تا حالا شده با خودت بگی: «من که این همه رژیم گرفتم، چرا بازم چاقم؟!» 🤔
جوابش خیلی سادهست، اما تا حالا جدی بهش فکر نکردیم…
مسئول اصلی اضافهوزن ما نه غذاست، نه ژن، نه تحرک کم! بلکه یه چیز پنهون تو ذهنمونه: فرمول ذهنی چاقی 🧠📦
ذهن ما با باورها، تصاویر درونی و احساساتی که سالها تکرار شدن، نقشهی چاقی رو کشیده و جسم فقط داره اجراش میکنه.
پس اگه میخوای از این چرخه تکراری بیرون بیای، وقتشه اول از همه ذهنتو بشناسی و برنامهشو تغییر بدی ✨
در ادامه با هم میفهمیم این فرمولها چطور کار میکنن و چطوری میتونیم مسیر ذهنمونو به سمت تناسب برگردونیم 🚶♀️🌿
🧩 فرمول ذهنی چاقی چیه واقعاً؟
اگه بخوام خیلی ساده برات توضیح بدم، فرمول ذهنی چاقی یعنی مجموعهای از باورها، افکار، خاطرات و احساساتی که توی سالها زندگیمون در ذهنمون حک شده و حالا داره پنهونی ولی قدرتمند بدن ما رو به سمت چاقی هدایت میکنه. 😶🌫️🧠

این فرمولها معمولاً از دوران کودکی شکل میگیرن. وقتی مثلاً یکی بهت گفت:
🔹 «تو استعداد چاقی داری!»
🔹 «چاق بودن تو ارثیه!»
🔹 «بیشتر بخور تا قویتر بشی!»
🔹 «وقتی غذا بخوری آروم میشی!»
و ذهن کودک ما، که قدرت تحلیل نداره، این حرفها رو بهعنوان حقیقت پذیرفته و تبدیلش کرده به پایههای فرمول ذهنی چاقی 🧱🧠
با گذشت زمان، این فرمولها کاملتر میشن و خودشون رو توی جملههایی نشون میدن مثل:
- «من ارثی چاقم»
- «متابولیسمم کُنده»
- «آب هم بخورم چاق میشم»
- «بدنم غذا رو سریع ذخیره میکنه»
- «نمیتونم لاغر بمونم چون بدنم برمیگرده به حالت قبل»
- «سنم بالا رفته، دیگه نمیشه لاغر شد»
اینا فقط یه مشت جمله ساده به نظر میرسن، اما هر کدوم یه آجر از دیوار محکم فرمول ذهنی چاقی هستن که ذهن ساخته و حالا بدنت داره اون دیوار رو هر روز بلندتر میکنه 🧱⬆️
در واقع ذهن ما مثل یه نقشهکش حرفهایه؛ وقتی باورهای چاقکننده رو با تکرار زیاد و احساس قوی ثبت میکنیم، ذهن اون رو بهعنوان مسیر اصلی زندگی انتخاب میکنه.
اینجوریه که بدون اینکه حتی متوجه بشیم، فرمول ذهنی چاقی داره هر روز بدنمون رو به سمت اضافهوزن میبره 🚶♀️⚖️
حتی اگه رژیم بگیری، ورزش کنی یا کلی تلاش فیزیکی انجام بدی، تا وقتی این فرمول ذهنی توی ذهنت فعاله، مثل اینه که داری خلاف جهت رودخونه شنا میکنی 😓🌊
🧠 اولین قدم برای لاغر شدن واقعی، شناسایی و اصلاح فرمول ذهنی چاقیه.
چون تا وقتی برنامه ذهنی تغییر نکنه، بدن همون مسیر همیشگی رو ادامه میده. 🔁
اولین قدم برای لاغر شدن واقعی، شناسایی و اصلاح فرمول ذهنی چاقیه.
چون تا وقتی برنامه ذهنی تغییر نکنه، بدن همون مسیر همیشگی رو ادامه میده.
و اینجاست که قدرت ذهن رو باید جدی بگیری… چون همون ذهنی که تو رو چاق کرده، میتونه راه لاغر شدن واقعی رو هم بسازه 💡🛤

🚫 چرا تلاش برای لاغری جواب نمیده؟
چند بار شده با تمام وجود تصمیم بگیری که لاغر شی؟
مثلاً رژیم بگیری، ورزش رو شروع کنی، خوراکیهای مورد علاقهت رو بذاری کنار، حتی تو مهمونیها مقاومت کنی… ولی بعد از چند روز یا چند هفته، همه چیز برمیگرده به حالت اول؟ 😣
دلیلش این نیست که ارادهت ضعیفه یا تنبل شدی. نه! مشکل اینجاست که داری فقط با بدنت کار میکنی، در حالی که ریشه چاقی تو ذهنته، نه توی شکمت! 🧠🍽
تا وقتی فرمول ذهنی چاقی توی ذهنت فعاله، تلاشهای فیزیکی فقط یه زور زدن موقته.
مثلاً وقتی رژیم میگیری، فقط بدنت رو گرسنه نگه میداری، اما فرمول ذهنی که میگه:
«من بدون غذا آروم نمیگیرم»
یا
«وقتی ناراحتم باید بخورم»
همچنان فعاله و بالاخره یه جا بهونه پیدا میکنه و تو رو برمیگردونه سر خونهی اول. 🔁
🔍 واقعیت اینه که فرمول ذهنی چاقی مثل یه فرمانده پشت صحنه است.
حتی اگه سرباز (بدن) رو مجبور کنی به رژیم گرفتن، فرمانده (ذهن) با یه دستور ساده همه چیزو خراب میکنه.
