0

برنامه ریزی ذهن و تاثیر بر زندگی (گام ۱۳)

برنامه ریزی ذهن
اندازه متن

برای سفر رفتن، برای مهمانی برگزار کردن،‌ برای قبولی در دانشگاه و بسیاری موارد دیگر در زندگی برنامه ریزی کرده ایم و با این موضوع آشنایی کامل داریم.

همه این موارد در واقع برنامه ریزی ذهن برای حرکت کردن بر اساس نقشه ذهنی است که به وسیله اطلاعاتی که از پیرامون خود درباره موضوع موردنظر کسب کرده ایم شکل می گیرد.

برنامه ریزی ذهن

همه ما در زندگی برای موضوعات مختلف بارها برنامه ریزی کرده ایم.

بعنوان مثال شاید برای مسافرت رفتن برنامه ریزی کرده باشید. برای این کار نیاز است بر اساس علایق خود اطلاعات لازم درباره مقصد خود برای سفر را جمع آوری کنید.

اطلاع از مکان های تفریحی،‌ تاریخی،‌محل های اسکان و هر موضوعی که برای تجربه سفری لذت بخش نیاز است از آن آگاهی و اطلاع داشته باشید.

همانطور که ما برای موضوعات مختلف در زندگی که جزئیات زندگی محسوب می شوند برنامه ریزی می کنیم می توانیم برای کلیات زندگی خود برنامه ریزی ذهن را انجام دهیم.

به این صورت که درباره شرایطی که در زندگی می‌خواهیم تجربه کنیم اطلاعات و آگاهی لازم را جمع‌آوری می‌کنیم.

این اطلاعات در ذهن ما پرداش شده و تصاویر ذهنی ایجاد می‌کند و در واقع تصاویر ذهنی ایجاد شده نقشه‌های ذهنی ما برای حرکت کردن در بی‌نهایت مسیر موجود در جهان هستی برای زندگی کردن است.

تفاوت بین برنامه‌ریزی‌های ما برای موضوعات جزئی زندگی با برنامه‌ریزی های کلی زندگی است که ما می‌دانیم برای جزئیات می‌توان برنامه ریزی کرد ولی نمی‌دانیم برای موضوعات کلی زندگی نیز باید این کار را آگاهانه انجام دهیم.

به همین دلیل برنامه ریزی ذهن ما برای موضوعات کلی زندگی به صورت ناآگاهانه و از زمان کودکی ما شروع می‌شود بدون اینکه ما اطلاع داشته باشیم.

یکی از نمونه های واضح آن تبدیل شدن افکار چاق به جسم می باشد.

این برنامه ریزی از طریق حواس پنجگانه ما و از پیرامون ما انجام می‌شود.

آموزش‌های دوران کودکی از کودکستان تا دانشگاه در برنامه ریزی ذهن ما برای نتایج کلی زندگی تاثیر قابل توجهی دارند.

بایدها و نبایدهایی که از طریق خانواده تحت عنوان تعلیم و تربیت نسبت به ما اعمال می‌شود در شکل گیری الگوهای ذهنی ما بسیار موثر است.

رسانه‌ها نقش تاثیرگذاری در این فرایند ایفا می‌کنند و در نهایت دوستان و اطرافیان ما در ایجاد الگوهای رفتاری ما برای کلیات زندگی نقش دارند.

جنبه های مختلف زندگی

کلیات زندگی شامل موارد زیر می شود:

  • سلامت جسمی: دیدگاه شما درباره سلامت جسمی را شامل می‌شود.
  • چگونگی روابط خانوادگی و اجتماعی: عقیده شما درباره روابط با همسر،‌ فرزندان و اطرافیان را شکل می دهد.
  • وضعیت مالی: میزان دارایی و موفیت شما در کسب ثروت را مشخص می کند.
  • شیوه و سبک زندگی: علاقه شما به چگونه زندگی کردن و استفاده از چه امکاناتی در زندگی را تعین می‌کند.
  • ارتباط با خداوند: تعیین کننده میزان نزدیکی و دوستی میان شما و خداوند است.

برای هر کدام از موارد ذکر شده ما تحت آموزش مداوم قرار گرفته‌ایم. توسط والدین،‌ مربیان،‌ جامعه،‌ رسانه و دوستان و اطرافیان.

نکته جالب توجه این است که وقتی برنامه ریزی ذهن برای کلیات زندگی صورت می‌گیرد،‌ جزئیات زندگی ما به شدت تحت تاثیر کلیات قرار می‌گیرد و شما خودبخود برای برنامه‌ریزی موضوعات جزئی زندگی خود بر اساس داده‌هایی که در ذهن شما برای کلیات زندگی ذخیزه شده است استفاده می‌کنید.

