وقتی از کاهش وزن حرف میزنیم، خیلیها یاد رژیمهای سخت 🍽️، ورزشهای سنگین 🏋️♂️ یا داروهای رنگارنگ 💊 میافتن.
📍 این جلسه ادامه گام ۷۰ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
اما آیا تا حالا فکر کردین کاهش وزن با تمرکز ذهنی 🎯 میتونه یکی از مؤثرترین، ماندگارترین و لذتبخشترین روشها برای کاهش وزن باشه؟
🐎 یک خاطره ساده، نقطه شروع یک تحول بزرگ
از بچگی عاشق تماشای مسابقات اسبسواری بودم 🏇.
هر وقت از تلویزیون پخش میشد، با دقت و هیجان مینشستم پای صفحه و لحظهبهلحظه مسابقه رو دنبال میکردم. عجیب بود چون نه اسبی از نزدیک دیده بودم، نه حتی تا امروز که ۴۱ سالمه، سوار اسب شدهام!
اما یه چیز توی اون مسابقات همیشه توجهم رو جلب میکرد… کنار چشم اسبها یک تکه پارچه یا صفحهی سیاه بسته میشد.
در این جلسه میآموزیم:

یه بار از پدرم پرسیدم که چرا این کار رو میکنن؟ 👨👦 پدرم گفت:
«اینکار رو میکنن که حواس اسب پرت نشه، فقط روبهرو رو ببینه و با تمرکز توی مسیر مسابقه بتازه.»
اون جمله ساده، یه جرقه شد توی ذهنم… جرقهای که تا سالها مثل یه تابلوی خاموش توی ذهنم بود، اما بعدها فهمیدم کلید یکی از مهمترین موفقیتهای زندگیم توی همون جمله بوده.
🎯 از اسبهای مسابقه تا مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی
سالها بعد، وقتی توی مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی قدم گذاشتم، یاد اون صحنه افتادم.
ذهنم مثل همون اسب مسابقه بود؛ قوی، پرانرژی، اما بهشدت حواسپرت!
هر بار تصمیم میگرفتم لاغر شم، یه تبلیغ جدید، یه رژیم زودبازده، یه قرص رنگارنگ 🌀، یا نظر بقیه منو از مسیر اصلی منحرف میکرد.
اما یک روز، وقتی دوباره به اون تصویر بچگی برگشتم، تصویر اسب مسابقهای اومد جلو چشمم که چشمبند زده بود 🐴👁🗨️ و فقط مسیر روبهروش رو میدید.
ناگهان یه تصویر ذهنی قوی ساختم:
🧘♀️ خودم رو تصور کردم با چشمبندی ذهنی که جلوی وسوسههای بیرونی رو گرفته، با تمرکز کامل روی مسیر ذهنیِ خودم، و با حس قدرتی که از ادامه دادن میگیرم…
اون لحظه، یکی از قویترین تصمیمهای زندگیم رو گرفتم:
من هم باید تمرکز ذهنیم رو مثل چشمبند اسبها تنظیم کنم.
فقط مسیر خودم، فقط لاغری ذهنی، بدون حواسپرتی، بدون انحراف.
از اون به بعد، هر وقت وسوسه میشدم که یه راه میانبر رو امتحان کنم، هر وقت صدای ذهن قدیمیم میاومد که «این راه خیلی طول میکشه…»،
خودم رو توی ذهنم میدیدم با چشمبند ذهنی 🎭، محکم، متمرکز، در حال حرکت توی مسیر تناسب… و باور کن! همین تصویرسازیهای ساده اما تکراری، منو در مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی نگه داشت.
حتی وقتایی که خسته میشدم، ناامید میشدم یا فکر میکردم چرا نتیجه نمیگیرم… بازم به تصویر ذهنی خودم برمیگشتم:
یه آدم با چشمانی بسته به وسوسهها و باز به روی هدف 🎯

🧠 وقتی ذهن تصمیم میگیره، اتفاق میافته!
تجسم کردن برای من اولش مثل یه بازی بود. یهجور تفریح روحی. اما کمکم فهمیدم قدرتش خیلی بیشتر از اون چیزیه که فکر میکردم 💥
فقط یه مشکل داشتم… نمیدونستم دقیقاً باید چی رو تجسم کنم 🤷♂️ فقط میدونستم از شرایط فعلیم راضی نیستم. نه درآمدم، نه حالم، نه زندگیم…
پس به جای فکر کردن به آرزوهای خیلی دور و بزرگ، گفتم بذار از یه نسخه بهتر از همین الان شروع کنم 👣
تصویر میساختم از اینکه:
- بدهیهام رو پرداخت کردم 💳
- رفتم با همسر و بچههام رستوران 🍽️
- بدون نگرانی دارم سفارش میدم، میخندم، از غذا لذت میبرم 😋
یا مثلاً ماشینم رو تجسم میکردم 🚗
ماشینی که دیگه خراب نمیشه، بوی نو میده، کولرش خنکه و وقتی پشت فرمونم حس غرور و آرامش دارم 😎
😮 اما وقتی نوبت به لاغری میرسید…
راستش تو تجسم کردن هیچ مشکلی نداشتم. هر چیزی رو میتونستم با جزئیات تو ذهنم بسازم!
