 🧠📦
ذهن ما با باورها، تصاویر درونی و احساساتی که سالها تکرار شدن، نقشهی چاقی رو کشیده و جسم فقط داره اجراش میکنه.
پس اگه میخوای از این چرخه تکراری بیرون بیای، وقتشه اول از همه ذهنتو بشناسی و برنامهشو تغییر بدی ✨
در ادامه با هم میفهمیم این فرمولها چطور کار میکنن و چطوری میتونیم مسیر ذهنمونو به سمت تناسب برگردونیم 🚶♀️🌿
🧩 فرمول ذهنی چاقی چیه واقعاً؟
اگه بخوام خیلی ساده برات توضیح بدم، فرمول ذهنی چاقی یعنی مجموعهای از باورها، افکار، خاطرات و احساساتی که توی سالها زندگیمون در ذهنمون حک شده و حالا داره پنهونی ولی قدرتمند بدن ما رو به سمت چاقی هدایت میکنه. 😶🌫️🧠

این فرمولها معمولاً از دوران کودکی شکل میگیرن. وقتی مثلاً یکی بهت گفت:
🔹 «تو استعداد چاقی داری!»
🔹 «چاق بودن تو ارثیه!»
🔹 «بیشتر بخور تا قویتر بشی!»
🔹 «وقتی غذا بخوری آروم میشی!»
و ذهن کودک ما، که قدرت تحلیل نداره، این حرفها رو بهعنوان حقیقت پذیرفته و تبدیلش کرده به پایههای فرمول ذهنی چاقی 🧱🧠
با گذشت زمان، این فرمولها کاملتر میشن و خودشون رو توی جملههایی نشون میدن مثل:
- «من ارثی چاقم»
- «متابولیسمم کُنده»
- «آب هم بخورم چاق میشم»
- «بدنم غذا رو سریع ذخیره میکنه»
- «نمیتونم لاغر بمونم چون بدنم برمیگرده به حالت قبل»
- «سنم بالا رفته، دیگه نمیشه لاغر شد»
اینا فقط یه مشت جمله ساده به نظر میرسن، اما هر کدوم یه آجر از دیوار محکم فرمول ذهنی چاقی هستن که ذهن ساخته و حالا بدنت داره اون دیوار رو هر روز بلندتر میکنه 🧱⬆️
در واقع ذهن ما مثل یه نقشهکش حرفهایه؛ وقتی باورهای چاقکننده رو با تکرار زیاد و احساس قوی ثبت میکنیم، ذهن اون رو بهعنوان مسیر اصلی زندگی انتخاب میکنه.
اینجوریه که بدون اینکه حتی متوجه بشیم، فرمول ذهنی چاقی داره هر روز بدنمون رو به سمت اضافهوزن میبره 🚶♀️⚖️
حتی اگه رژیم بگیری، ورزش کنی یا کلی تلاش فیزیکی انجام بدی، تا وقتی این فرمول ذهنی توی ذهنت فعاله، مثل اینه که داری خلاف جهت رودخونه شنا میکنی 😓🌊
🧠 اولین قدم برای لاغر شدن واقعی، شناسایی و اصلاح فرمول ذهنی چاقیه.
چون تا وقتی برنامه ذهنی تغییر نکنه، بدن همون مسیر همیشگی رو ادامه میده. 🔁
اولین قدم برای لاغر شدن واقعی، شناسایی و اصلاح فرمول ذهنی چاقیه.
چون تا وقتی برنامه ذهنی تغییر نکنه، بدن همون مسیر همیشگی رو ادامه میده.
و اینجاست که قدرت ذهن رو باید جدی بگیری… چون همون ذهنی که تو رو چاق کرده، میتونه راه لاغر شدن واقعی رو هم بسازه 💡🛤

🚫 چرا تلاش برای لاغری جواب نمیده؟
چند بار شده با تمام وجود تصمیم بگیری که لاغر شی؟
مثلاً رژیم بگیری، ورزش رو شروع کنی، خوراکیهای مورد علاقهت رو بذاری کنار، حتی تو مهمونیها مقاومت کنی… ولی بعد از چند روز یا چند هفته، همه چیز برمیگرده به حالت اول؟ 😣
دلیلش این نیست که ارادهت ضعیفه یا تنبل شدی. نه! مشکل اینجاست که داری فقط با بدنت کار میکنی، در حالی که ریشه چاقی تو ذهنته، نه توی شکمت! 🧠🍽
تا وقتی فرمول ذهنی چاقی توی ذهنت فعاله، تلاشهای فیزیکی فقط یه زور زدن موقته.
