یه روز یکی از دوستام با ذوق بهم گفت یه برنامهی رژیمی پیدا کرده که از آمریکا رسیده. من که تا اون موقع از چند تا رژیم ایرانی نتیجه نگرفته بودم، با خودم گفتم «گمشدهی من همینه!». ولی اون برنامه هم مثل بقیهی روشهای لاغر شدن که امتحان کرده بودم، در نهایت من رو به همون آدم قبلی برگردوند. در این جلسه میخوام بگم چرا.
این نوشته جلسه سوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه قبل (مهمترین دلایل چاقی چیست؟) دلیلهای چاقی رو رد کردیم و مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم. یه تمرین مهم هم داشتیم: نوشتن مقدار وزنی که با هر روش کم کرده بودیم. اگه این تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و انجامش بده. چون هر جلسه یه در تازه رو به روی ذهنمون باز میکنه و جلسهها باید به ترتیب جلو برن.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🧭 از بین روشهای لاغر شدن، کدوم درسته؟
برای رسیدن به یه شهر معمولاً چند تا راه هست، ولی یکی از اونها از همه بهتره. برای رسیدن به قلهی یه کوه هم چند مسیر هست، ولی یکی امنتر و سادهتره و خیلیها قبلاً از همون مسیر به قله رسیدن.
یه نکتهی مهم دربارهی راهها وجود داره. راه اشتباه همیشه اشتباهه. یعنی هر کسی با هر سرعتی از اون بره، به مقصد نمیرسه. ولی در راه درست، نتیجه به اینکه آدم چطور اون راه رو میره هم بستگی داره. بنابراین ممکنه یه نفر از راه درست زودتر برسه و یه نفر دیرتر، ولی هر دو بالاخره میرسن.
روش کار ذهنی هم همینه. ما باید باورها و آگاهیهایی رو که داریم، یعنی همون فرمولهای ذهنی، شناسایی کنیم، درست و غلطشون رو از هم جدا کنیم و فرمولهای اشتباه رو با دلیل و استدلال به فرمول درست تبدیل کنیم. در دو جلسهی قبل هم دقیقاً همین کار رو کردیم: دلیلهای اشتباه چاقی رو پیدا کردیم و ردشون کردیم، و بهجای فرار از مسئولیت، مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم.
😮 برای چاق شدن از هیچ روشی استفاده نکردیم
یه نکتهی خیلی مهم و جالب: هیچ آدم چاقی برای چاق شدن از روش خاصی استفاده نکرده. خیلی ساده و خودبهخود چاق شدیم. هیچکدوممون یادمون نیست از چه تاریخی تصمیم گرفتیم چاق بشیم یا چه کار خاصی برای چاق شدن کردیم.
ولی همین آدمها برای لاغر شدن کلی روش متفاوت امتحان کردن و نتیجهی همهشون هم یکی بوده: نتیجه نگرفتن. اگه الان داری این متن رو میخونی، یعنی تو هم از روشهای قبلی نتیجهی موندگار نگرفتی. بنابراین همهی ما در یه شرایط هستیم.
این موضوع با تمرین جلسهی قبل فرق داره. در اون تمرین میخواستیم به ذهنمون نشون بدیم که بدنمون توانایی لاغر شدن رو داره. ولی حالا میخوایم ببینیم مشکل از کجا بوده. یعنی اگه بدنمون میتونسته لاغر بشه، چرا هیچ روشی لاغریمون رو موندگار نکرده؟

🇺🇸 داستان رژیم آمریکایی من
مادرم از بچگی بچههای تپل رو خیلی دوست داشت. برای همین من از همون بچگی تپل بودم و کمکم با بزرگتر شدنم، از تپل به چاق و از چاق به خیلی چاق رسیدم. وقتی رژیم میگرفتم، مادرم هم بندهی خدا درگیر میشد. باید هر روز برای من غذای جداگونه درست میکرد و خب از این دردسر گله داشت. بعد از یه مدت همه خسته میشدیم، اون هم تشویقم میکرد که «دیگه بسه»، من رژیم رو ول میکردم و چند وقت بعد دوباره همون رضای قبلی میشدم.
از چند تا رژیم با اسمهای مختلف نتیجه نگرفته بودم که یه روز یکی از دوستام گفت یه برنامهی رژیمی عالی داره. یکی از فامیلهاش در آمریکا پیش یه دکتر معروف رفته بود و این برنامه رو گرفته بود. من با خودم گفتم برنامههای قبلی همه ایرانی بودن، ولی این یکی آمریکاییه و حتماً جواب میده.
دوستم هم که با هم شوخی داشتیم، برای دادن اون برگه کلی ازم باج گرفت و من هم با کمال میل دادم. بعضی از غذاهای اون برنامه اصلاً در ایران پیدا نمیشد و ما خودمون یه چیزی جاش میذاشتیم. چون این برنامه رو خیلی دوست داشتم، بهجای یکی دو ماه، حدود پنج ماه ادامهاش دادم و وزن زیادی هم کم کردم. ولی باز هم نتونستم برای همیشه طبق اون برنامه زندگی کنم. یکی دو ماه بعد از کنار گذاشتنش، دوباره همون آدم قبلی شده بودم.
چرا دوباره سراغ همون روشها میریم؟
این اتفاق برای خیلی از ما بارها افتاده. یه روش رو امتحان میکنیم و شکست میخوریم. ولی چند وقت بعد، همون روش با یه اسم دیگه، یه بستهبندی دیگه یا با اعتبار یه آدم دیگه سراغمون میاد و دوباره امتحانش میکنیم. با خودمون میگیم «اون روش به من نساخت، ولی این یکی فرق میکنه».