مثلاً خودم رو بدون عینک تصور میکردم و همهجا رو بدون تاری میدیدم 👀 اما وقتی نوبت به تصور کردن «بدن لاغر خودم» میرسید، انگار یه دیوار نامرئی جلو ذهنم سبز میشد 🚧
برای تحقق کاهش وزن با تمرکز ذهنی نه میتونستم تصویر خودم رو با اندام متناسب ببینم، نه حتی حسش کنم!
انگار ذهنم یه جورایی میگفت:
«تو لاغر؟ نه بابا… مگه تا حالا تونستی؟!»
و دقیقاً همونجا بود که یه حقیقت تلخ رو فهمیدم:
🧠 یه باور پنهان و قدیمی تو ذهنم لونه کرده که اجازه نمیده کاهش وزن با تمرکز ذهنی توی من جواب بده، چون اصلاً نمیذاره خودم رو در اون حالت تصور کنم!
و این خیلی مهمه… چون وقتی حتی نتونی یه تصویر ذهنی از خودت در حالت لاغری بسازی، چطور میخوای بهش برسی؟
چطور میخوای باورش کنی؟ چطور قراره ذهنت برای رسیدن بهش باهات همکاری کنه؟ 🤷♀️
🔄 دور باطلِ تلاشهای بینتیجه
همین ناتوانی در تصویرسازی باعث شده بود سالها تو مسیر لاغری فقط دور خودم بچرخم… یه بار رژیم میگرفتم، یه بار باشگاه میرفتم، یه بار داروی گیاهی… اما همش موقتی بود ⏳
چرا؟ چون ذهنم هنوز منو چاق میدید!
تا وقتی تصویر ذهنی من از خودم تغییر نکنه، هیچ روش بیرونی جواب نمیده.
🌱 اونجا بود که فهمیدم تنها راه نجات، برگشتن به درون خودمه…
یعنی با کار کردن روی ذهن، با ساختن یه تصویر جدید از «منِ لاغر»، مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی رو شروع کنم.

🔁 تجسم، ادامه دادن، و ناگهان… واقعیت!
با وجود این مشکل، ولی تمرینهام رو ادامه دادم. هر روز صبح و شب، چند دقیقه وقت میذاشتم برای تجسم کردن.
نمیدونی چه حس عجیبی داشت… انگار در حالی که شرایط واقعی هنوز تغییری نکرده بود، «احساس درونم» بهتر شده بود. 🌈
و کمکم، معجزهها شروع شد…
بدهیها تسویه شد، اقساط تموم شد، ماشین نو خریدم، رفتم سفر، حس کردم زندگی برگشته سر جای خودش 💫
و دقیقاً همون موقع بود که یه فکر جدید سراغم اومد:
اگه قدرت ذهن من تونسته شرایط مالیم رو اینقدر تغییر بده… چرا برای لاغری ازش استفاده نکنم؟
مگه کاهش وزن با تمرکز ذهنی غیرممکنه؟
📜 تصمیم جسورانهای که مسیر رو عوض کرد
برگ کاغذ برداشتم و نوشتم:
✍️ «میخوام با قدرت ذهنم لاغر بشم.» میخوام کاهش وزن با تمرکز ذهنی رو تجربه کنم.
راستش هیچ برنامهای نداشتم. هیچ رژیم یا ورزشی بلد نبودم. هیچ تجربه موفقی هم پشت سرم نبود.
فقط یه حس قوی داشتم که بهم میگفت:
همینجوری که قبلاً هم نمیدونستی چطور قراره بدهیهات رو بدی، ولی دادی،
حالا هم نمیدونی چطور لاغر میشی… ولی میتونی لاغر بشی! 💪
🌱 مسیر لاغری ذهنی، فقط لاغری نیست…
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو امتحان کنم، انتظار داشتم فقط وزنم کم شه، لباسهام گشادتر شن، و عدد ترازو پایین بیاد…
ولی چیزی که تجربه کردم، خیلی فراتر از اینا بود! ✨ بدنم کمکم شروع کرد به واکنش نشون دادن؛
✅ انرژیم بیشتر شد
✅ خوابم عمیقتر شد
✅ حتی یه تغییر کوچیک تو آینه باعث میشد یه عالمه شوق و امید بگیرم 😍
اما اصل ماجرا تازه از اینجا شروع شد…
چون توی مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی، فقط ظاهر آدم تغییر نمیکنه، نگاهت به خودت عوض میشه، رابطهت با غذا متحول میشه.