تا وقتی این فرمولها رو شناسایی و اصلاح نکنی، ذهنت همیشه دنبال راهی برای برگردوندنت به مسیر قبلی میگرده:
🍕 پرخوری هنگام استرس
🍫 جایزه دادن به خودت با خوراکی
😓 احساس گناه بعد از خوردن
🥱 خستگی و تنبلی بعد از پرخوری
🧠 ذهن تو طوری برنامهریزی شده که چاقی رو امنتر، راحتتر و آشناتر از لاغری میدونه. چون سالهاست با فرمول ذهنی چاقی زندگی کردی. پس طبیعیه که به محض تغییر، مقاومت نشون بده و بخواد به وضعیت قبلی برگرده.
اما خبر خوب اینه که:
همونطور که این فرمولها ساخته شدن، با تمرین و آگاهی، میتونی فرمول ذهنی جدیدی برای لاغری و تناسب بسازی ✨
✅ فقط باید بدونی که لاغر شدن از بیرون شروع نمیشه، بلکه از درون و از ذهن شروع میشه.
و تا وقتی تغییر از درون اتفاق نیفته، هیچ رژیمی نمیتونه نتیجه ماندگار بده.

😮💨 چرا چاق شدن راحتتر از لاغر شدنه؟
اگه تا حالا سعی کردی لاغر بشی، حتماً حس کردی که چاق شدن چقدر راحت و بیدردسره، ولی لاغر شدن… انگار یه جنگ تمومنشدنیه! 😫
اما واقعاً چرا اینطوره؟ چرا بدنمون انقدر راحت به سمت چاقی میره، ولی برای لاغری باید با سختی و فشار جلو بریم؟
پاسخ خیلی واضحه: چون فرمول ذهنی چاقی سالهاست توی ذهنمون حک شده، تکرار شده و با احساسهای قوی مثل لذت، آرامش یا حتی امنیت همراه بوده. 🧠🛠
📍 تصور کن هر روز بدون فکر کردن، مسیر خونه تا محل کارت رو میری. چون اون مسیر آشناست، ذهنت بدون انرژی زیاد اون رو انتخاب میکنه.
حالا اگه یه روز بخوای از یه مسیر جدید بری، ذهنت مقاومت میکنه چون اون مسیر براش ناآشنا و «ناامن»ه.
چاق شدن هم دقیقاً همینطوره! ذهن ما مسیر چاقی رو مثل یه مسیر آشنا، راحت و بیخطر میشناسه چون:
- همیشه موقع ناراحتی سراغ غذا رفتیم
- با پرخوری احساس کنترل یا آرامش پیدا کردیم
- خوردن برامون شده راهی برای لذت، پاداش یا فرار
- و مهمتر از همه: تصویر ذهنیمون از خودمون، یه آدم چاقه!
پس فرمول ذهنی چاقی نهتنها فعاله، بلکه توی ذهن ما جا افتاده، آشنا و حتی مورد اعتماد شده! 🤝🍔
🔥 حالا برعکسش رو ببین:
وقتی تصمیم میگیری لاغر شی، باید مسیر جدیدی بسازی. باید عادتهایی رو تغییر بدی که سالها باهات بودن.
ذهن مقاومت میکنه چون احساس خطر میکنه! چون تصویر جدید از «توِ لاغر» براش غریبهست و هنوز بهش اعتماد نداره.
به همین دلیله که چاق شدن آسونه، چون با فرمول ذهنی چاقی هماهنگه. ولی لاغر شدن نیاز به بازنویسی ذهن، تغییر باورها و ساختن تصویر جدید از خودت داره. 🎨🧠
✅ پس اگر میخوای لاغری رو تجربه کنی، نباید فقط کالری بشمری یا بیشتر بدوی! باید مسیر ذهنیتو عوض کنی.
تا وقتی فرمول ذهنی چاقی رو نشکنی، بدنت مسیر چاق شدن رو ادامه میده، چون اون مسیر براش آسونتره!
ولی خبر خوب اینه: همون ذهنی که تو رو چاق کرده، اگه درست آموزش ببینه، میتونه بزرگترین حامی لاغر شدنت بشه 🌱💪
🧠 فرمول ذهنی چاقی دقیقاً چطور کار میکنه؟
تصور کن ذهنت مثل یه سیستم هوشمنده که سالهاست بدون اینکه بفهمی، داره برنامههایی اجرا میکنه که باعث اضافهوزن شدن تو شده.
این برنامهها همون فرمول ذهنی چاقی هستن؛ ترکیبی از افکار، احساسات و واکنشهای تکراری که در موقعیتهای خاص فعال میشن.
مثلاً:
- وقتی استرس داری، ناخودآگاه میری سراغ خوراکیهای شیرین 🍪
- وقتی ناراحتی، حس میکنی یه غذای خوشمزه حقتِ و باید خودتو دلداری بدی 🍕
- وقتی شاد و موفقی، پاداشت یه وعده سنگین یا دسر اضافهست 🎉🍰
اینا فقط عادت نیستن، بلکه بخشهایی از فرمول ذهنی چاقی هستن که مثل یک کد مخفی، تصمیمات روزمرهی خورد و خوراک تو رو هدایت میکنن.
واقعیت اینه که تو با منطق و آگاهی تصمیم نمیگیری چی بخوری یا چقدر بخوری…
بلکه تاثیر ذهن ناخودآگاهت، طبق همون فرمول قدیمی، داره زندگیت رو جلو میبره.
و تا وقتی این فرمول ذهنی چاقی تغییر نکنه، هر رژیم یا برنامه ورزشیای فقط یه راهحل موقتیه که زود یا دیر، دوباره برمیگردی سر جای اول 😞

🔍 چطور فرمول ذهنی چاقی خودم رو شناسایی کنم؟
برای شروع تغییر، اول باید بدونی دقیقاً با چی طرفی!
فرمول ذهنی چاقی یهدفعه شکل نمیگیره؛ حاصل سالها تکرار احساس، فکر و رفتار در موقعیتهای مختلفه.