یه جملهی معروف هست که به انیشتین نسبت میدن: «دیوانگی یعنی یه کار رو بارها و بارها تکرار کنی و انتظار نتیجهی متفاوت داشته باشی.» وقتی به این جمله رسیدم، حسابی به فکر فرو رفتم. چون من دقیقاً همینطور بودم، هم در لاغری و هم در کسبوکارم. هر بار با تعهد و انرژی بیشتر همون کار قبلی رو تکرار میکردم و باز هم نتیجه نمیگرفتم. همین فکر بود که کمکم من رو به مسیر لاغری با ذهن رسوند.
بنابراین هر روشی که خودت امتحان کردی و نتیجهی موندگار نداده، با هر مقدار کاهش وزنی که داشته، باید یه بار برای همیشه کنار بذاری. هر روشی هم که دیدی دیگران امتحان کردن و به نتیجهی موندگار نرسیدن، جزو همین دستهست. دیگه بهش فکر نکن.
🛣️ از هر مسیری اومدی، از همون مسیر برگرد
فرض کن از شهر خودت میخوای به کیش بری. اگه مسیر اشتباه رو انتخاب کنی، با هر سرعتی و با هر وسیلهای بری، به کیش نمیرسی. لاغری هم یه مقصده. اگه روش اشتباه باشه، با هر شدتی که انجامش بدی، به لاغری موندگار نمیرسی.
از طرف دیگه، بهترین راه برگشتن از هر سفری اینه که از همون راهی که رفتی برگردی. چاقی هم همینطوره. اگه برای چاق شدن رژیم خاصی گرفته بودی، شاید میشد با رژیم لاغر شد. اگه برای چاق شدن داروی خاصی خورده بودی، شاید میشد با دارو لاغر شد. ولی ما برای چاق شدن هیچکدوم از این کارها رو نکردیم.
خیلی سادهترش اینه که ما با قدرت ذهن خودمون چاق شدیم، بنابراین با قدرت ذهن خودمون هم میتونیم لاغر بشیم. نه با قدرت برنامهی من، نه با قدرت هیچ دارو و رژیمی؛ فقط با قدرت ذهن خودت.
من این حرف رو از کتاب نمیگم. من خودم سالها چاق بودم و عکسهای قبل از تناسبم در سایت هست. روشهای زیادی رو امتحان کردم و اگه امروز سالهاست متناسبم و تونستم به خیلیها کمک کنم، به خاطر اینه که از مسیر درست اقدام کردم.

🔁 چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست
خیلیها فکر میکنن چاقی به خاطر غذاست. ولی همهی آدمها غذا میخورن و خیلیهاشون متناسبن. بنابراین مشکل از غذا نیست. چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست. یعنی همون عادتها.
هر فکر یا رفتاری که چند بار تکرار بشه، کمکم عادت میشه. عادت یعنی کاری که نمیتونیم انجامش ندیم، حتی وقتی میدونیم به ضررمونه. یه نکتهی مهم دیگه هم اینه که مغز ما همیشه ما رو به «بیشتر» تشویق میکنه. در مسیر پول درآوردن، به پول بیشتر. در مسیر ورزش، به رتبهی بهتر. و در مسیر چاق شدن، به چاقتر شدن. مغز فرقی بین مسیر خوب و بد نمیذاره، فقط هر مسیری رو که در اون هستیم گسترش میده.
ما از زمان تولد تحت آموزش پدر و مادر، بعد جامعه و بعد دوستانمون بودیم. وقتی یه جمله مثل «چاقی ارثیه» رو میشنویم و باورش میکنیم، هنوز چاق نیستیم. ولی ذهن اون رو تبدیل به یه فرمول میکنه. بعد کمکم بر اساس همون فرمول دستور میده، خوردنمون بیشتر میشه و چون مغز عاشق تکراره، این رفتار هی تکرار میشه تا برسیم به جایی که امروز هستیم.
مثال ازدواج و دارو
خیلیها شنیدن که آدمها بعد از ازدواج چاق میشن. هیچکس هم نمیدونه چرا. یه حرفه که دهنبهدهن چرخیده. ولی وقتی این جمله رو بارها شنیدی و یه پسرخاله یا دخترعمو رو هم دیدی که بعد از ازدواج چاق شده، ذهنت باور میکنه. بعد وقتی خودت ازدواج میکنی، این فرمول فعال میشه. از خیلیها پرسیدم رفتار غذاییشون بعد از ازدواج چه فرقی کرد و خیلیهاشون گفتن «اشتهام بیشتر شد».
دارو هم همینطوره. کافیه پزشکی که بهش اعتماد داری، موقع نوشتن یه دارو بگه «مراقب باش، این دارو اشتها رو زیاد میکنه و چاقت میکنه». همین یه جمله کافیه تا ذهنت باورش کنه و کمکم رفتارت تغییر کنه. مشکل بزرگ اینه که وقتی در مسیر چاق شدن قرار گرفتی، دیگه نمیدونی تا کجا پیش میره.
لاغرهایی که نمیتونن چاق بشن
جالبه بدونی که خیلی از آدمهای لاغر هم هر کاری میکنن نمیتونن چاق بشن. درست برعکس ما. اونها اونقدر باور کردن که متناسبن و چاق نمیشن، که با هیچ کاری وزنشون بالا نمیره. این خودش ثابت میکنه که چاقی و لاغری ذهنیه.
ولی بعضی از این آدمها بالاخره پیش یه پزشک میرن که خیلی قبولش دارن. پزشک دارویی میده و میگه اشتهات رو زیاد میکنه. اونها فقط میخواستن سه چهار کیلو اضافه کنن، ولی وقتی فرمول ذهنیشون عوض شد، در مسیر چاقی افتادن و دیگه معلوم نبود کجا متوقف بشن. بعضی از همین آدمها امروز برای لاغری پیش من میان.