و مهمتر از همه:
یه نسخهی تازه از خودت رو پیدا میکنی که شاید سالها گمشده بوده… 🎯
من همهی این تغییرات رو مدیون «کار کردن روی ذهنم» هستم.
من در مسیر تجربه لاغری با ذهن یاد گرفتم:
✅ چطور تصویر ذهنی خودم رو اصلاح کنم
✅ چطور افکار چاقکنندهمو شناسایی و پاک کنم
✅ و چطور یه ذهن آگاه، قوی و متمرکز برای لاغری بسازم
لاغری با ذهن یه مهارته، و دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً بهت یاد میده چطور این مهارت رو توی وجودت فعال کنی.
نه با رژیم و اجبار، نه با عذابوجدان… بلکه با عشق، آگاهی و احترام به خودت ❤️
✍️ در ادامه هم توی گام ۷۲ سراغ «باورهای اشتباه درباره کاهش وزن» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.29 از 77 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام به همگی
وقتی وارد سایت شدم قانون جذب رو قبول داشتم ولی لاغری با ذهن در ذهنم نمیگنجید
گفتم با خودم فقط امتحان میکنم وقتی دو هفته گذشت خود به خود غذا رو نمیچشیدم اتفاقی که سالها دلم میخواست انجام بدم ولی نمیشد وقتی این اتفاق رو تجربه کردم ایمان کامل آوردم به این راه با اینکه حتی در این مسیر چاق شدم الان بارها میگم خدایا شکرت که من چاق شدم فهمیدم که روند چه جوری است
وقتی این فایل ها با گوشت و خونمون عجین بشه اون وقت هست که لاغری اتفاق میوفته من الان که روند لاغریم شروع شده میفهمم فایل استاد که از چاق شدن خود خوشحال باشید یعنی چی
من خیلی خوشحالم که این جا هستم در جا نزدم لیز نخوردم ناامید نشدم با این که خیلی مسخره شدم از سمت فامیل ولی الان نگاه همه متعجبه از اینکه دارم لاغر میشم اما هیچکس هیچی نمیگه چون نمیتونن باور کنن که من بدون رژیم دارم لاغر میشم و اینکه ما هیچ وقت تو ماه رمضان لاغر نمیشدیم ولی من هر روز با روز قبل متفاوترم
تنها کاری که من کردم این بود که ادامه دادم
امروز وقتی فردی داشت میگفت یه غذایی رو به خاطر اینکه حیفه خورده و حالش بد شده فهمیدم که دیگه من خیلی عوض شدم و هیچ چیزی رو به زور نمیخورم، از رو سیری نمیخورم،به خاطر تعارف بقیه نمیخورم
خدایا شکرت که اینجا هستم با این سایت و استاد آشنا شدم من هیچ عجله ای ندارم به خاطر لاغری چون میدونم بدنم اینقدر هوشمنده که خودش لاغری و تناسب رو برای من رقم میزنه فقط کافیه من ادامه بدم
خدایا شکرت ۲۲۰
نشان های دریافت شده
عزیزم خانم طاهره عرض سلام و وقت بخیر دارم ….امروز ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ سال نو مبارک ….
دیدگاه خوب شمارو خوندم مختصر و مفید پنج ستاره بهت دادم ..
خیلی برات خوشحالم که فقط با ماندن در مسیر داری روزبروز لاغرتر میشی،…و این خود معجزه اس،….چه لذتی داره لاغر شدن از این مسیر بدون رژیم و حرکت اضافی مخصوص و اجباری فقط با غذای سفره به اندازه نیاز چی می خوایم از این بهتر خدایا شکرت که من و دوستانم رو به این مسیر هدایت کردی برای من واضحه که رسالت من برای باقی عمرم اینه از این راه نتیجه صد در صد بگیرم هم خودم لذتشو ببرم هم باعث نجات افرادی که لیاقتشو دارن
از شما دوست عزیز سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
بنام خداوندبخشنده مهربان
سلام به همه همراهان و استاد عطار روشن عزیز
صراط مستقیم را رها نکنید
بله راه درست درسته و نتیجه توش صد در صد هست باهر گام ک بر میدارم مطمئن هستم ک ب مقصد لاغری میرسم راهی ک آسونه و همیشگی و لذت بخش چرا باید ولش کنم
من ۲۹ سالمه خونه دار هستم ۲ تا فرزندم ابتدایی هستند و سومی هم ۱۱ ماهشه ک خیلی هم شیطونه من توی خونه خیلی کار دارم وقت برای آشپزی تمیزکاری تکالیف بچه ها و رسیدگی ب یک نوزاد خیلی وقتم رو پر میکنه