بعنوان مثال وقتی ما در مورد موضوع ثروت، تحت برنامه ریزی ذهن قرار می‌گیریم وضعیت زندگی ما از لحاظ مالی تحت تاثیر آن آموزش‌ها خواهد بود. اگر در وضعیت مناسب مالی باشیم تصمیمات ما درباره موضوعات جزئی تحت تاثیر وضعیت مالی ما خواهد بود و انتخاب‌هایی با کیفیت تری خواهیم داشت، و اگر در وضعیت مالی مناسبی نباشیم انتخاب‌های جزئی ما کیفیت پایین‌تری خواهد داشت.

افکار، بذر واقعیت‌های آینده

عبارت “افکار تبدیل می‌شوند به اجسام” یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم در علم برنامه‌ریزی ذهن است.

این عبارت به ما یادآور می‌شود که افکار ما، به عنوان بذرهای اولیه، می‌توانند به واقعیت‌هایی ملموس در زندگی‌مان تبدیل شوند. درست همان‌طور که یک دانه کوچک می‌تواند به یک درخت تنومند تبدیل شود، یک فکر مثبت و مداوم نیز می‌تواند به تغییرات بزرگی در زندگی ما منجر شود.

برنامه‌ریزی ذهن به ما ابزارهایی می‌دهد تا بتوانیم افکار خود را هدایت و شکل دهیم. با استفاده از تکنیک‌هایی مانند تجسم خلاق، تکرار عبارات تاکیدی و ایجاد یک تصویر ذهنی روشن از آنچه می‌خواهیم، می‌توانیم به مغز خود سیگنال‌هایی ارسال کنیم تا برای تحقق آن هدف تلاش کند.

اما این فرآیند به سادگی فکر کردن نیست. برای اینکه افکارمان به واقعیت تبدیل شوند، باید:

  • مشخص و دقیق باشند: افکار مبهم و کلی تأثیرگذاری چندانی ندارند. هرچه دقیق‌تر و جزئی‌تر بتوانیم آنچه را می‌خواهیم تصور کنیم، نتیجه بهتری خواهیم گرفت.
  • مثبت باشند: افکار منفی و شک به خود، مانعی بزرگ در مسیر تحقق اهداف هستند. تمرکز بر جنبه‌های مثبت و باور به توانایی‌های خود، کلید موفقیت است.
  • مداوم باشند: یک بار فکر کردن به چیزی کافی نیست. باید به طور مداوم و روزانه بر افکار مثبت خود تمرکز کنیم تا به مغز خود بفهمانیم که این هدف برای ما مهم است.
  • با احساس همراه باشند: احساسات، نیروی محرکه افکار ما هستند. هرچه با احساس بیشتری به آنچه می‌خواهیم فکر کنیم، تأثیرگذاری آن بیشتر خواهد بود.

برنامه‌ریزی ذهن به ما یاد می‌دهد که:

  • خالق زندگی خود باشیم: ما مسئولیت ایجاد زندگی که می‌خواهیم را بر عهده داریم. با تغییر افکارمان، می‌توانیم واقعیت خود را تغییر دهیم.
  • به قدرت ذهن خود باور داشته باشیم: ذهن انسان از توانایی‌های شگفت‌انگیزی برخوردار است. با استفاده از این توانایی‌ها، می‌توانیم به هر چیزی که می‌خواهیم دست پیدا کنیم.
  • در مسیر رشد و بهبود مداوم باشیم: برنامه‌ریزی ذهن یک فرآیند مداوم است. با تمرین و تکرار، می‌توانیم به نتایج بهتری دست پیدا کنیم.

در نهایت، عبارت “افکار تبدیل می‌شوند به اجسام” یک دعوت است برای ایجاد زندگی‌ای که دوست داریم. با استفاده از ابزارهای برنامه‌ریزی ذهن، می‌توانیم افکار خود را به واقعیت تبدیل کنیم و به تمام پتانسیل‌های خود دست پیدا کنیم.

مراحل برنامه ریزی

برنامه ریزی ذهن برای شکل دهی کلیات زندگی ما به این صورت انجام می شود:

  1. وارد شدن اطلاعات در ذهن ما از طریق شنیدن،‌ دیدن، تجربه کردن و تبادل نظر با دیگران منجر به برنامه ریزی ذهن به صورت ناآگاهانه می شود.
  2. تجزیه و تحلیل داده های وارد شده در ذهن مرحله بعد از برنامه ریزی ذهن برای ایجاد تصاویر ذهنی است که منجر به ایجاد پیوند بین ذهن و مغز برای ایجاد تصاویر ذهنی درباره آینده زندگی یا سرنوشت می شود.
  3. شکل گیری نقشه ذهنی برای تجربه و به واقعیت تبدیل شدن تصاویر ذهنی شروع تغییر شرایط زندگی برای تبدیل شدن برنامه ریزی ذهن به واقعیت زندگی است.
  4. شکل گیری همزمانی ها در جهان هستی و تجربه کردن آنچه در برنامه ریزی ذهنی مشخص شده است مرحله پایانی تبدیل شدن افکار به اجسام است که بدون دخالت انسان و توسط خداوند انجام می پذیرد.

