یه روز یکی از دوستام با ذوق بهم گفت یه برنامهی رژیمی پیدا کرده که از آمریکا رسیده. من که تا اون موقع از چند تا رژیم ایرانی نتیجه نگرفته بودم، با خودم گفتم «گمشدهی من همینه!». ولی اون برنامه هم مثل بقیهی روشهای لاغر شدن که امتحان کرده بودم، در نهایت من رو به همون آدم قبلی برگردوند. در این جلسه میخوام بگم چرا.
این نوشته جلسه سوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه قبل (مهمترین دلایل چاقی چیست؟) دلیلهای چاقی رو رد کردیم و مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم. یه تمرین مهم هم داشتیم: نوشتن مقدار وزنی که با هر روش کم کرده بودیم. اگه این تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و انجامش بده. چون هر جلسه یه در تازه رو به روی ذهنمون باز میکنه و جلسهها باید به ترتیب جلو برن.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🧭 از بین روشهای لاغر شدن، کدوم درسته؟
برای رسیدن به یه شهر معمولاً چند تا راه هست، ولی یکی از اونها از همه بهتره. برای رسیدن به قلهی یه کوه هم چند مسیر هست، ولی یکی امنتر و سادهتره و خیلیها قبلاً از همون مسیر به قله رسیدن.
یه نکتهی مهم دربارهی راهها وجود داره. راه اشتباه همیشه اشتباهه. یعنی هر کسی با هر سرعتی از اون بره، به مقصد نمیرسه. ولی در راه درست، نتیجه به اینکه آدم چطور اون راه رو میره هم بستگی داره. بنابراین ممکنه یه نفر از راه درست زودتر برسه و یه نفر دیرتر، ولی هر دو بالاخره میرسن.
روش کار ذهنی هم همینه. ما باید باورها و آگاهیهایی رو که داریم، یعنی همون فرمولهای ذهنی، شناسایی کنیم، درست و غلطشون رو از هم جدا کنیم و فرمولهای اشتباه رو با دلیل و استدلال به فرمول درست تبدیل کنیم. در دو جلسهی قبل هم دقیقاً همین کار رو کردیم: دلیلهای اشتباه چاقی رو پیدا کردیم و ردشون کردیم، و بهجای فرار از مسئولیت، مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم.
😮 برای چاق شدن از هیچ روشی استفاده نکردیم
یه نکتهی خیلی مهم و جالب: هیچ آدم چاقی برای چاق شدن از روش خاصی استفاده نکرده. خیلی ساده و خودبهخود چاق شدیم. هیچکدوممون یادمون نیست از چه تاریخی تصمیم گرفتیم چاق بشیم یا چه کار خاصی برای چاق شدن کردیم.
ولی همین آدمها برای لاغر شدن کلی روش متفاوت امتحان کردن و نتیجهی همهشون هم یکی بوده: نتیجه نگرفتن. اگه الان داری این متن رو میخونی، یعنی تو هم از روشهای قبلی نتیجهی موندگار نگرفتی. بنابراین همهی ما در یه شرایط هستیم.
این موضوع با تمرین جلسهی قبل فرق داره. در اون تمرین میخواستیم به ذهنمون نشون بدیم که بدنمون توانایی لاغر شدن رو داره. ولی حالا میخوایم ببینیم مشکل از کجا بوده. یعنی اگه بدنمون میتونسته لاغر بشه، چرا هیچ روشی لاغریمون رو موندگار نکرده؟

🇺🇸 داستان رژیم آمریکایی من
مادرم از بچگی بچههای تپل رو خیلی دوست داشت. برای همین من از همون بچگی تپل بودم و کمکم با بزرگتر شدنم، از تپل به چاق و از چاق به خیلی چاق رسیدم. وقتی رژیم میگرفتم، مادرم هم بندهی خدا درگیر میشد. باید هر روز برای من غذای جداگونه درست میکرد و خب از این دردسر گله داشت. بعد از یه مدت همه خسته میشدیم، اون هم تشویقم میکرد که «دیگه بسه»، من رژیم رو ول میکردم و چند وقت بعد دوباره همون رضای قبلی میشدم.
از چند تا رژیم با اسمهای مختلف نتیجه نگرفته بودم که یه روز یکی از دوستام گفت یه برنامهی رژیمی عالی داره. یکی از فامیلهاش در آمریکا پیش یه دکتر معروف رفته بود و این برنامه رو گرفته بود. من با خودم گفتم برنامههای قبلی همه ایرانی بودن، ولی این یکی آمریکاییه و حتماً جواب میده.
دوستم هم که با هم شوخی داشتیم، برای دادن اون برگه کلی ازم باج گرفت و من هم با کمال میل دادم. بعضی از غذاهای اون برنامه اصلاً در ایران پیدا نمیشد و ما خودمون یه چیزی جاش میذاشتیم. چون این برنامه رو خیلی دوست داشتم، بهجای یکی دو ماه، حدود پنج ماه ادامهاش دادم و وزن زیادی هم کم کردم. ولی باز هم نتونستم برای همیشه طبق اون برنامه زندگی کنم. یکی دو ماه بعد از کنار گذاشتنش، دوباره همون آدم قبلی شده بودم.
چرا دوباره سراغ همون روشها میریم؟
این اتفاق برای خیلی از ما بارها افتاده. یه روش رو امتحان میکنیم و شکست میخوریم. ولی چند وقت بعد، همون روش با یه اسم دیگه، یه بستهبندی دیگه یا با اعتبار یه آدم دیگه سراغمون میاد و دوباره امتحانش میکنیم. با خودمون میگیم «اون روش به من نساخت، ولی این یکی فرق میکنه».
یه جملهی معروف هست که به انیشتین نسبت میدن: «دیوانگی یعنی یه کار رو بارها و بارها تکرار کنی و انتظار نتیجهی متفاوت داشته باشی.» وقتی به این جمله رسیدم، حسابی به فکر فرو رفتم. چون من دقیقاً همینطور بودم، هم در لاغری و هم در کسبوکارم. هر بار با تعهد و انرژی بیشتر همون کار قبلی رو تکرار میکردم و باز هم نتیجه نمیگرفتم. همین فکر بود که کمکم من رو به مسیر لاغری با ذهن رسوند.
بنابراین هر روشی که خودت امتحان کردی و نتیجهی موندگار نداده، با هر مقدار کاهش وزنی که داشته، باید یه بار برای همیشه کنار بذاری. هر روشی هم که دیدی دیگران امتحان کردن و به نتیجهی موندگار نرسیدن، جزو همین دستهست. دیگه بهش فکر نکن.