شاید باورتون نشه ولی من همیشه سعی میکنم یه وقت خالی بذارم تا تمرینات رو با تمرکز انجام بدم ک بیشتر وقتها شب رو انتخاب میکنم ولی متعهد هستم و دیگه نمیخام دلیلی برای چاق موندن داشته باشم
فشار های زندگی و فشار چاقی منو خیلی خسته کرد بارها اقدام ب لاغری کردم از روش اشتباه دمنوش خوردم معدم داغون شد رفتم باشگاه گردنم آسیب دید و کلی خرج گذاشت رو دستم رژیم میگرفتم خیلی گرون بود و فقط باید پروتئین میخوردم و سخت بود و من سردر گم و تنها میان غم از مسخره شدن توسط افراد و نزدیکان و نگاه های حقارت آمیز اونا له شدم
و از خداوند خواستم ک هدایت بشم دیگه نمیتونستم ادامه بدم و یک روز داشتم در گوگل میچرخیدم دنبال افرادی ک وزن زیادی کم کردن و با لاغری با ذهن آشنا شدم اولش میترسیدم ک نکنه رژیم باشه ورزش باشه یا بخواد محصول مثل دمنوش باشه
اما وقتی ادامه دادم خیالم راحت شد و من ایمان داشتم ک لاغر میشم و تمرینات رو ب خوبی انجام دادم کم کم احساسات من عوض شد و بعد از مدتی رفتار من تغییر کرد و بعداز ۲۵ روز ک رفتم خونه مادرم خواهر و برادرم گفتن ک لاغر شدی و چیکار کردی من دوست نداشتم بگم اما اونا خیلی اصرار کردن و منن گفتم بهشون
اما هر کسی آماده نیست اینجا باشه و بتونه درک کنه و باور کنه چون با اینکه من ب اونا گفتم و منو هم دیدن ولی باور نکردن و خواهرم همچنان رژیمه و برادرم بیخیال حتی یک روزش رو انجام نداده و میگفت دوستش ۵۰ کیلو کم کرده ولی پوستش شل شده و باید بره عمل کنه من ته دلم بهش خندیدم و گفتم هر کاری هم کنه هر چیم ک کم کنه دوباره چاق میشه چون ذهنش چاقه و برادرم میل داشت ک اون رژیم رو امتحان کنه منم گفتم خودت میدونی ولی رژیم مثل یک فنر هست ک جسم رو تحت فشار میذاره و دوباره باشدت بیشتر برمیگرده سرجای اول و گفتم دیگه ب من ربطی نداره و دوباره ک برگردم شهرمون میبینه ک چقدر لاغرتر شدم و اون هیچی
خواهرم هم با اینکه در حد ۵ کیلو اضافه وزن داره ولی همیشه رژیمه و کلی مکمل گرون و پرو ترین بار گرون میخره و فکر میکنه ک لاغر میشه و لی بارها بعد مدتی چاق شده و من امیدوارم ک اوناهم هدایت بشن و بیان
من از خداوند ممنونم ک منو لایق این آگاهی و هدایت میدونه و ازش سپاس گزارم
من حتی توی خواب هم میبینم ک دارم تمرین میکنم و در طول روز هر وقت ک میشه زود میام سایت تا مراقبه لاغری رو بیشتر انجام بدم
یه تغییر رفتار دیگه ک امروز کشف کردم این بود ک قبلا از گرسنه شدن میترسیدم ک حالم بد بشه ولی امروز وقتی ک خیلی گرسنه بودم چون از بیرون غذا گرفتیم طول کشید اما متوجه شدم بعد از حدود ۲۰ دیقه گرسنگی شدید یهو میلم ب غذا از بین رفت و گرسنگی من ب تعویق افتاد و من تعجب کردم و خوشحال شدم چون ک حس عجیب و جدیدی بود و ترس من از گرسنه موندن ریخت و ن تنها هیچیم نشد علائم گرسنگی هم متوقف شد
من میخام تمام عمر توی این سایت زیبا باشم و ادامه بدم و ادامه بدم و حتی وقتی متناسب شدم برای رشد بقیه جنبه های زندگی از این آگاهی ها استفاده کنم
من از خداوند میخام ک هر چه زودتر کاری کنه ک در سرزمین لاغری عضو بشم
و میدونم ک بزودی ساکن سرزمین لاغرها میشم
خیلی تبلیغ لاغری دیدم چون نزدیک عیده ولی فقط بهشون خندیدم و رد شدم
و هر گز در مسیر اشتباه وقتم عمرم پولم و جونم رو حروم نمیکنم
در آخر از خداوند متعال استاد بینهای متشکر
نشان های دریافت شده
باسلام وقتتون بخیر
صراط مستقیم راه درست فطرت ما
همه اینها یکیه و همشون زیباست
این فایل ترکیب فایل گول خوردن و لیز خوردن بود و ی نتیجه شگفت انگیز دیگ ب همراه داشت
از سال ۹۸ ک وارد دوره شدم حقیقتا دیگ نتونستم روش ها دیگ رو باور کنم چ برسه ب امتحان کردن