اما خبر خوب اینه که تو میتونی قدمبهقدم پیداش کنی و اون رو بازنویسی کنی ✍️🧠
💡 مراحل شناسایی فرمول ذهنی چاقی:
- به محرکها توجه کن: کی بیشتر غذا میخوری؟ وقتی خستهای؟ وقتی ناراحتی؟ وقتی استرسی؟ اینا همون لحظههاییه که فرمول ذهنی فعال میشه.
- احساساتت رو ثبت کن: بعد از پرخوری یا خوردن غیرضروری، چه حسی داری؟ احساس گناه؟ پشیمونی؟ یا شاید رضایت لحظهای؟ این احساسات بخشی از کد ذهنیه!
- الگوها رو بنویس: مثلاً: «وقتی شبها تنها میمونم، بدون اینکه گرسنه باشم، چیپس یا شیرینی میخورم.» یا: «هر بار عصبانی میشم، سر یخچال پیدام میشه.»
✏️ با نوشتن این الگوها، تو داری تکهتکه فرمول ذهنی چاقی خودت رو از ناخودآگاه بیرون میکشی و میاری توی نور آگاهی ☀️
و این یعنی قدم اول برای آزاد شدن از برنامههای چاقکننده ذهن.
چون چیزی که دیده بشه، قابل تغییر دادنه! 🛠️💫
🔁 چطور فرمول ذهنی چاقی رو تغییر بدیم؟
تا اینجا فهمیدیم چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کمتحرکی نیست… بلکه نتیجه یک برنامهریزی ذهنیه! حالا سوال مهم اینه: چطور میشه این فرمول ذهنی چاقی رو بازنویسی کرد؟
جوابش سادهست ولی نیاز به تمرین و آگاهی داره:
با تغییر باورها، احساسات و رفتارهایی که ریشه در ذهن ناخودآگاه ما دارن.
۱. شناسایی باورهای چاقکننده 🕵️♀️
اولین قدم، شناخت باورهاییه که سالهاست ناخودآگاه تکرارشون کردی. مثل:
- “من چاق توی ژنم هست” 🧬
- “غذا تنها چیزیه که منو خوشحال میکنه” 🍕
- “من اراده ندارم” 😞
- “فقط با رژیم سخت میتونم لاغر شم” 🥗⛔
کافیه چند روز به افکارت موقع غذا خوردن، لباس پوشیدن یا دیدن خودت توی آینه دقت کنی… خیلی از این باورها خودشونو نشون میدن.
۲. جایگزینی با باورهای سبککننده 🦋
تو نمیتونی فقط یه باور رو حذف کنی، باید با یه باور تازه جاشو پُر کنی. مثلاً:
- “بدن من میتونه تغییر کنه، اگر ذهنم تغییر کنه”
- “من ارزش آرامش واقعی رو دارم، نه فقط آرامش لحظهای با غذا”
- “من میتونم یاد بگیرم رفتارم رو آگاهانه انتخاب کنم”
- “لاغری با عشق به خودم ممکنه، نه با تنفر از بدنم”
📌 هر بار که ذهنت خواست باور قدیمی رو تکرار کنه، آروم بهش یادآوری کن که الان برنامهات عوض شده!
۳. تغییر الگوی احساس و رفتار 🤝
اکثر رفتارهای چاقکننده، با یه احساس شروع میشن: استرس، خستگی، تنهایی، یا حتی شادی زیاد!
تو باید یاد بگیری قبل از اینکه سراغ غذا بری، اول احساسات رو بشناسی:
“الان واقعاً گرسنهام یا فقط خستهام؟”
“میتونم به جای خوردن، با یه نفس عمیق یا قدم زدن حالمو بهتر کنم؟” 🌬🚶♀️
این یعنی: قطع ارتباط غذا با احساسات ناخوشایند و ساختن ارتباطی تازه با آگاهی.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.65 از 43 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام به دوستان تناسب💥💥💥💥
بعد از گوش کردن به این فایل بسیار ارزنده داشتم فکر میکردم که واقعا بچه های ما با الگوهای کاملا متناسب به دنیا میان و این ما هستیم که این الگوها رو در ذهن اونا خراب میکنیم یکی از ویژگی های انسانهای متناسب غذا نخوردن در وقت وساعت معین هست من این ویژگی رو در فرزندانم مبیبنم هر چند که تمایل زیادی به کنترل ساعت خوردنشون داشتم ولی الان دست از این رفتار کنترل گرم برداشتم امروز صبح پسرم ساعت ۹ صبحانه اش رو خورد و ساعت یک و نیم هم ناهار ولی دخترم دیر بیدارشد و صبحانه رو دیر خورد موقع ناهار میلی به خوردن داشت ومن برخلاف قبل اصلا مجبورش نکردم که بخور گشنه میمونی بزرگ نمیشی کوتاه میمونی و از این حرفها .
ساعت ۴ که همسرم برگشت دخترم گفت منم غدا میخوام و من غذاش رو اماده کردم و جالب بود که پسرم گفت مامان میشه مربای آلبالو با نون بخورم منم گفتم آره یعنی دیگه نگفتم نه مربا مال صبحه الان نمیشه و این حرفها.
این نشون میده بچه های من برخلاف من فکر نمیکنن که باید صبحانه رو اول روز بخورن تا انرژی داشته باشن یا کامل بخورن که تا وعده بعدی گرسنه نباشن من خودم خیلی وقتها از روی اجبار میخوردم .