مثلاً وقتی رژیم میگیری، فقط بدنت رو گرسنه نگه میداری، اما فرمول ذهنی که میگه:
«من بدون غذا آروم نمیگیرم»
یا
«وقتی ناراحتم باید بخورم»
همچنان فعاله و بالاخره یه جا بهونه پیدا میکنه و تو رو برمیگردونه سر خونهی اول. 🔁
🔍 واقعیت اینه که فرمول ذهنی چاقی مثل یه فرمانده پشت صحنه است.
حتی اگه سرباز (بدن) رو مجبور کنی به رژیم گرفتن، فرمانده (ذهن) با یه دستور ساده همه چیزو خراب میکنه.
تا وقتی این فرمولها رو شناسایی و اصلاح نکنی، ذهنت همیشه دنبال راهی برای برگردوندنت به مسیر قبلی میگرده:
🍕 پرخوری هنگام استرس
🍫 جایزه دادن به خودت با خوراکی
😓 احساس گناه بعد از خوردن
🥱 خستگی و تنبلی بعد از پرخوری
🧠 ذهن تو طوری برنامهریزی شده که چاقی رو امنتر، راحتتر و آشناتر از لاغری میدونه. چون سالهاست با فرمول ذهنی چاقی زندگی کردی. پس طبیعیه که به محض تغییر، مقاومت نشون بده و بخواد به وضعیت قبلی برگرده.
اما خبر خوب اینه که:
همونطور که این فرمولها ساخته شدن، با تمرین و آگاهی، میتونی فرمول ذهنی جدیدی برای لاغری و تناسب بسازی ✨
✅ فقط باید بدونی که لاغر شدن از بیرون شروع نمیشه، بلکه از درون و از ذهن شروع میشه.
و تا وقتی تغییر از درون اتفاق نیفته، هیچ رژیمی نمیتونه نتیجه ماندگار بده.

😮💨 چرا چاق شدن راحتتر از لاغر شدنه؟
اگه تا حالا سعی کردی لاغر بشی، حتماً حس کردی که چاق شدن چقدر راحت و بیدردسره، ولی لاغر شدن… انگار یه جنگ تمومنشدنیه! 😫
اما واقعاً چرا اینطوره؟ چرا بدنمون انقدر راحت به سمت چاقی میره، ولی برای لاغری باید با سختی و فشار جلو بریم؟
پاسخ خیلی واضحه: چون فرمول ذهنی چاقی سالهاست توی ذهنمون حک شده، تکرار شده و با احساسهای قوی مثل لذت، آرامش یا حتی امنیت همراه بوده. 🧠🛠
📍 تصور کن هر روز بدون فکر کردن، مسیر خونه تا محل کارت رو میری. چون اون مسیر آشناست، ذهنت بدون انرژی زیاد اون رو انتخاب میکنه.
حالا اگه یه روز بخوای از یه مسیر جدید بری، ذهنت مقاومت میکنه چون اون مسیر براش ناآشنا و «ناامن»ه.
چاق شدن هم دقیقاً همینطوره! ذهن ما مسیر چاقی رو مثل یه مسیر آشنا، راحت و بیخطر میشناسه چون:
- همیشه موقع ناراحتی سراغ غذا رفتیم
- با پرخوری احساس کنترل یا آرامش پیدا کردیم
- خوردن برامون شده راهی برای لذت، پاداش یا فرار
- و مهمتر از همه: تصویر ذهنیمون از خودمون، یه آدم چاقه!
پس فرمول ذهنی چاقی نهتنها فعاله، بلکه توی ذهن ما جا افتاده، آشنا و حتی مورد اعتماد شده! 🤝🍔
🔥 حالا برعکسش رو ببین:
وقتی تصمیم میگیری لاغر شی، باید مسیر جدیدی بسازی. باید عادتهایی رو تغییر بدی که سالها باهات بودن.
ذهن مقاومت میکنه چون احساس خطر میکنه! چون تصویر جدید از «توِ لاغر» براش غریبهست و هنوز بهش اعتماد نداره.
به همین دلیله که چاق شدن آسونه، چون با فرمول ذهنی چاقی هماهنگه. ولی لاغر شدن نیاز به بازنویسی ذهن، تغییر باورها و ساختن تصویر جدید از خودت داره. 🎨🧠
✅ پس اگر میخوای لاغری رو تجربه کنی، نباید فقط کالری بشمری یا بیشتر بدوی! باید مسیر ذهنیتو عوض کنی.
تا وقتی فرمول ذهنی چاقی رو نشکنی، بدنت مسیر چاق شدن رو ادامه میده، چون اون مسیر براش آسونتره!
ولی خبر خوب اینه: همون ذهنی که تو رو چاق کرده، اگه درست آموزش ببینه، میتونه بزرگترین حامی لاغر شدنت بشه 🌱💪
🧠 فرمول ذهنی چاقی دقیقاً چطور کار میکنه؟
تصور کن ذهنت مثل یه سیستم هوشمنده که سالهاست بدون اینکه بفهمی، داره برنامههایی اجرا میکنه که باعث اضافهوزن شدن تو شده.