حتی تایمی ک لیز خوردم و کمی دوره رو رها کردم هرگز سمت روش دیگ ای نرفتم و فکر روش دیگ ای ب ذهنم نرسید و همه ی روش ها ب طور کامل برتم غیر منطقی شد و خنده دار
حقیقتا هیچ وقت نتونستم خیلی شگفت انگیز با رژیم لاغر بشم چون هیچ وقت نپذیرفتمش و ب نظرم ی جایه کار می لنید و ی جا ی کار درست نبود
و وقتی ک بادوره اشنا شدم دیدم بله درست فکر میکردم
و با گوشت و استخونم دوره رو باور کردم و پذیرفتم شایدم بگم ایمان اوردم
بله من هم مطلب نشانه هارو باور دارم و در تمام جنبه های زندگیم ازش استفاده میکنم
و مطمئنم ک نشانه ها و خواست خدا بوده ک چندساله الان اینجام و هدیع خدا بوده
مثال اسب ها هم برا کمک کردن بهمون در ادامه مسیر خیلی شگفت انگیز بود و میتونه ی الگوی خوبه دیگ باشه ک فقط ب جلو نگاه کن و رو ب جلو حرکت کن و منحرف نشو صراط مستقیم رو پیدا کردی پس باایمان جلو برو
و جمله اخر فایلتون هم برام خیلییی زیبا بود و جالب و بهم انگیزه داد اونم اینک
لاغری منتظر شماست منتظر بهش برسی
و جمله دیگتون ک در هم فایل خیلی زیبا بود و در تمام جنبه های زندگیمون کاربرد داره اینک
اگر میخوای ی کار رو انجام بدی راهشو پیدا میکنی
و اگر نخوای ی کارو انجام بدی بهانشو پیدا میکنی
و راستی ب شگفتی ساز شدن بعد از ۱۷۱ گام خیلییی خیلییی نزدیک شدم و منتظرم ب زودی عکسم ب شگفتی سازان افزوده میشه
ممنون از اگاهی های زیباتون🎀
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام استاد عزیز و دوستان همراه
من تا قبل از آبان ۹۹ به هر دری برای لاغری زدم حدود ۲۵ سال من در حال انجام دادن روشی برای لاغری بودم هیچ وقت یادم نمیاد روشی را با شوق و ذوق انجام دادم همش سر اجبار بود اینکه تو مراسم عروسی بعضی عیبم میکردن بهم میگفتن خودم افراد متناسب را میدیدم افسوس میخوردم دلم میخواست تیپ اسپرت بزنم و خیلی مسائل دیگه که باعث شده بود مت همیشه در حال رژیم و ورزش و اینا باشم و هیچوقت آن چیزی نشدم که دلم میخواست تا اون اوخر خیلی به تنگ اومده بودم و واقعا کم خوری میکردم اما چاقتر میشدم گاهی شدت عصبانیت اشک تو چشمم حلقه میزد که من چیزی نمیخورم پس چطور وزن اضافه کردم تا اینکه توسط دوستی به سایت فکری معرفی شدم و شروع کردم با فایلهای رایگان فقط گوش میدادم نه دفتری داشتم نه عضو بودم که تو سایت بنویسم گفتم امتحان میکنم ببینم تا اینکه هفته اول دیدم بعضی از لباسهام انگار یکم جا باز کردن سریع به بچه ها گفتم اونا هم گفتن آره و تأیید کردن خوشحال شدم تو دفتر نوشتم ایمیل درست کردم با شوق و ذوق بیشتری ادامه دادم هنسفری خریدم از اینکه دیدم دیگه خبری از رژیم و ورزش نیست بی نهایت خوش حال بودم باشگاه دیگه نرفتم و همش با فایلهای رایگان ۱۲ گام و نکات طلایی و نوشته ها ادامه دادم به جرات میتونم بگم لیز نخوردم هیچوقت آخه دیگه مطمئن شده بودم تنها راه همینه و ۴ساله دارم ادامه میدم هر کی هر چی میگه گوشم بدهکار نیست همسرم غر میزنه اصلا مهم نیست گاهی فکر میکنم چاقتر شدم مهم نیست مهم فقط حال خوبم هست و تصمیم دارم تا زنده هستم در مسیر لاغری باشم من هر فرصتی گیر میارم میام تو سایت و از یه مطلبی استفاده میکنم و لذت میبرم و حال خودمو خوب میکنم .تشکر میکنم از استاد روشن عزیز
نشان های دریافت شده