یادمه یه رژیمی بود به نام ۱۶ به ۸ یعنی باید از ساعت ۸ شب تا فردا ۱۲ ظهر چیزی نمیخورد و فقط ۸ ساعت وقتت خوردن داشتی و من تو اون ۸ ساعت سعی میکردم تمام نیازهای تغذیه ای بدنم رو رفع کنم😀😀😀 الان فهمیدم دلیل شکست من در اون رژیم ترس من از گرسنه بودن بود و اگه این ترس رو نداشتم چه بسا لاغر میشدم مثال دیگه ای که از این الگو برای من تداعی شد دوتا خانمی بودند که برای نظافت راه پله ساختمون میومدن با تمام احترامی که برای کارشون قائل هستم باید بگم عدم دسترسی به مواد غذایی به هر دلیلی نمیتونه سبب لاغری باشه چون این خانمها با وضع مالی تقریبا یکسان یکیشون چاق بود یکی لاغر و با اینکه دوتا بچه داشت کاملا متناسب بود من گاهی اوقات ازشون میخوام برای ناهار پیش من بیان یادمه یه روز اون خانم متناسب عجله داشت و من برنجم خوب دم نکشیده بود اون میخواست برای کاری تا غروب جایی بره و کارش هم سخت بود یعنی شستن فرش وقتی شروع کرد به خوردن بلافاصله عذرخواهی کرد و حجم زیادی از برنجش رو برگردوند و گفت دم نکشیده من اصرار کردم مرغش رو بخوره ولی قبول نکرد و گفت همین کافیه بهش گفتم اخه اینجوری که نمیشه میخوای بری سرکار و گرسنه ات میشه این برداشت من از ذهن چاقم بود ولی رفتار اون برداشت فکری اش از ذهن متناسبش بود اون برام تعریف کرد که اصلا غذا درست کردن سر ساعت و خوردنش براش اهمیتی نداره و هر وقت پیش اومد یه چیزی درست میکنه و میخوره در صورتی که من همیشه از روز قبل میدونم فردا باید جی بپزم و چی بخورم تحلیل رفتارهای این خانم برام بسیار جالب بود کاملا برخلاف من فکر میکرد
اونحا بود که فهمیدم این هنر نیست که به بچه هام یاد بدم من یه مادر نمونه ام که همیشه برای خوردن شما چیزی تو یخچال هست حتی خیلی وقتها برخلاف مادرهای دیگه که از خوردن زیاد بجه هاشون خوشحال میشن، به پسرم تذکر میدم از روی هوس چیزی نخوره مثل بستنی بعد از غذا درسته الان لاغر و متناسبه ولی میدونم تکرار این رفتار اشتباه بذر چاقی رو در وجودش میکاره و کم کم اثراتش رو مشخص میکنه.
نشان های دریافت شده
سلام لحظه هاتون بهشت 🕊🌷
چاقی ما نتیجه انبوه فرمول های ذهنی چاق در ذهنمون هست و اما چه طور این فرمول ها به چاقی تبدیل می شوند؟تمام عواملی که ما برای چاقی خود در نظر داریم مثل ارث و ژنتیک و کم تحرکی و خواب زیاد و حرص و جوش همه باعث تبدیل به چاقی ما می شوند.و تنها عامل چاقی ما خودمان هستیم و شاید عجیب باشه خودمون با لذت و به راحتی در مسیر چاقی قرار گرفتیم و بعد خودمان هم می خواهیم از چاقی رها شویم .
تمام افراد چاق در سعی و تلاشند که از چاقی رها شوند و با رژیم گرفتن و یا عمل جراحی و ورزش کردن به سختی تلاش می کنند اما نتیجه ای نمی گیرند چرا ؟!
چون جسم قدرت تغییر دادن ذهن رو نداره و ما هر چقدر هم به جسممون فشار وارد کنیم در نهایت ذهن چاقی داریم که دستورات چاقی صادر می کند .
و چرا چاق شدن انقدر سریع و راحت اتفاق می افته !؟چون که در مدت طولانی و با سرعتی یکنواخت در مسیر چاقی حرکت کردیم مثلا (۱۰۰متر به سمت چاقی)اما گاهی با تصمیم و اراده خواسته ایم که در مسیر لاغری قرار بگیریم و مثلا (۵۰متر به سمت لاغری)و بعد هم مسیر را رها کردیم بنابراین نتیجه چاقی بوده و دلیل دیگرش این هست که به دلیل این حرکت در مدت زمانی به صورت یکنواخت در ذهن ما از خودمان تصویر ذهنی چاق به وجود آمده و نقشه ی ذهنی چاق ترسیم شده و به راحتی داره مسیر طی میشه .
تنها روش ساده و ماندگار لاغر شدن آموزش ذهنی لاغری است ⭐️
برای عملکرد بهتر در مسیر لاغری باید نسبت به عملکرد ذهن و تاثیر افکار و باورها در واقعیت زندگیمون شناخت پیدا کنیم و تنها با ورودی های ذهن مثبت و تکرار و تمرین و تجزیه و تحلیل فکری و نوشتن این شناخت حاصل میشه و همانطور که ما سالها در تلاش بودیم رفتار و عادتهامون رو تغییر بدیم ولی امکانپذیر نبود و امروز به لطف خداوند و اآموزه های استاد گرامی به اینصورت که اول فرمول ذهنی تکرار شونده رو شناسایی کردیم و بعد با تغییرات جزئی در آن به راحتی رفتار رو تغییر دادیم و توانستیم این کار رو به سادگی انجام بدیم با آگاه شدن نسبت به دیگر فرمول های تکرار شونده ذهنمون در جنبه های دیگر زندگی (ثروت و سلامتی و روابط و غیره )می توانیم بر فرمولها و عادت و رفتارهامون تأثیر گذار باشیم و قوانین جهان به گونه ای هستند که وقتی ما به شناخت و درک آن ها می رسیم در گوشه گوشه های زندگیمون خودشون رو نشون می دهند .