🤖 خوردن؛ تنها کاری که اختیارش دست خودمونه
بیشتر کارهای بدن ما خودکاره: پلک زدن، نفس کشیدن، ضربان قلب، گوارش و هزاران کار دیگه. میتونی چند ثانیه پلک نزنی، ولی خیلی زود خسته میشی و دوباره پلک میزنی. چون دستورش در مغزت نوشته شده. تنها کاری که خداوند اختیارش رو به خودمون داده، خوردن و تأمین نیاز بدنمونه.
برای کسی که از اول تا آخر عمرش متناسب مونده، خوردن هم مثل بقیهی کارها خودکاره. یادمه در مهمونیها، بعد از شام کیک میاوردن. من کیکم رو میخوردم و به دوستم که کیکش رو نخورده بود میگفتم «چرا نمیخوری؟ حیفه!». اون میگفت «به خدا نمیتونم، دیگه پایین نمیره». من خندهام میگرفت و میگفتم «پس بده من بخورم!». حالا میفهمم که اون واقعاً نمیتونست؛ درست مثل اینکه من بخوام ضربان قلبم رو با اراده بالا ببرم.
حیوانات هم در طبیعت همینطورن. شما یه ببر یا آهو یا عقاب چاق در طبیعت نمیبینی. چون اونها با غریزهشون غذا میخورن و کسی فرمولهای ذهنیشون رو دستکاری نکرده. ولی فرمولهای ذهنی ما آدمهای چاق، توسط خانواده، اطرافیان، رسانهها و فرهنگ دستکاری شده.

👨👩👧 لاغری تو روی خانوادهات هم اثر میذاره
خیلیها فکر میکنن چاقی ارثیه، در حالی که آموزشیه. بچهای که در خانوادهای با پدر و مادر چاق بزرگ میشه، فقط با دیدن رفتارهای عادی اونها، چاق شدن رو یاد میگیره.
همین موضوع دربارهی لاغری هم صدق میکنه. خیلی از اعضای سایت برام نوشتن که دختر، پسر یا همسرشون بدون اینکه خودشون دوره رو ببینن، در مسیر متناسب شدن قرار گرفتن. چون رفتار اونها رو دیدن و خودبهخود یاد گرفتن. بنابراین وقتی لاغری با ذهن رو یاد بگیری، فقط خودت رو نجات نمیدی؛ روی خانوادهات و خیلی از آدمهایی که تو رو میبینن هم اثر میذاری.
💪 جرأت کنار گذاشتن همهی روشها
نمیشه لاغری با ذهن رو یاد بگیری ولی گوشهی ذهنت این باشه که «حالا رژیمم رو هم بگیرم، شاید کمک کنه». زمانی از لاغری با ذهن نتیجه میگیری که جرأت کنی همهی روشهای دیگه رو کنار بذاری. این جرأت هم وقتی میاد که به خودت ثابت کنی بقیهی روشها جواب نمیدن.
گاهی پیش میاد که یکی از هنرجوها وسط دوره میاد و میگه «فکر میکنم این روش روی من اثر نداره». بعد معلوم میشه دوستش یه رژیم جدید با یه اسم عجیب بهش معرفی کرده و گفته «این دیگه آخرشه». من بهش میگم اشکالی نداره، با تمام توانت اون روش رو امتحان کن. اگه نتیجه گرفتی بهت تبریک میگم، اگه نه برگرد. و تا امروز هر کسی رفته، برگشته.
شاید فکر کنی در جلسههای بعد بالاخره برنامهی غذایی یا ورزشی داده میشه. نه، هیچ برنامهای داده نمیشه. همهی کار ما پاک کردن فکرهای اشتباهه. اولین نتیجهاش هم آرامش و خودباوریه. وقتی ذهنت باور کنه که میتونی لاغر بشی، میبینی ناخودآگاه بعضی از رفتارهات عوض شده. شاید تا همینجا هم چیزهایی در تو تغییر کرده باشه که هنوز متوجهشون نشدی.
در دورهی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها»، من دقیقا همون راهی رو آموزش میدم که خودم طی کردم و به وزن و اندامی رسیدم که همیشه آرزوش رو داشتم.
اگه هنوز شک داری که لاغری با ذهن واقعاً جواب میده، یه سر به آلبوم شگفتیسازان بزن. اونجا عکس هنرجوهایی رو میبینی که از همین مسیر رفتن و با روش ذهنی لاغر شدن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
🔍 مرحله اول: نگرش تو بعد از این جلسه
جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس. اگه لازمه، ویدیوی جلسه رو یکی دو بار دیگه هم ببین.
۱- بعد از این جلسه، نگاهت به روشهای لاغر شدن چه تغییری کرد؟
۲- فرمولهای ذهنی تو با فرمولهای یه آدم متناسب چه فرقی دارن؟
🔍 مرحله دوم: چرا من چاقم ولی فلانی متناسبه؟
تا امروز شاید شانس یا ژنتیک رو دلیل تفاوتت با آدمهای متناسب میدونستی. ولی حالا میدونی که تفاوت اصلی در فرمولهای ذهنیه. با مثال بنویس که فکر و رفتار تو با یکی دو نفر از آدمهای متناسب اطرافت چه فرقی داره:
🔸 مثال ۱: دوستم امیر هیچوقت از خوردن نمیترسه و به چاق شدن فکر نمیکنه، ولی من همیشه از خوردن میترسم.
🔸 مثال ۲: دخترخالهام وقتی سیره و بهش شیرینی تعارف میکنن، برنمیداره. ولی من نمیتونم تعارف بقیه رو رد کنم.
