🧠 برای اینکه تو مسیر لاغری به یه نتیجهی موندگار برسیم، لازمه که اول با روش های لاغری شدن آشنا بشیم.
اما نه فقط برای اینکه بدونیم چی بخوریم یا چجوری ورزش کنیم! 🥦🏃♀️
بلکه برای اینکه بفهمیم چه موانع ذهنیای باعث شدن تا الان نتیجه نگیریم. چون خیلی وقتا ذهنمون داره ما رو از لاغر شدن دور میکنه، نه بدنمون!
وقتی بفهمیم دقیقاً چه باورها یا رفتارهایی مانع لاغر شدنمون شده، میتونیم راحتتر روشی رو پیدا کنیم که هم با بدنمون سازگاره، هم با ذهنمون هماهنگه. ✨💡
💡 بهترین مسیر از بین روش های لاغر شدن کدومه؟
ما سالها با سبک زندگی، افکار و عادتهایی زندگی کردیم که باعث اضافهوزنمون شدن.
پس اگه میخوایم متناسب بشیم، باید دنبال روش های لاغر شدنی باشیم که ریشهای فکر کنن، نه فقط سطحی! 🌱
وقتی روش درست رو بشناسی:
✅ دیگه بین رژیمهای مد روز و تبلیغات رنگارنگ سردرگم نمیشی
✅ با آگاهی پیش میری، نه با استرس
✅ و مهمتر از همه، یه مسیر رو پیدا میکنی که هم به ذهنت میسازه، هم به بدنت!
وقتی بفهمی کدوم یکی از روش های لاغر شدن با سبک زندگی، باورها و نیازهای تو هماهنگه، نه تنها با خیال راحت تو مسیر میمونی، بلکه از هر قدمی که برمیداری لذت میبری ❤️
از محدودیت و اجبار خبری نیست؛ فقط آگاهی، آزادی و انتخابی که با دل و ذهن تو یکیه!

💫 از بین روش های لاغر شدن، کدومش واقعاً موندگاره؟
اگه مدتهاست دنبال راهی هستی که واقعاً بتونه بهت کمک کنه وزن کم کنی و این بار دیگه وزنت برنگرده، خوبه بدونی که بین تمام روش های لاغر شدن، یه روش هست که با دل و جون سر و کار داره: لاغری با ذهن.
چرا این روش متفاوته؟ چون درست مثل همون مسیری که باعث چاقیمون شده، حالا هم باید از همون مسیر برگردیم؛ یعنی از ذهن شروع کنیم.
🧠 لاغری با ذهن؛ چرا ماندگارترین روش لاغر شدنه؟
لاغری با ذهن دقیقاً همونقدر موندگاره که چاقی با ذهن بود!
همونطور که سالها با باورها و احساساتمون چاق شدیم، حالا هم میتونیم با اصلاح همون باورها، به تناسب برسیم. و اینبار برای همیشه!
پس اگه دنبال روش های لاغر شدن هستی که فقط یه عدد موقتی روی ترازو نباشه و یه تغییر موندگار در سبک زندگیت ایجاد کنه، لاغری با ذهن یه انتخاب هوشمندانهست.
مقالهای در Psychology Today نشان داده افرادی که نگرش مثبت دارند نه تنها بیشتر به اهداف کاهش وزن خود دست مییابند، بلکه ۸ برابر کمتر از دیگران دچار افزایش وزن میشوند.
همچنین، این افراد ۲۵٪ بیشتر احتمال موفقیت در حفظ وزن خود دارند. این نتایج نشان میدهد که نگرش مثبت میتواند عامل مهمی در موفقیت در مدیریت وزن باشد.
🎯 مسیری که من رفتم، حالا برای شما آمادهست
در دورهی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها»، من دقیقا همون راهی رو آموزش میدم که خودم طی کردم و به وزن و اندامی رسیدم که همیشه آرزوش رو داشتم.
به لطف خدا، طی این سالها صدها نفر با همین آموزشها تونستن رؤیای تناسب رو به واقعیت تبدیل کنن.