🛣️ از هر مسیری اومدی، از همون مسیر برگرد
فرض کن از شهر خودت میخوای به کیش بری. اگه مسیر اشتباه رو انتخاب کنی، با هر سرعتی و با هر وسیلهای بری، به کیش نمیرسی. لاغری هم یه مقصده. اگه روش اشتباه باشه، با هر شدتی که انجامش بدی، به لاغری موندگار نمیرسی.
از طرف دیگه، بهترین راه برگشتن از هر سفری اینه که از همون راهی که رفتی برگردی. چاقی هم همینطوره. اگه برای چاق شدن رژیم خاصی گرفته بودی، شاید میشد با رژیم لاغر شد. اگه برای چاق شدن داروی خاصی خورده بودی، شاید میشد با دارو لاغر شد. ولی ما برای چاق شدن هیچکدوم از این کارها رو نکردیم.
خیلی سادهترش اینه که ما با قدرت ذهن خودمون چاق شدیم، بنابراین با قدرت ذهن خودمون هم میتونیم لاغر بشیم. نه با قدرت برنامهی من، نه با قدرت هیچ دارو و رژیمی؛ فقط با قدرت ذهن خودت.
من این حرف رو از کتاب نمیگم. من خودم سالها چاق بودم و عکسهای قبل از تناسبم در سایت هست. روشهای زیادی رو امتحان کردم و اگه امروز سالهاست متناسبم و تونستم به خیلیها کمک کنم، به خاطر اینه که از مسیر درست اقدام کردم.

🔁 چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست
خیلیها فکر میکنن چاقی به خاطر غذاست. ولی همهی آدمها غذا میخورن و خیلیهاشون متناسبن. بنابراین مشکل از غذا نیست. چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست. یعنی همون عادتها.
هر فکر یا رفتاری که چند بار تکرار بشه، کمکم عادت میشه. عادت یعنی کاری که نمیتونیم انجامش ندیم، حتی وقتی میدونیم به ضررمونه. یه نکتهی مهم دیگه هم اینه که مغز ما همیشه ما رو به «بیشتر» تشویق میکنه. در مسیر پول درآوردن، به پول بیشتر. در مسیر ورزش، به رتبهی بهتر. و در مسیر چاق شدن، به چاقتر شدن. مغز فرقی بین مسیر خوب و بد نمیذاره، فقط هر مسیری رو که در اون هستیم گسترش میده.
ما از زمان تولد تحت آموزش پدر و مادر، بعد جامعه و بعد دوستانمون بودیم. وقتی یه جمله مثل «چاقی ارثیه» رو میشنویم و باورش میکنیم، هنوز چاق نیستیم. ولی ذهن اون رو تبدیل به یه فرمول میکنه. بعد کمکم بر اساس همون فرمول دستور میده، خوردنمون بیشتر میشه و چون مغز عاشق تکراره، این رفتار هی تکرار میشه تا برسیم به جایی که امروز هستیم.
مثال ازدواج و دارو
خیلیها شنیدن که آدمها بعد از ازدواج چاق میشن. هیچکس هم نمیدونه چرا. یه حرفه که دهنبهدهن چرخیده. ولی وقتی این جمله رو بارها شنیدی و یه پسرخاله یا دخترعمو رو هم دیدی که بعد از ازدواج چاق شده، ذهنت باور میکنه. بعد وقتی خودت ازدواج میکنی، این فرمول فعال میشه. از خیلیها پرسیدم رفتار غذاییشون بعد از ازدواج چه فرقی کرد و خیلیهاشون گفتن «اشتهام بیشتر شد».
دارو هم همینطوره. کافیه پزشکی که بهش اعتماد داری، موقع نوشتن یه دارو بگه «مراقب باش، این دارو اشتها رو زیاد میکنه و چاقت میکنه». همین یه جمله کافیه تا ذهنت باورش کنه و کمکم رفتارت تغییر کنه. مشکل بزرگ اینه که وقتی در مسیر چاق شدن قرار گرفتی، دیگه نمیدونی تا کجا پیش میره.
لاغرهایی که نمیتونن چاق بشن
جالبه بدونی که خیلی از آدمهای لاغر هم هر کاری میکنن نمیتونن چاق بشن. درست برعکس ما. اونها اونقدر باور کردن که متناسبن و چاق نمیشن، که با هیچ کاری وزنشون بالا نمیره. این خودش ثابت میکنه که چاقی و لاغری ذهنیه.
ولی بعضی از این آدمها بالاخره پیش یه پزشک میرن که خیلی قبولش دارن. پزشک دارویی میده و میگه اشتهات رو زیاد میکنه. اونها فقط میخواستن سه چهار کیلو اضافه کنن، ولی وقتی فرمول ذهنیشون عوض شد، در مسیر چاقی افتادن و دیگه معلوم نبود کجا متوقف بشن. بعضی از همین آدمها امروز برای لاغری پیش من میان.
🤖 خوردن؛ تنها کاری که اختیارش دست خودمونه
بیشتر کارهای بدن ما خودکاره: پلک زدن، نفس کشیدن، ضربان قلب، گوارش و هزاران کار دیگه. میتونی چند ثانیه پلک نزنی، ولی خیلی زود خسته میشی و دوباره پلک میزنی. چون دستورش در مغزت نوشته شده. تنها کاری که خداوند اختیارش رو به خودمون داده، خوردن و تأمین نیاز بدنمونه.
برای کسی که از اول تا آخر عمرش متناسب مونده، خوردن هم مثل بقیهی کارها خودکاره. یادمه در مهمونیها، بعد از شام کیک میاوردن. من کیکم رو میخوردم و به دوستم که کیکش رو نخورده بود میگفتم «چرا نمیخوری؟ حیفه!». اون میگفت «به خدا نمیتونم، دیگه پایین نمیره». من خندهام میگرفت و میگفتم «پس بده من بخورم!». حالا میفهمم که اون واقعاً نمیتونست؛ درست مثل اینکه من بخوام ضربان قلبم رو با اراده بالا ببرم.
حیوانات هم در طبیعت همینطورن. شما یه ببر یا آهو یا عقاب چاق در طبیعت نمیبینی. چون اونها با غریزهشون غذا میخورن و کسی فرمولهای ذهنیشون رو دستکاری نکرده. ولی فرمولهای ذهنی ما آدمهای چاق، توسط خانواده، اطرافیان، رسانهها و فرهنگ دستکاری شده.

👨👩👧 لاغری تو روی خانوادهات هم اثر میذاره
خیلیها فکر میکنن چاقی ارثیه، در حالی که آموزشیه. بچهای که در خانوادهای با پدر و مادر چاق بزرگ میشه، فقط با دیدن رفتارهای عادی اونها، چاق شدن رو یاد میگیره.