سلام وقت به خیر چند روز پیش دوستی را دیدم که بارژیم کتومقدار زیادی کم کرده بود واد عا می کرد دیگه با این روش لاغریش ماندگاره وکلی ادعا داشت که سالم می خوره فقط گوشت وپروتئین می خوره وشیرینی خوب نیست واز آن جور حرفها زده بود قبلا ولی حالا می گفت میل به شیرینی ام به شدت برگشته توی دلم گفتم چی شد آن همه ادعا واعتماد به نفس کاذب وتنها صراط مستقیم لاعری با ذهن هست حالا هی برو رژیم کتو و۰۰۰ بگیر جالبه قبل از آنهم رژیمهای مختلف را امتحان کرده بود لیزر وووو وهر بار با اعتماد به نفس عجیبی از روش خودش میگه بازم کم نمیاره بابا چرا اینقدر خودتونو ادیت می کنید ورزش و رژیم برای چی محدودیت برای چی خوب از لاغری با ذهن استفاده کن باور کن تمام جنبه های زندگیتو تحت تاثیر می ذار ه ولع ذهن وجسمتو از بین می بره وخودت کمکم دیگه تمایلی به خور دن زیاد نداری واحتیاج به زور واجبار نیست
نشان های دریافت شده
سلام من همیشه توحسرت متناسب شدن بودم رژیممیگرفتم تایکماه بعدش دیگه ادامه نمیدادم خیلی اذیت میشدم وباخودم میگفتم خدایامیشه یک راهی باشه بطورراحت من به اون اندام دلخواه برسم یک روزبطوراتفاقی تواینستا دیدم پیج استادهایی که لاغری باذهن تدریس میکنه برامن جالب بودباخودم گفتم این روش حتمارومن جواب میده من حقیقتش پولشونداشتم تودوره لاعری شرکت کنم یکباربطوراتفاقی بایکی ازبچه ها اشناشدم چشم خوردتوپیجش یک مطلب ازاستادبودمن ازش پرسیدم ایشون رومیشه معرفی کنی اون خانم برام توضیح دادوروش استاد برامن چندتافایل رایگان فرستادمن دنبال نکردم ولی تواینستا میدیم مطالب میزارن منم طبق گفته هاشون اجرامیکردسایزکم کردم بااینکه اشنایی نداشتم فقط درحداون نکته هایی که میگفتن تادوباره دوستم برام دیدم تواینستایک پیج استادفرستادکه توتلگرام گروه زده شده منم واردشدم والان به لطف خداازفایل های رایگان دارم استفاده میکنم تامدتها سخت بودمغزم عادت کنه بافرمول جدید ولی الان اجرامیکنم تکنیک های استاد رو وخداخیرشون بده من خداروشکرمحکم سرجام هستم ولیزنخوردم که بخوام رهاکنم برم دنبال روش دیگر چون من سختیهاکشیدم ولی هیچ متناسب نمیشدم همیشه بقول استاداگه خواستیم انجام بدیم راهشو پیدامیکنیم اگه نخوام انجام بدم راهشوپیدامیکنم
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
روزای اولی که وارد سایت شده بودم خیلی دچار شک و سوظن میشدم و ۱۲ گام رو که شروع کردم از طرفی اطمینان داشتم که با قدرت ذهن میشه هر کاری رو ممکن کرد و از اونجایی که کم و بیش از دوران نوجوانیم با قدرت ذهن از طریق اطلاعات کمی که از ی کتاب گرفته بودم،آشنایی داشتم،وقتی نجواهای ذهنی شروع میکرد که بیا این مسیر رو ول کن و برو دنبال رژیم و کم خوری و نخوردنها،به ذهنم میگفتم ی چیزی ته قلبم بهم میگه ادامه بده پس بذار ی کم هم از رژیم و … فاصله بگیرم چون واقعا جونشو ندارم،حس رژیم گرفتن رو ندارم،توان ندارم،بخوام به زور خودمو به واسطه دستور دکتر و فلانی خودمو مجاب کنم تا وزنم بیاد پایین،خواهش میکنم بذار اینجا باشم این ۱۲ فایل رو گوش کنم اگر جواب نگرفتم برمیگردم میرم به روشهای قبلیم ادامه میدم،با این صحبت کردنها در آرامش زیاد خیلی تونستم ذهنمو متقاعد کنم برای ماندن توی این مسیر و برام خیلی هیجان انگیز بود که حالم خوب بود،احساس خوشایندی داشتم،راضی بودم از انتخابم.ولی انگار هنوز اون درک از استفاده و بودن توی این سایت به من داده نشده بود،پس لغزیدم،با اینکه با انجام تمرینهای ۱۲ گام و تکرار اونها من سه کیلو کم کرده بودم به خودم غره شدم،احساس کردم نیازی ندارم هر روز به خودم یادآوری کنم که برای بهتر شدن و ماندگاری باید هر روز خدا تمرین انجام بدم،کم کم فاصله گرفتم،کم کم دوباره نجوا های ذهنیم شروع شدن حدود شش یا هفت ماه از این قضیه گذشت و دلم تغییر خواست،احساسم بهم گفت برگرد برو توی همون جایی که حالت خوب شده بود و من برگشتم،خود خدا بهمون گفته،صد بار اگرتوبه شکستی،باز آ.پس من باز اومدم.اومدم تا دوباره راه درستی که بهم آرامش داده بود،راه درستی که بدون دردسر و سختی و گرسنگی کشیدن و به راحتی آب خوردن وزن کم کرده بودم رو ادامه بدم.