🌟 شگفتیسازان؛ شاهدان عینی برترین روش های لاغر شدن
اگه هنوز شک داری که آیا لاغری با ذهن میتونه واقعاً مؤثر باشه یا نه، یه سر به آلبوم شگفتیسازان بزن.
اونجا عکس هنرجوهایی رو میبینی که از همین مسیر عبور کردن، و با روش ذهنی لاغر شدن. دیدن نتایج این افراد میتونه جواب واضحی به یه سؤال مهم بده:
از بین روش های لاغر شدن، کدومیکی واقعاً جواب میده؟

❌ چرا بیشتر روش های لاغر شدن شکست میخورند؟
تا حالا به این فکر کردی که ما چطور چاق شدیم؟
هیچکدوم از ما برای چاق شدن برنامهریزی نکردیم، رژیم نگرفتیم، کالری نشمردیم! کاملاً طبیعی و بیهیچ زحمتی، کمکم چاق شدیم…
اما حالا که میخوایم لاغر بشیم، میریم سراغ هزار جور برنامه، رژیم، ورزش سنگین و خلاصه کلی روش های لاغر شدن که با حال و هوای ذهنمون همخوانی نداره.
ما سعی میکنیم با روشهایی وزن کم کنیم که هیچ ربطی به مسیر چاق شدنمون نداره.
مثل اینه که برای برگشتن به خونه، یه راه کاملاً غریبه رو انتخاب کنیم و بعد هم تو راه گم بشیم…
🤯 چرا انقدر تلاش کردیم ولی باز به وزن دلخواهمون نرسیدیم؟
جوابش خیلی سادهست:
چون بیشتر روش های لاغر شدن که امتحان کردیم، اشتباه بودن. شاید برای یه مدت کوتاه وزن کم کردیم، ولی هیچوقت اون نتیجه موندگار و راحتی که دنبالش بودیم رو نگرفتیم.
این نشون میده که بدن و ذهن ما تمایل به تناسب دارن، اما مسیرهایی که رفتیم، راه درستی برای رسیدن به اون هدف نبودن.

❌ چرا خودمون رو مقصر میدونیم…
خیلی وقتها وقتی از انواع و اقسام روش های لاغر شدن نتیجه نمیگیریم، شروع میکنیم به سرزنش کردن خودمون:
- “من بیارادهام”
- “من عرضه لاغر شدن ندارم”
- “حتماً یه مشکلی تو وجود منه که نمیتونم لاغر شم…”
بارها و بارها از روش های لاغر شدن استفاده کردیم. رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، قرص خوردیم، ولی نتیجهای که دلمون میخواست رو نگرفتیم. و اینجاست که یه درد عمیقتر شکل میگیره:
احساس ناتوانی در برابر چاقی
و کمکم یه انتظار ناخودآگاه از خودمون میسازیم که “من قراره همیشه چاق بمونم…”
✅ اما مشکل از ما نیست، از روشهاست!
اگه ما بارها به سراغ روش های لاغر شدن رفتیم و نتیجه نگرفتیم، یعنی مسیرمون اشتباه بوده، نه شخصیت یا ارادهمون.
ما آدمای بیارادهای نیستیم، اتفاقاً خیلی باانگیزه و پیگیر بودیم، اما چون راه درست رو بلد نبودیم، هربار رفتیم تو مسیر اشتباه.
🧭 پس راهحل چیه؟
اولین قدم برای لاغر شدن اصولی اینه که بدونیم اصلاً داریم از چه روشی استفاده میکنیم.
کدوم یکی از روش های لاغر شدن واقعاً ماندگاره؟
کدوم مسیر، فقط چند کیلوی موقتی کم میکنه و کدوم یکی، تغییر اساسی در ذهن و بدنمون ایجاد میکنه؟
وقتی بدون تعصب و با آگاهی نگاه کنیم، خیلی راحت میتونیم بفهمیم چرا لاغری با ذهن یه راه متفاوت و مؤثره.
راهی که نه تنها از ما یه نسخه بهتر میسازه، بلکه دیگه خبری از سرزنش، خستگی و ناامیدی توش نیست.