همین موضوع دربارهی لاغری هم صدق میکنه. خیلی از اعضای سایت برام نوشتن که دختر، پسر یا همسرشون بدون اینکه خودشون دوره رو ببینن، در مسیر متناسب شدن قرار گرفتن. چون رفتار اونها رو دیدن و خودبهخود یاد گرفتن. بنابراین وقتی لاغری با ذهن رو یاد بگیری، فقط خودت رو نجات نمیدی؛ روی خانوادهات و خیلی از آدمهایی که تو رو میبینن هم اثر میذاری.
💪 جرأت کنار گذاشتن همهی روشها
نمیشه لاغری با ذهن رو یاد بگیری ولی گوشهی ذهنت این باشه که «حالا رژیمم رو هم بگیرم، شاید کمک کنه». زمانی از لاغری با ذهن نتیجه میگیری که جرأت کنی همهی روشهای دیگه رو کنار بذاری. این جرأت هم وقتی میاد که به خودت ثابت کنی بقیهی روشها جواب نمیدن.
گاهی پیش میاد که یکی از هنرجوها وسط دوره میاد و میگه «فکر میکنم این روش روی من اثر نداره». بعد معلوم میشه دوستش یه رژیم جدید با یه اسم عجیب بهش معرفی کرده و گفته «این دیگه آخرشه». من بهش میگم اشکالی نداره، با تمام توانت اون روش رو امتحان کن. اگه نتیجه گرفتی بهت تبریک میگم، اگه نه برگرد. و تا امروز هر کسی رفته، برگشته.
شاید فکر کنی در جلسههای بعد بالاخره برنامهی غذایی یا ورزشی داده میشه. نه، هیچ برنامهای داده نمیشه. همهی کار ما پاک کردن فکرهای اشتباهه. اولین نتیجهاش هم آرامش و خودباوریه. وقتی ذهنت باور کنه که میتونی لاغر بشی، میبینی ناخودآگاه بعضی از رفتارهات عوض شده. شاید تا همینجا هم چیزهایی در تو تغییر کرده باشه که هنوز متوجهشون نشدی.
در دورهی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها»، من دقیقا همون راهی رو آموزش میدم که خودم طی کردم و به وزن و اندامی رسیدم که همیشه آرزوش رو داشتم.
اگه هنوز شک داری که لاغری با ذهن واقعاً جواب میده، یه سر به آلبوم شگفتیسازان بزن. اونجا عکس هنرجوهایی رو میبینی که از همین مسیر رفتن و با روش ذهنی لاغر شدن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
🔍 مرحله اول: نگرش تو بعد از این جلسه
جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس. اگه لازمه، ویدیوی جلسه رو یکی دو بار دیگه هم ببین.
۱- بعد از این جلسه، نگاهت به روشهای لاغر شدن چه تغییری کرد؟
۲- فرمولهای ذهنی تو با فرمولهای یه آدم متناسب چه فرقی دارن؟
🔍 مرحله دوم: چرا من چاقم ولی فلانی متناسبه؟
تا امروز شاید شانس یا ژنتیک رو دلیل تفاوتت با آدمهای متناسب میدونستی. ولی حالا میدونی که تفاوت اصلی در فرمولهای ذهنیه. با مثال بنویس که فکر و رفتار تو با یکی دو نفر از آدمهای متناسب اطرافت چه فرقی داره:
🔸 مثال ۱: دوستم امیر هیچوقت از خوردن نمیترسه و به چاق شدن فکر نمیکنه، ولی من همیشه از خوردن میترسم.
🔸 مثال ۲: دخترخالهام وقتی سیره و بهش شیرینی تعارف میکنن، برنمیداره. ولی من نمیتونم تعارف بقیه رو رد کنم.
🔍 مرحله سوم: بررسی روشهایی که امتحان کردی
هر روشی که تا امروز برای لاغری امتحان کردی رو با این جزئیات بنویس:
🔹 اسم روش
🔹 چه مدت انجامش دادی
🔹 چقدر وزن کم کردی
🔹 چه مدت وزنت ثابت موند
🔹 آیا چیزی در فکرها و باورهایت تغییر داد؟
📉 مثال: «یه ماه از فلان رژیم استفاده کردم و ۵ کیلو کم کردم. ولی حدود سه هفته بعد از تموم شدن رژیم، همهاش برگشت.»
بعد دربارهی روشهایی که اطرافیانت امتحان کردن هم تحقیق کن و ببین کدوم یکی تونسته کسی رو برای همیشه لاغر کنه.
💬 نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون. میبینی چه روشهای زیادی امتحان شده که تو اصلاً خبر نداشتی، و نتیجهی همهشون هم یکی بوده.
در جلسه بعد (قسمت چهارم: عادتهای چاقکننده) میبینیم که خیلی از دلایل چاقی، در واقع همون عادتهای تکراری ذهن هستن.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. بهترین روش لاغر شدن کدومه؟
روشی که از همون مسیری برگرده که ازش چاق شدیم. ما برای چاق شدن نه رژیم گرفتیم نه دارو خوردیم؛ با فرمولهای ذهنی و عادتهای تکراری چاق شدیم. بنابراین روش موندگار لاغری، تغییر همین فرمولهای ذهنیه.
۲. چرا رژیمها نتیجهی موندگار ندارن؟
چون رژیم چیزی رو در ذهن تغییر نمیده و فقط آدم رو از خوردن منع میکنه. مغز دستور خوردن میده و رژیم جلوش میایسته. این جنگ چند هفته یا چند ماه ادامه پیدا میکنه، ولی در نهایت فرمول قدیمی برنده میشه و وزن برمیگرده.
۳. میتونم همزمان با لاغری با ذهن رژیم هم بگیرم؟
نه. تا وقتی گوشهی ذهنت به رژیم امید داری، نمیتونی با تمام وجود در مسیر لاغری با ذهن حرکت کنی. زمانی نتیجه میگیری که جرأت کنی همهی روشهای دیگه رو کنار بذاری.
۴. چرا بعضیها هر چی میخورن چاق نمیشن؟
چون فرمولهای ذهنیشون دربارهی خوردن دستنخورده مونده و خوردنشون مثل پلک زدن خودکاره. وقتی سیر میشن، واقعاً نمیتونن بیشتر بخورن و اصلاً نگران چاق شدن نیستن.