و بعد از مدتی یک فایل رو خریداری کردم و الان حدود نه ماه هست که بیشتر اوقات روزم رو اینجا هستم شاید در ظاهر خیلی لاغر نشده باشم ولی حالم خوبه،با اینکه برنامه ریزی ندارم برای انجام دادن فایلها و تمرینها ولی صبحها و در طول روز بدون اینکه متوجه بشم میام توی سایت و شده در حد خوندن چند تا کامنت دوستانم ،وقتم رو اینجا سپری میکنم چون گاهی برام پیش میاد وقتشو ندارم که فایل گوش بدم یا کامنت بنویسم ولی برای تکرار کردن و پذیرفتن این سایت چند دقیقه ای رو اینجا میگذرونم و حسم از بودن در اینجا عالیه،سپاسگذار خدا هستم که به اینجا هدایتم کرد و روز به روز دارم نتایج خوبی در ذهنم مشاهده میکنم.من یاد گرفتم که مثه کنه بچسبم به مسیرم،تا نتیجه ی دلخواهم رو نگیرم تلاش میکنم بیام اینجا و فایلها رو گوش کنم.منم دارم تلاش میکنم که هر روز ی نکته ی جدیدم هم شده یاد بگیرم،خدارو شکر برای اینکه مستمر دارم تمرین انجام میدم ی سری از نگرشهام تغییر کرده مثه اینکه گرسنگی و به زور خوردن رو خوب تشخیص میدم شاید گاهی رفتارهای قبلیو انجام بدم ولی وسط انجام رفتارهای قبلیم لقمه ی توی دهانم رو درآوردم و انداختم توی سطل زباله که من بهش احتیاج ندارم.یا اینکه اگه فلان خوراکی یا غذا رو دوست ندارم به راحتی بگم نه نمیخورم چون دوست ندارم حالم از خوردن ش بد میشه،بله به همین راحتی نگرشها دارن عوض میشن،یادمه وقتی نوجوان بودم و تازه کمی تپل شده بودم خواهرزاده م رو میدیدم که میگفت من به اندازه ی شکمم غذا میخورم نه اضافه،به خودم میگفتم خوش ب حالش کاش منم مثه اون بتونم نه بگم،آنقدر به این خواسته م گاهی که دچار سردرگمی میشدم فکر میکردم تا بالاخره خدا بهم راهشو نشون داد.الهی شکر
یا حق
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان.سپلس خدای بلند مرتبه را که من را به راه مستقیم هدایت کرد و پناه می برم به او از شر ذهن منفی باف.
به نظر من این دقیقا درست است کسی که یک دفعه فایل های استاد را ببیند ذهنش راه درست را پیدا می کند فقط باید مراقب ذهن منفی باف باشد تا از مسیر خارج نشود.خود من بعد از دیدن فایل های استاد هر وقت موضوعی درباره رژیم می شنوم یا میبینم زود از آن رد میشوم و حتی حالم از خوراکی هایی که قبلاً برای لاغر شدن میخوردم بهم میخورد و در همان لحظه به ذهنم میگم اگه این ها فایده داشت همان روز تأثیر خودش را گذاشته بود کسی که وارد مسیر لاغری با ذهن بشه بیرون هم که برود اطمینان به بقیه رژیم ها ندارد و یه جورایی دلش پیش روش لاغری با ذهن هست.راهی که قبلاً رفتیم و نتیجه نداده را چرا باید دوباره برویم و این در واقع تباه کردن روز های عمرمون هست.من اگر لاغر هم نشوم حداقل با حال خوب دارم زندگی میکنم.میدونم روشی که روحیه من را بالا نگه میدارد حتی اگر من خطا هم داشته باشم جسم من را هم کم کم متناسب میکند.من در مسیر لاغری با ذهن تا حالا وسوسه نشدم که سراغ روش دیگری بروم ولی گاهی اوقات به عملکرد خودم شک میکنم که نکنه دریافتم درست و کامل نباشه یا تمرینات را صحیح انجام ندهم ؟امیدوارم نقطه ضعفهای خودم را پیدا کنم و شگفتی ساز بشم من بدون چشم بند فقط روی مسیر لاغری با ذهن تمرکز میکنم و وبا قدرت به آن اطمینان دارم چون مسیری هست که توسط خدا به آن هدایت شدم و و خدا به همه چیز آگاه هست.با تشکر از استاد شاد و گرامی.
به نام خدا
خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم
این چند ماهی که در این مسیرم، متوجه شدم، لاغر شدن سختی نداره. زجر کشیدنی نداره. بلکه خیلی آروم و بدون دغدغه می تونی راهتو ادامه بدی، بدون هیچ سختییی.