🔍 مرحله سوم: بررسی روشهایی که امتحان کردی
هر روشی که تا امروز برای لاغری امتحان کردی رو با این جزئیات بنویس:
🔹 اسم روش
🔹 چه مدت انجامش دادی
🔹 چقدر وزن کم کردی
🔹 چه مدت وزنت ثابت موند
🔹 آیا چیزی در فکرها و باورهایت تغییر داد؟
📉 مثال: «یه ماه از فلان رژیم استفاده کردم و ۵ کیلو کم کردم. ولی حدود سه هفته بعد از تموم شدن رژیم، همهاش برگشت.»
بعد دربارهی روشهایی که اطرافیانت امتحان کردن هم تحقیق کن و ببین کدوم یکی تونسته کسی رو برای همیشه لاغر کنه.
💬 نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون. میبینی چه روشهای زیادی امتحان شده که تو اصلاً خبر نداشتی، و نتیجهی همهشون هم یکی بوده.
در جلسه بعد (قسمت چهارم: عادتهای چاقکننده) میبینیم که خیلی از دلایل چاقی، در واقع همون عادتهای تکراری ذهن هستن.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. بهترین روش لاغر شدن کدومه؟
روشی که از همون مسیری برگرده که ازش چاق شدیم. ما برای چاق شدن نه رژیم گرفتیم نه دارو خوردیم؛ با فرمولهای ذهنی و عادتهای تکراری چاق شدیم. بنابراین روش موندگار لاغری، تغییر همین فرمولهای ذهنیه.
۲. چرا رژیمها نتیجهی موندگار ندارن؟
چون رژیم چیزی رو در ذهن تغییر نمیده و فقط آدم رو از خوردن منع میکنه. مغز دستور خوردن میده و رژیم جلوش میایسته. این جنگ چند هفته یا چند ماه ادامه پیدا میکنه، ولی در نهایت فرمول قدیمی برنده میشه و وزن برمیگرده.
۳. میتونم همزمان با لاغری با ذهن رژیم هم بگیرم؟
نه. تا وقتی گوشهی ذهنت به رژیم امید داری، نمیتونی با تمام وجود در مسیر لاغری با ذهن حرکت کنی. زمانی نتیجه میگیری که جرأت کنی همهی روشهای دیگه رو کنار بذاری.
۴. چرا بعضیها هر چی میخورن چاق نمیشن؟
چون فرمولهای ذهنیشون دربارهی خوردن دستنخورده مونده و خوردنشون مثل پلک زدن خودکاره. وقتی سیر میشن، واقعاً نمیتونن بیشتر بخورن و اصلاً نگران چاق شدن نیستن.
امتیاز 3.99 از 318 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
به نام خدایی که راه رو نشونم میده
سلام به استاد عزیز و دوستان همراه
شاید باورتون نشه استاد ولی اینقدر سبک و راحتم این روزها که خدا می دونه…حتی میخوام جرات کنم و بگم اذیت بودن کمر شلوار فرم اداره م رو چند روزه احساس نمی کنم و نمیدونم چه اتفاقی داره توی بدنم میفته اما خوشحالم و در عین حال میخوام هول نشم که واااای دارم لاغر میشم و بعد ازاونور بوم بیفتم …میخوام با آرامش لذت ببرم از این روال آرومی که ذهن و جسمم دارن خلق می کنن برام
درباره حرف هاتون توی فایل باید بگم واقعا درسته استاد…ما هیچ روشی برای چاقی استفاده نکردیم و کاملا بدون تصمیم و بدون هدف و برنامه ریزی چاق شدیم اما برای لاغر شدن هزااااران راه رفتیم و هزاران بار تصمیم گرفتیم و از “شنبه» ها شروع کردیم و …. توی همه هم شکست خوردیم. بس که دستکاری کردیم توی روال عادی زندگی و روتین طبع و غریزه مون…وای که مثالتون درباره حیوونا عاااااااااااااااااااااالی بود..چطور اینا به ذهنتون میرسه آخه؟ واقعا همینطوره ها…توی طبیعت هیچ حیوون چاقی نمی بینیم جز اونایی که تو محیط زندگی انسان ها زندگی می کنن..خدای من چقدر جالب بود…ما اینقدررررر ذهنمون رو پر کردیم از دستورات و باورهای غلط که این چاق شدن شده طبیعت زندگی مون…هرچی هم رژیم می گیریم خب تلاش جسمیه با همون ذهن داغون و غلط….مسلمه که جواب نمی گیریم و نگرفتیم دیگه
خدایا چقدررر دوستم داشتی که نرفتم سراغ عمل و همیشه هم حسرت می خوردم که کاش دو سال پیش جراحی می کردم اما الان می فهمم خدا چقدر دوستم داشته…الان دیگه میدونم رژیم و جراحی و دمنوش و قرص و …. نهایت کارش جراحی کردن جسم و عادتهای جسمه اما غافل از اینکه مشکل اصلی جراحی کردن مغز و تغییر باورهاست…نمیشه مغز یه فرمون بده و جسم یه کار کنه که! نمیشه دستگاه جی پی اس بهت بگه برو به راست، اما تو فرمون رو به چپ بپیچونی و به همون مقصد و با همون راحتی برسی…جی پی اس ترافیک رو سنجیده، نزدیکی و دوری و سرعت و راحتی رسیدنت رو سنجیده و بهت مسیر پیشنهاد داده اما تو می پیچی به چپ و انتظار داری که با همون کیفیت و سرعت به مقصد برسی..نمیشه دیگه! تا زمانی که ذهن و جسمم در یک راستا نباشن راه به جایی نمی برم…عین همههههههههههههه دفعاتی که رژیم گرفتم و کم کردم و بعدم دوباره یا خونه اول بودم یا بدتر از روز اول…عین همه دفعاتی که با زور و حال بد رفتم باشگاه و عرق ریختم و رکاب زدم و وزنه زدم و هزااااار بلا سر خودم آوردم اما بعدش بازم هیچی به هیچی…خب همه اینا نشون میده که هیچکدوم این مسیرها درست نبودن، نه که من غلط باشم..نه که من بی اراده و ناتوان باشم که اگه بودم اصلا کم نمی کردم…نه! مسیر و روش و ابزار اشتباه بود که من رو به مقصد می رسوند اما نمی تونست پابندم کنه