این برنامهها همون فرمول ذهنی چاقی هستن؛ ترکیبی از افکار، احساسات و واکنشهای تکراری که در موقعیتهای خاص فعال میشن.
مثلاً:
- وقتی استرس داری، ناخودآگاه میری سراغ خوراکیهای شیرین 🍪
- وقتی ناراحتی، حس میکنی یه غذای خوشمزه حقتِ و باید خودتو دلداری بدی 🍕
- وقتی شاد و موفقی، پاداشت یه وعده سنگین یا دسر اضافهست 🎉🍰
اینا فقط عادت نیستن، بلکه بخشهایی از فرمول ذهنی چاقی هستن که مثل یک کد مخفی، تصمیمات روزمرهی خورد و خوراک تو رو هدایت میکنن.
واقعیت اینه که تو با منطق و آگاهی تصمیم نمیگیری چی بخوری یا چقدر بخوری…
بلکه تاثیر ذهن ناخودآگاهت، طبق همون فرمول قدیمی، داره زندگیت رو جلو میبره.
و تا وقتی این فرمول ذهنی چاقی تغییر نکنه، هر رژیم یا برنامه ورزشیای فقط یه راهحل موقتیه که زود یا دیر، دوباره برمیگردی سر جای اول 😞

🔍 چطور فرمول ذهنی چاقی خودم رو شناسایی کنم؟
برای شروع تغییر، اول باید بدونی دقیقاً با چی طرفی!
فرمول ذهنی چاقی یهدفعه شکل نمیگیره؛ حاصل سالها تکرار احساس، فکر و رفتار در موقعیتهای مختلفه.
اما خبر خوب اینه که تو میتونی قدمبهقدم پیداش کنی و اون رو بازنویسی کنی ✍️🧠
💡 مراحل شناسایی فرمول ذهنی چاقی:
- به محرکها توجه کن: کی بیشتر غذا میخوری؟ وقتی خستهای؟ وقتی ناراحتی؟ وقتی استرسی؟ اینا همون لحظههاییه که فرمول ذهنی فعال میشه.
- احساساتت رو ثبت کن: بعد از پرخوری یا خوردن غیرضروری، چه حسی داری؟ احساس گناه؟ پشیمونی؟ یا شاید رضایت لحظهای؟ این احساسات بخشی از کد ذهنیه!
- الگوها رو بنویس: مثلاً: «وقتی شبها تنها میمونم، بدون اینکه گرسنه باشم، چیپس یا شیرینی میخورم.» یا: «هر بار عصبانی میشم، سر یخچال پیدام میشه.»
✏️ با نوشتن این الگوها، تو داری تکهتکه فرمول ذهنی چاقی خودت رو از ناخودآگاه بیرون میکشی و میاری توی نور آگاهی ☀️
و این یعنی قدم اول برای آزاد شدن از برنامههای چاقکننده ذهن.
چون چیزی که دیده بشه، قابل تغییر دادنه! 🛠️💫
🔁 چطور فرمول ذهنی چاقی رو تغییر بدیم؟
تا اینجا فهمیدیم چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کمتحرکی نیست… بلکه نتیجه یک برنامهریزی ذهنیه! حالا سوال مهم اینه: چطور میشه این فرمول ذهنی چاقی رو بازنویسی کرد؟
جوابش سادهست ولی نیاز به تمرین و آگاهی داره:
با تغییر باورها، احساسات و رفتارهایی که ریشه در ذهن ناخودآگاه ما دارن.
۱. شناسایی باورهای چاقکننده 🕵️♀️
اولین قدم، شناخت باورهاییه که سالهاست ناخودآگاه تکرارشون کردی. مثل:
- “من چاق توی ژنم هست” 🧬
- “غذا تنها چیزیه که منو خوشحال میکنه” 🍕
- “من اراده ندارم” 😞
- “فقط با رژیم سخت میتونم لاغر شم” 🥗⛔
کافیه چند روز به افکارت موقع غذا خوردن، لباس پوشیدن یا دیدن خودت توی آینه دقت کنی… خیلی از این باورها خودشونو نشون میدن.
۲. جایگزینی با باورهای سبککننده 🦋
تو نمیتونی فقط یه باور رو حذف کنی، باید با یه باور تازه جاشو پُر کنی. مثلاً:
- “بدن من میتونه تغییر کنه، اگر ذهنم تغییر کنه”
- “من ارزش آرامش واقعی رو دارم، نه فقط آرامش لحظهای با غذا”
- “من میتونم یاد بگیرم رفتارم رو آگاهانه انتخاب کنم”
- “لاغری با عشق به خودم ممکنه، نه با تنفر از بدنم”
📌 هر بار که ذهنت خواست باور قدیمی رو تکرار کنه، آروم بهش یادآوری کن که الان برنامهات عوض شده!