به نظر چون یه عده لاغر شدن رو سخت میدونن، این روش رو قبول ندارن. ماها فکر می کنم باید ساعتها گرسنه باشیم یا ساعتها در هفته ورزش کنیم تا لاغر بشیم. ولی لاغری با ذهن بهت میگه، تمام اون روش ها غلطه. فقط باید فکرتو تغییر بدی. تو انسان هستی و اشرف مخلوقات.
برادر زاده من ۳ سالش هست و خیلی خوب غذا میخوره. اندازه یا آدم بزرگ. ولی خیلی لاغره. درست شبیه زنداداشم. خب بچه ها فرمول مغزیشون هیچ تغییری نکرده و همه چی درسته. همیشه توی جمع ها و مهمونیا به افراد چاق و لاغر توجه می کنم. لاغرها اکثرا در حال خوردن هستن. یه تعداد کمی از اونا، پرخور نیستن. ولی اکثر افراد چاق اطراف من خیلی کم میخورن. همیشه هم در حال حرف زدن در مورد چاقی هستن. هدا رو شکر، خود من یه مدت در مورد چاقی حرفی نمیزنم و خودمو لاغر میدونم. منم همیشه قاطی این افراد میشدم و به مرور چاق تر هم میشدم. قطعا کلمات تاثیر گذاران. یه مدته به هیچی توجه نمی کنم. نه به اندازه غذا توجه می کنم نه به نوع غذا. شبیه بقیه به اندازه نیاز بدنم میخورم. خیلی خوبه توجه از روی بدنم برداشتم و خودمو دوست دارم. خدا رو شکر ترس هام تموم شده. یادمه قبل آشنایی با سایت، حس میکردم شکمم بعد غذا بزرگتر میشه و واقعا بعد غذا بزرگتر میشد و باقی میموند. ولی الان مدام تصور می کنم هیچ چربی انباشته نمیشه بلکه تمام چربی های گذشته هم در حال از بین رفتن هستن. چون من برای راه رفتن کار کردن پلک زدن حتی قلب و معده ام احتیاج به انرژی دارم که از طریق چربی های انبار شده، همه آزاد میشن.
نشان های دریافت شده
با سلام.
فایل خیلی خوبی بود من از قسمت خدایا حالمو خوب کن به این فایل رسیدم.
و برای نوشتن کامنت میخواستم برم و یک ساعت دیگه بیام بنویسم ولی به خودم گفتم داری بهانه ش رو پیدا میکنی و این درست نیست.
من هم تجربه ی نتیجه گرفتن از متمرکز شدن روی یک کار رو دارم مثلا اولین باری که دوره ی دوازده گام رو گوش دادم خیلی روی من اثر داشت به حدی که جز نوشتن و فایل گوش دادن چیزی یا کاری یادم نمیاد از اون موقع ها.و اتفاقا عالی هم نتیجه گرفتم و ۳ سایز کم کردم.
یا مثلا وقت هایی که روی درس ها تمرکز میکردم و به حرف هایی مثل درس سختیه ، استادش خیلی بده و… توجه نمیکردم نمرات خوبی میگرفتم.
اما این مقطعی بودن باعث شد من فکر کنم که فقط در مواقعی میشه اینطوری توجه داشت به کاری یا هدفی. ولی استاد مثالی هستن از اینکه میشه حتی ۱۰ سال هم این شکلی زندگی کرد.
برای من یکی که بارها ثابت شده راهی برای لاغر شدن جز از روش ذهنی وجود نداره ولی این کمال گرایی مانع میشه مثلا باید یک دفتر کنارم باشه چند صفحه بنویسم چند بار یک فایل رو گوش بدم همه ی کامنت ها رو بخونم و نظری با بیش از ۱۰۰۰ کلمه بگذارم. در واقع انگار من عادت کردم لاغری سخت باشه و اینجوری میخوام بگم که من سختی کشیدم برای لاغر شدن. الان که نوشتم این مانع رو در خودم شناسایی کردم و باید راهی پیدا کنم تا به همین روش کامل اعتماد کنم و همونی که استاد میگه رو انجام بدم و مطمئن باشم که لاغر شدن اینجا راحته احتیاج نیست اصلا سختی بکشم.
و به روش های دیگران توجهی نکنم. مخصوصا در این برهه زمانی چون یک ماه دیگه عروسی دوستمه و سیل پیشنهادات به سمت من سرازیر شده؛ کربوهیدرات نخور، ورزش کن، شیرینی بذار کنار، شام نخور، گشنگی بکش نمیمیری و …. باید ۵ کیلو کم کنی تا مراسم..
و الان وقته بی توجهی به همه ی اون حرف هاست و من از عملکرد خودم راضی ام فقط می شنوم ولی اهمیت نمیدم.