نمی دونم این فایلها چه سالی ضبط شدن اما بادیدن شما و خیلی از دوستان، ایمان دارم که رسیدن به لاغری و تناسب اندام فقط از همین مسیر ذهن میگذره و لاغیر … همین که شما تونستین پس منم می تونم
الهی به امید تو
سلام
من از رژیم و ورزش استفاده کردم ولی نتیجه ندیدم و با یک بار قطع اون تمام وزنی رو که کم کردم برگشت و نه فقط خودم بلکه همه کسانی که می شناسم هم این اتفاق واسشون پیش اومد
به نظرم ریشه این مشکل در جسم ما نیست بلکه در ذهن ماست
سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد
روش لاغری با ذهن مثل بهشت میمونه یادم از بچگی به ما میگفتن تو بهشت دستت دراز میکنی و اونچه تو ذهنت مثلا یک میوه اون روبروت قرار میگیره
اینجا هم بهشت فقط کافی دستت دراز کنی و لاغری که یک عمر در حسرتیش رو تو دستت بگیری به همین راحتی من اون فرد لاغری هستم که هر چی بخوره چاق نمیشه خدایا ممنون استاد مچکرم چه قدر لحظه رسیدن به ارزو لذت بخش یک حس ارامش همین یک زمانی فکر میکردم وقتی به قله برسم فریاد میزنم از شادی ولی الان فقط ارامش دارم و این بزرگترین لذت دنیاست میدونم به زودی تو سرازیری قرار میگیرم همین الان هم میبینم که چه طور چربیهام دارن کنده میشن پایین قله تنگه واشی و من متناسب به چکمه هایی که خریدم با بچه هام تو اب قدم میزنم یادم یکی از دوستان به نام مریم وقتی لاغر شده بود رفته بود تنگه واشی من همونجا عهد کردم همین کار کنم دوست خوبم اگر مطلبم خوندی لطفا تایید کن
من هم راههای زیادی برای لاغری را امتحان کردم اما هیچ نفهمیدم که مشکل ما ذهنی است و من با خواندن مطالب این بخش فهمیدم ما با لاغری جسم نمیتوانیم برای همیشه لاغر بمانیم ما طبق فرمایشات استاد باید ببینیم که چگونه چاق شدیم ودونه دونه آنها را شناسایی کنیم با شناسایی قدم به قدم سطح آگاهی ما به روشهای چاق شدن خودبخود آنها را دور انداخته وبه لاغری واقعی می رسیم چرا؟چون مسیر لاغری ما از همان مسیر چاق شدن ما است وماهربار که مطالب را تکرار میکنیم بیشتر درک میکنیم الان من دارم دونه دونه کارهایی راکه انجام میدادم و باعث چاقی من میشده را باز شناسی میکنم و واقعا باید از همون راهی که چاق شدیم به سمت لاغری برگردیم.مثلا یک نمونه را برایتان میگویم من همیشه قبل از غذا خوردن بطور ناآگاهانه سر قابلمه می رفتم و نوک و نیشی با قاشق میزدم پس این یک مسیر چاقی من است که باید کنار بگذارم.به امید دوباره که باهم صحبت کنیم
سلام منهم مثل بقیه همیشه راهای لاغری را رفته بودم مدتی طب سوزنی کار کردم وتاوقتی ادامه میدادم و رژیم هم میگرفتم کمی هم کم میکردم ولی فایده ای نداشت .یک سری پیش دکتر ی رفتم که رژیم یک هفتگی میداد وهرهفته وزن من را کنترل میکرد ۳الی ۴ کیلویی کم میکردم ودوباره استوپ میشدم خلاصه بی فایده بود ودوباره کم کم به وزن قبلی برمی گشتم وراهای زیادی هم رفتم ورزش هم همیشه داشتم ولی چون باورها ورفتارهای چاق کننده را داشتم همچنان دوباره چاق میشدم و رژیم گرفتن را رها میکردم ولی همیشه دنبال راهی برای لاغری واقعی و همیشگی بودم یکروز دراینستاگرام یک تبلیغی راجع به به لاغری با ذهن دیدم .به خودم گفتم یعنی میشود همچین راهی هم وجود داشته باشد رفتم داخل گوگل وسرچ کردم که همین سایت استاد روشن را برام آوردم ومن شروع کردم به مطالعه .نور امیدی در وجودم جرقه زد خیلی خوشحال شدم من سعی میکنم نکات کلیدی هر درس را بنویسم اول کامل گوش میدم بعد می نویسم ودر ذهنم با خودم تکرار میکنم با این کار که چند روزی بیش نیست شروع کردم حس های درونی من کمی عوض شدندکمی به پرخوریهایم و عادت های خودم آگاه شدم دیگه وقتی چیزی بخورم نگران چاقی نیستم .با آرامش . غذا میخورم همین هم خیلی خوب است من درابتدای راه هستم وخدای درون من به من کمک میکند تا به موفقیت برسم به نظر من آدمها با تلاش به خواسته هاشون می رسند. خواستن توانستن است .اگر ما به دستورهای استاد روشن گوش دهیم و فایلهای ایشان را به دقت چندین بار گوش دهیم وبه قول ایشان استمرار داشته باشیم حتما در دوره لاغری با ذهن به همه چیز می رسیم نه تنها لاغری بلکه پول و ثروت غلبه بر بیماریها .اعتماد به نفس .شغل عالی وغیره……پس بیایید به جای ناامید شدن پشتکار داشته باشیم .به آمید آن روز .دوستتون دارم تا دیدگاه بعدی .از استاد عزیز هم که در روشنگری من نقش اساسی دارند کمال تشکر و آرزوی بهترینها دارم
سلام بر همگی
چاقی محصول افکار وعادت های ماست .