۳. تغییر الگوی احساس و رفتار 🤝
اکثر رفتارهای چاقکننده، با یه احساس شروع میشن: استرس، خستگی، تنهایی، یا حتی شادی زیاد!
تو باید یاد بگیری قبل از اینکه سراغ غذا بری، اول احساسات رو بشناسی:
“الان واقعاً گرسنهام یا فقط خستهام؟”
“میتونم به جای خوردن، با یه نفس عمیق یا قدم زدن حالمو بهتر کنم؟” 🌬🚶♀️
این یعنی: قطع ارتباط غذا با احساسات ناخوشایند و ساختن ارتباطی تازه با آگاهی.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.65 از 43 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!




سلام استاد مثل همیشه فوق العاده بود .دقیقا جواب سوال امروز من در این فایل بود .من امروز یک نان کامل برای صبحانه مصرف کردم چون تازه و گرم بود بعد از اتمام کمی به خودم شک کردم که فکر کنم نان اضافه خوردی و عذاب وجدان گرفتنم به خودم گفتم چون صبحانه بود باید میخوردی اضافه میخوردی همه میگن وعده صبحانه باید کامل باشه و هر چقدر بخوری چاق نمیشی باز هم فرمول های نادرست قبلی ذهنم رو درگیر خودش کرده بود . فهمیرم من هنوز ترس از مواد غذایی دارم ودر پاسخ به خودم جواب نان چاق نمیکند و این تو هستی که باید انتخاب کنی چقدر پصرف کنی گه از مصرف آن لذت ببری .واینکه وعده صبحانه و ماهار و شام نداره به اندازه نیاز بدن بخور حیف نیست برن به این زیبایی و این نعمت سلامتی رو خودت به چالش بندازی و اذیتش کنی .ووبه این ترتیب تونستم ذهنم رو آروم کنم .بخصوص با آموزش اینکه معده ما یخچال و فریزر نیست کلی از رفتار اشتبه رو باید اصلاح کنم. خدایا شکرت .استاد عزیز سپاسگزارم
سلام
من این مسئله را کاملا بوضوحدر خودم دیده بودم من همیشه نگران این بودم که مبادا گرسنم بشه وقتی به حد نیازم میخوردم خب طبیعتاً دوسه ساعت بعدش گرسنم میشد و من میترسیدم از اینکه وااااای گرسنم شد حالا چیکار کنم و با خودم میگفتم دیدی کم خوردی گرسنت شد بعد از چندبار با خودم گفتم وااا خب گرسنگی یه چیز طبیعیه چرا انتظار داری هیچوقت گرسنه نشی حالا گرسنه شدی برو سر یخچال یا گاز یه چیزی بخور و در واقع ترسم ریخت
یا همیشه وقتی خسته باشم هی میرم خوراکی و قهوه و اینا میخورم تا سرحال شم درصورتیکه هیچ فایده ای هم ندارم در واقع از غذا خوردن بجای اینکه فقط به عنوان رفع گرسنگی نگاه کنم به عنوان راه حل خیلی چیزها استفاده میکنم و باید کم کم از بینش ببرم
کارهایی که میخام بکنم اینه که تا بدنم بهم میگه سیر شدی و بسه دیگه نخور اصلا ادامه ندم مثلاً امروز سرناهار اینکارو کردم اما متاسفانه سر شام با اینکه سیر شده بودم بازم خوردم اما خب اشکال نداره همونطور که استاد گفت اگه یه رفتاری که خوب نیست تکرار بشه دلیلی نیست که ما خیلی ناراحت بشیم و خودمون را سرزنش کنیم
کار دیگه ای که میخام بکنم اینه که از جمله من سیرم با جرعت بیشتری و با صدای بلندتری استفاده کنم و هر موقع سیر شدم بگم
و اینکه میخام از این به بعد سعی کنم موقعی که آشوبم یا حوصلم سررفته و یا خستم دنبال راه حل دیگه ای بجای خوردن بگردم و هروقت گرسنم شد غذا بخورم.
راستی امروز یه نفر دیگه بهم گفت که لاغر شدی و من خیلی خوشحال شدم 🥳🥳🥳🥳
ممنونم استاد
خدایا شکرت
و از خودمم بابت استمرار و عشق و علاقه ای که نسبت به لاغری دارم ممنونم
نشان های دریافت شده
سلام براستاد عزیز و دوستان همراه
ما کلا شیوه زندگیمون اینجوریه که اکثر اوقات روزهای تعطیل ناهارمون رو میبردیم دل طبیعت و اونجا صرف میکردیم .