یک فرمول ذهنی که در ذهن همه ی انسانها وجود داره ترس از آینده است یعنی با ورودی های منفی به ذهن و دیدن رخداد هایی این فرمول در ذهنمون به وجود آمده و همیشه نگران آینده هستیم که چی میخواد بشه ⁉️
و این به دلیل این هست که ذهن برای حفظ بقا و محافظت از ما از آینده که براش روشن و واضح نیست می ترسه ‼️
اگر شرایط مالی ما الان خوبه چرا نگران آینده ایم؟
اگر شرایط تربیتی فرزند ما الان خوبه چرا نگران آینده اش هستیم؟
اگر شرایط روابطی ما الان خوبه چرا باید نگران آینده باشیم که چی میشه !؟یا نکنه ؟!
اگر الان در سلامت کامل هستیم چرا نگران آینده هستیم پیر بشیم چی میشه ؟!
این فرمول ذهنی روی ذهن چاق افراد تأثیر بسزایی داره و خودشو اینطور نشون میده که فردچاق همش نگرانه که اگر گرسنه بمونم ؟فردا چی بخورم ؟اگر ضعف کنم ؟انرژیم کم بشه ؟اون مکان که می خوام برم دسترسی به غذا نداشته باشم ؟!
اما در ذهن یک فرد متناسب فرمول ترس از آینده نسبت به چاقی وجود نداااارد ⭐️
ممکنه در جنبه های دیگر زندگی ترس از آینده داشته باشه اما چون فرمول ذهنی چاق نداره نگران غذا نیست که نباشه یا گرسنه بمونه یا انرژیش کم بشه
و اما این فرمول ذهنی (ترس از آینده )در افراد چاق به این صورته که فکر می کنند معده اونها غذا ذخیره می کنه که خیلی در ماه رمضان این موضوع به چشم میخوره و فرد وقت سحر انقدر پرخوری می کنه که بتونه تا افطار انرژی داشته باشه ولی مسئله اینجاست که معده ما یخچال نیست که بتونیم در اون مواد غذایی رو ذخیره کنیم و به صورت مرحله ای استفاده کنیم و هر چقدر هم اضافه تر مصرف داشته باشیم طی چندساعت در روند هضم و جذب و دفع قرار می گیره و کلا ما نباید تعریفی برای خوردن داشته باشیم و اصلا خوردن چاق نمی کنه بلکه نحوه ی عملکرد ماست که چاقمون می کنه ⭐️
برای مثال از چاقو می توان برای پخت و پز و سهولت در کارها استفاده کرد و عملکرد دیگه اینه که ما به چیزی آسیب بزنیم و هر دلیلی که برای خوردن داریم رو باید در ذهنمون اصلاح کنیم
امروز کارم زیاده ممکنه انرژی کم بیارم و یا مهمان دارم
و یا مسیر طولانیه گرسنم میشه و شاید اون محل غذا نباشه و تمام این دلالیل باعث پرخوری وعده غذایی ما میشه و باید به مرور اصلاحش کنیم
و خبر خوب اینه که حتی اگر ما اشتباهاتی هم داشته باشیم یعنی گاهی ۱۰درصد اضافه تر غذا مصرف کنیم اما نسبت به رفتار صحیحی که داریم و بیشتر از اشتباهاتمون هست نتیجه مثبت میگیریم 😍🙏🏻
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
من امروز خیلی از خودم راضی هستم چندین بار پیش اومد که ریزه خواری کنم ولی گفتم من سیرم 😇و از همه مهمتر کمی گرسنه بودم ولی خیلی نه خواستیم بریم بیرون و نجوایی می گفت طبق عادت یک لقمه بردار گرسنه ات میشه ضعف می کنیا و اینا! گفتم نه نمی خوام دوس ندارم 😜می خوام انتخاب کنم 👍و چندساعتی هم بیرون بودیم اما من توجهی نداشتم به پیغام گرسنگی و یک حس عالی در من به وجود اومد و برگشتیم خونه و من خیلی ریلکس و آروم به اندازه ی نیاز بدنم غذا مصرف کردم یه دختر سه ساله هم دارم قبلاها وقتی براش لقمه می گرفتم
و یهو منصرف می شد از خوردن می گفتم باید یخوری
زشته غذا بمونه 🙄اینم یه فرموله !!!اما الان وقتی می گه نمی خوام و لقمه هم مونده میگم آفرین که انقدر قدرتمندی و می گی نه ‼️الان میندازیمش سطل آشغال 😇😍بچه متعجب شده 😂
احساس سبکی هم دارم یعنی هرروز مشتاقانه به سمت طبیعی شدنم در حرکتم خداروشکر 🙏🏻عاااشقتم ❤️
سپاسگزارم که تونستم کمی از ترسهامو به ایمان تبدیل کنم 🍃🌸🌿🌸🌿🌸🍃
فایل تصویری امروز :
یکی از موضوعات مهم در واکنش به مواد غذایی برخورد ما با مواد غذایی هست .
برای خوردنها تعریف نداشته باش که مثلا سیرم ولی چون کلی کار عقب مانده دارم و یا مهمان دارم غذام رو خوردم و یا من سیرم اما چوت کلی پیاده روی دارم غدام رو خوردم و یا من سیرم ولی چون ….
پس بدونید برای خوردن تعریف نداشته باشید مثلا : من خوردم چون نمیشه تا چند ساعت دیگه غدا بخورم
نکته :من هیچ وفت نباید قبل از نیاز بدنم غدا بخورم
در واقع بدونید به این شکل نیست جسم ما هیچ وقت غدا رو اندخته نمیکنه و لی بعضیا فکر میکنن معده ی ما مثل یخچال و فریز هست و غذ ا رو نگهداری میکنه اما به این شکل نیست هر وقت غذا بخوریم کمی بعد اون هضم میشه و تبدیل به به انرژی میشه پس معده یخچال نیست
خوردن هایی رو که تبدیل به انرژی میشه رو نباید انجام بدیم پس نگران نباشید که ممکنه غدا نباشه و غدا به من نرسه و غدا بیشتر بخورید
نکته :با این پیش فرض که غدا ممکنه نباشه بیشتر نخور
مثلا من قبلا اگر قرار بود کاری انجام بدم و چند ساعت باید بیرون خونه باشم بیشتر میخوردم
و یا در سفر از ترس اینکه نکنه در وعده ی بعدی غدا نباشه نباید بیشتر بخوریم چون هر غذایی رو بخواهی به راحتی میشه تهییه کرد از این افکار داشته باش که همه چیز به مقدار زیاد همیشه هست که آرامش داشته باشی و نخواهی غدا دخیره کنی
چون خیلی فرمانهای غلط هست که چون تو کار کردی چون تو مهمان داری چون تو سفری باید بیشتر بخوری
ولی به خودت بگو نیاز نیست بیشتر بخورم چون معده ی من یخچال نیست که داخلش غذا دخیره کنم و در ماه رمضان خیلی ین قضیه خودش رو نشون میده .