هر کدام از این مراحل در هر فردی می‌تواند متفاوت از فرد دیگر باشد اما در تقسیم بندی‌های اجتماعی برنامه ریزی ذهن شباهت‌های زیادی دارد.

به همین دلیل  دیدگاه و عقاید و در نهایت شکل زندگی افراد یک خانواده شباهت زیادی به یکدیگر دارد.

مردم یک محله، منطقه،‌ شهرستان،‌ استان،‌ کشور و به همین ترتیب دسته بندی های اجتماعی در شباهت های فکری و رفتاری در موضوعات مختلف شکل می‌گیرد.

اهمیت موضوع برنامه ریزی ذهن در شکل گیری سبک زندگی ما سبب شد که با طرح یک سوال و ارائه توضیحات بیشتر درباره تاثبر آن در شکل گیری کلیات زندگی و آنچه باعث تغییر نگاه من و تغییر زندگیم شده است را با شما دوستانم به اشتراک بگذارم.

منتظر خواندن نظرات ارزشمند شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.42 از 65 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=21581
39 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار ریحانه دوست محمدی
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۵ ۲۰:۳۹
      مدت عضویت: 2048 روز
      امتیاز کاربر: 625 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 221 کلمه

      سلام استاد…. چقد تاقبل از شروع دوره های رایگان و فایل های ارزشمندی که بنظرمن هیچ کدوم رایگان حساب نمیشه، و کلی ارزش معنوی داره.،ذهنم به همه چی تغییر کرده. به ادمای پولدار اطرافم. به ادمای بی پول اطرافم. به زندگی خودم. که اگه الان تواین مسیرم، فقط لطف خدا بوده و البته درخواست قاطعانه خودم برای خواسته هام، که همیشه میگفتم به همسرم تا زندم من دست از خواسته هام برنمیدارم. اگه اون خداس، خالق منه، باید طبق گفتش درقران، اجابتم کنه… که خداروشکر، منو درمسیر تغییر و هدایت قرار داد… الان که و رودی های ذهنم رو کنترل میکنم، توی جمع که همه حرف از همه چی میزنن برام ازاردهنس. دلم میخواد اوناروهم دعوت کنم به این مسیر زیبا، اما تاخودشون نخان، بادعوت من هم هدایت نمیشن… چقد نگاهم به خداوندم تغییر کرده. به مهربونیش. خدافقط جواب ذهن و احساس مارو میده. وگرنه اگر جز این بود، عدالت خدا زیرسوال میرفت.. اگر تاالان همینجایی که هستم، حقمه، این عدالت خداونده که به سفارش های من، درخواست مثبت داده. چون من عاشق تغییرم. چه در جسم. چه در ذهن چه در روح. امیدوارم تو این مسیر ثابت قدم ترازهمیشه ام باشم و قطعا یقین دارم هستم. چون جزازاین مسیر، من تغییر نخواهم کرد و نخواهم کرد….. خداروشکر بازهم منو درمسیر تغییر و هدایت قرار داد… ممنونم. عمرتون بابرکت. یاعلی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۱۰/۲۴ ۰۲:۰۶
      مدت عضویت: 2467 روز
      امتیاز کاربر: 6770 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 905 کلمه