🎯 جمعبندی جلسه:
در این جلسه، مفصل دربارهی روش های لاغر شدن صحبت کردیم؛ اما نه فقط برای اینکه یه اطلاعات جدید یاد بگیریم…
بلکه برای اینکه بالاخره تصمیم بگیریم این بار یه بار برای همیشه از مسیر درست برای لاغر شدن حرکت کنیم.
توی این جلسه، نکات خیلی مهم و اثرگذار شرح داده شده:
🔹 فرق بین فرمولهای مغزی یک فرد متناسب و یک فرد چاق چیه؟
🔹 چرا ذهن ما با ذهن حیوانات توی مسئلهی اضافهوزن فرق داره؟
🔹 و از همه مهمتر: اصلاً چرا چاق شدیم؟ ریشهاش کجاست؟
اینها فقط حرف نیستن. اگه با دقت گوش بدی و یکم روی این صحبتها فکر کنی، میفهمی چقدر از چیزهایی که گفته شده، دقیــقاً با تجربیات خودت همخوانی دارن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
🔍 مرحله اول: پاسخ به سوالات درباره فرمولهای ذهنی
با دقت و شرح انشایی به سوالات این قسمت در بخش نظرات پاسخ دهید:
۱- نگرش و درک شما بعد از استفاده از محتوای آموزشی درباره روش های لاغر شدن چیست؟
۲- اگر نیاز دارید دوباره و چند بار فایل آموزشی را تماشا کنید، حتما این کار را انجام دهید.
۳- تفاوتهای فرمولهای ذهنی خود با یک فرد متناسب را بنویسید.
🔍 مرحله دوم: چرا من چاق هستم اما فلانی لاغر است؟
تا به حال ممکن بود شانس، ژنتیک یا دلایل دیگر را عامل تفاوتهای خود با افراد متناسب بدانید. اما از این لحظه به بعد، شما میدانید که **تفاوت اصلی در فرمولهای ذهنی است.**
بنابراین، سعی کنید با ذکر مثال تفاوت افکاری و رفتاری خود با یک یا چند نفر از افراد متناسب پیرامون خود را بنویسید:
🔸 مثال ۱: من متوجه شدم که دوستم امیر هیچوقت از خوردن مواد غذایی ترس ندارد و به چاق شدن بخاطر خوردن فکر نمیکند، درصورتی که من همیشه ترس از خوردن مواد غذایی دارم. این به دلیل تفاوت در فرمولهای ذهنی من با امیر است.
🔸 مثال ۲: من متوجه شدم که ثمانه دختر خالم وقتی به او شیرینی تعارف میکنند، اگر سیر باشد برنمیدارد، درصورتی که من همیشه نسبت به شیرینی اراده ندارم و نمیتوانم تعارف دیگران را رد کنم.
🔍 مرحله سوم: تفاوتهای فکری و رفتاری شما با افراد متناسب چیست؟
۱- تفاوتهای فکری من با افراد متناسب؟
۲- تفاوتهای رفتاری من با افراد متناسب؟
🔍 مرحله چهارم: ارزیابی روشهای لاغر شدن
روشهای مختلفی که تا به حال برای لاغر شدن امتحان کردهاید را مورد بررسی قرار دهید و روشهایی که باعث تغییر در فرمولهای ذهنیتان شدهاند را شناسایی کنید.
برای این منظور به سوالات زیر با دقت پاسخ دهید:
– از **کدام روشهای لاغر شدن** تا کنون استفاده کردهاید؟ شرح دهید:
🔹 عنوان روش
🔹 مدت زمان اجرای روش
🔹 مقدار کاهش وزن به دست آمده
🔹 مدت زمان ثبات وزن کاهش یافته
🔹 تاثیر استفاده از این روش در تغییر فرمولهای ذهنی
📉 **مثال:**
“من از روش رژیم مالدیوی برای مدت یک ماه استفاده کردم و توانستم ۵ کیلوگرم کاهش وزن داشته باشم. ولی حدود سه هفته بعد از اتمام برنامه رژیم، نتیجه آن به طور کامل برگشت.