من خودم هم جزو افرادی بودم که صبح بعد از خوردن صبونه تدارک رفتن به بیرون رو میچیدیم .
وآنقدر داخل ماشین بار میزدیم که گاها ماشین درصندوقش بسته نمیشد .
مثلا ساعت ۱۰ میرسیدیم اولش یه میان وعده برای رفع گرسنگی میخوردیم یه چایی با نون وپنیر و خیار وگوجه و مربا میزاشتیم روی سفره وهرکسی هرچی دوست داشت میخورد.
ساعت ۱ دوباره ناهار مرغ با کلی مخلفات و برنج وماست میخوردیم .
ساعت ۴ دوباره کلی میوه و آجیل .
بعدش نوبت به کباب کردن گوشت میرسید وآقایان چون دراین کار مهارت خوبی داشتند این کار رو عهده دار میشدند.
بعضی وقتها یه آش ترش هم داشتیم .
بعدها متوجه شدم که من لذتم از بیرون رفتن درسته که دورهمی ولذت بردن از طبیعته . اما یه صبح تا غروب داریم میخوریم وچقدر عجیب که واقعا گرسنه هم میشدیم .
کم کم تصمیم گرفتم که اصلا بیرون نرم . ودرخونه بمونم . چون درخونه اصلا تحریک آنچنانی برای خوردن نمیشدم .
چون در ذهن من هدف از بیرون رفتن برخورداری از لذت بود و ذهن من برای اینکه منو به هدفم برسونه میل منو به خوردن موادغذایی بیشتر میکرد تا منو به تجربه لذت برسونه .
وگفتم تا زمانی که این فرمول رو تغییر ندم تفریح نمیرم .
فرمول که تفریح و دورهمی درسته که لذت داره اما خوردن لذتی نداره بلکه دردشکم و چاقی و عذاب وجدان رو به همراه داره .
اگه برای خودم ارزش قایل باشم لذت رو دراون میبنم که درست رفتارکنم . درست زندگی کنم . راحت زندگی کنم.
خوردن زیاد نه تنها لذت نداره بلکه رنج داره .
رنج نداشتن جسم متناسب که همش بایستی همراهمون باشه .
رنج نداشتن حس خوب از جسمی که خداوند آکبند وتمیز بهمون داده ومن با رفتارم خرابش کردم .
رنج نداشتن اختیار روی رفتارم که برده غذاهام بشم .
وکلی رنج های دیگه که ما آدمهای چاق یه طومار میتونیم بنویسیم .
پس تا زمانی که این فرمول ذهنی ام رو درست نکردم ترجیح میدم گردش نرم تا رنجی بر رنج های قبلیم اضافه نکنم.
نشان های دریافت شده
آفففرین عالی نوشتی …
حقت مدال طلا بوده که دریافت کردی مبارک باشه (:
به نام خدای خالق زیبایی ها
سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی
روز ۸ برخورد با مواد غذایی
الان که در این فایل نگرانی های افراد چاق رو میدیدم متوجه شدم که من چه همه از رفتارم شبیه افراد چاق بوده و الان چقدر عوض شده
من همیشه وقتی میرفتن سرکار یا صبحانه خوب می خوردم یا با خودم می بردم ولی الان چند وقته که به اندازه نیازم و حتی گاهی اوقات خیلی کمتر به خاطر عجله ام می خورم و هیچی با خودم نمیبرم و ظهر میشه میام خونه به خودم میگم چقدر خوب من اصلا گشنه نشدم من که صبحانه کم خوردم مثلا یک لیوان شیر
در صورتی که قبلا اگه صبحانه نمی خوردم یک ساعت بعد سوزش معده و سرگیجه پیدا میکردم الان متوجه شدم اونها همه واکنش های اشتباههی بوده که ذهن خود من با توجه به فرمول های اشتباه انجام می داده ولی الان که در مسیر لاغری هستم و دارم فرمول های اشتباه رو با فرمول های درست جایگزین می کنم دیگه خبری از ضعف کردن نیست
معده من محل ذخیره مواد غدایی نیست
معده من یخچال نیست
معده من محل هضم مواد غذایی است
معده من محل تبدیل غذا است
نیازی نیست من بیشتر بخورم غذا همیشه و در همه جا هست
انجام کار بیشتر ربطی به غذا نداره
چالش من نون در وعده نهار بود و هر روز دارم مقداری از اون رو برمی دارم میذارم کنار و به خودم میگم من سیر هستم من سیر شدم
بنام خدا
سلام خدمت دوستان و استاد عزیز،
چالش ۸ معده جای ذخیره غذا نیست بلکه غذا را تبدیل به انرژی میکند برای سلامتی بدن .فکر کردن به غذا قدرت چاق کنندگی بیشتری داره تا خوردن غذا ما نباید چون چندین ساعت از منزل بیرون هستیم برای جبران دوبرابر آن چیزی که همیشه میخوریم را بخوریم این پرخوری میشه منجر به چاقی میشه .من همیشه موقع غذا خودم انتخاب میکنم مقدار مواد غذایی را چقدر مصرف کنم گاهی همین مقدار کم را هم نمیتونم مصرف کنم .واقعا بخش چالش ها خیلی عالی هستش و آموزه های خیلی خوب هستن .من قبلا هر جا میرفتم لیشتر موقع گرسنه نبودم اما سر،سفره با بقیه غذا میخوردم اما الان هر جا باشم گرسنم نباشه میگم سیرم فعلا بعدا میخورم .