      من خیلی وقتها دیدیم یا شنیدم در قانون جذب به هر چی که توجه کنید به آن میرسیدیا افکار تبدیل میشن به اجسام ..
      و برام سوال بوده مثلا ما به ماشین فکر کنیم چطور اون ماشین در واقعیت زندگی ما به وجود میاد ؟
      در واقع قبل از اینکه اون افکار در ذهن شما به وجود بیاد ذهنتون برنامه ریزی شده و بعد به صورت افکار در میاد و سپس انتطار شما از زندگی بر اساس انچه بر نامه ریزی شده به وحود میاد .
      مثلا چاقها قبل از اینکه چاق بشن هیچ فکری هم نداشتیم ولی بارها شنیدیم که چاقها خوشگلترن یا چاقها مریص نمیشن یا چاقها … و یا بارها فهمیدیم لاغر ها مردنی هستن پس ممکنه خیلی از این افکار در ذهن شما باشه که لاغرها رنگشون زرد و همیشه بیمار هستن و دوست داشتنی هم نیستن و ذهن نمیزاره تو به حالتی برسی که از خودت بدت بیاد اما چرا برا چاقی اینطور نبودی که چاق بشی زشت میشی و یا سلامت نیستی و … اما چون چاقی در ذهن ما بد نبوده پس اینطور ذهن ما برنامه ریزی میشه برای چاقی و ما انتطارمون میشه چاقی و در نهایت ما واکنشهایی نشون میدیم که نتیجه میشه چاقی
      ذهن ما از کودکی برنامه ریزی میشه برای زندگی
      از طریق معلم و مدرسه و خانواده و جامعه و اطرافیان وتلویزیون و …وذهن ما برنامه ریزی شده که ما سمت ثروت و پول نریم و پول با خداوند و مقدسات و مسلمان بودن هم خوانی نداره .
      فقیران جز افرادی هستن که ما میتونیم به اونها انفاق کنیم و اما فقیر در قرآن تعریف شده که فردی هست که نیازش رو علنی نکرده و آبروی خدا رو نبرده و شرک به خدا پیدا نکرده که بخواهد از بنده ی خدا انتطار کمک مالی داشته باشه و پیش بنده دست دراز کنه و گریه و التماس کنه که بهش پولی بدن و …
      و اگر من انسان برای خودم ارزش قایل باشم و به خودم اهمیت بدم باید اول خودم لباس خوب و عالی بپوشیم و خوب بخورم و از ثروتم استفاده کنم و به فکر خودم باید باشم پس ما نباید به دیگران بیشتر از خودمون اهمیت بدیم و لی به دیگران هم کمک کنیم ما فکر میکنیم این ارزشمند هست که ما باید به فکر بقیه باشیم و به فکر خودمون نباشیم .
      اما اگر خودم ثروتمند نباشم نمیتونم با لذت به بقیه کمک کنم کمک کردنی خوبه که با عشق و لذت باشه که متقابلا عشق و لذت هم دریافت کنیم .
      صدقه دادن هفتاد نوع بلا رو دفع میکنه و این حرف باعث شده که مردم فکر کنن اگر صدقه ندهن بلا به سرشون میاد . کجای قرآن خداوند گفته من بلا به سر انسانها میارم فقط یه ایه پیدا کن که اینطور باشه ؟چرا خدا لیستی از بلاها رو که بر سر مردم میاره رو در قرآن نیاورده و هر جا از بلا حرف زده گفته نتیجه ی عمل خودتون هست و چطور پیامبر اینقدر به بلاهای خداوند تو جه داشته؟ و چطور پیامبر هفتادتا رو شناسایی کرده ؟ پیامبر حتما باید اون بلاها رو تجربه کنه بعد عنوان کنه ولی چطور امکان داره پیامبر ی که به این مرحله پیامبری رسیده حرف از بلا بزنه و این همه بلا دیده باشه ؟ .
      پس در ذهن ما کردن نباید لباس خو ب و غدای خوب بخورین و باید به فقرا کمک کنید و سمت پول و ثروت نرین .
      و خیلیها باور دارن همین که دستمون به دهنمون میرسه همین کافیه و خووب بودن اوصاع مالی خودشون رو با نگاه کردن
      به فقیرا پیدا میکنن و خوشحالن که بلخره اینا در اون حد نیستن دستشون رو هم به کسی دراز نمیکنن و خوشحالن که اگر پول زیاد ندارن ولی سرشون رو راحت روی بالشت میزارن انگار تمام ثروتمندان نمیتونن در آرامش و راحتی بخوابن واین افراد همیشه گفتن پول بده و ما رو از خدا دور میکنه .
      پس چقدر ساده ما برنامه ریزی میشیم برای فقر و بدبختی
      و گفتن ما اگر میخو اهیم پیش خداوند عزیز باشیم نباید ثروتمند بشیم و نباید لباس خوب بپوشیم و انتطار ما از زندگی فقیر بودن هست و هر چقدر ما تلاش کنیم به ثروت نمیرسیم چون باور و انتطارهای اشتباه داریم .
      ما در زندگی در نهایت در جایی قرار میگیریم که در ذهن ما برنامه ریزی شده از قبل و اگر ما از قبل پذیرفته باشیم ثروت بد هست ما نمیتونیم ثروتمند بشیم .
      و هیچ کس هم مقصر نیست خانواده و جامعه و … در این برنامه ریزی ها دخالت دارن .مسلمان بودن با ثروتمند بودن اصلا منافاتی نداره .
      هر وقت فرد ثروتمندی رو در تلویزیون نشون میده که از ثروت خودش بخشیده ما میگیم افرین این خوبه که بخشیده چرا بخشیدن ثروت باعث خوب بودن و با خدا بودن من میشه ولی اگر ثروت پیش ما باشه من رو بد میکنه و من رو از خدا دور میکنه چطور امکان داره ؟ پول پول هست پیش هر کس باشه هیچ فرقی نباید داشته باشه منبع خیر و خوبی و برکت و نعمت برای اون فرد میشه .
      در نهایت ما چیزی رو در زندگی تجربه میکنیم که انتظارش رو داریم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۳۹۹/۰۶/۱۹ ۰۶:۱۹
      مدت عضویت: 2526 روز
      امتیاز کاربر: 21590 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 258 کلمه