💬 حالا نوبت شماست! در بخش نظرات، نظرات و تجربیات خود را درباره فرمولهای ذهنی و روشهای لاغری که امتحان کردهاید با ما در میان بگذارید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.00 از 295 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام
من فهمیدم که فرمولای ذهنی همون اطلاعاتی هستن که توی ذهن من وجود دارن و آموزش هایی که از بچگی دیدم چه خودآگاه و چه ناخودآگاه ، باعث شدن که من یه درکی از دنیای بیرون خودم بدست بیارم و طبق اون رفتار کنم مثلا من یاد گرفتم که اگه میخوام برم جایی که میدونم توی راه ترافیکه باید زودتر راه بیوفتم برای همین هر بار زودتر آماده میشم و این تبدیل شده به یه فرمول توی ذهن من که دیر نرسیدن = زود آماده شدن . خیلی از فرمول های دیگه هم وجود داره که وقتی داشتم زندگی رو از بچگی تا الان تجربه میکردم توی ذهنم شکل گرفته ، خیلی از اونا مربوط می شدن به غذا خوردن و چاقی من که الان چند تا ازونا رو مینوسم تا برام مرور بشه که چه افکاری درباره ی این موضوع داشتم :
مثلا یکی از فرمول های ذهنی من اینه که من باید تا ته غذامو بخورم / توی تولد ها همیشه باید پرخوری کنم چون یک شبه و همیشه اتفاق نمیوفته / هر وقت یه نفر بهم خوردنی تعارف کرد باید بردارم که زشت نشه و اون فرد ناراحت نشه / به غذای مجانی نه نمیگم / شیرینی باعث چاقی و پف کردن میشه / اگه زیاد خوردم باید برم بدوم یا راه برم که احساس چاقیم از بین بره / وقتی یه غذایی میخورم همون موقع غبغبم چاقتر میشه و بیشتر میاد پایین / هر وقت با دوستام نشستم حتما باید یه چیز خوردنی کنار دستمون باشه وگرنه نمیچسبه / با دوستام که هستم بیشتر باید غذا بخورم چون کیف میده / با فیلم دیدن غذا میخورم که بیکار نباشم / وقتی حوصلم سر رفته میرم سر یخچال و میخوام یه چیزی پیدا کنم بخورم اما خیلی هم گرسنم نیست و فقط حوصلم سر رفته / وقتی یه غذایی خوشمزست بیشتر میخورم چون میترسم دیگه نتونم فرصت خوردنشو پیدا کنم …
اینا چند تا از فرمول های ذهنی منه که تکرار اون ها در ذهنم باعث شده عادت های چاق کننده ی من ساخته بشن.
پس فرمول های ذهنی اول فقط یه سری اطلاعاتن ؛ میتونن حرف های اطرافیان و یا آدم های دیگه باشن ، میتونن نوشته هایی باشن که چشمم بهشون خورده ، میتونن از ترس های من سرچشمه گرفته باشن و… و من خودم این فرمول ها رو تکرار کردم یعنی بهشون فکر کردم و یا انجامشون دادم مثلا برای اولین بار وقتی تا ته غذامو خوردم و تشویق شدم این فرمول توی ذهنم شکل گرفت که تا ته خوردن غذا حتی اگه دلت از یه مقداری بیشتر نخواد = تشویق بزرگتر ها ، این فرمول توی ذهن من موندگار شده و چون من بچه بودم و عاشق این بودم که بزرگتر هام منو تایید کنن و این بهم احساس خوبی میداد ، من تکرارش کردم و تکرارش تبدیل شد به عادت رفتاری من و هر عادت تاثیر خودش رو توی روند زندگی من میزاره و عادت پرخوری تبدیل به چاقی در بدن من شد مثل هر عادت دیگه ای که تاثیر خودش رو داره مثلا عادت کتاب خوندنم روی تند خوانیم تاثیر گذاشت ، عادت شکرگزاری باعث شد بیشتر اتفاقای خوب برام بیوفتن و… پس نتیجه گیری من این شد:
ورود فرمول های ذهنی > تکرار فرمول های ذهنی > تشویق/ترشح هورمون شادی > به عادت تبدیل شدن فرمول های ذهنی > به جسمیت در اومدن فرمول های ذهنی در بدن و زندگی ما
و این فرمول ها با اهمیت دادن ما تغذیه میشن ، اگه در بستری قرار بگیریم که میزان اهمیتمون به اون فرمول ها کم بشه این باعث میشه که کم کم جای فرمولا با چیزی که ما در عوض بهش اهمیت میدیم، پر بشه مثل کسایی که یه زبان جدید یاد میگیرن و حتی توی ذهنشون وقتی دارن با خودشون صحبت میکنن با اون زبان جدید حرف میزنن و براشون عادی شده که با اون زبان جدید فکر کنن ، چاقی هم همینطوره و قراره لاغری جاشو بگیره و هر روز فرمول های مربوط به چاقی کم رنگ تر میشن و فراموش میشن اگه من هر روز در مسیر تناسب اندام قدم بردارم و فرمول های جدید رو جایگزین کنم.