هر وقت غدا بخورم تا چند ساعت بعد غذا هضم میشه و تبدیل به انرژی میشه پس معده محل ذخیره ی غدا نیست و به اندازه بخور .
هر وقت خطایی داشتین ناراحت نباشین و بگین تعداد رفتارهای صحیح من چون از اشتباهاتم بیشتر هست پس من موفق میشم
دو نکته ی مهم :
*معده محل ذخیره نیست محل تبدیل هست
*و از ترس اینکه غدا نباشه نباید غذا ذخیره کنیم
برداشت من :
واقعا زبان چاقی مشترک هست چقدر من قبلا اینطور فکر میکردم دقیقا همین طور که استاد در فایل گفتن من در سفرها همیشه همین افکار رو داشتم و همیشه این ترس رو داشتم که سیر بخورم چون معلوم نیست وعده ی بعدی رو در چه ساعتی بخوریم و یا در ماه رمضان دقیقا همین ترس از نبودن در وعده ی بعدی من رو چنان وادار به خوردن میکرد که دل درد و حالت تهوع شدید میگرفتم و خیلی حالم بد میشد و یا وقتی بدونم خیلی کار دارم و یا وقتی ورزش میکردم با این فکر که چون فعالیت داشتم راحت شامم رو ولی رژیمی و اما حتما باید میخوردم چه گرسنه بودم یا نبودم من میخوردم و حتی وقتی غذای خوشمزه ای و یا مورد علاقه ی من بود از ترس اینکه نکنه در وعده ی بعدی نباشه زیاد میخوردم و یا حتی وقتی خونه ی مادرم میرفتم فلان عدا رو داشت میگفتم از این غذا که همیشه نیست باید بخورم ولی حالا مدتها هست که اینطور رفتار نکردم و لی میفهمم چقدر اشتباه فکر میکردم و چقدر ذهن من ترسو بود به جای این همه ترس و نگرانی از نبودن و کمبود و قحطی و ….باید به خودم بگم که همیشه غدا در همه جا هست و نیاز به ذخیره نیست و پرخوری نکن که این کار شیطانی و نادرستی هست .
و دوم اینکه معده ی من اصلا محل ذخیره ی غدا نیست و این کار یخچال و فریز خونه هست و در واقع بعد از مدت کمی غدا در معده هضم و تبدیل به انرژی میشه پس در هر وعده باید به اندازه ی نیاز همون وعده باید خورد و زیاده روی نکنید همین اضافه ها کار رو خراب میکنه و ما رو چاق میکنه اگر به اندازه غذا وارد بدن ما بشه هیچ ذخیره ای در بدن به صورت چربی صورت نمیگیره و ما چاق نمیشیم
پس بدون هیچ بهانه ای باید غذا بخورم و بدون هیچ پیش فرضی من نباید شروع به خوردن بکنم و فقط در موقع گرسنگی به اندازه نیاز باید بخوریم و اگر یه جاهایی خطا داشتیم هیچ وقت ناامید و ناراحت نشیم و تمام تمرکز خودمون رو به سمت رفتارهای صحیح ببریم و بگیم چون تعداد اونها بیشتر هست پس من قطعا موفق میشم .
پس ذهن عزیزم تو با من هماهنگ شو و بپذیر من به اندازه نیازم که سیر شدم بیشتر نمیخوام و هر وقت جسم من به غدا نیاز داشت من غدا میخورم و هیچ کمبود و نبودن عدایی و قحطی در کار نیست فقط تغییرات جدید و باورهای جدید رو با من هماهنگ شوو جایگزین کن چون من در مسیر تغییرم ….
نشان های دریافت شده
عالی بود .من از حرف های شما چیزی برداشت کردم،وقتی میترسیم یعنی نگرانیم،وقتی نگرانیم یعنی باور کافی به خودمون نداریم و باور کافی نداشتن یعنی قدرت رو از دست خودمون گرفتیم و وقتی ذهن فکر کنه نسبت به مواد غذایی ناتوان هست ،هرگز به نتیجه نخواهیم رسید..پس آرامش ذهنی برای متناسب شدن از هرچیزی مهم تره و زیباترین مرحله در این مسیر ،همین آرامش هست ..خوشحالم و ممنون از خداوند که در این راه هستم
سلام روز بخیر
در مورد نگرانی از این ک وعده بعدی من غذا برا خوردن ندارم یا نمیشه خورد در ماه رمضان بیشتر پیش میومد ک بیش از نیاز بدنم مصرف کنم چون بقیه میکفتن ک تا غروب قراره چیزی نخوریم و بالاخره زیاد خوردن در وعده های افطار و مخصوصا سحری باعث میشه در طول روز ضعف نکنیم و بدن کم نیاره و از این حرفا،در حالی ک من هر وق وعده سحری رو بیشتر میخوردم اونروز حالم خوب نمیشد و حس خوبی نداشتم ☹️ و مورد دیگه اینکه مامانم همیشه وقتی جایی دعوت بودیم عصر همیشه میگف بیایین ی چیزی بخورین شاید شامو دیر دادن وگشنتون شد و اینها باعث میشد ک ما بدون نیاز در موقعی ک لازم نداریم و فقط بخاطر ی باور ک شاید غذا دیر برسه و گشنمون بشه و ضعف کنیم میخوردیم ،وگذاشتن شکلات ویا بیسکوییت کوچیک توی کیف دستیمون ک شاید بیرون یهو گشنمون شد و خواستیم بخوریم ک همه ی اینها باعث وسوسه شدن و خوردن بی جا میشد چون دلیلی نداره ک من فکر چن ساعت دیگه باشم ،اصلا ب فرض ک من بیرون گرسنم بشه خب همون موقع ی چیزی تهیه میکنم و میخورم خب همینی ک از خونه هم میخوام بردارم براش پول دادم ب جای اینکه از قبل برا خودم نقشه خوردن بکشم و در ذهن پیش بینی گرسنگی بکنم صبر میکنم و ب خودم میگم هر وق هرجا نیاز ب خوردن داشتی همه چی هست و میشه تهیه کرد و اینجوری ذهنم آرامش میگیره ، ماها عادت کردیم ک و تمام عمر با این باورها جلو رفتیم مثلا میخواییم بریم سفر قبلش فکر خوردن و گرسنگی تو ماشین و این چیزا میشیم لقمه برمیداریم کلی خوراکی تهیه میکنیم و همینا باعث میشه بدون نیاز بخوریم در حالی امروزه توی مسیر همه جا مغازه هست و میشه همون خوراکیارو هر وق ک نیاز داشتیم نگه داریم و ب مقدار نیاز خریداری کنیم اینجوری هم اصراف نمیشه هم ب اندازه مصرف میگیریم و جا گیر نمیشه برامون و هم نیاز بدنمونو وقتی ک لازم داره برطرف میکنیم ن بی مورد ومصرف و خوردن بی جاو اضافه 🙄🙄🙄 من نصف فایلو گوش داده بود و اومدم اینجا چیزایی ک ذهنم مرور میشدو نوشتم و بعد رفتم ادامه فایلو ببینم ک دیدم استاد شما هم از نگرانی هایی ک همه برای پیدا نکردن غذاتوی مسافرت گفتین و برام خیلی حالب بود ک همونها در ذهن منم مرور میشد حتی قبل گوش دادن فایل 😊 و الانم برم شکلاتای ک تو کیفم گذاشتم ک اگه بیرون ضعف کردم یافشارم افتادبخورمو در ببارم از کیفم و نگران بعد نباشم چون هر وق هر جا لازم داشتم کلی مغازه و فروشگاه هست و میتونم تهیه کنم 🙈
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز ودوستان همراه
واقعا چقدر افکار مشابهی داریم .منم همیشه نگران غذا خوردنم بودم واین را به بچه ها نسبت می دادم که بچه ها گرسنه نشن بنابراین یا کلی غذا وخوراکی برمیداشتم .وزمانی هم که وقت خوردن میشد کلی میخوردم.از ترس گرسنگی.
ولی خدا رو شکر الان خیلی کمرنگ شده نمیگم نیست ولی با یادگیری های جدیدم اونو کمرنگ تر کردم .فایل امروز هم که دست ذهنم را برام رو کرد….😉😉😉😉
راستی من امروز گرسنه که شدم بودم یک فرق بسیار جالب با قبلا دیدم اینکه انتخاب دیگه ای داشتم واین انتخاب مثل انتخابهای قبلی نبود.
چند قاشق کوچولو از مواد غذایی خوردم تو ماشین .همسرم گفت که تو بخور من خریدها را میکنم.ولی جواب من امروز متفاوت بود
که سیر شدم🤭🤭😍🤗
کلمه سیری برای من قبلا مفهوم دیگه ای داشت.این نشون میداد که من دارم تو مسیر حرکت میکنم استاد عزیز از اینکه تو مسافرت هم براتون مهمه که فایل بزارید واستمرار داشته باشید لذت بردم وسعی میکنم این رفتارتون را الگوی خودم قرار بدم .بازم ممنونم بابت درسهای فوق العادتون🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
با عرض سلام و وقت بخیر
استاد وقتی شمارو در مسافرت دیدم یادم افتاد که زمان مسافرت همسرم می گفت وسایل رو جمع کن مخصوصا شمال که می رفتیم باید تمام وسایل رو با خودم می بردم حتی باید حساب وعده های غذایی رو هم داشتم چون اگه چیزی کم میومد یا یادم می رفت همسرم امکان نداشت بره بخره و مرتب سرزنش می شدم وقتی یادم میاد که چه استرسی داشتم زمان مسافرت حالا می فهمم چرا انقدر از مسافرت رفتن بدم میاد و خرید خونه هم با من بوده و هست البته یه فرق بزرگ داره الان دیگه پسرام بزرگ شدن و خیلی کمکم می کنن ولی اون موقع دست تنها و بدون ماشین باید همه چیزا رو تهیه می کردم و برای این که چیزی کم نباشه تا سرزنش نشم تا می تونستم انبار می کردم و حالا می فهمم که چرا بیشتر می خوردم چون روی غذاخوردنم هم تاثیر گذاشته بود و این شد الگوی من که هر چیزی رو ذخیره کنم هنوز هم این عادت رو دارم حتی برای لباس زیر تا می تونم ذخیره می کنم که تموم نشه ولی الان می دونم که بدنم انبار و یخچال نیست که بخوام برای روز مبادا انبار کنم و تا حدود زیادی هم موفق شدم ولی باید با تمرین بیشتر و استمرار کاملا این الگو از ذهنم بیرون کنم با امید خدا حتما موفق میشم