      وقت همگی بخیر عزیزان
      ذهن ما بخواد این همه فرمولهای نادرست و پاک کنه مسلما خیلی طول می کشه و به این راحتی نیست من الان هم همینطور هستم یه وقتا یا بگم بیشتر وقتا خیلی معمولی میام بیرون در واقع نمی خوام خیلی توی چشم باشم نمی دونم نمی خوام کسی به من توجه کنه به خاطر همین افکاری که توی ذهنم هست یه ذره اگه من لباس خوب بپوشم و به خودم برسم احساس خیلی خوبی نمی کنم مگه تو خونه باشم و خودم و نگاه بکنم و احساس خوب بکنم….
      اونجایی که تعریف فقیر طبق قرآن گفتین ولی خوب اگه کسی نگه که فقیر هست سخته که آدم پیدا کنه افرادی و که هیچی نمی گن ولی خوب من عقیده دارم که آدم باید کمک کنه چون توی قرآن هم ذکات اومده و هر موقع حقوق می گیره باید ذکاتش و بده !
      امیدوارم کم کم بتونم به خودم اهمیت بدم در کنار اهمیت به دیگران البته الان بیشتر از همه چیز سعی می کنم ذهنم روی متناسب شدن باشه از اینرو به خودم اهمیت می دم که هر روز این کارها رو انجام بدم
      و اینکه امروز یه موضوعی که شما اینجا مطرح کردین ابروی خدا رو نبرین من صبح توی ذهنم اومد که سرکار بودم یه چیزهایی راجع به بیمار ها که میان داروخونه میامد توی ذهنم و بعد یاد این افتادم که نباید از چیزی ایراد بگیرم حتی توی ذهنم یعنی ایراد به خدا که چرا این آدم یواش کار می کنه و….
      سعی می کنم که دیگه توی ذهنم هم نیاد این چیزها انشالله

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mirza
      ۱۳۹۹/۰۴/۰۹ ۱۸:۵۰
      مدت عضویت: 2497 روز
      امتیاز کاربر: 2829 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 188 کلمه

      سلام
      واقعا گل گفتین استاد. همه چیزی که به ما مخصوصا دهه شصتی ها در کودکی چه در مدرسه چه در خانواده و جامعه گفتن همین بوده که پول آدمو از خدا دور میکنه همیشه هم کلی مثال از آدمهای پولدار داشتن که از خدا دور شد رفت سراغ خلاف خانواده اش متلاشی شد و از این حرفها. اما هیچ وقت از این همه خانواده که از فقر به راههای خلاف کشیده می شن چیزی نگفتن. یا از پولدارهایی که مدرسه می سازند یا بیمارستان می سازند و یا هر قدم مثبت دیگه ای برای جامعه شون بر می دارند و یا حتی هیچ کاری از این قبیل نمی کننید اما تو خانواده با آرامش بچه ها شونو با عشق تربیت می کنن و یک انسان بدون حسرت و عقده رو میفرستن تو جامعه، هیچ وقت از اینا نگفتن. شایدم برای توجیه خودشون اون حرفها رو می زدن.
      چقدر خوب می شد سیستم آموزش و پرورشی داشتیم که بچه هایی تربیت می کرد که حتی اگه خانواده شون باورهای غلط در مورد خدا و ثروت دارند اونها تو مدرسه با باورهای درست بزرگ بشن.
      ممنونم از صحبتهای قشنگتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Maryam Piri
      ۱۳۹۹/۰۳/۲۲ ۱۲:۱۲
      مدت عضویت: 2494 روز
      امتیاز کاربر: 10524 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 96 کلمه