نشان های دریافت شده
سلام🙂
چقدر جالب بود فرمول ترس و نگرانی از آینده حتی روی خوردن ما و ذخیره کردن ما هم که جزئ فرمولهای چاقی هست تاثیر داره به این شکل که ما با وجودیکه الان سیریم به خاطر امکان گرسنگی یا نیاز به مصرف انرژی بیشتر یا احتمال عدم دسترسی به غذا بیشتر میخوریم …واقعا تا حالا فکر نمیکردم که مثلا فرمول ترس از آینده میتونه حتی اینقدر گسترده بشه که روی نحوه خوردن ما هم اثر بذاره…
خود من همیشه وقتی حرف از ترس از آینده و نگرانی میشد بیشتر مسائل مالی برام مطرح بود وحالا میبینم که یه فرمول ذهنی در تمام جنبه ها تاثیر گذاره حتی نحوه خوردن…
وقتی داشتم فایل رو گوش میکردم با خودم گفتم منکه این کار رو نمیکنم یا قبلا نمیکردم ولی به یادم اومد که سحرهای ماه رمضان این کار رو انجام میدادیم و برای اینکه مثلا ۱۶ ساعت گرسنگی قراره بکشیم سحر بیشتر میخوردیم که اونو جبران کنه در حالیکه معده یخچال که نیست به محض فرو بردن غذا فرآیند هضم از طریق اضافه کردن شیره معده مترشحه از سلولهای معده شروع میشه و نیم ساعت بعد اولین خروجی از معده به سمت روده کوچیک و فرآیند جذب ویتامینها و …شروع میشه و عملا بعد از چند ساعت هیچ ماده مفید و موثری از مواد غذایی مصرفی داخل روده ها هم نیست چه برسه به معده….
و این فرمول ترس از آینده است که باعث شده حتی در مورد خوردن هم ما زیاده روی کنیم
یا به یاد آوردم که قبلا در زمانهایی که قصد سفر داشتیم یا قبل از شروع سفر یا اول سفر کلی میوه و آجیل و هله هوله میخریدم که توی چند ساعت که توی ماشین هستیم مشغول خوردن باشیم یا به اسم اینکه بچه دارم و ممکنه گرسنه بشه کلی خوراکی برمیداشتم در حالیکه بچه ام یا اصلا نمیخورد یا نهایتا یه دونه خوراکی میخورد ولی من کلی میوه و آجیل از خونه برمیداشتم کلی هم خوراکیهای جورواجور از سوپری میخریدم در حالیکه این مدت همون چند تا سفر کوتاه هم که رفتیم حتی فراموش کردم آب هم بردارم و نهایتا از سوپری بین راه خریدیم..و همین تغییر رفتار نشون میدا که این فرموله یه تکونی خورده…
نکته بعدی که یاد گرفتم این بود که اشکالی نداره اگه گاهی اوقات با وجودیکه میدانیم سیر شدیم ولی اضافه تر میخوربم اونم ۱۰ تا۲۰ درصد …همینکه اکثر اوقات درست رفتار میکنیم مسیرمون درسته و برآیند اون رفتارها به سمت متناسب شدنه….