من خیلی به رفتار آدمای متناسب اطرافم دقت میکنم و می بینم که همیشه چه رفتاری با غذا ها دارن؛
زهرا همیشه با آرامش غذا میخوره و یه تیکه از نون رو بر میداره ولی به اندازه من که چهار تیکه نون میخورم ، خوردنش طول میکشه و هیچ وقت مثل من با هیجان با غذاها رفتار میکنه اما من یه طوریم انگار که بعد از چندین روز گرسنگی به غذا رسیدم و هر لحظه قراره اون غذا ازم گرفته بشه و از خود غذا خیلی لذت نمیبرم و فقط میخوام بخورمش که احساس سیری و آرامش سیری سراغم بیاد.
سپهر به غذا اهمیت نمیده و مهم نیست براش که چی بخوره حتی وقتی میخواد بره فوتبال و کلی قراره بدوه و انرژی مصرف کنه اصلا به این فکر نمیکنه که قبلش چی بخوره و… اما من وقتی میخوام برم ورزش خیلی به این اهمیت میدادم که قبل و بعدش چی بخورم که موقع ورزش یا بعدش گرسنم نشه .
سپهر احساس گرسنگی رو میپذیره و براش مهم نیست اگه یکم گرسنه باشه ولی من متنفرم ازینکه گرسنه باشم و تا یکم گرسنه میشم غذا میخوام حتی اگه تازه غذا خورده باشم.
سارا از غذا ها نمیترسه و هر چقدر دلش بخواد غذا میخوره بعضی وقتا یه غذا رو بیشتر دوست داره و بدون توجه به مقدارش توی بشقابش میکشه و میخوره و خیلی هم آروم غذا میخوره ، هر غذایی رو نمیخوره و مزه غذا براش خیلی مهمه ، اما من هر چیزی که باشه حتی اگه مزشو دوست نداشته باشم ازش به مقدار زیاد میخورم و خیلی توی خوردن عجله دارم وهنوز لقمه قبلی تموم نشده لقمه بعدی رو میزارم توی دهنم و دوست دارم همیشه دهنم پر باشه ولی سارا صبر میکنه لقمه اش که تموم شد بعدی رو تازه میگیره و میخوره.
یاسمن آروم و با لذت ، شیرینی میخوره و تیکه تیکه میکنه خوراکیش رو و بعد میخوره و بعد هر تیکه با تیکه بعدی صبر میکنه و موقع صحبت کردن غذا رو ول میکنه اما من غذا برام از همه چیز بیشتر اولویت داره و هیچ موقع وقتی دارم غذا میخورم کار دیگه ای که غذا خوردنمو به تعویق بندازه انجام نمیدم و همه چیزو گاز میزنم و توی یه لحظه همه خوراکیم تموم میشه.
محدثه قلوپ قلوپ شیر کاکائو رو خورد ولی من با یه نفس ، تمام شیر کاکائومو تموم کردم و چیزی ازش باقی نگذاشتم.
برای یاسمن خیلی مهمه که غذا رو با هم بخوریم و حتی اگه گرسنه باشه صبر میکنه همه بیان و بعد غذا بخوریم اما من دلم میخواد همون لحظه که
گرسنم شد غذامو بخورم و نمیتونم صبر کنم.