من که باورم شده بود که کم تحرکی و پشت میزنشینی باعث اضافه وزن من شد تصمیم گرفتم یه کاری بکنم برای رفع چاقی و دست به کارشدم ومن هم تو مدت ۶ ماه تمام پیاده روی یکساعته سر ظهرتابستان وبهار به امید عرق کردن و لاغرشدن انجام میدادم و کل این دوفصل شاید فقط دو الی ۳ بستنی اونم تلخ خوردم و خوردن غذاهامو محدود کردم به غذاهای خاص و مقدارکم . اما فقط تونستم با اونهمه سختی فقط ۵ کیلو کم کنم البته برام رضایت بخش بود اما چه فایده بعد مدت کوتاهی دوباره همش برگشت .و دوباره ۲ کیلو هم بیشتر شدم .
بازخدا رو شکر که بیشتر از این بدنم رو تحت فشار نگذاشتم و روشهای پوچ دیگه رو امتحان نکردم وقتی کامنتهای دوستان رو میخونم که روشهای مختلفی رو اون هم چندین بار امتحان کردند ونتیجه نگرفتن بیشتر به یقین رسیدم که روشهای دیگه هم اشتباه بوده و جزرنج وسختی نتیجه ای نداشته .
چون شکست دراین روشها علاوه بر سختی جسم به شدت روح و روان آدم رو خسته میکنه وباعث میشه بیشتر از خودمون بدمون بیاد واز خودمون فاصله بگیریم .
بهترین و درست ترین روش لاغری.لاغری با ذهن هست و دلیلش هم نتیجه گرفتن استاد عزیز و دوستان شگفت انگیز سرزمین لاغرهاست که به راحتی و بدون رژیم و ورزش تونستند متناسب بشن و متناسب بودن آنها دایمی و پایدار وبدون عوارض جانبی هست .
همانطور که برای چاقی کارخاصی انجام ندادیم وآرام آرام چاق شدیم برای لاغرشدن هم کافی هست همون مسیر روکه رفتیم از همون مسیر برگردیم مسیری که تو اون سختی نداره و به راحتی لاغر بشیم .و با برداشتن موانع ذهنی آرام آرام دراین مسیر قدم برمیداریم و با تکرار واستمراروآموزشهای استاد عزیز خواسته قلبی مون یعنی متناسب شدن رو تجربه میکنیم .
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی
روش های لاغری که رفتید و چند کیلو کم کردید؟
من از اون جایی که عدم تحرک رو باعث چاقی خودم می دونستم بیشترین تلاشم این بود که تحرک داشته باشم.برای همین بیشتر روش هایی رو دنبال کردم که به تحرک بدنی ختم بشه مثل ورزش کردن که هر سال توی مدرسه و بعدشم توی دانشگاه عضو تیم والیبال می شدم و همیشه هم چند کیلو کم می کردم و حسابی لاغر می شدم .
یکی دیگه از باورهام این بود که همه ی ماه ها من غذا می خورم ولی تحرک ندارم برای همین چاق می شم ولی ماه رمضون ها به خاطر اینکه خیلی غذا نمی خورم و از طرفی هم مصادف می شد با کار کشاورزی فصلی ما(تحرک داشتن) برای همین لاغر می شم و هر سال این اتفاق برای من می افتاد و حدود سه کیلو کم می کردم.
برای لاغر شدن ابتدا باید موانع ذهنی لاغر شدن خودمون کشف کنیم تا بتوانیم بهترین روش رو برای متناسب شدن انتخاب کنیم.
در صورتی که در هیچ کدام از روش های لاغری ما مشکل رو ریشه یابی نکردیم و فقط سعی می کردیم که نتیجه چاقی و عوض کنیم .
زمانی که توی زندگی یک هدف یا مقصدی برای رسیدن به خواسته هامون انتخاب می کنیم اصولا راه های زیادی وجود داره تا ما به نتیجه دلخواه مون برسیم .
ورودی شهرما یه امامزاده ای وجود داره که هر از گاهی با رفقا پیاده می رویم زیارت .
برای رفتن به اونجا چند تا مسیر هست که ما بسته به حال و حوصله مون و قصدی که ازپیاده روی به اونجا داریم از یکی از اون راه ها حرکت خودمون رو شروع می کنیم.
اولین مسیر باید از چند تا کوچه باغ قدیمی شروع کنیم و بعد ازچند تا تپه کوچولو رد بشیم تا به اونجا برسیم .این رو زمانی که قصد تپه نوردی داشته باشیم انتخاب میکنیم .
دومین مسیر از جاده قدیمه شهرمونه که قبلا مسیر کاروانسرا ها بوده و الان به صورت جاده خاکی دراومده و اطرافش چند تا باغ انگور سرسبزه .این رو زمانی که قصد لذت بردن از طبیعت داریم انتخاب می کنیم .
سومین مسیر اول باید از خانه ها رد بشیم و بعد جاده آسفالته ورودی شهره که اطرافش کارگاه های عرقیاتی هست. که زمانی که قصد پیاده روی راحت و بدون دردسر داریم این مسیر رو انتخاب می کنیم.
مسیر اول و دوم مسیر سنگلاخی هست وبرای کسی که عادت به راه رفتن توی این مسیرها نداره راه رفتن سخت هست مخصوصا اگه کفش راحتی نباشه احتمالابعدش پا درد میاره ولی یه خصلت خوبی که دارند مسیر کوتاهه و زود به مقصد میرسه .