      سلام خدمت استادگرامی
      صددرصدباصحبتهای شماموافقم وواقعاهمین الان هم ازطریق تلویزیون وچیزای دیگه همون باورهاراالبته به روشهای دیگه درماقویترمیکنندوبازهم برنامه ریزی میکنندغافل ازاینکه بدانیم چه چیزهایی داریم واردبدنمان میکنیم وخداراهزارمرتبه شکرمیکنم که هرروزدارم چیزهای جدیدتری یادمیگیرم والان متوجه این موضوعات هستم که چطورازخودم مراقبت کنم مراقب ورودیهای خودم باشم
      همیشه شنیدم که آدمای ثروتمندخوب نیستندوخدادوستشون نداره چون اونافقط به فکرخودشون هستندوخیلی به خودشون اهمیت میدندوبهترین چیزارابرای خودشون میخاندوخیلی ازبرنامه های مخرب دیگه که ناخواسته واردذهنمون شدوروزبه روزاوناراتقویت کردیم تازه بابت خیلی ازاونهاهزینه سنگین ووقت زیادی برای یادگیریشون پرداخت کردیم خدایاشکرت بابت این آگاهی های ناب ازشمااستادبزرگوارسپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سپیده منیعی
      ۱۳۹۹/۰۳/۱۵ ۲۱:۱۱
      مدت عضویت: 2507 روز
      امتیاز کاربر: 11489 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 468 کلمه

      امان از این شستشوی ذهنی که ی عمری راجع بهش حرف زدیم و میدونستیم ولی من تازه بعد از آموزشهای این دوره و نکات ریزی که استاد میگن فهمیدن که چقدر چیزهای غلط و بعضا بی پایه و اثاث برای من به یک باور عمیق تبدیل شده بود که اصلا انگاری وحی منزله حتی ی درصدم احتمال نمیدادم اشتباه باشه در صورتی که اشتباه محضی بود که حاصلش درد واسه من بود مثل همون جمله ی معروفی که در همه ی خوانواده های چاق رواج داره که ما آب هم میخوریم چاق میشیم خانواده ما که پارافراتر گذاشته و همه براین حرف تاکید داشتیم که ما باید از گرسنگی بمیریم و ضعف کنیم تا لاغر شیم حتی خواهر بزرگم ی عمریه میگه ما گرسنه به دنیا آمدیم گرسنه هم زندگی میکنیم و گرسنه هم میمیریم و همیشه منو مامانمو ودوتا خواهر دیگمم میگفتیم راست میگه این غم چاقی ماراکشت😊و انصافا الان که نگاه میکنم ما یا بهتره بگم من واقعا خیلی کمتر از اطرافیان غذا میخوردم ولی چاق بودم ‌حتی بعد از دوره که غذام به ۱/۳قبل هم رسید روند جسم من اندازه ذهنم نبود دوسه روزه بعد از شنیدن فایلها و لایوها احساس میکنم انگاری به لایه ی درونی تری از خودم رسیدم و واقعا میفهمم که اینقدر این باور گرسنه باش تا لاغر شی در من قوی بوده که چون من در دوره دیگه احساس گرسنگی و ضعف ندارم به بدنم اجازه نمیدم کارشو درست انجام بده وراحتتر به سلامتی برسه .ی جا خوندم که ناخودآگاه ما مثل بچه ۳/۴ است یعنی همینقدر زودباور و سطحی و البته لجباز که اصلا فهموندن مسائل بهش سخت نیست فقط تکرار میخواد و جالبه که الان بعد از شنیدن این فایل برای دومین بار خواستم این حسمو دراین دیدگاه بنویسم .برای من واقعا خیلی لذت بخشه که هرروز در این مسیر ی چیز جدید کشف میکنم و دقیقا از دیروزم بهتر و ی قدم جلوترم .تازه میفهمم که حتی غذا خوردن هم باید لذت بخش باشه در صورتی که من ۳۰سال از دیدن و خوردن و نخوردن غذا زجر کشیدن ولی در نهایت خوردم و بعدشم خودمم خوردم اینقدر که مشکلات معده و روده پیدا کردم که هیچ عاملی جز اعصاب دکترا براش پیدا نکردن و به نوعی به ربطش دادن به بیماریهای روان تنی که مشکل از روان بوده ولی بازم هیچ کس نمیدونست کجای روان تا دوروز پیش که خودم فهمیدم من هر لقمه ایی که فرومیبرم عوض اینه باعث سلامتی و لذت بشه من با ترس و افکار پوچ انگاری اسید میریختم روی زخمهای کهنه و سربازم.ولی دقیقا از دو روز پیش شروع کردم به دقت بالاتری در فایلها و در رفتارهام و افکارم و خداروشکر نتیجه خیلی بهتره و واقعا چقدر لاغری راحت و بدون گرسنگی و عذاب امکان پذیره وقابل دسترس🌺خدایا شکرت که منو به این راه وصل کردی 🌺🌺استاد ممنونتم تا آخر عمر🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم خوشنویس
      ۱۳۹۹/۰۳/۱۴ ۱۹:۴۹
      مدت عضویت: 2523 روز
      امتیاز کاربر: 787 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 3 کلمه

      بسیار عالی بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار bahar_gh1365
      ۱۳۹۹/۰۳/۱۱ ۱۲:۴۹
      مدت عضویت: 2408 روز
      امتیاز کاربر: 1959 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 260 کلمه