نشان های دریافت شده
سلام…. منم این اتفاق برام قبلا خیلی افتاده که کلی بهونه داشتم برای خوردن اضافی… بیشتر وقتا وقتی رستوران میرفتم، بخاطر اینکه غذا داغه، میگفتم تو ذهنم الان داغه، مزه میده بخوری، بمونه سرد میشه این لذتو نداره، همونجا دوبرابر حجم غذا وارد معده ی بیچارم میکردم.. حتی یشب یادمه که بعد از چن تیکه پیتزا من سیر شدم، اونجا بجای اینکه خشحال باشم ازاینکه زود سیر شدم، ناراحت بودم و میگفتم سرمیز، حیف، چه زودسیر شدم امشب، تازه یکی هم اضافه سفارش داده بودم و غصم چن برابر بود. که الان داغه حال میده بخوری و همونشب به حدی خوردم که اخرشب از پرخوری حال خوبی نداشتم متاسفانه.این حالو همیشه بعداز خوردن فست فود داشتم. چون فقط ازروی دوست داشتن اضافه تر از حد نیاز میخوردم. این اتفاق خیلی افتاده. حتی پسرم که از خواب بیدار میشد بهش میگفتم، صبحونه بخور که تا ظهر غذا آماده بشه، چیزی نیس بخوری، مخصوصا وقتی مهمونی بودیم، سرسفره ناهار یاشام، خودم یاپسرم رو تشویق میکردم الان بخوریم پرس غذامونو. چون به محضی که سفره جمع بشه، دیگه تاوقتی اونجاباشیم، غذایی نیس که بخوریم. و چقدر غذای اضافی وارد معده خودم و پاره تنم کردم.دقیقا دیشب یکی از دوستام بهونه برای خوردنش اورد و گفت چون میگرن دارم باید بخورم. غافل ازاینکه چه ضرری به جسمش وارد میکنه… . خداروهزاربار شکر که الان چقدر تغییر کرده سطح آگاهیم و روش خوردنم. و خودم برای جسمم، برای جسم فرزندم، ارزش قایلم، و طوری غذا میخورم که بدنم همون مقدارو نیاز داره، بدنم دعام کنه، و اذیت نشه برای هضم غذا… یاعلی
سلام به دوستان مسیر تناسب
وقتی این فایل رو گوش کردم علیرغم کوتاه بودنش موجی از پیامها به ذهنم خطور کرد و متعجب شدم از هجوم اینهمه اطلاعات که در پس ذهنم نسبت به این مسئله داشتم
۱. بهانه اول بخور چون دونفری که دوران بارداری خانمها اتفاق میفته و عامل اضافه وزنه بی رویه اس
۲. بخور چون اگه گرسنه ات بشه فشارت میفته و عصبی میشی بهانه یکی از آشنایان برای تغذیه بی موقع بچه هاش
۳. بخور لین ماده قوت داره تا غروب سیر نگه میداره
۴. من نمیدونم جرا هر وقت میام مسافرت اشتهام زیاد میشه
۵ خانمها : نمیدونم چرا در روزهای خاصی هوس شیرینی جات میکنیم
۶ بخوریم تو مهمونی سر شامنگن چقدر گرسنه شون بود
۷ اینو بعد از غذا بخوریم چون به هضم اون کمک میکنه
۸ این ماده رو بخوریم چون ارگانیکه و سالم
۹ به بچه بیشتر از نیازشون غذا میدیم چون در سن رشد هستن
۱۰ اینو حتما بخوریم چون الان تو فصل اون هستیم دیگه گیرمون نمیاد
۱۱ حتما غذای این شهر یا کشور رو بخوریم چون خاصه حتی
۱۲ اینو بخوریم چون مصلح ماده غذایی قبلیه
۱۳ سالاد و سبزی زیاد بخوریم جون چربی سوزه و کالری منفی داره
۱۴ قبل غذات یه سیب بخور چون سی نگه میداره
۱۵ صبحانه رو خیلی کامل بخور چون تمامی انرژی میکنه و در کل روز میسوزه و تبدیل به انرژی میشه
۱۶ بخور ایهنمه کار کردی خسته شدی
۱۷ و بهانه های عجیب و غریب دیگه😄😄
امیدوارم دوستان عزیز لیست منو تکمیل کنن
نشان های دریافت شده
یکی از عادت هایی که افراد چاق دارن اینکه برای خوردن خودشون تعریف دارن !
مثلا الان زیاد بخورم که امروز قراره فعالیت زیادی داشته باشم…..در اصل من در این مواقع اسم بهونه رو روش میزارم و به خودم یاد آوری میکنم که بهدنه نیار برای خوردن !
درهیچ شرایطی جز گرسنه بودن نباید غذا خورد وگرنه بقیه نه تنها به انرژی تبدیل نمیشه بلکه به آشغال تبدیل میشه و جسم ما به سطل آشغال!
مورد بعدی نگران بودن از گشنگی :این حالت بخاطر و جود فرمول های چاقی در ما شکل میگیره چون افراد متناسب هیچوقت نگران گرسنه شدن خودشون در آینده نیستن با اینکه همیشه فکر میکردم خیلی خوب درراه لاغری و تغییر فرمول های چاقی هستم الان متوجه شدم که بله این مورد در منم وجود داره و همیشه سر شب نگران اینم که آخر شب گرسنه میشم چیکار کنم و از همون اوایل شب دنبال غذا و خوراکی میگردم برای آخر شب!
این برای وجود فرمول چاقی در منه و من سعی در رفعشون میکنم که مرحله بعد از شناخته….
البته این ترس رو به نوعی دیگه هم در خووم دیدم مثلا این که الان این شیرینی رو بخورم دیگه پیدا نمیشه مثل این
یا این غذا رو بخورم با اینکه سیرم دیگه معلوم نیست کی ازینا داشته باشیم که به لطف خدا تا حد خیلی زیادی از این رو رفع کردم در خودم
و اصلاح فرمول=رفتار صحیح
جسم من سطل آشغال و معده من یخچال نیست که مواد غذایی در آن نگه داری شه برای بعدا