مسیر سوم جاده آسفالته خیلی راحت هست و ساعت ها هم راه بروی خسته نمیشی ولی مسیر خیلی طولانیه و دیر از سایر مسیرها به مقصد می رسیم ولی خب به جاش دیگه هیچ پا درد و سختی نیست و راه همواره همواره.
مسیر لاغری که تا حالا ما رفتیم مثل همین روش اول و دوم رفتنن به امام زاده هست به ظاهر شعارمون لاغری بوده در صورتی که قصد واقعیمون چند کیلو کم کردن و یه کم از چاق تر شدن جلو گیری کردن بوده و دلمون می خواسته خیلی زود و برای اینکه جلو حرف مردم رو بگیریم و خودمون برای مراسم عقد و عروسی دوستانمون لاغر کنیم انواع رژیم ها امتحان کردیم و به نتیجه دلخواه نرسیدیم و گاهی آثاری مثل همون پا درد ناشی از مسیر سخت نصیبمون شده.
اما روش سوم همون تناسب فکری هست مسیری بدون هیچ گونه ترس و واهمه ای از درد و مریضی و مسیری سراسر با آرامش روحی و روانی که خیلی راحت به مقصد اصلی ما رو میرسونه .
مسیر طولانیه ولی هموار .طولانیه چون سال ها طول کشیده که باورهای اشتباه چاقی در ذهن ما حک بشه و باور ها به مرحله ی عمل برسه و ما چاق بشیم برای لاغر شدن هم باید همین پروسه طی بشه تا باور کنیم که لاغر شدن آسانترین کار دنیاست و ما لیاقت لاغری داریم .
پس الان که یقین پیدا کردیم ما از مسیر سوم چاق شدیم پس بهترین راه برگشت به منزلگاه اولیه برگشت از همان مسیره .
ما از طریق انواع مختلف رژیم ها چاق نشدیم که بخواهیم از همان روشها لاغر بشویم.
چاقی ما ارثی نیست چاقی ما محصول دارو و قرص و بیماری نیست چاقی ما به خاطر افکار و عقاید تکراری ما هست . ما به خاطر اعتماد زیادی که به اطرافیانمون داشتیم به یقین رسیده بودیم که چاق شدن ما عادی هست وشروع به تقلید از رفتار های اشتباه غذایی اطرافیان مون کردیم و خیلی راحت این نوع رفتار تبدیل شد به عادت غذایی ما و دیگر نتوانستیم خلاف اون رفتارها عمل کنیم و رفته رفته چاق و چاق تر شدیم .
از اون جایی که ذهن ما آموزش پذیر هست خیلی راحت چاقی رو یاد گرفت .ذهن ما از روز اول خلقت همیشه برنامه ریزی شده روی بیشتر خواستن و براش فرقی نمیکنه که اون موردی که میخاد خوبه یا بد . و متاسفانه توی چاقی هم همین روند زیاده خواهی پیش گرفت و باعث شد ما نسبت به مواد غذایی حریص بشیم و پرخوری کنیم و هر روز چاق تر از دیروز شویم.
از اون جایی که وقتی وارد یک مسیری می شویم و ذهنم مشوقش باشه دیگه جایی برای مبارزه با ذهن باقی نمی مونه و ذهن با قدرت نور شروع به پیش روی می کنه و دیگه سخت میشه جلوی ذهن گرفت برای همین بود تمام مسیر ها به شکست منتهی شد.
کاری که ما این همه سال انجام می دادیم و قصد داشتیم با فشار جسمی و سختی دادن به خودمون جلوی روند چاقی مون بگیریم .برای همین توی هیچ کدام از روش ها ما نتونستیم نتیجه دلخواه که لاغری همیشگیه برسیم.
مافرمول های مغزیمون توسط اطرافیانمون دست کاری شده و استمرار داشتیم و چاق شدیم .
برای همین برای برگشتن به لاغری اولیه باید فرمول های ذهنی مون اصلاح بشه و خیلی راحت و با آرامش تمام مسیر لاغری با ذهن رو طی کنیم و استمرار داشته باشیم.