      سلام ..ممنون از مطالب خوب این فایل
      من هم با این موضوع موافق هستم که روی ذهن ما همیشه این موضوع کار می‌شده ثروت بدهست و اصلا نقطه مقابل علم بوده و همیشه پرسیده شده که علم بهتر هست یا ثروت ،در صورتیکه میتونست این مطلب القا بشه که علم و ثروت درکنار هم هستند و در صورتی که باهم باشند عالی ترین هستند
      اما استاد من نتونستم متوجه این قسمت از صحبت شما بشم که گفتید «وقتی ثروتمندی به دیگران کمک می‌کنه در نظر همه خوب هست و میگن حالا آدم خوبی شده و این درست نیست»
      من هم برداشتم این هست که ثروتمند بودن هیچ مغایرتی با اسلام واقعی نداره و حتی انسان های ثروتمند در صورتیکه در مسیر درست الهی حرکت کنند،میتونند بهترین جایگاه ها رو در نظر خداوند داشته باشند و حتی از طریق علم به معرفت بیشتر هم برسند ،
      من حالا که با قدرت انرژی ها و قرار داشتن در فرکانس های مختلف به علت افکار مختلف آشنا شدم ،معنای علت حرام بودن بعضی اعمال مقل غیبت تهمت و حسد و…..رو میفمم چون می‌دونم که این رفتارها چون ورودی ذهن ما رو منفی می‌کنه و روی انرژی افکار و ذهن ما اثر می‌ذاره و ما رو در فرکانس های خاصی قرارمیده که نتیجه آنها ناراحتی و اتفاقات دوست نداشتنی برای ماهست،
      از این رو فکر میکنم که کمک به فقرا و قرار دادن سهمی از مال برای دیگران هم که خدا در قرآن گفته قطعا درست هست و که البته من الان حکمتش رو نمیدونم اما انشاالله در آینده متوجه بشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۹/۰۳/۱۰ ۰۹:۳۴
      مدت عضویت: 2433 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 469 کلمه

      سلام وقت بخیر
      با شما موافقم که ما از دوران کودکی برنامه ریزی شدیم حالا از طرق مختلف ویکی از اونا آموزش وپرورش بوده که بشدت در مورد دین وخدا وباورهای ثروت ساز باعث تخریب افکار بچه ها شده وهمینطور ما ،،تازه اون زمان فشارهای اوایل انقلاب بود ومسائل جنگ و اون نسل آسیب بیشتری دید ،من یادمه به چیزی جز مسائل اون زمان نمیشد فکر کرد و درگیری های ذهنی زیادی داشتیم،جو سنگینی بود وجایی برای پرورش باورهای ثروت ساز نبود ،پس مشخصه ذهن ما دنبال همون فاکتورها رفته
      مادر من زن نماز خونی بود ولی پدرم نه
      چیزی که من از خدا و ثروتمندان وفقرا یادمه ،اینه که فکر میکردم هر کی با خداست فقیره وثروتمندا اصلا خدارو قبول ندارن وبعدها که بزرگتر شدم ومیدیدم ثروتمندا هم حرف خدارو میزنن تعجب میکردم ،با خودم فکر میکردم که اگر خدا خیلی قویه پس چرا دار ودسته ش فقرا هستن؟ چرا طرفدارای خدا همش مشکل دارن وچرا خدا کمکشون نمیکنه ؟ میگفتن خدا همش تو امتحان فقراست،میخواد اونا هی صداش کنن وثروتمندا اسم خدارو نیارن چونکه تن خدا میلرزه🙄چه چیزایی شنیدیم 😒معلومه الان ذهنمون پر از برنامه ریزی های ضد ثروته ،حالا از طریق دروس مدرسه نرم نرم بهمون تزریق شد ،از طریق خانواده ،از طریق صدا وسیما،از طریق جامعه،از شنیده ها ودیده ها
      در انتها ما هدایت میشیم به مسیری که ذهنمون برنامه ریزی شده چه غلط چه درست
      در کل بیس جامعه ما رو به داشتن احساس قربانی بودن ومظلوم نمایی ومظلوم کشی سوق داره ،از اولش از مظلوم بودن امام ها گفتن ، قربانی شدن امام ها گفتن ،بی پولی امام ها گفتن ،،پس بی پولی وقربانی شدنو تو ذهن ما خوب جلوه دادن
      ذهن ما عادت کرده مظلوم نمایی کنه،مرتب احساس قربانی شدن کنه و ما‌عادت هایی در این مسیرها داریم ،وقتی احساس قربانی بودن به جهان میفرستیم ،جهان مثل آینه عمل میکنه و اتفاقاتیو در راستای قربانی شدن در مسیر ما قرار میده ،مثلا مرتب پولمونو میبرن ،بهمون ظلم میشه واتفاقاتی از این مدل ،،
      با اون دیدگاه ،این نتایج کاملا طبیعیه
      تو ذهن ما ثروت ومعنویات در کنار هم نمیتونن باشن ،اگر ثروتمندی دیگه با خدا نیستی واگر با خدا باشی ثروتمند نخواهی بود ،آخه این خدا چه خدایه که مخالف شادی وثروته ،وقتی فقیری مسائلی داری که نمیتونی شاد باشی ،نمیتونی از نعمت های بیشتری استفاده کنی ،همیشه درگیر بدهی واجاره خونه هستی ،تجربه های بهتری نمیتونی داشته باشی ،وقتی ثروتمندی میتونی خونه وماشین خوب بخری ،مسافرت های دور دنیا بری،لباسای خوب بپوشی ،آسوده تری ،حتی خداشناسیتم قویتر میشه
      برای داشتن زندگی با کیفیت بالاتر باید مراقب ورودی ها وخروجی های ذهنمون باشیم ،تا اینجا که ذهن بد برنامه ریزی شده ،از این به بعد بیشتر مراقبش باشیم وآموزش ببینیم در مسیر ثروتمند شدن که وقتی باورهای ثروت سازو در ذهنمون بکاریم وازش مراقبت کنیم میتونیم در مسیر زندگی مرفه تری باشیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      ۱۳۹۹/۰۳/۱۰ ۰۸:۴۲
      مدت عضویت: 2417 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 418 کلمه