استاد فقط یه موضوعی چند روزه فکرم رو درگیر کرده و اونم اینه که چرا اینقدر سرعت تغییرات من کنده؟؟؟؟؟ چرا با وجودیکه خودم احساس میکنم خوب دارم پیش میرم باز هم نتیجه ام ضعیفه؟؟؟ حتی دیشب به قدری نا امید شده بودم که با خودم گفتم بی خیاله هر چی دوره ذهنی لاغر شدن و ثروتمند شدنه…. به نظر خودم انگار فقط دارم درجا میزنم ….و این ذهنم حسابی قدرت گرفته که چه فایده ای داره این همه فایل گوش کردی….. حسم اینه که جمعتر شدم ولی این جمع شدن نه در لباسها خودش رو نشون میده نه کسی بهم میگه…فقط حس خودمه….خلاصه که صبح که بیدار شدم جلوی آینه با خودم گفتم سایز و وزنت مهم نیست حرف دیگران هم مهم نیست مهم حال و روحیه و احساس خودته که مهمه…پس ادامه بده… بارهاحتی با خودم گفتم شاید این منم که اینقدر زمان باید بذارم برای تغییر…و از اینکه بعضی فقط با خوندن یه کتاب یا گذروندن یه دوره در مدت ۶ ماه اینقدر تغییرات شگرفی دارن متعجبم و بارها گفتم کاشکی منم مثل اونا بودم ….یه راهنمایی میکنین لطفا ممنون میشم
سلام و درود
سرعت تغییر جهان هستی کنده و خیلی وقت ها قابل دیدن با چشم نیست
تغییر جسم هم از این قاعده پیروی می کنه
اگه جسم رو تحت نظر بگیریم و مراقب تغییراتش باشیم از تغییر نکردنش خسته میشیم
اما اگر به زندگی روزمره بپردازیم و مطمئن باشیم جسم ما تغییر میکنه وقنی که ما افکار و رفتار مناسب رو هر روز تکرار کنیم دیگه تمرکزمون از تغییر جسم برداشته میشه و احساس خستگی یا کلافه شدن از تغییر نکردن جسم رو نخواهیم داشت.
نشان های دریافت شده
سلام
کاملا درسته استاد.دقیقا گیر من…ممنونم از راهنماییتون🙏
سلام استاد من فکر نمیکردم که این چالش خیلی موثر باشه مخصوصا اینکه رایگان بود و انتخاب کرده بودم که دوباره غذا کشیدنم حذف کنم خوب الان واقعا عملکردم عالی و باعث تعجبم شده اینکهدفهمیدم دوباره غذا کشیدن یک نیاز نبوده بلکه یک عادت بوده و انتخاب کردم که دیگه این کار نکنم و اینکه تاکید کنم تکرار این عادت نباید برام بد باشه بلکه یک زمانی از این عادت لذت میبردم ولی الان دوست دارم انتخاب کنم که غذا دوباره نکشم و به راحتی داره دوباره نکشیدن غذا به یک عادت برام تبدیل میشه نکته جالب اینکه من سیر میشم واقعا با غذای بشقابم سیر میشم پس دوباره غذا کشیدن نیاز من نیست بلکه فقط یک عادت و این عادت تا جایی پیش رفته بود که اصلا از غذای بشقابم لذت نمیبردم و نگاهم فقط به دیس غذا برای دوباره کشیدن بود
اوایل دوباره کشیدن در حد یک تکه ته دیگ تخفیف دادم و کم کم حتی اون هم حذف کردم
و الان گاهی برای اینکه ضعف نکنم یک خرما میزارم دهنم
و فهمیدم که اون کار هم انتخاب من بوده و میزارمش کنار
نشان های دریافت شده
با سلام
خوب که فکرمیکنم میبینم این چالش هم ریشه کودکی ما داره اون موقع که میرفتم مدرسه .و کلی خوراکی داخل کیفمون می اشتن تا در مدرسه گرسنه نمونیم و این الگو شد برای ما که اگه جایی میخایم بریم همراه خودمون کلی غذا ببریم تا وقتی گرسنه شدیم غذا برای خوردن داشته باشیم و کلی پول توجیبی برای خرید از بوفه مدرسه .
واین شد برامون یه عادت . حالا که اینو درک کردیم که معده یخچال خونه نیست که غذاها رو برامون نگه داره . بلکه هرچه بخاد تبدیل به انرژی و مابقی رو دفع میکنه پس برای چی انبارش کنیم .و هرچی بخایم همه جا یافت میشه .
من هم عادتم اینجوری بود که موقع شام با خانواده شام میخوردم حتی اگه زیاد گرسنه نبودم چون باز حوصله نداشتم موقع خواب گرسنم بشه بیام آشپزخونه . چون خوابم میپره .وبارها پیش اومده که نصفه شب گرسنم میشدم ولی هیچی نمیخوردم تا صبح که صبحونه بخورم .
الان که فهمیدم این عادت خودش پیغام قحطی به بدنم میده وباعث پرخوری درمن میشه و این عادتم رو هم ترک میکنم تا یکی از موانع ذهنی که برام شناسایی شد رو رفع کنم تا یک گام به سمت متناسب شدن بردارم .