امتیاز 3.99 از 318 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











یکسری فرمول هایی در مغز ما وجود دارد و این فرمول ها باعث رفتارهای ناخودآگاه در ما میشود آدمای چاق فرمول های چاقی دارن در مغزشان و آدما لاغر فرمول لاغری. دارن در مغزشان
من از خوردن میترسم این و بخورم چاق میشم اون بخورم چاق میشم اما دخترخاله خیلی راحت هر غذایی و که بخواد میخوره
من وقتی یه ذره جا دارم یا سیرم سر دسر مورد علاقم ولع پیدا میکنم و میترسم که کسی بخورتش برای همین میخورمش در حالی که برای مامانم مهم نیست اصلا وقتی سیر. و به غذا اهمیتی نمیده
من از اینکه کسی غذام و بخوره بدم میاد و باعث میشه که هول بزنم تا غذام و زودتر تموم کنم
در حالی که مامانم همیشه بقیه غذاش و میده به بقیه
فستینگ و انجام دادم یکماه انجام دادم ۳ کیلو هم کم کردم باعث شد از غذا بترسم
پیاده روی. و دویدن ۱۰ کیلو کم کردم اما زمانی که ولش کردم بعد از دو سه ماه وزنم شروع کرد به برگشتن
بنام خالق ذهن
چقدر این فایل برای بنده زیبا وتأثیر گذار بود
امیدوارم که درست متوجه شده باشم
که در ذهن فرمول برای خوردن ومقدار خوردن داریم که اگر از ان فرمولها استفاده وپیروی کنیم به تناسب اندام ماندگار میرسیم وگرنه یا عصبی میشیم یا موندگاری نداره وخلاصه عوارض داره
بنده شاید چهار مرتبه از رژیم کالری شماری زیر نظرچهار پزشک متفاوت پیروی کردم که طبیعتا میدونیم حتما باید همراه ورزش وپیاده روی و…باشه که تقریبا در هر چهار مورد ۱۳ یا ۱۴ کیلو کم کردم ولی اصلا برگشت وزنم انقدر نرم خرامان بود که متوجه نمیشدم
زمان دیگر شش ماه رژیم کتوژنیک گرفتم وخدودا ۲۲کیلو وزن کم کردم تا دوسال هم رعایت کردم وموندگار بود ولی درطی یک مسافرت ۱۵روزه ۱۰ کیلوی ان برگشت وبه مرور زمان هم بقیه اش با مقداری بیشتر برگشت
از روش کاشت نخ (امبدینگ)استفاده کردم ودرد سوزن را برای کاشت نخ طی سه دوره تحمل کردم اما هیچ کم نکردم ودر عین حال هم بهم رژیم ماست نخور برنج نخور …..میداد
طب سوزنی همراه با ماساژهای لاغری درد آور راهم تجربه کرده ام وانهم همراه بارژیم کالری شماری که فقط ۷ کیلو کاهش وزن داشتم که نمیدونم به ماه خورد که برگشت یا نه
از روش تنفس در اب هم استفاده کردم که این گروه هم همراه با سواد خوردن میباشد استفاده کردم که فقط سه کیلو کم مردم البته دخترم با این مدل به وزن ایده آل رسید که همه عمر باید از ان پیروی کنه
حالا فعلا تنها امید بنده روش لاغری باذهن هست ودر این مورد توجیح شده هستم
ممنون که به ما فرصت نوشتن میدید
نشان های دریافت شده
من با روش کتوژنیک و پیاده روی در مدت دو ماه ده کیلو وزنم را کم کردم به سختی و با زجر و حدود دو سه ماهی بزور نگهش داشتم ولی تا ول کردم وزنم برگشت و بیشتر از قبل شد
نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام خدمت شما و همه عزیزان.
تمرین۱,فرمول های ذهنی همان مجموعه افکار و نگرش هایی هستند که عادت ها و شخصیت ما و جسم ما را شکل داده اند.فرمولهای ذهنی در افراد چاق میشه مجموعه افکار و رفتارهایی که او را چاق کرده است مثل ترس مواد غذایی و پرخوری فرمولهای ذهنی افراد لاغر مجموعه رفتارها و افکارهایی هست که او را لاغر کرده است مثل لذت بردن از خوردن مواد غذایی یا سرموقع و در مواقع نیاز غذا خوردن.
من متوجه شدم ناصر هیچگاه از خوردن مواد غذایی ترس ندارد و همیشه با لذت میخورد و زمانی که میل نداشته باشد به راحتی دست از غذا میکشد.
دختر خاله ام همیشه قطعات میوه را کوچک میکند و میخورد اما من یک قاچ طالبی گنده را میزنم چنگال و میخورم انگار تو خوردن صبر ندارم عجله دارم تند تند بخورم در حالی که اون مال منه چه با لذت و ارامش بخورم چه تند تند و با حرص و ولع بخورم.
نکته اضافه کنم البته جدیدا بعد از گذروندن یک دوره از دوازده قدم متوجه شدم آب را قلوپ قلوپ میخورم نه یکدفعه هر نوع نوشیدنی را اینطوری میخورم. متوجه شدم وقتی واقعا میل ندارم بدون رو دروایسی فرقی ندارد خانه کی باشد دوست یا غربیه به راحتی میگویم واقعا میل ندارم و نمیخورم لطفا چیزی نیاورید. همچنین متوجه شدم وقتی صبحانه میخورم دیگر تا موقع ناهار ریزه خواری ندارم و ناهارم همیشه دو سه ساعت دیرتر از وقت عادی میخورم. اینها تغییرهایی بود که بصورت ناخوداگاه در من شکل گرفته.
۲,روش های لاغری:رژیم کیتو، دکتر تغذیه و دارو، خواهرم عمل معده، زنداییم خطرناکترین عمل ممکن عمل برداشتن جذب روده را انجام داد.
مدت زمان رژیم کیتو تقربیا شش ماه بود خداییش در این مدت خوب نتیجه گرفتم اما به محض رهایی من ثانیه به ثانیه چاق میشدم پس ثبات خاصی نداشت نهایتا یک هفته ده کیلو هم کم کردم ولی روی فرمول های ذهنی تاثیری نداشت فقط منع کردن و فشار فیزیکی بیشتر بود.
دوم دکتر تغذیه هم به روش قبلی منع کردن ثبات نداشتن هزینه سنگین.
عمل خواهرم نهایتا چندماه الان داره بازم رژیم و ورزش میکنه و منم با خودم عهد کردم تا وقتی نتیجه مطلوب را نگرفتم این دوره را بهش معرفی نکنم چون گوش نمیده و باز هم فرمولهای ذهنی تغییر نکرد بازیگر محبوب کشورمون نعمیه نظام دوست هم تحت عمل جراحی قرار گرفت ولی باز هم همانطور چاق هست.
زندایی خودم چندین سال با این روش لاغر شده اما عوارضی که عمل برداشتن جذب روده برای اون داشت از جمله بالا رفتن دائمی قند،بزرگ شدن کبد،از حال رفتن های دائم، در کل از بین بردن سلامتی خودش و به تازگی متوجه شدم بازوهاش دوباره چاق شدن و فقط بقول شما صورت مسئله را پاک کرد حل نکرد.
بهترین روش لاغری لاغر شدن به روش ذهنی است.
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
قدم سوم- مرحله اول ( فرمول های ذهنی )
سلام
ذهن یک دستگاه فوق پیشرفته ست . دستگاهی که قدرتش و ظرفیتش هنوز در دنیای علم ناشناخته ست . کسی تا الان آخر ظرفیت ذهنش رو تجربه نکرده . اما چیزی که روشنه و بارها تجربه ش کردیم ، به ذهن هرباور را بدهی ، شروع به تکرار میکنه و اون تکرار یک حسی در تو به وجود میاره و اون حس باعث میشه یکسری رفتار و واکنش بدهی . ذهن این قدرت را داره که باوری را درونی کنی ، در دنیای واقعیت بهت نشون بده . اون هیچ اهمیتی نمیده که تو نسبت به اون نتیجه چه حس و واکنشی داری ! اون همون برنامه ای که درونی شده را برات خلق میکنه . این یک بخش از از یک گنجایش بینهایتشه . به شدت ظریفه و به شدت باهوشه وجالبتر ، وقتی بهش باور احمق هم تزریق کنی ، همون رو در دنیای بیرون خلق میکنه . با این همه اهمیتی که ذهن داره ، جالبه که هیچ کشوری طرز استفاده از ذهن را به بشر یاد ندادند . چون اگر کنترل ذهنت رو در دست بگیری هیچ قدرتی و هیچ احدی برتو نمی تونه حکمرانی کنه .چون تو ابزار قدرتمندی داری و اینقدر علم درونیمون پایینه که بعضی ها همان صدای درون را که از افکار میاد ، نمیتونن از خودشان تمایز کنند . این بیگانگی ما رو به کجا ها برده ! انقدر درونی شده که اکثرا به تقدیر خو گرفته ایم . به نظرم تا قدرت ذهنمون و کنترل ذهنمون رو در دست نگیریم ، همیشه قربانی شرایط خواهیم بود .
چاقی هم یکی از این فورمول هاست . جامعه باید نیاز ایجاد کند که تو کافی نیستی ! تو لایق نیستی ! ما یاد میگیریم ، از محیط ، از پدر ومادر و نسل به نسل این را میدهیم و دلیلش را هم نمبدانیم چون آگاهی از خودمون نداریم ، چون ذهن ما هم بخشی از ماست و لی همه ی مانیست ! و فردی که کافی نیست دنبال چیزی از بیرون میگرده که بتواند برطرف کند . گرچه فقدان واقعی در درون ماست و ما چون آگاهی نداریم ، خودمون رو مقدر کردیم که خواست خدا بوده و این آسونترین کار است . چون ذهن همیشه برنده میشود .
الان صنعت رژیم را میبینیم ، چند بار پول دادم ؟ چندبار وسیله خریدم ؟ چندبار به هدف لاغر شدن باشگاه ثبت نام کردم ؟ چون دنبال راه حلی در بیرون بودم و ذهن من که در کودکی دریافت کننده ست اطلاعاتی را گرفته و عین کد ذخیره کرده. او همیشه چیزهایی رو به تو نشون میده که مهری بشه به تایید باورت و هرچیزی را بدهی ، بزرگترش را برمیگرداند . او هوشمند است . چرا میگویند شکرگزاری کنید ؟ مگر خداوند نیازمند شنیدن تعریف و تمجید از ماست ؟ به نظر من نماز دوپیام دارد ، توجه به درون : چون تو با خودت صحبت میکنی نسبت به چیزی که در دنیای مادی نمی بینیش ولی چون باور داری ، انجام میدی و یک کار درونی است و عمق آگاهی ازدرون ما به همه چی وصل است و دوم ذهنت متوجه فراوانی است . اینکه ما با چه نیتی انجام میدهیم و اینکه چه مفهمومی دارد برای ما ، مطلب دیگر است که اگر نیت غیر از این باشد ، چه بسا فرد انجام دهد وخیلی ها ترس از غضب انجام دهند و توجهشان به ترس و غضب خداوند باشند . در کل ما مسئول خلق زندگیمان هستیم .
ذهن من در کودکی شروع به دریافت باورهای چاق کننده گرفت و بچه ها لوح سفید ی دارند و ذهن قدرتی ندارد که زندگی کودک را در دستانش بگیرد و زبان کودکان زمان حال و زندگی در هم اکنون و پذیرفتن همه چیز که وجود دارد ، است . وقتی بخواهد گریه کند ، میکند . بخواهد بخندد ، میخندد . او در همین جاست و الان زندگی میکند . ولی ذهن رفته رفته رشد میکند . ما چرخه ی تکرارش را لمس کردیم و دیدیم و بعضی ها فکر میکنند خودشان هستند که با خودشان حرف میزنند ولی اینطور نیست ! همین جمله یعنی اگاهی! مثلا شده نسبت به نتیجه ای مادرت یک واکنشی نشان دهد ، تو آن را دیدی و دقیقا با همان لحن که دیدی در شرایط مشابه همان لحن و همان برخورد در ذهنت تکرار شود ، چه خوشت بیاید یا نیاید و همه ش میگویی به افکارم کنترل ندارم و میشنوی . بعضی ها را انقدر شنیدی و انقدر گفته شده و روی تو درونی شده مثل من فقیرم ، من بی عرضه ام ، من چاقم ، که اصلا خودت شده و تو صدایش را دیگر نمیشنوی واینقدر روی چرخه ی تند تکرار میشود که تو فقط زندگیش میکنی .
من در کودکی درکی از مواد خوراکی نداشتم ، بهم یاد دادند . حتی چگونه غذا خوردن هم یاد دادند و انقدر تکرار شد که بهش فکر هم نمیکنیم . هیچوقت سوپ را هورت نمیکشیم و نود درصد ما تا سوپ را میبینیم ، قاشق را برمیداریم . چون تکرار شده ، اونقدر تکرار شده که بهش فکر نمیکنی .
من باور داشتم که(( من چاق هستم و چون چاق هستم دوست داشتنی نیستم )) این برداشت یک کودک است و جالبتر همین باور با همین جمله بندی ، من بزرگسال را در کنترلش گرفته . چون باور کرده . اون باور خنثی نمیشود ، اون باور از بین نمیرود و جالبتر ، وقتی بخوای ازبینش ببری در واقع داری بهش توجه میکنی . او روی چرخه ی تکرار است و جای نگرانی نیست و وقتی باور کنی که اون صدا تو نیستی ، قدرتش را گرفته ای . تو باور داری که همه ی نوزادان 20 کیلو به دنیا نمی آیند ، باور داری نوزاد هرزمان که گرسنه است با گریه خبر میدهد . نیازی نیست باورکنی ، چون هست! به کودک اولین غذا را بدهی به این فکر نمیکند ، وای این را خوردم چاق میشوم یا چه غذای چاق کننده ی خوشمزه ای ! او فقط در لحظه ی حال میخورد و مزه را میچشد و در آن لحظه زندگی میکند . آن نوزاد ما بودیم . پس همان چیزی که برای ما بهترین است و بهترین روش هست را ما از بدو تولد بلد بودیم . پس ما متناسب هستیم . هیچ فکری از بین نمیرود ، او مدام درحال چرخش است و هرچه تو بیشتر به او توجه کنی ، او بزرگتر میشود . چه اورا بخواهی و چه نخواهی . ولی اگر فکری در اطرافت باشد و زیاد تکرار شود تو به آن توجه میکنی و طبق طبیعت شروع به پیدا کردن ان باور در حقیقت میکند و تو بیشتر باور میکنی ، و انقدر در وجودت عمیق میشود که شاید حضورش را حس نکنی ، ولی او هست . پس ما زبان لاغری را بلدیم و چون توجه نکردیم ، فراموش شده است .
قدم سوم- مرحله دوم ( فرق من با فرد متناسب ) :
از زمانی که دوباره به همین مدار برگشتم یادم افتاد که مواد غذایی قدرتی ندارند و ترس من باعث شد ، قدرت فرضی به مواد غذایی بدم . یاد فعال شدن کد افتادم . مثل کسی که میگوید بعد از ازدواج چاق میشود و تا مجرد است ، لاغر است . مادر من 45 کیلو بود و خودش تعریف کرد که بعد از ازدواج 10 کیلو چاق کرد . من هم زمانی که به این موضوع فکر میکنم ، حس میکنم این کد نویسی را دارم . چون این باور درمن هست که بعد ازدواج چه بخوام یا نخوام چاق میشوم ، چون درمن احساس ایجاد میکند . چه بسا این اتفاق هم بیفتد . پس به احتمال زیاد من هم با باور هرکدام از این موضوعات مثل باور به اینکه مواد غذایی خاص مرا چاق میکند ، این کد را فعال میکنم و ناخوداگاه توجهم به سمت چاقی میرود. ایا این میل به خوردن یا نخوردن میتواند مکانیسمی در پاسخ به باور ها باشد ؟ ولی افراد لاغر توجهی به میل ندارند ولی خب در مقایسه با آن ها ما پرخور تر هستیم . ولی مقدار خوردن را با چه مقایسه میکنیم ؟ با نیاز بدنم ؟ خب اگر این باور ها درست شود ، شاید مکانیسم میل به خوردن من هم ناخوداگاه درست شود ، چون مقابله کردن با اون میل مثل جنگیدن است ، چون یک بار یا دوبار موفق شوی ولی بارسوم به بعد او موفق میشود .
این سه روزی که در دوره هستم ، تمرکزم رو به مواد غذایی برداشتم و روی شناسایی افکار چاقی ام تمرکز کرده ام و جالبه روز اول باتوجه به اینکه از قند یک واکنش سریع دارم ولی چون قدرت را ازش گرفتم ، یک دسر خوردم و فقط توجه میکردم و فرداش دلش چیز شیرین نمیخواست و اون حس رفته بود ولی وقتی توجه میکنی که من اون چیز را نمیخورم یا خطرناکه ، دلت بیشتر میخوادش .
بزرگترین مساله ی ما ها که ذهن چاق را بلدیم ، به این باور رسیدیم که من کنترلی به خوردنم ندارم و نمیتونم بگم بس کن و عین یک جاروبرقی از طریق دهان فرو میبرم .
این تفاوت بزرگ من با افراد متناسب است ولی اون ها هیچ توجه و تمرکزی ندارند که چه مقدار میخورند و من به خوردن برادرم دقت کردم . او ذهنش درگیر خوردن و نخوردن نیست . شده روزی 20 قاشق بخورد و روزی هم اصلا میل نداشته باشد یا دو قاشق بخورد و نتیجه ی او همیشه متناسب است . او سرجنگ ندارد . او فکر ندارد و به زندگی خود ادامه میدهد و با خوردن و غذا خوردن در صلح است و من گاهی از ارامشی که با این مساله دارد ، غبطه میحورم .
دختر عمه ی من از لاغری خود در رنج است و او هم این را بارها گفته هست و میگوید هرکاری میکنم ، نمیتونم بخورم واین مرا ازار میدهد و داروهای اشتها آور میخورم ولی تاثیری در من نداشته است . دقیقا تجربه ی برعکس من ! هیچوقت خودم را تصور نکردم که نتونم بخورم ، چون من هرزمان بخوام میخورم و اینقدر میخورم که نمیدونم این خوردن است یا نقطه ی سیری !
قدم سوم- مرحله سوم ( روش های لاغری ) :
خب من داستان لاغری ام را در قدم اول نوشتم . من وقتی بر روی یک رژیم غذایی بودم و مو به مو اجرا میکردم ، نتیجه را میدیدم . ولی مسیر آن برام سخت بود. زمانی دست به اقدام میزدم که شرایط و افکارم انقدر آزارم میداد که مرا وادار میکرد که برپایه ی برنامه ی غذایی برم و شر اون همه احساس و افکار بد راحت شم و کم کم عادت میکردم ولی جایی میشد که مجبور به رها شدن میکرد و امکان نداشت دوباره وارد مسیر چارچوب برنامه بشم . ذهنم مقاومت میکرد و چون از اون درد به منطقه ای رسیده بود که اون احساس نیاز را نمیکرد ، من و او درجنگ بودیم و نتیجه ی آن به جای لذت بردن از لحظه ی حال ، درگیر افکارم و کشمکش میشدم .
من رژیم ذاشتم و رژیم را عامل اصلی لاغریم میدانستم . و بزرگترین علتی که باعث میشد این راه طاقت فرسا را بروم ، باور به اینکه به مواد غذایی به یک چیز چاق کننده میدیدم و چون کنترلی در میزان خوردنش ندارم ،محکوم به چاقی هستم و خواستم جلوی نتیجه ی آن را بگیرم .
آخرین بار شروع کردم به متدی که خوردن در لحطه ی حال بود . و روی خوردن در زمان حال تمرکز میکردم و 30 بار غذا را میجویدم و باید آرام میخوردم . و باید مرز بین سیری و خوردن را میفهمیدم . اوایل برام سخت بود. هفته ها طول کشید تا بتونم موفق بشم ولی چون مقداری نداشت و زمانی نداشت نمیدونستم باهاش چطور برخورد کنم ولی خب این روش هم میل به خوردنم را کاهش نداد . چون من میتوانستم ادامه بدم و فقط انتخاب میکردم که الان نخورم و یکی از انگیزه هام دیدن لاغری بود و اون اشتیاق به لاغر شدن باعث میشد که در این راه حرکت کنم و موفق شدم 4 کیلو کم کنم .
رژیم فستینگ 16:8 هم رفتم . روزهای اول خیلی اذیت شدم ولی کم کم عادت کردم ولی متوجه شدم دوست دارم صبح ها بیشتر بخوابم و انرژی مرا در انجام دادن کارهام در زمان ناشتا میگرفت و درکنارش دریافتی مواد غذایی هم کم کرده بودم .
همه ی این مسیر ها به اندازه ای که در مسیر بودم ، کاهش وزن را تجربه میکردم ولی تا از برنامه خارج میشدم ، هیچکدام مرا برای همیشه لاغر نکرد و همه نتیجه ی موقتی داشتند .
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام خدمت دوستان و استاد روشن عزیز
فایل سوم را من چندین بار گوش کردم با اینکه قبلا هم گوش کردم اما واقعا حس کردم که باید بیشتر گوش کنم من جلسه قبل دلایل چاقی خودم را نوشتم و آنها را با توجه به مثالهایی که در اطرافیان بود را نقض کردم و در این فایل متوجه شدم که از راهی که چاق شدم باید لاغر بشم و تمام اون مسیرهای قبلی اشتباه بودن چون من برای چاق شدن هیچ کدام از اون روشها را انجام نداده بودم فقط آنها را باور کرده بودم و چاق شدم و من همه ی این باورهای غلط را کنار میزارم و از فرمول صحیح استفاده میکنم و لاغر میشم چاقی من همش کار ذهنم بوده و لاغری هم از طریق ذهن امکان پذیر هست و جسم بیچاره من هیچ گناهی نداره در چاق و لاغر شدن و من از جسمم معذرت خواهی میکنم و لاغری با ذهن را یاد میگیرم و جسم من به خودی خود لاغر خواهد شد بدون هیچ فشار و ناراحتی .لاغر شدن اسانترین کار دنیاست .
سلام خدمت استادبزرگوارودوستان همراه درسایت تناسب فکری
من باگوش کردن به فایل ومطالعه مطلب بالا متوجه شدم که این باورهاوافکارماچگونه اولا بوجودمیان وبعدچطوردرضمیرناخودآگاه مافعال میشن وبه صورت یک فرمان مغزی درمیان وماعملا باتکرارکردن اون رابه عادت خودمون تبدیل میکنیم وبعددیگه مانمیتونیم بصورت دستی اون راکنترل کنیم مثل ضربان قلب یاتنفس یاپلک زدن
ومغزماهمیشه درحال پیشرفت هست وازهرچیزبیشترش رابرامون میخوادحالا اون موردچه به نفع ماباشه یابه ضررمون
وموردبعدی اینکهچه تفاوتی بین فرمول های ذهنی افرادچاق باافرادلاغرهست اینکه یک فردچاق ارث راعامل چاقی خودش میدونه یاغذاها رایاداروها وازدواج ولی یک فردلاغراصلا این چیزها راقبول نداره واین موضوعات رابه باورخودش تبدیل نکرده وفرمول های ذهنش کاملا دست نخورده هستند
ودرموردروش هایی که استفاده کردم اینکه مثلاحذف وعده غذایی
کم خوری
استفاده ازدمنوش
مصرف زیادآب وحتی داروکه خیلی هم به خودم آسیب زدم
ورزش های سنگین
ولی هیچ کدوم ازاین کارها نتیجه ماندگاری نداشت شایدبرای مقطع کوتاهی لاغرمیشدم ولی باقطع اون روش وبرگشتن به روش معمول دوباره به وزن قبل وحتی بیشتربرمیگشتم
حالا باآشنایی باروش ذهنی خودم مسئول چاقیم هستم وباتغییرفرمول های ذهنم میتونم به وزن ایده آلم برسم ومتناسب بمونم
مطمئن هستم که بااین روش حتما به نتیجه میرسم همونطورکه قبلا هم بااین روش موفق شدم وفعلاازسایز۵۴ به سایز۴۴رسیدم وحتما به وزن ۶۰ کیلومیرسم
شادوپرانرژی باشید❤❤❤
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر استاد عطا روشن
هیچ راه و روشی نیست که افراد چاق رو لاغر کنه و تا ابد پایدار باشه همه روشها دمنوش ها رژیم ها قرص ها باشگاه رفتن ها وسختی کشیدن ها بی نتیجه هست در صورتی که جسم ما با ذهن ما هماهنگ نباشه باید هردو در یک جهت ویک هدف داشته باشند تا نتیجه نهایی که همون متناسب شدن و متناسب موندن هست رو تجربه کنیم وازش لذت ببریم و فقط لاغری با ذهن امکان پذیر هست ماندن در سایت تناسب فکری و استفاده کردن از فایل های فوق العاده استاد و آموزش دیدن
از طریق ذهن کلید اصلی لاغری هست و لا غیر این نظر من هست بعداز نزدیک به سه ماه استفاده کردن از روشهای لاغری با ذهن خودمون رو گول نزنیم و از راه اصلی و اصولی به تناسب اندام برسیم
عرض ادب و احترام در مورد نگرش اینو به بطور صددرصد مطمئن شدم که تنها راه لاغری تغییر فرمول ذهنی هست چون من این روش رو برای کارهای دیگه م امتحان کردم و جواب داده و در مورد روشهای لاغری هر آنچه که همه امتحان کردن منم امتحان کردم مثلا انواع رژیم ها قرص ها باشگاه و ورزش شاید در حد چند کیلو لاغر میشدم اما به محض ترک کردن اون مورد دوباره برمیگشت
امیدوارم و مطمئنم با تغییر فرمول های ذهنی به وزن ایده الم برسم
نشان های دریافت شده
سلام و درود خدمت استاد عزیزم بزرگترین استاد جهان
ودوستان متناسبم
اینجا جائیه که آدم حرفش رو راحت میزنه جائیه که همه حرف همدیگه رو خوب درک میکنن و خیلی راحت حرفمون رو میزنیم و خجالت نمیکشیم
اینجا خیلی حس خوبی داره
انرزی بالاست
نگرش و درک شما بعد از استفاده از محتوی دوره ی آموزشی درباره ی فرمول های ذهنی چیست؟
امروز بعد از چند ماه که دوباره دارم دوره ها رو مرور میکنم همه ی اون فرمول های که قبلا در مورد لاغری با ذهن مرور کرده بودم داره بالا میاد و به ۱۰۰درصد نتیجه دادن بیشتر مطمئن تر میشم که هیچ روشی در دنیا برای لاغر شدن مانند روش لاغری با ذهن نیس
واقعا همین جوره
من که برای چاق شدن کار خاصی انجام ندادم دوره ای شرکت نکرده که به اینجا رسیدم
خیلی راحت و آسون بدون هیچ هزینه ای و کار خاصی
خب من برای چاق شدنم نه به باشگاه رفتم نه رزیم گرفتم پس در این سالهای که سختی و رنج به خودم میدادم که بلکه چند کیلو وزن کم کنم بخاطر مسیر اشتباه بوده که منو به نتیجه نمیرسوند و اگه میرسوند هم دائمی نبود برای مدت کمی بود
به محض رهایی از آن دوباره به وزن قبل برمیگشتم
و من از همه جا بیخبر هم خودم و ناتوان میدونستم
حالا نگو من جقدر توانمند بودم که با اینکه همیشه ادامه میدادم برای لاغر شدنم و شکست میخوردم باز هم دنبال روش دیکه ای بودم و هیج وقت متوقف نکرده بودم راهم رو
ولی راهی که میرفتم اشتباه میرفتم و بهمون گفتن که شما توانمند نیستید این بار هم از پس این کار برنیامدید
و باز هم ادامه دادیم
چون توانمند بودیم و خبر نداشتیم
من برای چاق شدنم از همون راهی که رفتم برمیگردم
همون راه دائمی هستش
همانطور که چاقی من دائمی بوده و وزن کم نمیکردم چون روی ذهنم کار شده بود
چون باورهای اشتباه داشتم
به همین دلیل چاق بودم
و همه جی رو با استرس میخوردم عذاب وجدان داشتم و همیشه حسم بد بوده از خودم
همه ی اینا نتیجه ی چاقی داشته
ترس و عزت نفس پایین و حس بد
و من میخام بدون ترس غذا بخورم چون غذا نیازه بدنه و هیچ چیز قدرت چاق شدن نداره این باور های ماست که به غذاها قدرت میدیم
و ترس داریم
پس من مریم باز امروز تعهد میدم که فقط و فقط از همین راه برای لاغری استفاده میکنم و هیچ راه اشتباهی رو برای لاغری استفاده نکنم
منی که الان اینجام بعد از ۸و۹ماه دوباره برگشتم
اصلا نمیشه از راه دیگه امتحان کرد چون به ضرر خودمونه هر چه دوره رو رها کنیم و بره
اگه توی این مدت رو خودم کار کرده بودم خیلی عالی بود و نتیجه زودتر میگرفتم
تفاوت های فرمول های چاقی یه فرد چاق با متناسب بنویس؟
من متوجه شدم که خواهر همسرم وقتی سیر هستش هیچ چیزی رو نمیخوره
میگه سیرم نمیتونم بخورم
ولی من اگه سیر هم باشم و یه چای ساده با کیک چیزی تعارف کنن نمیتونم جواب نه بدم
دوست دارم بخورم و اون لذت خوردن رو ببرم
و مهم نیس که من غذا خورده باشم یا نه
من متوجه شدم که جاریم خیلی زیبا و عالی با مواد غذایی رفتار میکنه و تا گرسنه نشه لب به هیچی نمیزنه و میگه میل ندارم به راحتی
ولی من از صبح ریزه خواری میکنم تا ظهر و طهر هم تا شب
انگار دوست دارم همچی رو بخورم و لذت ببرم و مفهوم سیری و گشنه ای رو نمیفهمم و تا جایی میخورم که دیگه حالم بد میکنه
من متوجه شدم که رویا عروس عمه ام همیشه در همه ی وعده ها غذایش رو حسابی خوب و با خیال راحت میخوره و هیچ استرسی از خوردن نداره
ولی من همیشه ترس دارم که این غذا چاقم میکنه این غذا کالریش بالاهه و همیشه ترس و عذاب وجدان دارم
خدا رو شکر به این آگاهی رسیدم که خوردن چاق نمیکنه چون خیلی از آدم ها رو دیدم که غذا به هر مقداری که دوست دارند میخورن و همچنان متناسبن
پس یه فرقی بین ما و اون افراد هستش
اونم در باور و ذهن ما هستش که اونا چه باوری به مواد غذایی دارند و ما جه باوری
خدا رو شکر که در این دورها شرکت کردم و تونستم بارم و سبک کنم خیلی بارم سنگینم بود
از کدوم روشهای لاغری تاکنون استفاده کردید شرح بدهید
من زیاد روش رو تجربه نکردم فقط پیاده روی و باشگاه و بعصی مواقع رزیم
اونم رزیمی که خودم برای خودم پیاده میکردم
حدود دو ماه به باشگاه میرفتم ۲و۳گیلو کم میکردم و به محض رها کردن ورزش باز چاق میشدم
یعنی این باور رو داشتم که بعد از رهایی دوباره چاق میشم.
پیاده روی میکردم و همراه شبکه جم ورزش میکردم
وزن زیادی کم نمیکردم
ولی باز هم اون وزن کمی که کم میکردم برمیگشت
میخورد و باز چاق میشدم
خدارو شکر دست به کارهای خطرناک نمیزدم
میدونستم چون میگفتن که رزیم های سخت و روش های دیگه ی لاغری تا زمانی که انجام میدی و در موقعیتش هستی خوبه و به محض رها شدن دوباره برگشت میخوره
اینو باور کرده بودم چون نمونه های بارزش رو زیاد میدیم که طرف وزن زیادی کم کرده ولی باز برگشت خورده و حتی شاید چاقتر هم شده بودن
به همین دلیل خودم امتحان نمیکردم
روش های بد رزیم
و همیشه از خداوند میخاستم یه راه ساده و آسون رو جلوی روی پام بزاره که بتونم به راحتی متناسب شم
و من هیچ راهی رو به جز لاغری با ذهن پیشنهاد نمیکنم و قبول ندارم و این دوره مطمئن ترین دوره ی روش لاغری هستش