…. … …
روش های لاغر شدن تا کنون استفاده کرده اید را شرح دهید.
من از رژیم دکتر “ک” استفاده کردم و شش ماه ادامش دادم حدود ۲-۳ کیلوگرم وزن کم کردم و ۳-۴ ماه هم نگهش داشتم اما این روش هیچ تاثیری بر فرمولی های ذهنی من نداشت ، با اینکه کنار برنامه غذایی یه سری کتاب درباره اراده و تغذیه سالم و… داشت و من همش رو خونده بودم اما باعث نشده بود که من توی فرمول ها ذهنیم تغییری پیدا بشه و من همچنان جلوی خودمو میگرفتم و کلی سختی کشیدم و اذیت شدم و همیشه باید مقدار کالری هامو حساب میکردم و یه ترازو هم همیشه دنبالم بود ؛ اما اینا باعث نشد من برای همیشه متناسب بشم و یا حتی به وزن ایده آلم برسم و در تمام مدت رژیم من حالم خوب نبود و لذتی نمیبردم و اصلا با مرور زمان برام راحت تر نمیشد و همیشه دنبال راهی بودم که رژیم رو بپیچونم.
من از روش روزه گرفتن هم برای لاغری اقدام کردم و یک ماه هم ادامش دادم ، ۴-۵ کیلو وزن کم کردم و ۲-۱ ماه نگهش داشتم اما همیشه عصبی و بی جون بودم و نمیتونستم به کارای روزمرم برسم و همش دلم میخواست بخوابم و انقدر سخت تر میشد هر روز که من دل درد های عصبی گرفته بودم همش حالت تهوع داشتم و آب بدنم انقدری کم شده بود که اصلا دستشویی نمیرفتم و مثانم مشکل پیدا کرد بعد از یه مدت و بعد از قطع کردن رژیم دوباره برگشتم به حالت عادی خودم ؛ این روش اصلا و به هیچ عنوان روی فرمول های ذهنی من و عادت های من تاثیری نداشت و چون نمیتونستم برای همیشه ادامش بدم و مطابق با فرمول های ذهنی من نبود چند وقت بعد از رها کردنش دوباره همون آدم قبل میشدم و انگار نه انگار که انقدر سختی کشیده بودم تا لاغر بشم دوباره پرخوری هام شروع میشد و نمیتونستم جلوی ولع بیش از اندازم رو بگیرم.
از رژیم ۴۰ روزه باشگاه هم استفاده کردم و ۱ کیلو کم کردم و تونستم فقط ۲۰ روز از ۴۰ روز رو انجام بدم و بعد از یه هفته رها کردن رژیمم برگشتم به حالت قبل با میل شدید به شیرینی و غذا ها و طوری پرخوری میکردم که نمیتونستم از جام بلند شم و راحت نفس بکشم . این رژیم کوچک ترین تاثیری روی فرمول های ذهنی من نداشت و باعث نشد که من مثل یه آدم متناسب رفتار کنم و اندامم مثل اونا بشه و هر روز که میگذشت سخت تر از روز قبل بود برام و هیچ لذتی از هیچ چیز نمی بردم ، همش عصبی بودم و حتی انقدری خودمو سرزنش میکردم که اگه طبق برنامه پیش نمیرفتم خودمو محکم نشگون میگرفتم و از خودم عصبانی بودم که چرا نمیتونم برنامه ای که بهم دادن رو درست انجام بدم.
….
ولی همین چند روز که دارم تمرینا رو انجام میدم اصلا دیگه اون میل شدید رو به غذاها ندارم و هیجانی باهاشون برخورد نمیکنم و از سه وعدم شاید یه وعدشو پرخوری کنم و این برای من عالیه همینکه آرامش دارم انگار که مهم نیست چی بشه من واقعا خوشحالم که اینجام و دارم روی مهم ترین اولویت زندگیم تمرکز میکنم و مراقبه لاغریم رو هر روز انجام میدم.
خدایا شکرت
ممنونم استاد