بنام خداوند هدایتگر وهاب
سلام به دوستان زیبانگرشم
من خودم یک رژیم گرفتم که توش تونستم باتلاش زیاد لاغر بشم اما وقتی رهاش کردم چندین برابرش برگشت و خیلی از دوستان و اطرافیانمو دیدم که انواع داروها و قرصها و رژیم ها ورزشها رو انجام میدن اما دوباره به حالت اول برمیگردن یعنی چاقی یعنی هیچ رژیم و ورزش و قرص و دکتری و عمل جراحی نتونسته چاقی رو ازبین ببره خودمم از رژیم گرفتن بدم میاد چون سختیش زیاده و همشم استرس اینو داری که اگه ولش کنی دوباره چاق میشم و برای همین هیچ رژیمی رو قبول ندارم و با جرات و اطمینان همشون رو رد میکنم و میدونم همه از باورها و ذهن من که توش فرمول چاقی با دیده ها و شنیده ها و ترسهای که از چاقی داشتم شکل گرفته و الان میخوام با تغییر این فرمول از همون مسیری که به راحتی چاق شدم از همون مسیر به قدرت ذهنم به اسانی لاغربشم و لاغر بمونم چون میدونم همه تو ذهن منه الان که همش فکر میکنم مبیبنم همه این غذاهای که من میخورنن میخورن همینقدر ک من میخوابم میخوابن همه همینقدر تحرک دارم اونام دارند و خیلی از این چیزها اما من چرا چاقم و اونا لاغرن پس مشکل تو ژن و غذا و تحرک و خواب و استعداد و اینا نیس همه چی از ذهن منه یک فرد لاغر توذهنش اینه که من هرچیم بخورم بازم لاغرم یک فرد دیگه میگه من هرچقدر کم هم بخورم بازهم چاقم این بخاطر اینه که ذهن فرد لاغر فرمول تناسب تو ذهنش تغییر نکرده و تو مسیر درست خداونده یعنی همون لاغری اما یک فرد چاق فرمول ذهنیش بخاطر حرفا و شنیده و دیده های دیگران که بهش گفته شده فرمول ذهنش تغییر کرده و از مسیردرست خداوند رد شده و الان ما بااین اگاهی که رسیدیم که میتونیم با تغییر فرمول ذهنی خودمون دوباره برگردیم به اصل خودمون یعنی تناسب ماندگار که درستترین فرموله که تو ذهنه
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد گرامی وهمگی دوستان عزیزم
چند روزیه فهمیدم عروسی دعوتم و همین موضوع باعث شده که بیوفتم دردام عجله کردن واقعا خودمم تعجب کردم چطور یهو همه چیزایی که یک سال روی خودم کار کرده بودم برای چند روز چه طور محو شد
والبته درس عبرت بزرگی شد تا دوباره برگردم وادامه بدم راهمو همیشه وقتی عروسی یا مهمونی که برام مهم بود دعوت میشدم رژیم سفت وسخت میگرفتم وکلی راه میرفتم تا چند کیلویی لاغرکنم وموفق هم میشدم بیشتر مواقع اما بعد از شب عروسی بوم دوباره چاق میشدم خلاصه این شد که این بارم باورهای چاقیم سرباز کرد وحسابی گرفتارم کرد این چند روزه دنبال رژیم ورزش وچیزای مختلفی گشتم تا اینکه متوجه شدم ای دل غافل دوسه روزیه دارم پرخوری میکنم ومنی که بیشتر از چند ماه بود شکلات دلم نخواسته بود یه عالم شکلات کاکائویی پیتزا اسنک ونوشابه وچیپس وپنیر وکلی چیز مختلف به غیر از غذا خورده بودم خلاصه اینشد که ذهنم گفت استپ واستا ببینم تو که به رژیم واینجور چیزا اعتقاد نداشتی بعد داشتی خوب لاغر میشدی چی شد صبر کن لاغر شدن با سرعت نخواستیم خانم صبر کن هر چی لاغر شدی شدی این چه وضعیه برای خودت درست کردی امروز یکم با این حرفها خودمو آروم کردم ودوباره دور زدم به سمت راه لاغری صبح یکم پرخوری کردم اما گفتم عیب نداره بدن من حتی اگه بیشتر از نیازم بخورمم به راحتی اضافاتشو بیرون میریزه از بدنم ویکم راحت شدم از استرس زودتر لاغر شدن به خودم قول دادم ول کنم تاریخ عروسیو وفقط بچسبم دو دستی به فایلام نوشتنام وخواندن نوشته بقیه حالا هر چی لاغر شدم عالیه بدن من اینطور صلاح دونسته چند روزیه رگهای مچ پام بیرون زده ودرد شدیدی میکنه مچ پام واین امر هم دلیل دیگه ای بود که منو به سمت عجله کردن سوق میداد که ببین چه بلایی سر پاهات آوردی وزنت اینجوریت کرده ومنم خیلی راستش ناراحت بودم اما بعد امروزگفتم یه شبه که چاق نشدم زمان میبره پیاده روی وزیاد ایستادن برای خودم ممنوع کردم ناسلامتی بدنم مهم تره به خودم گفتم ببین عزیز من اگه از امروز تا روز عروسی فقط بخوابی وبشینی بازم متناسب میشی چون بدن من کارش حرف نداره وفابریکی صددرصد توانشو میگذاره تا منو لاغر کنه حالا ببین وفشار نیار روی پاهات که تمام دنیا هم جمع بشن سلامتی تو یه چیز دیگست وقابل خریداری نیست
این شد که آروم شد وعصه خوردن گذاشتم کنار امروزاین فایل گوش کردم
خیلی عالی بود دقیقا وصف حال من بود
رژیم های مختلف
قرص های چربی سوز کاهش اشتها
ورزش های مختلف
دم نوش ها
طب سوزنی
طب فشاری
وخلاصه هر روشی تو این دنیا بوده از ماساژ دم نوش افشرده ویبراتور لباس لاغر کننده وکرم لاغر کننده رو من استفاده کردم
نکته جالبش اینکه هر بار هم کم شدم ولی نموندم دراین وزن واین خیلی خیلی عذاب آور بود امروز ترجیه میدم یک بار برای همیشه وزنم کم بشه ودیگه اصافه نشه وراحت بشم یه بار برای همیشه وبدن عزیزم هم دقیقا داره همین کارو انجام میده مطمئنم
سلام به تمامی دوستان سایت تاناسب فکری من تا سنی که وارد دبیرستان بشم اصلا به چاقی فکر نمیکردم تا اینکه چندتا از دوستام با اینکه چاق هم نبودن ولی به فکری لاغری بودن از همون جا استارت چه چیزایی باعث چاقی میشن در ذهن من خورد. تو سن ۱۷ سالگی ۷۳ کیلو بودم ولی چون قدم بلند بود زیاد نشون نمیداد و همچنانم خداروشکر از چاق نیستم ولی دوست دارم به وزن دلخواهمیه خاطره ای براتون تعریف کنم که هیچ ربطی به چاقی نداره و به همین ذهن مربوطیه تایمی در کنار یه سری از دوستانم قرار گرفتم که خیلی به پوست و موشون توجه میکردن و خیلی حساس بودن و ناخودآگاه من هم درگیر این قضیه شدم تا جایی که به شدت موهام میریخت کلی روغن تراپی و دکتر و فلان واااااااای