      سلام استاد ،من کاملا قبول دارم حرفهای شما رو َو خیلی درسته این حرفها👌👌👌
      پسر منم کلاس هفتمه و مسلم اینه که یه سری نوشته ها توی کتاب دینی شون نوشته شده که همونایی هست که ما هم بارها و بارها حفظشون کردیم و نمره عالی ازشون گرفتیم غافل از اینکه داریم چه برنامه ای به ذهنمون میدیم و خودمون رو از خدا ،خوشبختی،پول و ثروت و… دور میکنیم ،جالب اینجاست که ماهم توی خونه امون بحث قانون جذب و خدا و رحمتش وبهشت و جهنم و فلسفه عبادت و…. با همسرم صحبت میکنیم و خوب بالاخره پسرم هم اینو میشنوه و با اینکه من خودم اگاهانه از بچگی بارها و بارها خدا رو براش خیلی مهربون و بخشنده و… معرفی کردم تا مثل ما ترس از خدا نداشته باشه به این دلیل که داخل کتابها بحثهای متفاوت با حرفهای ما نوشته شده یک روز اومد نشست با من و پدرش بحث کرد که مامانم چی میگه کتاب ما یه چیز دیگه میگه مگه میشه مطالب توی کتاب غلط باشه مثلا مامان میگه بهشت و جهنم از افکار ماست و جایی به این عنوان اصلا وجود نداره ولی توی کتابها نوشته نیکوکاران به بهشت میرن و…. خلاصه قریب به یک ساعت ونیم درباره این موضوعات صحبت کردیم تا بالاخره کمی قانع شد،بعد از بحث همسرم گفت اگه این سه سال کار کردن روی ذهن هیچی برای ما نداشت همینکه تو از دید درست مطالب رو به فرزندت میفهمونی یک دنیا ارزش داره و بسیار خوشحالم که فرزندان ما مثل ما نیستن که هر چیزی رو که از طرف پدر،مادر،کتابها ومعلمین و…. گفته بشه به راحتی و ساده لوحانه بپذیرن و این خیلی عالیه😊👌
      تمام شرایطی که ما از هر نظر داریم تجربه میکنیم نتیجه همون ورودیهایی هست که از بچگی وارد ذهنمون کردیم که اکثرش هم ناخوداگاه بوده و جالا داریم میوه اون رو برداشت میکنیم و خبر خوب اینه که درسته که ۳۴،۵ سال با اون افکار و ورودیهای اشتباه و نادرست زندگیمون رو ساختیم،قرار نیست بازهم این همه سال صبر کنیم وافکار درست را جایگزین افکار اشتباه کنیم ،همین که چند سال کار کنیم و کفه افکار درست یه کوچولو هم پایین تر از افکار نادرست بشه زندگی خیلی عالی میشه از همه جهات چون جریان کائنات و خدا فقط به سمت خیر هست،کافیه کمی شک کنیم که چرا ادمهای مذهبی زندگی بدبختانه تر و سخت تر و رنج اورتری دارن از همینجا استارت تغییر شروع میشه،سپاسگزارم استاد از شما بابت فایلهای فوق العاده و بسیار خوشحالم که در این مسیر کسب اگاهی با شما آشنا شدم😍😍🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا