یه روز یکی از دوستام با ذوق بهم گفت یه برنامهی رژیمی پیدا کرده که از آمریکا رسیده. من که تا اون موقع از چند تا رژیم ایرانی نتیجه نگرفته بودم، با خودم گفتم «گمشدهی من همینه!». ولی اون برنامه هم مثل بقیهی روشهای لاغر شدن که امتحان کرده بودم، در نهایت من رو به همون آدم قبلی برگردوند. در این جلسه میخوام بگم چرا.
این نوشته جلسه سوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه قبل (مهمترین دلایل چاقی چیست؟) دلیلهای چاقی رو رد کردیم و مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم. یه تمرین مهم هم داشتیم: نوشتن مقدار وزنی که با هر روش کم کرده بودیم. اگه این تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و انجامش بده. چون هر جلسه یه در تازه رو به روی ذهنمون باز میکنه و جلسهها باید به ترتیب جلو برن.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🧭 از بین روشهای لاغر شدن، کدوم درسته؟
برای رسیدن به یه شهر معمولاً چند تا راه هست، ولی یکی از اونها از همه بهتره. برای رسیدن به قلهی یه کوه هم چند مسیر هست، ولی یکی امنتر و سادهتره و خیلیها قبلاً از همون مسیر به قله رسیدن.
یه نکتهی مهم دربارهی راهها وجود داره. راه اشتباه همیشه اشتباهه. یعنی هر کسی با هر سرعتی از اون بره، به مقصد نمیرسه. ولی در راه درست، نتیجه به اینکه آدم چطور اون راه رو میره هم بستگی داره. بنابراین ممکنه یه نفر از راه درست زودتر برسه و یه نفر دیرتر، ولی هر دو بالاخره میرسن.
روش کار ذهنی هم همینه. ما باید باورها و آگاهیهایی رو که داریم، یعنی همون فرمولهای ذهنی، شناسایی کنیم، درست و غلطشون رو از هم جدا کنیم و فرمولهای اشتباه رو با دلیل و استدلال به فرمول درست تبدیل کنیم. در دو جلسهی قبل هم دقیقاً همین کار رو کردیم: دلیلهای اشتباه چاقی رو پیدا کردیم و ردشون کردیم، و بهجای فرار از مسئولیت، مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم.
😮 برای چاق شدن از هیچ روشی استفاده نکردیم
یه نکتهی خیلی مهم و جالب: هیچ آدم چاقی برای چاق شدن از روش خاصی استفاده نکرده. خیلی ساده و خودبهخود چاق شدیم. هیچکدوممون یادمون نیست از چه تاریخی تصمیم گرفتیم چاق بشیم یا چه کار خاصی برای چاق شدن کردیم.
ولی همین آدمها برای لاغر شدن کلی روش متفاوت امتحان کردن و نتیجهی همهشون هم یکی بوده: نتیجه نگرفتن. اگه الان داری این متن رو میخونی، یعنی تو هم از روشهای قبلی نتیجهی موندگار نگرفتی. بنابراین همهی ما در یه شرایط هستیم.
این موضوع با تمرین جلسهی قبل فرق داره. در اون تمرین میخواستیم به ذهنمون نشون بدیم که بدنمون توانایی لاغر شدن رو داره. ولی حالا میخوایم ببینیم مشکل از کجا بوده. یعنی اگه بدنمون میتونسته لاغر بشه، چرا هیچ روشی لاغریمون رو موندگار نکرده؟

🇺🇸 داستان رژیم آمریکایی من
مادرم از بچگی بچههای تپل رو خیلی دوست داشت. برای همین من از همون بچگی تپل بودم و کمکم با بزرگتر شدنم، از تپل به چاق و از چاق به خیلی چاق رسیدم. وقتی رژیم میگرفتم، مادرم هم بندهی خدا درگیر میشد. باید هر روز برای من غذای جداگونه درست میکرد و خب از این دردسر گله داشت. بعد از یه مدت همه خسته میشدیم، اون هم تشویقم میکرد که «دیگه بسه»، من رژیم رو ول میکردم و چند وقت بعد دوباره همون رضای قبلی میشدم.
از چند تا رژیم با اسمهای مختلف نتیجه نگرفته بودم که یه روز یکی از دوستام گفت یه برنامهی رژیمی عالی داره. یکی از فامیلهاش در آمریکا پیش یه دکتر معروف رفته بود و این برنامه رو گرفته بود. من با خودم گفتم برنامههای قبلی همه ایرانی بودن، ولی این یکی آمریکاییه و حتماً جواب میده.
دوستم هم که با هم شوخی داشتیم، برای دادن اون برگه کلی ازم باج گرفت و من هم با کمال میل دادم. بعضی از غذاهای اون برنامه اصلاً در ایران پیدا نمیشد و ما خودمون یه چیزی جاش میذاشتیم. چون این برنامه رو خیلی دوست داشتم، بهجای یکی دو ماه، حدود پنج ماه ادامهاش دادم و وزن زیادی هم کم کردم. ولی باز هم نتونستم برای همیشه طبق اون برنامه زندگی کنم. یکی دو ماه بعد از کنار گذاشتنش، دوباره همون آدم قبلی شده بودم.
چرا دوباره سراغ همون روشها میریم؟
این اتفاق برای خیلی از ما بارها افتاده. یه روش رو امتحان میکنیم و شکست میخوریم. ولی چند وقت بعد، همون روش با یه اسم دیگه، یه بستهبندی دیگه یا با اعتبار یه آدم دیگه سراغمون میاد و دوباره امتحانش میکنیم. با خودمون میگیم «اون روش به من نساخت، ولی این یکی فرق میکنه».
یه جملهی معروف هست که به انیشتین نسبت میدن: «دیوانگی یعنی یه کار رو بارها و بارها تکرار کنی و انتظار نتیجهی متفاوت داشته باشی.» وقتی به این جمله رسیدم، حسابی به فکر فرو رفتم. چون من دقیقاً همینطور بودم، هم در لاغری و هم در کسبوکارم. هر بار با تعهد و انرژی بیشتر همون کار قبلی رو تکرار میکردم و باز هم نتیجه نمیگرفتم. همین فکر بود که کمکم من رو به مسیر لاغری با ذهن رسوند.
بنابراین هر روشی که خودت امتحان کردی و نتیجهی موندگار نداده، با هر مقدار کاهش وزنی که داشته، باید یه بار برای همیشه کنار بذاری. هر روشی هم که دیدی دیگران امتحان کردن و به نتیجهی موندگار نرسیدن، جزو همین دستهست. دیگه بهش فکر نکن.
🛣️ از هر مسیری اومدی، از همون مسیر برگرد
فرض کن از شهر خودت میخوای به کیش بری. اگه مسیر اشتباه رو انتخاب کنی، با هر سرعتی و با هر وسیلهای بری، به کیش نمیرسی. لاغری هم یه مقصده. اگه روش اشتباه باشه، با هر شدتی که انجامش بدی، به لاغری موندگار نمیرسی.
از طرف دیگه، بهترین راه برگشتن از هر سفری اینه که از همون راهی که رفتی برگردی. چاقی هم همینطوره. اگه برای چاق شدن رژیم خاصی گرفته بودی، شاید میشد با رژیم لاغر شد. اگه برای چاق شدن داروی خاصی خورده بودی، شاید میشد با دارو لاغر شد. ولی ما برای چاق شدن هیچکدوم از این کارها رو نکردیم.
خیلی سادهترش اینه که ما با قدرت ذهن خودمون چاق شدیم، بنابراین با قدرت ذهن خودمون هم میتونیم لاغر بشیم. نه با قدرت برنامهی من، نه با قدرت هیچ دارو و رژیمی؛ فقط با قدرت ذهن خودت.
من این حرف رو از کتاب نمیگم. من خودم سالها چاق بودم و عکسهای قبل از تناسبم در سایت هست. روشهای زیادی رو امتحان کردم و اگه امروز سالهاست متناسبم و تونستم به خیلیها کمک کنم، به خاطر اینه که از مسیر درست اقدام کردم.

🔁 چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست
خیلیها فکر میکنن چاقی به خاطر غذاست. ولی همهی آدمها غذا میخورن و خیلیهاشون متناسبن. بنابراین مشکل از غذا نیست. چاقی محصول افکار و رفتارهای تکراری ماست. یعنی همون عادتها.
هر فکر یا رفتاری که چند بار تکرار بشه، کمکم عادت میشه. عادت یعنی کاری که نمیتونیم انجامش ندیم، حتی وقتی میدونیم به ضررمونه. یه نکتهی مهم دیگه هم اینه که مغز ما همیشه ما رو به «بیشتر» تشویق میکنه. در مسیر پول درآوردن، به پول بیشتر. در مسیر ورزش، به رتبهی بهتر. و در مسیر چاق شدن، به چاقتر شدن. مغز فرقی بین مسیر خوب و بد نمیذاره، فقط هر مسیری رو که در اون هستیم گسترش میده.
ما از زمان تولد تحت آموزش پدر و مادر، بعد جامعه و بعد دوستانمون بودیم. وقتی یه جمله مثل «چاقی ارثیه» رو میشنویم و باورش میکنیم، هنوز چاق نیستیم. ولی ذهن اون رو تبدیل به یه فرمول میکنه. بعد کمکم بر اساس همون فرمول دستور میده، خوردنمون بیشتر میشه و چون مغز عاشق تکراره، این رفتار هی تکرار میشه تا برسیم به جایی که امروز هستیم.
مثال ازدواج و دارو
خیلیها شنیدن که آدمها بعد از ازدواج چاق میشن. هیچکس هم نمیدونه چرا. یه حرفه که دهنبهدهن چرخیده. ولی وقتی این جمله رو بارها شنیدی و یه پسرخاله یا دخترعمو رو هم دیدی که بعد از ازدواج چاق شده، ذهنت باور میکنه. بعد وقتی خودت ازدواج میکنی، این فرمول فعال میشه. از خیلیها پرسیدم رفتار غذاییشون بعد از ازدواج چه فرقی کرد و خیلیهاشون گفتن «اشتهام بیشتر شد».
دارو هم همینطوره. کافیه پزشکی که بهش اعتماد داری، موقع نوشتن یه دارو بگه «مراقب باش، این دارو اشتها رو زیاد میکنه و چاقت میکنه». همین یه جمله کافیه تا ذهنت باورش کنه و کمکم رفتارت تغییر کنه. مشکل بزرگ اینه که وقتی در مسیر چاق شدن قرار گرفتی، دیگه نمیدونی تا کجا پیش میره.
لاغرهایی که نمیتونن چاق بشن
جالبه بدونی که خیلی از آدمهای لاغر هم هر کاری میکنن نمیتونن چاق بشن. درست برعکس ما. اونها اونقدر باور کردن که متناسبن و چاق نمیشن، که با هیچ کاری وزنشون بالا نمیره. این خودش ثابت میکنه که چاقی و لاغری ذهنیه.
ولی بعضی از این آدمها بالاخره پیش یه پزشک میرن که خیلی قبولش دارن. پزشک دارویی میده و میگه اشتهات رو زیاد میکنه. اونها فقط میخواستن سه چهار کیلو اضافه کنن، ولی وقتی فرمول ذهنیشون عوض شد، در مسیر چاقی افتادن و دیگه معلوم نبود کجا متوقف بشن. بعضی از همین آدمها امروز برای لاغری پیش من میان.
🤖 خوردن؛ تنها کاری که اختیارش دست خودمونه
بیشتر کارهای بدن ما خودکاره: پلک زدن، نفس کشیدن، ضربان قلب، گوارش و هزاران کار دیگه. میتونی چند ثانیه پلک نزنی، ولی خیلی زود خسته میشی و دوباره پلک میزنی. چون دستورش در مغزت نوشته شده. تنها کاری که خداوند اختیارش رو به خودمون داده، خوردن و تأمین نیاز بدنمونه.
برای کسی که از اول تا آخر عمرش متناسب مونده، خوردن هم مثل بقیهی کارها خودکاره. یادمه در مهمونیها، بعد از شام کیک میاوردن. من کیکم رو میخوردم و به دوستم که کیکش رو نخورده بود میگفتم «چرا نمیخوری؟ حیفه!». اون میگفت «به خدا نمیتونم، دیگه پایین نمیره». من خندهام میگرفت و میگفتم «پس بده من بخورم!». حالا میفهمم که اون واقعاً نمیتونست؛ درست مثل اینکه من بخوام ضربان قلبم رو با اراده بالا ببرم.
حیوانات هم در طبیعت همینطورن. شما یه ببر یا آهو یا عقاب چاق در طبیعت نمیبینی. چون اونها با غریزهشون غذا میخورن و کسی فرمولهای ذهنیشون رو دستکاری نکرده. ولی فرمولهای ذهنی ما آدمهای چاق، توسط خانواده، اطرافیان، رسانهها و فرهنگ دستکاری شده.

👨👩👧 لاغری تو روی خانوادهات هم اثر میذاره
خیلیها فکر میکنن چاقی ارثیه، در حالی که آموزشیه. بچهای که در خانوادهای با پدر و مادر چاق بزرگ میشه، فقط با دیدن رفتارهای عادی اونها، چاق شدن رو یاد میگیره.
همین موضوع دربارهی لاغری هم صدق میکنه. خیلی از اعضای سایت برام نوشتن که دختر، پسر یا همسرشون بدون اینکه خودشون دوره رو ببینن، در مسیر متناسب شدن قرار گرفتن. چون رفتار اونها رو دیدن و خودبهخود یاد گرفتن. بنابراین وقتی لاغری با ذهن رو یاد بگیری، فقط خودت رو نجات نمیدی؛ روی خانوادهات و خیلی از آدمهایی که تو رو میبینن هم اثر میذاری.
💪 جرأت کنار گذاشتن همهی روشها
نمیشه لاغری با ذهن رو یاد بگیری ولی گوشهی ذهنت این باشه که «حالا رژیمم رو هم بگیرم، شاید کمک کنه». زمانی از لاغری با ذهن نتیجه میگیری که جرأت کنی همهی روشهای دیگه رو کنار بذاری. این جرأت هم وقتی میاد که به خودت ثابت کنی بقیهی روشها جواب نمیدن.
گاهی پیش میاد که یکی از هنرجوها وسط دوره میاد و میگه «فکر میکنم این روش روی من اثر نداره». بعد معلوم میشه دوستش یه رژیم جدید با یه اسم عجیب بهش معرفی کرده و گفته «این دیگه آخرشه». من بهش میگم اشکالی نداره، با تمام توانت اون روش رو امتحان کن. اگه نتیجه گرفتی بهت تبریک میگم، اگه نه برگرد. و تا امروز هر کسی رفته، برگشته.
شاید فکر کنی در جلسههای بعد بالاخره برنامهی غذایی یا ورزشی داده میشه. نه، هیچ برنامهای داده نمیشه. همهی کار ما پاک کردن فکرهای اشتباهه. اولین نتیجهاش هم آرامش و خودباوریه. وقتی ذهنت باور کنه که میتونی لاغر بشی، میبینی ناخودآگاه بعضی از رفتارهات عوض شده. شاید تا همینجا هم چیزهایی در تو تغییر کرده باشه که هنوز متوجهشون نشدی.
در دورهی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها»، من دقیقا همون راهی رو آموزش میدم که خودم طی کردم و به وزن و اندامی رسیدم که همیشه آرزوش رو داشتم.
اگه هنوز شک داری که لاغری با ذهن واقعاً جواب میده، یه سر به آلبوم شگفتیسازان بزن. اونجا عکس هنرجوهایی رو میبینی که از همین مسیر رفتن و با روش ذهنی لاغر شدن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
🔍 مرحله اول: نگرش تو بعد از این جلسه
جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس. اگه لازمه، ویدیوی جلسه رو یکی دو بار دیگه هم ببین.
۱- بعد از این جلسه، نگاهت به روشهای لاغر شدن چه تغییری کرد؟
۲- فرمولهای ذهنی تو با فرمولهای یه آدم متناسب چه فرقی دارن؟
🔍 مرحله دوم: چرا من چاقم ولی فلانی متناسبه؟
تا امروز شاید شانس یا ژنتیک رو دلیل تفاوتت با آدمهای متناسب میدونستی. ولی حالا میدونی که تفاوت اصلی در فرمولهای ذهنیه. با مثال بنویس که فکر و رفتار تو با یکی دو نفر از آدمهای متناسب اطرافت چه فرقی داره:
🔸 مثال ۱: دوستم امیر هیچوقت از خوردن نمیترسه و به چاق شدن فکر نمیکنه، ولی من همیشه از خوردن میترسم.
🔸 مثال ۲: دخترخالهام وقتی سیره و بهش شیرینی تعارف میکنن، برنمیداره. ولی من نمیتونم تعارف بقیه رو رد کنم.
🔍 مرحله سوم: بررسی روشهایی که امتحان کردی
هر روشی که تا امروز برای لاغری امتحان کردی رو با این جزئیات بنویس:
🔹 اسم روش
🔹 چه مدت انجامش دادی
🔹 چقدر وزن کم کردی
🔹 چه مدت وزنت ثابت موند
🔹 آیا چیزی در فکرها و باورهایت تغییر داد؟
📉 مثال: «یه ماه از فلان رژیم استفاده کردم و ۵ کیلو کم کردم. ولی حدود سه هفته بعد از تموم شدن رژیم، همهاش برگشت.»
بعد دربارهی روشهایی که اطرافیانت امتحان کردن هم تحقیق کن و ببین کدوم یکی تونسته کسی رو برای همیشه لاغر کنه.
💬 نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون. میبینی چه روشهای زیادی امتحان شده که تو اصلاً خبر نداشتی، و نتیجهی همهشون هم یکی بوده.
در جلسه بعد (قسمت چهارم: عادتهای چاقکننده) میبینیم که خیلی از دلایل چاقی، در واقع همون عادتهای تکراری ذهن هستن.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. بهترین روش لاغر شدن کدومه؟
روشی که از همون مسیری برگرده که ازش چاق شدیم. ما برای چاق شدن نه رژیم گرفتیم نه دارو خوردیم؛ با فرمولهای ذهنی و عادتهای تکراری چاق شدیم. بنابراین روش موندگار لاغری، تغییر همین فرمولهای ذهنیه.
۲. چرا رژیمها نتیجهی موندگار ندارن؟
چون رژیم چیزی رو در ذهن تغییر نمیده و فقط آدم رو از خوردن منع میکنه. مغز دستور خوردن میده و رژیم جلوش میایسته. این جنگ چند هفته یا چند ماه ادامه پیدا میکنه، ولی در نهایت فرمول قدیمی برنده میشه و وزن برمیگرده.
۳. میتونم همزمان با لاغری با ذهن رژیم هم بگیرم؟
نه. تا وقتی گوشهی ذهنت به رژیم امید داری، نمیتونی با تمام وجود در مسیر لاغری با ذهن حرکت کنی. زمانی نتیجه میگیری که جرأت کنی همهی روشهای دیگه رو کنار بذاری.
۴. چرا بعضیها هر چی میخورن چاق نمیشن؟
چون فرمولهای ذهنیشون دربارهی خوردن دستنخورده مونده و خوردنشون مثل پلک زدن خودکاره. وقتی سیر میشن، واقعاً نمیتونن بیشتر بخورن و اصلاً نگران چاق شدن نیستن.
امتیاز 3.99 از 318 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
متن ۹ ( ناشنوایان )
اما چون فرمولا عوض نشده هیچ وقت نتایج ماندگار
نیست……یک فرد لاغر فرمول های ذهنیش دست نخورده س، درسته، به خاطر اینه که هیچ وقتی چاق نمی شه ، اصلا بهش میگی تو چاق می شی، نگران نیستی چاق بشی؟ می خنده، میگه یعنی چی؟ چرا چاق بشم؟ چطور چاق بشم؟ اصلا نمی دونه. به همین نسبت اگه به یه فرد چاق بگی تو لاغر میشی هم می خنده. میگه چطور مگه مثلا قراره معجزه بشه؟ چی قراره بشه؟همه ی این ها به خاطر فرمول هاست و من بهتون ياد میدم که فرمول ها رو عوض کنید.در این قسمت ما می خواستیم به این نتیجه برسیم که هیچ روشی نمی تونه، فرمول های مغزی ما رو برا چاق شدن، جلوگیری از چاق شدن، تغییر بده و ما رو به سمت لاغری هدایت کنه؛ فقط وفقط روش لاغری با ذهنه که می تونه ما رو به سمت لاغری هدایت کنه.برای اینکه این موضوع بیشتر و بهتر براتون جا بیفته، تمرین این قسمت اینه که هر روشی رو که می شناسید و خودتون استفاده کردید، دیگران استفاده کردن رو درباره ش تحقیق کنید و به این نتیجه برسید که اون روش نتونسته فرد رو برا همیشه لاغر کنه..ببین؛ من می خوام برا همیشه لاغر بشی، نمی خوام یک ماه، دو ماه، ۶ ماه لاغر بشی؛می خوام برا همیشه لاغر بشی و این کار نیاز داره که فرمول ها رو تغییر بدیم. باید اول از همه ی روش ها ذهنت رو پاک کنی، اون وقت از یک روش صحیح حرکت کنی. نمیشه شما بخوای لاغری با ذهنو یاد بگیری ولی گوشه ی ذهنت هم این باشه که حالا من بیام رژیمم رو بگیرم، این روش رو هم داشته باشم، نمیشه. زمانی شما می تونی از روش لاغری با ذهن نتیجه بگیری که جرأت داشته باشی تمام روش های دیگه رو بزاری کنار. چطور می تونی به این جرأت و آگاهی برسی ؟ وقتی به خودت اثبات بشه که با روش های دیگه جواب نمیده، پس دلیلم نداره که من انجامش بدم. اینقدر باید مطمئن باشی که هیچ روشی برای لاغری جواب نمیده که با اطمینان و اشتیاق در این مسیر حرکت کنی. بچه هایی که در دوره ی لاغری با ذهن شرکت می کنن، بعضا پیش میاد که یه بعضیا مثلا میان وسط دوره جا می زنن، میگن که نه، ما فکر میکنیم این روش رو ما اثر نمیزاره. چرا؟ بعد مشخص میشه که دوستش گفته:” من رفتم پیش فلانی، یه رژیم مثلا سرخ پوستی به من داده، گفته، این دیگه آخرشه، بعد میاد میگه که من، میگم خب حالا چته؟ مشکلت چيه؟چرا؟ چرا تو نمی خوای؟ مگه تو نتیجه نگرفتی؟ مگه اینجوری نشدی؟ میگه چرا ولی فکر می کنم مثلا این روش هست. بعد تو ذهنش یه روش جدیدی به وجود اومده؛ مثلا لاغری با سبک سرخ پوستان آمریکایی. میگم اشکال نداره، روش لاغری با ذهنو همین جا متوقف کن، با تمام توانت در اون روش جدید حرکت کن .نتیجه داد خدا رو شکرت، بهت تبریک میگم. نتیجه نداد، برگرد….و هر کی رفته، برگشته. می خوام بگم باید مطمئن باشی که هیچ روشی شما رو به لاغری نمی رسونه و آگاهانه، یعنی همیشه می دونستیم ها ولی همیشه یک سری اما و اگرها باعث شده که نه حالا بزار اینم امتحان کنم. بزار حالا اینم برم جلو.حتی عمل جراحی هم نمی تونه افراد رو لاغر کنه؛ چون عمل جراحی هم بازم چیزی رو اینجا( اشاره به مغز ) عوض نمی کنه.چرا، میری تحت عمل قرار می گیری، نمی دونم حلقه میزارن تو معده، فلان کار رو می کنن. بادکنک می فرستن اون تو، می برنش. یه کارای عجیب و غریبی می کنن ولی اینجا( اشاره به مغز ) که عوض نشده. دوباره فرد میاد بیرون، چون عمل کرده دیگه. دیگه اطمینان داره که لاغر میشه. یه مدتی خیلی ناخودآگاه رفتاراش عوض میشه، ولی بعد از یک چند مدت میگذره، یواش یواش این فرمولااااا کار خودشو انجام میده. یه ذره بیشتر، یه ذره، حالا تو که بابا لاغر شدی دیگه چاق نمی شی، این يه ذره رو هم بخور. از یه جایی دوباره شروع می کنه تغییر رفتار رو. می بینی فرد بعد از يه سال، دو سال میشه همونی که بوده. خیلیا این جورین؛ عمل کردن ولی بعد دوباره چاق شدن. می خوام به این باور برسی. می خوام به این نتیجه برسی که هیچ روشی نمی تونه فرمول های مغزی شما رو تغییر بده که لاغر بشی. ، مگر اینکه از روش لاغری با ذهن استفاده کنی.تا می تونی در این باره تحقیق کن. درباره ی روش های مختلف تحقیق کن .افرادی که استفاده کردن نتایج شون رو بررسی کن و بیا بنویس که آقا این روش جواب نداده. اون روش رو من، فلانی استفاده کرده، جواب نداده، خودم استفاده کردم جواب نداده و در نهایت به این باور برسی که روش لاغری با ذهن بهترین روشیه که می تونه شما رو به تناسب اندام برسونه. جلسات بعدی، توضیحات خیلی شگفت انگیزی رو براتون دارم. این مسیر رو ادامه میدیم. شاید انتظارت این باشه که مثلا جلسات بعدی دیگه اون، برنامه ی غذاییه، نمی دونم برنامه ی ورزشی و اينا دیگه داده میشه، چون خيليا به این روش لاغری با ذهن، بازم به خاطر اون محتویات ذهنی شون فکر می کنن که یک رژیم مثلا پیشرفته س. یک برنامه ی ورزشی تدوین شده س که همراه با رژیم و ورزش و نمی دونم کار ذهنی ام حالا قاطی کردیم و…. نه، هيچ برنامه ای به شما داده نمیشه؛ همش تخلیه ی افکار اشتباهه که نتیجه ی اولیه ش برای شما آرامشه. احساس خود باوری برای اینکه می تونی لاغر بشی و یه خود باوری در مغز شما شکل بگیره و در باور شما ایجاد بشه. ذهن شما به این خود باوری برسه که بابا می تونم لاغر بشم. اون وقت می بینی ناخودآگاه یه سری رفتار های شما تغییر می کنه، تا همین جا هم یه سری رفتار های شما هم عوض شده شاید هنوز برات خیلی واضح نیست ولی به وضوح برات خیلی روشن تر میشه. خیلی خوشحالم همراه شما هستم و تشکر می کنم که با اشتیاق، جلسات فوقالعاده دوره ی لاغری با ذهن رو پی گیری می کنید. این روش فوقالعاده رو به دوستانتون هم معرفی کنید، خیلیا ، خیلیا نیاز دارن که لاغر بشن و زندگی جدیدی رو تجربه کنن. خیلیا دوست دارن ولی خب دوست داشتن شون هیچ وقتی به حقیقت تبدیل نشده و این فرضیه که می تونن از این مسیر حرکت کنن و رؤیای خودشون رو به حقیقت تبدیل کنن و شما می تونید واسطهی خوبی برای تحقق این رؤیا باشید. هر جا که هستید در پناه خداوند متعال شاد باشید و در مسیر متناسب شدن. خدا نگهدار. پایان گام سوم.
سلام و درود
خدا قوت
از اینکه در رشد و گسترش آگاهی در سایت تناسب فکری مشارکت می کنید بی نهایت سپاسگزارم از شما
نشان های دریافت شده
سلام استاد وقت به خیر !
لطف دارید. خودم هم از انجام این کار لذت میبرم.
راستی خدا قوت : به روز رسانی در ۱۴۰۲/۵/۱۴
من هم کلی خوشحال میشم وحس پویایی می گیرم از این همه تلاش وپشتکار شما وعشق رو پشت این کارتون حس میکنم.
مانا باشید و پایدار در مسیری که در پیش رو دارید!
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
نحوه رفتار ما با موادغذایی نتیجه افکار و باورهای ماست .
من روی باورهام خیلی کار کردم .
مثلا اخیرا که متوجه شدم باور مخربی دارم که آرامش باعث چاقی میشه . واز وقتی که مسایل زندگیم کمتر وکمتر شد رفتارغذاییم تغییر کرد و بلافاصله مچ خودم رو گرفتم و کلی افرادی که میشناختم که آرامش خوبی دارن اما متناسب هستند پیدا کردم و هر روز روزی چند بار به خودم یادآوری میکنم که نگاه فلانی پس چرا متناسبه دیدی باورت اشتباه بود .
هر روز روی باورهات کار کن اگه عملی باشه بهتره و زودتر نتیجه میگیری .
مثلا من یه دندانپزشکی میشناسم ۸ صبح مطبش هست تا ده شب . اما کاملا متناسبه . خوب کلی باورهای کم تحرکی و پشت میزنشینی وثروتمند بودن و …. رو که باعث چاقی میدونستم رو نقض میشد . البته وقتی روی دندانهام کلر میکرد من اینها رو به خودم میگفتم .
یا من فرد خوش اخلاق رو چاق میدونستم . اما چند روز پیش شوهرعمه ام که مرد خیلی مهربان وخوش اخلاقی هست خونمون اومد . من سریع به خودم گفتم که نگاه دیدی پس چرا علی آقا متناسبه . دیدی درست فکر نمیکردی .
خلاصه تو محیط بیرون خیلی حواسم هست والان کلا ناخودآگاهم شده تا فرد متناسبی میبینم تحسین میکنم . یا تو اینترنت مثلا دنبال خانم های ثروتمند جهان سرچ میکنم میبینم خانم استیو جایز که خانم ثروتمندی هست اما متناسبه واین رو به خودم مرتب میگم . واز این تمارین .
دوست عزیز روباورهات کارکنی چه بخای چه نخای لاغر میشی مثل آب خوردن .
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
متن ۷ ( ناشنوایان )
تا هر جایی ممکنه پیش بره…
… بعضی از افرادی که به من مراجعه می کنن برای لاغری، افراد کاملا متناسبی بودن که مثلا ۵سال قبل، ۱۰سال قبل، اصلا شاید از لاغری، زیاد رنج می بردن.خیلیا بهشون توصیه شده بود که بابا یه فکری کن، بیا برو فلان دکتر، فلان قرص رو مصرف کن. این کار رو کن، اون کار رو کن.برو ورزش کن بیا بخور و اينا شروع می کنن به تلاش کردن برا چاق شدن. خیلیا شون که اصلا نتیجه نمی گیرن. یعنی خیلی از آدمهایی که لاغرن ها هر کاری می کنن که چاق بشن اما چاق نمیشن؛ دقیقا مثل افراد چاقن ولی بر عکس.به خاطر اینکه ذهنیه بابا؛ این ثابت می کنه که چاقی و لاغری ذهنیه، اصلا جسمی نیست. اون فردی که لاغره ، داره هر کاری می کنه که چاق بشه، نمی شه، اونم اینجا( اشاره به مغز ) مشکل داره. اونم تو ذهنش چنان باور کرده که متناسبم و نمی تونم اضافه کنم که نمی تونه، هر کاری می کنه نمی تونه .یه فرد چاق هم به خاطر چاقی زیادش چون که باور کرده نمی تونم لاغر بشم؛ هر کاری می کنه نمی تونه. افرادی به من مراجعه می کنن؛ میگن ما لاغر بودیم، خیلی تلاش کردیم که مثلا چاق بشیم؛ دارو خوردیم، گیاهان نمی دونم چی چی گرفتیم، عرقیجات خوردیم، یه کارایی کردیم، رفتیم ورزش، اومدیم نمی دونم چند تا تخم مرغ خوردم، فلان خوردم، فست فود خوردم، هيچ اثر نداشت. تا يه جایی بالاخره استارت زده میشه؛ مثلا پیش یه پزشک میرن که دیگه خیلی به نظرشون اون پزشکه کارش درسته، خیلی اونم حرفه ای میاد مثلا دارو رو تجویز می کنه، ميگه: ” این دارو فلانه فلانه فلانه، فرد باور می کنه که دیگه مصرف این قرص اشتهاشو زیاد می کنه و می تونه چاق بشه و به رؤیای خودش برسه که یه کم، ببین یه کم ، دیدگاهش اینه که من یه کم می خوام پر بشم، يه کم می خوام اضافه کنم؛ مثلا ۵۸ کیلو ام ، می خوام بشم ۶۳کیلو، می خوام بشم ۶۲ کیلو،می خواد ۳-۴ کیلو اضافه کنه و این تلاش می کنه، قرص می خوره، دارو می خوره ، یه کارایی انجام میده؛ ولی اگه استارت چاقی زده بشه( اشاره به مغز —> از طریق مغز استارت زده بشه ) ، چون این کار دستی انجام شده، چون فرد با مصرف دارو خودش دستی اومده فرمول های ذهنی شو، مغزی شو تغییر داده برا چاقی؛ وقتی در مسیر چاقی قرار بگیره، ديگه معلوم نیست کجا متوقف بشه. مثل اینکه شما یک توپ رو در سرازیری حرکت بدی، رها کنی ، معلوم نیست این توپ کجا بره، به چی برخورد کنه، به صخره بخوره، بیفته تو دره، تا کجا می خواد پایین بره؟ هیچ معلوم نیست و متأسفانه خیلی از افراد به این شکل خودشون به اصرار خودشون رو در مسیر چاقی قرار دادن و همه ی اون ها هم می خواستن ۳-۴ کیلو اضاف کنن ولی الان ۳۰-۴۰ کیلو اضاف کردن، چون اینجا( اشاره به مغز ) رو تغییر دادن. دلیل اینکه شما هر کاری کردی لاغر نشدی ، به خاطر اینه که تمام روشهایی که استفاده کردی چیزی رو در مغز شما تغییر نداده. حالا من هی نمی خوام اسم ببرم ولی مجبورم دیگه برا توضیح دادن؛ وقتی شما داری رژیم می گیری ، خودتو از مصرف مواد غذایی منع می کنی؛ شما چیزی رو اینجا(اشاره به مغز ) تغییر ندادی؛ در واقع داری منع می کنی خودتو از خوردن. یعنی مغز دستور خوردن رو داده، ببین خیلی از آدمای چاق خودش میگه بابا می دونم سیرم ولی نمی تونم نخورم، حتما این تجربه رو دارید.چرا نمی تونی نخوری؟ چون از اینجا( اشاره به مغز ) فرمان صادر شده، شما نمی تونی، جلوی پلک زدنتو بگیری. چرا نمی تونی؟ چون فرمانش اینجاست( اشاره به مغز ).میشه الان من بخوام آگاهانه مثلا چند ثانیه، مثلا اینجوری( با چشمی که کاملا باز نگه داشتی) پلک نزنی ولی خسته میشی، تازه اصلا اتوماتیکه، چون دستورش اینجا( اشاره به مغز )نوشته شده. ضربان قلب دستورش اینجاس( اشاره به مغز ) ؛ شما نمی تونی صد سال تلاش کنی مثلا بگی خب من می خوام به یک جایی برسم بتونم بدوم ولی ضربان قلبم بالا نره، می میری، اصلا نمی شه؛ چون فرمولش اینجا ( اشاره به مغز )ذخیره شده ، این فرمولا غیر قابل تغییرن، تنها فرمولی رو که میشه تغییر داد، خوردنه؛ یعنی تنها چیزیه که خداوند اختیارشون دست خودمون گذاشته وما این بلا رو سر خودمون باهاش آوردیم، پلک زدن اتوماتیک ، هزاران فعالیت بدن شما اتوماتیک انجام میشه، دستوراتش اینجا(اشاره به مغز ) نوشته شده؛ فقط خوردنه ، تأمین نیاز بدنمونه که دستیه، حالا اینم باز برا خیلیا اتوماتیکه، فردی که از ابتدای تولدش تا انتهایی که زنده س ، متناسب می مونه، خوردنش هم اتوماتیکه. وقتی یک فرد لاغر رو می بینی کنار دست شما رو میز غذا نشسته، اون غذاشو می کشه، همونم نمی تونه بخوره، میگی بابا بخور غذاتو، میگه نمی تونم…
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
متن ۶ ( ناشنوایان )
عادت باعث میشه که ما یک رفتاری رو که ۱۰۰٪ اشتباهه رو نتونیم انجام ندیم…
… و در نهایت تکرار اون رفتار اشتباه صدماتی رو به ما وارد می کنه.فردی که اعتیاد به مواد مخدر داره، مطمئنا انسان عاقلی بوده حداقل قبل از این که شروع کنه به مصرف مواد ، یه مدت که تکرار میکنه؛ بدنش و فکرش و مغزش برنامه ریزی میشه برا مصرف مواد وچون همیشه مغز ما روی بیشتر تنظیم شده یعنی :
شما در مسیر ثروت قرار بگیری، همیشه هی میگی باید بیشتر دربیاری، بیشتر می خوام؛
در مسیر چاق شدن قرار بگیری همیشه شما رو تشویق می کنه به بیشتر چاق شدن،
در مسیر مصرف مواد مخدر قرار بگیری، همیشه شما رو تشویق می کنه به مصرف مواد بیشتر،
در مسیر ورزش کردن قرار بگیری همیشه شما رو تشویق می کنه به مثلا قهرمانی بیشتر، رتبه های بهتر، اصلا مغز ما کارش اینه. همیشه تشویق می کنه که برو جلو، برو جلو، بیشتر و هیچ واسش فرق نمی کنه که این مسیری که داره شما رو در اون تشویق می کنه به نفعته یا به ضررته.؛ اون فقط تشویق می کنه، فقط گسترش میده. وقتی یک فردی به مواد مخدر معتاد میشه شروع می کنه به مصرف، مغزش بلافاصله بعد از چند روز که دیگه اون تکراره، تکرار مصرف کردن به عادت تبدیل میشه شروع می کنه به تشویق فرد برای تکرار بیشتر عادت و چرخه ی عادت رو سریع تر می کنه و اون فرد می بینه که بعد از يه مدتی نیاز داره که بیشتر مصرف کنه و بیشتر و بیشتر و مطمئنأ همه ی افراد معتاد می دونن که این رفتار شون داره اونا رو نابود می کنه، خودشون وخانواده شونو ؛ اما نمی تونن انجامش ندن. چرا؟ چون دستورش اینجاست( اشاره به مغز ) .یک فرد چاق نمی دونه از چه زمانی برا چاقی برنامه ریزی شده؟ چه افکاری در اون به وجود اومدن؟ چون از زمان تولد شما تحت آموزش والدینت قرار گرفتی، بعد جامعه، بعد دوستان، رفتار چاق کننده در شما شکل گرفته، افکارش و رفتارش .افکارش چجوری شکل گرفته؟ باورهان، مثلا همین که شما شنیدی، آقا چاقی ارثیه، یه فکره، هنوز شما چاق نیستی ها، اینو میشنوی، وقتی باورش می کنی مغزت اونو تبدیل میکنه به یک فرمول، شما برات طبیعی میشه که چاق شدن طبیعیه چون ارثیه دیگه. ما، با ارث که نمی تونم مبارزه کنم؛ یا مثلا طرف فکر می کنه که خب چونکه من فلان قرص رو مصرف می کنم، چون اعصابم خرابه، آدم عصبی ایم، آدمای عصبی مثلا چون دارو مصرف می کنن، اشتها شون زیاد میشه. اینا همه فرموله، وقتی باورش کردی؛ مغزت شروع می کنه به عمل کردن، دستور دادن بر اساس اون فرمول و شما یواش یواش مصرف مواد غذایی بیشتر میشه و چون مغز شما علاقه منده که تکرار کنه عادت هاتونو ، شما به مرور تکرارت بیشتر و بیشتر و بیشتر میشه و میشی همین چیزی که الان هستی؛ یعنی منشأ همه ی عادت ها، مخصوصا عادت هایی که باعث چاقی ما شده در مغز مون از یک زمانی ثبت شده، نمی دونیم کی یه؟ نمی خوادم دنبالش بگردیم چون مشکلی رو از ما حل نمی کنه بخوایم بشینیم تحلیل کنیم؛ نه من از چه ز، باید پیدا کنم از چه زمانی من چاق شدم، هيچ مشکلی رو از الان ما حل نمی کنه. ، از هر وقت بوده که بوده، ما فقط الان می خوایم باور کنیم و بشناسیم سیستم به چه شکل عمل می کنه؟
وقتی فکر چاق کننده، مثل چی؟ خیلیا باورشون اینه ، شنیدن، آدم ها وقتی ازدواج می کنن چاق میشن، چرا چاق میشن؟ کسی نمی دونه. یه فکره، یه شایعه س، یک حرفِ، یک ضرب المثله، هر چی می خوای اسمشو بذار ولی وقتی شما بارها اینو شنیدی و احتمالا نمونه هایی هم دیدی؛ مثلأ خودت هنوز متناسبی ، ازدواج هم نکردی دیگه. مثلا پسر خاله ای، دختر عمویی، فک و فامیلی، دوستی، کسی رو می بینی ازدواج کرده، بعد یه مدتی می بینی داره چاق میشه، قبلا اینو شنیدی بعد نمونه هم دیدی.اینا همه باعث میشه که شما ناخودآگاه باور کنه که ازدواج باعث چاقی میشه. وقت ازدواج شما که برسه؟ چی میشه؟ این فرمول فعال میشه. از قبل فرمول ایجاد شده، وقتی شما ازدواج کردی، فرمول فعال میشه. عادته تکرار تکرار تکرار و می بینی شما بدون اینکه بدونی چی شد اشتهات تغییر کرده. از خیلیا سؤال کردم که رفتار غذایی تون قبل از ازدواج با بعد از ازدواج چه تفاوتی داشته؟ خیلیا میگن که آره، اشتهام بیشتر شده ، خب چرا بیشتر شده؟ نمی دونم. چون از قبل شنیده که ازدواج باعث چاقی میشه، این یه فرموله، وقتی باورش کنی، وقتی نمونه ببینی، برا ذهنت طبیعی میشه چاق شدن به دلیل ازدواج و شما شروع می کنی به چاق شدن. اگر مصرف دارو در ذهنت طبیعی جلوه داده بشه، کسی که دارو مصرف می کنه طبیعیه که چاق بشه.؛ شما خیلی راحت شروع می کنی به چاق شدن، این ها همه باوره. کافیه شما به دلیل یک مشکلی به پزشک مراجعه کنی، خب مشکل شما تشخیص داده بشه، پزشک یه دارویی رو تجویز کنه؛ کافیه پزشک به شما بگه که مراقب مصرف این دارو باش چون این دارو اشتها رو زیاد می کنه و باعث چاقی میشه. چون که شما به پزشک اعتماد داری ، چون که حرفش برای شما سنده ، شنیدن همون یکبار حرف پزشک کافیه که باور کنی مصرف این دارو اشتهای شما رو زیاد می کنه، مصرف این دارو می تونه شما رو چاق کنه. ذهنت باور می کنه؛ برات طبیعی میشه که مصرف این دارو من رو چاق میکنه و همین کافیه که مغزت دستورات چاق کننده رو صادر کنه و می بینی که رفتار شما شروع می کنه به عوض شدن و نتیجه ش بعد از چند وقت می بینی که اضافه وزنه. اخیلیا اضافه وزن شون اینجوری بوده، چاق نبودن، از یه مقطعی به دلیلی که یک حرفی رو باور کردن، یک توصیه ای رو جدی گرفتن، یک مطلبی رو جایی خوندن، خیلی باورش کردن. از طریق رسانهها بهشون گفته شده واونا باور کردن، متاسفانه در مسیر چاق شدن قرار می گیرن و یکی از مشکلات چاقی اینه که وقتی در مسیرش قرار گرفتی، دیگه نمی دونی تا کجا پیش میره.یعنی شما نمی تونی تعیین کنی که من می خوام چاق بشم، ۵ کیلو اضافه کنم، نمیشه. وقتی مغز در مسیر چاق شدن قرار گرفت، فرمول ها رو ایجاد کرد، دیگه جلوشو نمیشه گرفت، تا هر جایی ممکنه پیش بره…ادامه دارد…
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
متن ۵ ( ناشنوایان )
و باید چی کار کنه که متناسب بشه؟…
… البته این فایل به صورت یک محصول جداگانه در قسمت محصولات سایت هست، اما دوستانی که از دوره ی اصلی لاغری با ذهن، دوره ی جامع ما استفاده می کنن نیازی نیست این محصول رو تهیه کنن چون این محصول در اختیار شون قرار می گیره در قالب فایل های دوره ی آموزشی به اونها داده میشه ولی دوستانی که اگر دوره ی اصلی رو تهیه نکردن می تونن از این فایل فوق العاده هم استفاده کنن؛ حالا بیایم صحبت کنیم که چرا ما لاغر نمیشیم؟ اصلا چرا ما چاق شدیم؟ چرا اینقدر راحت چاق شدیم؟ببینید دوستان، چاقی محصول افکار و رفتار ماست، هيچ چيز ديگه نیست، محصول داروها نیست ، محصول مواد غذایی نیست. خیلیا فکر می کنن که چاقی به خاطر مواد غذاییه،خب، خیلیا مواد غذایی،مگه انسانی داریم که غذا نخوره؟ پس وقتی خیلی از انسان ها متناسب هستن؛ پس حتما اشکال از مواد غذایی نیست ديگه؛ چون طبق آماری که وزارت بهداشت اعلام کرده نیمی از انسانها یعنی ایرانی های بین ۱۵ تا ۶۵ سال چاقن و این واقعا موضوع تکان دهنده ایه، خیلی، خیلی ، چون ببینین چاقی تبعات داره؛ یعنی فقط خودش نیست. خیلی بیماری های متفاوت به وجود میاره و یک فرد چاق، یک پدر، یک مادر چاق خیلی راحت می تونن فرزندان چاقی رو تحویل جامعه و روزگار بدن؛ بنابراین هر انسانی که اقدام کنه برا لاغر شدن، نه تنها خودش رو رها کرده از این مشکل، بلکه فرزندانش رو هم از این مساله رها کرده، یک حوزه ی امنیت رفتاری برای اونها به وجود آورده؛ چون فرزندان ما فقط نگا به ما میکنن، عادت های ما رو اونها یاد می گیرن و به این دلیله که خیلیا فکر می کنن چاقی ارثیه؛ در صورتی که ارثی نیست، آموزشیه. بچه ای که در یک خانواده ای که پدر و مادر اضافه وزن دارن متولد میشه؛ همین جوری که رفتارهای عادی پدر و مادر شو می بینه، چاق شدن رو یاد می گیره و به همین دلیله دوستانی که در دوره ی ما شرکت می کنن، فرزندانشون بدون اینکه دوره ی ما رو استفاده کنن متناسب میشن. خیلیا این گزارش رو دادن که مثلا دختر من، پسر من ، همسر من حتی خیلی عالی در مسیر متناسب شدن قرار گرفته؛ چون اونا دیگه عملکرد فرد رو می بینن و خود به خود یاد می گیرن. تأثیر فرد بر اطرافیانشه. این درمورد چاقی به همین شکله ، در مورد لاغری هم یه همین شکله .وقتی شما لاغری با ذهن رو یاد بگیری، مطمئن باشید که بر روی فرزندان تون، بر روی همسر تون و اطرافیان تون تأثیر میزارید و وقتی نتایج عالی می گیرید بر روی خیلی از انسانها تأثیر میگذارید؛ خیلیا شما رو می بینن انگیزه می گیرن که لاغر بشن و این ارزش کار شما رو خیلی زیاد می کنه؛ ارزش لاغر شدن رو خیلی زیاد می کنه؛ نه فقط برا خودتون بلکه برا خيليا تأثیر گذاره. چاقی محصول افکار و رفتار تکراری ماست.تکراری یعنی چیِ؟ عادت ها اصلا چین؟ هر چیزی که عادت ما بشه تکراره دیگه؛ شما هر رفتار، هر فکری رو چندین بار تکرار کنی خیلی راحت به عادت شما تبدیل می شه. عادت به چی میگن؟ به فکر یا رفتاری میگن که ما نمی تونیم انجامش ندیم حتی اگر به عواقب خطرناک اون آگاه باشیم.، میشه عادت، عادت خیلی خطرناکه ، ببینید، عادت باعث میشه که ما یک رفتاری که ۱۰۰٪اشتباهه رو نتونیم انجام ندیم.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان متن ۴( ناشنوایان )دوباره رفتیم از اون روش ها استفاده کردیم……نه فقط ما، خیلی از اطرافیان ما که اضافه وزن دارن، خیلی از دوستامون که اضافه وزن دارن به همین شکل عمل کردن، بارها و بارها از روش هایی استفاده کردن که نتیجه نداده و اگر به تمرین خودتون در جلسه ی قبل رجوع کنید، می بینید که شما هم از چند روش استفاده کردید، حتی اگر تمرينات دوستانتون رو بخونید، می بینید که چقدر از روش های دیگه هم استفاده شده که شما اصلا خبر نداشتید، اونا استفاده کردن و در نهایت نتیجه هم نگرفتن و این دیگه داره؛ ببین باید دیگه خودتون فکر کنید، چرا هیچ روشی برای لاغری جواب نمیده؟ لاغری همیشگی مد نظر ماست، چرا، اون مقطعی برا یک هفته، دوهفته، یک ماه، برا ۵کیلو، ۱۰کیلو جواب میده ولی اینکه مثلا کم کنی دیگه همیشه متناسب بمونی، چرا جواب نمیده؟اول اینکه باید یکی یکی روش هاتونو خط بکشید؛ یعنی هر روشی که خودت استفاده کردی رو؛ حالا هر نتیجه ای که گرفتی سر جای خودش، خیلی هم عاليه بهتون تبریک میگم؛ اما اون روش رو به عنوان یک روش صحیح برای متناسب شدن دیگه نباید بپذیری و باید روش خط بکشی، ديگه بهشم فکر نکنی؛ هر روشی رو که هر کسی به شما داده، در هر جایگاهی بوده اگر برا خودت نتیجه نداده، دیگه بزارش کنار. هر روشی هم که شنیدی دیگران استفاده کردن و نتیجه نداده اونا هم بدون که جزِ همین دستهٔ نشدنی هاست؛ یعنی از این مسیر نمیشه و متاسفانه افراد چاق عادت دارن که بارها و بارها روش های مختلفی که همه معمولا به یک شکله، base (پایه شون) یکیه رو استفاده کنن و نتیجه نگیرن. هر بار یه سری افراد میان همون روش های اشتباه رو به طریق دیگه ای میان مطرح می کنن، رنگ و لعاب شو عوض می کنن؛ ولی در واقع همه ی اون ها، روش های اشتباهی هستن. انیشتین یک جمله ی خیلی معروف داره، من خیلی خوشم میاد از این جمله و خیلی در زندگی خودم تحول ایجاد کرده؛ یعنی اون زمانی که من به این جمله از انیشتین رسیدم واقعا به فکر فرو رفتم و همون باعث شد که من به مسیر جدید هدایت بشم که همون لاغری با ذهن باشه. انیشتین میگه:” آدم احمق آدم یه که یک کار رو بارها و بارها انجام بده به امید کسب نتیجه ی متفاوت. با خودم هستم، خیلی من خودم این طرز رفتار رو داشتم، خیلی وقتها برنامه های لاغری رو انجام میدادم، نتیجه نمی گرفتم، دوباره به شکل دیگه، دوباره می گفتم: نه دیگه این دفعه من با تعهد بیشتر، این دفعه دیگه قول میدم، این دفعه دیگه پیش فلانی رفتم، تعهد دادم، این دفعه دیگه کار به آخر رسیده، باید از این روش، ولی باز نتیجه نداده.در کسب و کارهای مختلف هم به همین شکل؛ هی می گفتم: این دفعه دیگه باید اینجوری بشه ولی باز همون روش قبلی رو میومدم با یه انرژی بیشتر می خواستم انجام بدم، بازم نتیجه نمی داد. این مثل همون سفر کردن از یک مسیر اشتباهه؛ شما صد بار از یه مسیر اشتباه با هر سرعتی بخوای به مقصد برسی، امکان نداره برسی. فرض کن شما از شهر خودت می خوای به بندرعباس بری، می خوای بری مثلا جزیره کیش مثلا، یک مقصدی در نظر بگیر، با هر سرعتی، با هر وسیله ی نقلیه ای از مسیر اشتباه بری، شما به مقصد نمی رسی؛ لاغری هم یه مقصد ِشما از هر روشی با هر سرعتی بخوای لاغر بشی، اگر روش اشتباه باشه، شما هیچ وقتی لاغر نمیشی و همه ی ما این تجربه رو داریم دیگه نیاز نیست که بخوام خیلی حالا براش دلیل و برهان بیارم.همه ی ما بارها از روش های مختلف استفاده کردیم ونتیجه نداده، پس یکبار، برا همیشه بیا به ذهنت این دستور رو بده، این فرمول جدید رو در ذهنت ایجاد کن؛ که همه ی روش هایی که تا الان من برای لاغری استفاده کردم اشتباه بوده ومن این بار می خوام از روش صحیح برا لاغری اقدام کنم و روش صحیح، روش لاغری با قدرت ذهن خودته، نه قدرت ذهن من، نه قدرت برنامه ی من، نه قدرت داروی من، نه قدرت هیچی، فقط قدرت ذهن خودت، چون شما خودت با قدرت ذهنت چاق شدی ،حالا میگم چرا، پس با قدرت ذهن خودت هم می تونی لاغر بشی، شما از هر مسیری به مقصد برسی، بهترین راه برگشت از همون مسیر برگشتنه، منطقیه دیگه؛ از شهر خودت به هر شهری شما سفر کنی بهترین مسیر برگشت، از همون مسیریه که رفتی، از همون راهی که رفتی برگردی، بهترین مسیره. شما از مسیری که چاق شدی باید لاغر بشی؛ اگر می خوای برای همیشه لاغر بمونی. شما اگر از، برا چاق شدن رژیم خاصی گرفته باشی، بله، الانم می تونی با رژیم لاغر بشی. اگر برا چاق شدن، داروی خاصی مصرف کردی،شاید بشه با داروی خاصی لاغر شد.اگر برا چاق شدن، مثلا، آها ورزش های خاصی انجام داده باشی، میشه با ورزش های خاصی لاغر شد؛ اما اگر برا چاق شدن هیچ کدوم از این کارا رو نکردی؛ بنابراین تصور باطلیه که بخوای با انجام این کارها لاغر بشی. کسی داره این حرف رو بهتون می زنه که خیلی روش های زیادی رو استفاده کرده، بی اطلاع از این روش ها نیستم، فردی نیستم که خودم از ابتدا متناسب بودم؛ حالا یه چیزی یاد گرفته باشم بخوام به شما یاد بدم ؛نه،من خودم چاق بودم، تصاویر قبل از تناسب اندامم در سایت هست می تونید ببینید، می تونید تحقیق کنید، خیلی روش هایی رو استفاده کردم و اگر در این شرایط هستم و مدت هاست به لطف خدای مهربان متناسب هستم و این صلاحیت رو داشتم که به دوستان زیادی کمک کنم که متناسب باشن به خاطر اینه که به روش صحیح هدایت شدم، از مسیر درست برا لاغری اقدام کردم و به لطف خدا نتیجه مشخصه. نتایج شما و من ودیگران از روش های قبلی هم مشخصه؛ ما نمیخوایم خدای نکرده بیایم با جو سازی بیایم بخوایم يه روشی رو بگیم نه این اشتباهه یااین جواب نمیده، بابا، نتیجه مشخصه، وقتی من بارها استفاده کردم، شما استفاده کردی، دیگران استفاده کردن و همه وهمه ی ما نتیجه نگرفتیم یعنی یک نتیجه ی مشترک گرفتیم و اون شکست خوردن در لاغری بوده، خب دیگه نتیجه مشخصه، دیگه من چی بخوام بگم. حالا برا اینکه بهتر با موضوع لاغری با ذهن آشنا بشی و اینکه چرا روش های قبلی جواب نداده، باید نسبت به این موضوع آگاهی پیدا کنی که اصلا چرا ما چاق شدیم و چرا ما لاغر نمیشیم ؛ این خودش یک موضوع بسیار مهمه.چرا هر بار که لاغر شدی، دوباره چاق شدی؟چرا نمی تونی اصلا لاغر بشی؟ چرا اونی که لاغره چاق نمیشه؟ اونی که چاقه لاغر نمیشه؟ سؤال خیلی مهمیه، بهش فکر کنین. یه فایل فوقالعاده هم من در این باره دارم؛ راز چاق شدن، ببخشید؛ راز چاق نشدن لاغرها و لاغر نشدن چاق ها؛ یه کم اسمش پیچیده س ولی قشنگه.راز چاق نشدن لاغر ها و لاغر نشدن چاق ها.یک فایل یکساعت و خرده ایه که خیلی کامل، جامع درباره ی تأثیر ذهن در چاقی و لاغری افراد صحبت می کنم و کاملا براتون موضوع رو باز می کنم که چرا یک فردی از ابتدا تا انتهای زندگیش متناسب می مونه ولی یک فردی چاق میشه و دیگه نمی تونه متناسب بمونه؟ و باید چیکار کنه که متناسب بشه؟ …
ادامه دارد….
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
متن ۳ ( ناشنوایان )
ما فرض می کنیم یه نتیجه ی نسبی هم گرفتی…
… بعد خب دیگه چونکه نمی تونی برا همیشه با اون روش زندگی کنی، بر اساس اون برنامه زندگی کنی، دوباره یواش یواش بر می گردی به برنامه ی زندگی عادیت و خیلی زود طی دو- سه هفته یا حالا کمتر یا بیشتر دوباره به وزن قبلی بر می گردی، این اثبات می کنه که روش شما برای لاغر شدن اشتباه بوده؛ خب، شما خودتم اون زمان می دونستی که اشتباه بوده چون نتیجه ای که می خواستی رو کسب نکردی، یه مدت میگذره، دوباره وسوسه میشی که نه، ببین اون روشه خب نتیجه نداد ولی این روشی که فلانی استفاده کرده یا این روشی که دارن تبلیغ می کنن یا اینی که الان بهش بر خوردم، این فرق میکنه ، دیگه، دیگه، این روشه رو، ديگه این دیگه جواب میده، یه جورایی خودتو توجیه می کنی که نه، اون روش به چه دلیلی به درد نخورد یا حالا به هر دلیلی نتیجه نداد، برا من خوب نبود، خيليا اینجوری فکر می کنن؛ نه اون روش به من نساخت، بازم خودشونو مقصر می دونن ولی این روشه دیگه فرق می کنه. یادم میاد من خب ، خیلی برنامه های رژیمی رو استفاده می کردم، بنده خدا مادرم هم تو این مسائل دیگه درگیر بود؛ البته خب تقصیر خودشم بوده دیگه، از بچگی به خاطر علاقه ی زیادی که به فرزندان تپل داشته ؛ خب، باعث شده بود که منم از بچگی تپل باشم، بعد یواش یواش با افزایش سن و خلاصه وزن از تپل به چاق و چاق تر و چاق تر و خلاصه دیگه افتضاح تبدیل شد، جسمم. بماند حالا چون خودش…و خیلی هم بنده خدا تلاش می کرد در برنامه هایی که من داشتم؛ مثلا برنامههای غذایی که داشتم حالا با این که گله و شکایت هم داشت که، درد سر بود دیگه، هر روز بخواد حالا یه غذای خاصی برا من درست کنه، حالا بماند هزینه هاش به کنار، اما خب همون زمان، اون، اینکه جداگانه بایستی غذا درست کنه، دردسر داشت؛ بهر حال که، خب؛ همکاری هم می کرد، بعد یه مدت انجام میدادم، نتیجه خب حالا بگی نگی یه مقداری کم می کردم و دیگه خسته می شدیم حالا اونم چون اعتراض داشت دیگه بیشتر منو تشویق می کرد که دیگه بسه بابا تمومش کن این مسائلو، دیگه همه شاکی شدن، منم ول می کردم و می شدم همون رضایی که قبلا بودم، بعد جالب بود، مثلا از چند تا روش من نتیجه نگرفته بودم، اسم های مختلفی هم داشتن، روش فلان، مثلا ۲۱ روزه، نمی دونم غذای پاک، خیلی روش، اسم های دیگه، نتیجه نگرفته بودم بعد مثلا يه چند وقت می گذشت، یه دوستی میومد می گفت که ببین من یه برنامه ای رو شروع کردم، یه برنامه ی رژیمی خیلی عالیه، می گفتم مثلا چطور میگی عالیه؟ چی، چطوریه؟ می گفت اینو يکی از فامیلامون که آمریکا زندگی می کنه، اونجا رفته پيش دکتری که خیلی معروفه تو آمریکا، اون این برنامه رو بهش داده و اون خودش تو آمریکا استفاده کرده خیلی خوب بوده الان به من داده، منم چند وقته استفاده می کنم خیلی عالیه، بعد من می گفتم: آها، ببین، گمشده ی من همینه؛ تا حالا من هر چی برنامه استفاده می کردم همه ایرانی بود، این اون برنامه خوبه س، آمریکاییه.این USA یی که داشته باشه، دیگه، ديگه حرف نداره.بعد، خب من گفتم به منم بده، اونم خب دوستمون بود، با هم خیلی شوخی و اینا هم داشتیم. میگفت، نه الکی نیست که، باید یه؛ مثلا اینو؛ باج می خواست دیگه، خلاصه، اینو باید بهم بدی، اینو باید بهم بدی، کلی لوازم و خلاصه چیزا از من می گرفت، اینو بده مثلا یه هفته پيش من باشه، اینو مال خودم باشه؛ منم به خاطر اینکه می خواستم هر طوری شده به اون روش آمریکاییه دست پیدا کنم میدادم.اون برگه رو گرفتم و خلاصه دیدم عجب چیزیه، غذا های مختلفی هم توش بود حالا بعضیاشم حتی ما نداشتیم، اومدیم ما خودمون من درآوردی یه چیزایی جایگزین کردیم؛ خب، یک سری غذاهاش مال اونجا بود و نداشتیم ما اصلا این غذا ها رو و یه مدت با یک حس و حال خیلی خوبی که این برنامه ازآمریکا رسیده و دیگه این کار رو تموم می کنه، با اون شروع کردم و مدت بیشتری هم ادامه ش دادم چون خیلی دوستش داشتم به خاطر اینکه آمریکایی بود، یه چیز خاصی بود که دیگران نداشتند یعنی بعد، هر وقت کسی، اطرافیانم می گفتن چی شده، انگار یه کم داری جمع و جور تر میشی؟ می گفتم این دفعه دیگه کار تمومه دیگه، یه برنامه ی آمریکا ییه، بعد می گفتن به ما هم بده می گفتم نه بابا، این جوری نیست که، کلی دردسر داره پيدا کردنش، مگه به این راحتی دستم رسیده ؟نمی تونم به شما بدم، خلاصه، کلاس می ذاشتم که نمی دم و بیشتر هم ادامه ش دادم؛ مثلا اگر برنامه های قبلی رو یک ماه ادامه دادم اینو باور کنید ۴-۵ ماه من ادامه دادم، خیلیم خوب نتیجه گرفتم، یعنی مقدار خیلی زیادی از وزنم کم شد، ولی خب بازم نتونستم برای همیشه طبق اون برنامه عمل کنم و تقريبا یک ماه،شاید مثلا ۲ ماه بعداز اینکه دیگه از اون برنامه غافل شدم دوباره دیدم همون آدم قبلیم ، می خوام بگم که یعنی ما بارها این اتفاق برامون افتاده که یک مسیری رو رفتیم، یک روشی رو امتحان کردیم، شکست خوردیم ولی دوباره چند وقت بعد به طریق دیگه، به اسم دیگه، به شکل دیگه، به اعتبار دیگه، دوباره رفتیم از اون روش ها استفاده کردیم،…ادامه دارد….
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
متن ۲ ( ناشنوایان )
درسته این فرایند به این سادگیم که میگم نیست…
…دوستانی که در دوره ی آموزشی لاغری با ذهن شرکت می کنند؛ یعنی اون دوستانی که در دوره ی اصلی ثبت نام می کنند، وجه ثبت نام رو پرداخت می کنن و دوره رو شروع می کنن؛ خب، مطمئنا به شکل گام به گام وخییلی اصولی تر این نحوه ی شناسایی و تغییر افکار و ایجاد فرمول های صحيح لاغری رو یاد می گیرن؛ اما، خب در این دوره ی فشرده ی چند جلسه ای هم خیلی می تونید استفاده کنید و اگه موضوع رو بگیرید و خودتون بهش فکر کنید، تحلیلش کنین و سعی کنین اونو در ذهنتون پرورش بدید مطمئنا نتیجه ی خیلی خوبی می گیرین، خب پس؛ برای لاغر شدن ما اومدیم تاحالا؛دلایل چاقی رو اول شناسایی کردیم. بعد یکی یکی اونها رو لغو کردیم. بعد مسئولیت چاقی خودمون رو پذیرفتیم،بنابراین تعهد دادیم که خودمون رو مسئول لاغری خودمون هم بدونیم.
ببین یعنی اومدیم، یه وجه اشتباه رو شناسایی کردیم، وجه صحيح رو جایگذاری کردیم. اومدیم دلایل اشتباه رو شناسایی کردیم و دلایل صحيح رو آوردیم که نه تنها به این دلیل و به این دلیل اشتباه هستن. اومدیم عدم مسئولیت خودمون رو شناسایی کردیم و در مقابل اون مسئولیت پذیری رو قرار دادیم. روش کار ذهنی اینجوریه؛ هی یه سری مسائلی که یه فرمول های اشتباه شناسایی میشه، با فرمول های صحيح جایگزین میشه؛ حالا یک موضوع مهم در بحث لاغری و چاقی، همین روش های لاغرین، چون، ببین همه ی آدمها از هیچ روشی استفاده نکردن برا چاق شدن؛ خیلی خود به خودی، خیلی ساده چاق شدن و حتما با نظر من موافق هستید؛ اما همه ی این افراد خیلی روش های متفاوتی رو استفاده کردن برای لاغر شدن و نتیجه ی همشون باز مشابه؛
نتیجه نگرفتن،
اگه دارید این فایلو نگاه می کنید دلیلش اینه که از روش های قبلیت نتیجه نگرفتی که الان داری این فایلو نگاه می کنی، اگر شما اضافه وزن داشته باشی قبلا، از یک روشی هم استفاده کرده باشی و لاغر شده باشی که دیگه الان قاعدتا این فایلو نگاه نمی کنی، پس همه در یک شرایط هستیم. دوباره میگم همه ی افراد چاق از “هیچ روشی” برای چاق شدن استفاده نکردن، خود به خود چاق شدن، خب، نه میدونن چی شده ؟ نه اینکه تاریخی می دونن. ، نه تصمیم گرفته باشن، نه اینکه مثلا يه کار خاصی انجام داده باشن، هیچی یادشون نمیاد، خود به خود چاق شدن و جالبه همه ی این افراد چاق، خیلی کارهای متنوعی رو انجام دادن برای اینکه لاغر بشن و در نهایت نتیجه ی همه ی اونها هم مشابه، که” نتیجه نگرفتن “.این موضوع فرق می کنه با اون تمرینی که جلسه ی قبل انجام دادیم و گفتم مقدار نتیجه تون رو مشخص کنید. در اون تمرین ما می خواستیم به این باور برسیم که ، جسم ما توانایی لاغر شدن رو داره؛ چون خیلیا باورشون اشتباهه که فکر می کنن، جسم شون نمی تونه لاغر بشه، نه، ما این باور رو باید تغییر بدیم؛ باید این توانایی رو در خودمون ببینیم، به خودمون تاکید کنیم و در ذهنمون بذر لاغری رو بکاریم و ما با اون تمرین دقیقا همین کار رو کردیم..بذر لاغری رو ما در ذهن مون کاشتیم. حالا می خوایم دربارهی روش ها صحبت کنیم. بالاخره ما برای لاغر شدن باید یه کاری انجام بدیم دیگه؛ یه روشی رو می خوایم انجام بدیم که به لاغری برسیم و در این سال ها همش به دنبال روش های مختلف بودیم و تمرینی که شما جلسه ی قبل انجام دادید، اومدید نتایج تون رو نوشتید، مثلأ من از فلان روش ۵کیلو کم کردم، من از فلان روش ۳کیلو کم کردم؛ بالاخره از یک روش هایی استفاده کردیم برای اینکه لاغر بشیم. می خوایم این روش ها رو با هم بررسی کنیم و به یک نتیجه ی واضح، به یک دسته بندی برسیم که آقا چه روش هایی اشتباه هستن و چه روشی می تونه صحيح باشه؛ چون به هر حال شما وقتی راه صحیح رو پیدا کردی؛ مطمئنا با خیال راحت تر، با اطمینان بیشتر، با آرامش بیشتری در این مسیر حرکت می کنی. مطمئنی دیگه راه صحیح اینه، دیگه شک و تردیدی وجود نداره. در تمام روشهایی که تا حالا شما استفاده کردی، فارق از این که چه نتیجه ای براتون داشته؛ یعنی چه مقداری از وزن تون رو کم کرده که اون مربوط میشه به استعداد شما در لاغری، مربوط میشه به توانایی جسم شما در لاغری؛ اون موضوعش رو کار نداریم، موضوع روش کاره. شما هیچ وقت نتیجه ی مطلوبو نگرفتی.نمی خوام اسم ببرم چه روش هایی، خودتون، همه کاملا آشنایی دارین با روش های مختلف. یه روشی رو شروع می کنی؛ مثلا انجامش می دی، یه نتیجه ی نسبی یا می گیری یا اصلا نمی گیری. ما فرض می کنیم يه نتیجه ی نسبی هم گرفتی، بعد خب دیگه…ادامه دارد…
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
متن فایل صوتی جلسه ی سوم لاغری با ذهن از دوازده گام
متن ۱ ( ناشنوایان ) سلام دوستان خوبم! من رضا عطار روشن هستم و خداوند رو بی نهایت سپاسگذارم که این فرصت رو به من داد تا همراه شما دوستان خوبم باشم با جلسه ی سوم دوره ی آموزشی لاغری با ذهن.
تشکر می کنم از دوستان عزیزی که تمرينات جلسات گذشته رو به شکل عالی دارن انجام ميدن و معلومه که مشتاق لاغر شدن هستن.به همشون تبریک میگم وخیلی خوشحالم که هر روز داره دوستان بیشتری با این روش آشنا میشن و تصمیم می گیرن که از طريق لاغری با ذهن رویای متناسب شدن خودشون رو محقق کنن.
در جلسه ی گذشته، خب در مورد موضوعات مختلفی صحبت کردیم؛ اما یکی از تمرينات خیلی مهمی که بایستی انجام می دادین این بود که بایستی میزان نتیجه ای که از هر روشی، شما کسب کردید رو بایستی می نوشتید که مثلا من در فلان تاریخ از این طریق تونستم این مقدار کاهش وزن داشته باشم. خب، مطمئنا تمرین رو انجام دادید و اگر انجام ندادید باز هم تاکید می کنم ادامه ی فایل ها رو استفاده نکنید، برید جلسه ی گذشته رو قشنگ ببینید، بارها نگاه کنید و به شکل عالی تمرينات رو انجام بدید و بعد از این جلسه استفاده کنید؛ چون این جلسات به ترتیب داره آماده میشه و در هر جلسه ما یک در جدیدی از آگاهی ها رو به روی ذهنمون باز می کنیم درباره ی لاغر شدن؛ بنابراین خیلی دوست دارم که مراحل رو به شکلی که براتون توضیح میدم انجام بدید.
خب، برای این قسمت می خوایم روش های لاغری رومابررسی کنیم؛ مطمئنا برای هر هدفی می تونه روش های مختلفی وجود داشته باشه.
شما اگر بخواید به يه شهر خاصی سفر کنید، ممکنه چند راه برای رفتن به اون شهر باشه، اما معمولا یک راه از همه بهتره. اگر شما بخواید مثلا به قله ی کوه صعود کنید ممکنه چند راه برای رسیدن به قله وجود داشته باشه؛ اما یکی از اون راه ها مطمئنا بهتر از دیگر راه هاست، راه ایمن تریه ، راه ساده تریه و راهیه که خیلیا شاید قبلا استفاده کردن و از اون مسیر به راحتی به قله رسیدن؛ راه های اشتباه یکی از ویژگی ها شون اینه که همیشه اشتباهن؛ یعنی، یک راه اشتباه نمی تونه برای یک فردی نتیجه ی خوب داشته باشه، برای یک فردی نتیجه ی بد داشته باشه؛ اما راه صحیح چرا،می تونه برای یک عده ای نتایج خوب داشته باشه، برای یک عده ای نتایج خوب نداشته باشه. چرا به این شکله؟چون عملکرد اون فرد از مسیر صحیح هم تأثیر خیلی زیادی در نتیجه از اون مسیر داره؛
اما مسیر اشتباه، شما به هر شکلی عمل کنی، در نهایت نتیجه اشتباه خواهد بود و اون چیزی که می خوای در نمیاد.
حالا روش کار ذهنی به این شکله که ما همیشه باید بیایم یه سری آگاهی هایی رو که داریم ، که من از اون ها به عنوان فرمول های ذهنی نام می برم؛ اون ها رو باید بیایم شناسایی کنیم، درست و غلط ها شو جدا کنیم و اون هایی که اشتباه هستند رو با استدلال و دلیل به فکر، به باور و به فرمول صحیح در مغز مون تبدیل کنیم. درسته این فرایند به این سادگیم که میگم نیست…ادامه دارد…
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز و دوستان همراه
دوره لاغری با ذهن تخلیه افکار اشتباهه که نتیجه اولیش آرامشه . عبارتی که قبلا با اینکه چندین بار این فایل رو گوش دادم نشنیدمش وامروز با درک بهتر شنیدمش .
آرامش
آرامش من همراه با چاقی همراه بود ملایم وار آهسته وار.
سال قبل یکی ازمن پول قرض گرفت و قول داد زودی پرداخت کنه اما موضوعی براش پیش اومد وگفتش فعلن نمیتونم بوهیی رو به تو پرداخت کنم چون یه قضیه پیش بینی نشده برام پیش اومد باید اول اون رو رفع کنم .
ومن استرس گرفته بودم اما بعد مدتی گفتش خورد خورد بهت میدم ومنم ناچارا قبول کردم . هرسری پرداخت انجام میشد کمی استرسم کم میشد وآرامش میگرفتم .
بعدش روی عزت نفسم کار کردم وهرسری که با درونم هماهنگ تر میشدم آرامش پیدا میکردم .
مهم تر از همه من مدتی که چاق بودم و با دوره لاغری با ذهن وزنم از ۷۴ به ۶۰ رسید همش توفکرم این بود که چرا لاغرتر نمیشم حالا متوجه شدم چون من با کاهش وزنم دغدغه چاقیم از بین رفت و آرامش پیدا کردم .
وکد آرامش خودش تو ذهنم تعریف بود با چاقی .
ومن این طرف زور میزدم باور مخرب رو پیدا کنم نگو خود این آرامش بعد لاغری خودش مانع کاهش وزن بیشترم شده بود.
امروز که استاد تا کلمه آرامش رو گفتش یهو به خودم اومدم .
و دلیل استپ خوردن وزنم تو ۶۰ کیلو رو شناسایی کردم .
استاد بی نهایت ازتون ممنونم .
حالا روشهای قبلی که من قبل از دوره لاغری با ذهن انجام دادم و نه تنها لاغری پایدار نداشتم بلکه به جسم و روحم آسیب زدم رو عنوان میکنم قبلش اینو میخام بگم که
اینکه به نظرم تو دوره های ذهنی گفته میشه مرتب روی خودتان کارکنید برام یه کم شبهه داشت آخه چرا . من که مطمنم باورهای فبلیم پوچ شد چرا تکرار کنم .
چون ما انسانها اجتماعی هستیم و مرتب با افراد و توجهات مختلف برخورد میکنیم و گاها ناخودآگاه ذهنمون برنامه ریزی میشه بدون اینکه حسش کنیم وبعد عارضه، تازه باید بیاییم و دوباره مغزمون رو عیب یابی کنیم .
حالا متوجه میشم چقدر کنترل ورودی های ذهن وتکرار مهمه .
روشهایی که خودم استفاده کردم ونتیجه نگرفتم :
پیاده روی یک ساعته در ظهر تابستان و رفتن داخل اتاق بدون پتکه وکولر ورقصیدن و رژیم فقط ۵ کیلو کم کردم درحالیکه از قیافه افتاده بودم و بعد چند ماه ۷ کیلو بیشتر شدم .
دستگاه دراز نشست خونگی خریدم و باشگاه چندین ماه رفتم اونم بعد چند ماه برگشت .
دوستم رژیم کتوژنیک استفاده میکرد بعد چند ماه کلا که لاغرتر شده بود بعد چند ماهه دیگه که بازم داشت ادامه میداد میگفت چاق دارم میشم .
اما وقتی خودم از دوره لاغری با ذهن ۱۴ کیلو وزنم رو کاهش دادم هرکی منو میدید میگفت خیلی جوان شدی و خواهرزادم که دستی تو باشگاه و کارهای ورزشی داره اومد پیشم و بازوم رو فشار داد خیلی تعجب کرد که پوستم سفته و شل نشده .
داداشام اوایل فکر میکردن عمل زیبایی انجام دادم باور نمیکردن الانا میگن کرم چیزی زدی پوستت سفت شد .
الان میخام دوباره مانکن شم . چون این کد آرامش رو برطرفش کنم که به چاقی ربطش دادم برطرف بشه از سری قبل هم لاغرتر میشم .
چون این دوره آرامش میاره و دلیل نمیشه من آرامش پیدا کردم چاق شم .
خدایا شکرت بابت الهامات بی نظیرت وتشکر از استاد عزیز و دوستان همراهم
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز خانم متناسب شاد ،
از خوندن دیدگاهت خیلی احساس خوبی پیدا کردم از اینکه به شگفتی ساز دیگه ای آشنا شدم خوشحال شدم موفقیتت رو بهت تبریک میگم … فرصتی پیشامد که سوالی ازتون بپرسم فرمودید با دوره های ذهنی ۱۴ کیلو کاهش وزن رو تجربه کردی ..این خیلی عالیه و جای هزار بار تبریک داره … اما سوالم : شما برای کسب این موفقیت ، بیشتر روی افکار و باورهات کار کردی یا روی رفتار غذایی …اگر نکته ای هست و تجربه ای داری که ممکنه به من کمک کنه خوشحال میشم بهم بگید …
با تشکر و سپاس فراوان از شما …