به نام خدا
سلام بله اکثرا دیده میشه که افراد با اضافه وزن با غذا احساسی برخورد میکنن و برای خوردن بهانه و دلیل و منطق میارن و منطقی کردن باعث میشه که اون موضوع در ذهنمون طبیعی بشه اما انتخاب این رفتار نتیجه رو خراب میکنه ما تنها انتخاب و دلیلمون برای خوردن باید گشنگی باشه گشنگی واقعی نه موضوعات دیگه ما باید این انتخاب رو عادت کنیم که معده خیلی کوچیک هست و وارد کردن غذا های الکی به بدن به مرورو نتیجه درستی نداره اما ماباید این انتخاب رو داشته باشیم فقط زمان گرسنگی غذا بخوریم سیر شدم رو درک کنیم و به انتخاب درست مواد غذایی رو انتخاب کنیم قبل هر خوردن فکر کنیم باید زیاد خوردن رو در ذهنمون رنج کنیم و به اندازه خوردن رو لذت کاملا بر عکس گذشته ممنون از شما اقای عطارروشن
به نام خداوند هستی بخش آگاهی دهندهسلامآگاهی هشتم از چالش من اینو نخوردم درباره برخورد ما با مواد غذایی هست، فرمول اشتباه ذهنی ما این است که معده محل انبار مواد غذایی است و انبار میکنیم تا یک موقع در موقعیتی گرسنه نشیم در حالی که همین گرسنگی و حس سبکی حال خوبی رو ایجاد میکنه و حس لاغری بیشتر رو میده ولی از گرسنه شدن هامون ترس داریم، اصلا وقتی میخوایم رژیم بگیریم و یا روزه بگیریم از اینکه نکنه گرسنه بشیم نگرانیم، اگه گرسنه بشیم چیکار کنیم، دیگه چیزی نیست بخوریم پس الان در حد خفه شدن میخوریم 😬 و بی حال میشیم، بعد شم از ترس گرسنگی بی حال میشیم 😁اصلا یک اوضایی میشه که تصور کردن اش هم دشواره،و مقصر همین ترس و نگرانی است که تمام وجودمون رو گرفتهاگه فقط به اون حس خوبه فکر کنیم، مثلا با غذا خوردن بیش از حد سیری، فشاری ایجاد میشه که بسیار ناخوشایند هست و لذتی به همراه نداره پس نباید اون لقمه اضافه گذاشته بشه چون حس بدی میده و از حس گرسنگی هم استقبال بشه که حس خوبی هستش وحس تناسب بیشتر یه حس جدید و متفاوت هست که بهتره اون حس رو هم تجربه کنیم و شاید بخواهیم کمی هم بیشتر باهاش در صلح باشیم اینکه نگرانی از بابت مواد غذایی نداشته باشیم رو زمانی که رژیم لاغری میگرفتم و استپ میکردم زیاد شنیده بودم که زنگ خطری برای ذهن است و در برابر کمبود مواد غذایی جبهه میگیره و هر مواد غذایی که وارد بدن میشه به صورت چربی ذخیره میشه و از اون به بعده که با مصرف کم مواد باز هم چاق میشوید چون ذهن در حالت بحرانی و نگرانی از کمبود مواد غذایی قرار دارد و این آرامش را خودمان باید ایجاد کنیم یا اینکه بگوییم من سیرم /من بهترین انتخاب رو انجام میدهم /هر وقت بخواهم میتوانم بخورم/همیشه هر غذایی را میتوانم سفارش دهم /کمبودی وجود نداره
اگر نگران اوضاع زندگی خود در آینده باشیم نشان دهنده ایجاد فرمول “نگران آینده بودن” در ذهن مون رو داره
و بسیاری از نگرانی دیگر نشان از ایجاد و تثبیت فرمول “نگران آینده بودن” در ذهن ما را داره
که همین فرمول “نگران آینده بودن” به واسطه موضوعاتی کاملا بی ارتباط به چاقی در ذهن ما تشکیل شده است، اما به وفور در رفتارهای چاق کننده ما تاثیرگذار است.
چاق شدن ما هیچ ارتباطی با مواد غذایی ندارد بلکه نحوه استفاده ما از مواد غذایی و نگرانی ما می تواند باعث به خطر انداختن وضعیت سلامتی ما شود.
دیروز پسرم کوکو سرخ میکرد و بهم یه تیکه تعارف کرد بخورم ، من گفتم نه تا ناهار چیزی نمونده الان هم گرسنه نیستم دلیلی نداره ریزه خواری کنم حتی این مقدار کم رو
و یا حتی الان دیگه اصرار ندارم که بچه هام غذایی که دوست ندارن رو به زور بخورن
و یا یک ظرف دربدار کنار سفره میارم و هر کس به هر مقدار نخورد رو داخل ظرف دربدار میریزم و برای یک وعده دیگه که کسی گرسنه باشه بخوره، یا این روش از اون مقدار کم ولی اضافه خلاص میشم